بایگانی مطالب نشریه

شمارۀ اول «جُنگ مس» منتشر شد

شمارۀ اول «جُنگ مس» منتشر شد
شمارۀ اول «جُنگ مس» گاه‌نامۀ فرهنگ و هنر استان کرمان منتشر شد. این مجموعه در 288 صفحه، شامل هشت فصل است که به فرهنگ، شعر، ادبیات داستانی، هنرهای نمایشی، هنرهای تصویری، موسیقی، هنرهای تجسمی و… اختصاص یافته‌اند. در پشت جلد شمارۀ اول، در معرفی این مجموعه آمده است: «جُنگ مس، با نگاهی به یک سنت ادبی و به منظور گرد آوردن آثار ارزشمند ادبی و هنری در حوزۀ جغرافیایی کرمان شکل گرفته است. ادب و هنر کرمان، با همۀ غنا و گستردگی‌اش، بازتاب روشنی در فضای ادبی ایران امروز ندارد؛ جز آن‌ها که به همت خود در سطح ملی نامی برآورده‌اند و مشغول فعالیت هستند. بنابراین، هدف اول ما ضبط و ثبت صداهایی است که کم‌تر انعکاس پیدا کرده است. » و در بخش دیگری اشاره شده: «این نشریه، مجالی است برای گفت‌وگو و فرصتی است برای روبه‌رو و در کنارِ هم نشستنِ اهالیِ دغدغه‌مندِ فرهنگ و هنر استان کرمان». رویکرد محتوایی «جُنگ مس» بر همین اساس تعریف شده و مطالب متعددی در قالب میزگرد، مصاحبه و یادداشت، به رشته‌های مختلف هنری اختصاص یافته است.

کاشفان فروتن

گروه فرهنگ و هنر- قدسی صباحی شاعر متولد 1339 در کرمان است از او مجموعه ی شعر سپید « چه خطی را به تو بسپارم» در سال 1387 چاپ و منتشر شده است او علاوه بر شعر آزاد ، غزل هم می نویسد مجموعه‌ی شعر جدیدش با نام « همین خط ساده را گفتم»
در دست انتشار است چند کار منتشر نشده از او را می خوانیم:
1
چه قدر بایستم
در صندوق پستی ات
تا کبوترم برسد
2
دیوار
شنیدن را تکثیر می کند
بهار
چشم زمین را

کوچه
خودش را لمس می کند
وقتی صدایی نمی شنود
3
مشت هایم خالی می شوند
وقتی انگشت تو
صدایم را لمس می کند
4
گفتی بایست تا نفس بکشم
نشستم در برگ های روزنامه
پرنده در سنگینی کلمات ایستاد
5
درگیر می کنم
هزاران ماهی را
در افکار تُنگ
سهم من
کلاغی بدون تقویم
6
گذشت
از میان ابرهای کوتاه
به همراهی اسبی
که یال برگردنش نبسته بود
7
دست هایت را
تا شعری دور دست
به من بده
8
باغ ها در خیال آبادی
کوه سر به دامنش گذاشته
تا برگردی
9
می خواستم تو باشم
نگفتم
از گلویم چکیدی
و حرف هایت سینه ام را شکافت
تا در جریان کاج محو شوی
10
تو رو به روی منی ماهی سبوی من
و در گلوی منی بغض تو به توی من
حصار دامن انگشت های من پُر گُل
چکیدن قلم شبنم گلوی منی
شکسته روی تب آب ماهی بی تاب
شراب ساحل آبی به جست و جوی منی
به پایت آمده بودم به پایم آمده ای
دو دست در پی من گرم رو به روی منی
نشسته ای به سفرنامه های خاموشم
صدای ریزش اندام قصه گوی منی

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

سوم آبان ماه سالروز درگذشت فریدون مشیری
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

سوم آبان‌ماه سال‌روز درگذشت فریدون مشیری است؛ شاعری که شعر «کوچه»‌اش یکی از محبوب‌ترین شعرهای دهه‌های اخیر بوده است.
بفریدون مشیری 30 شهریورماه سال 1305 در تهران به دنیا آمد. از همان کودکی به شعر علاقه داشت و از شعرهای دوران دبیرستان و سال‌های اولیه‌ دانشگاه، دفتر شعری از غزل و مثنوی نوشت، اما آشنایی با قالب‌های شعر نو، او را از ادامه‌ شیوه‌ کهن بازداشت.
مشیری نخستین مجموعه شعرش را با نام «تشنه توفان» در سن ۲۸سالگی، با مقدمه محمدحسین شهریار و علی دشتی در سال ۱۳۳۴ منتشر کرد..»
معروف‌ترین اثر این شاعر، شعر «کوچه» نام دارد که ابتدا در اردیبهشت ۱۳۳۹ در مجله «روشنفکر» منتشر شد. این شعر از آن زمان تا سال‌ها بعد و حتا تا کنون یکی از محبوب‌ترین شعرهای معاصر حتا از نظر کسانی است که چندان اهل شعر و ادبیات نیستند
از فریدون مشیری مجموعه‌های شعر «تشنه توفان»، «گناه دریا»، «نایافته»، «ابر و کوچه»، «بهار را باور کن»، «از خاموشی»، «مروارید مهر»، «آه باران»، «از دیار آشتی»، «یک آسمان پرنده»، «تا صبح تابناک اهورایی»، «با پنج سخن‌سر»، «لحظه‌ها و احساس» و «آواز آن پرنده غمگین» به چاپ رسیده است.
از او تعدادی مجموعه به صورت گزینه شعر نیز منتشر شده که عبارت‌اند از:‌ «پرواز با خورشید»، «برگزیده‌ها»، «گزینه اشعار»، «سه دفتر»، «دلاویزترین»، «زیبای جاودانه»، «ریشه در خاک» و همچنین برگزیده‌ای از کتاب اسرارالتوحید به نام «یکسان گریستن».
این شاعر به موسیقی ایرانی هم توجه خاصی داشت و در سال‌های ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ عضو شورای موسیقی و شعر رادیو شد.
فریدون مشیری سوم آبان‌ماه سال ۱۳۷۹ در سن ۷۴سالگی در تهران درگذشت. پیکر مشیری در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد.

به همین سادگی

به همین سادگی

مهناز رجبی زاده

جلسه داستان « هزار و یک شب » وابسته به موسسه ی فرهنگی هنری «هوای تازه امروز» به مدیریت لیلا راهدار چهارشنبه عصرها در مرکز کرمان شناسی برگزار می شود داستان کوتاه « به همین سادگی» نوشته ی مهناز رجبی زاده عضو این جلسه است
چشم‌های سیاه خرگوش‌ها نیمه‌باز مانده است. حسن پشت وانت کنار دو خرگوشش می‌ایستد و به چشم‌هایشان خیره می‌شود. انگار جاوید را در چشم‌هایشان می‌بیند. می‌خواهد توی کوچه پس کوچه‌های روستا دنبالش کند و او را بچسباند به دیوار فرسوده‌ای و آن قدر کتکش بزند تا برق از چشم‌هایش بپرد و دیوار گلی روی سرش آوار شود. این را می‌خواهد با تمام وجودش، آن وقت آرام می‌شود، همینطور زنش. اما حالا کمی سرش درد می‌کند و جاوید هم خودش را گم و گور کرده است. خرگوش‌ها را به حال خودشان رها می‌کند. از پشت وانت پایین می‌پرد و تفی حواله‌ی زمین می‌کند. ماشین را روشن می‌کند، گاز می‌دهد. روستا را که پشت سر می‌گذارد، وارد جاده می‌شود. جاده‌ی خاکی مثل یک مار خسته جلوی چشمش پیچ و تاب می‌خورد. گرد و خاک پشت وانت سایه می‌اندازد و لاشه ‌ی خرگوش‌ها را پنهان می‌کند. روباهی مثل یک تیر که از تفنگی رها شود از جلوی وانت رد می‌شود و دورتر خودش را پشت تپه‌ای پنهان می‌کند. ترمز می‌کند.« لامصب » این را می‌گوید و به صندلی تکیه می‌دهد.
کفش‌های خاکی‌اش را نگاه می‌کند. لحظه‌ای زنش با کفش‌های خاکی بی‌پاشنه توی ذهنش قدم می‌زند. جاوید را نفرین می‌کند. با خودش می‌گوید: خنده‌ای یادت بدم تا آخر عمر فراموش نکنی، شوخی می‌کنی. جاوید به پدرش گفته بود: محض خنده و شوخی سگم را دنبال زن حسن کرده بودم. سگ بیچاره که نمی‌خواسته گازش بگیره. پدر جاوید هم گفته بود: حالا یه شوخی کرده، بچگی کرده، خریت کرده تو که بزرگتر هستی ببخش. با یادآوری این چیزها دستش را از روی بوق بر‌می‌دارد. پوزخندی صورتش را می‌پوشاند، شبیه همان پوزخندی که وقتی تیر را وسط پیشانی سگ زبان بسته خالی کرده بود. جاوید را نبخشیده بود، آبروی زنش را توی ده برده بود. حسن وقتی سگ را نفله کرده بود گفته بود: بعد نوبت خودش. اما جاوید هم به تلافی سگش از دیوار خانه حسن پریده و رفته سم ریخته و خرگوش‌ها را تلف کرده بود. حسن هم انگار آوردن خرگوش‌های مرده را بهانه کرده تا بتواند تنهای تنها به تمام اتفاقاتی که پیش آمده فکر کند. به زنش که چطور کنار جوب مثل یک مرده افتاده بود. بدون کفش با جوراب‌های پاره پوره. کفش‌هایش را زنها توی کوچه پیدا کرده بودند بدون پاشنه. آنقدر دویده بود. این را زنش گفته بود. پاهایش پیچ خورده و پاشنه‌ها از کفش‌ها جدا شده و چند قدم جلوتر نقش زمین شده و دیگر چیزی نفهمیده بود. زنها بالای سرش آمده و آب پاشیده بودند به سر و صورتش و او را به هوش آورده بودند. سگ هم ترسیده و رفته بود. حسن زمزمه می‌کند: می‌کشمت نامرد، کجایی. یادش می‌آید که پدر جاوید با حالت قوز کرده‌ای گفته بود: نمی‌‌دونم جاوید کدوم گوریه، شاید رفته شهر پیش قوم و خویشی. سویچ را می‌چرخاند. جاده پیش رویش است. تپه و روباه را پشت سر می‌گذارد.
شاید جلوتر پیاده شود و خرگوش‌ها را توی دشت بیندازد و دور بزند و برود خانه. فکر جاوید راحتش نمی‌گذارد. جلوتر که می‌رود ماشین را خاموش می‌کند. پیاده می‌شود. هوای خنک غروب را نفس می‌کشد. پشت وانت می‌رود. یکه می‌خورد. مثل لحظه‌ای که توی بی‌خیالی یکی از خرگوش‌هایش انگشت اشاره‌اش را گاز گرفته بود. آب دهانش را قورت می‌دهد. به ته وانت خیره شده، خرگوش‌ها را فراموش کرده و نبودشان را احساس نمی‌کند. شاید روباه پشت تپه… اطرافش را نگاه می‌کند. یک قدم عقب، یک قدم جلو می‌گذارد. بالای وانت می‌پرد. جلوتر که می‌رود جاوید سرش را بالا می‌گیرد. کز کرده، مثل حیوان ضعیفی که از آدمها ترسیده باشد. اما حسن ترسی توی چشم‌هایش نمی‌بیند. دهانش نیمه باز مانده است. می‌خواهد مشتش را حواله جاوید بکند تا تمام دندان‌هایش همزمان توی دهانش بیفتند. حسن تف می‌اندازد. « عوضی» این را می‌گوید و یقه جاوید را می‌گیرد و از زمین مثل خرگوشی بلندش می‌کند. تقلایی نمی‌کند. حسن مات و مبهوت می‌ماند. با دیدن این وضعیت هولش می‌دهد. کف وانت می‌افتد. حسن می‌گوید: چیزی نداری بگی ها. و بلند بلند می‌خندد. خنده‌ی عصبیش جاوید را از جایش بلند می‌کند. لباس‌هایش را می‌تکاند. دستهایش را بو می‌کند. فکر می‌کند بوی خرگوش مرده بدهد. اما بویی احساس نمی‌کند. رو به حسن خونسرد می‌گوید: بو نمی ده. و نگاهی به آسمان می‌کند. حسن حالتی در صورت سبزه‌اش پیدا نمی‌کند. انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است. هوا داره تاریک می‌شه. این را جاوید می‌گوید و از وانت پایین می‌پرد. حسن مشتهای گره کرده‌اش را باز میکند. به دشت خیره می‌شود. صداهایی از دور می‌شنود. صدای سگ ، روباه. اما صدای بوق وانت صداهای دشت را خفه می کند.

پِپِرمِه

پِپِرمِه

دیرو یکی اَ همکارا که تازه از زیارت وَرگَشته بود، یه خُردو آبنِبات مَشدی و نخود کشمش بِرا بَچّا اداره اورده بود؛ آبنبات مَشدیا مِنو یاده پِپِرما نَن آقا اِندوخت. مَ چار سالم بود زَرامَم بیشتر نِدوشت. هر وقت میرفتیم پیشش (پیش نَن آقا) هر کاری که بِراش میکِردیم بابِتِش بهمون پِپِرمه میداد.نَن آقا کاراکتر عجیبی بود. لاغر و کشیده، پوست تیره و چروکیده ای دوشت مِثِ آلو خشکو، با یه عینک بزرگی که یکی اَ دستاش شکسته بود، خودش با کِش درستش کِرده بود. صدای ظریف و تیزش آدِمه به خنده مِنداخت. مارِ خیلی دوس میدوشت تا میدیدِتمون ایقَ ماچ و بوسمون میکِرد که بودِ صورتِمون خیس میشد. خدا رَمِتِش کنه… یه اتاق کوچِکی دوشت که بودِ وسایلشو چیده بود دور تا دورِش ؛ خودش وسط اتاق مینشِست دَس دراز میکِرد و ور میدوشت. وَرخاطرِ هِچّی مِنِتِ هِشکیو نمیکشید. دِما غروب یه روز جُمه بود، نَن آقا و عمه رفته بودن مسجد.
– زَرا مَ دلم پِپِرمه میخوا!
– مِنم هَمتو تو.
را میبرم کجا میذوشتشونف رفتیم تو انبار، درِ گنجه ری قفل نِکیرده بود، هِچ وَق قفل نمیکرد مِگَر ای که میخواس بره به سِفر. یه تُنک شیشه ای پُرِ پِپِرمه. بِرا ما یه دنیا بود. هول کِرده بودیم، دستامونِ یکی یکی میکِردیم تو تُنگ مُش مُش پُر میوردیم بیرون. کیسامون دِگه جا نِدوشت…ناقافلی نِفهمیدیم چِ طو شد!!!! مَ فک کِردم زَرا تُنگِ گرفته، زَرامَم فک کِرد مَ تُنگِ رِ گرفتم؛ تسنگِ ول کِردیم افتاد وَرزِمین بودِش اِشکست. زَرا جَلدی پِرید جارو خاک انداز اُورد جِمِشون کِردیم رِختیمِشون تو گونی گُذوشتیمشون سِرِ کوچه، پِپِرمارَم قام کِردیم. نَن آقا و عمه که اومِدن خدا خدا میکِردیم سراغ گنجه نِرَن. فرداش همه چی اَ یادمون رفته بود. نزدیکا ظهر دَس پا نَن آقارِ مالیدم، آرتارَم همرا مَش صغرا بردم تو انبار نَن آقا رفت تو انبار برام پِپِرمه بیاره پیداشون نِکِرد. عمه رِ صدا زد: مهین! مَ که چِش چال دُرس حسابی ندارم تو بیا بگرد ببین تُنگ پِپِرمه هارِ میبینی؟ حتمنی مَش صغرا اومِده جا به جاشون کِرده.
یهو اَ یادم اومد:نمیخوا نَن آقا باش بعدا.سِرِ سفره مَم چَن باری به عمه گف. – مَش صغرا تو به گنجه مَ دست زِدی؟
– مَ چی کارم به گنجه خودت یه جایی گذوشتیشون یادت نی…
– حالو دِگه مَ کم حواسم؟دیگ به دیگ میگه روت سیا.
ازی ماجرایه هفتهویی گذشت…رو پُش بوم با ماشو دراز کشیده بودیم کفترا مَمَدترکه رِ نگا میکِردیم، پِپِرمه میخوردیم، اومدم یه اسپریچو قِشنگی که قاطی کِفترا شده بود نشون ماشو بدم یه پَرک پِپِرمه ای لیز خورد رفت تو حلقومم گیر کِرد. نمیتونستم نفس بکشم؛ دَس پام کِرِخت شده بود.ماشو داد زد : مَش صغرا مَش صغرا جلدی بیا ماشو خِفه شد…داره میمیره! مَش صغرا پا تِنور بود فرز مثه قرقی پِرید بالا پُش بوم اووِریم کِرد دوتا مشت محکمی زد وَرپشتم پِپِرمه پرید بیرون، ما بقی پِپِرمامَم رِخته بودن روپُش بوم . نَن آقا و عمه و نَنا همه جَم شده بودن ور تو حیاط.
– چی شده مَش صغرا؟!ای همه داد و قال وَرخاطره چیزه؟؟؟؟
– مَش صغرا: هچییییی فک کنم تنگ پِپِرمارِ پیدا کِردم!
(یادش بخیرررر، خداهمشونِ بیامرزه)

شش دهه فعالیت مستمر فرهنگی

خاطرات و فعالیت های محمد صنعتی با نظری به تحولات و رخدادهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ورزشی کرمان در هفت دهه اخیر
شش دهه فعالیت مستمر فرهنگی
بخش هفتاد وهفت

از این شماره روزنامه و در ادامه خاطرات و فعالیت‌های آقای صنعتی، به عرصه فرهنگی و تلاش‌های وی در این حوزه خواهیم پرداخت.

فعالیت‌های فرهنگی
محمد صنعتی در طول شش دهه فعالیت‌های مستمر و بی‌ وقفه در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و ورزشی، به دلیل علاقه ذاتی به امور فرهنگی، هیچ گاه از این مقوله نیز غافل نمانده و در هر برهه و به هر طریقی، در این وادی نیز حضوری موثر داشته است. بر این مدعا تنها می‌توان به کتابخانه غنی و ارزنده شخصی وی، که بالغ بر هشت هزار جلد کتاب در حوزه‌ تاریخ، سیاسی، خاطرات رجال سیاسی، اجتماعی و ادبیات و شعر است، اشاره نمود و یا از گنجینه ارزشمند روزنامه‌ها (1) و عکس‌های شخصی وی یاد کرد که در نوع خود در منطقه کم نظیر است.
محمد صنعتی در خصوص فعالیت چند دهه‌ی خود در این عرصه می‌گوید: «از دوران جوانی علاقه زیادی به مطالعه و دانستن داشتم، به نحوی که از آن تاریخ تا کنون، کتاب و کتاب‌خوانی یکی از ارکان اصلی زندگی‌ام بوده و هست. به خاطر دارم بسیار شب‌ها، خسته از فعالیت‌های مختلف، به منزل که می‌رسیدم، تا چند صفحه‌ای از یکی از کتاب‌های مورد علاقه‌ام را نمی‌خواندم، به خواب نمی‌رفتم؛ عادتی که هنوز وجود دارد و بدون اغراق به طور متوسط روزی دو ساعت را مشغول مطالعه هستم.
از آنجایی که از دوران نوجوانی (فعالیت در کارخانه خورشید)، پایم خواسته و ناخواسته به مسایل سیاسی کشانده شده بود، برای درک بهتر حوادث و اتفاقات رخ داده در کشور و پیرامونم، تمایل زیادی به مطالعه کتاب‌های تاریخی، سیاسی و خواندن مطبوعات و روزنامه‌ها داشتم و سعی می‌نمودم جواب مجهولات و مطالبی که دیگران از توضیح آن‌ها قاصر بودند را از طریق مطبوعات و کتاب پیدا نمایم.
به خوبی به خاطر دارم (همان گونه که قبلاً هم ذکر کردم) در سال 1327 ش. در پی ترور محمدرضا پهلوی، روزی در محوطه کارخانه خورشید، تعد‌ادی از کارگران تجمع نموده و شخصی برای آنان سخنرانی می‌نمود. در سخنرانی گفته شد که تمامی کارگران بایستی به تلگراف‌خانه کرمان بروند و در آنجا متحصن شوند. قبل از این که به تلگراف‌خانه برویم، از یکی از سرکارگرها که نقشی موثر در تهییج کارگران داشت، پرسیدم به چه علت باید به تلگراف‌خانه برویم و متحصن بشویم؟ سرکارگر کمی مکث نمود و گفت: و الله به درستی نمی‌دانم، فقط می‌دانم گویا «مؤسساتی هست».
این جواب مبهم نتوانست من را قانع کنم و به رغم سوال از چندین نفر دیگر، نتوانستم پاسخی قانع‌کننده دریافت نمایم. تا این که حدود 7 ـ 8 روز بعد که روزنامه‌ی «شهرآشوب» به کرمان رسید، متوجه شدم که علت رفتن ما در آن روز به تلگراف‌خانه و تحصن، درخواست برای تشکیل «مجلس مؤسسان» و انتخاب جانشینی برای شاه بوده است. روز بعد که به کارخانه رفتم، با خوشحالی اطلاعات خود در این زمینه را به دیگر کارگران منتقل نمودم.
از همان دوران با اشتیاق فراوان، تقریباً تمامی روزنامه‌ها و مطبوعات منتشره در کرمان و روزنامه‌های سراسری را جمع‌آوری و به صورت آرشیو نگه‌داری می‌کردم. در کنار آن، خرید و مطالعه کتاب را نیز به صورت جدی انجام می‌دادم که اکنون ماحصل آن، کتابخانه‌ای بالغ بر هشت هزار جلد کتاب است. در دوران فعالیت در هیئت مشورتی و انجمن شهرستان کرمان، تقریباً با اکثر مراکز آموزشی و فرهنگی همکاری داشتم و سعی می‌نمودم در حد توان، به هر طریق ممکن گرهی از کار این مجموعه‌ها بگشایم، و از این رو به طور معمول از این گونه مراکز و نهادها جهت عضویت در شورای آنان دعوت می‌شدم، از جمله هیئت منصفه مطبوعات در سال‌های 1355 ش. بود.
[متن سند]:
وزارت اطلاعات و جهانگردی
اداره کل اطلاعات و جهانگردی استان کرمان ـ شماره: 5559 ـ تاریخ: 19/12/35 [1355]
به: جناب آقای محمد صنعتی
از: اداره کل اطلاعات و جهانگردی استان کرمان ـ موضوع: عضویت
با کمال خوشوقتی به استحضار می‌رساند که به موجب تصمیم متخذه در جلسه تاریخ 8/12/35 انتخاب هیئت منصفه مطبوعات و در اجرای ماده 33 لایحه مطبوعات، جناب عالی به عضویت هیئت منصفه مذکور برگزیده شده‌اید، خواهشمند است ظرف مدت سه روز قبولی کتبی خود را به این اداره کل اعلام دارید. ضمناً عدم جواب در حکم قبولی خواهد بود.
[امضا]: پرویز موفق مقدم ـ مدیر کل اطلاعات و جهانگردی استان کرمان.
از دیگر مراکز فرهنگی قبل از انقلاب اسلامی که بنده در آن عضویت داشتم، باید به «شورای آموزش و پرورش منطقه» باید اشاره نمایم.
این شورا که شامل مدیر کل آموزش و پرورش، مدیر کل امور اقتصادی، چند نماینده از طرف مردم، رئیس انجمن شهرستان و … بود، در جهت مرتفع نمودن مشکلات امور آموزشی و فرهنگی و بررسی ساخت و تأسیس مراکز فرهنگی و آموزشی در سطح استان می‌پرداخت (2)، که از جمله فعالیت‌های این شورا، نظارت بر چگونگی ساخت و فعالیت مراکز احداثی «محمد علی آرشام» بود که در ابتدا به عنوان «مدارس جامع آرشام» و سپس به «بنیاد آرشام» تغییر نام داد.
از دیگر مواردی که بنده از دوران جوانی ـ در اندک اوقات فراغت در آن دوران تا کنون ـ بدان تعلق خاطر داشته و دارم، نگارش مطالبی برای روزنامه‌ها بوده است. البته باید به این نکته اشاره نمایم که عمده مطالب من در دوران فعالیت‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، بیان مسایل انتقادی از عملکرد برخی از ادارات و مسئولین و یا پیشنهاداتی بود که به نظرم انجام آنان به حال شهر و همشهریانم مفید بود، از این رو طرف خطابم اکثراً مسئولین و مدیران ادارات و نهادهای دولتی بودند.
ـ انتقاد از لوله کشی آب کرمان
از جمله در حدود سال‌های 1339 ش. که لوله‌کشی آب شرب محلات کرمان در حال انجام بود، با مشاهده لوله‌کشی خیابان شاهپور (شریعتی) مقاله‌ای انتقاد‌آمیز در روزنامه فاتح نوشتم و به مسئولین شهر و سازمان آب اعلام نمودم که لوله‌کشی این خیابان بدون هیچ گونه آینده ‌نگری انجام گرفته است و این لوله‌کشی نه تنها برای آینده، بلکه جوابگوی حال نیز نمی‌باشد و در پایان چند پیشنهاد برای مرتفع نمودن مشکل فنی آن دادم. انتشار این مطلب باعث شد تا چند روز بعد «عبدالوهاب اقبال» استاندار وقت کرمان، نامه‌ای برای بنده نوشته و ضمن تشکر از بنده، اعلام نموده بود که مشکل مطرح شده به همراه پیشنهادات به سازمان آب منعکس گردیده و از مسئولین خواسته است تا سریعاً نسبت به حل آنان اقدام نمایند.
یا در مطلب دیگری از سازمان آب و نحوه توزیع آب آشامیدنی شهر کرمان در سال 1346 ش. انتقاد نمودم، بدین مضمون: «… سازمانی در کرمان تشکیل شده به نام سازمان آب، با آلاف و اولوف فراوان و تشریفات بسیار و رئیس و مدیر عامل و عضوهای متعدد و دم و دستگاهی عظیم که واقعاً تماشایی است، برای چه؟ برای آبی که هنوز با بشکه و گاری توزیع می‌شود و عضو هیئت مدیره‌ای که هنوز از ماهیت این سازمان اطلاع کاملی ندارد و آن را وابسته به وزارت آب و برق می‌دانند؟ و عضو دیگری که استعفا می‌کند و دوباره بر می‌گردد و تصویب ‌نامه‌هایی که یک بار صحه گذاشته می‌شود و چون صدای اعتراض مردم بلند می‌شود، مخدوش اعلام می‌گردد و رییسی که به وظایف مربوطه آشنا نیست و با کم‌ترین انتقادی می‌هراسد و به جای رفع نقایص به منتقد حمله می‌کند.
قضیه روشن‌تر این است که چندی پیش در باره تجارت‌خانه‌ای که به نام سازمان آب تشکیل شده، انتقاداتی به میان آمد و این انتقادات بر اساس اعتراضات مردم بود. تا اینجا معلوم شده حق با مردم است … جناب آقای رییس سازمان آب، خوب بود به جای وحشت از انتقاد که لازمه پیشرفت و بهبود امور جاری مملکت است به خواسته‌های مردم توجه می‌کردید و به کارهای سازمان آب سامان می‌دادید و بالاخره شما باید بدانید برای تأمین آب مردم و حل این مسئله که مبتلا به شهر کرمان است اقدامات اساسی لازم است که انجام شود تا به این وضع افتضاح آمیز یعنی توزیع آب، آن هم با بشکه و دست‌های آلوده به انواع میکرب و فروش آب به هر قیمت خاتمه داده شود.
مایه تأسف است که در مرکز یک استان بزرگ هنوز آب با بشکه و به قیمت سرسام‌آور و گزاف آن هم بین بعضی افراد توزیع می‌شود و بقیه باید از همین آبی که آلوده به گچ و شن و میکرب می‌باشد، مصرف نمایند.
آن وقت آن همه خرج تراشی به اسم سازمان آب برای مردم درست کرده‌اند و یکی از مسایل اساسی این شهر یعنی آب مصرفی مردم را بازیچه خویش قرار داده و با گران کردن آب‌بها و مشکلات مصنوعی و افزایش عوارض و هزار بهانه‌تراشی دیگر به جای خدمت، به مردم دهان‌کجی می‌کنند.
کرمان ـ محمد صنعتی» (4).

پی نوشت:
(1) ـ این مجموعه غنی شامل تمامی روزنامه‌های اطلاعات از 1304 ش. روزنامه‌های کیهان، آیندگان و … از 1340 به بعد و تقریباً اکثریت روزنامه‌های محلی و دوره‌های کامل مجلات: خواندنی‌ها، اکونومیسم، یغما، سخن، رنگین‌کمان، سخن روز و … می‌باشد.
(2) ـ بد نیست در اینجا که صحبت از شورای آموزش و پرورش منطقه کرمان شد، به خاطره‌ای جالب از مرحوم «محمدعلی یاسائی» اشاره نمایم. وی که از افراد فعال و از اعضای این شورا بود، به دلیل رگ‌گویی و بذله‌گویی در شهر کرمان مشهور بود. در جریان انتخابات همین شورا، چون محمدعلی آرشام (رئیس سازمان ساواک استان کرمان) با اعمال نفوذ، تمایل داشت یکی از افراد وابسته به خود را به عنوان رئیس این شورا برگزیند، مرحوم یاسائی از عضویت در شورا استعفا داد. وقتی از او دلیل استعفایش را پرسیدند، گفت: در ابتدا باید حکایتی را برایتان نقل کنم، تا علت استعفای بنده را به خوبی درک نمائید. وی در ادامه گفت: آورده‌اند در گذشته، تاجر متمولی که در حال فوت بود، تمامی اهل منزل و دوستانش را جمع و از همگی طلب حلالیت نمود. سپس تمامی حیواناتی که سالیان طولانی در امر تجارت برای او کار کرده بودند جمع نمود و از آنان نیز طلب حلالیت نمود. در این میان شتری که سال‌ها سر قافله کاروان تجاری او بود، به سخن درآمد و گفت: من از جهت بارهای متعددی که برای تو حمل نموده و مسیرهای طولانی که در بیابان‌ها و صحراها ـ تشنه و گرسنه ـ رفته‌ام، تو را حلال می‌کنم، اما به خاطر ظلم بسیار بزرگی که در یک سفر به من نمودی، نمی‌توانم تو را ببخشم و آن این بود که در یکی از سفرها، مهار مرا به دنبال یک خر بستی؛ این بزرگ‌ترین توهینی بود که تو در حق من کردی! لذا بنده هم به دلیل همین توهین بزرگی که در حق من شده و باید عضو شورای باشم که آقای …. رئیس آن شده، از عضویت در این شورا استعفا می‌دهم (محمد صنعتی).
(3) ـ روزنامه اطلاعات، شنبه 30 دی 1346، شماره 12491.
(4) ـ همان، همان شماره.

اخبار آبفا

بیش از 8600 دستگاه کنتور خراب در استان کرمان تعویض شد
محمد طاهری مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره شرکت آب و فاضلاب استان کرمان گفت: به منظور کاهش آب بدون درآمد و همچنین جلوگیری از پرت آب و دقت در تعیین مصارف مشترکین از ابتدای سال جاری تا پایان شهریور ماه 8639 دستگاه کنتور خراب در استان کرمان تعویض شد. وی افزود: این تعداد کنتور خراب در شهرستان های بافت (276)، بردسیر (309)، بم (917)، جیرفت (417)، راور (151)، رفسنجان (548)، زرند (368)، سیرجان (1952)، شهربابک (469)، عنبرآباد (159) ،کرمان (2483) و کهنوج (590) تعویض گردید. مدیرعامل شرکت آبفای کرمان در ادامه بیان داشت: تعداد کنتورهای تعویض شده در 6 ماهه نخست سال جاری در مقایسه با مدت زمان مشابه سال قبل ،1617 دستگاه افزایش داشته است. طاهری در پایان با اشاره به اینکه کنتور های خراب و انشعابات غیر مجاز یکی از عوامل پرت آب در استان می باشند یادآور شد : تعویض کنتورهای خراب علاوه بر اینکه از پرت بیش از اندازه آب و اثرات منفی آن بر تأسیسات آب رسانی جلوگیری می کند، شرایط لازم جهت کنترل مصرف و خدمات رسانی شایسته تر به مشترکین و شهروندان را نیز فراهم می نماید.

بیش از 512 هزار مترمکعب فاضلاب شهر کرمان جمع آوری شد
طی مهر ماه سال جاری 512237 مترمکعب فاضلاب شهر کرمان جمع آوری شد. هادی دهقانی مدیر بهره برداری فاضلاب شهر کرمان گفت: طی ماه گذشته ورودی فاضلاب به تصفیه خانه فاضلاب شهر کرمان 512237 مترمکعب مترمکعب و حجم فاضلاب تصفیه شده در این مدت 501992 مترمکعب می باشد. دهقانی در ادامه افزود: همچنین در این مدت 212 مورد آزمایش در آزمایشگاه تصفیه خانه فاضلاب شهر کرمان انجام گرفت .گفتنی است حجم فاضلاب جمع آوری شده در مهر ماه نسبت به شهریور ماه 16285 متر معب افزایش داشته است.

بهای آب باید قانونمند شود
نماینده مردم رفسنجان و انار در مجلس شورای اسلامی گفت: بهای آب باید تعریف و قانونمند شود و تاکنون آب به صورت ارزان در اختیار همگان قرار گرفته است. به گزارش ایرنا حسین آذین در نشست شورای حفاظت از منابع آب که در محل فرمانداری این شهرستان برگزار شد افزود: برای تولید یک کیلوگرم هندوانه تا 500 متر مکعب آب مصرف و در بازار 200 تا 300 تومان عرضه می شود . وی خاطرنشان کرد: سال هاست که شهرستان رفسنجان به بحران آب گرفتار شده است .وی گفت: 85 درصد منابع آبی در کشور استفاده شده و ایران در حوزه برداشت آب از سفره های زیرزمینی در دنیا بعد از مصر قرار دارد .نماینده مردم رفسنجان و انار در مجلس شورای اسلامی بیان کرد: در ماده 11 قانون اساسی حفظ، نظارت و اجازه بهره برداری از منابع آبی به دولت واگذار شده و باید سیاست گذاری شود که در این راستا یکی از تبصره های این قانون بسته شدن قنوات است و آموزش صحیح استفاده از منابع آبی به عامه مردم نیز در این قانون آمده است .وی افزود: برخی کارشناسان معتقدند که 30 درصد باغات اضافی هستند و باید به جای آنها کشت گلخانه ای صورت گیرد لذا تغییر الگوی کشت مناسب کم آبی باید به تایید برسد که هنوز این امر محقق نشده است. آذین با بیان اینکه در کشور 750 هزار حلقه چاه کشاورزی وجود دارد خاطرنشان کرد: از این تعداد 350 هزار حلقه چاه غیر مجاز است که باید تعیین تکلیف شوند .وی نصب کنتور هوشمند بر موتورپمپ های کشاورزی را در کنترل برداشت از منابع آبی زیر زمینی مفید دانست و گفت: آب کشاورزی قیمت ندارد و دولت به دنبال این است که قیمت آب را تعیین کند و بواسطه این قیمت به کشاورزان آب ارائه دهد و اگر در کشاورزی به صرفه نیست این آب می تواند به بخش صنعت واگذار شود .

فیلترینگ کانال‌های غیراخلاقی تلگرام

فیلترینگ کانال‌های غیراخلاقی تلگرام

سخنگوی وزارت ارشاد با بیان اینکه اختلال در شبکه اجتماعی تلگرام ربطی به فیلتر کردن آن ندارد، در عین حال از پیگیری قانونی برای مسدودسازی کانال‌های غیراخلاقی آن خبر داد. حسین نوش آبادی دیروز در نشستی خبری درخصوص مسئله فیلترینگ تلگرام و اختلالاتی که اخیرا در برقراری ارتباط در این شبکه اجتماعی در کشور به وجود آمده است گفت: ما علی الاصول معتقدیم که استفاده از شبکه های اجتماعی در صورتی که برای جامعه مفید باشد و آمیخته با مسائل غیراخلاقی و ضد فرهنگی نباشد، ایرادی ندارد و دولت هم با آن همراهی می‌کند و تا الان هم اقدامی برای فیلترینگ شبکه های اجتماعی در دولت انجام نشده است. وی سپس گفت: اما در مورد تلگرام چند بار از طرف جمهوری اسلامی ایران برای مسئولان تلگرام، پیام‌هایی فرستاده شد و تماس‌هایی گرفته شد برای اینکه برخی کانال‌های غیراخلاقی را مسدود کند.
این درخواست در ابتدا مورد توجه مدیران تلگرام قرار گرفت و تا مدتی این کانال‌ها مسدود بود اما متاسفانه این مسئله تداوم پیدا نکرد و به آنها گفته شد که اگر این کار را انجام دهند، ما ناچاریم که قضیه را به شکل جدی تری پیگیری کنیم. نوش آبادی گفت: اختلالی که اخیرا در ارتباط با شبکه تلگرام در کشور به وجود آمده است، ربطی به فیلتر کردن آن از طرف مسئولان دولتی و جمهوری اسلامی ندارد و اساسا این کار خارج از اختیار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و حتی وزارت اطلاعات و فناوری ارتباطات است ولی ما در کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه، تدابیری را خواهیم اندیشید و این موضوع را پیگیری می کنیم که از طریق این کارگروه پیش بینی تدوین و برای برخورد با تخلفات احتمالی در شبکه تلگرام به دولت ارائه شود. سخنگوی وزارت ارشاد گفت: ما در عین احترام به حریم خصوصی افراد و پایبندی به حقوق شهروندی، اجازه رفتارهای ضد فرهنگی و سوءاستفاده از امکانات را به افرادی که به بهانه حفظ حریم خصوصی، امنیت ملی را مورد تهدید قرار می دهند، نخواهیم داد.

آغاز شمارش معکوس برای رفع تحریم نظام بانکی

آغاز شمارش معکوس برای رفع تحریم نظام بانکی
رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی از آغاز شمارش معکوس برای رفع تحریم نظام بانکی و بانک مرکزی خبر داد و گفت: نظام بانکی این رخداد را در آینده نزدیک پیش رو دارد. به گزارش ایرنا، محمدباقر نوبخت دیروز در همایش بین المللی تراکنش که با حضور ولی الله سیف رییس کل بانک مرکزی در مرکز دائمی نمایشگاههای تخصصی شهرداری تهران در بوستان گفتگو برگزار شد، افزود: هرچند انتظارات از نظام بانکی و بانک مرکزی به درستی تحقق نیافته اما با توجه به فضای سخت و محدود کننده که به نظام بانکی کشور حاکم بوده تاکنون اقدامات ارزشمندی توسط نظام بانکی انجام شده است. وی ادامه داد: براساس آماری که مرکز آمار در روز گذشته منتشر کرد شاخص تورم برای مهرماه به روند کاهنده خود ادامه داد و به رقم 13.3 درصد تقلیل یافته ضمن آنکه نرخ تورم نقطه به نقطه 10.9 درصد و ماهانه 0.8 درصد بوده که این رقم در مقایسه با نرخ تورم 40 درصدی که در ابتدای فعالیت دولت یازدهم بود، نشان از سنجیدگی فعالیت مردان بانکی دارد.
وی با بیان آنکه تا آغاز شرایطی که کشور بدون تحریم بتواند برنامه های خود را اجرایی کند، مقطع چند ماهه ای وجود دارد، گفت: بانک مرکزی در این فاصله با بهره گیری از ابزارهای پولی و مالی می تواند خروج از رکود و رشد اقتصادی را سرعت بخشد بنابراین مردان بانکی نقش مهم و موثری در این بخش دارند. رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی تصریح کرد: پساتحریم که قرار است در قالب برنامه ششم توسعه اجرایی شود، هم اکنون در دست تهیه است لذا گسترش ابزارهای مالی در آن مورد توجه ویژه قرار گرفته است.
به گفته وی، برای دستیابی به رشد 8 درصدی اقتصاد نیاز به 800 هزار میلیارد تومان تا 1063 هزار میلیارد تومان در سال داریم که می توان بخشی از آن را از ابزارهای فناوری اطلاعات تامین مالی کرد. یادآور می شود، همایش و نمایشگاه تراکنش(ITE) با هدف گسترش همکاری بین المللی در حوزه فناوری اطلاعات صنایع مالی، کارت و پرداخت برگزار شد. گفتنی ست پس از توافق وین، مردم ایران انتظار دارند با برداشته شدن تحریم ها شرایط اقتصادی کشور بهبود یابد و تحریم های بانکی از مهم ترین تحریم هایی هستند که تاثیر زیادی بر اقتصاد ایران گذاشتند.

حواشی حضور ظریف در مجلس

حواشی حضور
ظریف در مجلس
محمدجواد ظریف دیروز برای پاسخ به سئوال نماینده زاهدان در خانه ملت حضور یافته بود که حضورش خالی از حاشیه نبود. به گزارش خبرآنلاین، در زمان حضور ظریف در صحن علنی برخی از نمایندگان با مراجعه به صندلی وی با وزیر امورخارجه احوالپرسی وخوش و بش کردند. در این میان یکی از نمایندگان دلواپس و مخالف برجام نیز با حضور در کنار ظریف، نشریه ای که مدیر مسئول آن است و به تازگی از توقیف خارج شده را به او نشان داد. روی جلد این نشریه تصویری از مقام معظم رهبری منتشر شده بود و ظریف در پاسخ به وی فقط لبخند زد. زمانی که این نماینده دست خود را نزدیک صورت ظریف برد تا لپ او را بکشد، حسن قشقاوی، معاون پارلمانی وزارت خارجه با گرفتن دست او از این کار جلوگیری کرد و به همراه یکی از نمایندگان وی را از کنار ظریف دورکرد. همچنین زمانی که ظریف قصد خروج از مجلس را داشت، عده ای از نمایندگان گرداگرد او حلقه زده و حسینعلی حاجی دلیگانی، نماینده شاهین شهر و از مخالفان برجام تا در خروجی مجلس با ظریف صحبت می کرد. درهمین حال؛ سیدمحمودنبویان، نماینده منتسب به جبهه پایداری و عضوکمیسیون برجام نیز درحال جمع کردن امضا در صحن علنی بود. او به خبرنگاران گفت: در حال جمع کردن امضاء برای تهیه نامه ای خطاب به رئیس جمهور بودم تا بر اساس فرامین رهبر انقلاب در نامه اخیر ایشان درباره برجام، دولت ملزم به بستن راه نفوذ دشمن باشد. وزیر امور خارجه در جلسه دیروز با اشاره به نامه مقام معظم رهبری به ریاست جمهوری گفت: از این پس همه در یک جبهه تلاش مستمری خواهیم داشت تا در اجرای رهنمودهای مقام معظم رهبری به بهترین نحو، برجام را به شکل اجرا درآوریم. به گزارش ایرنا وی ادامه داد: از مقام معظم رهبری برای نامه راهگشا ودستورالعمل هایی که حتما نصب العین همه ما و دستگاه های اجرایی است سپاسگزاری می کنم که رهنمودهای ایشان چراغ راه ما بوده و خواهد بود .وزیر امور خارجه اظهارداشت: از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و ریاست مجلس برای کمکی که به فهم بهتر تمامی مفاد برجام فرمودند، سپاسگزارم و از این پس همه در یک جبهه تلاش مستمری خواهیم داشت تا در اجرای رهنمودهای رهبری به بهترین نحو برجام را به شکلی اجرا کنیم که بیشترین منافع به مردم،مقاومت اسلامی و دوستداران انقلاب اسلامی متوجه شود . گفتنی است نماینده زاهدان از توضیحات ظریف قانع شد.

اعتراض به سفر جک استراو حرکتی تهدید آمیز

اعتراض به سفر جک استراو حرکتی تهدید آمیز
ایرنا خبرگزاری دولت جمهوری اسلامی نوشت: هتل عباسی اصفهان به عنوان مهمترین کانون اقامتی گردشگران خارجی عصر یکشنبه شاهد تجمع غیرقانونی حدود یکصد نفر در اعتراض به حضور جک استراو وزیر اسبق وزارت خارجه انگیس بود و صدها گردشگر با حیرت این منظره را تماشا می کردند. گرچه این اقدام در مدتی کمتر از دوساعت بدون هرگونه تنش و درگیری خاتمه یافت ولی بسرعت در شبکه های اجتماعی و رسانه های داخلی و خارجی جاری شد و زدودن آثار و تبعات منفی آن کاری دشوار است . رسانه های داخلی بطور کلی از سه منظر به انتشار اخبار این تجمع و سفر جک استراو پرداختند.
در منظر نخست رسانه های بی طرف آنچه که دریافت کرده بودند منتشر کردند، در منظر دوم رسانه های معتقد به منافع ملی با نگاه منصفانه و واقع بینانه ای به این موضوع پرداختند و در منظر سوم برخی رسانه و جریانهای سیاسی که با دولت زاویه دارند تلاش کردند تا برآیند سفر جک استراو را تهدید آمیز و از تبعات منفی برجام عنوان کنند.
از این جمله می توان به گزارشی تحریک آمیز که صبح دوشنبه از طریق یکی از شبکه های رادیویی که وظیفه ایجاد آرامش در جامعه را عهده دار است درباره سفر جک استراو به اصفهان اشاره کرد.
در این گزارش از سفر وزیر امور خارجه اسبق انگلیس به عنوان نشانه نفوذ یاد شد و مطالب ارائه شده در این رسانه که شنونده ها و مخاطبان بسیاری نسبت به سایر رسانه ها دارد بنوعی ایجاد موج منفی ، پشتیبانی از تجمع غیر قانونی و تحریک مردم به تداوم این تحرکات بود.
در عین حال موقعیت کنونی کشور با تایید و تصویب برجام (برنامه جامع مشترک) پس از دو سال مذاکرات واقعی و فشرده با گروه 1+5 در شرایط مطلوبی قرار دارد و هرگونه رفتار و واکنش نامتعارف و غیرقانونی بر این موقعیت تاثیرگذار است.
از سوی دیگر سالی را سپری می کنیم که رهبر معظم انقلاب ‹همدلی و همزبانی دولت و ملت› را بر آن نام نهاده اند و این نشان از آن دارد که همگان باید علاوه بر احترام به شعار سال که فرموده ولی فقیه است، برای تلاش دولتمردان نیز که تمام همت خود را برای سرافرازی و پیشرفت ملت بکار می گیرند مورد پشتیبانی قرار گیرند .

آیت الله هاشمی رفسنجانی: لاریجانی به روحانی گفته بود که توافق در مجلس رد نمی‌شود

آیت الله هاشمی رفسنجانی:
لاریجانی به روحانی گفته بود که توافق در مجلس رد نمی‌شود

آیت الله هاشمی رفسنجانی در گفتگویی به جزئیاتی در رابطه با برنامه هسته ای ایران و تاریخچه فنی و حقوقی این پرونده اشاره کرده است. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: بد اخلاقی‌های برخی واقعاً بد اخلاقی بود. یعنی دلواپس‌ها نه تنها در مجلس، بلکه عده‌ای از انسان‌های بی‌اطلاع را تحریک می‌کردند که حرف‌های بدی بزنند. صدا و سیما به آنها میدان می‌داد که درآنجا تحلیل‌های سطحی کنند. گزیده ای از صحبت های آیت الله هاشمی رفسنجانی با امید هسته ای را در ادامه بخوانید:
رهبری آخرین سندی را که در سعد آباد امضا شد، تأیید کردند. حتی وقتی علیه آن هیاهو شد، دفاع کردند و گفتند کار خوبی بود که انجام شد.
وقتی احمدی‌نژاد آمد و گفت که تعلیق را بشکنیم، رئیس دولت اصلاحات گفت: من نمی‌شکنم، برای اینکه یک پرونده سنگین تهدید برای دولت بعد باقی می‌ماند و من نمی‌خواهم دولت بعد از من وارث این مشکل شود. بعدها نمی‌دانم چگونه رئیس دولت وقت را قانع کردند که ایشان تعلیق را باز کرد.
آقای لاریجانی خوب پیش می‌رفت و هیاهویی نداشت و منطقی صحبت می‌کرد و داشت نتیجه می‌گرفت که عوض شد.
غربی‌ها هم نشان دادند که اگر نتوانند موضوعی را حل کنند، گزینه‌‌ی نهایی‌شان جنگ است.
در گذشته هیچ‌وقت مذاکرات هسته‌ای پیشرفت نداشت. ولی مذاکرات دولت آقای روحانی با روندی منطقی پیشرفت کرد.
ما چیزی را از دست ندادیم. آب سنگین ما هنوز سر جای خودش است. غنی سازی ما سر جای خودش است و به نسل پنجم رسیدیم و الان نسل پنجم ما می‌تواند بیست برابر نسل اول تولید کند.
اینها می‌گویند که در پروتکل الحاقی آمده که سایت‌های نظامی ما را ببینند. اما نمی‌گویند که قبل از این و در زمان احمدی‌نژاد دو بار اجازه صادر شده و آمدند و دیدند. همه‌ی اینها بهانه است و هیاهو می‌کنند.
قبلاً آقای لاریجانی به آقای روحانی گفته بود که برجام در مجلس رد نمی‌شود.