بایگانی مطالب نشریه

تقدیر از علیرضا فدایی کرمانی در حاشیه مراسم بزرگداشت روز ملی سینما

تقدیر از علیرضا فدایی کرمانی در حاشیه مراسم بزرگداشت روز ملی سینما
علیرضا فدایی کرمانی در حاشیه مراسم بزرگداشت روز ملی سینما عنوان کرد:کارگاه نقد و نمایش فیلم کرمان با مجوز اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی به به مدیریت اینجانب از اواسط پاییز کار خود را آغاز خواهد کرد و در این کارگاه مبانی نقد و همچنین مباحث سینمایی همراه با نمایش و نقد آثار شاخص سینمای ایران و جهان در گونه فیلم کوتاه بلند و مستند با حضور کارشناسان و منتقدان و فیلمسازان کشور ارایه خواهد شد اولین جلسه کارگاه نقد و نمایش فیلم کرمان دهم تیر با نمایش فیلم مستند آتلان بهترین مستند جشنواره فجر و جشن خانه سینما به کارگردانی معین کریم الدینی برگزار شد.

پیشکسوت تئاتر کرمان در بیمارستان

پیشکسوت تئاتر کرمان در بیمارستان
مهدی ارمز هنرمند پیشکسوت تئاتر بار دیگر در بیمارستان افضلی پور به دلیل مشکل ریه و کبد بستری شد.

استارت آپ ویکند رفسنجان

استارت آپ ویکند رفسنجان
اولین استارت آپ ویکند رفسنجان 15 الی 17 مهرماه برگزار می شود. این برنامه در دانشگاه ولی عصر رفسنجان از ساعت ۴ بعدازظهر روز چهارشنبه آغاز و تا ساعت ۸ شب جمعه ادامه دارد. در این برنامه شرکت کنندگان (۷۰ الی ۱۵۰ نفر در ۶ الی ۹ تیم) همگی در یک فضای مشترک قرار می گیرند.

جشنواره عشایر

جشنواره عشایر
جشنواره عشایر، جمعه 27 مهرماه 1394، ساعت 10 صبح، برگزار می شود. برنامه های این جشنواره شامل، مسابقات اسب سواری، مچ اندازی، تیراندازی، هفت سنگ و طناب کشی می باشد. علاقه مندان می توانند جهت شرکت در جشنواره به شصت کیلومتری جاده سیرجان – کرمان، منطقه عشایر گدار مراجعه نمایند.

احمدی خواه دبیر حزب مردمی اصلاحات در کرمان: انحصار اصلاح طلبی را در کرمان خواهیم شکست

احمدی خواه دبیر حزب مردمی اصلاحات در کرمان:
انحصار اصلاح طلبی را در کرمان خواهیم شکست
احمدی خواه دبیر حزب مردمی اصلاحات در استان کرمان در گفتگو با خبر آنلاین تاکید کرد: انتخابات مجلس دهم انتخابات مهمی برای مردم و جریان معتدل اصلاحات است وی افزود :برای انتخاب کاندیدای اصلاح طلبان باید همه گروه های هم فکر موجود با هم اقدام کنند
احمدی خواه تصریح کرد :این که یک حزب خود را تنها نماینده اصلاحات قلمداد کند آفتی است که متاسفانه در استان کرمان وجود داشته و منجر به تضعیف پایگاه ااصلاح طلبی در میان مردم استان کرمان شده است
وی با اشاره به لزوم مشارکت و نقش آفرینی همه گروههای مورد تایید نظام تاکید کرد به هیچ عنوان اجازه نخواهیم دادکه یک جریان در استان جریان اصلاحات را که برخواسته از از مردم است به نام خود مصادره به مطلوب کند و انشاالله با همکاری تمام گروه های معتقد به مردم سالاری و اصلاحات انحصار اصلاح طلبی را در کرمان خواهیم شکست .
وی افزود: وجود جریان قیم مآبانه و توهم پدرخواندگی نسبت به اصلاحات باعث از دست دادن نود درصد کرسی های مجلس در انتخابات نهم گردید
وی ادامه داد حزب مردمی اصلاحات مانفیستی جهت برون رفت از وضع فعلی و کسب حداکثر آرا و مشارکت بالای مردم در انتخابات تهیه و تدبیر نموده است که بز ودی منتشر خواهد شد و بر اسا س آن نیروهای مردمی اصلاحات حضور فعال خواهند داشت
وی با انتقاد از بداخلاقی های سیاسی که متاسفانه دربرخی از اصلاح طلبان نیز نفوذ کرده است تاکید کرد سیاست اسلامی آمیخته با اخلاق وسعه صدر و تحمل یکدیگر است و نباید کسی را. صرف ابراز عقیده مورد هجمه و ترور شخصیت قرار داد
وی در پایان با تقدیر از اظهارات نقادانه آقای دکتر مظفر اسکندری در گفتگو با روزنامه پیام ما این گونه حرکت ها و نقدهای درون جناحی را موجب رشد سیاسی دانست و گفت هجمه و تهمت های غیر منصفانه به یک نقد سیاسی نشان از تمامیت خواهی و انحصار طلبی و نقدگریزی جریان هایی دارد که درواقع به مردم سالاری و اصلاحات اعتقادی ندارند .که این بینش در صورت تداوم منجر به شکست اصلاح طلبان خواهدشد .
احمدی خواه گفت:اظهارات مظفر اسکندری زاده داستان تلخ ، واقعی و تراژدی اصلاحات در استان کرمان است
وی اظهار امیدواری کرد آقایان اصلاحات را از خود شروع کنند وبا تغییر نگرش ورفتار موجبات موفقیت در انتخابات پیش رو برای اصلاحات فراهم آورند.

حوض فیروزه ای‌مان، پررنگ تر شد

حوض فیروزه ای‌مان، پررنگ تر شد
آسمان رقصید و بارانی شدیم
موج زد دریا و طوفانی شدیم
بغض چندین ساله ما باز شد
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
یک سال دیگر گذشت و بهاری دگر رسید، سالی که درآن قصه گندم های هفت سین، گرچه نانی در پی نداشت اما پایانی سبز داشت. سالی که در آن ماهی های قرمزمان مردند و زنده شدند، سالی که حوض فیروزه ای رنگ حیاط قدیمی مادربزرگ، رنگش پررنگ تر از قبل شد و جلوه ای چشم نوازبه خود گرفت. سالی که در درس روزگارشاید رد اما به واقع قبول و سرافراز شدیم.
سالی که تمامی پلیدی ها را با مهرو زیبایی شستیم و صفا دادیم. آری یک سال دیگر گذشت و بچه ها بزرگتر و بزرگترها پیرتر و خیلی از پیرها از بین مان رفتند.بیایید در این سال نو، فارغ از هر رنگ و نژادی و به دور از هر قوم و قبیله ای، با هر دین و مذهبی با هم و در کنار هم باشیم نه مقابل هم.بیایید در کنار تکاندن خانه ها مان، خانه های دلمان را هم دستمالی بکشیم، بیایید بجای اینکه ماهی های قرمز را قربانی شیطنت های بچه گانه کنیم، گل سرخ و قلبی مملو از مهربانی را بر سر سفره هفت سین بگذاریم. ماهی قرمزها، آزاد و رها هستند در تنگ های به ظاهر شفاف و بلوری، زندانی شان نکنیم. سبزه ها را سبز بداریم و نان گندم سر سفره را حرمت.قرآنش را پاس بداریم و آب زلالش را مقدس. بهار شاید همیشه ماندنی نباشد اما بازهم رویدنی است و سرانجام خدایا رحمتی کن تا ایمان، نام و نان برایم نیاورد و قوتم بخش تا نانم و حتی نامم را در خطر ایمان افکنم.
گشت گرداگرد هر تابناک،ایران زمین
روز نو آمد و شد شادی برون زندر کمین
ای تو یزدان،ای تو گرداننده مهر و سپهر
برترینش کن برایم این زمان و آن زمان
یاحق

سایه مهر بر سر کرمان، خبر از آمدن نوروز می‌دهد

سایه مهر بر سر کرمان، خبر از آمدن نوروز می‌دهد

سایه مینیاتوری نیمرخ انسانی زیباروی، در کاملترین وضعیت خود قرار گرفته است و هر ظهر پیش از ساعت یک ظهر می توان آن را مشاهده کرد. به دنبال یک دهه پژوهش های بی وقفه پژوهشگر کرمانی ناصر شجاعی در مورد دستکند موسوم به (تاق علی ع) که در کوه های باستانی شیوشگان(مسجد صاحب زمان عج)، انجام داد، متوجه سایه نیمرخ انسانی زیبارویی گردید که در ابعاد 300 متر بلندا و 100 متر پهنا بر دل صخره های ستبر کرمان نقش می بندد. هنرمندان و دستوران (دانشندان) ایران باستان چنان توانمند بوده اند که توانسته بودند قویترین عناصر طبیعی را مانند تار و پود یک قالی تحت اختیار خود قرار دهند و شاهکار هنری – علمی – آیینی را تا پایان جهان بیافرینند، اجزای تشکیل دهنده این تابلو فرش نقاشی شده، عبارت از خورشید، کوه، سایه و سایر اجزای سرشت طبیعی می باشند که می تواند معادلات بسیاری را در پیدایش علم و هنر بشری را دچار دگرگونی کند. نتایج تحقیقات اولیه نشان می داد که قبله گاه مهرپرستان در کرمان می باشد. نتایج تحقیقات دوم که جدا از تحقیقات پیشین نبود، ثابت می کرد که البرزکوه نیز همین مکان می تواند باشد.
البرزکوه نامدار، که تمام متون باستانی و مذهبی و استوره ایی ایران، به این جایگاه مینویی و سپندینه ختم می شود، همان البرزکوه نامدار است. مقاله شجاعی تحت عنوان؛ تاق علی ع از منظر گردشگری، رتبه برتر کشور را ازآن خود کرد، و 6 پروفسور برتر در زمینه های باستان شناسی و جامعه شناسی و هنر و . . . این تحقیقات را تایید کردند. از سویی در مقاله ایی دیگر شجاعی کاشف هنر پیشدادیان و بنیان گزار سایه نگاری در باستان شناسی لقب گرفت. ناصر شجاعی گفت:« اگر دنیا به این یادمان باستانی پی ببرد برای دیدن این جایگاه هتل های بسیار زیادی باید ساخت تا جوابگوی مشتاقان مردم سراسر گیتی باشد. این اثر می تواند سیل سونامی گردشگری را روانه کرمان کند، هم چنین در کنار آن، بازار فروش سوغات کرمان نیز رونقی تمام خواهد یافت. ولی علیرغم همه مخالفت های گروه های دوستداران باستان شناسی و محیط زیست و … شوربختانه تخریب کوه هم چنان با سرعت در حال جریان است. در شاهنامه آمده است که کرمان سهم رستم شد و مکانی در بام کرمان وجود دارد که به تخت رستم شهرت دارد، یعنی شاه نشین و مکان کاخ فرمانروایی رستم، این خرابه ها اکنون به قلعه اُزبک ها شهرت دارد. لذا خواهش می کنیم که تاریخ و تمدن کهن فرهنگ ایران زمین را نابود نکنید این اوج هنر ایرانیان است که قدمتی بسیار کهن دارد و خواهش داریم که به مردم نجیب کرمان بیش از این بی حرمتی نکنید، هتلی در دل قبرستان، نمی تواند توجیه مناسب اقتصادی برای تخریب محیط زیست و باستان شناسی، برای ساخت هتل باشد.
هر چند که این قرارداد از روز اول مساله دار است و شکایاتی به مراجع ذیصلاح شده است. اگر تنها یک نقطه در آثار باستانی ایران مصداق این شعر باشد در کرمان است. هنر نزد ایرانیان است و بس. در اینجا جا دارد از نمایندگان راستین مردم در شورای شهر که زیر بار هیچ قراردادی نرفته اند و با جان و دل از مخالفت سر باز نمی زنند، کمال تشکر و قدردانی را مردم کرمان از شما دارند و نام نیکتان زیبنده نگاشتن با افتخار در تاریخ می باشد.»

بهار، فرصت دوباره عاشق شدن

بهار، فرصت دوباره عاشق شدن
درست وقتی جلوی آخرین ردیف کاشی ها روی زمین نشست و صورت خود را توی برق کاشی های دیوار دید، بهار رسیده بود، بهار رسیده بود وقتی پرده های تمیز دوباره تن پنجره ها را می پوشاند وهمه چیز را برق انداخته بود برقی از امید برقی از بازگشت آن چیزی که که هر سال با بهار دوباره به یاد همه می آید، اینکه هنوز برای تلاش ،برای لبخند، برای شنیدن صدای زندگی دلیلی وجود دارد .
اسفند با همه ی تلاش هایش عاشقانه گذشت در انتظار دیدن اولین شکوفه ها، اولین پرستوها و چقدر این اسفند خسته شیرین گذشت، کنارهمه ی بدو بدو های شب عید ،کنار همه ی حساب و کتاب های ته سال، کنارهمه ی شستن ها و بیرون ریختن ها کنارهمه و همه ی شلوغی ها، چقدر سریع گذشت. انگار خودش هم عجله ای داشت تا زمین را به بهار بسپارد. بهاری که همه را خود آگاه یا ناخوداگاه بی تاب رسیدنش کرده است.
وبهار مهربانانه می آید و یک پشتی می گذارد، تشکی پهن می کند و تعارف می کند که بشینی، تکیه بدی ویک فنجان جلویت می گذارد پر از انگیزه برای شروع دوباره، شروع تلاشی یک ساله به امید بهتر و شاد تر بودن. می گذارد خستگی یک سال را یک جا به درکنی، بهاریادمان می اندازد که چقدر زندگی زیباست چقدر با هم بودن لذت بخش است، بگذار بهار فرصتی باشد تا عمیق تر به چروک های صورت مادرت خیره بشی تا طولانی تر دست های زبر پدررا دردست بگیری و بهارانه رفتار کنی و با تک تک سلول های وجودت سعی در درک درست آن کنی تا هنوز این فرصت را داری.
بهار فرصتی است تا توی بازی شریک کودکت شوی وبگذاری پیروز شود، آجیل و شیرینی بخورد و هم بازی هایش را بیابد، بهار فرصتی است که کودکتت کمتر تنها بماند و شیرینی این چند روز با هم بودن برای یک سال توی ذهنش بماند و عمیقا خوشحال باشی از اینکه دوباره فرصت عاشق شدن را پیدا کرده ای.

فرهنگ و آیین شهروندی

فرهنگ و آیین شهروندی

حجت خالویی

انسانها در زمان‌های نسبتاً‌ دور که هنوز شهرها به صورت امروزی شکل نگرفته بودند بسیار آزادانه‌تر زندگی می‌کردند و هیچ حد و حصری را برای خود قائل نبودند.
شاید ضرب‌المثلی مانند «چهار دیواری،‌ اختیاری» از همان زمان‌ها شکل گرفته باشد و امروز دیگر تاریخ مصرف چنین ضرب‌المثل‌هایی گذشته است، هنوز بعضی از اشخاص برای توجیه رفتار غیراجتماعی خود از این نوع ضرب‌المثل‌ها استفاده می‌کنند. در عصر ما دیگر «چهار دیواری، اختیاری نیست» و افراد حتی در درون خانه خود هم باید با عدم ایجاد سروصدای غیرمتعارف به حقوق همسایه‌ها احترام بگذارند.
اگر کمی به عقب برگردیم، زمانی که شهرها در حال شکل گرفتن بودند، هر روز که می‌گذشت بر تراکم جمعیتی شهرها افزوده می‌شد و از طرف دیگر مناسبات اجتماعی میان مردم نیز پیچیده‌تر از قبل می‌شد از این رو آنها احساس کردند که ناچارند محدودیت‌هایی هر چند کوچک را برای زندگی آرام‌تر قبول کنند در غیر این صورت ممکن است آسایش خودشان نیز در خطر باشد و از این جا رفتار شهرنشینی به تدریج شکل گرفت تا امروز که این رفتار حتی در قانون جزایی نیز راه یافته و به صورت قانون مدون در آمده است و اگر در گذشته شهروندان به اختیار آن را اجرا می‌کردند، امروز به اجبار مجبور به رعایت این قوانین هستند در غیر این صورت حتی پشت میله‌های زندان نیز می‌تواند سزای تخلف از آیین شهرنشینی باشد.
شما هم به یقین در حین عبور از کوچه و خیابان شاهد کارهایی که مخل نظم اجتماعی و فرهنگ شهرنشینی است بوده‌اید. آیا تاکنون با دیدن رفتارهایی نامتعارف همچون پرت کردن زباله یا ته سیگار از داخل خودرو به بیرون یا عبور راننده متخلف از چراغ قرمز و ده‌ها رفتار غیراجتماعی که هر روزه از سوی برخی شهروندان سر می‌زند این سؤال در ذهنتان به وجود آمده است که چرا مردمی با هزاران سال تمدن و فرهنگ غنی، قانونگریزی و نظم‌ستیزی را پیشه خود کرده‌اند؟!
به عنوان مثال ممکن است شما بارها عبور اتومبیلی را از مسیر خط‌کشی شده ویژه عابران پیاده در حالی که عابران در حال عبور از عرض خیابان هستند مشاهده کرده باشید و یا موتورسیکلتی را دیده باشید که بدون توجه به عابری که در پیاده‌رو در حال عبور است با سرعتی سرسام‌آور از چند سانتی‌متری وی عبور می‌کند و یا این که در محلی که تابلوی عابر پیاده نصب است، عبور عابران پیاده از عرض خیابان منظره ناخوشایندی را تصویر کرده باشد که همه اینها نظم‌گریزی شهروندان و رعایت نکردن حقوق دیگران را نشان می‌دهد.
این موارد فقط بخش کوچکی از رفتارهای نابهنجار و غیراجتماعی است که هر روز ما در زندگی خود با آنها مواجهیم، حتی ممکن است چنین رفتارهایی بر شهروندانی که درصدد رعایت قوانین و هنجارهای شهروندی هستند اثر گذاشته و رفتار آنها را نیز تحت تأثیر قرار دهد و به قول معروف کمال که نه، بلکه رفتار همنشین در آنها اثر کند.
یکی از دلایل نظم گریزی و قانون ستیزی برخی‌ها که ما در جامعه خود با آن مواجهیم ناشی از حافظه تاریخی مردم ما است. از آنجا که در طول تاریخ گاه در کشور ما پادشاهان ظالمی در رأس قدرت بوده‌اند و با ظلم و زورگویی اعمال ضدقانونی خود را در قالب و تحت لوای قانون پیش برده‌اند و با این سابقه ذهنی در توجیه تخلفات و هنجار‌شکنی‌ها می‌گویند که اگر من تخلف می‌کنم به این دلیل است که مسئول مافوق من هم تخلف می‌کند.
لذا جامعه ایرانی در طول ۱۰۰سال گذشته با وضعیت آشفته‌ای در زمینه آداب و رسوم شهرنشینی مواجه بوده است که با توجه به این‌که زندگی در عصر حاضر که عمدتاً از نوع شهری می‌باشد نیاز به قوانین، ارتباطات و تعاملات خاص خود دارد، هرگونه وقفه، کوتاهی و نادیده‌گرفتن قوانین و آداب شهرنشینی و رعایت نکردن حقوق دیگران، از تنش‌ها، خشونت‌ها و ناملایمات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بسیاری را دامن می‌زند، در بسیاری از کشورهای در حال توسعه از جمله ایران گسترش شهرنشینی با سرعتی بی‌سابقه و حتی سریع‌تر از کشورهای صنعتی اتفاق افتاده است و از آنجا که بسیاری از شهروندان آمادگی لازم برای ورود به این نوع زندگی را پیدا نکرده‌اند با بی‌توجهی به قوانین شهرنشینی و رعایت نکردن حقوق شهروندی موجبات آزار دیگر شهروندان و حتی خود را فراهم می‌آورند، در نتیجه گسترش این بی‌سازمانی اجتماعی که پیوند دهنده روابط فردی با روابط اجتماعی است، موجب ایجاد هرج و مرج اجتماعی و در نتیجه از هم پاشیدن اعتماد اجتماعی می‌شود و هر فردی به فکر منافع فردی به جای منافع ملی خواهد بود.
در چنین جامعه‌ای اگر کسی به فکر منافع جمعی یا قانون‌پذیری باشد به نوعی خود را مغبون می‌داند و رعایت کردن آیین شهروندی را به زیان خود می‌داند. اگر سری به راهروهای دادگاه‌ها و دادگستری‌ها بزنیم می‌توانیم نمونه‌های فراوانی را مشاهده کنیم که عامل تمامی آنها فقط رعایت نکردن نظم‌پذیری و احترام به حقوق دیگران بوده است که اگر شهروندان خود را مقید به رعایت حقوق دیگران و آیین شهروندی می‌دانستند چنین دعاوی هرگز وجود خارجی پیدا نمی‌کرد.
یکی از راه‌های ساماندهی فرهنگ شهرنشینی در ایران استفاده از تجارب کشورهای دیگر است. در این باره نباید خود را سرزنش کنیم که چرا ما با فرهنگ غنی و با سابقه‌ای که داریم باید از جوامعی درس بگیریم که حتی یک‌دهم فرهنگ و تاریخ ما را ندارند. استفاده از تجربه دیگران به هیچ وجه نکوهیده نیست. اگر تجربه را نوعی علم بنامیم، در اسلام نیز فراگیری علم بسیار توصیه شده است . با توجه به این‌که فرهنگ ما می‌گوید «آزموده را آزمودن خطاست» ما نباید در شرایطی که جهان شتابان پله‌های ترقی را طی می‌کند به دنبال آزمودن راه‌هایی باشیم که درستی آنها بر ما معلوم نیست و از تجارب کشورهایی که این مراحل را پشت سر گذاشته‌اند و به نتایج مطلوبی نیز دست یافته‌اند استفاده نکنیم. عقل نیز چنین چیزی را توصیه نمی‌کند.
اساسی‌ترین و آشکارترین قوانین شهروندی در جامعه‌ای چون ایران، احترام به حقوق دیگران، وقت ‌شناسی، عدم ایجاد مزاحمت در انواع مختلف آن، حفظ محیط‌زیست، ایجاد فضا و محله سالم، پیشگیری از هرگونه آلودگی از نوع محیطی و صوتی، مشارکت در اداره شهر و جلوگیری از تخریب اموال عمومی است که باید با ایجاد زمینه‌های فرهنگی جدید و دقت لازم در اجرای قوانین، بنیاد قوانین شهروندی را هرچه بیشتر تقویت و آن را برای دهه‌های آینده نهادینه کنیم.
چرا یک شهروند به‌ راحتی پوست میوه را از خودرو خود بیرون می‌اندازد؟ چرا یک عابر پیاده هنگام عبور از محل خط‌کشی مخصوص عابران پیاده احساس امنیت نمی‌کند و باید مراقب اتومبیل‌ها و موتورسیکلت‌هایی که با سرعت از مقابل وی عبور می‌کنند باشد؟ چرا شهروندان نسبت به محیط زندگی خود احساس مسئولیت نمی‌کنند؟ چرا در خیابان‌هایی که در فواصل بسیار نزدی ک سلطل‌های زباله وجود دارد، شاهد انواع زباله‌ها در سطح خیابان‌ها هستیم؟ چرا هنوز فرهنگ تفکیک زباله از مبدأ در جامعه ما جا نیفتاده است؟ چرا باید خزانه بیت‌المال صرف مخارجی شود که می‌تواند وجود نداشته باشد و استفاده بهتری از این هزینه‌های غیرضروری شود و هزاران چرای دیگر که اگر بخواهیم در سطح شهر به دنبال آنها بگردیم می‌توانیم مثال‌های زیاد دیگری را نیز خود پیدا کنیم.
بهترین راه‌حل مشکل رفتارهای ضد اجتماعی شهرنشینی، ایجاد فرهنگ خودکنترلی در افراد است. مادامی که رفتارهای غیراجتماعی افراد به صورت ضدارزش در اذهان و فرهنگ عمومی شکل نگیرد، هیچ نوع کنترلی از خارج نمی‌تواند نتیجه ‌بخش باشد.
وقتی شهروندان حس کنند در صورت انجام رفتارهایی از قبیل انداختن ته سیگار در پیاده‌رو مورد سرزنش اطرافیان قرار می‌گیرند، از انجام چنین رفتاری پرهیز کرده و به سمت انضباط اجتماعی حرکت می‌کنند.
همان‌طور که اکنون سیگار نکشیدن در مکان‌های عمومی مانند اتوبوس‌های درون شهری به یک فرهنگ عمومی تبدیل شده است و دیگر کسی به خود اجازه نمی‌دهد که در چنین مکان‌هایی سیگار بکشد در دیگر موارد نیز می‌توانیم با ایجاد چنین فرهنگی نظم‌پذیری اجتماعی را با ایجاد حس خودکنترلی در افراد نهادینه کنیم . در چنین شرایطی می‌توانیم به دوام و پایداری فرهنگ شهرنشینی و رعایت قانون توسط همه افراد جامعه امیدوار باشیم. لازمه رسیدن به این مهم این است که فرد جامعه از خود شروع کند من فردی تبدیل به مای اجتماعی گردیده است و نتیجه بخش خواهد بود. با توجه به نزدیکی سال جدید همزمان با خانه تکانی میتوانیم فرهنگ تکانی کرده و با ایجاد رفتارهای مورد پذیرش جامعه شهرنشینی آغاز کننده این راه مهم باشیم.

از دیار مردستان

از دیار مردستان

علیجان غضنفری

بر خلاف اکثر مردان کهن سال، نگاهش به آینده است. از سیاست که می گوید آینده ای امیدبخش را نوید می دهد. به قوم ایرانی به نبوغ ایرانی و به آینده نگری این مردم ایمان دارد. اگر به گذشته اشاره ای دارد، می خواهد به تو درس بدهد که خودت را فراموش نکن! دستاوردهای امروز خود را کم و ناچیز نیگار، خود را با گذشته خودت مقایسه کن و ببین که در همین نیم قرن اخیر چه پیشرفت های عظیمی داشته ای. به گرسنگی ها، فلاکت ها، وضع بهداشت و سلامت و تغییرات شگرفی که در زندگیت حاصل شده بیندیش و به آنچه هم اکنون در اختیار داری شاکر باش! حاج محمد صنعتی را می گویم. مردی که دفتر کارش پاتوق جوانان، میانسالان، ورزشکاران مطرح امروز و بازنشسته دیروز، دوستان و شاگردان، گرفتاران و حتی نیازمندانی است که هر کدام به گونه ای مایلند از فیض حضورش بهره مند شوند، از استاندار و معاونین استان گرفته که طالب 60 سال تجربه سیاسی، فرهنگی و عمرانی او هستند،
تا معلم بازنشسته ای که می خواهد از سال ها مطالعه و آگاهی فراوان او خوشه ای برچیند، تا آن نیازمندانی که برای خود یا فرزند یا همسر بیمارش کمک مادی می خواهد. عجیب هم این جاست که برای همه این ها وقت دارد. هیچکدام را فدای دیگری نمی کند. از آینده شهر و مردمش که عشق هستند طوری سخن می گوید که قرار است صد سال دیگر عمر کند و همه آرزوهایی را که برای آبادانی کرمان- شهری که 60 سال از عمر خود را واقعاً برای ساختن آن صرف کرده دارد، می خواهد به چشم ببیند! از این که چهره شهر به زودی تغییر خواهد کرد و پل ها و زیرگذرها و روگذرها، آب و برق و گاز و متروها و تله کابین ها به شهر محبوبش کرمان زیبایی تازه ای خواهند بخشید. با آنکه امروزه همه وقتش صرف امور مردم شده و خودش کار خاصی نمیکند. هر روز راس ساعت 9 صبح در دفترش حاضر است. چندی پیش، روزی که قرار بود همراه استاندار و دیگر مسئولین استان برای افتتاح حفاری تونل 38 کیلومتری که قرار است آب سد صفا رود را به کرمان برسند. برویم. حاج محمد صنعتی تلفن کرد و گفت که فردا صبح ساعت 6 صبح جلوی استانداری کرمان برای حرکت آماده باشیم.
در محل کارگاه و در آن مسیر ناهموار استاد 200 متر راه را همراه جمعیت پیاده روی کرد تا به محل افتتاحیه رسید، در آن جا متوجه شدم که کامران فرزند استاد و فرزند برادرشان به شدت نگران استاد شده و دنبال صندلی هستند که او را روی آن بنشانند! از پسر برادرشان علت را جویا شدم، گفت مگر نمی دانی، زانوها و مفاصل عموجان شدیداً دچار ناراحتی و بیماری بوده و این راه رفتن برایشان سم است! تعجب کردم، من پنج سال است با جناب صنعتی حداقل هفته ای یکبار دیدار دارم و این بزرگوار، یکبار هم از بیماری زانوها، تحلیل ماهیچه های بازو و… چیزی به من نگفته؟! و هر بار که بنده حالش را پرسیده ام می فرماید: خدا را شکر زنده ایم و چیزی خارج از اقتضای سن سالمان وجود ندارد!
دو کتاب از ایشان با همکاری دوست گرامیم آقای مجید نیک پور به چاپ رسانده اند. یکی مجموعه عکس های قدیم کرمان که تکیه اصلی کتاب بر عکس های تاریخی است و به اضافه زیرنویس هایی که حال و هوا و زمانه عکس را مشخص می کند و دیگری کتاب «رهگذار عمر» که در کنار اشاره به ماجراهای تاریخی و اجتماعی 60 سال اخیر کرمان از وقایع ملی شدن صنعت نفت و کودتای 28 مرداد و قتل ناجوانمردانه سرگرد سخایی تا به آتش کشیده شدن مسجد جامع کرمان در مبارزات انقلاب اسلامی و غیره، اسناد تاریخی مربوط به همه این وقایع را همراه با عکس های مربوطه تهیه نموده و در این کتاب به چاپ رسانیده اند.
وی رسانه را به خوبی می شناسد و به ارزش و قدرت وسایل ارتباط جمعی آگاهی کامل دارد، طبقه دوم منزلش یک کتابخانه منحصر به فرد تشکیل داده که پر است از کتابهای ارزشمند، روزنامه های به دقت صحافی شده از نخستین شماره تا امروز و آلبوم های فراوانی از عکس های زیرنویس شده تاریخ دار و گاه منحصر به فرد که نمونه آن را جای دیگری نمی توان یافت و هر کدام به تنهایی یک سند ارزشمند تاریخی محسوب می شود و جا دارد که مسئولین امر و آنها که دل بر تاریخ اجتماعی و سیاسی این مملکت می سوزانند، نمایشگاهی از عکس های ایشان ترتیب دهند. هر چند می دانم که جامعه و برخی از مسئولین قدر او را به خوبی شناخته و به ارزش گنجینه وجودشان واقف شده اند و صدا و سیما، رادیو مطبوعات استان از دریای تجربه، خدمت و اگاهی ایشان استفاده می کنند.

الهام رعایی دانش‌آموخته‌ی فرهنگ و زبان‌های باستانی، مترجم، محقق و پژوهشگر: بزرگترین مشکل برخی از کودکان معلمین و والدین هستند

الهام رعایی دانش‌آموخته‌ی فرهنگ و زبان‌های باستانی، مترجم، محقق و پژوهشگر:
بزرگترین مشکل برخی از کودکان معلمین و والدین هستند

الهام رعایی متولد بهمن ۱۳۵۹ است وی مدرک مهندسی مکانیک را از دانشگاه تهران گرفت و پس از آن، بواسطه‌ی جوی که در آن بزرگ شده بود و سال‌ها موسیقی را به طور جدی پیگیری کرده بود و از همه‌ مهم‌تر خانواده‌ی اهل ادب و فرهنگی که در آن متولد شده بود، به ادبیات و فرهنگ گروید و کارشناسی ارشد را در رشته‌ی فرهنگ و زبان‌های باستانی مطالعه کرد و در حال و حاضر هم در مجموعه‌ی مدارس همایون صنعتی و دفتر آموزش پژوهی کاریز در دپارتمان language art آن مجموعه مشغول به کار شده‌است. وی زنی هنرمند و صاحب اخلاق است که به واسطه‌ی دوره‌های شاهنامه‌خوانی که در مراکز مختلف برگزار می‌کرد و به رایگان هم رده‌های سنی مختلف را با شاهنامه خوانی و درک صحیح شاهنامه و اسطوره‌های ایرانی آشنا می‌کرد و چشم‌داشتی هم از زمان و انرژی که می‌گذاشت نداشت مرا به این واداشت که جامعه‌ی کرمان را با همشهریان اهل ادب و فرهنگ‌شان که دغدغه‌ی آموزش به بچه‌ها و زنده نگه‌داشتن زبان و فرهنگ ما را دارند، آشنا کنم و در عین حال از او که مدت‌هاست تجربه‌ و زمان را صرف آموزش و هم‌نشینی با بچه‌ها و پژوهش درباره‌ی چگونگی بهبود سیستم آموزشی آنها کرده درباره‌ی وضعیت بچه‌های استان و آموزش در شهر کرمان بپرسم و به دیدگاهی‌او اندکی توجه کنم شاید بعضی‌ها هم کار روزمره را کنار بگذارند و اندکی فقط به بهبود اوضاع فکر کنند.

امکان دارد اندکی از مدارس همایون صنعتی و دلمشغولی‌های امروز خود برای ما بگویید؟
مجموعه مدارسی هست به نام همایون و دختران ایران‌دخت که در جوپار،رفسنجان و زرند فعال هستند که تفاوت‌های کوچکی با سایر مدارس شبیه به خود دارند و این مدارس به طریقی با دفتر آموزش پژوهی کاریز در ارتباط هستند که ما هم در همان دفتر در خدمت بچه‌ها هستیم. و به مسائل آموزش پژوهی می‌پردازیم، در درجه‌ی اول مشغول به آماده کردن بسته‌های آموزشی هستیم که با سیستم آموزشی ما مطابق باشند و با استانداردهای روز دنیا هم مطابق باشند. بگذارید این گونه شرح بدهم : کار ما چند بخش دارد، در بخش اول همانطور که عرض کردم کار مطالعاتی می‌کنیم و از سراسر دنیا روش‌ها و بسته‌های متفاوت آموزشی را بررسی می‌کنیم، و در بخش دوم هم پس از مطالعه بررسی می‌کنیم که چطور می‌توانیم این متدها و روش‌ها را در ایران و در این مدارس پیاده و اجرایی کنیم؟ (در نتیجه مرحله‌ از پس مرحله آن روش‌ها را از صافی‌های مختلف می‌گذرانیم تا جائی که در کرمان و جوپار قابلیت اجرایی پیدا کنند) بخش عمده‌ای که من در آن زمینه فعالیت می‌کنم بخش درک مطلب و بیان مطلب هست که بچه‌ها باید در پایان هر سال به استانداردی از درک مطلب و بیان مطلب برسند. بخش سوم هم کشف و پرورش استعدادهای ادبی است، که با شیوه‌های خاص و به روز در این راستا تلاش می‌کنیم و برای مثال حاصل یکی از این دوره‌ها همین کتاب است( به کتابی روی میز اشاره می‌کند) که مجموعه‌ای است از شعر و داستان‌هایی که بچه‌های کلاس دوم سروده‌اند و اماده‌ی چاپ شده و بزودی در دسترس عموم قرار می‌گیرد، و جالب این‌جاست که این آثار دقیقا حاصل تلاش و استعداد بچه‌های کلاس دوم است تا در دسترس دیگران هم باشد و بچه‌های خلاق ما هم که این آثار را خلق کرده‌اند انگیزش کافی را برای ادامه‌ی فعالیت هنری داشته‌باشند و بدانند که از خلاقیت و هنر استقبال می‌شود.
هنرهای زبان‌آموزی یا همان language art چیست و چه کاربردی برای کودکان ما دارد؟
من به شخصه با مطالعاتی که انجام دادم به این نتیجه رسیدم که ما و مردم آمریکا مشکلی شبیه به همدیگر داریم در زمینه‌ی درک مطلب و در نتیجه تلاش کردم از متدها و استاندارد‌های آنها در زمینه‌ی language art استفاده کنم که غیر از زبان‌آموزی،‌قسمتی را تفکیک نموده‌اند به نام هنرهای زبانی که صرفا تحصیل و آموختن زبان را خلاصه به کسب توانایی‌های خواندن و نوشتن نمی‌دانند بلکه درک مطلب مهم‌تر از خواندن و نوشتن است چرا که خودمان هم بارها تجربه کرده‌ایم که کودکی مطلبی را می‌خواند، اما نمی‌تواند منظور مطلب را منتقل کند. language art متد تمام تمرکزاش را بر روی همین قضیه گذاشته است و اصولا روی درک و بیان مطلب کارمی‌کند حالا چه شنیداری، چه نوشتاری و چه شنیداری و نوشتاری و گفتاری،‌ در نتیجه وقتی که برای مثال کودکی مارک یک لباس را نگاه می‌کند و با نشانه‌هایی روبرو می‌شود باید متوجه بشود که این علامات به چه معنی هستند و کلا چرا این علامت‌ها را روی لباس نصب کرده‌اند که متاسفانه بسیار گزارش می‌شود که عده‌ی زیادی از بچه‌ها متوجه معانی این علامات نمی‌شوند و حتی برخی از بزرگسالان هم نه از سر بی دقتی که از سر کمبود درک مطلب اشتباهاتی را مرتکب می‌شوند که از قبل روی کالا به ایشان متذکر شده‌اند که مثلا با آب جوش شسته نشود. و یا در تبلیغات هم زیاد دیده‌ایم که عده‌ی زیادی فریب تبلیغاتی را می‌خورند که حتی خود تبلیغ‌هم آنچنان هوشمندانه نیست و با اندکی درک مطلب می‌توان دریافت که آن تبیلغ در واقع یک کلاهبرداری‌است اما عده‌ای به دام آنان می‌افتند و حتی بهترین معلمین و مدرسین نمی‌توانند مطالبی را به برخی از بچه‌ها بیاموزند چرا که درک مطلب مشکل دارد و به اندازه‌ی کافی روی درک مطلب مانور نداده‌ایم و یکی از مهم‌ترین مشکلات ما همین درک مطلب است که این جدای از درک هنری است و یک بخش دیگر کار درک هنری است که وقتی که شما با یک اثر هنری مثل تاتر یا موسیقی مواجه می‌شوید چطور آن را درک کنید و این‌ها همه راهکارهایی کاملا قابل اجرا و قابل آموزش دارند و کارهایی که نسل ما بدون آموزش و با آزمون و خطا به نتیجه رسید حالا کاملا و به راحتی قابل آموزش هستند تا مشکلات گذشته را نسل فعلی تجربه نکنند. و این آن کاری هست که ما به آن مشغول هستیم.
قبلا هم به طور خود انگیخته و خارج از این مجموعه‌ای که فعلا در آن کار می‌کنید در این زمینه تلاش کرده‌بودید؟
نه به این شکل که فقط برای بچه‌ها باشد اما جلساتی داشتیم برای کتاب‌خوانی و یا بر‌خوانی نمایشنامه و نمایشنامه‌خوانی و دورخوانی‌ها که همه‌ی این‌ها همگرا می‌شوند برای درک مطلب.
بگذارید یک سوال تکراری بکنم، کسی که مثل شما کارشناسی ارشد را در رشته فرهنگ و زبان‌های باستانی درس‌خوانده باشد در کرمان به چه کاری می‌تواند مشغول شود؟ در واقع اصلا جائی هست که بشود از تخصص آن فرد استفاده کرد؟(در استانی که بیشترین آثار باستانی کشور را دارد)
اگر بخواهم دقیق و شفاف بگویم هیچ‌جا، هیچ‌جائی نیست که بتواند کار کند. عجیب اینجاست که کرمان با اینکه این‌همه سایت باستانی دارد اما هیچ‌کدام از دانشگاه‌های استان رشته‌ی باستان‌شناسی را ندارند. نتیجه این می‌شود که وقتی استانی پر از سایت‌های باستانی باشد اما کسی برای حفاری اقدام نکند طبیعتا نه هیچ باستان‌شناسی و نه هیچ فرهنگ و زبان‌شناسی جائی برای کار در آن استان نخواهد داشت و تیم‌هایی هم که از خارج از استان می‌آیند خودشان باستان‌شناس و فرهنگ و زبان‌شناس به همراه خود می‌آورند، بگذارید ماجرا این‌گونه شرح بدهم : وقتی که باستان‌شناسان حیاتی را حفاری می‌کنند دو نوع آثار را پیدا می‌کنند یا لوح و نوشته‌ که زبان‌شناس باید آنها را مطالعه کند و یا ظرف و وسایل زندگی که روایت‌گر فرهنگ و زندگی آن زمان است در نتیجه به هر حال فرهنگ و زبان‌های باستانی رشته‌ای است که باید در کرمان به کار گرفته شود اما به دلایلی که عرض کردم به کار گرفته نمی‌شوند، و تیمهای متشکلی که به استان می‌آیند هم تیم‌کاملی هستند و درنتیجه آنچه که در استان یافته شده از استان خارج می‌شود و یا حداقل دانش حاصل از آن خارج می‌شود و در بهترین حالت آن یافته ها به نام غیر کرمانی ها ثبت می‌شود.
با توجه به فرهنگ و موقعیت اقتصادی کرمان،‌ کدام ارگان می‌تواند کار اصلی را انجام بدهد که این سایت‌های باستان‌شناسی تبدیل به جاذبه‌ی توریستی بشوند و در اقتصاد استان تاثیر بگذارد؟
قاعدتا سازمان میراث فرهنگی،‌اما اگر بخواهم یک نمونه را ذکر کنم همین گنبد جبلیه، که همیشه تور لیدرها و یا مترجمین جهانگردان و غیره مردمی را که به این مکان می‌آورند با اطلاعات خود سر در گم می‌کنند ومثلا عده‌ای می‌گویند رصد‌خانه بوده وغیره که خوب دوباره برمی‌گردیم به همان مساله‌ی درک مطلب، برای مثال رصد خانه باید در جائی مستقر بشود که دور تا دور آن یک میدان دید کامل داشته باشد و طبیعتا کنار کوه که نمی‌شود رصد خانه بنا کرد چرا که بر آمدن همان ستاره‌ها را نخواهی دید. خلاصه من به میراث فرهنگی مراجعه کردم و گفتم که من حدس می‌زنم که می‌دانم این ساختمان در واقع چه بوده‌است، پولی دریافت نخواهم کرد و فقط دوربین‌های نقشه برداری و سخت‌افزارهای لازم را در اختیار من قرار بدهید تا مطمئن بشوم که خوانش صحیحی را انجام داده‌ام و گزارش آن را در اختیار میراث فرهنگی می‌گذرام(به رایگان) تا بتوانند آن را چاپ کنند و به دیگران هم بیاموزند که این سازه چیست و چرا باید در این مکان ساخته شود؟ اما متاسفانه همان جمله‌ی معروف شنیدم خانم ولش کن چه کاریه؟
یا مثلا رفتم به موزه‌ی سکه و دیدم که سکه‌ای از دوران اشکانیان را برای نمایش گذاشته‌اند اما ترجمه‌ای که پائین سکه‌گذاشته‌اند غلط است و با خط روی سکه نمی‌خواند و نه فقط آن یک سکه که چنین مسائلی زیاد اتفاق می‌افتد، رفتم و به مسول آنجا خودم را معرفی کردم و گفتم ترجمه‌ی اینها غلط است و خودم به رایگان ترجمه‌ی صحیح را در اختیار شما می‌گذارم و این دوخط را من می‌نویسم و می‌گذارم پیش شما و شما فقط آن کاغذ را عوض کنید تا کسی که به موزه‌می‌آید ترجمه‌ی صحیح را بخواند. اما کماکان (خانم کی اهمیت می‌دهد ولش کن)
برگردیم به مسائل آموزشی،‌‌شما از مکانیک به فرهنگ و زبان‌های باستانی تغییر رشته دادید آیا این پیشنهادی است به دیگر دانشجویان، که به دنبال علاقه‌ی شان بروند؟حتی اگر هیچ اشتراکی با رشته‌ی تحصیلی اولیه‌ی شان نداشته باشد؟
دقیقا، به نظر من به هیچ وجه نباید رشته‌ای را بخوانیم که از خواندن آن زجر بکشیم،‌ حتی اگر احساس می‌کنید از نظر مالی اگر به دنبال علاقه‌ی خودتان بروید دچار مشکل خواهید شد، این نوید را بدهم که کاری را هم که دوست ندارید دست‌کمی از بیکاری ندارد و حداقل در زمان بیکاری زجر نمی‌کشید و دنبال موقعیت کاری مناسب می‌گردید تا آنچه را که به آن علاقه‌دارید و در آن زمینه خلاق هستید به اجرا در آورید.نه تنها فرهنگ و زبان‌های باستانی بلکه رشته‌های زیادی هستند که توجیح اقتصادی ندارد تحصیل در آنها اما آیا همه باید بروند و پزشکی و مهندسی بخوانند؟ آیا ادبیات و موسیقی و تاتر و غیره را باید حذف کنند حالا که آنچنان بازده‌اقتصادی ندارند؟
فنلاند تمام دروس مجرد را حذف کردند و بجای ریاضی تدریس کردن به بچه‌ها در پروژه‌ای رستوران داری را درس می‌دهند و در همان رستوران داری می‌آموزند که ریاضی در چه مراحلی از کار به دردشان می‌خورد و یا با شیمی مواد مختلف آشنا می‌شوند و غیره، نظام‌آموزشی ما جای چنین تغییراتی را دارد؟
مساله این نیست که سیلابس درسی را باد تغییر داد مساله اینجاست که همین سیلابس درسی فعلی هم درست و کامل تدریس نمی‌شود،‌من با بچه‌هایی که برای تدریس نزد من می‌آمدند روش‌های آموزش مختلفی را آزمودم و دریافتم که عمده‌ترین مشکل برخی از بچه‌های ما پدر و مادر ومعلمین هستند که متاسفانه متخصص نیستند و اصلا تخصص به‌کنار عده‌ای حتی علاقمند هم نیستند، برای مثال بحث ریاضی صرفا این نیست که به کودک بیاموزیم دو بعلاوه‌ی دو می‌شود چهار، ریاضی یعنی حل مساله و معلمی‌که خودش نمی‌تواند مشکلات خودش را حل کند چطور می‌تواند که به فرزندان ما حل مساله را درس بدهد؟ به یاد داریم که مدتها پیش زرنگ‌ترین و باهوش‌ترین بچه‌ها می‌خواستند معلم‌بشوند، اما الآن به دلایل اقتصادی و فرهنگی و … برخی بواسطه‌ی دلایلی که همه‌ی ما می‌دانیم به تربیت معلم می‌گروند و در برخی از این معلم‌ها دیده می‌شود که حتی اهل مطالعه هم نیستند و یا در حیطه‌ی خودشان علاقه‌ای به مطالعه ندارند و اصلا توقع به روز بودن برای ایشان واقعا توقع زیادی است.

خبر

درختی بنشان، تا وقتت
را با گوشی موبایل تلف نکنی!
فکر کنم این روزها، بیشتر وقت آزاد کارمندان در حین کار یا مسافران هنگام مسافرت‌های درون شهری در داخل مترو و تاکسی‌ها و اتوبوس‌ها و اعضای خانواده در وقت‌های محدودی که می‌توانند با هم سپری کنند، صرف چک کردن مداوم گوشی‌های هوشمندشان می‌شود. خیلی‌ها وقت‌ها ما این کار را تکانه‌ای انجام می‌دهیم، مثلا می‌توانیم بمانیم و یک ساعت بعد کانال‌های تلگرام را به صورت گزینش‌شده چک کنیم، اما در عمل هر چند دقیقه یک بار اپلیکیشن تلگرام را احضار می‌کنیم. حالا تصور کنید در حال انجام یک پروژه کاری، درس خواندن و یا نوشتن مقاله باشید، این همه حواس‌پرتی به کل شما را از هدفتان دور خواهد ساخت. اما خوشبختانه ما اپلیکیشن‌هایی داریم که هر یک به صورتی، سعی می‌کنند این عادت را از سرتان بپرانند و باعث ترک اعتیاد سایبری شما شوند! یکی از اپلیکیشن‌های خوب در این زمینه، اپلیکیشن Forest است. شیوه کار با این اپلیکیشن خیلی ساده است: وقتی می‌خواهید کار مهمی انجام بدهید، اپلیکیشن را باز می‌کنید، تایمر اپلیکیشن به کار می‌افتد و شما بوته کوچکی را می‌بینید که در حال رشد آهسته است. حالا اگر شما اراده به خرج بدهید و نیم ساعت اصلا دست به سمت گوشی‌تان نبرید، این بوته یا نهال به تدریج رشد می‌کند و تبدیل به یک درخت می‌شود. به تدریج، وقتی در کار خود استمرار به خرج دادید، یک نهال شما تبدیل به یک جنگل از درختان تناور می‌شود. همان طور که دیدید این اپلیکیشن بسیار ساده از شیوه بازی‌وار‌سازی برای کار خود استفاده می‌کند و بدون پیچیدگی‌ها فنی و یا شیوه‌های تحمیلی مثل بلوک کردن سایت‌ها، سعی می‌کند یک عادت را در ذهن شما شکل بدهد. در عین حال این رشد نهال و تبدیل شدن به آن یک درخت، از نظر نمادین هم می‌تواند جالب باشد. این اپلیکیشن نسخه‌های ویندوز، اندروید و iOS و پلاگین‌های فایرفاکس و کروم دارد. درنتیجه با هر سیستم عاملی می‌توانید درخت بنشانید و چه نکوتر که برای تعطیلات برنامه ریزی داشته باشیم./منبع:یک پزشک

تقدیر سازمان ملل
از هنرمند ایرانی
نتایج مسابقه‌ای که با حمایت دفتر امور خلع سلاح ملل متحد و به منظور بزرگداشت هفتادمین سالگرد نخستین قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل متحد که آرمان حذف کلیه سلاح‌های‌ هسته‌ای و سلاح‌های کشتار جمعی را بنیان گذاشت، برگزار شد؛ شامل نام سه برنده و تقدیر از ۹ طراح دیگر به‌تازگی اعلام شد.این مسابقه با هدف افزایش آگاهی نسبت به ضرورت خلع سلاح هسته‌ای و تشویق شهروندان سراسر جهان برای رساندن پیام و استفاده از استعدا‌دهای هنری خود جهت ترویج جهانی عاری از سلاح‌های هسته‌ای برگزار شد. نفر اول این رقابت جهانی از کشور پِرو و نفرات دوم و سوم از ایالات متحده آمریکا بودند.پوستر کاظم بکایی در میان ۹ پوستری به چشم می‌خورد که توسط هیأت داوران مسابقه طراحی پوستر خلع سلاح سازمان ملل متحد تقدیر شد.

رئیس پلیس راهور خبر داد:
افزایش نرخ جریمه‌های رانندگی از صبح امروز
رئیس پلیس راهور ناجا با اشاره به آمادگی کامل ماموران و دوربین‌های پلیس از افزایش نرخ جریمه‌های رانندگی از صبح سه‌شنبه ۲۵ اسفند خبر داد. سردار تقی مهری با اشاره به اجرایی‌شدن نرخ‌های جدید تخلفات رانندگی از صبح امروز اظهار کرد: با توجه به این‌که مصوبه جدید هیأت دولت درخصوص افزایش نرخ جرایم رانندگی از ۲۵ اسفند لازم‌الاجراست، تمهیدات لازم برای اعمال این نرخ‌های جدید اندیشیده شده است. رئیس پلیس راهور ناجا گفت: به‌دنبال این مصوبه، تمامی پرسنل پلیس آموزش‌های لازم برای اعمال نرخ‌های جدید تخلفات رانندگی را دیده‌اند. او ادامه داد: همچنین تجهیزات فنی پلیس نیز با توجه به اجرایی‌شدن نرخ‌های جدید، به‌روز شده‌اند و نرخ‌های جریمه جدید از صبح امروز اعمال خواهد شد.مهری با بیان این‌که از میان ۱۷۲ کد تخلفاتی تنها نرخ کمتر از ۴۰ کد تخلفاتی از ۲۰ تاصددرصد افزایش یافته، خاطرنشان کرد: درمصوبه اخیر هیأت دولت، نرخ ۸ تخلف حادثه‌ساز صددرصد رشد داشته و حدود ۳۲ تخلف دیگر بیش از ۲۰درصد است.