بایگانی مطالب نشریه

قانون هدفمندی یارانه ها اشتباه نبود؛ اجرای آن اشتباه بود

قانون هدفمندی یارانه ها اشتباه نبود؛ اجرای آن اشتباه بود
محمدرضا پورابراهیمی درباره روند حذف یارانه نقدی ثروتمندان اظهار کرد: حذف یارانه افراد پردرآمد براساس قانون انجام شده و مشکلی ندارد اما مواردی که اشتباها افراد واجد شرایط دریافت یارانه، حذف شده اند، باید اطلاح شود و امکان برگشت وجود دارد.
وی افزود: وضعیت برخی از این افراد توسط دولت احصاء شده و برگشت امکانپذیر است و برگرداندن افرادی که وضعیت آن ها احصاء نشده، خلاف مقررات است. پورابراهیمی در ادامه با اشاره به تعبیر برخی افراد درباره اشتباه بودن هدفمندی یارانه ها تصریح کرد: قانون هدفمندی یارانه ها اشتباه نبود بلکه اجرای آن اشتباه بود و هر دو دولت قبلی و فعلی در اجرای قانون نادرست عمل کردند.
نماینده مردم کرمان و راور در مجلس شورای اسلامی بیان کرد: در قانون هدفمندی آمده که باید مابه التفاوت قیمت انرژی به صورت نقدی و غیرنقدی به مردم برسد که دولت قبل نخستین اقدام خلاف قانون را انجام داد که مبلغی اضافه بر میزان واقعی یارانه به صورت نقد به مردم پرداخت و یارانه نقدی را به که باید به آموزش، سلامت و … پرداخت می شد، حذف کرد.
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی افزود: بحث بعدی، پرداخت یارانه براساس درآمد بود که رییس جمهور دولت قبل گفت که یارانه جزو منابع متبرک(همین لفظ را به کار بردند) است و باید به همه تعلق بگیرد و با این وضعیت، توزیع مناسب یارانه ها صورت نگرفت.

خبر

پیام رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان بمناسبت هفته دفاع مقدس
جعفر رودری، رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان کرمان به مناسبت هفته دفاع مقدس پیامی را صادر کرد. در این پیام آمده است:هفته دفاع مقدس چون نگینی درخشان بر تاریخ حماسی ایران می درخشد و ذکر حدیث هشت ساله این حماسه عظیم ملی از فداکاریها و مجاهدتهای نقش آفرینان اصلی آن که همانا رزمندگان سلحشور جبهه های حق علیه باطل بودند و نیز مقاومت و مظلومیت ملت بزرگ ایران که قله های بلند ایثار و حماسه را در راه دفاع از انقلاب اسلامی درنوردیدند موجب زنده نگه داشتن و پویایی انقلاب شکوهمند اسلامی و بیانگر آمادگی و حفظ قدرت دفاعی ایران اسلامی است. اینجانب ضمن آرزوی سلامتی و طول عمر مقام معظم رهبری (مدظله العالی) و به بهانه فرا رسیدن هفته دفاع مقدس به قطره قطره خون شهدای عزیزمان که باعث سربلندی ایران اسلامی شدند ادای احترام نموده از پیشگاه خداوند متعال پیشرفت و سربلندی میهن عزیزمان را در همه عرصه های جهانی آرزومندم.

ریزگرد 60 ریگانی را راهی
مراکز درمانی کرد
فرماندار ریگان گفت: با تداوم غلظت ریزگردها از روز گذشته تا‌کنون 60 نفر از شهروندان ریگانی راهی مراکز درمانی شدند. امین باقری در گفت‌وگو با خبرنگار فارس اظهار داشت: با تشدید ریزگردها در شهرستان ریگان از روز یکشنبه تا‌کنون 60 نفر راهی مراکز بهداشتی درمانی این شهرستان شدند. وی بیان داشت: ریزگردها از یکشنبه در شهرستان ریگان آغاز و بر غلظت آنها افزوده شده و این امر خانه‌نشینی شهروندان ریگانی را در پی داشته است‌.
باقری تصریح کرد: ریزگردها علاوه بر مشکلات تنفسی سبب کندی عبور و مرور در روستاهای شهرستان و جاده اصلی ریگان چابهار کرده است‌. فرماندار ریگان با اشاره به اینکه این ریزگردها آسمان این شهرستان را تیره و تار کرده است بر مهار ریزگردها در این شهرستان کویری تاکید کرد.
باقری گفت: تا‌کنون در زمینه مهار ریزگردها در این شهرستان اقدامی صورت نگرفته و در صورت مهار نشدن آنها وضعیت بحرانی در این شهرستان به وجود می‌آید. وی گفت: بادهای 120 روزه سیستان، خشک شدن دریاچه فصلی ریگان و خشکسالی‌های پیاپی در این شهرستان از دلایل بروز ریزگردها است. فرماندار ریگان بیان داشت: با غلظت ریزگردها در این شهرستان از کودکان و افراد میانسال خواسته شده که در منازل بمانند تا مشکلاتی برای آنها به وجود نیاید. باقری گفت: این ریزگردها همچنان در آسمان شهرستان ریگان جولان می‌دهند.

رشیدفرخی نایب رییس کمیسیون آب، محیط زیست و اقتصاد سبز اتاق ایران شد
محسن رشیدفرخی، عضو هیات رییسه اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی استان کرمان، در انتخابات هیات رییسه کمیسیون های اتاق ایران به عنوان نایب رییس دوم کمیسیون آب، محیط زیست و اقتصاد سبز این اتاق انتخاب شد. به گزارش روابط عمومی اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی استان کرمان، در این انتخابات سیدمحمدحسین شریعتمدار و محمدرضا مشاهیری به ترتیب به عنوان رییس و نایب رییس اول انتخاب شدند. گفتنی است محسن رشیدفرخی عضو هیات رییسه هشتمین دوره فعالیت هیات نمایندگان اتاق کرمان، در دوره هفتم به عنوان دبیر هیات رییسه و رییس کمیسیون کشاورزی و آب اتاق کرمان حضور داشت.

حسین مرعشی دزد نیست حداقل تا الان دزد نبوده

دکتر صادق زیبا کلام در گفت و گوی اختصاصی با نکیسا خدیشی از «پیام ما»:
حسین مرعشی دزد نیست حداقل تا الان دزد نبوده

• شاید در سال ۹۵ اصلا اسمی دیگر از جمعیت «تاک» یا به قول من «جت» نباشد.
• حزب که کمیته امداد امام خمینی نیست که برای خدمت به مردم تاسیس شده باشد.
• سابقه نشان داده که حق با شماست. خیلی از این گروهها در انتخابات راه می افتند و انتخابات که تمام شد دیگر نامی از آنها نیست.
• یک حزب را نمی توان در ایران پیدا کرد که سابقه اش به ۵ یا ۱۰ سال برسد، همه یک سری اسم هستند.
• خیلی ها سعی کردند در دو سال گذشته اعتدال را بعنوان یک چارچوب سیاسی مطرح کنند.اما پاسخ من خیر است. ما فلسفه سیاسی بعنوان اعتدال نداریم.
• اگر برجام اتفاق نمی افتاد و ما در آن شرایط می ماندیم ، آقای روحانی که سهل است اگر «آدام اسمیت » هم می آمد نمی توانست کاری بکند.

• شاید در سال ۹۵ اصلا اسمی دیگر از جمعیت «تاک» یا به قول من «جت» نباشد.
• حزب که کمیته امداد امام خمینی نیست که برای خدمت به مردم تاسیس شده باشد.
• سابقه نشان داده که حق با شماست. خیلی از این گروهها در انتخابات راه می افتند و انتخابات که تمام شد دیگر نامی از آنها نیست.
• یک حزب را نمی توان در ایران پیدا کرد که سابقه اش به ۵ یا ۱۰ سال برسد، همه یک سری اسم هستند.
• خیلی ها سعی کردند در دو سال گذشته اعتدال را بعنوان یک چارچوب سیاسی مطرح کنند.اما پاسخ من خیر است. ما فلسفه سیاسی بعنوان اعتدال نداریم.
• اگر برجام اتفاق نمی افتاد و ما در آن شرایط می ماندیم ، آقای روحانی که سهل است اگر «آدام اسمیت » هم می آمد نمی توانست کاری بکند.

صادق زیبا کلام استاد علوم سیاسی و چهره شناخته شده و البته جنجالی دنیای سیاست ایران است. مصاحبه اختصاصی با وی ارزشش را داشت تا به خانه دکتر در تهران بروم. وی در هفته های گذشته سخنران کنگره حزب «تاک» بود و سخنانش در این گردهمایی به رسانه های کشور راه پیدا کرد. او حیات احزاب و نقش حکومت در یکصد سال اخیر در فعالیت حزبی را بررسی کرد . زیباکلام در این گفت و گوی یک ساعته به پرسش هایی پیرامون راه اندازی حزب «تاک» در کرمان و آینده این حزب استانی پاسخ داد.او از ارادتش به حسین مرعشی گفت و امید دارد که «تاک» بتواند به استانهای دیگر کشور هم راه یابد. در بخش پایانی مصاحبه از احتمال ظهور احمدی نژاد دوم در سال ۹۶ خبرداد و خروج از رکود را بزرگترین مشکل پیش روی روحانی می داند.
دکتر صادق زیباکلام از اعتدال بعنوان یک روش یاد می کند و هواداران اعتدال را جناح سیاسی و ایدوئولوژی نمی داند. وی نزول جایگاه مجلس در دوره های اخیر را نگران کننده ارزیابی می کند و معتقد است مجلس های هشتم و نهم هیچگاه در مورد مبارزه با مفاسد اقتصادی بصورت جدی حرکتی انجام نداده است .
این استاد دانشگاه راه بهبود اقتصاد کشور را فرار از اقتصاد دولتی می داند و از آن بعنوان اختاپوس بی شاخ و دم یاد می کند.گفت و گوی من را با زیباکلام بخوانید.

آقای زیباکلام شما به کرمان آمدید و در اولین کنگره حزب «توسعه و آزادی در کرمان» (تاک) از تحزب در ایران گفتید.ماهیت شکل گیری تاک را تا چه اندازه منطبق با تعاریف شما از حزب بود؟
من ایرادی در کار این حزب در کرمان نمی بینم .من اسمش را «جت» گذاشتم.به معنی«جمعیت توسعه کرمان». آنچه که من در کرمان گفتم این بود که احزاب در ایران معاصر قبل و بعد از انقلاب نتوانستند نهادینه بشوند و رفتار تشکیلاتی در ایران پا نگرفت.این موضوع کمتر مورد بررسی قرارگرفته.برخی دلایلی هم آورده اند که ایرانی ها فرهنگ کار دسته جمعی ندارند و احزاب به بیگانه وابسته بودند و برای منافع سیاسی شان به رای مردم نیاز دارند و در ادامه هم کاری به مردم ندارند. من در سخنرانی ام در خانه شهر کرمان این دلایل را رد کردم. گفتم فرهنگ ما هیچ تفاوتی با فرهنگ هیچ ملت و کشوری ندارد.در جوامع دیگر هم احزاب متوجه قدرت هستند و رفتنشان به سمت قدرت بدیهی است. این خلاف و جرم اخلاقی نیست و در همه کشورها احزاب نگاه به قدرت دارند. حزب که کمیته امداد امام خمینی نیست که برای خدمت به مردم تاسیس شده باشد.
اعضای حزب مجموعه ای هستند که در جهت رسیدن به یک هدف سیاسی که همان کسب قدرت است، عمل سیاسی انجام می دهند . من با رد کردن همه این ادله از جمله اینکه احزاب در ایران وابسته بودند گفتم که هیچ حزبی در ایران وابسته نبوده است.حزب توده هم وابسته نبوده به اتحاد جماهیر شوروی. توده تفکر اتحاد شوروی را قبول داشت.همچنان که حزب الله در لبنان تفکر جمهوری اسلامی ایران را قبول دارد.یک سازمان و یک حزب دیگری در یکجای دیگری ممکن است تفکر لیبرال دموکراسی را پذیرفته باشد. خیلی احزاب لیبرال یا دمکرات هستند و نظام غرب را قبول دارند . نمی توانیم بگوییم اینها وابسته هستند.من فکر می کنم نکته اساسی در اینکه چرا احزاب در ایران از قبل انقلاب ناموفق بوده اند و چرا رفتار حزبی در ایران نهادینه نشده این است که در ایران توسعه سیاسی اتفاق نیفتاده است. حاکمیت اقتدارگرا بوده و خیلی خوشش نمی آمده که احزاب و تشکل های سیاسی مستقل از حکومت بوجود بیایند.
حاکمیت و قدرت در ایران معاصر همواره چشم دیدن احزاب و تشکل های مستقل را نداشته است . در نهایت اگر آماری به موضوع نگاه کنیم می بینیم ظرف صد سال گذشته تقریبا تمام احزابی که خواستند مستقل از حکومت عمل بکنند عاقبتشان ختم به خیر نشده و غیرقانونی و منحل اعلام شدند و رهبرانشان بازداشت شدند و به آنها گفته شد که با خارجی ها مرتبط هستید . اگر شما آمار بگیرید می بینید تعداد احزابی که در ایران از طرف حکومت ظرف یکصدسال گذشته منحل شدند خیلی زیاد است . لذا ساختار سیاسی بزرگترین مانع تحقق رفتار حزبی بوده است.
شما در پاسخ پرسش من گفته هایتان در کرمان را تکرار کردید . اما من جواب سوالم را نگرفتم . اینکه با تعاریفی که از وضعیت احزاب در یکصد سال گذشته داشتید. چه سرنوشتی را برای «تاک» متصورید؟
خیلی ساده یک عده همفکر ، هم مسلک و هم مرام که همدیگر را می شناسند و مشابهت های زیاد سیاسی اجتماعی با هم دارند در استان کرمان دور هم جمع شدند حزبی را به اسم «تاک» بوجود می آوردند. اگر موفق بشوند اولین خطری که تهدیدشان می کند حکومت است که آنها را منحله اعلام بکند. اگر فرض کنید که حاکمیت به این ها کاری نداشته باشد که احتمالش خیلی بعید است اینها توسط مردم در شهرستانهای استان کرمان شناخته می شوند و هم فکرانشان از مشاغل مختلف به آنها می پیوندند.در سطح بعدی این جمعیت می
تواند وصل بشود به یک جمعیت مشابهی در استان های دیگر. اینقدر طول نمی کشد که اگر همه چیز موفقیت آمیز جلو برود ما شاهد رویش «تاک» در استانهای دیگر هم خواهیم بود و این تبدیل به یک حزب سراسری می شود.احزاب همیشه نباید در تهران ثبت و رهبری بشوند و در استانها نماینده پیدا کنند.
کسی نمی گوید که این حزب باید محدود به کرمان بشود و حق ندارد از کرمان خارج شود.
نمونه هایی شبیه «تاک» در تاریخ احزاب ایران و یا حتی جهان داشته ایم که از یک جغرافیای استانی شکل بگیرد و به کشور سرایت کند؟
در انگلیسی یک ضرب المثل داریم که می گوید که به آن پل وقتی رسیدید بعد بگید چه خاکی به سرمان بکنیم و چه جوری از این پل عبور بکنیم .هنوز که نرسیدیم! شما سوالی را مطرح می کنید که نه به دار هست و نه به بار است . این سوال را باید ۱۰ سال دیگر مطرح کنید.
چرا؟
برای اینکه این حزب «تاک» که در کرمان تشکیل شده اگر بتواند موفق بشود در کرمان در شهر کرمان در سالهای بعد جمعیتی بشود و در انتخابات بتواند حرف اول را بزند و در انتخابات استان برای مردم مهم باشد که این جمعیت از چه کسی حمایت می کند. این زمان زیادی می برد حداقل پنج یا ۱۰ سال طول می کشد که ما به این نقطه برسیم.بعد که رسیدیم و تجربه موفقی بود می توانیم بگوییم این جمعیت در استان دیگر شعبه بزند چه جوری می شود. شما بذارین ما به آن مقطع برسیم.
ماشاهد بودیم که در انتخابات های گذشته هم در روزهای منتهی به انتخابات یک جمعیت یا حزب از خانه شهر کرمان طلوع کرده و در ادامه هیچ سرانجامی نداشته است و پس از انتخابات آن مجموعه هرگز فعالیتی نداشته اند.
آفرین، من هم همین را می گویم.ما الان اواخر دیماه ۹۴ هستیم.و این حزب تازه نخستین کنگره خود را تشکیل داده است . یکماه دیگر ما انتخابات داریم. شاید در سال ۹۵ اصلا اسمی دیگر از جمعیت «تاک» یا به قول من «جت» نباشد؟
سابقه این طور نشان داده است.
آره ممکن هست این جوری پیش برود.فرق من با شما در این است که من می گویم ممکن هست اینجوری بشود،شما می گویید یقینا اینجوری می شود برای اینکه تجربه این را نشان داده است.تجربه این را نشان داده است که خیلی از جمعیت ها از جمله توسعه و آزادی کرمان و سایر اسامی که ظرف این یکی دوماه آینده راه می افتند و انتخابات که تمام می شود هیچ نامی از آنها نخواهد بود.آره ممکن هست که «تاک» هم این سرنوشت را داشته باشد.ممکن هم هست که نشود. شاید در اردیبهشت سال بعد حزب مجدد از من دعوت کند برای برنامه ای مثلا راجع به انقلاب مشروطه و … به کرمان بیایم و چه بسا که هیچ تماسی با من هم نگیرند.سابقه نشان داده که حق با شماست. خیلی از این گروهها در انتخابات راه می افتند و انتخابات که تمام شد دیگر نامی از آنها نیست.
به نظر شما این قبیل کنش های فعالین سیاسی باعث سرخوردگی همگان ناظر این رویدادها نمی شود؟ خصوصا که تکرار این رفتار ها را شما هم تایید می کنید؟
چرا این اتفاق می افتد. من در سالن کنگره در کرمان واقعا از انبوه جمعیت متحیر شدم . اکثرا جوان از ۲۰ تا ۵۰ ساله بودند. من معتقدم اگر بنیان گذاران «تاک» خوب کار کنند و بتوانند تا یکسال آینده ۱۰ درصد جمعیت را نگه دارند.شما مطمئن باشید جمعیت موفق شده است. همین که یکسال بعد جمعیت اسمش و آدم هاش هستند و زیباکلام را دوباره دعوت کردند، این نشان می دهد که جمعیت گرفته است. «تاک» امسال مثل نهالی در خاک نشانده شد.ممکن است شش ماه دیگر خشک شود! نمی دانیم. تمام تلاش را باید بکار ببریم که خشک نشود. ما جمعیت های زیادی داریم. جمعیت هایی هستند که وقتی اعلام میکنند یک نفر یا ۲ نفر هم نمی آید. کرمان به نسبت مرفع است . تحصیلکرده ها و حامیان اصلاحات در این استان زیادند.آیت الله هاشمی رفسنجانی ، آقای مرعشی و طوایف مختلف در این استان کم دارایی نیستند. اینها عقبه نیرومندی هستند که با آنها بتواند این نهال پا بگیرد.
آقای دکتر نگاهی به اعضای «تاک» نشان از این دارد که همه اعضا در شورای مرکزی یا دیگر کرسی ها برچسب احزاب دیگر را دارند. از آقای مرعشی تا دیگران. آیا اینها نمی توانند دغدغه های سیاسی خود را در سایر احزاب دنبال کنند؟ این ایرادی را متوجه ماهیت شکل گیری «تاک» نمی کند؟
نه . هیچ ایرادی ندارد. هیچ کدام اینها مانع گرفتن این نهال نمی شود.اگر این نهال شش ماه دیگر خشک شد اینگونه نیست که آن آقا یا خانم که کارگزاران بوده باعث خشک شدنش شده باشند. مهم نیست اینها از کجا آمده اند.تنها چیزی که نیاز است اعتقاد به این است که ظرف پنج سال آینده اولین میوه ها و ثمر سیاسی جمعیت را باید دریافت بکنیم. اعتقاد به اینکه آمده ایم که بمانیم ولو با یک نفر.
در مرامنامه حزب برنامه مدونی برای رسیدن به توسعه از سوی این حزب نیامده است.بر فرض که «تاک» در اسفند ماه همه کرسی های مجلس استان را از آن خود کند.تعداد نمایندگان کرمان در مقابل ۲۹۰ کرسی مجلس شورای اسلامی چه تاثیر گذاری می تواند داشته باشد؟ لذا کارکرد این حزب چه چیزی می تواند باشد؟
کارکرد این حزب خیلی زیاد می تواند باشد.بنا نیست که جمعیت توسعه و آزادی کشور را پوشش بدهد.هواپیما که سوار می شوید مهماندار درها را نشان می دهد، که من خودم هیچ وقت متوجه نشدم درها کجا هستند.اما یک تیکه هست که جای توجه دارد. مهماندار می گوید فشار داخل کابین ممکن است کم و زیاد بشود و ماسکی از داخل بالای سرتان می افتد و شما این ماسک رابزنید. می گوید اگر بچه همراه دارید به او هم باید ماسک بزنید.ادامه می دهد: اول ماسک خود را بزنید ، بعد ماسک بچه را بزنید. طبیعی است . باید شما بنیه داشته باشید تا بتوانید ماسک بچه را هم بزنید.احتیاجی نیست که «تاک» مشکلات ایران را حل کند.
من نگفتم که برای ایران چه کار می توانند بکنند. پرسیدم چه تاثیری برای کرمان دارند؟
اولین انتظار از نماینده احتمالی این حزب در بهارستان داریم این هست که سعی بکند مشکلات و مسائل کرمان را ابتدا با لابی گری حل بکند. به تدریج مردم کرمان متوجه می شوند که این نماینده حزب چقدر دلسوز است. اینجا یواش یواش پنج درصد مردم کرمان به این فکر می کنند که در انتخابات ها به کسانی که اعضای جمعیت معرفی می کند رای بدهند.
به علاوه این حزب نباید حتما نماینده در مجلس داشته باشد. «تاک» می تواند بدون داشتن نماینده ای در مجلس به برگزاری سمینارهایی با سوژه هایی مثل محیط زیست و اعتیاد و … در راستای ارتقاء آموزش مردم اقدام کند. چیزی که در ایران انجام نمی شود.این برنامه ها باعث می شود مردم بگویند که اینها نیامدند رای ما را در اسفند ماه بگیرند، اینها جدی هستند.
این جدیت را شما درکنگره و میان بانیان حزب دیدید؟
من آره ، من دیدم ، من حقیقت را باید به شما بگویم. من هیچ کدام را نمی شناسم .شورای مرکزی را هم نمی شناسم.شما می توانید یقه من را بگیری و بگویی:« آقای زیباکلام تو می گی دیدی ، چه چیزی را دیدی؟ »من در آنجا فقط یک نفر را می شناسم و وقتی آن یکنفر به من گفت بیا کرمان آب دستم بود گذاشتم زمین و رفتم کرمان . آن یک نفر اسمش حسین مرعشی بود.البته می شناسم یعنی دورادور می شناسم . نه ایشان خانه من آمده و نه من منزل ایشان رفتم.من حسین مرعشی را تنها بعنوان یک کنشگر سیاسی نمی شناسم. به کارآفرینی ، هوش ، عقل حسین مرعشی ایمان داریم.فکر می کنم این آدم خیلی کارها برای کرمان کرده و می تواند باز هم بکند.مرعشی ویژگی های زیادی دارد، اول اینکه دزد نیست.یعنی ما در ۳۷ سال آنقدر سقوط کردیم که باید خوشحال باشیم چه کسی دزد نیست. پس حسین مرعشی دزد نیست . حداقل تا الان دزد نبوده . هر چیز در مورد حسین مرعشی میگویند اما کسی تا الان پیدا نشده بگوید حسین مرعشی دزد است. من به حسین مرعشی ایمان دارم و معتقدم کاری که ایشان می کند ممکن است به نتیجه نرسد اما من یقین دارم فکر حسین مرعشی فقط سیاسی نیست و دنبال رفتن رفقایش به مجلس و نفوذ در مجلس نیست.فکر مرعشی فقط این نبود که فقط یک پایگاه سیاسی برای خودش درست بکند،بلکه فکر عمیق تری را دنبال می کند.
پس شما معتقد هستید صرف حضور مرعشی در حزب «تاک» دلیل کافی برای موفقیت حزب «تاک» در کرمان است؟
لازم هست اما کافی نیست.حسین مرعشی عصای موسی که نیست .مرعشی در مقطع بعدی باید یکسری افراد جوانتر دهه شصتی و هفتادی را پیدا بکند.احزاب موفق در دنیا تاریخ طولانی دارند. یک حزب را نمی توان در ایران پیدا کرد که سابقه اش به ۵ یا ۱۰ سال برسد، همه یک سری اسم هستند. مثل همین «توسعه و آزادی کرمان». برای همین هست که می گویم اگر سال گذشته مجدد این حزب در کرمان برنامه داشت باید امیدوار بود.
وقتی که یک حزب نگاهش نسبت به اقتصاد و سایر مقولات مشخص نیست ، نقشه راهی را معین نکرده است ، می شود به برگزاری فصلی یک گردهمایی در خانه شهر دلخوش کرد؟
در مرامنامه احزاب در قانون جمهوری اسلامی حرف‌های قشنگ هست . مساوات و برابری ، عدالت اجتماعی و … قانون اساسی ما را هم که بخوانید بهشت را نوید می دهد.ما با قانون اساسی و اینکه در مرامنامه چه چیزی نوشته شده است جلو نمی رویم.ما فقط و فقط یک ملاک داریم اینکه در دیماه ۹۵ احتمالا حزب باید کنگره یکسالگی اش را بگیرد. اگر فقط ۱۰۰ نفر جمع بشوند من موفق می دانم .چون احزاب در ایران این چیزی است که شما می گویید و من در کرمان گفتم. قبل از انتخابات شروع می شوند و سر و صدا و تابلویی و بعد انتخابات هم دنبال زندگیشان می روند .
آقای زیبا کلام از موضوع «تاک» و سرنوشت احتمالی اش می گذریم و از فرصت استفاده می کنم می خواهم نظر شما را در مورد سیاست های ریس جمهور و رکود اقتصادی حاکم در کشور و عاقبت دولت یازدهم بپرسم.
من یقین دارم که اگر آقای روحانی نتواند تحول جدی در امر اقتصاد بوجود بیاورد احمدی نژاد ثانی در خرداد ۹۶ ریس جمهور دوازدهم خواهد شد. برای اینکه تا به الان مهمترین دستاورد آقای روحانی برجام بوده است . از این بابت به ایشان مدال طلا می دهیم. در زمینه داخلی بزرگترین گام ایشان مهار تورم بوده است.اما اینها شروط لازم برای تحول در اقتصاد هستند. اگر برجام اتفاق نمی افتاد و ما در آن شرایط می ماندیم ، آقای روحانی که سهل است اگر «آدام اسمیت » ، «میلتون کینس» هم می آمدند نمی توانستند کاری بکنند. وقتی شما نمی توانید صادرات و واردات داشته باشید و از سیستم بانکی استفاده بکنید یا نمی توانید دارو وارد کنید.مشخص است که راه به جایی نمی برد.
مشکل اساسی پیش روی رییس دولت یازدهم کجاست؟
مشکل بنیادی فراروی ایشان خارج کردن کشور از رکود است . شما با تولیدکنندگان صحبت کنید بزرگترین مشکلشان این است که انبارهایشان پر از محصول است و مشتری ندارند.با قیمت پایین حاضر هستند بفروشند اما مشتری نیست.چرا؟ به خاطر رکود. اگر روحانی نتواند گامی برای رکود ایجاد بکند من احتمال احمدی نژاد دوم را نه تنها احتمال بلکه یک واقعیت می دانم.
من که سال ۹۲ آمدم تلویزیون و گفتم به روحانی رای بدهید نمی توانم در انتخابات اینده ریاست جمهوری به مردم بگویم: مردم روحانی برجام را انجام داد، روحانی تورم را از ۴۰ درصد به مثلا ۱۰ درصد رساند. مردم جواب می دهند: زیباکلام الان سال ۹۲ نیست که به خاطر اینکه سعید جلیلی رییس جمهور نشود بیاییم به روحانی رای بدهیم.در هر خانه یک لیسانس بیکار وجود دارد که کار می کردند. خوب آقای زیبا کلام نمی شود. این آقا که آمده سخنرانی می کند ما می خواهیم به او رای بدهیم. بخاطر اینکه آقای روحانی چهار سال بود آزمایشش خیلی موفق نبود.درست است که برجام را حل کرد اما رکود در جامعه هست.
دولت هم دلش می خواهد رکود را چاره کند. شاید بیشتر از من هم به فکرش هستند. برای اینکه اگر خرداد ۹۶ روحانی موفق نشود من زیبا کلام چیزی از دست نمی دهم ولی امثال ترکان ، نهاوندیان ، فریدون ، نوبخت ، اشنا ، صالحی امیری هیچ کاره می شوند.
اما خروج از رکود ساده نیست و نیاز به رونق اقتصادی و سرمایه گذاری دارد.این ها هم نیاز به نقدینگی دارند. چرا نقدینگی پایین امده است چون قیمت نفت پایین آمده است.از طرفی از هر ۱۰۰ تومانی که دولت جمهوری اسلامی تولید می کند ۶۰ درصد را مستقیم باید به مخارج جاریش بدهد.۱۰ درصد هم غیرمستقیم باید به مخارج دولت اختصاص بدهد.لذا با ۳۰ درصد درآمد مانده نمی تواند کار بنیادی که رونق ایجاد می کند ، انجام بدهد.
شرایط در کشورهای دیگر چگونه است؟ مخارج دولتها با هم متفاوت است؟
آیا در ژاپن و نروژ و سایر کشورها اینگونه است؟ خیر. چرا در ایران این اتفاق افتاده؟ چون در ایران غول بی شاخ و دمی هست به نام دولت که همه چیز در دستش هست. از راه آهن ، هواپیمایی ، مس ، ذوب آهن ، فولاد ، دانشگاه و … در کل اقتصاد ما اقتصاد دولتی هست . هیچ اقتصاد دولتی در ۲۰۰ سال گذشته موفق نشده است.ما هم نمی توانیم موفق بشویم . تنها موفقیت اقتصاد دولتی در فساد بوده است .اقتصاد ناکارآمد دولتی مانع موفقیت آقای روحانی است.
روحانی برای غیر دولتی کردن اقتصاد به تنهایی می تواند کاری از پیش ببرد؟
جواب خیر است.آقای روحانی نمی تواند اقتصاد را غیر دولتی بکند.به دلیل اینکه گروههای زیادی هستند که نفعشان در این هست که اقتصاد دولتی بماند.می دانند اقتصاد دولتی بشود ثروتشان را از دست می دهند.اینجا هست که نیاز است نهاد های دیگر قدرت است که کشور را این اختاپوس اقتصاد دولتی نجات دهند.
این رکود حاکم بر کشور در شکل گیری مجلس دهم چه تاثیری خواهد داشت؟
قطعا مجلس دهم نقش مهمی را در خروج رکود پیدا خواهد کرد. متاسفانه منحنی جایگاه مجلس مرتب سقوط کرده است.مجالس اول و دوم و سوم سهم بیشتری در امور اصلی کشور داشتند. ولی متاسفانه در مجلس هفتم و هشتم و نهم قدرت و جایگاه مجلس در حال اُفت است. مثلا مجلس نهم در دوران اقای احمدی نژاد چقدر در امور هسته ای دخالت می کرد؟ هیچی صفر.چند بار از آقای سعید جلیل پرسید که اقای سعید جلیلی مذاکرات شش ساله شما به خانم کاترین اشتون چی شد؟جواب صفر بار است. یک بار مجلس هشتم و نهم به مفاسد اقتصادی ورود نکردند و شعار دادند که دولت و قوه قضاییه باید مفسدین اقتصادی را تیرباران بکند و دستشان را از بیت المال کوتاه بکند . فقط شعار دادند.
خوب با این ادعای شما فکر می کنید چرا مجلس جایگاه نزولی داشته است؟
نظارت استصوابی. یعنی اینکه نظارت استصوابی جلوی ورود خیلی از افکار ملی و درست و متخصصین را می گیرد. زیرا آنها انتقاد کرده اند و منتقد هستند بنابراین شورای نگهبان با رد صلاحیت نمی گذارد وارد مجلس بشوند. شورای نگهبان فقط یک تفکر را می گذارد به مجلس برود ، لذا حاصل آن می شود مجلس هشتم و نهم . بنابراین همه چیز به دولت ختم نمی شود.
در آخر می خواهم نظرتان را راجع به شکل گیری جریان اعتدال در کشور بدانم. اعتدالیون را یک جناح می دانید؟
درسته که خیلی ها سعی کردند در دو سال گذشته اعتدال را بعنوان یک چارچوب سیاسی مطرح کنند.اما پاسخ من خیر است. ما فلسفه سیاسی بعنوان اعتدال نداریم.اعتدال یک روش و یک نصیحت است. اعتدال یعنی دوری از راه و روش های افراطی. اعتدال یک فلسفه سیاسی نیست که بگوییم به فرد اینگونه نگاه می کند و به جمع نگاه اینچنینی دارد.ا عتدال و میانه روی یعنی اتفاقی که در مورد قایق های امریکایی افتاد. حل فصل از طرق عقلایی را اعتدال می گویند. اینکه این مساله قایق ها را نگویند تا رییس جمهور آمریکا نیاید در تلویزیون از ملت ایران عذرخواهی نکند یا کاری که اقای احمدی نژاد کرد کت و شلوار شیک تن سربازان انگلیسی کنند را نکردن یعنی اعتدال .
چیزی که می توانست بدل به بحران جدی بشود را حل کردن را اعتدال می گویند.اعتدال یعنی گره ای که با دست می توان باز کرد با دندان بازش نکنیم که نخ و گره را نابود کنیم. اعتدال روش انجام کنش های سیاسی است و ایدئولوژی نیست.

من که سال ۹۲ آدمدم تلویزیون و گفتم به روحانی رای بدهید نمی توانم در انتخابات اینده ریاست جمهوری به مردم بگویم: مردم روحانی برجام را انجام داد، روحانی تورم را از ۴۰ درصد به مثلا ۱۰ درصد رساند. مردم جواب می دهند: زیباکلام الان سال ۹۲ نیست که به خاطر اینکه سعید جلیلی ریس جمهور نشود بیاییم به روحانی رای بدهیم

دولت هم دلش می خواهد رکود را چاره کند. شاید بیشتر از من هم به فکرش هستند. برای اینکه اگر خرداد ۹۶ روحانی موفق نشود من زیبا کلام چیزی از دست نمی دهم ولی امثال ترکان ، نهاوندیان ، فریدون ، نوبخت ، اشنا ، صالحی امیری هیچ کاره می شوند.

مرعشی ویژگی های زیادی دارد، اول اینکه دزد نیست.یعنی ما در ۳۷ سال آنقدر سقوط کردیم که باید خوشحال باشیم چه کسی دزد نیست. پس حسین مرعشی دزد نیست . حداقل تا الان دزد نبوده . هر چیز در مورد حسین مرعشی میگویند اما کسی تا الان پیدا نشده بگوید حسین مرعشی دزد است.

هیچ اقتصاد دولتی در ۲۰۰ سال گذشته موفق نشده است.ما هم نمی توانیم موفق بشویم . تنها موفقیت اقتصاد دولتی در فساد بوده است .اقتصاد ناکارآمد دولتی مانع موفقیت آقای روحانی است.

مثلا مجلس نهم در دوران اقای احمدی نژاد چقدر در امور هسته ای دخالت می کرد؟ هیچی صفر.چند بار از اقای سعید جلیل پرسید که اقای سعید جلیلی مذاکرات شش ساله شما به خانم کاترین اشتون چی شد؟جواب صفر بار است.

درسته که خیلی ها سعی کردند در دو سال گذشته اعتدال را بعنوان یک چارچوب سیاسی مطرح کنند.اما پاسخ من خیر است. ما فلسفه سیاسی بعنوان اعتدال نداریم.اعتدال یک روش و یک نصیحت است.

حسین مرعشی دزد نیست حداقل تا الان دزد نبوده

دکتر صادق زیبا کلام در گفت و گوی اختصاصی با نکیسا خدیشی از «پیام ما»:
حسین مرعشی دزد نیست حداقل تا الان دزد نبوده

• شاید در سال ۹۵ اصلا اسمی دیگر از جمعیت «تاک» یا به قول من «جت» نباشد.
• حزب که کمیته امداد امام خمینی نیست که برای خدمت به مردم تاسیس شده باشد.
• سابقه نشان داده که حق با شماست. خیلی از این گروهها در انتخابات راه می افتند و انتخابات که تمام شد دیگر نامی از آنها نیست.
• یک حزب را نمی توان در ایران پیدا کرد که سابقه اش به ۵ یا ۱۰ سال برسد، همه یک سری اسم هستند.
• خیلی ها سعی کردند در دو سال گذشته اعتدال را بعنوان یک چارچوب سیاسی مطرح کنند.اما پاسخ من خیر است. ما فلسفه سیاسی بعنوان اعتدال نداریم.
• اگر برجام اتفاق نمی افتاد و ما در آن شرایط می ماندیم ، آقای روحانی که سهل است اگر «آدام اسمیت » هم می آمد نمی توانست کاری بکند.

• شاید در سال ۹۵ اصلا اسمی دیگر از جمعیت «تاک» یا به قول من «جت» نباشد.
• حزب که کمیته امداد امام خمینی نیست که برای خدمت به مردم تاسیس شده باشد.
• سابقه نشان داده که حق با شماست. خیلی از این گروهها در انتخابات راه می افتند و انتخابات که تمام شد دیگر نامی از آنها نیست.
• یک حزب را نمی توان در ایران پیدا کرد که سابقه اش به ۵ یا ۱۰ سال برسد، همه یک سری اسم هستند.
• خیلی ها سعی کردند در دو سال گذشته اعتدال را بعنوان یک چارچوب سیاسی مطرح کنند.اما پاسخ من خیر است. ما فلسفه سیاسی بعنوان اعتدال نداریم.
• اگر برجام اتفاق نمی افتاد و ما در آن شرایط می ماندیم ، آقای روحانی که سهل است اگر «آدام اسمیت » هم می آمد نمی توانست کاری بکند.

صادق زیبا کلام استاد علوم سیاسی و چهره شناخته شده و البته جنجالی دنیای سیاست ایران است. مصاحبه اختصاصی با وی ارزشش را داشت تا به خانه دکتر در تهران بروم. وی در هفته های گذشته سخنران کنگره حزب «تاک» بود و سخنانش در این گردهمایی به رسانه های کشور راه پیدا کرد. او حیات احزاب و نقش حکومت در یکصد سال اخیر در فعالیت حزبی را بررسی کرد . زیباکلام در این گفت و گوی یک ساعته به پرسش هایی پیرامون راه اندازی حزب «تاک» در کرمان و آینده این حزب استانی پاسخ داد.او از ارادتش به حسین مرعشی گفت و امید دارد که «تاک» بتواند به استانهای دیگر کشور هم راه یابد. در بخش پایانی مصاحبه از احتمال ظهور احمدی نژاد دوم در سال ۹۶ خبرداد و خروج از رکود را بزرگترین مشکل پیش روی روحانی می داند.
دکتر صادق زیباکلام از اعتدال بعنوان یک روش یاد می کند و هواداران اعتدال را جناح سیاسی و ایدوئولوژی نمی داند. وی نزول جایگاه مجلس در دوره های اخیر را نگران کننده ارزیابی می کند و معتقد است مجلس های هشتم و نهم هیچگاه در مورد مبارزه با مفاسد اقتصادی بصورت جدی حرکتی انجام نداده است .
این استاد دانشگاه راه بهبود اقتصاد کشور را فرار از اقتصاد دولتی می داند و از آن بعنوان اختاپوس بی شاخ و دم یاد می کند.گفت و گوی من را با زیباکلام بخوانید.

آقای زیباکلام شما به کرمان آمدید و در اولین کنگره حزب «توسعه و آزادی در کرمان» (تاک) از تحزب در ایران گفتید.ماهیت شکل گیری تاک را تا چه اندازه منطبق با تعاریف شما از حزب بود؟
من ایرادی در کار این حزب در کرمان نمی بینم .من اسمش را «جت» گذاشتم.به معنی«جمعیت توسعه کرمان». آنچه که من در کرمان گفتم این بود که احزاب در ایران معاصر قبل و بعد از انقلاب نتوانستند نهادینه بشوند و رفتار تشکیلاتی در ایران پا نگرفت.این موضوع کمتر مورد بررسی قرارگرفته.برخی دلایلی هم آورده اند که ایرانی ها فرهنگ کار دسته جمعی ندارند و احزاب به بیگانه وابسته بودند و برای منافع سیاسی شان به رای مردم نیاز دارند و در ادامه هم کاری به مردم ندارند. من در سخنرانی ام در خانه شهر کرمان این دلایل را رد کردم. گفتم فرهنگ ما هیچ تفاوتی با فرهنگ هیچ ملت و کشوری ندارد.در جوامع دیگر هم احزاب متوجه قدرت هستند و رفتنشان به سمت قدرت بدیهی است. این خلاف و جرم اخلاقی نیست و در همه کشورها احزاب نگاه به قدرت دارند. حزب که کمیته امداد امام خمینی نیست که برای خدمت به مردم تاسیس شده باشد.
اعضای حزب مجموعه ای هستند که در جهت رسیدن به یک هدف سیاسی که همان کسب قدرت است، عمل سیاسی انجام می دهند . من با رد کردن همه این ادله از جمله اینکه احزاب در ایران وابسته بودند گفتم که هیچ حزبی در ایران وابسته نبوده است.حزب توده هم وابسته نبوده به اتحاد جماهیر شوروی. توده تفکر اتحاد شوروی را قبول داشت.همچنان که حزب الله در لبنان تفکر جمهوری اسلامی ایران را قبول دارد.یک سازمان و یک حزب دیگری در یکجای دیگری ممکن است تفکر لیبرال دموکراسی را پذیرفته باشد. خیلی احزاب لیبرال یا دمکرات هستند و نظام غرب را قبول دارند . نمی توانیم بگوییم اینها وابسته هستند.من فکر می کنم نکته اساسی در اینکه چرا احزاب در ایران از قبل انقلاب ناموفق بوده اند و چرا رفتار حزبی در ایران نهادینه نشده این است که در ایران توسعه سیاسی اتفاق نیفتاده است. حاکمیت اقتدارگرا بوده و خیلی خوشش نمی آمده که احزاب و تشکل های سیاسی مستقل از حکومت بوجود بیایند.
حاکمیت و قدرت در ایران معاصر همواره چشم دیدن احزاب و تشکل های مستقل را نداشته است . در نهایت اگر آماری به موضوع نگاه کنیم می بینیم ظرف صد سال گذشته تقریبا تمام احزابی که خواستند مستقل از حکومت عمل بکنند عاقبتشان ختم به خیر نشده و غیرقانونی و منحل اعلام شدند و رهبرانشان بازداشت شدند و به آنها گفته شد که با خارجی ها مرتبط هستید . اگر شما آمار بگیرید می بینید تعداد احزابی که در ایران از طرف حکومت ظرف یکصدسال گذشته منحل شدند خیلی زیاد است . لذا ساختار سیاسی بزرگترین مانع تحقق رفتار حزبی بوده است.
شما در پاسخ پرسش من گفته هایتان در کرمان را تکرار کردید . اما من جواب سوالم را نگرفتم . اینکه با تعاریفی که از وضعیت احزاب در یکصد سال گذشته داشتید. چه سرنوشتی را برای «تاک» متصورید؟
خیلی ساده یک عده همفکر ، هم مسلک و هم مرام که همدیگر را می شناسند و مشابهت های زیاد سیاسی اجتماعی با هم دارند در استان کرمان دور هم جمع شدند حزبی را به اسم «تاک» بوجود می آوردند. اگر موفق بشوند اولین خطری که تهدیدشان می کند حکومت است که آنها را منحله اعلام بکند. اگر فرض کنید که حاکمیت به این ها کاری نداشته باشد که احتمالش خیلی بعید است اینها توسط مردم در شهرستانهای استان کرمان شناخته می شوند و هم فکرانشان از مشاغل مختلف به آنها می پیوندند.در سطح بعدی این جمعیت می
تواند وصل بشود به یک جمعیت مشابهی در استان های دیگر. اینقدر طول نمی کشد که اگر همه چیز موفقیت آمیز جلو برود ما شاهد رویش «تاک» در استانهای دیگر هم خواهیم بود و این تبدیل به یک حزب سراسری می شود.احزاب همیشه نباید در تهران ثبت و رهبری بشوند و در استانها نماینده پیدا کنند.
کسی نمی گوید که این حزب باید محدود به کرمان بشود و حق ندارد از کرمان خارج شود.
نمونه هایی شبیه «تاک» در تاریخ احزاب ایران و یا حتی جهان داشته ایم که از یک جغرافیای استانی شکل بگیرد و به کشور سرایت کند؟
در انگلیسی یک ضرب المثل داریم که می گوید که به آن پل وقتی رسیدید بعد بگید چه خاکی به سرمان بکنیم و چه جوری از این پل عبور بکنیم .هنوز که نرسیدیم! شما سوالی را مطرح می کنید که نه به دار هست و نه به بار است . این سوال را باید ۱۰ سال دیگر مطرح کنید.
چرا؟
برای اینکه این حزب «تاک» که در کرمان تشکیل شده اگر بتواند موفق بشود در کرمان در شهر کرمان در سالهای بعد جمعیتی بشود و در انتخابات بتواند حرف اول را بزند و در انتخابات استان برای مردم مهم باشد که این جمعیت از چه کسی حمایت می کند. این زمان زیادی می برد حداقل پنج یا ۱۰ سال طول می کشد که ما به این نقطه برسیم.بعد که رسیدیم و تجربه موفقی بود می توانیم بگوییم این جمعیت در استان دیگر شعبه بزند چه جوری می شود. شما بذارین ما به آن مقطع برسیم.
ماشاهد بودیم که در انتخابات های گذشته هم در روزهای منتهی به انتخابات یک جمعیت یا حزب از خانه شهر کرمان طلوع کرده و در ادامه هیچ سرانجامی نداشته است و پس از انتخابات آن مجموعه هرگز فعالیتی نداشته اند.
آفرین، من هم همین را می گویم.ما الان اواخر دیماه ۹۴ هستیم.و این حزب تازه نخستین کنگره خود را تشکیل داده است . یکماه دیگر ما انتخابات داریم. شاید در سال ۹۵ اصلا اسمی دیگر از جمعیت «تاک» یا به قول من «جت» نباشد؟
سابقه این طور نشان داده است.
آره ممکن هست این جوری پیش برود.فرق من با شما در این است که من می گویم ممکن هست اینجوری بشود،شما می گویید یقینا اینجوری می شود برای اینکه تجربه این را نشان داده است.تجربه این را نشان داده است که خیلی از جمعیت ها از جمله توسعه و آزادی کرمان و سایر اسامی که ظرف این یکی دوماه آینده راه می افتند و انتخابات که تمام می شود هیچ نامی از آنها نخواهد بود.آره ممکن هست که «تاک» هم این سرنوشت را داشته باشد.ممکن هم هست که نشود. شاید در اردیبهشت سال بعد حزب مجدد از من دعوت کند برای برنامه ای مثلا راجع به انقلاب مشروطه و … به کرمان بیایم و چه بسا که هیچ تماسی با من هم نگیرند.سابقه نشان داده که حق با شماست. خیلی از این گروهها در انتخابات راه می افتند و انتخابات که تمام شد دیگر نامی از آنها نیست.
به نظر شما این قبیل کنش های فعالین سیاسی باعث سرخوردگی همگان ناظر این رویدادها نمی شود؟ خصوصا که تکرار این رفتار ها را شما هم تایید می کنید؟
چرا این اتفاق می افتد. من در سالن کنگره در کرمان واقعا از انبوه جمعیت متحیر شدم . اکثرا جوان از ۲۰ تا ۵۰ ساله بودند. من معتقدم اگر بنیان گذاران «تاک» خوب کار کنند و بتوانند تا یکسال آینده ۱۰ درصد جمعیت را نگه دارند.شما مطمئن باشید جمعیت موفق شده است. همین که یکسال بعد جمعیت اسمش و آدم هاش هستند و زیباکلام را دوباره دعوت کردند، این نشان می دهد که جمعیت گرفته است. «تاک» امسال مثل نهالی در خاک نشانده شد.ممکن است شش ماه دیگر خشک شود! نمی دانیم. تمام تلاش را باید بکار ببریم که خشک نشود. ما جمعیت های زیادی داریم. جمعیت هایی هستند که وقتی اعلام میکنند یک نفر یا ۲ نفر هم نمی آید. کرمان به نسبت مرفع است . تحصیلکرده ها و حامیان اصلاحات در این استان زیادند.آیت الله هاشمی رفسنجانی ، آقای مرعشی و طوایف مختلف در این استان کم دارایی نیستند. اینها عقبه نیرومندی هستند که با آنها بتواند این نهال پا بگیرد.
آقای دکتر نگاهی به اعضای «تاک» نشان از این دارد که همه اعضا در شورای مرکزی یا دیگر کرسی ها برچسب احزاب دیگر را دارند. از آقای مرعشی تا دیگران. آیا اینها نمی توانند دغدغه های سیاسی خود را در سایر احزاب دنبال کنند؟ این ایرادی را متوجه ماهیت شکل گیری «تاک» نمی کند؟
نه . هیچ ایرادی ندارد. هیچ کدام اینها مانع گرفتن این نهال نمی شود.اگر این نهال شش ماه دیگر خشک شد اینگونه نیست که آن آقا یا خانم که کارگزاران بوده باعث خشک شدنش شده باشند. مهم نیست اینها از کجا آمده اند.تنها چیزی که نیاز است اعتقاد به این است که ظرف پنج سال آینده اولین میوه ها و ثمر سیاسی جمعیت را باید دریافت بکنیم. اعتقاد به اینکه آمده ایم که بمانیم ولو با یک نفر.
در مرامنامه حزب برنامه مدونی برای رسیدن به توسعه از سوی این حزب نیامده است.بر فرض که «تاک» در اسفند ماه همه کرسی های مجلس استان را از آن خود کند.تعداد نمایندگان کرمان در مقابل ۲۹۰ کرسی مجلس شورای اسلامی چه تاثیر گذاری می تواند داشته باشد؟ لذا کارکرد این حزب چه چیزی می تواند باشد؟
کارکرد این حزب خیلی زیاد می تواند باشد.بنا نیست که جمعیت توسعه و آزادی کشور را پوشش بدهد.هواپیما که سوار می شوید مهماندار درها را نشان می دهد، که من خودم هیچ وقت متوجه نشدم درها کجا هستند.اما یک تیکه هست که جای توجه دارد. مهماندار می گوید فشار داخل کابین ممکن است کم و زیاد بشود و ماسکی از داخل بالای سرتان می افتد و شما این ماسک رابزنید. می گوید اگر بچه همراه دارید به او هم باید ماسک بزنید.ادامه می دهد: اول ماسک خود را بزنید ، بعد ماسک بچه را بزنید. طبیعی است . باید شما بنیه داشته باشید تا بتوانید ماسک بچه را هم بزنید.احتیاجی نیست که «تاک» مشکلات ایران را حل کند.
من نگفتم که برای ایران چه کار می توانند بکنند. پرسیدم چه تاثیری برای کرمان دارند؟
اولین انتظار از نماینده احتمالی این حزب در بهارستان داریم این هست که سعی بکند مشکلات و مسائل کرمان را ابتدا با لابی گری حل بکند. به تدریج مردم کرمان متوجه می شوند که این نماینده حزب چقدر دلسوز است. اینجا یواش یواش پنج درصد مردم کرمان به این فکر می کنند که در انتخابات ها به کسانی که اعضای جمعیت معرفی می کند رای بدهند.
به علاوه این حزب نباید حتما نماینده در مجلس داشته باشد. «تاک» می تواند بدون داشتن نماینده ای در مجلس به برگزاری سمینارهایی با سوژه هایی مثل محیط زیست و اعتیاد و … در راستای ارتقاء آموزش مردم اقدام کند. چیزی که در ایران انجام نمی شود.این برنامه ها باعث می شود مردم بگویند که اینها نیامدند رای ما را در اسفند ماه بگیرند، اینها جدی هستند.
این جدیت را شما درکنگره و میان بانیان حزب دیدید؟
من آره ، من دیدم ، من حقیقت را باید به شما بگویم. من هیچ کدام را نمی شناسم .شورای مرکزی را هم نمی شناسم.شما می توانید یقه من را بگیری و بگویی:« آقای زیباکلام تو می گی دیدی ، چه چیزی را دیدی؟ »من در آنجا فقط یک نفر را می شناسم و وقتی آن یکنفر به من گفت بیا کرمان آب دستم بود گذاشتم زمین و رفتم کرمان . آن یک نفر اسمش حسین مرعشی بود.البته می شناسم یعنی دورادور می شناسم . نه ایشان خانه من آمده و نه من منزل ایشان رفتم.من حسین مرعشی را تنها بعنوان یک کنشگر سیاسی نمی شناسم. به کارآفرینی ، هوش ، عقل حسین مرعشی ایمان داریم.فکر می کنم این آدم خیلی کارها برای کرمان کرده و می تواند باز هم بکند.مرعشی ویژگی های زیادی دارد، اول اینکه دزد نیست.یعنی ما در ۳۷ سال آنقدر سقوط کردیم که باید خوشحال باشیم چه کسی دزد نیست. پس حسین مرعشی دزد نیست . حداقل تا الان دزد نبوده . هر چیز در مورد حسین مرعشی میگویند اما کسی تا الان پیدا نشده بگوید حسین مرعشی دزد است. من به حسین مرعشی ایمان دارم و معتقدم کاری که ایشان می کند ممکن است به نتیجه نرسد اما من یقین دارم فکر حسین مرعشی فقط سیاسی نیست و دنبال رفتن رفقایش به مجلس و نفوذ در مجلس نیست.فکر مرعشی فقط این نبود که فقط یک پایگاه سیاسی برای خودش درست بکند،بلکه فکر عمیق تری را دنبال می کند.
پس شما معتقد هستید صرف حضور مرعشی در حزب «تاک» دلیل کافی برای موفقیت حزب «تاک» در کرمان است؟
لازم هست اما کافی نیست.حسین مرعشی عصای موسی که نیست .مرعشی در مقطع بعدی باید یکسری افراد جوانتر دهه شصتی و هفتادی را پیدا بکند.احزاب موفق در دنیا تاریخ طولانی دارند. یک حزب را نمی توان در ایران پیدا کرد که سابقه اش به ۵ یا ۱۰ سال برسد، همه یک سری اسم هستند. مثل همین «توسعه و آزادی کرمان». برای همین هست که می گویم اگر سال گذشته مجدد این حزب در کرمان برنامه داشت باید امیدوار بود.
وقتی که یک حزب نگاهش نسبت به اقتصاد و سایر مقولات مشخص نیست ، نقشه راهی را معین نکرده است ، می شود به برگزاری فصلی یک گردهمایی در خانه شهر دلخوش کرد؟
در مرامنامه احزاب در قانون جمهوری اسلامی حرف‌های قشنگ هست . مساوات و برابری ، عدالت اجتماعی و … قانون اساسی ما را هم که بخوانید بهشت را نوید می دهد.ما با قانون اساسی و اینکه در مرامنامه چه چیزی نوشته شده است جلو نمی رویم.ما فقط و فقط یک ملاک داریم اینکه در دیماه ۹۵ احتمالا حزب باید کنگره یکسالگی اش را بگیرد. اگر فقط ۱۰۰ نفر جمع بشوند من موفق می دانم .چون احزاب در ایران این چیزی است که شما می گویید و من در کرمان گفتم. قبل از انتخابات شروع می شوند و سر و صدا و تابلویی و بعد انتخابات هم دنبال زندگیشان می روند .
آقای زیبا کلام از موضوع «تاک» و سرنوشت احتمالی اش می گذریم و از فرصت استفاده می کنم می خواهم نظر شما را در مورد سیاست های ریس جمهور و رکود اقتصادی حاکم در کشور و عاقبت دولت یازدهم بپرسم.
من یقین دارم که اگر آقای روحانی نتواند تحول جدی در امر اقتصاد بوجود بیاورد احمدی نژاد ثانی در خرداد ۹۶ ریس جمهور دوازدهم خواهد شد. برای اینکه تا به الان مهمترین دستاورد آقای روحانی برجام بوده است . از این بابت به ایشان مدال طلا می دهیم. در زمینه داخلی بزرگترین گام ایشان مهار تورم بوده است.اما اینها شروط لازم برای تحول در اقتصاد هستند. اگر برجام اتفاق نمی افتاد و ما در آن شرایط می ماندیم ، آقای روحانی که سهل است اگر «آدام اسمیت » ، «میلتون کینس» هم می آمدند نمی توانستند کاری بکنند. وقتی شما نمی توانید صادرات و واردات داشته باشید و از سیستم بانکی استفاده بکنید یا نمی توانید دارو وارد کنید.مشخص است که راه به جایی نمی برد.
مشکل اساسی پیش روی رییس دولت یازدهم کجاست؟
مشکل بنیادی فراروی ایشان خارج کردن کشور از رکود است . شما با تولیدکنندگان صحبت کنید بزرگترین مشکلشان این است که انبارهایشان پر از محصول است و مشتری ندارند.با قیمت پایین حاضر هستند بفروشند اما مشتری نیست.چرا؟ به خاطر رکود. اگر روحانی نتواند گامی برای رکود ایجاد بکند من احتمال احمدی نژاد دوم را نه تنها احتمال بلکه یک واقعیت می دانم.
من که سال ۹۲ آمدم تلویزیون و گفتم به روحانی رای بدهید نمی توانم در انتخابات اینده ریاست جمهوری به مردم بگویم: مردم روحانی برجام را انجام داد، روحانی تورم را از ۴۰ درصد به مثلا ۱۰ درصد رساند. مردم جواب می دهند: زیباکلام الان سال ۹۲ نیست که به خاطر اینکه سعید جلیلی رییس جمهور نشود بیاییم به روحانی رای بدهیم.در هر خانه یک لیسانس بیکار وجود دارد که کار می کردند. خوب آقای زیبا کلام نمی شود. این آقا که آمده سخنرانی می کند ما می خواهیم به او رای بدهیم. بخاطر اینکه آقای روحانی چهار سال بود آزمایشش خیلی موفق نبود.درست است که برجام را حل کرد اما رکود در جامعه هست.
دولت هم دلش می خواهد رکود را چاره کند. شاید بیشتر از من هم به فکرش هستند. برای اینکه اگر خرداد ۹۶ روحانی موفق نشود من زیبا کلام چیزی از دست نمی دهم ولی امثال ترکان ، نهاوندیان ، فریدون ، نوبخت ، اشنا ، صالحی امیری هیچ کاره می شوند.
اما خروج از رکود ساده نیست و نیاز به رونق اقتصادی و سرمایه گذاری دارد.این ها هم نیاز به نقدینگی دارند. چرا نقدینگی پایین امده است چون قیمت نفت پایین آمده است.از طرفی از هر ۱۰۰ تومانی که دولت جمهوری اسلامی تولید می کند ۶۰ درصد را مستقیم باید به مخارج جاریش بدهد.۱۰ درصد هم غیرمستقیم باید به مخارج دولت اختصاص بدهد.لذا با ۳۰ درصد درآمد مانده نمی تواند کار بنیادی که رونق ایجاد می کند ، انجام بدهد.
شرایط در کشورهای دیگر چگونه است؟ مخارج دولتها با هم متفاوت است؟
آیا در ژاپن و نروژ و سایر کشورها اینگونه است؟ خیر. چرا در ایران این اتفاق افتاده؟ چون در ایران غول بی شاخ و دمی هست به نام دولت که همه چیز در دستش هست. از راه آهن ، هواپیمایی ، مس ، ذوب آهن ، فولاد ، دانشگاه و … در کل اقتصاد ما اقتصاد دولتی هست . هیچ اقتصاد دولتی در ۲۰۰ سال گذشته موفق نشده است.ما هم نمی توانیم موفق بشویم . تنها موفقیت اقتصاد دولتی در فساد بوده است .اقتصاد ناکارآمد دولتی مانع موفقیت آقای روحانی است.
روحانی برای غیر دولتی کردن اقتصاد به تنهایی می تواند کاری از پیش ببرد؟
جواب خیر است.آقای روحانی نمی تواند اقتصاد را غیر دولتی بکند.به دلیل اینکه گروههای زیادی هستند که نفعشان در این هست که اقتصاد دولتی بماند.می دانند اقتصاد دولتی بشود ثروتشان را از دست می دهند.اینجا هست که نیاز است نهاد های دیگر قدرت است که کشور را این اختاپوس اقتصاد دولتی نجات دهند.
این رکود حاکم بر کشور در شکل گیری مجلس دهم چه تاثیری خواهد داشت؟
قطعا مجلس دهم نقش مهمی را در خروج رکود پیدا خواهد کرد. متاسفانه منحنی جایگاه مجلس مرتب سقوط کرده است.مجالس اول و دوم و سوم سهم بیشتری در امور اصلی کشور داشتند. ولی متاسفانه در مجلس هفتم و هشتم و نهم قدرت و جایگاه مجلس در حال اُفت است. مثلا مجلس نهم در دوران اقای احمدی نژاد چقدر در امور هسته ای دخالت می کرد؟ هیچی صفر.چند بار از آقای سعید جلیل پرسید که اقای سعید جلیلی مذاکرات شش ساله شما به خانم کاترین اشتون چی شد؟جواب صفر بار است. یک بار مجلس هشتم و نهم به مفاسد اقتصادی ورود نکردند و شعار دادند که دولت و قوه قضاییه باید مفسدین اقتصادی را تیرباران بکند و دستشان را از بیت المال کوتاه بکند . فقط شعار دادند.
خوب با این ادعای شما فکر می کنید چرا مجلس جایگاه نزولی داشته است؟
نظارت استصوابی. یعنی اینکه نظارت استصوابی جلوی ورود خیلی از افکار ملی و درست و متخصصین را می گیرد. زیرا آنها انتقاد کرده اند و منتقد هستند بنابراین شورای نگهبان با رد صلاحیت نمی گذارد وارد مجلس بشوند. شورای نگهبان فقط یک تفکر را می گذارد به مجلس برود ، لذا حاصل آن می شود مجلس هشتم و نهم . بنابراین همه چیز به دولت ختم نمی شود.
در آخر می خواهم نظرتان را راجع به شکل گیری جریان اعتدال در کشور بدانم. اعتدالیون را یک جناح می دانید؟
درسته که خیلی ها سعی کردند در دو سال گذشته اعتدال را بعنوان یک چارچوب سیاسی مطرح کنند.اما پاسخ من خیر است. ما فلسفه سیاسی بعنوان اعتدال نداریم.اعتدال یک روش و یک نصیحت است. اعتدال یعنی دوری از راه و روش های افراطی. اعتدال یک فلسفه سیاسی نیست که بگوییم به فرد اینگونه نگاه می کند و به جمع نگاه اینچنینی دارد.ا عتدال و میانه روی یعنی اتفاقی که در مورد قایق های امریکایی افتاد. حل فصل از طرق عقلایی را اعتدال می گویند. اینکه این مساله قایق ها را نگویند تا رییس جمهور آمریکا نیاید در تلویزیون از ملت ایران عذرخواهی نکند یا کاری که اقای احمدی نژاد کرد کت و شلوار شیک تن سربازان انگلیسی کنند را نکردن یعنی اعتدال .
چیزی که می توانست بدل به بحران جدی بشود را حل کردن را اعتدال می گویند.اعتدال یعنی گره ای که با دست می توان باز کرد با دندان بازش نکنیم که نخ و گره را نابود کنیم. اعتدال روش انجام کنش های سیاسی است و ایدئولوژی نیست.

من که سال ۹۲ آدمدم تلویزیون و گفتم به روحانی رای بدهید نمی توانم در انتخابات اینده ریاست جمهوری به مردم بگویم: مردم روحانی برجام را انجام داد، روحانی تورم را از ۴۰ درصد به مثلا ۱۰ درصد رساند. مردم جواب می دهند: زیباکلام الان سال ۹۲ نیست که به خاطر اینکه سعید جلیلی ریس جمهور نشود بیاییم به روحانی رای بدهیم

دولت هم دلش می خواهد رکود را چاره کند. شاید بیشتر از من هم به فکرش هستند. برای اینکه اگر خرداد ۹۶ روحانی موفق نشود من زیبا کلام چیزی از دست نمی دهم ولی امثال ترکان ، نهاوندیان ، فریدون ، نوبخت ، اشنا ، صالحی امیری هیچ کاره می شوند.

مرعشی ویژگی های زیادی دارد، اول اینکه دزد نیست.یعنی ما در ۳۷ سال آنقدر سقوط کردیم که باید خوشحال باشیم چه کسی دزد نیست. پس حسین مرعشی دزد نیست . حداقل تا الان دزد نبوده . هر چیز در مورد حسین مرعشی میگویند اما کسی تا الان پیدا نشده بگوید حسین مرعشی دزد است.

هیچ اقتصاد دولتی در ۲۰۰ سال گذشته موفق نشده است.ما هم نمی توانیم موفق بشویم . تنها موفقیت اقتصاد دولتی در فساد بوده است .اقتصاد ناکارآمد دولتی مانع موفقیت آقای روحانی است.

مثلا مجلس نهم در دوران اقای احمدی نژاد چقدر در امور هسته ای دخالت می کرد؟ هیچی صفر.چند بار از اقای سعید جلیل پرسید که اقای سعید جلیلی مذاکرات شش ساله شما به خانم کاترین اشتون چی شد؟جواب صفر بار است.

درسته که خیلی ها سعی کردند در دو سال گذشته اعتدال را بعنوان یک چارچوب سیاسی مطرح کنند.اما پاسخ من خیر است. ما فلسفه سیاسی بعنوان اعتدال نداریم.اعتدال یک روش و یک نصیحت است.

آیت الله هاشمی: فیلتر بررسی صلاحیت نامزدها نباید برای بعضی‌ها غیرقابل عبور و برای بعضی‌ دیگر سهل و آسان باشد

آیت الله هاشمی:
فیلتر بررسی صلاحیت نامزدها نباید برای بعضی‌ها غیرقابل عبور و برای بعضی‌ دیگر سهل و آسان باشد

مجلس مردمی با دولت عاقل در کنار رهبری ایران را به جایگاه اصلی خود در تاریخ می‌رساند
آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در دیدار رئیس و اعضای خانه کشاورز، دیدار با کشاورزها را خوشایند و حتی درد دل‌های آنان را با همه تلخی‌ها، شیرین دانست و گفت: امروز برای همه روشن است که بخش اصلی زندگی انسان‌ها در همه جوامع مربوط به کشاورزی است و برکت کشاورزی، برکت جامعه است.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، خشکسالی سال‌های اخیر را که آمیخته با عوامل طبیعی و دخالت‌های بشری است، برای کشاورزی و زندگی انسان‌ها خطرناک دانست و با اشاره به طرح‌های مربوط به آب و آبیاری در دوران سازندگی، گفت: یکی از آن طرح‌ها، احداث کانال سراسری در طول غرب به شرق سه استان شمالی کشور بود که اگر به آن توجه می‌شد، امروزه نه شاهد غرقابی زمین‌ها در بخش‌های مربوط به استان گیلان و نه شاهد خشکسالی در بخش‌های مربوط به استان گلستان و به ویژه دشت‌های حاصلخیز ترکمن صحرا بودیم.
به گزارش روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت نظام، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، با تأکید بر ذخیره‌سازی 3 میلیارد مترمکعب آب حاصل از برف و باران در شمال البرز و هدایت آنها از طریق کانال سراسری به زمین‌های مستعد کشاورزی، گفت: برای حفظ محیط زیست هم می‌توانستیم بخشی از آن آبها را در رودخانه‌ها جاری نماییم و آب‌های اضافه‌ی جاری شده از البرز را به سوی استان‌های مازندران و گلستان هدایت کنیم.
ایشان به خروج آب‌های کشور از مناطق شمال غربی و غرب کشور اشاره کرد و گفت: در کنار این بی‌آبی‌ها که بخش‌هایی از استان‌های کرمانشاه و ایلام و حتی خوزستان را در بر می‌گیرد، زمین‌های بسیار مناسبی داریم که در صورت رونق کشاورزی، علاوه بر حل مشکل بیکاری جوانان آن منطقه، دستاوردهای امنیتی نیز خواهیم داشت.
ایشان در بخش دیگری از سخنان خویش با ابراز تأسف از به هدر رفتن سرمایه‌های ارزی و ریالی کشور، در سال‌هایی که به خاطر افزایش قیمت نفت درآمدهای هنگفتی متوجه کشور شده بود، گفت: به جای استفاده معقول از آن سرمایه‌ها و آینده نگری برای روزهایی مانند امروز که نفت در پایین‌ترین قیمت خویش است، به سوی روزمرگی رفتند و به خاطر بعضی از بی‌تدبیری‌های سیاسی، لطف و عنایت خداوند را از دست دادیم.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با تشکر از تلاش‌های دولت و به ویژه تیم دیپلماسی که یک پرونده سیاسی 13 ساله را با برجام به سرانجام رسانده‌اند، گفت: به محض اینکه دنیا فهمید ملت ایران تصمیمات سیاسی را خودش و براساس عقل و منطق و شیوه‌های صلح‌جویی می‌گیرد و بر مواضع اصولی خویش پایداری می‌نماید، آماده پذیرش واقعیت‌ها شد و به جای تهدید و تحریم به میز مذاکره برگشت.
ایشان، ایران هراسی و ایران گریزی کشورهای جنوب خلیج‌فارس را به خاطر القای دیگران دانست و گفت: ما تجربه‌ی بسیار تلخ‌تری با آنان در زمان هشت سال دفاع مقدس داشتیم که با کمک‌های نظامی، سیاسی، تبلیغاتی و اطلاعاتی از ارتش بعث حمایت می‌کردند، اما پس از جنگ که تنش زدایی اساس برنامه‌های دولت سازندگی در سیاست خارجی شد، دولت‌های عربی به جای تکرار توهم دشمنی با ایران به همکاری روی آوردند و الان هم باید بدانند که این دشمن تراشی‌ها هیچ فایده‌ای برای آنان، منطقه و حتی نظم بین‌المللی ندارد.
آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به تضاد همیشگی تندروهای دلواپس با جمهوری خواهان آمریکا در طول 36 سال عمر انقلاب اسلامی، خاطر نشان کرد: فقط در مقطع مخالفت با برنامه‌های دولت یازدهم برای حل مسأله هسته‌ای با هم یکی شده‌اند و مردم آگاه و امیدوار به برنامه‌های دولت می‌دانستند در این مسیر با موج‌های بدی مواجه خواهند شد و خود را برای همه‌گونه حمایت از دولت برخاسته از ملت آماده کرده بودند.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با اشاره تلویحی به ردّ صلاحیت‌های نامزدهای انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری در اسفندماه اشاره کرد و گفت: امیدواریم مسؤولان مربوطه با عقلانیت، دیانت و انسانیت نقش خود را در جامعه به خوبی ایفا کنند و بگذارند انتخابات پرشور و حماسی داشته باشیم.
ایشان با تأکید بر وفاداری همه‌ی احزاب و جناح‌های درون خانواده انقلاب به نظام و رهبری و همچنین حمایت‌های مردم از اندیشه‌های امام و آرمان‌های شهدا، اظهار داشت: مردم از دل و جان حامی رهبری نظام هستند و اگر انتقادهای سیاسی دارند، به برخی از نهادها و شخصیت‌های مدعی بر می‌گردد که البته این نوع انتقادات در نظام‌های دموکراسی طبیعی است.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، با بیان این جمله که «فیلتر بررسی صلاحیت نامزدها نباید برای بعضی ها غیرقابل عبور و برای بعضی‌ها دیگر سهل و آسان باشد»، گفت: مجلس مردمی با دولت عاقل در کنار رهبری هوشیار ایران را به جایگاه اصلی خود در تاریخ می‌رساند.
ایشان در بخش دیگری از سخنان خویش به مظلومیت ایران در مسأله تروریسم اشاره کرد و گفت: ایران از اول پیروزی انقلاب گرفتار ترور بود و بسیاری از شخصیت‌های ما را که از رئیس جمهور تا نخست وزیر گرفته تا رئیس قوه قضائیه، ائمه جمعه، نمایندگان مجلس و وزرای کابینه‌های مختلف را به شهادت رساندند.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در بخش پایانی سخنان خویش، خانه کشاورز را نهادی محبوب و مأمن کشاورزان توصیف کرد و گفت: انجام 200 عنوان خدمات ارزنده برای بخش‌های مختلف کشاورزی، جایگاه این سازمان غیردولتی را در میان کشاورزان ارتقا بخشیده است.
ایشان با تأکید مجدد بر اهمیت توجه به طرح‌های مربوط به آب و آبیاری، گفت: با توجه به مسأله تغییر اقلیم که دغدغه بسیاری از کشورها شده است، باید بسیاری از عوامل منفی را کنترل نماییم و توجه به آبیاری‌های عالمانه تحت فشار یکی از آن راه‌ها برای جلوگیری از سرعت شتابنده حرکت جهان به سوی گرم شدن است./انتخاب

داریوش مودبیان دارنده نشان شوالیه هنر و ادب از دولت فرانسه و کارگردان، بازیگر و مدرس مطرح سینما و تیاتر ایران در گفت وگو با روزنامه پیام ما: در معنای ارتباطی؛ مخاطب، تماشاگر هدف است

داریوش مودبیان دارنده نشان شوالیه هنر و ادب از دولت فرانسه و کارگردان، بازیگر و مدرس مطرح سینما و تیاتر ایران در گفت وگو با روزنامه پیام ما:
در معنای ارتباطی؛ مخاطب، تماشاگر هدف است

استاد داریوش مؤدبیان متولد1329 در تهران، بازیگر سینما و تئاتر، کارگردان، فیلمنامه‌نویس و مترجم ایرانی است. وی در سال‌های اخیر بیشتر در زمینه تدریس تئاتر و ترجمه نمایشنامه فعالیت داشته است. مؤدبیان فعالیت هنری را با تئاتر تلویزیونی ضحاک ماردوش در سال ۱۳۴۳ آغاز کرد. وی در سال ۱۳۵۹ مدرک فوق‌لیسانس تخصصی مطالعات هنرهای نمایشی را ازدانشگاه سوربن پاریس و در سال ۱۳۶۰ فوق‌لیسانس تخصصی زبان‌شناسی را از مؤسسه مطالعات علوم انسانی پاریس دریافت کرد.داریوش مودبیان؛ آذرماه94 نشان شوالیه هنر و ادب از دولت فرانسه دریافت کرد.
نشان‌های فرهنگی، هنری و ادبی به افرادی که در زمینه ادب و هنر فرانسه فعالیت دارند اهدا می‌شود. بالاترین نشان، شوالیه است که آذرماه آن را از سوی سفیر فرهنگ و ارتباطات فرانسه در سفارت این کشور دریافت خواهم کرد. این نشان جنبه اقتصادی و سیاسی ندارد مساله ادب و هنر است و یک نشان ملی است. بی‌شک ارتباط‌های فرهنگی سبب غنای آن می‌شود. مودبیان سال 52 نیز به کرمان به عنوان کارشناس هنری به مدت چند ماه سفر کرده است.

چه عاملی و خصوصیت مهم در خود را موجب موفقیتتان می دانید؟
باید اول موفقیت را تعریف بکنیم؛ البته منظور شما را کاملا متوجه می شوم که به عنوان یک خبرنگار موفقیت یک انسان فرهنگی را در زندگیش در نظر دارید. آنچه که همیشه مورد نظرم بوده کوشش کردم که هر آنچه را که انجام می دهم به بهترین شکل باشد، این خصیصه اکثریت آدم های فرهنگی است و باید باشد که به اضطلاح می گوییم کمال طلب هستند. 52سال است که به صورت حرفه ای کار می کنم و سعی کردم در جریان های هنری و فرهنگی حضور داشته باشم. در اینجا شاید هر آنچه را که درباره کمال طلبی گفتم و اگر منظور شما هم همین باشد؛ راز موفقیت برای خیلی ها باشد. البته موفقیت گاهی به معنای شهرت است گاهی موفقیت اقتصادی و مالی است، این ها چندان مورد نظر من نبوده، اینکه ما درباره موفقیت صحبت می کنیم این است که کارمان مورد نظر قرار بگیرد. ممکن است کارمان نادیده گرفته شود و دچار محدودیت قرار بگیریم اما همیشه بدانیم که زمانی که خودمان در درونمان احساس رضایت به معنای واقعی کنیم و متوجه شویم کاری که کردیم ماحصل تمام سعی و کوششمان بوده و از این نظر کم نگذاشتیم حتما این رضایت بعدا برای دیگران هم نشان داده خواهد شد.
چه شد که وارد فضای هنر شدید؟ شما در دانشگاه سوربن تحصیل کرده اید از فضای آنجا بگویید.
در زمان نوجوانی در سن 14 سالگی بعد از فوت پدرم باید کار می کردم تا زندگی را بگذرانم و براساس باورهای خودم کاری را باید انجام می دادم که در ضمن دوستش هم داشته باشم و به اجبار نباشد و خواسته های روحی روانیم را نیز همیشه مدنظر قرار داده ام . مثل خیلی ها برحسب یک نوع شوق و عشق در زمینه فرهنگ و هنر قدم در عرصه هنر برداشتم. اول وارد رادیو شدم و بعد از آن شروع به نوشتن کردم. و بعدها وارد تیاتر و تلویزیون شدم. اما همیشه اعتقاد داشتم باید به صورت جدی تر و با اطلاعات؛ این مقوله را پیش بگیرم و اینکه کار و حرفه ای را به دست آوردم، کمال مطلوب نیست. بعد ازاینکه دانشکده ام تمام شد به عنوان دانشجوی ممتاز بورس گرفتم و بعد از چندین بار جابه جایی در کشور های مختلف به خاطر علاقه شدیدم برای آشنایی با فرانسه و فرهنگ و هنرش وارد دانشگاه سوربون شدم. این دانشگاهی است که بیشتر روی ادبیات و فلسفه کار می کند و در کنارش دانشگاه پزشکی هم وجود دارد که آن جداست و بعد ها رشته های دیگر مثل علوم اجتماعی و ارتباطات را به آن اضافه کردند . سال 75 وارد این دانشگاه شدم و دوره لیسانس و تخصصم را در آنجا گذراندم. تفاوتی بین مدرسه و دانشگاه برای فرنگی ها وجود دارد و آن این است که دانشگاه محل پژوهش و مطالعات و یافتن زمینه های مورد مطالعه است اما کسی که می خواهد بازیگر شود به مدرسه بازیگری می رود. در اروپا اینگونه است که به مدرسه می روی تا صاحب فن مورد نظرت بشوی. من هم دوست داشتم در این زمینه تحقیق و پژوهش کنم برای همین وارد دانشگاه و سطوح بالاتر شدم که تحصیل در این فضا تجربه بسیار خوب و شیرینی بود.
شما در دو زمان متفاوت، قبل و بعد از انقلاب در صحنه هنر فعالیت کرده اید، فعالیت در این دوزمان چه تفاوت هایی با هم دارد؟
مقایسه کار درستی نیست. به هر حال ما تجربیاتی را کسب کردیم که مبتنی بر جریان های سیاسی و فرهنگی و اجتماعی بوده و غیر از این هم نمی تواند باشد به هر حال پیش از انقلاب سیاست هایی وجود داشته حاکم بر رسانه ها. اهداف ما تابع موقعیت هایی است که ما عمل می کنیم و سیاست گذاری هایمان و چه آرمان هایی را داریم برای رسیدن به آرمان هایمان چه ابزاری در اختیارمان است . به نظر می رسد که در حال حاضر یک میل گسترده ای در فضای تیاتر و نمایش ما وجود دارد که تعداد کسانی که به این سو آمده اند یا جذب شده اند بسیار زیاد است. در یک بررسی هم باید بگوییم که امکانات جمعی هم بالا رفته است. شناخت ها بالا رفته البته گاهی این پیشرفت امکانات سبب شده که آن زحمتی که در گذشته کشیده می شد در این حرفه الان کمتر شده است. در گذشته امکانات کتاب هم بسیار محدود بود اما امروزه ما یک نهضت ترجمه داریم و این نهضت باعث شده بسیاری از منابع مکتوب به راحتی در اختیارمان قرار بگیرد. در گذشته وقتی ما می خواستیم درباره یک جریان تیاتری کار بکنیم تنها خبرهایش را می شنیدیم. امروزه به راحتی منابع کاملش در اختیار است. و بزرگانی که به آنها افتخار می کنیم امروزه تعدادشان کم هم نیست حال اینکه چگوه همه این ها باید در کنار هم قرار بگیرند تا موفق شویم در رسیدن به اهدافمان بستگی به سیاست گذاری ها دارد که باید این سیاست ها و اندیشه ها چگونه در کنار هم قرار بگیرد و برنامه ریزی شود؛ بستگی دارد به تشکل ها و استقرار این گروه ها در تالارهای نمایش مناسب.
از مشکلات تیاتر بگویید.
مشکلی که در حال حاضر در تیاتر وجود دارد وجود تالارهای مناسب اجرای نمایش به تعداد کافی است. و اینکه گروه نمایشی به صورت منظبت و با برنامه زیر نظر مربیان و اساتید خبره این فن که همه نیروهای لازم را در کنار خود داشته باشد . مثل یک تیم فوتبال؛ جمعی که مانند یک خانواده در کنار هم تیمی در یک زمین و محل و مجموعه ای مال خوده این تیم باشد برای رسیدن به هدفی مشخص تلاش کنند البته که برای تیاتر به عنوان یک مکتب انسان ساز ، جریان فرهنگی که هم در تحذیب اخلاق شرکت دارد و هم به نقد شرایط مختلف سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی می پردازد و کارگشاست؛ بسیار از این هم پیچیده تر و گسترده تر است. پس باید مکانی مناسب برای عرضه داشته باشد برای برنامه های بلند مدتش؛ که یکی از مهمترینشان تربیت تماشاچی است . در حالی که نسبت به گذشته میل بیشتری در بین تماشچی به وجود آمده تامل بیشتر و درک بیشتری بوجود آمده است از طرفی چون تیاتر یک سرمایه گزاری انسانی می خواهد محجور هم واقع می شود. و البته تابع سرمایه گزاری های ملی هم هست. چون بخش خصوصی نمی تواند مثل سینما با تماشای فیلم به صورت ضبط شده اجرا بشود و چون زنده است و گروه اجرایی باید هر سری به صورت زنده به اجرای نمایش بپردازند پس باید هزینه زندگی معیشتی خودش را فراهم کند و انرژی که هر دفعه می گذارد و وقتی در بعضی کشور ها این مقوله وجود ندارد ؛ جزو تعهدات دولت محسوب می شود. چون یک ابزاراست و شاید عمیق ترین و رساترین و مهمترین ابزار فرهنگی است. و چون جزو اهداف فرهنگی حکومتی محسوب می شود پس باید دولت برایش سیاست گزاری و برنامه ریزی کند و سوپسیت بپردازد تا عملی شود . ما امروزه بیشتر منتظر این موضوع هستیم که تشکل گروهی تشکیل شود چون نفس نمایش؛ کار گروهی و عمل گروهی و اجتماعی است و با اهداف و برنامه است. و در انتها کار علمی و با اندیشه برای رسیدن به آن اهداف و برنامه ها.
مدتی است تیاتر دچار بحران مخاطب شده است، دلیلش را در چه چیزی می بینید؟
باید در ابتد ا بگوییم مخاطب کیست؟ گاهی ما شنونده را به اشتباه مخاطب به کار می بریم. یک پدیده اجتماعی است. معانی گوناگونی دارد و در زمینه های مختلفی می تواند معانی مختلفی پیدا کند. مخاطب در معنای ارتباطیش که تیاتر یک وسیله ارتباطی است اضطلاحا ، تماشاگر هدف گفته می شود. تمام کسانی که در ابتدا به تماشای نمایش می نشینند تماشاگرند. مخاطب یک برنامه برحسب ساختار آن برنامه و برحسب اینکه هدف از ساخت آن برنامه چیست، چه رویکردی را دارد و اینکه چه کسانی را انتخاب کرده که مخاطب هدفش باشد. در تیاتر عموما می گوییم که تماشاگر پس از اجرا تبدیل به مخاطب می شود. باید تماشاگر ببیند، دریابد، در او یک جریان فکری به وجود بیاید و پس از اتمام اجرا به خودش رجوع کند ؛ بازخورد آغاز می شود در نتیجه تماشاگر تبدیل به مخاطب می گردد. همه تماشاچیان؛ مخاطب نمی توانند باشند. گاهی تماشاگر؛ تماشاچی باقی می ماند. شاید در همان لحظه اجرا بخندد اما بعد فراموش می کند و به دنبال کردن موضوع در ذهن خود نمی رود. در واقع بیننده ای بوده که لذت لحظه ای داشته و در مقام مخاطب قرار نگرفته است. مخاطب درجه بالاتری است که من مجری آن را انتخاب می کنم برحسب شناسنامه او؛ 5 شاخص وجود دارد که برنامه ای برای مخاطبین آماده شود مثلا این برنامه را من برای فلان مخاطبین با شناسنامه مشخص خودشان انتخاب می کنم. بعد نیاز سنجی باید بشود و در این مرحله اتمام نمی یابد. گاهی خود مخاطب متوجه نیازش نیست یا اگر هم هست فقط نیازهای ظاهری است. تنها آمده که سرگرم شود. ما باید آن را تشخیص دهیم در کنار اینکه خودمان چه هدفی داریم. و چهارم اینکه ما قصد داریم که پس از اتمام در نزد مخاطبمان چه اتفاقی رخ بدهد. چگونه ارتقاء بیابد. در مخاطب تیاتر آزمون وجود ندارد اما یک بازخوردهایی وجو دارد. یک متوسطی را قرار می دهیم و مخاطب باید مثلا این واکنش های رفتاری را در جامعه داشته باشد. اگر قرار است که نمایش یک کار آموزشی باشد که حتما هم همین گونه است. و پنجم که درباره آن بسیار کم صحبت می شود این است که مخاطب برای فهم مطلب بیان شده چه ابزارهایی را در اختیار دارد. جامعه چه قدر در اختیار او ابزار قرار می دهد. این ابزار؛ ابزار رسانه ای هم هست که شما انجام می دهید. که هر منطقه چه سهم فرهنگی دارد تا بفهمیم چگونه رفتار کنیم.
من فکر می کنم که گاهی مجریان هم مقصراند. امروزه به گفته خود رسانه ها یا برنامه ها مخاطب ندارند و یا آن برنامه دیگر وجود ندارد. اگر هم برنامه نمایشی باشد دیر وقت است که آن هم از آرشیو دوباره پخش می شود و به آن صورت تولیدی نداریم که باید دلیلش را از مسوولین و برنامه سازان بپرسیم. البته باید این نکته را هم بیان کرد که ما در خیلی اوقات نتوانستیم مثل گذشته برنامه هایی جذاب تولید کنیم که با گذشت بسیار زیاد زمان از جذابیت و اثر گذاریش کم نشود و جزو خاطرات فرهنگی شود. یا اینکه سطح برنامه هایمان نازل شده و یا با آمدن گروه هایی که هدفشان از برنامه سازی چیز دیگر و متاسفانه فقط تکثیر بیش از اندازه بوده است.
نکته اساسی دیگر این است که مخاطب به معنای عام وجود ندارد. همگان درباره نمایش وجود ندارد. رضایت همگان امکان پذیر نیست. وقتی گروه را یک جمع وسیعی قرار دهیم سطح کار مسلما نزول پیدا می کند. قرار دادن همه با افکار، امکانات، فهم و دانش متفاوت و اینکه همه به یک سطح برداشت کنند، امکان پذیر نیست. و یا اینکه مجبور به پرداختن به یک سری موضوعات مشترک بینشان هستیم که این سطح را پایین می آورد. خطر اینجاست که موجب سقوط می شود. و یا اینکه باید در یک سطح پایینی به وجوه احساسی مشترک پرداخت؛ مثلا تقریبا نسبت به یک سری مسایل همه به یک شکل می ترسند.
سخن پایانی.
مردم کرمان، همچون سایر مردم ایران خونگرم و بااستعداد و فعال هستند باید این استعدادها را با قرار دادن امکانات مناسب در اختیارشان به سمت اهداف خوب و سازنده مدیریت کرد. تشکر می کنم از شما و نشریه خوبتان.

سهم نهادهای مختلف از بودجه سال 95

سهم نهادهای مختلف از بودجه سال 95
حسن روحانی رئیس جمهور ابتدای هفته گذشته به مجلس رفت و لوایح بودجه سال 95 و برنامه ششم توسعه را تحویل علی لاریجانی داد. به گزارش خبرآنلاین، دولت کل بودجه سال آینده را از حیث مصارف و هزینه 267 هزار میلیارد تومان پیش‌بینی کرده است. قیمت هر بشکه نفت در بودجه سال آینده 40 دلار محاسبه شده و نرخ محاسبه دلار در لاین ایحه 2 هزار و 997 تومان پیش‌بینی شده است. در لایحه بودجه سال 95 اعتبارات هزینه‌ای 197هزار میلیارد تومان است که این رقم نسبت به بودجه مصوب سال 94، 13 درصد رشد داشته است. در میان نهادهای سیاسی، وزارت اطلاعات بیشترین بودجه و دبیرخانه مجلس خبرگان کمترین بودجه را را دارند. بودجه مجلس شورای اسلامی و سپاه پاسداران نیز نسبت به سال گذشته کاهش یافته است. به جز این دو نهاد، نهادهای سیاسی دیگر با افزایش بودجه مواجه شده اند.
در زیر بودجه نهادهای سیاسی و دفاعی کشور با مقیاس «میلیون ریال» آمده است:
ما به تفاوت بودجه 94 بودجه 95 نهاد
673844 (+) 4,399,947 5,073791 نهاد ریاست جمهوری
972123 (-) 5,309,000 4,336,877 مجلس‌ شورایاسلامی
22918 (+) 152,300 175,218 شورای عالی امنیت ملی
1481 (+) 31,010 32,491 دبیرخانه مجلس خبرگان
174955 (+) 825,428 1,000,383 شورای نگهبان
738433 (+) 14,479,467 15,217,900 وزارت کشور
903161 (+) 10,257,510 11,160,671 وزارت امور خارجه
9985786 (+) 22,477,712 32,463,498 وزارت اطلاعات
133250 (+) 545,500 678,750 مجمع تشخیص مصلحت نظام
4459716 (+) 26,646,266 31,105,982 وزارت دفاع
1735140 (+) 18,770,428 20,505,568 ستادکل نیروهای مسلح
7937260 (+) 53,109,065 61,046,325 ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران
28001983 (-) 174,289,273 146,287,290 ستاد مشترک سپاه پاسداران
1842501 (+) 8,859,138 10,701,639 بسیج مستضعفین

برگزاری سه دوره آموزش فرش دستباف در جنوب استان کرمان

برگزاری سه دوره آموزش فرش دستباف در جنوب استان کرمان
رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت جنوب استان کرمان از برگزاری سه دوره آموزش نوبافی و به بافی فرش دستباف در جنوب استان کرمان خبر داد. به گزارش روابط عمومی سازمان صنعت، معدن و تجارت جنوب استان کرمان، رئیس این سازمان گفت: سه دوره آموزشی نوبافی و به بافی فرش دستباف در راستای آموزش، رشد، پیشرفت علمی و عملی تولیدکنندگان و بافندگان فرش، آشنایی با متد های نوین فرش بافی و ارتقاء سطح کمی و کیفی فرش های تولیدی جنوب استان برگزار می شود. دکتر محمود اسکندری نسب افزود: دو دوره نوبافی به ترتیب در شهرستان کهنوج و روستای میانده از توابع شهرستان جیرفت و یک دوره به بافی در دهستان اسفندقه از توابع شهرستان جیرفت برگزار می شود. وی ادامه داد: در این دوره ها بافندگان فرش با روش های بافت و نقشه خوانی فرش، شناخت معایب فرش و نحوه پیشگیری از آن، طرح و رنگ های فرش منطقه و مورد سلیقه بازار، قیمت های روز بازار فرش و … آشنا می شوند.

انتظار چهار ماهه کارگران شهرداری برای پرداخت حقوق

جلسه شورای شهر کرمان درباره حقوق کارگران به نتیجه نرسید
انتظار چهار ماهه کارگران شهرداری برای پرداخت حقوق

جلسه شورای شهر کرمان طبق روال هر هفته شامگاه یکشنبه برگزار شد.
توضیحات معاون شهردار درباره لکه گیری خیابان های کرمان
درابتدای این جلسه معاون فنی عمرانی شهردار کرمان از تولید 1600 تن آسفالت در آذر ماه با فعالیت دو کارخانه‌ی 120 تنی و 80 تنی آسفالت شهرداری کرمان خبر داد و گفت: آذر ماه در مدت 22 روز به طور میانگین در هر منطقه 150 تن آسفالت بمنظور لکه گیری استفاده شده است که مساحت لکه گیری ها در این مدت در چهار منطقه شهر کرمان 106 هزار متر مربع می باشد. محمدرضا فرقانی با اشاره به مشکلات بوجود آمده در تولید آسفالت اظهار داشت: مشکلاتی مانند نبود قطعات دستگاه های کارخانه ی آسفالت و مشکلات مالی موجب کاهش تولید آسفالت، لکه گیری و روکش آسفالت در شهر کرمان شده است که در دی‌ماه با توجه به مشکلات بوجودآمده روزانه 83 تن آسفالت تولید شده است. زهرا لری در ادامه رو به سرپرست معاونت اداری مالی و رییس مالی و حسابداری شهرداری گفت: شما باید برای بودجه برنامه ریزی کنید و بنظر من این اوضاع اصلا قابل توجیه نیست.
کارگران شهرداری؛ چهارماه بدون حقوق
علی اکبر مشرفی با اشاره به حرف مویدی که گفته بود حقوق کارگران شهرداری چهار ماه است پرداخت نشده است، به حسین سام پیشنهاد داد که به کارخانه لاستیک کرمان بیاید و ببند آنجا چطور حقوق ها پرداخت می شود. وی در ادامه گفت: ما آنجا اول حقوق کارگران و در مرحله آخر حقوق معاونین را پرداخت می کنیم، شما هم باید اول حقوق کارگران و بعد حقوق کارمندان را بدهید.
سام در پاسخ گفت: در بودجه ریزی سال گذشته 23 میلیارد پرداختی به قرارگاه خاتم الانبیا (ص) تعریف نشده بود که ما پرداخت کردیم و در بحث میدان شهدا قراربود چهار میلیارد استانداری و چهار میلیارد شورا و شهرداری بدهند درصورتی که تا الان استانداری ۱ میلیارد و ۳۰۰ ملیون تومان سال گذشته و امسال هم فقط 69 میلیون و 400 هزار تومان داده است.
مشرفی خطاب به سام گفت: بودجه سال گذشته ۳۷۵ میلیارد تومان بوده، چه گونه می شود که شما با پرداخت 23 میلیارد تومان به قرارگاه خاتم الانبیا(ص) که معادل هفت درصد از کل بودجه می باشد با مشکل مواجه شده اید، در صورتیکه شما در ماه آذر 130میلیارد پیش بینی دریافتی از کارخانجات کرده بودید که فقط 50 میلیارد محقق شده و 80 میلیارد معوقه مانده و فقط به پرداختی که به خاتم الانبیا(ص) داشته اید اشاره می کنید.
سام اظهار داشت: کارخانجات هم مشکل مالی دارند و نمی توانند پرداخت کنند.
مشرفی در ادامه گفت: من حتما با استاندار در خصوص وضعیت مالی شهرداری صحبت خواهم کرد و باید گفت بودجه باید چند مرحله ایمنی داشته باشد. وی خاطر نشان کرد: بدهی کارگران جزو بدهی های الویت دار است و شهرداری باید هر 3 ماه مسائل مالی را که الویت کمتری دارند پیش بینی و حذف کند.
معاون مالی اداری در پاسخ به مشرفی گفت: وظیفه من بوده که گزارش وضعیت فعلی و بدهی های شهرداری را به شهردار بدهم که داده ام.
شهرداری پروژه جدیدی را شروع نکند
حجت الاسلام ربانی زاده با اشاره به انتخابات پیش رو اظهار داشت: انتخابات بزرگترین حرکتی است که قرار است انجام شود و دغدغه بزرگ مسئولین امنیتی حفظ امنیت کشور است. در همه جا اولویت را برای پرداخت حقوق قرار داده اند که مشکل امنیتی بوجود نیاید با توجه به شرایطی را که امسال در انتخابات داریم اگر مشکلی بوجود آید باعث سو استفاده دشمنان بیرونی خواهد شد و در داخل با مشکل مواجه خواهیم شد و تبعات بدی برای شورا خواهد داشت و هم عملکرد شهردار را که در آغاز کار است زیر سوال خواهد برد. پیشنهاد من این است که در این دو ماه آخر سال، شهرداری از اجرای هر گونه پروژه جدید خودداری کند و اولویت پروژه ها را مشخص و از پرداخت هر گونه پول به قرارگاه خاتم الانبیا(ص) خودداری شود.
در ارتباط با حقوق کارگران با حضور شهردار جلسه ای برگزار می شود
مشرفی پس از صحبت های حجت الاسلام ربانی زاده گفت: حقوق بدهی است که اولویت دارد و باید پرداخت شود، اما اضافه کار نیست. آقای سام بطور مثال شما زمانی که می بینید حقوق من پرداخت نشده نباید به جوانمرد اضافه کار بدهید و فقط باید اصل حقوق پرداخت شود. کسی که حقوق بگیرد دیگر نباید برای اضافه کار اعتراضی داشته باشد تا زمانی که حقوق دیگران پرداخت نشده است و اضافه کارها را طلبکار می ماند.
مویدی با اعتراض گفت: از ابتدای کار شورا بیش از چند بار گفته ام که شهرداری منطقه 2 می گوید من جمعه کاری به کسی می دهم که حداقل 3 ساعت جمعه کار کند اما کسانی را داریم جمعه کاری که نمی آیند هیچ، حداقل 200 ساعت اضافه کار و تعطیل کاری می گیرند. مویدی افزود: هیچ یک از ما احساساتی صحبت نمی کند و حرف هایی را که زدیم درد دل کارگران بود، ما خود را با شهرداری کرمان و شهردار یکی می دانیم. ربانی هم در پایان گفت بحث های مالی شهرداری باید در حضور شهردار مطرح شود و تصمیم نهایی را باید ایشان بگیرند که اضافه حقوق و پایه حقوق را به چه نسبتی پرداخت خواهند کرد. مشرفی افزود: البته معاونت اداری باید حقوق ها را به روز رسانی کند و به هر فردی حقوق واقعی را بدهد، متاسفانه سیستم اداری ما اشکال دارد.
انتقاد مویدی از طولانی شدن
اجرای فاضلاب بلوار جهاد
در ادامه ی جلسه ی شورا شهرکرمان مشرفی از معاون فنی عمرانی شهردار کرمان خواست نسبت به آسفالت مناطقی از جمله شهرک بنی‌هاشم توجه بیشتری داشته باشد. وی با اشاره به اینکه شهرداری تاکنون لکه‌گیری و آسفالت معابر شهر را براساس اولویت‌هایی که تعیین شده، انجام داده، تصریح کرد: اما لازم است معابری مثل خیابان‌های شهرک بنی‌هاشم که سال گذشته هشت میلیارد تومان برای زیرسازی آن هزینه شد، در دستور کار آسفالت قرار گیرد تا زیرسازی که انجام شده، تخریب نشود.
مشرفی با اشاره به تخصیص قطعه‌زمینی برای تامین منابع مالی پل سیدی گفت: در کمیسیون ماده پنج نیز، کاربری این قطعه‌زمین تغییر یافت تا پس از فروش، منابع مالی حاصل از آن برای تکمیل پل سیدی استفاده شود.
در ادامه مؤیدی از معطل ماندن کار آب و فاضلاب در بولوار جهاد و مسدود بودن این بولوار انتقاد کرد و از معاون فنی عمرانی شهردار خواست در این رابطه اقدامات لازم را انجام دهند.
فرقانی نیز در پاسخ گفت: طبق روال هرساله از اول اسفند، هیچ‌گونه حفاری در شهر نخواهیم داشت؛ ضمن این‌که شرکت‌های حفار موظفند تا پایان بهمن‌ماه، تمام کارها را به پایان برسانند و نقاطی که حفاری شده را پر کنند. در رابطه با بلوار جهاد نیز مهلت قانونی به شرکت آب و فاضلاب داده شده و تا آخر بهمن‌ماه باید مسیر باز شود.
زباله های بیمارستانی توسط علوم پزشکی بی خطرسازی می شوند
در ادامه ی جلسه شورا مصوبات کمیسیون خدمات شهری مورد بررسی قرار گرفت. زهرا لری موضوع جمع‌آوری زباله‌های عفونی بیمارستان‌ها را از جمله موارد بررسی شده دانست و گفت: با توجه به حساسیتی که بی‌خطرسازی زباله‌های عفونی بیمارستان‌ها داشته، چند روز پیش این موضوع در معاونت فنی عمرانی استانداری هم مورد بررسی قرار گرفته که در آن جلسه رؤسای دانشگاه علوم پزشکی قول داده‌اند تا پایان امسال، زباله‌های بیمارستانی پس از بی‌خطرسازی، به خودروهای سازمان پسماند شهرداری تحویل داده شود.
وی با بیان این‌که در نشست کمیسیون خدمات شهری شورا نیز این موضوع بررسی و تاکید شد شهرداری فقط تا پایان امسال زباله‌های عفونی را از بیمارستان‌ها تحویل بگیرد، افزود: طبق نظر نماینده‌ی محیط زیست، تعرفه‌های جمع‌آوری زباله‌های عفونی بسیار پایین است که باید در لوایح عوارضی شهرداری برای سال آینده، تعرفه‌ها افزایش چشم‌گیری داشته باشد.
لری تصریح کرد: مطب‌های پزشکان و داندان‌پزشکان، آزمایشگاه‌ها و سایر واحدهای پزشکی شهر نیز، به اندازه‌ی بیمارستان‌ها، زباله‌ی عفونی دارند که باید با کارِ کارشناسی، عوارض بالایی برای جمع‌آوری زباله‌های عفونی پیش‌بینی شود تا این واحدها نیز زباله‌های خود را به سایت بی‌خطرسازی زباله‌های عفونی که قرار است دانشگاه علوم پزشکی راه‌اندازی کند، تحویل دهند.

داریوش مودبیان دارنده نشان شوالیه هنر و ادب از دولت فرانسه و کارگردان، بازیگر و مدرس مطرح سینما و تیاتر ایران در گفت وگو با روزنامه پیام ما: در معنای ارتباطی؛ مخاطب، تماشاگر هدف است

داریوش مودبیان دارنده نشان شوالیه هنر و ادب از دولت فرانسه و کارگردان، بازیگر و مدرس مطرح سینما و تیاتر ایران در گفت وگو با روزنامه پیام ما:
در معنای ارتباطی؛ مخاطب، تماشاگر هدف است

استاد داریوش مؤدبیان متولد1329 در تهران، بازیگر سینما و تئاتر، کارگردان، فیلمنامه‌نویس و مترجم ایرانی است. وی در سال‌های اخیر بیشتر در زمینه تدریس تئاتر و ترجمه نمایشنامه فعالیت داشته است. مؤدبیان فعالیت هنری را با تئاتر تلویزیونی ضحاک ماردوش در سال ۱۳۴۳ آغاز کرد. وی در سال ۱۳۵۹ مدرک فوق‌لیسانس تخصصی مطالعات هنرهای نمایشی را ازدانشگاه سوربن پاریس و در سال ۱۳۶۰ فوق‌لیسانس تخصصی زبان‌شناسی را از مؤسسه مطالعات علوم انسانی پاریس دریافت کرد.داریوش مودبیان؛ آذرماه94 نشان شوالیه هنر و ادب از دولت فرانسه دریافت کرد.
نشان‌های فرهنگی، هنری و ادبی به افرادی که در زمینه ادب و هنر فرانسه فعالیت دارند اهدا می‌شود. بالاترین نشان، شوالیه است که آذرماه آن را از سوی سفیر فرهنگ و ارتباطات فرانسه در سفارت این کشور دریافت خواهم کرد. این نشان جنبه اقتصادی و سیاسی ندارد مساله ادب و هنر است و یک نشان ملی است. بی‌شک ارتباط‌های فرهنگی سبب غنای آن می‌شود. مودبیان سال 52 نیز به کرمان به عنوان کارشناس هنری به مدت چند ماه سفر کرده است.

چه عاملی و خصوصیت مهم در خود را موجب موفقیتتان می دانید؟
باید اول موفقیت را تعریف بکنیم؛ البته منظور شما را کاملا متوجه می شوم که به عنوان یک خبرنگار موفقیت یک انسان فرهنگی را در زندگیش در نظر دارید. آنچه که همیشه مورد نظرم بوده کوشش کردم که هر آنچه را که انجام می دهم به بهترین شکل باشد، این خصیصه اکثریت آدم های فرهنگی است و باید باشد که به اضطلاح می گوییم کمال طلب هستند. 52سال است که به صورت حرفه ای کار می کنم و سعی کردم در جریان های هنری و فرهنگی حضور داشته باشم. در اینجا شاید هر آنچه را که درباره کمال طلبی گفتم و اگر منظور شما هم همین باشد؛ راز موفقیت برای خیلی ها باشد. البته موفقیت گاهی به معنای شهرت است گاهی موفقیت اقتصادی و مالی است، این ها چندان مورد نظر من نبوده، اینکه ما درباره موفقیت صحبت می کنیم این است که کارمان مورد نظر قرار بگیرد. ممکن است کارمان نادیده گرفته شود و دچار محدودیت قرار بگیریم اما همیشه بدانیم که زمانی که خودمان در درونمان احساس رضایت به معنای واقعی کنیم و متوجه شویم کاری که کردیم ماحصل تمام سعی و کوششمان بوده و از این نظر کم نگذاشتیم حتما این رضایت بعدا برای دیگران هم نشان داده خواهد شد.
چه شد که وارد فضای هنر شدید؟ شما در دانشگاه سوربن تحصیل کرده اید از فضای آنجا بگویید.
در زمان نوجوانی در سن 14 سالگی بعد از فوت پدرم باید کار می کردم تا زندگی را بگذرانم و براساس باورهای خودم کاری را باید انجام می دادم که در ضمن دوستش هم داشته باشم و به اجبار نباشد و خواسته های روحی روانیم را نیز همیشه مدنظر قرار داده ام . مثل خیلی ها برحسب یک نوع شوق و عشق در زمینه فرهنگ و هنر قدم در عرصه هنر برداشتم. اول وارد رادیو شدم و بعد از آن شروع به نوشتن کردم. و بعدها وارد تیاتر و تلویزیون شدم. اما همیشه اعتقاد داشتم باید به صورت جدی تر و با اطلاعات؛ این مقوله را پیش بگیرم و اینکه کار و حرفه ای را به دست آوردم، کمال مطلوب نیست. بعد ازاینکه دانشکده ام تمام شد به عنوان دانشجوی ممتاز بورس گرفتم و بعد از چندین بار جابه جایی در کشور های مختلف به خاطر علاقه شدیدم برای آشنایی با فرانسه و فرهنگ و هنرش وارد دانشگاه سوربون شدم. این دانشگاهی است که بیشتر روی ادبیات و فلسفه کار می کند و در کنارش دانشگاه پزشکی هم وجود دارد که آن جداست و بعد ها رشته های دیگر مثل علوم اجتماعی و ارتباطات را به آن اضافه کردند . سال 75 وارد این دانشگاه شدم و دوره لیسانس و تخصصم را در آنجا گذراندم. تفاوتی بین مدرسه و دانشگاه برای فرنگی ها وجود دارد و آن این است که دانشگاه محل پژوهش و مطالعات و یافتن زمینه های مورد مطالعه است اما کسی که می خواهد بازیگر شود به مدرسه بازیگری می رود. در اروپا اینگونه است که به مدرسه می روی تا صاحب فن مورد نظرت بشوی. من هم دوست داشتم در این زمینه تحقیق و پژوهش کنم برای همین وارد دانشگاه و سطوح بالاتر شدم که تحصیل در این فضا تجربه بسیار خوب و شیرینی بود.
شما در دو زمان متفاوت، قبل و بعد از انقلاب در صحنه هنر فعالیت کرده اید، فعالیت در این دوزمان چه تفاوت هایی با هم دارد؟
مقایسه کار درستی نیست. به هر حال ما تجربیاتی را کسب کردیم که مبتنی بر جریان های سیاسی و فرهنگی و اجتماعی بوده و غیر از این هم نمی تواند باشد به هر حال پیش از انقلاب سیاست هایی وجود داشته حاکم بر رسانه ها. اهداف ما تابع موقعیت هایی است که ما عمل می کنیم و سیاست گذاری هایمان و چه آرمان هایی را داریم برای رسیدن به آرمان هایمان چه ابزاری در اختیارمان است . به نظر می رسد که در حال حاضر یک میل گسترده ای در فضای تیاتر و نمایش ما وجود دارد که تعداد کسانی که به این سو آمده اند یا جذب شده اند بسیار زیاد است. در یک بررسی هم باید بگوییم که امکانات جمعی هم بالا رفته است. شناخت ها بالا رفته البته گاهی این پیشرفت امکانات سبب شده که آن زحمتی که در گذشته کشیده می شد در این حرفه الان کمتر شده است. در گذشته امکانات کتاب هم بسیار محدود بود اما امروزه ما یک نهضت ترجمه داریم و این نهضت باعث شده بسیاری از منابع مکتوب به راحتی در اختیارمان قرار بگیرد. در گذشته وقتی ما می خواستیم درباره یک جریان تیاتری کار بکنیم تنها خبرهایش را می شنیدیم. امروزه به راحتی منابع کاملش در اختیار است. و بزرگانی که به آنها افتخار می کنیم امروزه تعدادشان کم هم نیست حال اینکه چگوه همه این ها باید در کنار هم قرار بگیرند تا موفق شویم در رسیدن به اهدافمان بستگی به سیاست گذاری ها دارد که باید این سیاست ها و اندیشه ها چگونه در کنار هم قرار بگیرد و برنامه ریزی شود؛ بستگی دارد به تشکل ها و استقرار این گروه ها در تالارهای نمایش مناسب.
از مشکلات تیاتر بگویید.
مشکلی که در حال حاضر در تیاتر وجود دارد وجود تالارهای مناسب اجرای نمایش به تعداد کافی است. و اینکه گروه نمایشی به صورت منظبت و با برنامه زیر نظر مربیان و اساتید خبره این فن که همه نیروهای لازم را در کنار خود داشته باشد . مثل یک تیم فوتبال؛ جمعی که مانند یک خانواده در کنار هم تیمی در یک زمین و محل و مجموعه ای مال خوده این تیم باشد برای رسیدن به هدفی مشخص تلاش کنند البته که برای تیاتر به عنوان یک مکتب انسان ساز ، جریان فرهنگی که هم در تحذیب اخلاق شرکت دارد و هم به نقد شرایط مختلف سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی می پردازد و کارگشاست؛ بسیار از این هم پیچیده تر و گسترده تر است. پس باید مکانی مناسب برای عرضه داشته باشد برای برنامه های بلند مدتش؛ که یکی از مهمترینشان تربیت تماشاچی است . در حالی که نسبت به گذشته میل بیشتری در بین تماشچی به وجود آمده تامل بیشتر و درک بیشتری بوجود آمده است از طرفی چون تیاتر یک سرمایه گزاری انسانی می خواهد محجور هم واقع می شود. و البته تابع سرمایه گزاری های ملی هم هست. چون بخش خصوصی نمی تواند مثل سینما با تماشای فیلم به صورت ضبط شده اجرا بشود و چون زنده است و گروه اجرایی باید هر سری به صورت زنده به اجرای نمایش بپردازند پس باید هزینه زندگی معیشتی خودش را فراهم کند و انرژی که هر دفعه می گذارد و وقتی در بعضی کشور ها این مقوله وجود ندارد ؛ جزو تعهدات دولت محسوب می شود. چون یک ابزاراست و شاید عمیق ترین و رساترین و مهمترین ابزار فرهنگی است. و چون جزو اهداف فرهنگی حکومتی محسوب می شود پس باید دولت برایش سیاست گزاری و برنامه ریزی کند و سوپسیت بپردازد تا عملی شود . ما امروزه بیشتر منتظر این موضوع هستیم که تشکل گروهی تشکیل شود چون نفس نمایش؛ کار گروهی و عمل گروهی و اجتماعی است و با اهداف و برنامه است. و در انتها کار علمی و با اندیشه برای رسیدن به آن اهداف و برنامه ها.
مدتی است تیاتر دچار بحران مخاطب شده است، دلیلش را در چه چیزی می بینید؟
باید در ابتد ا بگوییم مخاطب کیست؟ گاهی ما شنونده را به اشتباه مخاطب به کار می بریم. یک پدیده اجتماعی است. معانی گوناگونی دارد و در زمینه های مختلفی می تواند معانی مختلفی پیدا کند. مخاطب در معنای ارتباطیش که تیاتر یک وسیله ارتباطی است اضطلاحا ، تماشاگر هدف گفته می شود. تمام کسانی که در ابتدا به تماشای نمایش می نشینند تماشاگرند. مخاطب یک برنامه برحسب ساختار آن برنامه و برحسب اینکه هدف از ساخت آن برنامه چیست، چه رویکردی را دارد و اینکه چه کسانی را انتخاب کرده که مخاطب هدفش باشد. در تیاتر عموما می گوییم که تماشاگر پس از اجرا تبدیل به مخاطب می شود. باید تماشاگر ببیند، دریابد، در او یک جریان فکری به وجود بیاید و پس از اتمام اجرا به خودش رجوع کند ؛ بازخورد آغاز می شود در نتیجه تماشاگر تبدیل به مخاطب می گردد. همه تماشاچیان؛ مخاطب نمی توانند باشند. گاهی تماشاگر؛ تماشاچی باقی می ماند. شاید در همان لحظه اجرا بخندد اما بعد فراموش می کند و به دنبال کردن موضوع در ذهن خود نمی رود. در واقع بیننده ای بوده که لذت لحظه ای داشته و در مقام مخاطب قرار نگرفته است. مخاطب درجه بالاتری است که من مجری آن را انتخاب می کنم برحسب شناسنامه او؛ 5 شاخص وجود دارد که برنامه ای برای مخاطبین آماده شود مثلا این برنامه را من برای فلان مخاطبین با شناسنامه مشخص خودشان انتخاب می کنم. بعد نیاز سنجی باید بشود و در این مرحله اتمام نمی یابد. گاهی خود مخاطب متوجه نیازش نیست یا اگر هم هست فقط نیازهای ظاهری است. تنها آمده که سرگرم شود. ما باید آن را تشخیص دهیم در کنار اینکه خودمان چه هدفی داریم. و چهارم اینکه ما قصد داریم که پس از اتمام در نزد مخاطبمان چه اتفاقی رخ بدهد. چگونه ارتقاء بیابد. در مخاطب تیاتر آزمون وجود ندارد اما یک بازخوردهایی وجو دارد. یک متوسطی را قرار می دهیم و مخاطب باید مثلا این واکنش های رفتاری را در جامعه داشته باشد. اگر قرار است که نمایش یک کار آموزشی باشد که حتما هم همین گونه است. و پنجم که درباره آن بسیار کم صحبت می شود این است که مخاطب برای فهم مطلب بیان شده چه ابزارهایی را در اختیار دارد. جامعه چه قدر در اختیار او ابزار قرار می دهد. این ابزار؛ ابزار رسانه ای هم هست که شما انجام می دهید. که هر منطقه چه سهم فرهنگی دارد تا بفهمیم چگونه رفتار کنیم.
من فکر می کنم که گاهی مجریان هم مقصراند. امروزه به گفته خود رسانه ها یا برنامه ها مخاطب ندارند و یا آن برنامه دیگر وجود ندارد. اگر هم برنامه نمایشی باشد دیر وقت است که آن هم از آرشیو دوباره پخش می شود و به آن صورت تولیدی نداریم که باید دلیلش را از مسوولین و برنامه سازان بپرسیم. البته باید این نکته را هم بیان کرد که ما در خیلی اوقات نتوانستیم مثل گذشته برنامه هایی جذاب تولید کنیم که با گذشت بسیار زیاد زمان از جذابیت و اثر گذاریش کم نشود و جزو خاطرات فرهنگی شود. یا اینکه سطح برنامه هایمان نازل شده و یا با آمدن گروه هایی که هدفشان از برنامه سازی چیز دیگر و متاسفانه فقط تکثیر بیش از اندازه بوده است.
نکته اساسی دیگر این است که مخاطب به معنای عام وجود ندارد. همگان درباره نمایش وجود ندارد. رضایت همگان امکان پذیر نیست. وقتی گروه را یک جمع وسیعی قرار دهیم سطح کار مسلما نزول پیدا می کند. قرار دادن همه با افکار، امکانات، فهم و دانش متفاوت و اینکه همه به یک سطح برداشت کنند، امکان پذیر نیست. و یا اینکه مجبور به پرداختن به یک سری موضوعات مشترک بینشان هستیم که این سطح را پایین می آورد. خطر اینجاست که موجب سقوط می شود. و یا اینکه باید در یک سطح پایینی به وجوه احساسی مشترک پرداخت؛ مثلا تقریبا نسبت به یک سری مسایل همه به یک شکل می ترسند.
سخن پایانی.
مردم کرمان، همچون سایر مردم ایران خونگرم و بااستعداد و فعال هستند باید این استعدادها را با قرار دادن امکانات مناسب در اختیارشان به سمت اهداف خوب و سازنده مدیریت کرد. تشکر می کنم از شما و نشریه خوبتان.

 

برای مرور دوباره وقت داریم؟

برای مرور دوباره وقت داریم؟
سه‌گانه پدرخوانده را تا حال به صورت‌های مختلف دیده‌ام، در تلویزیون ایران، روی VHS، روی CD، روی بلوری، به صورت دوبله، به صورت غیردوبله و در حال و هواهای مختلف.چند روز پیش دیدم که لینک دانلود قسمت اول و دوم پدرخوانده، به صورت متفاوتی قرار داده شده، به این صورت که برداشته‌اند و کل حوادث و رویدادهای این فیلم را به صورت زمانی مرتب کرده‌اند.
قطعا برخی از فیلم‌دوستان، اینگونه تدوین خطی را نمی‌پسندند، اما وقتی فیلم را به این صورت دانلود کردم این فکر به ذهنم راه یافت که شاید این شیوه تازه‌ای از مرور باشد.
باید در نظر داشت که ، ما در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که دیگر دسترسی به کتاب و فیلم و موسیقی، بسیار آسان شده است. خیلی از ماها که هوس به‌روز بودن داریم، ولع تهیه این رسانه‌ها را داریم و برای خرید آنها وقت و هزینه صرف می‌کنیم. با این همه وقتمان محدود است و فقط درصد محدودی از مواد انتخابی را می‌توانیم، ببینیم، بخوانیم و بشنویم.این به خودی خود چیز بدی است، اما اوضاع وقتی بدتر می‌شود که بدانیم، برخی از کتاب‌ها و فیلم‌ها را باید بیش از یک بار دید و چشید.چرا؟
۱- چون تلقی، اطلاعات و زاویه دید ما، سال به سال عوض می‌شود و لزوما برداشتی که امروز از یک فیلم و کتاب داریم، با برداشت، سال‌های پیش ما نمی‌خواند.۲- چون خیلی از فیلم‌ها و کتاب‌ها، حاوی ظرایفی هستند که درکشان مستلزم باریک‌بینی و داشتن اطلاعات جانبی است و ممکن است این ظرایف، در خوانش یا مشاهده اول، جا افتاده باشند.۳- چون به تناسب حال و هوای ما، ممکن است، فیلترهای ذهنی برای درک برخی از نکات، باز یا بسته باشند.۴- و اصولا تجربه دوباره هر چیز، در حالی که شما شمه‌ای از چیزی که بعدا تجربه خواهید کرد را می‌دانید، حال و هوای تازه‌ای ایجاد می‌کند.دیروز داشتم فیلم ترومبو را با شرکت برایان کرانستون می‌دیدم. خب، شمار قابل توجهی با جو ایجاد شده در سال‌های جنگ سرد و دوران مک‌کارتیسم، آشنا هستیم و می‌دانیم که در آن سال‌ها با برچسب نفوذ کمونیسم و نفوذ بیگانه، چه بر سر هنرمندان و نویسندگان آمد. اما وقتی داشتم فیلم را می‌دیدم، با خودم گفتم که اگر بیننده‌ای پیدا شود که آشنایی چندانی با آن دوران نداشته باشد و قبلا در این مورد نخوانده باشد و ندیده باشد و حتی با قرینه‌های این حوادث در دیگر نقاط این کره خاکی آشنا نباشد، دیدن این فیلم چه جذابیتی برایش خواهد داشت.
برای ما فیلم، بسیار زیبا می‌نماید و برای دیگری خیلی محو گنگ و در هم!به صورت مشابهی، ممکن است، سال‌ها بعد، چیزهایی که فعلا هضم و درکشان برایمان، ممکن نیست، به نظرمان خوشگوار بیایند.پس در انتها می‌خواستم برایمان بنویسم، هر چند در هیاهوی کارهای روزانه، وقت در حکم کیمیاست، اما باید گاهی هم وقت برای «مرور» کنار بگذاریم. حس نوستالژیک و برداشت‌های تقویت‌شده یا تازه‌شکل گرفته، در حین این مرورها، قطعا برایمان جالب خواهند بود! و چه بهتر که بتوانیم این مرورها را به شیوه‌های نوینی انجام بدهیم، مثلا به صورت همخوانی کتاب، یا بخشی از آن!و موضوع را چرا اصلا می‌خواهیم محدود به رسانه‌های دیداری و شنیداری کنیم، گاهی لازم می‌شود که ما تجارب گذشته را در زندگی خود، تکرار کنیم!

چرا نمی‌توانیم فراتر برویم

چرا نمی‌توانیم فراتر برویم

زندگی روزمره چارچوبی برای ارضای نیازهایی مثل خوردن،خوابیدن،وتاحدی ارضای آرزوها است.زندگی روزمره جایی است،که در آنجا ارتباطات انسانی شکل می گیرد. جایی است که در آن زبان با تمامی واژگان وآرایه هایش مورد استفاده قرار می گیرد.
سوال اینجاست که چرا گاهی ادامه دادن زندگی روزمره مشکل می شود ؟در جواب باید گفت، که چون هیچ پروژه یا تخیلی در زندگی روزمره کامل نیست. زندگی روزمره همواره تمایل دارد به کلی تبدیل شود، تا بر ما سلطه یابد. اما همواره انسانها در مقابل آن مقاومت می کنند،و موقتاً ازطریق فعالیت هایی مثل تعطیلات آخر هفته،مسافرت ها و…….از زیر سلطه ی آن می گریزند.
تکنیک در تعریف زندگی روزمره نقش بسیار مهمی دارد . همگی می توانیم تشخیص دهیم، که رواج یافتن امکاناتی مثل برق،لوله کشی آب و فاضلاب و نسل کالاهای خانگی مثل:ماشین لباسشویی،یخچال،ظرف شویی،اتو بخار و… چقدر بر زندگی انسانها تاثیر گذاشته است .فن آوری حوزه زندگی روزمره را مرز بندی کرده، باعث به‌وجود آمدن رفتارها وتجارب خاصی می گردد. ما در این مقاله به تجاربی که در فضا-زمان(space-time) واقع می گردد می پردازیم.
زندگی بیش از حد شلوغ
زندگی در شهر ها افراد بسیاری را درگیر یک زندگی بسیار شلوغ کرده است. من آن را زندگی سخت نمی نامم. بلکه بهتر است آن را زندگی اشباع شده بنامیم. برای مثال، نگاهی به چگونگی گذران زندگی بچه ها، اضطراب آور بودن آن را نشان می دهد. بعد از هشت ساعت سرکلاس بودن، در روزهای کاری هفته به فعالیت‌های فوق العاده می روند و در آخر هفته نیز در کلاس های زبان، ورزش، موسیقی و… شرکت می‌کنند. در چنین شرایطی آیا آنها فرصتی برای استراحت، بازی یا انجام هر کار دیگری دارند؟ به عبارت دیگر آنها اصلاً فرصتی برای زندگی دارند؟ واضح است که تمام این فعالیت بچه ها، برای رسیدن به زندگی بزرگسالان است . چیزی که اکثر بزرگسالان خود از آن بیزارند.
در واقع اکثریت ما انسان‌ها زیر بار وظایف سنگینی قرار گرفته ایم و هرگز نمی گوییم که برای انجام این کارها وقت کافی نداریم. زندگی در خانواده، با دوستان بودن، کار کردن، آموزش دیدن، زندگی فرهنگی، ورزش کردن و… . روز 24ساعت است و هفته 7 روز. زمان کافی برای انجام هر کاری نیست و ما نمی توانیم همه چیز را به‌دست آوریم. اما بافت تکنولوژی (ارتباط، سرعت، اطلاعات و …) ما را به طرف وظایف بیشتر سوق می‌دهد. این وضعیت باعث شده است، امروزه واژه‌ای که بیش از هر واژه‌ی دیگری در مراکز مشاوره و روانکاوی معمول است، واژه‌ی استرس باشد. در جهان تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات و زندگی روزمره، معمولاً یک زندگی پر از استرس و فشار است. از این رو انواع داروهای ضداسترس معمول گشته است.انواع قرص ها،یوگا، مراقبه،گیاهان دارویی، ورزش،مسافرت،کار بیرون از خانه و… . ما سبک زندگی (life style)استرس زایی داریم و تنها راه حل واقعی هم آن است که زندگی مان را تغییر دهیم. به همین دلیل است که کشور های آمریکای شمالی فعالیت های متعددی را برای داشتن یک زندگی ساده پیشنهاد نموده اند. کار کمتر،هزینه ی کمتر،مصرف کمتر=زندگی متفاوت تر . با این همه،این فعالیت های جایگزین اگر هیچ سودی نبخشد، تشخیص این نکته را آشکار می سازد، که سبک زندگی کنونی در برگیرنده ی فعالیت بیش از حد و تحرک بسیار است.
فضای مجازی و فراتر رفتن از مکان
فضا، موضوعی فلسفی است و در اینجا لازم نیست برای اثبات آن دلیل بیاوریم. (از افلاطون تا هایدگر و غیره به این موضوع توجه نشان داد ه اند) لکن نباید آن را با مفهوم «فضای مجازی» (cybersace) اشتباه بگیریم. فضای مجازی اساساً به دو معنا به کار می‌رود. از یک سو این مفهوم برای اشاره به فضای اطلاعاتی که مردم می توانند هنگام استفاده از اینترنت مورد استفاده قرار دهند، به‌کار می رود و از سوی دیگر برای اشاره به واقعیت مجازی استفاده می شود. یعنی برای اشاره به تصاویر سه بعدی بکار می رود که بوسیله ی تکنولوژی دیجیتال ایجاد می شود. این محیط های مجازی نه تنها مارا در بر می گیرند، بلکه ما نیز می توانیم در آنها به فعالیت بپردازیم و حتی آنها را تغییر دهیم. بنابرین منظور ما از فضای مجازی، هم، شبکه ای از اطلاعات است و هم محیط ها یا واقعیت های مجازی. فضای مجازی را شاید بتوانیم مشاهده کنیم،اما شبکه چیزی است که قابل مشاهده نیست و ما مجبوریم به تصور در بار ه ی آن بپردازیم. درون شبکه ی گسترده ی جهانی (www)،فرد می تواند به راحتی از جایی به جای دیگر حرکت کند و شبکه را همچون یک «فضا « متصور شود. باید متوجه باشیم که تجارب «فضا- زمانی» مقدمه ای برای سایر تجارب است. بنابرین تأثیر فضای مجازی بر تجربه ی فضا- زمانی اهمیت بسیاری دارد.
لازم نیست که در اینجا به توصیف روستا از زمان باستان تا دوران کنونی بپردازیم. لکن نگاهی موقتی می تواند ما را در این مقاله کمک کند. همه می دانند، که دنیایِ روستا به نسبت‌دنیایِ شهر با طبیعت سازگاری بیشتری دارد. خانه‌های متمرکز که اطرافشان را مزارع، جنگل ها و کوهها فراگرفته است. مزارعی که با مزارع دیگر مرز بندی شده‌اند ویژگی بارز روستاها است. از دور که به روستاها نگاه می کنیم، آنچه که بالاتر از سقف روستاها خود نمایی می‌کند، برج ناقوس کلیسا است. صدای این ناقوس که از طلوع و غروب خورشید پیروی می کند، در روزهای مه آلود و بارانی راهنمای مردمانی است، که در زمین های اطراف روستا مشغول کارند. کرانمندی واستواری خاک، خیابان ها، جاده ها و مزارع، خط افقی زمین و مهمتر از همه خط عمودی زندگی و برگشت تدریجی آن به سوی مرگ، همگی تعریف شده‌اند. آسمان، روز، شب و اندازه ی ماه، زمان واقعی کشت و مهم‌تر از همه حیات را نشان می دهند. مناظر، آسمان و روستا نیز بخشی از خانه ها هستند. با این همه، خانه ها دارای سقف و دیوارند و درون آنها نیاز های مادی و عاطفی زندگی برآورده می شود. اینجاست که «هایدگر» می گوید: «ساکن بودن به معنای موجودی اخلاقی بودن در زمین است «. این ساکن بودن برای انسان‌ها نوعی «فضا سازی «است، تا چیز هایی را به مالکیت خود درآورند و از آنها مراقبت کنند.
از سوی دیگر انبوه مردمی که در شهرها زندگی می کنند، فضای کمی در اختیار دارند. در شهرها فضای افقی معنا ندارد. برج ناقوس کلیسا وجود ندارد و تقریباً آسمانی نیست. مضاف بر این خانه‌ای دیگر وجود ندارد. خانه‌ها مثل صندوق‌های روی هم انباشته شده‌اند. بدون اینکه زمینی در اطرافشان باشد. بدون اینکه سقفی داشته باشند. در شهر ها حتی زیر زمین ها هم برای پارکینگ ماشین ها،مترو،فاضلاب کشی و … مورد استفاده قرار گرفته است. صدای ناشی از ترافیک و ماشین همه جا را پر کرده است. همه ی شهر مثل یک ماشین بزرگ است.همه چیز ماشینی است و زندگی صمیمی از همه جا رخت بر بسته است. بدترین کابوسی که می توان دید این است، که شهر ها هر روز بزرگتر و بزرگتر می شوند. عده ای از چشم انداز های مختلفی پیش بینی کرده اند، که خانه ها (به عبارت بهتر خانه های مجازی) به «فضای دیگری « تبدیل می شوند،که به افراد اجازه می دهد با دیگرانی ارتباط برقرار کنند، که هزاران مایل دورتر از آنها قرار دارند. این خانه ها بر محدودیت های طبیعی و جغرافیایی فائق می آیند.از پنجرۀ خانه های مجازی هر چه را که آرزو کنیم، می توانیم ببینیم. چشم انداز های برفی،بازار محلی، کوههای سر به فلک کشیده،استادیوم ورزشی،و کف دریاها. از سوی دیگر در شهرهای مجازی خیابان ها کارکرد های اجتماعی شان را انجام نمی دهند. از آنجایی که در این شهرها هر کاری را در خانه می توان انجام داد،خیابانها و میدان ها روز به روز نقش شان در زندگی شهری کم رنگ تر می شود. در شهرهای مجازی خیابان های جدیدی به‌وجود می آید، که در آنها گردش اطلاعات صورت می گیرد. عده ای دیگر نیزتأکید کرده اند، که بدین صورت شرایطی برای ایجاد «جهان وطنی» به‌وجود می آید. به‌واسطه‌ی شهر‌ها و خانه‌های مجازی، تمدن به همه جا سرک می‌کشد و با فرهنگ‌های محلی در گیر می‌شود، تا آنجا که آنها را از پای در می‌آورد. اگر چه همه‌ی اینها فرضیه‌های بسیار مناقشه بر انگیزی بیش نیستند. می‌خواهم بگویم که در نتیجه ی این مسایل، نه تنها مرزها در هم شکسته می شوند، بلکه فضا و فاصله‌های افقی نیز معنای خود را از دست خواهد داد، که این خود پیامد‌های متفاوتی به دنبال خواهد داشت.آنچه که از نظر من بسیار مهم است، این است که مکان جغرافیای معنای خود را از دست خواهد داد. همانگونه که فرامتن ها بر صفحات پرینت شده فائق آمده اند، عصر فرا اطلاعات نیز بر محدودیت های جغرافیایی فائق خواهد آمد. ما هم اکنون در یک فرایند انتزاعی شدن قرار داریم و فضای مجازی به ندرت به عنوان یک فضا به حساب می آید. اما این به این معنا نیست که تا ابد در این حال باقی خواهیم ماند و نباید بگوییم «هیچ چیز در حال اتفاق افتادن « نیست. بلکه بهترین قاعده ی کلی این است که قبول کنیم، در حال فرا گذشتن و تکامل هستیم./ مرکز آموزش و پژوهش روزنامه‌ی همشهری