بایگانی مطالب نشریه
آبادانی مانا در گرو همت مردم
مریض خانه، آب انبار، مسجد، مکتب خانه، حمام عمومی، سقاخانه، یخدان، کاروانسرا و… آیتم های ضروری شهرهای قدیم است. آیتم هایی که نشان از آبادانی و مدنیت یک سرزمین دارد و دست بر قضا با رجوع به تاریخچه آن ها در می یابیم که اکثریت قریب به اتفاق شان به دست مردم احداث شده اند.
در کرمان قدیم با نگاهی به عناوین این آیتم ها از مسجد آقاغلامعلی و آقا صادق گرفته تا بیمارستان ارجمند و راضیه فیروز و حمام آقا سید علی اتحاد و دانشگاه افضلی پور و… می توان ادعای فوق را تقویت کرد.
انگار مردم قدیم به محض این که درآمدشان از حد نیاز سرریز می کرد، مازاد درآمد خود را صرف امور عام المنفعه می کردند و هر کس متناسب با توان خود در جهت آبادانی شهر و دیار خود می کوشید.
دیرگاهی است که با ورود به روزگار مدرن و اتکای اقتصاد کشور به نفت، سرمایه گذاری های خیریه نیز از حالت مردمی خارج شده و به عنوان وظیفه ای بر دوش دولت ها قرار گرفته و بالطبع مردم نیز انتظار دارند که در آمدهای نفتی صرف امور همگانی شود.
دیگر به ندرت شاهد احداث بیمارستان، مدرسه و… توسط مردم هستیم. سرریز درآمدها نیز تبدیل به زمین و باغ و ملک شخصی می شود. آن هم نه لزوماً در شهر خود فرد بلکه در هر شهر و کشور و منطقه ای که در آینده درآمد بیشتری را عاید فرد ثروتمند کند.
بازسازی و بهسازی و ایجاد اماکن رفاهی البته از وظایف دولت هاست؛ اما تجربه نشان داده که اموری که به طور مستقیم توسط مردم اداره شود پایدارتر و ماناتر است. نگاهی بیندازید به مساجدی که هیچ موقوفه ای ندارند و تنها با کمک های نمازگزاران ده ها و بلکه صدها سال است که آباد و پر رونق باقی مانده و امروز نه تنها کاربرد مذهبی خود را حفظ کرده بلکه اثری تاریخی نیز به شمار میآید.
بر نهادهای آموزشی کشور به ویژه «آموزش و پرورش» کشور لازم است که در آموزه های خود تجدیدنظر کرده و به جای بسیاری از محفوظات فرّار و بی کاربردی که ذهن کودکان فرو می کند، جنبه های انسانی وقف و سود رسانی به هم نوعان خود را در قالب کارهای عام المنفعه نیز بیاموزند تا کودکان بدانند و به این قضیه باور داشته باشند که ایجاد یک فضای سبز، جنگل مصنوعی، کتابخانه، سالن تأتر، نگارخانه و… نیز کار خیر محسوب می شود.
وقت آن رسیده که به سنت پیشینیان بازگردیم و با نگرشی مبتنی بر «خیر»، موجبات آبادانی حساب شده و پایدار را فراهم آوریم.
هلال احمر باید مردمی تر شود
مدیرعامل جمعیت هلال احمر استان کرمان گفت: باید به سمت مردمی تر شدن حرکت و از سرمایه بزرگ اعتماد مردم و اعتبار نشان هلال احمر صیانت کنیم. به گزارش روابط عمومی جمعیت هلال احمر استان کرمان علی گنج کریمی در جلسه اعضای شورای اجرایی و روسای شعب جمعیت هلال احمر استان افزود: باید از همه سرمایه های مادی و معنوی صیانت کنیم. وی با اشاره به گستره فعالیت و نحوه تعامل مردم و خیرین با هلال احمر تصریح کرد: صیانت و التزام عملی به قانون دستورالعمل های اجرایی و موارد ابلاغی به صورت شرعی و قانونی لازم است. وی گفت: این نوع نگرش باید تبدیل به یک رویه ثابت، مستمر و پایدار شود تا مولفه های ارتقای جایگاه و شاخص های جمعیت به سطح مورد نظر برسد.
مدیرعامل جمعیت هلال احمر استان کرمان افزود: یکی از موارد مهمی که در سیاستگذاری جدید جمعیت مرکز بر آن تاکید می شود، ایجاد زمینه برای مردمی تر شدن هرچه بیشتر این نهاد است با این دیدگاه که چالش ها و مواردی که در جریان فعالیت دولت ها رخ می دهد، تاثیر قابل توجهی در فعالیتها و نحوه انجام وظایف این جمعیت نداشته باشد.
سیاوشی رییس کمیسیون گردشگری اتاق بازرگانی: برگزاری هفته فرهنگی کرمان یک فرصت است
جلسه دبیر برگزاری جشنواره هفته فرهنگی کرمان و کمیسیون گردشگری اتاق بازگانی و صنایع و معادن کرمان در اتاق بازرگانی کرمان برگزار شد. در این جلسه یاسر سلیمانی دبیر جشنواره هفته فرهنگی کرمان، اسدی عضو کمیته گردشگری جشنواره هفته فرهنگی کرمان، سیاوشی رئیس کمیسیون گردشگری اتاق بازرگانی، رشیدی رئیس مرکز تحقیقات اتاق بازرگانی و جمعی از هتلداران، رستوران داران و فعالان گردشگری کرمان حضور داشتند.
برگزاری هفته فرهنگی کرمان یک فرصت است
رئیس کمیسیون گردشگری اتاق بازرگانی کرمان ضمن تبریک انتخاب جلال پور به عنوان رئیس اتاق ایران گفت: مهرعلیزاده احساس می کرد رای نمی آورد به همین دلیل کنار کشید. سیاوشی افزود: انتخاب ایشان به عنوان رئیس اتاق یک فرصت برای ما کرمانی هاست بخصوص در حوزه گردشگری. باید مشکلات این حوزه را رفع کنیم. وی ادامه داد: استاندار محترم هم توجه ویژه ای به بخش گردشگری دارد و باید از این فرصت ها برای توسعه گردشگری استفاده کنیم. سیاوشی تصریح کرد: قصد داریم نقشه راه گردشگری استان کرمان را ترسیم کنیم تا آن بخش هایی که اولویت دارند مشخص شوند.
رئیس کمیسیون گردشگری اتاق بازرگانی کرمان برگزاری هفته فرهنگی کرمان را یک فرصت دانست و گفت: همه کرمانی ها در همه بخش ها باید خود را نشان دهند. آنطور که من می دانم همه بزرگان کرمان در تهران و در کرمان با جدیت این موضوع را دنبال می کنند. بنابراین فرصتی است تا کرمان معرفی شود.
کرمان در حوزه گردشگری حرف های زیادی برای گفتن دارد
دبیر جشنواره هفته فرهنگی کرمان هم در این جلسه گفت: بانی جشنواره هفته فرهنگی کرمان، شهرداری تهران و استانداری کرمان هستند. یاسر سلیمانی افزود: برگزاری هفته های فرهنگی استان ها کمک می کند مشکلات استان ها در حوزه های مختلف حل شود. وی تصریح کرد: کرمان دارای پتانسیل های زیادی است و شورای مرکزی جشنواره سعی بر این دارد که تمام ظرفیت های استان را معرفی کند که یکی از ظرفیت های کرمان در بحث گردشگری است. سلیمانی در ادامه با اشاره به برنامه های ویژه گردشگری در هفته فرهنگی کرمان گفت: صد سفیر را از طریق وزارت خارجه دعوت کرده ایم و از طریق این سفیران می توان جاذبه های گردشگری کرمان را به دیگر کشورها معرفی کنیم. دبیر جشنواره هفته فرهنگی کرمان تصریح کرد: کرمان نه در منطقه بلکه در جهان هم در حوزه گردشگری حرف برای گفتن دارد و باید ظرفیت های کرمان معرفی شود. وی اظهار داشت: ضریب گردشگری کرمان از خیلی از استان هایی که ظرفیت کمتری نسبت به کرمان دارند کمتر است که باید با کمک همگان این وضع بهبود یابد.
سلیمانی با اشاره به نیاز صنعت گردشگری به سرمایه گذار گفت: هزار و 200 شرکت را به هفته فرهنگی کرمان دعوت کرده ایم که این می تواند باعث جذب سرمایه گذار در کرمان شود. دبیر جشنواره هفته فرهنگی کرمان افزود: از همه فعالان گردشگری می خواهیم طرح هایی را که دارند تا پنجم تیرماه به کمیسیون گردشگری اتاق بفرستند تا از طریف جشنواره هفته فرهنگی کرمان بتوانیم در حوزه گردشگری سرمایه گذار جذب کنیم.
تهران را کرمانیزه می کنیم
عضو کمیته گردشگری جشنواره هفته فرهنگی کرمان گفت: هفته فرهنگی کرمان فرصت خوبی است برای تعامل کردن با علاقمندان به گردشگری. اسدی افزود: مطمئنا نمی توان مشکلات گردشگری استان را از طریق این جشنواره حل کنیم اما این جشنواره فرصتی است برای توسعه گردشگری کرمان. وی تصریح کرد: شهرداری تهران یک ارگان قدرتمند است و در برگزاری هرچه بهتر هفته فرهنگی کرمان تاثیر زیادی می تواند داشته باشد. اسدی خاطرنشان کرد: برای این هفته پوشش رسانه ای خوبی را پیش بینی کرده ایم. صدا و سیما، مطبوعات و بیلبوردهای شهر تهران در اختیار ما قرار می گیرد و تهران را کرمانیزه می کنیم.
برگزاری جلسات دیگر در حوزه گردشگری
در این جلسه قرار شد در هفته های آتی جلسات دیگری در اتاق بازرگانی کرمان با حضور فعالان گردشگری برگزار شود تا برنامه ریزی دقیق و مناسبی برای معرفی هرچه بهتر پتانسیل های گردشگری کرمان حاصل شود. فعالان گردشگری در این جلسه پیشنهادات خود را ارائه کردند. سیاوشی هم در پایان این جلسه گفت: ما کرمانی ها خودمان را دست کم می گیریم در حالی که پتانسیل های زیادی در کرمان وجود دارد. وی افزود: هفته فرهنگی کرمان بهترین جا برای معرفی کرمان است و می توان برای صنعت گردشگری کرمان را با جذب سرمایه گذار توسعه داد. رئیس کمیسیون گردشگری اتاق بازرگانی در پایان گفت: تصور خیلی ها از استان کرمان مناسب نیست و در هفته فرهنگی کرمان می توانیم این تصور اشتباه را تغییر دهیم.
مسمومیت کارگران کارخانه روغن گلناز کرمان
مسمومیت کارگران کارخانه روغن گلناز کرمان
تعدادی از کارگران کارخانه روغن گلناز کرمان بدلیل مسمومیت به بیمارستان کاشانی (پیامبر اعظم) کرمان منتقل شدند و پس از یک روز با رفع خطر از این بیمارستان مرخص شدند. گفتنی ست این مسمومیت اواخر هفته گذشته اتفاق افتاد و خبرش رسانه ای نشد و به همین دلیل اخبار ضد و نقیضی از این اتفاق به گوش رسید. در خبرهای غیر رسمی تعداد مسموم شدگان را نزدیک به 50 نفر عنوان می کردند و دلیل مسمومیت را آب اما رئیس مرکز بهداشت شهرستان کرمان ماجرا را اینگونه برای «پیام ما» روایت می کند: ماجرا به این شدت نبوده است و اما خبر مسمومیت صحت دارد. دکتر ترابی افزود: 14 نفر از کارگران کارخانه روغن گلناز بدلیل مسمویمت به بیمارستان کاشانی انتقال داده شدند و پس از بهبودی مرخص شدند. وی تصریح کرد: در آزمایشات اولیه مسمومیت غذایی تشخیص داده است.
منعمی مسئول ایمنی کارخانه روغن گلناز به «پیام ما» گفت: من در جریان نیستم. وی وقتی با پرسش های مکرر خبرنگار «پیام ما» روبرو شد گفت: مسمومیتی بوده اما نه در حد 50 نفر. بهتر است از مدیر کارخانه بپرسید. تماس خبرنگار «پیام ما» با مدیریت کارخانه روغن گلناز بی نتیجه بود و مدیر این کارخانه حاضر به پاسخگویی در این رابطه نشد. عدم پاسخگویی مسئولان کارخانه گلناز کرمان شائبه ها را در رابطه با مسمومیت کارگران این کارخانه افزایش می دهد. اینکه تعداد کارگرانی که مسموم شده اند بیشتر از 14 نفر بوده یا خیر موضوعی ست که مدیران این کارخانه می بایست پاسخ دهند. بخصوص که شایعاتی درباره تعداد بالای این مسمومان به گوش می رسد و عدم اطلاع رسانی مناسب از طرف کارخانه روغن گلناز، بیم آن را می دهد که شاید شایعات درست باشد.
با برگزاری جشنواره فرهنگی و اقتصادی کرمان در برج میلاد تهران: کرمان میزبان ایران میشود
با برگزاری جشنواره فرهنگی و اقتصادی کرمان در برج میلاد تهران: کرمان میزبان ایران میشود
پیام ما- استان کرمان ظرفیت های فراوانی برای توسعه ملی دارد. اما متاسفانه با تبلیغات سوئی که از جانب کرمانی ها به دیگر هم میهنان مان القا می شود کرمان را شهری کویری و فاقد ظرفیت های لازم برای توسعه استان می دانند. غافل از این که این استان 25 درصد باغات کشور را در خود جای داده و حجم وسیعی از مرکبات مورد نیاز کشور را تأمین می کند. از سوی دیگر به علت فراوانی و تنوع معادنی که در این خطه وجود دارد استان کرمان بهشت معادن نامیده شده است. جشنواره کرمان در صدد است تا در نیمه دوم مردادماه در جشنواره کرمان که در تهران برگزار می شود به معرفی توانمندی های فرهنگی و اقتصادی کرمان بپردازد.
یاسر سلیمانی دبیر جشنواره کرمان شب گذشته مهمان ما بود تا به پرسش های پیام ما در خصوص جشنواره پیش رو پاسخ گوید. متن گفت و گو با وی در زیر آمده است.
جشنواره کرمان از کجا شکل گرفت؟
از یک سال گذشته یعنی سال 93 که سال اقتصاد و فرهنگ بود، شهرداری تهران در قالب تعاملات فرهنگی، هفته های فرهنگی را شروع کرد. به دلیل اینکه تهران پایتخت است و خرده فرهنگ های مختلفی که در کنار هم در تهران زندگی می کنند، برای آشنایی فرهنگ های مختلف با هم هفته های فرهنگی شکل گرفت تا بتوانیم یک آگاهی بخشی در حوزه های مختلف فرهنگی داشته باشیم و استان های مختلف در قالب هفته های فرهنگی بتوانند به یک سری اهداف برسند. در همین چارچوب ما جشنواره کرمان را به عنوان هفتمین هفته فرهنگی در تهران برگزار خواهیم کرد.
چه هدفی را از برگزاری جشنواره کرمان دنبال می کنید؟
ما اول قصد داریم هفته فرهنگی کرمان متفاوت تر از هفته های فرهنگی قبلی باشد. مثلا هفته اردبیل یک نگاه فرهنگی صرف را دنبال می کرد. اما هفته فرهنگی کرمان از قالب یک هفته فرهنگی خارج شده و قرار است به همه حوزه ها از جمله ظرفیت های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و دیگر حوزه ها بپردازیم. قسمت عمده ای از کار ما تقریبا اقتصادی است.
از چه زمانی برنامه ریزی برای برگزاری جشنواره کرمان شروع شد؟
از 20 بهمن سال گذشته اولین ماموریت ما این بود که یک شورای مرکزی ایجاد کنیم. شورای مرکزی هم می بایست از مدیران توانای استان تشکیل شود. این شورا با نظارت و مدیریت مدیران استان و شهرداری تهران شکل گرفت. سعی کردیم شورای مرکزی را به گونه ای در نظر بگیریم که همه ظرفیت های استان در آن به نوعی حضور داشته باشند. خوشبختانه فارغ از جریان های سیاسی، شورای مرکزی شکل گرفت و بعد به سمت تشکیل کمیته ها رفتیم. خوشبختانه کمیته های ما فراگیر است و کمیته ها را به منابع انسانی قدرتمندی واگذار کردیم. کرمان نه تنها از نظر اقتصادی بسیار غنی است بلکه از نظر منابع انسانی هم ظرفیت های بسیار زیادی دارد.
مسئولان کمیته ها و مدیران جشنواره تاکنون حضور فعالی داشتند؟
بانی این جشنواره دو نهاد است. استانداری کرمان و شهرداری تهران و یکی از زیرمجموعه های آن به نام دبیرخانه کلانشهرهای کل کشور. کار این دبیرخانه ایجاد تعاملات فرهنگی بین کلانشهرهای کشور است و انتقال تجربیات به شهرداری تهران. در مورد حضور مدیران هم، آقای رزم حسینی به عنوان مدیر جشنواره از بعد از عید حضور فعالی داشتند. تا قبل از عید ما بیشتر بحث راهبردی داشتیم و بعد از عید کار بیشتر اجرایی شد. یعنی قبل از عید برنامه ها تصویب شد و مورد تایید شورای مرکزی قرار گرفت. از تاریخ 8 اسفند که رونمایی از پوستر جشنواره را داشتیم کار محتوایی را شروع کردیم و اوایل فروردین ماه با مشخص شدن نقشه راه وارد بحث اجرا شدیم. در حوزه اجرا محتوا هم پررنگ تر شد.
چه برنامه هایی در جشنواره کرمان قطعی شده است؟
از ساعت 9 صبح تا 12 شروع به کار جشنواره است؛ اما برای بعدازظهرها برنامه های ویژه ای داریم. تیاتر و موسیقی از مهم ترین برنامه های بعد ازظهرها هستند. برنامه موسیقی و تیاتر جنوب و شمال را داریم. البته 2 روز به دلیل شهادت تیاتر و موسیقی نداریم.
از دیگر برنامه هایتان بگویید.
سمینار بم و زلزله، شب شعر و اهل قلم و رسانه که آقای فلاح متولی این شب هستند. بحث تمدن اَرَتَ را داریم و یک سمینار تخصصی هم در این زمینه داریم.
مهمانان غیر کرمانی هم در این هفته حضور پیدا می کنند؟
بله قطعا. از 100 سفیر دعوت کردیم که حضور پیدا کنند. مدیران ارشد کشور در این جشنواره حضور پیدا می کنند. هیات های اقتصادی از دیگر کشورها حضور پیدا خواهند کرد. ما از همه مسئولین ارشد کشوری هم دعوت به عمل می آوریم.
اطلاع رسانی مراسم چگونه خواهد بود؟
دو هفته قبل از شروع جشنواره در شبکه های مختلف رسانه ملی اطلاع رسانی انجام خواهیم داد. در فضای محیطی شهر تهران بیلبوردهای تبلیغاتی در اختیار ما خواهد بود و همچنین از طریق تبلیغات محیطی شهر کرمان و شبکه کرمان اطلاع رسانی می کنیم.
در حوزه اقتصاد چه برنامه هایی دارید؟
توجه ویژه ای به ظرفیت های اقتصادی در این جشنواره می شود و می توان گفت 50 درصد ظرفیت این جشنواره به حوزه اقتصاد اختصاص دارد. ما 1200شرکت را دعوت کردیم. ما می خواهیم فضایی را به وجود آوریم که یک تعامل اقتصادی شکل گیرد و جذب سرمایه گذار یکی از این تعامل ها می تواند باشد. مجموعه های قوی اقتصادی کرمان مثل مس سرچشمه، گل گهر و گروه های خودرویی در این نمایشگاه حضور دارند و به جز این هم کارگروه های فرصت های سرمایه می کنیم. یک روز در دو نوبت صبح و بعدازظهر تقریبا 14 گذاری را برگزار کارگروه تشکیل می شود.
صحبت خاصی اگر باقی مانده بفرمایید.
هدف ما در این جشنواره معرفی استان است که بتوانیم در حوزه های گردشگری و اقتصادی نتیجه بگیریم و امیدواریم بتوانیم گام مثبتی در توسعه استان کرمان برداریم.
معرفی اعضای شورای مرکزی:
مهندس علیرضا رزم حسینی (رئیس جشنواره)
حمید ذکا اسدی (نایب رئیس جشنواره)
دکتر سید محمد حسینی (رییس شورای راهبردی)
یاسر سلیمانی (دبیر جشنواره)
فرشید فلاح (دبیر فرهنگی)
حجت الاسلام والمسلمین حاتم پوری و حجت الاسلام والمسلمین محمد زاده (کمیته مذهبی و فرهنگی)
دکتر محمدعلی شجاعی (کمیته ورزش و جوانان)
آقایان سیاوشی، علیدادی و اسدی (کمیته فرهنگی و گردشگری)
سرهنگ ابوالحسنی (کمیته شهدا و ایثارگران)
دکتر پورنصاری (کمیته ارتباطات و تبلیغات)
دکتر اصغر رستمی ابوسعیدی (کمیته علم و فناوری)
دکتر پیروز ارجمند (کمیته هنر)
مهندس جلالپور (کمیته صنایع و معادن)
دکتر عشرت شایق (کمیته مفاخر و نام آوران)
آقای حمیدی (کمیته شعر و اهل قلم)
دکتر رضا بهمنی (کمیته عشایر)
مهندس سعیدی و مهندس موسوی (کمیته کشاورزی و محصولات غذایی)
دکتر شاهید مظفری بمی (کمیته فرصت های سرمایه گذاری)
خانم دکتر سیدی (کمیته مواد غذایی و لباس)
مهندس رجبی زاده (کمیته محیط زیست)
سید محی الدین طیبی (رییس کارگروه تمدن هلیل)
دکتر علیرضا دلیری (عضو شورای مرکزی)
پروفسور کردوانی (رییس کارگروه کویر شناسی)
آقای گلاب زاده (رییس کارگروه کرمان در گذر تاریخ)
دکتر رحیم نژاد (رییس کارگروه بم و زلزله)
میمند؛ سرزمین ِتاریخِ زنده
یاسین مشهدی
فرصتی پیش آمد تا همراه با گروه کوهنوردی آریاز بم و در کنار 60 همنورد و با حضور 5 عکاس حرفه ای شهرستان بم « علی آهنگران، محمدحسین خراسانی، همتا گلزاری، مهدیه نظام آبادی و فرزانه اکبری» و به سرپرستی آقای وحید رحیمی، به روستای تاریخی- گردشگری میمند سفر کنیم. روستای صخرهای میمند که در 40 کیلومتری شمال شرقی شهرستان شهربابک قرار دارد، از باستانی ترین سکونتگاه های بشر در جهان است که 12 هزار سال قدمت دارد و مجموعه ای از آثار بسیار قدیمی همچون خانه های صخره ای در دل کوه ، قلعه و برجهای مختلف (مربوط به هزاران سال پیش)، میمند را از یک روستا به یک تمدن باشکوه و خاص تبدیل میکند. میمند بعد از ارگ بم و باغ شاهزاده ماهان، سومین اثر تاریخی استان کرمان است که در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید و اکنون بعنوان یکی از مهمترین اماکن تاریخی ایران در جذب گردشگر به شمار می رود.
میمند روستای اسرارآمیز و سرزمین ِتاریخِ زنده
میمند از نخستین سکونتگاههای تمدن بشری جهان محسوب می شود و نوع و زاویه کندکاری خانه های این روستا به گونه ای است که ضمن داشتن نور کافی، دمای مناسبی نیز دارند به نحوی که در زمستان گرم و در تابستان سرد خواهند بود. میمند با داشتن صدها خانه کندکاری شده در دل کوه یکی از بی نظیرترین روستاهای ایران و از جذاب ترین اماکن تاریخی – گردگشری جهان به شمار می رود.
میمند نماد تعامل با طبیعت
استر کوئیش لاروش که زمستان گذشته در مراسم رونمایی از لوح ثبت جهانی منظر فرهنگی میمند به این روستا سفر کرده بود، میمند را چنین توصیف کرد : چشم انداز فرهنگی میمند نمادی استثنایی از تعامل نزدیک زندگی با طبیعت است که حفاظت از این میراث، اهمیت ویژه ای دارد. لاروش اظهار کرد: نوع زندگی مردم روستای میمند احتمالا در بسیاری از نقاط جهان رایج بوده اما بیشتر آنها از بین رفته و بنابراین این روستا کاملا منحصر به فرد و نمونه ای زنده در این زمینه است. سبک زندگی روستائیان میمند بازتاب فعالیت سنتی است که برای نسل های مختلف ادامه داشته است و بسیار مهم است که طرح مناسبی برای گردشگری تدوین شود تا بدون آسیب رسیدن به سنت های محلی از این سنت ها برای توسعه اقتصادی استفاده شود.
پانوشت: همنوردان گروه کوهنوردی آریاز بم که خود از شهری تاریخی و وارث ارگ باستانی هستند، در سفر به روستای میمند تعامل خوبی با بومیان منطقه داشتند و عکاسان بمی نیز تصاویر متعددی از روستای تاریخی میمند به ثبت رساندند تا در معرفی این روستای اسرارآمیز به هموطنان، سهمی داشته باشند.
جشنواره ملی فرهنگ اقوام و میراث معنوی
19 لغایت 21 اردیبهشت ماه 95
دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمان
ابد و یک روز
نویسنده و کارگردان : سعید روستایی
در سینما آسیا کرمان
اخلاق مجازی
در چند روزی که گذشت یکی پس از دیگری دستمایههای مجازی برای سرگرمی و خنده و شوخی و گاهی هم حملههای گروهی به پروفایل افراد مختلف پیش آمد و شاهد چند روزی پر از جنگ و جدال و ماجراهای عجیب و غریب بودیم از روابط عشقی و شکستهای عاطفی ستارههای اینستاگرام گرفته تا توئیت منصوب به رامبد جوان و جدیدترین سوژه هم انتشار ویدیوی یکی از برنامههای تلویزیونی در فضای مجازی که واکنش وسیع مردم را بر انگیخت و هنوز باید نشست و دید آیندهی آن ویدیو و ادبیات ناپسند مجری به کجا ختم میشود اما همهی این مسائل ما را متوجه یک نکته میکند، مدتها پیش وقتیی که اوباما به دیدار با دانشآموزان یک مدرسه در آمریکا رفته بود به ایشان گفته بود که مواظب رفتار و گفتارتان در فضای مجازی باشید و بدانید که از همین الآن که کودکی بیش نیستید رفتار شما توسط تمام جهانیان دیده میشود و اگر عمل ناشایستی از شما سر بزند تا ابد در حافظهی دهکدهی جهانی میماند و به راحتی قابل درست کردن نیست و گاهی بعضی از اشتباهات را نمیشود با یک عذرخواهی فراموش کرد.
امروزه دنیا بسیار کوچک شده و همانطور که جنگی در آسیا میتواند بر روی قیمتهای گندم در آفریقا تاثیر بگذارد ساخته شدن ویدئو و یا نوشتن متنی در آن سوی جهان میتواند غوغایی را در بخش دیگری از کرهی خاکی به پا کند و از همهی اینها مهمتر اینکه فضای مجازی به واسطهی اینکه آزادی بیشتری را در خود دارد عدهای را دچار اشتباه میکند که این آزادی به این معناست که میتوانند به تمام اندیشهها و ارزشهای اخلاقی توهین کنند و یا آنقدر آزاد هستند که میتوانند به راحتی نظراتی که بدون اندکی مطالعه و صرفا از روی بی خبری به چنین نتایج گهرباری رسیدهاند را به زور به دیگر ساکنان این دنیای مجازی تحمیل کنند و تازه اگر کسی جرائت مخالفت به خودش داد چنان با خودش و خانوادهاش برخورد کنند که دنیای لایتناهی مجازی برایش بدل به حیاط خلوتی کوچک بشود و مجبور بشود از همان حیاط خلوت هم کوچ کند و یا تا مدتها لباس مبدل به تن کند.
مدتها پیش خواندم که ما ایرانیها در هر یک دقیقه یک نزاع داشتهایم اما گویا در فضای مجازی هر یک ثانیه یک مشاجرهی جدی داریم و متاسفانه کسی هم به ما نمیآموزد که در فضای مجازی چگونه باید رفتار کنیم و تا به حال من پدری را ندیدم که به فرزندش بگوید: عزیزم در فضای مجازی با مردم جوری صحبت کن که اگر همان لحظه در مقابل تو ایستاده باشند هم همان رفتار از تو سر بزند و تفاوتی بین شخصیت تو در دنیای اینترنت و شخصیت واقعی تو در جهان پیرامون ما نباشد.
شما را دعوت می کنم تا بایدها و نبایدهای شبکههای مجازی را از قلم علیرضا مجیدی یکی از قدیمیترین و با ذوقترین اهالی وبلاگستان فارسی بخوانید:
۱- هر چیزی را فورا share نکنید
هر مطلب جذاب یا هیجانانگیز یا محیرالعقولی که به دستتان میرسد یا جایی در شبکههای اجتماعی و موبایلی و حتی وبسایتهای خبری میبینید فورا share نکنید. تأمل کنید ببینید اصلاً با عقل سلیم شما با تجربهها و شهود شخصیتان هماهنگ و متناسب است یا نه. اگر نیست، کمی بیشتر تأمل کنید.
قبل از share کردن از ۲-۳ دوست معتبر بپرسید، ببینید آنها مطلب را منطقی میدانند یا نه. کمی جستجو کنید. دنبال منبع اصلی و اولیه خبر بگردید. بله، میدانم! این کارها کمی سخت و وقتگیر هستند. اما بهتر از این است که شما یک آدم نامعتبر و ساده لوح به نظر برسید که بهمحض اینکه خبری به دستش میرسد مثل توپ به بقیه پاس میدهد. خودتان را باور کنید! باور کنید که گاهی شهود و عقل سلیم شما بهتر از خیلیها کار میکند! این دلیل نمیشود که چون چیزی را همه دارند به اشتراک میگذارند، شما هم فورا همان کار را بکنید که از قافله عقب نیفتید! باور کنید تا به حال به هیچ کس بابت سرعت در شیر کردن مطالب و کلیپها و تعدد پستها در شبکههای اجتماعی جایزه ندادهاند!
۲- هر چیزی را هر جایی پست نکنید!
هر جا که عدهای جمع شدهاند، دلیل بر آن نیست که منتظر درافشانیهای فورواردی شما باشند! آنها ممکن است با هدف مشخصی گرد هم آمدهاند و علاقهمند به مطالب خاصی هستند و مطالب بهخصوصی به دردشان میخورد. وقتی وارد یک گروه میشوید، نگاهی به پستهای قبلی بندازید، چند روزی تماشاگر بمانید تا بفهمید چه چیزهایی مورد توجه و علاقه اعضای آن گروه است. حتی نگاهی به فهرست اعضا بندازید.
ممکن است بعضی از آنها را بشناسید. با خودتون تصور کنید اگر شما به مجلسی دعوت بشوید که همان آدمها و یک عده آدم دیگه باشند که برای هدف تقریبا مشخصی دور هم جمع شدهاند (مثلا اهداف شغلی، علمی، سرگرمی و …) شما چه طور مطالبی را ممکن است آنجا مطرح کنید. آیا مثلا در یک گروه علمی، شروع به جوک گفتن و خبر دادن از یک حراجی خوب لباس مارکدار یا اظهارات فلان مسئول سیاسی کشور می کنید؟! فکر کنید اگر این کار را در آن مجلس بکنید دیگران به چه چشمی به شما نگاه خواهند کرد!؟ به چشم یک ابله؟ یا آدمی که آن قدر بلوغ اجتماعی پیدا نکرده که بتواند متناسب با شرایط و موقعیت حرف بزند و رفتار کند!؟
۳- لطفا از شدت آزادی بیانی که در گروههای مجازی وجود دارد،ذوقزده نشوید
دچار بدفهمی از مفهوم آزادی بیان نشوید! آزادی بیان در هیچ جای دنیا مفهومش این نیست که هر جا رفتید هر چیزی که دلتان خواست بگویید! اگر یک عده دور هم جمع شدهاند که مثلا فقط بحث ادبی بکنند یا شعر و متن ادبی به اشتراک بگذارند، به انتخابشان احترام بگذارید، و حرفهای سیاسی خود را در گروه دیگری اظهار کنید که افرادش با هدف شنیدن و بحث کردن درباره مسائل سیاسی دور هم جمع شدهاند.
۴- اول از همه، اهداف گروهتان را
مشخص کنید
اگر گروهی میسازید قبل از هر چیز اهداف و قواعد آن را برای خودتان مشخص کنید. باری به هر جهت نباشید. حتی خوب است که اهداف و قوانین گروه را برای افرادی که وارد میشوند بگویید تا محدوده انتظارات افراد از گروه و پستهای مورد قبول در گروه مشخص باشد. این توافق اولیه مانع از دلخوریهای بعدی و از هم پاشیدن گروه میشود.
۵- هر کسی را به هر گروهی اضافه نکنید
اگر کسی را به گروهی مجازی دعوت میکنید، مطمئن شوید که میداند یا میتواند بفهمد آنجا چه خبر است. اگر فکر میکنید به هر دلیل برایش سخت است که سریعا بفهمد، خودتان برایش توضیح بدهید که آنجا چه خبر است و عرفاً چه مطالب و گفت و گوهایی پذیرفتنی است و اعضا علاقهمند خواندن چه نوع مطالبی هستند، و احیانا چه مطالبی مورد علاقه اعضا نیست.
۶- حجم خبرهای بدی را که به اشتراک میگذارید خودآگاهانه و با وسواس کنترل کنید!
من نمیگویم در پیرامون ما همه چیز به سامان است، گریزی هم از دیدن و شنیدن خبرهای بد وجود ندارد. ولی دوباره و دوباره به اشتراک گذاشتن و غرغرکردن و حرفهای بی حاصل زدن آیا تغییری در واقعیت ایجاد میکند؟ سوهان اعصاب خودتان و بقیه نشوید! از این که شبکههای اجتماعی اینترنتی و موبایلی امکان درمیان گذاشتن غرغرها و خبرهای بد را فراهم کرده، ذوق زده نشوید! خبرهای بد را بگذارید دیگران بدهند!
چرا شما نویدبخش خبرهای خوب، خوشحالکننده و انرژی بخش نباشید؟ چرا باید وقتی مردم اسم شما را میبینند منتظر باشند که تنشی به آنها وارد شود؟ چرا نباید وقتی اسم و عکس شما را میبینند منتظر یک متن یا خبر امیدبخش، الهام بخش و انرژی ده باشند؟
۷- گاهی تماشاگر باشید
اصلا اگر حرفی ندارید یا خبر خاص و قابل عرضی که با علایق و سلایق اعضای شبکهتان هماهنگ باشد، ندارید چرا باید چیزی پست کنید؟ مگر ما از همه وسایلی که دور و برمان است وقتی هیچ ضرورتی نیست استفاده میکنیم که از تکنولوژی ارتباطات اینترنتی و موبایلی استفاده کنیم؟
۸- واکنش سریع نشان ندهید
وقتی در جمع یکی به شما حرفی میزند که برخورنده به نظرتان میرسد، فورا جواب ندهید! آب بخورید و کمی فکر کنید (حتی بیش از چند ساعت) و از خودتون بپرسید آیا اصلا روی صحبتش با شما بوده یا مطلبی کلی گفته؟ آیا واقعا قصد آزردن شما را داشته؟ آیا حرفش منطقی بوده؟ آیا لازم است فورا حرفش را به خودتان بگیرید و واکنش تند نشان بدهید؟ اصلا اگر واکنش نشان ندهید اتفاق مهیبی میافتد؟ یا میتوان یک تذکر خصوصی داد، بی آنکه جمع به تشنج کشیده بشود و کام همه تلخ شود؟
۹- همیشه حواستان باشد
که چه پست میکنید
در بعضی از شبکهها از جمله شبکههای موبایلی امکان ویرایش یا حذف پیامها وجود ندارد و روی وب هم این امکان محدودیت دارد و پاک کردن ظاهری یک پست لزوما به معنی حذف آن از همه جا نیست و بنابراین به شکلهای مختلف ممکن است همچنان در دسترس دیگران باشد. اگر فکر میکنید مطلبی ممکن است باعث سوء استفاده کسی شود، بنا را بر این بگذارید که این شبکهها امنیت چندانی ندارند و شما نمیتوانید دسترسی افراد را به پستهایتان کنترل کنید، حتی با تنظیمات.
۱۰- مطالب متناسب با مخاطب پست کنید
سعی کنید کم گو و گزیدهگو باشید، یعنی مطالب را به فراخور علایق و سلایق و نیازهای مخاطب ها انتخاب کنید و هر چیزی را برای هر کسی و هر گروهی نفرستید. این دقت نظرها، شما را چهرهای هوشمند، خوشذوق و باعاطفه نشان میدهد. فلهای پست کردن مطالب یعنی فرستنده قدرت یا حوصله دسته بندی مطالب و شناخت مخاطبها را نداشته و اینها نشانههای هوشمندی و علاقه و عاطفه فرستنده نسبت به مخاطبها را تداعی نمیکند.
روانشناسی مجازی
چگونه پی به شخصیت افراد و اسرار اخلاقی آنان در فضای مجازی و اینترنتی ببریم و بفهمیم چه نوع خصوصیاتی دارند!
شناخت شخصیت افراد بدون برخورد با آنها عموما” کار ساده ای نیست اما می توان با استفاده از به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران،علم روانشناسی تا حدودی پی به حالات درونی و شخصیت آنها برد. تصاویر با ما حرف میزنند. کافی است به آنها با دقت نگاه کنیم تا به رمز و رازشان پی ببریم. در شبکههای مجازی هم با کمی دقت میتوان فهمید که برای پی بردن به اسرار درونی افراد سرنخهایی وجود دارد. یکی از این سرنخها عکس پروفایل در شبکههای اجتماعی است. تصاویری که با آنها فردی خودش را به دوستان مجازیاش معرفی میکند از واقعیت درونی او خبر میدهد. دکتر پرویز رزاقی، روانشناس و استاد دانشگاه به شما میگوید چه رازی پشت تصاویر شخصی افراد نهفته و چطور میتوانید به ابعاد شخصیتی دوستان مجازیتان پی ببرید.
خجالتیها کمتر عکس میگذارند
شاید افراد کمرو و خجالتی این ویژگیشان را در شبکههای اجتماعی هم بروز میدهند. این افراد معمولا از عکس واقعی خودشان کمتر استفاده میکنند یا تصاویرشان کاملا واضح نیست. علاوه بر این ممکن است ترجیح دهند به جای عکس واقعی خودشان تصاویری از زیباییهای طبیعی را داشته باشند. کمروها عکسهای سنتی را هم میپسندند و دوست ندارند در فضای مجازی جلب توجه کنند.
پرخاشگرها عکس غیرواقعی دارند
وقتی فردی در فضای مجازی قصد پرخاشگری یا به کار بردن الفاظ ناشایست را دارد ممکن است کمتر از نام و تصویر واقعی خودش استفاده میکند. افراد بیادب و پرخاشگر هویت واقعیشان را کمتر فاش میکنند و به همین دلیل با نام و تصویر غیرواقعی در شبکههای اجتماعی ظاهر میشوند تا قابل شناسایی نباشند، بنابراین اگر فردی با هویت نامعلوم و بدون داشتن تصویر قصد دوستی با شما را داشت در پذیرش این دوستی محتاط باشید و این دوستیها را به سادگی قبول نکنید.
مِهرطلبها زیاد لایک میخواهند
شخصیت مهرطلب در هر شرایطی به دنبال کسب مهر و محبت است و حتی در فضای مجازی هم این میل درونیاش را جستوجو میکند. چنین فردی از هر فرصتی برای جلب محبت دیگران بهرهمند میشود و چه بهتر است که چنین نیازی را از تصاویر واقعی خودش دریافت کند. وقتی عکس پروفایل فرد مهرطلب را لایک میکنید به خواستهاش میرسد. احتمالا مهرطلبها به دنبال عکسهایی از خودشان هستند که منجر به ارتباط و تعامل بیشتر با افراد شود. به همین دلیل ممکن است عکسهای متفاوت و خاصی را در پروفایلشان ببینید حتی ممکن است در عکسهایشان ابهام هم دیده شود. دیدن نظراتی از این دست که کجا بودی؟ چطور رفتی اونجا؟ و … هم برای مهرطلبها جذاب است. در مجموع هر عکسی که تصور کنند اظهارنظرهای خوبی از آن دریافت میکنند، در صفحه اجتماعیشان دیده میشود. شاید این موضوع به تامین نشدن نیازهای درونی آنها در زندگی مربوط باشد که باید مورد بررسی قرار گیرد.
تنوع طلبها راضی نمیشوند
حتما دیدهاید که بعضی از افراد در شبکههای اجتماعی مرتب عکسشان را تغییر میدهند و هر روز با عکس تازهای ظاهر میشوند. شاید یکی از دلایل این موضوع به تنوع طلبی فرد مربوط شود. تنوع طلبها خیلی زود از یکنواختی خسته میشوند و دلشان میخواهد تصاویرشان را در قالبهای مختلف به دوستانشان نشان دهند. شاید هم عکسها برایشان رضایت بخش نیست و میخواهند با تعویض مدام عکسها به رضایت برسند.
افزایش عمل ضد انسانی فروش فرزند فرزندت را چند میفروشی؟
افزایش عمل ضد انسانی فروش فرزند
فرزندت را چند میفروشی؟
در ایام دور و دورتر شاید اگر بحث فروش انسان و یا تبادل آن با کالا و یا چیز دیگری مطرح می شد کمتر کسی از این موضوع متعجب می شد و به آن خرده میگرفت.انسان را برای برده کشی و یا هر چیز دیگری می خریدند و در ازا آن زر و …. می پرداختتند اما اکنون دیگر آن زمان نیست و کمتر کشوری را می توان یافت که در آن خرید و فروش انسان رایج باشد اما پدیده شومی که سالهاست گریبانگیر جامعه بشری شده فروش فرزند بخاطر پول و یا چیزهای بی ارزش دیگر است، معضلی که متاسفانه در کشور و در قوانین جزایی کشور فاقد عنوان مجرمانه است هرچند نظریهی مشورتی 2197/7 مورخ 1/4/84 ادارهی حقوقی قوهی قضاییه در مورد مادهی 3 اشاره کرده که مطلقا خرید و فروش کودکان مستوجب حبس است، اما قانون محکمی در این باره وجود ندارد.در زیر نگاهی کوتاه داریم به چند مورد از این فرزند فروشی که متاسفانه روز به روز در حال افزایش است.لازم به ذکر است این اتفاقات در طی سالهای اخیر اتفاق افتاده است:
فروش فرزند به خاطر 3 میلیون تومان
چند روز پیش، با مشاهده یک پیرمرد به همراه دختر خردسالش تصمیم گرفتم به آنها یاری دهم و با توجه به آنکه پیرمرد را متکدی میدانستم، مبلغی به عنوان کمک در اختیار او قرار دادم. چند قدمی دور نشده بودم که متوجه صدای پیرمرد شدم؛ حاضر بود دختر یکسالهاش را به مبلغ سه میلیون تومان بفروشد. فورا پلیس 110 را در جریان این موضوع قرار داده و ماموران کلانتری 103 گاندی در محل حضور یافتند و پیرمرد را بازداشت کردند. به دنبال دستگیری این شخص، وی به ماموران گفت که همسر و دختر سه سالهاش نیز یک چهار راه بالاتر مشغول گدایی هستند. ماموران، همسر وی را هم بازداشت کردند زیرا مقداری تریاک همراه داشت و ادله لازم برای بازداشتش فراهم بود. اعزام 2 متهم – پدر و مادر 2 کودک- به دادسرای جنایی در حالی صورت گرفت که دختر یکساله از فرط خماری ناشی از عدم مصرف تریاک، پریشان بود. با ارجاع پرونده به دادگاه، دادیار شعبه چهارم دادسرای ناحیه 37 تهران تحقیقات در این زمینه را آغاز کرد، پدر کودک گفت: از چند ماه قبل که بیکار شدم تحت پوشش یک نهاد دولتی قرار گرفتیم و حقوقی که از آنجا دریافت میکردیم کفاف زندگیمان را نمیداد .
به همین دلیل با همسرم تصمیم گرفتیم از شهرستان به تهران بیاییم تا بلکه با اشتغال به کاری درآمدی کسب کنم، اما وضع بدتر از پیش شد. وی که به ادعای خود نتوانسته شغل مناسبی پیدا کند با همسر و 2 فرزندش به گدایی رو آورده و در یکی از نقاط نسبتا اعیاننشین پایتخت شروع به گدایی کرده است. با توجه به آنکه اتهامی خاص در زمینه فروش فرزند به این زوج تفهیم نشد، دستورات قضایی لازم در راستای اتهامات دیگری از قبیل حمل و نگهداری مواد مخدر و تکدیگری با استفاده از کودک خردسال از سوی قاضی رسیدگیکننده به پرونده صادر و دختر یکساله برای ترک اعتیاد به مرکز مربوط اعزام شد. اگرچه این پرونده مانند هزاران پرونده دیگر دستگاه قضایی، روزی با اتخاذ یک تصمیم از سوی قاضی دادگاه یا دادیار دادسرا مختومه میشود اما حکایت تلخ فرزندفروشی با فرجام یافتن این پرونده به پایان نخواهد رسید.
بازار بچه فروشی
«مشتری دارد، او را تا دو و نیم میلیون تومان می خرند. برای چه تحویل شما بدهم؟» راحله سیزده سالش است، مادر مواد فروشش در زندان است و برادرش سرپرستی او را به عهده دارد. راحله شناسنامه ندارد.
برادرش نمی خواهد او را تحویل موسسه خیریه دهد. «دو میلیون بده بچه را ببر هر جا که خواستی.»این گزارش نیست، روایت نبض کند کودکانی است که هرروز آنها را سر چهارراه ها یا مترو می بینیم. نه می توانند بخوانند نه می توانند بنویسند، تنها چیزی که از همان ابتدا آموزش دیده اند کار کردن است. آنها از صبح کار می کنند تا شب پدر و مادرهای جعلی یا پدر و مادرهای خودشان با خیال راحت مواد بکشند.
کارگرانی که اگر خوب کار کنند، خریداران فراوانی دارند. قیمت این کودکان برده را می پرسم: «از صد هزارتا پنج میلیون.» اینجا دروازه غار است، ناف تهران. سوار مترو که شوی، کمتر از یک ساعت به ایستگاه شوش می رسی و چند قدم پیاده که بیایی جایی سردرمی آوری که انسانیت دود شده و به هوا رفته است. صبح ها خلوت و شب ها از زمین بچه می جوشد. نه عاشق می شوند نه کودکی می کنند. وقتی به سن دوازده، سیزده سالگی می رسند باید ازدواج کنند و بچه دار شوند، این چرخه زندگی کودکان برده است.
راه دیگری مقابل پای آنها نیست، فکر می کنند حتما این صحیح ترین راه است. آنها را غربتی صدا می زنند. از لب خط تا دروازه غار خانه هایی را می بینی با حیاط هایی بزرگ و هشتی و اندرونی و بیرونی، در تمام این اتاق ها خانواده هایی زندگی می کنند با چند بچه. هر بچه سرمایه یی برای خانواده، برای این والدین فرزند بیشتر، زندگی بهتر است. مواد بیشتر است. نشئگی عمیق تر.
دختربچه 14 ساله افغان سال پیش بچه دار شده بود، او حتی توان بلند کردن بچه را هم نداشت اما حالابچه او پیش خودش نیست. نوزادش را سه میلیون تومان فروخته است. در این محله گروه دیگری نیز هستند کم تعداد تر از غربتی ها، به آنها فیوجی می گویند. اکثر مددکاران موسسات خیریه که با این خانواده ها سروکار دارند، خرید و فروش بچه یا بچه دار شدن برای درآمدزایی را ناشی از فقر فرهنگی در بین این گروه ها می دانند. اینجا با بچه تجارت می کنند، مواد می کشند، زندگی می کنند و دست آخر هم سرنوشت تلخ تری در انتظارشان است، اینجا هر اتفاقی می افتد. مردی به نام خسرو وجود دارد. به بچه ها پول می دهد و بعد آنها را به هزار شکل دیگر به بردگی می گیرد.
کودکان موظف هستند که آخر شب با مقدار مشخصی پول به خانه برگردنند، اگر پول کم آورده باشند، باید تن به کارهای دیگری دهند. ازدواج این بچه ها هیچ جایی ثبت نمی شود، نام شان جایی ثبت نمی شود. گویا روح هستند. برده هایی که فقط برای کار زاییده شده اند. بیمارستان … در خیابان مولوی تهران است.
بازاری برای خرید و فروش بچه درست مانند وال استریت، یکی از دانشجویان پزشکی که آنجا کار می کند، می گوید: «خانم هایی به این بیمارستان می آمدند و بچه دار می شدند و می رفتند، حتی برای شیردهی کودک خود صبر نمی کردند. اما همین خانم دو هفته بعد می آمد و برگه یی را که دست مردی بود امضا و پول ناچیزی دریافت می کرد، سپس بچه را به او تحویل می داد. به همین سادگی. اینجا زنان معتاد هم می آیند برای زایمان، اما خرج دو، سه شب مصرف شان را می گیرند و کودک خود را می فروشند.»
فروش فرزند بخاطر هزینه جراحی زیبایی!!
یک زن بلژیکی برای عمل زیبایی «لیپوساکشن» خود فرزندان دوقلوی خود را به قیمت 9 هزار پوند فروخت
«سونیا رینگور» 31 ساله در پی افشای این مطلب توسط پلیس بازداشت شد. این زن و همسرش پس از جستجو در اینترنت دریافتند بهترین راه برای برای تأمین هزینه عمل زیبایی بدن این زن، این است که کودکان خود را بفروشند؛ بنابراین فرزندان دوقلوی خود را به یکی از دوستانش فروختهاند. از آنجا که در بلژیک، قانونی برای منع فروش کودکان وجود ندارد، وی به اتهام ارتکاب «رفتار موهن» بازداشت شد. دادگاه همچنین این زن را به علت اظهارت غیر واقعی به زوجهای هلندی خریدار کودکان مبنی بر اینکه وی مادر واقعی آنها نبوده، به کلاهبرداری متهم کرد.
در صورت محرز شدن جرم این زن، وی به 1 ماه تا 5 سال حبس محکوم میشود. با این حال «رینگور» اتهام فروش کودکان را رد کرد و گفت چون دوست وی به علت مشکلات قلبی قادر به باردارشدن نبود، وی کودکان خود را به طور رایگان به وی سپرد.
فروش فرزند دختر بخاطر گوشی همراه!
زوج چینی یک آگهی در خصوص فروش فرزند خود در اینترنت منتشر و با شخصی در این خصوص معامله کردند. در این آگهی مبلغ 30 هزار یوآن (3600 یورو) درخواست شده بود اما مبلغ دقیق دریافتی منتشر نشده است.این زوج سپس به خرید یک دستگاه گوشی آیفون، کفش های ورزشی گرانبها و اجناس دیگر اقدام کردند این کار این خانواده بسیار زشت بود. این زوج به نیروهای پلیس علت چنین اقدامی را برخورداری کودک از زندگی بهتر و نیز داشتن یک فرزند دیگر اعلام کردند.با توجه به سیاست های محدود کننده در خصوص تک فرزندی و نیز نابرابری جمعیتی بین دو جنس مذکر و مونث در چین، قاچاق کودکان و زنان در این کشور بسیار گسترده است. صرفنظر از عواملی مانند فقر اقتصادی، مشکلات اجتماعی، تبعیض، شکاف طبقاتی و … لازم است این پدیده متاسفانه غیرمجرمانه در کشورمان را از نظرگاه حقوقی مورد بررسی قرار دهیم. به هر حال قاضی در چنین مواردی باید با استناد به اصل 167 قانون اساسی با بهره مندی از فتاوای معتبر فقهای شیعه چنین مجرمینی را مجازات تعزیری بنماید و البته این ضرورت؛ وضع قانون صریح در این زمینه را نفی نمی کند.
فرزندفروشی در قوانین جزایی کشور فاقد عنوان مجرمانه است و نخستین پیامد منفی این پدیده، نادیده گرفتن هویت و ارزش انسانی است، در قرون گذشته فروش انسان فقط در چارچوب خاصی به نام بردهفروشی مطرح بود که در حال حاضر موضوع آن منتفی است لذا هیچ دلیل شرعی، قانونی و اخلاقی برای فروش فرزند وجود ندارد و میتوان این امر را زیر پا گذاشتن ارزش انسانی افراد تلقی کرد. دومین پیامد منفی فرزندفروشی عدم محرمیت فرزند فروخته شده با کسی است که او را میخرد، متاسفانه در چنین مواردی علاوه بر حرمت روابط دوطرف، بحث حق و حقوق شرعی و قانونی کودک مانند ارث نیز مشخص نیست و از سوی دیگر زمانی که چنین کودکانی به گذشته خود واقف میشوند سر به طغیان زده و وبال جامعه خود خواهند شد. بنابراین نباید از سوءاستفاده از کودکان در جریان فروش آنها غافل بود چرا که از چنین افرادی به انحای مختلف مانند تکدیگری، سوءاستفاده جنسی و ارتکاب جرم بهرهبرداری خواهد شد و این موارد به عنوان تبعات منفی و غیرقابل جبران فرزندفروشی همواره مطرح است. با این اوصاف آیا نباید از اینکه در قوانین کشور، عنوان مجرمانه خاصی برای فرزندفروشی مقرر نشده است متاسف بود؟ لازم است همانگونه که قانونگذار در قوانین مختلف با احترام به کیان خانواده به عنوان نخستین هسته اجتماع اقدام به وضع مقرراتی کرده است در این رابطه نیز پدیده فرزندفروشی را مورد بررسی دقیق و کارشناسانه قرار داده و به قانونگذاری در قالب قوانین جزایی بپردازد.
