بایگانی مطالب نشریه

دوئل شمال و جنوب در دسته اول باشگاه‌های فوتبال تیغ تند مس بر تن نساجی

دوئل شمال و جنوب در دسته اول باشگاه‌های فوتبال
تیغ تند مس بر تن نساجی

از هفته هفتم لیگ دسته اول فوتبال باشگاه‌ها در یک دیدار حساس و تعیین کننده تیم‌های مس کرمان و نساجی مازندران امروز برابر هم به میدان می‌روند.
به گزارش خبرگزاری فارس دو تیم مس کرمان و نساجی مازندران در هفته هفتم مسابقات لیگ دسته اول فوتبال باشگاه‌ها از ساعت 16 و 30 دقیقه در ورزشگاه شهید باهنر شهر کرمان به مصاف هم می‌روند. دو تیم که سال گذشته علاوه بر رقابت شانه به شانه و تنگاتنگی که در جدول مسابقات با یکدیگر داشتند، مس کرمان در نهایت با غلبه بر این تیم توانسته بود خود را به عنوان تیم دوم به مرحله پلی‌آف مسابقات لیگ دسته اول برساند در بیرون از زمین و در رسانه‌ها تا هفته‌های زیادی پس از پایان بازی‌ها با یکدیگر جنگ رسانه‌ای و روانی داشتند. جایی که صادق درودگر بارها و بارها از طریق رسانه‌ها و تریبون‌های مختلف مسئولان باشگاه مس و سرمربی سابق این تیم را به باد انتقاد گرفت و پیروزی‌های پی در پی نارنجی‌پوشان را به مسائل غیر فنی مرتبط می‌دانست. حالا در فصل جدید بار دیگر دو تیم دربرابر هم صف‌آرایی می‌کنند، دو تیمی که حتی اختلافات و درگیری‌های بیرون از زمین‌ به هواداران هم سرایت کرد و هواداران نیز در فضای مجازی بارها و بارها به دیگری تاختند تا به این شکل از مواضع مدیران و باشگاه‌های خود دفاع کنند.
اما صادق درودگر مدیرعامل نساجی که در فصل گذشته بارها و بارها مسی‌های کرمان را به تبانی متهم کرده بود، حالا از مدیریت نساجی استعفا کرده اما به نظر می‌رسد حتی عدم حضور وی نیز نتواند مانعی در برابر انگیزه مضاعف نارنجی‌پوشان باشد و شاگردان وینگو برای اثبات خود و دفاع از حیثیت خدشه‌دار شده مس کرمان به فکر انتقام‌جویی از قائمشهری‌ها هستند. همچنین با اعلام کمیته داوران فدراسیون فوتبال، جواد محمدی به عنوان داور بازی تیم‌های مس کرمان و نساجی مازندران انتخاب شد، داریوش صابرمطلق و حمید آذرنیا کمک‌های محمدی در این بازی هستند، حسین شفیعی داور چهارم این بازی و علی سیدی نیز ناظر داوری این دیدار است.

هلاکت 2 شرور مسلح و کشف نیم تن مواد مخدر در عملیات پلیس امنیت کهنوج

هلاکت 2 شرور مسلح و کشف نیم تن مواد مخدر در عملیات پلیس امنیت کهنوج

به نقل از اجتماع نیوز فرمانده انتظامی استان کرمان از اجرای عملیات پلیسی در جنوب استان خبر داد و گفت: در این عملیات 2 شرور مسلح به هلاکت رسیدند و نیم تن مواد مخدر به همراه تعدادی سلاح ممنوعه کشف شد.
به گزارش پایگاه خبری پلیس، سرهنگ رضا بنی اسدی در تشریح این عملیات گفت: ماموران پلیس امنیت کهنوج در یک اقدام اطلاعاتی از انتقال یک محموله سنگین مواد مخدر از شرق کشور به این شهرستان و قصد انتقال آن به استان های مرکزی کشور توسط قاچاقچیان مسلح با خبر شدند.
وی افزود: پلیس در تکمیل اقدامات اطلاعاتی مشترک خود دریافت قاچاقچیان مسلح مواد مخدر این محموله را در منزلی در یکی از شهرک حوالی مرکز این شهرستان دپو نموده و قصد دارند در فرصتی مناسب محموله را با اسکورت به مقصد منتقل نمایند،
فرمانده انتظامی استان اظهار داشت: بلافاصله تیم های عملیاتی این پلیس ضمن هماهنگی های قضایی ، محل مورد نظر را محاصره گرده و با سوداگران مسلح درگیر شدند.
وی بیان کرد: در این درگیری که حدود نیم ساعت به طول انجامید، سرانجام 2 تن از اشرار مسلح به هلاکت رسیدند.
سرهنگ بنی اسدی گفت: پلیس در بازرسی از محل درگیری 507 کیلو گرم تریاک به همراه 2 قبضه سلاح و 5 تیغه خشاب مهمات کشف و 3 دستگاه خودرو توقیف کرد.
فرمانده انتظامی استان از عموم مردم خواست تا در صورت مشاهده موارد مشکوک ضمن تماس با 110 پلیس را در جریان موضوع قرار دهند تا با انجام اقداماتی ضربتی سوداگران مرگ در رسیدن به اهداف خود ناکام بمانند.

در گفت گوی اختصاصی با سرهنگ کریمی، جانشین رئیس پلیس راهور کرمان عنوان شد عدم کفایت ضمانت اجراهای قانونی در تخلفات رانندگی

در گفت گوی اختصاصی با سرهنگ کریمی، جانشین رئیس پلیس راهور کرمان عنوان شد
عدم کفایت ضمانت اجراهای قانونی در تخلفات رانندگی
مریم سعیدی

افزایش جمعیت در شهرها همیشه مشکلاتی به همراه دارد. چنانچه می دانیم با بالا رفتن میزان جمعیت، به همان نسبت تعداد وسایل نقلیه اعم از شخصی و عمومی افزایش می یابد اما رشد کمی، همیشه همگام با رشد فرهنگی نمی باشد. صدای بوق های ممتد و آزار دهنده، فحاشی رانندگان وعابرین پیاده در اعتزاض به نحوه ی رانندگی، عدم رعایت حق تقدم، عبور از چراغ قرمز و…  که همه به معنای زایل کردن حقوق شهروندی می باشد ناشی از ضعف فرهنگی شهروندان است. با توجه به اینکه قدمت استفاده از وسایل نقلیه در کشور ما زیاد می باشد چرا همواره با سیر صعودی تخلفات رانندگی و تصادفاتی که بعضا منجر به سلب حیات افراد می شود، رو به رو هستیم؟ در این باره و همچنین در رابطه با اجرای بعضی طرح های ترافیکی در سطح شهر کرمان گفت و گویی داشتم با سرهنگ کریمی، جانشین رئیس پلیس راهور کرمان و سوالاتی از وی پرسیدم.

از دید رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی کرمان آیا فرهنگ رانندگی بر مردم حاکم است؟
آن طور که از جامعه ی فهیم ایرانی خاصتا کرمانی انتظار می رفت باید خیلی زود خود را با فرهنگ رانندگی و رعایت قوانین و مقررات وفق می داد اما متاسفانه آن گونه که شایسته و بایسته ی جامعه می باشد این تطابق صورت نگرفته است و برای فرهنگ سازی جای کار بسیاروجود دارد. یکی از دلایل عدم رعایت اصول رانندگی در کشور ما کافی نبودن بازدارندگی و ضمانت اجراها می باشد.
اگر کشور خودمان را با کشورهایی که داعیه ی فرهنگ دارند مقایسه کنیم می بینیم که در کشورهای صنعتی و پیشرفته جریمه های بسیار شدید نسبت به تخلفات رانندگی اعمال می شود. حتی عبور از چراغ قرمز می تواند مجازات حبس را برای راننده ی متخلف در پیش داشته باشد یا اخذ حق بیمه های گزاف از افرادی که در طول مدت رانندگی خود تصادف های متعدد داشته اند.
اما در کشور ما سیستم تشویق و تنبیه به درستی اعمال نمی شود و قوانین موضوعه ی ما ضمانت اجرای کافی ندارند. مبلغ جریمه ها بازدارنده نیست و افراد به راحتی مرتکب تخلف می شوند.
متاسفانه شهروندانی که نسبتا وضعیت مالی خوبی دارند، بدون اندیشیدن به عواقب نقص عضو شدن یا از بین رفتن هم نوع خود به سادگی با بیان این که « اتومبیل من بیمه است» یا «دیه اش را می پردازم» از کنار این موضوع می گذرند.
در حالی که باید در زمینه ی رعایت قوانین بیش از این فرهنگ سازی شود و همه ی دستگاه ها باید در این زمینه اقدام کنند. اول از همه خانواده ها و مهدکودک ها که موثرترین نهاد در رشد و پرورش افراد می باشند باید در این زمینه کار کنند. متاسفانه با توجه به سن آموزش رانندگی که 18 سال می باشد و شخصیت فرد شکل گرفته است، رو به آموزش اموری چون حق تقدم در شرایط مختلف با کیست و تابلوهای متفاوت به چه معنی می باشند می آوریم. این در حالی است که در سایر کشورها از همان ابتدا در مراکز آموزشی واحدهای درسی در رابطه با قواعد و مقررات رانندگی تدریس می شود.
بیشترین تخلفات در شهر کرمان چه می باشد؟
عدم رعایت حق تقدم، استفاده از تلفن همراه، توقف در میادین، اماکن ممنوعه و سرعت غیر مجاز در حاشیه ی شهر از بیشترین تخلفات در استان کرمان می باشد.
روند برخورد با موتور سواران متخلف چگونه می باشد ؟
در پنج ماه اخیر به اندازه ی دو سال گذشته برای موتورسواران متخلف اعم از نداشتن کلاه ایمنی و عبور از پیاده روها جریمه صادر شده است و در حد توان با موتور سواران متخلف با طرح های ضربتی برخورد می شود و پلیس هیچ گاه از چنین تخلفاتی کوتاه نیامده است و نخواهد آمد. برخورد با متخلفین همیشه در دستور کار پلیس می باشد چرا در بعضی خیابان ها خط کشی عابر پیاده به جدول منتهی می شود؟ این امر معضل بزرگی برای عابریم به خصوص معلولین می باشد.
این موضوع امری بسیار مهم است و از اشتباهات هندسی و شکلی موجود در سطح شهر می باشد که باید رفع شود. بعضی از این نواقص و خطاها تا حدی رفع شده است و در حال برطرف کردن آن ها می باشیم.
طرح ترافیکی میدان آزادی به چه صورت می باشد؟
این طرح در شورای هماهنگی ترافیک استان در حال بررسی می باشد. عمده ی طرح مبنی بر احداث زیرگذر از خیابان استقلال به خیابان بهمنیار خواهد بود و خیابان بهمنیار دو طرفه خواهد شد، سایر معابر به خیابان های جانبی راه می یابد و طرح های جزئی نیز در دست بررسی می باشند.
علت عدم اجازه ی پارک خودرو در خیابان شهید بهشتی چیست؟ آیا پارکینگ های موجود جواب گوی حجم زیاد اتومبیل هاهستند؟
خیابان شهید بهشتی به دلیل وجود مراکز خرید، درمانی و مرکزی بودن این خیابان، بار ترافیکی زیادی دارد و این خیابان یکی از خروجی های پر تردد میدان آزادی می باشد. از آنجایی که عرض این معبر کم می باشد باید به نحوی اقدام کرد که گره ترافیکی کم شود. به همین دلیل محدوده ای برای ممنوعیت پارک خودرو در این خیابان در نظر گرفتیم که تا سال قبل تا کوچه ی 4 خیابان مذکور بود. اخیرا تصمیم بر آن شد خیابان شهید بهشتی تا میدان شهدا به عنوان یک مسیر ویژه ی عبور اتوبوس قرار داده شود. رویکرد شورای هماهنگی ترافیک شهرهای کشور بر این است که معابر مرکزی شهرها به عبور و مرور وسایل نقلیه ی عمومی اختصاص یابد. مبنی بر این دیدگاه در شورای هماهنگی ترافیک استان کرمان تصمیم بر این شده است خیابان شهید بهشتی کرمان به حمل و نقل وسایل نقلیه ی عمومی اختصاص یابد ولی «فعلا» هم وسایل نقلیه ی عمومی و هم وسایل نقلیه ی شخصی می توانند در این خیابان آمد و شد داشته باشند ولی اولویت با وسایل نقلیه ی عمومی می باشد و قسمت بیشتری از عرض خیابان را به این وسایل اختصاص خواهیم داد تا ناوگان عمومی با سرعت بیشتری جریان داشته باشد.
در طول خیابان شهید بهشتی حدود 70-80 دستگاه خودرو می توانند به صورت مجاز پارک کنند و از میدان آزادی تا چهار راه ولیعصر 6 پارکینگ موجود می باشد که مردم می توانند از آن ها استفاده کنند. در نتیجه این میزان می تواند جوابگوی نیاز به جای پارک خودروها باشد.

نجات انسان های نیازمند عضو و امیدوار نمودن آنان به ادامه زندگی خود، تجلی حیات طیبه انسان است

نجات انسان های نیازمند عضو و امیدوار نمودن آنان به ادامه زندگی خود، تجلی حیات طیبه انسان است

به نقل از روابط عمومی و ارتباطات دادگستری کل استان کرمان حجت الاسلام والمسلمین محمد شفیعی، رئیس شعبه دوازده دادگاه عمومی (حقوقی) خانواده شهر کرمان، درپی درگذشت مرحومه ی مغفوره فاطمه زین الدینی فرزند قاضی فتح الله زین الدینی از قضات دادگستری کرمان بر اثر سانحه تصادف واقدام شایسته و خداپسندانه اهدای عضو گفت: در گذر زمان، حوادثی به وقوع می پیوندد که انسان را تحت تاثیر خود قرار می دهد آثار این حوادث هرچه تلخ و ناگوار باشند روبرو شدن با آن ها نیز سخت و دشوارتر خواهد بود.
وی اظهار داشت: یکی از این حوادث سخت و دشوار مواجهه با مرگ مغزی نزدیکان انسان است عواطف واحساسات پدرانه ومادرانه وامید به نجات فرزند آنچنان بر آنان احاطه پیدا می کند که هرگز تصور نمی کنند با مرگ مغزی حیات فرزندشان خاتمه یافته تلقی گردیده است.
شفیعی ابرازکرد: ناامیدی پدر ومادری که سال ها آرزوی رشد ونمو فرزند خود را در ذهن وجان خویش پرورانده اند وهر گز فکر نمی کردند روز ی با از دست دادن فرزند دلبند خود و با اهداء اعضاء آن، ناجی انسان های درد مندی شوند،کاری سخت وجان فرسا است .
وی ادامه داد: تصمیم مهم آنان در نجات انسانی دیگر یک هنر تمام عیار انسانیت است و نجات انسان های نیاز مند عضو وامیدوار نمودن آنان به ادامه زندگی خود تجلی حیات طیبه انسان است از خود گذشتن وغم دیگران را به دل داشتن ودر راه کم کردن غصه وغم دیگران قدم برداشتن کاری ارزشمند وخداپسندانه است. این مقام قضائی تصریح کرد: دورد ورحمت خدا بر پدران ومادرانی که در غم از دست دادن فرزندان خویش همچون شمعی سوختند وبا اقدام خود در اهداء عضو فرزندان خود پروانه وار ناجی انسان های دیگر شدند.
شایان ذکر است: فاطمه زین الدینی ۱۴ ساله فرزند فتح الله زین الدینی قاضی دادگستری شهر کرمان در حادثه رانندگی که عصر روز جمعه ۱۳ شهریورماه در جاده رفسنجان به یزد در نزدیکی روستای احمد آباد رخ داد، دچار آسیب دیدگی شدید مغزی و نهایتا مرگ مغزی شد .
در روز دوشنبه ۲۳ شهریورماه مصادف با روز شهادت امام جواد (ع) با رضایت والدینش دو عضو کلیه و کبد او به بیماران نیازمند اهدا شد.
با توجه به اینکه والدین فاطمه در زمان تصادف در مکه معظمه تشرف داشتند پس از اطلاع از حادثه فرزندشان اقدام به بازگشت از سفر خانه خدا نمودند تا اقدامی گرانبها و با ارزش که ثوابش کمتر از حج نیست را انجام دهند.
امیدواریم که این امر خداپسندانه موجب ترویج آن در جامعه ما شده و موانعی که بر سر راه این کار بزرگ و با ارزش وجود دارد برداشته شود.

اهدای عضو اهدای زندگی

اهدای عضو
اهدای زندگی
مریم سعیدی
با نگاهی گذرا به اورژانس بیمارستان های شهرمان می توان به صورت بسیار ملموس شاهد آمار بالای تصادفات باشیم.
طبق آمار پزشکی قانونی تصادفات منجر به مرگ عامل اصلی مرگ و میر می باشد.
در بسیاری از این تصادفات به دلیل ضربه ی شدید وارد آمده به سر فرد، وی دچار مرگ مغزی می شود.
در حالت مرگ مغزی، تمام قسمت‌های مغز از جمله ساقه ی مغز از بین می رود و امکان تنفس بدون دستگاه تنفس مصنوعی وجود ندارد. همان طور که می دانیم قلب تا زمانی که دارای اکسیژن رسانی باشد، به ضربان خود ادامه می دهد. در افرادی که دچار مرگ مغزی شده اند، دستگاه تنفس مصنوعی (ونتیلاتور) اکسیژن لازم را برای ضربان قلب فراهم خواهد کرد و به محض جدا کردن دستگاه از بیمار قلب هم از کار خواهد افتاد.
با توجه به این توضیح می توان دریافت در حالت مرگ مغزی فرد امکان بازگشت ندارد. اما امکان ادامه ی زندگی را می تواند به چندین نفر بدهد. قلب، ریه ها، کبد، روده ها، لوزالمعده و کلیه ها قابل اهدا می باشند. علاوه بر این اعضا، برخی از بافتهای بدن نیز قابل پیوند می باشند. با اهدای قرنیه می توان بینایی رابه فردی که دچار صدمه شدید به چشم شده باز گرداند. تاندون و غضروف باعث باز سازی اعضای آسیب دیده ی مربوط می شوند. پیوند استخوان می تواند مانع قطع عضو در سرطان استخوان شود. دریچه ی قلب برای کودکان با بیماری مادرزادی دریچه ای و بزرگسالان با دریچه ی آسیب دیده به کار می رود. پیوند پوست نجات بخش بیماران با سوختگی شدید می باشد. پیوند مغز استخوان تنها درمان ممکن در بعضی از سرطان های خون می باشد.
همه ی اهدا کنندگان عضو از نظر ایدز، هپاتیت، ویروس های مشابه و یک سری بدخیمی ها مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
برای امر اهدای عضو رضایت و اذن اولیای دم ضروری می باشد اما بعضا شاهد گرفتن کارت اهدای عضو توسط افراد می باشیم، حال این پرسش پیش می آید آیا داشتن این کارت کفایت می کند؟
بنا بر قانون جمهوری اسلامی ایران و اکثریت کشورهای جهان برای اهدای عضو رضایت اولیای دم ضروری می باشد و حتی علی رغم داشتن کارت اهدای عضو در صورت عدم رضایت اولیای دم اهدای عضو صورت نخواهد گرفت.

بیانیه رئیس کل دادگستری کرمان به مناسبت هفته دفاع مقدس

بیانیه رئیس کل دادگستری کرمان به مناسبت هفته
دفاع مقدس
یدالله موحد، رئیس کل دادگستری استان کرمان بیانیه ای را به مناسبت هفته دفاع مقدس صادر کرده است که در ادامه این بیانیه را به نقل از روابط عمومی وارتباطات دادگستری کل استان کرمان می خوانید:
جنگ هشت ساله، جنگ دو کشور و دو ارتش نبود؛ جنگِ یک ائتلاف نانوشته جهانى علیه ملتى که تصمیم داشتند، حدّاکثر فشار ممکن را از لحاظ نظامى، اقتصادى و غیره بر او وارد بیاورند بود، تا از راهى که در پیش گرفته برگردد؛ ولى نتوانستند.
«مقام معظم رهبری حفظ‌ الله»
دفاع، مقدس‌ترین عبارت آشنا برای ایرانیان است و واژه دفاع مقدس سال‌هاست که با پوست و استخوان این ملت آزادیخواه عجین گشته است. ملتی که در تاریخ معاصر خود هرگز آغازگر هیچ تجاوزی نبوده‌اند و قهرمانانه در همه برهه‌ها از تمامیت ارزش‌ها و ارضی خود دفاع کرده‌اند. به گواه تاریخ تا به امروز هیچ انقلابی مانند آنچه روح الله در بهمن 57 رقم زد بعد از چهار نسل همچنان بر اصول و عقاید خود پابرجا نماند. اگر امروز سرنوشت نظام و انقلاب مانند انقلاب های الجزایر و انقلاب های اخیر در خاور میانه از راه خود منحرف نگردید و همچنان در مسیر اولیه خود حرکت می کند بلا شک ثمره ی خون فرزندانی است که در استواری بر عقاید خود به درجه ی ایثار رسیدند. هفته دفاع مقدس هفته ای است که در آن خاطره سلحشوری ها و مقاومت‌های جانانه مردم در مقابل دشمنان اسلام در آینه تاریخ تلؤلؤ می یابد.
31 شهریورماه یادآور روزی است که بغض و کینه استکبار جهانی نسبت به انقلاب اسلامی نوپای ایران ترکید و در آخرین روز شهریور ماه سال 59 وقتی قوای اشغالگر رژیم بعثی عراق با پشتیبانی استکبار جهانی با هدف جداسازی خوزستان ودر نهایت فروپاشی نظام و انقلاب به این دیار یورش بردند و مردم قهرمان این سرزمین با تبعیت و پیروی از مرجع عالیقدر خویش در مقابل م جنگی دشمن ایستادگی و مقاومت کرده و شهدای گرانقدری را تقدیم اسلام کردند. واینک در روزگاری که ایران اسلامی به رهبری مقام عظمای ولایت چونان از ثبات و آرامش و امنیت در منطقه و جهان با توجه به شرایط حساس بین المللی و منطقه لازم است با تقویت بصیرت افزایی و دشمن شناسی و دشمن ستیزی تا رسیدن به کلیه اهداف جمهوری اسلامی ایران و بر افراشته شدن پرچم لا اله الا الله در سراسر جهان در مقابل فتنه گری شیاطین بزرگ مقاومت نموده وتمامی دسیسه های دشمنان را نقش برآب خواهند کرد.
و اما یادمان نرفته که جنگ پایان یافته اما دشمنی ها همچنان باقی است .. دشمنی ها همچنان باقیست و تنها میدان نبرد تغییر یافته است.

ظهر روز بیست و سوم رمضان

ظهر روز بیست و سوم رمضان

کتاب «آن بیست و سه نفر» خاطرات خودنوشت احمد یوسف‌زاده نویسنده جنوب کرمان از دوران اسارت است. در زیر به مناسبت آغاز هفته دفاع مقدس بخشی از این کتاب خواندنی آمده است:
روز دهم تیرماه سال 1361 شمسی مصادف بود با اولین روز از ماه مبارک رمضان سال 1413 قمری در عراق. اقامتمان در زندان بغداد بیش از یک ماه طول کشیده بود و از لحاظ شرعی می‌‌توانستیم نمازمان را کامل بخوانیم و روزه بگیریم. موضوع را با صالح در میان گذاشتیم و او از عراقی‌‌ها خواست ناهار و شام ما را یک‌جا غروب تحویل بدهند تا با یکی افطار کنیم و با دیگری سحری بخوریم. عراقی‌‌ها قبول کردند. اما پیرمرد عرب وقتی متوجه شد تصمیم داریم در تیرماه بغداد و در آن زندان تنگ و دم‌‌کرده روزه بگیریم حسابی شاکی شد. او بارها به صالح توصیه کرد که ما را از این تصمیم منصرف کند؛ اما صالح هیچ‌وقت مانع نشد.
اولین روزه را گرفتیم؛ با سختی بسیار. تشنگیْ کشنده و طاقت‌‌سوز بود. اما، به هر حال، با صدای شلیک توپ افطار همه ‌‌چیز تمام شد و روزه‌‌مان را باز کردیم. در عراق، اعلام موعد افطار نه با اذان که با شلیک گلوله توپ است. روزهای اول رمضان تا این توپ بخواهد شلیک بشود جان ما به لبمان می‌‌رسید!
پیرمرد عرب روزه نمی‌‌گرفت؛ اما بیشتر از ما برای فرارِسیدن موعد افطار لحظه‌‌شماری می‌‌کرد. هر روز، سه ساعت مانده به شلیک توپ افطار، شمارش معکوس را شروع می‌‌کرد و به منصور می‌‌گفت: «منصور، سه ساعت دیگه.» من بی‌‌ اعلام پیرمرد هم می‌‌دانستم کی وقت اذان می‌‌شود. شعاع آفتاب که از پنجره زندان می‌‌افتاد روی دیوار، تا برسد کنار در زندان، مسیری دو ساعته را طی می‌‌کرد. وقتی آنجا، در آخرین ایستگاه خود، کاملاً بی‌‌رنگ می‌‌شد، از پشت پنجره صدای شلیک توپ افطار به گوش می‌‌رسید.
این شعاع، که هر لحظه کم‌‌رنگ‌‌تر می‌‌شد، وقتی به نیمه راه می‌‌رسید، پیرمرد دوباره به منصور می‌‌گفت: «منصور، دو ساعت دیگه.» هر چه به افطار نزدیک‌‌تر می‌‌شدیم اعلان‌‌های پیرمرد بیشتر می‌‌شد.
و توپ افطار شلیک می‌‌شد تا پیرمرد با عشقی وصف‌‌ناشدنی بنشیند به تماشای افطار کردن منصور و دیگر بچه‌‌ها.
روز سوم ماه رمضان، وقتی تقاضایمان از عراقی‌‌ها برای گرفتن یخ یا دست‌‌کم فلاکسی آب خنک بی‌‌پاسخ ماند، عباس پورخسروانی برای تهیه آب خنک افطار دست به کار شد. قوطی خالی شیر خشکی که افسر تهرانی زن کوزه به دوش را روی درش خلق کرده بود هنوز گوشه زندان بود. عباس ظهر که از دست‌شویی برمی‌‌گشت قوطی را پر از آب کرد و داخل زندان آورد. روکش یکی از بالش‌‌ها را پیچید دور قوطی آب و خیسش کرد و گذاشتش زیر پنکه. باد پنکه دایره‌‌های کوچکی روی سطح آب درست می‌‌کرد. به این ترتیب آب خنک افطارمان جور شد؛ گرچه به هر یک از ما یک استکان بیشتر نمی‌‌رسید و مجبور بودیم عطش را با آب سطلی فروبنشانیم که صالح از شیر آب پر می‌‌کرد.
روز چهارم رمضان، نزدیکی‌‌های غروب، صالح از توی حیاط زندان آمد داخل و توی دستش یک شیشه شربت پرتقال بود. شیشه را گرفت به طرف ما و با خوشحالی گفت: «بچه‌‌ها، این هم شربت برای افطار!» گفتیم: «صالح، از کجا؟» خندید و گفت: «از معامله سیگار با شربت!» عراقی‌‌ها هر روز مقداری سیگار به صالح می‌‌دادند. او در ماه رمضان، که روزه بود، سیگارهای اضافی‌‌اش را جمع می‌‌کرد و به سربازان عراقی زندان مجاور، که عموماً به سبب فرار از جبهه گرفتار بودند، به قیمت بالا می‌‌فروخت و با پولش برای ما شربت پرتقال می‌‌خرید.
آن روز، آفتاب که غروب کرد، شربت پرتقال را در آب قوطی مخلوط کردیم. منصور یک نصفه لیوان شربت برای پیرمرد برد؛ اما او اصرار داشت منصور شربت را بخورد. پیرمرد عرب، وقتی با تعارف‌‌ زیاد منصور بالاخره لیوان شربت را سر کشید، خم شد به طرف صالح و چیزی به او گفت. صالح برگشت به طرف ما و گفت: «بچه‌‌ها، می‌‌دونید حاجی چی می‌‌گه؟» گفتیم: «نه.» صالح گفت: «می‌‌گه وقتی بچه‌‌های ایرانیا این‌‌قدر خوب‌‌ان، بزرگ‌‌تراشون دیگه چی‌‌ان!» قوطی آب عباس پورخسروانی هر روز ظهر زیر پنکه قرار می‌‌گرفت و تا عصر زیر باد پنکه خنک می‌‌شد. اما آن آب خنک همیشه نصیب ما نمی‌‌شد. بارها اتفاق می‌‌افتاد که یکی از نگهبانان بی‌‌معرفت عراقی، نیم ساعت مانده به افطار، می‌‌آمد داخل زندان و قوطی آب را قلپ‌‌قلپ سر می‌‌کشید. بعد نگاهی می‌‌کرد به ما، خنده‌‌ای می‌‌زد، و از زندان خارج می‌‌شد. این‌‌طور وقت‌‌ها، بیشتر از ما، حاجی عصبانی می‌‌شد؛ اما نه او جرئت اعتراض داشت و نه ما قدرت ممانعت.
در یکی از روزهای ماه رمضان، همه زندانی‌‌های عراقی را به زندان ما آوردند. این نقل و انتقال دائمی نبود. می‌‌خواستند زندانشان را نظافت کنند. برادرِ عبدالنبی هم میان زندانی‌‌های تازه‌‌وارد بود. آن‌‌ها یک‌دیگر را پیدا کردند و در آغوش کشیدند. عبدالنبی برادرش را به ما معرفی کرد و ما را هم به او. دو سه ساعتی که زندانی‌‌های عراقی پیش ما بودند عبدالنبی بگو بخندش را با ما زیادتر کرده بود و با اندک کلمات فارسی که یاد گرفته بود بلند‌‌بلند با بچه‌‌ها صحبت می‌‌کرد و به این ترتیب جلوی برادر و هم‌‌وطن‌‌هایش احساس غرور می‌‌کرد.
پیش از ظهر بیست و سوم ماه رمضان عراقی‌‌ها ریختند داخل زندان و با عجله دستور دادند آماده حرکت شویم. مقصدمان نامعلوم بود. نه صالح و نه حتی زندانبانان عراقی نمی‌‌دانستند ما را قرار است کجا ببرند. عبدالنبی و رضا و پیرمرد عراقی، با چشمانی اشک‌‌آلود، آماده وداع بودند. وقتی فهمیدیم صالح هم باید با ما بیاید خوشحال شدیم. امیدوار بودیم مقصدمان اردوگاه اسرا باشد. برای ما و به‌خصوص صالح، که ده ماه از اسارتش می‌‌گذشت و این مدت را در آن شکنجه‌‌گاه گذرانده بود، چه مژده‌‌ای بهتر از رفتن به اردوگاه بود؛ جایی که وسیع بود و هزاران اسیر می‌‌توانستند با هم ارتباط داشته باشند، حمام کنند، و زیر نور آفتاب بنشینند. اما ما فقط امیدوار بودیم این اتفاق بیفتد. کسی نگفته بود داریم به اردوگاه منتقل می‌‌شویم. با عبدالنبی و پیرمرد عرب و گروهبان رضا خداحافظی کردیم و با دعای خیر پیرمرد مهربان از زندان خارج شدیم. سر آن کوچه مخوف، که کبودی کتک‌هایی که در آن خورده بودم هنوز روی بدنم بود، نه آن ونِ همیشگی که یک خودروی استیشن سیاه‌‌رنگ به انتظارمان ایستاده بود.
باورمان نمی‌‌شد عراقی‌‌ها بخواهند یا بتوانند بیست و سه نفرمان را در آن جای بدهند. اما آن‌‌ها این کار را کردند. صالح را نشاندند جلو و ما را با زور و فشار در قسمت پشت استیشن جای دادند، که با شبکه‌ای فلزی از راننده جدا می‌‌شد. در ماشین را هم از پشت قفل کردند. آفتاب تموز بر سقف سیاه ماشین می‌‌تابید و ما انگار زنده‌‌زنده در تنوری داغ افتاده بودیم. ماشین حرکت کرد؛ آژیرکشان. از شهر بغداد خارج شدیم. داشتیم امیدوار می‌‌شدیم در راه اردوگاهیم. در جاده‌‌ای به سمت شمال بغداد با سرعت در حرکت بودیم. همچنان داشتیم از گرما و کمبود اکسیژن خفه می‌‌شدیم. خیس عرق شده بودیم و کم مانده بود بی‌‌هوش شویم که ماشین از جاده اصلی منحرف و داخل پادگانی بزرگ شد. از خیابانی که هیچ درختی در آن نبود گذشتیم. ماشین مقابل ساختمانی سفیدرنگ، که درِ بزرگی به فضای بسته و چهاردیواری‌‌اش باز می‌‌شد، ایستاد. اطراف ساختمان را بوته‌‌های خار خشک و زردشده احاطه کرده بود. صدای یاکریمی از دوردست می‌‌آمد و دیگر هیچ؛ سکوت. گویی همه کائنات هم‌دست شده بودند که دلگیرترین فضا را هنگام ورود ما به منزلگاه جدیدمان به وجود بیاورند. وهم برمان داشته بود. گمان می‌‌کردیم آنجا همان اردوگاه موعود است. اما آن ساختمان کوچک و بی‌‌روح هیچ شباهتی به آنچه درباره اردوگاه شنیده بودیم نداشت.
بی‌‌صبرانه منتظر بودیم آن در بزرگ را باز کنند و به آن چهاردیواری وارد شویم. در باز شد. ماشین تا وسط حیاط ساختمان رفت و همان‌جا ایستاد. پیاده شدیم؛ با پاهایی که خواب رفته بود. برخلاف تصور ما، هیچ اسیری توی آن ساختمان نگه‌داری نمی‌‌شد. اول گمان کردم اسرا توی اتاق‌‌هایشان خوابیده‌‌اند؛ اما حدسم درست نبود.ماشینی که ما را آورده بود برگشت. ما ماندیم و صالح و چند سرباز عراقی، که مسئولیت حفاظت از آنجا را به عهده داشتند. سربازهای عراقی ما را به یک‌دیگر نشان می‌‌دادند و چیزهایی به هم می‌‌گفتند. معلوم بود فیلممان را بارها از تلویزیون دیده‌‌اند و برایشان غریبه نیستیم.

شهدای کرمان در جنگ تحمیلی به روایت سردار سلیمانی

شهدای کرمان در جنگ تحمیلی به روایت سردار سلیمانی

سردار قاسم سلیمانی در همایش دفاع مقدس، شهدا و ایثارگران در حاشیه جشنواره فرهنگی اقتصادی کرمان در برج میلاد تهران که از 16 تا 23 مرداد در تهران برگزار شد، سخنرانی کرد. سخنان حاج قاسم اشک برخی را درآورد. به مناسبت آغاز هفته دفاع مقدس بد ندیدیم قسمتی از صحبت های سردار قاسیم سلیمانی که در ارتباط با شهدای کرمان در جنگ تحمیلی بود را بازنشر کنیم:
ما افتخار می کنیم شهسواری مال ما بود. شهسواری که با دست های بسته در محاصره دشمن فریاد زد مرگ بر صدام ضد اسلام. این خیلی ارزش دارد و قابل قیمت گذاری نیست. ما افتخار می کنیم میرحسینی مال ما بود. انسانی که به تنهایی یک لشکر بود. وقتی در تنگنای جنگ در طول این خط جنگی که بعضی وقت ها جنازه ها و مجروحین و زنده ها آنقدر در هم تنیده بود و قابل تفکیک نبود، وقتی صدای میر حسینی شنیده می شد مثل این بود که یک لشکر وارد می شد. افتخار می کنیم که حسین عالی مال ماست. او نوجوان بود. ما افتخار می کنیم که علی حاجبی مال ماست. جلوه زیبای ارزشمندی که در خلوص بی همتا بود. ما افتخار می کنیم که مغفوری امروز قبرش امامزاده شهر ماست، مال ماست و در هیچ شبی نافله شب او قطع نمی شد. ما افتخار می کنیم به مغفوری که در حفظ بیت المال موقع وضع حمل همسرش برای انتقال او از موتورسیکلت سپاه استفاده نکرد. افتخار می کنیم که حسین یوسف الهی مال ماست. او که عارف بود و مدعی شد حضرت فاطمه پیروزی والفجر ۸ را به او بشارت داده بود. ما افتخار می کنیم که مشایخی مال ماست و در شب خوف کربلای ۵ گفت چراغ ها را روشن کنید تا در روشنایی حرف بزنم . گفت برادران اگر من خواستم عقب نشینی کنم من را با تیر بزنید. ما افتخار می کنیم حاج علی محمدی مال ماست. ما افتخار می کنیم جمع عظیمی از آن ۲۳ نفری که دشمن را به سخره گرفتند مال ما بودند. ما افتخار می کنیم به عظیمی. آن عارفی که دعای او دل ها را می سوزاند. ما افتخار می کنیم به شیخ عباس شیرازی شهید ماست.
ما افتخارات بزرگی داریم و افتخار می کنیم داشتیم جوانانی را که عمر خودشان را در انتظار و در کمین رسیدن به محبوب گذر کردند. مثل بادپا، ا… دادی و جمالی که پس از ۲۵ سال خود را به قافله شهدا رساندند. ما افتخار می کنیم به بی بی سکینه که جز یک فرزند هیچ قومی نداشت و ندارد. او مادر شهید ماست. ما افتخار می کنیم عباس ماریچی مال ماست که پدر او از فقر فرار کرد. ما افتخار می کنیم پیرمرد ۷۰ ساله شمس الدینی غواص لشکر ماست. ما افتخار می کنیم به مادران شهید. این ها افتخارات شهر ماست. افتخارات ابدی کرمان ماست. ما افتخار می کنیم به تاجیک که او از روی پل کانال ماهیگیری در حال عبور بود و از یک فاصله هزار متری از گردان سیصد نفری صد نفر شهید شدند و او کمر خم نکرد و ایستاده می دوید و خود را به طرف دیگر کانال رساند.

خاطرات و فعالیت های محمد صنعتی با نظری به تحولات و رخدادهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ورزشی کرمان در هفت دهه اخیر انجمن‌ها با مشکلات مردم منطقه خود آشنایی دارند

خاطرات و فعالیت های محمد صنعتی با نظری به تحولات و رخدادهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ورزشی کرمان در هفت دهه اخیر
انجمن‌ها با مشکلات مردم منطقه خود آشنایی دارند
بخش پنجاه و یک

در این قسمت از خاطرات و فعالیت‌های آقای صنعتی، مروری خواهیم داشت بر اهم فعالیت‌های این انجمن در دوره دوم که در مطبوعات منعکس گردیده است.

در پنجاه و یکمین جلسه انجمن شهرستان کرمان، مسایل متعددی همچون: درخواست اهالی راور مبنی تبدیل بخش راور به شهرستان و تأسیس بانک کشاورزی و اداره ثبت اسناد در این منطقه، احداث سردخانه 10 هزار تنی در کرمان مورد بحث و بررسی قرار گرفت و در سوال یکی از اعضا مبنی بر ثبت خانه‌های شهر کرمان، آقای صنعتی توضیح داد؛ زمین‌های طهماسب‌آباد که مهلت قانونی آن به پایان رسیده و کسانی که در موعد مقرر تقاضای ثبت نموده‌اند از طرف ثبت اسناد اقدام خواهد شد و در مورد بقیه زمین‌ها و خانه‌های این شهر هنوز مدتی باقی است… (1).
محمد صنعتی؛ انجمن‌ها با مشکلات مردم منطقه خود آشنایی دارند
روزنامه اطلاعات اردیبهشت 1354، ضمن تمجید از اقدامات محمد صنعتی، با نگارش مقدمه‌ای، آورده: «در جامعه انقلابی ایران با دگرگونی و تغییراتی که در زمینه مسایل اجتماعی، اقتصادی و شئون مختلف زندگی پیدا شده و زندگی مادی و ماشینیزم سیستم اعتقادات و برخورد عقاید و دیگر مسایل را تحت‌الشعاع خود ساخته است، باز هم شاهد زندگی و تلاش مردانی هستیم که نیک اندیشه می‌کنند و لحظه‌ای از راهی که در زندگی و جامعه خود برگزیده‌اند دور نمی‌شوند؛ وجود چنین مردانی کارآمد و شایسته و نیک‌اندیش برای بقاء و دوام و پیشرفت جامعه و نظام اجتماعی ما ضروری است.
آقای محمد صنعتی، چهره سرشناس و فعال کرمان از این گروه است، که قلبش سرشار از عشق خدمت به جامعه و شهر خود می‌باشد. آقای صنعتی صرف‌نظر از عضویت در چندین مرجع اجتماعی، دفتر کارش نیز همیشه و در همه حال به روی ارباب رجوع باز است، تا شاید در رفع مشکلات مردم گامی بردارد. آقای صنعتی چهره سرشناس کرمانی چه خوب دریافته است که برای خدمت به جامعه و تحصیل نام نیک، جز کار نیک راهی وجود ندارد و تردیدی نیست که هر کس نیکی کند، به نیکی از او یاد خواهند کرد. همان گونه که مردم کرمان بر تلاش‌ها و کوشش‌های اجتماعی ایشان ارج می‌نهند، ناگفته نماند که اثرات نیکوی اقدامات آقای صنعتی در انجمن شهرستان کرمان بایستی مورد مطالعه قرار گیرد و با تشویق این گونه عناصر در به وجود آوردن تشکیلات مفید گامی در جهت خدمت به مردم بردارند …» (2)
سپس در مصاحبه‌ای با آقای صنعتی آورده: «… اعضای انجمن شهرستان در جلسات متعدد خود سعی می‌کنند احتیاجات مردم شهرستان خود را بررسی کرده و برای تأمین خواست‌های مردم چاره‌اندیشی نمایند … انجمن‌ها با مشکلات مردم منطقه خود آشنایی دارند و این آشنایی و شناخت از طریق مسافرت به روستاها و بخش‌ها و گفتگو با مردم به دست آمده است. سال گذشته انجمن شهرستان کرمان با دقت و توجه به اولویت‌ها و نظر مردم، بودجه نسبتاً زیادی در زمینه برنامه‌های عمرانی شهرستان کرمان تصویب نمود. بدین ترتیب اجرای این برنامه‌ها که اهم آن راه‌سازی، لوله‌کشی آب آشامیدنی و ایجاد مؤسسات عام‌المنفعه و ایجاد ساختمان‌های بهداشتی، درمانی و آموزشی می‌باشد که با همکاری مقامات مسئول تحقق یافته؛ اثر قاطعی در وضع بخش‌ها و روستاهای کرمان به جای گذاشته است …
انجمن شهرستان کرمان طی حیات خود گام‌های مهمی به نفع مردم برداشته است و از طریق همین انجمن بوده که برای بیش از بیست هزار خانه و مستغلات که صاحبان آن‌ها عموماًُ فاقد سند مالکیت بودند، اقدام به اخذ سند مالکیت شد؛ بدین ترتیب هزاران نفر از مردم این شهر پس از سال‌ها از این سرگردانی و بلاتکلیفی نجات یافته‌اند.
مسئله دیگر نظارت دقیق انجمن شهرستان کرمان در مورد بررسی طرح‌های عمرانی و پیگیری در سرعت عمل اجرای این طرح‌ها و همچنین تعیین دقیق محل اجرای طرح‌ها بر حسب ضرورت‌ها و اولویت‌هایی است که توسط انجمن شهرستان انجام می‌گیرد. نکته دیگر که در اینجا باید اشاره کرد، این است که اعضاء انجمن شهرستان تا کنون سفرهای متعددی به هر یک از نقاط حوزه شهرستان کرمان کرده و بدین وسیله در قلب روستاها و بخش‌ها نفوذ کرده و ضمن ارتباط با مردم این نقاط از مشکلات و نیازهای ضروری آن‌ها آگاهی یافته و بر مبنای این ضرورت‌ها، طرح‌های عمرانی و نوسازی لازم را برای هر یک از این نقاط بررسی و تصویب کرده است. بنابراین به خوبی آشکار است هنگامی که اعضای انجمن شهرستان به نقاط دوردست حوزه شهرستان سفر می‌کنند، مردم احساس می‌کنند که منبع و مرجعی برای رسیدگی مستقیم به وضع زندگی آن‌ها وجود دارد و دیگر این که مسایل اجتماعی نه به صورت تشریفات بلکه در چهارچوب تماس با توده مردم بررسی و حل می‌شود …
اعضای انجمن غالباً راه‌های صعب‌العبوری را پشت سر گذارده، به طور مداوم به هر بخش و روستا مسافرت می‌کنند. برای رفع حوائج مردم بخش‌ها و روستاها اعتبارات هنگفتی از سازمان‌های دولتی برای توسعه کارهای عمرانی گرفته و به مصرف این گونه امور رسیده است…» (3).
سرگردانی صدها بیمار در تنها
بیمارستان شهر
در گزارشی که در آذر 1354 ش. در روزنامه کیهان از جلسه انجمن شهرستان کرمان منتشر گردیده است، با تیتر قسمتی از سخنان آقای صنعتی با عنوان «کرمان، بیمارستان هزار تخت خوابی می‌خواهد» آمده است:
«ایجاد مهدکودک از محل عوارض کارخانه سیمان، لزوم تأمین آب و برق و سایر نیازمندی‌های روستاهای استان، تأمین کادر درمانی و ایجاد بیمارستان و لزوم آسفالت کوچه‌های پر جمعیت از جمله مسایلی بود که در جلسه اخیر انجمن شهرستان مورد بحث و بررسی قرار گرفت … سپس صنعتی سپس با اشاره به سرگردانی صدها بیمار که روزانه در تنها بیمارستان شهر و چند درمانگاه سرگردانند گفت: شهر کرمان احتیاج به یک بیمارستان 500 تا 1000 تخت خوابی دارد که بتواند در حال حاضر و آینده جوابگوی مراجعه بیماران باشد چون گفته می شود قرار است پروژه ساختمان بیمارستان های یک هزار تخت خوابی در بعضی استان های کشور آغاز شود، لذا پیشنهاد می کنم که با پیگیری انجمن شهرستان یکی از این بیمارستان ها به کرمان اختصاص داده شود …» (5)
در گزارش دیگری که چند روز بعد روزنامه کیهان منتشر نمود، ضمن انتشار عکسی از وضعیت نامطلوب آسفالت یکی از خیابان‌های شهر کرمان، آورده است:
«… صنعتی بعد شکایت یکی از فرهنگیان کرمان را که همراه با چند قطعه عکس از خیابان‌ها و پیاده‌روهای شهر کرمان به انجمن فرستاده بود، قرائت کرد: شما را به خدا با مشاهده این عکس‌ها وضع پیاده‌رو و خیابان‌های پر چاله و چوله شهر کرمان را در نظر مجسم کنید و ببینید با کنده شدن آسفالت ـ موزائیک (عبور کابل تلفن ـ برق ـ آب) و غیره این خیابان‌ها به چه وضع درآمده و روزی نیست که ده‌ها فنر اتومبیل در خیابان‌ها نشکند و یا چندین عابر پیاده در چاله و چوله‌های پیاده‌روها نیفتد. نویسنده نامه در پایان اضافه کرده: من نمی‌دانم مسئولین امر چرا با امساک در صرف هزینه خیلی کم نمی‌خواهند با ترمیم این چاله و چوله‌ها جلوی خطر ناشی از تصادف و یا شکسته شدن فنر اتومبیل‌ها و شکستن دست و پای عابرین پیاده را بگیرند …» (7).

پی نوشت:
(1) ـ روزنامه آیندگان، شنبه 4 خرداد 1353.
(2) ـ. روزنامه اطلاعات، سه‌شنبه 23 اردیبهشت 1354، شماره 14705.
(3) ـ همان، همان شماره.
(4) ـ روزنامه کیهان، دوشنبه 10 آذر 1354، شماره 9722.
(5) ـ همان، همان شماره.
(6) ـ عکس مزبور در روزنامه کیهان، 14 آذر 1354، شماره 9727 منتشر گردیده است.
(7) ـ روزنامه کیهان، 14 آذر 1354، شماره 9727 .

آمادگی غول نفتی فرانسوی برای همکاری با ایران

آمادگی غول نفتی فرانسوی برای همکاری با ایران
شرکت توتال فرانسه پس از دیدار با مقامات صنعت نفت ایران، برای همکاری در قراردادهای جدید نفتی ایران اعلام آمادگی کرد. رکن الدین جوادی در خصوص مذاکره با شرکت نفتی توتال فرانسه، اظهار داشت: شرکت ملی نفت ایران از توسعه همکاریهای اقتصادی با توتال استقبال می کند. وی اضافه کرد: با رونمایی از قراردادهای جدید، فرصت ها و پروژه های اکتشاف، توسعه، نگهداشت، تولید و افزایش ظرفیت تولید در قالب جدیدی ارائه می شود و شرکتهای خارجی می توانند در این زمینه همکاری کنند. جوادی با آرنود برویک مدیر بخش اکتشاف و تولید شرکت توتال فرانسه دیدار کرد که طی این دیدار، زمینه های مشترک همکاری دو شرکت مورد بررسی قرار گرفت. وزارت نفت گزارش داد، دیدار آرنود برویک مدیر بخش اکتشاف و تولید شرکت توتال فرانسه روز یکشنبه در دیدارهای جداگانه ای با بیژن زنگنه وزیر نفت، رکن الدین جوادی مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران و سیدمهدی حسینی رئیس کارگروه قراردادهای نفتی ایران برای همکاری با صنعت نفت کشورمان در زمینه های مختلف اعم از اکتشاف، ازدیاد برداشت، خرید نفت، تولید و بازاریابی ال ان جی و پتروشیمی اعلام آمادگی کرد.

بررسی پرونده زمین‌خواری علیه چند نماینده

بررسی پرونده زمین‌خواری علیه چند نماینده
رئیس کمیسیون اصل نود مجلس گفت: پرونده‌های مربوط به زمین‌خواری علیه برخی از نمایندگان به کمیسیون اصل نود مجلس گزارش شده و این گزارش در حال بررسی و جمع آوری مستندات است. محمدعلی پورمختار در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به ورود جدی کمیسیون اصل نود مجلس به موضوع زمین خواری گفت: شکایات ها و گزارشات متعددی در کمیسیون وصول شده و در این میان نام تعدادی از نمایندگان نیز قرار دارد که کمیسیون به طور جد پیگیر این موضوع است. وی گفت: توصیه من به رسانه ها این است که به برخی از اظهارنظرها و افشاگری‌ها نپردازند و اجازه دهند کمیسیون اصل نود از مجاری قانونی و تخصصی خود این موضوعات را پیگیری کند و در صورت محرز شدن این تخلفات و رعایت چارچوب های قانونی و امنیتی اطلاع رسانی نماییم. وی افزود:‌ افشاگری افراد علیه هم در جایگاه های مختلف وجود دارد و این شاید برای برخی از رسانه ها خوراک خبری ایجاد کرد، اما پرداختن به این موضوعات پیش از آنکه مراجع قانونی و کمیسیون اصل نود اظهارنظر کند درست نیست.

تولید آب معدنی «دماوند» به علت آلودگی آب متوقف شد

تولید آب معدنی «دماوند» به علت آلودگی آب
متوقف شد
مدیر کل بازرسی و نظارت سازمان غذا و دارو گفت: خط تولید آب معدنی « دماوند « به علت عدم تمکین به مقررات و ضوابط سازمان غذا و دارو با حضور بازرسان این سازمان متوقف شد. به گزارش روابط عمومی سازمان غذا و دارو؛ بهروز جنت گفت: با توجه به دستور مقام عالی وزارت بهداشت نسبت به بررسی آب های معدنی و نیز اقدامات موثر سازمان غذا و دارو نسبت به جمع آوری و توقف خط تولید برندهای آلوده این اقدام در اولویت برنامه‌های این سازمان قرار گرفت. وی گفت: بر همین اساس، طبق بررسی‌های به عمل آمده، خط تولید آب معدنی «دماوند» به علت رعایت نکردن قوانین و ضوابط سازمان غذا و دارو و عدم تمکین به مقررات متوقف شد. جنت در ادامه خاطر نشان کرد: با توجه به اینکه در بررسی آب های معدنی به برندهای آلوده تذکر داده شده بود که خط تولید خود را متوقف کنند، متاسفانه این شرکت بدون توجه به فعالیت خود ادامه داده بود که به همین دلیل و با حضور بازرسان این سازمان خط تولید این آب معدنی متوقف شد.