خبرنگاران در گفت‌وگو با «پیام ما» از پشت‌صحنه حرفه خود می‌گویند

از هر طرف شلیک می‌شود

روزنامه‌نگاران میان فشار نهادها، بی‌اعتمادی جامعه تبعیض رسانه‌ای و ظهور خبرنگارنماها، تنهاتر از همیشه ایستاده‌اند





از هر طرف شلیک می‌شود

۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ۰:۱۲

روز خبرنگار معمولاً با تبریک و تقدیر همراه است، اما پشت‌صحنه این حرفه روایت‌هایی وجود دارد که کمتر به چشم می‌آیند. سانسور، تهدید و تذکر از سوی برخی نهادهای خاص، فشارهای معیشتی، فرسودگی جسمی و روانی، بی‌اعتمادی جامعه به رسانه و خبرنگار، تبعیض رسانه‌ای برای ارائه برخی مجوزها، مشکلات ریز و درشت خبرنگاری‌اند. خبرنگاران در گفت‌وگو با «پیام ما» از روزهای دشوار و همین‌طور عشق و تأثیرگذاری خبرنگاری روایت می‌کنند.

«زهرا جعفرزاده»، دبیر اجتماعی روزنامه «شرق» است. وقتی صحبت بالا و پایین شغل خبرنگاری به میان می‌آید، تمام حرف‌هایش را در کلمه «نوشتن» می‌گنجاند! او ۲۲ سال است که روزنامه‌نگار است و «عاشقانه» می‌نویسد. تأکیدش روی عشق به این حرفه این‌قدر پررنگ است که وقتی می‌خواهد درباره اظهارنظر دیگران بگوید، از ناباوری‌شان روایت می‌کند: «با وجود حقوق کم و مخاطرات زیاد خبرنگاری، وقتی بقیه از میزان حقوقمان خبردار می‌شوند، تعجب می‌کنند، اما این عشق است که ما را نگه می‌دارد. به‌خاطر کمبودهاست که بسیاری از خبرنگاران سراغ شغل دوم می‌روند یا اصلاً خبرنگاری را کنار می‌گذارند. حتی وقتی از برخی نهادها ما را صدا می‌کنند، از مبلغ دریافتی‌مان تعجب می‌کنند!»

او با گلایه از اینکه «برای برخی از مدیران رسانه‌ها گزارش درجه‌یک یا سه با هم فرقی ندارند و در نهایت حقوق ثابت است»، ادامه می‌دهد: «اگر در حین سفر کاری یا برای پیگیری سوژه‌ای اتفاقی برایمان بیفتد، خودمان تنها هستیم. این تنهایی خیلی جاهای دیگر هم همراه ماست؛ مثل وقتی که نهادهای خاصی فشار می‌آورند یا زمانی که از ما شکایت می‌شود. مثلاً خبرنگاری درباره «افزایش تولد نوزادان با معلولیت به‌دنبال محدودیت غربالگری» نوشته بود، بعد از آن از رسانه و خبرنگار شکایت شد که البته در نهایت تبرئه شدند.»
«جعفرزاده» حمایت «وزارت فرهنگ» و «انجمن صنفی روزنامه‌نگاران» از همکاران خبرنگار را مثل یک جای خالی توصیف می‌کند: «از بین تمام خبرنگارنماها و شهروندخبرنگارها، ما خبرنگاران وسط میدان تنها ایستاده‌ایم و از هر طرفی شلیک می‌شود و یک سپر بیشتر نداریم که اسمش این است: نوشتن.»

تأثیر انباشتگی فشارها بر جسم و روان خبرنگاران

 

بی‌رحمی‌های جنگ جزئیات مفصل و عمیقی دارد که از دل روایت‌های خبرنگاران می‌توان با آن‌ها مواجه شد. «جعفرزاده»، نویسنده گزارش «تابوت‌های کوچک، سوگ بزرگ» (گفت‌وگو با خانواده‌های قربانیان مدرسه «شجره طیبه») می‌گوید: «ما با قلم‌مان به اتفاقات واکنش نشان می‌دهیم و با فشاری که آن بیرون وجود دارد، مواجه می‌شویم که البته جزئی از کارمان است. گاهی فکر می‌کنم این فشارها جایی انباشته می‌شوند و ممکن است روزی خودشان را جسمی یا روانی نشان دهند. برای همین اگر دچار بیماری شویم، تعجب نمی‌کنم.»

این روزنامه‌نگار سعی می‌کند با «نوشتن» فشارها را تبدیل به واژه کند. «صحبت با همکاران، ورزش و کتاب خواندن» تعدادی از راه‌هایی هستند که او سعی می‌کند به‌واسطه آن‌ها از حجم فشارها کم کند. او می‌گوید: «اگر لازم باشد، تراپی هم می‌گیرم، اما واقعاً هزینه‌اش سنگین است و نمی‌شود به‌طور مرتب از این خدمات استفاده کرد.»

این روزنامه‌نگار باسابقه، روزنامه‌نگاری بعد از اتفاقات سال ۱۴۰۱ را «زنده» دانست: «هم در سال ۱۴۰۱ و هم در دو جنگ اخیر دیدیم که خبرنگاران با وجود پرونده قضایی و امنیتی، باز هم دارند کارشان را ادامه می‌دهند. حتی سانسور، فشار و خطرات مختلف باعث نشده است که خبرنگاران کارشان را رها کنند.»

چالش‌های خبرنگاری در حیاط دولت

 

فشارها صرفاً محدود به حوزه اجتماعی نمی‌شود و خبرنگارانی که به حیاط دولت می‌روند هم به‌نوعی با هزینه‌های مطالبه‌گری دست‌به‌گریبان هستند. «فرداد سپندار»، خبرنگار «آخرین خبر» است و خیلی‌ها او را به‌خاطر مصاحبه‌هایش در حیاط دولت می‌شناسند.

«سپندار» می‌گوید: «بین خبرنگار و خبربیار فرق است. خبرنگار مطالبه‌گر و چشم بیدار جامعه است و باید بتواند فارغ از مصاحبه‌های کلیشه‌ای، فرامتن را ببیند. باید دقت کرد چرا مسئولی فلان جواب را داده است؟ دیگر چه ابعادی وجود دارد؟ گزارش‌های انتقادی هستند که می‌توانند به تغییر جهت سازمان یا وزارتخانه‌ای کمک کنند و نباید به جایی برسیم که کار خبرنگار نوشتن «وی افزود و…» باشد.»

این خبرنگار، حیاط دولت را فضایی برای «مطالبه‌گری از مسئولان» می‌داند: «بیشتر وزرا جواب می‌دهند، اما در مواردی هم پیش آمده است که از سؤالی عصبانی شده‌اند، محل مصاحبه را ترک کرده‌اند یا از پاسخ‌دادن طفره رفته‌اند. از طرفی مهم است که هم مرز مطالبه‌گری حفظ شود، هم به مصاحبه‌شونده توهین نشود.»

«سپندار» ادامه می‌دهد: «شاید خود مسئول چیزی نگوید، اما به‌خاطر برخی سؤال‌ها از «بالا» تذکرهایی می‌دهند و پرونده‌های دردسرسازی تشکیل می‌شوند. بارها برای خودم اتفاق افتاده است. به‌هرحال سؤال و مطالبه‌گری هزینه دارد که البته در پرداخت این هزینه هم خبرنگار تنهاست و پشتوانه‌ای ندارد. بعضی مواقع هم پیش می‌آید که مصاحبه‌شونده منطق و صورت سؤال را منکر می‌شود؛ مثل وقتی که یکی از مسئولان در پاسخ به این سؤال که «چرا شیر گران شده است؟» به‌سادگی گفت: «نه، گران نشده است!»»

او درباره تجربه‌اش از جنگ می‌گوید: «به‌شخصه تهیه گزارش‌های چالشی را بیشتر دوست دارم، ولی در زمان جنگ چهل‌روزه دیدم که فقط تعدادی رسانه محدود مجوز داشتند تا در مورد جنگ گزارش بگیرند. چرا باید چنین محدودیتی وجود داشته باشد؟ مهم‌ترین دغدغه‌ام در جنگ این بود که کار رسانه‌ای کنم، اما محدودیت‌ها خیلی زیاد بودند. روایت خبرنگاران هم باید در کنار روایت رسمی قرار بگیرد. زمانی که برای زلزله «ترکیه» رفته بودم، راحت‌تر توانستم کار خبری انجام دهم، اما اگر همان موضوع در «ایران» باشد، ماجرا شکل قضایی و امنیتی پیدا می‌کند.»

این خبرنگار که تجربه چک‌خوردن از مردم، آن هم حین تهیه گزارش میدانی، داشته است، می‌گوید: «این اتفاق چند سال پیش و در زمان گران‌شدن دلار اتفاق افتاد. مردم عصبانی‌اند و گاهی با دیدن خبرنگار سعی می‌کنند خودشان را خالی کنند؛ البته گاهی هم می‌گویند اگر از طرف «صداوسیما» آمده باشی، اصلاً نمی‌خواهیم حرف بزنیم!»

خبرنگارنماها ضد رروزنامه‌نگاری‌اند

 

چالش‌های خبرنگاری فقط محدود به فشارهای بیرونی نیست. برخی از فعالان رسانه، مثل «رضا غبیشاوی»، بعضی از تهدیدها را از درون این حرفه و در قالب خبرنگارنمایی و رسانه‌نمایی می‌دانند.

«غبیشاوی» سال‌هاست که در سایت خبری‌ـ‌تحلیلی «عصر ایران» می‌نویسد. او کسی را «خبرنگارنما» می‌داند که به نام خبرنگاری، فعالیت‌هایی غیر از خبرنگاری و حتی علیه این حوزه انجام می‌دهد. «غبیشاوی» تعداد این افراد را نسبت به خبرنگاران واقعی کم نمی‌داند: «ما با رسانه‌نماها هم مواجه هستیم که علیه فعالیت‌های واقعی و مأموریت‌های اصلی رسانه فعالیت می‌کنند. کارکرد خبرنگار واقعی کشف حقیقت و انتشار واقعیت است، اما خبرنگارنماها به‌دنبال مخفی‌کاری و جلوگیری از انتشار واقعیت و حقیقت هستند. این موضوع در رسانه‌های ارگان دیده می‌شود.»

او در ادامه می‌گوید خبرنگار وظیفه دارد واقعیت را به‌شکل عینی، بی‌طرفانه، مستقل، صحیح و دقیق تولید و منتشر کند: «اما خبرنگارنما سعی می‌کند به‌دور از واقعیت حوادث، با تولید و انتشار خبر جعلی، انحرافی، ناقص و غیرواقعی، به سود یک طرف و علیه طرف دیگر، فعالیت رسانه‌ای داشته باشد. در برخی رسانه‌های ارگان، خبرنگارنما تلاش می‌کند بدون توجه به واقعیت، با خبرسازی، از مقامات و سازمان بالادستی دفاع و آن‌ها را تبرئه کند. این نوع خبرنگارنماها روایتی نادرست، اما منطبق بر منافع مدیر و سازمان بالادستی خود تهیه می‌کنند که با مأموریت و وظایف حرفه‌ای و استاندارد رسانه‌ای در تضاد است.»

مدیرمسئول و سردبیر فصلنامه «روزنامه‌نگاری جدید» می‌گوید: «خبرنگارنماها و رسانه‌نماها با پول مردم و بودجه‌های عمومی علیه واقعیت و روزنامه‌نگاری عمل می‌کنند. همچنین ما با خبرنگاران مزدور هم روبه‌رو هستیم که بدترین دسته خبرنگارنماها هستند. آن‌ها با دریافت پول، خبر جعلی تولید و منتشر می‌کنند. واقعیت ماجرا برای آن‌ها اهمیتی ندارد و مهم این است که چه کسی پول بیشتری می‌دهد تا علیه دیگران روایت‌سازی کنند! آن‌ها به‌جای وفاداری به واقعیت و منافع عمومی مردم، برای منافع کارفرما، مدیر رسانه یا سازمان‌های بالادستی و سفارش‌دهنده، می‌نویسند.»

او ادامه می‌دهد: «تمام این موارد به حاشیه‌بردن روزنامه‌نگاری واقعی و بدبین‌کردن جامعه به خبرنگاران است. این وضعیت باعث می‌شود انتظار برخی مقامات و صاحبان قدرت از خبرنگاران این باشد که به سود آن‌ها قلم بزنند و واقعیت را نادیده بگیرند.»

بخشی از صحبت‌های «فرداد سپندار» هم با گفته‌های «رضا غبیشاوی» مشترک است: «بعضی خبرنگاران برای هر توییت پول‌های عجیبی می‌گیرند تا از کسی حمایت کنند و انگار جزئی از گروهک یک مدیر و مسئول شده‌اند؛ درصورتی‌که این کار با اصل خبرنگاری در تضاد است.»

با قطع اینترنت، مخاطب ما را گم کرد

 

در کنار تمام این مسائل، کاهش اعتماد عمومی و محدودیت‌های ارتباطی، مثل قطع اینترنت، هم جزو دغدغه‌هایی هستند که کار را برای خبرنگاران سخت می‌کنند که «مهرک محمودی»، سردبیر ماهنامه «پیوست»، درباره‌شان توضیح می‌دهد.

«محمودی» «فشار، سانسور و قطعی اینترنت» را جزو موانع جدی بر سر راه خبرنگاری و اطلاع‌رسانی درست و حرفه‌ای می‌داند: «شایعه شده بود بعد از جام جهانی اینترنت قطع می‌شود و خیلی‌ها این موضوع را باور کردند، اما حرف منِ رسانه‌ای را نه! چون فکر می‌کردند خبرنگاران تحت فشار هستند و اگر می‌گویند اینترنت قطع نمی‌شود، پس دروغ می‌گویند!» سانسور

او ادامه می‌دهد: «این موضوع هم به تجربه گذشته مردم برمی‌گردد که بیشتر با اتفاقات منفی روبه‌رو شده‌اند تا اتفاقات مثبت. من وقتی با وزیری مصاحبه می‌کنم که درباره موضوعات مربوط به اینترنت قول‌هایی می‌دهد، سعی می‌کنم به پیشینه قول‌هایی هم اشاره کنم که محقق نشدند، اما هرگز در گفته‌های یک مسئول دست نمی‌برم، اما خب می‌بینیم که بعضی از وعده‌ها عملی نمی‌شوند و تمام این موارد در برداشت مردم از کار خبرنگار هم تأثیر دارند.»

او درباره «خط‌کشی‌های رسانه‌های حرفه‌ای» می‌گوید: «با توجه به اینکه مرجعیت رسانه‌ها کاهش یافته است، مردم کمتر حرف ما را باور می‌کنند. از طرف دیگر، خبرهای منفی برای مخاطب باورپذیرتر هستند و وقتی ما بگوییم تکه‌ای از حرف فلان اینفلوئنسر اشتباه است، کسی باور نمی‌کند و این ناباوری بدترین اتفاق برای خبرنگار است. نمی‌توانم بگویم ما در مقابل برخی مسائل آبدیده شدیم؛ چون واقعاً اشکال دارد که عادت کنیم حرفمان را باور نکنند. ما نباید به سطحی‌شدن و همراهی با موج نادرست عادت کنیم. هیچ خبرنگاری دوست ندارد کسی حرفش را نپذیرد و در چنین شرایطی قرار بگیرد. ما نباید آن خط‌کش حرفه‌ای را در رسانه از دست بدهیم.»

او با تأکید بر این نکته که خودش و خبرنگاران ماهنامه «پیوست» سیم‌کارت سفید ندارند، می‌گوید: «ما این تبعیض را نپذیرفتیم تا بتوانیم بهتر و بیشتر مطالبه‌گر باشیم؛ البته نمی‌گویم که همه خبرنگاران باید این‌طور باشند. به‌هرحال در طول یک سال گذشته چهار ماه اینترنت قطع بود و همین باعث شد مخاطب ما را گم کند! چون مخاطب بیشتر در «اینستاگرام» و «تلگرام» خبرها را دنبال می‌کند و قطعی‌های مکرر باعث شد برخی از مردم سراغ رسانه‌های دیگر بروند.»

فکر کن ناگهان کارت را از تو بگیرند

 

تمام چالش‌ها یک سمت، توقیف روزنامه و سایت‌های خبری هم مشکل دیگری است که می‌تواند باعث خانه‌نشینی، حال بد و مشکلات معیشتی شود.

«سارا سبزی»، خبرنگار اجتماعی، درباره «توقیف روزنامه هم‌میهن» در دی ۱۴۰۴ این‌طور می‌گوید: «فکر کن ناگهان کارت را از تو بگیرند! خیلی وحشتناک است. به‌هرحال خبرنگاری هم‌زمان هویت و معیشت ماست. شاید بعضی‌ها در کنار خبرنگاری شغل دیگری هم داشته باشند، اما برای ما که تنها شغلمان است، این کار همه‌جوره به زندگی‌مان گره خورده و اگر روزنامه توقیف باشد، اینترنت نباشد یا به هر دلیلی نتوانیم کار کنیم، شرایط خیلی سخت می‌شود. بعد از توقیف روزنامه «هم‌میهن» همکارانمان برای پیدا کردن شغل جدید با چالش‌هایی مواجه شدند.»

«جنگ و قطعی اینترنت» از نظر این خبرنگار، دو مشکل مهمی بودند که شرایط را برای خبرنگار «سخت‌تر» کردند: «در حالت عادی هم درباره هر چیزی نمی‌شود نوشت، چه برسد به زمان جنگ و قطعی اینترنت که نمی‌شد کار زیادی انجام داد. قطعی اینترنت ۱۰ داستان دیگر ایجاد می‌کند و کار پیچیده می‌شود. برای صحت‌سنجی دسترسی نداشتیم یا برای تهیه گزارش نیاز به مجوزهای خاصی بود.»

هرکدام از خبرنگاران از زاویه خودشان به مشکلات خبرنگاری پرداختند. البته روایت‌ها سهم کوچکی از چالش‌ها را منعکس کردند. آنچه میان صحبت‌های همکاران مشترک بود، پرهزینه‌بودن خبرنگاری است. بسیاری از خبرنگاران با وجود تمام مشکلات همچنان می‌نویسند و روایت می‌کنند؛ به این امید که شاید نوشتن آن‌ها به بازشدن گره‌ای کمک کند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

تغییر نام «کمجان»، تغییر هویت تالاب است

گفت‌وگوی «پیام ما» با دبیر «تشکل احیاکنندگان تالاب بین‌المللی کمجان» درباره فهرست جدید نام تالاب‌های کشور

تغییر نام «کمجان»، تغییر هویت تالاب است

بر نقش رسانه‌ها در تحقق توسعه پایدار

تأکید رئیس سازمان محیط‌زیست

بر نقش رسانه‌ها در تحقق توسعه پایدار

چه کسی چالش را تحمـــل می‌کند؟

چه کسی چالش را تحمـــل می‌کند؟

رسانه و کنشگــــــری محیط‌زیست

رسانه و کنشگــــــری محیط‌زیست

سرانجام، روزنامه‌نگاری محیط‌زیست

سرانجام، روزنامه‌نگاری محیط‌زیست

دریـــا پیش روی شماست

گزارش «اکولوژیست» از حافظان طبیعت لبنان که پس از مرگ «مونا خلیل» حفاظت از لاک‌پشت‌ها را ادامه می‌دهند

دریـــا پیش روی شماست

برگزاری انتخابات تسریع شود

برگزاری انتخابات تسریع شود

استفاده از پساب، راهبرد خراسان شمالی برای کاهش برداشت از آب‌های شیرین

استفاده از پساب، راهبرد خراسان شمالی برای کاهش برداشت از آب‌های شیرین

شبی که خبرنگاران مقابل ترامپ ایستادند

ضیافت سالانه انجمن خبرنگاران کاخ سفید به صحنه تقدیر از افشاگران رابطه ترامپ و اپستین تبدیل شد

شبی که خبرنگاران مقابل ترامپ ایستادند

رویارویی نسل‌ها در دنیای مجازی

انتشار ویدئوهای حضور گسترده نوجوانان در یک رویداد، شکاف میان نسل‌ها را آشکار کرد؛ روان‌شناسان می‌گویند به‌جای سرزنش نسل جدید باید زبان، نیازها و جهان متفاوت او را شناخت

رویارویی نسل‌ها در دنیای مجازی