بایگانی مطالب نشریه
در اولین نشست خبری سازمان مدیریت صنعتی کرمان عنوان شد/ ماموریت اصلی سازمان، توسعه ظرفیت مدیریت کشور
در اولین نشست خبری سازمان مدیریت صنعتی کرمان عنوان شد
ماموریت اصلی سازمان، توسعه ظرفیت مدیریت کشور
اولین نشست خبری سازمان مدیریت صنعتی کرمان در سال 1394 در محل این سازمان برگزار شد. در ابتدای این نشست مهندس تحسینی مدیرعامل و دکتر حسینی نژاد رئیس هیات مدیره سازمان مدیریت صنعتی صحبت هایی را درباره این سازمان خصوصی مطرح کردند و در انتها پاسخگوی سوالات خبرنگاران بودند. دکتر حسینی نژاد دارای مدرک دکترای مدیریت استراتژیک و مهندس تحسینی دانشجوی دکترا مدیریت کسب و کار می باشد. گفتنی ست سازمان مدیریت صنعتی از سال 89 فعالیت خود را در کرمان شروع کرده و با محور قرار دادن آموزش، مشاوره و تحقیق سعی در پرورش مدیران آینده صنعت کرمان را دارد. این سازمان تاکنون 50 دوره آموزشی کوتاه مدت و 6 دوره عالی مدیریت اجرایی را برگزار کرده که در مجموع نزدیک به 1000 نفر تحت آموزش این سازمان در کرمان قرار گرفتند.
ماموریت اصلی ما توسعه ظرفیت مدیریت کشور است
رئیس هیات مدیره سازمان مدیریت صنعتی کرمان با تبریک سال نو گفت: «تشکیل سازمان صنعتی به اواخر دهه سی برمی گردد که کشور با چالش های توسعه ای و بحران های اقتصادی ناشی از صنعتی شدن اقتصاد ایران روبرو بود.» دکتر حسینی نژاد با اشاره به عمر 50 ساله سازمان مدیریت صنعتی افزود:« سازمان مدیریت صنعتی در سال 1343 تشکیل شد که شکل تغییر یافته مرکز راهنمای صنایع ایران محسوب می شد.» وی ادامه داد:« ماموریت اصلی سازمان کمک به توسعه ظرفیت مدیریت کشور است و مشاوره، آموزش و تحقیق سه رکن اساسی محقق شدن این ماموریت است. ضمن اینکه محور اصلی این سازمان، مشاوره است که از 2 بال تحقیق و آموزش مدیران هم کمک می گیرد.» رئیس هیات مدیره سازمان مدیریت صنعتی با ارائه توضیحاتی درباره روند شکل گیری سازمان گسترش و نوسازی صنایع در دهه 40 گفت:« در دهه های 70 و 80 سازمان مجددا احیا شد و آموزش مدیران اقتصادی کشور با برنامه های عالی آموزشی مثل MBA را شروع کرد و در مرحله بعد توسعه جغرافیایی را پیش گرفت.» وی خاطرنشان کرد:« سازمان اوایل به صورت منطقه ای کشور را پوشش داد و در حال حضر در تمامی استان های کشور به صورت یکپارچه فعالیت های خود را انجام می دهد.» حسینی نژاد گفت:« فعالیت رسمی سازمان در کرمان از سال 89 شروع شده و تا الان 6 گروه در برنامه MBA شرکت کردند و از پاییز 93 دوره دکتری برنامه DBA را آغاز کردیم و حدود 150 نفر از مدیران ارشد بنگاه های اقتصادی کرمان در برنامه های سازمان مدیریت صنعتی شرکت می کنند.» وی ادامه داد:« از جمله طرح های مهمی که سازمان در کرمان انجام داده طرح تحول نظام اداری استان است که سال گذشته با همکاری استانداری کرمان صورت گرفت.» رئیس هیات مدیره سازمان مدیریت صنعتی کرمان با اشاره به برگزاری هفدهمین سال انتخاب 100 شرکت برتر ایران، گفت:« در سال گذشته 500 شرکت برتر مشخص شد که 13 شرکت کرمانی در این جمع قرار گرفتند و این امر باعث افتخار همشهریان کرمانی است.»
دکتر حسینی نژاد خاطرنشان کرد:« سازمان مدیریت صنعتی معتقد است در زمانی که ما ادبیاتمان را به دنیا نزدیکتر کردیم و با اقتصاد مقاومتی کشورمان را تجهیز کردیم، سرمایه گذاری های جدیدی در کشور اتفاق می افتد و هر سرمایه گذاری نیاز به مطالعه دارد.» وی ادامه داد:« سرمایه گذار بدون مطالعه حاضر به سرمایه گذاری نیست و بنگاه دار هم بدون منابع توانایی انجام کار را ندارد.» رئیس هیات مدیره سازمان مدیریت صنعتی کرمان با اشاره به تشکیل خانه مدیران در کرمان گفت:« این سازمان تلاش می کند شخصیت هایی را که قابل پرورش هستند، بیابد که در خدمت آینده کسب و کار کرمان باشند.» دکتر حسینی نژاد افزود:« خانه مدیران یک باشگاه مدیریتی ست که جمعی از فعالان اقتصادی برای تضارب افکار و شناخت پتانسیل های منطقه در آن قرار می گیرند و ظرفیت شناسایی عوامل توسعه منطقه را ایجاد می کنند.» رئیس هیات مدیره سازمان مدیریت صنعتی عدم وجود محیط رقابتی و شفافیت را پیش زمینه سوء مدیریت خواند و گفت:« چهار اصل مسئولیت، پاسخگویی، بی طرفی و شفافیت اگر وجود داشته باشد می توان درباره عملکرد یک مدیر قضاوت صحیحی بکنیم.»
صنایع معدنی به مدیرانی توانمند نیاز دارد
مدیرعامل سازمان مدیریت صنعتی کرمان گفت:« استان کرمان به عنوان پهناورترین استان کشور از نظر اقتصادی حائز اهمیت است و اخیرا حوزه اقتصادی در کرمان به طرف صنایع معدنی میل کرده است و سرمایه گذاری های زیادی شکل گرفته است و این امر موجب شده صنایع پایین دستی هم مورد توجه قرار گیرد. به همین دلیل این صنایع به مدیران توانمندی نیاز دارند که بتوانند از همه پتانسیل های استان کرمان استفاده کنند.» مهندس تحسینی افزود:« عمده مشکلاتی که در بنگاه های اقتصادی وجود دارد به سه حوزه مدیریتی، منابع انسانی و حوزه مالی و سرمایه مربوط است و سازمان مدیریت صنعتی سعی دارد در بحث آموزش این سه حوزه وارد شود.» وی ادامه داد:« اساتیدی که بحث آموزش را پیش می برند یا قبلا مدیر بنگاه بودند و یا مشاوران مدیران ارشد کشور و از اطلاعات کافی برخوردارند.» مهندس تحسینی با اشاره به عملکرد زیر ظرفیت بنگاه های اقتصادی در مسائل مالی و سرمایه، بانکی و مبادلات خارجی گفت:« متاسفانه در سطح کلان بعضی از بنگاه های ما فاقد برنامه کاری در چشم اندازهای 5،10،15 و 20 ساله هستند که سازمان صنعتی سعی دارد در این حوزه ها هم به مدیران آموزش بدهد.» وی تصریح کرد:« سازمان خدمات مشاوره ای در حوزه های مالیاتی و تامین اجتماعی و حسابرسی دارد چرا که بخش بزرگی از مسائل و مشکلات کشور ما در این دو بخش است.»
نمایشگاه نقاشی کودکان
آموزشگاه آوای نقش
نمایشگاه نقاشی کودکان
این نمایشگاه تا 1 اردیبهشت ادامه دارد
ساعت : 17 – 20
مکان : بیست متری نادر کوچه شماره 1
جشنواره موسیقی نواحی ایران
جشنواره موسیقی نواحی ایران هفدهم تا بیست و یکم اردیبهشت ماه امسال در کرمان برگزار می شود. این جشنواره همزمان در کرمان و ۹ شهر این استان همزمان با اعیاد رجبیه و شعبانیه برگزار می شود.
روز اقتصاد ایران
محسن جلال پور
هیأت ایتالیایی عصاره و تاریخچه روابط اقتصادی قدیم و جدید ایران بود. نخست وزیر رنتسی شرکتهایی را دستچین کرده بود که سابقه کار با ایران داشتند یا با امضای اسناد جدید دردوران پسابرجام، در حال پایه ریزی این روابط هستند. ما هم تلاش کرده بودیم با وجود کمبود وقت، برای برنامه ریزی ، طرف های ایرانی همین شرکت ها را مقابل آنها بچینیم. اتاق مشترک و احمد پورفلاح خستگی ناپذیر هم پای کار بودند. علاوه بر فروم رسمی ایران-ایتالیا که پیش از ظهر برگزار شد ، دیروز هم سه متخصص عالی رتبه به نشست توجیهی ایتالیایی ها فرستاده بودیم تا سه عرصه در زمینه اقتصاد ایران ، روابط بانکی و مسایل حقوق تجاری عرضه کنند. بعد از فروم، در اتاق ایران، سه برنامه خاص برای هیات ایتالیایی تدارک دیده بودیم . در دو برنامه، فعالان دو طرف با حضور معاونان وزیر تخصصی و اتاق های دو کشور مشکلات عملی پروژه ها را بررسی کردند. یک نشست با حضور معاونان وزیر صمت و نفت ایران روی صنعت و نفت متمرکز شد. دومی با حضور معاونان وزیر ومدیران ارشد وزارتخانه های اقتصاد، راه، بهداشت و نیرو روی امور زیربنایی کارکرد. در جلسه دیگر ترکیبی از خبرگان مهندسی و بانکی ایرانی تصویری از وضعیت پروژه ها و شرکتهای ایرانی درفضای خدمات فنی مهندسی را با فیلم و گزارش روی میز گذاشته و به سوالات مدیران عالی کمپانی های ایتالیا پاسخ گفتند. در نهایت،ایتالیایی ها کیفیت برنامه ها را بسیارخوب ارزیابی و مکرر تشکر کردند. ولی چیزی که من را به وجد آورد، مشاهده تلاش ده ها ایرانی با انگیزه از اتاق ایران، اتاق مشترک، دفتر رییس جمهور ، وزارتخانه های خارجه، صمت ، نفت ، راه ، نیرو و سفارتمان در رم بود که در فرصتی محدود، کاری خوب عرضه کردند. درهفته ای که گذشت به خصوص امروز ، ما یک تیم بودیم: تیم اقتصاد ایران. وقتی با هم هستیم ، چیزی کم نداریم. آن روز در ساختمان اتاق، روز، روز اقتصاد ایران بود.
نظر احمدی شاعر و نمایشنامه نویس در گفتگوی اختصاصی با شهرام پارسا مطلق از «پیام ما»
کرمان با فرزندان خود بیرحم است
نظر احمدی متولد جیرفت شاعر، نمایشنامه نویس و دانش آموخته تئاتراست که کارنامه متفاوت و پرباری در حوزه های شعر و تئاتر دارد او اخیرا دو مجموعه شعر و یک کتاب در زمینه تئاتر در دست چاپ و انتشار دارد و همچنین جهت ادامه تحصیل در مقطع دکتری از دانشگاه سوربن جدید در پاریس پذیرش گرفته است آن چه در پی می آید بخش دوم پاسخ های او به پرسش های من پیرامون شعر است:
خوانش شما ازشعر و مفهومیبه نام شعریت چیست و با وجودی که این فرم را محدود میدانید چرا اصلا شعر میگویید؟
ببینید من هر تعریفی از شعربدهم آن را محدود کرده ام زیرا بعضی از مفاهیم هم چنان در حال شدن هستند وبسیار سیالند و نیزتوسط خیلی ها مورد خوانش قرار گرفته اند، و یا این که کسی مثل ویتکنشتاین تعریف آن را محال میداند ولی اگر هم تعریفی ارائه ندهم از سویی احتمالا انگ آن را خواهم خورد که نگاهم به شعربرپایه و بنیاد داشته های فلسفی یا تئوریک نیست ، پس بگذارید از نگاه نخستین فلاسفه آغاز کنم که خود اولین شکافندگان مفهوم شعر بوده اند، سقراط معتقد بود نگاه اروس بر هر که بیفتد شاعر میشود، از این گزاره چنین برمیآید که سقراط شاعر را تحت تاثیر الهام یا یک امرنامعلوم میداند و فرایند تولید شعر را احساسی و نه عقلانی و اما افلاطون شعر را محاکات دانسته وتا جای ممکن ارزش آن را فروکاسته او کار شاعر را تقلید از تقلید میداند، از جانبی شاعر را برای مدینه خود خطرناک میبیند و از سویی فرموده شعر بایستی در خدمت اخلاق و مدینه باشد، خلاصه این که تکلیف او با شعر و تکلیف ما با وی در نهایت روشن نمیشود اما همین دشمن قسم خورده شعربه باور اهل فن حکمیترین رساله اش به نام پارمنیدس به زبان شاعران است و یا این که نیچه با بندهایی شاعرانه در ذم شاعران نوشته،دروغی به وسیله دروغ، این ها را گفتم که بدانید حتی تعاریف و نگاه بزرگترین فلاسفه هم شکننده و متناقض است و اما اگر به زبان ساده بگویم، شعریت که از آن دسته کلماتی است که به آن آلرژی دارم وبه جای آن تعبیرخودساخته ی شعربودگی را به کار میگیرم، یعنی آنچه که یک شعر را به بودن یا به هستی میآورد وبه تعبیر هایدیگر این هستی در زبان اتفاق افتاده و ماوا میگیرد،این شعر بودگی باز به تعبیر خودم DNA دی ان ای شعر است ،اما آنچه موجب شکل گیری نظریه های فراوان در حوزه شعر میشود یکی بحث در مورد چیستی شعر و دیگری هدف شعراست، این که شعر یا به طورکلی هنر باید برای هنرباشد یا به تعبیری افلاطونی برای مدینه یا اجتماع ،یا به قول کمونیست ها در خدمت سوسیالیسم یا انقلاب و یا به باور بعضی در خدمت مذهب یا در خدمت هدف و فایده،وهمین ها پای سبک های مختلف را به میان میآورد و در هر سبکی نیز یک سرعناصریا مولفه ها برجسته اند ،در یکی تصویر در یکی زبان یا نحو، در دیگری ساختمان دریکی پیام درآن یکی رویا یا آشنایی زدایی یا چندصدایی و..،و این چنین است که تعریف هنر و شعر سخت یا ناممکن میشود، پس هر کسی میتواند خوانش خود را از آن به دست بدهد، و اما شعربودگی به نظر من، همان است که حافظ به آن خلاف آمدعادت میگوید و یا من با ارسطو موافقم که میگوید، مهم چگونه گفتن است،و گرنه زبان شعر یک مشت کلمه هست و مهم این است که آنها را چگونه به کار گیریم و البته این که چه بگوییم هم در جای خود اهمیت دارد ،و اما این که من چرا هنوز شعر میگویم ،آخر من نمیخواهم با شعر معجزه کنم یا دنیا را تکان بدهم ،شعر برای من همیشه وقتی آغاز شده که در من چیزی به پایان رسیده،انگار چیزی من را ملزم به نوشتن خود میکند، انگار بازجویی با بدترین شکنجه ها در نهایت چیزی که میخواهد را از زیر زبانم بیرون میکشد و آن چیز شعر است وشاعر چون نمیخواهد زیاد اعتراف کند این شعر کوتاه به زبان میآید شعرهای کوتاه من این گونه ساخته میشود و چون در این دنیای گیج من تنها صدای غژ غژ آهن ها و تلق تلق موتورها و بنگ بنگ گلوله ها را میشنوم شعر من زیاد تمایلی به موسیقی ندارد، شعر برای من آن حرف هایی است که نمیتوانم به کسی بگویم پس به شکل یک مشت تصاویر و کلمات سرخورده خلاصه از هر طریقی و هر جا شده برمیگردند ،البته نمیخواهم الزاما بگویم شعر برای من ریشه در ناخوداگاه دارد که البته این یکی از نگاه هایی است که به منبع تعزیه شعر وجود دارد ،من محدودیت های شعر را پذیرفته ام و زیاد در شعر به سرحدات حمله نمیکنم
به رغم این که شاعر جدی و پرکاری هستید چرا تا کنون مجموعه شعری از شما چاپ نشده است؟
ببیند بی تعارف بگویم در سرزمینی که این همه شاعر طرازاول و به باور بسیاری بزرگ ترین شاعران جهان را دارد،شاعرانی چون سعدی،حافظ،مولوی و و و یا باید خیلی اعتماد به نفس داشت یا روی زیادی که خود را شاعر دانست و با وجود همه این ها شما بهتر میدانید که شعر سرودن کاری بسیارسخت است و به واقع امر خطیری است و توام با خطر،خلق اثر هنری و شعر گفتن به تعبیر ویلیام فاکنر عرق ریزان روح است، اما از این ها هم که بگذریم به قول شاملو هیچ وقت برای چاپ کتاب دیر نیست و البته که من هم دوست ندارم عصیان یا آهنگ های فراموش شده ای داشته باشم که فردا باعث پشیمانی و گرفتن وقت دیگران بشود،واقعا درختان از اکثر شاعران معاصر بیشتر از اره برقی میترسند ،من عاجزانه از خیل عظیم دوستانی که قصد چاپ کتاب دارند میخواهم پیش از انتشار اول سری به جنگل های شمال بزنند تا هم هوایی تازه کنند و هم ارزش یک درخت را بهتر بدانند، بلکه منصرف بشوند و اما به رغم همه این ها و البته خود شما شاهد بوده اید که واقعا به توصیه بسیاری از دوستان میخواهم دست به چنین کاری بزنم،خلاصه این که من امسال بالاخره با قلبی اندوهناک ودست ودلی لرزان و چشمیگریان چنان که میدانید، دو دفتر شعرم را به ناشر سپرده ام ،احتمالا خواهند گفت نه از آن چاپ نکردن ها و نه از حالا که دو تا دو تا میچاپد، راستش من با دو کار آمده ام که اگر قرار باشد شکست بخورم، درست حسابی باشد،خلاصه شاید با خواندن شعرهای من، چند نفری از شعر زده شوند که خود دست آوردی بزرگ برای حفظ محیط زیست و جنگل ها و مراتع است.
تئوری های ادبی و هنری چگونه میتواند در کیفیت شعر امروز دخیل و راهگشا باشد؟تاثیر تئوری های ادبی و کارگاه های شعر بر شعر دو دهه اخیر چه بوده است؟
بگذارید با همین کلمه تئوری شروع کنم تئوری از ریشه لاتین تئوریا به معنی مشاهده و تامل میآید و خب تئوری ادبی به مشاهده و بررسی چیستی ادبیات پرداخته و آن را توضیح میدهد و این تئوری یا نظریه به قول ارسطو در تقابل با عمل است در واقع این که تئوری توضیح دهنده ی ایده ها و پدیده های تجربی است و در توضیح عمل میکوشد،تئوری در قبال عمل، ماهیتی پسینی دارد و نه پیشینی و تولید اثر هنری انجام یک عمل است ،حالا این که تئوری چگونه موجب عمل میشود معلوم نیست، تازه آن هم موجب تولید هنر چرا که هنردر گذشته اتفاق نمیافتد که بر حسب تئوری باشد بلکه هنر راستین در آینده شکل میگیرد، ببینید باید چیزی ،پدیده ای یا وضعیتی برای تئوریزه کردن وجود داشته باشه ،و درکشور ما این مبحث بد فهمیده شده و رویکردهای جالب و بعضا عجیب و غریبی نسبت به آن وجود دارد، ببینید تئوری در غرب یک وجود پسینی دارد و اینجا یک وجود پیشینی، چرا که ما ماقبل آنها هستیم و در حال آزمودن آزموده در حال کپی کردن ،و خب هنر کپی شده مثل هر اثر کپی دیگر فاقد ارزش و هویت است و در کارگاه هایی هم که شما گفتید همین تئوری ها طرح میشده و میشود ،ما باید تئوری های خودمان را داشته باشیم ،ببینید مثلا ماهیت پست مدرنیسم در نقد مدرنیسم است و ما در وضعیت ماقبل مدرن هستیم ،چگونه میتوانیم به درک عملی این وضعیت برسیم؟خب معلوم است نمیتوانیم، پس سعی میکنیم تئوری های این وضعیت را در عالم نظر درک کنیم ،خب آن وقت چه اتفاقی میافتد؟ شما در عالم نظر با یک چیز مواجه و در عالم عمل با غیر آن چیز روبرو میشوید، این میشود که شما دچار تناقض و مهم تر از آن دچار تشتت آرا شده وهیچ چیزتان با هیچ چیز نمیخواند، و این وضعیت بسیار بحرانی است ، ببینید این بحران موجب شده ما بیشتر از آنکه شاهد شعر باشیم شاهد تعریف شعر هستیم، شعر به حاشیه رفته.. پس از نیما بسیاری خواستند نیما باشند،اما فراموش کردند این وضعیت سیاسی و اجتماعی عصر او و نیاز زمانه بود که نیما آمد و چنان کرد،فکر میکنند نیما با خواندن چند شعر فرانسه و تئوری های آنها نیما شد،نیما محصول یک وضعیت و نیاز بومیبود،همان که هگل میگوید که باید چیزی در روح زمانه باشد و آبستن اتفاقی باشد تا هنرمند مثل یک زائو آن را به دنیا بیاورند منتها خیلی ها دارند مدام دست به سزارین میزنند و یک مشت کودک معیوب و مرده به دنیا میآورند، این میشود که اثر هنری یا شعر تبدیل میشود به مقاله یا باید شاعر را به اثرش ضمیمه کرد،ما بیش از تولید دوست داریم مونتاژ کنیم،برای آنکه تنبل هستیم و دوست نداریم فکر کنیم، فکر نکنیم شعرما با صنعت مان فرق میکند صنعت گرانمان با پرایدهای مونتاژ شده جان مردم را به خطر میاندازد و ما با شعرهایمان فکر بسیاری را به خطر انداخته و میکشیم و میدانید اگراندیشه درملتی بمیرد دیگر غیر قابل جبران است
از نظر شما رابطه فرم و محتوا در شعر آزاد چگونه است امروزه مفهوم محوری از نظر برخی دوستان شاعر نقطه ضعف شعر محسوب میشود و بر معناگریزی و معنا زدایی تاکید میشود،آیا مفهوم نقطه ضعف شعر است؟
این یک بحث بسیار مهم است تا آن جایی که هگل میگوید تاریخ هنر تاریخ دگرگونی تناسبات بین شکل و محتوا است،بحث فرم و محتوا بسیار پیچیده و قدیمیاست ومیدانید که افلاطون و ارسطو به نوعی دو سر این دعوای قدیمیهستند،افلاطون معتقد است زیبایی اشیا را نمیتوان بدون ایده زیبا که وجودی مستقل از اشیا است درک کرد و از سویی ارسطو معتقد است ماده هر چیزی میتواند باشد اما این فرم است که تعیین میکند شی چیست و اما این بحث در دوران مدرن سویه و چهره متفاوتی به خود میگیرد چرا که شعر در عصر سنت در فرم های محدودی عرضه میشود و نیز شاعرسنت با مضامین محدودی سر و کار دارد،با اندکی اغماض میتوان گفت شعر سنت تنها با یک ابرمفهوم روبرو هست و آن متافیزیک است، شاعر سنت معتقد است ،«یک عمر میتوان سخن از زلف یار گفت،در بند آن مباش که مضمون نمانده است»،و این را مقایسه کنید با آنچه شاملو در« شعری که زندگی ست» عنوان میکند و به درستی میگوید«موضوع شعر امروز موضوع دیگری است..الگوی شعر شاعر امروز،گفتیم:زندگی ست» ،و این زندگی در عصر مدرن هر آینه به شکلی نو درمیآید و جامعه نیز و انسان مدرن حرف های تازه ای دارد،شما این تنوع اشکال را به شکل ملموس تر میتوانید در معماری مدرن ببینید وخانه های امروزی را مقایسه کنید با مثلا خانه های عصر سنت یک ردیف اتاق در کنار،درست مثل غزل که یک سری بیت پشت سرمیآید،درست مثل موسیقی سنتی که بر پایه ی تکرار است، خانه ها و بیت های قطار شده تبدیل میشود به اتاق های تو در تو و به تبع آن این فرم ها مدام پیچیده میشوند، مانند ذهن انسان مدرن که مدام پیچیده میشود و شکل های متفاوت میگیرد،وهمین ها باعث میشود که نگاه به فرم متفاوت و فرم ورد زبان همه بشود،واما درباره فرمالیسم به عنوان یک مکتب ادبی باید گفت تاکید بیش از حد آن به فرم به خاطر آن است که مبادا اهمیت آن جدی گرفته نشود شما ببینید در نامه ای معروف که انگلس به مارکس نوشته میگوید درست است که اقتصاد تعیین کننده هست اما دیگر آگاهی های انسان چون هنر و فلسفه هم میتواند وجود انسان را تغییر دهد و تاکید بیش از حد به اقتصاد به خاطر آن است مبادا آیندگان به اهمیت آن واقف نشوند و یا دست کمش بگیرند و یا تاکید فروید برلیبیدو هم از چنین منطقی تبعیت میکند، این آدم ها به هیچ وجه ارتودکس نبوده اند اما همیشه هرحرف و نظرگاه تازه، یک ، سویه ی رادیکال نیز دارد وباید روی آن تاکید بیش از حد کرد چون مردم دوست ندارند به سادگی عقاید کهنه را کنار بگذارند، برای همین تاکید است شاید که فرم این قدر در دوران مدرن اهمیت پیدا میکند و مطرح میشود، اما درباره بخش دیگر سوال شما که درباره معناگریزی است باید بگویم هیچ فرمیخارج از معنا نیست ،مارکس میگوید شکل محصول محتوا است، اما در جای خود بر محتوا تاثیر میگذارد ،محتوا مربوط به چیستی و فرم متعلق به چگونگی اثر هنری است، و البته پاره ای از این جدل ها از جانب روشنفکران بیشتر به خاطر آن است که مرز میان هنر فرمالیستی وهنرعامه پسند مشخص بشود بحثی که پست مدرنیسم میخواهد نقطه پایانی بر آن باشد و به نوعی نقش میانجی را بازی کند، بعضی از دوستان شاعر ،و به تعبیری فردیدی شوپنهاورزده ما، معتقد هستند غایت همه هنرها آن است که به موسیقی برسند، چرا که موسیقی فرم محض است و نمیدانند« چون کلام به پایان میرسد،موسیقی آغاز میشود»خب کلام را تعطیل کنید ساز بزنید، چه کاری هست ؟بجای دف ددف دف کردن در شعر بروید دف بزنید،خب اخر این تز میخواهد به کجا برسد؟ میگویند مولوی آنجا شاعر است که گفته تو قی قی و من قوقو،تو دق دق و من حق حق،چه جالب پس همه آن غزلیات را گفته که به این کشف مهم برسد ؟و تنها ارزش مولوی در آنجا هست ؟و یا در مفتعلن مفتعلنی که او را کشته ؟بعضی انگاردر پی تحصیل حاصلند
در چند سال اخیر جریانهای شعری ساده نویس و پیچیده نویس و بحث و جدل های فراوان پیرامون موضوعات مذکور به مسئله ی بغرنحی تبدیل شده است ،شما در این مورد چگونه فکر میکنید و اصولا شما در کجای این دو جریان ایستاده اید؟
ببینید این بحث و جدل ها بیشتر از آن که نشانگر وجود دو جریان یا دو سبک و تئوری متفاوت باشد ،نشانه وجود بحران در شعر امروز ماست،بحرانی که عده ای را به افراط و پاره ای را به تفریط کشانده،و جالب این که هر دو خود را وامداراندیشه چپ میدانند،البته مقتدای بعضی مارکس جوان و بعضی مارکس پیر است،بدون اینکه هر گروه تعریف مشخصی از کار خود داشته باشد ،شعر میتواند هم ساده باشد و هم متفاوت ،اخر تا کجا میتوان ساده بود؟ تا جایی که حرف زد؟ یا این تفاوت یعنی چه؟متفاوت نسبت به چه ؟اگر نسبت به هر شعر است که باید تا بی نهایت متفاوت بود،پس شعر متفاوت شعری هست که هنوز قرار است گفته شود،اگر پسوند ساده برای شعرآسان گرفتن و کم اهمیت شمردن شعر است که دیگر حرفی نمیماند ، متفاوت بودن متفاوط ها هم اگر مثل این کارشان باشد که کلمه متفاوت را با ط بنویسند، پس آغاز کارشان همراه با غلط است تا انجام کارشان چه باشد،اخر با دو تا پسوند و یک مشت انگ که نمیتوان تکلیف شعر را معلوم کرد، یا از تفاوت سبک و سیاق حرف زد،فکر میکنم ساده ها از شدت سادگی دارند در چاه شعر قضای حاجت میکنند و متفاوت ها به خاطر مشهور شدن،چون این حرف ها آفت شعر است،و اما من کجای این جریان ها هستم خدمتتان عرض کنم من نه ساده مینویسم نه متفاوت من همه سعی ام این است شعر بنویسم و شعر همان چیزی است که دارد این وسط فدا میشود
شما چندین سال در شهر کرمان کار و زندگی کردید،نگاهتان به فضای ادبی و جریان های شعری کرمان چگونه است؟
اگر بر اساس تجربه خودم بگویم راستش کرمان نفس من را گرفت وقتی پس از پایان مقطع اول تحصیلات دانشگاهی به کرمان برگشتم،دیدم به هیچ وجه نمیتوانم کار کنم،خارج از کرمان من خیلی فعال بودم لااقل هر سال یک تئاتر به صحنه میبردم،اما کرمان پویایی آدم را میگیرد، این لطیفه ها که راجع به کسبه کرمانی در مورد دیر آمدن و زود رفتنشان از محل کار که میگویند انگار رد پایی هم در واقعیت دارد و مشمول حال همه اقشار شده، البته نمیخواهم تحلیل های جامعه شناسانه بدهم، اما متاسفانه فضای فرهنگی کرمان پر ازحسادت ها،حب و بغض ها، ومهم ترازهمه خودمحوری ها و تصمیمات فردی شده، و …،البته من برای همه حرف هایم دلیل دارم ،نمیخواهم خیلی غر بزنم و همین طور شما میدانید من علاقه ای به جلب توجه ندارم بازیگری را که درسش را هم خوانده بودم برای همین ول کردم، همه این سال ها در گوشه ای کار خودم را کردم در صورتی که دوستان زیادی چه در کرمان چه درتهران دارم که صاحب مجله و سایت و تریبون هستند اما حالا که تصمیم گرفته ام حرف بزنم میزنم،هر چند پرده نشینم اما در پرده سخن نمیگویم ،کرمان با فرزندان خود بی رحم است ، وقتش رسیده که کاری بکنیم ،یکی باید این حرف ها را بزند،شما ببینید اکثر مفاخرکرمان در خارج از کرمان پیشرفت کردند ،من تازگی ها به یک گروه مجازی دعوت شدم که اکثر شعرای به نام کرمان در آن حضور دارند،این قدر شاهد رفتارهای سخیف و میان مایگی بودم که باعث تاسف است، ،شما جرات داری در این فضا یکی را نقد کن، ،در همین گروه از خانم نوجوانی که اکثر مطالبش را از اینترنت کپی کرده بوده و پازلی از جمله های نامانوس تشکیل داده بود خواستم عمیق تر نگاه کند، میدانید با چه روبرو شدم ؟با پذیرفتن و تشکر به خاطر وقتی که گذاشته بودم؟البته که خیربا دشنام مواجه شدم وصفت هایی چون حسود،بی سواد وناآگاه که به من نسبت داد، آن هم از طرف کسی که نصف سن من سن ندارد،احمد رضا احمدی نام کرمان را که میشنود گوشی را میگذارد حتا وقتی هم کرمانی ها در تهران برای او بزرگداشت میگیرند خود که نمیآید هیچ حتا نام دخترش را که قرار بوده برای گرفتن جایزه بیاید هر چه در مقابل وزیر فریاد میزنند خبری نمیشود،این در صورتی است که کرمانی ها بسیار مرزباورند و خاصه خارج از کرمان خیلی به کرمانی بودن خود افتخار میکنند،زنده یاد باستانی پاریزی با خودش عهد کرده بود درهر سخن رانی یا نوشته، حرفی از کرمان بزند و برای معرفی تاریخ کرمان با جان و دل کوشید،ما چقدر با وی مهربان بودیم؟چند بزرگ داشت در زمان حیاتش برایش گرفتیم؟ اولین باری که با آقای ناظرزاده کرمانی به کرمان آمدم ،به خاطر تاخیر پرواز خیلی دیر وقت رسیدیم و دوستی که دنبال ما آمده بود در طول مسیر از مدرسه ای صحبت کرد که در محله سابقشان به نام پدر ایشان بوده که از مفاخر بزرگ کرمان است ،و گفتند اگر دوست دارید برویم ببینم،ساعت سه بامداد کلی راهمان را کج کردیم و رفتیم تا ایشان لااقل نام پدر را بر پیشانی مدرسه ببینند و ازقدرشناسی همشهری هایش نسبت به پدر به خود ببالند ،وقتی به مدرسه رسیدیم ،در کمال ناباوری دیدیم که نام آن را عوض کرده اند و ….
آسیب ها و فرصت های شبکه های اجتماعی و فضای مجازی برای شعر امروز چیست؟
بگذارید با یک مقدمه جواب بدهم، ببینید به طور کلی با ظهور اینترنت و چنین شبکه هایی ما شاهد یک انقلاب بزرگ در عرصه تکنولوژی هستیم که به بسیاری از عرصه ها تسری پیدا کرده،و روز به روز شاهد توسعه آن و به وجود آمدن کارکردهای متفاوتش هستیم، مثلا در بهار عربی و بسیاری از جنبش های سیاسی و مدنی شبکه های اجتماعی نقشی پررنگی داشتند، یا در زمینه شفاف سازی اطلاعات و افشای اسناد محرمانه دیدیم که وب گاه ویکی لیکس چه کرد و اتفاقا این روزها هم شاهد اخبار مربوط به فاش شدن اسناد مربوط به فرارهای مالیاتی شخصیت های مهم و معروف و فساد های مالی گسترده بسیاری از آنها هستیم که از طریق هک سیستم های شرکت ماساک فونسکا به دست ما رسیده و اما پدیده اینترنت و شبکه های اجتماعی آسیب های خاص خود را دارد و مانند یک چاقو میتواند هم درجراحی به کار رود و حیات ببخشد و هم میتواند به عنوان یک آلت قتاله استفاده شود، یکی از این آسیب های خاصه در جوامع جهان سوم و جامعه ای چون ما این است که طبقه متوسط به واسطه محدودیت هایی که در عالم واقع دارد بیش از حد به فضای مجازی پناه میآورد وبه مرور باعث قطع شدن رابطه اش با واقعیت و به وجود آمدن یک هویت تازه اما مجازی و گاه کاذب و پوشالی میشود،که این شاعر و غیر شاعر نمیشناسد،و دیگر آنکه وقت آدم را به شدت میکشد و اعتیاد به آن از مدرن ترین و بدخیم ترین نوع وابستگی ها هست ، اما پیرامون شعر این روزها بسیاری از شاعران به خاطر یافتن مخاطب و عرضه کارهای خود آن قدر غرق این فضا میشوند که آدم با خودش میگوید خب این ها کی کتاب میخوانند یا به کار و زندگی خود میرسند ،شاید آنها دارند تبدیل به همان روشن فکران رسانه ای میشوند که پیر بوردیو میگوید،روشن فکرانی میان مایه که معلومات خود را تنها از طریق رسانه دریافت میکنند که هیچ عمقی ندارد،ضمنا اندیشه های بوردیو در زمینه سلطه رسانه مهم است و خواندنی و در این زمینه بسیار روشنگر،در آخر این که این فضا چه قدر و چگونه به شعرکمک کرده نیازمند تحقیقات مفصل و موردی است اما همان قدر مثلا ارائه آثار شاعران را همراه با آزادی بیان فراهم کرده والبته راحت تر نیز از طرفی همان قدر رعایت نشدن کپی رایت و حقوق مولف در این فضا مشهود است.
نقش مخاطب در هنر و به صورت اخص در شعر چگونه است؟نظر شما در این مورد چیست؟
ببینید هستی هنر مربوط به مخاطب است ،یک اثرهنری مادامیکه با مخاطب مواجه نشود هر قدر هم زیبا باشد متعلق به نیستی هست ،هرهنرمندی که بگوید مخاطب برایش مهم نیست دروغ گفته چون وقتی کسی هنری را عرضه میکند در پی مخاطب است، میزان ارزش ،زیبایی و شهرت یک اثر هنری را مخاطب مشخص میکند اما نقش بسیار مهم دیگری که مخاطب دارد مربوط به اقتصاد هنر است چرا که ارتزاق هر هنرمند حرفه ای بسته به مخاطب است،این نکته را هم در پرانتز بگویم که لزوما تعداد زیاد مخاطب نشانه ارزش زیاد و ماندگاری یک اثر نیست البته نمیخواهم زیاد وارد مبحث زیبایی شناسی بشوم ،اما راجع به شعر امروز ما نه تنها در ایران بلکه در غرب هم با بحران مخاطب روبرو هستیم و تیراژ کتاب های شعر از یکی دو هزار جلد فراتر نمیرود و خب شاید دلیل اصلی آن را باید در گسترش رسانه های جمعی و اینترنت جستجو کرد شاید هم میان مایه بودن شعرها یا محدودیت های شعر که گفتم و نیز شاید نزدیک شدن به پایان شعر،اما نکته دیگری که بحث مخاطب را خاصه در حوزه شعر ما در این یکی دو دهه ین همه بر زبان ها کشانده و موجب جدل شده این است که گروهی از شاعران عنوان میکنند علت کم بودن مخاطب آنها نشان دهنده تشخص ،و پیشتر از زمانه بودن شعرآنهاست و دیگر شعرا پوپولیست و توده گرا هستند که البته این بحث از جانب طرفین با افراط و تفریط هایی همراه است، اما این را که بگوییم حق با کدام گروه است بهتر است بگذاریم زمان بگوید، خلاصه گروهی به مخاطبان امروزشان دلخوش هستند و گروهی به مخاطبان آینده ،گروهی مخاطب عام میخواهند گروهی خاص ،ولی این را هر دو میدانند کار آنها بدون مخاطب هیچ است.
اخیرا دست به تجربه های جدیدی در ترجمه شعر به خصوص به زبان فرانسه زده اید،با توجه به ترجمه های متعددی که این روزها روانه بازار کتاب میشود چه ضرورتی شما را به این وادی کشاند؟
البته کار من در حد بازیگوشی وبازی با زبان است،و آن قدر متوهم نیستم که خود را مترجمیکاردان وحرفه ای بدانم ،ابتدا چند کار از ژاک پره ور که شاعر مورد علاقه من است ترجمه کردم که دوستانی خوششان آمد و تشویقم کردند و همین باعث شد که به آن ادامه بدهم ،معمولا ترجمه شعر از ترجمه سایر متون سخت تر است،اصولا بسیاری معتقد هستند که شعر بنا به دلایلی مختلف قابل ترجمه نیست ،شاید بهتر باشد بگوییم ترجمه نعل به نعل شعر کار دشواری ست البته بیشتر از دشوار بودن این است که خواندنی و جالب نیست،چون یکی از کارویژه های اصلی شعر موسیقی شعر است و انتقال آن دشوار است و همین طور کارهای که شاعر در نحو و زبان شعر انجام میدهد که هر چه بیشتر به اصلاح شعر زبانی باشد ترجمه اش را سخت تریا نا ممکن تر میکند، همین است که بسیاری ترجمه شعر را نوعی بازسرایی میدانند و اما وقتی نام بازسرایی وسط میاید باید حد و مرز آن را مشخص کرد به عنوان مثال ترجمه شاملو از شعرهای مارگوت بیکل که خود وی نام همکاری شاعرانه را بر آن گذاشته از نظری شاید از ترجمه گذشته و دیگر شامل آن نشود،واما خود من معتقدم تا آن جا که امکان دارد باید به شعروشاعرش وفادار بود اگر جز این باشد خب آدم چه ضرورتی دارد که ترجمه بکند یا نام ترجمه بر کارش بگذارد،و اما با وجود متعدد بودن ترجمه ها ی شعردر بازار نشر که شما به آن اشاره کردید ما چندان در این حوزه ترجمه های ویژه ای شاهد نیستم و مترجمانی چون شاملو یا پوری و چندنفری دیگر استثنا هستند و خیلی ها به قول سیدجواد طباطبایی که در مورد دوست مترجمیاین تعبیر را به کار برده ، زبان بازی میکنند.
چه برنامه هایی برای آینده دارید؟
استاد ناظرزاده یک بار به من گفت تو جوری زندگی میکنی که انگار به پیرشدن و مرگ باور نداری ،متاسفانه یا خوشبختانه من بیشتر از آن دسته آدم ها هستم که منتظرم ببینم آینده برای من چه دارد ،اما از این ها گذشته فعلا مهم ترین برنامه ام تحصیل است و فکر میکنم نوشتن رساله آن هم به زبانی دیگر به قدر کافی وقت گیر باشد اما در خلال آن حتما به نوشتن شعر ،نمایش نامه و تکمیل پژوهش های نیمه کاره ام ،ادامه میدهم.
در پایان اگر حرفی دارید بفرمایید؟
فکر کنم به قدر کافی پر حرفی کردم،در آخر از تحریریه و همه بروبچه های روزنامه پیام ما که انصافا جز معدود رسانه های حرفه ای کرمان است تشکر میکنم،همین طور از شما آقای پارسامطلق عزیز سپاسگزارم و خوشحالم که بخشی از رسانه ی شما به صداهای خاموش و دراقلیت تعلق دارد.
ایران از نگاه دیگران
سرویس ایران و جهان پیام ما از هفتهی گذشته شروع به کار کرده و به عنوان بخشی بسیار نزدیک به سرویس جامعه در راستای معرفی بیشتر و بهتر کشورمان و جاذبهها و فرصتهایی که در کرمان عزیزما همیشه فراهم بوده اما با کم لطفی مواجه شدهاند، این سرویس شروع به کار کرده و این مجموعه ی مهمانی ماندگار به عنوان اولین مجموعهی سرویس سفر پیام ما به چاپ میرسد به امید اینکه سفر از یک تفریح لوکس و گرانقیمت تبدیل به یک تفریح ارزان و همگانی بشود و حداقل حسرت دیدن کشور خودمان و زیباییهای استانمان به دلمان نماند.
آنچه از ایران امروز میدانیم پژوهش و نوشتار و گفتار خودمان است . شگفتا که این همه نوشته ایرانی وجود دارد ولی هنوز ایران را با معیار اندک بازدیدکنندگان محققان فرنگی همچون: کمپفر و ادوارد براون و دکتر پوپ و امثال آنها می شناسند.
آیا مصداق مرغ همسایه و غازش است و یا افرادی از این دست به دور از تفکرات هموطنان خود زمانی که وارد ایران میشوند کفش آهنین و اراده ای استوار دارند تا از آسمان تاریخ ستاره ای بچنیند و ماندگار شوند ؟ آنها که تمام لذت های زندگی بومی خودی را به کناری گذاشتهاند و وارد کار و زار فرهنگی کاملا متفاوتی میشوند. همچون ایرانیانی که به غرب رفتند و سرآمد علوم آن سرزمین ها شدند.
در این بخش بنا داریم در مورد مسافرین ماجرا ساز غربی بنویسیم .ماجراهایی که همین جا در شهر و دیارما برایشان اتفاق افتاده ولی خیلی وقتها باورش مشکل است. اتفاقا قرار نیست همه خاطرات از روزهای خوب و اتفاقات گل و بلبل باشد وقتی پای حقیقت درمیان است تلخ و شیرین سوا نیست.
اما همین تلخی ها شاید زنگ بیدار باشی برای اصلاح اجتماع خودمان باشد که قبل از اینکه دیگران بشنوند خودمان مطلع شویم. بر این باور هستیم که برای مردمی که به اجماع نظر گردشگران خارجی خودشان (مردم ایران ) خاص ترین و جذاب ترین و خاطره انگیز ترین جاذبه کشور ایران هستند شنیدن این حقایق خالی از لطف نخواهد بود .
به همین دلیل از این پس هر هفته یکی از این میهمانها را به شما مخاطبان عزیز و مهماننواز «پیامما» معرفی میکنیم و برای معرفی چند مورد از میهمانانی که دلباختهی این کشور و مردم و فرهنگ غنی آن شدهاند را به شما میمهاننوازان معرفی میکنیم .
برای مثال:
سفردریایی یک بطری ازخلیج فارس
تا آبهای ژاپن
روزی در آبهای جنوبی کشور ژاپن جایی نزدیک به جزیره « کی کای « ژاپن ماهیگیران یک بطری صید کردند که حاوی یک پیام بود : امیر کلانتر از ایران – دوستتان دارم و یک شماره تلفن ماهیگیران یادداشت را به فرمانداری جزیره دادند و آنها هم با اشتیاق در جستجوی صاحب نامه بودند. به دلیل ناقص بودن شماره تلفن آنها تصمیم گرفتند فرستاده ای به ایران برای یافتن امیر کلانتر بفرستند.
خبرنگار برزیلی از شنیدن شهر آبادان و حکایت «برزیلته» شوکه می شود
وقتی ساندرو فرناندز خبرنگار بخش بین المللی شبکه رادیو تلوزیونی و روزنامه صبح Globo وارد ایران شد ماموریتش ضبط دیدگاه های مردم در مورد انتخابات مجلس ایران و نظراتشان در باره فضای پسا تحریم بود . اما در این اثنا کسی به او گفت ، در ایران شهری وجود دارد که مردم آن نه تنها عاشقانه برزیل را دوست دارند بلکه حتی خود را قسمتی از کشور برزیل میدانند .ساندرو بسیار متعجب شد و این موضوع را به همراه صدها عکس شاهد از اینترنت برای اتاق خبر شبکه فرستاد. آنها بسیار متعجب و خوشحال شدند از این کشف . ماجرایی که گزارش آن در شبکه سراسری برزیل پخش شد و به زودی ارتباطات فرهنگی بیشتری بین دو کشور بر خواهد انگیخت .
نوه پر افتخار ترین سفیر تاریخ معاصر فرانسه تصمیم به ماندگاری در ایران میگیرد
تعارف که نداریم با مشاهده حجم عظیم هموطنان ایرانی که به دیار غرب می شتابند هر بار که داستان روایت حضور و اقامت یک غربی را می شنویم باخود فکر میکنیم احتمالا فردی از همه جا رانده یا عارفی بجا مانده است که ایران را برای زندگی برگزیده اما گاهی داستان نه مثل پیش بینی ما بلکه مثل رویای ما به حقیقت می پیوندد.
دقیقا مثل روزی که یوگو لوپرت نوه و برادر زاده سفرای فرانسوی بعد از سه سال سفر بی وقفه ، کوله پشتی خود را در خاک ایران بر زمین نهاد. بعد از تحقیقات سه ماهه در ایران مصمم شد فارسی بیاموزد و روزهای عمر خود را در کنار مردم ایران و سپری کند و وارد اتفاقات اجتماع ایرانی شود.
یوگو تا امروز بیش از ۱۳ پروژه بین المللی در جهت گسترش ارتباطات فرهنگی ایران و اروپا شروع کرده است .
دو دقیقه ایران و ده ها افتخار جهانی
وقتی که «مندی تی» تهیه کننده هنگ کنگی و برنامه ریز شبکه HMtv در حال رفتن به سمیناری در امریکا بود که به دلایل فنی بلیطش کنسل شد .میخواست به خانه برگردد. در حال خروج از فرودگاه چشمش به یک آگهی بلیط نیم بها برای سفر به ایران افتاد . فکر کرد دو هفته تو خانه ماندن که صفایی ندارد. چمدانش هم که بسته اس دیگه معطل چه است؟ بلیط ایران را گرفت و سوار هواپیما شد . دو هفته موج سواری در ایران اجتماع ایران و عکس گرفتن و دوستان زیادی ایرانی که پیدا کرد و غذاهایی که خورد و مهمونیایی که رفت و عروسیایی که کل زد و آتش هایی که سوزاند همه در دوربینش ثبت شد. بعد که به خانه برگشت از مجموع اتفاقات یک فیلم دو دقیقه ای تهیه کرد .این فیلم در فستیوال در بیش از شصت فستیوال بین المللی فیلم کوتاه در سراسر جهان از جمله فستیوال « لرد بایکان « ایتالیا جایزه بهترین فیلم کوتاه را گرفت .
تا بحال بارها در شبکه های مختلف دیده شده.کارشناسان می گویند دو دقیقه ای که از ایران به تصویر می کشد به همراه ریتم بی نظیر موسیقی بیننده را روی صندلی خود بی قرار میکند چندان که بینندگان بسیاری بعد از دیدن فیلم همچون افراد هیپنوتیزم شده در اینترنت مشغول جستجوی روش دریافت ویزای ایران می شوند.
سه شنبهها بدون خودرو
همه ما میدانیم بیرون بردن ماشین چقدر ایجاد آلودگی می کند و هوای کشورمان بدل به یکی از بی کیفیت ترین و خطرناک ترین هواها برای تنفس کردن است. با این حال نمی توان به کل دور ماشین شخصی را خط کشید و از طرف دیگری، این هوا برای ریه های ما مثل سم است. برای اینکه یک قدم به سوی پاکیزگی هوا پیش برویم و با یک مرحله در یک حرکت خودجوش مردمی برای این مشکل راه حلی ارائه بدهیم، کمپین “سه شنبه های بدون خودرو” را راه انداخته ایم.
کمپین سه شنبه های بدون خودرو توسط مردم و چند نفر فعال محیط زیستی راه اندازی شده است و با پیوستن به آن تلاش می کنیم تا روزهای سه شنبه ماشین شخصی را بیرون نبرده و از راه های جایگزین مثل پیاده روی، دوچرخه سواری و استفاده از وسایل نقلیه عمومی برای رسیدن به مقصد همیشگی مان استفاده کنیم. اگر همه ما به این کمپین بپیوندیم، می توانیم تا یک هفتم از آلاینده های موجود در هوا بکاهیم. اگر هوایی که خودتان و خانواده تان تنفس می کنید برایتان مهم است، به این کمپین بپیوندید. سه شنبه های بدون خودرو را بین دوستانتان تبلیغ کنید. همان تغییری باشید که دوست دارید در جامعه ببینید.
فعالیتهای مجازی در حوزه ازدواج قانونی میشود
از نیمه دوم سال ۹۴ فعالیت مجازی در زمینه همسریابی افزایش پیدا کرد.
گسترش سایتهای همسریابی در فضای مجازی و رخنه کردن آنها به شبکههای اجتماعی، درنهایت وزارت ورزش و جوانان را متقاعد کرد تا برای حل مشکل ازدواج جوانان دست در دست این شبکهها بگذارد. این وزارتخانه که پیش از این مجوز فعالیت سایت همسانگزینی را به موسسه تبیان داده بود، حالا میخواهد سایر فعالیتهای مجازی در حوزه ازدواج را هم قانونی کند. همان فعالیتهایی که این روزها وارد شبکههای اجتماعی شده و با راهاندازی کانالهای تلگرامی در زمینه همسریابی کار میکنند. حالا براساس آنچه مسئولان وزارت ورزش و جوانان اعلام میکنند، قرار است فعالیتهای مجازی در حوزه ازدواج قانونی شود. وزارت کشور هم اعلام آمادگی کرده تا به سایتهای همسریابی مجوز دهد تا آنها براساس اصول و ضوابط قانونی کارشان را پیش ببرند.
به گزارش ایسنا، دیروز که نشست هماندیشی سایتهای همسرگزینی برگزار شد، ناصر صبحی، مدیر دفتر ازدواج و تعالی خانواده وزارت ورزش و جوانان با اشاره به قانونی شدن فعالیتهای مجازی در حوزه ازدواج گفت: «از دو سال گذشته بهویژه از نیمه دوم سال ۹۴ فعالیت مجازی در زمینه مراحل مختلف ازدواج افزایش پیدا کرده است.» او افزود: «متاسفانه در ارتباط با مسائل جدید با ترس و فقدان نظارت کافی برخورد میکنیم.
امکانات و وسایل جدید در کشور ما بیش از آنکه جایگاه اصلی خود را بیابند آسیبهایی را به وجود میآورند و پس از وقوع آسیب تازه ما دست به اقدام و عمل میزنیم.» صبحی به آمار سایتهای همسریابی اشاره کرد: «گزارشها نشان میدهد نزدیک به یک هزار سایت در زمینههای مختلف فعالیت میکنند که حدود ۳۵۰ سایت با موضوع جوانان فعال هستند و حدود ۲۰ کانال نیز در این حوزه فعالیت میکنند که دامنه فعالیت حدود ۱۰ کانال کشوری است.»
او با بیان اینکه حدود ۱۲ سایت در زمینه ازدواج و خانواده فعال است، افزود: «این سایتها زیر نظر برخی از نهادها فعالیت میکنند. در این زمینه با دستگاههای مسئول این سایتها تعامل میکنیم تا خدماترسانی آنها بهتر شود.» مدیرکل دفتر ازدواج و تعالی خانواده وزارت ورزش و جوانان به فعالیت کانالها و سایتهای ازدواج اشاره کرد: «بیشتر این کانالها و سایتها نه از دستگاهها مجوز دارند و نه از افراد فعال و دارای صلاحیت لازم استفاده میکنند. چالش اصلی ما همین گروهها هستند. بررسیهای ما نشان میداد که یکی از کانالهای تلگرامی ۳۰هزار مخاطب دارد و دست کم هر نفر ۱۰هزار تومان به مسئولان این کانال میپردازد.» صبحی در ادامه به فعالیت سایت تبیان در زمینه همسریابی اشاره کرد: «فعالیت این سایت در زمینه همسانگزینی در مجموع خوب بوده است.
حدود دو سال قبل صحبتهایی میان مسئولان سایت تبیان و دفتر برنامهریزی ازدواج انجام شده و این سایت شروع به انجام اقداماتی در زمینه همسانگزینی کرد و مقدمات قانونی در این زمینه انجام شد؛ البته به دلیل تغییرات به وجود آمده در مدیریت دفتر ازدواج وزارت ورزش و جوانان وقفهای در تعامل ما به وجود آمد اما سایت تبیان به فعالیت خود ادامه داد.» به گفته او سازمان ملی جوانان به ۲۰۰ مرکز مجوز فعالیت در زمینه ازدواج داده است: «پس از ادغام دو سازمان تربیت بدنی و ملی جوانان، وزارت ورزش و جوانان تفاهمنامهای را با سازمان نظام روانشناسی منعقد کرد و قرار شد ۲۰۰ مرکز مجوز گرفته از سازمان ملی جوانان خود را به سازمان نظام روانشناسی برای بررسی وضعیتشان معرفی کنند و این مراکز خود را با استانداردها منطبق کنند.» او تاکید کرد: «ما میخواهیم فعالیتهای مجازی در حوزه ازدواج را قانونی کنیم و از خلاقیتهای آنها در حوزه جوانان استفاده کنیم.»
آمادگی وزارت کشور برای دادن مجوز به سایتهای همسریابی
حسین کوچکیان، رئیس اداره برنامه اجتماعی و امور فرهنگی وزارت کشور هم در این نشست حضور داشت. او گفت: «وزارت کشور آمادگی این را دارد تا به سایتها مجوز دهد و آنها را بهعنوان سازمانهای مردمنهاد بشناسد؛ البته باید تمام سایتهای همسریابی را بشناسیم و سپس با آنها تعامل را برقرار کنیم.» او ادامه داد: «باید از این سایتها بخواهیم تا برای دریافت مجوز به ما مراجعه کنند؛ در این صورت ما هم دادن مجوز را آسان میکنیم و سپس در زمینههایی مانند فقدان تخصص مشاوره به آنها افراد متخصص را معرفی میکنیم.» در ادامه این نشست، مریم جلالی، مدیر گروه خانواده شبکه دو نیز صحبتهایی کرد: «روشن نبودن هدفها و مواجهه با سایتهای همسریابی موجب سردرگرمی شده است؛ بنابراین لازم است ابتدا مشخص شود هدف توجه به محتوا، گردانندگان یا مخاطبان این سایتها چیست.»
گزارش «پیام ما» از روش های پیشگیری از ایدز روبان قرمز مرز نمیشناسد
گزارش «پیام ما» از روش های پیشگیری از ایدز
روبان قرمز مرز نمیشناسد
روی مبل نشست و برای چندمین بار برگه ی آزمایش را نگاه کرد. با خود گفت دوباره باید آزمایش بدهم ؛حتما اشتباه شده است. دوبار، آزمایش را تکرار کرده بود. پس فردا نوبت عمل داشت و ایدز یکی از آزمایش های پیش از عمل بود، که می توانست زندگی او را تغییر دهد. وقتی از آزمایشگاه زنگ زدند که باید آزمایش تکرار شود به هر چیزی فکر کرد غیر از این که به ایدز مبتلا شده باشد.
اخبار رسیده نشان می دهد که تعداد مبتلایان به ایدز در ایران رو به افزایش است. این زنگ خطری است که همیشه به گوش می رسد، ولی اکنون واضح تر شنیده می شود.
۶۷ درصد انتقال ایدز طریق اعتیاد تزریقی
پروین افسر کازرونی، رییس اداره ی کنترل ایدز و بیماری های آمیزشی وزارت بهداشت در مورد آمار مبتلایان به ایدز به ایسنا گفت : «از سال ۶۷ تا اول مهرماه ۹۴، ۳۰ هزار و ۱۸۳ مورد شناسایی شده که ۶۷ درصد انتقال از طریق اعتیاد تزریقی و ۱۸ درصد از طریق جنسی صورت گرفته است. از میان کل مبتلایان به ایدز در سال ۹۳ نیز،۴۱ درصد از طریق اعتیاد تزریقی و ۳۶درصد از طریق روابط جنسی دچار شده اند. همچنین ۱۵ درصد از کل آمار افراد مبتلا به ایدز از سال ۶۷ تا ۹۴ را زنان و ۸۵ درصد را مردان تشکیل داده اند.»
درمان و مراقبت خطر انتقال چندین برابر
کاهش پیدا می کند
با وجود اطلاع رسانی ای که در رابطه با ایدز شده؛ آمار نشان می دهد تعداد مبتلایان به آن در ایران رو به افزایش است. ابراهیم رنجبر پزشک درمانگر ایدز و مسوول مرکز مشاوره ی بیماری های رفتاری شهرستان کرمان به «پیام ما» دراین رابطه گفت : «انگ و تبعیضی که در ارتباط با این بیماری وجود دارد، مانع از مراجعه ی افراد مشکوک، که رفتارهای پر خطر داشته اند برای شناسایی، مراقبت و درمان شده است . این افراد در جامعه حضور دارند و می توانند این بیماری را به دیگران انتقال دهند. عدم آگاهی کامل جامعه نسبت به راههای پیشگیری، انتقال و پیشگیری پس از تماس در صورت مراجعه طی۷۲ ساعت و وجود درمان نگهدارنده مادام العمر،باعث شده که این بیماری به سرعت رشد کند. این در صورتی ست که اگر این افراد تحت درمان و مراقبت قرار گیرند خطر انتقال چندین برابر کاهش پیدا می کند.»
رنجبر مسوول مرکز مشاوره بیماری های رفتاری کرمان ،اهداف کلی سازمان کنترل ایدز را درمان و مراقبت می داند که به سه قسمت تقسیم می شود: «الف.شناسایی حداقل۹۰ درصد موارد مثبت موجود در جامعه ب.اتصال حداقل۹۰ درصد موارد شناسایی شده به مرکز مشاوره بیماری های رفتار(مرکز مراقبت و درمان ایدز) ج.پایبندی به درمان حداقل۹۰ درصد افرادی که درمان برای آن ها شروع شده است.»
مراقبت از زنان آسیب پذیر
کازرونی رییس اداره ی کنترل ایدز در رابطه با مراقبت از زنان آسیب پذیر اظهار کرد: «یکی از اقدامات کلیدی سازمان کنترل، گسترش برنامه ی مراقبت از زنان آسیب پذیر به صورت آموزش، مشاوره و توانمندسازی است. این برنامه با همکاری معاونت امور زنان ریاست جمهوری در دست اجراست. در این برنامه ی استراتژیک وزارتخانه ها و سازمان های مختلفی همراهی می کنند. در مراکز سلامت جامع، تمام زنان باردار در زمینه ی ایدز آموزش می بینند و مورد ارزیابی قرار می گیرند و در صورت ابتلا، تشخیص و درمان دارویی آن ها آغازمی شود. با این اقدام، می توان انتقال ویروس را از ۳۰ تا ۴۰ درصد به کمتر از دو درصد کاهش داد.وی با بیان این که بحث پیشگیری و کنترل اچ آی وی (ایدز) نه به عنوان یک بیماری، بلکه به عنوان معضلی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و بهداشتی مطرح است، پیشگیری و کنترل آن را نیازمند همکاری سایر سازمان ها و بخش های مختلف جامعه عنوان کرد.»
بزرگترین ظلم
اکرم مادر دو کودک به سن ۸ و ۱۲ ساله است و خودش ۴۵ سال سن دارد.همسر او مبتلا به ایدز بوده و فوت کرده است. او به پیام ما گفت :«شوهرم معتاد بود؛ البته من تا سال آخر نمی دانستم که تزریق می کند. هیچ وقت خانه نبود. اکنون به همراه دو فرزندم پیش مادرم زندگی می کنم .هیچ خیری از شوهرم به ما نرسید،هر وقت هم که می آمد، دعوا راه می انداخت و می رفت .من خودم کار می کردم و خرج بچه هایم را در می آوردم . وقتی مُرد، خیلی مریض بود. ظاهرا آنفولانزا گرفته بود؛ اما کلیه هایش هم درگیر شده بودند.قبلا خودش به من گفته بود که ایدز گرفته است .می ترسیدم که ما راهم مبتلا کرده باشد .بعد از مرگش هر دو فرزندم را به آزمایشگاه بردم؛ خدا رو شکر سالم بودند. جرات این را نداشتم که خودم هم آزمایش بدهم.تا وقتی که جواب آزمایشم آمد، داشتم دیوانه می شدم .نمی دانم اگرمبتلا بودم ،بچه هایم چه می شدند.آن موقع کاملا حس آن زن های بیگناهی که ناخواسته مبتلا شده بودند را درک می کردم.این بزرگترین ظلم است که به گناه نکرده، تنبیه می شوند.هر روز خدا را شکر می کنم که این مصیبت را از سر گذراندم .
جلوگیری از انتقال ایدز به جنین
رنجبر پزشک درمانگر ایدز در مورد امکان کنترل انتقال ایدز از مادر باردار به جنین به «پیام ما» می گوید: «اگر مادر باردار اچ آ ى وی مثبت، در طی بارداری هیچ گونه مراقبت و درمانی برای اچ آ وی نگیرد، حدود۴۰ درصد احتمال ابتلای جنین وجود دارد.درصورت تشخیص بیماری قبل از هفته ی دوازدهم بارداری و مراقبت کامل و دریافت دارو، این احتمال حدود ۱ درصد خواهد بود.ما از سال ۸۹ تا امروز ۹ مورد نوزاد متولد از مادر باردار اچ آی وی مثبت داشته ایم، که هم مادر و هم نوزاد مراقبت کامل دریافت کرده اند و همه ی نوزادان منفی(سالم ) بودند.» او در ادامه گفت: «هر چه درمان دقیق تر و کامل تر باشد، یعنی مصرف روزانه و دقیق داروها طبق دستور پزشک باشد باعث کاهش ویروس در بدن بیماران شده و درصورت تماس این افراد با افراد سالم خطر انتقال کم می شود.»
بسته های آموزشی در مدارس
یکی ازجامعه های هدف برای آموزش در رابطه با کنترل و پیشگیری ایدز، کودکان و نوجوانان هستند.کازرونی رییس اداره ی کنترل ایدز ایران در این رابطه معتقد است: «جلب مشارکت بخش های مختلف، تاکید بر برنامه های پیشگیری و کنترل ایدز در گروه نوجوانان و جوانان به صورت آموزش در مدارس و خارج از مدارس در قالب بسته های آموزشی، که با هماهنگی وزارت آموزش و پرورش شروع شده از نمونه کارهایی هستند که در دست اقدام است.» وی در ادامه ضمن اشاره به تدوین برنامه ی پیشگیری و کنترل ایدز در قالب چهارمین برنامه استراتژیک از سال۹۴ تا ۹۸ گفت: «این برنامه، پنج هدف نهایی برای رسیدن به کاهش شیوع ابتلا در گروه های مختلف دارد. قرار است شیوع ابتلا در جمعیت عمومی به کمتر از ۱۵درصد ، در سوء مصرف کنندگان تزریقی به کمتر از ۱۳ درصد و در مورد در معرض خطر انتقال جنسی به کمتر از پنج درصد برسد، همچنین بروز عفونت نیز به میزان ۲۰ درصد کاهش پیدا کند.»
این واقعیتی تلخ است که ایدز یک بیماری مسری است؛ اما باید مد نظر داشت که راه های سرایت آن محدود و قابل کنترل اند و آگاهی کامل از آن مورد نیازجامعه است.تا علاوه بر مراقبت، ترس بی مورد هم از بین برود.
نکته ی دیگر که لازم است مورد تامل قرار گیرد، نحوهی برخورد با مبتلایان است. تا وقتی هنوز فرصت است کسی بیماری اش را پنهان نکند و برای درمان و جلوگیری از پیشرفت بیماری اقدام کند. نگاه ها را باید عوض کرد تا دنیا جای بهتری باشد؛حتی برای مبتلایان به ایدز.
بیشتر عمر کنید
براساس اعلام سازمان بهداشت جهانی، میانگین طول عمر در جهان روبه افزایش است، به گونه ای که افراد با رعایت چند توصیه جادویی می توانند به صد سالگی برسند. ما اینجا بعضی از این رازها را برای شما فاش می کنیم.
بدون شک، شما برخی رازهای طول عمر را می توانید حدس بزنید؛ عواملی مثل غذا خوردن سالم، ورزش کردن روزانه و حفظ وزن ایده آل، اجتناب از کشیدن سیگار و دوری از استرس، اما عوامل دیگری هم می تواند روی
طول عمر تاثیر بگذارد که کاملا به روابط اجتماعی و شخصیت خودتان بستگی دارد. به عنوان مثال، تحقیقات نشان می دهد که حس وظیفه شناسی می تواند افزایش طول عمر را به همراه داشته باشد. محققان دریافته اند، افراد وظیفه شناس بیشتر به فکر سلامتشان هستند و بررسی دوره ای پزشکی را جدی می گیرند.
نقش مهم دوستان خوب
محققان استرالیایی به این نتیجه رسیده اند که افراد بویژه سالمندانی که دوستان زیادی دارند در مقایسه با افراد منزوی حداقل هفت سال بیشتر عمر می کنند. البته انتخاب عاقلانه دوستان را نباید نادیده بگیریم. به عبارتی، عادت های دوستانتان روی شما تاثیر می گذارد. پس دنبال دوستانی با عادات سالم باشید. به عنوان مثال بر اساس بررسی ها چاقی می تواند مسری باشد .واگر دوستان شما چاق باشند احتمال چاقی شما افزایش پیدا میکند.یا دوستان شما سیگار بکشند احتمال اینکه شما سیگاری شوید وجود دارد.
بخشش و افزایش طول عمر
شاید برایتان جالب باشد که بدانید، فراموش کردن کینه و بخشیدن دیگران، یکی از مهم ترین راه های افزایش عمر است. به گفته پژوهشگران، کینه و خشم مزمن با کاهش عملکرد ریه، بیماری قلبی، سکته و سایر بیماری ها مرتبط است و در مقابل، بخشش باعث کاهش نگرانی و استرس، کاهش فشارخون و تنفس راحت تر می شود. هرچه سن شما بالاتر می رود، این فواید تاثیرگذارتر می شود هدفمند زندگی کنید.محققان ژاپنی به این نتیجه رسیده اند، افرادی که اهداف از پیش تعیین شده برای زندگی دارند، به طور میانگین چند سال دیرتر از افراد بدون هدف می میرند. پژوهش های محققان آمریکایی حاکی است، افرادی که هدف های کوتاه مدت برای زندگی دارند، کمتردچار بیماری آلزایمر می شوند و شانس صدساله شدنشان بیشتر خواهد بود. همچنین پیدا کردن سرگرمی و فعالیت هایی که برای شمامعنی دار است، به افزایش عمر کمک می کند.
فواید فعالیت های داوطلبانه
اگر برای انجام کاری داوطلب شوید، علاوه بر آن که به سلامت روانی خود کمک می کنید، سلامت جسمی تان هم به شرایط ایده آل نزدیک ترمی شود. داوطلبان فعالیت های خیرخواهانه پنج تا هشت سال بیشتر از آنهایی عمر می کنند که اهل برنامه خیریه نیستند.
تنهایی به شرط سلامت
در این که هر فردی برای آرامش و سلامت روانی به حریم شخصی و خلوت کردن با خودش نیاز دارد، شکی نیست اما اعتدال بسیار حائز اهمیت است، باید به این موضوع توجه شودکه تنهایی طولانی مدت خطری جدی برای پیری زودرس و چاقی است.
کارهایی که صبح تان
را دلنشین میکند
1.هنگام خوابیدن، پرده ها و یا کرکره های اتاق خواب خود را به طور نیمه باز نگاه دارید
با نیمه باز نگاه داشتن پرده های اتاق خوابتان، به هنگام طلوع خورشید، نور طبیعی آفتاب، سیگنالی را برای کاهش میزان ترشح ملاتونین به مغز شما می فرستد و بدین ترتیب میزان ترشح آدرنالین را نیز افزایش می دهد، و این همان سیگنالی است که نشان می دهد زمان بیدارشدن فرا رسیده است. بهتر است شب ها زود به بستر بروید تا هنگامی که نور خورشید از پنجره به درون اتاقتان می تابد و شما بیدار می شوید، به اندازه کافی خوابیده باشید. اگر این عادت را حفظ کنید، در این صورت، احتمالا می توانید برای بیدار شدن خود، به جای ساعت ، بر ساعت بیولوژیکی مغز خودتکیه کنید.
2.ساعت خود را پانزده دقیقه زودتراز زمان مورد نظر، تنظیم کنید
با این کار دیگر نباید صبح ها، از رختخواب خود بیرون بپرید و عجله کنید. می توانید صبح خود را با دراز کشیدن در بستر و آرام آرام بیدار شدن آغاز کنید. عضلات بدن خود را بکشید. به خلاصه اخبار گوش کنید. در ذهن خود، به آن چه می خواهید بپوشید فکر کنید. ببینیدبرای صبحانه می خواهید چه چیزی بخورید. در ذهن، خود را آماده کردن، به همان اندازه اهمیت دارد که خود را از لحاظ فیزیکی، برای شروع روزتان آماده می کنید. این دقایق اندک در بستر، به طور کامل متعلق به شماست.
3. دست و پاهای خود را پانزده ثانیه
کشش دهید
سعی کنید عمل کشش را صبح، حتی قبل از این که چشمان خود را کاملا باز کنید، انجام دهید. بازوهایتان را بلند کنید و کار خود را باکشش هر انگشت، و آن گاه دست، و بعد مچ دست و سپس بازویتان آغاز کنید. آن گاه، این عمل را با بازوی دیگر انجام دهید. سپس انگشتان پا، پا، قوزک پا و ساق پاها را کشش دهید. با این عمل، عضلات و ماهیچه ها و مفاصل خود را گرم می کنید، میزان گردش خونتان افزایش می یابد و مقدار اکسیژن بیشتری برای بافت های بدن خود، فراهم می آورید.
4.یک صندلی زیر دوش حمام بگذارید
و روی آن بنشینید
یک صندلی پلاستیکی زیر دوش آب گرم قرار دهید تا کمی گرم شود، سپس روی صندلی بنشینید و اجازه دهید که قطرات آب چند دقیقه برپشت شما ضربه وارد کند. این عمل، مثل ماساژ باعث تمدد اعصاب می شود و انرژی بخش است.
5. هر صبح، عبارتی را که به شما انگیزه می دهد، بخوانید
از یک عبارت انگیزه دهنده که یک مراقبه کوتاه و فوری را فراهم می آورد، استفاده کنید، و یا شعری را که به تمرکز شما کمک می کند، باصدای بلند بخوانید.
6. هیچ تصمیمی نگیرید
برای داشتن آرامش واقعی در هنگام صبح، انتخابی نکنید و تصمیمی نگیرید. باید تصمیم های مربوط به صبح خود را شب قبل بگیرید وتا جایی که امکان دارد کارها و امور مربوط به صبح خود را مطابق روال عادی انجام دهید.
7.فرزندان خود را در آغوش بگیرید
هر صبح، وقتی می خواهید فرزند خواب آلود خود را از خواب بیدار کنید بهتر است روی تختش بنشینید و موهایش را با مهربانی و ملایمت نوازش کنید. به آرامی، در حالیکه او را در آغوش گرفته اید، بیدارش کنید. در یک چنین لحظه ای، موجی آرام و نهفته از شادی و سرور، به سراسر روز شما فرستاده خواهد شد.
8.آرام وبدون عجله مسواک بزنید
هر شب، بیش از سیصد نوع باکتری، در دهان شما جای می گیرند.
9.تقویم صبحگاهی خود را بررسی کنید
آن چه را که در تقویم خود نوشته اید، در زمان نوشیدن چای یا قهوه، مورد بررسی قرار دهید. این کار به شما کمک می کند که در ذهنتان،.به روز خود، سر و سامان بدهید و فراموش کردن چیزهای مهم و ضروری باعث اضطراب شما نشود.
10.فهرستی از کارهایی که باید انجام شود، برای فرزندان خود تهیه کنید
اگر فرزند دارید، برای کاهش بی نظمی در صبح، یک تخته در آشپزخانه نصب کنید و فهرستی از تمام کارهایی را که باید قبل از رفتن بچه ها از خانه انجام شود، تهیه کنید انجام شدن هر مورد در فهرست، علامت تیک بزنید.
11..یک سبد، کنار در ورودی خانه قرار دهید
ودرآن، کلیدها، کیف پول، کاغذها، دستکش ها، کلاه ها و… را قرار دهید. این کار باعث می شود موقع خارج شدن از خانه دستپاچه نشوید.
12.چنددقیقه ورزش کنید
تحقیقات نشان می دهند افرادی که صبح ها، به انجام حرکات و تمرینات ورزشی می پردازند، به احتمال زیاد، توصیه های سلامتی وتندرستی مربوط را رها نمی کنند، زیرا آنها به انجام فعالیت های ورزشی می پردازند .
13.قبل از ترک منزل، تمام افرادی را که دوست دارید، ببوسید
در ارتباط بودن با افرادی که شما آنها را دوست دارید، باعث کاهش تنش و استرس می شود و شما را برای شروع یک روز مثبت، آماده می سازد.
خطر انتقال ویروس ایدز درمراکز توانمندسازی معتادان
خطر انتقال ویروس ایدز درمراکز توانمندسازی معتادان
معاون بهداشت وزارت بهداشت نسبت به احتمال انتقال ویروس ایدز از طریق روابط نامتعارف در مراکز توانمندسازی معتادان هشدار داد. علیاکبر سیاری با اشاره به وجود مواردی از ابتلا به HIV در مراکز توانمندسازی معتادان بهبودیافته، گفت: «خطر انتقال ویروس HIV درمراکز عمومی نگهداری از افراد آسیبدیده همیشه وجود دارد. بنابراین باید پیشبینیهای لازم در این زمینه انجام شود». او با بیان اینکه انتقال ایدز از طریق روابط جنسی یکی از روشهای محتمل در انتقال این بیماری است، ادامه داد: «روابط نامتعارف مشکلی است که میتواند درصورت نبود نظارت و کنترل و آموزش، مراکز عمومی نگهداری افراد آسیبدیده را تهدید کند و باید برای رفع آن فکری شود». معاون وزیر بهداشت تأکید کرد: «البته نمیتوانیم به دلیل احتمال انتقال ویروس، افراد آسیبدیده را مجددا درجامعه رها کنیم زیرا حضور این افراد در فضاهای عمومی شهری خطراتی به مراتب جدیتر را برای سلامت جامعه به دنبال دارد. انتقال انواع بیماریهای عفونی مثل ایدز و هپاتیت ازجمله تهدیداتی است که حضور این افراد درجامعه در بردارد». سیاری با تأیید موج سوم شیوع ایدز درکشور گفت: «برای سالهای متمادی انتقال ویروس ایدز درکشور ما از طریق مصرف موادمخدر و سرنگ مشترک بود اما چند سالی است انتقال از طریق روابط جنسی محافظت نشده و غیرمتعارف، عامل اصلی انتقال این ویروس درجامعه شده است».
