دربارۀ «جواد مجابی» و سالها محفلداریاش
خانۀ روشنِ سهشنبهها
15 شهریور 1405، 21:47
گلهای فصل من بسیار دیر میروید، حتی در این بهار.
«جواد مجابی»
در میان خیل روزنامهنگارانی که به خانهاش و مجالس خانگیاش آمدوشد داشتند، من سهمی نداشتم و راستش را بخواهید، دیر رسیدم به او. اما این اواخر این شانس را یافتم اردیبهشت دو سال پیش، در منزلش که «کوی نویسندگان» بود، شرفیاب شوم و دربارۀ شصت سال آیند و روند به محافل ادبی و هنری و بهویژه سهشنبههایی به میزبانی خودش گفتوگو کنم؛ برای پروندهای که با موضوع این دورهمیها در مجلۀ «تجربه» تدارک میدیدم. خودش بود و همسرش، ناستینخانم، و آخر کار دخترش، «پوپک»، هم اضافه شد.
سرحال و سرپا بود؛ خوشبرخورد و خوشمحضر و خوشپوش، با آن عصای همیشگی؛ درست مثل تمام اوصافی که از او شنیده بودم. آن عصر بهاری دلانگیز هیچگاه از خاطرم نمیرود و حسرت میخورم که چرا هیچ عکسی با او نگرفتم و هیچ کتابی از او نبردم تا برایم امضا کند. «جواد مجابی» هیچ عمرش به بطالت و بیهودگی نگذشت؛ داستان و ناداستان نوشت، شعر سرود، روزنامهنگاری کرد، خاطره گفت، کتاب درآورد، اثر نقاشی پدید آورد، طنز پرداخت، به نقد هنری مشغول بود و البته محفلداری کرد و شاعر و نویسنده پرورد و شاید فصل مشترک جملگیشان در این آخری باشد؛ جایی که خیلیها، از بزرگان و جوانان، در آن روز وسط هفته میآمدند و آثار جدیدشان را به نقد دیگران میگذاشتند و چه تازهکارانی از دل همان جمع ساخته شدند و رشد یافتند و به عرصه رسیدند و خود را مدیون و مرهون سهشنبههای «جواد مجابی»، که گویی مرکز جهان بود، میدانند. گردهمآییهایی که اگرچه پس از قتلهای زنجیرهای دیگر دلودماغ تداومش نبود، اما چراغش همچنان روشن ماند و درش به روی اهل فرهنگ و هنر و ادب باز ماند.
«جواد مجابی» یکی از آخرین غولهای ادب معاصر ایران بود که بیهیچ جایگزینی، در ۸۷سالگی از این جهان رخت بربست؛ با میراثی که حالا باید سالها بخوانیمشان و کیف کنیم.
بد نیست یادی کنیم از سطوری از شعری که در هفتمین جلسۀ «شبهای نویسندگان و شاعران ایران» («تهران»، «انستیتو گوته»؛ یکشنبه، ۲۴ مهر ۱۳۵۶) خواند:
صدای تو میآید از آسمان
صدای تو از اوج باروی باران
صدای تو پابلو از اعماق خاکستریهای روز زمستان میآید
میآشوبد این خاکدان کهن را
صدای تو آزادی و نان و گرماست
نوای تو خنجر، کلام تو زیتون و خرماست
سکوت تو دریا، پیام تو بیداری ماست.
برچسب ها:
ادبیات معاصر ایران، جواد مجابی، سهشنبههای مجابی، شبهای نویسندگان و شاعران، شعر جواد مجابی، غول ادب معاصرایران، کوی نویسندگان، مجله تجربه، محافل ادبی ایران، ناستین مجابی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
خوانشی اگزیستانسیال از غیاب یک متفکر
بار گران تاریخ و سبکی کلمات
نگاهی به زندگی و زمانه نویسندهای که خود را به یک تعریف محدود نکرد
زیستن رندانه
یادی از «جواد مجابی» و شخصیت برجسته او
مردی که میخندیــــــد
پرونده «پیام ما» به یاد «جواد مجابی» مردی میان ادبیات، مطبوعات و هنر
یک راه کافـــی نبـــــــود
شفافیت؛ پاسخِ روشن به حواشی
آمایش غیرسرزمینی و بحران آب
وقتی ناامیــــــدی از گلو به گلو میرسد
شهروند پیشفرض مدیران شهری: مرد میانسال، سالم و توانمند
آنچه در جلسه با رئیسجمهور درباره محیطزیست دیدم
نگاهی به نقش خیریهها، خیرین و سمنها در عبور از بحران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
وب گردی
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام بیشتر
بیشترین نظر کاربران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید