بایگانی مطالب نشریه
ضربه مهلک کرونا به هتلداری کشور
30 درصد هتل ها تعطیل شدند
رییس جامعه هتلداران ایران: ۳۰درصد هتلها تعطیل هستند بقیه هم با اعمال تخفیفهای ویژه تا ۷۰ درصد باز ماندهاند.
بحران کرونا و آسیب حداکثری به بازار گردشگری بهویژه صنعت هتلداری منجر به استعفای بزرگان گردشگری و اوج گرفتن فروش هتل در استانهای توریستی شده است که این امر میتواند بر آینده بازار گردشگری اثرات منفی گستردهای وارد کند. شاید بتوان گفت بیشترین بخشی از کشور که ضربه مهلک تری از کرونا خورد گردشگری است، صنعتی که به گفته رییس جامعه هتلداران ایران حدود ۳۰ درصد از این واحدهای اقامتی ترجیح دادهاند تعطیل بمانند. بقیه هم با اعمال تخفیفهای ویژه تا ۷۰ درصد باز ماندهاند. میزان خسارت و زیان مالی واردشده به هتلها تا پایان شهریورماه نیز ۸۵۰۰ میلیارد تومان برآورد شده است.
پس از همهگیری ویروس کرونا در ایران بهویژه در اواخر بهار سال ۹۹ گروهی از فعالان بازار گردشگری که بیشترین میزان سرمایهگذاری در این بازار را داشتهاند بهدلیل رکود ناگهانی سفر و نبود تقاضای سفر توریستی مجبور به بازنشستگی اجباری از ادامه فعالیت در این عرصه و خروج از این بازار شدند. این آسیبها تا اوایل تابستان بهصورت موردی رخ داد اما پس از آن افزایش یافت و تعداد بسیاری از فعالان گردشگری را درگیر کرد. هتلها بیشترین و سنگینترین سرمایهگذاریها را در بازار گردشگری داشتهاند و نسبت به دیگر بخشها هزینههای جاری بالاتر و فعالیتهای سنگینتری دارند که بیشترین آسیب از بحران کرونا و رکود مسافرت بر این صنعت وارد شده است. باوجود آغاز سفرها در تابستان، هتلها باز بدون متقاضی و مسافر ماندند، زیرا مردم بهدلیل ترس از ابتلا به کووید-۱۹ اصولا به شکل شخصی سفر کرده و در خانههای شخصی یا اقوام اقامت کردند و انتخاب هتل بهعنوان محل اقامت بهشکل بسیار محدود انجام شد.
رییس جامعه هتلداران ایران از جمله کسانی به شمار میرود که نسبت به حال صنعت هتلداری اعتراضهای مکرری کرده است. او چندی پیش به «پیام ما» گفته بود: صنعت هتلداری کشور قریب به ۸ هزار و ۵۰۰میلیارد تومان خسارت دیده است.
قرار بود تا ما سه ماه امهال مالیاتی و سه ماه تعویق در پرداخت حاملهای انرژی داشته باشیم که به درستی اجرا نشد.
امهال پرداخت ۲۳ درصد حق بیمه کارفرمایی پرسنل شاغل در واحدهای گردشگری نیز به صورت ناقص اجرایی شد، هر چند که آن مدت سه ماهه نیز اصلا کافی نبود»
اما در تازه ترین اظهار نظر جمشید حمزهزاده به ایسنا گفته است: در وضع موجود که هتلها مسافر ندارند، حدود ۳۰ درصد از این واحدهای اقامتی ترجیح دادهاند تعطیل بمانند. بقیه هم با اعمال تخفیفهای ویژه تا ۷۰ درصد باز ماندهاند.
میزان خسارت و زیان مالی واردشده به هتلها تا پایان شهریورماه نیز ۸۵۰۰ میلیارد تومان برآورد شده است. او افزود: هتلها ماهها است که مسافر ندارند و میانگین اقامت در کل کشور زیر ۲۰ درصد است. حتی هزینههای آب و برق را نمیتوان تامین کرد. ترجیح بسیاری بر تعطیلی هتلها است، چون هزینه نگهداری حتی نسبت به قبل از کرونا بیشتر شده است.
با این حال در برخی شهرها امکان تعطیلی وجود ندارد، اگر آن هتل بسته شود، دیگر جای مناسبی برای اقامت وجود ندارد.
او ادامه داد: برای حل مساله آب و برق هتلها حدود یک ماه است که به وزیر نیرو نامه نوشته و درخواست همراهی کردهایم اما هنوز جوابی ندادهاند. با آنکه ستاد کرونا مصوب کرد هزینه آب و برق به تعویق بیفتد اما کماکان شاهد تهدید و قطع آب و برق هتلها هستیم.
حمزه زاده اضافه کرد: اداره مالیات به نسبت وزارت نیرو همراهتر بوده است، هرچند ما دنبال معافیت مالیاتی سالهای ۹۸ و ۹۹ هستیم اما تا کنون نتیجه نگرفتهایم.
رییس جامعه هتلداران درباره بیکاری گستردهای که در این بخش اتفاق افتاده است، گفت: دو سوم نیروی شاغل در صنعت هتلداری بیکار شده است.
سازمان تامین اجتماعی هم بیمه بیکاری آنها را کامل پرداخت نکرده است. چند ماه وقت رسیدگی دادهاند اما بسیاری از نیروهای تعدیل شده هنوز پول کامل را دریافت نکردهاند.
صنعت گردشگری و هتلداری با شیوع ویروس کرونا از جمله مشاغل زیانده بوده است. سازمان ملل در پیامهای مکرری به دولتها درباره بحران بیکاری و رکود اقتصادی گردشگری هشدار داده و درخواست همراهی و حمایت بیشتر کرده است.
در ایران برای جبران خسارتهای کرونا در این بخش، دو بسته حمایتی تهیه شد که اولی سه ماه امهال هزینههای انرژی، مالیات، بیمه حق کارفرما و اقساط بانکی به اضافه وام حفاظت از مشاغل به مبلغ ۶ تا ۱۶ میلیون تومان بود که به گفته فعالان گردشگری، به درستی رعایت نشد و نتوانست از این صنعت حمایت کند. بسته دوم حمایت از گردشگری نیز اوایل مهرماه مصوب شد که مبلغ تسهیلات بانکی از ۱۶ تا ۹۰۰ میلیون تومان افزایش داده شد و امهال هزینههای انرژی، مالیات، بیمه حق کارفرما و اقساط بانکی تا پایان سال نیز تمدید شد. با این حال این مصوبه هنوز به مرحله اجرا نرسیده و از بار مشکلات گردشگری و هتلداری نکاسته است.
به نقل از پایگاه خبری اتاق ایران، گزارش بانک جهانی در رابطه با تأثیرات کرونا بر تولید ناخالص داخلی و تجارت کشورها نشان از افت شدید درآمد افراد و افت رشد تولید ناخالص داخلی کشورها دارد.
به اعتقاد بانک جهانی کرونا به چند روش میتواند بر اقتصاد کشورها و بهتبع آن جهان تأثیر بگذارد که عبارت است از: کاهش اشتغال، افزایش در هزینههای معاملات بینالمللی، کاهش شدید در سفر و کاهش در تقاضا برای خدماتی که نیاز به ارتباط نزدیک و مستقیم افراد با یکدیگر دارد.
همچنین شورای سفر و گردشگری جهانی، در خصوص کاهش ۱۲ تا ۱۴ درصدی سفر در جهان طی سهماهه سال ۲۰۲۰ و پیشبینی از دست رفتن ۵۰ میلیون شغل در این صنعت جهانی (که ۳۰ میلیون از آن متعلق به آسیا است) خبر داده است.
صنعت سفر و گردشگری در ایران نیز مصون از این آسیبها نمانده و به دنبال شیوع ویروس کرونا در کشور، بنا بر آمار اعلام شده از سوی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی ۵۴ درصد سفرها نسبت به مدت مشابه کاهش یافته و ۸۰ هزارنفری که به صورت مستقیم در صنعت گردشگری فعال هستند در صورت عدمحمایت و برنامهریزی بیکار میشوند.
لازم به ذکر است آنچه در واقعیت و به شکل پایدار میتواند رونق دوباره گردشگری در کشور را رقم بزند «وجود تقاضای گردشگری» است. این تقاضا برای ایران بیشتر تقاضای داخلی است تا خارجی و انتظار میرود به دلیل ادامه بیماری آسیب این بخش ادامه داشته باشد.
در همین راستا و با توجه به اهمیت سفر و گردشگری در اقتصاد دنیا و در جهت کنترل پیامدهای مخرب شیوع این بیماری، کشورها بستههای حمایتی و مشوقهایی ارائه کردهاند تا از فروپاشی بخش گردشگری جلوگیری نمایند. اقدامات حمایتی دولتها از این صنعت در سه حوزه حمایت از معیشت کارگران، حمایت مالی و تزریق نقدینگی است.
خسارت وارده به بخش گردشگری و صنایع دستی روز به روز بیشتر میشود.
تا خرداد ماه خسارت وارده به این بخش ۷۰هزار میلیارد ریال تخمین زده شده بود، اما یک ماه پس از آن این رقم به ۱۱۸ هزار میلیارد و ۲۹۸ میلیارد ریال رسید.
به گفته وزیر میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری بیشترین برآورد خسارت مربوط به خراسان رضوی با ۱۸۴ هزار و ۵۵۰ میلیارد ریال و کمترین برآورد خسارت هم به استان خوزستان با ۲۴۲ میلیارد ریال تعلق دارد.
این آمار خود گواه این مسئله است که بسته حمایتی دولت چندان تاثیری در کاهش ضرر و زیان این بخش نداشته است. این بسته که از همان اوایل سال ابلاغ شده بود شامل امهال سه ماهه مالیات، اعم از مالیات بر درآمد و مالیات بر ارزش افزوده، تعویق سه ماهه بازپرداخت اقساط تسهیلات بانکی، امهال پرداخت ۲۳ درصد حق بیمه کارفرمایی پرسنل شاغل در واحدهای گردشگری، تعویق پرداخت قبوض حاملهای انرژی (آب، برق، گاز) به مدت سه ماه و در نهایت امکان استفاده از تسهیلات بانکی با نرخ ۱۲ درصد بود.
بسته حمایتی دولت، بی تاثیر بود
کاهش درآمد هتلداران تا جایی پیش رفته است که درحالحاضر اغلب مجموعهها و بخشهای فعال در بازار گردشگری تخفیفهای قابل توجهی برای کسب وکارهای خود در نظر گرفتهاند تا گردشگران بیشتری را جذب کنند. چنان که برخی از هتلها برای هر شب اقامت مسافر ۵۰ تا ۷۰ درصد تخفیف در نظر گرفتهاند.
آنطور که فعالان حوزه گردشگری و هتلداران میگویند، نجات این صنعت جز با ترغیب و بستههای تشویقی سفر امکان پذیر نیست. تاکنون از سوی ستاد سفر استانی ۶۴ بسته سفر ارزان که در برگیرنده سفر به تمامی استانهای کشور است با عنوان «سفر آسان» ارائه شده است که به دلیل ورود به پیک دوم شیوع ویروس کرونا در کشور اجرایی شدن آن به تعویق افتاده است.
درخت فرزند احمد بود
گفتوگو با احمد نبیزاده هنرمندی که چهره محمدرضا شجریان را روی نیم تنه درختی در مشهد تراشید اما مهاجمانی آن را قطع کردند.
روزی که صدای شجریان خاموش شد، یکی از درختان پارک ملت مشهد به احمد گفت که میخواهد تصویر استاد آواز ایران روی او حک شود. میان درختان نیمه و بریده و خشک شده دعوا بود. هر یک با صدای بلند فریاد میزد، یکی اما صدایش بلندتر بود، احمد آن را شنیده بود، دست به کار شد. تصویر شجریان را در ذهنش مجسم کرد و تراشید اما همین دو روز پیش کسی یا کسانی نیم تنه درخت را قطع کردند.
روزی که محمدرضا شجریان آمده بود غرفه نقاشی و عکاسی احمد، گفته بود که او آرتیست خوبی میشود. او را تشویق کرده بود و گفته بود که در آینده از او بیشتر میشنود. هفت سال بعد از آن روز، اسم احمد نبیزاده سر زبانها افتاد.
روزی که شجریان نبود اما تصویرش روی مجسمهی احمد باقی ماند. مجسمه چوبی چند روزی، چند فرسخ آنطرفتر از توس، محل آرامگاه شجریان هم مانده بود، تا اینکه یک شب ناپدید شد. به احمد گفته بودند، با ساطور تکه تکه شده، خرد شده و دیگر اثری از چهره استاد آواز ایران روی آن نیست. احمد تصویر تکه تکه شدن را نمیتوانست در ذهنش تصور کند: «یک روز بیایند و بگویند بچهات دیگر نیست، آدم مگر میتواند باور کند؟»
بیست روز پیش بود که احمد نبیزاده، درختان بریده شده در پارک ملت مشهد را دید. درختانی که نصفه و نیمه بودند. شاخه نداشتند و تنها تنهای کهنه از آنها باقی مانده بود. احمد رفته بود مدیریت پارک. گفته بود حاضر است هرکدام از این درختان بیجان و نصفه را تشبیه کند به چهرهای: «همان زمان گفتند چند نمونه کار برایشان بفرستم، گفتند نمیتواند همان زمان با او قرارداد ببندند.» به احمد گفته بودند که او نمونه کار بیاورد و تا آن زمان هم پارک به شهرداری نامه مینویسند. هیچ چیز اما مکتوب نشد و همه چیز در کلام میان احمد و متولیان پارک ملت رد و بدل شد.
به احمد گفته بودند، حیوانات را دستمایه ساخت مجسمههای چوبیاش قرار دهد. روی نیم تنهها، جغد و ماهی و اسب بسازد.«گفته بودم من خودخواهم نمیتوانم چیزهایی که شما میگویید را بسازم.» درختان با احمد حرف میزنند، حتی وقتی خشک شده باشند. خودشان به او میگویند که دوست دارند به چه چیزی تبدیل شوند، خودشان میگویند من را بتراش. احمد هم همیشه چنین میکند. خودشان میگویند و او هم ابزار به دست میگیرد و بداهه تصویری میتراشد: «من همیشه بداهه کار میکنم، یعنی هیچ وقت عکسی از تصویری که میخواهم کار کنم مقابلم نیست. تصویر را در ذهنم مجسم میکنم و میتراشم.»
روزی که صدای شجریان خاموش شد، یک شهر گفت که میخواهد خیابانی به نامش کند و تندیسی برایش بسازد. مشهد هم گفته بود. احمد اما خواسته بود، کاری کند. میگوید، سال 92 وقتی در بوستان هنرمندان تهران نمایشگاهی از آثارش برگزار کرده بود، شجریان هم آمده بود غرفهاش و کارش را دیده بود. اویی که در دبیرستان نقشهکشی ساختمان خوانده بود و در دانشگاه معماری آموخته بود. شجریان به او گفته بود که کارهایش دیدنی است: «احساس دین میکردم، خواستم کاری کنم، یکی از درختان را دیدم و گفتم برای نمونه کار بگذارید تصویر استاد را روی یکی از همین تصاویر پیاده کنم.»
یکی از مجسمههای نیمه، گفته بود که تصویر استاد آواز ایران روی بدنه او خوب در میاید، احمد یکی از عکسهای شجریان را در ذهنش تجسم کرد و تراشید. سه روز بعد که چهره شجریان از میان درخت پیدا شد، مدیریت پارک آمد و کار را دید: «مدیریت اصلی پارک در شهرداری آمد و گفت اینقدر به طرح علاقه مند شده که حتی حاضر است آن را به خانهاش ببرد، گفته بودند حیف است که اینجا باشد.» روز بعد گفته بودند که چه قدر خوب میشود اگر برایش حفاظ بگذارند و آن را نورپردازی کنند. احمد آن روزها خوشحال بود. مثل پدری که پسرش از آب و گل در میآید و او شاهدش باشد. «تمام کسانی که آن روزها از کنار من رد میشدند و کارم را مشاهده میکردند از کارم تعریف میکردند از من عکس میگرفتند، در فضای مجازی میگذاشتند، به من روحیه میدادند.»
مجسمه چوبی پشت آسایشگاه جانبازان جنگ بود. یک روز آنها هم که صدای چکش و مقار را شنیده بودند آمدند و شاهد کار احمد شدند. بعد از ده روز کار احمد تمام شد. شجریان روی تنه درخت مانده بود. همان تمثال معروفش در پارک ملت مشهد حکاکی شده بود. احمد باید به زاهدان، زادگاه مادریش باز میگشت. «گفتم پسرم بیمار شده، باید به زاهدان بروم.» مسئولان پارک گفته بودند که او آنقدر کارش خوب بوده که به منطقه 9 شهرداری مشهد هم معرفیش کردند تا من بعد به او کار سفارش دهند. صبح روز دهم، با همان دوچرخهای که بیست روز پیش با آن به پارک ملت وارد شده بود، رفت تا برای آخرین بار مجسمه را ببیند و با آن وداع کند. «فکر میکنم همان زمان کارشان تمام شده بود، چون مجسمه را بریده بودند و سبزه کاشته بودند.» برای اولین بار در این ده روز یک نفر هم او را به تمسخر گرفته بود. روی لحن احمد یک لایه اندوه مینشیند که میگوید: «به مسخره و ریشخند گفت بیا مجسمهات را ببین، بیا ببین چه بر سر اثرت آمده است.» احمد آن لحظه خشمگین میشود: «همانجا لایو گرفتم و برای اینکه مساله سیاسی نشود گفتم مساله مالی است.»
احمد همان زمان رفته بود مدیریت پارک. مدیریت پارک در شهرداری هم آمده بود. به احمد گفتند چند جوان که حالت طبیعی نداشتند، مجسمه او را تخریب کردند. گفتند با ساطور افتاده بودند به جان مجسمه. احمد باور نکرده است: «چطور ممکن است مجسمه چوبی که درونش پر شده و روی آن 120 سانتیمتر با مغار چوب کاری شده، با ساطور نابود کرد. اگر هم با تبر به آن ضربه زده بودند، من میتوانستم آن را پر کنم.» پارک ملت مشهد مجسمه کم ندارد. به نوشته سایتهای محلی مشهد 12 نیم تنه برنزی دارد اما تخریب نصیب نیم تنهای شد که چهره شجریان روی آن بود: «پارک ملت مجسمه زیاد دارد، مجسمه من هم در دید نبود، یک گونی هم روی آن کشیده شده بود.» احمد از متولیان پارک خواسته بود تا باقیمانده مجسمه را به او بدهند. مثل پدری که خواسته باشد، دست کم جسد فرزندش را به دستش بدهند: «گفتند تو نبودی ما هم آن را دور ریختیم.» دور ریختن را چندبار تکرار میکند. احمد میگوید این مجسمهها مثل فرزندانش هستند: «به شما بگویند بچهات را دور ریختیم چه واکنشی نشان میدهید؟ اصلا منطقی است که در پارکی که نگهبان دارد و با همه مسالهای برخورد میشود یک نفر بیاید و مجسمهای را با ساطور نابود کند، همیشه هم که همه چیز را گردن جوانان میاندازند» احمد میگوید از او خواسته بودند تا ماجرا رسانهای نشود، او اما تنها باقیمانده مجسمه را میخواهد. هرچه که از آن مانده.
هنوز هیچ فردی از بدنه مدیریت شهری مشهد به این مسئله واکنش نشان داده است، جز صدرا یوسفی، معاون فرهنگی و هنری سازمان اجتماعی شهرداری مشهد که اصل خبر را تکذیب کرده است. او تسنیم گفته است: «فرآیند ساخت مجسمه در شهرداری، به این صورت است که در ابتدا باید طرحی از اثر مورد نظر ارائه و به تایید شورای یادمانها برسد؛ سپس ماکت ارائه شود. بعد از بررسی آن، اگر ابعاد هنری و تناسبات ارائه کار مورد تایید شورا واقع شد، کار به مرحله اجرا میرسد و ساخت آن مجسمه در قالب قرارداد انجام میشود. هیچکدام از این فرایندها در هیچ مرجعی از شهرداری مشهد طی نشده و اصل وجود چنین موضوعی در حد یک شایعه است. ممکن است فردی به صورت خودسرانه و بدون مجوز اقدام به چنین کاری بکند. در این صورت نیز عوامل نگهبانی پارک با وی به دلایل زیست محیطی برخورد میکنند. لذا اصل این خبر مورد تردید است.» احمد حالا یکبار دیگر احساس شکست در کارش میکند، مثل آن روزی که بعد از دانشگاه وارد حوزه دکوراسیون داخلی شد، چند سالی کار کرد اما اجناس چینی شکستنش دادند. احمد بعد از دیدن جای خالی مجسمه چوبی سوار بر دوچرخه شد و به مسافرت 5 سالهاش ادامه داد. مسافرتی که نه مقصد معینی دارد و نه هدفی: «گفتم دیگر ماندن ندارد، باید بروم.»
سرانجام یک خانه و یک محور در منطقه ۱۲ و ۱۷ شهر تهران
محور نیلوفری بالاخره چرخید
مدیرعامل سازمان نوسازی شهرداری تهران در گفتوگو با پیام ما: شهرداری حق بهره برداری دائم تونل راه آهن را گرفت
پیام ما: پای صحبتهای اهالی منطقه ۱۷ و ۱۸ شهر تهران که بنشینید، محور نیلوفری را پاشنه آشیل پایتخت منطقه میدانند. اوایل شهریور امسال که اعضای شورایاری این منطقه با حضور در صحن شورای شهر تهران نسبت به پیشروی این پروژه احساس نارضایتی کردند. عبدالله لطفی، رابط هیات رئیسه شورایاران منطقه ۱۸ به اعضای شورای شهر تهران گفته بود عدم تعیین تکلیف زمینهای منطقه در محدوده خط راه آهن تهران- تبریز مشکلی بزرگی در منطقه ایجاد کرده و باعث ایجاد ناامنی در منطقه میشود.
انتقال و آزادسازی پر سرو صدا
گفتوگو پیرامون موضوع انتقال خط آهن تهران- تبریز به طول ۹ کیلومتر نخستین بار در سال ۱۳۸۳ شکل گرفت و مصوب شد که این ریل که باعث ایجاد مخاطرات بسیاری برای اهالی منطقه ۱۷ و ۱۸ شهر تهران شده است، جمع آوری شود. به گزارش خبرگزاری شهر، عملیات انتقال ۹ کیلومتر خط آهن تهران- تبریز سرانجام سال ۸۶ اجرایی شد و این پروژه در سال ۹۲ به بهره برداری رسید. حاصل این انتقال، آزادسازی ۵۰ هکتار زمین بود که میتوانست با بارگذاری مناسب، بسیاری از کمبودها را در جنوب تهران مرتفع کند. پیش از انتقال این خط آهن در سال ۸۶، فضای اطراف راه آهن با نرده محصور و بسته بود. شرکت راه آهن روی فضای موجود ادعای مالکیت دارد. از سوی دیگر این ۵۰هکتار، مصوبه کمیسیون ماده ۵ داشته که باید نزدیک ۹۰درصد آن فضای سبز و باز باشد و ۱۰درصد فضای خدماتی. شهرداری اما برای این پروژه پیشنهاد برگزاری مسابقه را داده بود. پیروز حناچی، شهردار تهران اعتقاد داشت که پروژه ارزش برگزاری مسابقه را هم دارد. ایدهای که میتواند این محدوده را به یک گذر گردشگری و سکونتگاه شهری تبدیل کند او در جمع خبرنگاران گفته بود: «باید برای این پروژه بزرگ راه را باز و از ایدههای مختلف استفاده کرد. به همین دلیل ما فراخوان عمومی دادیم و تیمهای خارجی هم شرکت کردند. هدف ما این بود که ایده های برتر را جذب کنیم و در یک فرایند مشارکتی به اجرایی کردن این پروژه بیندیشیم.»
معاون برنامه ریزی و توسعه شهری سازمان نوسازی شهر تهران همان روزها درباره فراخوان مسابقه گفته بود: خروجی مسابقه در فضای شهری کاملا اثربخش بود، ۲۴۰ تیم در مسابقه شرکت کردند و ۱۰۵ طرح به مسابقه رسید که از این تعداد ۱۵ طرح به مرحله نهایی راه پیدا کردند. جالب است بدانید در ۱۰۵ اثر ابتدایی، نام ۱۲ تیم خارجی به چشم می خورد و در ۱۵ طرح نهایی ۳ تیم خارجی حضور داشتند.
مسابقه دو مرحله برگزار شد؛ در مرحله اول ارائه ایده بود و مرحله دوم ارائه طرح تا قبل ار مرحله اجرا و با تفصیل بیشتر. خانی در اینباره هم گفته بود: از بین ۱۴ تیم، ۶ تیم به طور مشترک اول تا سوم شدند. دو تا هم خارجی بودند. دو تیم اول هم از ایران و ایتالیا بودند. هدف ما از برگزاری مسابقه رسیدن به طرحی برای اجرا بود. کمیته راهبری با حضور اساتید برجسته دانشگاه تشکیل شد. مسئولیت این تیم کمک در اجرا بود.
زمان پروژه را ناکارآمد کرد
پروژه پیش نمیرفت، تعویق زیاد بود. آنقدر زیاد که کاوه علی اکبری، مدیرعامل سازمان نوسازی شهرداری تهران وعده کلید خوردن پروژه تا پایان آبان سال گذشته را داده بود و یکبار مهر امسال را. او مرداد امسال به روزنامه شهروند گفته بود که قفل موضوع توافق شهرداری و راه آهن بود چون پیشتر توافقی صورت نگرفته بود و اواخر تیرماه امسال توافق اولیه صورت گرفت: «تفاهمنامه بین شهردار تهران و مدیرعامل شرکت راهآهن مبادله شد. معاونت فنی عمرانی شهرداری تهران مناقصه برگزار کرده و فکر میکنم حداکثر ظرف یکماه آینده پروژه آغاز خواهد شد. این فضا قرار است بهعنوان باز شهری نقش پشتیبان سکونت در مناطق ۱۷ و ۱۸ را ایفا کند. یک عرصه ۵۰ هکتاری به طول ۹کیلومتر که از نواب آغاز میشود و تا «رود دره کن» ادامه پیدا میکند.»
کلید محور چرخید
همین هم شد، عملیات اجرایی پروژه احداث محور شارباغ یا همان محور نیلوفری، بالاخره کلید خورده است. کاوه علی اکبری، مدیر عامل سازمان نوسازی شهرداری تهران اما به پیام ما میگوید: « طی تفاهم نامهای که منعقد شد، قرار شد شهرداری 180 میلیارد تومان برای اجرای پروژه تونل به راه آهن کمک کند و در عوض راه آهن حق بهره برداری دائم را به شهرداری بدهد.»
علی اکبری ادامه داد: «بعد از آن تفاهم نامه شهرداری تهران نزدیک 50 میلیارد تومان کارسازی کرد و به جای آن هم نزدیک 10 هزار مترمربع از عرصه فوقانی تونل را از راه آهن تحویل گرفتیم و پیمانکار انتخاب شده و در حال تجهیز کارگاه و آغاز عملیات اجرایی است.»
صفا صبوری دیلمی، معاون فنی عمرانی شهرداری تهران، مساحت کلی این اراضی را حدود 94 هزار 180 متر مربع ذکر کرده بود و چندی پیش در جمع خبرنگاران گفته بود: اراضی یاد شده در ۲ قطعه شامل بخش حدفاصل میدان شهدای حرم و امامزاده حسن (ع) در منطقه ۱۷ به مساحت ۵۲۰۲۰ مترمربع و بخش حدفاصل پارک ۱۵ خرداد و خیابان آیت الله طالقانی در منطقه ۱۸ به مساحت ۴۲۱۶۰ متر جهت بهره برداری دائمی و اجرای طرح بازآفرینی به شهرداری تهران واگذار و به این ترتیب عملیات اجرایی پروژه احداث محور شارباغ توسط پیمانکار از سر گرفته شد. رونق گردشگری و جذب سفر از مهمترین اقداماتی است که احتمالا از پس بهره برداری محور نیلوفری یا همان شارباغ صورت خواهد گرفت. البته باید دید بعد از بهره برداری، این پروژه تا چه اندازه بتواند مشکل اهالی را برطرف کند.
سرنوشت خانه «هرمز پیرنیا »
علی اکبری اما در پاسخ به پرسش دیگری از پیام ما، درباره سرنوشت خانه «هرمز پیرنیا» در محدوده لاله زار تهران خبر از احداث موزه قانون را داد، خانهای که شامل یک حمام بخشی از اندرونی آن به مساحت تقریبی یک هزار و ۶۰۰ متر مربع از مجموعه خانههای پیرنیا واقع در خیابان لاله زار شمالی است که از ستاد اجرایی فرمان امام خمینی(ره) خریداری شده است. «در تاریخ نقل شده است که در خانه هرمز پیرنیا تهیه پیش نویس قانون مشروطه توسط مشیرالدوله و مؤتمن الملک به نقل از نوادگان خاندان مشیرالدوله، از دیگر دلایل وجه تمایز این عمارت تاریخی از سایر خانههای موجود در این مجموعه است. باتوجه به همین موضوع قرار است در این محدوده یک موزه مشروطه و یک موزه قانون ایجاد شود.»
مدیر عامل سازمان نوسازی میگوید که شهردار تهران قرار است با معاونت حقوقی ریاست جمهوری نیز صحبتی داشته باشد و آنها هم در تاسیس این موزه به نوسازی کمک کنند. خانه اما چه زمانی افتتاح میشود؟ علی اکبری میگوید آغاز کارهای مرمتی زمان بر است، اما عمارت آجری این مجموعه تا عید راه میافتد و به نظر بیشتر از ۶ ماه زمان برای فعالیت نیاز نداشته باشد.
ترخیص قطعات خودروسازها زیر چتر حمایت دولت
بعد از اعطای تسهیلات چهار هزار میلیاردی دولت به خودروسازها حمایت بعدی از این صنعت چگونه خواهد بود؟
ترخیص قطعات خودروسازها زیر چتر حمایت دولت
قرار است وزارت صمت برای ترخیص ۳۰۰ میلیون دلار قطعه خودروسازها اقدام کند.
خبرنگار: امیر رجبی | در حالی که کیفیت و قیمت تمام های شده ماشینهای تولید شده توسط خودروسازهای ایرانی مورد انتقاد بسیاری از کارشناسان این صنعت است و تولید کنندگان خودرو در سال اخیر، محصولات خود را گران کردهاند اما حالا خبر رسیده وزارت صمت برای جلوگیری از معطل نماندن خط تولید آنها برای ترخیص 300 میلیون دلار قطعه خودروسازها ، اقدام میکند. حال این سوال پیش میآید در میان سیل عظیم تولیدکنندگانی که با مشکلات مالی و گمرگی مواجه شدند چرا دولت خودروسازان را برای حمایت انتخاب کرده است؟
آنطور که ایسنا نوشته حدود ۸۰ درصد از ۳.۵ میلیون تن از کالای غیراساسی دپو شده در گمرک را کالای واسطهای و مواد اولیه خطوط تولید تشکیل میدهد و تولیدکنندگان در انتظار ترخیص کالا هستند که در این بین وزارت صمت خودروسازان را مورد توجه قرار داده و برای ترخیص ۳۰۰ میلیون دلار قطعه خودروسازها و معطل نماندن خط تولید آنها رایزنی کرده است. وضعیت موجودی کالاهای دپو شده در گمرک و بنادر نشان میدهد که حدود ۳.۴ میلیون تن کالاهای اساسی و بیش از ۳.۵ میلیون تن کالاهای غیراساسی غیرکانتینری موجود است که طبق اعلام مسئولان مربوطه حدود ۸۰ درصد کالاهای غیر اساسی را مواد اولیه تولید تشکیل میدهد.
در حالی طی ماههای گذشته بارها در رابطه با ترخیص کالاهای دپو شده و به ویژه کالاهای مربوط به خط تولید بحثهایی مطرح بوده و از مسئولان تا تولیدکنندگان نسبت به تعطیلی و یا نیمه تعطیل شدن واحدهای تولیدی به دلیل عدم تامین مواد اولیه هشدار دادهاند که همچنان با وجود مصوبههایی که در این رابطه وجود داشته ترخیص کالاها صورت نگرفته است؛ عدم تخصیص و تامین ارز عمده مشکل ترخیص این کالاها بوده و گمرک امکان ترخیص کالا بدون کد رهگیری بانک را نخواهد داشت.
در شرایطی که واردکنندگان و تولیدکنندگان خواستار رسیدگی وزارت صنعت، معدن و تجارت (صمت) به وضعیت موجود و باز شدن گره ترخیص برای احیا و ادامه فعالیت تولیدی خود در سال جهش تولید هستند ظاهرا وزارت صمت در رابطه با خودروسازها امتیاز ویژه ای قائل شده و به رایزنی برای ترخیص قطعات اولیه تولید آنها پرداخته است.
بر اساس گزارش ایسنا مستندات نشان میدهد طی چند ماه گذشته بارها خودروسازها برای ترخیص قطعات اولیه خود با وزارت صمت مکاتبه داشتهاند و اعلام کردهاند که به دلیل شرایط ارزی امکان ترخیص کالاهای خود را نداشته و خواهان ترخیص کالاهای خود از کانالهای دیگر شده اند.خودروسازها به وزارت صمت اعلام کردند که تغییر در مقررات ترخیص ارز بانک مرکزی،زمان بر بودن تامین ارز حاصل از صادرات، ارز نیمایی و همچنین عدم تخصیص به موقع از سوی بانک مرکزی موجب انباشت محمولههای آنها در گمرک شده است.
بر این اساس خواستار آن شده بودند که وزارت صمت از گمرک درخواست استفاده از ماده (۴۲)گمرکی و ترخیص تعهدی را مطرح و از این کانال کالای خود را ترخیص کنند.
طبق ماده (۴۲)قانون امور گمرکی در موارد استثنا و در خصوص کالای مورد نیاز فوری اعم از دولتی و غیردولتی گمرک میتواند با اجازه رئیس کل گمرک ایران و تعهد بالاترین مقام وزارتخانه یا موسسه دولتی مرتبط و با محاسبه وجوه متعلقه و صدور حکم مجوز خروج کالا را صادر کند. متقاضی مکلف است ظرف هفت روز اداری نسبت به انجام تشریفات گمرکی اقدام کند.
این در حالی است که وزیر صمت اخیرا طی مکاتبهای با میراشرفی ، رییس کل گمرک، اعلام کرده با توجه به اهمیت تداوم تولید و عرضه خودرو به منظور جلوگیری از توقف خطوط تولید نسبت به ترخیص کالاهای مربوط به یک شرکت خودروسازی اقدام شود. اما پیگیری موضوع از مسئولان مربوطه در گمرک ایران با تایید درخواست خودروسازها برای ترخیص قطعات همراه بود. گمرک ایران اعلام کرد که وزارت صمت خواستار آن شده تا براساس ماده (۴۲)قانون امور گمرکی بیش از ۳۰۰ میلیون دلار قطعات خودروهای دو شرکت خودروساز با حداقل اسناد و رعایت مقررات مربوطه ترخیص شود.ارونقی، معاون فنی گمرک، در این رابطه به ایسنا گفت که تاکنون بیش از ۲۰۰ میلیون دلار از قطعات خودروسازها ترخیص شده و مابقی به زودی در اختیار آنها قرار خواهد گرفت تا هیچ وقفه ای در خطوط تولیدی ایجاد نشود.
ترخیص فوری قطعات خودروسازها در حالی در دستور کار قرار گرفته که در حال حاضر تامین ارز برای ترخیص کالاهای مانده در گمرک فقط خاص خودروسازها نیست و بسیاری از تولید کنندگان که مواد اولیه خطوط تولید آنها وارداتی است با این مانع مواجه هستند و سرمایههای آنها در گمرک و بنادر مانده و تولیدشان تحت تاثیر قرار گرفته است.در سفر اخیر معاون اول رئیس جمهوری به هرمزگان و بازدید از بندر شهید رجایی مصوباتی برای ترخیص کالاهای دپو شده در دستورکار قرار گرفته به طور ویژه موانع ارزی مورد توجه بود و در مورد کالاهای واسطهای و تولیدی قرار شد تا متعاقب نظر وزارت صمت و گمرک و اعلام به بانک مرکزی به قید فوریت نسبت به تأیید منشأ ارز این اقلام اقدام و ترخیص شوند.
بر این اساس لیست نهایی که بانک مرکزی نسبت به تامین ارز اقدام خواهد کرد همان اقلامی است که وزارت صمت آنها را اولویت بندی کرده و ترخیص فوری را تشخیص داده است.
دل خون بانک مرکزی از خودروسازها
سال گذشته عبدالناصر همتی که در جمع فعالان اقتصادی حاضر شده بود گفت؛ در مورد خودروسازیها، به شخصه در ابتدا قبول نداشتم که نقدینگی را در اختیار خودروسازان قرار بدهیم. به دلیل اینکه مطمئن بودم مانند سالهای گذشته نقدینگیها را هدر میدهند. اما آنها به ما قول دادند شش ماه بعد همه چیز درست میشود. آنها ده بار گفتهاند، شش ماه دیگر درست میشود. اما نه تنها درست نشده، بلکه بدتر هم شده است، ولی پارسال برای اینکه حسننیت خودم را نشان دهم، ۴ هزار میلیارد تومان ریالی و ۸۴۰ میلیون یورو به صورت ارزی به آنها اختصاص دادیم. بعضی بیانصافی میکنند و ما را مورد نقد قرار میدهند. اما من آن زمان به خودروسازان گفتم ۸۴۰میلیون یورو را به شما مانند LC خارجی میدهم و شما سال دیگر این مبلغ را یا ریالی یا ارزی برگردانید. اما آنها گفتند چرا ما ریسک نرخ ارز یکسال آینده را بپذیریم؟ شاید ارز گران شود. به آنها گفتم شما که هر روز قیمت خودرو را بالا میبرید، ریسک نرخ ارز را هم نمیخواهید بپذیرید؟ آن ریسک را هم بانک مرکزی باید بپذیرد؟ یکسال معطل کردند و این ارز را نگرفتند. ارز را ما به عنوان بانک مرکزی نمیفروشیم. ارز را به بانک عامل میدهیم و آنها میفروشند. بانک عامل هم میخواهد ریال را به نرخ روز به بانک مرکزی بدهد. در نتیجه ارز را فروخت؛ بنابراین، این خودروسازان بودند که ریسک را نپذیرفتند. مقصر بانک مرکزی نبود. آنها خودشان میخواهند همه چیز به نفعشان باشد و هر چه گفتند بانک مرکزی بگوید چشم. تا صحبتی هم میکنیم میگویند این همه کارگر داریم و اگر آسیب ببینیم بحران ایجاد میشود. تا کی میخواهیم این خودروسازی فشل را ادامه دهیم؟ بانک مرکزی چرا باید تاوانش را بدهد؟ به ما میگویند شرایط حساس است. چهل سال است که همین حرف را میزنند و میگویند به خودروسازان کمک کنید. چه زمانی میخواهد این شرایط درست شود؟ چه زمانی این رویه باید اصلاح شود؟
آمارها نشان میدهند در برخی مقاطع تعداد خودروهای متوقف شده به دلیل نقص قطعات در پارکینگهای دو خودروساز بزرگ به ۱۸۰ هزار دستگاه نیز رسیده است. دو عامل نامبرده، یعنی اُفت تولید خودروی سواری و خودروهای متوقف شده به دلیل نقص قطعات باعث شده تا فرآیند تحویل خودروها به مشتریان با مشکلاتی همراه شود و تأخیرهای طولانی در تحویل خودروها باعث افزایش نارضایتیها در مشتریان شده است.
یک قدم تا تخریب کوره ناصر خان عجم
بیتوجهی به اثری قاجاری در ملاثانی خوزستان، به ویرانی و فراموشی آن انجامیده است
یک قدم تا تخریب کوره ناصر خان عجم
گهستونی، فعال میراث فرهنگی در گفتوگو با «پیام ما»: بخش جنوب غربی این بنا به طور کامل تخریب شده و میتوان گفت 30 درصد این محوطه از دست رفته است
پیام ما- تخریب کوره ناصر خان عجم از سه ماه پیش شروع شد و در غیاب مسئولان میراث فرهنگی همچنان ادامه دارد. این محوطه محدوده روستای درآویزه شهر ملاثانی خوزستان است و تا امروز 30 درصد از محوطه بنا تخریب شده و نزدیک است که به تلی از خاک بدل شود. سرقت کتیبههای باستانی، تخریب کاروانسرای دزفول و سایر آثار باستانی در این محدوده، تابوی تخریب میراث فرهنگی را درهم شکسته و این بار قرعه به نام این بنایی تاریخی افتاده که بازمانده دوره قاجار است.
از کنار جاده که رد میشوید، تپهای میبینید با دو ورودی طاقمانند. همین تناقض عجیب است که شما را متوجه وجود یک اثر تاریخی در این محدوده میکند. کوره ناصر خان عجم مربوط به اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی است. سازه خاموشی که بارها به هنگام رد شدن از کنار جاده مورد توجه رهگذران، ساکنان محلی و دوستداران میراث فرهنگی بوده است.
شاید اگر هفته گذشته یکی از فعالان میراث فرهنگی به طور اتفاقی از آن محل رد نمیشد، هیچ کس متوجه تخریب این بنای ارزشمند نبود. مجتبی گهستونی، عضو شورای هماهنگی تشکلهای میراث فرهنگی به «پیام ما» میگوید: «در بازدیدی که داشتم متوجه شدم بخش جنوب غربی این بنا به طور کامل تخریب شده است. یک کوره آجرپزی نزدیک این حوالی است که چهار ورودی دارد که یکی در سمت شرق و دو تا در سمت غرب است که متاسفانه بیلهای مکانیکی آن بخشی از بنا را به طور کامل تخریب کرده و برداشته است.» به گفته گهستونی هم اکنون قریب به 30 درصد از محوطه تاریخی بنا تخریب شده است.
پیگیریهای «پیامما» برای ارتباط با مسئولان میراث فرهنگی استان خوزستان بینتیجه است. بابک حسینی، معاون میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری این اداره که انجام مصاحبه را منوط به ارائه سند منتشر شده در خصوص تخریب این بنا کرده بود، در نهایت جواب تماسهای مکرر ما را نداد.
آن طور که از شواهد پیداست این بنا هنوز ثبت ملی نشده است اما پیگیریهایی برای این موضوع صورت گرفته است.
به گفته گهستونی از همان سالهای 95 تا 96 اقداماتی برای ثبت ملی این بنا صورت گرفته است: «رئیس میراث فرهنگی شهرستان باوی که در ملاثانی مستقر است، اعلام کرد که 4 یا 5 سال است که درخواست ثبت بنا را داده است.»
او ادامه میدهد: «معاون میراث فرهنگی خوزستان گفته است که اداره میراث فرهنگی شهرستان باید پروندهای برای ثبت بنا در فهرست آثار ملی تشکیل دهد، ولی عملا به این موضوع بیتوجهی شده و ما شاهد حجم تخریبهای گستردهای در مجموعه بودیم.»
بیتوجهی به این بنا منجر شده لودرها و بیلهای مکانیکی به جان این بنای تاریخی بیفتند. بنا در لب جاده و در مسیر رودخانه کارون قرار گرفته و همین نزدیکی به آب منجر شده تا سودجویان چشم طمع به زمین بنا داشته باشند. این فعال میراث فرهنگی میگوید: «میخواهند آنجا را زمین کشاورزی کنند، چون دقیقا بین جاده و رودخانه است و موقعیت عالی به لحاظ زمین دارد.»
تخریب این بنا مربوط به روزهای اخیر نیست. مسئولان میراث فرهنگی مدعیاند که تخریب در سه ماه پیش صورت گرفته و متوقف شده است. رد چرخ ماشین آلات سنگین و خاک نرم اما گویای واقعیت دیگری است. گهستونی اما میگوید: «تخریب در غیاب مسئولان میراث فرهنگی بیشتر شده است، رد ماشینها نشان میدهد که تخریب جدید مربوط به امروز و یا دیروز است.»
او معتقد است که در آینده با اعمال فشار، این بنا به طور کامل تخریب میشود. بنایی که مربوط به دوره قاجار است، در مسیر جهانی اهواز به شوشتر قرار گرفته و جز معدود بناهای آجری باقی مانده در منطقه است.
این فعال میراث فرهنگی میگوید که درکاوشهایی تحت عنوان دشت میاناب بیش از 250 محوطه باستانی در این محدوده شناسایی شده است.
عضو شورای هماهنگی تشکلهای میراث فرهنگی کشور ازدیاد بناهای تاریخی در این محدوده و نبود امکانات را عامل بیتوجهی مسئولان به این بنای تاریخی میداند: «حجم بناها زیاد است و به همین دلیل حجم تخریبها هم بالا است و میراث فرهنگی شهرستان اعتباری برای رسیدگی به آثار ندارد. ما به اداره کل میراث فرهنگی شهرستان اعلام کردیم که در شهرستان باوی در مجموع دو اثر ارزشمند وجود دارد. یکی همین بنا که البته ثبت نشده و دیگری عسکر مکرم. پرسیدیم چه توجیهی دارد که این بناها از بین برود و آنها در جواب از کمبود بودجه و امکانات و ماشین و موتور گفتند.»
به گفته این فعال میراث فرهنگی در محدوده اهواز تا شوشتر شهرهای عسکر مکرم، دستوا و هرمز اردشیر قرار داد که به دلیل کمبود بودجه برخی از محوطهها و بناها به طور خاص مورد توجه و برخی مورد غفلت قرار گرفتند.
فعالان میراث فرهنگی معتقدند که با تخریب این بنای تاریخی راه برای تخریب سایر بناها نیز همواره میشود. همچنان که خانه پدری فیلمساز معروف، کیانوش عیاری تخریب شد. گهستونی میگوید با تخریب این بنا تابوی تخریب بناهای تاریخی میشکند:« اینجا در مسیر میراث جهانی شوشتر است و پر از محوطههای باستانی است. اگر اینجا با خاک یکسان شود، راه برای تخریب بسیاری از محوطه های باستانی باز می شود.»
انتظار فعالان میراث فرهنگی ورود هرچه سریعتر مسئولان میراث فرهنگی شهرستان و استان برای حفاظت از این بنا است. گهستونی ادامه میدهد: «انتظار میرود که پیش از همه میراث فرهنگی سریعا این بنا را در فهرست آثار ملی ثبت کند و بعد نقاط که تخریب شده را مرمت و بازسازی کند.»
سرقت کتیبهها در رامهرمز، تخریب چند محوطه باستانی در این شهرستان و تعرض به محدوده بناهای تاریخی همه و همه نشان از بیتوجهی مسئولان این شهرستان به آثار فرهنگی و تاریخی است.
مهر ماه 93 بود که رییس اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری دزفول از تخریب کاروانسرای بازار قدیم این شهر به دلیل ساختوساز غیرمجاز در مجاورت آن خبر داد. این کاروانسرا که متعلق به اواخر دوره زندیه و اوایل دوره قاجاریه بود در حالی تخریب شد که مرمت آن از سال قبلش آغاز شده بود.
البته بخشی از بنا هنوز هم باقی است گهستونی اما خبر میدهد که این کاروانسرا هم در معرض تخریب کامل است و بخشهایی از آن به طور کامل تخریب شده است.
قفسهای آماده برای سه هزار و 800 پرنده
شهرداری قم برای راهاندازی باغ پرندگان این شهر تاکنون 21 میلیارد تومان هزینه کرده است
قفسهای آماده برای سه هزار و 800 پرنده
خبرنگار: شهرداری قم برای فرستادن سههزار و 700 پرنده به قفس، 21 میلیارد تومان هزینه کرده است. عضو شورای شهر قم میگوید پروژهای که «دهها میلیارد» خرج برداشته، حتما مجوز محیط زیست دارد، اما پیگیریهای «پیام ما» نشان میدهد این پروژه در حالی پیش رفته و نزدیک به افتتاح است که اداره محیط زیست استان قم هنوز هیچ مجوزی به آن نداده است. از سوی دیگر رویآوردن شهرداریها به راهاندازی باغهای پرندگان در نقاط مختلف کشور در شرایطی است که تهیه حیوانات این مراکز و آمار مرگومیر آنها هرگز شفاف نبوده و فعالان محیط زیست و حقوق حیوانات بارها از راهیافتن پرندگان قاچاقی به قفسهای باغ پرندگان گفتهاند.
کلنگ باغ پرندگان قم در سال 95 به دستور شهردار زمین خورد. هزینه بیش از 21 میلیارد تومانی راهاندازی این مرکز تا الان صرفا شامل عملیات عمرانی، ابنیه، برق، تاسیسات و قفسههای کوچک و بزرگ بوده است و شهرداری همچنان باید برای خرید صدها پرنده و کارهایی چون راهاندازی فضای سبز پول خرج کند.
برای اجرای حقوق شهروندی پرندگان را به قفس بیندازید
قرار است صدها پرنده پشت قفسهای کوچک قرار بگیرد: از طاووس، عقاب، جغد و شاهین تا پرندگان آبچری چون غاز، اردک و پلیکان و طوطیسانان، قرقاول و شترمرغ. در باغ پرندگان قم قفسی بزرگ هم برای پرندگان حارهای ساختهاند، این پرندگان را باید از کجا خرید؟ تلاش برای خرید این حیوانات و کسب درآمد از آنها در زمانهای رخ میدهد که مخالفان باغوحشها و باغهای پرندگان بیشتر شدهاند و بازدیدکنندگان مدتهاست نگاهی منتقدانه به وضعیت حیوانات اسیر پیدا کردهاند. این بار هم اگرچه راهاندازی این مرکز اگرچه انتقاد فعالان محیط زیست را به دنبال داشته اما بعضی احداث باغ پرندگان را جزو حقوق شهروندی دانستهاند. مثل «موسسه دیدهبان حقوق شهروندی» که در نامهای خطاب به شهردار قم و با استناد به ماده 85 منشور حقوق شهروندی، اسارت پرندگان را مصداق بارز حق شهروندی دانسته و خواستار افتتاح سریعتر این مجموعه شده است.
این راهکار برای توسعه گردشگری اما از همان ابتدا با اعتراض فعالان محیط زیستی و فرهنگی این استان همراه بوده است. آنها معتقدند که سفر مردم به قم ریشه در باورهای مذهبی و قلبی افراد دارد و برای جذب گردشگر نیازی به اسیر کردن پرندگان نیست. چنان که باغ پرندگان مشهد نیز سهم چندانی در جذب گردشگر نداشته است.
علی کشمیری، فعال حقوق حیوانات به «پیامما» میگوید: «هر وقت صحبت از باغ پرندگان میشود تن ما به لرزه میافتد. خیلیها متوجه نیستند که آنجا چه اتفاقی میافتد. تلخیها عامل انتقاد است. با وجود اینکه سازمان محیط زیست مجوز احداث باغ را به آنها داده و کاری خلاف قانون انجام نشده، این موضوع همواره دغدغه فعالان محیط زیست و حقوق حیوانات بوده است.»
کاملا قانونی و بدون مجوز
محمد آتشزر، عضو شورای شهر قم اخذ مجوز محیطزیست این مجموعه را تایید میکند. آتشزر به «پیامما» میگوید: «هیچکاری در شهرداری قم بدون مجوز انجام نمیشود. ما حتی در رابطه با شهربازی و سایر موارد نیز استاندارد و مجوزهای لازم را از نهادهای مربوطه گرفتیم. قطعا پروژهای که دهها میلیارد هزینه روی آن انجام شده، مجوز محیطزیست هم دارد.» رضا موسوی مشکینی، مدیر محیط زیست استان قم به « پیامما» میگوید که این مرکز هنوز مجوز محیط زیست را دریافت نکرده است: «این باغ با هماهنگیهایی که از قبل داشتیم ساخته شده و هنوز هم به بهرهبرداری نرسیده است. موضوع کاملا قانونی است و ما در همین چارچوب هم مجوزات لازم را به موقع صادر میکنیم.»
از مرداد ماه خبر دادهاند که این مرکز دو ماه دیگر افتتاح میشود. آتشزر میگوید زمان افتتاح را انداختهاند دهه فجر. موسوی هم میگوید هنوز مجوز ندادهاند چون طرحشان نهایی نشده: «یک سری اسناد کم بود و طرحشان هم نهایی نشده بود اما الان این طرح نهایی شده است. در آخرین بررسی، طرح این باغ یک تا دو ایراد جزیی مثل معرفی دامپزشک داشته که مسیر آن طی شده و باقی ایرادات نیز در حال رفعشدن است.»
چه کسی حاضر است در زندان بماند؟
فعالان محیط زیست و حقوق حیوانات همچنان مخالف احداث باغ پرندگان و نگهداری آنها در قفس هستند. علی کشمیری میگوید: «وقتی یک دلفین در برج میلاد و در زیر گوش سازمان محیطزیست میمیرد و سازمان حتی مطلع هم نمی شود، چگونه متوجه از بین رفتن گونههای مختلف پرندگان میشود؟»مدیر محیطزیست استان قم اما نگاه دیگری دارد و میگوید حتی در قانون هم با نگهداری حیوانات برای نمایش و یا حفاظت موافقت شده است: «این باغ با هماهنگیهایی که از قبل داشتیم ساخته شده و کاملا قانونی است. ما در همین چارچوب مجوزهای لازم را به موقع صادر میکنیم.» فعالان حقوق حیوانات اما هرگونه استاندارد برای ساخت قفس را بیمعنی میدانند. کشمیری میگوید: «استاندارد یعنی کف. سازمان محیطزیست دستورالعملی دارد به نام ایجاد و مدیریت مراکز نگهداری حیاتوحش و در این دستورالعمل فضای نگهداری مثلا شیر یا ببر 150 متر مربع عنوان شده است، در صورتی که قلمرو شیر در طبیعت 10 کیلومتر مربع است.» از نگاه او استاندارد یک انسان طبیعت است: «ما با واژههای انسانساز نمی توانیم به استقبال اسارت برویم و بگوییم که استاندارد را رعایت کردهایم. مگر ما زندان استاندارد داریم؟ کدام یک از ما حاضریم در زندان بمانیم؟»
قم از معدود شهرهای کویری است که ظرفیت بالقوه پرندهنگری در دو تالاب مره و بهشت معصومه را در درون خود دارد. کشمیری به همین ظرفیت نگاه میکند: «وقتی ما امکان جذب گردشگر در دو تالاب«مره» و «بهشت معصومه» را داریم چرا باید برای کشاندن آنها به این شهر قفس بسازیم؟»
همه پرندگان باید مجوز داشته باشند
سه هزار و 800 پرنده چطور و از کجا قرار است خریداری شود؟ شهرداری قم در تبلیغاتش میگوید این تعداد پرنده را برای احداث دومین باغ پرندگان کشور از لحاظ وسعت در دل پارکی هزار هکتاری میخواهد. مدیر کل محیط زیست قم میگوید: «تمام پرندگان باید مجوز لازم را داشته باشند و منشا و مبدا آنها مشخص باشد. این مسئله چیز عجیبی نیست و در همهجا اتفاق میافتد.» اما چطور ممکن است؟ رقم بسیار بزرگی است و همین موضوع نگرانی درباره قاچاق پرندگان و سایر روشهای غیرقانونی تامین پرندگان را دوچندان میکند. حال آنکه سالانه از حدود پنج میلیون پرنده مهاجری که به استان مازندران و خوزستان میآیند حدود 1.5تا 2 میلیون پرنده دیگر هرگز به وطن خود بازنمیگردند؛ یا به سفرههای غذا میروند یا به باغهای پرندگان.
کشمیری میگوید: «باغ پرندگان حلقه آخر زنجیره قاچاق پرندگان مهاجر است، هیچ پرندهای خودمعرف به باغ پرندگان معرفی نمیشود و همه اینها از طبیعت صید میشوند.» او به تجربه مشابه باغ پرندگان در سایر مناطق کشور اشاره میکند: «گفته میشود که این پرندهها از کانال رسمی خریده میشوند اما در پشت پرده واقعیت دیگری در جریان است. برای مثال فقط در باغ پرندگان مشهد 70 پرنده قاچاق کشف شد، تمامی این پرندگان از شمال کشور قاچاق شده بودند.»آنطور که مدیر کل محیط زیست این استان میگوید هنوز پرندهای برای این باغ خریداری نشده است اما عضو شورای شهر قم از امضای یک قرارداد در این رابطه خبر میدهد: «ما در این خصوص مناقصهای برگزار کردیم و یک شرکت تکثیر پرنده در این مناقصه برنده شده است.» آتشزر، عضو شورای شهر قم هم اطلاعی از رقم قرارداد ندارد، اما پاسخش به نگرانی فعالان محیط زیست این است: «اولا قفسهای این پرندگان بزرگ است و ثانیا این پرندهها وحشی نیستند که از جنگل گرفته شوند. اینها پرندههایی هستند که در همان قفس تکثیر میشوند. حتی اگر رها هم شوند با توجه به نوع زندگی قبلی خود، زندگی راحتی در خارج از قفس ندارند.»
تخلف در هر دستگاهی قابل پیگیری است
واکنش رییس قوه قضاییه به مرگ خبرساز جوان مشهدی
تخلف در هر دستگاهی قابل پیگیری است
مرگ مهرداد سپهری، جوان مشهدی که پس از دستگیری از سوی پلیس در شهرک حجت مشهد فوت کرد با واکنشهای متفاوتی همراه بود و انتقادهای شماری از کاربران شبکه های اجتماعی و فعالان رسانهای و مدنی را در پی داشته است. در تازهترین اظهار نظر رییسی، رییس قوه قضاییه در این خصوص واکنش نشان داده و گفته هر گونه تخلف در هر دستگاهی نسبت به هر کسی قابل تعقیب و پیگیری است و خود دستگاه ها هم تخطی از قانون را نمی پسندند و با آن برخورد میکنند ولی باید مراقب تحرکات دشمن باشیم که می خواهد با سوءاستفاده از یک حادثه که در گوشه ای رخ داده، جایگاه و هویت یک نهاد را به طور کامل مخدوش کند.
انتشار ویدئوی آزار مهرداد سپهری در شبکههای اجتماعی بسیاری را بهتزده و متاسف کرده است. شمار زیادی این ویدئو را با فیلم کشته شدن جورج فلوید، مرد سیاهپوست آمریکایی مقایسه کردهاند که باعث اعتراضهای گسترده در آمریکا و شهرهای دیگر جهان شد.
حال در این خصوص رییس قوه قضاییه ایران نیز واکنش نشان داده و گفته امروز دشمن در اتاق فکر خود سناریویی را طراحی می کند که با راه اندازی جنگ روانی و بزرگنمایی نارساییها، مجموعه یک نیروی خدمتگزار و در میدان که مقتدرانه وظایف خود را انجام می دهد، تضعیف کند که باید با این حرکت هوشمندانه برخورد کرد.
رفتار پلیس بعد از مهار فرد درست نبوده است .
بازپرس ویژه قتل دادسرای عمومی و انقلاب مشهد در خصوص فوت مهرداد سپهری به ایسنا گفته: وقتی پلیس این فرد را مهار کرده، چنین رفتاری صحیح و درست نبوده است. آنها مدعی هستند که هرکسی در محل این فرد را کتک میزده چه مردم و چه پلیس، فرد را زده باشند، این کار صحیح نیست چرا که این فرد مهار شده بود.
احمدینژاد گفت:گفته میشود وضعیت مهرداد سپهری طوری بوده که همه او را کتک میزدند. من و هیچکس دیگری چنین رفتاری را تایید نمیکنیم. او گفت: من احتمال نمیدهم که مرحوم مهرداد سپهری با دست بسته نیز حمله کند. وقتی دست فرد بسته شده یعنی مهار شده است. این برخورد بیشتر برای این بوده که او حرفهای نامربوط میزد. در غیر این صورت این رفتار توجیه دیگری ندارد.
پرونده به دادسرای نظام فرستاده شده است .
بازپرس ویژه قتل دادسرای عمومی و انقلاب مشهد با بیان اینکه «قاعدتا این رفتار از پلیس به دلیل حرفهایی که او میزد، بوده است»، اظهار کرد: ما باید منتظر علت فوت از طرف پزشک قانونی باشیم. زمانی که این پرونده به ما اعلام شد، ما کارهای پزشک قانونی آن را انجام دادیم. چون موضوع نظامی است، پرونده به دادسرای نظام فرستاده شد. قاضی احمدینژاد درخصوص ادامه تحقیقات این پرونده، ادامه داد: تحقیقات این پرونده با دادسرای نظام است.
او درخصوص نظر خانواده مهرداد سپهری در این زمینه، بیان کرد: خانواده مهرداد سپهری از رفتار پلیس و مردم محل درخصوص این اتفاق شاکی هستند. باوجود اینکه خانواده خودش، او را زده بودند بازهم آنها از پلیس و مردم حاضر در آنجا ناراضی بودند.
بازپرس ویژه قتل دادسرای عمومی و انقلاب مشهد ادامه داد: ما کارهای پزشکی قانونی جسد مهرداد سپهری را انجام دادیم. آثار ضرب و جرح زیادی روی گردن و آثار مختصری روی بدن این فرد بود.احمدینژاد خاطرنشان کرد: اثرات شوکربرقی و اسپری فلفل روی بدن و یا صورت مهرداد سپهری نبود. روی گردن او آثار ضربه بود. دررابطه با علت مرگ مهرداد سپهری باید پزشک قانونی نظر بدهد.
او تاکید کرد: اینکه که گفته میشود در بدن مرحوم، سم فلفل وجود داشته، صحت ندارد چرا که تاکنون پزشک قانونی علت مرگ را متوجه نشده است که بخواهد اظهار نظر کند.
اظهار نظر در خصوص این موضوع زیاد است.
بازپرس ویژه قتل دادسرای عمومی و انقلاب مشهد با اشاره به اینکه «اثرات شوکربرقی و اسپری فلفل روی بدن و یا صورت مهرداد سپهری نبود، اما روی گردن او آثار ضربه بود»، گفت: دررابطه با علت مرگ مهرداد سپهری باید پزشک قانونی نظر بدهد. قاضی علیاکبر احمدینژاد در گفتوگو با ایسنا، درخصوص جزئیات مرگ مهرداد سپهری که درگیری با پلیس در شهرک حجت مشهد فوت کرد، گفت: تحقیقات ما در خصوص مرگ مهرداد سپهری هنوز تکمیل نشده است. افراد محل مدعی بودند که این فرد با خانواده همسر خود درگیر شده است. او افزود: در روز حادثه، بین مردم محل، خانواده او و مهرداد سپهری درگیری و زد و خورد شده است. بعد از تماس خانواده او با پلیس، پلیس به آنجا میآید.
گفته میشود که پلیس بعد از مهارکردن مهرداد سپهری، به او اسپری فلفل و شوکر زده است.
یک مامور کلانتری در رابطه با پرونده مهرداد سپهری احضار شد
فرمانده انتظامی خراسان رضوی پیش از این با اشاره به ماجرای مرگ مهرداد سپهری در درگیری با پلیس، گفته بود: مامور کلانتری توسط بازرسی استان احضار و تحقیقات از او آغاز شده است.به گفته محمد کاظم تقوی تحقیقات ویژه پیرامون مرگ مرد جوانی که خانواده همسرسابقش در تماس با فوریتهای پلیس ۱۱۰ به خاطر اختلافهای خانوادگی و درگیری درخواست کمک داشتند، آغاز شده است. به گزارش ایسنا، او گفته است در پی تماس تلفنی با فوریتهای پلیسی ۱۱۰ مبنی بر درگیری مرد جوان با خانواده همسرسابقش و همچنین درگیری با اهالی محل همراه با تخریب وسایل آنها، درخواست پیگیری فوری موضوع شد. به همین خاطر گشت کلانتری کاظم آباد مشهد در محل حاضر میشود. فرمانده انتظامی خراسان رضوی تصریح کرده است: «پس از اعلام گزارش مرگ این مرد جوان، انتشار تصاویری از زمان دستگیری این فرد و ادعای مسمومیت بر اثر اسپری فلفل در شبکههای معاند، در همان دقایق اولیه و قبل از انتشار تصاویر مربوط، ما دستور ویژهای به رئیس بازرسی پلیس استان برای پیگیری سریع پرونده و روشن شدن چرایی و علت آن صادر کردیم. تحقیقات با احضار مامور انتظامی آغاز شد».
در پارک ملت مشهد تندیس شجریان را قطع کردند
در پارک ملت مشهد تندیس شجریان را قطع کردند
پیام ما: تندیس چوبی محمدرضا شجریان، استاد آواز ایران که به تازگی در پارک ملت شجریان نصب شده بود، به دست افراد ناشناس قطع شد.
فرزانه ابراهیمزاده، پژوهشگر تاریخ با اعلام این خبر به «پیام ما» گفت: «چند روز پیش باخبر شدم که مرد جوانی روی تنه درخت تصویر استاد شجریان را میتراشد. مرد جوان در توضیح گفته بود که برای تراشیدن این اثر، از شهرداری مجوز گرفته است. اما شنبه همین هفته، دیگر خبری از این اثر هنری نبود و اعتراض به حراست پارک ملت هم نتیجه نداد.»
تصاویر منتشرشده از پارک ملت مشهد نشان میدهد که صبح دیروز جای خالی تندیس قطع شده را با گچ پر کردهاند. این اتفاق در حالی رخ داده که مسئولان شهری مشهد هنوز هیچ توضیحی درباره آن ندادهاند.
محمدرضا شجریان، استاد آواز ایران در چهاردهم مهر در 80 سالگی در بیمارستان دی تهران درگذشت و روز 19 مهر او را در شهر توس، در کنار آرامگاه فردوسی به خاک سپردند. در حالی که تعداد زیادی از دوستداران شجریان خود را به مشهد رسانده بودند اما انی مراسم نیز با محدودیت بسیار برگزار شد.
زمان ایستادگی در برابر جنگ است
سخنرانی وزیر امور خارجه در هفتادوپنجمین سالگرد تاسیس سازمان ملل
زمان ایستادگی در برابر جنگ است
وزیر امور خارجه در سخنرانی خود در هفتاد و پنجمین سالگرد تاسیس سازمان ملل تاکید کرد: «وقت تغییر مسیر فرا رسیده است تا از هدر رفتن خون و سرمایه مردم آمریکا و رنج بیشتر جهان جلوگیری شود.» به گزارش ایسنا، سخنرانی محمدجواد ظریف، وزیر خارجه کشورمان در سازمان ملل به این شرح است:
آقای رئیس،
هفتاد و پنج سال پیش، سازمان ملل متحد تاسیس شد تا صلح و امنیت بین المللی را پس از دو جنگ دهشتناک احیا کند. اما تا چه میزان موفق بوده ایم؟
بر اساس پژوهشی جدید، در نتیجه «جنگهای همیشگی» آمریکا از سال 2001 میلادی سی و هفت میلیون نفر آواره شدهاند.
هشت جنگ مرگ بار که آمریکا از سال 2001 ذیل عنوان جنگ علیه ترور به راه انداخته یا به آن پیوسته است، به از دست رفتن جان صدها هزار نفر از مردمان بیگناه، جوامع و خانوادههای بیشمارِ نابود شده، دولتهای متعددِ فرومانده و در حال فروپاشی و افراطی گری بی سابقه انجامیده است.
از این رو، امروز ما باید از خود بپرسیم:
آیا امروز جهان ما ایمنتر، یا ناامنتر، از سال 1945شده است. چگونه میتوانیم با یکجانبهگرایی و عناد با حقوق بینالملل از سوی قلدری که تنها یاد گرفته تهدید به زور نماید و با تکبر سخن بگوید، مقابله کنیم. چگونه میتوانیم رژیمی را متوقف کنیم که بیش از 220 سال از تاریخ 244 سالهاش را در جنگ بودهاست: از جنگهای علیه بومیان آمریکا تا جنگ علیه بخشی از مردم خود که آنها را به بردگی کشانده بود- که هنوز هم در نهایت وحشیگری ادامه دارد، تا 39 درگیری نظامی و همچنین نزدیک به 120 جنگ اقتصادی -که برای مقبولیت بخشی آن را به دروغ «تحریم» مینامد. جالب است که ایالات متحده در اکثر این «جنگهای همیشگی» شکست خورده است. در واقع، هیچکس در جنگ پیروز نمیشود. وقت تغییر مسیر فرا رسیده است تا از هدر رفتن خون و سرمایه مردم آمریکا و رنج بیشتر جهان جلوگیری شود.
دوستان عزیز،
تن دادن دیگران به خواستههای آمریکا به مثابه اکسیژنی است که ایالات متحده برای تداوم قلدریهایش بدان نیازمند است. تلاش برای جلب رضایت آمریکا از طریق پذیرش قانون شکنی آن کشور علیه دیگران-به امید در امان ماندن از خشم آمریکا-صرفا اشتهای این کشور را تشدید میکند. دوستان من، این روش کار نمی کند. ملل متحد ما در 75 سالگی باید بار دیگر خود را متعهد به ایستادگی یکپارچه در برابر جنگ و یکجانبهگرایی کند. متشکرم»
قفسهای آماده برای سه هزار و 800 پرنده
شهرداری قم برای راهاندازی باغ پرندگان این شهر تاکنون 21 میلیارد تومان هزینه کرده است
قفسهای آماده برای سه هزار و 800 پرنده
خبرنگار: مرضیه قاضی زاده | شهرداری قم برای فرستادن سههزار و 700 پرنده به قفس، 21 میلیارد تومان هزینه کرده است. عضو شورای شهر قم میگوید پروژهای که «دهها میلیارد» خرج برداشته، حتما مجوز محیط زیست دارد، اما پیگیریهای «پیام ما» نشان میدهد این پروژه در حالی پیش رفته و نزدیک به افتتاح است که اداره محیط زیست استان قم هنوز هیچ مجوزی به آن نداده است. از سوی دیگر رویآوردن شهرداریها به راهاندازی باغهای پرندگان در نقاط مختلف کشور در شرایطی است که تهیه حیوانات این مراکز و آمار مرگومیر آنها هرگز شفاف نبوده و فعالان محیط زیست و حقوق حیوانات بارها از راهیافتن پرندگان قاچاقی به قفسهای باغ پرندگان گفتهاند.
کلنگ باغ پرندگان قم در سال 95 به دستور شهردار زمین خورد. هزینه بیش از 21 میلیارد تومانی راهاندازی این مرکز تا الان صرفا شامل عملیات عمرانی، ابنیه، برق، تاسیسات و قفسههای کوچک و بزرگ بوده است و شهرداری همچنان باید برای خرید صدها پرنده و کارهایی چون راهاندازی فضای سبز پول خرج کند.
برای اجرای حقوق شهروندی پرندگان را به قفس بیندازید
قرار است صدها پرنده پشت قفسهای کوچک قرار بگیرد: از طاووس، عقاب، جغد و شاهین تا پرندگان آبچری چون غاز، اردک و پلیکان و طوطیسانان، قرقاول و شترمرغ. در باغ پرندگان قم قفسی بزرگ هم برای پرندگان حارهای ساختهاند، این پرندگان را باید از کجا خرید؟ تلاش برای خرید این حیوانات و کسب درآمد از آنها در زمانهای رخ میدهد که مخالفان باغوحشها و باغهای پرندگان بیشتر شدهاند و بازدیدکنندگان مدتهاست نگاهی منتقدانه به وضعیت حیوانات اسیر پیدا کردهاند. این بار هم اگرچه راهاندازی این مرکز اگرچه انتقاد فعالان محیط زیست را به دنبال داشته اما بعضی احداث باغ پرندگان را جزو حقوق شهروندی دانستهاند. مثل «موسسه دیدهبان حقوق شهروندی» که در نامهای خطاب به شهردار قم و با استناد به ماده 85 منشور حقوق شهروندی، اسارت پرندگان را مصداق بارز حق شهروندی دانسته و خواستار افتتاح سریعتر این مجموعه شده است.
این راهکار برای توسعه گردشگری اما از همان ابتدا با اعتراض فعالان محیط زیستی و فرهنگی این استان همراه بوده است. آنها معتقدند که سفر مردم به قم ریشه در باورهای مذهبی و قلبی افراد دارد و برای جذب گردشگر نیازی به اسیر کردن پرندگان نیست. چنان که باغ پرندگان مشهد نیز سهم چندانی در جذب گردشگر نداشته است.
علی کشمیری، فعال حقوق حیوانات به «پیامما» میگوید: «هر وقت صحبت از باغ پرندگان میشود تن ما به لرزه میافتد. خیلیها متوجه نیستند که آنجا چه اتفاقی میافتد. تلخیها عامل انتقاد است. با وجود اینکه سازمان محیط زیست مجوز احداث باغ را به آنها داده و کاری خلاف قانون انجام نشده، این موضوع همواره دغدغه فعالان محیط زیست و حقوق حیوانات بوده است.»
کاملا قانونی و بدون مجوز
محمد آتشزر، عضو شورای شهر قم اخذ مجوز محیطزیست این مجموعه را تایید میکند. آتشزر به «پیامما» میگوید: «هیچکاری در شهرداری قم بدون مجوز انجام نمیشود. ما حتی در رابطه با شهربازی و سایر موارد نیز استاندارد و مجوزهای لازم را از نهادهای مربوطه گرفتیم. قطعا پروژهای که دهها میلیارد هزینه روی آن انجام شده، مجوز محیطزیست هم دارد.» رضا موسوی مشکینی، مدیر محیط زیست استان قم به « پیامما» میگوید که این مرکز هنوز مجوز محیط زیست را دریافت نکرده است: «این باغ با هماهنگیهایی که از قبل داشتیم ساخته شده و هنوز هم به بهرهبرداری نرسیده است. موضوع کاملا قانونی است و ما در همین چارچوب هم مجوزات لازم را به موقع صادر میکنیم.»
از مرداد ماه خبر دادهاند که این مرکز دو ماه دیگر افتتاح میشود. آتشزر میگوید زمان افتتاح را انداختهاند دهه فجر. موسوی هم میگوید هنوز مجوز ندادهاند چون طرحشان نهایی نشده: «یک سری اسناد کم بود و طرحشان هم نهایی نشده بود اما الان این طرح نهایی شده است. در آخرین بررسی، طرح این باغ یک تا دو ایراد جزیی مثل معرفی دامپزشک داشته که مسیر آن طی شده و باقی ایرادات نیز در حال رفعشدن است.»
چه کسی حاضر است در زندان بماند؟
فعالان محیط زیست و حقوق حیوانات همچنان مخالف احداث باغ پرندگان و نگهداری آنها در قفس هستند. علی کشمیری میگوید: «وقتی یک دلفین در برج میلاد و در زیر گوش سازمان محیطزیست میمیرد و سازمان حتی مطلع هم نمی شود، چگونه متوجه از بین رفتن گونههای مختلف پرندگان میشود؟»مدیر محیطزیست استان قم اما نگاه دیگری دارد و میگوید حتی در قانون هم با نگهداری حیوانات برای نمایش و یا حفاظت موافقت شده است: «این باغ با هماهنگیهایی که از قبل داشتیم ساخته شده و کاملا قانونی است. ما در همین چارچوب مجوزهای لازم را به موقع صادر میکنیم.» فعالان حقوق حیوانات اما هرگونه استاندارد برای ساخت قفس را بیمعنی میدانند. کشمیری میگوید: «استاندارد یعنی کف. سازمان محیطزیست دستورالعملی دارد به نام ایجاد و مدیریت مراکز نگهداری حیاتوحش و در این دستورالعمل فضای نگهداری مثلا شیر یا ببر 150 متر مربع عنوان شده است، در صورتی که قلمرو شیر در طبیعت 10 کیلومتر مربع است.» از نگاه او استاندارد یک انسان طبیعت است: «ما با واژههای انسانساز نمی توانیم به استقبال اسارت برویم و بگوییم که استاندارد را رعایت کردهایم. مگر ما زندان استاندارد داریم؟ کدام یک از ما حاضریم در زندان بمانیم؟»
قم از معدود شهرهای کویری است که ظرفیت بالقوه پرندهنگری در دو تالاب مره و بهشت معصومه را در درون خود دارد. کشمیری به همین ظرفیت نگاه میکند: «وقتی ما امکان جذب گردشگر در دو تالاب«مره» و «بهشت معصومه» را داریم چرا باید برای کشاندن آنها به این شهر قفس بسازیم؟»
همه پرندگان باید مجوز داشته باشند
سه هزار و 800 پرنده چطور و از کجا قرار است خریداری شود؟ شهرداری قم در تبلیغاتش میگوید این تعداد پرنده را برای احداث دومین باغ پرندگان کشور از لحاظ وسعت در دل پارکی هزار هکتاری میخواهد. مدیر کل محیط زیست قم میگوید: «تمام پرندگان باید مجوز لازم را داشته باشند و منشا و مبدا آنها مشخص باشد. این مسئله چیز عجیبی نیست و در همهجا اتفاق میافتد.» اما چطور ممکن است؟ رقم بسیار بزرگی است و همین موضوع نگرانی درباره قاچاق پرندگان و سایر روشهای غیرقانونی تامین پرندگان را دوچندان میکند. حال آنکه سالانه از حدود پنج میلیون پرنده مهاجری که به استان مازندران و خوزستان میآیند حدود 1.5تا 2 میلیون پرنده دیگر هرگز به وطن خود بازنمیگردند؛ یا به سفرههای غذا میروند یا به باغهای پرندگان.
کشمیری میگوید: «باغ پرندگان حلقه آخر زنجیره قاچاق پرندگان مهاجر است، هیچ پرندهای خودمعرف به باغ پرندگان معرفی نمیشود و همه اینها از طبیعت صید میشوند.» او به تجربه مشابه باغ پرندگان در سایر مناطق کشور اشاره میکند: «گفته میشود که این پرندهها از کانال رسمی خریده میشوند اما در پشت پرده واقعیت دیگری در جریان است. برای مثال فقط در باغ پرندگان مشهد 70 پرنده قاچاق کشف شد، تمامی این پرندگان از شمال کشور قاچاق شده بودند.»آنطور که مدیر کل محیط زیست این استان میگوید هنوز پرندهای برای این باغ خریداری نشده است اما عضو شورای شهر قم از امضای یک قرارداد در این رابطه خبر میدهد: «ما در این خصوص مناقصهای برگزار کردیم و یک شرکت تکثیر پرنده در این مناقصه برنده شده است.» آتشزر، عضو شورای شهر قم هم اطلاعی از رقم قرارداد ندارد، اما پاسخش به نگرانی فعالان محیط زیست این است: «اولا قفسهای این پرندگان بزرگ است و ثانیا این پرندهها وحشی نیستند که از جنگل گرفته شوند. اینها پرندههایی هستند که در همان قفس تکثیر میشوند. حتی اگر رها هم شوند با توجه به نوع زندگی قبلی خود، زندگی راحتی در خارج از قفس ندارند.»
تخلف در هر دستگاهی قابل پیگیری است
واکنش رییس قوه قضاییه به مرگ خبرساز جوان مشهدی
تخلف در هر دستگاهی قابل پیگیری است
مرگ مهرداد سپهری، جوان مشهدی که پس از دستگیری از سوی پلیس در شهرک حجت مشهد فوت کرد با واکنشهای متفاوتی همراه بود و انتقادهای شماری از کاربران شبکه های اجتماعی و فعالان رسانهای و مدنی را در پی داشته است. در تازهترین اظهار نظر رییسی، رییس قوه قضاییه در این خصوص واکنش نشان داده و گفته هر گونه تخلف در هر دستگاهی نسبت به هر کسی قابل تعقیب و پیگیری است و خود دستگاه ها هم تخطی از قانون را نمی پسندند و با آن برخورد میکنند ولی باید مراقب تحرکات دشمن باشیم که می خواهد با سوءاستفاده از یک حادثه که در گوشه ای رخ داده، جایگاه و هویت یک نهاد را به طور کامل مخدوش کند.
انتشار ویدئوی آزار مهرداد سپهری در شبکههای اجتماعی بسیاری را بهتزده و متاسف کرده است. شمار زیادی این ویدئو را با فیلم کشته شدن جورج فلوید، مرد سیاهپوست آمریکایی مقایسه کردهاند که باعث اعتراضهای گسترده در آمریکا و شهرهای دیگر جهان شد.
حال در این خصوص رییس قوه قضاییه ایران نیز واکنش نشان داده و گفته امروز دشمن در اتاق فکر خود سناریویی را طراحی می کند که با راه اندازی جنگ روانی و بزرگنمایی نارساییها، مجموعه یک نیروی خدمتگزار و در میدان که مقتدرانه وظایف خود را انجام می دهد، تضعیف کند که باید با این حرکت هوشمندانه برخورد کرد.
رفتار پلیس بعد از مهار فرد درست نبوده است .
بازپرس ویژه قتل دادسرای عمومی و انقلاب مشهد در خصوص فوت مهرداد سپهری به ایسنا گفته: وقتی پلیس این فرد را مهار کرده، چنین رفتاری صحیح و درست نبوده است. آنها مدعی هستند که هرکسی در محل این فرد را کتک میزده چه مردم و چه پلیس، فرد را زده باشند، این کار صحیح نیست چرا که این فرد مهار شده بود.
احمدینژاد گفت:گفته میشود وضعیت مهرداد سپهری طوری بوده که همه او را کتک میزدند. من و هیچکس دیگری چنین رفتاری را تایید نمیکنیم. او گفت: من احتمال نمیدهم که مرحوم مهرداد سپهری با دست بسته نیز حمله کند. وقتی دست فرد بسته شده یعنی مهار شده است. این برخورد بیشتر برای این بوده که او حرفهای نامربوط میزد. در غیر این صورت این رفتار توجیه دیگری ندارد.
پرونده به دادسرای نظام فرستاده شده است .
بازپرس ویژه قتل دادسرای عمومی و انقلاب مشهد با بیان اینکه «قاعدتا این رفتار از پلیس به دلیل حرفهایی که او میزد، بوده است»، اظهار کرد: ما باید منتظر علت فوت از طرف پزشک قانونی باشیم. زمانی که این پرونده به ما اعلام شد، ما کارهای پزشک قانونی آن را انجام دادیم. چون موضوع نظامی است، پرونده به دادسرای نظام فرستاده شد. قاضی احمدینژاد درخصوص ادامه تحقیقات این پرونده، ادامه داد: تحقیقات این پرونده با دادسرای نظام است.
او درخصوص نظر خانواده مهرداد سپهری در این زمینه، بیان کرد: خانواده مهرداد سپهری از رفتار پلیس و مردم محل درخصوص این اتفاق شاکی هستند. باوجود اینکه خانواده خودش، او را زده بودند بازهم آنها از پلیس و مردم حاضر در آنجا ناراضی بودند.
بازپرس ویژه قتل دادسرای عمومی و انقلاب مشهد ادامه داد: ما کارهای پزشکی قانونی جسد مهرداد سپهری را انجام دادیم. آثار ضرب و جرح زیادی روی گردن و آثار مختصری روی بدن این فرد بود.احمدینژاد خاطرنشان کرد: اثرات شوکربرقی و اسپری فلفل روی بدن و یا صورت مهرداد سپهری نبود. روی گردن او آثار ضربه بود. دررابطه با علت مرگ مهرداد سپهری باید پزشک قانونی نظر بدهد.
او تاکید کرد: اینکه که گفته میشود در بدن مرحوم، سم فلفل وجود داشته، صحت ندارد چرا که تاکنون پزشک قانونی علت مرگ را متوجه نشده است که بخواهد اظهار نظر کند.
اظهار نظر در خصوص این موضوع زیاد است.
بازپرس ویژه قتل دادسرای عمومی و انقلاب مشهد با اشاره به اینکه «اثرات شوکربرقی و اسپری فلفل روی بدن و یا صورت مهرداد سپهری نبود، اما روی گردن او آثار ضربه بود»، گفت: دررابطه با علت مرگ مهرداد سپهری باید پزشک قانونی نظر بدهد. قاضی علیاکبر احمدینژاد در گفتوگو با ایسنا، درخصوص جزئیات مرگ مهرداد سپهری که درگیری با پلیس در شهرک حجت مشهد فوت کرد، گفت: تحقیقات ما در خصوص مرگ مهرداد سپهری هنوز تکمیل نشده است. افراد محل مدعی بودند که این فرد با خانواده همسر خود درگیر شده است. او افزود: در روز حادثه، بین مردم محل، خانواده او و مهرداد سپهری درگیری و زد و خورد شده است. بعد از تماس خانواده او با پلیس، پلیس به آنجا میآید.
گفته میشود که پلیس بعد از مهارکردن مهرداد سپهری، به او اسپری فلفل و شوکر زده است.
یک مامور کلانتری در رابطه با پرونده مهرداد سپهری احضار شد
فرمانده انتظامی خراسان رضوی پیش از این با اشاره به ماجرای مرگ مهرداد سپهری در درگیری با پلیس، گفته بود: مامور کلانتری توسط بازرسی استان احضار و تحقیقات از او آغاز شده است.به گفته محمد کاظم تقوی تحقیقات ویژه پیرامون مرگ مرد جوانی که خانواده همسرسابقش در تماس با فوریتهای پلیس ۱۱۰ به خاطر اختلافهای خانوادگی و درگیری درخواست کمک داشتند، آغاز شده است. به گزارش ایسنا، او گفته است در پی تماس تلفنی با فوریتهای پلیسی ۱۱۰ مبنی بر درگیری مرد جوان با خانواده همسرسابقش و همچنین درگیری با اهالی محل همراه با تخریب وسایل آنها، درخواست پیگیری فوری موضوع شد. به همین خاطر گشت کلانتری کاظم آباد مشهد در محل حاضر میشود. فرمانده انتظامی خراسان رضوی تصریح کرده است: «پس از اعلام گزارش مرگ این مرد جوان، انتشار تصاویری از زمان دستگیری این فرد و ادعای مسمومیت بر اثر اسپری فلفل در شبکههای معاند، در همان دقایق اولیه و قبل از انتشار تصاویر مربوط، ما دستور ویژهای به رئیس بازرسی پلیس استان برای پیگیری سریع پرونده و روشن شدن چرایی و علت آن صادر کردیم. تحقیقات با احضار مامور انتظامی آغاز شد».
کرونا کاوش شهر سوخته را متوقف کرد
کرونا کاوش شهر سوخته را متوقف کرد
مدیر پایگاه میراث جهانی شهر سوخته از توقف کاوش در این محوطه باستانی به دلیل شیوع ویروس کرونا خبر داد و گفت: «این روزها مشغول پژوهش و تحلیل دادهها و یافتههای باستانی این مجموعه میراث جهانی هستیم.»
مجید کلانوری به ایلنا گفت: «شاید بتوان در شرایط فعلی بررسی باستانشناسی انجام داد اما حفاری و کاوش به دلیل حضور چندین نفر در کنار یکدیگر و در فاصله اندک قابل اجرا نخواهد بود. میتوان گفت کاوش و حفاری در شهر سوخته در سال جاری انجام نخواهد شد و توجهات به سمت فعالیتهای پژوهشی روی یافتههای سالهای قبل متمرکز شده است.»
همچنین منصور سیدسجادی، مسئول کاوشهای باستانشناسی در شهر سوخته گفت: «امیدوار هستیم با بررسی برخی عوامل که در کاوشهای شهر سوخته به دست آمده است و تحلیل آنها بتوانیم مقالاتی در خصوص ارتباط شهرسوخته با اقیانوس هند از نظر واردات مهرههای دریایی منتشر کنیم. همچنین مقالاتی در خصوص وزنههایی که برای توزین در شهر سوخته مورد استفاده قرار میگرفت، خواهیم داشت. طبیعت روی سفال مقاله دیگری خواهد بود که در مجموعه سوم مدنظر قرار گرفته است. علاوه بر این کتابها، چهار مقاله و یک کتابچه کوچک نیز در برنامه مطالعاتی و پژوهشی گروه باستانشناسان شهر سوخته قرار دارد که امیدوار هستیم تا پایان سال ۹۹ محقق شود.»
مسئول کاوشهای باستانشناسی در شهر سوخته در خصوص بررسی و تحلیل مهرهای شهر سوخته و آنچه که میتوان از نقشهای روی آن برداشت کرد، گفت: «اصولاً مهر و اثر مهر یکی از شاخصههای بسیار مهم آشنایی با وضع اقتصادی بازرگانی و مبادلات تجاری با مناطق نزدیک و دوردست در دوران باستان است. با مطالعه مهرها و اثر مهرها، نقوش و شکل آنها به طبقهبندیهایی دست پیدا میکنیم که علاوه بر گاهنگاری و این مهم که متوجه میشویم به چه دوره تاریخی مرتبط است، ارتباطات احتمالی منطقه سیستان با سایر مناطق دور و نزدیک را نیز میتوان تشخیص داد.»
او همچنین به بررسی و مطالعه سفالهای به دست آمده از شهر سوخته و نقوش روی آنها اشاره کرد و گفت: «در شهر سوخته سفالهایی به دست آمده است که شکل و فرم آن متعلق به شهر سوخته نیست و متعلق به بینالنهرین است اما نقوشی که روی این سفالها نقش بسته متعلق به شهر سوخته است و ارتباطی با بینالنهرین ندارد. از بررسی این سفالها به تقابل فرهنگی این مناطق در آن دوره از تاریخ پی میبریم.»
