جامعهشناسان با اشاره به انباشت بحرانها در جامعه و بنبست تخیل سیاسی میگویند
ایران در آستانه شکنندگی اجتماعی
20 مهر 1405، 20:27
|پیام ما| انباشت بحرانهای اقتصادی، فرسایش پیوندهای اجتماعی و دشوارشدن تصور آیندهای متفاوت، جامعه ایران را با چالشهایی فراتر از یک بحران مقطعی روبهرو کرده است؛ این وضعیت، به گفته «علی یوسفی»، جامعهشناس، نشانههای افزایش شکنندگی اجتماعی را به همراه داشته و از نگاه «فاطمه صادقی»، پژوهشگر اجتماعی و سیاسی، با بحران تخیل سیاسی پیوند خورده است. صادقی بر ضرورت بازاندیشی در «امکان» خروج از وضعیت موجود و گشودن افقهای تازه تأکید کرد.
انباشت بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، تابآوری جامعه ایران را با پرسشهای جدی روبهرو کرده است. این وضعیت از یک سو با فرسایش پیوندهای اجتماعی و کاهش توان جامعه برای تحمل شوکهای تازه همراه است و از سوی دیگر، امکان تصور آیندهای متفاوت را دشوار میکند. در همین رابطه، روز چهارشنبه ۱۵ مهرماه نشستی با عنوان «بازآرایی جامعه در بحران» با حضور جامعهشناسان و پژوهشگران اجتماعی و سیاسی برگزار شد. در این نشست، ضمن تبیین وضعیت، راهکارهای خروج از بنبست سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مورد بررسی قرار گرفت. «علی یوسفی»، عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد، از افزایش شکنندگی اجتماعی در ایران ابراز نگرانی کرد. از سوی دیگر، «فاطمه صادقی»، پژوهشگر اجتماعی و سیاسی، با اشاره به بحران تخیل سیاسی، بر ضرورت بازاندیشی در امکان آغاز دوباره تأکید کرد.
ایران در آستانه شکنندگی اجتماعی
«علی یوسفی»، جامعهشناس، در نشست «بازآرایی جامعه در بحران» که از سوی مؤسسه «رحمان» بهصورت مجازی برگزار شد، با تشریح مفهوم «شکنندگی اجتماعی»، آن را وضعیتی دانست که در آن توانایی جامعه برای مدیریت تنشها، جذب شوکها و کنترل تعارضات بهشدت کاهش مییابد. او توضیح داد: «شکنندگی اجتماعی به معنای فروپاشی نیست، بلکه مرحلهای پیش از ورود به بحران عمیق است. در این مرحله، مجموعهای از فشارهای ساختاری، فرسایش هنجارها، کاهش سرمایه اجتماعی و بحران مشروعیت بهتدریج توان جامعه برای مقابله با بحرانها را تضعیف میکنند.»
یوسفی با بیان اینکه شکنندگی اجتماعی حاصل یک اتفاق ناگهانی نیست، بلکه نتیجه فرایندی انباشته و طولانی است، گفت: «در این فرایند، رخدادهای مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و محیطی بهتدریج بر یکدیگر اثر میگذارند. در چنین شرایطی، جامعه به نقطهای میرسد که ظرفیت پیشین خود را برای تحمل فشارها و تنظیم روابط اجتماعی از دست میدهد و حتی یک شوک تازه میتواند آن را به سمت بحرانی عمیقتر سوق دهد.»
به گفته این جامعهشناس، شکنندگی اجتماعی را نباید با مفاهیمی مانند فقر، آسیبپذیری، هرجومرج یا فروپاشی یکسان دانست: «فقر و آسیبپذیری میتوانند زمینهساز این وضعیت باشند، اما شکنندگی زمانی تشدید میشود که فشارهای ساختاری با فرسایش اجتماعی و هنجاری، کاهش مشروعیت و مواجهه نامناسب با بحرانها همراه شوند.»
فشارهای ساختاری و انباشت بحرانها
او نابرابری، فقر مزمن، تمرکز فقر در مناطق خاص و انسداد مسیرهای تحرک اجتماعی را از جمله فشارهای ساختاری مؤثر بر شکنندگی اجتماعی دانست و گفت: «این عوامل، زمینه اولیه آسیبپذیری جامعه را فراهم میکنند. هنگامی که این فشارها با شوکهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی یا مخاطرات محیطی مانند سیل و زلزله همراه شوند، احتمال تشدید شکنندگی افزایش مییابد.»
به گفته یوسفی، شدت فشارهای اولیه بهتنهایی برای توضیح وضعیت شکننده جامعه کافی نیست، بلکه نحوه مواجهه با این فشارها نیز اهمیت تعیینکنندهای دارد: «در این زمینه میتوان از دو دسته ریسک نام برد؛ ریسکهای اولیه که از فشارهای ساختاری و شوکهای واردشده به جامعه ناشی میشوند و ریسکهای ثانویه که به کیفیت مدیریت بحرانها مربوطاند.»
استاد دانشگاه فردوسی مشهد، تحریمها، فشارهای اقتصادی، مخاطرات امنیتی و سایه جنگ را از جمله فشارهایی دانست که جامعه ایران با آنها مواجه بوده است و توضیح داد: «اگر مدیریت بحران بهگونهای باشد که فشارهای موجود را تشدید کند، خودِ شیوه مواجهه با بحران به عاملی برای افزایش شکنندگی اجتماعی تبدیل میشود. در مقابل، مدیریت مناسب میتواند از تشدید پیامدهای فشارهای اولیه جلوگیری کند.»
یوسفی با بیان اینکه شکنندگی اجتماعی از همزمانی و تعامل چند عامل شکل میگیرد، چهار محور اصلی را در تشدید آن مؤثر دانست و گفت: «فرسایش هنجاری، بحران مشروعیت، فرسایش پیوندهای اجتماعی و تشدید شوکهای بیرونی و درونی، محورهایی هستند که در شکنندگی اجتماعی دخیلاند.»
فرسایش هنجارها
به گفته این استاد دانشگاه، فرسایش هنجاری یکی از مهمترین نشانههای نزدیکشدن جامعه به وضعیت شکننده است: «هنجارها و قواعد اجتماعی، روابط میان افراد و گروهها را تنظیم میکنند و زمینه توافق و همکاری را فراهم میآورند. هنگامی که این قواعد تضعیف شوند و قدرت تنظیمکنندگی خود را از دست بدهند، جامعه با بلاتکلیفی، سردرگمی و آشفتگی بیشتری مواجه میشود.»
یوسفی در ادامه، با بیان اینکه بحران مشروعیت از دیگر عوامل تشدیدکننده شکنندگی است، گفت: «باید میان مشروعیت و اعتماد تمایز قائل شد. اعتماد بیشتر به ارزیابی عملکرد مسئولان و حکومت مربوط است، اما مشروعیت به پذیرش صلاحیت حکومت برای حکمرانی و پذیرش قواعد قدرت و بازی سیاسی ارتباط دارد. بنابراین، تردید در توانایی نظام حکمرانی برای اداره کشور و پاسخگویی به شرایط بحرانی میتواند به تشدید بحران مشروعیت منجر شود.»
او همچنین کاهش سرمایه اجتماعی را عاملی مهم در تضعیف توان جامعه برای مقابله با بحرانها معرفی کرد و توضیح داد: «هنگامی که پیوندهای اجتماعی، روابط دوستانه، همکاریها، تعهدات متقابل و امکان توافق بر سر قواعد مشترک ضعیف شوند، ظرفیت کنش جمعی کاهش مییابد. در این شرایط، جامعه منابع کمتری برای جذب شوکها و کنترل تعارضات در اختیار خواهد داشت. این عوامل مستقل از یکدیگر عمل نمیکنند، بلکه فرسایش هنجارها، کاهش سرمایه اجتماعی، بحران مشروعیت و فشارهای ساختاری در تعامل با یکدیگر، روند شکنندگی را سرعت میبخشند.»
پیامد ورود به وضعیت شکننده
یوسفی با اشاره به تجربههای بینالمللی تصریح کرد: «در صورت تشدید شکنندگی، پیامدهایی مانند گسترش نافرمانی مدنی و نادیدهگرفتن اقتدار حکومت بروز میکنند و ممکن است بیقاعدگی، ناامنی و تعارضات اجتماعی افزایش یابند. در چنین وضعیتی، نظام حکمرانی نیز با ضعف و ناتوانی بیشتری مواجه میشود و اجرای تصمیمها و فرمانهای آن با دشواری روبهرو خواهد شد.»
به گفته او، ورود به این مرحله لزوماً به معنای فروپاشی یا ازبینرفتن جامعه نیست، اما میتواند به گسترش فلاکت، ناامنی و تعارضات بیانجامد و بازگشت به شرایط عادی را دشوار کند: «از همین رو، شکنندگی اجتماعی را باید مرحلهای جدی دانست که در آن ظرفیت تابآوری جامعه بهشدت کاهش پیدا میکند.»
این جامعهشناس با اشاره به بررسی روندهای اجتماعی ایران از سال ۱۳۹۶ به بعد گفت: «شواهد و شاخصهای بررسیشده از افزایش شکنندگی در سالهای گذشته حکایت دارند. روندهای مورد بررسی نشان میدهند که وضعیت ایران طی حدود هشت سال گذشته، بهجای بهبود پایدار، به سمت تشدید شکنندگی حرکت کرده است.»
ضرورت بازنگری در حکمرانی و تقویت همبستگی
یوسفی با تأکید بر اینکه بخشی از این وضعیت شکننده میتواند حاصل سیاستهای نادرست و ناکارآمدی در مدیریت کشور باشد، گفت: «بازنگری اساسی در شیوه حکمرانی ضروری است. هنگامی که بحرانها در حوزههای مختلف به یکدیگر گره میخورند، نمیتوان با همان سیاستها و تدابیری که در شکلگیری یا تشدید وضعیت مؤثر بودهاند، انتظار بهبود داشت. تقویت انسجام اجتماعی و توافق بر سر ارزشهای بنیادین از ضرورتهای عبور از وضعیت شکننده است و دفاع از سرزمین و وطن هم نمونهای از زمینههای توافق اجتماعی در شرایط کنونی است. چنین توافقهایی میتوانند به تقویت همبستگی و کاهش فرسایش هنجاری کمک کنند.»
یوسفی در ارزیابی شرایط پس از جنگ نیز گفت: «تهدید موجودیت کشور و ضرورت دفاع از آن، ظرفیتهایی تازه برای همبستگی اجتماعی ایجاد کرده است. دفاع از کشور و توافق بر سر ضرورت حفظ سرزمین، به تقویت موقت سرمایه اجتماعی و افزایش ذخیره مشروعیت حکومت کمک کرده است. با این حال، این ظرفیتها لزوماً پایدار نیستند و باید در کنار آسیبهای ناشی از شوکهای سنگین و تخریب زیرساختها ارزیابی شوند.»
او تأکید کرد: «شرایط استثنایی جنگ، به معنای برطرفشدن زمینههای پیشین بحران نیست و بسیاری از عوامل ساختاری، فرسایشهای اجتماعی و مسائل مربوط به مشروعیت همچنان اهمیت دارند. از این رو، نمیتوان تقویت مقطعی همبستگی در شرایط دفاع از کشور را بهتنهایی نشانه بهبود پایدار وضعیت اجتماعی دانست.»
این جامعهشناس در جمعبندی سخنان خود، شکنندگی اجتماعی را سویهای از کاهش تابآوری جامعه توصیف کرد و گفت: «هنگامی که فشارهای ساختاری، فرسایش هنجاری، کاهش سرمایه اجتماعی و بحران مشروعیت در یک فرایند طولانی بر یکدیگر انباشته شوند، توان جامعه برای تحمل شوکها به حداقل میرسد. جلوگیری از تشدید این روند مستلزم تقویت پیوندهای اجتماعی، بازسازی اعتماد و بازنگری جدی در سیاستها و شیوههای حکمرانی است.»
بحران در تخیل سیاسی
«فاطمه صادقی»، پژوهشگر اجتماعی و سیاسی، در نشست «بازآرایی جامعه در بحران» با طرح این پرسش که آیا در جهان امروز و بهویژه در ایران امکان آغاز دوباره وجود دارد، بحران تخیل سیاسی را یکی از موانع اصلی خروج از وضعیت موجود دانست و اظهار کرد: «در شرایطی که بحرانهای جهانی، نابرابری، فرسایش اجتماعی و ناکارآمدی نظامهای سیاسی بر زندگی جوامع سایه انداختهاند، امکان تصور آیندهای متفاوت اهمیت ویژهای دارد؛ امکانی که بدون بازسازی تخیل سیاسی و عبور از الگوهای گذشتهنگر، تحقق آن دشوار خواهد بود.»
صادقی با اشاره به مفهوم بحران در اندیشه سیاسی گفت: «بحران تنها به معنای قرارگرفتن جامعه در شرایط اضطراری نیست، بلکه میتواند دولتها و نظامهای حکمرانی را نیز در معرض بحران قرار دهد. در چنین وضعیتی، دولتها بهجای آنکه بتوانند پاسخی مؤثر برای مشکلات جامعه فراهم کنند، خود با ناتوانی در مواجهه با بحرانها روبهرو میشوند. با این حال، بحران لزوماً به معنای پایان همه امکانها نیست و میتوان در دل آن، امکان شکلگیری وضعیتهای تازه را نیز بررسی کرد.»
او با تأکید بر پیوند میان تحولات ایران و شرایط جهانی، این تصور را که ایران به دلیل ویژگیهای سیاسی خود از نظم جهانی جدا افتاده است، نادرست دانست و تصریح کرد: «حتی اگر یک دولت یا نظام سیاسی در تقابل با قواعد مسلط بینالمللی قرار داشته باشد، این مسئله به معنای بیرونبودن آن از مناسبات جهانی نیست. ایران نیز از بحرانهای جهانی تأثیر میپذیرد و به نوبه خود بر این مناسبات اثر میگذارد. از همین رو، تحلیل شرایط داخلی بدون توجه به تحولات بینالمللی نمیتواند تصویری کامل از بحرانهای موجود ارائه دهد.»
نابرابری و بحرانهای جهان معاصر
صادقی نابرابری را یکی از مهمترین بحرانهای جهان امروز معرفی کرد و گفت: «مسئله صرفاً وجود نابرابری نیست، بلکه گسترش آن تا نقطهای است که میتواند از کنترل خارج شود و ثبات جوامع را تهدید کند. به اعتقاد او، این بحران در ایران نیز وجود دارد و با توجه به فشارهای اقتصادی و اجتماعی، در ابعادی تشدیدشده تجربه میشود.»
او با بیان اینکه شبکههای اجتماعی از دیگر پدیدههای دووجهی جهان معاصرند، گفت: «این شبکهها از یک سو امکان بازتاب صدای گروههایی را فراهم کردهاند که پیشتر امکان چندانی برای بیان دیدگاههای خود نداشتند، اما از سوی دیگر، به گسترش اطلاعات نادرست، قطبیشدن جامعه و شکلگیری فضاهای بسته فکری کمک کردهاند. در این فضاها، افراد بیشتر با دیدگاههای مشابه خود مواجه میشوند و کمتر در معرض شنیدن نظرهای متفاوت قرار میگیرند. به گفته صادقی، افزایش ارتباطات مجازی الزاماً به معنای تقویت ارتباطات عمیق انسانی نیست و گردش اطلاعات نادرست میتواند زمینهساز شکلگیری موجهای اجتماعی و سیاسی مخرب شود.»
این پژوهشگر همچنین درباره پیامدهای گسترش هوش مصنوعی توضیح داد: «این فناوری ظرفیتهای مهمی در حوزههایی مانند پزشکی و پردازش اطلاعات دارد، اما استفاده گسترده از آن میتواند تواناییهای انسانی در زمینه تحلیل، خلاقیت و تخیل را نیز تحت تأثیر قرار دهد.»
او با اشاره به تجربه خود در محیط دانشگاهی اظهار کرد: «استفاده از هوش مصنوعی، با وجود بهبود ظاهری کیفیت برخی متون، ممکن است از درگیری عمیق دانشجویان با منابع و فرایند شکلگیری تفکر مستقل بکاهد.»
به اعتقاد صادقی، تناقض مهم جهان معاصر این است که افزایش امکانات فناورانه لزوماً به افزایش آزادی، خوشبختی یا توانایی انسان برای تغییر وضعیت خود منجر نشده است: «انسان امروز با امکانات بیشتری روبهروست، اما در بسیاری از موارد، قدرت کمتری برای تعیین مسیر آینده خود احساس میکند.»
تخیل سیاسی، شرط آغاز دوباره
صادقی با ارجاع به اندیشه «هانا آرنت» و مفهوم «زایشمندی» در کتاب «وضع بشر»، امکان آغاز دوباره را یکی از قابلیتهای بنیادین انسان دانست و گفت: «آرنت معتقد بود انسانها حتی در شرایطی که بهوسیله محدودیتهای تاریخی و اجتماعی احاطه شدهاند، میتوانند از طریق کنش سیاسی، آغازگر وضعیتهایی تازه باشند. با این حال، به اعتقاد من برای تحقق این امکان، صرف کنش و عمل سیاسی کافی نیست و تخیل و تصور نیز باید جایگاه مهمی داشته باشند. انسان برای ایجاد مناسباتی متفاوت، ابتدا باید بتواند شکل دیگری از زندگی، رابطه با دیگران و سازماندهی جامعه را تصور کند. از این منظر، یکی از مسائل اساسی جهان امروز، محدودشدن تخیل سیاسی و دشوارشدن تصور آیندهای متفاوت از وضعیت موجود است.»
او با اشاره به اندیشه «مارک فیشر» توضیح داد: «در جهان معاصر، تصور پایان جهان از تصور پایان نظام سرمایهداری آسانتر شده است. این وضعیت نشان میدهد که حتی تصور تغییر بنیادین مناسبات اقتصادی و اجتماعی نیز برای بخشهایی از جامعه دشوار شده است. در ایران و دیگر جوامع، سناریوهای مبتنی بر تشدید بحران و تاریکترشدن آینده، بیش از سناریوهای خروج از وضعیت موجود قابلیت تصور پیدا کردهاند.»
این پژوهشگر، غلبه سیاستهای گذشتهنگر را یکی دیگر از نشانههای انسداد تخیل سیاسی دانست: «بسیاری از جریانهای سیاسی بهجای ارائه تصویری روشن از جامعهای عادلانهتر و کمخشونتتر، بر بازگشت به گذشتهای آرمانیشده تأکید میکنند. در چنین شرایطی، رقابت سیاسی بیش از آنکه بر سر تصور و ساختن آیندهای متفاوت باشد، به تلاش برای کسب قدرت محدود میشود و گویی در اختیار گرفتن قدرت بهتنهایی برای حل بحرانهای اجتماعی کافی است.»
صادقی با اشاره به تجربه انقلاب ۱۳۵۷ و تحولات سیاسی پس از آن، تأکید کرد: «تجربه تاریخی نشان میدهد کسب قدرت لزوماً به تحقق وعدههای اجتماعی و کاهش نابرابری منجر نمیشود. تخیل سیاسی تازه میتواند در شکلگیری تحولات اجتماعی نقشی اساسی داشته باشد؛ همانطور که در تحلیل رویدادهایی مانند دوم خرداد ۱۳۷۶ نیز باید به تغییر در تصور جامعه از رابطه خود با جهان و دیگران توجه کرد.»
امکان شکلگیری قرارداد اجتماعی جدید
این پژوهشگر علم سیاست، بازپسگیری اندیشه آرمانشهری یا اتوپیایی را یکی از راههای گشودن افقهای تازه برای تخیل سیاسی دانست و گفت: «اندیشه اتوپیایی در تاریخ فلسفه و سیاست همواره امکان تصور جامعهای متفاوت را فراهم کرده است، اما در جهان امروز، بخش مهمی از این ظرفیت به تخیل فناورانه و پروژههای مبتنی بر سلطه تکنولوژی واگذار شده است. در چنین شرایطی، تصور جامعهای عادلانهتر و مناسبات انسانی متفاوت، بیش از پیش به مسئلهای ضروری تبدیل میشود.»
صادقی با بیان اینکه تحولات سالهای اخیر ایران واجد ظرفیتهایی برای شکلگیری تخیل سیاسی تازه است، گفت: «تجربههای اجتماعی اخیر میتوانند به بازنگری در نگاه جامعه به خود، داشتههایش و جایگاهش در جهان منجر شوند. همچنین تجربه جنگ، با وجود خسارتهای انسانی و اجتماعی، ممکن است زمینه طرح مطالبات تازه و شکلگیری قرارداد اجتماعی جدید را فراهم کند.»
او برای توضیح این امکان، به تجربه بریتانیا پس از جنگ جهانی دوم اشاره کرد و گفت: «در بریتانیای پس از جنگ جهانی دوم، هزینههای سنگین جنگ و سهم گروههای محروم از این خسارتها به شکلگیری مطالبات اجتماعی تازه و تقویت زمینههای ایجاد دولت رفاه کمک کرد. این تجربه نشان میدهد که حتی در دل بحرانهای بزرگ نیز میتوان امکان بازتعریف مناسبات اجتماعی و طرح مطالبات تازه را بررسی کرد.»
صادقی همچنین با اشاره به دو گرایش متضاد در سیاست ایران، یعنی تلاش برای ادغام کامل در نظم جهانی و تأکید بر تخاصم دائمی با آن، هر دو رویکرد را برای خروج پایدار از بحران ناکافی خواند و توضیح داد: «نظمی که خود با بحرانهای عمیق روبهروست، نمیتواند بهتنهایی الگوی نجاتبخش تلقی شود. همانطور که تقابل دائمی نیز لزوماً راهحلی واقعبینانه نیست. از این منظر، آغاز دوباره زمانی امکانپذیر خواهد شد که جامعه بتواند از دوگانههای موجود فراتر برود، آیندهای متفاوت را تصور کند و این تخیل را به مناسبات و کنش سیاسی تازه پیوند بزند.»
برچسب ها:
انسجام اجتماعی، بحران مشروعیت، تابآوری، تخیل سیاسی، حکمرانی، سرمایه اجتماعی، شکنندگی اجتماعی، علی یوسفی، فاطمه صادقی، قرارداد اجتماعی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
در پنل تخصصی «مدرسه؛ خط مقدم پیشگیری از آسیبهای اجتماعی کودکان» بر ضرورت دسترسی مدارس به نظام حمایت اجتماعی از کودک تأکید شد
مدرسه، حلقه نخست حمایت از کودک
به مناسبت ۱۱ اکتبر، روز جهانی دختر
دخترانی که مادربزرگ شدند
«پیام ما» از نشست خبری هفته ملی سلامت روان گزارش میدهد
سلامت روان؛ زیر فشار بحرانها
شرایط و مراحل دریافت وام ۵۰۰ میلیون تومانی ساخت مسکن روستایی و شهرهای کوچک
«پیام ما» وضعیت تأمین داروی بیماران خاص را بررسی میکند
محرومیت ۹ماهه هموفیلیها از دارو
«پیام ما» در گفتوگو با «بهروز مروتی» وضعیت مناسبسازی اماکن شهری را بررسی میکند
رؤیای دسترسی برابر به اماکن عمومی
بازتعریف جایگاه اقتصادی روستاها و عشایر در امنیت غذایی کشور
به مناسبت روز روستا و عشایر، از دیدن کمبودها تا دیدن ظرفیتها
روستا، حاشیهٔ اقتصاد ایران نیست
پیام ما گزارش میدهد
چالش بزرگ یک صنعت ۷۰ساله
نگاهی به کنشگری و مدل مطالبهگری نسل Z
وب گردی
- بهترین هتل های مازندران و گیلان کدامند؟ 8 هتل های خوب شمال
- مشارکت اسنپ در خرید دستگاه استریل جراحی چشم
- لایو ترید؛ بهترین راه برای دیدن اجرای واقعی یک استراتژی معاملاتی
- بهترین آموزشگاه تیزهوشان کشور کجاست؟
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز بیشتر
بیشترین نظر کاربران
هشدار نسبت به کمبود داروهای ترک اعتیاد در قزوین
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید