بایگانی مطالب نشریه
خشکسالی یا ترسالی؟ مساله این نیست!
خشکسالی یا ترسالی؟ مساله این نیست!
بارشهای سیلآسا در کشور این تصور غالب را ایجاد کرده که خشکسالی از کشور رخت بر بسته و ایران وارد ترسالی شدهاست.
احد وظیفه، رئیس مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران در گفتگو با خبرنگار مهر درباره وضعیت بارشها نسبت به وضعیت نرمال و اینکه آیا وارد ترسالی شدهایم یا نه گفت: آمار بارشها تا آغاز این هفته (شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۸) نشان میدهد که استان آذربایجان شرقی از ابتدای سال آبی (اول مهر ماه) تا الان نسبت به بلندمدت و نرمال منفی است و بارش در این استان ۲۵ میلیمتر کمتر از نرمال است؛ آذربایجان غربی هم نسبت به وضعیت نرمال ۲۰ میلیمتر کمتر است و به صورت درصدی هم ۱۴ درصد زیر نرمال است؛ اردبیل ۲۳ درصد زیر نرمال است و ۲۰ میلیمتر کمبود بارش دارد؛ اصفهان ۲۴ درصد زیر نرمال است؛ البرز و ایلام در حد نرمال است؛ بوشهر ۵۰ درصد بالای نرمال است؛ تهران نرمال است چرا که تا مثبت یا منفی ۱۰ درصد خیلی مهم نیست و نرمال به شمار میرود.
زینب محمدی، اقلیمشناس، نیز در این باره به خبرنگار مهر گفت: در ماه فوریه بارش مناسبی نداریم ولی اسفند و فروردین پربارشی خواهیم داشت. البته اسفندماه شاید کمی کمتر اما فروردین پربارشی داریم.
محمدی تأکید کرد: البته این به معنی پایان خشکسالیها نیست. حتی در فروردین ماه هم نسبت به پارسال نمیتوانیم بگوییم بارش خیلی زیاد است ولی به هر حال شرایط بارندگی مناسبی خواهد داشت.
وی تصریح کرد: فراموش نکنیم که اینها شاخصهای حدی هستند که افزایش ناگهانی و یکباره است. روز شنبه هفته گذشته حدود ساعت ۳ بعد از ظهر یک بارش تند همراه با باد داشتیم که به صورت برف هم بود اما ماندگار نبود. خیلی به ندرت چنین شرایطی پیش میآید و اینکه بگوییم از خشکسالی خارج شدهایم اصلاً این طور نیست. هنوز در شرایط خشکسالی هستیم و نمیتوانیم این ادعا را بکنیم که ما کشوری هستیم که خشکسالی را تمام کردیم و وارد ترسالی شدهایم.
اگرچه آمار و میزان بارش هم مؤید ورود به ترسالی نیست اما با این حال برخی کارشناسان معتقدند اساساً حتی اگر بارندگیها به حدی بود که میتوانستیم از ورود به ترسالی صحبت کنیم هم اهمیتی از آن دست نداشت که منجر به تغییر سیاستهای آبی کشور شود.
ناصر کرمی، اقلیمشناس، در این باره به خبرنگار مهر گفت: خشکسالی و ترسالی وضعیتهای نرمال اقلیمی هستند یعنی ما وقتی میگوئیم متوسط اقلیمی یک نقطه مقدار مشخصی است و مثلاً میگوئیم در تهران ۲۵۰ میلیمتر بارش سالانه داریم این وضعیت متوسط خیلی به ندرت رخ میدهد. معمولاً مثلاً این طور است که بارش ۱۵۰ یا ۳۰۰ است و بسته به این میزان به آن وضعیت خشکسالی یا ترسالی میگوئیم و بسته به درصد افزایش یا کاهش نسبت به متوسط، ممکن است بگوییم خشکسالی شدید یا ترسالی شدید.
کرمی توضیح داد: اغلب تا ۲۵ درصد زیر نرمال یا بالاتر از نرمال را اساساً ترسالی یا خشکسالی نمیگوییم و ادامه شرایط نرمال در نظر میگیریم و از ۲۵ درصد که بگذرد میگوئیم خشکسالی خفیف یا اگر بارش در همین حد بیشتر باشد میگوئیم ترسالی خفیف. به همین خاطر این یک بحث کاملاً نرمال است و وقتی بارش بیش از نرمال بیاید میگوئیم ترسالی و کمتر از آن بیاید میگوئیم خشکسالی.
وی با بیان اینکه خشکسالی و ترسالی همیشه بوده و خواهد بود گفت: دو سال پیش در ایران خشکسالی شدید بود اما پارسال و امسال ترسالی بوده است و جاهایی هم ترسالی شدید است. پارسال قطعاً در ایران ترسالی شدید بود. در جایی مثل استان گلستان چنان سیلی رخ داد که گفته شد این میزان بارش در ۲۰۰ سال گذشته بیسابقه بوده است؛ یا در منطقه لرستان چنان بارشی رخ داد که سیلابش در جلگه خوزستان رها شد و میگفتند این بارش حداقل در ۸۰ سال گذشته یعنی از زمانی که رکوردهای بارندگی ما ثبت شده بیسابقه بوده است. یا همین بارش ماه گذشته که در سیستان و بلوچستان چنان مشکلاتی ایجاد کرد چرا که بارش متوسط سالانه در این استان اگر مثلاً ۱۰۰ میلیمتر باشد در ۴۸ ساعت ۲۰۰ میلیمتر باران بارید؛ یعنی بارشی که باید طی دو سال میآمد در یک روز بارید.
کرمی تصریح کرد: اینها وضعیت نرمال است و حتی در همین سیستان و بلوچستان هم نرمال است. چون هر صد سال یک بار ممکن است این وضعیت رخ بدهد و قطعاً قبلاً هم رخ داده است اما نکته این است که وضعیتی که اقلیمشناسان درباره ایران نگران هستند تغییر اقلیم به سمت خشکتر شدن است یعنی اساساً متوسط بارش در ایران کمتر شده. تا الان چیزی حدود ۲۰ درصد بارشهای ما کاهش یافته و از متوسط سالانه ۲۵۰ میلیمتر به ۲۰۰ میلیمتر رسیده است. همزمان اقلیم هم گرمتر شده و حداقل یک درجه تا یک و نیم درجه ایران گرمتر شده است.
وی هشدار داد: از یک طرف بارش ۲۰ درصد کاهش یافته و از طرفی دما بالاتر رفته که این روی تبخیر و تعرق هم اثر میگذارد و اثری که ما روی منابع آبی میبینیم در اصل بیش از ۲۰ درصد است و نتیجه آن همین خشکیدن تالابها و دریاچههاست که میبینیم.
کرمی ادامه داد: البته امسال ترسالی داریم اگرچه بارش خیلی زیادی برای ادامه بهمن و نیمه اول اسفند پیشبینی نمیشود اما بارشهای خوبی به خصوص در فروردین ماه و هفته آخر اسفند و شاید حتی در نیمه اول اردیبهشت خواهیم داشت. در اغلب نقاط ایران متوسط بیلان بارش امسال بالاتر از نرمال خواهد بود و این به معنای آن است که در ترسالی هستیم. پارسال هم ترسالی بود ولی پیرارسال خشکسالی بود.
وی در پاسخ به این پرسش که سال آبی بعدی و سال بعد از آنچه وضعیتی خواهد داشت گفت: هنوز پیشبینی از سال بعد نداریم و درواقع اصلاً نمیتوانیم پیشبینی از دو سال بعد داشته باشیم. بسیار کار سختی است و آن قدر وابسته به حدس و گمان است که از نظر علمی بیارزش خواهد بود. البته میتوانیم مدل سازی کنیم و بر اساس آن پیشبینی هم ارائه کنیم اما خیلی ارزش علمی نخواهد داشت.
کرمی در پاسخ به اینکه مجموعاً روندها چه میگویند و وضعیت پیشاروی ایران از نظر بارش چگونه خواهد بود گفت: اینجا به مدلها و روندهای کامپیوتری بر میگردیم. مدلها و روندهای کامپیوتری میگویند اساساً خاورمیانه در تداوم گرمایش جهانی خشکتر میشود و به همین خاطر گرچه به صورت نرمال در سالهای آینده گاهی خشکسالی و گاهی ترسالی داریم ولی انتظارمان این است که اولاً خشکسالیها تعداد و شدتش بیشتر از ترسالیها باشد و دوم اینکه خود ترسالیهایی که تجربه خواهیم کرد غالباً به صورت رویداد بارش ناگهانی باشد.
وی توضیح داد: وقتی به انتهای سال برسیم ممکن است بگوییم سیستان و بلوچستان دو برابر نرمال بارش داشته و پس باید انتظار داشته باشیم منابع آبش هم باید دو برابر تغذیه شده باشد اما این طور نیست چرا که این ۲۰۰ میلیمتر همه در دو روز باریده و به سرعت از منطقه خارج شده است. درواقع این بارشهای ترسالی در دوره تغییر اقلیم به صورت سیلاب رخ میدهند و به صورت ناگهانی هستند و بنابراین خیلی تأثیری روی تغذیه منابع آب ندارند.
این اقلیمشناس تأکید کرد: مجموعاً پیشبینی ما این است که ایران هم مثل بقیه خاورمیانه خشکتر میشود پس خشکسالیها در آینده شدیدتر و طولانیتر خواهد بود و بنابراین فشار بر منابع آب ایران قطعاً بیشتر از گذشته خواهد بود. این صرفاً وجه اقلیمی است و بگذریم از مساله مصرف و تقاضای آب که آن هم با افزایش جمعیت قطعاً افزایش پیدا میکند.
وی در پایان گفت: به هر حال در روندهای کلی اقلیمی باز هم ممکن است ترسالیهایی رخ بدهد و قطعاً هم رخ خواهد داد اما میزان بارشی که دریافت میکنیم کمتر خواهد بود و به همین خاطر فشار روی منابع آب ایران بیشتر خواهد شد.
برند ملی گردشگری رونمایی شد
برند ملی گردشگری، طرح شهر گردشگر و الواح ثبت جهانی شهرهای زنجان، شیراز و ملایر و روستای جهانی قاسمآباد گیلان توسط وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی رونمایی شد.
بهگزارش میراثآریا بهنقل از ستادخبری نمایشگاه گردشگری و صنایعدستی، در جریان برگزاری مراسم افتتاحیه سیزدهمین نمایشگاه بینالمللی گردشگری و سیوسومین نمایشگاه ملی صنایعدستی که ۲۳ بهمن 98 در سالن خلیجفارس نمایشگاه بینالمللی تهران برگزار شد، برند ملی گردشگری رونمایی شد.
این برند با توجه به اهمیت ظرفیت گردشگری و تدوین سند توسعه گردشگری کشور رونمایی شد که به رشد گردشگری و توسعه صنعت گردشگری در کشور کمک میکند.
علیاصغر مونسان وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی به همراه ولی تیموری معاون گردشگری این وزارتخانه و استانداران قزوین و کرمانشاه بهمنظور رونمایی از برند ملی گردشگری، طرح شهر گردشگر، لوح ثبت اثر شهر جهانی زنجان (شهر جهانی ملیله)، لوح ثبت اثر شهر جهانی شیراز (شهر جهانی صنایعدستی)، لوح ثبت اثر شهر جهانی ملایر (شهر جهانی مبلمان منبت) و لوح ثبت اثر روستای جهانی قاسمآباد گیلان (روستای جهانی چادرشب بافی) روی صحنه آمدند.
علاوهبر رونمایی از الواح و طرحها و برندهای گردشگری، از ظرف سه لایه تمام کریستال، لوگوی برند ملی گردشگری و سند راهبردی گردشگری که بهتصویب رسیده است، نیز رونمایی شد.
بر این اساس، طرحهای بومگردی در دولت دوازدهم موردتوجه ویژه قرارگرفته و تعداد واحدهای بومگردی ۴۰۰ به ۱۷۰۰ بومگردی افزایش یافت. طرحهای بومگردی سبب شده تا در برخی از روستاها نهتنها شاهد جلوگیری از مهاجرت روستاییان به شهر باشیم بلکه مهاجرت معکوس از شهر به روستا ثبت شده است.
وضعیت نابسامان تنها تپه باستانی شهر اصفهان همچنان در سایه بیتوجهی
وضعیت نابسامان تنها تپه باستانی شهر اصفهان همچنان در سایه بیتوجهی
تپه باستانی شهر اصفهان در وضعیت نابسامانی قرار دارد و در حالی که انتظار میرود سازمان میراث فرهنگی و شهرداری در همکاری با هم اقدامی برای حصارکشی ناتمام آن انجام دهند، این تپه تاریخی و دردانه شهر در دل یکی از خیابانهای مطرح اصفهان به توپی میان شهرداری و میراث فرهنگی تبدیل شده است.
حصارکشی و نردهگذاری تپه اشرف ۱۰ سال است که ناتمام مانده. میراث فرهنگی اصفهان حصارکشی را تا آنجا که مصالح داشته ادامه داده و قرار بر این بود که شهرداری امتداد کار را پیش ببرد اما هیچگاه این کار انجام نشد و با عوض شدن شهرداران منطقه چهار، طی این سالها نه میراث فرهنگی و نه شهرداری همتی برای حصارکشی و نردهگذاری کامل آن نکردهاند.
شهرداری و میراث اندرخم یک حصارکشی ساده
تپه باستانی اشرف در خیابان مشتاق دوم،یکی از خیابانهای مطرح اصفهان در میان دو پل تاریخی خواجو و شهرستان قرار دارد. با وجود اینکه ۱۰ سال پیش کاوشهای باستانشناسی در آن انجام شده اما حالا این آثار با حصارکشی ناتمام، در معرض تهدید و آسیب قرار دارند. از سویی دیگر وضعیت رها شده این تپه تاریخی آن را محلی برای رفتوآمد خلافکاران و موتورسیکلتها کرده و مبدل به یک معضل شهری شده است.
کوتاهیهای تامل برانگیز
به نظر نمیرسد ادامه حصارکشی و نردهگذاریها در تپه اشرف اعتبار سنگینی بخواهد. شهرداری هزینههای زیادی را صرف طرح های عمرانی و فضاسازی مختلف در شهر اصفهان میکند اما اینکه چرا برای حصارکشی و نردهگذاری تپه تاریخی شهر هزینه نمیکند به گفته برخی از کارشناسان جای تامل دارد.
سازمان میراث فرهنگی، متولی اصلی آثار تاریخی میگوید که با کمبود اعتبارات مواجه است و شهرداری هم دست کم برای حل یک معضل شهری اقدامی در جهت حصارکشی کامل تپه اشرف نداشته است.
بنا بود تپه اشرف به سایت موزه تبدیل شود، سایتی فعال که در حین کاوش، بازدید گردشگران هم از آن ممکن است اما وقتی کاوش ها به فصل ششم رسید، پروژه متوقف شد و تبدیل تپه اشرف به سایت موزه مسکوت ماند. سایتی که میتوانست از این تپه و آثارش حفاظت کند و با حفظ جایگاه واقعی آن، به عنوان تنها تپه باستانی شهر از تبدیل شدنش به یک مکان ناامن و معضل شهری جلوگیری کند. یگان حفاظت میراث فرهنگی اصفهان به صورت دوره ای از تپه اشرف بازدید میکند اما مشکل این تپه تاریخی فراتر از این بازدیدهاست و باید چاره ای اساسی در این رابطه اندیشیده شود.
علمدار علیان مسئول باستان شناسی اداره کل میراث فرهنگی اصفهان در اینباره گفت: به دلیل وسعت زیاد تپه اشرف تا زمانی که حصارکشیها و ورودی آن تکمیل نشود تردد ها اجتناب ناپذیر است. وی افزود: طبق تفاهم نامهای که با شهرداری وقت منطقه چهار داشتیم بناشد بخشی از حصارکشی و نردهگذاری را ما انجام بدهیم و بقیه کار را شهرداری مساعدت کند اما امتداد کار را شهرداری انجام نداد و ما هم اعتباری برای این موضوع پیش بینی نکرده بودیم و الان هم اعتباری نداریم. وی در ادامه افزود: تا زمانی که طرح سایت موزه به طور کامل اجرا نشود و به یک فضای موزه ای قابل بازدید تبدیل نشود در عمل حفاریها هم اقدام چندان مناسبی نیست.
تپه اشرف در سایه بیتوجهیها
علیرضا جعفری زند رئیس هیات باستان شناسی فصلهای پیشین تپه اشرف، با ابراز نگرانی از وضعیت ناامن تپه اشرف به ایرنا گفت: با اینکه در طول زمان دست اندازیهای زیادی به تپه اشرف شده و فقط هسته ای از این تپه بزرگ تاریخی باقی مانده اما در زمان حاضر هم در امان نیست.
وی بیان داشت: سال ۸۹ تلاش کردیم که حصاری اطراف تپه اشرف بکشیم ،نردهای بگذاریمو نگهبانی داشته باشد ولی متاسفانه با گذشت ده سال هنوزهیچ اتفاقی در این تپه نیفتاده است. بنابراین از همه طرف چه به لحاظ دپوی نخاله و چه به لحاظ رفت و آمد در معرض تعرض است و این میتواند به تپه آسیب بزند.
جعفری زند بیان داشت: کاوش هایی که چند سال پیش در تپه انجام شده با ترددهای بیشمار به طور طبیعت مورد تخریب قرار میگیرد.
وی در مورد وضعیت سازه های یافت شده در تپه اشرف به خبرنگار ایرنا گفت: برخی از قسمت های کاوش شده را مجبور شدیم دوباره با خاک بپوشانیم، مثل کاوش فصل شش ویا پنج که خاک ریختیم و گونی پهن کردیم ولی وقتی مرتب تردد انجام میگیرد و برای مدتی تبدیل به پاتوق افراد معتاد شود ؛ این یعنی یک معضل شهری بوجود آمدهاست.
در حالی که برای ساماندهی تپه اشرف انتظار میرفت شهرداری و میراث فرهنگی دست به دست هم بدهند اما ماجرای نردهگذاری و حصارکشی این تپه تاریخی بین این ۲ نهاد همچنان پا در هوا مانده است.
علت عدم موفقیت «ظفر» ۱۲ ثانیه لعنتی بود
علت عدم موفقیت «ظفر» ۱۲ ثانیه لعنتی بود
وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات اظهار کرد: در ۱۲ ثانیه آخر که سوخت یا توان موتور ماهواره باید افزایش پیدا میکرد تا به سرعت مورد نظر دست پیدا کند، این اتفاق نیفتاد و علت این هم میتواند به کیفیت سوخت و وزن مرحله دوم ماهواره ارتباط داشته باشد و هم میتواند به توان موتور مرتبط باشد.
آذری جهرمی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در حاشیه جلسه هیئت وزیران در جمع خبرنگاران علت قرار نگرفتن ماهواره ظفر ۱ را ۱۲ ثانیه لعنتی عنوان کرد و گفت: در ۱۲ ثانیه آخر که سوخت یا توان موتور ماهواره باید افزایش پیدا میکرد تا به سرعت مورد نظر دست پیدا کند، این اتفاق نیفتاد و علت این هم میتواند به کیفیت سوخت و وزن مرحله دوم ماهواره ارتباط داشته باشد هم میتواند به توان موتور مرتبط باشد.
وی افزود: آنچه که مشخص است این است که اگر موتور ۱۲ ثانیه دیگر فعالیت و سوخت آن کفایت میکرد قطعا ماهواره در مدار قرار میگرفت و اشکال مرحله قبل که در ماهواره پیام داشتیم برطرف شده بود؛ همانطور که قبلاً گفتم ۹۵ درصد موفق بود انشاءالله این ۱۲ ثانیه لعنتی دفعه بعد برطرف میشود.
مصوبات معیوب کمیسیون تلفیق
برخی کارشناسان معتقدند با شیوه جدید مالیات گرفتن، بیشترین بار آن بر دوش فرودستان و مزدبگیران افتاده، موجب شده که «پرایدسواران» بیشتر از «مازراتیسواران» مالیات بدهند.
در شرایطی که یک کارگر یا معلمی که بین ۳ تا ۴.۵ میلیون تومان درآمد دارد و با هر متر و معیاری که حساب کنیم، درآمدش بسیار زیر خط فقر است، باید ده درصد از حقوق ماهانهی خود را پای مالیات بپردازد، صاحبان خودروهای لوکس، فقط بین ۰.۵ تا ۱.۵ درصد و صاحبان خانههای لاکچری نیز تنها بین یک هزارم تا پنج هزارم، مالیات میپردازند؛ آیا این تناسبِ نامتناسب، با عدالت همخوانی دارد؟!
در شرایط «تحریم» که امکان فروش نفت نیست و میتوان ادعا کرد همهی راههای درآمدزایی عرفی تا اندازهی زیادی مسدود شده است، «مالیات» و «مالیاتستانی» اهمیت برجستهای پیدا میکند.
براساس آنچه در لایحه بودجه آمده، برای سال ۹۹، ۱۹۵ هزار میلیارد تومان درآمدهای مالیاتی پیشبینی شده است. ۱۱۳ هزار میلیارد تومان نیز قرار است کل حقوق و دستمزد کارمندان باشد. در عین حال، مقرر است دولت ۴۹ هزار میلیارد تومان اموال خود را بفروشد. دولت پیشبینی کرده ۵۰ هزار میلیارد تومان نفت در سال آینده بفروشد که میتوان گفت این رقم یعنی فروش یک میلیون بشکه نفت در روز که باید دید باتوجه به تحریمها چه اندازه محقق میشود.
مقایسه درآمدهای مالیاتی پیشبینی شده در لایحه بودجه ۹۹ با درآمدهای مالیاتی قانون بودجه ۹۸، نشان میدهد که بودجهنویس برای سال آینده، افزایش ۳۰ تا ۴۰ درصدی درآمدهای مالیاتی (دقیقاً ۳۷.۸ درصد) را پیشبینی کرده است اما سوال اینجاست که باتوجه به مصوبات مالیاتی کمیسیون تلفیق، آیا این افزایش پیشبینی شده اصولاً توان تحقق دارد؟!
مصوبات کمیسیون تلفیق برای مالیات بر درآمد
در زمینه مالیات بر درآمد که باید گفت مصوبهی کمیسیون تلفیق به غایت ناامیدکننده بوده است. دولت در بند «الف» تبصره ۶ لایحه بودجه ۹۹ برای اولینبار پلههای مالیات بر درآمد کارکنان دولتی و غیردولتی را به صورت مدل پنج پلهای (از ۱۰ درصد تا ۳۵ درصد) ارایه داده است که این پیشنهاد با مخالفت برخی از اعضای کمیسیون تلفیق مواجه شد اما در نهایت آنها مدل دوپلهای یعنی همان مدل ماده ۸۵ قانون مالیاتهای مستقیم را برای مالیات بر درآمد کارکنان دولتی و غیردولتی به تصویب رساندند. به عبارت دیگر، بنابراین مصوبه قرار شد نرخ مالیات بر درآمد حقوق کارکنان دولتی و غیردولتی مازاد بر میزان معافیت مالیات بردرآمد سالانه (۳ میلیون تومان) و تا هفت برابر آن مشمول مالیات سالانه ۱۰ درصد و نسبت به مازاد آن ۲۰ درصد تعیین شود. در هر حال، با این مصوبه، صرفاً کسانی بیشتر از ۱۰ درصد مالیات بر درآمد میدهند که بیشتر از ۲۱ میلیون تومان در ماه حقوق بگیرند.
با این حساب، بار اصلی مالیاتپردازی بر دوش کارگران، معلمان و بهطور کلی طبقات فرودست و لایههای پایین طبقه متوسط افتاده است؛ در مصوبه کمیسیون تلفیق، مالیات بر درآمد بالای ۲۰ درصد به کلی حذف شده است! در واقع همه کسانی که بین ۳ تا ۲۱ میلیون درآمد دارند، بهطور یکسان ۱۰ درصد مالیات میدهند و آنها که بالای ۲۱ میلیون درآمد دارند، بازهم بهطور یکسان فقط ۲۰ درصد مالیات میدهند؛ یعنی اگر فردی ماهانه ۲۰۰ میلیون تومان هم درآمد داشته باشد، فقط ۲۰ درصد مالیات میپردازد؛ این درحالیست که در مدل پنجپلهایِ پیشنهادی دولت، مالیاتهای پلکانی تا سقف ۳۵ درصد پیشبینی شده بود.
اما معضلات مالیاتستانی و کاستیهای آن فقط به «مالیات بر درآمد» و مختصات معیوب آن که به ضرر مزدبگیران کمدرآمد و به نفع نجومیبگیران تنظیم شده، محدود نمیماند؛ نرخهایی که برای مالیات بر خوردوهای لوکس و خانههای لاکچری تصویب شده نیز به غایت ناکافی و به یک معنا، «ناعادلانه» است.
مالیات بر خانههای لاکچری و خودروهای لوکس
براساس این مصوبه، خودروهای سواری و وانت دوکابین که قیمت آنها بیش از یک میلیارد باشد، مشمول دریافت مالیاتی میشوند اما میزان این مالیات، اصلاً کافی و عادلانه نیست؛ بر این اساس، خودروهایی که قیمت آنها بین یک تا یک و نیم میلیارد تومان باشد، نیم درصد قیمت آنها به عنوان مالیات اخذ میشود و خودروهایی که قیمت آنها بین ۱.۵ تا ۳ میلیارد تومان باشد یک درصد قیمت آنها باید به عنوان مالیات پرداخت بشود. همچنین طبق این مصوبه خودروهایی که بیش از ۳ میلیارد تومان قیمت داشته باشند، باید معادل ۱.۵ درصد قیمتشان به عنوان مالیات پرداخت شود.
اعضای کمیسیون تلفیق مصوب کردند واحدهای مسکونی که چه خالی و چه در حال استفاده که قیمت آنها بین ۱۰ تا ۱۵ میلیارد تومان است، یک هزارم قیمت آنها به عنوان مالیات پرداخت شود. همچنین بر اساس این مصوبه، واحدهای مسکونی که بین ۱۵ تا ۲۵ میلیارد تومان قیمت دارند باید دو هزارم قیمت آنها به عنوان مالیات پرداخت شود و واحدهای مسکونی که بین ۲۵ تا ۴۰ میلیارد تومان قیمت دارند باید سه هزارم قیمت آنها به عنوان مالیات پرداخت شود. علاوه بر این طبق این مصوبه واحدهای مسکونی که قیمت آنها بین ۴۰ تا ۶۰ میلیارد تومان است باید چهار هزارم قیمتشان بابت مالیات پرداخت شود و مالیات خانههایی که قیمت آنها بیش از ۶۰ میلیارد تومان است، پنج هزارم قیمت واحد مسکونی است.
نواقص کجاست؟!
براساس مصوبهی کمیسیون تلفیق، همه مالکانی که ارزش واحدهای مسکونی آنها کمتر از ۱۰ میلیارد تومان است، ریالی مالیات نمیپردازند و از زیر بار مالیات قسر درمیروند؛ لذا از آنجا که ما پایگاه دادههایی برای جمعآوری دادههای تجمیعی در ارتباط با وضعیت اقتصادی افراد نداریم، بخش عظیمی از ثروتمندان و صاحبان خانههای خالی میتوانند به راحتی از پرداخت مالیات فرار کنند! فرض کنید یک فرد متمول ده یا پانزده واحد مسکونی (چه خالی و در حال استفاده) داشته باشد که قیمت همه آنها زیر ۱۰ میلیارد تومان است، این فرد علیرغم داشتن حداقل ۱۰۰ میلیارد تومان واحد مسکونی، قرار نیست ریالی مالیات بپردازد.این نقیصه در رابطه با خودروهای لوکس هم صادق است؛ اگر فردی چند خودروی زیر یک میلیارد تومانی داشته باشد، بازهم از زیر بار مالیات شانه خالی میکند!
بنابراین، اولین نقیصهی این شیوه مالیاتستانی، فقدان اطلاعات تجمیعی و فقدان تصمیمگیری براساس این اطلاعات تجمیعی است؛ دومین نقیصه نیز ناکافی بودن میزان مالیات دریافتی از صاحبان خودروهای لوکس و صاحبان خانههای لاکچری است؛ در شرایطی که یک کارگر یا معلمی که بین ۳ تا ۴.۵ میلیون تومان درآمد دارد و با هر متر و معیاری که حساب کنیم، درآمدش بسیار زیرخط فقر است، باید ده درصد از حقوق ماهانهی خود را پای مالیات بپردازد، صاحبان خودروهای لوکس، فقط بین ۰.۵ تا ۱.۵ درصد و صاحبان خانههای لاکچری نیز تنها بین یک هزارم تا پنج هزارم، مالیات میپردازند؛ آیا این تناسبِ نامتناسب، با عدالت همخوانی دارد؟!
دیدگاههای متفاوت چه میگویند؟
با این حال، برخی از نمایندگان مجلس، تصمیم برای اخذ مالیات از خودروهای لوکس و خانههای گرانقیمت را یک «پیشرفت» و «حرکت رو به جلو» میدانند؛ هفدهم بهمن ماه، محمدابراهیم رضایی (عضو کمیسیون تلفیق بودجه سال ۹۹) با بیان اینکه دریافت مالیات از خانهها لاکچری و خودروهای لوکس گامی موثر در جهت گسترش پایههای مالیاتی و افزایش درآمدهای مالیاتی دولت است، افزود: دولت برای افزایش پایههای مالیاتی باید دستگاههای اجرایی را ملزم به راهاندازی سامانههای مناسب کند تا زمینه اخذ مالیات از افراد پردرآمد فراهم شود.
رضایی با بیان اینکه تاکنون مالیاتی از خودروها و خانههای گرانقیمت دریافت نمیشد بنابراین تصمیم کمیسیون اقدامی مناسب و ارزشمند است، گفت: مصوبه این کمیسیون برای اخذ مالیات از خودرو و خانههای لوکس، نخستین بار برای افزایش درآمدهای مالیاتی صورت گرفته و قطعا در سالهای آتی میتوان این مصوبه را به صورت جامعتر و کارشناسیتر عملیاتی کرد.
با این حال، احسان سلطانی (کارشناس اقتصادی) معتقد است؛ این شیوه از مالیاتستانی که بیشترین بار آن بر دوش فرودستان و مزدبگیران افتاده، موجب شده که «پرایدسوارها» بیشتر از «مازراتیسوارها» مالیات بدهند.
وی در این رابطه میگوید: «محاسبات نشان میدهد که اگر به اندازه دولت چین، مالیات املاک و مستغلات گرفته شود، نیمی از بودجه تامین میگردد اما مالیاتستانی ما درست و عادلانه نیست؛ از سفته بازی، دلالی و مشاغل نامولد مالیات ناچیزی دریافت میشود. از زندگی لوکس مالیات گرفته نمیشود و مالیات ثروت ناچیز است. فرار مالیاتی برای کسانی که درآمدهای کلان دارند بالا است مانند پزشکان، تجار و واردکنندگان. در همین حال بخش قابل توجهی از مالیات از دستمزدبگیران وصول میشود. قیمت بنزین ۳ برابر میشود، اما از کسی که خودروی لوکسی مانند مازراتی دارد، مالیات مناسب گرفته نمیشود و بهجای آن دارندگان پراید مالیات میدهند.»| ایلنا
دو هفته گذشت؛ مرگ همچنان در میانکاله مشغول کار است
دو هفته گذشت؛ مرگ همچنان در میانکاله مشغول کار است
تعداد پرندگان تلف شده در میانکاله از مرز ۲۰ هزار فراتر رفته است.
سازمان حفاظت محیط زیست پرونده پرندگان میانکاله را به استناد بررسیهای سازمان دامپزشکی تمام شده میدانست، اما حالا علت مرگ هزاران پرنده وحشی در تالاب میانکاله با صحبتهای علیاکبر یداللهی معاون فنی اداره کل محیط زیست استان مازندران وارد مرحله جدیدی شده است و افکار عمومی بیش از گذشته خواهان اعلام دلیل این مرگو میر از زبان مسئولان هستند. به ویژه آن که در چند روز گذشته، ۹ منطقه از جنگلهای هیرکانی نیز طعمه حریق شدند و این دو اتفاق در کنار هم خشم بسیاری از دوستداران محیط زیست را برانگیخته است.
چند روز پیش بود که ویدئویی در فضای مجازی منتشر شد که در آن یداللهی میگوید به ما اعلام کردند حق ندارید بگویید عامل این مرگومیر چیست، ما قطعا میدانیم اما نمیتوانیم آن را بگوییم. به گفته او حتی در ایامی که در حال جمعآوری پرندهها از تالاب بودند چند سری از پرندههای مرده در بازار فریدونکنار عرضه شده است. معاون محیط زیست مازندران در این ویدئو درباره حقیقتی غمانگیز هم صحبت کرده بود و آن این که پرندهها به اینجا میآیند؛ و تنها یکسومشان دوباره برمیگردند؛ دوباره در کشورهایی که ما مرگ بر آنها میگوییم، پنج برابر میشوند؛ دوباره میآیند اینجا و یکسوم میشوند.
باکتری گرما دوستی که در سرما میتازد
مرگومیر پرندگان وحشی در میانکاله بیش از ۲۰ روز پیش آغاز شد، آن زمان سازمان دامپزشکی دلیل اولیه مرگ پرندگان را سم بوتولیسم اعلام کرد. موضوعی که اما و اگرهای بسیاری در مورد آن مطرح شد. مثلا برخی از کارشناسان محیط زیست اعلام کردند چرا بوتولیسم در زمستان سرد فعال شده؟ چون این باکتری گرما دوست است و موجودی نیست که در بهمن ماه فعالیت کند، آن هم در میانکاله که در گرمترین شرایط هم برای فعالیت این باکتری مساعد نیست. از طرف دیگر بوتولیسم برای فعال شدن نیاز به جلبک دارد در حالی که در مناطقی که مرگ و میر پرندگان در آن وجود داشته، هیچ جلبکی وجود ندارد.
در حال حاضر به دلیل وجود سرمای شدید در تالاب میانکاله امکان رفتوآمد در آن منطقه تا حدود زیادی غیر ممکن است و همین باعث شده تا بسیاری از فعالان محیط زیست از وضعیت فعلی این تالاب اطلاع دقیقی نداشته باشند. سهیل اولادزاد یکی از فعالان محیط زیست با تاکید بر این موضوع که بوتولیسم در سرما فعالیت نمیکند در گفتوگو با ایرناپلاس میگوید: از آنجا که غالب پرندگان تلف شده علائم ابتلا به بوتولیسم مثل فلجی گردن، فلجی پلک سوم و سایر علائم را داشتند، نشان میدهد عوامل انسانی در ورود بوتولیسم به تالاب در فصل سرما دخیل بودهاند. چون در شرایط سرما و با توجه به این که تالاب جلبک ندارد خود تالاب نمیتواند عامل ایجاد آن باشد.
اولادزاد در واکنش به صحبتهای یداللهی معاون فنی اداره کل محیط زیست استان مازندران میافزاید: آن طور که به نظر میرسد ایشان تحت تاثیر فعالان محیط زیست قرار گرفته بود، چرا که خود محیط زیست هم هیچ آزماش علمی را انجام نداده و اصلا امکان انجام آزمایش و سمشناسی را ندارد تا به نتیجهای رسیده باشد که دامپزشکی یا وزارت بهداشت به آن نرسیده باشد.
وی میگوید: به ما که اجازه نمونهبرداری ندادند. حتی نمونههایی که ما جمعآوری کرده بودیم، برای یک دانشگاه فرستاده بودیم که آن دانشگاه از انجام آزمایش سرباز زد و نمونههای ما را امحا کرد و اعلام شد پیگیر این ماجرا نشوید بهتر است. حتی در زمان نمونهبرداری هم محیطبانان سازمان محیط زیست با پرخاش رفتار کردند. این در حالی است که این سازمان از فعالان محیط زیست خواسته است موضوعات مختلف را پیگیری کرده و با این سازمان همکاری داشته باشند. در چنین شرایطی بهتر است یک سری افراد مستقل هم بتوانند ورود کنند.
اولادزاد میافزاید: انتقاداتی که ما از سازمان دامپزشکی داشتیم این بود که به عنوان یک نهاد علمی ظاهر شود ولی عملا این اتفاق نیفتاد. حرفهایی که زده شد به نظر درست و براساس شواهد علمی به نظر نمیرسید و حتی یک کاربرگ به عنوان گزارش علمی به نهادها ارائه نداده و فقط یک گزارش دو صفحهای در سایت خود منتشر کرده است.
همزمان با دعوای بین فعالان محیط زیست و سازمان دامپزشکی یکی از گمانهزنیهایی که توسط برخی افراد و فعالان محیط زیست مطرح شد این بود که ممکن است یک بیماری مخصوص پرندگان در تالاب میانکاله شیوع پیدا کرده باشد. در همین زمان بود که حتی یک پزشک معتمد محیط زیست استان مازندران در صفحه اینستاگرام خود نوشت که دلیل مرگ پرندگان «وبای طیور» است. البته این پزشک پستش را چند ساعت بعد از صفحه خود پاک کرد.
اولادزاد میگوید: سازمان دامپزشکی تقریبا سادهترین راه را انتخاب کرده است تا هشداری برای مرغداریها نفرستد و اگر اتفاقی برای مرغداریها افتاد مسئولیتی بر گردن این سازمان نباشد. البته ما هیچ احتمالی درباره بیماری نمیدهیم، چون هیچ آزمایشی انجام ندادهایم. اما اگر بیماری نباشد پس انتقالی هم نیست و اگر سم است باید اجازه بدهند که ما هم از نمونهها آزمایش بگیریم. آنها حتی با چند مرجع علمی دیگر که قصد آزمایش داشتند رفتاری مشابه ما داشتند.
اگرچه در همان هفته اول وقوع تلفات سازمان دامپزشکی اعلام کرده بود تلفات متوقف میشود اما با ادامه روند تلفات پرندگان مهاجر زمستانی و تسری آن به برخی از پرندگان شکاری، برخی از کارشناسان در علت اعلامشده مرگ تشکیک کردند و این رویه باعث نگرانی مردم و فعالان محیط زیست شد.
قابل قبول نبودن ادعای سازمان دامپزشکی و ارائه شدن مدارک سم شناسی از سوی دامپرشکی، باعث شد گمانهزنیهای بسیاری از سوی کارشناسان در رسانهها مطرح شود که یکی از آنها حجم بالای آلایندگی تالاب به دلایل مختلف بود. یکی از این دلایل وجود کارخانه کمپوست در ۲ کیلومتری تالاب معرفی شد که گفته میشود شیرابههای زبالههای دپوشده این کارخانه به کانالی میریزد که مستقیما به تالاب راه دارد و دقیقا همان جایی است که پرندگان تلف شدهاند. البته این تنها دلیل نبود، گویا فاضلاب چند شهر هم به این تالاب وارد می شود و شهرکهای صنعتی و صنایع سنگین و کشتارگاههای اطراف تالاب که تقریبا آن را محصور کردهاند در این آلایندگی نقش دارند. در این میان برخی از گمانه زنیها هم این بود که سموم کشاورزی وارد تالاب شده و حتی استفاده از طعمههای آلوده توسط شکارچیان میتواند یکی از دلایل قابل طرح باشد.
تراز دریاچه ارومیه ۶۰ سانتیمتر افزایش یافت
تراز دریاچه ارومیه ۶۰ سانتیمتر افزایش یافت
بررسی تغییرات تراز آب دریاچه ارومیه با استفاده از دادههای ماهوارههای ارتفاع سنجی نشان میدهد که تراز این دریاچه در دیماه سال ۱۳۹۸ نسبت به زمان مشابه در سال گذشته، به میزان ۶۰ سانتیمتر افزایش یافته است.
علی سلطانپور مدیر آبنگاری و امور جزرومدی این سازمان با اعلام این خبر افزود: نگاهی به تغییرات تراز دریاچه ارومیه در بازه سی ساله گذشته حاکی از افزایش قابل ملاحظه تراز این دریاچه در سال ۱۳۷۴، است. پس از آن تراز این دریاچه به واسطه کاهش بارش و آبهای ورودی به این دریاچه به آرامی رو به کاهش گذاشته؛ طوریکه تا سال ۱۳۹۷ تراز این دریاچه به میزان ۸ متر کاهش یافت.وی گفت: طی زمستان ۱۳۹۷ و بهار ۱۳۹۸ بواسطه افزایش بارندگی و آب ورودی به دریاچه، تراز دریاچه با سرعت زیادی افزایش یافت؛ بهطوریکه طی چند ماه تراز دریاچه بیش از یک متر افزایش یافته و امید زیادی را در راستای احیای این دریاچه ایجاد نمود. اگرچه در ماههای بعدی و بواسطه کاهش آبهای ورودی و تبخیر آب، تراز دریاچه روند کاهشی داشته است ولی اطلاعات بدست آمده از دادههای ماهوارههای ارتفاعسنجی نشان میدهد که تراز دریاچه ارومیه در ابتدای دیماه سال ۱۳۹۸ نسبت به سال گذشته ۶۰ سانتیمتر افزایش داشته است. این افزایش تراز با دادههای ارائه شده توسط ستاد احیای دریاچه ارومیه مطابقت داشته و در نتیجه معادل دو میلیارد مترمکعب افزایش آب برآورد میشود. مدیر آبنگاری و امور جزرومدی سازمان نقشهبرداری کشور، ادامه داد: علیرغم این افزایش نسبی، نمودار تغییرات سی ساله دریاچه ارومیه بر پایه دادههای ماهوارهای نشان میدهد که این دریاچه هنوز با روزهای خوب خود فاصله زیادی دارد. افزایش بارشها و استفاده بهینه از منابع آبی بر اساس سیاستهای ستاد احیای دریاچه ارومیه میتواند ضمن ادامه روند افزایش تراز آب این دریاچه، به احیای کامل آن بیانجامد.
استخر و باغ شاهگولی تبریز در راه ثبت جهانی
استخر و باغ شاهگولی تبریز در راه ثبت جهانی
مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی آذربایجان شرقی از آغاز اقدامات لازم برای ثبت جهانی مجموعه بینظیر و ارزشمند استخر و باغ شاهگولی تبریز خبر داد.به گزارش میراث آریا به نقل از روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی آذربایجان شرقی، مرتضی آبدار با بیان اینکه مجموعه تاریخی تفریحی شاهگولی در ۲۷ بهمن سال ۱۳۸۷ با شماره ۲۴۷۷۴ در فهرست آثار ملی ثبت شد، گفت: «اقداماتی در راستای ثبت جهانی این مجموعه نیز در دست انجام است.»
مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان، افزود: «برابر تفاهمنامه بین سازمان سیمامنظر و فضای سبز شهری شهرداری کلانشهر تبریز و اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی آذربایجان شرقی، استخر و باغ شاهگولی این مجموعه با همکاری مشترک و تنگاتنگ هر یک از نهادها در حداقل زمان ممکن در فهرست جهانی باغها ثبت شود.»باغ و استخر شاهگولی از مهمترین گردشگاههای تبریز است که بر اساس نقشههای قدیمی، در جنوب شرق این شهر و در هفت کیلومتری مرکز آن واقعشده که در زمان آققویونلوها ایجاد و در دوره صفویان گسترشیافته است. عمق استخر این باغ ۱۲ متر است و در محوطه آن قایقرانی انجام میشود.
ورود سرمایه گذاران تازه به حوزه گردشگری
ورود سرمایه گذاران تازه به حوزه گردشگری
وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی گفت: «در چرخه سرمایهگذاری در حوزه گردشگری، افرادی را میبینیم که در گذشته در بخش دارو، خودرو و… سرمایه گذاری میکردند، اما اکنون نگاه خوبی به آینده صنعت گردشگری دارند.»
به گزارش خبرنگار میراث آریا، دکترعلی اصغر مونسان عصر روز دوشنبه 21 بهمن 98 در برنامه تلویزیونی شبکه ایران کالا ضمن تبریک ایام دهه فجر گفت: «حوزه گردشگری همگام با سایر بخش های اقتصادی کشور رشد داشته به طوری که در دهه فجر امسال 2016 میلیارد تومان پروژه در اقصی نقاط کشور به بهرهبرداری رسیده، درحالیکه در گذشته در این مقیاس این تعداد پروژه نداشتهایم، این نشان دهنده رشد صنعت گردشگری است.»
او افزود: «سال گذشته 1900 میلیارد تومان پروژه گردشگری افتتاح کردیم و امسال روند رو به رشدی شاهد هستیم.»
ایجاد همگرایی در بخش گردشگری
دکتر مونسان تصریح کرد: «حجم سرمایه گذاری در این بخش بزرگ است به طوری که هم اکنون 2451 پروژه گردشگری در کشور در حال انجام است و خوشحال هستیم اقتصاد حوزه گردشگری، اقتصاد مردم پایه است، یعنی این وزارتخانه کمتر پروژه اجرا می کند و بیشتر پروژه ها به مردم واگذار می شود، در حقیقت ما از آنها حمایت می کنیم و تسهیلات ارزان قیمت در اختیارشان قرار می دهیم. همگرایی در این بخش اتفاق افتاده است.»
رشد 14 برابری تعداد موزهها بعد از پیروزی انقلاب اسلامی
وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی بیان کرد: «هم اکنون بالغ بر 700 موزه فعال در کشور داریم که این عدد نسبت به قبل از پیروزی انقلاب 14 برابر شده است، در حوزه ثبت آثار جهانی قبل از انقلاب سه اثر داشته ایم اما اکنون به 24 عدد افزایش پیدا کرده است. قبل از انقلاب اثر ثبت شده جهانی نداشتیم، اما اکنون 2 اثر طبیعی در فهرست آثار جهانی به ثبت رسیده است.»
او افزود: «قبل از انقلاب تعداد آثار ثبت ملی شده، انگشت شمار بود اما اکنون به 35 هزار اثر رسیده است. در حوزه گردشگری قبل از انقلاب 262 هتل داشتیم اما اکنون به 1450 هتل رسیده و حدود 590 هتل نیز در حال ساخت داریم.»دکتر مونسان اظهار کرد: «حدود 450 هزار میزان گردشگر ورودی به کشور قبل از پیروزی انقلاب داشتیم، اما اکنون در 10 ماه نخست سال جاری هشت میلیون گردشگر خارجی وارد کشور شد، امید داشتیم تا پایان سال به 10 میلیون گردشگر ورودی برسیم اما اتفاقات اخیر اثرات منفی گذاشت اما به طور یقین با تلاش فعالان حوزه گردشگری از این شرایط عبور خواهیم کرد.» وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی تصریح کرد: «در بخش صنایع دستی قبل از انقلاب آمار مشخصی از اقدامات انجام شده نداریم اما خوشبختانه سال گذشته 600 میلیون دلار صادرات صنایع دستی به شکل چمدانی و از طریق مبادی گمرک داشتیم روند رو به رشدی را در این بخش تجربه می کنیم به دنبال این هستیم صادرات ما به 2 میلیارد دلار برسد.»او افزود: «میراث فرهنگی هویت یک کشور است، بنابراین بخش بسیار مهم و مورد توجه مردم کشورمان بوده و اینکه مردم به دقت این موضوع را پیگیری و از ما مطالبه میکنند حق مسلم آنهاست زیرا هویت ایرانی اسلامی آنها را در بر می گیرد.»او اظهار کرد: «ایران یک کشور با تمدن کهن و تاریخ بسیار قدیمی است، ما حدود یک میلیون سایت شناخته شده تاریخی در کشور داریم بودجه ما هم بسیار محدود است، اما با تمام توان خود به مردم عزیز این قول را میدهم که همکاران ما در حوزه میراث فرهنگی همگام با مردم و با تمام وجود و با دقت بسیار زیاد از میراث فرهنگی محافظت می کنند و در تلاش هستند که آثار فرهنگی تخریب نشود و آسیبی نبیند که البته جای گله دارد که بودجه این بخش بسیار محدود است.»
شلیک به قلب حیاتوحش
با ریاست عیسی کلانتری در سازمان محیط زیست صدور مجوزهای شکار رونق گرفت.
وجود سه و نیم میلیون اسلحه شکاری دارای مجوز حمل در کشور به معضل بزرگی برای حیاتوحش ایران تبدیل شده است. بدیهی است وقتی کسی اسلحه شکاری خریداری میکند و از سازمانها و ارگانهای مربوطه بهصورت قانونی مجوز نگهداری دریافت میکند، انتظار دارد با دریافت پروانه شکار از سازمان حفاظت محیطزیست به طبیعت رفته و حیوانات را شکار کند، در غیر این صورت دور از انتظار نیست که بهصورت غیرمجاز به این کار مبادرت کند.گذشته از قبح ذاتی عمل شکار و ناپسند بودن آن نزد اذهان عمومی، بهدلیل حرام بودن امر شکار از سر تفریح به فتوای صریح مراجع عظام، ضروری است بهدنبال یک راهکار اساسی برای حل این معضل باشیم.
فرزاد علیزاده فعال محیط زیست در این باره به مهر میگوید: مدت مدیدی است شاهدیم که حتی شرایط سختگیرانهای هم که برای صدور مجوزها وضع شده، نتوانسته است معضل شکار را حل کند. در گذشته و طبق قانون، هر ایرانی بالای ۱۸ سال میتوانست سه قبضه سلاح (پس از بررسیها و تأییدیههای امنیتی) حمل کند که عبارت بودند از یک تفنگ گلولهزنی برای شکار پستانداران، یک تفنگ گلولهزنی با کالیبری کوچکتر از شش میلیمتر برای تمرین تیراندازی (سلاح خفیف) و یک تفنگ ساچمهزنی برای شکار پرنده. هر تفنگ ساچمهزن ۲۰۰ فشنگ و هر گلولهزن ۳۰ فشنگ سهمیه دولتی سالیانه دریافت میکرد. اما اکنون سختگیریها بیشتر شده است، بهطوریکه افراد بالای ۱۸ سال (مردان دارای کارت پایان خدمت) و زنان بالای ۱۸ سال میتوانند فقط دو نوع اسلحه داشته باشند، ساچمهزنی و خفیف و یا گلولهزنی و ساچهزنی و صدور مجوز دو نوع گلولهزنی باهم امکانپذیر نیست. همچنین، مدت زمان اعتبار جواز اسلحه خفیف هم از ۵ سال به ۲ سال تقلیل یافته است. همچنین، سهمیه فشنگ برای ساچمهزنی ۱۰۰ عدد و برای گلولهزنی ۲۰ عدد در سال است و بیشتر از یک و نیم برابر سهمیه هم حق نگهداری فشنگ وجود نداشته و جرم محسوب میشود. با تمام این اوصاف، متأسفانه شاهد آن هستیم که بیشتر شکارچیانی که اسلحهی قانونی و دارای مجوز حمل دارند بدون دریافت پروانه شکار مبادرت به شکار میکنند.
وی گفت: هم اکنون چند نوع اسلحه شکاری در داخل کشور تولید میشود؛ ساچمهزنی (نخجیر، صیاد) و گلولهزنی (نخجیر) اسلحه خفیف تولید نمیشود. اسلحه مسابقهای ساچمهزنی هم به تعداد بسیار محدود و کنترل شده (جهت اهداف پروازی) وارد کشور میشود. از واردات غیرمجاز اسلحه شکاری هم اطلاعات دقیقی در دست نیست.
این فعال حقوق حیوانات گفت: گفته میشود وزارت دفاع سالانه حدود سی هزار اسلحه شکاری تولید میکند. متأسفانه مشخص نیست وزارت دفاع بر اساس چه اطلاعات و آماری این تعداد اسلحه شکاری را که قرار است قلب محیطزیست و حیاتوحش کشور را نشانه گیرد تولید و روانه بازار میکند؟
وی یادآور شد: ظاهراً تصمیمگیری در خصوص میزان تولید اسلحه شکاری در نشستی سالانه با حضور تمامی متولیان امر، از ارگانهای امنیتی و نظامی گرفته تا سازمان حفاظت از محیطزیست صورت میگیرد اما سرهنگ محبتخانی فرمانده یگان حفاظت سازمان محیطزیست اظهار داشته است که از زمان تصدیگری پستش تاکنون حتی یکبار هم از سوی متولیان امر جهت حضور در نشست سالانهای که در خصوص میزان و کیفیت تولید اسلحههای شکاری تصمیمگیری میشود دعوت نشده است و از جزئیات روند تصمیمات در این خصوص بیاطلاع است.
این فعال حقوق حیوانات ادامه داد: چند سال پیش اتفاق نظری کلی درباره وضعیت بغرنج حیاتوحش کشور در سراسر ایران شکل گرفت، اینکه جمعیت حیاتوحش بیش از ۸۰ درصد در سطح کشور کاهش پیدا کرده است و باید یک تنفس حداقل ۵ ساله برای شکار حیاتوحش در کشور اعلام شود. موضوع بهصورت جدی پیش رفت تا اینکه سازمان محیطزیست اعلام کرد به مدت ۵ سال صدور پروانههای شکار را متوقف میکند.
علیزاده یادآور شد: آن زمان گفته میشد که بیش از دو میلیون اسلحه شکاری دارای مجوز در کشور وجود دارد. سازمان حفاظت محیطزیست اعلام کرد به دلیل ملاحظات محیطزیستی و فقدان ظرفیت شکار از دولت خواسته است خط تولید سلاحهای شکاری ایرانی متوقف شده و همچنین از ورود نمونههای خارجی جلوگیری و بهعنوان کالای قاچاق با این موضوع برخورد شود. پس از این تصمیم و به همت تشکلهای مردم نهاد پویشهای مختلف، شکستن اسلحه و آزادسازی حیاتوحش به دامان طبیعت توسط شکارچیان سابق و پیوستن ایشان به محیطزیست آغاز شد.
وی ادامه داد: در شروع سال چهارم ممنوعیت سراسری شکار بود که عیسی کلانتری رئیس سازمان حفاظت محیطزیست شد. با آغاز ریاست وی بر مسند سازمان حفاظت محیطزیست، صدور مجوزهای شکار مجدداً برقرار شد. این تصمیمات که به دلیل وجود مشاوران و مدیران مدافع شکار در سازمان اتخاذ میشد تا آن جایی پیش رفت که فقط در یک مورد ۲۰۰۰ پروانه شکار برای کشتار پرندگان فقط در استان تهران صادر گشت، درحالیکه این تعداد پروانه، خارج از ظرفیت پرندگان استان تهران بود!
این فعال حقوق حیوانات گفت: اکنون سرهنگ محبتخانی فرمانده یگان حفاظت سازمان محیطزیست از آمار سه میلیون و پانصد هزار اسلحه دارای مجوز در کشور خبر میدهد. این فقط آمار اسلحههای مجاز است و از وجود انواع غیرمجاز آن اطلاع دقیقی در دست نیست. ضمن اینکه ظاهراً سالانه 30 هزار اسلحه هم توسط وزارت دفاع ساخته و وارد بازار میشود. به گفته ایشان «۸۰ درصد از محیطبانان این سرزمین با اسلحههای شکاری دارای مجوز و توسط شکارچیان قانونی به شهادت رسیدهاند.» به رغم این شرایط، سازمان حفاظت محیطزیست امسال هم مبادرت به فروش پروانه شکار کرد. مدیر کل دفتر حفاظت و مدیریت حیاتوحش نیز فقط با اشاره به قوانین صید و شکار و بیتوجه به عدم وجود ظرفیت حیاتوحش با استناد به آمار ضد و نقیض و غیر علمی صدور مجوزهای شکار را توجیه کرد.
علیزاده یادآور شد: طی روزهای گذشته پروانه شکار ۴۴۷ چهارپا شامل ۱۵۱ قوچ، ۱۲۴ بز وحشی، ۲۲ آهو و ۱۵۰ گراز صادر شده بود. از این تعداد پروانه شکار قرار بود ۴۰ درصد آن یعنی ۱۸۰ چهارپا به اتباع خارجی اختصاص یابد که فعالان محیطزیست طی تلاشها و پیگیریهایی موفق شدند دستور لغو مجوز شکار برای اتباع خارجی را از عیسی کلانتری اخذ کنند اما پروانهی شکار چهارپایان برای شکارچیان داخلی هنوز به قوت خود باقی است. این پروانهها بهجز مجوزهایی است که برای قرقهای اختصاصی صادر میشود.
وی تاکید کرد: مدافعان شکار حذف فیزیکی این گونهها را در راستای حفاظت از محیطزیست و پایش طبیعت میدانند! موضوعی که به گفته کارشناسان محیطزیست و با توجه به شرایط و بحرانهای متعدد محیطزیستی از جمله بیماریهای حیاتوحش، خشک شدن تالابها، تخریب زیستگاه به واسطه ورود دام و مجوزهای بهرهبرداری از معادن و…، بیشتر به شوخی شبیه است و مصداق عذر بدتر از گناه! حتی این توجیه که سود حاصل از فروش پروانههای شکار و کشتار حیاتوحش خرج ساختمان محیطبانی یا خرید تجهیزات و موتور سیکلت و … میشود هم قابل پذیرش نیست. در نظر داشته باشید که منفعت حاصله از فروش پروانه شکار برای سازمان حفاظت محیط زیست در سال گذشته یک میلیارد و هشتصد میلیون تومان بوده است. کشوری که روی گنجی از ثروت قرار دارد، برای تأمین هزینههایی چنین اندک، باید از خون حیاتوحش خود پول در آورد؟
علیزاده گفت: این درحالی است که اگر معاونت حقوقی سازمان جریمههای نقدی متخلفین صید و شکار، زندهگیری، نگهداری و حمل و نقل گونههای شاخص کشور را از قوه قضائیه مطالبه کند، مبالغ حاصله قابل مقایسه با شکار فروشی نیست. مبالغی که به هیچ عنوان تاکنون یک ریال آن هم از متخلف اخذ و وارد صندوق ملی محیطزیست نشده است و این کمکاری از معاونت حقوقی سازمان قابل چشمپوشی نیست.
مردم رایشان به مقاومت است نه مذاکره
مردم رایشان به مقاومت است نه مذاکره
رییس قوه قضاییه گفت: مردم در تشییع جنازه سلیمانی اثبات کردند رای شان به مقاومت است نه مذاکره.
حجتالاسلام سیدابراهیم رئیسی در سخنرانی پایانی راهپیمایی ۲۲ بهمن در حرم مطهر رضوی اظهار کرد: اجتماع عظیم امروز تنها یادآور سالگرد ۲۲ بهمن ۵۷ نیست بلکه امروز در تاریخ انقلاب شکوهمند ما نقطه عطف و یک انقلاب است مبتنی بر همان انقلاب ۵۷ و با تاکید بر همان اصول و مبانی، اما سخن نو داشته و پیامها و آثار بسیاری به همراه دارد.
وی افزود: آن روز اعلام پایان حکومت ستم شاهی و آغاز حاکمیت الله بر سرنوشت جامعه اسلامی بود. آن روز اعلام پایان استبداد و استعمار امریکایی و سلطه بیگانگان بود. رئیس قوه قضائیه با اشاره به اینکه امروز پیامی نو در بستر گام دوم در این اجتماع است، ادامه داد: سخن اول در بستر گام دوم نه فقط بیرون راندن امریکایی ها از کشور بلکه این بار سخن از بیرون راندن آنها از منطقه است، اراده ملتها و دولتهای مستقل منطقه بر این تعلق گرفته که منطقه باید زندگی خود را بدون حضور امریکاییها و مستکبرین ادامه دهد.
نمایش ۱۰۰ هزار نمونه گیاهی و جانوری در موزه تاریخ طبیعی محیط زیست
نمایش ۱۰۰ هزار نمونه گیاهی و جانوری در موزه تاریخ طبیعی محیط زیست
مدیر موزه ملی تاریخ طبیعی و ذخایر ژنتیک سازمان حفاظت محیط زیست گفت: ۱۰۰ هزار نمونه ژنتیک گونههای گیاهی و جانوری در این موزه آماده بهرهبرداری و استفاده محققان داخلی و خارجی است.
علی مدادی روز یکشنبه در افتتاح مخزنهای موزه تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست افزود: این ۱۰۰ هزار نمونه شامل بخشهای مختلف گیاهی، جانوری، سنگ و کانی است که اکنون قابل دسترسی برای محققان داخلی و خارجی است و سه هزار نمونه از آن در بانک ژن جمعآوری شدهاند.
وی درباره کارکردهای پژوهشی موزههای تاریخ طبیعی گفت: جمعآوری مجموعه کامل از گونهها، مطالعه سیستماتیک و طبقهبندی علمی، کاهش نمونهبرداری از طبیعت، نگهداری از نمونههای تایپ و دسترسی به نمونههای خارج از کشور است.
تایپ یعنی اینکه آن گونه مشخص برای اولین بار با مشخصات خاص خودش معرفی شده باشد.
مدادی ادامه داد: با توجه به اهمیت موضوع درصدد برآمدیم ۱۰۰ هزار نمونه موجود در بانک ژن تنوع زیستی را به صورت علمی طبقهبندی کنیم تا مورد استفاده قرار گیرد، بر این اساس ساخت مخازن ریلی از سال ۱۳۸۷ با اعتباری بیش از ۲۵۰ میلیون تومان آغاز شد که به دلیل برخی مشکلات حقوقی روند تحویل آن با وقفه مواجه شد، در ابتدای سال ۹۸ مخازن تحویل و فرایند آمادهسازی آن شروع شد و پس از آمادهسازی مخازن فرایند بازبینی، طبقهبندی و انتقال نمونهها بر اساس طبقه بندی علمی انجام شد.
وی گفت: نمونه های جانوری موجود در بانک ژن شامل گونه های پستانداران، پرندگان و خزندگان است، در ایران ۲۲۳ گونه پستاندار موجود است که از این تعداد ۵۳ گونه در بانک قرار دارد، همچنین ۵۶۸ گونه پرنده در ایران شناسایی شده که از این تعداد ۱۳۰ گونه در بانک وجود دارد و ۲۶۷ گونه خزنده در ایران است که از این تعداد ۹۳ گونه در بانک ژن سازمان محیط زیست موجود است.
وی درباره فعالیتهای در دست اقدام این موزه توضیح داد: دستورالعمل مطالعه نمونههای موجود در مخازن تهیه شده و به هفته آینده ابلاغ میشود، ابلاغ اولویتهای مطالعاتی نمونههای موجود، تهیه و انتشار بانک اطلاعات نمونه ها، ابلاغ دستورالعمل اهدای نمونه به موزه، ممنوعیت خروج نمونه های تایپ از کشور، حمایت از پایان نامه های دانشجویی و ساخت بخش نمایشگاهی موزه تاریخ طبیعی برخی از این فعالیت هاست که با آنها میتوانیم یکی از بهترین موزه های تنوع زیستی را داشته باشیم.
در هرباریوم موزه تنوع زیستی ۴۰ هزار نمونه دارد و قدیمیترین آن مربوط به ۴۰ سال پیش است که می تواند در اختیار محققان قرار گیرد. همچنین در بانک زیستی ژن گونه های گیاهی و جانوری نگهداری میشود که این ژنها در دمای ۸۰ درجه زیر تا ۱۰ سال نگهداری میشوند.
بخش زمینشناسی این موزه مجموعه فسیلهایی از ۸ میلیون سال پیش قرار گرفته که گنجینهای بینظیر هستند، همچنین در بخش کانیها نمونههای طلای کاذب و انواع کانیها جمعآوری شده است، در بخش دیگری از موزه ۲۷۴ نمونه پرنده و ۲۷۰ جمجمه و شاخ که به آن پانل گفته میشود وجود دارد که بیشتر آنها قوچ و کل ایرانی است، البته چند نمونه خارجی از روسیه و آفریقا نیز موجود است. در ادامه این مراسم، از کتاب راهنمای میدانی پروانههای ایران رونمایی شد که علیرضا نادری، پروانهشناس در این مراسم گفت: اولین کتاب معتبر در زمینه پروانهها توسط سازمان حفاظت محیط زیست و موزه تاریخ طبیعی و ذخایر ژنتیکی در قالب کتابی به نام پروانههای ایران در سال ۱۳۸۰ به چاپ رسید.
نادری افزود: بعد از آن نیاز به یک کتاب راهنمای میدانی بود که در سال ۱۳۹۰ به چاپ رسید، سپس در سال ۱۳۹۳ کتاب «پروانههای ایران و عراق» با همکاری دو نفر اوکراینی و آلمانی به زبان انگلیسی در اوکراین منتشر شد که در کشور ما در دسترس نیست.
