بایگانی مطالب نشریه
روحانی: برای رفع تحریمها، هیچکس حق فرصت سوزی ندارد
استقبال رییس جمهوری از احتمال بازگشت آمریکا به برجام
روحانی: برای رفع تحریمها، هیچکس حق فرصت سوزی ندارد
با مسجل شدن پیروزی جو بایدن در انتخابات آمریکا گمانه زنیهای مختلفی در خصوص آینده روابط ایران و آمریکا میشود .اغلب این گمانه زنیها مثبت است و پیشبینی میکنند بایدن فشارها علیه ایران را کاهش میدهد. در اینباره روحانی عکس العمل نشان داد و گفت: «ما هرجا ببینیم شرایط آماده لغو تحریم است از این فرصت استفاده میکنیم. هدف ما این است که فشار تحریم را از شانههای مردم برداریم و هرجا فضا مناسب این کار باشد وظایفمان را بر مبنای امنیت ملیمان انجام میدهیم و هیچ کس در این زمینه حق فرصتسوزی ندارد.»
حجتالاسلام والمسلمین حسن روحانی صبح روز گذشته در جلسه هیات دولت با اشاره به انتخابات اخیر آمریکا اظهار کرد: «سیاست جمهوری اسلامی ایران روشن است و هر دولتی که در آمریکا باشد سیاست ما تغییر نمیکند. ما همان سیاستی را که دیروز داشتیم امروز و فردا خواهیم داشت و این وابسته به دولت آمریکاست که به سیاستهای ما نزدیک شود یا از آن فاصله بگیرد.»
او ادامه داد: «دولت رو به پایان آمریکا در این مدت از سیاستهای ما فاصله گرفت. سیاست اصولی ما سیاست اکثر کشورهای مستقل و مهم جهان است و آنها هم با یک جانبهگرایی و تروریسم مخالفند. اگر آمریکا به سیاست ما نزدیکشد شرایط جدیدی پیش میآید و اگر دورشد آن موضوع دیگری است. سیاست ما تعامل با جهان و به تعبیر رهبری تعامل گسترده با جهان است.»
روحانی با اشاره به اینکه هفته گذشته جهان شاهد اتفاق قابل ملاحظهای بود یادآور شد: «مردم آمریکا با رای خود نشان دادند که موافق سیاستهای متکبرانه کسی که با تحقیر نسبت به برخی ملتها صحبت میکرد و حتی به بعضی از ملتهای ما به صراحت لقب گاو شیرده داده بود و سیاستهایش انزجار همه ملتهای جهان و حتی مردم خود آمریکا را برانگیخته بود، موافق نیستند و این سیاستها با مخالفت قاطع مردم مواجه شد که قابل اهمیت بود.»
او اضافه کرد: «رژیمی که خواب سقوط ایران را میدید به صورت حقیرانه ساقط شد به جز چند کشور کوچک بقیه جهان شرایط جدیدی پیشروی خود میبینند. در ایران هم انتظارات جامعه و مردم شاهد یک تغییرند. انتظارات تورمی و رکودی به انتظارات گشایشی به امید به آینده مواجه شده است. البته این به این معنا نیست که روابط ما بر این مبنا بنا نهاده شده باشد. به طور کلی اساس روابط ما با کشورهای همسایه و دوستانمان است. آمریکا و دولتی که در آن رو به پایان است به عنوان عامل مزاحم در روابط ما با کشورهای دیگر ایفای نقش میکرد و من حس میکنم این عامل مزاحم در حال از بین رفتن است.»
رییس جمهور با بیان اینکه شرایط برای فعالیت بر مبنای مصالح و منافع آمادهتر شده افزود: «ما در سالهای گذشته روابط بسیار خوبی مخصوصا با همسایگانمان مثل عراق، ترکیه، افغانستان، آذربایجان و سایر کشورهای دوست مثل روسیه و چین برقرار کردیم و احساس میکنیم فضا برای روابط نزدیکتر و تعامل با دوستان آمادهتر شده است.»
روحانی در ادامه یادآور شد: «این دولت رو به پایان آمریکا که آشنا به سیاستهای بینالمللی نبود و صحبتهای دیکته شده تندروهای داخلی و رژیم صهیونیستی را تکرار میکرد رو به پایان است. به نطقهای این آدم (ترامپ) در مجامع بینالمللی نسبت به ایران نگاه کنیم میبینید که همان جملهها و تعبیرهای را به کار میبرد که رژیم صهیونیستی به کار میبرد و معلوم است چه کسانی برایشان اینها را نوشتهاند.»او با بیان اینکه دولت آمریکا نتوانست بر مبنای مصالح و منافع مردم آمریکا و جهان تصمیم بگیرد خاطر نشان کرد: «علت عقب افتادن آنها در انتخابات یکی ناتوانی آنها در موضوع کرونا بود. آنها با دست انداختن این موضوع و بیان اینکه اصلا خبری نیست مردم خودشان را نابود کردند و به جای مقابله با کرونا این همه کشتار در آمریکا ایجاد شد. عامل دیگر بهم ریختن مناسباتشان و روابطشان با جهان بود و تنها رابطه با ایران نبود، بلکه روابط با دوستان سنتیشان و چین را هم بهم ریختند و هر روز صبح گوشهای از روابطشان بهم میریخت.»رییس جمهور اضافه کرد: «عامل بعدی تحقیر آمریکا در سیاست خارجی بود. آمریکا هیچوقت در روابط بینالملل این چنین در شورای امنیت و سازمان ملل مفتضح نشدهبود. اینکه طرحی را ارائه کنند و فقط خودشان و جزیرهای کوچک به آنها رای دهد یا طرحی بدهند که هیچ کشوری به آن اعتنا نکند، تحقیر بزرگی بود. به این دلایلی که گفتم مردم آمریکا تصمیم به تغییر گرفتند.»روحانی همچنین تاکید کرد: «سیاست ایران روشن است. سیاست ما بر مبنای صلح و ثبات، احترام به حقوق ملتها، عدم تجاوز و عدم مداخله در امور داخلی کشورها و مبارزه با تروریسم، پایان یک جانبهگرایی و پایبندی به معاهدات است، اما این دولت رو به پایان آمریکا از این سیاستها فاصله گرفت و حامی تروریسم و مداخله در کار ملتهای منطقه و ادامهی جنگ و فروختن سلاح در منطقه بود».
رییس جمهور با یادآوری این نکته که آمریکا تخاصم با ایران را شروع کرد، اظهار کرد: «آنها خودشان باید به این دشمنی پایان دهند چرا که ما آن را شروع نکردیم. جوانها نمیدانند این تخاصم از طرف آمریکا آغاز شده است. در ابتدای انقلاب آمریکاییها به راحتی در ایران بودند و با اینکه فعالیتهایشان اشکالهای هم داشت به راحتی در فرودگاه سوار هواپیما شدند و به کشورشان بازگشتند. حتی ما با آمریکا هم قطع رابطه نکردیم بلکه آنها خودشان این رابطه را قطع کردند.»او همچنین خاطر نشان کرد: «ما به خاک آمریکا تجاوز نکردیم و هواپیما و هلیکوپتر نفرستادیم بلکه آنها به طبس فرستادند. ما اگر کشوری با آمریکا میجنگید به متجاوز کمک نکردیم اما آنها به صدام متجاوز کمک کردند. هر وقت آمریکاییها از این سیاستها دست برداشتند شرایط متفاوت خواهد بود. همانطور که امام خمینی (ره) فرمودند ما میخواهیم با همه کشورها رابطه داشته باشیم و آمریکا هم هر وقت آدم شود رابطه خواهیم داشت. تفسیر این آدم شدن همان سیاست اصولی است که به آن اشاره کردم.»
استاندار جدید کرمان از زاهدان آمد
در پی استعفای ناگهانی «محمد جوا فدائی»
استاندار جدید کرمان از زاهدان آمد
هیات دولت در جلسه دیروز خود در اتفاقی غیرمنتظره «علی زینی وند» معاون سیاسی امنیتی استانداری سیستان و بلوچستان را به عنوان استاندار کرمان منصوب کرد. از سهشنبه عصر بود که شایعه استعفای محمدجواد فدائی، مطرح شد اما به طور رسمی در اینباره خبری منتشر نشد. فدائی در شرایطی از صندلی استانداری کرمان خداحافظی میکند که در ماههای اخیر از دخالت برخی نمایندگان استان در عزل و نصبها به صراحت انتقاد کرده بود. او اخیرا گفته بود نمایندهای که با 18 درصد آرا مردم به مجلس رفته برای عزل و نصبها خودش را محق میداند. فدائی با طرح این انتقاد و بدون آنکه نامی بر زبان بیاورد و نماینده خاصی را مخاطب خود قرار دهد به یکی از مهمترین چالشهای نظام اداری کشور یعنی مداخله نمایندگان در امور اجرائی اشاره کرد. از سوی دیگر استاندار جدید کرمان در شرایطی منصوب شده که برخی از اعضای مجمع نمایندگان استان از تصمیم دولت برای انتصاب زینیوند گلایه کردهاند.
گزارشی درباره اقدامها لازم برای احیا جنگلهای آسیب دیده از آتش
قرق جنگلهای سوخته
سازمان جنگلها: عرصههای آسیب دیده در آتشسوزی پس از استراحت یکساله قرق میشوند.
روزنامه نگار: فاطمه باباخانی | دود همیشه پیام بوده، زمانی در گذشته قبایل انسانی با آن سخن میگفتند تا خطر یا هشداری را به هم برسانند و گاه دیگری را در گوشهای که پنهان شده بود با آن مییافتند. در این سدهها، دههها و سالها دود همچنان نقش پیام رسانی خود را حفظ کرده است، این بار پیام همواره منفی است، نشانهای است از مرگ نه تنها برای آدمی بلکه برای طبیعت و زیستمندانش. هر نشانهای از دود در جنگل و مرتع به ویژه در ایران نشانهای از غلفت انسانی دارد. گاه رها کردن یک بطری، آب نریختن بر زغالها، انداختن بیهوای یک ته سیگار و هر چیز کوچک و البته گاه انگیزهای پنهان برای تصرف یک عرصه جنگلی، برای ضربه زدن بر همسایه و دیگران و یا لجاجت با سازمانهایی که وظیفهشان حفاظت از جنگل و مرتع است و یا نشانهای آثار تغییرات اقلیمی
دودی که از شعلههای سوخته درختان و بوتههای جنگلی بلند میشود و ما کیلومترها آن طرفتر آن را میبینیم نشانهای است از حیاتی که در جایی به شماره افتاده است. درباره دلایل شکلگیری این آتشسوزیها تاکنون بارها سخن رفته، اما این حریقها چه تبعاتی دارد و برای کاهش این پیامدها چه باید کرد؟ «پیام ما» تلاش کرده است به این پرسشها پاسخ دهد.
مهرداد اکبریان رییس گروه پیشگیری از بحران حریق دفتر حفاظت و حمایت سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور به «پیام ما» میگوید: عمده خسارتهای آتشسوزی در عرصههای منابعطبیعی از نوع سطحی و از این رو بیشتر پوشش «زیراشکوب» جنگل و پوشش مرتعی متاثر از آتشسوزی است. در موارد اندکی که پایههای درختی طعمه حریق میشود بیشتر درختان خشکیده، لاپی( تو خالی ) و شاخهزادهایی که از سطح خاک دارای شاخ و برگ هستند را دربرمیگیرد، علاوه بر آنکه گونههای حساس مانند سوزنی برگها متاثر میشوند. زغالهای رویت شده در برنامههای خبری در سطح جنگلهای سوخته بیشتر شکسته افتادههایی هستند که خود هم عامل افات و بیماریها بوده و هم در شروع و تشدید آتشسوزی موثرند. برای مثال در حریق اخیر در منطقه توسکستان استان گلستان تعداد زیادی از درختان سرپای لاپی و خشکیده طعمه آتش شده بود در حالی که از دید افراد غیرمتخصص درختان سالم و سبز جنگل در حال سوختن هستند که چنین نیست.
چه تفاوتی بین گونههای پهنبرگ و سوزنی در زمان حریق است و کدام آسیب پذیرترند؟ رییس گروه پیشگیری از حریق دفتر حفاظت و حمایت عنوان میکند: گونههای پهن برگ درختی نسبت به سوزنی برگها در برابر حریق مقاومترند و خوشبختانه منهای بخشهای محدودی از مناطق طبیعی و احیایی که دارای گونههای سوزنی برگ حساس به حریق است در بیشتر مناطق رویشی کشور و به خصوص در منطقه هیرکانی و زاگرس عرصهها واجد گونههای پهن برگ هستند.
زاگرس به دیرزیستی رسیده است
غلامرضا جانباز قبادی استادیار آبوهواشناسی دانشگاه آزاد نور در مقالهای با عنوان «بررسی مناطق خطر آتشسوزی جنگل در استان گلستان» یکی از آسیبهای آتشسوزی را کاهش تاج پوشش عنوان کرده است. او در این مقاله با تاکید بر اینکه حریق باعث افزایش گونههای نورپسند میشود بر همین نکته تاکید کرده است که در استان گلستان خسارت در تودههای سوزنی برگ بیش از پهنبرگهاست و همین موضوع سرخدارها را آسیبپذیر کرده است.
آیا آتشسوزی میتواند تنوع زیستی را در عرصههای جنگلی با چالش مواجه کرده و تیپ گونههای مرتع و جنگل را تغییر دهد؟ از نظر اکبریان چالش پیش روی آثار آتشسوزی در عرصههای جنگلی متوجه زادآوری گونههاست زیرا جستها و نهالهای ضعیف در حریقهای سطحی با پوشش علفی پرتراکم از بین میروند ولی آتشسوزی در عرصههای طبیعی تهدیدی برای تغییر تیپ گونههای درختی مناطق نیست. فقط شاهد آن هستیم که اکوسیستم جنگلی کشور به خصوص در منطقه زاگرس به دیر زیستی رسیده و جایگزین مناسبی از گونههای بومی ندارد. البته تنها حریق در این امر دخیل نیست و کلیه عوامل تخریب از جمله چرای دام و شخم و شیار در زیر اشکوب و… نیز در این امر دخالت دارند.
تاثیر آتشسوزی بر عرصههای جنگلی و مرتعی متفاوت است، رییس گروه مدیریت پیشگیری از حریق دفتر حفاظت و حمایت در اینباره میگوید: آتش در عرصههای مرتعی نوعی پاکسازی آفتها و بیماریها و همچنین حذف گونههای مهاجم را در پی دارد، درست است که پوشش در سال اول از بین رفته و احتمال فرسایش و روان آب بالا میرود. ولی در صورت برقراری یک دوره قرق مناسب و احیای به موقع عرصه در سال بعد مرتعی به مراتب با تراکم مناسب و دارای گونههای خوش خوراک و بومی خواهیم بود. البته به دلیل عدم شناخت و برداشت اشتباه بهرهبرداران از این موضوع، سازمان به این اثرات کمتر توجه میکند. در عرصههای جنگلی با بالا رفتن درجه حرارت خاک ریشههای سطحی از بین رفته و احتمال تنش خشکی در این عرصه درصد زیادی بالا میرود و این تنشها برای درختانی با دیر زیستی مطلوب نیست.
سرطانی بر تن درختان
در سال 1391 نخستین بار علائمی از سوختگی بر روی برگها و سرشاخههای شمشادها در آستارا و تالش که بخش غربی هیرکانی هستند مشاهده شد و این آفت و بیماری خود را به سرعت به گلستان در شرق هیرکانی رساند. به طوری که بیماری بلایک یا آتشک که تحت عنوان خشکیدگی شمشادها هم میشناسیم به یکی از چالشهای جدی در هیرکانی و این گونه انحصاری تبدیل شد و 72 هزار هکتار از این جنگلها شاهد برگریزان شمشادها شدند. همچنین بیماری «مرگ نارون» در این جنگلها به جان گونههای «ملچ» و «اوجا» افتاده و باعث خشکیدگی آنها شده است.
رییس گروه مدیریت پیشگیری از حریق دفتر حفاظت و حمایت میگوید: در فقره خشکیدگی بلوط زاگرس، خشکیدگی شمشاد و … آفات و بیماریها عوامل ثانویه هستند و باید به دلایل اصلی این موضوع پرداخته شود. در تمام این پدیدههای خشکی تودههایجنگلی رد پای عوامل مهمی از جمله کشاورزی و چرای بی رویه در زیر اشکوب جنگل، آتشسوزی، طبیعتگردی بیبرنامه، نزولات کم و .. دیده میشود که پس از تضعیف درخت در طول زمان مانند یک بدن سرطانی بیماریهای ثانویه شیوع پیدا می کنند.
آتشسوزیهای هدفمند بلای جان اراضی جنگلی
همواره از عامل انسانی به عنوان اصلیترین دلیل حریق جنگلهای ایران نام برده میشود، چند درصد از این حریقها عمدی است و چه تفاوتی بین حریقهای عمدی و غیرعمد داریم که حساسیت بیشتر درباره گروه دوم را برمیانگیزد؟ اکبریان گفت: بر اساس آمار دورههای 15 ساله و 20 ساله منشا آتشسوزی در فلات ایران 95 درصد با عامل انسانی و 5 درصد با عامل طبیعی است. در بخش عامل انسانی حدود 90 درصد حریقها به صورت غیر عمد و 5 درصد به صورت عمدی و با کشف عامل و تشکیل پرونده قضایی همراه است. همچنین در عامل طبیعی نیز رد پایی از بی احتیاطی انسانی دیده میشود برای مثال در فصل بحرانی آتشسوزی منطقه هیرکانی با وزش باد گرم وجود یک شیشه شکسته از بقایای تفرج و یا پت آب معدنی به صورت ذره بین عمل کرده و شروع آتش را تسریع میکند.
اکبریان درباره حریقهای عمدی میگوید: بخشی از آتشسوزیهای عمدی به صورت هدفمند و جهت تغییر کاربری اراضی جنگلی و مرتعی انجام میشود. متاسفانه قبل از تعیین دقیق حدود و مرز اراضی ملی، مستثنیات مردم زیر کشت رفته و دارای اثر کشت شده و جهت باز پس گیری آن، مراحل طولانی دادرسی، هزینه و وقت زیادی باید صرف شود. علاوه بر آن اختلافات قومی، سوزاندن عمدی و غیرقانونی «پسچر» مزارع و … نیز جزء موثر آتش سوزیهای عمدی هستند که مشکلات زیادی را برای سازمان ایجاد کرده است.
سیلهای فروردین سال گذشته آنهم در تعطیلات نوروز بسیاری را شوکه کرد. در گلستان و خوزستان و پلدختر و سایر مناطق مردم مال و داراییشان را از میان گل بیرون میکشیدند و بسیاری عزیزان و زندگیشان را از دست دادند. آتش چگونه آب بر جان و زندگی مردم انداخت؟
رییس گروه مدیریت پیشگیری از حریق دفترحفاظت و حمایت در گفتههایش به اهمیت پوشش درختی و مرتعی مناطق رویشی در جلوگیری از فرسایش و رواناب اشاره میکند که در شرایط استاندارد از نفوذ پذیری آب در بالادست حوزه آبخیز و در طول مسیر شبکه آبراههای حوزه از فرسایش خاک، کاهش کیفیت آب و ایجاد رواناب جلوگیری می کند. او میافزاید: عاملتخریبی مانند حریق نه تنها زادآوری را از بین می برد بلکه توان بخشهای زیرسطی پوشش جنگلی و مرتعی را نیز سست می کند. این ضعف در ریشهها و نبود تاج و پوشش مناسب جهت کاهش سرعت برخورد نزولات در کنار عدم وجود زمان مناسب جهت نفوذ و کاهش قدرت انسجام بافت خاک باعث می شود با یک بارندگی شدید و حتی در حد رژیم طبیعی سالیانه شاهد رواناب و سیلهای شدید باشیم.اکبریان برای این چالش می گوید: یکی از بهترین راهکارهای برگشت عرصه به وضع سابق، یک استراحت یکساله و قرق است که طبق قانون از اختیارات سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری است. در این شرایط با نظارت یک مرتعدار به عنوان قرقبان (دشتبان) و جلوگیری از حضور دام در عرصه، به عرصه اجازه تجدید حیات طبیعی میدهیم تا در سالهای آتی نسبت به احیای آن اقدام شود.از سال 99 به دستور آقای منصور معاون وزیر و رییس سازمان اقدامات احیایی در طرحهای صیانت از جنگلها با اولویت عرصههای سوخته شده سنواتی انجام خواهد شد برای مثال اولویت سال 99 عرصههای سوخته شده سال 97 و 98 است.
مجوز احداث کارخانه قند در حریم چغازنبیل باطل شد
مجوز احداث کارخانه قند در حریم چغازنبیل باطل شد
مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان: مجوز جهاد کشاورزی برای احداث این کارخانه باطل شده است.
سرانجام خبر آمد که مجوز احداث کارخانه قند در حریم چغازنبیل باطل شد. مشاهدات مردم نشان میداد که ماشینهای سنگین دوباره به محوطه پایگاه جهانی چغازنبیل برگشته بودند. مدتی بود که دیگر خبری از ماشینها نشده بود.. اما صدور قرار منع تعقیب مالک این کارخانه از سوی دادستانی شهر شاوور، این توقف را درهم شکست. حالا مالک کارخانه قند با در دست داشتن حکم منع تعقیب و بدون گرفتن مجوز از اداره کل میراثفرهنگی استان خوزستان و پایگاه جهانی چغازنبیل، دوباره ماشینهای سنگین را به محوطه باستانی چغازنبیل روانه کرده است.
این نخستین بار نبود که چغازنبیل به تیتر یک رسانهها تبدیل شده بود. مجتبی گهستونی، فعال میراث فرهنگی در بهمن سال ۱۳۹۴ در مصاحبهای خبر از طرح ۶۰۰ هکتاری جنگل کاری صنعتی یک شرکت در حریم درجه یک چغازنبیل و هفتتپه داد. او در روزنامه پیام ما نوشته بود: «این طرح برخلاف طرح فعلی برای احداث کارخانه قند، مجوزهای لازم را داشت. اما صدور مجوز جنگلکاری و تاسیسات جانبی در حریم محور جهانی شوش- هفتتپه- چغازنبیل بدعت غلطی بود که میتوانست صدور مجوزها را برای سایر پروژهها هموارتر کند. این پیشبینی حالا به واقعیت میپیوندد. اگر زمانی میراثفرهنگی استان خوزستان با تعرض به حریم درجه یک چغازنبیل موافقت کرده و رای خود را پس گرفته بود، حالا به بازی راهش ندادهاند و به نظر میرسد، استعلام و گرفتن مجوز از اداره این داستان، آخرین مرحلهای است که قرار است، طی شود؛ آن هم با اعمال فشار.» برای در امان ماندن نگاه نامحرمان، تمام ضوابط رعایت حریم و عرصه چغازنبیل به همه ارگانهای شهرستان و استان ابلاغ شده است اما در سالیان گذشته، عملا از سوی برخی ذینفعان خواستههایی تحمیل میشود که با ضوابط جهانی نگهداری از آثار ثبت جهانی در تعارض است.
سرنوشت چغازنبیل و کارخانهای قندش
سرنوشت چغازنبیل به احداث کارخانهای گره خورده بود که از یک سو نوید اشتغالزایی و توسعه را میدهد و از سوی دیگر شرایط را برای تعرض به محوطهای فراهم میکند که بیش از سه هزار سال زیر خاک خفته و آسوده و از گزند زمان در امان بود. حالا که عملیات احداث کارخانه و تسطیح اراضی، بدون دریافت مجوز آغاز شده است، عظیمترین باقیمانده تمدن ایلامیها در ایران به دست «آشوربانیپال» دیگری به مرور تخریب میشود و از یاد خواهد رفت؛ خواب زیگورات ایلامیها حالا بیش از هر روزی آشفتهتر است.
در حالی که قسمتهایی از اراضی ملی واقع در حریم درجه یک و دو میراث جهانی چغازنبیل در سال ۱۳۹۷ بدون گرفتن استعلام از وزارت میراث واگذار و تسطیح شده، در صورت صدور مجوز ساخت «کارخانه قند فانی گستر» در مساحتی بالغ بر ۳۲۰ هکتار، نهادهای مسئول و اصرارکننده برای انجام این پروژه در مکانی خاص باید پاسخگوی اقدام خود باشند.
کارخانه از وزارت صمت مجوز داشت
بررسیهای «پیام ما» حکایت از آن داشت که ساخت کارخانه قند فانی گستر در حریم درجه یک و دو میراث جهانی چغازنبیل و بر روی طاقدیس سردارآباد موفق به دریافت مجوز از وزارت صنعت، معدن و تجارت شده است. با اینکه گرفتن این مجوز به معنی آغاز فعالیت برای ساخت و ساز نخواهد بود، بهرهبردار به انواع مختلف سعی در بیتوجهی به تذکرهای بسیار پایگاه جهانی چغازنبیل دارد و بیم آن میرود که همچون گذشته در اقدامی جسورانه قسمتهایی از اراضی ملی واقع در حریم جهانی چغازنبیل را تسطیح کند.
در ادامه گزارشهایی که هفته گذشته درباره طرح چغازنبیل نوشته شده بود، آمده بود که«مسئولان ارشد استان و شهرستان در هنگامهای که برای اجرای یک طرح انواع واسطهها و اعمال نظرها را به کار میگیرند، باید توجه داشته باشند که بر اساس ضوابط پایگاههای جهانی، احداث هرگونه کارخانه و کارگاههای آلاینده محیط زیست ممنوع است. در این باره حتی توسعه هرگونه پوشش گیاهی و اجرای طرحهای جنگلکاری و تغییر کاربری اراضی کشاورزی از سنتی به صنعتی ممنوع اعلام شده است. بنابراین تنها راه حل برای ساخت این واحد صنعتی، اجرای آن در خارج از محدوده محوطههای درجه یک و درجه دو میراث جهانی چغازنبیل و هفت تپه است.»
مجوزها باطل شد
روز گذشته اما سرانجام خبر خوبی که فعالان میراث فرهنگی منتظر شنیدن آن بودند، مخابره شد. مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خوزستان با اشاره به تسطیح حدود پنج هکتار از اراضی محوطه چغازنبیل برای احداث کارخانه قند خبر داد و گفت: مجوز جهاد کشاورزی برای احداث این کارخانه باطل شده است.
سید حکمت اله موسوی دیروز در خصوص واگذاری ۳۳۰ هکتار از حریم درجه یک چغازنبیل از طرف جهاد کشاورزی به یک فرد به ایرنا گفته بود: یک کارخانه قند در آنجا در سال ۹۷ استعلام گرفت تا بعد از تعیین محدوده احداث شود ولی میراث فرهنگی جواب منفی داد سرمایه گذار این کارخانه با وجود تلاش اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی خوزستان، حدود پنج هکتار از اراضی را به عنوان تجهیز کارگاه تسطیح کرد و یک دیوار بتنی پیش ساخته موقتی نیز کار شد.
مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی خوزستان با اشاره به تنظیم ۲ شکوائیه علیه این شرکت در دستگاه قضایی گفته بود: این اراضی در حریم درجه یک چغازنبیل واقع شدهاند و براساس ضوابط قانونی تسطیح آنها، ممنوع و غیرمجاز بود.
او همچنین اضافه کرده بود: دادگستری به استناد کارشناسیهای صورت گرفته برای سرمایه گذار منع تعقیب صادر کرد که احساس میشود نظر دادگستری بر این بوده که این اتفاق و تجهیز کارگاه تزلزلی در بنیان اثر ایجاد نکرده است؛ با این وجود دادگستری مجوز استفاده از ۳۲۰ هکتار را به آنها نداده است.
موسوی با تاکید بر اینکه اجازه ادامه کار به این سرمایه گذار داده نشده است، گفت: مجوز جهاد کشاورزی استفاده از ۱۰۰ هکتار برای کارخانه بود که این مجوز نیز ابطال شد. به گفته او چغازنبیل یک اثر تاریخی جهانی است که باید با همکاری دوستداران این حوزه از آن حفاظت کرد.
اصرار برای احداث تلهکابین در میراث جهانی هیرکانی ادامه دارد
زخم تلهکابین بر تن هیرکانی
کمیته راهبری ثبت هیرکانی: هر گونه اقدامی برای ثبت تلهکابین ممنوع است.
روزنامه نگار: امیرحسین احمدی | یک سال از ثبت جهانی جنگلهای هیرکانی به عنوان گنجینه طبیعی بازمانده از دوره سوم یخبندان میگذرد. با اینحال پس از یکسال هوس خروج دوباره این گنجینه جهانی، مصرف منابع آن و تکهپارهکردنش در چشمان سوداگر را حریصتر کرده است. «احداث تلهکابین» عبارت دوکلمهای که این روزها حکایت هوس دستاندازی بر میراث طبیعی و تاریخی جهان را پررنگتر کرده است. دیروز جانشین معاون امور جنگل سازمان جنگلها در گفتوگویی با ایسنا از این گفته بود که با وجود اینکه بخشی از جنگلهای هیرکانی بیش از یک سال است که ثبت جهانی شده اما همچنان پیگیریها برای نصب تلهکابین در منطقه ثبت جهانی شده ادامه دارد. در صورت بروز این اتفاق ممکن است این جنگلها از فهرست جهانی یونسکو خارج شود.
یکسال از میگذرد از این که ۳۱۰ هزار هکتار از جنگلهای هیرکانی ثبت جهانی شد. بررسی کارشناسان نشان داده که این جنگلها قدمتی بیش از ۴۰ میلیون سال دارند و یکی از ارزشمندترین جنگلهای جهان از نظر پوشش گیاهی و جانوری هستند که پس از ثبت جهانی توسط یونسکو بهعنوان میراث بشر شناخته شدهاند.
آلمانیها پیشقدم در ثبت جهانی میراث ایران
مینا استقامت، مدیرعامل مرکز حفظ و توسعه زیست بومهای پایدار (ZIPAK) ، از قصه ثبت جنگلهای هیرکانی میگوید. از آن روزهایی که یونسکو پیشنهاد ثبت جهانی این میراث را داده بود اما در ایران کسی برای آن تره هم خرد نمیکرد. «99 درصد مساحت جنگلهای هیرکانی در ایران است و یک درصد باقیمانده در جمهوری آذربایجان که در آنجا به عنوان «پارک ملی هیرکانی» شناخته میشود. آذربایجان بیش از یک دهه است که میخواهد این منطقه را ثبت جهانی کند اما یونسکو خود مخالفت کرد که عادلانه نیست که با سهم عمده ایران در مساحت این جنگلها، هیرکانی به نام جمهوری آذربایجان ثبت جهانی شود. یونسکو اصرار داشت که هیرکانی برای ایران ثبت شود و پیشنهاد هم داد اما در کشور ما این مسئله اولویت نبود».
عاقبت آلمانیها پیشقدم شدند.«بنیاد محیطزیست سوخو آلمان با حمایت وزارت محیطزیست این کشور این پیشنهاد را به ایران داد. در واقع پول آورد و به مسئولان محیط زیست کشور ما گفتند که جنگلهای هیرکانی منحصر به فرد هستند. حمایت مالی و کارشناسی را تضمین کردند تا هیرکانی به سمت ثبت جهانی برود».
هیاتی از دانشگاه تربیتمدرس با حمایت سازمان محیط زیست و سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی وقت از ایران دست بهکار شد.« دو سال طول کشید که جنگلهای هیرکانی ثبت جهانی شد».
مدافعان احداث تلهکابین در هیرکانی قانون را دور زدند
این گونه بود که پس از ثبت جهانی 310 هزار هکتار از جنگلهای هیرکانی، حفاظت از آن با استفاده از کمکهای بینالمللی و حتی اعتبارات داخلی بیشتر شد اما پس از ثبت، زمزمههای نصب تلهکابین در این مناطق به گوش رسید. زمزمهای که حکایت از هوس ناتمام و روزافزون مصرف جنگلهای ایران داشت.
موضوع نصب تلهکابین در جنگلهای هیرکانی به تازگی مطرح نشده بود و از مدتها پیش شهرداری علیآباد کتول، پیگیر نصب آن در پارک جنگلی کبودوال است.
اما پس از ثبت جهانی این قسمت از جنگلهای هیرکانی کارشناسان بسیاری هشدار دادند که آثار محیط زیستی نصب تلهکابین به کنار؛ اجرای این پروژه، این جنگلها را از لیست یونسکو خارج میکند.
روزهایی هراسافزا که الهه موسوی، روزنامهنگار و فعال محیطزیست، اینطور از آن یاد میکند: « وقتی بحث ثبت جهانی جنگلهای هیرکانی مطرح شد، مخالفان تلهکابین مدعی شدند که تنها بخشی از تلهکابین در محدوده ثبت جهانی قرار میگیرند. با این حال متقاضیان تلهکابین مدعی شدند که فقط چند پایه از تلهکابین در محدوده ثبت شده است ولی وقتی نقشههایی را که خود یونسکو تهیه کرده بود دیدیم که میزان زیادی از مساحت بخشهای ثبتشده در مسیر تلهکابین است».
به گفته موسوی مدافعان طرح تلهکابین قانون را دور زدند: «اطلاعات درستی ندادند. در نهایت خبر رسید که تلهکابین در متراکمترین نقاط جنگل است و علاوه بر این از جایی میگذرد که یک ذخیرهگاه منحصر به فرد جهانی را بر خود دارد و تلهکابین این ذخیره را به شدت تهدید می کند».
همان روزها، کامران پورمقدم، رییس شورای عالی وقت سازمان جنگلها، در گفتوگویی با ایسنا این هشدار را داده بود که نصب تلهکابین میتواند شاخصهای ثبتجهانی هیرکانی را با مشکل مواجه کند.
تنها پنجماه از قرار گرفتن هیرکانی در فهرست میراث جهانی میگذشت که رسانهها گزارش دادند سه نماینده دستگاههای میراث فرهنگی، منابع طبیعی و محیط زیست در استان گلستان از استاندار این منطقه درخواست کردند که موانع و مشکلات پیشروی نصب تلهکابین کبودوال در علیآباد کتول را رفع کند.
بخشی از پارک جنگلی کبودوال استان گلستان در منطقه ثبت جهانی شده جنگلهای هیرکانی قرار دارد. نصب تلهکابین در آن هم با مخالفت شورای عالی و شهرسازی کشور مواجه شده است.
9 دکل از تلهکابین پا بر میراث جهان گذاشتهاند
رضا بیانی ، جانشین معاون امور جنگل، اما در گفتوگوی دیروز خود با ایسنا بر این صحه میگذارد که بر اساس نقشههای موجود ۹ دکل از ۲۷ دکل این تلهکابین در منطقه ثبت شده هیرکانی قرار میگیرد: «چنانچه این ۹ دکل در منطقه ثبت جهانی شده جانمایی شوند به طور قطع با مشکل مواجه خواهیم شد و این جنگلها از لیست یونسکو خارج می شود. از اینرو باید جانماییها تغییر کند که تاکنون این اتفاق رخ نداده است».
به گفته بیانی، جانشین معاون امور جنگل تا زمانی که مجوزهای لازم برای نصبتلهکابین از سوی کمیته راهبری ثبت هیرکانی صادر نشود، هرگونه اقدام برای نصب آن غیرقانونی خواهد بود.
او از این خبر داده که کمیتهای تحت عنوان کمیته راهبری ثبت هیرکانی در وزارتخانه میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری تشکیل شده است: «این کمیته که در آن نمایندگان دستگاههای مختلف از جمله شورای عالی جنگل حضور دارند، درحال پیگیری این موضوع هستند اما تاکنون مجوزی برای نصب تلهکابین توسط کمیته راهبری ثبت هیرکانی صادر نشده است. هرچند که در حال پیگیری موضوع از مرکز بینالمللی ثبت جنگلهای هیرکانی هستند».
به طور معمول یونسکو مناطقی را که ثبت کرده، 10سال یک بار بازبینی میکند. یعنی شرایط منطقهای را که ثبت کرده به بوته بررسی میگذارد که دستخوش چه تغییراتی شده است. در کشور ما هم دو زیستبوم ثبت جهانی شدهاند. کویر لوت و جنگلهای هیرکانی.
هیرکانی تاب زخم جدیدی ندارد
اما فارغ از ثبتجهانی پرسش دیگر این است که تلهکابین چه بلای جدیدی را برای هیرکانی خواب دیده است؟
مینا استقامت به پیام ما میگوید: جنگلهای هیرکانی هم مانند زاگرس اصلا وضعیت اکوسیستمی خوبی ندارند و نمیدانیم این را باید به چه زبانی بگوییم؟ این جنگلها از نظر اکولوژیک ضعیف شدند و توان بهرهوری و تغییر کاربری دیگری را به هیچوجه ندارند». با این حال بیتابی و کمطاقتی هیرکانی گویی به چشمها نمیآید.« جالب اینجاست که در این کشور برای تلهکابین و رستوران و هتل مذاکره در حال انجام است تا از خیر یک جنگل چهل میلیون ساله بگذریم».پیوستگی اکولوژیک یا یکپارچگی یک زیست بوم.نقطه حیاتی دیگری به گفته استقامت هیرکانی از آن بازمانده است.« یک اکوسیستم باید به هم پیوسته باشد. اگر شکست اکولوژیک داشته باشیم، در واقع نسخه اکوسیستم را برای همیشه میپیچیم. شکست اکولوژیک یعنی تقسیم کردن زیستگاهها و چندپاره کردن آنها و این نباید اتفاق بیفتد. هیرکانی هم باید یک زیستگاه پیوسته باشد اما وقتی به راحتی مذاکره میکنیم که یک تکه از آن را به تلهکابین و سپس به تمام تغییرکاربریهایی که کنار آن اتفاق میافتد اختصاص دهیم یعنی داریم نسخه هیرکانی را برای همیشه میپیچیم».
استقامت یادآور میشود که در دنیا مدیریت اکوسیستمی پررنگ شده است.« گردشگری در تمام دنیا وجود دارد و زیستگاههای طبیعی یکی از جلوههای توسعه گردشگری هستند اما باید بپرسیم آیا یک برنامه گردشگری پایدار است یا نه؟ افکارعمومی باید بپرسد که به چه علت سرمایهگذاری باید درخت قطعکندتا تلهکابین جا بگذارد؟ کسی با وجود تلهکابین مشکلی ندارد. در تمام دنیا هم تلهکابین هست و هم جاده جنگلی اما آیا تلهکابین ها حیات یک زیست بوم را باید در هم بکوبند؟»
سخن استقامت را الهه موسوی، فعال محیطزیست به گونهای دیگر بازگوی میکند: « در استانهای مازنداران و گیلان الگوی احداث تلهکابین کشورهایی مانند مالزی هستند اما باید پرسید که اگر در مالزی یا چین تلهکابین از فراز جنگل میگذرد، آن جنگل یک جنگل ساخته شده بشر است نه یک منبع غنی که ارزش جهانی دارد».به گفته جانشین معاون اداره جنگلداری پرونده احداث تلهکابین در جنگلهای هیرکانی در در حال بررسی است. پیش از ثبت جهانی هم این شورا مخالفت خود را با نصب تلهکابین اعلام کرده بود: «این ۳۱۰ هزار هکتار بهعنوان میراث بشر ثبت شدهاند و ما باید در قبال آسیبهایی که به آن وارد میشود نهتنها پاسخگوی کشور خود بلکه پاسخگوی جهان باشیم».
با اینحال سودای احداث تلهکابین در یی جنگل بکر آنقدر فتان است که چشم مدافعان آن را از دیدن زخمهای هیرکانی کور کند.نکتهای که استقامت آن را به تمام طرحهای تعمیم میدهند که میتواند آثار بلندمدتی بر محیط زیست داشته باشد.« در کشور ما میخواهند به بازدهی کوتاه مدت برسند و بلندمدت فکر کردن در طرحهای اجرایی ایران معمولا وجود ندارد».
عرصه بر «مطالعات پایه» را تنگ کردهاند
استقامت از مطالعات گستردهای در جهان حرف میزند که در ایران حتی میدانی و عرصهای برای ظهور ندارند. «مطالعات امکانپذیری» پیش از هر طرح، و بعد از آن ارزیابی برای پایداری طولانی مدت اکوسیستم در ایران وجود ندارد. بحثی نیست که طرحها اگر موفق شوند در کوتاه مدت ایجاد اشتغال میکنند اما در طولانی مدت کیست که بتواند تبعات این اجراییشدنها را جبران کند؟
به گفته استقامت «خدمات اکوسیستمی» بحثی است که در دنیا ارزیابی میشود. شاخصهای مطالعه خدمات اکوسیستمی خیلی زیاد است. شاید صد شاخص برای ارزیابی خدمات اکوسیستمی داشته باشیم. یعنی مطالعه اینکه یک جنگل به عنوان یک اکوسیستم چه خدماتی میتواند به ما بدهد و ما چطور میتوانیم پایداری آن را تضمین کنیم.استقامت تصریح میکند: «بنابراین وقتی ما مطالعه اولیه درباره وضعیت اکوسیستم نداریم نمیتوانیم ارزیابی خوبی از آینده داشته باشیم. مطالعه پایه در ایران بسیار ضعیف است و میتوان گفت که از اساس نمیتواند انجامشود».او از این میگوید که درباره هیرکان مطالعات پایه آغاز شده است اما با پیدا شدن نتایج پژوهش، از آنها جلوگیری شده است.«چندی پیش برای اولین بار درباره هیرکانی مطالعات پایه انجام شد اما به مذاقها خوش نیامد. چون با این مطالعات پایه فهمیده شد که این جنگل توانش از بهرهبرداری خارج است .اما کسی این نتیجه را نمیپذیرد. جایی هم که مطالعات پایه انجام میدهیم نمیگذارند و نمیپذیرند. چون دخل و تصرفی که میخواهند بکنند با نتایج مطالعات تضاد دارد».سیل، آتشسوزی بیشتر، خشکسالی، تغییرات اقلیم همه میتواند از آثار احداث تلهکابین بر شانههای هیرکانی باشد. اما استقامت میگوید که همه این نتایج بسیار ابتدایی و آشکار بهرهبرداری دوباره از هیرکانی است که هر کسی آن را میداند. او میگوید از سرگیری مطالعات پایه میتواند نشان دهد چه بر سر ایران بدون هیرکانی خواهد آمد.
سایت دفع پسماند «دیر» دیگر ظرفیت ندارد
سایت دفع پسماند «دیر» دیگر ظرفیت ندارد
یک فعال محیط زیست: شهرهای صنعتی در جنوب لندفیل ندارند و با بحران زمین برای مدیریت پسماند روبهرو هستند.
شهردار دیر: بهدلیل نبود زمین مناسب مدیریت پسماند، قراردادمان با پیمانکار به مشکل برخورده است.
پیام ما -دودهای ناشی از سوزاندن پسماند زباله در شهرهای جنوبی ایران اینبار خودش را از بیدخون به دیر رسانده است. بو هم امان شهروندان را بریده است. زبالهها سوختند و دودشان به چشم شهروندانی رفته که با محل دپوی زبالهها تنها 300 متر فاصله دارند. زبالهها تعداد سگهای بدون صاحب را هم افزایش داده و لاشه حیوانات را هم پرتعداد کرده است. مشکل، سایت دفع زباله در دیر و نزدیکی آن به مناطق مسکونی است. جانمایی غیر اصولی و دفع غیر بهداشتی زباله در این شهر باعث شیوع بو و آلودگی شده است و سوختن هر از گاهی زبالهها در سایت هم باعث انتشار دود غلیظی میشود. هرچند که به نظر میرسد، راه رهایی از مشکل آسان است اما به نظر ارادهای برای رفع آن وجود ندارد
دفع پسماند که این روزها در دیر به یک معضل اساسی تبدیل شده است، برای امروز و دیروز نیست. اهالی میگویند که بیش از 20 سال که با آن دست و پنجه نرم میکنند. هفته گذشته اعضای مدیریت شهری دیر، از چرایی اجرایی نشدن طرح جامع دفع پسماند در دیر گفتند و البته پذیرفتند که مشکل اساسی است و مشکل احداث زمین تازه است. با این وجود که تاکنون چند قطعه زمین برای احداث سایت پسماند جدید پیشنهاد شده است اما مدیریت شهری معتقد است که هربار محیط زیست ایرادی درباره موقعیت زمینهای پیشنهادی داده است.
طبق گزارشی که چندی پیش که ایرنا نوشته بود، رئیسشورایاسلامی شهر دیر گفته بود، ساماندهی پسماند شهر دیر موضوعی همگانی است که برای برطرف کردن مشکلات سر راه آن باید همکاری و همگرایی وجود داشته باشد. مهران پوسه به قانون دفع پسماند که وظیفه شهرداری است اشاره کردهبود و گفته بود: «اجرای اصولی این طرح جز با همکاری دستگاههایی همچون منابع طبیعی، محیط زیست و امور آب میسر نمیشود. پوسه اما دیروز درباره آخرین وضعیت جانمایی زمین تازه به فارس گفته بود: شهر از نظر ویژگیهای جغرافیایی در وضعیت آبراهی و تپه ماهوری قرار دارد و زمینهایی که برای احداث سایت جدید دفع پسماند معرفی شده به لحاظ محیطزیستی یا قرار گرفتن در آبراه به مشکل خورده است». علی ابراهیمی، شهردار دیر نیز در گفتوگو با ایرنا به انعقاد قراردادی با پیمانکار برای مدیریت پسماند اشاره کرده بود: «با یکی از بهترین پیمانکاران قرارداد منعقد کردیم که بدلیل نبود زمین مناسب به مشکل برخوردیم و سرمایهگذار وسایلش را جمع کرده است. شهرداریبردستان، روستاهای اطراف و شرکتهای اطراف هم از سایت فعلی زبالههای دیر استفاده میکنند، اما هیچ کس حاضر به همکاری نیست و متاسفانه تمام انگشتها به سمت شهرداری دیر است.»
زمینها باید دقیق ارزیابی شوند
زمینهای که تاکنون مدیریت شهری پیشنهاد داده اما باید دقیق ارزیابی شوند. علیرضا حجازی، رییس محیطزیست شهرستان دیر نیز در اینباره به فارس گفته است: «هر مکانی که انتخاب میشود باید ابتدا دقیق ارزیابی شده تا منجر به صدور مجوز شود، ما با عمران و آبادی و رفاه مردم مخالف نیستیم اما محلی که برای پسماند انتخاب میکنیم باید حداقل تا 100 سال آینده جوابگو باشد و نه اینکه نقطهای را آلوده کنیم و مشکلات دیگری که در پی آن میآید. او همچنین با اشاره به اینکه تنها نقطه توسعه دیر از سمت شمال است.» گفت: «سایت فعلی زبالهها اشباع شده و جایی برای دفع زباله ندارد، از طرفی در جهت باد غالب قرار دارد و مردم از بوی زبالهها و دود ناشی از آن معترض هستند.» عبدالرضا کشتگر، رئیس امورآب شهرستان دیر نیز درباره اینکه طرح پسماند باید فاصلهای با آبراهه داشته باشد تا شیرابه آن جذب زمین نشود. او گفته است: «شهرداری طرح پسماند در اختیار ما قرار دهد تا بررسی شود که آیا به سمت آبراهه میرود یا نه و در صورتی که شیرابه زبالهها به زمین نفوذ نکند، موافق هستیم.»
بسیاری از شهرهای جنوب ایران لندفیل ندارند
ناصربوهندی، فعال محیطزیست که سالها درباره مساله پسماند در شهرهای جنوبی مطالبهگری کرده است اما به روزنامه پیام ما میگوید که مشکل دفع پسماند و کمبود زمین تنها متوجه دیر نیست: «بسیاری از شهرهای جنوب کشور لندفیل مناسب جهت دفن پسماند ندارند، در بسیاری از شهرستانهای صنعتی مانند: دیر، پارسیان، عسلویه با معضل کمبود زمین برای این لندفیلها روبه رو هستیم.» به گفته او زبالههای انسانی و مصرفی مناطق پارس جنوبی نیز اغلب در همین زمینها دفن میشوند و این تعدد باعث تکمیل ظرفیت زمینهای مملو از زباله در این منطقه شده است.
بوهندی میگوید به تمام این معضلات باید معضل دفع پسماند شیمیایی را نیز اضافه کرد که مشخص نیست این دفع در مناطق صنعتی شهر اصلا چگونه اتفاق میافتد: «در این شهرها خبری از دستگاه زباله هم نیست و مشخص نیست که چه بلایی بر سر پسماندهای شیمیایی میآید، چیزهایی که شنیدیم حاکی از رها شدن این زبالهها در کویر بود، البته پارسال هم شرکت آلمانی برای ایجاد سایت پسماند به منطقه آمده بود که هنوز نتیجهای از آن روند حاصل نشد.»
معضل مدیریت پسماند از جنوب به مرکز ایران هم رسید
مساله دفع پسماند و لندفیلهای آن روزهای گذشته غیر از شهرهای جنوبی، شهرهای شمالی و مرکزی را هم درگیر کرده است. دیروز کاربران فضای مجازی به بحران دفع زباله در کرج اعتراض کرده بودند و از بوی بد آن شکایت کردند. بویی که چند سالی است البرز را در بر گرفته و مشخص نیست چه زمانی از بین میرود. مهر در گزارشی اشاره کرده بود که مرکز دفن زباله حلقهدره بار امحای زباله ۳ میلیون البرزی را به دوش میکشد و به همین دلیل تبدیل به معضل بزرگی در کرج شده است. حمیدرضا لشکری، معاون فنی اداره کل محیطزیست البرز هم البته در گفتوگویی پیرامون معضل دفع پسماند در حلقه دره به شکایتی اشاره کرده که تاکنون به نتیجه نرسیده است: «علاوه بر اینکه باید ساختار مرکز دفن زباله حلقهدره را تغییر دهیم حداقل باید یک مرکز جدید نیز با رعایت موارد محیطزیستی ایجاد شود. بیش از سه سال است که از مرکز دفن زباله حلقهدره به خاطر ایجاد تبعات محیط زیستی در محاکم استان شکایت کردهایم اما این شکایت بعد از سه سال هنوز به نتیجه نرسیده است.»
اما و اگرهای تاکسیهای هوایی
یادداشتی از محمدحسینجهانپناه روزنامهنگار علم و فناوری
این روزها بازهم صحبت از مجوز گرفتن تاکسیهای هوایی است. خطوط هوایی کوچکی که اگر ابر و باد و مه و خورشید و فلک یاری کنند
ظاهرا سرانجام پرواز خود را از ابتدای بهمن ماه امسال آغاز خواهند. تاکسی هوایی به خودی خود مفهوم چندان جدیدی یا حتی خیلی پیچیدهای نیست. مفهومی که در اصل مقصود از آن شرکتهای کوچکی است که عموما با هواپیماهای سبک و فوق سبک بر حسب نیاز و تقاضای موجود به صورت چارتر پروازهایی را در مسیرهای مختلف ترتیب میدهند. عمده کاربری این نوع شرکتها هم یا در مسیرهایی است که به علت فقدان تقاضا پروازهای هفتگی کافی وجود ندارد یا مشتری به دنبال پروازی اختصاصی با شرایطی خاص در مسیری مشخصی است. این نوع شرکتها هم در ایران و هم در جهان داستان طولانی و پر فراز و نشیبی دارند که همیشه با اما و اگر همراه بوده. در واقع برخلاف شرکتهای تاکسیرانی، به سوددهی رساندن تاکسیهای هوایی کار بسیار پر ریسک و مشکلی است. علاوه بر هزینه بالای سوخت و تعمیر و نگهداری هواپیماهای سبک، اینهواپیماها با محدودیتهای عملیاتی مشخصی هم در شرایط آب و هوایی مختلف مواجه هستند. در واقع در طول سه دهه گذشته تاکسیهای هوایی اساسا بازار چندان سودده یا پر طرفداری شمرده نمیشدند. عمده شرکتهای عرضه کننده سرویسهایی از این دست عموما در جنوب شرق آسیا، آفریقا یا آمریکای شمالی و جنوبی فعالیت میکنند. فعالیت هواپیماهای سبک به صورت گسترده برای عرضه سرویسهای مسافری در نیازمند زیرساختهایی مختلف سخت افزاری و نرمافزاری است. زیرساختهایی که در وضعیت کنونی کشور دقیقا مشخص نیست تا چه حد و با چه کیفیت و کمیتی آماده نظارت بر راهاندازی تاکسیهایی هوایی در کنار خطوط هوایی کلاسیک هستند. آن هم خطوط هوایی کلاسیکی که همین حالا هم در شرایط تحریمها و همه گیری کرونا با هزار اما و اگر مختلف دست و پنجه نرم میکنند. اینجا بد نیست اشاره کنیم که عنوان تاکسیهای هوایی خارج از ایران در سالهای اخیر دوباره زنده شده منتها با مفهومی عموما متفاوت از گذشته یا آنچیزی که این روزها در حال راهاندازی در ایران است. مفهومی این روزها بیشتر روی توسعه خودروهای پرنده برقی برای عرضه سرویسهای حمل و نقل هوایی سریع و ایمن در سطح شهرها و حومه شهرها متمرکز است. حوزهای که خصوصا شرکتهای بزرگ هواپیما سازی و عرضهکنندگان مشهور تاکسیهای آنلاین هم علاقه ویژهای به آن دارند.
تنش آبی با اولین خشکسالی اوج گرفت
وزارت نیرو از کاهش 50 درصدی شهرهای دارای تنش آبی در دو سال اخیر میگوید، اما آیا این شرایط پایدار است؟
تنش آبی با اولین خشکسالی اوج گرفت
رییس مرکز تحقیقات« پژوهابگستر» در گفتوگو با «پیام ما»: ما هنوز هم از متوسط جهانی مصرف آب شرب، بیشتر مصرف میکنیم. مصرف آب شرب به طور متوسط 220 لیتر در شبانه روز و در تهران حتی به ازای هر نفر به 300 لیتر در شبانه روز میرسد.
روزنامه نگار: مرضیه قاضی زاده | «تعداد شهرهای دارای تنش آبی در کمتر از دو سال به نصف رسید.» این گزاره کمتر در باور میگنجد و بعضی کارشناسان هم در صحت آن تردید دارند. چطور ممکن است وقتی تنها نیمی از ظرفیت سدهای کشور پر است، وقتی روند مصرف آب در کشور شتاب گرفته است و همچنان 30 تا 40 درصد از آب شرب کشور از طریق شبکه فاضلاب فرسوده هدر می رود، 164 شهر از تنش آبی درآمده باشند؟ پاسخ رئیس مرکز تحقیقات پژوهاب گستر تنها یک کلمه است: ترسالی. اما یک کارشناس منابع آب هم میگوید این آمار غیرعلمی و غیرمنطقی است و در این دو سال فقط ممکن است مشکل جیرهبندی حل شده باشد
بارشهای پاییزی امسال به قوت سال پیش نیست اما با شروع تابستان اعلام شد که 164 شهر از تنش آبی درآمدهاند. این خبر را قاسم تقیزاده خامسی، معاون وزیر نیرو در حالی اعلام کرد که همزمان در تهران رکورد 50 ساله مصرف آب شکسته و گفته شد که این نقطه از کشور در مرحله بحران مطلق آبی است. صحبت از کاهش آمار تنش آبی از سوی دیگر در شرایطی است که درست دو سال پیش مرکز پژوهشهای مجلس نسبت به بیآبی قریب به نیمی از جمعیت کشور هشدار داد. در این گزارش آمده است که جمعیت شهری و روستایی بالغ بر ۳۶.۸ میلیون نفر که معادل ۴۶درصد جمعیت کشوراست، تحت تنش آب شرب قرار گرفتهاند . بر مبنای این گزارش 334 شهر در تنش آبی قرار گرفته و از این میان 107 شهر در وضعیت قرمزند. اما چه شد که در طول دو سال تعداد شهرهای دارای تنش آبی به نصف رسید؟
تورج «فتحی»، کارشناس منابع آب محیط زیست معتقد است این آمار از اساس اشتباه است: «تنش آبی بر اساس معیارهای جهانی از جمله فائو یک تعریف استاندارد دارد. براساس این تعریف، اگر بیشتر از 40 درصد منابع آب تجدیدشونده مصرف شود، آن منطقه در تنش آبی قرار دارد. خیلی وقتها مدیران ما از کلمه تنش با منظورها و تعاریف دیگری استفاده میکنند و میخواهند شنونده را به اشتباه بیندازند. در واقع از این عبارت استاندارد و جهانی شناختهشده برای اهداف مقطعی و محلی خودشان سوءاستفاده میکنند.» به گفته او بیشتر از 90 درصد دشتهای فلات مرکزی ایران که شامل استانهای سمنان، خراسان رضوی، تهران، قزوین، مرکزی، اصفهان، یزد، کرمان، سیستان و بلوچستان و بخشهایی از استان فارس، همدان و زنجان است، بیلان منفی دارند.
«فتحی» کاهش قریب به 50 درصدی شهرهای دارای تنش آبی آن هم در عرض دو سال را غیرعلمی و غیرمنطقی میداند: «این آمار تنها زمانی توجیه دارد که برای شرب و آن هم فقط مصرف مناطق جمعیتی باشد. در طول این دوسال فقط ممکن است که مشکل جیرهبندی شهرها حل شده باشد.»
هدایت «فهمی»، رییس مرکز تحقیقات پژوهاب گستر – که پروژههای تحقیقاتی در زمینههای مختلف مرتبط با آب را اجرا میکند- اما معتقد است که ترسالی عامل اصلی کاهش یکباره تعداد شهرهای دارای تنش آبی است: «دو سال متوالی است که ترسالی داریم. هر سال که خشکسالی داشتیم، منابع آبی کاهش پیدا میکرد و حتی در برخی از مناطق تا 40 درصد هم میرسید و این کاهش خشکسالی را تشدید میکرد. همچنین در این سالها سدهای زیادی به بهرهبرداری رسیده و چند مورد انتقال آب هم انجام شده. همه اینها توانسته تا حدی در این مسئله موثر باشد.» در کاهش یکباره تعداد شهرهای دارای تنش آبی چهار عامل متصور است؛ کاهش مصرف سرانه آب، بهبود یا بازسازی شبکه فاضلاب شهری، سدسازی، تغذیه آبخوانها و مسدود کردن چاههای غیرمجاز.
دو دهه تبلیغ مصرف بهینه آب، بینتیجه بود
آخرین بار در خرداد ماه بود که معاون آب و آبفای وزیر نیرو از افزایش مصرف آب شرب به دلیل همهگیری کووید-19 گفت. «شیوع بیماری کرونا باعث تغییر الگوی مصرف آب خانوارها شده و میزان مصرف آب شرب در کشور را ۳۵ درصد افزایش داد.» به گفته او در موج نخست بیماری کرونا با توجه به حساسیت شهروندان، حضور خانوادهها در محیط خانه و خانهتکانیهای نوروزی، میزان مصرف آب شهروندان افزایش چشمگیری پیدا کرد اما این وضعیت افزایش سرانه مصرف آب شرب خانوارها ناشی از شیوع بیماری کرونا، زیاد پایدار نبود و به تدریج خانوادهها به این شرایط عادت کردند و مصرف آب در بسیاری از استانهای کشور متعادلتر شد. موضوع سرانه بالای مصرف شرب اما پیش از کرونا هم در ایران مشهود بود. چنان که بر اساس گزارشی که یک ماه پیش در ایرنا منتشر شد، در بخش شهری میزان مصرف آب (آب فروش رفته+ هدررفت ظاهری+ مصارف بدون درآمد) در سال در حدود ۵.۴ میلیارد متر مکعب است. از این میزان مصرف مقدار ۴.۳ میلیارد مترمکعب مربوط به مصارف بخش خانگی است و با توجه به جمعیت تحت پوشش در مناطق شهری میزان سرانه مصرف آب یا همان میانگین مصرف آب به ازای هر نفر در روز برای کل مصارف ۲۲۴ لیتر به ازای هر نفر در روز و برای مصارف خانگی ۱۸۰ لیتر به ازای هر نفر در روز است. کمبود منابع آبی همیشه به عنوان یک عامل محدود کننده فعالیتها در اقلیم ایران مطرح بوده چرا که متوسط بارندگی در جهان در حدود ۸۶۰ میلیمتر است و این در حالی است که متوسط درازمدت این رقم در ایران ۲۵۰ میلیمتر است.
«فهمی» معتقد است که در طول سالیان گذشته در مدیریت مصرف آب شرب هیچ بهبودی رخ نداده است: «با وجود بیش از 20 سال تبلیغاتی که درباره فرهنگ بهینه مصرف آب صورت گرفت، هیچ نتیجهای شاهد نبودیم. این تبلیغات صوری و بیشتر شکلی و دوار بود. ما هنوز هم از متوسط جهانی مصرف آب شرب، بیشتر مصرف میکنیم. مصرف آب شرب به طور متوسط 220 لیتر در شبانه روز و در تهران حتی به ازای هر نفر به 300 لیتر در شبانه روز هم می رسد.»
«فتحی» هم این را تایید میکند و درباره طرحهای تغذیه آبخوانها میگوید: «صد درصد آبخوانهای یزد و کرمان و بخشهایی از آبخوانهای استان فارس که داخل فلات مرکزی است، بیلان منفی دارد. بنابراین چطور ممکن است در عرض چند سال تنش آبی برطرف شده باشد؟ هر قدر هم که در این مدت طرحهای تغذیه مصنوعی و جبران برداشت آبهای زیرزمینی صورت گیرد یا حتی اگر تمام چاههای کشاورزی مسدود شوند، باز به این آمار نمیرسیم.» به گفته این کارشناس منابع آب، برای کاهش بیلان منفی دشتها طرحهای حفاظتی باید به مدت بیش از دو دهه به اجرا گذاشته شوند.
او میگوید که نزدیک به 30 درصد آب شرب کشور از طریق شبکه فرسوده آب از بین میرود. «از هر صد لیتر آبی که از منابع آبی تامین میکنیم 35 تا 40 لیتر آن تا قبل اینکه به مصرفکننده برسد، در مسیر هدر میرود.» او حرفهایش را به گله ادامه میدهد: «در سطح وزارت کشور مدیری را پیدا نمیکنید که بگوید به واسطه ترمیم شبکه آبرسانی سابقه مدیریت بهتری داشته است. مدیری را پیدا نمیکنید که در اجرای شبکه جمعآوری فاضلاب و طرحهای تصفیهخانه رزومه داشته باشد. مدیریت در وزارت نیرو بر این مبناست که تعداد سد بیشتری ساخته باشند، انتقال آب بیشتری انجام داده باشند و بندهای انحراف آب بیشتری اجرا کرده باشند.»
انتقال آب بدون توجه به توسعه پایدار
در حال حاضر حدود نیمی از ظرفیت مخازن سدهای کشور پر و نیمی دیگر خالی است. آخرین آمار وزارت نیرو نشان میدهد، ورودی آب به مخازن سدهای کشور در سیو سه روز ابتدای سال آبی جاری، کاهشی ۱۹ درصدی داشته است. همچنین با وجود کاهش 23 درصدی خروجی آب سدها، حجم آب موجود در مخازن سدهای کشور کاهشی چهار درصدی داشته است. با این حال به نظر میرسد که وزارت نیرو برنامههای مدیریت بحران آب کشور را به سدسازی و انتقال آب بین حوضهای بدون در نظر گرفتن توسعه پایدار محدود کرده است. این موضوع باعث اعتراض تشکلهای محیطزیستی هم شده است. در روزهای گذشته 60 تشکل محیط زیستی در نامهای سرگشاده خطاب به نمایندگان مجلس، بر ضرورت تحقیق و تفحص از وزارت نیرو تاکید کردند. در این نامه به سدسازی و انتقال آب کوهرنگ 3، بهشتآباد و خرسان 1و2و3 بر سرشاخه های کارون، تونل سبزکوه، سد کانی سیب بر رودخانه زاب، طرح انتقال آب خزر- سمنان، سد فینسک در مازندران و سدهای لاسک، شفارود، توللات در گیلان، طرح انتقال آب از سد چمشیر و رودخانه زهره در خوزستان اشاره شده و نسبت به اثرات زیست محیطی آنها هشدار داده شده است. این عده معتقدند که وزارت نیرو به عنوان متولی ساخت سدها باید نسبت به تبعات زیست محیطی این موضوعات پاسخگو باشد.
«فهمی» که معاون پیشین دفتر برنامهریزی کلان آب و آبفای وزارت نیرو است، هم میگوید هیچ یک از طرحهای انتقال آب و سدسازیها بر مبنای توسعه پایدار و حفاظت از محیط زیست نبوده است: «هیچ پروژه سدسازی در کشور به نفع محیط زیست اجرا نشده است. مثلا نمیتوانیم حتی یک سد را مثال بزنیم که راه کنارگذر ماهی برایش اجرا شده باشد. زیرگذر ماهی جزء استانداردهای سدسازی است که در تمام دنیا لحاظ میشود، اما در ایران به این موضوع توجه نمیشود.»
او تصریح میکند: «هنوز مطالعه انجام نشده که با سدسازی چقدر خسارت به آبزیان زدهایم. قبل از اینکه سد چالوس ساخته شود ذخایر ماهی قزلآلای خال قرمز (از گونههای حفاظتشده) چقدر بود و الان چقدر است؟ میزان خسارتی که به اکوسیستم رودخانه چالوس وارد شده معلوم نیست. اگر این خسارتها به ریال تبدیل شود این سدها به هیچ عنوان توجیه اقتصادی ندارد.»
بارقههای امید با تولید واکسن کرونا
آیا واکسن کرونا میتواند جلوی روند صعودی شیوع کرونا را بگیرد؟
بارقههای امید با تولید واکسن کرونا
رکت فایزر آمریکا از موفقیت ۹۰ درصدی واکسن کرونای خود خبر داد.
جهان در حال خاموشی است. مکانهایی که تا چندی پیش سرشار از هیاهو و جنب و جوش زندگی بودند اکنون به شهر ارواح تبدیل شدهاند و در آنها محدودیتهای شدیدی بر زندگی افراد از قرنطینه گرفته تا بسته شدن مدارس و ممنوعیت مسافرت و تجمعات اعمال شده است. همه این موارد، یک پاسخ جهانی بیسابقه نسبت به یک بیماری هستند. حال در هیاهوی کرونایی خبرهای خوشی از واکسن کرونا به گوش رسیده است. خبری که هنوز کارکرد 100 درصدی آن تایید نشده اما بارقههای امید را در دل زنده نگه داشته است.
بعد از روسیه و چین که اعلام کردهاند موفق به تولید واکسن کرونا شدهاند یک شرکت داروسازی آمریکایی اعلام کرد واکسنی که توسعه داده، ۹۰ درصد در برابر ویروس کووید 19 موفق بوده است. خبر موفقیت آمیز بودن واکسن شرکت فایزر، در مدت کوتاهی به یکی از مهمترین اخبار رسانههای جهان تبدیل شد.
شرکت فایزر اعلام کرد دادههای اولیه تحقیقاتش نشان میدهند که واکسنی که این شرکت برای مقابله با کووید۱۹ ساخته، ۹۰ درصد در پیشگیری از بیماری موثر بوده است. فایزر شرکت داروسازی آمریکایی و چندملیتی است، که هماکنون بهعنوان بزرگترین شرکت داروسازی جهان شناخته میشود.
فایزر افزوده واکسن این شرکت بیش از ۹۰ درصد در مقابله با کووید۱۹ موثر عمل کرده است و توانسته تا حد زیادی از انتقال ویروس کرونا جلوگیری کند. این شرکت همچنین مدعی شده واکسنی که ساخته در مرحله سوم کارآزمایی بالینی جواب داده و در 90 درصد مواقع در پیشگیری از کرونا موفق عمل کرده و همچنین مصونیت نسبت به کرونا، هفت روز بعد از تزریق نوبت دوم و ۲۸ روز بعد از نوبت اول ایجاد شده است. فایزر گفته در مرحله سوم کارآزمایی بالینی- که همچنان ادامه دارد- هیچ عارضهای در داوطلبان مشاهده نشده است.
گفتنی است شرکت فایزر، واکسن کرونای خود را با همکاری شرکت بیوانتک توسعه داده است. دهها واکسن مختلف در مراحل پایانی آزمایش قرار دارد، اما این اولین واکسن است که نتایجی را نشان داده است.
این روش از یک رویکرد کاملا آزمایشی استفاده میکند که شامل تزریق بخشی از کد ژنتیکی ویروس است تا به سیستم ایمنی بدن آموزش داده شود.
اعلام خبر موفقیت آمیز بودن این واکسن، بر بازارهای جهانی تاثیر داشته و موجب رشد بازارهای بورس در جهان شده است.
دو شرکت سازنده قصد دارند درخواست صدور مجوز کنند که تا آخر ماه میلادی جاری از این واکسن استفاده شود. با اینکه نتیجه اولیه بر اساس جمعیت کمی بوده اما این دو شرکت مدعی هستند که تا حدود دو هفته دیگر اطلاعاتشان به حدی میرسد که درخواست مجوز کنند. در جهان بیش از 50 میلیون نفر به کرونا مبتلا شدهاند و بیش از یک میلیون و ۲۶۰ هزار نفر هم جانباختهاند.
پاسخ به ابهامات و سؤالاتی درباره واکسن “فایزر”
اما خبر تولید این واکسن با واکنشهایی متفاوتی همراه بود.در این باره پروفسور «کولین پوتون» استاد تمام زیستشناسی دارویی دانشگاه موناش استرالیا گفت: این نتایج اولیه همان چیزی است که به عنوان «تجزیه و تحلیل موقتی» شناخته میشود و این یک نگاه اولیه به دادهها قبل از اتمام مطالعات است و برای درک بیشتر از اینکه آیا نشانهای از عملکرد واکسن وجود دارد یا خیر نیاز به اطلاعات تکمیلی داریم.
آن طور که ایسنا نوشته او در تشریح جزییات بیشتر از این آزمایشات کلینیکال گفت: برای انجام این آزمایشات، ۴۳ هزار و ۵۳۸ نفر داوطلب ثبت نام کرده بودند که به نیمی از این داوطلبان دو دوز از این واکسن تزریق و در نیمی دیگر دو دوز به صورت شبه دارویی داده شد.
پوتون با بیان اینکه این داوطلبان پس از دریافت این دارو به زندگی نرمال و عادی خود ادامه دادند اما از نظر آزمایش برای تایید علائم بیماری کووید ۱۹ تحت نظر قرار گرفتند افزود: تجزیه و تحلیل ۹۴ داوطلب با ابتلای قطعی به کووید ۱۹ نشان داده است که واکسن این شرکت بالای ۹۰ درصد تاثیرپذیری داشته است که این اتفاق بدان معناست که اگر ۱۰ نفری را که میخواستند از کووید ۱۹ بیمار شوند، را واکسینه کنید، از هر ۱۰ نفر فقط یک نفر بیمار میشود.
این استاد تمام زیست شناسی دارویی دانشگاه موناش استرالیا با اشاره به اینکه این مطالعه همچنان تا زمانی که ۱۶۴ داوطلب دیگر مبتلا به کووید ۱۹ را تایید نکنند، کامل نخواهد بود و بنابراین برآورد اثربخشی کل آزمایشات ممکن است تغییر کند اظهار کرد: در نهایت نیز داوطلبان شرکت کننده در این آزمایش برای یک دوره زمانی مشخص و به منظور هرگونه تاثیر و عوارض جانبی واکسن و تکمیل شدن فرآیند آزمایشات باید بعد از واکسیناسیون مانیتورینگ و تحت کنترل قرار بگیرند.
واکسن ایرانی کرونا به زودی وارد مرحله مطالعات انسانی میشود
درباره واکسن ایرانی کرونا که مدتی است وزیر بهداشت از آن سخن میگوید حالا خبر رسیده به مرحله مطالعات انسانی رسیده است. به گفته سعید نمکی واکسن کرونا شرکتهای ایرانی در حال پشت سرگذاشتن مطالعات حیوانی است و به زودی وارد مرحله مطالعات انسانی میشود.
آن طور که ایرنا نوشته او با تاکید بر اینکه اخبار مربوط به ساخت واکسن کرونا را با احتیاط و دقیق اعلام خواهیم کرد، افزود: اکنون ۱۲ شرکت دانش بنیان ایرانی در زمینه ساخت واکسن کرونا فعال شدهاند و ما جزء کشورهای پیشتاز در این زمینه هستیم.
وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی توضیح داد: از میان این شرکتهای دانش بنیان، چهار مجموعه به پیشرفتهای خوبی دست پیدا کردهاند و در حال اتمام مرحله مطالعات حیوانی هستند.
به گفته نمکی، این چهار مجموعه به زودی وارد مرحله سوم ساخت واکسن یعنی مطالعات انسانی خواهند شد.
او با تاکید بر اینکه آماده پیش خرید واکسن کرونا از این شرکت ها هستیم، گفت: در ماه های آینده خبرهای خوش تری در زمینه ساخت واکسن کرونا به مردم خواهیم داد.
روند صعودی همچنان ادامه دارد
اگرچه اکنون به تولید واکسن کرونا امیدوار هستیم اما نکته قابل تامل تعداد فوتیهای روزانه این بیماری منحوس در ایران است. روز گذشته نفر۴۵۳ از هموطنهایمان را به دلیل این بیماری از دست دادیم. این تعداد البته آمار رسمی اعلام شده و تعداد فوتیهای واقعی روزانه تفاوت قابل تاملی با عدد رسمی اعلام شده دارد.
۱۵۷ محکوم امنیتی آزاد شدند
سخنگوی قوه قضاییه با بیان اینکه با پیشنهاد رییس قوه قضاییه و موافقت رهبری، ۳۷۸۰ نفر از محکومان مشمول عفو و تخفیف مجازات شدهاند، گفت: از این تعداد ۲۳۰۱ نفر از زندانیان آزاد شده که در زمره آنها ۱۵۷ نفر محکوم امنیتی بوده و اتهام تبلیغ علیه نظام اجتماع و تبانی و شرکت در اغتشاشات را داشتند.به گزارش ایسنا، غلامحسین اسماعیلی در نشست خبری اظهار کرد: در ایران اسلامی آمار مبتلایان و آمار جانباختگان در هفتههای اخیر سیر صعودی داشته است سلامت و جان هر انسان موضوع مهمی است که همه ما در برابر آن مسئولیت داریم که مسئولیت مسئولان و متولیان امور مضاعف است چون وظیفه اخلاقی و انسانی و وظیفه اجرایی دارند.وی ادامه داد: کماکان کادر پزشکی و درمانی کشور با تلاش و مجاهدتهای شبانهروزیشان امر خدمترسانی به مبتلایان بیماری کرونا را با از جان گذشتگی خود به نحو احسن انجام میدهند. بار دیگر از تمام تلاشها و زحمات آنها قدردانی کرده و به همه آنها خدا قوت و خسته نباشید میگویم.
سخنگوی قوه قضاییه ادامه داد: ضایعه فوت هر انسان و هر ایرانی و هر مسلمان ضایعهای سنگین و غیرقابل جبران است و در ازای آن مسئولیت هر انسان ایرانی مسلمان خطیر میباشد. در این مسیر همه ما باید احساس مسئولیت کنیم که این شامل مسئولان و هموطنان و شهروندان میشود.اسماعیلی افزود: عبور از این بحران نیازمند اتخاذ تصمیمات قاطع و منسجم حاکمیتی، همکاری و هماهنگی همه دستگاههای اجرایی، اغناء افکار عمومی و همکاری مردمی است. قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران به خصوص دادستانها در سراسر کشور هم خود را همکار و هم خود را حامی و پشتیبان اجرای مصوبات ستادهای ملی و استانی مقابله با کرونا دانسته و هم ناظر بر حسن وظایف و ماموریتها هستند. امیدوارم با تلاشهای جدی و با تشکیل قرارگاهی که برای عملیاتی شدن و اجرایی شدن مصوبات ستاد کرونا با ارشاد و عنایت مقام معظم رهبری ایجاد شد، شاهد باشیم که با استفاده از تمامی ظرفیت بخشهای مختلف و همکاری مردم شاهد کاهش موارد ابتلا و درگذشت بیماری کرونا باشیم. وی با اشاره به پایان ماه ربیعالاول اظهار کرد: به برکت ماه ربیعالاول با پیشنهاد رییس قوه قضاییه و مقام معظم رهبری با عفو و تخفیف مجازات ۳۷۸۰ نفر از محکومان موافقت شد. در این جمع ۲۳۰۱ نفر از زندانیان آزاد شدند که در زمره آنها ۱۵۷ محکوم امنیتی از محکومانی که اتهامات تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی، شرکت در اغتشاشات سالهای ۱۳۹۶، ۱۳۹۷، ۱۳۹۸ و سالهای قبل از آن داشتند به عنوان اقدام ویژه مورد عفو قرار گرفتند.
اظهار امیدواری وزیر میراث فرهنگی درباره رونق گردشگر میان ایران و ونزوئلا
لغو «روادید» کافی نیست
استاد گردشگری دانشگاه علامهطباطبائی، گفت: با عالمگیری کرونا و شرایط اقتصادی هر دو کشور هیچ پیشبینی روشنی از کیفیت همکاریها ممکن نیست.
روادید میان ایران و ونزوئلا لغو شده و میان این دو کشور پرواز مستقیم برقرار است اما این اتفاق چه تاثیری بر صنعت گردشگری ایران می گذارد؟ دیروز سهشنبه علی اصغر مونسان، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، در نشستی با کارلوس آنتونیو آلکالا کوردونس سفیر ونزوئلا در ایران، درباره توسعه همکاریهای گردشگری بین دو کشور گفت: دو کشور ایران و ونزوئلا در حوزه گردشگری دارای دو مزیت مهم هستند که یکی از آنها پرواز مستقیم و دیگری لغو روادید است.
مونسان در این نشست مزیتهای گردشگری در دو کشور را یادآور شد: « ایران و ونزوئلا در حوزه گردشگری دارای دو مزیت مهم هستند که یکی از آنها پرواز مستقیم و دیگری لغو روادید است. این دو مزیت میتواند به توسعه و رونق گردشگری بین دو کشور کمک کند».
پس از این مونسان به برگزاری وبینار مشترکی با وزیر گردشگری ونزوئلا ددر ماه گذشته اشاره کرد:«بعد از برگزاری این وبینار و صحبت در خصوص توسعه گردشگری بین دو کشور، آمادگی کامل برای این موضوع را داریم و در همین رابطه مکاتباتی نیز با ونزوئلا انجام شده است».
وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی گفت: این آمادگی را داریم تا روابط خود را با ونزوئلا در حوزه گردشگری توسعه دهیم و این توسعه روابط میتواند با حضور بخش خصوصی نیز باشد. میتوان نشستهایی را با حضور بخش خصوصی برگزار کرد و نیز فمتورهای گردشگری در دو کشور برگزار شود.
از سوی دیگر کوردونس، سفیر ونزوئلا در ایران هم بیان کرد: ونزوئلا دارای جاذبههای گردشگری و تاریخی بسیار زیادی است و توسعه گردشگری بین این کشور با سایر کشورهای دنیا موضوع مهمی است که پیگیری میکنیم. در این میان برای توسعه گردشگری با ایران بسیار علاقهمند هستیم و آمادگی کامل داریم.
او همچنین بر کاهش درآمدهای نفتی ونزوئلاگذاشت.
«در سالهای اخیر درآمدهای نفتی ونزوئلا کاهش یافته است و از این رو این کشور به دنبال افزایش درآمدهای خود از راههای دیگری است که یکی از این راهها توسعه گردشگری است. ما از ایران یاد گرفتهایم که تولیدات داخلی را افزایش دهیم تا بتوانیم روی پای خودمان بایستیم».
و در نهایت هم بر این تاکید کرد که ایران و ونزوئلا دو کشوری هستند که میخواهند آزاد زندگی کنند و به همین خاطر دشمن مشترکی به نام آمریکا دارند.« برای ما نیز تفاوتی ندارد که جمهوریخواهان در آمریکا قدرت را در دست بگیرند یا دموکراتها، اکنون هم شاید آقای بایدن تغییراتی جزئی در رفتار کشور آمریکا ایجاد کند، اما در باطن تفاوتی نخواهد کرد».
توسعه همکاری دو کشور در حوزه گردشگری میتواند فیالنفسه اتفاق خوبی باشد اما پرسشی در این میان به وجود میآید که در شرایط کرونا و وضع اقتصادی هر دو کشور تا کجا میتوان به مبادله گردشگر بین ایران و ونزوئلا امیدوار و خوشبین بود. پرسشی که اکبر پورفرج، استاد رشته گردشگری دانشگاه علامهطباطبائی آن را چنین تشریح میکند: « این که روابط سیاسی بین دو کشور خوب است، این الزام را به وجود نمیآورد که روابط کاری هم میتواند پیشاپیش و بدون برنامهریزی موفقیتآمیز باشد».
او از این میگوید که در شرایط عالمگیری کرونا و وضعیت ارزی و اقتصادی در ایران نمیتوان پیشبینی روشنی از توسعه همکاریهای گردشگری بین دو کشور داشت. از سوی دیگر پورفرج معتقد است که هنوز هیچ یک از دو کشور برنامههای گردشگری یکدیگر را نمیدانند و این نمیتواند پیشبینی درستی را برای توسعه گردشگری به ارمغان آورد. او پس از این برنامهریزی بین ایران و چین را برای توسعه گردشگری یادآور میشود.« وقتی که آقای مونسان در راس یک هیات برای توسعه همکاری گردشگری به چین رفت، 71 یک شرکت از ایران و 135 شرکت از چین پای میز مذاکره آمدند. ما برنامه خود را به آنها ارائه دادیم و آنها نیز همین کار را کردند. و نتیجه این شد که همکاریهای گردشگری خود را در زمینههای معینی جلو ببریم.»
سفر وزیر میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ایران سال گذشته به دعوت وزیر گردشگری چین با هدف شرکت در اجلاس سالانه کشورهای تمدن کهن انجام گرفت.
در این سفر نیز یکی از اقدامات ایران که به شکل داوطلبانه صورت گرفت، لغو روادید سفر به ایران برای گردشگران چینی بود چرا که شمار زیادی از گردشگران چینی همه ساله و در فصول مختلف به کشورهای دیگر سفر می کنند. شاید بتوان مدعی شد که بیشترین هزینههای سفر به کشورهای دیگر را گردشگران و مسافران چینی تقبل میکنند.
با این حال پورفرج تجربه سفر چین را معیار قرار میدهد و میگوید.« تا نتوانیم با شرکتهای خصوصی ونزوئلا وارد مذاکره شویم و روشن نشویم که چه امکاناتی دارند، نیمتوانیم برنامهریزی مدون و دقیقی از توسعه همکاریها داشتهباشیم».
در جلسه مشترک بین وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی با سفیر ونزوئلا در ایران، ولی تیموری معاون گردشگری وزارتخانه نیز براعلاقهمندی ایران و ونزوئلا برای توسعه و رونق گردشگری تاکید کرد.« این آمادگی کاملاً از سوی ایران وجود دارد و در همین رابطه بعد از برگزاری وبینار مونسان با وزیر گردشگری ونزوئلا مکاتبات برای رونق گردشگری بین دو کشور آغاز شده و پیشنویس تفاهمنامه همکاری بین ایران و ونزوئلا به کاراکاس ارسال شده است».
با این حال از نظر استاد گردشگری دانشگاه علامهطباطبائی، توسعه همکاریهای گردشگری زمانی ممکن است که طرفین به خوبی از امکانات دیگری اطلاع داشته باشند. «تا زمانی که فعالیتهای بخش خصوصی ونزوئلا را در حوزه گردشگری دنبال نکنیم و تا وقتی که مطلع نشویم که چه جاذبههای گردشگری میتواند برای گردشگران دو طرف وجود داشته باشد، هیچ همکاری موفقیتآمیزی صورت نخواهد گرفت.« زمانی میشود اظهارنظر دقیق کرد که نشستی بین دو طرف برگزار شود. یا فعالان بخش خصوصی و کارشناسان گردشگری ونزوئلا به ایران بیایند یا هیاتی از کشور ما به ونزوئلا برود تا به طور دقیق بفهمیم برنامهها چیست. سفرنامه چیست و چه شرایط پیشزمینهای برای توسعه گردشگری نیاز است».
پورفرج در پایان میگوید: این که روابط سیاسی هر دو کشور خوب است، میتواند به مدد توسعه گردشگری هر دو کشور بیاید اما باید بدانیم که صحبتهایی کلی که تا به حال شده است مثل این میماند که کسی بخواهد سفری برود و هنوز نمیداند مقصدش کجاست، چقدر باید هزینه بدهد، چند وقت میخواهد بماند و چقدر باید در راه باشد».
بر اساس اعلام معاون وزیر نیرو، نرخ برق اتلافی در شبکه توزیع تکرقمی شد
صرفهجویی در مسیر انتقال برق
معاون برق و انرژی وزارت نیرو: بهرهوری نیروگاهی در ایران اکنون ۳۸.۶ درصد بوده و تا پایان امسال به ۳۹ درصد میرسد.
روزنامهنگار: امیر حسین احمدی | همایون حائری، معاون وزیر نیرو در امور برق و انرژی، در آیین بهرهبرداری از طرح تامین وانتقال برق شیراز از تکرقمی شدن تلفات شبکه توزیع و انتقال برق خبر داد: « با تلاش کارکنان شرکتهای توزیع و انتقال نیروی برق، تلفات شبکه به زیر ۱۰ درصد کاهش یافت. در سال گذشته نیز این میزان به ۹.۸ درصد کاهش یافت که با توجه با شرایط اقتصادی گام مهمی در افزایش بهرهوری شبکه بود». حائری افزود: بهرهوری نیروگاهی در ایران اکنون ۳۸.۶ درصد بوده و تا پایان امسال به ۳۹ درصد میرسد.
به گفتهحائری سال گذشته پیک بار شبکه سه هزار و 800 مگاوات کاهش یافت که باعث شد تا در احداث یک نیروگاه پنج هزارو 200 مگاواتی صرفهجویی شود. در ادامه هم خبر از این داده که بهرهوری نیروگاهی در کشورمان اکنون ۳۸.۶ درصد بوده و تا پایان امسال به ۳۹ درصد میرسد: « که این نسبت تا سال ۱۴۰۰ به حدود ۴۰ درصد خواهد رسید، در این حوزه هم کشورمان در منطقه جایگاه ویژه قرار دارد».
به گفته او تمام اقدامات برای مدیریت مصرف و کاهش تلفات انرژی، منجر به 70 هزار میلیارد تومان صرفهجویی شده است. «اگر با این شیب بتوانیم حرکت کنیم تا ۱۰ سال آینده پیک مصرف ما عدد ۶۴ هزار و ۶۹۶ مگاوات خواهد بود و در صورتی که این مدیریت مصرف ادامه نیابد، این ظرفیت به ۸۶ هزار و ۷۰۹ مگاوات میرسد که این به معنای ضرورت ایجاد ۱۲۵ هزار مگاوات نیروگاه است».
اما این کاهش تلفات انرژی در خطوط تولید و توزیع برق چقدر برای کشور آب خورده است و آیا با وجود صرفهجوییهایی که در سال اخیر شده هنوز هم کشور ما با مشکل اتلاف برق در شبکه دست به گریبان است؟
انرژی تولیدشده در نیروگاهها و دیگر منابع تولید انرژی الکتریسیته، از راه واسطه به دست مصرفکننده نهایی میرسد چرا که محل احداث نیروگاهها باید به دور از مرکز مصرف برق باشد چون همزمان ملاحظاتی درباره منابع سوخت، آب و جلوگیری از آلودگیهای محیط زیستی نیز برای رسیدن برق به مصرفکننده وجود دارد.
این واسطه که فرآیند مهمی در انتقال برق به مصرفکننده نهایی به حساب میآید، خطوط انتقال و توزیع است. در واقع، انرژی تولیدی در نیروگاهها از طریق خطوط انتقال و فوق توزیع به مبادی شبکههای توزیع منتقل شده و در نهایت از طریق شبکههای توزیع به دست مصرفکننده نهایی میرسد.
تامین نیاز رو به فزونی مصرفکنندگان به افزایش ظرفیت خطوط و پستهای انتقال و فوق توزیع نیاز دارد. خطوط انتقال مجموعهای متشکل از خطوط هوایی و زمینی فشار متوسط و فشار ضعیف و پستهای زمینی و هوایی است که برای توزیع انرژی برق در یک محدوده معین بهکارگرفته میشود
در گفتمان صنعت برق، یک «شبکه» در انتقال برق عبارت است از یکسری پستها، خطوط، کابلها و سایر تجهیزات الکتریکی که به منظور انتقال انرژی از نیروگاهها به مصرفکننده نهایـــی متصل شدهاند. شبکه بههمپیوسته نیز شبکهای است که میتواند به صورت ملی یا فراملی در وظیفه اصلی خود قابل تنظیم باشد بهطوری که هم از نظر اقتصادی و هم از نظر کارایی بتواند درخواستهای انرژی برق را با تولید آن به سطح بهینه برساند.
در این میان پستهای انتقال و توزیع نیز نقش مهمی دارند، پست برق تاسیساتی است که در مسیر تولید، انتقال یا توزیع انرژی الکتریکی، ولتاژ را به وسیله ترانفسورماتور به مقادیر بالاتر یا پایینتر تغییر میدهد. در واقع انرژی الکتریکی از مسیر نیروگاه تا مصرفکننده نهایی ممکن است از میان تعداد زیادی پست عبور کند و ولتاژ چندین بار در طول مسیر تغییر کند.
بر اساس اطلاعاتی که سایت توانیر تا پایان سال ۹۶ منتشر کرده است، مجموع طول خطوط انتقال کشور به بیش از ۵۲ هزار و ۲۰۰ کیلومتر رسیده. در سال ۹۶ مجموعاً به خطوط انتقال صنعت برق ایران، ۴۰۶ کیلومتر افزوده شد که معادل ۱/ ۳ درصد پیشرفت نسبت به سال ۹۵ محسوب میشود. توسعه ظرفیت پستهای انتقال سریعتر از طول خطوط بوده است. بر اساس دادههای شرکت توانیر، بر ظرفیت پستهای انتقال در سال ۹۶ نسبت به سال ۹۵، معادل ۳۴۸۶ مگاولت آمپر افزوده شده که رشد پنج و نیم درصدی را به دنبال داشته است.
اما در سیستم فوقتوزیع، رشد خطوط و ظرفیت پستها کمتر از سیستم انتقال بوده است. چرا که طول خطوط فوق توزیع در سال گذشته نسبت به سال ۹۵، رشد دو و چهار دهم درصدی را ثبت کرده و ظرفیت پستهای فوقتوزیع نیز رشد چهار و هشت دهم درصدی را پشت سر گذاشتهاند. این دو عدد نسبت به رشد گزارششده در طول خطوط انتقال و ظرفیت پستهای انتقال کندتر بوده است. بر اساس آخرین دادههای منتشرشده، طول خطوط فوقتوزیع کشور در پایان 96 حدود ۷۱ هزار و ۸۰۰ کیلومتر بوده است. ظرفیت پستهای فوقتوزیع نیز بیش از ۱۰۵ هزار مگاولت ثبت شده است. وظیفه یک پست فوقتوزیع این است که اتصال دو یا چند خط انتقال را برعهده گیرد. سادهترین حالت برای یک پست فوقتوزیع زمانی است که دو خط دارای ولتاژ یکسان هستند.
بنا به گفته مسوولان عالیرتبه وزارت نیرو، در سالهای اخیر حتی تا ۲۰ درصد برق تولیدی کشور در جریان انتقال و توزیع، تلف شده است. بر اساس یک گزارش که مرکز پژوهشهای مجلس آن را منتشر کرده است، در سال ۱۳۵۷ تنها ۸/ ۱۳ درصد اتلاف در شبکه توزیع و انتقال وجود داشته است که این رقم در سال ۱۳۸۶ به بیش از ۵/ ۲۳ میرسد. این رقم بهایی است که در نهایت از جیب مردم خارج و به بیانی دور ریخته میشود. برخی آمارها نشان میدهند که میزان تلفات در کره جنوبی ۷/ ۵ درصد و در تایلند ۱۱ درصد بوده است. اما در ایران میزان تلفات دستکم سه تا چهار برابر معدل جهانی است. البته در برخی از نقاط کشور چون خوزستان میزان تلفات بسیار بیشتر و حتی تا بیش از ۳۰ درصد نیز گزارش شده است.
نکتهای که آرش نجفی، رئیس انجمن بهینه سازی مصرف انرژی نیز در تاریخ 18 تیر 97 به آن اشاره کرد. او به تابناک گفته بود: مشکلات فراوانی در نحوه مدیریت و مصرف برق کشورمان وجود دارد که از جمله اینکه نیروگاههای برق را نمیتوان به گونهای طراحی کرد که در مواقع کاهش میزان مصرف خاموش و در بازههای پر مصرفی روشن شوند، چون این نیروگاهها بر اساس میزان کارکرد، سود اقتصادی و درآمدزایی راه اندازی شدهاند و روشن و خاموش کردن آنها در مواقع مختلف مصرف به این آسانیها نیست.
نجفی از این هم گفته بود که یکی از ایرادات بزرگ موجود در رابطه با مدیریت منابع برق کشورمان، این است که در شرایط کنونی شبکه انتقال استاندارد و به روزی در کشور وجود ندارد و شبکههای انتقال ایران بسیار قدیمی و فرسوده است. «به جرأت میتوان گفت که با وجود شبکههای انتقال برق فرسوده و قدیمی کنونی چیزی حدود ۱۵ درصد از میزان تولید انرژی برق به صورت روزانه در اثر فرسودگیها هدر میرود».
او برا این نیاز کشور تاکید کردهبود که نوسازی و بهسازی شبکههای انتقال برق را باید هرچه زودتر دنبال کرد و از این طریق به دنبال حل مشکل برق کشور به میزان قابل توجهی باشیم.
نجفی با اشاره به هدر رفت قابل توجه انرژی برق در مسیر انتقال از محل تولید به محل مصرف تصریح کرد: به نظر من دو اشکال بزرگی که میتوان به نوع مدیریت منابع برق کشور در ایران گرفت، یکی هدر رفت قابل توجه انرژی در مسیر انتقال و از طریق شبکههای انتقال است و دیگری بی توجهی به بخش خصوصی و راهاندازی نیروگاههای کوچک با بازدهی محلی و نوسازی نیروگاههای قدیمی است که در دهههای گذشته چندان مورد توجه قرار نگرفته است؛ اتفاقی که میتواند علت اصلی آن را تسویه حسابهای شخصی و مدیریتی میان نیروهای مستقر در وزارت نفت و وزارت نیرو عنوان کرد که هیچگاه نتوانسته اند، تعامل سازندهای با یکدیگر داشته باشند.
از دیگر اشکالهای موجود در رابطه با مدیریت منابع انرژی برق میتوان به این موضوع اشاره کرد که در ایران و در سالهای گذشته برای نوسازی و جایگزینی نیروگاههای قدیمی و افزایش بازدهی اقدام قابل قبولی صورت نگرفته است. دیروز همایون حائری از این خبر داد که سال 97 حدود پنج هزار مگاوات حدود پنجهزار مگاوات با کمبود تولید نیروگاه برقآبی مواجه بود و شرایط بسیار سختی در کشور رقم خورده بود.« مدیریت مصرف منجر به این شد که بخشی از کمبود را در سالهای گذشته جبران کنیم. اقداماتی که در آن زمان انجام شد شامل حفظ و افزایش آمادگی واحدهای حرارتی موجود بود که ظرفیتهای جدید نیروگاهی را داخل مدار آوردیم و با آماده شدن ظرفیتهای قدیمی، افزایش ظرفیت به همراه مدیریت مصرف تامین برق را در کشور در شرایط متعادل و پایدار قرار داد»
حائری با اشاره به اقدامهای مرتبط با حفظ و ارتقای واحدهای موجود و راهاندازی واحدهای جدید، ایجاد ظرفیت جدید یک هزار و 840 مگاوات و انعقاد تفاهمنامه مشترک به میزان یک هزار و 294 مورد افزود: امسال با برنامهریزیهای انجام شده به میزان ۵ هزار و ۶۴۶ مگاوات صرفهجویی شد در حالیکه اگر برنامههای مدیریت مصرف نبود باید بیش از ۷ هزار مگاوات نیروگاه احداث میکردیم تا این توان را تامین کند.
