زهرا کرد
روزنامهنگار و پرستار
زهرا کرد
۲۵ شهریور ۱۴۰۴
تجربهای کهن برای گردشگری نوین
۲۵ شهریور روز ملی خرما است. محصولی تاریخی که کشت آن به بیش از سه هزار سال پیش بازمیگردد. تصویر درخت خرما که به گویش بومی آن را مغ مینامند، در نقوش یافتشده آشوری و بابلی بهکرات دیده میشود. کلدانیان خرما را درخت زندگی مینامیدند. در اوستا خرما خوردنیترین میوه زمین است و در بندهش نیز از خرما یاد شده. حال در ابتدای سده چهارصد خورشیدی خرما و روایتهای برداشتش بهبهانهای برای گردشگری تجربهگرا تبدیل شده است. «گردشگری کار» شکلی از توریسم مبتنیبر کهن الگوهای بشری است. پاسخی دیرهنگام اما آشنا به نیاز انسان امروزی برای بازتعریف رابطهاش با زمین و آسمان. رابطهای که بیش از همیشه قربانی تکنولوژی شده است.
زهرا کرد
۱۱ شهریور ۱۴۰۴
ورود گردشگر ممنوع
گردشگری محصول مستقیم دموکراسی است. صنعتی که چرخ اقتصاد را نه بر محور فروش سوخت فسیلی که براساس فروش جاذبه و سفر میچرخاند. گردشگری در خاورمیانه با حضور پررنگ قطر، عمان، عربستان سعودی، دبی و ترکیه پرچم سفید خود را برافراشته و با گردش مالی قابلتوجه، آینده امیدوارکنندهای پیش رو دارد. در ایران از میانه دهه ۹۰ خورشیدی، رویکرد اغلب دولتها این بخش را در موقعیتی شکننده و آسیبپذیر قرار داده و جنگ دوزادهروزه ضربه آخر را بر پیکره کمتوان گردشگری وارد کرده است. در ایام پساجنگ هم موقعیت تعلیق حاکم بر کشور، مجال تنفس به صاحبان کسبوکارهای حوزه گردشگری نمیدهد؛ هرچند وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی از پرواز مستقیم تهران-مینسک و گسترش ارتباطات گردشگری با این کشور اروپای شرقی خبر میدهد و آن را آغازگر جهش گردشگری میان ایران و بلاروس معرفی میکند و در گفتوگویی مردم بلاروس را علاقهمند به میراثفرهنگی ایران میداند. او این اقدام را «گام بلندی در مسیر توسعه دیپلماسی گردشگری و تسهیل ارتباطات مردمی میان دو کشور» دانست، اما تدوین آییننامه جدید درمورد صدور ویزا و ضابطهمند کردن گردشگری ورودی و اعمال قوانین جدید برای سفر به ایران نقطه مقابل تسهیل در گردشگری است.
زهرا کرد
۲۱ مرداد ۱۴۰۴
بازوی فکری مردم یا بازوی اجرایی دولت؟
سازمانهای مردمنهاد و انجمنهای خیریه دو بالِ فعالیتهای داوطلبانه هستند. نهادهایی که هر یک با شرح وظیفه مشخص و ساختار منسجم در تلاشاند تا فارغ از دولت و حاکمیت به وظایف اصیلی که برای یک سازمان مردمنهاد تعریف شده است؛ بپردازند. از اواخر دهه ۹۰ خورشیدی، مجموعه سیاستهای اتخاذی و قوانین مصوب در مداری حرکت کرد که نتیجهاش تضعیف و تقطیع بال سازمانهای مردمنهاد و گسترش فعالیتهای خیریه بود. روند فرسایشی و زمانبر صدور و تمدید پروانه فعالیت سازمانهای مردمنهاد در کنار فرایند احراز هویت و رد صلاحیت گسترده اعضای این انجمنها در زمره قوانینی هستند که فعالیت داوطلبانه در ایران را با مشکل اساسی مواجهه کرده است. بهدنبال چنین رویکردی بود که در جنگ دوازدهروزه شاهد عملکرد قابلقبولی از انجمنهای مردم نهاد نبودیم.
زهرا کرد
۷ مرداد ۱۴۰۴
تعطیلات طبقاتی تابستانی
پیشنهاد تعطیلات یکهفتهای در تابستان، در شرایطی مطرح شده که بخش بزرگی از جامعه با بسیاری از مشکلات پساجنگی دستوپنجه نرم میکنند. برخی از کارشناسان بر این باورند این تصمیم، بیش از آنکه به نشاط عمومی بینجامد، شکافهای اجتماعی را پررنگتر میکند و پوششی برای مشکلات دولت در مواجهه با بحرانهای جدیتر این سرزمین است. درحالیکه آمار مستند و دقیقی از فواید تعطیلی یکم مرداد (چهارشنبه هفته گذشته) در دست نیست، وزیر میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری از تعطیلات یکهفتهای در تابستان خبر داده است. لوایح و طرحهای دولت پس از جنگ، گواه تصمیمات غیرکارشناسی مشاوران رئیسجمهور است. هماکنون تعطیلات طبقاتی برگ دیگری از اقدامات دولت وفاق برای برونرفت جامعه از ناامیدی است! ایده تعطیلات تابستانی، بهنظر اقدامی پوپولیستی برای بازگرداندن نشاط اجتماعی به جامعهای است که درگیر اموری چون تأمین آب و برق است. این طرح مصداق بارز ضربالمثل «آفتابه و لگن هفت دست، نهار و شام هیچی» در شرایط فعلی ایران است. مسئله مهمتر اینکه بسیاری از شهرهای مقصد گردشگری خود با چالش بیآبی و بیبرقی روبهرو هستند؛ چنانکه برخی استانها همچون فارس، اصفهان و… دچار چالشهای جدی بیآبی هستند و ممکن است با افزایش گردشگران چالشهایشان عمیقتر شود.
زهرا کرد
۲۵ تیر ۱۴۰۴
جنگ، بیفیلتر برای نسل Z
«خانوادهام با ناراحتی و به اصرار من در تهران ماندند. تهران جنگزده آدرنالین خاصی داشت که میخواستم حسش کنم.» اینها بخشی از تجربه زیسته «سالار» ۱۹ساله در هنگامه جنگ ایران و اسرائیل است. جنگ برای سه نسل از جوانان ایران، زندگی نزیستهای بود که در بیستوسوم خرداد ۱۴۰۴ طعم تلخ واقعیت گرفت. متولدین هر دهه به فراخور جهانبینی مشترکشان، واکنش مشابهی نسبت به جنگ بروز میدهند؛ اما دهههشتادیها یا نسل Z بهواسطه زندگی در عصر اینترنت و شبکههای مجازی روایت متفاوتی از حضور و مواجهه با جنگ دوازدهروزه داشتند.
زهرا کرد
۱۵ تیر ۱۴۰۴
تبعیدیهای کوچک
شانه مادربزرگ از اشکهای «دیار» خیس شده بود و «عزیز» سعی داشت مشتهای کوچک او را بهآرامی مهار کند. تن تبدار و چشمان گودرفته کودک ۱۶ماهه گواه روزهای سخت بیماری بود. تصویر دیار در قابی از شیشه عقب ماشین درحالیکه صدای فریادش قطع نمیشد، تلخترین تصویر «پریسا» از جنگ ایران و اسرائیل است. دور کردن کودکان از جنگ، از مهمترین چالشهایی بود که خانوادههای تهرانی در جنگ ۱۲روزه با آن روبهرو بودند. پدر و مادرهایی که باید سر کار میرفتند و از طرفی کسی را نداشتند که از کودکانشان مراقبت کنند. این گزارش روایتی است از خانوادههایی که بهاجبار فرزندانشان را تبعید کردند. نظر روانشناسان دراینباره چیست؟
زهرا کرد
۸ تیر ۱۴۰۴
جویندگان زندگی زیر آوار
در چندمین روز جنگ این اتفاق افتاد مهم نیست، مهم این است که اثرات شوم این موشکپرانی به زندگی مردم غیرنظامی هم رسیده است. گویا شعاع نقطهزنی اسرائیل چندصدمتر اطراف هر نقطه را منفجر و منهدم کرده است. امدادگران هنوز هم در حال فعالیت میان آوارها هستند. یکی از امدادگران به «پیام ما» از خانوادهایی میگویند که به گواه همسایگان از ابتدای جنگ تهران را ترک نکردند و چراغ اتاقخوابشان تا پیش از انفجار روشن بوده است: «از محوطهای که قاعدتاً راهرو و درگاهی منزل باشد، وارد میشویم. جز تلی از خاک و آهن چیزی باقی نمانده است. حجم خرابی و آوار، هرگونه امیدی را به زنده یافتن ساکنین خانه پلاک ۷ میخشکاند. یخچال از وسط تا شده است. پس آشپزخانه آنجاست. طبق گفته همسایه، روبهروی آشپزخانه اتاقخواب ساکنین پلاک ۷ است. اما روبهروی یخچال فقط آوار است. جلوتر که میرویم، تکهپارههایی از پتو و پارچه دیده میشود.» این جستوجو همچنان ادامه دارد. امدادگران میپرسیدند؟ «پس کجا هستند؟ مگر یک آپارتمان ۸۰متری چقدر فضا دارد که این زوج پیدا نمیشوند؟» با صدای مهیب سقوط شیئی سنگین به خود میآییم و همگی بالای سرمان را نگاه میکنیم. آن شیء سنگین تخت دونفرهای بود که در اثر انفجار همچون اعلامیه به دیوار روبهرویی چسبیده بود و در اثر ریزش بقایای سقف، بر زمین افتاد. اجزای بدن زوج ساکن پلاک ۷ جای بین دیوار و تخت در اتاقخوابشان پخش شده بود.
زهرا کرد
۴ تیر ۱۴۰۴
شبی که مرگ پشت پنجره ایستاد
بامداد سوم تیر شبی عجیب برای ساکنان جغرافیای تهران بود. این را میشد از چشمان گودرفته پرستارانی که صبح آمده بودند تا شیفت را تحویل بگیرند، خواند. همه گوشیبهدست در حال قطع و وصل فیلترشکن برای دنبالکردن اخبار بودند. موجی از امید و شادی در جمع حاکم بود. عدهای اما به این سکون و سکوت تحمیلی خوشبین نبودند. کافی است در هنگامه جنگ بیمار باشی و یا بیماری داشته باشی تا دریابی بالاتر از سیاهی رنگی هست. در شبی که آسمان تهران از دود و نور پرندگان جنگی روشن بود، بیماران و همراهانشان اوقات عجیبی را گذراندند؛ شبی که دیگر سوم تیرماه نیست و به شب آتشبس معروف است.
