گپوگفتی با «فارس باقری»، مترجم کتاب «برشت در عمل»
هیچ فرم نمایشی ذاتاً انقلابی یا انتقادی نیست
۵ مرداد ۱۴۰۵، ۲۳:۵۱
برشت در ایران صرفاً یک نمایشنامهنویس خارجی نبود. او از دهه ۱۳۴۰ به بعد، به زبان مشترک روشنفکران، مترجمان و بخشی از تئاتر سیاسی ایران تبدیل شد. ترجمههای متعدد، اجرای آثارش و نفوذ اندیشههای چپ در فضای روشنفکری باعث شد بسیاری از نمایشنامهنویسان ایرانی، آگاهانه یا ناآگاهانه، از او تأثیر بپذیرند. برخی پژوهشها حتی او را مهمترین تأثیر خارجی بر نمایشنامهنویسی مدرن ایران میدانند. بااینحال، همین محبوبیت به شکلگیری یک سوءبرداشت نیز انجامید؛ تکنیک فاصلهگذاری و تئاتر حماسی به چند تمهید تکراری خلاصه شد و تئاتر برشتی به تئاتری شعاری تقلیل یافت، بیآنکه این پرسش مطرح شود که برشت چگونه تمرین میکرد و ایدههای نظری او چگونه به مادهای برای تمرین و ساختن اجرا تبدیل میشدند. کتاب «برشت در عمل» نوشته «دیوید بارنِت» که بهتازگی از سوی انتشارات «مانیا هنر» به بازار نشر عرضه شده است، میتواند به این سوءبرداشتها پاسخ دهد؛ چراکه برشت به تئاتر نیاموخت چگونه پیام سیاسی بدهد، بلکه آموخت چگونه خودِ شیوه بازنمایی را به موضوع نقد تبدیل کند. از همین رو، اهمیت او نه در تکنیک فاصلهگذاری، نه در تئاتر حماسی و نه حتی در نمایشنامههای مشهورش خلاصه میشود. اهمیت واقعی او در این است که هنوز ما را وامیدارد بپرسیم: تئاتر چگونه جهان را میسازد و چگونه میتواند نشان دهد که این جهان، برخلاف ظاهرش، تغییرپذیر است؟
«فارس باقری» در پاسخ به این پرسش که چرا «برشت در عمل» را برای ترجمه انتخاب کرده و این کتاب قرار است چه خلأیی را در فضای مطالعات و آموزش تئاتر ایران پر کند، توضیح میدهد: «برشت در ایران با بدفهمیهای زیادی روبهرو شده است. در واقع، برشت برای ما و دیگران همواره وجهی فناورانه داشته و بهمثابه نوعی تکنیک در نظر گرفته شده است. این تقلیل برشت به تکنیکهای فکری یا نمایشی، شکلی از کژتابی در خوانش اوست. این کتاب ما را با مفاهیم نظری دقیق، نگرش و روش برشت و در واقع، برشتی دیگر آشنا میکند. بارنت نیز یکی از مهمترین مفسران برشت است. بنابراین، شاید این کتاب ما را با وجهی از برشت آشنا کند که برایمان تازگی دارد. به گمان من، جای این وجه در بخش بزرگی از تئاتر ما خالی بود و کتاب میتواند آن نگاه غالب و منسوخ را تا اندازهای مسئلهمند کند.»
او ادامه میدهد: «به نظرم، تئاتر ایران کمتر کتاب میخواند. قصدم تخطئه هیچکس نیست؛ این موضوع را میتوان از شمارگان کتابهای منتشرشده و میزان استقبال از آنها آشکارا دریافت؛ با وجود اینکه کتابهای خوبی منتشر میشوند و ناشران خوبی نیز داریم. کتابی اساسی با شمارگان ۱۰۰ یا ۲۰۰ نسخه منتشر میشود و پس از سه سال نیز به چاپ دوم نمیرسد؛ آن هم با وجود ناشر و پخش مناسب. تئاتر ایران در این صد و اندی سال بیشتر تئاتر را تمرین کرده و «تفکر درباره تئاتر» را به نفع «تمرین» وانهاده است. این دست از کتابها دوباره این امکان را برای ما فراهم میکنند که در کنار تمرین تئاتر، درباره آن نیز بیشتر تأمل کنیم.»
به گفته این مدرس دانشگاه، درباره برتولت برشت کتابهای فراوانی وجود دارد؛ از زندگینامه و شرح اندیشههای او گرفته تا تحلیل نمایشنامهها و تئاتر حماسی: «اما بخش قابلتوجهی از این آثار، برشت را بیشتر بهعنوان یک نظریهپرداز فنی معرفی میکنند تا هنرمندی در حال کار. گاهی نیز نظریه او را به سنت نمایشی ایران پیوند میدهند، آن را به نوعی فاصلهگذاری در تعزیه مرتبط میکنند و در نهایت، به یک تکنیک تقلیل میدهند. برای من، خلأ اصلی در فضای مطالعات تئاتر ایران دقیقاً همین نقطه بود. ما سالهاست برشت را از خلال مفاهیمی مانند فاصلهگذاری، تئاتر حماسی یا نقد کاتارسیس میشناسیم، اما کمتر با این پرسش روبهرو شدهایم که این مفاهیم در فرایند واقعی تمرین، کارگردانی، بازیگری، طراحی صحنه و تولید نمایش چگونه به عمل تبدیل میشوند.»
به همین دلیل، «برشت در عمل» برای او جذاب بوده است: «این کتاب فقط درباره اندیشههای برشت سخن نمیگوید، بلکه نشان میدهد او چگونه فکر میکرد، چگونه در تمرین با بازیگران کار میکرد، چگونه متن را در جریان اجرا تغییر میداد و چگونه نظریه را به تصمیمهای عملی صحنهای تبدیل میکرد. به بیان دیگر، این کتاب فاصله میان «برشتِ نظریهپرداز» و «برشتِ کارگردان و نمایشنامهنویس» را از میان برمیدارد.»
برشت شخصیتها را در دل ساختارهای اجتماعی امروز قرار میدهد
اما یک پرسش جدی این است که در رویکرد نظری و اجرایی برشت چه ویژگیهایی وجود دارد که پیشنهادهای این هنرمند و نظریهپرداز تئاتر را همچنان با امروز و قرنی که در آن به سر میبریم، پیوند میدهد؟ این پیوند بهگونهای است که رد ایدهها و نظریههای برشت را همچنان میتوان در آثار هنرمندان و گروههای معتبر بینالمللی چون «کیتی میچل»، «توماس اوسترمایر» و گروه «ریمینی پروتکل» مشاهده کرد.
باقری دراینباره میگوید: «به گمانم، ماندگاری برشت بیش از آنکه ناشی از ابداع چند تکنیک نمایشی باشد، حاصل نوع نگاه و نگرش او به تئاتر است. بسیاری از نظریهپردازان و هنرمندان قرن بیستم، زبان و فرم تازهای برای تئاتر پیشنهاد کردند، اما زبان و فرم آنان اغلب به دوره تاریخی خود وابسته ماند. در مقابل، برشت روشی برای اندیشیدن درباره تئاتر ارائه کرد؛ روشی که بر این فرض استوار است که جهان اجتماعی همواره در حال تغییر است و بنابراین، تئاتر نیز باید بتواند این تغییرپذیری را آشکار کند.»
به گفته او، تا زمانی که انسان درگیر مناسبات قدرت، ایدئولوژی، اقتصاد، رسانه و تاریخ است، پرسشهای برشت نیز زنده میمانند: «یکی از دلایل اصلی تداوم اندیشه او، تأکید بر فرایند بهجای نتیجه است. برشت هیچگاه نسخهای قطعی برای اجرا ارائه نمیکند. حتی در نوشتههای نظریاش نیز بارها هشدار میدهد که نباید روشهای او به قواعدی ثابت تبدیل شوند. او دائماً از آزمایش، تجربه، بازنگری و انطباق با شرایط تاریخی سخن میگوید. همین ویژگی باعث شده است هنرمندان معاصر بتوانند از روح اندیشه او بهره بگیرند، بیآنکه ناچار باشند فرمهای دهههای گذشته را بازتولید کنند.»
او اضافه میکند: «از سوی دیگر، برشت از نخستین هنرمندانی بود که رسانه را بخشی از ساختار اندیشه نمایشی میدانست. امروز که تئاتر با ویدئو، دوربین زنده، شبکههای اجتماعی، هوش مصنوعی و رسانههای دیجیتال درهمآمیخته است، این نگاه بیش از گذشته اهمیت پیدا میکند. مسئله دیگر این نیست که آیا از فناوری استفاده کنیم یا نه، بلکه این است که فناوری چگونه شیوه دیدن، قضاوت کردن و فهمیدن ما را تغییر میدهد؛ پرسشی که کاملاً برشتی است. همچنین، برشت از نخستین کسانی بود که تماشاگر را شریک تولید معنا تلقی کرد. این دقیقاً همان تغییری است که او در نسبت میان صحنه و مخاطب پیشنهاد میکرد.»
به گفته باقری، به همین دلیل میتوان رد اندیشه برشت را در آثار هنرمندانی چون کتی میچل، توماس اوسترمایر و ریمینی پروتکل مشاهده کرد؛ هرچند هیچیک از آنان خود را مقلد برشت نمیدانند: «آنچه از برشت به این هنرمندان رسیده، بیش از آنکه مجموعهای از تکنیکها باشد، نوعی روش مواجهه با واقعیت است. در آثار کتی میچل، استفاده همزمان از بازی زنده، دوربین، تدوین زنده و تصویر فقط یک تجربه فرمی نیست. این ابزارها شیوه ادراک مخاطب را به موضوع نمایش تبدیل میکنند. تماشاگر دائماً میان آنچه روی صحنه رخ میدهد و آنچه روی پرده میبیند، در رفتوآمد است و ناچار میشود درباره فرایند تولید تصویر و حقیقت بیندیشد.»
او ادامه میدهد: «این همان فاصله انتقادی است که برشت به دنبال آن بود، هرچند زبان اجرایی میچل کاملاً معاصر و متفاوت از تئاتر دهههای گذشته است. در آثار توماس اوسترمایر نیز اگرچه اجراها از نظر عاطفی بسیار پرقدرت و گاه کاملاً رئالیستی به نظر میرسند، این رئالیسم هرگز به همذاتپنداری ساده ختم نمیشود. او شخصیتها را در دل ساختارهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی امروز قرار میدهد و تماشاگر را وادار میکند رفتار آنان را بهعنوان محصول مناسبات قدرت تحلیل کند. در واقع، اوسترمایر فاصلهگذاری را از طریق تحلیل ساختارهای اجتماعی به دست میآورد؛ برداشتی که به روح اندیشه برشت بسیار نزدیک است.»
باقری میافزاید: «شاید تأثیر برشت در ریمینی پروتکل حتی آشکارتر باشد. این گروه با استفاده از کارشناسان زندگی روزمره بهجای بازیگران حرفهای، مرز میان واقعیت و بازنمایی را به پرسش میکشد. اجراهای آنان همواره مخاطب را متوجه سازوکار تولید واقعیت میکنند و از او میخواهند درباره آنچه میبیند، قضاوت کند و آن را بهسادگی نپذیرد. این همان اصل بنیادین برشت است؛ نمایش نباید جهان را طبیعی و بدیهی فرض کند، بلکه باید آن را برساخته و در نتیجه، تغییرپذیر نشان دهد.»
تئاتر؛ جایی برای مشاهده انتقادی
مترجم کتاب «برشت در عمل» به سوءتفاهم شکلگرفته در تئاتر ایران درباره نظریه تئاتر اپیک و تکنیک فاصلهگذاری برشت اشاره میکند: «برشت به ما یاد داد که هیچ فرم نمایشی ذاتاً انقلابی یا انتقادی نیست؛ آنچه اهمیت دارد این است که هر فرم چگونه مخاطب را وادار میکند روابط پنهان قدرت، ایدئولوژی و تاریخ را ببیند. از همین رو، اگر امروز برشت زنده بود، احتمالاً بیش از آنکه از تکرار تکنیکهای خود دفاع کند، از هنرمندانی استقبال میکرد که با ابزارهایی کاملاً تازه همان هدف را دنبال میکنند: تبدیل تئاتر به مکانی برای مشاهده انتقادی، اندیشیدن و بازاندیشی در جهان.»
به همین دلیل، باقری معتقد است برشت هنوز معاصر ماست: «نه به این دلیل که پاسخهای او برای همه مسائل امروز کافی است، بلکه به این دلیل که شیوه پرسشگری او همچنان زنده است. او به هنرمندان نیاموخت که چگونه اجرا کنند؛ او به ما آموخت که چگونه درباره اجرا، تاریخ، سیاست، رسانه و خودِ تئاتر با نگاهی انتقادی و دیالکتیکی بیندیشیم. این شیوه اندیشیدن همچنان در آثار برجستهترین کارگردانان و گروههای تئاتری جهان استمرار یافته است و احتمالاً در آینده نیز به حیات خود ادامه میدهد.»

برچسب ها:
آموزش تئاتر، تئاتر، تئاتر ایران، تئاتر حماسی، تئاتر معاصر، فرهنگ، مطالعات تئاتر، هنر، هنر نمایشی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
سه شب نخست اجرا با ظرفیت کامل به پایان رسید
آغاز پرفروش نمایش «خوی حیوانی» در تالار محراب
نگاهی به فراز و فرود کارنامه بازیگری «اکبر عبدی»
در حسرت یک استـعداد
به یــاد آنکه از سینما رفت ولی از دلها نـــــــه
قربانــــــی بیسامانی سینما
روایت زندگی و میراث «شیرمحمد اسپندار»، نوازنده پیشکسوت موسیقی بلوچستان
آخرین نفسهای دونلی
نگاهی به کتابها و اندیشههای «اسماعیل یغمایی»، باستانشناس
از خاک به کاغــــــذ
نگاهی به فعالیتهای «اسماعیل یغمایی»، باستانشناسی که بهخاطر دفاع از میراث فرهنگی کنار گذاشته شد
بیمهری به آخرین مدافع تپهحصار
تأملی بر «قالی ضد جنگ»
هبــــوط خیـــــــال
نگاهی به منطق لذت در داستانها و فیلمهای ژانر وحشت
چرا برای ترسیدن پول میدهیم؟
گفتوگو با «محمدرضا معمارصادقی» درباره پویش جمعآوری کتاب برای زندانها
رهایــــــی از بند با کتاب
وب گردی
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم بیشتر
بیشترین نظر کاربران
بیمهری به آخرین مدافع تپهحصار
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید