بایگانی مطالب نشریه

سوگواره

چهارمین سوگواره استانی تعزیه ده زیار
زمان : 7 الی 16 خرداد ماه
در سقاخانه و دارالشفاء حضرت ابوالفضل (ع) روستای ده زیار

سینما

ابد و یک روز
نویسنده و کارگردان : سعید روستایی
در سینما آسیا کرمان

پیش بینی پیام ما درست بود کرمان، استان پایلوت اقتصاد مقاومتی شد

پیش بینی پیام ما درست بود
کرمان، استان پایلوت اقتصاد مقاومتی شد
در شماره 620 مورخ دوشنبه 20 اردیبهشت ماه روزنامه پیام ما، پیش بینی کردیم که رییس جمهور در سفر به استان کرمان، این استان را به عنوان استان پایلوت اقتصاد مقاومتی معرفی می کند. این اتفاق روز گذشته در جلسه شورای اداری استان کرمان افتاد. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت، حسن روحانی در این جلسه گفت: اینکه گفته شد کرمان به عنوان یکی از استان های پایلوت برای اقتصاد مقاومتی باشد ما حرفی نداریم و در تهران هم در نشست ستاد هماهنگی اقتصادی بحث کردیم و همانجا هم بحث سه استان مطرح بود. وی با تاکید بر اینکه تمرکز گرایی مفید نیست ادامه داد: اینکه همه چیز را به مرکز ببریم ناصحیح است؛ باید هرچه می شود را به استان ها واگذار کنیم، آنها نسبت به استان خود بهتر می دانند که استعدادها و نیازهایشان چگونه است و بهتر می توانند حل و فصل کنند. رئیس جمهوری گفت: در این کار پایلوت هم هر موردی که دیدیم و یک کار مثبتی صورت گرفت بلافاصله باید به همه استانها منتقل شود یعنی در این پایلوت نباید دو سال صبر کنیم ببینیم چه می شود و سپس به استان بعد برود. روحانی گفت: البته ماه ها پیش با وزیر کشور چندبار بحث کردیم که ما به یکسری استان ها از لحاظ بودجه و هزینه استقلال کامل بدهیم یعنی بودجه و هزینه بر عهده خودشان باشد و آن چیزهایی که باید استثنا باشد را جدا کنیم. روحانی افزود: اشکالی ندارد که درباره شیوه های مختلف فکر کنیم؛ دنیا هم در این زمینه تجربیات زیادی دارد که ما باید دنبال کنیم تا به ثمر برسد. رئیس جمهوری همچنین با اشاره به گفت گوی شب گذشته خود با استاندار کرمان اظهار کرد: به استاندار گفتم بخشی از استان که دارای استعدادهای بیشتر است باید به بخش دیگر مشکلات فراوان دارد، کمک کند و این کار شدنی است. وی با تاکید بر اینکه در کشور نیز باید تعادل ایجاد کرد، افزود: اینکه یک استان بهترین وضعیت و یک استان بدترین وضعیت را داشته باشد، قابل قبول نیست.

پیشنهادهای صفحه‌ی فرهنگ شهروندی پیام‌ما تعطیلات بدون قتل

پیشنهادهای صفحه‌ی فرهنگ شهروندی پیام‌ما
تعطیلات بدون قتل
دوباره آخر هفته فرا رسیده و با این آب و هوای مناسبی که در کرمان شاهد آن هستیم و موقعیت جغرافیایی خوبی که شهر کرمان دارد و دقیقا در محاصره‌ی کوه‌های بسیار زیبا و خوش‌آب و هواست واقعا دشوار است که آخر هفته‌ها و تعطیلات را در خانه ماند و به سکوت و آسایش طبیعت پناه نبرد.
خوشبختانه کرمانی‌ها هم مردم بسیار خوش ذوقی هستند و در حال حاضر هم نسل جوان به طبیعت‌گردی و کوهنوردی و هر از چندی ساعاتی را با خود و طبیعت خلوت کردن علاقمند شده‌اند و برای اثبات این مدعا کافی‌است نگاهی‌ به تعداد زیاد فروشگاه‌های تجهیزات و لوازم کوهنوردی، ورزشی و حتی شکار بکنید که به تازگی مثل قارچ سبز می‌شوند و به لطف اینترنت و شبکه‌های مجازی هم حالا دیگر هر کسی در جیبش یک فروشگاه بزرگ از محصولات مختلف کوهنوردی و شکار دارد، اما مساله‌ی خطرناک اینجاست که اگر تجربه‌ی حتی لمس کردن اسلحه‌ای را داشته باشید می‌دانید که به محض اینکه آن ابزار مرگ‌آور را در دست می‌گیرید(البته اگر اسلحه‌ی خوبی باشد و سایز مناسبی با توجه به اندام شما داشته باشد) احساس می‌کنید این اسلحه بخشی از وجود شما بوده که مدتها گیتی از شما دریغ کرده و حالا ناگهان حوادث دست به دست هم داده‌اند تا این دست سوم که از بدن شما دور افتاده بود به صاحبش برگردد و حتی احساس می‌کنید که این چوب و فلز نبض دارد و قلبش در دست شما می‌تپد و به شکل گریز ناپذیر به شما التماس می‌کند که مرا به کوه و بیابان ببر، می‌خواهید هرچه سریعتر این موجود عاصی و وحشی را با خود به دامان طبیعت ببرید و خودتان را از این شهوتی که به جانتان افتاده خلاص کنید می‌خواهید به سمت چیزی نشانه بروید و با شنیدن صدای شلیک حس کنید که رها شده‌اید و دیگر میلی به هیچ‌چیز ندارید و خواهشی نفسانی از جان اسلحه بیرون جهیده و حالا می‌توانید خودتان و اسلحه نفسی از سر خلاص شدن بکشید و با رخوتی خاص به حاصل تلاش و استرس و ریسک و هزینه‌ای که انجام داده‌اید بنگرید اما این سکه‌روی دیگری هم دارد.
مادری صبح کودکانش را بوسیده و با وعده‌ی فراهم کردن غذا خانه را ترک کرده و وقتی که تازه احساس می‌کند لقمه‌ی دندان‌گیری به دست آورده، ناگهان از دوردست‌ صدای مهیبی بلند می‌شود و مادر با جراحاتی دردناک و با حالتی ترحم بر انگیز به خاک می‌افتد و چشم‌های از ترس از حدقه بیرون زده‌اش جز خاک پیش‌رو چیزی را نمی‌بیند تا شکارچی بالای سرش برسد و با رخوتی خاص کارد شکار را از کمرش باز کند و در مراسمی خون‌بار به قول خودش آن مادر را خلاص کند، در حالی که همه‌ی این تلاش‌ها برای خلاص شدن خودش بوده از شر مساله‌ای دیگر.
می‌توان کارهای دیگری انجام داد و اوقات فراغت را در آغوش طبیعت سپری کرد بدون ساختن تراژدی‌های نوینی و بدون آزار و اذیت رساندن به کوه و یا آن مخلوقاتی که مامن و ماوای ایشان همین کوه و طبیعتی است که ما فکر می‌کنیم برای ما ساخته شده‌است. پیشنهاد پیام ما برای پر بار کردن برنامه‌‌های طبیعت‌گردی آخر هفته‌ها:
پرنده‌نگری یا (Birdwatching)
رفتن به طبیعت و تماشای پرندگان زیبا تفریحی است که ده ها سال است در بین مردم دنیا رواج یافته و علاقمندان فارغ از نوع شغل یا تخصص با شوق و ذوق وافر به این تفریح سالم می پردازند. برخلاف تصور عامه مردم، لازمه پرداختن به این فعالیت پرنده شناس بودن نیست، در این کار علاقه مندی به طبیعت است. کما اینکه زیبایی و رنگارنگی پرهای یک سهره یا زیبایی آواز یک توکا هر بیننده یا شنونده ای را مورد تاثیر قرار می دهد. آرامش و لذت پرنده نگری به حدی است که بسیاری از روانشناسان آن را راه حلی برای آرامش فکری و تقویت روحیه افراد می دانند.
تعداد پرنده نگر های دنیا مرتبا رو به افزایش است تا حدی که در کشورهای انگلیس وآلمان برابر طرفداران فوتبال ، پرنده نگر وجود دارد. در کشور ما نیز روز به روز بر تعداد دوستداران پرنده و پرنده نگری افزوده می شود.
پرنده نگری (Birdwatching) جزء هیچ یک از شاخه های علوم بحساب نمی آید و یک پرنده‌نگر در زمره محققین به شمار نمی رود بلکه پرنده‌نگری یکی از زیر شاخه های اکوتوریسم یا طبیعت گردی است. در واقع پرنده شناس‌ها (Ornithologists) بسیار جزئی تر از پرنده نگرها به پرندگان نگاه می کنند و اهداف مطالعاتی و تحقیقاتی را دنبال می‌کنند در حالی که پرنده‌نگری لذت بردن، تجربه کسب کردن و آموختن از دنیای پر رمز و راز پرندگان است.
چگونه می‌توان یک پرنده شناس شد ؟
با داشتن یک کتاب راهنما ، یک دوربین چشمی و یک دفترچه یادداشت مشاهدات صحرایی، یک راه مهیج آغاز می‌شود. در مرحله بعدی عضویت در یک کلوپ پرنده نگری و شرکت در کلاس‌های آموزشی یا همراه شدن با افراد با سابقه ، در مدت کوتاهی شما را به یک پرنده‌شناس خوب تبدیل خواهد کرد.
از کجا شروع کنیم ؟
شما می‌توانید از همین امروز آغاز کنید. کافی‌است با دقت به فضای سبز حیاط خود بنگرید یا در پارک محل زندگی خود به دنبال پرندگان بگردید یا صدای آنها را گوش کنید. در مرحله اول ممکن است نتوانید تفاوت سار و توکای سیاه را از هم تشخیص دهید اما همین که فرق کلاغ و طوطی را بدانید یعنی اینکه شما راه را آغاز کریده اید. مطمئن باشید که می‌توانید زیرا شما مایه اصلی کار که علاقه است را دارید.
چندی پیش مؤسس و مدیر گروه طرلان در گفت و گو با قدس گفت:
“درآمد پـرنـده نـگـری، می‌تواند جایگزین درآمد شـکـار بشود”
و این مساله‌ای است که باید به آن توجه ویژه‌ای بشود تا شکارچیان را بتوانیم به این کار علاقمند کنیم وی در ادامه‌ی این مصاحبه مطرح کرد:اگر دوربین عکاسی داشته باشید، می‌توانید از پرنده‌ها عکس بگیرید. مراکزی وجود دارد که در آنجا کارشناسان می‌توانند با دیدن عکسها به شما بگویند از چه پرنده ای عکس گرفته اید. یکی از این مراکز، «گروه پرنده نگری طرلان» است که یک سایت اینترنتی فعال هم دارد و مجموعه کاملی از فعالیتها و اطلاعات و امکانات را درباره پرنده نگری به کاربران ارایه می‌کند.
کوهنوردی:
کوهنوردی یکی از ورزش‌ها یا از جمله تفریحات است. برای برخی نیز کوهنوردی به عنوان شغل اصلی یا بخش الزامی شغل اصلی است.
پیمایش مسیرهای فنی در کوهستان، با استفاده از ابزارهای فنی و درگیر شدن با مسیرهای سنگی و یخی را کوه نوردی می نامند. کوهپیمایی به معنای راه پیمایی در کوه است و با کوه نوردی تفاوت دارد. به بالا رفتن یا پایین آمدن به صورت پیاده از ارتفاعات طبیعی کوهپیمایی گفته می‌شود. کوه: به ارتفاعات بیش از ۶۰۰ متر از زمین‌های اطراف هر منطقه کوه گفته می‌شود. قله: بلندترین قسمت هر کوه را قله می‌گویند. یک کوه می‌تواند یک یا چند قله داشته باشد که در یک خط الراس قرار گرفته اند. معمولاً به بلندترین قله، قله اصلی گفته می‌شود و سایر قلل در یک خط الراس را قله‌های فرعی می‌نامند. در کوهنوردی شرط سنی وجود ندارد. در ضمن این رشته ورزشی سن بازنشستگی هم ندارد. هر کسی با هر توانایی می‌تواند به عنوان تفریح یا انجام کار حرفه ایی به کوه برود.

در مغازه های فروش لوازم سربازی چه چیزهایی به درد یک طبیعتگرد می خورد؟

در مغازه های فروش لوازم سربازی چه چیزهایی به درد یک طبیعتگرد می خورد؟
شاید تا به حال ده ها بار از کنار مغازه های فروش لوازم سربازی بی تفاوت رد شده باشید. شاید هیچوقت علاقه ای به داخل شدن به آنها نداشته اید. مثلا اگر اهل تهران هستید، چند بار تا به حال به محله گمرک سر زده اید؟ مغازه هایی که لباس و لوازم سربازی میفروشند بهترین جا برای پیدا کردن وسایل اولیه ی کمپ مانند بطری های آب و کمکهای اولیه هستند. همچنین قیمت های خیلی مناسبی نسبت به سایر فروشگاه ها دارند. اما بهتر است قبل از سر زدن به اینجور مغازه ها، بدانید دنبال چه چیزی هستید. چند تا از لوازمی که همیشه خریدن آنها از فروشگاه های لوازم سربازی به صرفه تر است را برایتان آورده ایم.
شلوارهای سربازی
این شلوارهای خیلی به درد طبیعت گردی میخورند. ضمن اینکه قیمت هایشان واقعا خوب است. شلوارهای نازک و نخی، و یا شلوارهای شش جیب ارتشی، هر کدام که با تیپتان جور در می آیند ما جنس این شلوارها را تضمین می کنیم.
پوتین
حتما پوتین های سربازی خاکی رنگ را زیاد دیده اید. این پوتین های بسیار مقاوم احتمالا گران ترین جنس این لیست خواهند بود ولی باتوجه به موادسازنده شان و ضدآب بودن شان درمقایسه با جنس های بیرونی قیمت خوبی دارند. بعضی از این پوتین ها سنگین وزن هستند و اگر قرار است برای مسافت های طولانی از آنها استفاده کنید، بهتر است به دنبال سبکترین آنها باشید. این اجناس دخترانه و پسرانه ندارند و هر کسی با توجه به سلیقه اش می تواند آنها را به پا کند.
طناب چتربازی (parachute chord)
اگر بتوانید این طناب ها را پیدا کنید به درد همه چیز از جمله فیکس کردن چادر، آویزان کردن غذایتان از درخت و … می‌خورند. وزن قابل تحملشان هم بسیار زیاد است.
جعبه ی مهمات
این جعبه های مقاوم و ضدآب وسیله ی لازم هر ماجراجویی هستند. لوازمی مثل کمکهای اولیه را ایمن و خشک نگه میدارد. باید خوش شانس باشید اگر این وسیله را در یکی از مغازه های لوازم سربازی پیدا کردید.
پانچوهای سربازی
این پانچوهای ضدآب به درد مواقع بارانی در طبیعت میخورند و حسابی انسان را گرم نگه میدارند. به دلیل اینکه این محصولات برای شرایط سخت سربازی و آب و هوای مختلف ساخه شده است، می توانید از اینکه آب داخل آنها نفوذ نمی کند و در عین حال حرکت کردن در آنها راحت است، مطمئن باشید.
پشه بند
اگر بتوانید این پشه بندها را در مغازه های فروش لوازم سربازی پیدا کنید خیلی به دردتان خواهد خورد. مزایای پشه بند را هم که همه میدانند.
کلاه
این کلاه ها در جذب رطوبت و مقاومت از کلاه های دیگر بهترند. و خیلی هم ارزان هستند. شاید کلاه را بتوان از هر جایی تهیه کرد، اما عموم این کلاه ها قابل تنظیم برای سایز مختلف سر، و همچنین دارای جیب و یا بند برای گذاشتن وسایل کوچک هستند.
اینها تنها یک سری از اقلامی است که می توانید از فروشگاه های لوازم سربازی تهیه کنید.
منبع/گردالی.کام

خبر

آسیب دیدن
دانش آموز بجنوردی در اثر تنبیه
علی قلی زاده مسئول روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش خراسان شمالی گفت: اداره رسیدگی به شکایات از ابتدا این موضوع را پیگیری کرده و مدیریت آموزش و پرورش بجنورد نیز در حال بررسی ابعاد مختلف این حادثه است. وی تاکید کرد: پرونده بررسی و پیگیری آسیب دیدگی علیرضا شاهدی دانش آموز ابتدایی در اداره رسیدگی به شکایات آموزش و پرورش بجنورد به منظور نتیجه قطعی تشکیل شده است. در مورد روز حادثه به نقل از فرزندش گفت: در روز حادثه فرزندم کلاس ورزش داشت و هنگامی که برای گرفتن توپ پیش معلمش می رود که معلم از او می خواهد تا پایان ساعت کلاس صبر کند هنگامی که علیرضا برمی گردد که سرجایش بنشیند معلم با عصبانیت لگدی از پشت به وی می زند که ضربه شدید پا به آلت تناسلی وی برخورد می کند و نقش بر زمین می شود. بنابر اظهارات پدر این دانش‌ آموز شدت ضربه به حدی بوده که فرزندش پس از برخاستن از زمین دیگر قادر به راه رفتن و نشستن نبوده اما با این حال او را از ساعت 15 تا 17 در مدرسه نگه می دارند تا اینکه مادرش از این موضوع مطلع می شود و وی را به اورِژانس بیمارستان می‌رساند.وی درباره جزئیات این حادثه اظهار کرد: فرزندش از 19 اردیبهشت ماه در بخش جراحی 2 بیمارستان امام علی (ع) بجنورد بر اثر شدت جراحت وارده بستری است و طی این مدت به جز مدیر مدرسه از آموزش پرورش کسی برای خبرگیری به سراغشان نرفته است.
بر برگزاری دوره‌های آموزشی دفاع شخصی بانوان شاغل در ناجا
رقیه انصاری رئیس کمیته دفاع شخصی بانوان ناجا در حاشیه مراسم اختتامیه دوره آموزشی فنون دفاع شخصی بانوان شاغل در ناجا، خانواده کارکنان و پلیس های افتخاری استان یزد، ضمن تاکید بر لزوم برگزاری این دوره ها برای بانوان شاغل در ناجا افزود: این دوره تاکنون در 9 استان کشور با حضور اساتید برتر دفاع شخصی ناجا برگزار شده است. وی، با بیان اینکه این دوره نیز با استقبال بسیار زیادی از سوی بانوان شاغل و خانواده آنها روبرو شد خاطرنشان کرد: با توجه به ماموریت هایی که کارکنان پلیس زن در آن حضور دارند، برگزاری این دوره ها بسیار مورد نیاز است. انصاری تصریح کرد: در این دوره، سه روزه آموزش هایی از قبیل حرکات با تونفا، دستگیری متهم، دفاع در مقابل اجسام سخت توسط دو تن از مدرسان دفاع شخصی ناجا به صورت عملی برای شرکت کنندگان ارائه شد. رقیه انصاری، برگزاری این دوره را نیاز استان ها و پلیس برشمرد و بر ادامه روند برگزاری این دوره ها در استان ها تاکید کرد و افزود: کلاس های آموزشی دوره های دفاع شخصی باید به طور مستمر برای بانوان پلیس که در امورات اجرایی فعالیت دارند برگزار شود.
تنبیه خشن یک دانش‌آموز در شهرستان شوش
اخیرا فیلم ویدئویی از تنبیه خشن یک دانش آموز دبیرستانی توسط معلمش در شهرستان شوش در رسانه‌ها منتشر شده است. مجتبی دیناروند، رئیس آموزش و پرورش شهرستان شوش ضمن تایید این خبر اظهار کرد: متاسفانه این خبر صحت دارد و یکی از همکاران ما سر کلاس به واسطه شیطنت یکی از دانش آموزان عصبانی شده و کنترل خودش را از دست می‌دهد و اقدام به تنبیه بدنی وی می‌کند. وی افزود: این اتفاق به هیچ وجه مورد تایید ما نیست و از مشاهده چنین تصاویری به شدت متاثر شدیم. رئیس آموزش و پرورش شهرستان شوش با بیان اینکه معلم خاطی را فراخوانده‌ و تذکرات لازم به او داده شده است گفت: پرونده این معلم تکمیل و به هیئت تخلفات استان ارسال شده است تا پیگیری قانونی از طریق هیئت تخلفات انجام شود. دیناروند ادامه داد: البته ناگفته نماند این معلم پس از این اتفاق ابراز پشیمانی کرده و از خانواده این دانش آموز قبل از انتشار این فیلم عذرخواهی کرده بود. وی با بیان اینکه این فیلم توسط یکی از دانش آموزان در کلاس ضبط شده است گفت: همراه داشتن تلفن همراه تخلف است و با این دانش آموز هم برخورد لازم صورت پذیرفته است.

فروزان سرپرست دادسرای اطفال تشریح کرد: نگاهی متفاوت به پرونده قتل ستایش

فروزان سرپرست دادسرای اطفال تشریح کرد:
نگاهی متفاوت
به پرونده قتل ستایش
رکنا: سرپرست دادسرای اطفال گفت: گذاشتن یک طبقه در اختیار قاتل ستایش و آزادی موبایل و اجازه بزرگسالان به پسرشان برای استفاده از مشروبات الکلی، باعث بروز این حادثه شد.
فروزان سرپرست دادسرای اطفال در همایش «آموزش حقوقی به دانش‌آموزان» گفت: در سرشماری سال 90 حدود 23 میلیون جمعیت زیر 18 سال داشتیم که تا پایان سال 94 باید به 25 میلیون نفر رسیده باشد که حدود سه میلون نفر از آن‌ها در تهران هستند.
وی با اشاره به حق کودکان گفت: در سال 93 حدود 256 هزار سقط جنین صورت گرفته که فقط 6 هزار مورد آن قانونی بوده است و 250 هزار مورد آن غیرقانونی بوده است.
وی با اشاره به قاتل پرونده ستایش گفت: در جلساتی که با امیرحسین قاتل ستایش داشتیم مشخص شد که گذاشتن یک طبقه در اختیار پسر 16 ساله و آزادی موبایل و فیلم های مستهجن و اجازه دادن بزرگسالان خانواده به پسرشان در استفاده از مشروبات، باعث انحراف وی شده است. گرچه ممکن است وی بگوید در آن لحظه در اثر مستی، اراده‌ای نداشته، اما باید قوانین یادآوری می‌شد و دختر شش ساله هم در این صورت به راحتی به وی اعتماد نمی‌کرد و این اتفاق نمی‌افتاد.
فروزان ادامه داد: طبق قواعد دین اسلام، آموزش‌های همگانی وظیفه حکومت اسلامی است و در اجرای آموزش‌های حقوق همگانی برنامه ویژه‌ای داریم تا برای جمعیت کمتر از 18 سال آموزش‌های حقوقی و قضایی را اجرایی کنیم.
سرپرست دادسرای اطفال تصریح کرد: اگر برای جوانان و نوجوانان برنامه ریزی های آموزشی جدی نداشته باشیم در مواجهه با محرک های خطرناک فضای مجازی دچار آسیب و خطرات عدیده ای می شوند؛ در واقع ما با قشر عظیمی مواجهیم که در سن جوانی و نوجوانی قرار گرفتند، اما به دلیل شرایط خاصی که دارند مانند بی‌تجربگی، وابستگی‌های عاطفی و غیره با خطرات عدیده‌ای روبرو هستند.
فروزان با بیان اینکه ما به درستی زمینه رشد و پویایی نوجوانان را آنگونه که باید فراهم نکردیم و ممکن است منجر به بروز بحران شود، ادامه داد:‌ در دهه شصت رقابت نوجوانان در امور معنوی بود و امروز به نوعی وارونگی ارزش‌ها در بین نوجوانان شایع شده و انجام بعضی از کارهای هنجارشکن در بین نسل نوجوان رقابت محسوب می شود و چه بسا یک نخبه علمی در زمان فعلی به ندرت مورد اقبال جامعه باشد، در حالیکه جامعه و حتی رسانه ملی برنامه های اساسی را به هنرمندان و بازیگران اختصاص می دهند.
وی افزود:‌ توجه به برخی از رفتارهای افراطی موجب وارونگی ارزش‌هاست و ارزش‌های معنوی و نسل عالم و قانون‌مدار به مراتب از سرمایه های معدنی و ذخایر نفت ارزشمندتر است.
سرپرست دادسرای اطفال خاطرنشان کرد: دادسرای اطفال به نام شهید فهمیده، شهید 13 ساله کشورمان است که به فرموده بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران او رهبر 13 ساله است.
فروزان یادآور شد: هنرمندان ما در فیلم‌های تلویزیون، اولین پیام‌شان ترویج ارزشهاست. وقتی اعلام می شود که به عنوان مثال هفت بازیگر به‌نام در محل نامناسب و غیر اخلاقی دستگیر شدند سئوال ایجاد می‌شود که شما با این همه هزینه که پیام آور بودید، چرا به این ناهنجاری‌ها دامن می‌زنید.
وی ادامه داد:‌ سن نوجوانی ما بین دوران کودکی و جوانی است؛ نه مانند کودکان فاقد مسئولیتند و نه مانند جوانان در آستانه پذیرش مسئولیت هستند، به همین دلیل مجامع بین المللی قوانینی برای کودکان و نوجوانان وضع کردند که مهمترین این قوانین کنوانسیون حقوق کودک است.
سرپرست دادسرای اطفال با اشاره به پیوست جمهوری اسلامی ایران در سال 1372 به کنوانسیون حقوق کودک، گفت: تقریبا از 195 کشور، 193 کشور به این کنوانسیون پیوستند و آن را امضاء کردند. 4 اصل اساسی و پایه در این کنوانسیون وجود دارد که اولین اصل آن حق حیات برای کودکان است؛ چرا که حق حیات در قوانین ما مقدم است.
فروزان یادآور شد: طبق این کنوانسیون استثمار جنسی و بهره برداری اقتصادی و کاری از افراد زیر 15 سال و اعدام ممنوع است.
وی ادامه داد: اصل دوم، بحث آموزش قانون و عدم تبعیض بین کودکان اعم از دختر و پسر و سیاه و سفید و … است. این اصل در سابقه تمدنی و دینی ما محفوظ است. اصل سوم نیز حق مشورت و مشارکت اطفال و نوجوانان است که در آموزه‌های دینی ما تاکید شده است. یعنی کودک حق اظهارنظر و مشورت دادن دارد. همچنین ناگفته نماند قانونگذار توجه ویژه‌ای در قانون آیین دادرسی سال 92 و قانون مجازات اسلامی سال 92 در بحث حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان داشته است.
سرپرست دادسرای اطفال با اشاره به اصل چهارم که اصل رعایت مصالح عالیه حقوق کودک در قوانین داخلی و سیاست جنایی و کیفری است، گفت: این اصل از مهمترین اصول است؛ چرا که ضرورت دارد مراجع ‌آموزشی و متولیان حقوق کودک – 19 نهاد متولی حقوق کودک اعم از آموش و پرورش، شهرداری، بهزیستی و … هستند – مصالح عالی حقوق کودک را رعایت کنند.
فروزان با یادآوری عزم قوه قضاییه به آموزش حقوق کودک، گفت: لازم است در آموزش به کودکان و نوجوانان پیمان نامه حقوق کودک و انطباقش با قوانین داخلی را در نظر بگیرند تا این موارد مهم در حقوق کودک و آموزش‌های آن را به والدین نیز انتقال دهیم؛ لذا باید تمام کسانی که با اطفال و نوجوانان سر و کار دارند به این پیمان‌نامه داشته باشند.
وی یادآور شد: به عنوان مثال دختر 12 ساله‌ای را به مجتمع ما آورده بودند که یک شب 3 پسر با وی اقداماتی را انجام داده بودند. کار مددکاری که انجام شد، متوجه شدیم اولین مشکل برای وی در اثر ندانم‌کاری والدین بوده که وی شروع به آرایش های نامتناسب می کرده و همین امر باعث اعتراض والدین شده بود که از خانه بیرون می آید و زمینه انحراف وی فراهم می شود. یک نفر او را می بیند و به عنوان اینکه مامور نیروی انتظامی است جلوی کلانتری می‌برد و وی گریه می ‌ند، این فرد که خود را مامور نیروی انتظامی معرفی کرده بود برای او شرط می گذارد و نهایتا وی را مورد تجاوز قرار می دهد؛ لذا یک اشتباه جزیی زمینه انحراف وی را به وجود می آورد.
وی ادامه داد: همچنین ناآگاهی نوجوانان در بسیاری از موارد موجب می شود که خلافکاران و سارقان حرفه ای، نوجوانان را طعمه اهداف غیرقانونی قرار دهند. به عنوان مثال در این زمینه پسری از شهرستان های دوردست برای کارگری به تهران می آید، ماشینی جلوی وی نگه می دارد و به وی می گوید که من حقوق خوبی به تو می دهم و شما فقط این بسته ها را جابه جا کن. بعد مشخص می شود که بسته ها، بسته های مواد مخدر بوده است. عزیزان توجه کنند که سارقین حرفه ای بعضی از نوجوانان – زیر 18 سال- را تا دم سرقت می برند.
موردی هم بوده که کودک 11 ساله‌ای، 99 مورد سرقت انجام داده که مستوجب حد را داشته است؛ چه بسا که سارقین حرفه ای می دانند قانون ملاحظاتی برای نوجوانان را دارد.
وی در پایان گفت: باید زمینه اینگونه لغزش ها و نیز تفاوت حقوق آنها به نوجوانان آموزش داده شود تا بتوانند با رعایت مصالح عالیه به‌راحتی مورد سواستفاده قرار نگیرند.

شایعه یا واقعیت؛ تنبیه شدید دانش‌آموز بخاطر یادگیری نماز

شایعه یا واقعیت؛
تنبیه شدید دانش‌آموز بخاطر یادگیری نماز
بتازگی تصویری از سوی برخی سایت‌ها منتشر و در شبکه‌های اجتماعی بازنشر می‌شود که ادعا می‌کند یک معلم پرورشی برای آموزش نماز دانش‌آموز را به شدت کتک می‌زند.
عصرخبر به نقل از خبرگزاری فارس: تصویری که در بالا مشاهده می‌کنید با عنوان «تنبیه شدید دانش‌آموز از سوی معلم پرورشی برای آموزش نماز» در شبکه‌های اجتماعی و از سوی برخی سایت‌ها در حال انتشار است. در ادامه ماجرای ادعایی فوق را می‌خوانیم:
«چند روز قبل دبیر پرورشی دبستان شهید نادر مشغول یاد دادن نماز برای دانش آموزان بود که در حین آموزش وضو صحیح به اشتباه به جای مسح سر، ابتدا مسح بر رو پا را انجام داد ولی چون دانش اموزان از معلم خود زرنگتر و فهمیده‌تر بودن به معلم گوشزد کردن که اشتباه کرده و شروع به تمسخر معلم کردن. از آنجایی که دانش آموزان پایه چهارم بودن و نمی‌توانستن جلوی خندیدن خود را بگیرن، با حمله وحشیانه معلم روبرو شدند.
معلم بعد از اینکه چند نفر از آنها رو کتک زد به زرنگ ترین شاگرد کلاس حمله کرده و همانند ابوبکر بغدادی و شاید هم بدتر و وحشیانه‌تر از تمام اعضای داعش کودک بیچاره را مورد ضرب و شتم قرار داده و کودک را بر زمین انداخته و با لگدهای محکم به شکم و کمر و سر و صورت او ضربه زده و بعد که کودک از زمین بلند شده تا برای کمک گرفتن از بقیه معلم‌ها به بیرون از کلاس برود.
این معلم همانند توپ فوتبال چنان لگدی به شکم بچه زده بود که به دیوار برخورد کرد و نقش بر زمین شد و یک ساعت بیهوش شد. با سروصدای بقیه دانش آموزان مدیر سر رسیده و کودک را نجات داد؛ که اگر دیر رسیده بود معلوم نبود کودک زنده بماند.
اما یک روایت دیگری نیز از با این موضوع مطرح شده است که ادعا می‌کند این دانش‌آموز به دلیل بد نوشتن مشق‌هایش از سوی معلم مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. و اما معلم مدرسه این موضوع را به شدت تکذیب کرده ولی در مقابل دانش‌آموز و خانواده وی مدعی ضرب شتم این معلم هستند.
علی قربانی رییس اداره اطلاع‌رسانی آموزش و پرورش لرستان در خصوص آسیب دانش‌آموز لرستانی از طریق تنبیه بدنی گفت: این وضعیت در حال پیگیری است و هنوز به طور قطع نمی‌توان آن را به معلم نسبت داد.
وی ادامه داد: طی یک هفته گذشته که این اتفاق برای دانش‌‌آموز افتاده همچنان پیگیر هستیم تا از حقوق دانش‌آموز و یا معلم دفاع کنیم. به محض وقوع حادثه خواستار توضیحاتی از سوی معلم شدیم که وی این اتفاق را تکذیب کرد.
قربانی اظهار داشت: شواهد حاکی از آن است که جراحات روی بدن دانش‌‌آموز اثر ضربه نبوده و بیشتر شبیه حساسیت پوستی و یا فصلی است و با توجه به اینکه خانواده دانش‌آموز اقدامی برای بررسی تخصصی این مشکل نمی‌کنند هنوز تصمیم‌گیری جدی نکردیم.
رییس اداره اطلاع‌رسانی آموزش و پرورش لرستان بیان کرد: شواهد حاکی از غلبه مسائل قومی- قبیله‌ای و مسئله آموزشی بوده و با توجه به پیگیری‌های هر روز آموزش و پرورش به محض آنکه خانواده دانش‌‌آموز تمایل به بررسی تخصصی این وضعیت داشته باشند به کمک مراجع مربوطه و پزشک قانونی از منشأ جراحات آگاه می‌شویم و در صورت بروز تخلف با فرد خاطی به طور جدی برخورد می‌شود.

سرنوشت سوخته زنی به نام مهین !

سرنوشت سوخته زنی به نام مهین !
زن لاغر اندام وقتی عکسش را نشان داد مات و مبهوت مانده بودم. باورم نمی شد این تصویر زنی است که روبرویم ایستاده است.
مهین لبخند تلخی بر چهره داشت. با غرور به عکسش نگاه می کرد ؛ چندبار این جمله را تکرار کرد:
– ببین، این عکس منه، چه تیپ و قیافه ای داشتم،همه دوستام حسرت می خوردن که چشم و ابروی من رو داشته باشن، همکلاسیام عشق می کردن باهاشون دوست بشم و جواب سلا مشون رو بدم، هیچی از خوشگلی کم نداشتم ولی … .
زن عکس پشت زمینه رنگی را توی کیفش گذاشت. کیف قهوه ای رنگ و رو رفته ای که با یک تکه نخ به گردنش آویزان بود.
نمی توانست روی پاهایش بایستد، بدنش می لرزید، زانو زد و روی زمین ولو شد و… .
او در کمتر از 6 سال به فلاکت و بدبختی دچار شده است. به صورتش که نگاه می کردی می ترسیدی. زیر چشم هایش کبود شده بود و استخوان گونه هایش می خواست از دو طرف صورتش بیرون بزند. تمام دندان هایش را کشیده است و شاید هیچ کس در نگاه اول باور نکند او زنی 27 ساله است.
قصه غم بار زندگی مهین درس های عبرت آموزی دارد . برای پدرها و مادرها و برای آن زنانی که فکر می کنند با یک مشکل، دیگر همه چیز خراب می شود و راهی برای بازگشت وجود ندارد.
مهین 6 سال قبل تن به ازدواجی اجباری با پسر عمویش داد. پسر عموی معتاد و بی‌مسئولیتی که او را در دوران نامزدی به مصرف مواد مخدر آلوده کرد. پدر و مادرش وقتی فهمیدند چه بلایی سر دختر شان آمده بلافاصله دست به کار شدند. می خواستند برای طلاق اقدام کنند. مهین در دوران عقد باردار شده بود. صبرکردند تا فرزندش را به دنیا بیاورد.
زن جوان دخترش را به دنیا آورد و اسم این بچه معصوم را نازنین گذاشتند.
مهین از شوهرش جدا شد. او با پشتیبانی جانانه پدر و دلداری های مادرش ترک اعتیاد کرد. اما از نظر روحی و روانی همچنان آشفته و به هم پاشیده بود. هر موقع به گذشته ها فکر می کرد اعصابش به هم می ریخت.
تصور می کرد تمام درهای زندگی به رویش بسته شده اند، با خودش می گفت چه کسی می آید یک زن مطلقه که بچه دارد را بگیرد.
تحت تاثیر همین افکار ناامید کننده به دوست دوران تحصیلش پناه برد. مهین توسط این دوست ناخلف به شیشه اعتیاد پیدا کرد.
هیچ کس از این ماجرا خبر نداشت. پس از دوسال، خواستگاری برایش آمد. مردی باوقار و آبرومند، همسرش را در حادثه تصادف از دست داده بود. مهین ازدواج کرد . قرار شد شوهرش، نازنین را مثل دختر خودش دوست بدارد و او نیز برای دو فرزند شوهرش مادری کند.
اما افسوس که اعتیاد به شیشه فکر و روح و روان و جسمش را وابسته کرده بود.
هر روز حالش بدتر می شد. شوهرش خیلی زود فهمید مهین در چه منجلابی دست و پا می زند. او بی برو برگرد طلاقش داد.
دومین شکست ،مهین را به ناکجا آباد کشاند. دخترش را به خانواده اش سپرد. فراری شد. مدتی بلا مکان بود و به وضعیت اسف بار رسید .
خانواده دوباره او را پیدا کردند . به خانه برگشت. همه دست به دست هم داده بودند تا او بتواند خودش را اصلاح کند.
حتی تحت نظر پزشک درمانگر اعتیاد بود. اما دیگر کنترلی بر اعصاب و روان خود ندارد. توهم می زند و حرف های خطرناکی به زبان می آورد.
مهین رفته بود از مغازه ای سرقت کند که دستگیر شد. می گوید دیگر هیچی برای از دست دادن ندارم ، ای کاش می مردم و از این زندگی نکبتی راحت می شدم.
او حاضر نیست دخترش را ببیند . نه این که برای نازنین دلتنگ نباشد بلکه شرم دارد این بچه او را مادر صدا بزند.
یک بار مشکلی در زندگی این زن جوان پیدا شد. او نتوانست واقعیت را بپذیرد . صبرنکرد و امیدش را از دست داد.
با این که پاک شده بود دوباره با پای خودش به باتلاق اعتیاد رفت.
خورشید می آید هر روز ، بعد از هر شب و این ما هستیم که باید حضورش ، گرمایش و نور آن را ببینیم و واقعیت حضور خورشید را نمادی از نور امید در یکایک روزهای زندگی خود بدانیم.
در پایان هر روز نیز ماه در آسمان رخ می نمایاند تابگوید در تیرگی و تاریکی هم مهتاب و ستارگان، زیباترین صحنه را خلق می کنند.
عکس دیروز مهین و چهره امروز او ثابت می کند این زن جوان نه طلوع خورشید را دیده و نه حضور ماه و ستارگان را در آسمان درک کرده است.
گاهی لازم است نقص های خود را بپذیریم ، صبور باشیم و تلاش کنیم خود را اصلاح کنیم.
کاش کژ راهه ای که مهین سرنوشت خود را در آن به آتش کشید نه فقط یک داستان و قصه بلکه غم نامه ای باشد برای پدران و مادرانی که با غرور ،فرزندان خود را مجبور به ازدواج های ناخواسته می کنند و پندی باشد برای کسانی که اگر یک بار دچار مشکل شدند بدانند خداوند در هر مرحله از زندگی درهای امید را به روی ما می گشاید ،باید چشم باز کنیم و راه درست و صلاح را بیابیم.
غلامرضا تدینی راد
خبرنگار پایگاه خبری پلیس خراسان رضوی

سرنوشت مبهم وام 10 میلیونی ازدواج

سرنوشت مبهم وام 10 میلیونی ازدواج

مصوبه وام 10 میلیونی ازدواج با وجود تمامی ادله و مخالفت هایی که شبکه بانکی برای غیرعملیاتی بودن آن مطرح کرد، بزودی در قالب قانون بودجه 1395 ابلاغ خواهد شد. اما مشخص نیست که بانک مرکزی به عنوان سیاستگذار، چه تدبیری برای اجرایی شدن قانونی که یکباره به رشد سه برابری منابع نیاز دارد، می اندیشد و چه زمانی آن را در پیشخوان بانک ها قرار خواهد داد.
به گزارش ایسنا، در حالی بانک مرکزی عنوان می کند که در اواخرسال گذشته بررسی های لازم برای افزایش سقف وام ازدواج از سه به پنج میلیون تومان را نهایی کرده و قرار بوده تا در شورای پول و اعتبار آن را مطرح و مصوب کند که در همین میان، نمایندگان مجلس تصمیم گرفتند تا این وام را از سه به 10 میلیون تومان افزایش دهند. مصوبه ای که با اما و اگر و بعضا مخالفت هایی از سوی شبکه بانکی همراه شد.
کمبود منابع لازم در قالب قرض الحسنه برای تامین نقدینگی لازم اعطای وام 10 میلیونی و حتی سه میلیون تومانی موجود، دلیل بانکها برای غیر عملیاتی بودن آن است. در عین حال که عنوان می شود با توجه به نبود منابع اگر قرار باشد که به یکباره رقم وام تا بیش از300 درصد افزایش یابد، آنگاه باید میزان پرداختی را به یک سوم کاهش داد که خود عاملی برای ایجاد رانت و بی عدالتی بین متقاضیان خواهد شد.
با این حال با توجه به اینکه نمایندگان مجلس دلایل بانکها و بانک مرکزی را نپذیرفته و حتی شورای نگهبان نیز در قالب بودجه این موضوع را تایید کرد،اکنون باید منتظر ابلاغ آن از سوی دولت به بانک مرکزی و سیاستهای این بانک بود. این در حالی است که اظهارات متفاوتی درباره سرانجام اجرایی شدن این وام مطرح است.
آخرین پیگیری ها از مدیران ارشد بانکی حاکی از آن است که با وجود تمام مخالفتی که با رشد سه برابری وام ازدواج دارند؛ اما به هرحال وقتی این موضوع در قالب قانون بودجه درآمده، لازم الاجراست. در عین حال عنوان می شود که باید مجموعه کارشناسان و مدیران بانکی و بانک مرکزی گرد هم آمده و چاره ای بیندیشند که راهکاری برای افزایش منابع ایجاد شود و یا اینکه چاره ای جز کاهش تعداد پرداخت ها با توجه به منابع موجود نیست که خود عامل طولانی شدن صف هایی است که در حال حاضر تا حدود 450 هزار زوج کاهش یافته است.در حالی فعلا سرنوشت مشخصی برای وام 10 میلیونی ازدواج وجود ندارد که حتی در بین برخی مدیران هم امیدی برای اجرای مصوبه وام 10 میلیون تومانی با وجود الزام آن نیست، به طوری که اخیرا یکی از مدیران دفتر برنامه ریزی ازدواج وزارت ورزش و جوانان پرداخت این وام را بعید دانسته و عنوان کرده که وزارت ورزش و جوانان هیچ مخالفتی با پرداخت این وام ها به جوانان در آستانه ازدواج ندارد، ولی بعید به نظر می رسد با این شرایط مالی بانک ها بتوانند در پرداخت وام 10 میلیونی مساعدت کنند.

ازدواج موفق

ازدواج موفق
آرامش گرفتن زوجین از یکدیگر، از اهداف اصلی ازدواج است.درادامه این مطلب به بیان راهکار برای داشتن ازدواجی موفق اشاره می شود که اگرتاملی دقیق نسبت به آنها داشته باشید نتایج مثبتی به دنبال خواهد داشت.
1.تمایزعاطفی از خانواده ای که در آن رشد کرده اند، نه در حد قهر یا جدایی، بلکه تا حدی که هویت فرد از هویت والدین و خواهران و برادران اش متمایز باشد. این یعنی شناخت و پذیرش تفاوتها در طرف مقابل و دستیابی به این نگاه که همسر من فردی مستقل با عواطف و احساساتی مستقل است.
2.همدلی مبتنی بر صمیمیت و در عین حال تعیین حد و مرزهایی در حمایت ازاستقلال هر یک از زوجین این نکته بسیار مهم است، اینکه به شخصیت و خواسته های طرف مقابل احترام بگذاریم و آن بخش هایی که وجه مثبت شان بیشتر است، را حمایت کنیم که این اقدام در افزایش میزان محبت طرفین بسیار موثر است. هرچند مهمتر از این موضوع، بحث شناخت مرزها و علایق طرفین است.حفظ و تمدید احساسات عاشقانه مربوط به ابتدای ازدواج، را باید به نوعی زنده نگه داشت.
3.حفظ حریم رابطه میان زوجین به این معنا که طرفین همواره به این نکته توجه داشته باشند که همسرشان نزدیکترین فرد زندگی شان است پس لازم است به حریم شخصی دونفره شان احترام گذارند و در طی زندگی مشترکشان، همواره به موضوع محافظت از حریم خصوصی خود و همسرشان توجه داشته باشند.
4.ازدواج باید برای طرفین مقوله ای برای رسیدن به آرامش بیشتر باشد، باید به پایگاه امنیت شبیه باشد که زوجین در این پایگاه، بتوانند احساسات خود را بروز دهند. برای دختران و پسران لازم است که قبل از ازدواج به طور جدی به این موضوع فکر کنند.مسلما هر اقدام مهمی در زندگی، باید با انگیزه و هدف مهمی صورت گیرد. بنابراین لازم است تا هر جوانی هدف خود از ازدواج را بشناسد و آنرا به درستی پیدا کند. مسلما آرامش گرفتن زوجین از یکدیگر، از اهداف اصلی ازدواج است، چنانچه آیات قرآن به صراحت به این موضوع اشاره کرده اند و زن و مرد را مایه آرامش و تکامل هم خوانده است.
5.حفظ روحیه نشاط و شادی از جانب زوجین امری ضروری در زندگی مشترک است وباید بر عواملی که خستگی روحی ایجاد می کنند، غلبه کنند. در یک زندگی مشترک موفق، زوجین این توانایی را دارند که به پرورش و تغذیه روحی یکدیگر بپردازند و همواره زمینه ساز آرامش یکدیگر باشند. این بدان معناست که نسبت به ارضای نیازهای طرف مقابل و ابراز تشویق ها و حمایت های مداوم، تلاش کنند.
شاید این مورد در نگاه عده ای از افراد چندان مهم نباشد اما تحقیقات نشان داده اند که حفظ و تمدید احساسات عاشقانه مربوط به ابتدای ازدواج، را باید به نوعی زنده نگهداشت. در بسیاری از موارد یادآوری این خاطرات تاثیر بسیار مثبتی بر رغبت واحساس زوجین در زندگی مشترک دارد. به طور کلی ابراز احساسات به هر نوعی، باید همیشه در زندگی مشترک وجود داشته باشد چرا که چاشنی بسیار دلپذیر برای روابط همسران خواهد بود.

ازدواج قسطی

ازدواج قسطی
اگر از آن قشر جوانانی که همه چیز برای ازدواجشان فراهم است؛ اما باز هم تن به این اتفاق مهم زندگی نمی دهند، بگذریم، شواهد نشان می دهد بخش زیادی از جوانان تمایل به ازدواج دارند؛ اما شرایط آن فراهم نیست. در میان این شرایط هم چه عاملی مهم تر از شغل و درآمد می توان متصور شد تا جوان برای خودش احساس شخصیت مستقل کند و در خود توان تأمین نیازهای یک زندگی برای یک نفر دیگر را ببیند.
روزنامه شرق می نویسد: از دهه هفتاد که وام ازدواج 500هزار تومان بنا نهاده شد تا امروز که قول وام ۱۰میلیونی روی هوا به چند میلیون جوان چشم انتظار داده شده، چند نسل همه امیدشان همین رقم ناچیز بود تا بزرگ ترین اتفاق زندگی شان را با آن رقم بزنند؛ اما آیا این وام در این سال ها توانسته همین نقش ناچیز خود راهم ایفا کند؟ واقعیت این است که آماری از تعداد کل وام های ازدواج در این سال ها و رقم جزئی و کلی آن وجود ندارد.
سه برابرکردن وام ازدواج
ناصر صبحی، مدیرکل دفتر ازدواج و تعالی خانواده وزارت ورزش و جوانان، دراین باره در گفت وگو با «شرق» موضوع تعیین رقمی به عنوان وام ازدواج برای جوانان را چالشی برای دولت ها در همه دوره ها عنوان کرد و گفت: در این مورد آخر یعنی مصوبه مجلس نهم برای پرداخت وام ۱۰میلیون تومانی ازدواج، هیچ پشتوانه مالی برای آن پیش بینی نشده است. سه برابرکردن وام ازدواج از سه به ۱۰میلیون تومان اقدام خوبی است و می تواند امید زیادی را برای جوانان به وجود بیاورد؛ اما اگر دولت توان و امکان پرداخت آن را نداشته باشد، به عکس ناامیدی و بی اعتمادی جوانان را به همراه خواهد داشت.
این مقام مسئول می گوید: همه برای جوانان نیت خیر دارند؛ اما این نیت خیر به تنهایی جواب گو نیست و باید به این فکر کرد که مرجع ومنبع قول هایی که به مردم می دهیم، کجاست. بی برنامگی و نبود مدیریت امور مربوط به جوانان و نیازهای آنها در این سال ها مشکلات این حوزه را دوچندان و شرایط را سخت تر کرده است. او در مقایسه ای بین وام ازدواج و یارانه می گوید: حتی پردرآمدترین افراد معتقدند یارانه حق آنهاست و چون قرار نیست این پول را پس بدهند، از گرفتن آن رضایت دارند و دنبالش هستند؛ اما درباره وام ازدواج قضیه فرق دارد. بخش درخور توجهی از جوانان دهک های بالای درآمدی جامعه سراغ این وام محدود و دردسرهایش نمی روند و درواقع گروه های متوسط و متوسط به پایین درآمدی جامعه به دنبال گرفتن وام ازدواج هستند.
شغل پایدار
این جامعه شناس تأکید دارد که اگر دولت ها در چند دهه اخیر به وظیفه اصلی خود یعنی ایجاد شغل پایدار برای جوانان اهتمام می ورزیدند،دیگر نیازی به این بذل و بخشش ها نبود و می افزاید: وظیفه هیچ دولتی، دادن پول نسیه برای ازدواج نیست و نمونه این کار را در هیچ جای دنیا انجام نمی دهند اما ما در ایران برای شروع یک زندگی نسیه می دهیم.
او می گوید در اسلام مهم ترین مسئله برای شروع یک زندگی از سوی مرد، امکان تأمین شرایط زندگی یک نفر غیر از خودش است امادرحال حاضر جوانان ما شرایط مالی ندارند تا بتوانند برای ازدواج اقدام کنند و این شرایط مالی قطعا با یک وام چندمیلیونی نسیه تأمین نمی شود. مسئله، دادن وام نیست چراکه جوانان بیشتر از وام به کار نیاز دارند. باید از مسئولان پرسید بعد از وام چندمیلیونی که به جوانان دادید تا ازدواج کنند، از فردای روز عروسی چطور بدون کار و شغل هزینه های خود را تأمین کنند؟ قدیمی ها که زندگی بدون توقع داشتندو اغلب کشاورز بودند معتقد بودند خدا روزی رسان است و برکت می دهد اما این در مورد آن جامعه مصداق داشت نه جامعه امروزی که همه کارگر و کارمند هستند و حقوقی ثابت دریافت می کنند.
عمر کوتاه ازدواج
آمار ها نشان میدهد بسیاری از ازدواج ها در کشور ما عمرکمی دارند و این زنگ خطری برای ماست که بدانیم دوران ازدواج هایی که با اصرار بزرگ ترها اتفاق می افتد، چقدر کوتاه است! به همین دلیل ما همواره توصیه می کنیم که بهتر است چنین ازدواج هایی با این شرایط رخ ندهد تا به طلاق هایی از این دست منجر نشود. او می گوید: وظیفه دولت ها همواره ایجاد کارو نه دادن وام بوده اما در این سال ها عکس این اقدام صورت گرفته و حالا نتایج آن در زندگی جوانان ما هویدا شده است و می افزاید: در شرایطی که دولت امکان استخدام و جذب در دستگاه های دولتی و حتی خصوصی را بسته یامحدود کرده، شرایط برای کارهای اقتصادی کوچک و کارآفرینی در جامعه بسیار سخت است و محرومیت و فقر هم بیداد می کند، چطورمی توان به یک جوان امید داد که با این وام می تواند یک زندگی را بسازد. به همین دلیل کاملا مشخص است که این حرف ها نوعی سیاسی کاری و فرارکردن پشت حرف های قشنگ است اما مسئولان باید بدانند که مردم به خوبی این شرایط را می فهمند. او به شرایط تورم در جامعه و رشد آن، تغییرات قیمتی در بخش های مختلف از جمله در حمل ونقل، خوراک، پوشاک و… اشاره کرد وگفت: در شرایطی که عموم مردم و خانواده ها با حداقل حقوق، حداقل زندگی را دارند، نمی توان به جوانان امیدواری زیادی داد تا به ازدواج فکر کنند.
خودمان را گول نزنیم
در عین حال اینکه بگوییم جوانان چون دچار انحراف شده و دنبال دوست دختر و دوست پسر هستند، پس ازدواج نمی کنند. گول زدن خودمان است. اگر خوب توجه کنید متوجه می شوید که جوانان واقعا تمایل به ازدواج دارند. به عنوان نمونه من جوانان تحصیل کرده زیادی را می شناسم که یا بی کار هستند یا با حقوق کمتر از حداقل حقوق اعلامی وزارت کار مجبورند کار کنند، در این شرایط چطور باید پی ازدواج بروند!؟لازم به ذکر است، آمار ازدواج و طلاق، در سال های اخیر پای ثابت آمارهای سیاه و نگران کننده بوده اند و آمار ازدواج که به خودی خود باید آماری خوشحال کننده باشد، با رشد نزولی اش نگرانی ها را بیشتر کرده است. در عین حال موضوع طلاق یکی از مهم ترین مواردی است که همیشه در مورد افزایش آن در کنار سایر آسیب های اجتماعی هشدار داده می شود.
در شرایطی که طبق آمار سازمان ثبت احوال،سن متعارف ازدواج دختران و پسران تغییرات قابل توجه داشته و شواهد حاکی از رشد بیش از ۱۰درصدی سن ازدواج متعارف مردان وزنان است، این شرایط برای تسهیل در ازدواج نه تنها جواب گو نیست که تا حدود زیادی ناامید کننده است.