روایتهایی از دوچرخهسواری در جنگ به مناسبت روز جهانی «دوچرخه»
بازیکن آزاد خیابانهای جنگی |پیام ما
۱۲ خرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۱۵
خلوتی خیابانها، نبود مزاحمت همیشگی موتورسواران و رانندگانی که دوچرخه را به رسمیت نمیشناسند، هوای تمیز و قابلتنفس شهر، فراغت زمانی بهواسطه تعطیلی مشاغل در جنگ، خمودگی جسمی و روحی، کنجکاوی از آنچه بر سر شهر آمده، بازگشت عاملیت به یغما رفته شهروندان با رکابزنی، از مجموعه دلایلی است که سبب شده تا دوچرخهسواران در طول جنگ و روزهایی که هر ثانیهاش آبستن حمله و اتفاقی بود کماکان دوچرخهسواری کنند. گویی در شرایط بحرانی «دوچرخه» نقشی متفاوت از ورزش یا حملونقل پیدا میکند و به ابزاری برای مشاهدهگری بیطرفانه در شهر تبدیل میشود. شاید «کارلفون دریس» مخترع نخستین دوچرخه هرگز به ذهنش خطور نمیکرد که اختراعش در سرزمینی هزاران کیلومتر دور از آلمان، به وسیلهای برای تابآوری و نگریستن به شهر در روزگاری جنگی تبدیل شود. گزارشی که میخوانید روایت رکابزنی تعدادی از دوچرخهسواران زیر آسمان جنگزده ایران است که در گفتوگو با «پیام ما» به مناسبت روز جهانی دوچرخه در سیزدهم خردادماه (مصادف با سوم ژوئن) بیان کردند.
از زمان اختراع نخستین دوچرخه در سال ۱۸۱۷ تا ثبت روز جهانی دوچرخه در تاریخ سوم ژوئن ۲۰۱۸، دوچرخه از وسیلهای برای تفریح، جابهجایی، ورزش و مسابقه به یکی از اصلیترین ابزارهای تحقق اهداف توسعه پایدار و آشتی با طبیعت تبدیل شده است. وسیلهای که ردپای کربنی ناچیزش، چهره خیابانها را ناچیزش دگرگون کرده و به معیاری برای سنجش زیستپذیری یک شهر تبدیل شده است. چرخهای دوچرخه در عالم سینما و هنر نیز ردپای پررنگی دارند. فیلم «دزد دوچرخه» (Bicycle Thieves) یکی از مشهورترین آثار سینمای ایتالیاست که به دوچرخه بهمثابه ستون فقرات فیلم، ماهیتی اساسی و انسانی میدهد. گویی دوچرخه در روزهای پساجنگ جهانی دوم ایتالیا بهمثابه یک عنصر اصلی برای زیستن و بقا تبدیل شده است. عنصری که به گواه تعدادی از دوچرخهسواران در ایران جنگزده هم مشهود است.
روایت «علیرضا» از رکابزنی شهری در خیابانهای تهران در جنگ مصداق چنین تجربهای است. علیرضا سالهاست که از دوچرخه بهعنوان وسیله حملونقل استفاده میکند. او در گفتوگو با «پیام ما» میگوید: «رکاب زنی در شهر علاوه بر مزایای محیطزیستی و سلامتی که دارد، به من سرعت مناسب برای دیدن شهر میدهد.» علیرضا نخستین تجربه رکابزنیاش در شهر حین بحرانهای اجتماعی را چنین تعریف میکند: «اولینبار در سال ۱۴۰۱ بود که در هنگامه اعتراضات با دوچرخه در شهر تردد میکردم و از میان گاز اشکآور و جمعیت معترضان و نیروهای امنیتی با دوچرخه میگذشتم. تجربه عجیب و جالبی بود. چون اساساً در خیابانهای ما دوچرخه و راکبش نادیده گرفته میشوند و چنین وضعیتی باعث میشد که همچون ناظری بیطرف وقایع شهر را با سرعتی آرام بهصورت زنده ببینم.» علیرضا از دوچرخهسواری در بحران با عنوان لذت ممنوعه یا «Guilty Pleasure» یاد میکند. لذتی که در جنگ دوازدهروزه نیز با فاصله اندکی از حمله به صداوسیما تجربهاش کرده است. وقتی با دوچرخه و روی پل «میرداماد» رکاب میزد. در جنگ اخیر هم بهدفعات خیابانها را با دوچرخه زردرنگش که «قناری» نام دارد رکاب زده است. به گفته او رکابزنی در جنگ علاوه بر خطر بالقوهای که راکب حس میکند، حسی عجیب و نابی هم دارد. «در طول جنگ تعمداً با دوچرخه به مناطقی میرفتم که بمباران شده بود. با دوچرخه بهراحتی از بین ایستهای بازرسی میگذشتم و همین سهولت تردد حسی از امنیت را به من میداد؛ گویی کسی دوچرخهسوار را آدم خطرناکی نمیداند.» او تجربه مشاهدهگری در بحران با دوچرخه را به حضور یک «بازیکن آزاد» در میدان تشبیه میکند: «این بازیکن آزاد میتواند از میان تجمعات شبانهای که در آتشبس برگزار میشود عبور کرده و اتفاقات جاری جامعه را بیواسطه ببیند.» «پوریا» نوجوانی است که حرفهای رکاب میزند و در جنگ اخیر به واسطه کنکور فرصت کمتری برای دوچرخهسواری داشت؛ اما در جنگ دوازدهروزه هوای تمیز و خلوتی معابر او را به رکابزنی ولو در جنگ ترغیب میکرد. اما به گفته او، رکابزنی مملو از حس ترس بود: «ته دلم ترسی داشتم که نکند هنگام دوچرخهسواری اتفاقی برایم بیفتد و در کنار مادرم نباشد. از طرفی حضور همیشگی جامعه متکثر دوچرخهسواران در شهر باعث میشد که همواره حین رکابزنی دوچرخههای دیگر را ببینم و برای هم دست تکان دهیم. اما در جنگ چون در خیابانها تنها رکاب میزدم، صرفاً با ترسهایم روی دوچرخه در خیابان مواجه بودم.» اما رکابزنی در جنگ برای «زری» شکل متفاوتی از حفظ عاملیت بود چرا که به گفته او «در طول جنگ عاملیت شخصی افراد از بین میرود. هر لحظه باید منتظر اتفاقی باشی که هیچ نقشی در کنترل و توقفش نداری و این حالت حس بدی به من میداد. در آن روزها تنها کاری که کماکان میتوانستم انجام دهم رکابزنی بود.» او از تجربه رفتن به یک قرار دوستانه با دوچرخه در تعطیلات نوروز میگوید: «هزینه اسنپ زیاد بود. از طرفی خیابانها هم خلوت بودند. تصمیم گرفتم با دوچرخه تا کریمخان بروم. در راه برگشت صدای موشک یا جنگنده میآمد. کنار زدم تا صدا تمام شود؛ همزمان موزیکی که گوش میدادم را به تغییر دادم و با همه توانی که داشتم به سمت خانه رکاب زدم تا حداقل اگر روی دوچرخه مردم، دوچرخهام سالم بماند.» برای «حبیب»، دوچرخهسوار باسابقه بوشهری، جنگ و شدت حملات به بوشهر امکان رکابزنی را از بین برده بود؛ اما برای آقای «ایرانی» حتی حمله به انبار نفت و حضور جنگنده در آسمان هم مانع رکابزنی نشده بود. آقای ایرانی نزدیک به پنجاه سال دارد و سالهاست رکاب میزند. در بیشتر روزهایی که تهران زیر سایه جنگندهها و بمباران قرار داشت، در خیابانها دوچرخهسواری میکرد. شاید پرندگانی که در جریان حملات جان میدادند از چشم بسیاری از عابران پنهان میماندند، اما برای او که آگاهانه به مناطق آسیبدیده سر میزد، جنگ چهرهای دیگر داشت. روز حمله به انبارهای نفت هم بر زین دوچرخه نشست و سیاهی گسترده بر شهر و ساکنانش را از نزدیک دید. زمین و آسمان چنان در دود فرورفته بود که گویی رد چرخهای دوچرخه بر شهری خاکستری و خاموش نقش میبست. شاید همین ویژگی ساده است که دوچرخه را در روزهای بحران به وسیلهای متفاوت تبدیل میکند؛ وسیلهای ارزان، در دسترس و کمادعا که نه به بنزین وابسته است، نه به ترافیک و نه به بسیاری از محدودیتهایی که در شرایط جنگی بر زندگی روزمره مردم سایه میاندازند. روایت دوچرخهسواران نشان میدهد که در خیابانهای جنگزده، دوچرخه همچنان یکی از معدود ابزارهایی است که امکان حرکت، دیدن و حضور در شهر را برای شهروندان حفظ میکند.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
ادعای ونس درباره پست ترامپ
توجیه معاون ترامپ درباره ویدیوی جعلی انفجار جزیره خارگ
پاسخ تهران دهها برابر شدیدتر خواهد بود
هشدار ایران به آمریکا درباره تکرار تجاوزات
ورود ۲۰۰ هزار موتورسیکلت برقی به ناوگان پایتخت؛ اولویت با پیکها و موتورسیکلتهای کار
۷ متهم پای میز محاکمه
صدور کیفرخواست پرونده زمینخواری ۳.۵ هزار میلیارد تومانی در تهران
همافزایی دستگاههای نظارتی
تشدید عملیات مقابله با استخراج غیرقانونی رمزارز در تهران
۷ نشانه هشداردهنده بیماریهای کبدی که نباید نادیده بگیرید
زنگ خطر برای نوجوانان و جوانان
عادیسازی مصرف مواد مخدر در شبکه نمایش خانگی
سرمایهگذاری توکیو در خطوط لوله نفتی منطقه
طرح ژاپن برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز
هدفگذاری تهران برای ساخت ۱۰ هزار مگاوات نیروگاه خورشیدی
کشف سلاح غیرمجاز و تاکسیدرمی قوچ وحشی در تهران با رصد فضای مجازی
وب گردی
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران بیشتر
بیشترین نظر کاربران
شتاب نگرانکننده سالمندی در ایران+ اینفوگرافی
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید