زهرا کرد

زهرا کرد

روزنامه‌نگار

تبعیدی‌های کوچک

زهرا کرد

15 تیر 1404

تبعیدی‌های کوچک

شانه مادربزرگ از اشک‌های «دیار» خیس شده‌ بود و «عزیز» سعی داشت مشت‌های کوچک او را به‌آرامی مهار کند. تن تب‌دار و چشمان گودرفته کودک ۱۶ماهه گواه روزهای سخت بیماری بود. تصویر دیار در قابی از شیشه عقب ماشین درحالی‌که صدای فریادش قطع نمی‌شد، تلخ‌ترین تصویر «پریسا» از جنگ ایران و اسرائیل است. دور کردن کودکان از جنگ، از مهمترین چالش‌هایی بود که خانواده‌های تهرانی در جنگ ۱۲روزه با آن روبه‌رو بودند. پدر و مادرهایی که باید سر کار می‌رفتند و از طرفی کسی را نداشتند که از کودکانشان مراقبت کنند. این گزارش روایتی است از خانواده‌هایی که به‌اجبار فرزندانشان را تبعید کردند. نظر روان‌شناسان دراین‌باره چیست؟
جویندگان زندگی زیر آوار

زهرا کرد

8 تیر 1404

جویندگان زندگی زیر آوار

در چندمین روز جنگ این اتفاق افتاد مهم نیست، مهم این است که اثرات شوم این موشک‌پرانی به زندگی مردم غیرنظامی هم رسیده ‌است. گویا شعاع نقطه‌زنی اسرائیل چندصدمتر اطراف هر نقطه را منفجر و منهدم کرده است. امدادگران هنوز هم در حال فعالیت میان آوارها هستند. یکی از امدادگران به «پیام ما» از خانواده‌ایی می‌گویند که به گواه همسایگان از ابتدای جنگ تهران را ترک نکردند و چراغ اتاق‌خوابشان تا پیش از انفجار روشن بوده ‌است: «از محوطه‌ای که قاعدتاً راهرو و درگاهی منزل باشد، وارد می‌شویم. جز تلی از خاک و آهن چیزی باقی نمانده‌ است. حجم خرابی و آوار، هرگونه امیدی را به زنده یافتن ساکنین خانه پلاک ۷ می‌خشکاند. یخچال از وسط تا شده‌ است. پس آشپزخانه آنجاست. طبق گفته همسایه، روبه‌روی آشپزخانه اتاق‌خواب ساکنین پلاک ۷ است. اما روبه‌روی یخچال فقط آوار است. جلوتر که می‌رویم، تکه‌پاره‌هایی از پتو و پارچه دیده می‌شود.» این جست‌وجو همچنان ادامه دارد. امدادگران می‌پرسیدند؟ «پس کجا هستند؟ مگر یک آپارتمان ۸۰متری چقدر فضا دارد که این زوج پیدا نمی‌شوند؟» با صدای مهیب سقوط شیئی سنگین به ‌خود می‌آییم و همگی بالای سرمان را نگاه می‌کنیم. آن شیء سنگین تخت دونفره‌ای بود که در اثر انفجار همچون اعلامیه به دیوار روبه‌رویی چسبیده بود و در اثر ریزش بقایای سقف، بر زمین افتاد. اجزای بدن زوج ساکن پلاک ۷ جای بین دیوار و تخت در اتاق‌خوابشان پخش‌ شده‌ بود.
شبی که مرگ پشت پنجره ایستاد

زهرا کرد

4 تیر 1404

شبی که مرگ پشت پنجره ایستاد

بامداد سوم تیر شبی عجیب برای ساکنان جغرافیای تهران بود. این را می‌شد از چشمان گودرفته پرستارانی که صبح آمده بودند تا شیفت‌ را تحویل بگیرند، خواند. همه گوشی‌به‌دست در حال قطع و وصل فیلترشکن برای دنبال‌کردن اخبار بودند. موجی از امید و شادی در جمع حاکم بود. عده‌ای اما به این سکون و سکوت تحمیلی خوش‌بین نبودند. کافی‌ است در هنگامه جنگ بیمار باشی و یا بیماری داشته باشی تا دریابی بالاتر از سیاهی رنگی هست. در شبی که آسمان تهران از دود و نور پرندگان جنگی روشن بود، بیماران و همراهانشان اوقات عجیبی را گذراندند؛ شبی که دیگر سوم تیرماه نیست و به شب آتش‌بس معروف است.
کمک‌های «شیرین» از دیداری در تره‌بار شروع شد

زهرا کرد

2 تیر 1404

کمک‌های «شیرین» از دیداری در تره‌بار شروع شد

«شیرین» روز سه‌شنبه ضمن خریدکردن، در تره‌بار متوجه سالمندی می‌شود که سبد خریدش را رها کرده است و سرگردان به خانه می‌رود. به‌دنبال هک شدن بانک سپه و پاسارگاد، امکان برداشت پول برای تعدادی از خریداران فراهم نبود. پس از این اتفاق، «شیرین رستگارپور» توییتی با مضمون ماندن در تهران و کمک به سالمندان گذاشت. توییتی که بازنشر گسترده‌ای در رسانه‌های داخلی و خارجی داشت.
جنگنامه یک پرستار

زهرا کرد

1 تیر 1404

جنگنامه یک پرستار

جنگ شایعه

زهرا کرد

31 خرداد 1404

جنگ شایعه

جنگ‌نامه یک پرستار

زهرا کرد

30 خرداد 1404

جنگ‌نامه یک پرستار