بایگانی مطالب نشریه

ماجراهای واردات آئودی توسط رامک خودرو

ماجراهای واردات آئودی توسط
رامک خودرو
زمانی که خبر کسب نمایندگی رسمی واردات آئودی به کشورمان توسط رامک خودرو منتشر شد، بسیاری به وقوع چنین امری مشکوک بوده و این ادعا را تنها کسب مجوزی داخلی برای عرضه این محصولات می‌دانستند.آفتاب پشت ابر نماند و خیلی زود با بیانیه محکم آئودی در رد ارتباط رسمی با رامک خودرو همه چیز آشکار شد. آئودی اعلام کرد که هیچ نماینده رسمی توزیع و خدمات در ایران ندارد و به خریداران این شرکت‌ها نیز هشدار داد.اما رامک خودرو در زمان اعلام شده مراسم خود را با حضور چهره‌های ورزشی و سینمایی برپا کرد و 9 خودروی روز آئودی شامل A4 سدان، A5 کابریولت، کوپه و اسپرت‌بک، A6،A7، شاسی‌بلند کوچک Q3، شاسی‌بلند متوسط Q5 و خودرو رودستر TT را به نمایش گذاشت. همچنین ارزان‌ترین مدل هم A4 با قیمتی در محدوده 300 میلیون تومان اعلام شد.با این وجود برای رفع ایهام به وجود آمده، این شرکت اعلام کرد که مجوز فعالیت خود را از نمایندگی آئودی در ایتالیا اخذ کرده است و از طریق این نمایندگی، محصولات آلمانی را وارد کشور می‌کند. بدین ترتیب می‌توان گفت که رامک خودرو تنها در این قضیه یک واردکننده خودرو بوده و نباید انتظار مواردی چون گارانتی، بازدیدهای دوره‌ای، فراخوان‌ها و تأمین قطعات را در حد استانداردهای مورد پذیرش آئودی از آنها داشت.رامک خودرو امروز برای روشن شدن موضوع بیانیه‌ای را منتشر نمود:
“این شرکت در خصوص موارد مطروحه و چگونگی تعاملات با شرکت آئودی، ضمن اطمینان بخشیدن به مشتریان خود تأکید دارد با عنایت به روال قانونی موجود در کشور و بدون وجود قراردادهای معتبر که مورد تائید وزارت صنعت، معدن و تجارت و سازمان‌های تابع آن است، عرضه خودرو امری غیرممکن است، لذا این شرکت کلیه مجوزها و صحه‌گذاری‌های قانونی را طی کرده و بالاترین سطح استانداردهای فروش و خدمات پس از فروش را ارائه خواهد کرد.گروه صنعتی رامک خودرو ضمن درک حساسیت مسئولیت‌های قانونی خود در مقابل مصرف‌کنندگان لازم به توضیح می‌داند که ارتباط غیرمستقیم عرضه‌کنندگان خودرو در کشور با شرکت‌های مادر، طی سال‌های اخیر امری عادی است که این موضوع ناشی از شرایط سیاسی خارجی کشور بوده و بدیهی است که با این اوصاف خللی به کیفیت ارائه خدمات پس از فروش خودروها وارد نمی‌شود.”

بیشترین تاکسی های فرسوده تهران را چه خودرویی تشکیل می دهد؟

بیشترین تاکسی های فرسوده تهران را چه خودرویی تشکیل می دهد؟
نقل از خبرآنلاین، موضوع نوسازی ناوگان حمل و نقل عمومی پیش از این بارها توسط تاکسی داران و تاکسی رانان در سرویس مشکلات مردم مطرح شده است. پس از اینکه مدیرعامل سازمان تاکسی رانی تهران اعلام کرد ۱۷ هزار خودروی فرسوده در تهران تردد می کند و محمدباقر نوبخت، رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور نیز در پاسخ به این درخواست اعلام کرد نوسازی ناوگان فرسوده تاکسی در دستور کار دولت قرار دارد رئیس اتحادیه تاکسیرانان شهری نیز اعلام کرد باید در کل کشور ۹۰ هزار تاکسی فرسوده، نوسازی و با خودروی جدید جایگزین شوند.اکنون شهرداری تهران اعلام کرده حدود ۱۵ درصد از تاکسیهای شرق تهران، خودروهای مستعمل پیکان به شمار می روند که قاعدتا دارای آلایندگی زیادی هستند.در این رابطه شهردارمنطقه ۸ از فعالیت ۲۷۰۰ دستگاه تاکسی در منطقه و فرسودگی ۱۵ درصد آن ها خبر داد.بهمن نوری با اشاره به اینکه تاکسی های فرسوده فعال منطقه عموما پیکان تاکسی هستند گفت: مالکان این خودروها برای تعویض خودروی فرسوده خود ثبت نام کرده اند اما تاکنون اقدامی از سوی مسئولان مربوطه برای جایگزین کردن این خودروها انجام نشده است.او گفت: هر خودروی فرسوده تا چند برابر یک خودروی معمولی آلودگی ایجاد می کند و به این دلیل ضرورت دارد در نوسازی خودروهای فرسوده در ناوگان حمل و نقل عمومی و تاکسیرانی، دولت از شهرداری برای نوسازی این خودروها حمایت کند.

رنو در ایران به کجا می رسد؟

رنو در ایران به کجا می رسد؟
در شرایطی که گفته می‌شود قرارداد ایران خودرو و پژو تا چندی دیگر و همزمان با سفر رئیس‌جمهوری به فرانسه امضا می‌شود، به‌نظر می‌رسد در این سفر تا حدی تکلیف رنو دیگر خودروساز فرانسوی (برای حضور در ایران) نیز مشخص خواهد شد. رنو اگرچه در دوران تحریم، مانند پژو عمل نکرد و به‌طور کامل از صنعت و بازار خودرو ایران خارج نشد، اما فعالیت‌هایش را به حداقل رساند تا هم قوانین تحریم را رعایت کرده باشد و هم بازاری بزرگ و پرسود را از دست ندهد.اگر نگاهی به اظهارات مسوولان این خودروساز فرانسوی طی دو سه سال گذشته بیندازیم، متوجه می‌شویم رنویی‌ها همواره از تمایل خود برای ماندن در ایران صحبت به میان آورده و حتی خواستار گسترش فعالیت‌هایشان در صنعت و بازار خودرو کشور شده‌اند. این در حالی است که ظاهرا خودروسازان ایرانی چندان از رفتار گذشته رنو راضی نبوده و قصد دارند در قراردادهای جدید خود با این خودروساز، شروط جدید و احتمالا سختی را لحاظ کنند. از آن سو رنو نیز که قصد توسعه فعالیت‌هایش در ایران را دارد، هوس خرید سهام خودروسازان داخلی را کرده و از این راه می‌خواهد خود عنان تولید و فروش محصولاتش را در بازار کشور به دست بگیرد. با این حال رنو هنوز روی خوشی از خودروسازان ایرانی (برای انتقال سهام) ندیده و مشخص نیست در نهایت به این هدف بزرگ خود خواهد رسید یا همچنان باید زیر لوای شرکت‌های داخلی کار کند. در این شرایط برخی منابع آگاه عنوان می‌کنند که احتمالا در جریان سفر رئیس‌جمهور به فرانسه، مذاکراتی بر سر نوع فعالیت رنو در ایران نیز انجام خواهد شد و باید دید خودروساز فرانسوی می‌تواند همتایان ایرانی خود را به فروش سهام، راضی کند؟

موتورهای توربو برای لکسس

موتورهای توربو برای لکسس
لکسس در حال کوچ به سمت موتورهای توربو است. در حالی که پیش از این یکی از، تنفس طبیعی به عنوان یکی از نقاط قوت موتورهای این شرکت عنوان می‌شد، نهایتاً لکسس نتوانست از مزایای توربو شدن چشم پوشی کند.
اولین خودروی لکسس با موتور توربو، کراس اوور NX بود. سپس مدل‌های IS و RX نیز این پیشرانه را انتخاب کردند و در مرحله بعد نوبت RC و GX است. در حال حاضر تنها موتور توربو، از نوع چهار سیلندر و 2.0 لیتری می‌باشد اما شاید موتورهای حجیم 8 سیلندر این شرکت نیز در مدل‌های LX و غیره نیز با پیشرانه‌های کوچکتر توربو جایگزین شوند. حرکت به سمت موتورهای توربوشارژر با توجه به بهره وری بهتر در مصرف سوخت و با درنظر گرفتن استانداردهای سخت گیرانه تر آلایندگی، اجتناب ناپذیر است.
مارک‌های المانی نظیر مرسدس، BMW و آئودی به شدت در حال استفاده از انواع توربو هستند و مشتریان نیز علاقه مند به خودروهایی با این تکنولوژی می‌باشند. به گونه‌ای که حتی خریداران عادی و بدون اطلاعات فنی نیز به دنبال خودرویی با پسوند توربو می‌گردند. موتور چهار سیلندر 2.0 لیتری توربوی لکسس 235 اسب بخار قدرت و 350 نیوتن متر گشتاور تولید می‌کند. این موتور در مدل NX 200T با یک گیربکس شش سرعته اتوماتیک و یک سیستم کنترل پویای گشتاور جفت می‌شود. البته انواع دیگری از انتقال نیرو برای این موتور در مدل‌های دیگر قابل انتخاب می‌باشند.

انون جدید پیش فروش خودرو

قانون جدید پیش فروش خودرو
در حالیکه در ماه‌های اخیر برخی خریداران خودروهای وارداتی به دلیل نداشتن پلاک موفق به تحویل گرفتن خودروی خود در موعد مقرر نشده‌اند، براساس یک قانون جدید این شرکتها پیش از حصول اطمینان نسبت به شماره‌گذاری خودرو مجاز به پیش‌فروش آن نخواهند بود. تاخیر در تحویل خودرو از جمله دلایل نارضایتی از عملکرد خودروسازان و واردکنندگان خودرو است. نحویل ندادن خودرو در موعد مقرر در خودروهای داخلی بیشتر در تحویل محصولاتی چون تندر 90 اتفاق افتاده و در بیشتر خودروهای وارداتی نیز موضوعی فراگیر است. یکی از دلایل تاخیر در تحویل خودروهای وارداتی، عدم هماهنگی مناسب واردکنندگان خودرو برای شماره‌گذاری و در نتیجه تاخیر در شماره‌گذاری و گرفتن پلاک خودرو است. این وضعیت در تدوین اصلاحیه آیین‌نامه اجرایی قانون حمایت از حقوق مصرف‌کنندگان خودرو مورد توجه قرار گرفته است به‌گونه‌ای که عرضه‌کنندگان خودرو پیش از حصول اطمینان نسبت به تامین خودرو و شماره‌گذاری آن در موعد مقرر، مجاز به پیش فروش آن نخواهند بود. در این زمینه در ماده 7 اصلاحیه آیین‌نامه اجرایی قانون حمایت از حقوق مصرف‌کنندگان خودرو قید شده است:» حصول اطمینان از تامین CBU/CKD خودرو (واردات قطعات خودرو یا خودروی آماده) و همچنین حصول اطمینان از شماره‌گذاری خودرو در موعد مقرر، از جمله شرایط لازم برای پیش فروش خودرو است». اصلاحیه آیین‌نامه اجرایی قانون حمایت از حقوق مصرف‌کنندگان خودرو اخیرا در کمیسیون زیربنایی دولت به تصویب رسیده است. این قانون پس از ابلاغ از سوی معاون اول رییس‌جمهوری، اجرایی خواهد شد.

سوشا مکانی آزاد شد

به گزارش حوزه ورزشی پارس نیوز، بهنام علی محمدی وکیل سوشا مکانی در گفت‌وگو با فارس، با اعلام این خبر گفت: اعتراضی که ما به قرار بازداشت موقت سوشا داشتیم مورد قبول واقع و این قرار شکسته شد.
وی افزود: بر همین اساس قرار بازداشت موکل من به قرار وثیقه تبدیل شد و سوشا دیروز پس از طی مراحل اداری از زندان اوین بیرون می‌آید اما تحقیقات همچنان ادامه دارد.
سوشا مکانی 13 دیماه پس از حضور در دادسرای فرهنگ و رسانه و ارائه توضیحاتی با دستور بازپرس بازداشت موقت شد و پرونده‌اش به دادگاه رفت.
به تازگی تعدادی از عکس‌های شخصی دروازه‌بان تیم پرسپولیس در شبکه های مجازی منتشر و سبب شد، هم سوشا مکانی و هم زنانی که در این عکس‌ها تصویرشان مشخص است، شکایت کنند.

تصمیم غیرفوتبالی ها برای قوهای سپید
اعضای هیات مدیره ملوان طی بیانیه ای اعلام کردند این باشگاه قدیمی به خاطر رعایت نشدن عدالت و زدن کد خدمت شریفی برای تراکتورسازی، از لیگ برتر کناره گیری خواهند کرد.
خبرنگار بانک ورزش در این رابطه با پیشگاه هادیان، معاون فنی باشگاه ملوان تماس گرفت که او از این مساله اظهار بی اطلاعی کرد.
اعضای هیات مدیره ملوان در حالی این بیانیه را رسانه ای کرده اند که بعید است این تهدید به مرحله عمل برسد و آنها بتوانند در ادامه مسابقات شرکت نکنند؛ تصمیمی که به نظر می رسد غیرفوتبالی ها نقش بیشتری در آن داشته باشند تا اعضا و مدیران فوتبالی این تیم.
باید منتظر ماند و دید ملوانی ها در نهایت چه تصمیمی در این رابطه خواهند گرفت و چه بر سر یکی از قدیمی ترین تیم های لیگ برتر ایران خواهد آمد.

اسماعیل زاده
به گیتی پسند پیوست
افشین اسماعیل زاده پس از توافق با مسئولین این باشگاه به تیم فوتبال گیتی پسند پیوست.
اسماعیل زاده سابقه بازی در تیم های بیرامار پرتغال ، پرسپولیس تهران ، داماش گیلان و تیم ملی نوجوان و جوانان و امید ایران را در کارنامه خود دارد و نیم فصل اول را در لیگ دسته اول و مس کرمان گذراند.

دروازه بان ملی پوش ازبک
مدنظر پرسپولیس
دروازه بان ملی پوش ازبک گزینه مورد نظر باشگاه پرسپولیس شد.
ایگناتی نستروف که در حال حاضر در عضویت باشگاه لوکوموتیو تاشکند قرار دارد،گزینه باشگاه پرسپولیس برای حضور در جمع سرخپوشان است.وی که 32 سال سن دارد،مذاکرات اولیه را با باشگاه پرسپولیس انجام داده است.
در صورتیکه مذاکرات طرفین به سرانجام برسد، نستروف تا پایان هفته به ایران خواهد آمد.
نستروف که 90 بار با پیراهن تیم ملی ازبکستان به میدان رفته است،سابقه بازی در تیم های پاختاکور و بنیادکار را دارد.
پرسپولیس طی روزهای گذشته مذاکراتی با علیرضا بیرانوند داشت اما به نتیجه نرسید.
این باشگاه به جز نستروف، مذاکراتی با بوگالو هم داشته است.

آنچه در ادوار مختلف لیگ‌های فوتبال ایران گذشت

آنچه در ادوار مختلف لیگ‌های فوتبال ایران گذشت
در حالیکه لیگ سیزدهم به ایستگاه تعطیلات طولانی نیم فصل رسیده که اکثر تیمها در حال برطرف کردن نقاط ضعف خود هستند و همین بهانه ای شد تا به مرور کلی تاریخچه لیگ برتر ایران که در دوره های مختلف با عناوین گوناگون برگزار شده و همچنین اقای گل هر دوره بپردازیم.
لیگ منطقه‌ای:
۱۳۴۹: تاج (استقلال) – آقای گل: حسین کلانی از پرسپولیس با ۷ گل‌زده
۱۳۵۰: پرسپولیس تهران – آقای گل: حسین کلانی و صفر ایرانپاک هر دو از پرسپولیس با ۱۱ گل‌زده
جام تخت جمشید:
۱۳۵۲: پرسپولیس تهران – آقای گل: غلامحسین مظلومی از تاج (استقلال) با ۱۵ گل‌زده
۱۳۵۳: تاج (استقلال) – آقای گل: غلامحسین مظلومی از تاج (استقلال) و عزیز اسپندار از ملوان با ۱۰ گل‌زده
۱۳۵۴: پرسپولیس تهران – آقای گل: نادر نورایی از هما با ۱۸ گل‌زده
۱۳۵۵: پاس تهران – آقای گل: غلامحسین مظلومی از تاج (استقلال) با ۱۹ گل‌زده
۱۳۵۶: پاس تهران – آقای گل: عزیز اسپندار از ملوان بندرانزلی با ۱۶ گل‌زده
۱۳۵۷: این دوره به علت انقلاب شکوهمند اسلامی ناتمام ماند – آقای گل: حسین فرکی از پاس با هفت گل‌زده ( تا پیش از لغو مسابقات)
لیگ قدس:
۱۳۶۸-۶۹: استقلال تهران – آقای گل: محمد احمدزاده از ملوان با ۱۶ گل‌زده
مسابقات جام آزادگان:
۱۳۷۰: پاس تهران – آقای گل: فرشاد پیوس از پرسپولیس با ۱۱ گل‌زده
۱۳۷۱: پاس تهران – آقای گل: جمشید شاه محمدی از کشاورز با ۱۱ گل‌زده
۱۳۷۲: سایپای تهران – آقای گل: عباس سیمکانی از ذوب آهن با ۱۷ گل‌زده
۱۳۷۴: سایپای تهران – آقای گل: فرشاد پیوس از پرسپولیس با ۲۰ گل‌زده
۷۵ – ۱۳۷۴: پرسپولیس – آقای گل: محمد مومنی از پلی اکریل اصفهان با ۱۹ گل‌زده
۷۶ – ۱۳۷۵: پرسپولیس – آقای گل: علی اصغر مدیرروستا از بهمن با ۱۸ گل‌زده
۷۷ – ۱۳۷۶: استقلال تهران – آقای گل: حسین خطیبی از شهرداری تبریز با ۱۵ گل‌زده
۷۸ – ۱۳۷۷:پرسپولیس – آقای گل: عبدالجلیل گل چشمه از ابومسلم و کورش برمک از تراکتورسازی با ۱۱ گل‌زده
۷۹ – ۱۳۷۸: پرسپولیس – آقای گل: مهند المهدی از صنعت نفت آبادان با ۱۵ گل‌زده
۸۰ – ۱۳۷۹: استقلال تهران – آقای گل: رضا صاحبی از ذوب آهن اصفهان با ۱۴ گل‌زده
لیگ برتر:
۸۱ – ۱۳۸۰: پرسپولیس – آقای گل: غلامرضا عنایتی از ابومسلم با ۱۷ گل‌زده
۸۲ – ۱۳۸۱: سپاهان اصفهان – آقای گل: ادموند بزیک از سپاهان با ۱۲ گل‌زده
۸۳ – ۱۳۸۲: پاس تهران – آقای گل: علی دایی از پرسپولیس با ۱۶ گل‌زده
۸۴ – ۱۳۸۳: فولاد خوزستان – آقای گل: غلامرضا عنایتی از استقلال با ۲۰ گل‌زده
۸۵ – ۱۳۸۴: استقلال – آقای گل: غلامرضا عنایتی از استقلال با ۲۱ گل‌زده
۸۶ – ۱۳۸۵: سایپای کرج – آقای گل: عرفان اولروم از ابومسلم و مهدی رجب‌زاده از ذوب آهن با ۱۷ گل‌زده
۸۷ – ۱۳۸۶: پرسپولیس – آقای گل: محسن خلیلی از پرسپولیس و هادی اصغری از راه آهن با ۱۷ گل‌زده
۸۸ – ۱۳۸۷: استقلال – آقای گل: آرش برهانی از استقلال با ۲۱ گل‌زده
۸۹ – ۱۳۸۸: سپاهان اصفهان – آقای گل: عمادرضا از سپاهان با ۱۹ گل‌زده
۹۰ – ۱۳۸۹: سپاهان اصفهان – آقای گل: رضا نوروزی از فولادخوزستان با ۲۴ گل‌زده
۹۱ – ۱۳۹۰: سپاهان اصفهان – آقای گل: کریم انصاریفرد از سایپا با ۲۱ گل‌زده
۹۲- ۱۳۹۱: استقلال تهران – آقای گل: سیدجلال رافخوایی از ملوان بندرانزلی با ۱۸ گل‌زده
92-1393:فولاد خوزستان-اقای گل:کریم انصاریفرد از تراکتورسازی با 16 گل زده
93-1394:سپاهان اصفهان-آقای گل:لوسیانو ادینهو از تراکتورسازی با 20 گل زده
رده‌بندی قهرمانان در لیگ برتر:
۱- سپاهان با 5 قهرمانی، یک نایب قهرمانی و یک عنوان سوم
۲- استقلال با ۳ قهرمانی، ۳ نایب قهرمانی و ۳ عنوان سومی
۳- پرسپولیس با ۲ قهرمانی ،1 نایب قهرمانی و ۲ عنوان سومی
۴- پاس تهران یک قهرمانی و ۲ نایب قهرمانی
۵- فولاد خوزستان 2قهرمانی و ۲ عنوان سومی
۶- سایپا البرز با یک قهرمانی و یک عنوان سومی
۷- ذوب‌آهن اصفهان با ۳ نایب قهرمانی و یک عنوان سومی
۸- تراکتورسازی تبریز با 3 نایب قهرمانی
۹- استقلال اهواز با یک قهرمانی
۱۰- صبای قم و مس کرمان با یک عنوان سومی

گلف تنها ورزش سرمایه داران نیست

گلف تنها ورزش سرمایه داران نیست

منصور دامغانی یکی از مدیران با تجربه و با سابقه اجرائی می باشد که 14 سال سابقه کار در اداره کل ورزش و جوانان کرمان،مسئول تربیت بدنی شهرستان رفسنجان،معاون تربیت بدنی و مسئولیت هیات انجمن های ورزشی شهرستان کرمان را طی سالهای گذشته بر عهده داشته است. وی اکنون رییس هیئت گلف کرمان است. پیام ما به بهانه رونق این ورزش در استان با وی مصاحبه ای ترتیب دادیم که در ذیل می خوانیم:
درباره ورزش گلف به صورت مختصرتوضیح دهید:
گُلْف یکی از بازیها یا ورزشهای فضای آزاد است که در آن بازیکنان بطور فردی یا تیمی به‌ وسیله چوبهای گوناگون ویژه‌ای پرتاب یک توپ از نقطه نخست بازی به درون یک سوراخ به ‌وسیله یک یا چند ضربه پیاپی و بر طبق قانون های ویژه ای صورت گرفته باشد.
ورزش وودبال چیست؟
رشته ورزشی وود بال یکی از رشته هایی است که در دهه های اخیر در جنوب شرق آسیا و کشور تایوان شکل گرفته، این ورزش ترکیبی از گلف و چوگان است که تمام ابزار و وسایل آن از چوب تهیه شده و در عین سادگی قوانین و بازی آن، از قابلیت دسترسی بالایی برای همه افراد جامعه برخوردار است.انجام این بازی در زمین های چمن، ساحلی و حتی روی شن امکان پذیر است.. قوانین آن این امکان را می دهد که به صورت گروهی و فردی به این بازی پرداخت.ازویژگیهای مهم گلف و وودبال این است که محدودیت سنی ندارد و افراد از کودکی تا کهنسالی می توانند این ورزش را انجام دهند و حتی در سطوح بالاو تیم های ملی هم حضور داشته باشند.
یک مسابقه وودبال به ۳ شکل مسابقه های انفرادی: رقابت یک نفره به عنوان رقابت فردی و واحد، مسابقه های ۲ نفری: رقابت ۲ نفره به عنوان رقابت فردی و واحد، مسابقه های تیمی: یک تیم با ۴ تا ۶ نفر بازیکن به عنوان یک تیم رقابتی برگزار می شود.
گلف از چه تاریخی وارد استان کرمان شد؟
ورزش گلف از سال 88 در کرمان شروع به کار کرد و اکنون با کمال افتخار اعلام می کنیم که در زیر شاخه های دیگرش مثل وودبال و مینی بال هم در حال فعالیت مستمر هستیم.ضمن اینکه برای اولین بار سال گذشته کرمان در زمینه وودبال هم خانم و هم آقا نایب قهرمان شدند. امسال دونفر از کهنه کاران و دو نفر از تازه کاران شرکت کردند که توانستند رتبه دهم مسابقات را کسب کنند.
آیا مشکلات و کمبودی در این رشته ورزشی وجود دارد؟
مهمترین مشکل این رشته کمبود امکانات و زمین است.برای گلف نیاز به زمینی در حدود 60 هکتار هستیم که متاسفانه بازیکنان ما در زمین فوتبال تیم تمرین می کند که مساحتش تقریبا 5 هکتار است. اگر امکانات زمین تمرین در حد مساعد و مطلوب باشد شاهد نتیجه های بسیار خوبی در این ورزش در سطح استان و کشور خواهیم بود..
از هیئت گلف و فعالیت هایش بگویید:
هیئت قبلا به صورت فردی مدیریت می شد اما الان گروهی است و تمام تلاشمان را می کنیم تا ورزشکاران و جوانان علاقمند را به بهترین نحو هدایت کنیم همچنین .
به منظور اشاعه فرهنگ ورزش بخصوص ورزش وود بال دوره مقدماتی اموزش وودبال با بهره گیری از اساتید مجرب این رشته از فدراسیون گلف جمهوری اسلامی در حال برگزاری است.. هیئت گلف استان در راستای فراگیر کردن ورزش وودبال به آموزش داوطلبان این رشته ورزشی از سراسر استان پرداخته و برنامه ریزی های لازم برای تهیه ابزار و ادوات اموزشی، تشکیل تیم، برگزاری رقابت، اعزام به رقابت های برون استانی وکشوری،برگزاری دوره های آموزش مربیگری و داوری در حال انجام است.
هزینه های این ورزش بسیار بالاست برای همین همه آن را ورزشی برای سرمایه داران می دانند؟
همه براین باور غلط هستند که ورزش گلف، ورزش سرمایه داران است و تنها قشر متمول جامعه و از سر فراغت زیاد می توانند به این ورزش بپردازند .در حالی که ما تمام امکانات را برای علاقمندان بصورت رایگان در اختیارشان قرار می دهیم.. امید است با توانایی و تجربه مدیریتی که دارم وبا بهره گیری از کارشناسان و صاحب نظران، موجبات تعمیم وگسترش این رشته ورزشی را در بین نوجوانان وجوانان علاقه مند و مستعد کرمان بیش از پیش فراهم آورم

تاق علی؛ یادگار دوران مهرپرستی کرمانیان

تاق علی؛ یادگار دوران مهرپرستی کرمانیان
تاق علی یا طاق علی نام تاقی است واقع در کوه کم ارتفاع شرق شهر کرمان. در داخل این تاق که هلالی با رنگ سفید نقاشی شده «یا علی» نوشته شده‌است. رنگ« یا علی» در قدیم سفید رنگ بوده اما اخیراً در رنگ آن دستکاری شده‌است. نوشته آن قدر بزرگ است که از مسافت‌های دور قابل شناسایی است. علاقه‌مندان به کوهنوردی در کرمان از قدیم به صعود به این کوه و رسیدن به تاق علی علاقه‌مند بوده‌اند. صخره‌های واقع در مسیر این تاق بسیار صاف و صیقلی است و صعود را بسیار دشوار می‌کند.
ایرانیان باستان، مهرپرست بودند. آنها پرستشگاه های ویژه داشتند. یکی از آن ها در کرمان است. در آن زمان از صخره‌های سخت، گنبدی را برای مراسم آیینی به شکل یک استوانه بزرگ مانند منشور کوروش مانند چشم بزرگی به اندازه ۷۰ متر تراشیدند.
این سنگ‌ نگاره تندیسی از سایه انسان‌نما است که در طاق‌نمای صخره‌ای این کوه‌ها به چشم می‌خورد و به ظاهر پرستش‌گاهی بزرگ در پایتخت کشوری باستانی بوده است که امروزه مردم کرمان از آن با عنوان تاق «یا علی» یاد می‌کنند.
با تحقیقات صورت گرفته یک پژوهشگر کرمانی مشخص شد که در دو نوبت از سال سایه این صخره‌ها به شکل نیمرخ یک انسان در می‌آید که طبق نظریات کارشناسان بر طبق آثار مکتوب زمان قدیم این سایه انسان‌نما مربوط به آیین مهر یا میتراییسم است.
مهرپرستی بر پایه پرستش میترا «در پارسی میانه مهر نام دارد» خدای خورشید و عدالت در دوران پیش از آیین زرتشت نهادینه شد، ایرانیان پیش از زرتشت دینی چندخدایی داشتند که میترا گرانقدرترین خدای آنها به حساب می‌آمد.
میترا از دل سنگ درون غاری به دنیا می‌آید که برخی زاده شدن مهر از درون سنگ را استعاره از فروغ ناشی از برخورد دو سنگ به هم می‌دانند.
ناصر شجاعی، پژوهشگر آثار باستانی در خصوص شرح اکتشافاتش در کرمان می‌گوید:«در حومه شهر کرمان قبرستانی وجود دارد که همجوار کوه‌های شرقی کرمان بوده و نام باستانی آن شیوشگان است و اثر سنگی دست کند عظیمی در دل صخره‌های آن حک شده است.»
وی ادامه می‌دهد:«بنده از سال ها قبل دست کند مذکور را مورد کنکاش قرار دادم و با سایر دست کندهای مشابه در ایران مورد مقایسه قرار دادم، این دست کند بزرگتر از یک زمین فوتبال است و در صخره رو به روی آن هم آثار ظریف‌تری وجود دارد که به صورت نقش برجسته صخره‌ای و دست کند نمایان است و بنده مطالعاتم را در حوزه‌های میدانی، مکتوب و سایر منابع به انجام رساندم.»
شجاعی ادامه می‌دهد:«این آثار بسیار رمزگونه بنا شده‌اند و جهت رمزگشایی این آثار باستانی از اساتید حوزه‌های باستان شناسی، ادبیات کهن ایرانی، نجوم، اسطوره شناسی، زمین شناسی، هنر(انیمیشن، گرافیک، نقاشی، مجسمه‌سازی، ریاضی، معماری و فلسفه سود بردم و توانستم راز بزرگی را که در ورای سازه نیم گنبدی وجود دارد، رمز‌گشایی کنم.»
این پژوهشگر آثار باستانی می‌افزاید:«این آثار که از هاله تقدس گونه‌ای از سایه تشکیل شده است، نشانگر تمدن پیشرفته‌ای از یک قوم هوشمند در عصر باستان را گواهی می‌دهد و طبق نظریه برخی کارشناسان قدمت این آثار مربوط به ۱۲ هزار سال قبل تخمین زده می‌شود که این تصویر سایه‌ای شکل در دو موسم از سال در وسط ظهر کامل می‌شود و مانند یک ساعت آفتابی کاملاً دقیق عمل می‌کند.»
گفتنی است آثار به دست آمده در منطقه شهداد کرمان گواه آن است که مردم این سرزمین در ابتدا خدایانی را پرستش می‌کردند که هریک از آنان به نوعی در سرنوشت بشر دخالت داشته‌اند و تاکنون دو نوع از خدایانی که هر دو نیز مؤنث بودند، در این زمینه شناسایی شده‌اند. یکی از این خدابانوها، الهه کشاورزی و فراوانی است که احتمالاً همان «اینانا»؛ خدابانوی نیکوکاری عیلامیان و سومریان است. نقش این خدا بر روی یکی از مهرهای استوانه‌ای به صورت بانویی نشان داده شده است که بر روی زمین نشسته و نُه شاخه گندم (سنبله) به صورت نُه شعاع از بدنش روییده است. خدابانوی دیگر خدایی است که حامی حیوانات و نگهدارنده و زیادکننده آنان به شمار می‌رود و نشانه آن شاخ یا کلاه شاخداری است که بر سر دارد. سومین خدایی که می‌توان از آن نام برد خدای باران است که هنوز نام وی مشخص نشده؛ اما نقش او بر روی صفحه فلزی در حالی که گروهی از انسان‌ها و جانوران اهلی و وحشی از او طلب آب می‌کنند وجود دارد. به طور قطع برای هریک از این خدایان، نیایشگاه‌های ویژه‌ای وجود داشته و ارباب مذهب نیز برای امور مذهبی در آن به کار می‌پرداختند.
در دوره‌های بعد آیین مهرپرستی جایگزین پرستش خدایان متعدد شد. قبرستان کشف شده در عباس‌آباد نوق علیا واقع در شهرستان رفسنجان نشانگر گسترش آیین مهرپرستی در این استان است.
قبرهای این گورستان همگی رو به خورشید بوده و مربوط به دوران قبل از ظهور دین زرتشت در این منطقه می‌باشد. پس از آیین مهرپرستی، آیین مزدایی ظهور کرد و بین پیروان این دو مذهب اختلاف عقیده آشکار شد؛ اما آیین مزدایی نتوانست پیروان زیادی را به خود جلب کند. بنابر روایات ایرانی پس از آیین مزدایی و چند سده قبل از میلاد مسیح در ایران پیامبری ظهور کرد که او را «زراتوشتر» می‌خواندند. بنابراین دین ملی ایرانیان پیش از اسلام متأثر از نام وی،«زرتشتی» نام گرفت. آیین زرتشت همانند دیگر ادیان الهی بر اساس یکتاپرستی پایه‌ریزی شده و یکی از مظاهر پرارج معنوی ایران است. این آیین از روزگار مادها تا انقراض دولت ساسانی از ادیان زنده ایرانیان به شمار می‌رفت. در کرمان نیز این آیین از رایج‌ترین و پایدارترین آیین‌ها به شمار می‌رفته است و حتی بعد از ظهور اسلام و فتح کرمان در حدود سال 24 هجری قمری، تا دوره حکومت عمر بن عبدالعزیز در بسیاری از آتشکده‌های زرتشتیان که به آن «مجوسیه» می‌گفتند، آتش مقدس افروخته می‌شد.
زمانی که کرمان به دستور عمر بن الخطاب فتح گردید (در سال 24 هجری قمری)، یک نفر از اعراب در کرمان باقی ماند تا کسانی که به دین اسلام گرایش پیدا می‌کنند را راهنمایی نماید اما در این زمان عده زیادی به دین اسلام نگرویدند. در سال 31 هجری قمری، عبدالله بن عامر از سوی عثمان مأمور فتح کرمان و گرفتن جزیه عقب‌مانده شد.
در این سال مردم کرمان جزیه عقب مانده را پرداختند و عده زیادی نیز به دین اسلام روی آوردند. مسلمانان در کرمان در آغاز پذیرش اسلام پیرو مذهب اهل سنت بوند و با شکل‌گیری مذاهب فقهی، مسلمانان کرمان پیرو مذهب حنفی و شافعی شدند. شافعیان در دستگاه حکومت ترکان خانم (جانشین قطب‌الدین) جایگاه ویژه‌ای داشتند. آنان دارای مدرسه علمیه بودند و جلال‌الدین سمعانی از علمای بزرگ مذهب شافعی در آن شهر دارای مقام قضاوت بود. در زمان طاهریان مردم کرمان به مذهب شیعه روی آوردند.

نتایج انتخابات جمعیت توسعه و آزادی کرمان مشخص شد

نتایج انتخابات جمعیت توسعه و آزادی کرمان مشخص شد
نتایج شمارش آرا انتخابات جمعیت توسعه و آزادی کرمان با حضور نمایندگان استانداری کرمان اعلام شد.
به گزارش خبرنگار گفتار نو؛ نخستین کنگره جمعیت توسعه و آزادی کرمان با حضور اعضای این جمعیت، شخصیت های کشوری و استانی برگزار شد و اعضای شوراهای راهبردی، مرکزی و بازرسی با رای کنگره انتخاب شدند.
نتایج شمارش این آرا به ترتیب کسب رای به شرح زیر است:
اعضای شورای راهبردی:
۱- حسین مرعشی
۲- مجید انصاری
۳- حسین امیری
۴- یدالله اسلامی
۵- محمد تقی بختیاری
۶- سید حسن خوشرو
۷- مجید دبستانی
اعضای شورای مرکزی:
۱- محمد فرشاد
۲- علی مصطفوی
۳- رضا تاجیک
۴- ابراهیم جهانگیری
۵- سینا رحیم پور
۶- محسن برازوان
۷- محمد رضا نژاد حیدری
۸- علی شفیعی
۹-محمد میرزایی
۱۰- مصیب سالار پور
۱۱- احسان جمالی زاده
۱۲- سجاد صفاهانی
۱۳- عنایت الله رییسی
۱۴- منصور حسین‌شاهی
کرسی شهرستان‌ها:
انار- سعید میر حسینی
ارزوییه- شیرباز شرفعلی پور
بافت- داریوش مفلحی
بردسیر- محمد ملک قاسمی
بم- عباس استقامت
جیرفت- اکبر خزاعی
رابر- علی خدادادی
راور-رضا روحانی
رفسنجان- محمدعلی دهقان
رودبار جنوب-اسماعیل پهلوانی پور
ریگان- ابراهیم رحیمی
زرند- محمد علی عرب نژاد
سیرجان- جلال گل محمدی
شهربابک- نظام محمودی
عنبر آباد- درویش بلوچی
فاریاب- اسماعیل تاجیک
فهرج- مهدی فهیمی
قلعه گنج- علی احمدی
کرمان- علی محمد مشرفی
کهنوج- اصغر اسماعیلی
کوهبنان- مهدی سیف اللهی
منوجان- یوسف سالاری
نرماشیر- یوسف مشکی
علی البدل:
۱- ناهید افتخاری
۲- فرامرز صادقی
۳- علی اسماعیلی
هیات بازرسی:
۱-احمد یوسف زاده
۲- مصطفی حمیدیان
۳- علی امینی

روزگاری که گذشت

روزگاری که گذشت
عبدالحسین صنعتی زاده
بخش نهم
… با سابقه ای که از طرز سوالات رفقا داشتم یقین حاصل کردم که مرده ام و اکنون این صحرا، صحرای محشر است. از رفقا هیچ کدام نبودند و این من بودم که آن حمال مرا در پشت داشت. بعد از مدتی به خود جرأت داده به آن حمالی که مرا به پشت کرده بود و تند می رفت گفتم ای برادر مرا کجا می بری؟ این جا کجاست؟ رفقای من در کجا هستند؟ اما آن حمال یک کلمه پاسخ نگفت. باز هم تکرار کردم. گفتم ای برادر مرا کجا می بری؟ این جا کجاست؟ چرا جواب مرا نمی دهی؟ باز او کلمه ای اظهار نکرد.
دیگر حرف زدن را بی فایده دانستم و یقین کردم که مرده ام و اینک این همان برزخی است که گفته اند و حرف زدن هم فایده ای ندارد و چون مسافتی دیگر حمال مرا برد. از دور مختصر آبادی و چند نخل خرما به نظرم آمد. با خود گفتم لابد در این جا که آخرین مرحله مرگ است. باید صدها هزار سال تا قیامت به سر ببرم. حمال مرا به چهاردیواری که درب کوتاهی داشت داخل کرد و در وسط آن جا به زمین گذارد و دیگر چیزی نگفت و رفت. به زحمت به هر طرفی نگریستم. چند نفر زن دیدم با روبندهایی که معمولا زن های بندرعباس به سر می زنند.
صورت شان را پوشانده و فقط سوراخ برای چشم های شان باز بود. آن ها به جلوی من آمدند و مثل این بود که مرا تماشا می کنند. با خود گفتم خواهرها این جا کجاست؟ مرا چرا به این جا آورده اند؟ رفقای من کجا هستند؟ یک نفر از آن ها چندین دفعه سرش را تکان داده و ابداً جوابی نداد. مجدداً گفتم خواهر من مسافر هستم. سه نفر رفیق داشتم. با من از کرمان به این جا آمدند. آن ها کجا رفتند؟ چرا مرا این جا آوردند؟ در این دفعه هم این زن چندین بار سرش را تکان داده و حرفی نزد. لحظه به لحظه هر چه می گذشت این جواب ندادن ها موضوعی را که در خاطرم نقش بسته بود. یعنی مردنم را تقویت می کرد. به نوعی که از ترس و وحشت از حال رفتم و به پشت افتادم. در این ضمن کربلایی اکبر دایی تو پیدا شد. از دیدار او جانی گرفتم.
گفتم ای آقا کربلایی اکبر این جا کجاست؟ مرا چرا این جا آورده اند؟ رفقای دیگر ما کجا هستند؟ کربلایی اکبر هم جلو آمده چندین دفعه سرش را تکان داد و حرفی نزد. در این دفعه صدای نحیف و ناتوان خود را بلند کرده گفتم چرا جواب حرف های مرا نمی دهی؟ می گویم این جا کجاست؟ چرا مرا این جا آورده اید؟ باز کربلایی اکبر سرش را جنبانید و رفت و مرا تنها گذارد. نه قوه و طاقت آن که برخاسته دنبال او بروم در من وجود داشت و نه می توانستم صدای خود را بلند کرده و او را بخوانم. خلاصه پس از مدتی کربلایی اکبر آمد و کاغذپاره ای به دستش بود و با زغال کلماتی روی آن نوشته و به دستم داد و به زحمت توانستم آن را بخوانم. نوشته بود ما جواب سوالات تو را می دهیم و معلوم می شود گوش شما کر شده و نمی شنوید.
آن وقت دانستم که کر شده ام. سایر رفقا هم رسیدند و از این که گوشم کر شده و نمی توانم صدای آن ها را بشنوم متاسف شدند و این واضح بود همان موقعی که من زیر بالاپوش ها و خورجین های رفقا دست و پا زده و برای آن که تنفس کنم تکان های شدیدی داده بودم. پرده های گوشم پاره گشته و کر شده بودم. دیگر صدایی نمی شنیدم و به خاطرم آمد که چگونه در شب اول مسافرت برای آن که به آزادی فکر کنم از خدا می خواستم که کر باشم و اینک دعایم مستجاب شد و کر شده بودم.
همان شب در خواب شخصی را دیدم که به من خطاب کرد پرسید می خواهی کر باشی یا نجس. فکر کردم این چه سوالی است که از من این شخص می کند و می پرسد می خواهی کر باشی یا نجس. نجس بودن که خوب نیست. پس بهتر است که بگویم می خواهم کر باشم. در جواب این پاسخ گفت:«کر هستی!» و از نظرم غایب گردید.

کرمانیان؛ مشروطه خواهانی گمنام در تاریخ

کرمانیان؛ مشروطه خواهانی گمنام در تاریخ
شامگاه چهارشنبه محمد صنعتی از فعالان اجتماعی و سیاسی استان کرمان و نعمت احمدی حقوق دان مشهور کرمانی در هفته کرمان که از دوازدهم دی ماه در کافه آپارتمان تهران در حال برگزاری است، به مرور وقایع کودتای 28 مرداد پرداختند.
تاریخ کرمان ورق خورد
پنجمین روز هفته کرمان در «آپ ارت مان»، روز ورق خوردن تاریخ معاصر کرمان بود. محمد صنعتی و نعمت احمدی می بایست در نشستی با عنوان تاریخ معاصر کرمان حضور پیدا کنند و به مرور اتفاقاتی که در کودتای 28 مرداد در کرمان رخ داده بود بپردازند. محمد صنعتی که به تازگی خاطرات هفت دهه فعالیت سیاسی، اجتماعی و ورزشی خود را در کتابی با عنوان «رهگذار عمر» منتشر کرده، نیم ساعت قبل از شروع نشست به کافه آپارتمان آمد.
استقبال گرم پگاه آهنگرانی و مهسا حکمت باعث شد محمد صنعتی که همراه با همسر و دخترش به آپارتمان آمده بودند، چند دقیقه ای دور یک میز بنشینند و از هفته کرمان بگویند. هرچه به زمان آغاز این نشست نزدیک تر می شدیم، به جمعیت حاضر در کافه هم اضافه می شد و حاضران بی صبرانه منتظر شنیدن از تاریخ کرمان بودند. سرانجام در ساعت 19:30 نشست تاریخ معاصر کرمان آغاز شد.
مجری این نشست بردیا امیرتیموری از روزنامه نگاران شناخته شده کرمان بود. وی در ابتدای این نشست گفت: محمد صنعتی تاریخ شفاهی استان کرمان است. کتابی از خاطرات ایشان به نام رهگذار عمر منتشر شده که به اتفاقات مختلف کرمان در هفت دهه اخیر پرداخته شده است. این کتاب به نوعی تاریخ معاصر ایران با محوریت کرمان است. امیرتیموری افزود: یکی از برگ های بد تاریخ کرمان کشتن وحشیانه سرگرد سخایی بوده است و آقای صنعتی این موضوع را با جزئیات در کتاب خاطراتشان بیان کردند و در این نشست هم قرار است به این اتفاق نگاهی بیندازیم. امیرتیموری سپس با ارائه توضیحاتی درباره نعمت احمدی، از محمد صنعتی خواست تا زمان رسیدن نعمت احمدی توضیحاتی را درباره کرمان قدیم ارائه کند.
کرمان دروازه ورود به هند بود
محمد صنعتی با بیان اینکه خلاصه ای از جریانات مختلف از اتفاقاتی که در 100 سال اخیر رخ داده است را آماده کرده بودم گفت: بعد از صحبت با مسئولان برگزاری، قرار شد نشست ما به صورت گپ و گفت باشد. وی گفت: تاریخ معاصر کرمان از دو جنگ جهانی اول و دوم تاثیر گرفته است. در زمان جنگ اول جهانی و پس از آن از ملت های مختلف در مملکت ما حضور داشتند. روس ها و آلمان ها هم در کرمان در 1294 حضور فعال داشتند. در آن موقع این دو کشور با هم رقابت داشتند. روس و انگلیس هم با هم و یک گروه هم با آلمان ها رقابت داشتند. انگلیس ها در آن زمان یک ارتشی به نام spr در جنوب مملکت ما ایجاد کردند. انگلستان در کرمان هم می خواست قدرت داشته باشد چرا که کرمان دروازه ورود به هندوستان بود. سایکس می گوید منظور از تشکیل پلیس جنوب مقابله با آلمان ها و حفظ امنیت دروازه ورود به هند بود. وی اضافه کرد: در زمانی که انگلیسی ها پلیس جنوب را ایجاد کردند، آلمان ها هم خیلی فعال بودند. قدرت آلمان ها اینقدر بود که هفت بانک شاهی را غارت کرده بودند. یکی از هفت بانک غارت شده در کرمان بود.
ماجرای شکل گیری گروه عیاران
این پیشکسوت سپس درباره نحوه رفتار سردارانی که در آن زمان به کرمان می آمدند توضیحاتی داد و گفت که بیشتر این سرداران در کرمان دست به کشتار و غارت می زدند. او با اشاره به توهین هایی که سربازان خارجی در آن زمان به کرمانی ها می کردند گفت: عده ای از جوانان زورخانه ای کار، روزها و شب ها به حفظ نوامیس مردم می پرداختند و به گروه عیاران معروف شدند.
صنعتی با اشاره به قحطی بسیار وسیع در کرمان پس از جنگ جهانی دوم، به ذکر خاطره ای از حاج علی اکبر صنعتی پرداخت و گفت: در چهارسوق کرمان عده ای به طرفداری از روس ها و آلمان ها سخنرانی می کردند. حاج علی اکبر صنعتی از آن جا رد می شده. می رود و می گوید شما از آلمان ها، روس ها و اتریشی ها صحبت کردید اما کلید کار دست انگلیسی ها است. عده ای به حاج اکبر فحاشی می کنند که از انگلیس ها حمایت کردی. حاج اکبر پایین می آید و می گوید شما که حرف های من را شنیدید اما من چون کر هستم حرف های شما را نشنیدم.
جرقه مشروطیت از کرمان زده شد
محمد صنعتی گفت: مسئله بعدی که می خواهم به آن اشاره کنم به چوب بستن آیت الله حاج میرز محمدرضای کرمانی بود که در 115 سال قبل و قبل از انقلاب مشروطیت از روحانیون مبارز بود.
نعمت احمدی که دقایقی بود به نشست تاریخ معاصر کرمان آمده بود گفت: با فلک شدن ایشان، تیر مشروطیت زده شده بود. محمد صنعتی هم در پاسخ گفت: بله. علمای ایران با هم متحد شدند. براساس آنچه ناظم الاسلام کرمانی نوشته، جرقه مشروطیت با فلک کردن حاج میرزا محمدرضای کرمانی از کرمان زده شد.
چگونگی ورود محمد صنعتی به مسائل سیاسی کرمان
محمد صنعتی سپس درباره چگونگی ورودش به مسائل سیاسی کرمان توضیحاتی را ارائه کرد: در 28 مرداد من کارگر کارخانه خورشید کرمان بودم. من از سال 1326 کارگر آن کارخانه شدم. چون کارخانه خورشید تنها مجتمع کارگری و غیرکارگری در استان بود که 430 کارگر داشت، سیاسی بود. آن موقع فعالیت حزب توده بسیار زیاد بود. اکثر کارگران وابسته به توده بودند. این باعث شد من در مسائل سیاسی کرمان وارد شوم.
نعمت احمدی: صنعتی تاریخ شفاهی معاصر کرمان است
نعمت احمدی با بیان اینکه آقای صنعتی تاریخ شفاهی معاصر کرمان هستند گفت: یکی از ایرادات تاریخ اجتماعی ما این است که کسانی که در متن قضایا بودند وارد تاریخ ما نشدند و تاریخ نویسی نکردند. این است که ما یک تاریخ کلی داریم. وی افزود: غربی ها حداقل از انقلاب فرانسه به بعد توانستند تاریخ شفاهی را وارد متن بکنند. خدا نگهدارد احسان یارشاطر را که تاریخ شفاهی را شروع کرد. ما از مشروطه تا الان هر نسلمان یک جنبش یا انقلاب را از سر گذرانده و 99 درصد آن مغفول مانده است. حوادثی که جناب صنعتی در تاریخ معاصر می گویند خصوصا درباره حضور نیروها در کرمان و یا کشتن سرهنگ سخایی مهم است. ایشان گفتند کرمان دروازه هند بود. واقعا هم بوده است.
بیشترین قسمت از جنوب شرقی ایران در دوره پهلوی
از دست رفت
این حقوقدان ادامه داد: بیشترین قسمت خاک ما در دوره پهلوی در جنوب شرقی کشور از ما گرفته شده است در حالی که در تاریخ اصلا به آن اشاره نشده است. بیشترین بخش خاک ما بدون اینکه در متون تاریخی نوشته شود در اوایل دوره پهلوی در منطقه جنوب شرقی در میل گذاری های مرزی از دست رفت. قبلا می گفتند کرمان و مکران. الان مکران کجاست؟ تعمدا مکران را در تاریخ معاصر حذف کردند. این اتفاق شوم افتاد و بیشترین بخش استراتژی ما را با میل گذاری مرزی گرفتند.
ایران باعث کشف امریکا شد
احمدی توضیحاتی را درباره نقش ایران در کشف امریکا ارائه کرد: ایران و عثمانی باعث کشف امریکا شدند. از همین کرمان ما ادویه به اروپا می رفت. ایران و عثمانی جنگ کردند و راه ادویه بسته شد. اروپا دیگر ادویه نداشت. اسپانیا که در اوج قدرت بود هرچه واسطه شد نتوانست مسیر صادرات ادویه را باز کند و آقای کریستف کلمب می گوید من از طرف دیگر می روم به سمت هند. اولین جایی که کشف کرد اسمش را گذاشت هندوراس و بعد هم که امریکا را کشف کرد.
تاریخ معاصر ایران از جنگ های بین ایران و روسیه آغاز می شود
این حقوقدان با اشاره به اینکه تاریخ معاصر ایران از جنگ های ما با روسیه شروع می شود اظهار داشت: دلیل این امر هم این بود که برای اولین بار بود که با اروپایی ها سروکار داشتیم. برای نخستین بار با غیرمسلمان روبرو شدیم. تاریخ معاصر کرمان اما 50 سال قبل از این تاریخ است. از روزی که آغا محمدخان قاجار به کرمان آمد.
کرمان در طول تاریخ معاصرش همواره لگد خورده است
احمدی اضافه کرد: تاریخ معاصر کرمان تا انقلاب مشروطه لگد خورده است. لطفعلی خان به کرمان فرار کرد. مردم در زمان محاصره کرمان توسط آغا محمدخان از قحطی گوشت گربه و سگ می خوردند. کرمان شکست خورده از وضعیت آغا محمد خان که به دروغ می گویند 70 من چشم در آورد، در فقر کامل قرار می گیرد. این وضع ادامه پیدا می کند تا زمان ناصرالدین شاه. وی با اشاره به آقا خان محلاتی گفت: او علیه شاه طغیان می کند و شاه تصمیم می گیرد کرمان را ادب کند. اما در دوران ناصرالدین شاه می رسیم به میرزا رضای کرمانی.
کرمانی ها در مشروطه جان دادند
احمدی با بیان اینکه مظفرالدین شاه بعد از دیدار با میرزا رضای کرمانی می گوید من اگر قدرت داشتم خاک کرمان را به توبره می کشیدم خاطرنشان کرد: مشروطه از کرمان شروع شد. تیر را میرزا رضای کرمانی زد. جانش را کرمانی ها دادند و سودشان را دیگران بردند. وی افزود: ما تا انقلاب یک وزیر کرمانی جز سام نداشتیم. سام هم در دوره شاه مغضوب شد. مهناز افخمی هم مشاور وزیر بود. ما یک وزیر و نصفی در کابینه داشتیم. در تمام این مدت استان کرمان آسیب دیده بود. خصوصا در دوره قاجارها.
زندانی شدن صنعتی به دلیل ماجرای کشک و بادمجان
نعمت احمدی سپس از محمد صنعتی پرسید که 28 مرداد در کرمان یک روز دیرتر از دیگر جاها اتفاق افتاد. حالا سوال این است که سخایی 28 مرداد کشته شد یا 29 مرداد؟
محمد صنعتی هم در پاسخ گفت: سرگرد سخایی رئیس شهربانی کرمان بود. اول این را بگویم که 28 مرداد سال 32 چهارشنبه بود. بود. من آن زمان عضو جبهه ملی بودم.
احمدی: عضو زحمتکشان بودید؟
صنعتی: خیر.
احمدی: کشک و بادمجان چه؟
صنعتی: ده روز هم من بخاطر ماجرای موسوم به کودتای کشک و بادمجان زندان بودم. (شرح کامل این ماجرا در کتاب رهگذار عمر وجود دارد.)
سخایی را به جیپ بستند و در خاک کشیدند
این پیشکسوت به بحث 28 مرداد برگشت و گفت: 25 تا 28 مرداد سه روز تاریخ ساز بود که شاه رفته بود. تا 28 مرداد تمام ایران علیه شاه بود. در کرمان حزب توده جداگانه فعالیت داشت. این را هم اضافه کنم که یک جمعیتی در کرمان بود که هوادار سید احمد رضوی بود. جمعیت عمران و آبادی کرمان. حزب توده با دکتر بقایی و حزب زحمتکشان در مبارزه بود. براساس نوشته خلیل ملکی دوستانی که از حزب توده منشعب شدند همه چیز داشتند جز رهبری. بقایی هیچ نداشت و فقط رهبری داشت و شد رهبر حزب زحمتکشان. صنعتی ادامه داد: مرحوم سرگرد سخایی در آن سه روز شعارهایی علیه شاه داده بود. من از طرف سرگرد سخایی علیه شاه سخنرانی می کردم و آقای ایران منش از طرف حزب توده. البته نوع صحبت ها فرق می کرد. آن ها در سخنرانی هایشان توهین می کردند. در آن سه روز ما علیه شاه سخنرانی می کردیم. کودتا که شد تحت تعقیب قرار گرفتیم. آن سه روز هم در کرمان تا زمانی که رادیوی تهران به دست میراشرافی نیفتاد هیچ خبری نشد. در 28 مرداد تعدادی از افسران به همراه برخی از طرفداران بقایی مقابل شهربانی آمدند. سرگرد سخایی در حال صحبت کردن با مردم بود. دستور تیراندازی هم نداد. شهربانی آن زمان متصل به زندان شهر بود. زندان شهر به حمام ارتش متصل بود. از حمام ارتش به مرکز دژبان ارتش می رسید. در آن جا ساختمان ستاد بود. بعد از جمع شدن افسران و طرفداران بقایی، سرگرد سخایی به ساختمان ستاد رفت و نزد سرتیپ امان پور پناهنده شد. این را بگویم که امان پور مخالف مصدق بود اما نشان نمی داد. آقای امان پور به عوض حمایت و حفاظت از سرگرد سخایی، به کسانی که مقابل ستاد بودند اشاره کرد که سخایی در ستاد است. یک نفر هم از بالای طبقه سوم ساختمان ستاد، سخایی را به پایین انداخت و بعد هم او را به جیپ بستند و در خاک کشیدند. بعد هم به درختی در میدان مشتاقیه آویزانش کردند و سپس پشت گنبد جبلیه خاکش کردند. سرگرد سخایی ساعت 5 بعداز ظهر 28 مرداد کشته شد.
بردیا امیرتیموری از محمد صنعتی پرسید که یک نفر ایشان را انداخت پایین یا یک جمعیت؟
محمد صنعتی پاسخ داد: نه. یک نفر انداخت و بعد جمعیت جلو آمد.
امیرتیموری همچنین گفت که برخی می گویند سرگرد سخایی پسرخاله دکتر مصدق بوده است که محمد صنعتی این موضوع را رد کرد.
سخنرانی مظفر بقایی یک ماه پس از کودتای 28 مرداد
صنعتی در ادامه با اشاره به نقش مظفر بقایی در وقایع 28 مرداد گفت: آقای بقایی خود را سهامدار 28 مرداد می دانست. یک ماه بعدش در کرمان آمد و گفت من آمدم دست کسانی را ببوسم که مامور خاطی مصدق السلطنه را به سزای اعمالش رساندند. بعد گفت اگر اولین کسی که ضربه را به سخایی زده در این جمعیت باشد می خواهم دست او را ببوسم. یک نفر می آید بالا و می گوید من بودم. او دست بقایی را می بوسد. بعد آن فرد به مردم می گوید که من دست کسی را که رئیس خودش یعنی افشار طوس را کشته است، بوسیدم.
دستگیری به دلیل خوردن یک ظرف کشک و بادمجان
در ادامه این نشست نعمت احمدی با اشاره به ماجرای کودتای کشک و بادمجان گفت: در دوره دانشجویی، من یک همکلاسی داشتم که بعدا قاضی شد. ایشان ماجرای دستگیری بقایی را برای من گفت. بقایی یک تشکیلاتی را راه انداخت برای آباد کردن جنگل قائم. گفته بودند که می خواهند این ها را بگیرند. پرونده را به این همکلاسی سابق ما داده بودند. این همکلاسی به من می گفت دوست دارم بفهمم که بقایی چطور آدمی است. بعد گفت که من بقایی را متهم کردم به خوردن یک ظرف کشک و بادمجان. یعنی اگر پرونده بازداشت اولیه بقایی در کرمان را بخوانیم این ها را می بینید. برای دستگیر کردنش به خوردن کشک و بادمجان متهمش کردند.
میزبانی نعمت احمدی از بچه های سیاهکل
نعمت احمدی در پایان نشست خاطره ای هم از میزبانی بچه های واقعه سیاهکل گفت. این حقوقدان اظهار داشت: ما در خانه ای بزرگ زندگی می کردیم. چند بمی از دوستان ما بودند و اتاق گرفته بودند. گفتند ما مهمان داریم و جا نداریم اگر می شود به خانه شما بیاییم. قبول کردیم. مهمان ها به خانه ما آمدند. کتاب های ما را که دیدند، گفتند این ها چیست که می خوانید و چند کتاب جامعه شناسی به من معرفی کردند. دو روز ماندند و رفتند. گذشت و شد نوروز سال 50. یعنی اسفند 49. روزی ما از کوچه برق آمدیم بیرون و دیدیم عکس این بچه ها را روی شیشه تی بی تی زدند. من گفتم این ها را می شناسم. همراهی من گفت که بگو این ها را نمی شناسی. این ها همان بچه های سیاهکل بودند. حمید اشرف، عباس دانش بهزادی و قندی و تعدادی دیگر که آن زمان می خواستند به زاهدان بروند و اسلحه تهیه کنند و در میانه راه به خانه ما آمده بودند.
پس از دو ساعت گپ و گفت محمد صنعتی و نعمت احمدی نشست تاریخ معاصر کرمان در کافه آپارتمان به پایان رسید. نشستی که در آن تاریخ کرمان ورق خورد.