بایگانی مطالب: کودک
کار کودک تصویر توسعه نیافتگی است
|پیام ما| مسئلهٔ «کار کودکان» یکی از مسائل پیچیده نظام اجتماعی ایران است. به رغم تدوین قوانین مختلف آمارها نشان از کاهش شمار کودکان کار حکایت ندارد و هر روز این مسئله در کشور بغرنجتر میشود. خانه اندیشمندان علوم انسانی با همکاری انجمن جامعهشناسی ایران در نشستی به مناسبت روز جهانی کودکان دلایل ناموفق بودن برنامه مقابله با کار کودکان را بررسی کردند. پیام روشنفکر، جامعهشناس، احمد میدری معاون سابق رفاه وزارت کار، سید هادی موسوی نیک، پژوهشگر و فرشید یزدانی فعال حقوق کودکان سخنرانان این نشست بودند.
یکسوم کودکان در معرض کمبود شدید آب
|پیام ما| گزارش جدید صندوق کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) هشدار میدهد که تغییراقلیم جهانی با کاهش شدید منابع آب بر سلامت جسمانی و روانی کودکان تأثیرات عمیقی دارد. با اینحال این صندوق هشدار میدهد که در مباحث مربوط به تغییراقلیم، سهم کودکان بسیار کم است و معمولاً آنها در این مباحث مورد توجه قرار نمیگیرند. یونیسف از رهبران کشورهای شرکتکننده در بیستوهشتمین اجلاس اقلیمی در امارات متحدهٔ عربی خواسته که در قطعنامهٔ پایانی این اجلاس، توجه ویژهای به کودکان شود.
«بحران کودکی» در روز جهانی کودک
کودکانِ بینشان
طبیعت قصه میسازد
ایران مملو از اقوام و فرهنگهای مختلف است که درنهایت همهٔ ما را به یک زبان و خاستگاه پیوند میدهد. بسیاری از این فرهنگها برآمده از دل طبیعت هستند که با مرور زمان و رفتن بهسوی مدرنیته از آنها فاصله گرفتهایم. حالا گروهی جمع شدهاند و سعی کردهاند که هم دانش بومی گذشتهٔ ما را یادآوری کنند، هم قصههایی را که از دل طبیعت شکل گرفته و به نسلهای بعد منتقل شده است؛ درواقع تلاشی برای پیوند آدمها با سرگذشتشان. چیزی که «صونا آقابابایی»، مدیر ترویج علوم و فناوری موزۀ علوم و فنون دربارۀ آن میگوید: «میخواهیم نشان دهیم چه گسترۀ متنوعی در ایران وجود دارد.»
بازگشت به دوران سوء تغذیه
کودکان قربانی جنگافروزان
زمین از هر زمان دیگری برای زندگی ناامنتر شده است
چراغ خاموش شهرهای دوستدار کودک
فقط یکبار اجازه داشت که بدون همراهی مادر و پدر سوار تاکسی شود و در خیابان کناری خانهشان، با دوستانش آبمیوه بخورد. از میان تمام خاطرات کودکیاش، رهای ششساله را یادش مانده که عصرهای پنجشنبه با مادرش به پارک میرفته و از وسایل بازی، سرسره سوار میشده. یکی از همان روزها و در همان بالا و پایین رفتنها از سرسره بود که زمین خورد، دست راستش شکست و روزهای زیادی درد کشید. پارک رفتن تعطیل شد. خاطرهٔ شکستن دست، حالا رهای ۱۶ساله را حتی یک روز هم بهحال خود نمیگذارد. بهانهای شد برای همراهی پدر یا مادر در تمام گردش و تفریحهای دوستانه و تنها نبودنش: «سرسرهٔ استاندارد نبود.» در تمام ده سالی که از شکستن دست رها میگذشت، مادرش هر بار که به خاطرهٔ آن برمیخورد، همین جمله را میگوید؛ جملهای که مأمور پارک و پدرومادر باقی بچهها و حتی کارشناس شهرداری منطقه هم آن را تأیید کردند. کودکی رها در همان ششسالگی تمام شد، بعدتر که سروکلهٔ درس و مدرسه پیدا شد، دیگر دلیلی هم برای اصرار رها به پارک رفتن نماند. از شهر، رفتوآمد به مدرسه ماند و گهگاهی مهمانی رفتن با خانواده، آنهم با خودرو.
فقط کودکان از گربههای فلسطین خبر دارند
«همهچیز از دست رفت. خاطرهها، کودکی، خانه، هیچچیز نمانده است. چهکار کنم؟ کجا بروم؟» اینها را پدری با عصبانیت رو به دوربین شبکهٔ «الجزیره» میگوید. سر و بدن و لباسهایش را خاک و غبار پوشانده است. خانهاش را که حالا بعد از اصابت بمب به مخروبهای تبدیل شده، ترک میکند و دستهایش را در هوا به نشانهٔ استیصال تکان میدهد. کمی آنطرفتر، پسرش که موهای فرفری سیاهش تماماً از غبار آوار سفید پوشانده شده، گربهٔ پشمالویی را بغل گرفته و غبار را از او میتکاند: «الحمدلله که زنده مانده است.»
دو سوم شهدای غزه زن و کودک هستند
رئیسی در پاسخ به تماس تلفنی رئیس جمهور فرانسه:
