بایگانی مطالب نشریه
فرمول ایرانی- کروات برای گسترش همکاری ها در پسابرجام
فرمول ایرانی- کروات برای گسترش همکاری ها در پسابرجام
«کولیندا گرابار کیتاروویچ» رییس جمهوری کرواسی که سه شنبه وارد تهران شد، تازه ترین میهمان خارجی مقام های کشورمان است. در سفر سه روزه کیتاروویچ به تهران ضمن رایزنی درباره افزایش سطح مناسبات تهران- زاگرب در زمینه های گوناگون از جمله اقتصادی، چند سند همکاری به امضا می رسد. به گزارش ایرنا در فضای پسابرجام و ادامه سفر مقام های عالی رتبه جهان به ایران، اکنون نوبت به رییس جمهوری کرواسی رسیده است تا به همراه هیات بزرگ اقتصادی در کشورمان حضور یابد. به همراه کیتاروویچ که عصر سه شنبه به تهران آمد، نمایندگان بیش از 50 شرکت کروات از بخش های گوناگون راهی ایران شده اند. در هیات همراه، نمایندگان شرکت های بزرگ مانند شرکت نفت کرواسی (INA) ، شرکت گاز کرواسی (PPD)، شرکت نصب خطوط انتقال برق و دیگر بنگاه های فعال در زمینه های دارویی، عمرانی و … حضور دارند تا با طرف های ایرانی خود به گفت وگو بپردازند. در بیان اهمیت این سفر، خبرگزاری چینی «شینهوا» روز شنبه در گزارشی هیات همراه کیتاروویچ را بزرگترین هیات سیاسی اقتصادی کرواسی دانست که در سال 2016 به یک کشور دیگر می رود. همان گونه که از ترکیب هیات همراه رییس جمهوری کرواسی پیدا است، برای کروات ها در برهه رفع تحریم های بین المللی، توسعه روابط اقتصادی با ایران در دستور کار قرار گرفته است. در اهداف اعلانی سفر نیز گسترش همکاری های دوجانبه، منطقه ای و بین المللی با مقام های بلندپایه کشورمان از برنامه های سفر سه روزه کیتاروویچ به تهران اعلام شده است.
در فضای تحریم های روزافزون بین المللی علیه برنامه صلح آمیز هسته ای، روابط تهران- زاگرب نیز زیر تاثیر اختلاف های فزاینده ایران و غرب و تنگناهای تحریمی قرار گرفت. به عنوان نمونه توافقی که ایران با شرکت نفت کرواسی در سال 2008 با هدف اکتشاف نفت و گاز در 17 میدان گازی کشورمان بسته بود به خاطر تحریم ها اجرایی نشد. با وجود کاهش سطح همکاری های اقتصادی طی سال های گذشته، اراده جمهوری اسلامی ایران و کرواسی برای دستیابی به سطح مطلوب مناسبات پابرجا ماند. در این پیوند، روزنامه «توتال کروشیا نیوز» کرواسی بیست و دوم اردیبهشت ماه نوشت: سال گذشته بازرگانان و سیاستمدارانی از ایران کرواسی را کشوری مهم قلمداد کردند که این نه فقط به خاطر موقعیت ژئوپلتیکی کرواسی بلکه به دلیل آن است کرواسی را کشوری دوست می دانند که هرگز به ایران پشت نکرده است. از این رو، امتیاز خاصی برای کشور ما در مقایسه با سایر کشورها قایلند. جمهوری اسلامی ایران از نخستین کشورهایی بود که استقلال کرواسی را در دهه 90 میلادی به رسمیت شناخت؛ اقدامی سنجیده ای که تاکنون از ذهن مردم آن سرزمین پاک نشده است. با وجود این سابقه مطلوب و نگاه مساعد دوجانبه، سطح مناسبات تجاری و اقتصادی میان 2 طرف قابل قیاس با روابط خوب سیاسی تهران و زاگرب نیست. خبرگزاری شینهوا حجم روابط 2 کشور را بسیار اندک و نزدیک به 4.5 میلیون یورو در سال برآورد کرده است. این در حالی است که تمایل جدی در تهران و زاگرب برای گسترش روابط وجود دارد. اراده برای ارتقای سطح روابط به ویژه در عرصه اقتصادی حتی قبل از برجام نیز دیده می شد. سفر «وسنا پوسیچ» وزیر امور خارجه کرواسی، «دارکو لورنسین» وزیر گردشگی و همچنین « یوسیپ لکو» رییس پارلمان این کشور به ایران پیش از توافق جامع هسته ای نشانگر درجه بالای اهمیت روابط با تهران برای سران زاگرب است.
چند کلمهای برای آشنا شدن با محمد تاجران و پروژهی بسیار جالب او
درخت می کاریم و رکاب میزنیم دنیا را
سرویس سفر پیامما چند وقتیاست که بخشی از زمان خود را بر روی آشنایی با توریستها و جهانگردانی گذاشته که به ایران آمدهاند و تجربیات خاصی داشتهاند و مهربانی و مهمان نوازی ما(علیالخصوص کرمانیها) طرز فکر ایشان را دربارهی ایران تغییر داده و عملا تلاشهای رسانههای مغرض و بدپندار را بی تاثیر کرده و هرچند تعداد ایشان کم است اما هر کدام از ایشان نقش رسانهی قوی و تاثیر گذاری را بازی میکنند و به روشن شدن اندیشهی افراد زیادی کمک میکنند، اما لازم است یادآوری کنم که از نظر ما خیلی هم مرغ همسایه غاز نیست و باید زمانی هم به هموطنانی به پردازیم که وقت و انرژی خود را برای طبیعت، صلح و نشان دادن شخصیت واقعی مردمما گذاشتهاند و در این راه طولانی و پر پیچوخم از هیچ تلاش و از جانگذشتگی دریغ نمیکنند و ما و فرهنگما به شدت به امثال ایشان بدهکاریم یکی از این انسانهای بسیار عزیز محمد تاجران است، سن او از ۳۷ نمیگذرد و در مشهد به دنیا آمده، وی از طبیعت دوستان و اهل سفر مشهور ایرانی است که پروژهی بسیار زیبایی را آغاز کرد به نام “ما به درختان نیاز داریم” وی برای اجرای این پروژه با دوچرخه دورتادور ایران و جهان را رکاب میزند و درخت میکارد و مردم را تشویق میکند به درختکاری و در عین حال هر کس که محمد را ببیند و با روحیهو اخلاقیات وی آشنا بشود خود به خود شیفتهی ایران و ایرانیان میشود و سفر به ایران را در گوشهای از برنامههای آیندهی خود میگنجاند. او همچنان، به دنبال خواسته اش که صلح، حفظ محیط زیست و امنیت کودکان است، میگردد. با محمد تاجران در دفتر ارکیدمهر گفت و گو کردهاند و بواسطهی اینکه ما نتوانستیم وی را پیدا کنیم تا مصاحبهای از طرف پیامما با وی ترتیب بدهیم از آن مصاحبه برای آشنایی بیشتر با وی در این صفحه استفاده میکنیم اما ایمیلی برای وی ارسال کردیم و امیدواریم که به زودی او نیز به مهمانهای ما اضافه شود.
از آغاز سفر، قصد شما جهانگردی بود و مقصد اینقدر دور؟
خیر اول یک سفر پنج روزه در ایران داشتم، بعد از آن سفرم به دور دنیا را با دوچرخه شروع کردم.
جهانگردی را از کجا شروع کردید؟
از سمت آسیا شروع کردم تا تجربه کسب کنم و بعد به اروپا بروم.
چرا؟
اروپا، جای سعی و خطا نیست و باید بدانم که دقیقا چه کار باید بکنم. اما زمانی که به اروپا رفتم، بیشتر در خانه دوستانم اقامت داشتم و فقط چند روز درهتل بودم.
چه شد که این نوع سفر کردن را انتخاب کردید؟
همهی آدمها میل به دیده شدن دارند که مهم ترین انگیزه انسان برای انجام کارهاست. زمانی که کوهنوردی هم میکردم برایم مهم بود که کوهنورد خوبی باشم، تا دیده شوم.
تنها سفر میکنید؟
یاد گرفتم که خودم را قوی کنم، کسی مثل من اگر دو روز جایی بماند باید ریشه بدواند و بتواند با آدم های دور و برش رابطه برقرار کند. شاید فکر کنید که اگر قرار بر دل کندن است پس دل نبستن راه ساده تری است. اما اگر دل نبندیم لذت و عمق رابطه و عشق و دوستی را دیگر حس نمیکنیم.
هر چند وقت به ایران میآ یید؟
من سالی یک بار به ایران میآیم تا خانواده ام را ببینم چون به مادرم قول داده ام که هرسال پیش او باشم.
به کجاها رفته اید؟
تا به حال به 37 کشور رفته ام. به 12 کشور اروپایی، 23 کشور آسیایی و به استرالیا سفر کرده ام. کشورهای امریکایی و افریقایی را هنوز شروع نکرده ام. ممکن است از سال 2014 شروع کنم.
در مجموع چند کیلومتر رکاب زدید؟
در این هفت سال نزد کی به 44000 کیلومتر رکاب زدم.
در سفرها، کجا اتراق میکنید؟
اگر آدمها نباشند، در جاهای قشنگ و خوش منظره چادر میزنم، اما در جایی که انسانها زندگی میکنند، نزدیک آنها چادر میزنم تا مراقبم باشند و بتوانم با آن ها ارتباط برقرار کنم.
تا به حال دچار مشکل یا حادثه ای جدی نشده اید؟
نه! خوشبختانه برایم اتفاق بدی نیفتاده است.
عکاسی را کجا آموختید؟
عکاسی را از یکی از بهترین عکاسها یعنی ابراهیم صافی، یاد گرفتم. وقتی که عکاسی را یاد گرفتم او به من پیشنهاد همکاری داد. هر چند قبول نکردم اما فهمیدم که عکاس خوبی هستم که چنین پیشنهادی به من داده شده.
عکاسی باید برایتان منبع درآمد خوبی باشد.
من عکس هایم را نمیفروشم. اما اگر کسی بخواهد مجانی میدهم.
به نظر میرسد کسانی که مثل شما سفر میکنند، افراد مرفهی هستند و نیازمالی ندارند؟
من سه سال داشتم که پدرم را از دست دادم، با توجه به اینکه مادرم خانه دار بود،از نظر اقتصادی شرایط متوسطی داشتیم. سفر کردن با دوچرخه نشانه مرفه بودن نیست. اول اعتماد به نفس خود را بازیافتم و بعد به سفر رفتن پرداختم.
پس هزینه سفرتان را چگونه تامین میکنید؟
من بر روی یک پروژه آموزشی کار می کنم با عنوان ما به درخت ها نیاز داریم. بر اساس این پروژه، در شهرهای مختلف به مدارس می روم و کلاس های آموزشی با هدف بالا بردن آگاهی بچه ها نسبت به محیط زیست اطرافشان برای آن ها برگزار می کنم. یک سری از انسان ها در جاهای مختلف دنیا به این پروژه علاقمندند و به من برای هزینه سفرم کمک می کنند.
در مشهد هم مردم دوچرخه سوارمیشوند؟
در شهر مشهد نه تنها مردها بلکه خانمها هم دوچرخه سواری میکنند. امکان ندارد روزی بیرون بروید و دوچرخه سوار خانم نبینید.
به یاد ماندنیترین خاطره در سفرهایت کدام است؟
در اروپا برای تدریس به مدرسه ای میرفتم. ۱۰ ماه بعد از این که از اروپاخارج شده بودم، بچه ها کتاب های دست دوم را از خانه هاشان جمع کردند، بعضی از مادرها هم شیرینی پختند و در مدارس شیرینیها وکتاب ها را در بین خود فروختند و پولش را برای ادامه سفرم فرستادند.
روزگار و زمانه ندا، بعد از تعرض معلم روستا: بغضی که ویران کرد
روزگار و زمانه ندا، بعد از تعرض معلم روستا:
بغضی که ویران کرد
ندا، دختر 9ساله روستای قرهمحمد از توابع خدابنده زنجان، کسی است که تعرض معلماش را فریاد زده است. فریادی که احتمالا حالا دیگر هر کسی در ایران شنیده است.
مدرسه روستای قرهمحمد در کنار خانه بهداشت، تنها ساختمانهای به نسبت امروزیتر این روستای کوچک هستند. روستایی در فاصله 3کیلومتری زرینرود از توابع خدابنده زنجان. مدرسه یک معلم، ناظم و مدیر و در واقع یک همهکاره داشته و 14 دانشآموز. 11 پسر و 3 دختر.
14 دانشآموز حداکثر 12ساله سینه به سینه در جمله (رازی را مگو) زیستهاند که توان ذهنی و روانی بزرگسالها هم کفاف تحملش را نمیدهد. 14 کودک، درگیر رازی شدهاند که اشک به چشمهایشان نشانده، خواب را از چشم یکیشان ربوده و کابوس برایش به همراه آورده، حداقل یکی را افسرده کرده، پای چندتای شان را برای حقخواهی یا شهادت به دادگاه کشانده و البته همه را وارد دنیای آدم بزرگها کرده است و کودکیشان را ربوده. خوشآمدید! این دنیای واقعی است. چه کسی بهتر از یک «معلم» میتواند این دنیا را بیاموزاند؟
ندای 9ساله تنها دانشآموز کلاس چهارم دبستان مدرسه 22 بهمن بوده. تا همین چند روز پیش، حتی بعد از 11 اسفند. همان روز واقعه. روزی که سرانجام راز مگو از سینه کودکانه او بیرون میآید. اتفاقات پیش از آن را اهالی با کلمه مودبانه «شهوترانی» توصیف میکنند. همین کلمه را هم آرامتر از دیگر کلمات استفاده کنند، انگار که بخواهند از ترسناکی اتفاق کم کنند. حالا در فرهنگ لغات قرهمحمد شهوترانی را میشود اینطور تعریف کرد: «تعرض معلم به دانشآموز دختر 9ساله با استفاده از دست». گفته میشود معلم در رایانه دفتر مدرسه فیلمهای مستهجن داشته است و پیش از «شهوترانی» دانشآموز را پای آن مینشانده. رایانهای که حالا معلوم نیست کجاست؟
معلم، آن روز هم ندا را به دفتر برد تا «شهوترانی» را شروع کند؛ دخترک گیر افتاده بود. معلم او را برای لحظاتی رها کرد، برای آن که روزنامه بیاورد، روی زمین بیندازد و …. ندا اما از همین فرصت استفاده کرد، به سمت در دوید، کلید روی در را چرخاند و باز هم دوید. ندا دوید، فرار کرد و به خانه رفت. ترسید و دوید. ندا تا خانه دوید و صورتش میتوانست به مادرش نشان بدهد که اتفاقی افتاده است. مادرش تصور کرد معلم او را کتک زده. پرسید و اصرار کرد دخترش حرفی بزند. دخترش مقاومت کرد. «سرم درد میکند». احتمالا دست معلم روی دهانش را یادش میآمد یا تهدیدهایش را. تهدیدهایی با چاقو، یا تهدید به تجدیدی که البته دیگر در مدارس ابتدایی از آنها خبری نیست. تهدیدهایی که خانواده ندا آنها را برملا کردهاند. دیگران اما دوست ندارند به صراحت درباره تهدیدهایی دیگر صحبت کنند: «فلانت میکنم و بهمانت میکنم… آدم نمیتواند بگوید.»
اصرار مادر اما سرانجام نتیجه داد. دختر قرآن آورد و از مادر خواست قسم بخورد که به پدر چیزی نمیگوید. مادر سرانجام قسم خورد به پدری که برای کار به جایی دیگر رفته است چیزی نگوید. «اگه به بابا بگی من رو میزنه». گفت و البته که بابا دلیلی برای زدن دخترش نداشت.
برای این دختر و خانواده او، هر دختری که گرفتار چنین اتفاقی میشود و خانوادهاش دو راه وجود دارد. اغلب راه اول را انتخاب میکنند: همه چیز را به سکوت بگذرانی چرا که پای آبروی دختر در میان است. ترس از حرف مردم، ترس از نگاه آشنا و غریبه بسیاری از خانوادههای قربانیان تجاوز یا تعرض را به این سمت سوق میدهد. نگاهی که میشود در این جمله پیدایش کرد: «بعد از شکایت هم برخی به خونواده ندا گفته بودن بیخیال معلم شید. بیشتر آبروی دخترتون میره. ولی اونا گفته بودن طفل 9ساله چه کار کرده که آبروش بره. آبروی اون … میره که این کار رو کرده و بچه هم داره.» همین نگاه است که باعث میشود مرز شایعه و واقعیت مشخص نباشد. آنطور که یکی از اهالی میگوید: «قبلا شایعههایی این اطراف بوده که مثلا اتفاقی شبیه این افتاده. یه بار درباره یک مدرسه هم شایعه بوده. ولی هیچکس نمیدونه این شایعهها واقعیاند یا نه. کسی از کسی شکایت نکرده و چیزی نگفته اگر هم واقعیت داشته. برای همین آدم نمیدونه بگه اتفاقی مثل این افتاده یا نه.»
راه دوم، همان راهی است که خانواده ندا انتخاب کردهاند: شکایت از معلم متعرض. راهی که فعلا به ادامه دادنش هم اصرار دارند. آنها همان روز شکایتشان را در زرینرود ثبت کردهاند و روز بعد هم راهی پزشکی قانونی شدهاند و تا همین الان هم درگیر پروندهای هستند که حالا رازی مگو اما فاش شده است. معلم خاطی، ابتدا بازداشت شد. بعد با قرار وثیقه آزاد شد. بعد دوباره با حکم دادگاهی در زنجان بازداشت شد و دوباره با وثیقه آزاد شد. روایتهایی که از «مبارزهطلبی» او روبهروی خانواده ندا وجود دارد مربوط به زمان آزادی بین دو بازداشت است. هرچند که حالا هم خانواده او به گفته اهالی روایتهایی از سنگپرانی به خانهشان در نیمههای شب دارند.
مقصر کیست؟ آموزش و پرورش یا ….؟
«مقصر آموزش و پروشه. چرا وقتی مدرسه سه تا دختر داره براش معلم مرد میفرستن و معلم زن نذاشتن.» یکی از اهالی زرینرود این را میگوید. در چنین وضعیتی نمیشود برای او توضیح داد که آموزش و پرورش پر از معلمان مرد شریف است. البته که چنین توضیحی چیزی از بار مسئولیت نهاد آموزش و پرورش در خصوص نظارت بر پرسنل خود کم نمیکند. آموزش و پرورش استان زنجان، ابتدا اصل قضیه را نپذیرفت؛ بعدتر گفت نمیتواند به گفتههای دانشآموز اکتفا کند اما معلم اجازه تدریس ندارد و فعلا آموزشوپرورش نمیتواند اقدام دیگری انجام دهد، کمی بعد قول پیگیری داد و از آن به بعد هم همه چیز در سکوت پیش رفته است. تا چند روز قبل هم کسی سراغ این دخترک و خانوادهاش نرفته بودند و وقتی هم که به گفته مادر ندا، دو نفر از آموزش و پرورش مراجعه میکنند، با واکنش منفی مادر مواجه میشوند؛ آخر او عصبانی است و البته غصهدار…: «تو این دو ماه گذشته نگفتین اینا مردهان یا زنده. آدم هستن یا نه. برید، ما به شما احتیاجی نداریم.»
اما این اتفاق تلخ، برای بقیه دانش آموزان هم تبعات داشته ، چرا که چشم بقیه خانوادههای صاحب دانش آموز دختر نیز ترسیده است؛ یکی از اهالی روستا میگوید: «وقتی این اتفاق برای یه دختر میافته، چطور خونواده اون دو دختر دیگه اعتماد کنند و بچهشون را به مدرسه بفرستند. ندا که سال بعد هم اصلا نمیخواد به این مدرسه بیاد. ولی دو دختر دیگر با چه اعتباری به این مدرسه برن؟» با این وصف ندا شاید فقط یکی از قربانیان و البته اصلیترین قربانی این حادثه باشد.
مادر ندا: «ندا شبا کابوس میبینه. کمخواب شده، کمخوراک شده. قبل از این که این اتفاق بیفته هم خیلی وقتا به زور میفرستادمش مدرسه. نگفته بود و ما هم نمیدونستیم. افسرده هم شده. از اون موقع هم مرتب ندا رو بردیم زنجان برای مشاوره. غیر از این که حالا دادگاه و اینا هم میریم. ولی دیگه نمیتونیم ببریمش. اونقدری پول نداریم که بتونیم همه این مسیر رو کرایه بدیم و ندا رو ببریم و بیاریم.»
اینها حرفهای مادر ندا است. بیپولی شاید همیشه اصلیترین مشکل خانوادهای شبیه به خانواده ندا نباشد اما مشکلات اصلی را تشدید میکند. پدر ندا پیش از 11 اسفند سال پیش دورتر از روستا و نزدیک تهران کارگری میکرد. بعد از اتفاق اما کارش را رها کرده تا کنار دخترش باشد و از آن زمان خانواده فقط با پول یارانه زندگی میکنند. «هر بار که میریم زنجان و برمیگردیم باید کلی کرایه ماشین بدیم. هم برای دادگاه و هم برای مشاوره. از پسش برنمیایم.»
وقتی خانواده نمیتوانند از پس کرایههای رفتوآمد برآیند بدیهی است که توان تغییر محیط زندگی ندا را هم ندارند: «بهمون گفتن باید محیط زندگی ندا رو عوض کنیم. خود ندا هم حاضر نیست دیگه برگرده مدرسه قرهمحمد. حتی اگه معلم عوض شه حرفهای بچهها رو نمیتونه تحمل کنه. بچهان دیگه، چیزی هم نمیشه گفت.» با این وجود معلوم نیست که ندا بتواند کلاس پنجم دبستان را هم بخواند. ندایی که درست مثل همه بچهها آرزوهای کودکانهاش را پرورانده است: «همیشه میگفت میخوام دکتر بشم.»
با همه بیپولی، خانواده ندا حاضر نشدهاند در ازای پول رضایت خود را اعلام کنند. «همون اول شکایت، قبل از این که کار به دادگاه زنجان بکشه، برادر معلم اومد و ماشین رو با پول توی داشبوردش گذاشت و گفت رضایت بدین. ولی ما رضایت ندادیم. پیغام هایی هم میرسه که مثلا فلانقدر میدیم رضایت بدین ولی ما پول نمیخوایم.
ما حق بچهمون رو میخوایم.ظ پیگیری شکایت، کاری است که آنها میخواهند ادامه بدهند. برخلاف شاکی دوم آقای معلم که رضایتاش را همان اول اعلام کرد و البته کسی از علتش باخبر نیست؛ برخی میگویند «نمیتوانست تعرض به دخترش را ثابت کند»، بعضی دیگر مثل همیشه میگویند «از ترس آبروشون بود» و هستند کسانی هم که بگویند «رضایتشان را با پول گرفتند».
خانواده اصلیترین قربانی ماجرا یعنی ندا، حالا بیشتر از قبل آنقدر درگیر مشکلات مختلف هستند که نمیتوانند به دخترشان برای از بین بردن اثرات تعرض آقا معلم داستان کمک کنند. مشکلاتی مثل بیپولی، مثل «حرف مردم»، مثل «نادیده گرفتنهای برخی مسئولان»، «مثل قولهای پیگیری بدون عمل». همه مشکلاتی که حرفهای مادر ندا را در بغض فرو میبرد و مبهم میکند.
در هر گوشه از دنیا اگر از این دست اتفاقات رخ دهد معلم به اشد مجازات محکوم و برای همیشه از ارتباط با کودکان منع خواهد شد. امیدواریم در ایران هم این گونه شود.
جوابیه شرکت پیمانکار پل سیدی: خلع یدی صورت نخواهد گرفت
جوابیه شرکت پیمانکار پل سیدی:
خلع یدی صورت نخواهد گرفت
شرکت پیمانکار پل سیدی، در ارتباط با مباحث مطرح شده در جلسه عمومی شورای شهر کرمان جوابیه ای برای روزنامه پیام ما فرستاد.
متن این جوابیه به شرح زیر است:
مدیر محترم روزنامه پیام ما
با سلام و عرض ادب
احتراما ضمن اظهار امتنان و سپاس فراوان از آن نشریه خوشنام که در عرصه اطلاع رسانی فعال ، مؤثر و متعهدانه عمل می نماید و با عنایت به تیتر مندرج در صفحه اول آن در مورخه 27/2/95 و مطلب تکمیلی مندرج در صفحه دوم مبنی بر خلع ید پیمانکار پل سیدی و نظر به رسالت قانونی و اخلاقی آن نشریه در انعکاس واقع بینانه اخبار و اطللاعات، خواهشمند است دستور فرمائید جوابیه آن طبق قانون مطبوعات به همان شکل و فرمت در اولین شماره منعکس گردد. پیمانکار پل سیدی ( شرکت فاران مشرق زمین ) با 12 سال فعالیت مستمر و مؤثر در اجرای پروژه های متعدد و مختلف شهری در شهر کرمان ، سیرجان و مناطق محروم جیرفت و کهنوج، در حالیکه طبق مطلب مشروح مندرج در آن جریده قریب یک میلیارد و دویست میلیون تومان از کارفرما ( شهرداری ) به مدت 30ماه طلبکاراست هرگز برخود برنمی تابد که صرفا بدلیل یکصد میلیون تومان البته به نقل از افراد غیر مطلع عضو شورا بدهی بابت پروژه پل سیدی ، تیتر اول آن مبنی بر خلع ید گردد. ضمن اینکه براساس صورت وضعیت تهیه شده این پیمانکار و با عنایت به اینکه تیرهای فلزی دهانه های اول و دوم پل ساخته و دهانه سوم در حال ساخت میباشد مبلغی بالغ بر 1.5 میلیارد تومان در این پروژه طلبکار میباشد و در صورت پرداخت تنها یک میلیارد تومان از طلب این پیمانکار در هر یک از پل های باقدرت یا سیدی در این مرحله شاهد افتتاح پروژه در مهر ماه سال جاری خواهیم بود. لذا با عنایت به عرصه رقابت بین شرکت های پیمانکار صرفا طرح یک موضوع در شورا در حالی که هنوز هیچ خلع یدی صورت نگرفته و به نظر این شرکت براساس مستندات ، مدارک و صورت وضعیت های موجود و واقعی هرگز صورت نخواهد گرفت درج این عنوان خلاف قانون ، شرع و اخلاق است و از طرفی در مطالب ضد نقیض منتشره طی مطلب مندرج در شرح تیتر که خود گویای عدم انجام هرگونه خلع ید بوده و درج این عنوان که اولویت شماره یک شهرداری کرمان خلع ید از پیمانکار پل سیدی است قبل از اینکه دفاع از حیثیت و دفاع از شهرداری باشد نوعی جفا و حمله به اعتبار شهرداری است گو اینکه درمیان پروژه های انبوه و اقدامات قابل توجه در دست اقدام شهرداری متمرکز شدن بر خلع ید غیر قانونی یک پیمانکار نه نشان از قدرت و صلابت که نشان از عدم تمرکز و احتمالا بیکاری شهرداری دارد.
آمادگی اداره کل منابع طبیعی کرمان برای مقابله با حریق های احتمالی
آمادگی اداره کل منابع طبیعی کرمان برای مقابله با
حریق های احتمالی
رجبی زاده مدیر کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان کرمان در کمیته اطفای حریق از آمادگی اداره متبوع خود در مقابله با حریق های احتمالی مراتع و جنگل های استان خبر داد و افزود: با عنایت به بارندگی های بهاره و ازدیاد علوفه در مراتع و متعاقب آن خشک شدن علوفه های یکساله، احتمال بروز حریق و آتش سوزی در برخی از مناطق مرتعی وجنگلی استان در فصول بهار و تابستان که گردشگران اقبال بیشتری به آن مناطق دارند وجود دارد و به همین منظور تشکل هایی از سازمانهای مردم نهاد، گروه های داوطلب و نیروهای شاغل و بویژه یگان حفاظت سازمان دهی شده و با امکانات موجود در مواقع حریق بصورت کاملا خودجوش و آماده، به مقابله با حریق خواهند پرداخت.
نامبرده با اعلام اینکه قریب 95 درصد از علل آتش سوزی عامل انسانی است از مقوله فرهنگ سازی و ارتقاء دانش عموم در مقابله با پدیده آتش سوزی خبر داد و افزود: در این خصوص با سازمان تبلیغات اسلامی و شوراهای اسلامی در جهت اطلاع رسانی و فرهنگ سازی بوسیله ائمه جمعه و جماعت و اعضاء شوراهای اسلامی مناطق مستعد هماهنگی لازم صورت گرفته و اقلام تبلیغی شامل بروشور، تراکت، نصب بنر و استفاده از رسانه استانی در دستور کار قرار دارد که در این جهت همایش و کارگاه توجیهی سرگروههای اطفاء حریق در نیمه اول خرداد برگزار خواهد شد.
نامبرده با اعلام شماره امداد و نجات جنگل با شماره 1504 از عموم گردشگران و دوستداران طبیعت درخواست کرد که با حفظ و به خاطر شمردن این شماره رایگان که پل ارتباطی مردم و منابع طبیعی است اداره متبوعش را از هر گونه تجاوز و تعدی به منابع طبیعی و آتش سوزی مطلع فرمایند.
سرداران سپیده مادران خورشید
حاجیه بتول انصاری، مادر خورشید امروز دل نوشته من است.
مادر شهید ۲۰ ساله ای که در اخرین نامه اش وپس از براورده شدن ارزویش (دیدار با امام )در تهران وقبل از راهی شدن به جبهه خطاب بِه پدر ومادر نوشت
بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا
بر دلم ترسم بماند ارزوی کربلا …
حاجیه بتول را نه از ان جهت که مادر دلسوخته ای است که همچون دیگر مادران خورشید رنج واستقامت وشکیبایی را انچنان در هم امیخت که صبر را نیز خسته کرد!! بلکه از ان جهت که پیام رسان و ابرو مندی استثنائی بود که وقتی به در گاه ربوبی رسید خواسته اش ودعایش به همراه فرزند شهید ۲۰ ساله اش بلافاصله مستجاب شد تا شوهر وهمراه وهمسفر سالهای اشک وغم وصبوری را نیز در کنار خود ببیند، انتخاب کردم کدام زن وشوهر وعاشق ومعشوق را سراغ دارید که فاصله مرگشان وعروجشان تنها وتنها کمتر از یک روز باشد !!؟
کدام زن وشوهر را سراغ دارید که وقتی یکی می رود دیگری فراق و دوری رافقط وفقط حدود ۲۰ ساعت تحمل کند!
وقتی به مراسم روضه ای که در منزل حاج محمود کامرانی وحا جیه بتول انصاری وبه یاد شان بر پا بود رسیدم زنده یاد دکتر مهدی انصاری عزیز سفر کرده فامیلمان گفت
حاج محمود وقتی بتول خانم را که برای خداحافظی اخر به خانه اورده بودند واینک پس از وداع بچه ها راهی دیارش بود دید دستهایش را به سمت همسر ش دراز کرد ودر حالیکه اشکهایش چون سیل روان بود گفت: بتول خانم ! بِه محمد رضا بگو من دیگر بیش از این طاقت ماندن ندارم، از خدا بخواهید من را هم از این دنیا ببرد!
هنوز چند ساعت از دفن پیکر مقدس حاجیه بتول نگذشته بود که حاج محمود نیز به جمع همسر وفرزند شهید شان پیوست !!
تنها وتنها به فاصله کمتر از یک روز!!
در طوغری و گلزار شهدای سرفراز دولت اباد نوق دو ارامگاه را می بینید در کنار فرزند شهید شان
حاجیه بتول انصاری مادر شهید محمد رضا کامرانی
وفات ۲۲/۹/۱۳۸۸
حاج محمود کامرانی پدر شهید محمد رضا کامرانی وفات۲۳/۹/۱۳۸۸
چه جایگاهی دارند !مادران خورشید در بارگاه الهی
وچه اعتباری دارند شهیدان در بارگاه ربوبی!!
زنده وجاوید باد یاد شهیدان ما …
۲۸ تیرماه سال یاس ۱۳۹۴
سریال غلام لرد
سریال غلام لرد اولین سریال پخش نمایش خانگی در کرمان است. مسعود اشجعی نویسندگی و کارگردانی این سریال را برعهده دارد. به گفته مسعود اشجعی لوکیشن های پنج قسمت اول همه در کرمان فیلمبرداری شده، اما بعد از آن از مکانهای دیگر هم استفاده شدهاست. امیدواریم با حمایت از این سریال بیش از پیش در کرمان شاهد فعالیت های هنری باشیم.
اشک
سایه چشمک
میخوام مال خودم باشم، تو آغوش خودم جاشم
برو از زندگیم بیرون، میخوام با اشک تو همراه شم
میخوام مال خودم باشم، باید از عشق تو واشم
بهم بدجوری بد کردی، میخوام با غصه تنها شم
می خوام مال خودم باشم، نباشی پیشمو باشم
تحمل می کنم حتی، اگه با اشک دریا شم
میخوام مال خودم باشم، برم با ترس ماوا شم
به دور از بودن با تو، برم تنهای تنها شم
بازدید دبیر جشنواره و دبیر کمیته ارتباطات و تبلیغات از برج میلاد
بازدید دبیر جشنواره و دبیر کمیته ارتباطات و تبلیغات از برج میلاد
یاسر سلیمانی دبیر جشنواره فرهنگی اقتصادی کرمان به همراه عباس پورنصاری دبیر کمیته ارتباطات و تبلیغات جشنواره و اعضای این کمیته از برج میلاد تهران، محل برگزاری جشنواره بزرگ فرهنگی اقتصادی کرمان به منظور بررسی سالن ها و استودیوی برج میلاد جهت پخش برخی برنامه های جشنواره از صدا و سیما بازدید کردند.
باید آیینه بدون غباری از کرمان به نمایش گذاشته شود
یزدان پناهمشاور عالی تبلیغاتی و هنری جشنواره بزرگ فرهنگی اقتصادی کرمان گفت: این جشنواره آیینه استان کرمان در تهران خواهد بود و باید این آیینه بدون غبار و سرشار از زیبایی به نمایش گذاشته شود و در بحث تبلیغات سعی داریم غبارها را بزداییم. دکتر یزدان پناه که خالق هویت بصری و پوستر و نشان جشنواره است افزود: استان کرمان با توجه به پتانسیل ها و همچنین با توجه به گذشته و تاریخ غنی که دارد خیلی بهتر از آن چیزی هست که امروز ما آن را نشان داده ایم. وی تصریح کرد: کرمان در ابعاد مختلفی مثل معدن، کشاورزی، صنعت، فرهنگ و هنر و … سرشار از ظرفیت هاست و حرف های زیادی برای گفتن دارد که متاسفانه در این سال ها نگاه خوبی به این ظرفیت ها نشده است.
دکتر یزدان پناه اظهار داشت: جای خوشبختی ست مهندس رزم حسینی استاندار کرمان با کمک تعدادی از جوانان خوش فکر کمر همت به برگزاری جشنواره فرهنگی اقتصادی کرمان بستند. مشاور هنری کمیسیون فرهنگی اجتماعی دبیرخانه کلانشهرهای کل کشور در پایان گفت: در این جشنواره سعی داریم نمای خوبی از استان کرمان را نشان دهیم و امیدوارم همه دستگاه های شرکت کننده در این جشنواره در نمایش نمای هرچه زیباتری از کرمان هماهنگ عمل کنند.
نوجوان مس در تیم ملی
بازیکن تیم فوتبال جوانان مس با دعوت کادر فنی تیم ملی، به دور جدید اردوی آمادهسازی تیم ملی فوتبال جوانان کشورمان دعوت شد.
امیر حسین امیر طاهری بازیکن شایسته تیم فوتبال جوانان مس که در اردوهای قبلی تیم ملی جوانان نیز عملکرد بسیار خوبی داشت، در دور جدید تمرینات این تیم هم حضور خواهد داشت.
این بازیکن باید عصر روز چهارم راس ساعت 18:00 خود را به کادر فنی در هتل آکادمی معرفی کرده تا صبح روز پنجم به بیرجند اعزام شود. این اردو تا روز 12 مرداد ماه برگزار خواهد شد.
اردوهای آماده سازی به منظور حضور تیم ملی فوتبال جوانان در مرحله مقدماتی رقابتهای قهرمانی آسیا برگزار می شود.
ملی پوشان با تیم های نپال، کویت و اردن به رقابت با هم می پردازند. بازیهای فوق به میزبانی مشهد مقدس برگزار می شود.
مس مشکلی برای ادامه فعالیت نقل و انتقالات خود ندارد
روز گذشته از سوی فدراسیون فوتبال اعلام شد که یازده باشگاه لیگ برتری و هفت تیم لیگ یکی به دلیل بدهی در بازار نقل و انتقالات با مشکل مواجه شدهاند. هرچند نام باشگاه مس نیز در بین این تیمها قرار دارد اما مشکل باشگاه مس به دلیل برخی بدهیهای گذشته در این باشگاه چندان بزرگ نیست و این مسئله به سرعت حل خواهد شد و مشکلی، باشگاه مس کرمان را برای حضور فعال در فصل نقل و انتقالات تهدید نخواهد کرد. باشگاه مس بر طبق برنامهریزی قبلی خود کار مذاکره و امضای قراردادها را انجام میدهد و مشکلی از این حیث در رابطه با باشگاه مس وجود ندارد و برخی مسائل که از بدهیهای گذشته نیز باقی مانده است نیز حل و فصل خواهد شد و جای نگرانی از این بابت وجود ندارد. مقامات فدراسیون نیز تلویحا به این موضوع اشاره کردهاند که مشکلات باشگاههای اعلام شده قابل حل است و موضوع حادی که منجر به ممنوع الفعالیت شدن تیمها در فصل نقل و انتقالات شود وجود ندارد.
شیش و هشت همچنان در مس
دو بازیکن کرمانی تیم فوتبال مس رو گذشته در تمرینات این تیم حاضر شدند تا نشان دهند در فصل آینده هم پیراهن مس را بر تن خواهند کرد.
فرزاد حسینخانی و احمد زندهروح روز گذشته در باشگاه مس حاضر شدند و پس از انجام مذاکرات و حاصل شدن توافقات، در تمرین عصر دوشنبه تیم حضور پیدا کردند.
قرار بود قرارداد این دو بازیکن عصر دیروز نیز رسما تمدید شود که به دلیل پایان ساعت کاری این اتفاق به امروز موکول شد. با ماندن کاپیتان تیم مس و جوان اول فصل قبل مس در این تیم، کمربند میانی مس محکم باقی ماند.
امروز نیز کار مذاکرات باشگاه مس با بازیکنان مد نظرش به صورت فشرده و جدی دنبال شد.
استیناف روی اعصاب فوتبال می دود
در حالی که قرار بود این حکم در آخر هفته آینده رسانه ای شود، موضوع به بعد تعطیلات موکول شد و دوباره در روز متوالی به تاخیر افتاد و در حالی که ساعت اداری به پایان رسیده هنوز خبری از اعلام این حکم نیست. به نظر می رسد کمیته استیناف برای اعلام حکم زیر فشار زیادی قرار گرفته است. شاید هم این فشار به جاهای دیگری مثل رئیس یا دبیر فدراسیون منتقل شده و به همین دلیل فعلا خبری از اعلام آن نیست. در هر صورت هر چه که هست این حکم روی اعصاب فوتبال ماست. بخصوص بازیکنان دو تیم پیکان و راه آهن که هر چه می گذرد بیشتر از تاخیر کمیته استیناف کلافه می شوند. در فاصله 8 روز تا آغاز لیگ چه بر سر بازیکنان تیم بازنده این داوری پرسروصدا خواهد آمد. آنها که می خواستند امسال در لیگ برتر باشند و در نهایت باید بازی در لیگ دسته اول را انتخاب کنند. آیا واقعا ادله کافی برای اعلام یک حکم قاطع وجود ندارد یا تخلف یک نهاد مربوط و ذینفع در این ماجرا عامل به نتیجه نرسیدن جلسات قضات حاضر در کمیته استیناف است؟
نایکی کنسل آدیداس در ابهام
در حوزه ورزش آثار سوء تحریمها تا آنجا عرصه را تنگ کرده بود که برای تهیه ادوات و وسایل ورزشی و حتی البسه تیمهای مختلف نیز محدودیتهای دست و پا گیری وجود داشت و همین سبب میشد که ورزش ایران مجبور به استفاده از وسایل و لباسهای شود. فوتبال نیز از این قاعده مستثنی نبود و مشکلات تحریم فدراسیون فوتبال را وادار کرد که برای قرارداد با اسپانسر لباسهای تیم ملی از برند معتبری چون پوما در جام جهانی 2006، به شرکتهای متفرقه و البته بی کیفیتی چون لگیا و آل اشپورت تن بدهد. با برداشته شدن تحریمها حالا فرصتهای جدیدی پیش روی جامعه ایران قرار گرفته و همه حوزهها میکوشند که از این فرصتهای نورسیده بهره کافی ببرند.
مذاکره با آدیداس
محمد درخشان گفت: «برند آدیداس پیشنهادات و نقطه نظرات خودش را به آلمان فرستاده ولی هنوز در این رابطه به منظور جواب نهایی به فدراسیون فوتبال پاسخی نداده است. ما پیشنهادات خود را به آنها ارائه کردهایم و خواستهها و موارد خود را مطرح کردیم. حالا همه چیز بستگی به پاسخ آنها دارد و در هر شرایطی ما به برندی پاسخ مثبت خواهیم داد که شرایط مد نظر ما را فراهم کند.» وی در مورد اینکه گفته بود آدیداس طی چند روز آینده پاسخ قطعی را خواهد داد، گفت: «من هرگز چنین حرفی نزدم و ما هیچگاه برای آدیداس فرصت نهایی تعیین نکردیم که آنها بخواهند پس از چند روز خاص پاسخ ما را بدهند و اصولا فرصت نهایی در مذاکرات مطرح نشده بود.» درخشان درباره سایر پیشنهادهای ارائه شده به فدراسیون فوتبال برای تامین لباسهای تیم ملی خاطرنشان کرد: «برندهایی از ایتالیا و برند نایکی نیز خواستار همکاری با تیم ملی بودهاند اما پیشنهاد دیگری از آلمان در این زمینه مطرح نشده است.» وی افزود: «ما همچنان با هفت، هشت شرکتی که خواهان همکاری با فدراسیون فوتبال ایران هستند در حال مذاکره و نامهنگاری هستیم تا تکلیف برند حامی لباسهای تیم ملی هرچه سریعتر مشخص شود. به احتمال بسیار زیاد طی چند روز آینده تکلیف اسپانسر لباسهای تیمهای ملی فوتبال مشخص خواهد شد.»
علاقهمندی نایکی
این در حالیست که ظاهرا شرکت نایکی آمریکا ابراز علاقهمندی کرده بود که به عنوان اسپانسر پوشاک تیم ملی در صورت لغو تحریمها فعالیت کند. عباس ترابیان دبیر کمیته بازاریابی فدراسیون فوتبال با اشاره به اینکه یک ماه قبل با یکی از افراد بسیار موثر در بخش پوشاک ورزشی ملاقاتی داشتیم، گفت: «شرکت نایکی آمریکا عنوان کرده بود که علاقهمند است به عنوان اسپانسر پوشاک تیم ملی فعالیت کند اما به واسطه فشار دولت آمریکا به دلیل وجود تحریمها نمیتواند در این زمینه فعالیت کند. علاوه بر این شرکتهایی همچون پوما، آدیداس و کاپا ابراز علاقهمندی کرده بودند که به عنوان اسپانسر پوشاک تیم ملی فعالیت کنند اما زمانی که قرار بود بحث جدی شود، به دلیل وجود تحریمها کنار میکشیدند.» دبیر کمیته بازاریابی فدراسیون فوتبال با اشاره به اینکه پس از لغو تحریمها هماکنون باید با تامل بیشتری در رابطه با اسپانسرهای تیم ملی اقدام کنیم، گفت: «در حال حاضر تیم ملی فوتبال ایران در رتبه اول آسیا قرار دارد و با توجه به تفاهم انجام شده در سطح بینالمللی و لغو تحریمها، قطعا پیشنهادات بیشتری برای اسپانسرینگ پوشاک تیم ملی ارائه خواهد شد.»
نگاهی به مهمترین نقل و انتقالات امسال اروپا
نگاهی به مهمترین نقل و انتقالات امسال اروپا
به کوشش وصال روحیان
هر چند پائول پوگبا، مارکو وراتی و کوین ده بروین بزرگ ترین ستاره هایی هستند که در تابستان امسال می توانند بمب انتقالات باشند اما هنوز سرنوشت هیچ کدام از آنها مشخص نیست. در این میان ستاره هایی هم میان باشگاه های بزرگ رد و بدل شده اند که در اینجا به پنج انتقال بزرگ فصل تا به اینجا اشاره می کنیم:
پیتر چک
مورینیو و ونگر دشمن خونی یکدیگر هستند و این امر بر کسی پوشیده نیست اما چلسی در این تابستان بازیکنی را به آرسنال فروخت که می تواند زمینه قهرمانی توپچی ها در رقابت های فصل آینده را فراهم آورد.مورینیو هر چه خودش را به این در و آن در زد تا جلوی این انتقال را بگیرد نتوانست.تیم هایی چون پاریسن ژرمن خواهان پتر چک بودند ولی آبراموویچ مالک روسی استمفوردبریج می دانست چک و خانواده اش می خواهند در لندن بمانند و شاید به خاطر ۱۱ سالی که چک درون دروازه تیمش درخشیده بود این لطف را در حقش کرد تا در لندن بماند و او را به آرسنال واگذار کرد. چک که در۴۸۶ حضورش درون دروازه چلسی ۲۲۰ بار کلین شیت کرده با ۱۰ میلیون پوند و دستمزد هفتهای صد هزار پوند با قراردادی چهار ساله راهی آرسنال شد.این سنگربان ۳۳ ساله که ۳۳۳ بار با پیراهن چلسی در لیگ برتر به میدان رفته از فصل آینده پیراهن شماره ۳۳ آرسنال را بر تن خواهد کرد.کاپیتان تری پس از جدایی چک گفت او می تواند برای تیمش ۱۲ تا ۱۵ امتیاز بگیرد و آرسنال فصل گذشته با اختلاف ۱۲ امتیاز نسبت به چلسی سوم شد و این یعنی کابوسی برای آقای خاص .پس از ینس لمن، چک احتمالا بهترین دروازه بانی خواهد بود که درون دروازه توپچی ها قرار خواهد گرفت.در این سالها آرسنال هرگز دروازه بانی نداشته که مناسب رقابت در قهرمانی های بزرگ باشد اما چک با سابقه قهرمانی در لیگ برتر و لیگ قهرمانان وزنه ای بزرگ برای توپچی ها خواهد بود.
رادمل فالکائو
زمانی نام او لرزه بر اندام هر مدافعی می انداخت اما ببر کلمبیایی پس از جدایی اش از اتلتیکو بیشتر شبیه گربه ای بی آزار شده و اکنون مورینیو با خدمت گرفتن او به نظر می رسد ریسک بزرگی کرده شاید او به آمارهای گذشته رادمل فالکائو دل بسته است. او در ۲۰۰ بازیاش برای پورتو، اتلتیکومادرید و موناکو ۱۵۵ گل زد اما داستان حضورش در منچستریونایتد فاجعه ای محض بود .مهاجم قرضی موناکو در ۲۹ بازیاش برای شیاطین سرخ تنها چهار گل زد. چهار گلی که ۶،۸ میلیون یورو برای منچستر آب خورد. فالکائو پس پارگی رباط صلیبیاش در آستانه جام جهانی برزیل هرگز بازیکن قبل نشد ودیگر از حرکات تند و تیزش در جا گذاشتن مدافعان حریف و اعتماد به نفسش برای زدن ضربات آخر دقیق خبری نیست.فالکائو مطمئنا گزینه نخست برای قرار گرفتن در ترکیب اصلی چلسی نیست و آقای خاص او را برای جانشینی کاستا در مواقعی که او مصدوم است به خدمت گرفته.استمفوردبریج به گورستان مهاجمان معروف است مهاجمان گل زنی چون آندری شوچنکو و فرناندو تورس با آمدن به چلسی به مهاجمانی گل نزن تبدیل شدند اکنون باید دید آیا فالکائو افت کرده می تواند انتظارات مورینیو را برآورده کند یا خیر؟ در قرارداد او این بند وجود دارد که در انتهای فصل قراردادش می تواند دائمی شود و این می تواند بهترین انگیزه برای ستاره سابق تیم دیگو سیمئونه باشد.
باستین شواین اشتایگر
اولین بازیکن آلمانی تاریخ منچستریونایتد باستین شواین اشتایگر هافبک پرافتخار بایرن مونیخ است.اولین بار در سال ۲۰۰۶ شواینی از تمایلش برای تجربه فوتبال در تیمی غیر از بایرن مونیخ سخن گفت اما این در این تیم ماند و سرانجام امسال با قراردادی سه ساله به ارزش ۱۰ میلیون یورو به منچستریونایتد پیوست تا بار دیگر در کنار لوئیز فان خال کار کند. پپ گواردیولا، سرمربی تیم تلاش کرد تا اشتایگر را متقاعد به ماندن در بایرن مونیخ کند اما شواینی میخواست که در سالهای پایانی فوتبال خود وارد تجربه جدیدی شود و بر خلاف شایعات مشکلی میان او و اشتایگر وجود نداشت.شواینی در ۱۳ سال حضورش در بایرن مونیخ ۵۰۰ بار برای این تیم به میدان رفت و ۶۷ گل به ثمر رساند.هشت قهرمانی در بوندس لیگا، هفت قهرمانی در جام حذفی و یک قهرمانی از لیگ قهرمانان از جمله افتخارات کاپیتان تیم ملی آلمان است.تجربه بالای شواین اشتایگر در کنار تجربیاتی که او از کار کردن کنار فان خال دارد می تواند مشکلات یونایتد در خط میانی را تا حد زیادی برطرف کند.حضور شوایناشتایگر به ماتا و هررا اجازه می دهد که بدون دغدغه کمک به خط دفاع به سمت دروازه حریف پیشروی کنند. در رقابت های فصل گذشته اکثر حملات یوناتید از جناحین شکل می گرفت.۳۸ درصد از حمله های این تیم از جناح راست، ۳۵ درصد از جناح راست و تنها ۲۷ درصد آن از عمق بود و حضور شواینی مطمئنا به بهتر شدن آمار نفوذ از عمق کمک خواهد کرد.
ایکر کاسیاس
غم انگیزترین جدایی تابستانه در سانتیاگوبرنابئو رقم خورد جایی که ایکر مقدس پس از ۱۶ سال با چشمانی اشک بار با هواداران رئال مادرید که به او عشق می ورزیدند خداحافظی کرد و به پورتو پیوست.کاسیاس که برای پنج سال متوالی به عنوان بهترین دروازه بان جهان از سوی فدراسیون بین المللی تاریخ و آمار انتخاب شده می خواست در رئال بماند اما پرس او را نمی خواست تا پس از رائول، کاسیاس هم با بی مهری مسئولان مجبور به ترک این تیم شود. مصدومیت کاسیاس در دقیقه ۱۸ بازی بین دو تیم رئال مادرید و والنسیا در فصل ۲۰۱۳-۲۰۱۲ آغاز داستان غم انگیز کاسیاس بود. این مصدومیت باعث شد تا باشگاه با دیگو لوپز قرارداد امضا کند و مورینیو هم پس از حضور لوپز در بازی های رئال گفت باید زودتر از اینها او را به خدمت می گرفته است.کاسیاس بهبود یافت اما مورینیو او را نیمکت نشین کرده بود.آقای خاص فراموش کرده بود که با درخشش ایکر مقدس توانست به اولین قهرمانی اش در رئال دست یابد.در فینال جام حذفی در مستایا کاسیاس به شکلی باور نکردنی ضربه اینیستا را مهار کرد و نقشی اساسی در قهرمانی تیمش ایفا کرد. با آمدن آنچلوتی تصور می شد کاسیاس دوباره دروازه بان اول رئال شود اما کارلتو هم فقط در بازی های لیگ قهرمانان او را درون دروازه قرار می داد و سرانجام هم قضیه آمدن دخه آ جدی شد تا کاسیاس راهی جز جدایی از رئال نداشته باشد.
رحیم استرلینگ
انتقال ۴۹ میلیون پوندی استرلینگ از من سیتی به لیورپول حالا سوژه رسانه های خارجی است. رحیم استرلینگ زمانی که زیر ۲۰ سال سن داشت وبه لیورپول پیوسته بود ، توانست به تیم ملی انگلیس ملحق شود آن هم زمانی که تنها ۱۹ سال سن داشت.آنجا دلها را برد و در نهایت پس از اینکه در ترکیب لیورپول جا افتاد و گلهای زیادی برای این تیم زد و حسابی بین اهالی آنفیلد محبوب و مشهور شد، با انتقالی که رخ داد و از لیورپول به منچسترسیتی رفت، تبدیل به گرانترین بازیکن انگلیسی تاریخ جزیره شد. سوال این است که آیا او پولی که بابتش داده شده را هدر خواهد داد ؟ فقط زمان جواب این سوال را می دهد. هر چند برخی عقیده دارند که ۴۹ میلیون پوند هم برای استرلینگ پول زیادی است اما در هر حال او لقب گرانترین بازیکن انگلستانی لیگ جزیره را به خودش اختصاص داد.
