بایگانی مطالب نشریه

خبر

تجلیل از شهدای آتش نشان در گود زورخانه
پنج شنبه شب گذشته زورخانه پهلوان ناصراسدی حال وهوایی دیگری داشت، زورخانه پر بود از بزرگ مردان عشق و آتش، قهرمانان بی ادعای آتش نشان که امده بودند عزا را با هم و در کنار هم به عشق تبدیل و از مقام شامخ کبوتران آسمانی آتش نشانان حادثه پلاسکو تجلیل کنند.
مراسم گرامیداشت یاد و خاطره پهلوانان واقعی دیار ایران زمین، پنج شنبه هفته گذشته به همت همه اهالی زورخانه مرحوم پهلوان ناصر اسدی در محل گود این زورخانه برگزار شد. در این مراسم که حمیدرضا بابائی، شهردار کرمان و تنی چند از روسای مراکز آتش نشانی کرمان حضور داشتند، پس از انجام حرکات ورزشی و زورخانه ای که با نوای گرم مرشد همراه بود، از مقام برجسته شهدای آتش نشان تجلیل به عمل آمد.

مقام سومی برای
سپک تاکرای کرمان
تیم سپک تاکرای کرمان با قبول شکست برابر تیم قزوین به رده سوم مسابقات کشوری قناعت کرد .
مسابقات قهرمانی کشور جام فجر یادواره ای شهدای آتش نشانی در شهر قزوین برگزار شد و در پایان تیم های اول تا سوم این مسابقات مشخص شدند .
در این دوره از مسابقات ۱۰ تیم از سراسر کشور در دو گروه پنج تیمی باهم در دو روز به رقابت پرداختند و در نهایت تیم کرمان که در گروه سختی هم قرار داشت با شکست حریفان خود به نیمه نهایی این مسابقات راه یافت و در این مرحله نیز با قبول شکست برابر تیم قزوین میزبان مسابقات به رده سوم مشترک با کرمانشاه دست یافت .
در رقابت فینال تیم مرکزی با غلبه بر تیم قزوین جام قهرمانی را بالای سر برد.

هندبال مس در کویر یزد
هفته دوازدهم لیگ برتر هندبال کشور امروز با انجام 5 دیدار در 5 شهر کشور پیگیری می شود و در یکی از دیدارهای مهم این هفته، مس کرمان در شهر یزد میهمان توسعه و عمران بافق است.
توسعه و عمران بافق یزد که مدتی است از انتهای جدول فاصله گرفته است هم اکنون با 8 امتاز در رده هشتم جدول رده بندی قرار دارد، ضمن اینکه مس با 11 امتیازی که دارد، به طور قطع به دلیل اختلاف امتیاز کم میان تیم ها در جدول، نمی خواهد که شانس حضور در بالای جدول را از دست بدهد. نماینده یزد هم به طور قطع به دنبال آن است تا به روند نسبتا موفقیت آمیز خود برای فاصله گرفتن با انتهای جدول ادامه دهد.
برنامه سایربازی ها به شرح زیر است :
بیتا سبزوار – نفت و گاز گچساران
فولاد مبارکه سپاهان – هیئت هندبال مرودشت
هپکو اراک – نیروی زمینی تهران
شهرداری ارومیه – شهرداری کاشان

بخشی از سخنرانی تاریخی حضرت امام خمینی (ره) در بهشت ‌زهرا(س)

بخشی از سخنرانی تاریخی
حضرت امام خمینی (ره)
در بهشت ‌زهرا(س)

فارس- ما در این مدت مصیبت‌ها دیده‌ایم، مصیبت‌های بسیار بزرگ و بعضی پیروزی‌ها حاصل شد که البته آن هم بزرگ بوده، مصیبت‌های زن های جوان مرده، مردهای اولاد از دست داده، طفل‌های پدر از دست داده.
من وقتی چشمم به بعضی از اینها که اولاد خودشان را از دست داده‌اند می‌افتد، سنگینی در دوشم پیدا می‌شود که نمی‌توانم تاب بیاورم. من نمی توانم از عهده این خسارات که بر ملت ما وارد شده است برآیم.من نمی توانم تشکر از این ملت بکنم که همه چیز خودش را در راه خدا داد، خدای تبارک و تعالی باید به آن ها اجر عنایت فرماید.
من به مادرهای فرزند از دست داده تسلیت عرض می‌کنم و در غم آن ها شریک هستم. من به پدرهای جوان داده، من به آن ها تسلیت عرض می کنم. من به جوان هایی که پدرانشان را در این مدت از دست داده اند تسلیت عرض می کنم.
خوب، ما حساب بکنیم که این مصیبت‌ها برای چه به این ملت وارد شد، مگر این ملت چه می‌گفت و چه می‌گوید که از آ‌ن‌وقتی که صدای ملت در آمده است تا حالا قتل و ظلم و غارت و همه اینها ادامه دارد. ملت ما چه می گفتند که مستحق این عقوبات شدند ملت ما یک مطلبش این بود که این سلطنت پهلوی از اول که پایه گذاری شد برخلاف قوانین بود.
آنهایی که در سن من هستند، می دانند و دیده اند که مجلس موسسان که تاسیس شد، با سرنیزه تاسیس شد، ملت هیچ دخالت نداشت در مجلس موسسان، مجلس موسسان را با زور سرنیزه تاسیس کردند و با زور، وکلای آن را وادار کردند به اینکه به رضاشاه رای سلطنت بدهند. پس این سلطنت از اول یک امر باطلی بود، بلکه اصل رژیم سلطنتی از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلی است و خلاف حقوق بشر است.
برای اینکه ما فرض می کنیم که یک ملتی تمامشان رای داند که یک نفری سلطان باشد، بسیار خوب، اینها از باب اینکه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، رای آنها برای آنها قابل است؛ لکن اگر چنانچه یک ملتی رای دادند (ولو تمامشان) به اینکه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد، این به چه حقی ملت پنجاه سال از این، سرنوشت ملت بعد را معین می کند سرنوشت هر ملتی به دست خودش است.
ما در زمان سابق، فرض بفرمائید که زمان اول قاجاریه نبودیم، اگر فرض کنیم که سلطنت قاجاریه به واسطه یک رفراندمی تحقق پیدا کرد و همه ملت هم ما فرض کنیم که رای مثبت دادند، اما رای مثبت دادند بر آقامحمدخان قجر و آن سلاطینی که بعدها می آیند.
در زمانی که ما بودیم و زمان سلطنت احمدشاه بود، هیچ یک از ما زمان آقامحمدخان را ادراک نکرده، آن اجداد ما که رای دادند برای سلطنت قاجاریه، به چه حقی رای دادند که زمان ما احمد شاه سلطان باشد. سرنوشت هر ملت دست خودش است. ملت در صد سال پیش از این، صدوپنجاه سال پیش از این، یک ملتی بوده، یک سرنوشتی داشته است و اختیاری داشته ولی او اختیار ماها را نداشته است که یک سلطانی را بر ما مسلط کند.
ما فرض می‌کنیم که این سلطنت پهلوی، اول که تاسیس شد به اختیار مردم بود و مجلس موسسان را هم به اختیار مردم تاسیس کردند و این اسباب این می شود که – بر فرض این که این امر باطل، صحیح باشد- فقط رضاخان سلطان باشد. آن هم بر آن اشخاصی که در آن زمان بودند و اما محمد رضا سلطان باشد بر این جمعیتی که الان بیشتر شان، بلکه الا بعض قلیلی از آنها ادراک آن وقت را نکرده اند، چه حقی داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در این زمان معین کنند. بنابر این سلطنت محمدرضا اولا که چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و با سرنیزه تاسیس شده بود مجلس، غیر قانونی است، پس سلطنت محمدرضا هم غیر قانونی است و اگر چنانچه سلطنت رضاشاه فرض بکنیم که قانونی بوده، چه حقی آنها داشتند که برای ما سرنوشت معین کنند هر کسی سرنوشتش با خودش است، مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟
مگر آن اشخاصی که درصد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، می توانند سرنوشت یک ملتی را که بعدها وجود پیدا کنند، آنها تعیین بکنند؟ این هم یک دلیل که سلطنت محمدرضا سلطنت قانونی نیست. علاوه بر این، این سلطنتی که در آنوقت درست کرده بودند و مجلس موسسان هم ما فرض کنیم که صحیح بوده است، این ملتی که سرنوشت خودش با خودش باید باشد، در این زمان می گوید که ما نمی خواهیم این سلطان را.
وقتی که اینها رای دادند به اینکه ما سلطنت رضاشاه را، سلطنت محمدرضاشاه را، رژیم سلطنتی را نمی خواهیم، سرنوشت اینها با خودشان است. این هم یک راه است از برای اینکه سلطنت او باطل است.

تاریخ بیرجند

تاریخ بیرجند
مرکز استان خراسان جنوبی و مرکز شهرستان بیرجند در شرق ایران است.
بیرجند نخستین شهر در ایران است که دارای سازمان آبرسانی بوده و بنگاه آبلوله بیرجند به عنوان اولین سازمان آبرسانی ایران شناخته می‌شود. ین شهر همچنین دومین شهر در ایران است که در سال ۱۳۰۲ و پیش از تهران از لوله‌کشی آب شهری برخوردار گردید. باغ اکبریه یکی از بناهای تاریخی شهر در نشست سی و پنجم یونسکو در سال ۲۰۱۱۱ میلادی به عنوان میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.
مدرسه شوکتیه در این شهر، سومین مدرسه آموزش به سبک نوین -بعد از دارالفنون تهران و رشدیه تبریز- است. به علت موقعیت سیاسی و استراتژیک بیرجند، سومین فرودگاه کشور در سال ۱۳۱۲ پس از قلعه‌مرغی و بوشهر در این شهر ساخته شد و تا پیش از جنگ جهانی دوم، کنسولگری‌های انگلستان و روسیه در بیرجند مشغول فعالیت بوده‌اند.
علاوه بر نام بیرجند که ساختار آن برگرفته از زبان پهلوی بوده و به دوران پیش از اسلام باز می‌گردد، بنا به روایتی بیرجند، احتمالاً در اواخر حکومت ساسانیان و توسط زرتشتیان یزدی و کرمانی به عنوان منزلگاهی در حاشیه کویر و در مسیر عبور از کویر به سمت شمال خراسان بزرگ و ماوراءالنهر بنا شده‌است .
اشعار حکیم نزاری، وجود محله‌ای به نام گبرآباد در بافت قدیمی شهر، کاوش های به عمل آمده از قلاع دختر در «بند دره» و «قلعه دره»، و نیز کتیبه به‏دست آمده از کال جنگال در روستای ریچ از توابع خوسف، «تخته سنگ لاخ مزار» واقع در روستای کوچ، سنگ نگاره و کتیبه‏های پهلوی اشکانی در دره «استاد تنگل»، حکایت از قدمت چند هزار ساله بیرجند دارد. همچنین علاوه بر وجود گورستان های زرتشتی‌ها در اغلب روستاها و نیز وجود آتشکده‌های سفلی و علیا که دال بر قدمت تاریخی این منطقه‌است، نام برخی از روستاهای اطراف شهر بیرجند دارای ریشه پهلوی و اساطیری هستند، مانند: گیو، سهراب، ماژان، سلم آباد، درخش، خراشاد، رودک، دستجرد، چاج، چهکند، جمشیدآباد و …
قدیمی ترین اثر درون شهری بیرجند، مسجد جامع آن است که در سال ۷۵۰ هجری قمری بنا شده‌است.
صفویه
در اواخر دوره صفوی و پس از قتل نادر شاه با استقرار خاندان خزیمه، بیرجند مرکز قهستان شد. با زوال دولت صفوی و رسوخ کشورهای اروپای غربی به هند و آسیای شرقی از راه های دریایی و زمینی بیرجند که در مسیر عمده ترین راه زمینی این ارتباط قرار داشت محل عبور اغلب سیاحان و جهانگردان یا مأمورانی شد که در نوشته‌های خود اطلاعات فراوانی درباره شهر و منطقه به جا گذاشته‌اند.
قاجاریه
در سال ۱۲۵۴ خورشیدی، مک گرگور درباره شهر بیرجند مطالبی نوشته و شمار خانه‌های شهر را سه هزار باب ذکر کرده‌است. در سال ۱۲۷۳ خورشیدی، ادوارد ییت گزارشی درباره تجارت بیرجند از طریق بندرعباس و نیز جمعیت ۰۰۰ ۲۵ نفری آن داده‌است.
سرپرسی سایکس در سفر خود به منطقه , از کوههای معین آباد (ظاهراً همان میناباد)، امیران ناحیه قائنات, محصولات زراعی بویژه زعفران و زرشک و ابریشم، قالی بافی ساکنان منطقه و مذهب آنها و نیز شهر بیرجند ـ که آن را متفاوت با سایر شهرهای ایران دانسته ـ مطالبی آورده‌است. لمتون نیز در سالهای قبل از ۱۳۲۹ خورشیدی به وضع مالکیت اراضی و قنات‌های قائنات و نیز نظامهای آبیاری در آبادیهای پیرامون بیرجند اشاره کرده‌است.
پهلوی
در سالهای نخستین دوران پهلوی، شهر به مرکز عمده نظامی تبدیل شد. لوله کشی آب در ۱۳۰۲ خورشیدی – که اولین لوله کشی شهری در ایران به حساب می‌آمد – و تغییر مسیر رود بیرجند دو عامل مهم در تحول شهر بود. در ۱۳۱۰ خورشیدی به نوشته روزنامه کیهان به سبب فراوانی آب قنات در شهر، بر جمعیت آن هنگام کم آبی افزوده می‌شد.به علت اهمیت راهبردی شهر بیرجند در شرق ایران، در سال ۱۳۱۲ خورشیدی، فرودگاه شهر بیرجند – سومین فرودگاه کشور پس از قلعه مرغی و بوشهر – مورد بهره برداری قرار گرفت. در سالهای پس از ۱۳۲۰ شمسی , توسعه شهر سرعت یافت و در جنگ جهانی دوم متفقین , شاهراه مشهد ـ زاهدان را ساختند که به صورت یکی از شاهرگ‌های ارتباطی متفقین ـ که با راه آهن ایران رقابت می‌کرد ـ درآمد

بازگشت امام(ره) به وطن

بازگشت امام(ره) به وطن
ورود امام خمینی (ره) به ایران، در روز 12 بهمن ،برای مردمی که تمام دوران مبارزاتی خود را از طریق بیانیه و صداهای ضبط شده ی او سپری کرده بودند، روزی فراموش نشدنی را رقم زد.
آیت الله سید روح الله موسوی خمینی، رهبر مبارزات انقلابی در زمان رژیم ستم شاهی پهلوی و بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران، چهره‌ای کاریزماتیک در عرصه سیاسی و محبوب‌تربن روحانی و مرجع تقلید برای آحاد جامعه ایران به حساب می آمد.
در 12 بهمن 57 مقدمات ورود امام خمینی(ره) به وطن، پس از 15 سال دوری و تبعید در حالی انجام می شد که محمد رضا پهلوی در 27 دی ماه از کشور فرار کرده بود. امام خمینی (ره) شرط کرده بودند که تا خروج شاه از ایران به وطن باز نمی گردند. تنها مهره بازمانده از سیاست های شاه ،شاپور بختیار بود که تمام تلاشش را برای جلوگیری از بازگشت امام(ره) انجام می داد. او به همراهان امام خمینی اعلام می کرد که چند هفته بازگشت را به تعویق بیاندازند و در اصل هدفش از خریدن این زمان قوی کردن دولت متبوعش‌ و آرام نمودن فضا به نفع خود بود. اولین قرار پرواز امام خمینی به ایران در تاریخ ششم بهمن اعلام شده بود؛ اما از دوم بهمن با رژه گارد شاهنشاهی در خیابان ها و بستن فرودگاه ها توسط بختیار عملاً بازگشت امام(ره) به تعویق افتاد.
در اسناد انقلاب آمده است که بختیار در باره بازگشت حضرت امام خمینی(ره) به ایران گفته بود:گفتند که آیت الله می آید. گفتم آمدن ایشان اشکالی ندارد اما من برای ایشان طیاره نمی فرستم و برای اینکه اطمینان بیشتری پیدا کنم فرودگاه را بستم ملتفت هستید؟! گفتم بسیار خوب اگر می خواهید بیاید اینجا حق دارد بیاید. ولی خودش برود بلیط بخرد و امورش را اداره کند. بیاید ولی شما دنبال او نمی روید… اگر او قانون را مراعات کند که سرور همه ماست. اگر که خواست شلوغ بکند جوابش را خواهیم داد.»
سر انجام با تظاهرات مردم مخالف پهلوی و مشتاق برای حضور امام(ره) در کشور و اجاره کامل یک فروند هواپیمای 747 شرکت هواپیمایی فرانسه (ایرفرانس) به همراه خدمه توسط خیرین، در حالی که شایعه حمله به هواپیمای امام خمینی قوت گرفته بود و کارتر به کمک بختیار آمده بود، سفر ایشان از نوفل لوشاتو به ایران آغاز شد.
در خاطرات همراهان بنیانگذار انقلاب آمده است که تا آخرین لحظه فرود در فرودگاه مهرآباد ترس ربودن و یا انهدام هواپیما با آن ها بوده است. این در حالی است که حضرت امام در آرامش و آسودگی خیال سفر کردند.
حضور میلیونی مردم مشتاق در فرودگاه و خیابان های اصلی بی سابقه ترین استقبال تاریخ کشور را رقم زد. در حالی که هوا زمستانی و سرد بود، مردم از شب قبل برای استقبال از بینیان گذار انقلاب به فرودگاه مهرآباد آماده بودند. سرانجام در روز 12 بهمن ماه سال 1357،در ساعت 9:27 دقیقه صبح سید روح الله موسوی خمینی وارد ایران شد. این تاریخ و ساعتی است که هر ساله توسط مردم و مسئولان وقت جشن گرفته می شود.
امام خمینی پس از سخنرانی در فرودگاه و پاسخ به ابراز احساسات مردم به سمت قطعه 17 بهشت زهرا حرکت کردند و در میان مقبره شهدای انقلاب اسلامی ایران و مردم استقبال کننده سخنرانی تاریخی خود را ایراد کردند.
سخن معروف حضرت امام(ره)در آن روز، «من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می‌کنم» پشتیبان اتفاقات بعدی آن سال و انتخاب جمهوری اسلامی ایران توسط مردم و به رهبری ایشان بود.

روحانی: نه تافته جدا بافته‌ایم نه گمشده در تاروپود جهان

روحانی:
نه تافته جدا بافته‌ایم نه گمشده در تاروپود جهان

رییس جمهوری کشورمان تاکید کرد: بزرگترین آرمان امام آزادی بود، مردم در انتخابات، افراد را آزادانه انتخاب می‌کنند. ما نه تافته جدا بافته هستیم و نه گم شده در تار و پود جهان. به گزارش خبرآنلاین، در آستانه آغاز دهه فجر حجت‌الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور کشورمان به همراه اعضای هیأت دولت صبح امروز باحضور در مرقد مطهر امام خمینی (ره) با آرمان ایشان تجدید بیعت کردند.
در حاشیه این مراسم رییس جمهوری اظهار داشت: امام نه معتقد به آن بود که انقلاب باید از مسیر مسلحانه پیروز شود و نه به خمودگی ها و خموشی های مسلحانه معتقد بود. بلکه از مسیر اعتدال انقلاب را پیش بردند. وی تاکید کرد:۴۰ سالگی، به معنای پختگی انقلاب و دوری از حرکت های هیجان زده است. ما نیازمند گفتمان امام و راه امام هستیم. گفتمان امام اتصال نظام به انقلاب اسلامی و پیشبرد آرمان های انقلاب همچون آزادی و استقلال در متن نظام است. نباید به گفتمان امام به طور گزینشی رجوع کنیم.
اهم اظهارات رییس دولت یازدهم را در ادامه به نقل از جماران بخوانید؛
این گفتمان را باید به گونه ای تفسیر کنیم که مایه تحکیم نظام و کارآمدی دولت شود و بتوانیم چتر انقلاب را میان همه علاقه مندان انقلاب بگسترانین و همه دوستداران آزادی جذب آن شوند.
بزرگترین آرمان امام آزادی بود و مردم در انتخابات افراد را آزادانه انتخاب می کنند. استقلال آرمان امام بود؛ ما نه تافته جدا بافته هستیم و نه گم شده در تار و پود جهان.
مقام معظم رهبری با حق الناس خواندن رأی مردم حماسه ۹۲ را آفرید و با نرمش قهرمانانه با مذاکرات موافقت کردند. روش ها مقدس نیست؛ روش‌ها در راستایی که هدف ها مشخص می‌کنند قابل تغییر هستند.
داغ آیت الله هاشمی بر دل ما و مردم است. قلب میلیون ها نفر برای او تپید. او امروز آرام در کنار امام خفته است.
متأسفیم که شاهد تشییع پیکر آتش نشانان قهرمان هستیم. به خانواده های آنان تسلیت می گوییم. آنان نشان دادند در زندگی مردم ما ایثار و فداکاری از بین نخواهد رفت.
باید در این ایام به خانواده بزرگ امام که سهمی بزرگ در انقلاب داشتند تبریک بگوییم. این روزها متعلق به امام است. ما به خاندان بزرگ امام خصوصا یادگار ایشان عالم فرهیخته و مدرس بزرگ حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی (دامت برکاته) احترام می‌گذاریم.

میزخبر

انتقاد علی مطهری از مصوبه تعطیلی هشتم ربیع‌الاول
خبرآنلاین نوشت: علی مطهری در صفحه شخصی اش در اینستاگرام نوشت: مصوبه روز یکشنبه مجلس درباره تعطیلی هشتم ربیع الاول به عنوان روز شهادت امام حسن عسکری علیه السلام و آغاز امامت حضرت ولی عصر علیه السلام که مورد ایراد شورای نگهبان قرار گرفته بود و البته با لطایف الحیل به تصویب رسید مصوبه خوبی نبود.
اولاً این روز، هم روز عزاست و هم روز شادی و تکلیف مردم معلوم نیست. ثانیاً فلسفه تعطیلی یک روز این است که مناسبت آن روز، بزرگ و گرامی داشته شود و این هدف در اکثر موارد با تعطیل نبودن آن روز و دایر بودن ادارات و انتشار روزنامه ها بهتر تامین می شود. ثالثا تعطیلی هر یک روز خسارت مالی زیادی، هم برای دولت و هم برای بخش خصوصی و کارفرمایان دارد که ایراد شورای نگهبان هم بار مالی برای دولت بود. رابعاً این روز مقارن است با یک مناسبت دیگر که تعطیلی آن، زمینه افراط مذهبی را که به وحدت اسلامی آسیب می رساند فراهم می کند. امیدوارم شورای نگهبان بار دیگر این مصوبه را رد کند.

پاداش پایان سال کارکنان دولت، تعیین شد
هیات دولت در جلسه عصر یکشنبه خود به ریاست رییس جمهور، میزان پاداش پایان سال ۱۳۹۵ (عیدی) کارکنان دولت را مبلغ ۷۷۰ هزار و ۵۰۰ تومان تعیین کرد.

درخواست سیاسی اصلاح‌طلبان از رهبری: بعد از آیت‌الله هاشمی، مستقیم با رهبری ارتباط برقرار شود
حسین مرعشی در مصاحبه با روزنامه آرمان گفت: درخواست این است که مسئولیت‌های مدنی و سیاسی آیت‌ا… هاشمی از این پس به حوزه رهبری نظام منتقل شود و مقام معظم رهبری در صورت صلاحدید در این زمینه تدبیر لازم را اتخاذ کنند.در شرایط کنونی بخشی از گروه‌های سیاسی تقاضا دارند که پس از رحلت آیت‌ا… هاشمی ارتباط این گروه‌ها به صورت مستقیم با مقام معظم رهبری برقرار شود.

رییس قوه قضاییه: دولت به تصمیم اخیر رییس‌جمهور آمریکا واکنش متناسب نشان دهد
ایلنا نوشت: آیت الله آملی لاریجانی در جلسه مسئولان عالی قضایی با اشاره به تصمیم رئیس جمهور جدید آمریکا مبنی بر صدور دستور ممنوعیت ورود مسلمانان به این کشور، چنین اقدامی را رفتاری نامتعادل، غیرانسانی و خلاف موازین حقوق بشر توصیف کرد و گفت: از خوی آمریکایی‌ها چنین تصمیمی بعید نبود. سردمداران آمریکا معمولاً به اقدامات سلطه جویانه خود رنگ و لعاب حقوق بشری می دادند اما امروز چهره خود را آشکارتر نشان می دهند. رئیس قوه قضاییه افزود: اینکه رئیس جمهور آمریکا به یکباره دستور ممنوعیت سفر مسلمانان به این کشور را صادر می کند و به نحوی اسلام هراسی را توسعه می دهد، برخلاف موازین اخلاقی و انسانی است. آیت الله آملی لاریجانی از دولت، رئیس جمهور و بویژه دستگاه دیپلماسی کشورمان خواست که با عبرت از تجربیاتی نظیر تجربه «مهم و تلخ برجام»، به این رفتار نامتعادل، غیر منطقی و غیر انسانی آمریکا واکنش قاطع، مناسب و متناسب نشان دهند.

تشبیه عجیب ترامپ و ملک سلمان به معتادان
ایلنا نوشت: محسن رضایی در صفحه اینستاگرام خود نوشت:
نان قرض دادن ترامپ و ملک سلمان
دیشب ملک سلمانِ آل سعود با ترامپ در قدردانی از امضای فرمان مهاجرت تلفنی صحبت کردند. آقای سلمان به ایشان پیشنهاد کرده است که‌ رهبری مبارزه با تروریسم را به عهده بگیرد. این رفتارها در ادبیات ما ایرانی‌ها «نان قرض دادن به یکدیگر» است. آقای ترامپ در فرمان مهاجرت نام عربستان را ذکر نکرد. ملک سلمان هم از آقای ترامپ رهبری ضد تروریست‌ها را می‌خواهد. یک معنای دیگر این تلفن هم حرفی است که وقتی معتادان به هم می‌رسند، به هم می‌گویند دمت گرم! فهمیدم چی گفتی. هر دو در تلفن متوجه شدند که از یک جنس و معتاد به تروریست‌ها و کشتار مردم منطقه‌اند.

واکنش جهانگیری به قانون ضدمهاجرت ترامپ: در ارتباط با صدور ویزای اتباع آمریکایی اقدام متقابل می‌کنیم
ایرنا نوشت: معاون اول رییس جمهوری بر حمایت دولت ایران از اتباع خود در سراسر جهان تاکید کرد و گفت: ما در ارتباط با صدور ویزا برای اتباع آمریکایی که بخواهند به ایران بیایند، عمل متقابل انجام خواهیم داد. اسحاق جهانگیری افزود: از اتباع خودمان در سراسر دنیا از تمام ابزارهایی که در اختیار داریم، حمایت خواهیم کرد. وی اظهار داشت: حتما در جوامع بین المللی علیه این کار غیرقانونی، غیرانسانی و ضد حقوق بشری موضع گیری خواهیم کرد و بار دیگر حقوق بشری که آمریکایی ها تعریف می کنند را در دنیا و در جوامع بین المللی مورد بازشکافی و بررسی قرار خواهیم داد تا جهانیان بدانند با چه سیستمی روبرو هستند. جهانگیری ادامه داد: ایران متمدن ترین و تاریخی ترین مردم دنیا هستند که در تمدن دنیا نقش کارساز و موثری داشته اند و نمی شود آن ها را متهم به حامی تروریست کرد.
جهانگیری گفت: این مردم قربانیان تروریسم هستند و بعد از انقلاب بیشترین آسیب را از آن دیده اند. با این حال، ایران تنها ملتی است که مردانه در مقابل تروریست هایی که با حمایت آمریکا و برخی کشورهای منطقه شکل گرفته اند و امنیت مردم عراق، سوریه، یمن و لیبی را بر هم زده اند، ایستادند و نگذاشتند تروریست ها در افغانستان، پاکستان، سوریه و عراق جا خوش کنند و دولت تشکیل دهند. معاون اول رئیس جمهوری تاکید کرد: حتما راه مبارزه با تروریسم را ادامه خواهیم داد و از حقوق ملت ایران در همه جا با قاطعیت حمایت خواهیم کرد.

تکلیف صندلی آیت‌الله هاشمی در مجلس خبرگان چه زمانی مشخص می‌شود؟
میزان نوشت: سخنگوی شورای نگهبان گفت: مجلس خبرگان رهبری تصمیم خود برای برگزاری انتخابات میان دوره ای را به وزارت کشور و وزارت کشور هم درخواست خود را به شورای نگهبان ارایه می دهد که هنوز این اتفاق نیفتاده است. عباسعلی کدخدایی گفت: هنوز اعضای شورای نگهبان درباره برگزاری انتخابات میان دوره ای مجلس خبرگان رهبری اطلاعی ندارند و به همین دلیل تصمیمی دراین زمینه گرفته نشده است.
وی درباره ادامه بررسی لایحه برنامه ششم توسعه در شورای نگهبان نیز اظهار داشت: جلسات فوق العاده برای بررسی این لایحه در شورای نگهبان تشکیل می شود و فردا نیز شورا به ادامه بررسی این لایحه می پردازد. سخنگوی شورای نگهبان درباره مصوبه روز گذشته مجلس شورای اسلامی برای تعطیلی هشتم ربیع الاول نیز اظهار داشت: هنوز این مصوبه به دست ما نرسیده و پس از ارسال آن و طرح در جلسه شورا، نظر خود را اعلام خواهیم کرد.

روایتی کمتر شنیده شده از اسکورت هواپیمای حامل «ریگی» توسط ارتش
میزان نوشت: معاون اجرایی ارتش گفت: آن هواپیما که حامل ریگی جنایتکار بود، چه کسی آن را نشاند؟ اغلب مردم در خواب بودند، چون ساعت 2 و نیم بامداد بود که جنگنده‌های ما رفتند و آن هواپیمای مسافربری را که از فضای جمهوری اسلامی ایران عبور می‌کرد اسکورت کرده و باقدرت تمام نشاندند، آن‌هم با شلیک‌هایی که انجام شد. امیرسرتیپ محمد محمودی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه، هواپیمای حامل ریگی با شلیک جنگنده‌های ارتش تسلیم شد و فرود آمد؟ عنوان کرد: بله، ابتدا نیروهای ما در تاریکی، حدود ساعت 2 تا 3 بامداد اخطار دادند اما آن‌ها توجه نکردند. چند شلیک پیاپی در مقابل چشمان خلبان انجام شد و خلبان هواپیمای حامل ریگی با توجه به جدیت خلبانان جنگنده ما برای نشاندن هواپیما، به‌اجبار در فرودگاه بندرعباس به زمین نشست.

سیدحسن خمینی: گام به گام دستمان از شاگردان طبقه اول امام کوتاه می شود

سیدحسن خمینی:
گام به گام دستمان از شاگردان طبقه اول امام کوتاه می شود
آیت الله سید حسن خمینی در مراسم تجدید میثاق رئیس جمهوری و اعضای هیأت دولت با آرمان های بنیانگذار جمهوری اسلامی، گفت: به این نکته اشاره می کنم که گام به گام دست ما از دامن شاگردان طبقه اول امام کوتاه می شود. امسال دو تن از بزرگترین صحابی امام، عزیزان انقلاب و افراد اصلی نهضت یعنی آیت الله موسوی اردبیلی و آیت الله هاشمی رخ در نقاب خاک کشیدند.
به گزارش «انتخاب»؛ یادگار امام ادامه داد: این مسیری است که جبر تاریخ بر ما حاکم می کند. خداوند سایه دیگر شاگردان امام خصوصا مقام معظم رهبری را مستدام دارد. هرچه زمان جلو می رود «دور مجنون گذشت و نوبت ماست/ هرکسی پنج روزه نوبت اوست.» وی اظهار داشت: این انقلاب در دستان نسل های جدید و جوان قرار دارد. همواره باید ارزش ها و آرمان هایی که انقلاب به خطر آنها شکل گرفت را تکرار کنیم و آنها را دائما یادآور شویم. سید حسن خمینی گفت: ان شاء الله خون پاک شهیدانی که این نهال را آبیاری کردند و امروز درخت تنومند جمهوری اسلامی ایران شده و زحمات خانواده های آنها و دیگر بزرگان انقلاب در آینده به ثمرات بهتری منجر شود.
وی سپس با یادآوری برخی از ارزش های انقلاب اسلامی تصریح کرد: دینداری و پاسداری از ارزش های دینی یکی از مقدس ترین و مهمترین آرمان های انقلاب بود.
شاید دفاع از مظلوم، ایستادگی در مقابل ظلم و اجحاف و حق کشی بن مایه حرکت های انقلابی بوده و فرمایش معروف امام نیز می گوید که ما مدافع مظلوم و مقابل ظالم در همه دنیا هستیم.
یادگار امام ادامه داد: استقلال و شکوفایی، توانمندی مردم، فقرستیزی و فقر زدایی، از بین بردن تبعیض ها، زندگی بهتر برای آحاد مردم از جمله دیگر آرمان ها هستند.
وی گفت: روزی که انقلاب پیروز شد مؤمنان تصدی حکومت نداشتند؛ امروز مؤمنان بیش از هر زمان دیگری وظیفه دارند دین، کارآمدی دین و کارآمدی ارزش های دینی در بستر جامعه را به مردم و همگان نشان دهند.
سید حسن خمینی افزود: نسل دوم و سوم انقلاب در پیش است و وظیفه نسل اول است که این ارزش ها را با شکوه و جلال خودش منتقل کند. خدا را شاکریم که پس از امام مقام معظم رهبری با تأکیدات بر این ارزش ها و با اشارات مستمر و استقامت بر ارزش ها توانستند نهال برومند گفتمان امام را در جامعه ما بیش از زمان گذشته و بیش از هر زمان دیگری بارور کنند.
وی تأکید کرد: آینده پیش روی ماست و همه ما برای سعادت آینده خودمان، جامعه اسلامی و فردای این سرزمین و نسل های آینده به گفتمان عدالت طلب، صلح آمیز و توانمندی که می تواند زندگی و دنیای بهتر آخرتی سرافرازتر و کارآمدتر برای همگان به ارمغان بیاورد نیازمند هستیم.
یادگار امام ادامه داد: خدا را شاکریم که این امر تاکنون محقق شده و نسل های آینده ان شاء الله بتوانند در سایه گفتمان امام این اندیشه را برای خودشان داشته باشند. همت و تلاش، زحمات طاقت فرسا، همت والا و تدبیر حکیمانه، صبر و حوصله رئیس جمهور و دیگر اعضای دولت را قدر می نهیم. وی در پایان با ابراز امیدواری از اینکه روزهای خوبی را در ایام دهه فجر شاهد باشیم، بار دیگر درگذشت آتش نشانان غیور را به خانواده آنها و ملت ایران تسلیت گفت.

خبر

واکنش جالب مسعود پزشکیان به اقدام ضدایرانی ترامپ:
اصلا ما ایرانیان دیگر نمی‌خواهیم به آمریکا برویم
ایرنا نوشت: نایب رییس اول مجلس شورای اسلامی ممنوعیت ورود مسافران هفت کشور اسلامی به آمریکا را مغایر دموکراسی دانست و گفت: این اقدام نشانه پوچ بودن شعارهای حقوق بشری این کشور است. مسعود پزشکیان در مورد لغو ویزای آمریکا برای برخی کشورهای اسلامی افزود: امروز آمریکا به ظاهر دم از دموکراسی می زند ولی هر جا به نفعش باشد از آن استفاده می کند. وی تصریح کرد: آمریکا زمانی باید از دموکراسی سخن بگوید که دیواری به روی مردم دیگر کشورها نکشد، آنان چه طور دم از دموکراسی می زنند و برای دیگر کشورها محدودیت ایجاد می کنند؟
نایب رئیس مجلس شورای اسلامی ادامه داد: برای من بسیار ناراحت کننده است که یک کشوری در مورد مردم کشور ما بگوید که به آنجا وارد نشوند؛ اما نباید ضعف نشان دهیم. پزشکیان اضافه کرد: لغو ویزای آمریکا باید تلنگری برای ما باشد و بار دیگر به داشته های خودمان نگاه و آن ها را تقویت کنیم. اصلا این خود ما ایرانیان هستیم که به آن جا نمی رویم. وی اظهار کرد: ما ایرانیان باید خود را بالا ببریم و توانمندی هایمان را آنقدر قوی کنیم که از هر آنچه آنان هستند بی نیاز شویم، ولی اگر در ضعف و ناتوانی بمانیم و در نیاز غرق شویم برای ما مشکل ایجاد می شود.

واکنش قاطع فرمانده ارشد ارتش به رزمایش آمریکا، انگلیس و فرانسه در خلیج فارس
تسنیم نوشت: فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری‌اسلامی ایران به برگزاری رزمایش آمریکا، انگلیس و فرانسه در خلیج‌فارس واکنش نشان داد. رزمایش سه کشور آمریکا، انگلیس و فرانسه از چند روز دیگر در خلیج‌فارس برگزار خواهد شد و فرماندهی این رزمایش نیز با نیروی دریایی ارتش انگلیس خواهد بود. در این رزمایش طبق اعلام منابع خبری غربی قرار است که این سه کشور، آنچه را تهدیدات ایران معرفی کرده‌اند شبیه‌سازی و با این تهدیدات ادعایی، مقابله نظامی کنند. این سه کشور، رزمایش دریایی خود را «سه‌گانه متحد» نامیده‌اند و قرار است که در فرآیند برگزاری آن، از شناورها، تجهیزات و نیروهای نظامی هر سه کشور، استفاده شود. این اولین رزمایشی است که نظامیان آمریکایی در آن در دوران ریاست جمهوری ترامپ شرکت دارند.
دریادار سیاری، اشاره‌ مستقیمی به برگزاری این رزمایش نکرده اما به برگزاری رزمایش‌های کشورهای دیگر در خلیج فارس صراحتاً اشاره کرده و گفته که، «در محدوده خلیج فارس و دریای عمان هر کسی بخواهد رزمایشی انجام دهد، جرأت وارد شدن به آب‌های سرزمینی ما را ندارد». وی همچنین تأکید کرده است: در سال، 25 رزمایش در تخصص‌های مختلف (موشکی، زیردریایی و آب‌های سطحی) برپا می‌شود و در ادامه همین روند، تا پایان سال رزمایش بزرگ ولایت 95 را برای نشان دادن اقتدار جمهوری اسلامی در دوهزار کیلومتری بندر چابهار و در آب‌های آزاد جهان، بدون نزدیک شدن به آب‌های سرزمینی دیگر کشورها برگزار می‌کنیم.
«رزمایش سه‌گانه متحد» در حالی قرار است طی روزهای آتی برگزار شود که نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز رزمایش ولایت 95 را طبق اعلام رسمی فرمانده نداجا، به‌زودی در شرق تنگه هرمز، خلیج فارس و شمال اقیانوس هند (تا مدار 10 درجه) آغاز خواهد کرد.

کلیسای مسروپ بنایی تاریخی و مخروبه در دل مشهد

کلیسای مسروپ
بنایی تاریخی و مخروبه در دل مشهد
مرجان شریعت
اقلیت‌های مذهبی در ایران همواره مکان‌هایی را برای عبادت خود داشته و دارند که از آن جمله می‌توان به کلیساها اشاره کرد.
مشهد نیز از این نظر مستثنی نیست. البته بعد از مهاجرت اغلب اقلیت‌های مذهبی از مشهد دو کلیسای تاریخی و قدیمی مشهد دیگر آن فعالیت قدیمی خود را ندارند و تنها به تاریخ شهر مشهد پیوسته اند.
تنها کلیسای ارامنه مشهد در خیابان ارگ در حوالی میدان ده دی واقع است و تنها گنبد سفید و سنگی آن با صلیبی در نوک آن قابل دیدن است.
کلیسای ده دی مشهد با توجه به ارزش‌های معماری و تاریخی 25 مردادماه سال 84 از سوی اداره میراث فرهنگی در فهرست آثار تاریخی – فرهنگی کشور به ثبت رسیده است.
کلیسای ده دی، مکانی با ارزش‌های معماری و تاریخی
کلیسای مسروپ مقدس در سال 1941 میلادی در مشهد بنا شده است قدمت این بنا به دوران پهلوی اول می‌رسد و پلان ساختمان کلیسا فرمی تقریبا ذوزنقه‌ای شکل دارد. این ساختمان دارای دو گنبد مخروطی شکل است که در راس هر دوی این مخروط‌ها صلیب قرار گرفته است و از ویژگی‌های بارز و منحصر به فرد این ساختمان به شمار می‌رود.
گنبد بزرگتر در وسط ساختمان قرار دارد و صلیب نصب شده در بالای آن از جنس آهن است؛ در حاشیه زیر گنبد ردیفی از کاشی‌های سفید رنگ قرار دارد که منقش به گلی سبزرنگ است.
گنبدی مخروطی شکل نیز در بالای فضای ورودی کلیسا قرار دارد که لایه بیرونی آن همانند سقف شیروانی است. همچنین کتیبه‌ای سنگی در بالای درب ورودی به سالن کلیسا نصب شده است که متن آن به زبان ارمنی است و در زیر آن تاریخ تاسیس کلیسا ثبت شده است.
مکانی در داخل کلیسا قرار دارد که حکم سن را دارد و مراسم مذهبی در بالای آن اجرا می‌شده است طبقه دوم کلیسای «ده دی» مشهد مشابه‌ فضای طبقه پایین است.
ظریف، کلید دار کلیسای ده دی در پی بازدید خبرنگار تسنیم از این کلیسا گفت:در گذشته مسیحیان مشهد در این مکان عبادت می‌کردند که پس از مهاجرت آنها از مشهد این کلیسا به صورت متروکه باقی مانده است.
وی افزود:در حال حاضر این کلیسا زیر نظر شورای خلیفه گری ارامنه ایران اداره می‌شود که مسئولیت آن برعهده آلفرد هاوان است.
ظریف اظهار کرد: ارمنیان از جمله اقوامی هستند که بیش از دو هزار و هفت صد سال در کنار ایرانیان زیسته‌اند و بر زبان و فرهنگ و سنن یکدیگر تاثیر نهاده‌اند. بسیاری از شهرهای آذربایجان ارمنی نشین بوده اند. اما مهاجرت آنها به اصفهان و مشهد و دیگر شهرها به دلایل سیاسی و اقتصادی صورت گرفته است.
وی تصریح کرد: کلیسای مسروپ مقدس در سال 1941 میلادی توسط ارامنه ساکن مشهد بنا شده است. پلان کلیسا بازیلیک ستوندار بشکل مستطیل در جهت شرق به غرب است که محراب آن در قسمت شرقی قرار دارد. بر روی دیوارهای شمالی و جنوبی نورگیرهایی دارد و دارای چندین ورودی بوده است که در حال حاضر مسدود شده اند و تنها یک ورودی در سمت غرب کلیسا باقی است.
هیچگونه مراسم گروهی در این کلیسا برگزار نمی‌شود
کلید دار این کلیسا خاطرنشان کرد: برج ناقوسخانه بالای این پله‌ها قرار دارد سقف کلیسا به جز در قسمت محراب که بالای آن گنبد با نورگیرهای متعددی تعبیه شده با شیروانی پوشانده شده است در اطراف کلیسا ساختمان‌های اداری و مدرسه ارامنه مشهد قرار دارد که امروز مخروبه‌ای بیش نیست. وی گفت: این مکان به عنوان نمازخانه ارامنه در سال 1330 سند خورده است و پس از آن به عنوان کلیسا مورد استفاده قرار گرفته است. ظریف درباره فعالیت این کلیسا بیان کرد: تا چند سال بعد از انقلاب این کلیسا فعال بود اما به دلیل مهاجرت ارامنه از مشهد به تبریز، تهران و اصفهان این کلیسا دیگر فعالیتی ندارد مگر مراسمات خیلی خاص که ارامنه به مشهد می آیند آن هم به صورت تک نفره و یا خانوادگی مراسمات مذهبی خود را به جا می آورند و می‌روند اما هیچ گونه مراسم گروهی در این مکان دیگر برگزار نمی‌شود. وی افزود: مدرسه ارامنه‌ای که همجوار با کلیسا است نیز بعد از مهاجرت ارامنه تعطیل شد و امروز تنها بقایایی از بنای آن باقی مانده است و رو به تخریب است.
کتابخانه‌ای که دیگر کتابخوان ندارد
ظریف اظهار کرد: در قسمتی از حیات کلیسا کتابخانه‌ای قدیمی واقع شده است که بیش از هزار جلد کتاب به زبان ارمنی و روسی دارد این کتابخانه در سال 1961 به ثبت رسیده است کتاب‌های این کتابخانه با توجه به رطوبتی که کف و دیوارها را فرا گرفته است روبه نابودی است.
شاید برای مردم مشهد که هر روز از کنار این کلیسا عبور می‌کنند این ساختمان به خاطره‌ها پیوسته باشد و به نوعی سرنوشت آن بی اهمیت باشد از طرفی جوانان و نوجوانانی که هر روز از کنار این کلیسا عبور می‌کنند از وجود این کلیسا اطلاعی ندارند و تنها ساختمانی مخروبه را نظاره می‌کنند و گاهی از سر کنجکاوی سوال می‌کنند این ساختمان مربوط به کجاست؟

پروین گنابادی؛ همکار نزدیک دهخدا

پروین گنابادی؛ همکار نزدیک دهخدا
استاد محمد پروین گنابادی به سال ۱۲۸۲ش در قصبه کاخک گناباد به دنیا آمد.
خاندان وی از روحانیان منطقه گناباد و فردوس بودند. پدرش عباس ملقب به شمس الذاکرین فرزند ملاّ امیر بود. از روزگار صفویان تا دوران این ملاّ امیر، دو تن به نام ملاّ امیر از نیاکان پدری وی بودند که نخستین آنان در دوره صفویان برادر فاضل خان، مؤسس مدرسه فاضل خان مشهد بود.
پروین در هفت سالگی به مکتبخانه رفت. پس از آن‌که تحصیلات مکتبخانه را در کاخک به پایان رسانید، نزد پدرش قسمتی از مقدمات علوم قدیم را فرا گرفت و حدود دو سال در مدرسه حبیبیه فردوس و مدرسه قدیم قاین تحصیل کرد. در پانزده سالگی به مشهد رفت. در مدرسه فاضل خان و سپس مدرسه نواب ادبیات عرب آموخت و در زمره شاگردان خصوصی ادیب نیشابوری درآمد.
ادیب نیشابوری در درس خصوصی خود شاگردانی را می‌پذیرفت که ذوق شاعری داشتند. پروین اشعارش را برای ادیب خواند. ادیب او را پذیرفت، اما از تخلّص وی، فانی، خوشش نیامد و به او پیشنهاد کرد که نام ستاره‎ای را انتخاب کند. او هم «پروین» را برگزید که بعداً نام خانوادگی او شد و کلمه گنابادی را به سبب علاقه به زادگاه خود بر آن افزود. پروین در درس خصوصی ادیب مهمترین آثار ادبیات عربی و فارسی و همچنین عروض را فرا گرفت. در همین زمان با ایرج میرزا ملاقات کرد . او در درس منظومه اغلب به محضر حاج فاضل و آقابزرگ حکیم که از استادانِ بنام در فلسفه و حکمت قدیم بودند، می‌رفت.
در ۱۳۲۲خورشیدی ریاست دانشسرای دختران مشهد را بر عهده گرفت و در اواخر همان سال به نمایندگی مجلس شورای ملی از سبزوار انتخاب شد. پس از پایان دوره مجلس از سیاست کناره گرفت و در وزارت فرهنگ مشغول به کار شد.
در اوایل ۱۳۲۸خورشیدی که به علت فعالیت‌های سیاسی گذشته بیکار شده بود، به پایمردی استاد مدرس رضوی، با علی اکبر دهخدا آشنا شد و پس از چندی، از همکاران نزدیک دهخدا در تدوین لغتنامه شد. او در دو سال، نزدیک به یک میلیون یادداشت از متن‌های مهم استخراج کرد و لغات محلی گناباد و مشهد را از یادداشت‌های خود بر آن افزود. وی از ۱۳۴۵خورشیدی تا واپسین دم عمر عضو هیئت مقابله لغتنامه بود. پروین در اواخر ۱۳۲۸خورشیدی ضمن همکاری با لغتنامه دهخدا به بررسی کتاب‌ها از جهت اصالت محتوا و درستی نگارش در وزارت آموزش و پرورش پرداخت و دوازده سال ویراستاری زبانی کتاب‌های دانشکده‌های علمی (پزشکی، فنی، علوم) دانشگاه تهران به عهده وی بود.
از اواخر دهه چهل تا پایان عمر با بنیاد فرهنگ ایران در زمینه تدوین فرهنگ تاریخی زبان فارسی همکاری داشت. سال‌ها در بخش زبان‌های خارجی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، مدرسه عالی آمار، دانشسرای تربیت معلم و دوره فوق لیسانس پژوهشکده فرهنگ ایران به تدریس مشغول بود.(مشاهیر ایران و اسلام)
در هفتادمین سال تولدش، دوستان و شاگردان وی به پاس پنجاه سال خدمات فرهنگی استاد مجموعه‌ای، با عنوان جشن نامه پروین گنابادی، به وی اهدا کردند. در تاریخ ششم مهر ۱۳۵۵، شورای دانشگاه تهران به پاس خدمات ارزنده او در زمینه شناسایی و شناساندن متفکران ایرانی و اسلامی به وی دکترای افتخاری در رشته الهیّات و معارف اسلامی اهدا کرد. پروین در سال‌های پایانی عمر خود در بستر بیماری تا آخرین روزها از کار علمی دست نکشید و سرانجام در روز چهارشنبه اول شهریور ۱۳۵۷ دیده از جهان فروبست

ز هوشنگ ماند این سده یادگار

ز هوشنگ ماند این سده یادگار

فاطمه بلوردی
هر زمان از خیابان سده می گذرم نگاهم به هیزم های گردآوری شده برای جشن سده می افتد. اهمیت این جشن برایم آشکارتر می شود.
سالیان سال است زرتشتیان و غیر زرتشتیان کرمان با هم زیسته اند. مسلمانان، آن ها را نه تنها اقلیت ندانسته بلکه از خود دانسته اند. مهمان هایشان را به دیدن آتشکده و موزه مردم شناسی زرتشتیان برده اند، همان طور که به میدان گنجعلی خان و بازار می برند.
چند روز قبل از سده با دوستان هماهنگ می کنیم برای رفتن به جشن.
دوستی می گوید:«زود برویم که بتوانیم از نزدیک آتش افروزی را ببینیم. چند تا عکس هم بگیریم.»
خاطره چند سال قبل در ذهنم بیدار می شود. با پریا دوست مهربان زرتشتی ام برای برگزاری جشن سده دکور می زدیم. برف باریده بود؛ اما گرمای رفتار پر مهر پریا، ماندانا، دایی رشید(پیر مرد مسوول باغچه بداغ آباد) خستگی و سرما از تن می زدود.
مسیر خانه تا باغچه را قدم می زنم. هندزفری در گوشم. آهنگ paradise ونجلیس را play می کنم.
مردم از ظهر اطراف باغچه جمع می شوند. عده ای ناهار را همان جا می خورند. از بین جمعیت خودم را به ورودی محوطه می رسانم. چشمم به خانواده ای می افتد که برای جشن سده آمده اند. البته کمی متفاوت از دیگران! فرزندی بر روی ویلچر! به امید این که لحظاتی را در کنار گرمای آتش سده شاد باشند. به امید این که مراسم امسال هم مثل هر سال باشکوه برگزار شود. به لطف دوستان زرتشتی وارد محوطه می شوم.
تصویر نقالی، شاهنامه خوانی، اوستا خوانیِ موبد از ذهنم می گذرد. یاد موبد «یارغیبی» می افتم و دلتنگ می شوم. خدایش بیامرزاد.
پشت نرده ها زمزمه هایی می شنیدم. مردم می گفتند:«امسال جلوی مراسم را گرفته اند. داخل سالن خبری نیست.» عده ای می گفتند پس چرا نمی گذارند برویم جلو، اگر خبری نیست؟!
جوانکی می گفت:«ور ما نی، ور اونا حکماً هس.»
خبری از جشن نبود! نه باندی، نه بلندگویی. همه بهت زده منتظر لحظات پایانی روز بودند که آیا آتش افروزی هم به سرنوشت تلخِ جشن دچار می شود یا نه؟
درِ تالار باز می شود. موبدهای سپید پوش اَوِستا می خوانند. در پیشاپیش آن ها جوانانی سپید پوش مجمر به دست پیش می روند.
صدای موبد به سختی به گوش می رسد:«اَشِم وُهو وَهیشْتِم اَستی اوشتا اَستی…»
صدای موبد در همهمه جمعیت ناپدید می شود. گرداگرد توده هیزم می چرخند. با آتش آتشدان که از آتشکده برگرفته شده، هیزم ها را آتش می زنند. زبانه های آخشیج(عنصر) آتش، روشنایی و پاکی را یادآور می شود.
راستی نیک است. (راستی) بهترین است. آرزو شده است برای هر کس که راستی را بخواهد برای بهترین راستی…
جشن سده که هر ساله در کرمان بسیار باشکوه برگزار می شد و ساعت ها به طول می انجامید، در کمتر از ۱۵ دقیقه به پایان رسید.
ز هوشنگ ماند این سده یادگار
بسی باد چون او دگر شهریار
به روز فیروز و فرخ روز، مهر ایزد و بهمن ماه (جشن سده) سال 3754 زرتشتی برابر با یکشنبه 10 بهمن ماه 1395 خورشیدی.

کرمان بر پشت اسب

کرمان بر پشت اسب
بخش 40
سفرنامه«سراسر ایران بر پشت اسب» نوشته الا سایکس خواهر «سرپرسی سایکس» است. ترجمه این سفرنامه محمد علی مختاری اردکانی است، الا به همراه برادرش به جهانگردی پرداخت و اوقات زیادی را در ایران گذراند. یکی از مقاصد این سفر کرمان بود و صفحات قابل ملاحظه ای از این سفرنامه به کرمان گزیده ای از اختصاص یافته است. صفحه کرمون خلاصه این بخش را با عنوان «کرمان بر پشت اسب» به صورت دنباله دار به شما علاقه مندان تقدیم می کند؛
سفری اکتشافی برای صعود به کوه شاه، یکی از بلندترین قلل جنوب ایران به ارتفاع 4110 متری کردیم.
در یک جا مجبور شدیم اسب های خود را روی یک دیوار عمودی صخره ای هی کنیم. می بایست از دو پل برفی پهن در بالای تپه عبور کنیم؛ اما در آن ساعت صبحگاهی برف، سخت و محکوم بود. گرچه در بازگشت، بعد از گرمای روز نرم و خطرناک شده بود و سم اسبان ما عمیق فرو می رفت.
روی قله برفی، یک امامزاده بود شامل دیره ای از خرسنگ های خشن، یک سنگ صاف در وسط که با مجموعه نذورات عجیبی پوشیده شده بود. مهره های کهربا و عمیق، خلخل های شیشه ای و مسی، سکه های گوناگون (که در میان آن ها یادگاری از ملکه ویکتکوریای 1873) قرار داشت و قراضه های آهن، لته های متعدد. این امامزاده را به احترام امامزاده حیدر نامی زیارت می کردند که می گفتند انفجارهایی در خلال تابستان در این جا ایجاد می کند. کوه شاه به معنی کوه امامزاده، در فارسی شاه هم به آدم مقدس می گویند و هم به پادشاه. منظره عالی بود. سلسله کوه های جوپار و جبال بارز و کوه بزرگ هزار و بسیاری از قلل دیگر کاملاً مشخص در پس زمینه آسمانی آبی زلال قد کشیده بودند. هوا چنان صاف بود که از منظره کوهستانی به وسعت حدود یک صد و بیست کیلومتر لذت می بردیم.
بنا بود کوه های زیبا را با جوی های روان، بیدهای پیچ دار و نسترن های معطر ترک کنیم و به رابر، تنها دهکده مهم در این ناحیه فرود آییم که در دشت داغی واقع شده که سنگلاخ تر از آن است که بتوان بیشتر از سرعت پیاده با اسب طی کرد.
راه ما در طول مسیر باریکی در دامنه یک رشته کوه بود.جاده بدی که چون در بیشتر جاها مشرف بر پرتگاهی و در بعضی قسمت ها بسیار بد بود مجبور بودیم از اسب پیاده شویم، دهنه آن را بگیریم.
با این وجود علیرغم عقل سلیم او، من و او تقریباً در این سفر خاص پایان بدی داشتیم. برادرم فاصله ای جلوتر از من بود که اسب من رم کرد و فین فین کنان از جلو رفتن امتناع کرد. با لمس شلاق در مسیر باریک چرخید و تقریباً در گودال عمیقی لغزید. یک کبک مرده و بویناک در نزدیکی مسیر ما افتاده بود. با شلاقم به پرنده زدم و از لبه پرتگاه سرنگون کردم؛ اما چارتر آرام نمی گرفت و حداکثر سعیش را می کرد تا از دست من بگسلد و شدیداً می لرزید و من با ریختن یک مشت خاک در دهان او، او را بیشتر رم دادم. چون جایی خوانده بودم که اگر اسب بترسد این مداوایی خدشه ناپذیر است؛ اما تا این زمان برادرم به نجات من آمده بود و به کمک نوازش و ریشخند زیاد آن را از آن نقطه خطرناک رد کردیم و به زودی به توقفگاه خود در شب در دره وسیعی رسیدیم.
مشتی مهدی، یک تاجر کرمانی که در سفر تجارتی بود سر و کله اش در این جا پیدا شد و چند روز ما را همراهی کرد. تبعه بریتانیا و از تبار هندی بود و قیافه با ابهتی داشت. قبای بلند سیاهش به ریش و سبیل برفی و شال و کمربند سفیدش جلوه بیشتری می داد. در حالی که اسب سیاه براقی سوار بود و چتر سفیدی با خط های سیاه بر سر داشت. او روز بعد ما را به جنگلی از درختان زیبا در بیرون رابر برد که آن جا نهار خوردیم.در یک چادر عجیب(سیاه چادر) قالی می بافتند.