بایگانی مطالب: گردشگری

موسیقی نواحی، صدای اقلیم

«ما راویان قصه‌های رفته از یادیم…» این را «فؤاد توحیدی»، موسیقیدان پژوهشگر موسیقی نواحی ایران، می‌گوید. او نزدیک به سه دهه روی موسیقی نواحی استان کرمان پژوهش و آلبوم‌هایی چون «صدا، صدای کویر» که ساز آواهای نواحی کرمان را دربرمی‌گیرد، منتشر کرده است. از دیگر کارهای او می‌توان به کتاب «دوره عالی دف‌نوازی» و «نگاهی به موسیقی نواحی کرمان» که شامل ویژگی‌های موسیقی محلی کرمان، سازها، آداب و رسوم و معرفی انواع موسیقی نواحی مختلف این استان است و مجموعه «کویرانه» که دربردارنده ۲۰ آلبوم جداگانه موسیقایی است، نام برد. این نوازنده و پژوهشگر موسیقی در گفت‌وگو با «پیام ما» از چالش‌های پیش رو می‌گوید.

پول ‌نداریم! مالک بنا خود برای مرمت آن اقدام کند

اصفهان، پایتخت تاریخ و تمدن ایران، این روزها بیش از هر زمان دیگری زخمی و بی‌پناه است. بنایی نیست که در گذر کوچه‌های بافت تاریخی آن قدم بگذاری و نشانی از ترک، فرسایش یا فروپاشی نبینی. از مسجد جامع، قلب هزارساله این شهر، گرفته تا مسجد سید، شاهکار دوره قاجار، و تا خانه‌ها، گذرها و بازارهای قدیمی؛ به علت فرونشست همه و همه در سکوتی مرگبار، در انتظار سقوطی محتوم نشسته‌اند. در چنین شرایطی، سخنان اخیر مدیرکل میراث فرهنگی اصفهان و شهردار اصفهان بیش از همیشه اهمیت پیدا می‌کند. آن‌ها از بحران و بن‌بست سخن گفته‌اند؛ بحرانی که اگر امروز راهی برای آن اندیشیده نشود، فردا بسیار دیر خواهد بود. امروز، پرسش اصلی پیش‌روی افکار عمومی و رسانه‌ها این است: آیا اصفهان همچنان می‌تواند «نصف جهان» باقی بماند، یا باید نظاره‌گر مرگ تدریجی بزرگ‌ترین سرمایه‌های تاریخی خود باشد؟

سدسازی به قیمت نابودی تاریخ ایران

وقتی سخن از سدسازی در ایران به میان می‌آید، معمولاً نخستین محورهای بحث، تخریب محیط‌زیست، برهم‌خوردن نظام‌های هیدرولوژیک رودخانه‌ها و نابودی زیست‌بوم‌های پایین‌دست است. اما کمتر گفته می‌شود که یکی از پیامدهای مهم‌ و جبران‌ناپذیر سدسازی، ضربه‌ای است که به پیکره میراث‌فرهنگی و محوطه‌های تاریخی وارد می‌شود. نخستین اعتراض گسترده و عمومی به یک پروژه سدسازی در ایران، در جریان ساخت سد سیوند بر رودخانه پلوار در استان فارس شکل گرفت. این سد نه‌تنها بخشی از محوطه باستانی «تنگ بلاغی» را به زیر آب برد، بلکه نگرانی‌های جدی درباره افزایش رطوبت و تهدید میراث جهانی پاسارگاد ایجاد کرد. همین تجربه بود که برای نخستین‌بار واکنش جامعه مدنی و رسانه‌ها را نسبت به تبعات سدسازی در حوزه میراث‌فرهنگی به‌طور جدی برانگیخت. در این یادداشت می‌خواهیم به‌شکلی کوتاه و مستند مرور کنیم که در دهه‌های گذشته سدسازی چه بر سر میراث‌فرهنگی ایران آورده است. نباید فراموش کنیم که محیط‌زیست و میراث‌فرهنگی در ایران توأمان مورد تخریب و ظلم قرار گرفته‌اند. این دو عرصه هم‌زمان و هم‌سرنوشت، قربانی توسعه شتاب‌زده و بی‌محابا شده‌اند.

امید یک زن جهان را دگرگون کرد

«بزرگ‌ترین میراث جین‌ گودال گسترش امیدواری در جامعه است». این گفته «عبدالحسین وهاب‌زاده»، اکولوژیست ۷۸ساله، است. وهاب‌زاده از برجسته‌ترین صاحب‌نظران ایرانی در حوزه محیط‌زیست است که با پایه‌گذاری مدارس طبیعت در ایران،‌ توجه به کودکان در امر حفاظت را برجسته کرد. با تلاش و پیگیری‌های او و شاگردانش این مدارس در شهرهای مختلف کشورمان شکل گرفتند؛ هرچند در ادامه، کارشان با مشکلات متعددی مواجه شد. او همچنین عضو کمیته آموزشی اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت (IUCN) است و کتاب‌های متعددی در حوزه محیط‌زیست،‌ بوم‌شناسی،‌ تکامل و… ترجمه کرده؛ «حق مادرزاد، انسان و طبیعت در دنیای امروز» نوشته «رابرت کلرت»، استاد بوم‌شناسی اجتماعی در دانشگاه ییل، یکی از این کتاب‌هاست. در این اثر،‌ ارتباط ما با طبیعت به عنوان بخشی از میراث زیست‌شناختی‌مان معرفی شده؛ نکته‌ای که وهاب‌زاده بارها آن را مطرح و در طول دهه‌ها پیگیری کرده است و جین گودال همواره بر آن تأکید داشت. وهاب‌زاده با سه واژه «شادمان»، «فعال» و «موفق» زندگی «جین گودال» را توصیف می‌کند و منشأ آن را چند عامل می‌داند؛ تجربه کودکی در طبیعت، مادر حمایتگر به‌جای کنترلگر، داشتن رؤیای کودکی و ارتباطش با «لوئیس لیکی»، دیرینه‌شناسی که به او و کارش اعتماد کرد. هرچند وهاب‌زاده ماهیت باشگاه‌های «ریشه‌ها و جوانه‌ها» را که گودال بنیانگذار آن بود، با «مدارس طبیعت» در ایران متفاوت می‌داند. در اولی برگزاری رویداد و برنامه در اولویت است و در مدارس طبیعت،‌ ارتباط کودکان با طبیعت بدون پرداختن به مقوله آموزش رسمی! «من هر روز از روز قبل امیدوارترم»؛ پاسخ محوری این اکولوژیست است به پرسش‌های چالشی همچون «آیا انجام فعالیت‌های کوچک می‌تواند در برابر سیل‌های ویرانگر اثرگذار باشد؟» و حتی این سؤال کلی که «در شرایط امروز جامعه ایران چقدر به آینده امیدوار است؟» در این گفت‌وگو او مفصل پاسخ این سؤال را می‌دهد: «آیا ایده مدارس طبیعت را از باشگاه‌های «ریشه‌ها و جوانه‌ها» گرفته و در آن تغییری داده؟»  

طعمی که از دل مهر، زاده می‌شود

جشنی برای هم‌زیســتی با زمیـن

|پیام ما| جشن‌ها و آیین‌های ایرانی چند شاخصه مشترک دارند، یکی از آنها این است که اغلب در ارتباط با تغییری در طبیعت و زمین برپا می‌شوند؛ کوتاه شدن شب، برداشت محصول، زنده شدن زمین، اعتدال فصل‌ها. «ابوریحان بیرونی» در «آثار الباقیه» از «ابوالعباس ایرانشهری» نقل می‌کند: «خداوند در نوروز و مهرگان با روشنایی و تاریکی پیمان بست.» به‌گفته او، ایرانیان مهرگان را نشانه‌ پایان سال و زمان استراحت زمین می‌دانستند؛ زمانی که روییدنی‌ها به نهایت رشد خود می‌رسند و جانوران از تولیدمثل بازمی‌مانند. نوروز اما، آغاز دوباره‌ سال و رویش طبیعت بود. انسان ایرانی به‌خوبی چرخش زمین و تغییرات فصول را می‌فهمید و هر تحول طبیعی را بهانه‌ای برای شکرگزاری و گردهمایی قرار می‌داد تا روح جامعه زنده بماند. مهرگان به‌عنوان مقدمه‌ای برای نوروز، روز استراحت و آرامش زمین بود؛ فرصتی برای مهربانی، آرامش و آماده شدن برای رویش دوباره. همین است که مهرگان در کنار نوروز دومین جشن بزرگ ایرانیان شد. روزی برای مهربانی، آرامش و آماده شدن برای رویش دوباره.

«قصر یعقوب»، نگهبان جشن باستانی

صبح آخرین جمعه مهرماه اهالی روستای «قصر یعقوب» راه می‌افتند به‌سمت امامزاده شهدا. می‌روند که نماز بخوانند و شکرگزاری کنند. مانند نیاکانشان که در این روز به عبادتگاه می‌رفتند و این روز برایشان مانند نوروز بود. این آغاز جشن «مهرگان» برای اهالی روستایی است که در ۱۸۰ کیلومتری شمال شیراز قرار دارد و در طول تاریخی چندهزارساله، مهرگان از یادشان نرفته. هرچند که با گذشت سال‌ها شکل و شیوه آن، تغییر کرده و آن‌طورکه یکی از اهالی روستا به «پیام ما» می‌گوید، دیگر خبری از آیین‌ها و رسوم گذشته نیست و به چند سنت ساده تقلیل یافته است.

همگامی آیین‌های کهن ایرانی با محیط‌زیست

توجه به عناصر تشکیل‌دهنده حیات یکی از مؤلفه‌های اساسی در جشن‌های باستانی ایرانیان است. جشن رودخانه‌ها در اواخر اسفند، جشن دریاها در میانه مرداد و آمیختگی جشن تیرگان با کوهستان دماوند را می‌توان در زمره جشن‌های باستانی دانست که مستقیماً با محیط‌زیست و طبیعت در ارتباط هستند. جشن‌هایی که عمدتاً با شکرگزاری و شادی همراه‌اند و برگزاری آنها طی هزاران سال توسط مردم گواه دیرینگی و اهمیتی است که در اندیشه پیشینیان وجود داشته‌ است. چندسالی است که به ابتکار انجمن کوهنوردان ایران، رویداد مهرگان کوهستان در اوایل مهرماه در اغلب شهرهای رشته‌کوه سترگ البرز و زاگرس برگزار می‌شود؛ رویدادی که تلاش دارد براساس آموزه‌های باستانی به پاسداری و مراقبت از کوهستان به‌عنوان منشأ آب‌های شیرین ایران بپردازد.

نغمه‌ای کهن در آغاز پاییز

اوایل پاییز است و آغاز مهرگان. اما نه خوان ارغوانی گسترده می‌شود، نه تبریکی گفته می‌شود و نه جشنی برای آغاز پاییز برپا می‌شود. مهرگان هر سال می‌آید و در سکوت و سوز پاییز می‌گذرد. قرار بود امسال به پیشنهاد وزرای میراث‌فرهنگی، ارشاد، علوم و آموزش‌وپرورش، مسعود پزشکیان جشن مهرگان را به مردم ایران تبریک بگوید و برای برگزاری آن تدارکی اندیشیده شود تا شاید پس از ۴۷ سال، پزشکیان نخستین رئیس‌جمهوری باشد که دومین جشن ملی ایرانیان را بعد از نوروز به مردم ایران که از گذشته تا کنون این جشن را پاس می‌داشتند، تبریک بگوید. اما تا زمان تنظیم این گزارش خبر موثقی در مورد محقق شدن این برنامه وجود ندارد. بسیاری از اهالی فرهنگ معتقدند جشن مهرگان که به ثبت جهانی هم رسیده، مثل نوروز زنده نیست و کارکردهای خود را در ایران امروز از دست داده است. اما مردم‌شناسان این نظر را رد می‌کنند. آنها معتقدند جشن‌ مهرگان و دیگر جشن‌های آیینی در اسارت مرزهای سیاسی کشورها نمی‌گنجند، ماهیت این جشن‌ و آیین‌ها هنوز در میان مردم مورد توجه است؛ حتی اگر نام و شمایل آنها تغییر کند. از جمله «شبان میرشکرایی»، مردم‌شناس، که در گفت‌وگو با «پیام ما» تأکید دارد مهرگان با وجود تغییراتی که برخی مناطق داشته، با همان مفهوم، عملکرد و کارکرد همچنان برپا می‌شود.

شنا خلاف جریان

|پیام ما| ۲۷ سپتامبر مصادف با پنجم مهرماه، روز جهانی گردشگری است. روزی که از سال ۱۹۸۰ تا امروز در کشورهای مختلف مورد پاسداشت قرار می‌گیرد و هر سال با توجه به سیاست‌های کلان و شرایط جهانی، یک شعار، محور این رویداد قرار می‌گیرد. امسال نیز «گردشگری و تحول پایدار» از طرف سازمان گردشگری ملل، انتخاب شد تا سیاست‌ها و برنامه‌های کشورها را در این جهت، راهبری کند. روز گردشگری در کشور تحت‌تأثیر شرایط خاص از جمله هم‌زمان شدن با اجرای مکانیزم ماشه، چندان مورد توجه قرار نگرفت. دقیقاً مثل چند سال گذشته که با برخی اتفاق‌ها هم‌زمان شد؛ از جمله سال پیش که هم‌زمان شد با ترور حسن نصرالله. امسال اما در خلال این شرایط، شاهد اتفاق تازه‌ای در گردشگری کشور بودیم. نشان هتل سبز ایران، در گردشگری کشور رخداد تازه‌ای است که در مراسم روز جهانی گردشگری در هتل همای تهران با حضور وزیر میراث‌فرهنگی، رئیس کمیسیون گردشگری مجلس، تعدادی از سفرا از جمله عربستان و جمعی از فعالان گردشگری کشور رونمایی و اعطا شد. در همین رابطه «پیام ما» گفت‌وگویی داشت با «محمد جهانشاهی» که ایده و اجرای این طرح را به انجام رساند. جهانشاهی دبیر کمیته ملی طبیعت‌گردی و گردشگری سبز کشور است و دبیر اجرایی اولین دوره نشان سبز هتل‌ها را هم برعهده داشت.