بایگانی مطالب نشریه

فارغ از افراط و تفریط باید عدالت جنسیتی را محقق کرد

فارغ از افراط و تفریط باید عدالت جنسیتی را محقق کرد

زهرا نژادبهرام، پژوهشگر و کارشناس مسائل زنان می‌گوید: عدالت جنسیتی، مرتبط با امنیت ملی است و باید برای تحقق آن اتحاد ملی وجود داشته باشد.
موضوع «عدالت جنسیتی» با موافقت‌ها و مخالفت‌هایی که با آن انجام شد، درنهایت توانست نظر مثبت نمایندگان مجلس را جلب کند و آنها در جریان بررسی جزئیات لایحه برنامه ششم توسعه، ماده 116 این لایحه را به تصویب رساندند که بر اساس آن تمام دستگاه‌های اجرایی موظفند نسبت به اعمال رویکرد عدالت جنسیتی بر مبنای اصول اسلامی اقدام کنند.
این موضوع مورد تاکید فعالان حوزه زنان هم قرار گرفته و بر این تاکید می‌کنند که در نظر گرفتن عدالت جنسیتی، نه تنها می‌تواند به نفع زنان جامعه خودمان باشد بلکه وضعیت کلی زنان در جامعه جهانی را بهبود می‌بخشد. در همین زمینه، گفت‌وگوی خبرآنلاین با زهرا نژادبهرام، پژوهشگر و فعال حوزه زنان را بخوانید؛
خانم نژادبهرام، نظر شما به عنوان یک پژوهشگر درباره موضوع «عدالت جنسیتی» چیست؟ این مصوبه مجلس چقدر می‌تواند در بهبود وضعیت زنان تاثیرگذار باشد؟
همانطور که می‌دانید عدالت جنسیتی در برنامه چهارم توسعه هم مطرح شده بود اما مورد تصویب نمایندگان قرار نگرفت. اما خوشبختانه با تلاش نمایندگان این دوره مجلس شورای اسلامی و بویژه اهتمامی که اعضای فراکسیون زنان مجلس داشتند، نمایندگان نسبت به این خواسته و نیاز جامعه آگاه شدند و ماده 116 را در راستای تحقق عدالت جنسیتی به تصویب رساندند. این اتفاق در نوع خودش بسیار خوب و مبارک است و در عین حال منتظریم که مورد تصویب اعضای محترم شورای نگهبان هم قرار بگیرد. اهمیت این موضوع از آنجا مشخص می‌شود که نمایندگان مجلس این ماده را با 162 رأی موافق، 22 رأی مخالف و تنها 6 رأی ممتنع به تصویب رساندند و این نشان می‌دهد که جامعه به سمتی حرکت می‌کند که این ضرورت تاریخی برای جمهوری اسلامی شناخته شده است.
چرا از این موضوع به عنوان یک ضرورت یاد می‌کنید؟
به این دلیل که ما داعیه‌دار این هستیم که با توجه به آموزه‌های عمیق اسلامی، می‌توانیم نیازهایی را که جامعه جهانی با قواعد و مقرراتش نتوانسته به آنها پاسخ دهد، جوابگو باشیم. وقتی از ام‌القرای اسلامی حرف می‌زنیم که جوامع جهانی می‌توانند از آموز‌ه‌هایی که ارائه می‌کنیم بهره‌مند شده و به صلح و ثبات برسند، در این زمینه هم با توجه به این که زنان در کشورهای مختلف با تبعیض‌های گوناگونی مواجهند که تبعیض در دستمزد، حقوق قانونی و خانوادگی و اجتماعی بخشی از آنهاست، می‌توانیم فارغ از نگاه‌های افراطی و تفریطی، راه‌حل‌هایی را به جهان ارائه دهیم که عدالت را برای زنان محقق کند. دکترین عدالت جنسیتی در اجلاس پکن از طریق جمهوری اسلامی ایران مطرح شد و تصویب این لایحه راهکار اساسی است که رویکردمان را نسبت به انسان و رفع تبعیض در جوامع مختلف نشان دهیم.
چقدر فکر می‌کنید تصویب لایحه‌ای با محوریت عدالت جنسیتی در مجلس شورای اسلامی‌، می‌تواند این عدالت را در عمل محقق کند؟
ببینید این موضوع چیزی نیست که در کوتاه‌مدت انتظار تحقق آن را داشته باشیم. طبیعی است که زمانی طول خواهد کشید تا چنین نظریه‌ای به اجرا درآید اما مهم این است که در در جه اول، دکترین خودمان را در این زمینه داشته باشیم. لازم بود بعد از 37 سال، رویکردمان را مشخص کرده و نسخه واحدی برای رفع تبعیض‌هایی که علیه زنان وجود دارد و همه به آن واقف هستند ارائه کنیم. همانطور که گفتم تصویب این موضوع که با توجه قابل تقدیر نمایندگان زن مجلس شورای اسلامی انجام شد، اتفاق بسیار مبارکی است اما باید این را بدانیم که این کافی نیست و تازه شروع راه است. این مصوبه، یک دستورالعمل است که برای تحقق آن لازم است حساسیت در همه نهادها وجود داشته باشد. خوشبختانه تصویب این لایحه نشان داد همگرایی و همدلی نسبت به این موضوع وجود دارد و این همگرایی و همدلی لازم است به انسجام در عملکرد دولت اعم از قوای مقننه، قضاییه، مجریه و همچنین نهادهای غیردولتی منجر شود، شاخص‌های متناسب استخراج شده و طرح‌های عملیاتی برای رسیدن به آنها در نظر گرفته شود و نظارت مداوم مجلس را نیز شاهد باشیم.
رویکرد عدالت جنسیتی با مخالفت‌هایی هم مواجه بوده. در پاسخ به مخالفان چه می‌توان گفت؟
مگر می‌توان تبعیض را ندید؟ مگر می‌توان تبعیض را پذیرفت؟ می‌توان انکار کرد که زنان در حقوق شهروندی و استخدامی و بسیاری از حقوق اجتماعی و قانونی‌شان با تبعیض مواجهند؟ ما در کشوری زندگی می‌کنیم که به اسلام معتقدیم و اصول و فروع دین را باور داریم. یکی از شاخصه‌های فروع دین، عدالت است و ما در آموزه‌های دینی به شدت به دنبال این هستیم که عدالت را در وجوه مختلف اقتصادی، اجتماعی، جنسیتی و … دنبال کنیم. همانطور که می‌دانید در این مصوبه، به اصول دهم، بیستم و یکم قانون اساسی، اهداف سند چشم انداز و سیاست‌های کلی برنامه ششم مبنی بر تقویت نهاد خانواده و جایگاه زن در آن استناد و اشاره شده بنابراین به نظرم بهتر است بدون این که موضوع زنان را به موضوعی سیاسی تبدیل کنیم، فارغ از جناح‌بندی‌ها و موضع‌گیری‌های مختلف به این فکر کنیم که تعهد ما نسبت به تحقق عدالت در جامعه خودمان و جامعه جهانی چیست و از چه روش‌هایی می‌توان آن را اعمال کرد. به نظر می‌رسد عدالت جنسیتی، نه تنها می‌تواند زنان و مردان کشورمان را به وضعیت مطلوب برساند بلکه یک نسخه جهانی برای تسکین دردهای مردم کشورهای دیگر ناشی از تبعیض باشد. باید به این دقت داشته باشیم که همانطور که برای منافع ملی همه با هم متحد می‌شویم، عدالت جنسیتی هم از منافع ملی و مرتبط با امنیت ملی است که لازم است در اجرای آن متحد باشیم.

مولاوردی: زنان هم در انتخابات ریاست‌جمهوری می توانند ثبت نام کنند

مولاوردی:
زنان هم در انتخابات ریاست‌جمهوری می توانند ثبت نام کنند
معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری گفت: تاکنون هیچ منعی برای حضور زنان در انتخابات ریاست جمهوری نبوده و آنان می توانستند برای این انتخابات ثبت نام کنند.
به گزارش روابط عمومی معاونت زنان ریاست جمهوری؛ شهیندخت مولاوردی روز یکشنبه در حاشیه نشست هم اندیشی امور زنان و خانواده ریاست جمهوری با مدیران کل امور بانوان و خانواده استانداری های کشور، اظهارکرد: سوالی پرسیده شد که آیا طرح این موضوع اکنون فرصت است یا تبلیغ که باید در جواب گفت که این یکی از سیاست های ملی انتخابات است که به تمام کشور ابلاغ شده است.
وی خاطرنشان کرد: سخنگوی شورای نگهبان اعلام کردند که زنان می توانند برای انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کنند.
مولاوردی ادامه داد: به طور کلی اکنون شاخصه های رجل سیاسی را بررسی و به صورت شفاف اعلام می کنند تا کمتر با حرف و حدیث هایی که وجود دارد مواجه باشیم.
وی اضافه کرد: در دوره هایی که زنان برای انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کردند، حتی اگر زنان رد صلاحیت می شدند به خاطر زن بودن آنها نبوده است اما مهم این است که باید ببینیم که در مراحل بررسی های چه اتفاقی رخ خواهد داد.
مولاوردی در ادامه از تقسیم بندی کار در حوزه آسیب های اجتماعی انتقاد کرد و گفت: این اتفاق که افتاد جایگاه آسیب های اجتماعی بسیار تضعیف شده است به ویژه در چهار آسیب اعتیاد، طلاق، حاشیه نشینی و مفاسد اخلاقی که در حوزه زنان است و این موضوع در دستور کار شورای اجتماعی است.
وی با بیان اینکه انتقادهایی هم درباره انتصاب نشدن فرمانداران زن وجود دارد، افزود: سیاست عدم انتصاب فرماندار، یک سیاست نانوشته است.
او خاطرنشان کرد: اما اکنون به این شیوه نیست و اخیرا در یکی از استان های کشور یک زن به عنوان فرماندار منصوب شد و امیدواریم ریاست جمهوری همچنان در این انتصاب ها به حوزه زنان توجه داشته باشند.
معاون رئیس جمهوری در امور زنان و خانواده گفت: اکنون چند اقدام درباره سند حمایت اجتماعی و سند توان افزایی زنان در دست انجام است که اینها در کمیسیون اجتماعی دولت مطرح است.
وی همچنین به برگزاری کنگره ملی زنان موفق ایران اشاره کرد و افزود: معاونت زنان به عنوان یک ارگان در حوزه معنوی با این کنگره همکاری دارد اما برگزاری این کنگره بسیار پرحاشیه بود.‌ در این کنگره و برخلاف نامش قرار است از مردان مدیر با اقدامات ویژه در حوزه زنان تقدیر شود.
مولاوردی همچنین از برگزاری نشست تجلیل از بانوان موفق با حضور رئیس جمهوری در روز زن و تولد حضرت فاطمه زهرا(س)خبر داد و گفت: تلاش می کنیم دبیرخانه دائمی برای هفته زن را تصویب کنیم و به همین منظور زنان موفق شناسایی می شوند تا از آنان تجلیل شود.

گفت و گو با بازیکن کرمانی که برای بازی در تیم شهرش ناز می کند برهانی: نباید از این استقلال توقع جام داشت

گفت و گو با بازیکن کرمانی که برای بازی در تیم شهرش ناز می کند
برهانی: نباید از این استقلال توقع جام داشت

آرش برهانی در گفت‌وگویی نسبتا صریح با رادیو ایران به انتقاد از وضع مدیریتی باشگاه استقلال پرداخت و پیرامون جدایی‌اش از این تیم و پیکان، فساد در فوتبال، نحوه جذب بازیکن برای علیرضا منصوریان و … صحبت‌هایی مطرح کرد که مشروح آن را در زیر می‌خوانید:
مسائلی که نباید می‌دیدم
را دیدم
سن ما از زمان بازی در تیم ملی امید که برای آقای مایلی‌کهن بازی می‌کردیم بالاتر رفته و مسائلی که نباید می‌دیدم را دیدم؛ اتفاقاتی که بازگو کردن آن خوب نیست؛ از این جمله که می‌گویند در فوتبال فساد است ناراحت می‌شوم چون در هرجایی که کار جمعی صورت می‌گیرد، چنین مسائلی وجود دارد.
اندازه فساد در فوتبال را نمی‌دانم
من بازیکن فوتبال هستم و وقتی این ناپاکی‌ها را می‌بینم ناراحت می‌شوم؛ با حرف مسؤولان فدراسیون که می‌گویند در فوتبال فساد وجود دارد ولی مقدار آن کم است موافق هستم؛ میزان اندازه‌گیری فساد در فوتبال را نمی‌توانم تعیین کنم و نمی‌دانم طبق چه منطقی این حرف را می‌زنند اما فساد وجود دارد درحالی که نباید حتی کمی وجود داشته باشد تا فوتبال پاکی ببینیم.
ندیدم با فساد در فوتبال مقابله کنند
طی سال‌های اخیر مدیران فوتبالی صحبت‌های زیادی برای مقابله با فساد در فوتبال مطرح کردند ولی در عمل چیزی ندیدم؛ شاید هم شده باشد و من آن را مشاهده نکردم؛ درمورد پایه‌ها صحبت زیادی مطرح شده ولی اقدامی صورت نگرفته است؛ از 10 سال قبل پیرامون فساد در فوتبال پایه صحبت می‌کردند تا همین چند وقت پیش که دوباره مسائلی عنوان شد اما حتی یک ذره تغییری به وجود نیامد و مسائل جدیدتری هم اتفاق افتاد؛ راه‌های تازه‌تری هم شکل گرفته و جوانان مردم با آنها درگیر هستند اما از نظر عملی برای مقابله با آن چیزی ندیدیم.
بعد از مصدومیت فرصت بازی پیدا نکردم
حرف‌های آقای مجید جلالی که گفتند وزن کم کردم، با مصدومیت مواجه شدم و … کاملا درست بود و اتفاقات خیلی سختی پشت سر گذاشتم؛ با اینکه بدنسازی خوبی در ابتدای فصل انجام دادیم اما هفته دوم مصدوم شدم؛ در 15 سال حضورم در فوتبال، مصدومیتی بیشتر از دو، سه هفته نداشتم اما در دقیقه 15 دومین مسابقه برابر صبا آسیب دیدم و متاسفانه چهار ماه از لیگ دور شدم؛ به دلیل وقفه بازی‌ها نیز چند هفته را بیشتر از دست ندادم اما وقتی مصدومیتم خوب شد و به شرایط مطلوبی دست یافتم متاسفانه فرصت بازی به من نرسید.
ناراحتی من برای دیگران راحت بود
همیشه دوست داشتم در استقلال باشم و فوتبالم را در این تیم تمام کنم؛ چهار، پنج سال پیش یادم نمی‌رود وقتی هواداران کمی ناراحت بودند که استقلال را ترک کنم گفتم در این تیم می‌مانم چون دوست نداشتم تماشاگران نگران شوند؛ درحالی که ناراحتی کادر فنی، بازیکنان، تماشاگران و همه و همه برای من نگرانی به وجود می‌آورد اما دیدیم ناراحتی من برای دیگران راحت بود؛ متاسفانه شاهد بودیم و خیلی از هواداران می‌دانند چطور از استقلال بیرون آمدم.
استقلال بازی زیبایی انجام نمی‌دهد
یک تیم برای موفقیت از نظر مدیریتی، کادر فنی و از همه مهم‌تر بازیکن باید ثابت داشته باشد چون در راه قهرمانی، هماهنگی، بهتر بازی کردن و … می‌تواند کمک کند؛ استقلال بازی زیبایی به نمایش نمی‌گذارد چون تغییرات زیادی داشته و جوانان زیادی اضافه شدند که باز هم سر آن بحث دارم.
استقلال جای کسب تجربه جوانان نیست
تیم استقلال بازیکنانی می‌خواهد که تجربه کسب کرده باشند، در حد تیم ملی بازی کنند و بعد به استقلال بیایند؛ این تیم جایی نیست که بخواهی کسب تجربه کنید؛ باید تمام پله‌های فوتبالی را یک بازیکن طی کرده باشد تا به تیم بزرگ استقلال برسد؛ بختیار رحمانی به‌خاطر مسائل حاشیه‌ای نتوانست در استقلال بماند اما با این حال کسی منکر کیفیت فنی او نمی‌شود؛ بختیار بازیکن بزرگی از نظر فنی است اما همه دیدند چه اتفاقاتی افتاد.
نباید از استقلال انتظار جام داشت
خودِ من در سن 24 سالگی به استقلال آمدم و جوان هم بودم اما قهرمانی در لیگ ایران، بازی در تیم ملی و خارج از کشور را در تجربه‌ام داشتم؛ سال اول حضورم در استقلال یک سری مسائل حاشیه‌ای آزارم می‌داد ولی با این حال قهرمان شدیم؛ در مجموع استقلال بازیکن بزرگ می‌خواهد؛ رویه فعلی غلط است اما حالا که به جوانان بازی می‌دهند باید صبر و تحمل داشت چون نمی‌شود که یکدفعه نتیجه گرفت و تعدادی بازیکن بزرگ و باتجربه به تیم اضافه کرد؛ باید صبر کرد تا جوانان به پختگی نسبی برسند و تیم نتیجه بگیرد؛ متاسفانه با این شرایط نباید از استقلال انتظار جام داشت.
تماشاگران استقلال حق دارند
به دلیل صبر کم هواداران می‌گویم باید بازیکن بزرگ در استقلال حضور داشته باشد؛ واقعا هم تماشاگران حق دارند؛ آنها عاشق استقلال هستند و وقتی تیم می‌بازد ببینید چه بلایی سر او می‌آید و شاید هم ناراحتی او به اطرافیان‌اش هم منتقل شود.
پیکان نمونه حرفه‌ای باشگاه‌داری است
دوست داشتم با خاطره خوب پیکان را ترک کنم چون این باشگاه از نظر امکانات، مدیریت، بازیکن و … یک تیم خوب و نمونه حرفه‌ای باشگاه‌داری است.
تغییرات مجید جلالی
آقای جلالی امسال با زمانی که در پاس قهرمان شدیم خیلی فرق کرده بود؛ بحث بهتر شدن نیست اما برخی رفتارها به دلیل گذشتن سن و سال تغییر کرده بود اما من به ایشان احترام می‌گذارم و دوست‌شان دارم؛ آقای جلالی از نظر فنی مربی بادانشی در ایران است اما در یک سری مسائل دقت نداشتند و من هم اصلا در جایگاهی نیستم که خدایی ناکرده بخواهم از ایشان ایراد بگیرم؛ آقای جلالی را خیلی دوست دارم و در این فوتبال هم به من کمک کرد؛ جوانان خوبی مثل هادی شکوری، محمد نصرتی، جواد نکونام و … از سوی ایشان به فوتبال ایران و تیم ملی معرفی شدند و الان هم در پیکان جوانان خوبی مثل مرتضی آقاخان، سیامک نعمتی و … حضور دارند که در آینده می‌توانند به تیم ملی هم کمک کنند.
حضور در پدیده
صحبت‌هایی با آقای ذوالفقاری از باشگاه پدیده داشتم ولی باید ببینیم چه اتفاقی می‌افتد.
انتقاد از مدیریت باشگاه استقلال
از نظر من آقای افتخاری انسان بسیار خوب، با شخصیت و مهربانی است اما متاسفانه به درد چنین تیمی که انقدر حاشیه و ریزه‌کاری دارد و از سوی دیگر جایی هم تجربه مدیریت باشگاه فوتبالی به این شکل نداشتند و همچنین سریعا به استقلال آمدند، نمی‌خورد؛ باشگاه‌داری تفاوت زیادی با مدیریت فوتسال دارد.
بازیکنان مد نظر منصوریان جذب نشدند
به نظرم نقل و انتقالات استقلال خوب صورت نگرفت چون این همه سر و صدا بود و بازیکنانی که به مد نظر آقای منصوریان بود، به نظرم جذب نشدند و متاسفانه این بلا سر استقلال آمده است.

حادثه تلخ پلاسکو برای ورزشگاه آزادی تکرار می شود؟

حادثه تلخ پلاسکو برای ورزشگاه آزادی تکرار می شود؟

چند روز پیش، حادثه ای تلخ مردم تهران و ایران را در شوک فرو برده و عزادار کرد. حادثه ای که مرور فیلم هایش بعد از واقعه نیز، مو به تن سیخ می کند. ساختمان بزرگ پلاسکو واقع در خیابان جمهوری تهران پس از آتش سوزی فرو ریخت. زندگی هزاران انسان پس از فرو ریختن چندین تن آهن و بتن دیگر مثل سابق نخواهد شد. از انسان هایی که دیگر به جمع خانواده های خود بر نمی گردند تا سرمایه سال ها تلاش افراد که اکنون بدل به خاکستر شده است. پس از این حادثه زمان خوابیدن در شوک نیست. لااقل الان نیست. این باید تلنگری برای همه ما باشد. تلنگری که اگر هزاران نفر مسیر زندگی خود را گم کردند، مراقب باشیم این عدد به میلیون ها نرسد. با نگاهی سطحی به امکانات سخت افزاری و سازه ای ورزش کشورمان متوجه این موضوع می شویم که ممکن بود ساختمان پلاسکو، ورزشگاه آزادی یا هر مجموعه ورزشی دیگری باشد. ورزشگاه آزادی اما مثال ملموس تری است. ورزشگاهی که عمری تقریبا هم اندازه ساختمان ویران شده پلاسکو دارد و از زمان تاسیس و احداث آن زمان زیادی سپری شده است. سازه ای قدیمی که قطعا مشکلات ایمنی فراوانی دارد، مسئولان نیز این مورد را تایید کرده اند. گفته شده برای ایجاد نشدن خلل در روند برگزاری بازی ها، مرتفع کردن مشکلات ایمنی ورزشگاه به تدریج انجام خواهد شد. یادمان باشد تدریج یعنی گذر تاریخ، و گذر تاریخ یعنی فراموشی. فراموشی که شاید به قیمت شوکه شدن ترسناک ما باشد. شوکی که ممکن است فردا برایمان رخ دهد، ممکن است 10 سال دیگر. بار ها فیلم هایی در مورد چکه کردن سقف طبقه اول ورزشگاه آزادی دیده ایم. ورزشگاهی که میزبان بازی های بزرگ ملی و باشگاهی ما است، با خطرات گوناگونی دست و پنجه نرم می کند. اگر هنور هم حافظتان تازه نشده است، 16 اردیبهشت 1380 را به یاد بیاورید. سقف ورزشگاه متقی ساری به علت ازدحام جمعیت در بازی پرسپولیس و شموشک فرو ریخت. کسانی که برای دیدن یک بازی معمولی و همیشگی فوتبال به ورزشگاه رفته بودند، دیگر به خانه بازنگشتند. حوادث تلخ در همه جای دنیا رخ می دهد. حال گاه این حوادث به خاطر بی دقتی و سهل انگاری افراد مسئول و خود ما است و گاه کاملا طبیعی اند اما تفاوت در نحوه واکنش نشان دادن پس از آن حادثه است. گاه می آموزیم که باید چه کنیم و گاه ساده و بی مسئولیت می گوییم برای ما رخ نداده است و می گذریم و می رویم، بی توجه به آنکه شاید پلاسکوی بعدی روی سر خودمان خراب شود. ورزشگاه سابقا یکصد هزار نفری آزادی که عمری بیش از عمر انقلاب اسلامی داشته است، هنوز هم تنها استادیوم قابل اتکای پایتخت است و با وجود فرسودگی بارز، یکه تاز در عرصه باشگاهی و ملی است. فرایند مرمت و جایگزین سازی این ورزشگاه، هیچوقت در دستور کار قرار نگرفته تا تصور فوتبال این مرز و بوم بدون آزادی، چیزی شبیه به خیال پردازی باشد./ روز نو

خبر

توپ پر
بسکتبالیست‌های مس
تیم بسکتبال مس کرمان با ثبت یک پیروزی دیگر در رقابت‌های لیگ دسته اول کشور، رتبه‌ی چهارمی خود را تثبیت کرد.
در ادامه‌ی رقابت‌های لیگ دسته اول بسکتبال کشور، تیم مس کرمان در سالن نصرالهی میزبان تیم مهروبان نوین ماهشهر بود که برابر این تیم به پیروزی رسید. در این بازی که از هفته‌ی سیزدهم رقابت‌ها برگزار می‌شد، بلند قامتان مس موفق شدند با نتیجه‌ی 71 بر 65 این تیم را شکست دهند تا امتیاز مهم این بازی را به طور کامل در خانه حفظ کنند. با این پیروزی بسکتبالیست‌های مس 20 امتیازی شدند و در رده‌ی چهارم جدول رده‌بندی قرار گرفتند. این تیم بازی هفته‌ی آینده‌ی خود را روز جمعه هشتم بهمن ماه در امیدیه و برابر تیم نفت برگزار خواهد کرد که یک بازی بسیار حساس و تعیین کننده خواهد بود. تیم بسکتبال مس درصورتی که موفق شود حضور خود را در جمع چهار تیم بالای جدول حفظ کند از شانس بسیار بالایی برای صعود به لیگ برتر برخوردار می‌شود.

جهان‌نجاتی، سرمربی تیم فوتبال بانوان شهرداری سیرجان:
در بازی با آینده‌سازان به خودمان باختیم
مریم جهان‌نجاتی در گفت‌وگو با تسنیم اظهار داشت: روز جمعه بازی حساسی را برابر تیم آینده‌سازان داشتیم. متاسفانه روز فوتبالی ما نبود و نتوانستیم از موقعیت‌های خود به خوبی استفاده کنیم. تیم آینده‌سازان در ضدحمله‌ای که داشت توانست به تک گل این بازی برسد.
وی ادامه داد: در این بازی ما به خودمان باختیم؛ البته دو بازیکن خود را (شبنم بهشت و فاطمه رضوانی) را هم در اختیار نداشتیم. به همین دلیل مجبور شدیم برای این بازی تا تغییر تاکتیکی داشته باشیم. با این وجود از عملکرد شاگردانم در بازی مقابل تیم آینده‌سازان راضی هستم.
سرمربی تیم شهرداری سیرجان افزود: متاسفانه صدر جدول را از دست دادیم اما باز هم می‌توانیم به صدرصعود کنیم. این منوط به این است که تمامی بازی‌های خود را ببریم. بازی برابر شهرداری بم مهم‌ترین بازی ما محسوب می‌شود که باید این بازی را هم ببریم. البته ما هیچ تیمی را دست کم نمی‌گیریم و تمام تلاش خود را به کار بسته‌ایم تا برنده دیدارهایمان باشیم. جهان‌نجاتی اشاره‌ای هم به شروع اردوهای تیم ملی فوتبال بانوان کرد و در این باره تصریح کرد: اولین اردوی تیم انتخابی تیم ملی از اول بهمن ماه آغاز شده است. به همراه لیلا آزمون(سرمربی تیم ملی بزرگسالان) تمام تلاش خود را به کار گرفتیم تا بهترین‌های لیگ را به اردوها دعوت کنیم. با توجه به این که خودم سرمربیگری یکی از تیم‌های باشگاهی را در لیگ برتر برعهده دارم با نگاه ویژه‌ای بازیکنان را رصد کردم.

دونالد ترامپ گوشی اندرویدی خود را با گوشی ایمن تری عوض می کند

دونالد ترامپ گوشی اندرویدی خود را با گوشی
ایمن تری عوض می کند
دونالد ترامپ که میانه‌ی خوبی نیز با فضای مجازی دارد باید گوشی جدیدی برای ورود به کاخ سفید برگزیند.
در حالی که ریاست جمهوری باراک اوباما آخرین نفس‌های خود را می‌کشد و دونالد ترامپ خود را برای تکیه دادن بر اریکه‌ی قدرت و ورود به کاخ سفید آماده می‌کند، نیویورک‌تایمز و آسوشیتدپرس پرس خبر از تغییر گوشی هوشمند اندرویدی ترامپ داده‌اند. دستگاه ترامپ که سال گذشته یک گوشی سامسونگ شناسایی شد و به دلیل علاقه‌ی زیاد وی به فضای مجازی شامل توییت‌های بی‌شماری نیز بود، اکنون تحویل گرفته شده و به گفته‌ی نیویورک‌تایمز با یک دستگاه رمزگذاری شده و شماره‌ی جدید توسط سرویس امنیتی جایگزین شده است که افراد محدودی به این شماره دسترسی دارند.
هنگامی که سال ۲۰۰۹ اوباما به کاخ سفید راه یافت از تحویل گوشی بلک‌بری خود و تعویض آن با یک دستگاه تأییدشده عملاً امتناع می‌کرد تا اینکه این مسئله با مصالحه به اتمام رسید و امنیت این دستگاه با ایجاد تغییرات بی‌شمار در قابلیت‌ها و نحوه‌ی ارتباط آن تضمین شد. اما وی تابستان امسال در برنامه‌ی کمدی «تونایت شو» در نهایت به تعویض گوشی خود صحه گذاشت و خطاب به مجری برنامه جیمی فالن گفت:
گوشی جدید من یک اسمارن‌فون است با این تفاوت که نمی‌توان با کسی تماس گرفت، اپلیکیشن نصب کرد، عکس گرفت و حتی موسیقی پخش کرد.
اکنون منابع آسوشیتدپرس فاش کرده‌اند که او گوشی خود را با یک آیفون که امکان ارسال و دریافت ایمیل از طرف افراد محدود، بررسی اخبار و مرور وب‌سایت‌ها را دارد، تعویض کرده است.
گفته می‌شود باراک اوباما دستگاه جداگانه‌ای برای ارسال توییت‌های خود دارد و حتی در انتها نیز دکمه‌ی ارسال را خود وی فشار نمی‌دهد. از آنجایی که رئیس‌جمهور، تنها کسی است که کد راه‌اندازی تسلیحات اتمی را در اختیار دارد؛ این واهمه وجود دارد که از طریق هک دستگاه‌های دیجیتالی بتوان به این اطلاعات دسترسی پیدا کرد.
باید دید رئیس جمهور جدید چگونه با این مسئله کنار خواهد آمد و از پس چهارچوب سخت‌گیرانه‌ی کاخ سفید برمی‌آید یا خیر. اما بدون شک موضوع اجتناب‌ناپذیر این است که اوباما پس از خروج از کاخ سفید بلافاصله به یک فروشگاه موبایل خواهد رفت و گوشی هوشمند خود را که در این برنامه آن را یک اسباب‌بازی خطاب کرده است، عوض می‌کند.

ورود فناوری تشخیص چهره به دنیای خودرو

ورود فناوری تشخیص چهره به دنیای خودرو

در یک سیستم به اشتراک‌گذاری خودرو، یک خودرو چگونه تشخیص می‌دهد که کدام سرنشین روی صندلی راننده نشسته است؟
با بررسی مینی‌ون مفهومی الکتریکی پرتال کرایسلر، مشخص می‌شود که شناسایی فردی که روی صندلی راننده نشسته است، با استفاده از فناوری تشخیص چهره چگونه انجام می‌گیرد.
خودروی مفهومی پرتال کرایسلر دارای یک نرم‌افزار تشخیص چهره است که توسعه‌دهنده‌ی آن،پاناسونیک، می‌گوید به حد کافی قوی است تا راننده‌ها را حتی با مدل موی تغییریافته و عینک تشخیص دهد.
پرتال، که این ماه برای اولین بار در نمایشگاه فناوری CES در معرض عموم قرار گرفت، دارای یک دوربین در پشت غربیلک فرمان است که چهره‌ی راننده را اسکن می‌کند.
پس از اسکن اولیه، خودرو پروفایل مشخصی را فعال می‌کند که شامل ایستگاه‌های رادیویی مورد علاقه‌ی راننده، وضعیت تنظیم صندلی، دفترچه یادداشت، تقویم و غیره است.
پاناسونیک این سیستم را با کمک شرکت سنسوری (Sensory)، واقع در سانتا کلارا در ایالت کالیفرنیا، توسعه داده است؛ شرکتی که برای گوشی‌های موبایل، تبلت‌ها و لپ‌تاپ‌ها، نرم‌افزار تشخیص چهره و صدا تهیه می‌کند.
دان ترنر، دستیار مدیر مهندسی پیشرفته در پاناسونیک می‌گوید: «کارایی این فناوری در میلیون‌ها گوشی اندروید ثابت شده است. شرکت فیات در حال ارزیابی آن است و ما در حال نشان دادن این راهکار به سایر خودروسازان هستیم.»
اگر فردی بخواهد این گزینه را فعال کند، برای اسکن مقدماتی روی صندلی راننده می‌نشیند، سپس پروفایل نمایش‌ داده‌شده در وسط کنسول را تکمیل می‌کند.
سیستم، پروفایل راننده را به‌صورت ابری (Cloud Storage) ذخیره‌سازی می‌کند. برای سفرهای بعدی، یک دوربین خارجی تعبیه‌شده بر ستون مرکزی خودرو، راننده را حین نزدیک شدن به خودرو شناسایی و سیستم اقدام به تنظیم صندلی، ایستگاه رادیویی مورد علاقه و تهویه‌ی داخلی می‌کند؛ پیش از آن که راننده روی صندلی نشسته باشد.
خودروساز همچنین می‌تواند دوربین‌های دیگری برای تشخیص و ذخیره‌سازی پروفایل‌های سایر سرنشینان تعبیه کند. یک سیستم از بین برنده‌ی نویز (noise cancellation) می‌تواند محدوده‌ای شنیداری در اطراف هر سرنشین ایجاد کند تا سرنشین بتواند به موزیک مورد علاقه‌اش گوش کند.
ترنر می‌گوید نرم‌افزار تشخیص چهره آن‌قدر قوی هست که بتواند راننده‌ها را حتی با تغییرات ظاهری از قبیل گذاشتن ریش، یک مدل موی جدید یا زدن عینک تشخیص دهد.
وی افزود: «اگر مشتری‌های انتخاب کنند، خودروساز می‌تواند شناسه‌ا‌ی قوی‌تر به‌وسیله‌ی افزودن نرم‌افزار تشخیص صدا بسازد. پرتال فاقد این سیستم است اما این سیستم می‌تواند به آن اضافه شود».
ترنر گفته است این فناوری می‌تواند تا سال ۲۰۲۰ آماده‌ی نمایش شود.
سایر تأمین‌کنندگان هم در حال سروکله زدن با سیستم تجزیه و تحلیل آماری داده‌های بیولوژیکی هستند. شرکت جنتکس در حال تعبیه کردن یک دوربین در آینه‌ی وسط خودرو است که تصاویر گرفته‌شده از چشم راننده را تجزیه و تحلیل کند.
استیو داونینگ، مدیر ارشد مالی جنتکس می‌گوید شناسایی با استفاده از عنبیه‌ دقیق‌تر از استفاده از اثر انگشت است. این امر می‌تواند خصوصاً نظر به اینکه خودروسازان، سرمایه‌گذاری در به اشتراک‌گذاری خودرو را بسط می‌دهند، مفید باشد.
سرویس به اشتراک‌گذاری خودرو نیازمند تقسیم کردن هزینه‌ها بین کاربران خودروها است و مالک باید مطمئن شود که تنها رانندگان مجاز از خودرو استفاده می‌کنند. در صورت بروز تصادف، این سیستم اول از همه باید بداند راننده چه کسی بوده است.
داونینگ می‌گوید: «این راهکار، سطحی از افزایش امنیت را به همراه دارد. ما بر این باوریم که این یک فناوری اجباری برای به اشتراک‌گذاری خودرو در آینده است.»

اجزای شارژ بی سیم آیفون 8 اپل توسط Lite On ساخته می‌شود

اجزای شارژ بی سیم آیفون 8 اپل توسط Lite On ساخته می‌شود

کمپانی اپل از Lite-On درخواست کرده است نیمی از اجزای لازم برای قابلیت شارژ بی‌سیم در آیفون 8 را تأمین می‌کند.مدتی است که شایعات زیادی در مورد ویژگی‌ها و قابلیت‌های آیفون 8 اپل می‌شنویم. یکی از این قابلیت‌ها، امکان شارژ بی‌سیم آیفون 8 است که در خبر جدیدی که از این تلفن هوشمند منتشر شده است، وجود این قابلیت بار دیگر تأیید می‌شود.
طبق گزارش جدیدی که به‌تازگی در فضای مجازی منتشر شده، کمپانی تایوانی Lite-On یکی از تأمین‌کنندگان اجزای آیفون 8 شده است. این کمپانی وظیفه دارد اجزای مورد نیاز برای قابلیت شارژ بی‌سیم آیفون 8 را تأمین کند. Lite-On درواقع یک کمپانی به قدمت ۴۲ سال است که در زمینه تولید قطعات و لوازم الکترونیکی کار می‌کند. از محصولات ساخته‌شده توسط این کمپانی می‌توان به ال‌ای‌دی‌ها و قطعات نیمه‌رسانا تا مانیتور و درایوهای اپتیکال اشاره کرد.
اپل با کمپانی به نام Energous روابط خوبی دارد. Energous، یک کمپانی آمریکایی است که در زمینه تکنولوژی‌های شارژ بی‌سیم فعالیت می‌کند. شایعات نیز حاکی از این بودند که این کمپانی قرار است با اپل همکاری و قابلیتی به آیفون جدید اضافه کند که به لطف آن کاربر بتواند تلفن هوشمند خود را از فاصله ۴.۵ متری با منبع تغذیه، شارژ کند.
در مقایسه با امکانات فعلی که برای استفاده از شارژ بی‌سیم، کاربر باید تلفن هوشمند را روی پد شارژر قرار دهد، آنچه Energous وعده داده است فوق‌العاده به نظر می‌رسد. با این حال هنوز مشخص نیست که آیا این قابلیت را در آیفون 8 خواهیم دید یا خیر.
آیفون 8 قرار است در شهریور ۹۶ به همراه دو تلفن هوشمند دیگر رونمایی شود که احتمالا آیفون 7 اس و 7 اس پلاس خواهند بود. شایعات حاکی از این هستند که آیفون 8 دارای ویژگی‌های جالبی است که می‌توان به نمایشگری با لبه‌های منحنی و پنل‌های شیشه‌ای در پشت و جلوی گوشی اشاره کرد.

خبر

سوپر ماریو ران ماه مارس برای اندروید
عرضه می شود
نینتندو در اکانت تویتر خود عرضه‌ی نسخه‌ی اندروید این بازی را تأیید و زمان عرضه‌ی آن را مارس ۲۰۱۷ اعلام کرده است.
سوپر ماریو ران اولین جست‌و‌خیز نینتندو توسط شخصیت محبوب و نوستالژیک ماریو، روی پلتفرم موبایل است که هم‌اکنون نسخه‌ی IOS آن عرضه شده و نسخه‌ی اندروید این بازی نیز ماه مارس (اواخر اسفند و اوایل فروردین) در اختیار دوستداران ماریو قرار می‌گیرد؛ چراکه کمپانی این خبر را از طریق تویتر خود تأیید کرده است. در بررسی نسخه‌ی IOS این بازی دریافتیم که گیم‌پلی ماریو ران بسیار اعتیادآور است؛ اما وجود تنها یک کنترل ساده و آن هم پرش روی موانع می‌تواند مقداری خسته‌کننده باشد. همچنین نیاز به اتصال دائم اینترنت در آن، جای بسی تأمل دارد. تویت نینتندو به این شکل است: نسخه‌ی اندروید بازی سوپر ماریو ران ماه مارس عرضه خواهد شد، برای پیش ثبت‌نام اقدام کنید و به‌محض انتشار بازی از آن باخبر شوید. سؤالی که اینجا مطرح می‌شود این است: آیا این کار برای نینتندو مفید واقع می‌شود؟ این کمپانی برای سال‌ها در خصوص ورود به عرصه‌ی دستگاه‌های موبایل وسواس داشت و اکنون خبرها حاکی از آن هستند که ۲ عنوان دیگر نیز برای پلت‌فرم موبایل (Animal Crossing و Fire Emblem) از طرف نینتندو عرضه می‌شود و موارد بیشتری نیز در راه خواهند بود. درحالی که تب و تاب ابتدایی بازی سوپر ماریو ران بسیار بالا بود، تخمین‌ها حاکی از این هستند که تنها حدود ۳ درصد افراد هزینه‌ی نسخه‌ی کامل این بازی را پرداخت کرده‌اند. با اینکه ماریو ذهن قدرتمندی دارد، اما هنوز پیچ و خم دستگاه‌های موبایل را پیدا نکرده است و برای این کار باید بیشتر تقلا کند.

بیل گیتس:
آسیب بیوتروریسم در صورت وقوع بسیار بزرگ خواهد بود
بیل گیتس پنجشنبه‌ی گذشته طی سخنان خود در مجمع جهانی اقتصاد داووس، از دولت‌ها و مؤسسات خصوصی خواست برای مقابله با حملات بیولوژیک سرمایه‌گذاری کنند.
بیل گیتس پنجشنبه‌ی هفته‌ی گذشته در سخنان خود از لزوم سرمایه‌گذاری گسترده‌ی دولت‌ها و سازمان‌های خصوصی برای مقابله با حملات تروریستی بیولوژیک سخن گفت. مؤسس مایکروسافت و ثروتمندترین انسان روی کره‌ی زمین، به این نکته اشاره کرد که سازمان‌ها و کمپانی‌های مسئول برای مقابله با چنین حملاتی باید مباحثی در مورد توانایی‌های خود به‌منظور جلوگیری از این حملات داشته باشند. بیل گیتس در این خصوص طی مجمع اقتصاد جهانی در داووس، چنین اظهار نظر کرد: بسیار سخت است که بتوان احتمال وقوع حملات بیوتروریستی را پیش‌بینی کرد؛ اما احتمال اینکه آسیب این نوع حملات بسیار بالا باشد، زیاد است. امیدوارم در سال‌های آینده سرمایه‌گذاری‌های بزرگی برای مقابله با حملات بیولوژیک انجام شود. گیتس در سال‌های اخیر کمک بسیاری برای شکل‌گیری سازمان CEPI یا سازمان آمادگی خلاقانه برای مبارزه با بیماری‌های واگیردار کرده است. CEPI در ابتدا شاهد سرمایه‌گذاری اولیه‌ی ۴۶۰ میلیون دلاری از سوی دولت‌های آلمان، ژاپن، نروژ و بنیاد بیل و ملیندا گیتس در کنار Wellcome Trust بود. گیتس پیش از این نیز از نگرانی‌های خود در مورد استفاده از سلاح‌های بیولوژیکی سخن گفته است: من در مورد ابزار‌های بیولوژیکی که می‌تواند توسط تروریست‌ها برای انجام حملات بیولوژیک مورد استفاده قرار گیرد، بسیار نگران هستم. البته باید به این نکته اشاره کرد که این ابزار‌ها را می‌توان در موارد کاربردی نیز مورد استفاده قرار داد. بنیاد گیتس‌ در سال‌های اخیر به مبارزه با بیماری‌های واگیردار پرداخته است. گیتس هشدار داده که جهان در برابر شیوع گسترده بیماری‌ آنفولانزا آسیب‌پذیر است.

هزار و آنچه هذیان و مهمل بود یادداشتی بر هنرکالای هزار و آنچه یک‌شب بود

هزار و آنچه هذیان و مهمل بود
یادداشتی بر هنرکالای
هزار و آنچه یک‌شب بود

پنجشنبه‌ی گذشته به دیدن چیزی به نام “هزار‌و آنچه یک‌شب بود” رفتم که دیدن این اثر را فقط به فعالین عرصه‌ی نمایش پیشنهاد می‌کنم چرا که به قول معروف ادب از که آموختی؟از بی‌ادبان، و در این اجرا همه‌ی آن‌چیزی که نباید نمایش‌داده می‌شد با افتحار به نمایش گذاشته شده بود و واقعا کلاس درسی بود برای اهل هنر.
نوشتن درباره‌ی این اجرا واقعا کار سختی‌است چرا که وقتی با کار خوبی مواجه شده باشید می‌توانید کار را بررسی کنید و وقتی با کار بدی هم مواجه شده باشید کماکان نقاط ضعف و قوت را می‌شود نشانه‌گرفت و برای مخاطب پررنگ کرد اما “هزار و آنچه …” در کل چیز دیگری بود مرحله‌ای باور ناپذیر از توهین به شعور مخاطب و به سخره‌گرفتن هنر نمایش،‌ انگار کسی تحت تاثیر مشکلات عصبی سالاد کلمات(حالتی روانی که فرد کنترل گفتار خویش را از دست می‌دهد و رابطه‌ی منطقی را نمی‌شود بین کلماتی که به زبان می‌آورد پیدا کرد) ارائه می‌داد بگذارید وارد جزئیات این فاجعه نشوم و فقط به همین ضرب‌المثل بسنده کنم که امیدوارم آنچه بر من گذشت حین این اجرا، سر دشمن شما هم نیاید.
از دو زاویه‌ی می‌شود به آثار هنری و ادبی نگاه کرد: یک- از نظر ارزش‌های ساختاری دو-از منظر جامعه‌شناسی، تاریخی و غیره
برای نگاه از منظر جامعه شناختی به یک اثر، نسبت آن را با تحولات اجتماعی و زمانه‌ای که اثر در آن خلق شده را می‌سنجند. مثلا تا پیش از انقلاب صنعتی خبری از تولید صنعتی آثار هنری نبود اما پس از این انقلاب آثاری صرفا به نیت فروش و تولید سود و تحمیق مردم(ایجاد حماقت عمومی) پا به عرصه گذاشتند که به آنها “هنرکالا” می‌گویند. هنرکالاها نشانه‌های متعددی دارند که می‌شود از روی آنها این ابزار سرمایه را، نیز شناخت، مثلا فرم ساده‌ای دارند( همانطور که من دیدم و امیدوارم شما نبینید) تامل برانگیز نیستند و در عین حال کلیشه‌های فرهنگ حاکم را تبلیغ می‌کنند و تمام تلاش‌شان پررنگ کردن این کلیشه‌ها در اندیشه‌ی مخاطب است و متاسفانه به واسطه‌ی مشکلاتی که سیستم آموزشی و زندگی روز‌مره‌ مردم با آنها دست به گریبان‌ هستند،‌ مخاطب هم معمولا به سوی این گونه آثار کشیده می‌شود از آنجا که سلیقه چیزی است فراگرفتنی و به هیچ‌وجه اختیاری نیست در نتیجه آثار هنری و یا کالای هنری که فرد استفاده می‌کند نمایانگر سطح آگاهی آن فردهم هست.
هنرکالاها پس از یک پروسه‌ی تحقیق و شناخت شکل می‌گیرند و عموما با نظرسنجی و سلیقه سنجی عموم همراه‌هستند(روندی که همه‌روزه در هالیوود تکرار می‌شود) تا بتوانند کالایی هرچه عوام‌پسندانه‌تر تولید کنند(فضیلتی در این نیست که اثری را عموم مردم درک نکنند بلکه منظور از عوام پسند، آن هنرکالای سطحی و مبتذل‌است که مخاطب را به فکر وا نمی‌دارد و حتی هر از چندی به او گوش زد می‌کند که به اندیشیدن خطر مکن) هرچند گاهی این کالاها سهوا و بدون در نظر گرفتن سلیقه‌ی مخاطب عام تولید می‌شوند اما دقیقا همان نتیجه‌ی هنرکالایی را می‌دهند چرا که مهم‌ترین نشانه‌ی این تولیدات همین تامل برانگیز نبودن‌شان است.
استفاده از کلیشه‌ها از متن گرفته تا شیوه‌ی اجرا و حتی نورپردازی و از همه‌ بدتر اینکه در فرهنگ ایرانی شعر جایگاه رفیعی دارد و همیشه نماد آگاهی و هنر متعالی بوده‌است و حتی سطحی‌ترین جملات امری را اگر با وزن عروضی مناسب به ما ایرانی‌ها بگویند، تاثیر بیشتری روی ما می‌گذارد برای مثال جمله‌ی “لطفا از آوردن اطفال خودداری کنید” که وزن آن هست فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن” را در نظر بگیرید.
حال وای به روزگار جامعه‌ای که تولیدکنندگان هنرکالاها چنین میانبر‌هایی را در فرهنگ مردم آن جامعه پیدا کنند، مسلما از چنین ابزار مناسبی استفاده می‌کنند تا هرچه بیشتر به داستان «لباس جدید پادشاه» نزدیک شوند و به رسم آن «خیاط» بگویند هرکس که اثر ما را نمی‌پسندد دانش و آگاهی کافی را ندارد.
به قول فریدریش ویلهلم نیچه : “معروف است که جملات ثقیل، عمیق هستند اما در واقع حتی سطحی هم نیستند”
در نتیجه با این حربه تولید کننده جامه‌ای از هنر فخیم بر تن زشت هنرکالای خود می‌کشد تا از هر دوسبد میوه‌بردارد؛ هم مخاطب عام را ابه چنگ بیاورد و هم دهان منتقد را ببندد.
اصولا همانطور که یوسف اباذری هم بارها گفت و دچار لعن و نفرین عده‌ای هم شد( که خوب گر ما زه سر بریده می‌ترسیدیم…) مهم‌ترین وظیفه‌ی این هنرکالاها، همانا سیاست زدایی از هنر است. تلقین این احساس به مردم که دنیا از آغاز چنین بوده و تا پایان هم چنین خواهد ماند.
هدف از سیاست‌زدایی در هنر، این است که شبه هنرمند نامورتر و پررنگ‌تر از هنرمند باشد و اثر هنری هم صرفا در راستای تلقین بی عملی و بی‌حاصلی تولید می‌شود. تولید کننده‌ی هنرکالا خود را هنرمند می‌داند و کالای تولیدی خود را هم به عنوان اثری هنری معرفی می‌کند و در نبود فضای نقد و منتقد حرفه‌ای رشد می‌کند و قد می‌کشد و از بدنه‌ی تاتر و آبروی تاتری و نام هنرمند در راستای رشد خود سود می‌جوید، چنان که عشقه خود را به درخت تناوری می‌پیچید و از آن بالا می‌کشد اما سر انجام باعث خشک ‌شدن درخت و به زمین افتادن هردو می‌شود. عجیب اینجاست که در کرمان با وجود این‌همه تاتری و اهل مطالعه هنوز فضای نقد زنده نیست و گویی منتقدین بجای نقد آثار بد ترجیح می‌دهند چشم به روی چنین هنرکالاهایی ببندند و به قول برخی: با تولیدکنندگان این آثار درگیر نشوند. اما باید به زمینه‌و زمانه‌ی تولید اثر نگاه جدی‌تری کرد. متاسفانه در حال حاضر ممیزی کماکان فعال است اما مشکل تنها ممیزی نیست بلکه مشکل اینجاست که کمیته‌ی بازبینی آثار را صرفا از نظر حفظ شعائر مذهبی و آئینی مورد بررسی قرار می‌دهد و در زمینه‌ی کیفیت اجرا و محتوای اثر آنچنان پافشاری نمی‌کند.
زمانی فضاهایی در مقابل فرهنگ غالب وجود داشت که مردم را به مشارکت و بازیگری در سرنوشت خود فرا می‌خواند اما سیستم سود و سرمایه به این نتیجه رسید که هنر یکی از بهترین راه‌های تاثیر گذاری روی مردم است و به ارزش این فضاها پی‌برد، پس تلاش کرد تا این فضاها را به نفع خودش مصادره کند و برای صاحبان سرمایه چه بهتر از ثابت و حتی رو به عقب نگاه‌داشتن آگاهی عمومی است؟ مردمی که هنر برای ایشان هنرخلقی و پرمحتوا بود حالا به لطف این تولیدکنندگان فله‌ای هنرکالاها، روز به روز صاحب سلیقه‌ای نازل‌تر می‌شوند چرا که آنقدر شبه هنر می‌بینند که امر به ایشان مشتبه می‌شود که اثر هنری در واقع همین هنرکالاست.( نمونه‌ی ملموس‌تر این نمونه‌ها اخراجی‌هاست که سند موفقیت آن را استقبال عموم مردم می‌دانند در حالی که چرایی استقبال عموم از این آثار را نادیده می‌گیرند)
باید توجه داشت که هنر تاتر به‌ذات امری سیاسی‌است و یکی از اولین آثار تاتر که در ۴۷۲ پیش از میلاد و در تاتر دیونی‌سوس ‌‌آتن به اجرا در آمد تاتری بود سیاسی و ضد جنگ که درباره‌ی شخصیت‌هایی ساخته شده بود که در همان زمانه می‌زیستند و حالا پس از گذشت این همه سال هنوز جهان آن تاتر ارزشمند را به یاد دارد اما هنر کالاها از آنجا که نه برای جامعه بلکه علیه جامعه تولید می‌شوند جایی در تاریخ تاتر ندارند و به قول معروف هنری که برای جامعه نباشد محکوم به فناست.
در پایان باید متذکر شوم: وقت ما که از دست رفت حداقل آن ۱۳هزارتومان هزینه‌ی بلیط را پس بدهید.

تئاتر سیاسی در سال های اخیر

تئاتر سیاسی در سال های اخیر

حیات تئاتر سیاسی همواره در تاریخ پس از انقلاب حفظ شد و به ویژه پس از پایان دولت دهم، تئاترهای سیاسی در تماشاخانه های خصوصی افزایش پیدا کردند.
از سال 92 تئاترهای سیاسی چشمگیر و پرتماشاگری روی صحنه رفتند. در این سال «تیغ و استخوان» به کارگردانی منیژه محامدی، «بیوه های غمگین سالار جنگ» به کارگردانی شهاب الدین حسین پور، «پوتین های عموبابا» به کارگردانی شهرام کرمی، «تعبیر یک رویا» به کارگردانی خیرالله تقیانی پور، «خرمگس» به کارگردانی علی عابدی، «سیندرلا» به کارگردانی جلال تهرانی و «مرگ تصادفی یک آنارشیست» به کارگردانی مصطفی عبداللهی رگه های سیاسی- اجتماعی نسبتا پررنگی داشتند.
اما روند تئاترهای سیاسی در سال 93 شتاب گرفت و با روی کار آمدن دولت جدید، گویا تئاتری ها جسارت بیشتری را در انتخاب موضوع های سیاسی خرج کارهایشان کردند.
در سال 93 «پاییز» نادر برهانی مرند، «گفت و گوی فراریان» میلاد شجره، «دهانی پر از کلاغ» قاسم عبداللهی، «زمستان 66» علی جعفری، «دیوارها»ی مارال پردلی بهروز، «جنگ شب ها می رسد» سیدبهرام سروری نژاد، «شبی بیرون از خانه» رامین معصومیان و فرید قادرپناه و… روی صحنه رفتند.
اما در سال 94 تئاترهای سیاسی شدت و حدت بیشتری گرفتند و این روند در سال 95 نیز ادامه یافت. پیام دهکردی، تئاتر «کسی نبود بیدارمان کند» را روی صحنه برد و علی رفیعی نمایش «خاطرات و کابوس های یک جامه دار از زندگی و مرگ امیرکبیر» را. همچنین «مضحکه شبیه قتل» حسین کیانی، «بهمن» افروز فروزند، «استثنا و قاعده» سعید میرزایی و «خانه کاغذی» محمد برومند در سال 94 روی صحنه رفتند که مضمون های پنهان و هویدای سیاسی را در قصه خود جا داده بودند.
همچنین در سال جاری نیز تئاتر «افسانه ببر» به کارگردانی هادی عامل و «راپورت های شبانه دکتر مصدق» به کارگردانی اصغر خلیلی روی صحنه رفتند که رگه های پررنگ سیاسی داشتند.
تبصره ای درباره تئاتر سیاسی در سال های اخیر
تئاتر سیاسی در سال های اخیر به لحاظ فرم و زیبایی شناسی بصری و همچنین به لحاظ محتوایی از نظر نشانه شناسی و بیان سمبلیک به بلوغ رسیده است. زبان هنر تئاتر درواقع با بهره گیری از طنز و کمدی، بیان موضوعات سیاسی را در دستور کار خود قرار داده و مخاطبان خود را به گفت و گو دعوت می کند.
جالب آن است که در تئاترهای چند سال اخیر به جای برجسته شدن موضوع های سیاسی، مضامین سیاسی مدنظر تئاترها قرار گرفته است. به این معنی که به جای ارجاع خاص به اشخاص یا رویدادهای سیاسی، فرآیندهای امر سیاسی و کنش سیاسی مورد توجه قرار گرفته است.
می توان گفت که در همه آثار تئاتری چند سال اخیر، تنها وجه مورد نظر تئاتری ها پرداختن به حوزه داخلی سیاسی بوده و کمتر کسی روابط بین المللی و دیپلماسی بین المللی را در کانون قصه نمایشش قرار داده. با این همه می توان گفت که تئاترها برخلاف تئاترهای کمتر به صراحت به موضوعات سیاسی پرداخته اند اما به لحاظت اثرگذاری و پرداختن به ریشه های اکت سیاسی، این تئاترها در مقایسه با تئاترهای یکی، دو دهه گذشته سیاسی تر شده اند.

بیشعوری

بیشعوری
به طرز فجیعی خود پسند و گستاخ شده بودم و به زرنگ‌بازی‌ها و بهره‌کشی‌هایم از دیگران مباهات می کردم و این را نشانه شخصیت قوی و اعتماد به نفس بالای خود می دانستم. و حتی دوری جستن دیگران از خودم را به حساب حسادت دیگران به خاطر موفقیت هایم می گذاشتم. هیچ کس نمی توانست با من دربیفتد و همیشه قبل از اینکه دیگران علیه ام کاری کنند، من علیه شان اقدام می کردم، تا اینکه خانواده ام از هم پاشید.
گیج بودم، نمی فهمیدم مشکل کجاست و در نهایت قبول کردم که به کمک کسی نیاز دارم. سراغ دوستی روان‌پزشک رفتم، سیر تا پیاز ماجرا را گفتم و پرسیدم: “اشکال از کجاست؟ آیا اطرافیانم مریض شده‌اند؟ و خواهش کردم حقیقت را رک و راست به من بگوید، زیرا آدم قوی ‌ای هستم و توانایی رویارویی با هر خبر و پیشامد ناگواری را دارم.” در جواب شنیدم که آنها حالشان خیلی هم خوب است!
– م‍ م‍ م‍ منظورت این است که من مریضم؟
– نه تو هم مریض نیستی، فقط بیشعوری!
پس از این جواب دندان شکن، چند ماهی طول کشید تا عصبانیتم فروبنشیند، تا درک کنم که واقعا هیچگاه زمام زندگیم را به دست نداشته و تکبرم بیجا بوده است، تا بفهمم مشاور با بیشعور خواندنم، قصد توهین نداشته است. البته او راه درمانی هم نداشت و درجواب درمان گفته بود: “بیشعوری که مرض نیست. یک‌ جور خصیصه است و به همین خاطر هم قابل درمان نیست.”
این ها اعترافات دکتر خاویر کرمنت، قبل از نویسنده شدن و تالیف کتاب بیشعوری است. کسی که ۲۰ سال آزگار با بیشعوری اش، خانواده و اطرافیانش را آزار داد تا بالاخره فهمید بیشعوری خطرناک ترین بیماری تاریخ بشریت است و باید به دیگران برای رهایی از این وضعیت کمک کرد.
تخصص پزشکی اش را رها کرد و روانشناسی خواند و با زبانی طنز و کمابیش شبه علمی، بیشعوری را در کتابش به همراه تعدادی راه نجات شرح داد.
و اما بیشعوری
از نظر دکتر خاویر کرمنت بیشعوری یک بیماری پنهان است که اغلب افراد مبتلا، از آن بی اطلاع هستند و معمولا هم در قبال این اتهام می گویند:
“من خوبم، تو بیشعوری!”
اما این در حالی است که همگی دچار خودپسندی فجیع، نفرت انگیزی بی حد، خیرخواهی متکبرانه و ضمیر ناخوآگاه غیر قابل نفوذ هستند. با خوار و ذلیل کردن دیگران کسب قدرت می کنند، از آدم های ساده، بی رحمانه سو استفاده و از صفات اصیل انسانی امتنا می کنند.
البته آن چه در این کتاب خواننده را بیش از یک کتاب طنز یا بیان گر واقعیت های تلخ اجتماعی با خود همراه می کند، نشان دادن روش برخورد با بیشعورها و چگونگی درمان بیشعوری است. خاویر کرمنت در این کتاب انواع بیشعورها را طبقه بندی می کند؛ بیشعور اجتماعی، مدنی، تجاری، دیوان سالار، عرفان باز، مقدس مآب، شاکی و بیچاره. در مورد هرکدام مثال هایی عینی می آورد و از شیوه زندگی در کنار چنین افرادی سخن می گوید.
البته در نهایت راه نجاتی هم ارائه می دهد، هرچند که این فصل از کتاب را با این نقل قول شروع می کند:
” جنون گاوی را که ریشه کن کنید، گاوها باقی می مانند.”
ماجرای چاپ کتاب در ایران
این کتاب پنج سالی از وزارت‌ ارشاد مجوز نمی‌گرفت. محمود فرجامی، مترجم کتاب هم ناامید از امکان چاپ ، آن را در وبلاگ خودش به صورت الکترونیکی منتشر نمود تا هر کسی که علاقه داشت کتاب را بخواند و اگر خواست حق مترجم را که برابر با پول یک پیتزا بود پرداخت کند. اما پس از تغییراتی، کتاب مجوز گرفت و بالاخره به نمایشگاه کتاب سال ۹۳ رسید و با استقبال فراوانی مواجه شد. همت انتشارات تیسا و پایمردی مترجم که مجوز رسمی نویسنده و ناشر خارجی را هم گرفته بود البته در خور تقدیر است. البته امسال کتاب صوتی بیشعوری نیز منتشر شده است.
نکته آخر این که بعضی معتقدند این کتاب مبنای علمی ندارد و بیشتر به تخیلات خاویر کرمنت در مورد جامعه اطرافش شباهت دارد./یک پزشک