هزار سال در جست‌وجــــــوی «بودیسم»





هزار سال در جست‌وجــــــوی «بودیسم»

22 شهریور 1405، 22:21

اگر روزی در میانمار دنبال ردپای گذشته بگردید، ممکن است به دو منظره کاملاً متفاوت برسید؛ شهری که بیشترش هنوز زیر خاک است و شهری که هزاران بنای آجری‌اش تا افق کشیده شده‌اند. اولی پیو (Pyu) است و دومی باگان (Bagan). هر دو در فهرست میراث جهانی «یونسکو» ثبت شده‌اند. این دو میراث، با چند قرن فاصله، یکی آغاز راه را نشان می‌دهد و دیگری ادامه آن را. میان این دو، داستان شکل‌گیری یکی از مهم‌ترین سنت‌های بودایی جنوب‌شرق آسیا روایت می‌شود.

پیوها از حدود قرن دوم پیش از میلاد، در دشت‌های خشک حوضه رود «ایراوادی» (Ayeyarwady)، سه شهر بزرگ ساختند: هالین (Halin)، بیکتانو (Beikthano) و سری‌کسترا (Sri Ksetra)؛ شهرهایی محصور با دیوار و خندق، با راه‌ها، کانال‌ها و سامانه‌های آبیاری که هنوز بخشی از آن‌ها در کشاورزی امروز به کار می‌آید. اما اهمیت پیو فقط در قدمت آن نیست. اینجا، در تعامل با فرهنگ‌های هند، بودیسم برای نخستین‌بار به‌شکل پایدار و در قالب یک تمدن شهری در جنوب‌شرق آسیا ریشه دواند. استوپاهای آجری، صومعه‌ها، کتیبه‌ها و آیین‌های بودایی، همراه با تجارت دوربرد و تولید سفال، آهن و زیورآلات، بخشی از زندگی شهری پیوها را شکل می‌دادند؛ شهرهایی که هم‌زمان مرکز زندگی دینی، اقتصادی و سیاسی بودند.

پیوها تا قرن نهم میلادی دوام آوردند، اما پایانشان را نمی‌توان با یک «سقوط ناگهانی» توضیح داد. تغییر مسیر شبکه‌های قدرت و تجارت، جابه‌جایی مراکز سیاسی و فشارهای منطقه‌ای، به‌تدریج نظم قدیمی را دگرگون کرد. بااین‌حال، بسیاری از تجربه‌های پیو از میان نرفت. سنت‌های بودایی، معماری آجری، شیوه‌های مدیریت آب و الگوهای شهری به دوره‌های بعدی راه یافتند. همین میراث، چند قرن بعد، در باگان چهره‌ای تازه پیدا کرد.

در سده یازدهم، «آناوراهتا» (Anawrahta)، پادشاه باگان، این شهر را به مرکز قدرت خود تبدیل کرد و بودیسم تراواده (Theravada Buddhism) را در ساختار سیاسی و فرهنگی حکومت گسترش داد. در باگان، ایمان دیگر فقط در صومعه و آیین خلاصه نمی‌شد؛ در سیمای شهر و معماری آن نیز حضور داشت. پادشاهان، خاندان‌های ثروتمند و مردم عادی در ساخت استوپاها و معابد مشارکت می‌کردند. این مشارکت، عملی برای اندوختن ثواب معنوی و هم‌زمان راهی برای نمایش ثروت، قدرت و نفوذ بود. بناهای آجری یکی پس از دیگری در دشت برپا می‌شدند و درون بسیاری از آن‌ها، نقاشی‌های دیواری داستان‌های زندگی بودا و جهان بودایی را روایت می‌کردند. این تصاویر، در کنار استوپاها و معابد، نشان می‌دهند که در باگان مذهب، هنر و سیاست چگونه در فضای شهری به هم گره خورده بودند.

باگان هم سرانجام افول کرد. در اواخر قرن سیزدهم، فشارهای سیاسی و نظامی منطقه‌ای و حملات مغولان، در کنار بحران‌های داخلی، قدرت این مرکز را فرسوده کرد. اما باگان از میان نرفت؛ معابدش همچنان زیارتگاه‌اند و منظره‌اش یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های تاریخی میانمار است.

پیو اما هنوز کمتر شناخته شده است؛ شاید چون بخش بزرگی از شهرهایش همچنان در دل زمین مانده و کاوش‌های باستان‌شناسی تصویر کاملی از آن‌ها به دست نداده است. آنچه امروز باقی مانده، تکه‌هایی از یک جهان شهری است که هنوز آرام‌آرام خودش را آشکار می‌کند. پیو و باگان دو فصل از تاریخی طولانی‌اند که در آن، بودیسم فقط یک باور دینی نبود؛ نیرویی بود که شهر ساخت، هنر آفرید و چهره سرزمین را تغییر داد. در شماره بعد، از این دشت‌های تاریخی راهی بخش دیگری از این سرزمین می‌شویم.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *