بایگانی مطالب نشریه
نمایشگاه عکس گروهی در جستجوی آیدا
نمایشگاه عکس گروهی در جستجوی آیدا
مهرداد شمس – ایران عرب زادگان – نغمه نظام الاسلامی – محمد نامدار- جمعه ۳۱ اردیبهشت ماه تا ۶ خرداد ماه
ساعت بازدید ۶ الی ۹ عصر – خیابان شهید بهشتی، بین طهماسب آباد و باغ ملی،گالری یادگاران
اندر حکایت حضور های مجازی گوگل می دونه توی کرمان کار نشده!
اندر حکایت حضور های مجازی
گوگل می دونه توی کرمان کار نشده!
دلواپیش کامانیا
گوگل (به انگلیسی: Google) یک شرکت سهامی عام است که در زمینه- جستجوی اینترنتی، و تبلیغات سرمایهگذاری میکند. این تعریف ویکی پدیا از غول بی شاخ و دمی هست که در دهکده جهانی امروزی ابزار دم دستی شهروندان شده. هر چه را که نمی دانیم به سراغش می رویم. در این میان هستند کسانی که دریافت های خود از گوگل را بی چون و چرا می پذیرند و بالای چشم می گذارند. با همه گیر شدن نرم افزارهای پیام رسان و گل سر سبد آنها«تلگرام» در ایران ، نتایج گوگل بیشتر قیافه حق به جانب به خود گرفته است . گوگل که حالا ۱۸ ساله شده است و پولش از پارو و جارو بالاتر می رود به جای بیشتر ما فکر می کند و نتایجی که تحویل کاربران می دهد حلال مشکلات است. اما این به آن معنا نیست که این موتور جست و جو همیشه حرف راست از دهنش بیرون بیاد. انتشار نتایج یک جست و جوی ناشیانه می تواند در کسری از ثانیه آبروی چندین ساله ات را به باد دهد. پس در کار کردن با این غول اینترنتی مواظب باشید.
نتایج اعتبار دهنده
گروههای مجازی که حالا کم کم هویت خود را در ارتباطات جامعه ایرانی پیدا می کنند ، از جمله فضاهایی هستند که پای گوگل مرتب به آن باز می شود. وقتی موضوعی برای گفت و گو در گروه مطرح می شود همیشه عدهای پیش قرآول اظهارنظر هستند. آنها بی صبرانه مترصد حضور در این فضاهای گپ مجازی هستند که ریسمان صحبت را به دست گرفته و اسب سخن را تا پاسی از شب تازیانه و لگد بزنند. تفاوتی در موضوع بحث هم ندارد. نامبردگان که از قضا تصاویر پروفایل هایشان شبیه هم است و یک جمله حکیمانه به جای عکس بر پیشانی حساب کاربری خود در «تلگرام» دارند از گردشگری ، اقتصاد و مدیریت می دانند تا سیاست و مذهب و کانی شناسی لایه های زیرین هسته سوم در عمق سیاره چی چی کمپلوس! این عده که شاید بلا بدور خود ما هم از آن دسته باشیم بعد از هر مخالفتی که به متن کپی شده و یا نوشته شده شان شود دست به دامان گوگل می شوند. شکلک های تعجب و خشم و دهن دره را سریع تایپ کرده و رو به منتقد می گویند:«آقای محترم شما برو توی گوگل سرچ کن ببین چی میشه» و این چنین است که انگار حجت را بر اعضای گروه تمام کرده و نشانی اصیل ترین منبع را کف دست حضار گذاشته اند .
گروههای استاندار
استاندار کرمان بعد از طرح «مثلث توسعه» حالا چند ماهی می شود که طرح گروههای مجازی «درکنار استاندار» را در «تلگرام» راه انداخته است. چند نفری هم مدیریت این گروهها را بر عهده دارند که «ادمین» صدایشان می کنند.گاهی هم با استاندار ملاقات دارند و فلان و بهمان . روز گذشته در یکی از این گروهها که اعضا مشغول بررسی مشکلات گردشگری شهر کرمان و مخصوصا راور بودند که لطیفی بانگ برداشت:«آقا ما اینجا(کرمان) مشکل مدیریت داریم. شما برو توی گوگل « کرمان » رو سرچ کن ببین چی بهت میده ! هیچ. این یعنی ما کاری نکرده ایم! »و بعد رشته کلام را در بررسی معضلات و مشکلات و مهملات به دست گرفت و تا فی خالدون رفت. از همین رو حقیر نگارنده بر آن شدم که این توصیه احتمالا حکیمانه را جامع عمل پوشانده و کرمان را در گوگل محترم جست و جو کنم آنچه در ادامه می آید نتیجه گوگل در قبال جست و جوی کلمه «کرمان » است.
جست و جوی «کرمان»
کرمان را به این شکل “کرمان” جست و جو کردم. لینک های اول و دوم که گوگل نشان می دهد از «ویکی پدیا» ست . وبسایتی که اطلاعاتی را در زمینه های مختلف به کاربران خود می دهد.در باب کرمان هم توضیحاتی در مورد جمعیت،موقعیت وغیره آورده است.در ادامه لینکی شامل تصاویر کرمان پیشنهاد داده شده است که عکس هایی از گنبد جبلیه و ارگ بم، باغ شاهزاده و شاه نعمت الله و الی آخر در آن دیده می شود.لینک های بعد هم به وبسایت های «شرکت آب و فاضلاب»،«شورای شهر کرمان »،«پایگاه خبری استانداری کرمان» ،«شهرداری کرمان» و کرمان خودرو مربوط می شد. هر چه بیشتر جست و جو کردم کمتر یافتم . گوگل زبان بسته هیچ در باب وضعیت کرمان در چنته نداشت. همانطور که دوستمان در گروه می گفت. از بس که در استان کار نشده گوگل اصلا چیزی نمی داند! باری، آنچه که باعث خرسندی هست اینکه تعداد زیادی از همشهریان به وضعیت استان و شهر حساس بوده و دلواپس اوضاع هستند و این مایه مباهات است . اما چگونگی این دلواپسی هم خود حکایتی ست شنیدنی که می توان در این گروهها دید. اما بیراه نیست که توصیه شود هنگام اظهار نظر آن هم درمورد ابزارهای اطلاع رسانی و اطلاع یابی بیشتر دقت کرده و بدون شناخت آسمان را به ریسمان نبافته و برای نشان دادن وضعیت مدیریت ضعیف استان مخاطبین را به گوگل کردن کلمه «کرمان» در اینترنت حواله نکنیم. ما گوگل کردیم و نشد.
چند کلمهای برای آشنا شدن با محمد تاجران و پروژهی بسیار جالب او
درخت می کاریم و رکاب میزنیم دنیا را
سرویس سفر پیامما چند وقتیاست که بخشی از زمان خود را بر روی آشنایی با توریستها و جهانگردانی گذاشته که به ایران آمدهاند و تجربیات خاصی داشتهاند و مهربانی و مهمان نوازی ما(علیالخصوص کرمانیها) طرز فکر ایشان را دربارهی ایران تغییر داده و عملا تلاشهای رسانههای مغرض و بدپندار را بی تاثیر کرده و هرچند تعداد ایشان کم است اما هر کدام از ایشان نقش رسانهی قوی و تاثیر گذاری را بازی میکنند و به روشن شدن اندیشهی افراد زیادی کمک میکنند، اما لازم است یادآوری کنم که از نظر ما خیلی هم مرغ همسایه غاز نیست و باید زمانی هم به هموطنانی به پردازیم که وقت و انرژی خود را برای طبیعت، صلح و نشان دادن شخصیت واقعی مردمما گذاشتهاند و در این راه طولانی و پر پیچوخم از هیچ تلاش و از جانگذشتگی دریغ نمیکنند و ما و فرهنگما به شدت به امثال ایشان بدهکاریم یکی از این انسانهای بسیار عزیز محمد تاجران است، سن او از ۳۷ نمیگذرد و در مشهد به دنیا آمده، وی از طبیعت دوستان و اهل سفر مشهور ایرانی است که پروژهی بسیار زیبایی را آغاز کرد به نام “ما به درختان نیاز داریم” وی برای اجرای این پروژه با دوچرخه دورتادور ایران و جهان را رکاب میزند و درخت میکارد و مردم را تشویق میکند به درختکاری و در عین حال هر کس که محمد را ببیند و با روحیهو اخلاقیات وی آشنا بشود خود به خود شیفتهی ایران و ایرانیان میشود و سفر به ایران را در گوشهای از برنامههای آیندهی خود میگنجاند. او همچنان، به دنبال خواسته اش که صلح، حفظ محیط زیست و امنیت کودکان است، میگردد. با محمد تاجران در دفتر ارکیدمهر گفت و گو کردهاند و بواسطهی اینکه ما نتوانستیم وی را پیدا کنیم تا مصاحبهای از طرف پیامما با وی ترتیب بدهیم از آن مصاحبه برای آشنایی بیشتر با وی در این صفحه استفاده میکنیم اما ایمیلی برای وی ارسال کردیم و امیدواریم که به زودی او نیز به مهمانهای ما اضافه شود.
از آغاز سفر، قصد شما جهانگردی بود و مقصد اینقدر دور؟
خیر اول یک سفر پنج روزه در ایران داشتم، بعد از آن سفرم به دور دنیا را با دوچرخه شروع کردم.
جهانگردی را از کجا شروع کردید؟
از سمت آسیا شروع کردم تا تجربه کسب کنم و بعد به اروپا بروم.
چرا؟
اروپا، جای سعی و خطا نیست و باید بدانم که دقیقا چه کار باید بکنم. اما زمانی که به اروپا رفتم، بیشتر در خانه دوستانم اقامت داشتم و فقط چند روز درهتل بودم.
چه شد که این نوع سفر کردن را انتخاب کردید؟
همهی آدمها میل به دیده شدن دارند که مهم ترین انگیزه انسان برای انجام کارهاست. زمانی که کوهنوردی هم میکردم برایم مهم بود که کوهنورد خوبی باشم، تا دیده شوم.
تنها سفر میکنید؟
یاد گرفتم که خودم را قوی کنم، کسی مثل من اگر دو روز جایی بماند باید ریشه بدواند و بتواند با آدم های دور و برش رابطه برقرار کند. شاید فکر کنید که اگر قرار بر دل کندن است پس دل نبستن راه ساده تری است. اما اگر دل نبندیم لذت و عمق رابطه و عشق و دوستی را دیگر حس نمیکنیم.
هر چند وقت به ایران میآ یید؟
من سالی یک بار به ایران میآیم تا خانواده ام را ببینم چون به مادرم قول داده ام که هرسال پیش او باشم.
به کجاها رفته اید؟
تا به حال به 37 کشور رفته ام. به 12 کشور اروپایی، 23 کشور آسیایی و به استرالیا سفر کرده ام. کشورهای امریکایی و افریقایی را هنوز شروع نکرده ام. ممکن است از سال 2014 شروع کنم.
در مجموع چند کیلومتر رکاب زدید؟
در این هفت سال نزد کی به 44000 کیلومتر رکاب زدم.
در سفرها، کجا اتراق میکنید؟
اگر آدمها نباشند، در جاهای قشنگ و خوش منظره چادر میزنم، اما در جایی که انسانها زندگی میکنند، نزدیک آنها چادر میزنم تا مراقبم باشند و بتوانم با آن ها ارتباط برقرار کنم.
تا به حال دچار مشکل یا حادثه ای جدی نشده اید؟
نه! خوشبختانه برایم اتفاق بدی نیفتاده است.
عکاسی را کجا آموختید؟
عکاسی را از یکی از بهترین عکاسها یعنی ابراهیم صافی، یاد گرفتم. وقتی که عکاسی را یاد گرفتم او به من پیشنهاد همکاری داد. هر چند قبول نکردم اما فهمیدم که عکاس خوبی هستم که چنین پیشنهادی به من داده شده.
عکاسی باید برایتان منبع درآمد خوبی باشد.
من عکس هایم را نمیفروشم. اما اگر کسی بخواهد مجانی میدهم.
به نظر میرسد کسانی که مثل شما سفر میکنند، افراد مرفهی هستند و نیازمالی ندارند؟
من سه سال داشتم که پدرم را از دست دادم، با توجه به اینکه مادرم خانه دار بود،از نظر اقتصادی شرایط متوسطی داشتیم. سفر کردن با دوچرخه نشانه مرفه بودن نیست. اول اعتماد به نفس خود را بازیافتم و بعد به سفر رفتن پرداختم.
پس هزینه سفرتان را چگونه تامین میکنید؟
من بر روی یک پروژه آموزشی کار می کنم با عنوان ما به درخت ها نیاز داریم. بر اساس این پروژه، در شهرهای مختلف به مدارس می روم و کلاس های آموزشی با هدف بالا بردن آگاهی بچه ها نسبت به محیط زیست اطرافشان برای آن ها برگزار می کنم. یک سری از انسان ها در جاهای مختلف دنیا به این پروژه علاقمندند و به من برای هزینه سفرم کمک می کنند.
در مشهد هم مردم دوچرخه سوارمیشوند؟
در شهر مشهد نه تنها مردها بلکه خانمها هم دوچرخه سواری میکنند. امکان ندارد روزی بیرون بروید و دوچرخه سوار خانم نبینید.
به یاد ماندنیترین خاطره در سفرهایت کدام است؟
در اروپا برای تدریس به مدرسه ای میرفتم. ۱۰ ماه بعد از این که از اروپاخارج شده بودم، بچه ها کتاب های دست دوم را از خانه هاشان جمع کردند، بعضی از مادرها هم شیرینی پختند و در مدارس شیرینیها وکتاب ها را در بین خود فروختند و پولش را برای ادامه سفرم فرستادند.
ایران جذاب ترین مقصد توریستی جهان
ایران جذاب ترین مقصد توریستی جهان
وال استریت ژورنال نوشت: شرکت های جهانی هتل داری در حال تاسیس شعبههایی در ایران هستند، و پیش بینی میکنند برداشته شدن تحریم ها علیه ایران باعث افزایش بسیار گردشگران و سفرهای تجاری پس از دهه ها انزوای اقتصادی شود.
این نشریه امریکایی در ادامه آورده است: هتل بین المللی ملیا قصد دارد سال آینده هتلی دارای 319 اتاق را در سواحل دریای خزر تاسیس کند. گروه فرانسوی آکور هتلس که پاییز گذشته دو هتل در نزدیکی فرودگاه تهران تاسیس کرد، در حال تاسیس یک شرکت سهامی مشترک در ایران است که از طریق آن با گروه های داخلی ایرانی در مدیریت هتل ها شراکت کند. شرکت مدیریت هتل روتانا که در دبی مستقر است، ساخت و ساز هتل در ایران را آغاز کرده است.
توافق به عمل آمده میان ایران و دولت های جهانی در ماه ژانویه بار دیگر مسیر تجارت فرا مرزی را به روی ایران باز کرد. طرفین تا 30 ژوئن فرصت دارند درباره جزئیات به توافق برسند، اما تمام قطعنامه های شورای امنیت پس از ایجاد محدودیت در برنامه هسته ای ایران برداشته می شوند. فیصل دورانی، رئیس مرکز تحقیقات در کارگزاری املاک کلاتونز ال ال پی گفت: «این اساسا آغاز دوره ای تازه است. آنچه پیش روی ما است عملا بزرگترین کشور خاورمیانه برای فعالیت تجاری و اقتصادی است». مورد ایران از جهات بسیاری همچون کوبا است، که ترمیم روابط با آمریکا به ایجاد علاقه هتل داران غربی به سرمایه گذاری در این کشور منجر شد. هتل و تفریحگاه استاروود و ماریوت قصد دارند از مزیت های این فرصت تجاری رو به رشد بهره ببرند.
هتل داران و وکلای آن ها می گویند، مشکلات اصلی سرمایه گذاری ایران، از تامین مالی بانکی محدود گرفته، تا تحریم های طولانی، همچنان مانع بر سر راه هتل داران بین المللی هستند.
به گفته کارولین هابسون از موسسه حقوقی کامرون مک کنا، اتحادیه اروپا تحریم ها علیه همکاری با شرکت ها و افراد ایرانی را لغو کرده. اما اکثر تحریم های آمریکا همچنان برقرارند. پیتر نورمن، معاون ارشد واحد توسعه هتل حیات در اروپا، خاورمیانه و آفریقا می گوید: «ما فقط باید صبر کنیم. این از همه چیز آزاردهنده تر است. ما واقعا اشتیاق زیادی به فعالیت در آنجا داریم. هتل های حیات و کمپینسکی از آلمان تلاش زیادی برای کسب فرصت فعالیت در ایران کرده اند، اما تا کنون با موانع زیادی روبرو بوده اند. با این وجود، در حالی که ایران قصد دارد تا سال 2025 گردشگران خود را به 20 میلیون نفر برساند، گابریل اسکارر، مدیر اجرایی هتل ملیا که 350 هتل را در 35 کشور اداره می کند، می گوید: «ما معتقدیم فرصت های بالقوه عظیمی وجود دارند».
اقتصاد ایران همچنان از سال های تحریم رنج می برد. اما صندوق بین الملل پولی پیش بینی کرد با برداشته شدن تحریم ها و شروع سرمایه گذاری های خارجی رشد اقتصادی ایران به 4 درصد برسد.
حوزه اسکان گردشگران از اولین بخش هایی است که می تواند از افزایش سفرهای تجاری و تفریحی بهره ببرد. کریستفر لاندایس؛ رئیس ارشد اجرایی هتل های آکور، در کنفرانسی در دبی در ماه گذشته گفت: « در ایران هتل های کمی چه از نظر تعداد وچه از نظر کیفیت وجود دارد.
هتل آکور که واحد اصلیش در پاریس است، دو شعبه خود با نام نووتل و ایبیز را از پاییز گذشته در نزدیکی فرودگاه امام خمینی دایر کرده است.
آقای لاندایس گفت: « هدف «آکور» آن است که شبکه گسترده ای از دارایی ها در تمام به بخش های بازار، از اقتصاد گرفته تا تجارت، را توسعه دهد.
آقای اسکارر گفت: «هتل ملیا بخش برتر را هدف گرفته، و ما می خواهیم با ایجاد بهترین امکانات گردشگران خارجی را جذب کنیم».
قرار است هتل گرن ملیا قو در اواخر سال 2017 در ساحل دریای خزر تاسیس شود که مقصد بسیاری از ایرانیان، روس ها و ترکیه ای ها برای گذراندن تعطیلات است. این مجموعه شامل هفت رستوران و کافه و دو استخر و سونا است.
ملیا این هتل را اداره می کند، اما خودش سرمایه گذاری نمی کند. احد عظیم زاده، تاجر ایرانی که صاحب کارخانه فرش عظیم زاده است، تامین مالی این پروژه را به عهده دارد که شامل آپارتمان های مسکونی و مراکز خرید نیز می شود.
انتخاب
روزگار و زمانه ندا، بعد از تعرض معلم روستا: بغضی که ویران کرد
روزگار و زمانه ندا، بعد از تعرض معلم روستا:
بغضی که ویران کرد
ندا، دختر 9ساله روستای قرهمحمد از توابع خدابنده زنجان، کسی است که تعرض معلماش را فریاد زده است. فریادی که احتمالا حالا دیگر هر کسی در ایران شنیده است.
مدرسه روستای قرهمحمد در کنار خانه بهداشت، تنها ساختمانهای به نسبت امروزیتر این روستای کوچک هستند. روستایی در فاصله 3کیلومتری زرینرود از توابع خدابنده زنجان. مدرسه یک معلم، ناظم و مدیر و در واقع یک همهکاره داشته و 14 دانشآموز. 11 پسر و 3 دختر.
14 دانشآموز حداکثر 12ساله سینه به سینه در جمله (رازی را مگو) زیستهاند که توان ذهنی و روانی بزرگسالها هم کفاف تحملش را نمیدهد. 14 کودک، درگیر رازی شدهاند که اشک به چشمهایشان نشانده، خواب را از چشم یکیشان ربوده و کابوس برایش به همراه آورده، حداقل یکی را افسرده کرده، پای چندتای شان را برای حقخواهی یا شهادت به دادگاه کشانده و البته همه را وارد دنیای آدم بزرگها کرده است و کودکیشان را ربوده. خوشآمدید! این دنیای واقعی است. چه کسی بهتر از یک «معلم» میتواند این دنیا را بیاموزاند؟
ندای 9ساله تنها دانشآموز کلاس چهارم دبستان مدرسه 22 بهمن بوده. تا همین چند روز پیش، حتی بعد از 11 اسفند. همان روز واقعه. روزی که سرانجام راز مگو از سینه کودکانه او بیرون میآید. اتفاقات پیش از آن را اهالی با کلمه مودبانه «شهوترانی» توصیف میکنند. همین کلمه را هم آرامتر از دیگر کلمات استفاده کنند، انگار که بخواهند از ترسناکی اتفاق کم کنند. حالا در فرهنگ لغات قرهمحمد شهوترانی را میشود اینطور تعریف کرد: «تعرض معلم به دانشآموز دختر 9ساله با استفاده از دست». گفته میشود معلم در رایانه دفتر مدرسه فیلمهای مستهجن داشته است و پیش از «شهوترانی» دانشآموز را پای آن مینشانده. رایانهای که حالا معلوم نیست کجاست؟
معلم، آن روز هم ندا را به دفتر برد تا «شهوترانی» را شروع کند؛ دخترک گیر افتاده بود. معلم او را برای لحظاتی رها کرد، برای آن که روزنامه بیاورد، روی زمین بیندازد و …. ندا اما از همین فرصت استفاده کرد، به سمت در دوید، کلید روی در را چرخاند و باز هم دوید. ندا دوید، فرار کرد و به خانه رفت. ترسید و دوید. ندا تا خانه دوید و صورتش میتوانست به مادرش نشان بدهد که اتفاقی افتاده است. مادرش تصور کرد معلم او را کتک زده. پرسید و اصرار کرد دخترش حرفی بزند. دخترش مقاومت کرد. «سرم درد میکند». احتمالا دست معلم روی دهانش را یادش میآمد یا تهدیدهایش را. تهدیدهایی با چاقو، یا تهدید به تجدیدی که البته دیگر در مدارس ابتدایی از آنها خبری نیست. تهدیدهایی که خانواده ندا آنها را برملا کردهاند. دیگران اما دوست ندارند به صراحت درباره تهدیدهایی دیگر صحبت کنند: «فلانت میکنم و بهمانت میکنم… آدم نمیتواند بگوید.»
اصرار مادر اما سرانجام نتیجه داد. دختر قرآن آورد و از مادر خواست قسم بخورد که به پدر چیزی نمیگوید. مادر سرانجام قسم خورد به پدری که برای کار به جایی دیگر رفته است چیزی نگوید. «اگه به بابا بگی من رو میزنه». گفت و البته که بابا دلیلی برای زدن دخترش نداشت.
برای این دختر و خانواده او، هر دختری که گرفتار چنین اتفاقی میشود و خانوادهاش دو راه وجود دارد. اغلب راه اول را انتخاب میکنند: همه چیز را به سکوت بگذرانی چرا که پای آبروی دختر در میان است. ترس از حرف مردم، ترس از نگاه آشنا و غریبه بسیاری از خانوادههای قربانیان تجاوز یا تعرض را به این سمت سوق میدهد. نگاهی که میشود در این جمله پیدایش کرد: «بعد از شکایت هم برخی به خونواده ندا گفته بودن بیخیال معلم شید. بیشتر آبروی دخترتون میره. ولی اونا گفته بودن طفل 9ساله چه کار کرده که آبروش بره. آبروی اون … میره که این کار رو کرده و بچه هم داره.» همین نگاه است که باعث میشود مرز شایعه و واقعیت مشخص نباشد. آنطور که یکی از اهالی میگوید: «قبلا شایعههایی این اطراف بوده که مثلا اتفاقی شبیه این افتاده. یه بار درباره یک مدرسه هم شایعه بوده. ولی هیچکس نمیدونه این شایعهها واقعیاند یا نه. کسی از کسی شکایت نکرده و چیزی نگفته اگر هم واقعیت داشته. برای همین آدم نمیدونه بگه اتفاقی مثل این افتاده یا نه.»
راه دوم، همان راهی است که خانواده ندا انتخاب کردهاند: شکایت از معلم متعرض. راهی که فعلا به ادامه دادنش هم اصرار دارند. آنها همان روز شکایتشان را در زرینرود ثبت کردهاند و روز بعد هم راهی پزشکی قانونی شدهاند و تا همین الان هم درگیر پروندهای هستند که حالا رازی مگو اما فاش شده است. معلم خاطی، ابتدا بازداشت شد. بعد با قرار وثیقه آزاد شد. بعد دوباره با حکم دادگاهی در زنجان بازداشت شد و دوباره با وثیقه آزاد شد. روایتهایی که از «مبارزهطلبی» او روبهروی خانواده ندا وجود دارد مربوط به زمان آزادی بین دو بازداشت است. هرچند که حالا هم خانواده او به گفته اهالی روایتهایی از سنگپرانی به خانهشان در نیمههای شب دارند.
مقصر کیست؟ آموزش و پرورش یا ….؟
«مقصر آموزش و پروشه. چرا وقتی مدرسه سه تا دختر داره براش معلم مرد میفرستن و معلم زن نذاشتن.» یکی از اهالی زرینرود این را میگوید. در چنین وضعیتی نمیشود برای او توضیح داد که آموزش و پرورش پر از معلمان مرد شریف است. البته که چنین توضیحی چیزی از بار مسئولیت نهاد آموزش و پرورش در خصوص نظارت بر پرسنل خود کم نمیکند. آموزش و پرورش استان زنجان، ابتدا اصل قضیه را نپذیرفت؛ بعدتر گفت نمیتواند به گفتههای دانشآموز اکتفا کند اما معلم اجازه تدریس ندارد و فعلا آموزشوپرورش نمیتواند اقدام دیگری انجام دهد، کمی بعد قول پیگیری داد و از آن به بعد هم همه چیز در سکوت پیش رفته است. تا چند روز قبل هم کسی سراغ این دخترک و خانوادهاش نرفته بودند و وقتی هم که به گفته مادر ندا، دو نفر از آموزش و پرورش مراجعه میکنند، با واکنش منفی مادر مواجه میشوند؛ آخر او عصبانی است و البته غصهدار…: «تو این دو ماه گذشته نگفتین اینا مردهان یا زنده. آدم هستن یا نه. برید، ما به شما احتیاجی نداریم.»
اما این اتفاق تلخ، برای بقیه دانش آموزان هم تبعات داشته ، چرا که چشم بقیه خانوادههای صاحب دانش آموز دختر نیز ترسیده است؛ یکی از اهالی روستا میگوید: «وقتی این اتفاق برای یه دختر میافته، چطور خونواده اون دو دختر دیگه اعتماد کنند و بچهشون را به مدرسه بفرستند. ندا که سال بعد هم اصلا نمیخواد به این مدرسه بیاد. ولی دو دختر دیگر با چه اعتباری به این مدرسه برن؟» با این وصف ندا شاید فقط یکی از قربانیان و البته اصلیترین قربانی این حادثه باشد.
مادر ندا: «ندا شبا کابوس میبینه. کمخواب شده، کمخوراک شده. قبل از این که این اتفاق بیفته هم خیلی وقتا به زور میفرستادمش مدرسه. نگفته بود و ما هم نمیدونستیم. افسرده هم شده. از اون موقع هم مرتب ندا رو بردیم زنجان برای مشاوره. غیر از این که حالا دادگاه و اینا هم میریم. ولی دیگه نمیتونیم ببریمش. اونقدری پول نداریم که بتونیم همه این مسیر رو کرایه بدیم و ندا رو ببریم و بیاریم.»
اینها حرفهای مادر ندا است. بیپولی شاید همیشه اصلیترین مشکل خانوادهای شبیه به خانواده ندا نباشد اما مشکلات اصلی را تشدید میکند. پدر ندا پیش از 11 اسفند سال پیش دورتر از روستا و نزدیک تهران کارگری میکرد. بعد از اتفاق اما کارش را رها کرده تا کنار دخترش باشد و از آن زمان خانواده فقط با پول یارانه زندگی میکنند. «هر بار که میریم زنجان و برمیگردیم باید کلی کرایه ماشین بدیم. هم برای دادگاه و هم برای مشاوره. از پسش برنمیایم.»
وقتی خانواده نمیتوانند از پس کرایههای رفتوآمد برآیند بدیهی است که توان تغییر محیط زندگی ندا را هم ندارند: «بهمون گفتن باید محیط زندگی ندا رو عوض کنیم. خود ندا هم حاضر نیست دیگه برگرده مدرسه قرهمحمد. حتی اگه معلم عوض شه حرفهای بچهها رو نمیتونه تحمل کنه. بچهان دیگه، چیزی هم نمیشه گفت.» با این وجود معلوم نیست که ندا بتواند کلاس پنجم دبستان را هم بخواند. ندایی که درست مثل همه بچهها آرزوهای کودکانهاش را پرورانده است: «همیشه میگفت میخوام دکتر بشم.»
با همه بیپولی، خانواده ندا حاضر نشدهاند در ازای پول رضایت خود را اعلام کنند. «همون اول شکایت، قبل از این که کار به دادگاه زنجان بکشه، برادر معلم اومد و ماشین رو با پول توی داشبوردش گذاشت و گفت رضایت بدین. ولی ما رضایت ندادیم. پیغام هایی هم میرسه که مثلا فلانقدر میدیم رضایت بدین ولی ما پول نمیخوایم.
ما حق بچهمون رو میخوایم.ظ پیگیری شکایت، کاری است که آنها میخواهند ادامه بدهند. برخلاف شاکی دوم آقای معلم که رضایتاش را همان اول اعلام کرد و البته کسی از علتش باخبر نیست؛ برخی میگویند «نمیتوانست تعرض به دخترش را ثابت کند»، بعضی دیگر مثل همیشه میگویند «از ترس آبروشون بود» و هستند کسانی هم که بگویند «رضایتشان را با پول گرفتند».
خانواده اصلیترین قربانی ماجرا یعنی ندا، حالا بیشتر از قبل آنقدر درگیر مشکلات مختلف هستند که نمیتوانند به دخترشان برای از بین بردن اثرات تعرض آقا معلم داستان کمک کنند. مشکلاتی مثل بیپولی، مثل «حرف مردم»، مثل «نادیده گرفتنهای برخی مسئولان»، «مثل قولهای پیگیری بدون عمل». همه مشکلاتی که حرفهای مادر ندا را در بغض فرو میبرد و مبهم میکند.
در هر گوشه از دنیا اگر از این دست اتفاقات رخ دهد معلم به اشد مجازات محکوم و برای همیشه از ارتباط با کودکان منع خواهد شد. امیدواریم در ایران هم این گونه شود.
نظر کارشناسان درباره شهوترانی معلم روستا حکم تجاوز به عنف میتواند اعدام باشد
نظر کارشناسان درباره شهوترانی معلم روستا
حکم تجاوز به عنف میتواند اعدام باشد
سیدعلی کاظمی، قاضی دادگستری و استاد دانشگاه در مورد مجازات آزار جنسی کودکان به «قانون» گفت: در بحث کودکان متاسفانه رویکرد قانونگذاری ما اینگونه نیست که مجازاتهای بازدارنده و تشدیدی درنظر بگیرد. مشکل ما این است که دوگانهسازی مجازاتها در خصوص اطفال و نوجوانان و بزرگسالان انجام نشده است. وقتی قربانی جرم، کودک است قطعا باید توجه بیشتری شود. درحال حاضر در بحث مجازات روابط نامشروع، در مورد کودکان و بزرگسالان، در اکثر موارد تفاوتی چندانی وجود ندارد که این موضوع باید برطرف شود. برای مثال اگر فردی نسبت به کودکی مرتکب جرمی شد که این جرم مجازات قطعی داشته باشد باید مجازات به گونهای بازدارنده باشد ومانع تکرار آن در جامعه شود.
رئیس اداره مطالعات حقوقی و قضایی قوهقضاییه در پاسخ به این سوال که وقتی فردی متهم به آزار جنسی کودکان است قوانین بحث انفصال از خدمت را برای وی در نظر گرفته است ،خاطرنشان کرد: به محض محرز شدن جرم از همان زمان ِکشف اتهام، تحقیقات و تعقیب در مورد وی، باید از شغل خود منفصل شود که این امر یکی از مجازاتهای تکمیلی یا اصلی است که در مورد وی اعمال میشود.پس ما انفصال دائم یا موقت از مشاغل دولتی را در بحثهای مالی پذیرفتیم.
کاظمی با بیان اینکه در لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان بحث انفصال از خدمت برای افرادی که مرتکب آزار جنسی کودکان میشوند پیشبینی شده ، تصریح کرد: در این لایحه آمده است هرکدام از کارکنان دستگاههای حکومتی، نهادهای عمومی، غیردولتی و… که دستاندرکار یکی از جرائم علیه کودکان باشند علاوه بر مجازات، به بحث انفصال از خدمت نیز محکوم میشوند. (به ترتیب و براساس شدت مجازات، انفصال و محرومیت از خدمات درنظر گرفته شده است). وی با اشاره به قوانین بینالمللی در این زمینه گفت: در کنوانسیون حقوق کودک ماده 19 درخصوص قربانیان خشونتهای جنسی هشدار میدهد که باید از آنها حمایت شود و با فرد مرتکب نیز برخورد مناسب انجام داد. در پروتکل دیگر فروش، فحشا و هرزه نگاری کودکان است که در آن پیشبینی شده در مورد فحشا و هرزه نگاری کودکان و استفاده از آنها در مناسبات جنسی باید با فرد برخورد صورت گیرد که کشور ما به این دو سند پیوسته است.
لذا از دو باب در مورد افرادی که به کودکان متعرض میشوند باید مجازات تشدید کننده اعمال شود. اولا این فرد در موضعی بوده که باعث مخدوش شدن اعتماد مردم شده است یعنی این عمل را میتوانسته فرد دیگری انجام دهد که ما به وی اعتماد خاصی نداشتیم(غیر مربی) .دوم اینکه باید با این فرد به گونهای برخورد شود که دیگر در این سیستم دولتی باقی نماند که بعدها مجددا مشکلاتی را ایجاد کند تا نتواند تواناییها و مهارتهای قبیحه خود را به سایر افراد انتقال دهد.
کاظمی در خاتمه یادآور شد: پیشنهادهای بسیار خوبی در لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان برای کودکان این موجودات بیپناه در نظر گرفته شده است که حدود 12 سال است که ما این لایحه را پیگیری میکنیم. البته حدود 8 سال است این لایحه در مجلس است و ما امید داریم تا عمرمان تمام نشده این لایحه تصویب شود.
همچنین دکترحسین قلییزدانی، وکیل دادگستری در گفتوگو با «قانون» در مورد تفاوت جرم تجاوز و رابطه نامشروع طبق قوانین گفت: اصولا روابط مجرمانه جدا از مباحث اخلاقی و اجتماعی که ما مشاهده میکنیم برای همگان بسیار تلخ و ناگوار است. البته این موضوع را باید از جنبه شرعی و قانونی بررسی کرد که جنبه حقوقی فارغ از احساسات عاطفی، اخلاقی و مباحث اجتماعی است.در این راستا شرع برای اثبات یک موضوع مجرمانه به خصوص وقتی بحث رابطهای نامشروع مطرح میشود نگاهی ویژهای دارد که قانون ما نیز از آن متابعت کرده است.
این وکیل دادگستری افزود: البته اثبات جرم تجاوز بسیار سخت است و اگر شرایط لازم محقق نشود نمیتوان گفت این جرم اثبات شدهاست.
وی افزود: شاید با یکسری شواهد و قرائن ما به این جمع بندی برسیم که واقعا جرم تجاوز اتفاق افتاده اما دادگاه پس از بررسی، متوجه شود که اثبات آن از نظر شرعی و قانونی محقق نیست. برای مثال اگر برای اثبات این جرم، اقرار لازم باشد اقرار متهم وجود ندارد یا اینکه باید دونفر شاهد عادل تحت شرایط خاصی این رابطه را دیده باشند که شاهدی وجود نداشته باشد، پس در این صورت برای دادگاه محرز نمیشود. وقتی برای دادگاه ارتباط زنا تعریف و اثبات نشود مادون آن و بحث رابطه نامشروع مطرح میشود پس به این دلیل دادگاه بحث رابطه نامشروع را درنظر گرفته است اما آنچه مهم است این که معلمِ عاقل و بالغی که مرتکب این عمل شده است قطعا مسئولیت کیفری دارد که در صورت اثبات میتواند بار منافی عفت داشته باشد و حتی از نظر قاضی ممکن است بحث تجاوز به عنف مطرح شود که حکم در حد اعدام داشته باشد.
افراد دورکار شادتر و پربازدهتر هستند
افراد دورکار
شادتر و پربازدهتر هستند
به تازگی گزارشی منتشر شده است که بر پایهی آن پژوهشگران دریافتهاند افراد دورکار نسبت به افرادی که در دفتر و به صورت حضوری کار میکنند، از رضایت شغلی و سرزندگی بیشتری برخوردارند. البته این امر در صورتی که کارکنان به انتخاب و خواست خودشان دورکاری را برگزیده باشند، بیشتر خواهد بود.
شاید با خواندن این گزارش از رئیس خود بخواهید تا اجازه دهد برای چند روز در خانه کار کنید. زیرا در پی یک مطالعهی جدید نشان داده شده است که کارکنان تمام وقتی که دورکاری میکنند، نسب به کسانی که موظفند رفت و آمد روزانه به دفتر داشته باشند شادتر و سازندهتر هستند.
البته، جنبههای منفی دربارهی کار از راه دور هم وجود دارد. به عنوان مثال، فقدان تعامل اجتماعی به این معنی خواهد بود که شما معمولا وقت خود را با صحبت کردن با حیوانات خانگیتان، اشیاء تصادفی، و یا حرف زدن با خودتان سپری خواهید کرد. از سویی شما مقدار زیادی از وقت خود را با لباسهای راحتی خواهید گذراند و همچنین ممکن است در کنار یک کولر آبی در منزلتان آنطور که باید نتوانید با همکارانتان حس مشارکت و همکاری را داشته باشید.
اما به هر حال میتوان گفت که کارمندان دورکار نسبت به سایرین خوشحالتر و پربازدهتر هستند و احساس ارزشمند بودن نیز در آنها بیشتر میشود. به نظر میرسد که در کل معاملهی خوبی باشد؛ با در نظر گرفتن اینکه مجبور نیستید در محل کار لباس رسمی بپوشید!
برای این مطالعه، یک استارتاپ بررسی اشتغال موسوم به تاینیپالس TinyPulse پاسخهای ۵۰۹ نفر از کارکنان دورکار در ایالات متحده و همچنین دادههای یک منبع وسیعتر ۲۰۰ هزار نفری از کارکنان را برای ایجاد یک معیار علمی جمعآوری کردند. اگر چه این جمعآوریها از مدیران انجام شد اما دادههای به دست آمده باعث میشوند که این مطالعه برای همهی ما که مجبوریم برخی از ساعات هر روز را به کار کردن اختصاص دهیم مفید باشد.
به گزارش میشل دبزاک (Michele Debczak) از منتال فلاس گفته میشود که بر اساس یک مقیاس یک به ۱۰، کارکنان دورکار میزان شادی در کار خود را با نمرهی ۸.۱ رتبهبندی کردند. برای کارکنان دفتری، نمرهی مذکور ۷.۴۲ بود. این شکاف در نمرهدهی در میزان حس ارزشمند بودن در محیط کار بیشتر هم شد و برای دورکارها به ۷.۷۵ و برای کارکنان دفتری نیز به ۶.۶۹ رسید.
تنها مقولهای که در آن کارکنان دورکار به طور متوسط عملکرد پایینتری را به ثمر رساندند، در زمینهی رابطه خود با همکاران بود که در آن نمرهها به نسبت ۷.۸۸ نسبت به ۸.۴۷ تقسیم شدند. به نظر میرسد که افراد واقعا در زمینهی پیوندهای اجتماعی و گفتگوی رو در رو دچار مشکل میشوند و اگر شما به طور حضوری در محل کار نباشید، ارسال یک جریان ثابت از ایموجیها هم خیلی کمکی به شما نخواهد کرد.
در سمت دیگر ماجرا باید اشاره کنیم که، ۹۱ درصد از کارکنان دورکار اعلام کردند که هنگام کار به دور از دفتر حس کردهاند که وجودشان سازندهتر بوده است. بنابراین شاید همهی آن تایمهای استراحت و قهوه و گفتگوهای کوتاه کنار آبسردکنها در واقع به بازده کلی ما در انجام کارها آسیب میرساند.
چیزی که بیشتر به چشم میآید این است که ظاهرا احساس رضایت از کار راه دور در طول زمان رشد میکند. کسانی بین ۶ تا ۱۰ سال از دوران کار خود را به صورت دورکاری سپری کرده بودند، نسبت به کسانی که در سال اول دورکاریشان بودند از شادی و سرزندگی بیشتری نسبت به کار و زندگی خود برخوردار بودند.
نکته جالب این است که سطح شادی و رضایت از دورکاری در صورتی که شما از سوی رییس خود مجبور به کار از راه دور شوید، کاهش خواهد یافت. به عبارت دیگر، نشان داده شد، کسانی که کار در خارج از دفتر را به دلیل آزادی و انعطاف پذیری آن و به خواست خودشان انتخاب کردهاند بیش از کسانی رضایت داشتهاند که کار از راه دور را مجبورند به عنوان بخشی از شغل خود به انجام برسانند. به نظر میرسد که داشتن حق انتخاب در این موضوع روی موفقیت یک کارگر در کار از راه دور بسیار موثر است. در بخشی از گزارش آمده است:
تصویری که دیده میشود، یکی از نیروهای کار است که دارای پتانسیل برای سطوح بالایی از تعهد کارکنان است، اما او در عین حال تلاش میکند تا با بقیهی اعضای شرکت نیز ارتباط خود را حفظ کند.
در هر حال این مطالعه دارای محدودیتهای خاص خود است. میتوان اشاره کرد که آنها در بررسی خود با تعداد زیادی از کارکنان دورکار مصاحبه نکردند، و تنها با اتکا بر خودگزارشدهی افراد در مورد شادی و بهرهوری خود به انجام این مطالعات پرداختند. گفتنی است که این مطالعه، اولین مطالعهای نیست که به چنین نتایجی دست یافته باشد.
آزمایشی که در سال ۲۰۱۵ توسط محققان دانشگاه هاروارد انجام شد، نشان داد که عملکرد کارکنان دورکار با آزادی آنها از قید و بندهای دفتر کار به طور قابل توجهی بهبود مییابد. به علاوه، آنها به تعداد دفعات استراحت کمتری در طول روز نیاز پیدا کردند و همچنین روزهای بیماری آنها نیز کاهش یافت.
مسلما همهی ما این شانس را نداریم که بتوانیم کار از راه دور انجام دهیم. اما اگر شما از آن دسته افرادی هستید که این کار را میکنید، باید بدانید که احتمالا خودتان را در قیاس با سایرین شادتر و در نتیجه سازندهتر و پربازدهتر نیز خواهید یافت. فقط به یاد داشته باشید که برای نگه داشتن یک زندگی اجتماعی خوب و موفق نیز باید تلاش کنید و به خاطر داشته باشید در صورتی که زمانی بیش از حد معمول را با میزکار و قهوهی خود به تنهایی سپری کنید مسلما نتیجهی خوبی در بر نخواهد داشت.
مایکروسافت بخش تولید گوشی های غیرهوشمند خود را به فاکس کان واگذار میکند
مایکروسافت بخش تولید گوشی های غیرهوشمند خود را به فاکس کان واگذار میکند
مایکروسافت اعلام کرده در نظر دارد تا شاخهی تولید گوشیهای غیر هوشمند خود را به FIH Mobile که زیرشاخهیفاکسکان است، واگذار کند. شنیدهها حکایت از این دارد که ردموندیها در ازای دریافت ۳۵۰ میلیون دلار، این بخش از کمپانی را واگذار خواهند کرد.مایکروسفات بخش تولید گوشیهای معمولی خود را که پس از تصاحب نوکیا به زیر پرچم این کمپانی رفت، در ازای دریافت ۳۵۰ میلیون دلار به کمپانی FIH MObile که شاخهای از کمپانی تایوانی فاکسکان است، واگذار میکند. این بخش از کمپانی دارای بیش از ۴،۵۰۰ نفر کارمند است. طی واگذاری این بخش از کمپانی برند نوکیا، نرمافزار گوشیهای غیرهوشمند، سرویسها و سایر قراردادها با توافقنامههای تامین قطعات به کمپانی تایوانی واگذار میشود.
همانطور که اشاره کردیم این قرارداد تنها مربوط به بخش تولید گوشیهای غیرهوشمند مایکروسافت است که همچنان با برند نوکیا راهی بازار میشوند. ردموندیها اعلام کردهاند که همچنان به تولید گوشیهای هوشمند ویندوز ۱۰ ادامه داد و از محصولات سری لومیا در کنار سایر گوشیهای هوشمند مبتنی بر ویندوزفون که توسط کمپانیهایی نظیر آلکاتل، اچپی، ترینیتی و وایو تولید شدهاند، پشتیبانی خواهد کرد.
مایکروسافت در سالهای اخیر رفته رفته تولید گوشیهای غیرهوشمند را تحت برند نوکیا متوقف کرده است. از جملهی محصولاتی که تحت این سری راهی بازار شده باید به سری آشا، سری ۴۰ و نوکیا ایکس اشاره کرد که از جولای ۲۰۱۴ همگی در وضعیت پشتیبانی و نگهداری قرار گرفته و ردموندیها مدلهای جدیدی را در سریهای مورد اشاره راهی بازار نکردهاند. مایکروسافت سیاست خود را روی تولید گوشیهای هوشمند ویندوزفونی متمرکز کرد تا از این طریق مصرف کنندگان گوشیهای نوکیا را که از سیمبین و سایر سیستم عاملهای نوکیا استفاده میکردند، برای مهاجرت به ویندوزفون ترغیب کند، حال آنکه این استراتژی با شکست همراه شد. براساس آمارهای ارائه شده مایکروسافت تنها موفق شده تا در سه ماههی اول سال جاری میلادی تنها ۲.۳ میلیون دستگاه گوشی هوشمند به فروش برساند که در مقایسه با فروش ۸.۶ میلیونی مربوط به مدت مشابه سال گذشتهی میلادی نشان از کاهشی ۷۳ درصدی دارد.
مایکروسافت سال گذشتهی میلادی دوباره سیاستهای جدیدی را برای فعالیت در حوزهی گوشیهای هوشمند انتخاب کرد که مبتنی بر توسعهی پرچمداران، گوشیهای ارزان و گوشیهای مخصوص مشتریان تجاری بود. این تری میرسون، مدیر بخش ویندوز مایکروسافت، پیش از این تایید کرده بود که ردموندیها در سال جاری میلادی برنامهای برای تمرکز روی ویندوزفون ندارد. براساس اطلاعاتی که برگرفته از سخنان میرسون است، مایکروسافت خود به این نتیجه رسیده که دست یافتن به طیف گستردهی کاربران از طریق توسعهی ویندوزفون قابل دسترس نیست.
بسیاری از شنیدهها حکایت از این دارد که مایکروسافت برای عرضهی سرفیس فون در سال آیندهی میلادی برنامهریزی کرده است. ردموندیها دیگر محصولی را در قالب سری لومیا تولید نخواهند کرد، بطوریکه کاهش عرضهی این محصولات را باید به عنوان نشانهای برای توقف سری لومیا خواند.
مرسدس بنز GLE با رنگ بدنه متغیر
استفاده از برچسب به جای رنگ بدنه، همواره علاقهمندان خاصی داشته است. حال مالک یک دستگاه شاسیبلند کوپهی مرسدس بنز GLE، خودروی خود را توسط برچسب خاصی رنگآمیزی کرده که جلوهی ظاهری بسیار زیبایی به آن داده است. برخی از خودروهای امروزی که عموما توسط شرکتهای تیونینگ ارتقا یافتهاند، از برچسبهای رنگی متنوع بدنه استفاده میکنند. مالک یک دستگاه مرسدس بنز کوپه GLE نیز از همین دستورالعمل استفاده کرده و بدین ترتیب رنگی مابین صورتی، نارنجی و قهوهای برای بدنهی خودروی خود به ارمغان آورده است که در کنار شیشههای دودی و فضای داخلی مشکی، زیبایی خاصی را به خودرو میبخشد.رینگهای این خودرو سری VFS1 شرکت Vossen است که پیش از این در خودروهایی همچون لکسوس IS F استفاده میشد. در مورد بهینهسازیهای انجام شده در قسمت زنجیرهی توان خودرو اطلاعاتی منتشر نشده است. موردی که میتوان به آن اشاره کرد این است که خروجی اگزوز این خودرو بر اساس طراحی خودروی 400 4MATIC یا 350d 4MATIC انجام شده است.
موتورولا از این به بعد از موتو Z برای پرچمداران خود استفاده خواهد کرد
در سالهای گذشته، گوشیهای پرچمدار موتورولا عضو سری موتو X این کمپانی بودند. بر اساس جدیدترین اخبار، این شرکت از این به بعد پرچمداران خود را در خانواده موتو Z به بازار عرضه خواهد کرد. موتورولا در سه سال گذشته گوشیهای پرچمدار خود را تحت برند موتو ایکس به بازار عرضه کرده است. طبق مشاهدات سایت Venture Beat، کمپانی موتورولا به عنوان زیرمجموعهی لنوو، از این به بعد این روال را تغییر خواهد داد. البته تغییر نام پرچمداران تغییر زیادی نخواهد کرد و با نام موتو زد عرضه خواهند شد.اگرچه این اتفاق در بین تولیدکنندگان بزرگ گوشیهای هوشمند زیاد معمول نیست (گلکسی اس ۷ سامسونگ، جی ۵ الجی، آیفون ۶ اپل و غیره) این تغییر سومین مورد در سال ۲۰۱۶ است. اچتیسی که از سال ۲۰۱۲ و گوشی وان ایکس از برند وان برای گوشیهای پرچمدار خود استفاده میکرد، گوشی امسال خود را با نام اچتیسی ۱۰ روانهی بازار کرد. سونی نیز با تغییر در مسیر مخالف موتورولا، سری ایکس را جایگزین سری زد کرد.بر اساس گزارشات، امسال موتورولا حداقل دو پرچمدار را به بازار عرضه میکند که هر دو دارای صفحهنمایش ۵.۵ اینچی هستند و با نامهای رمز Vertex و Vector Thin شناخته میشوند و تحت برندی مجزا از موتو ایکس معرفی خواهند شد
Vibe C، محصول ارزان قیمت جدید کمپانی لنوو
کمپانی لنوو که این روزها به لطف در اختیار گرفتن کمپانی موتورولا بیشتر با اخبار مربوط به محصولات سری موتو مورد بحث قرار می گیرد محصول جدیدی از سری وایب را با نام Vibe C راهی بازار نموده است. این محصول دارای صفحه نمایش ۵ اینچی ۷۲۰p بوده و از چیپستی چهار هسته ای (که نام آن ذکر نشده) بهره می برد. یک گیگا بایت رم، ۳۲ گیگا بایت حافظه داخلی قابل افزایش با کارت میکرو اس دی، سیستم عامل اندروید ۵،۱،۱ آبنبات چوبی، دوربین ۵ مگا پیکسل در پشت و ۲ مگا پیکسل در جلو و باتری ۲۳۰۰ میلی آمپر ساعت از جمله مشخصات ذکر شده برای این دیوایس هستند. گفتنیست که در حال حاضر پیش فروش موبایل Lenovo Vibe C در کشور کرواسی آغاز شده و گفته شده است که از فردا خریداران امکان دریافت این محصول را خواهند داشت. قیمت Vibe C در این کشور معادل ۱۰۵ دلار است. هنوز چینی ها در باب عرضه این دیوایس در دیگر مناطق جهان و قیمت های مربوطه خبری منتشر نکرده اند.
آیفون 7 شاید پیچیده تر از آن باشد که فکر میکنیم
همیشه پیش از معرفی رسمی آیفونهای اپل، اخبار و شایعات فراوانی در مورد آنها میشنویم. آیفون ۷ نسل بعدی تلفنهای هوشمند اپل خواهد بود و هنوز زمان نسبتا زیادی تا معرفی آن باقی مانده، ولی با اینحال سیل شایعات و اخبار در مورد این دستگاه تقریبا هر روز ادامه دارد. بنا به جدیدترین گزارشها، ظاهرا آیفون ۷ پیچیدهتر از آن است که فکر میکردیم.بر اساس شایعات و تصاویری که تا کنون از آیفون ۷ منتشر شده، میتوان گفت که نسل جدید آیفون، نسبت به مدلهای پیشین خود تفاوتهای زیادی خواهد داشت. در حقیقت در دل این دستگاه علاوه بر بروزرسانیهایی که معمولا نسبت به مدلهای قبلی اعمال میشود، تا کنون مورد خاصی اعلام نشده که بتوان گفت توسط اپل به آیفون جدید اضافه خواهد شد. البته خبرهایی در مورد دوربین دوگانه و حذف جک ۳.۵ میلیمتری هدفون در این محصول منتشر شده که نمیتوان با اطمینان در مورد آنها سخن گفت.در هرحال، به نظر میرسد اپل تغییراتی را ایجاد خواهد کرد که باعث تولید محصولی پیچیدهتر از آیفونهای قبلی خواهد شد. بر اساس گزارشهای جدید، ظاهرا تامین کنندگان اپل از جمله فاکسکان و پگاترون، هر دو در حال جذب نیروی کار جدیدی هستند که قادر به تولید آیفونهایی پیچیدهتر باشند.
به نظر میرسد آیفون ۷ آنقدر پیچیده خواهد بود که فاکسکان و پگاترون از چندین ماه قبل از معرفی و عرضه آن اقدام به استخدام نیروی کار حرفهای کردهاند. همانند سالهای گذشته، تولید و ساخت هر مدل از آیفون چالشهای خاص خود را برای تولیدکنندگان آن دارد اما همانطور که اشاره شد، شایعات خبر از تغییرات جزئی در آیفون ۷ میدادند و حال با توجه به استخدام نیروهای بیشتر توسط فاکسکان مشخص نیست که دلیل این کار چه بوده و چالشهای پیش رو در کدام بخش تولید آیفون ۷ هستند.بر اساس شایعات مختلف، انتظار میرود آیفون ۸ در سال ۲۰۱۷ تغییرات زیادی از نظر طراحی و امکانات داشته باشد. در برخی از خبرها اعلام شده که آیفون سال آینده، بالاخره از فناوری شارژ بیسیم نیز بهره میبرد و صفحهنمایش آن نیز تماما شیشهای خواهد بود. علاوه بر این، در آیفون ۸ احتمالا خبری از دکمه Home نخواهد بود.
اولین پیوند موفق عضو میان بیماران مبتلا به ایدز در بریتانیا
برای اولین بار در بریتانیا اعضای یک فرد مبتلا به ویروس اچآیوی به بیماران دیگر ناقل این ویروس پیوند داده شد. خوشبختانه گیرندگان نیز در سلامت کامل به سر میبرند. امید است با تغییر قوانین و اجازه اهدای عضو به بیماران ایدزی، میزان اهدای عضو در جامعه بیشتر شود.در طول پنج سال گذشته چهار عمل پیوند عضو میان مبتلایان به ایدز در بیمارستانهای بریتانیا انجام شده که به تازگی خبر مربوط به آن منتشر شده است. در جریان این جراحیها دو کبد از دو نفر مختلف و دو کلیه از یک نفر به دیگر بیماران HIV اهدا شده است. تا پیش از این نگرانیهای زیادی در مورد نحوهی انجام پیوند و تفاوت در میزان پیشرفته بودن ویروس در بدن فرد اهدا کننده و میزبان وجود داشت که به نظر میرسد این فرآیند تا حد زیادی مشخص شده باشد.دکتر فورسیف مدیر بخش اهدای عضو سرویس سلامت همگانی بریتانیا، NHS، در این مورد توضیح میدهد:
ما به دقت تمامی اهدا کنندگان و حتی مبتلایان به ویروس HIV را مورد بررسی قرار میدهیم. در مورد این بیماران باید بدانیم که ویروس تا چه حد در بدن فرد پیشرفت کرده و قبل از آن چه درمانهایی را تجربه کرده است. پزشکان از این اطلاعات برای متعادل کردن یا کاهش ریسک عمل پیوند عضو از فرد ناقل ویروس به فردی دیگر استفاده میکنند. این برای اولین بار نیست که یک عمل پیوند عضو در بین بیماران ایدز انجام گرفته است. اولین بار در سال ۲۰۰۸ و در آفریقای جنوبی این عمل صورت گرفت که دو سال بعد خبر آن از طریق رسانهها اعلام شد. در آمریکا و در بیمارستان دانشگاه جان اف هاپکینز نیز تجربهای مشابه وجود دارد. با وجود این پیشرفتها باید به قانونگذارها فرصت داد تا در مورد اهدای عضو در میان مبتلایان به ویروس اچآیوی قانونهای جدیدی وضع کنند. مسلما اعضای یک فرد اچآیوی مثبت به افراد اچآیوی منفی پیوند داده نمیشود؛ ولی این امکان وجود دارد تا افرادی که ناقل ویروس اچآیوی هستند و در لیست پیوند قرار میگیرند از این مزیت استفاده کنند. در نتیجه میتوان صفهای پیوند عضو را در بین بیماران کاهش داد. در بریتانیا در هر روز سه نفر در لیست انتظار دریافت عضو فوت میشوند.
روایتی از قتل دیلمقانی، تاجر و نیکوکار کرمانی: احمد یزدان پناه! تو که کشته بیگناه؟
روایتی از قتل دیلمقانی، تاجر و نیکوکار کرمانی:
احمد یزدان پناه! تو که کشته بیگناه؟
شادروان احمد پزدان پناه فرزند حاج نظر علی کرمانی است و چون در جوانی شرکتی با حاج محمد حسن دیلمقانی که اهل تبریز و به کرمان آمده بود و تجارت فرش داشت،نموده بود. روی این اصل با وصف آنکه شراکت خود را با محمد حسن به هم زد باز مردم احمد را به همان نام دیلمقانی خطاب و به همین اسم مشهور گشت.
دیلمقانی در جوانی ثروت و مال زیادی نداشت. پس از آن که با محمد حسن دیلمقانی به هم زد و به تنهایی به تجارت مشغول گشت، به اندک مدت سرمایه و پول زیادی به دست آورد.
مرحوم احمد دیلمقانی تجارت قالی کرمان را داشت. به وسیله او قالی های بسیار اعلی و ظریف بافته و آماده می گشت. او قالی موجود را عدل بندی به آمریکا و انگلیس وآلمان می فرستاد و چون قالی او بی عیب و قشنگ و خوش نقش بود، مشتری های زیادی در خارجه مخصوصا در آمریکا پیدا نمود. مرحوم دیلمقانی چون رونقی در کار خود دید و سفارشات زیادی به او می رسید کارخانه های خود را توسعه و زیاد نمود و غیر از شهر کرمان در زرند و راور و ماهان و دهات دیگر کارخانه هایی دایر و تقریبا می توانیم ادعا نماییم در آن عصر فرش کرمان را به انحصار خود در آورد و چون شهرت او همه جا پخش شد، عده ای دیگر از مردم کرمان کار وکسب قبلی خود را رها نموده و قالی بافی را انتخاب و اتفاقا آن اشخاص هم به اندک مدت ثروت هنگفتی از این راه به دست آوردند.
دیلمقانی چون رقیب و همکارهای زیادی پیدا نمود، در صدد بر آمد تا دست به کشاورزی و احداث باغ های پسته بزند و چون شهرستان های زرند و راور جهت پسته کاری مرغوب بود روی این اصل آن محل را انتخاب و شروع به احداث باغات وسیع و پسته کاری نمود و کم کم دهات بایر را خرید و آباد نمود و از این طریق ثروت و درآمد خوبی به دست آورد و به اندک زمان جزو مالکین بزرگ شهر کرمان در آمد و در یک موقع آن قدر درآمد زیاد تحصیل نمود. مالکین عمده سابق پشت سر او قرار گرفتند و عده ای به مخالفت با او برخاستند. ولی جرات آن را که به ظاهر با او وارد دعوا شوند نداشتند. به لحاظ آن که احمد دیلمقانی چون دستی باز و به پول و قالی و پسته اهمیتی نمی داد و همیشه به فقرا و بی بضاعت ها کمک می نمود طرفداران زیاد داشت.
مرحوم دیلمقانی صفت پلنگ داشت و هیچ کس را بالای دست خود نمی توانست ببیند. روی این مرام بود که عده ای با او سخت دشمن شده و مخفیانه جلسه تشکیل داده و در آن جلسه هم قسم شدند تا دیلمقانی را به هر طریق که ممکن شود، از بین ببرند. آن ها پول زیادی روی هم گذارده و به چهار نفر از الواط و اشرار دادند وآنها را وادار نمودند تا در بین راه زرند وکرمان جلو او را گرفته و با گلوله تفنگ او را هلاک سازند.
مرحوم احمد دیلمقانی از همه جا بی خبر سوار به ماشین شخصی شده و به اتفاق دو نفر از بستگان خود به طرف کرمان حرکت می نماید. دزدان که تحریک شده و قصد قتل او را داشتند، در بین راه که جای مناسبی جهت این کار بود انتخاب و کمین می نمایند و چون ماشین به آن محل می رسد اول تیر زده و ماشین را پنچر می کنند. راننده می گوید این ها دزد هستند و باید به همین حال برویم تا از خطر بگذریم. ولی شادروان چون به خود مغرور بوده به راننده می گوید بایست من به آن ها پول می دهم. غیر از پول از من چه می خواهند. راننده ماشین ر ا خاموش، چهار نفر دزدان مسلح جلو آمده خطاب به احمد دیلمقانی می گویند:«بیا پایین!»
دیلمقانی به آن ها می گوید: اگر پول می خواهید همراه دارم. چه مبلغ لازم است بگیرید دنبال کار خود بروید. یکی از آن ها می گوید ما آمده ایم تا تو را خلاص کنیم و اگر تمام ثروت خود را بدهی غیر ممکن است بگذاریم زنده بمانی. چون قسم خورده ایم.
احمد دیلمقانی دو نفر از آن ها را می شناسد. خطاب به آن دو نفر می گوید: مگر شما نبودید که من به شما پول گندم و فلان فلان دادم؟ الحال این سزای نیکی است؟
یکی از آن دزدان که خیلی هتاک بی شرم بوده قنداق تفنگ را به فرق احمد زده و فحاشی نموده به رفقا می گوید: چرا معطل هستید؟ احمد می گوید:حال که تقدیر این طریق پیش آمد و من باید بمیرم بگذارید یک سیگار بکشم. یکی از آن ها سیگار او را آتش می زند. در حال کشیدن سیگار بوده که تیر به قلب و مغز او خالی نموده و نقش زمین می گردد و دزدان چون مطمئن می شوند که احمد خلاص شد، راننده و دو نفر دیگر را که قبلا شانه های آن ها را بسته بودند عقب تر برده داخل چاه کوچکی که عمق زیادی نداشته آن ها را می اندازند و متواری می شوند. صبح که روشن می شود و کاروان هایی در آمد و رفت بودند چون این منظره وحشتناک را می بینند خبر به کرمان و زرند می دهند و چون از طرف پاسگاه می آیند و آن سه نفر که عقب تر در چاه بوده بیرون می آورند، آن ها شرح قضیه را بیان کردند. خلاصه جسد آن مرحوم را به کرمان حمل تمام دکانین بسته و مردم جمع شده با ناله و سینه زدن و عزاداری مفصلی نعش او را به مسجد صاحب الزمان برده به خاک می سپارند.
در این مراسم، کودکان بی سرپرست حضور داشتند که سینه می زدند و نوحه می خواندند.
ای احمد یزدان پناه/ تو را که کشته بی گناه؟
احمد دیلمقانی چون فرزندی نداشت، تمام ثروت و املاک او به برادر و خواهرانش رسید. و چون قبلا خیال داشت مریض خانه مجهزی بسازد و حتی زمین آن را خریده و آماده نموده بود، مرحوم محمد ارجمند به وارث گفت: چون من خیال دارم مریض خانه بسازم، شما خوب است که به جای مریض خانه پرورشگاهی بسازید. وارث قبول نمودند و باغ مسکونی آن مرحوم را که در محل زریسف واقع بود جهت نگاهداری و محل پرورشگاه تشخیص دادند و آن را به نام دیلمقانی نامگذاری نمودند و جهت هزینه و نگاهداری و تربیت اطفال چند ملک از املاک آن مرحوم را وقف نمودند.
قتل دیلمقانی در خرداد 1322 شمسی اتفاق افتاد و از طرف دولت قاتلین تعقیب و به مجازات رسیدند.
منبع: پژوهشکده فرش کارایان به نقل از پایگاه اطلاع رسانی فرش و صنایع دستی شهرستان راور
باغ های تاریخی کرمان
باغ شاهزاده: این باغ که به حق زیباترین باغ ایرانی است، مهمترین باغ تاریخی کرمان است که ثبت جهانی نیز شدهاست. باغ شازده متعلق به زمان عبدالحمید میرزا فرمانفرما حاکم عصر قاجار کرمان است.(۱۲۹۷هجری قمری)این باغ در دامنه کوه بلند و زیبای تیگران قرار دارد و مساحتی قریب به ۵/۵ هکتار دارد. دو مجموعه شرقی و غربی دارد. کوشک یا همان عمارتهای آن بسیار زیباست و به صورت دو آشکوبه ساخته شدهاست و سر در آن از معماری خیلی زیبایی برخوردار است که آن را از سایر باغهای ایرانی متمایز و ممتاز میسازد. فوارههای آن چشم هر بینندهای را نوازش میدهد. این فوارهها که در طول باغ قرار دارند، زیباترین فواره باغهای ایرانی هستند. زیرا سایر باغهای ایرانی کمتر فواره داشتهاند و یا اگر داشتهاند به این زیبایی نبودهاند. فوارههای زیبای باغ شاهزاده بر اساس اختلاف ارتفاع و نه هیچ نیروی دیگری فعال هستند که این خود دلیلی بر هوش و ذکاوت مردمان کرمان زمین است. طول باغ شاهزاده کرمان ۴۰۷متر و عرض آن ۱۲۲ متر است. و بزرگترین و زیباترین باغ تاریخی ایرانی محسوب میشود. این باغ همه ساله و به ویژه در فصل تابستان و بهار شاهد بازدید تعداد بی شماری از گردشگران از نقاط مختلف کشور است که این باغ دیدنی و دلفریب را برای تماشا انتخاب میکنند.
باغ ملی: این باغ که از اماکن مورد علاقه مردم کرمان برای تفریح است در زمان مصطفی خان کاظمی و در زمان استانداری وی در۷۰ سال پیش ساخته شدهاست و درختان زیبا و محیطی دلنشین دارد.
باغ بیرم آباد: این باغ که در شرق شهر کرمان و در جوار بنای تاریخی تخت درگاه قلی بیگ قرار دارد، توسط بیرام بیگ افشار است که در زمان شاه اسماعیل صفوی و از سوی محمدخان استاجلو در سال۹۱۶ هجری قمری به کرمان آمد. قدمت این باغ بیش از ۴قرن است. گفته شدهاست که شاه عباس اول در سفری که برای حل مشکلات مردم و رسیدگی به مردم به کرمان داشته سری به این باغ زدهاست.(نقل از کتاب تاریخ کرمان)بنای این باغ نیز بسیار زیبا و دیدنی است.
باغ نشاط:این باغ بسیار زیبا که در انتهای خیابان فردوسی کرمان قرار دارد، از باغهای قدیمی و خاطره انگیز است که حوادث تاریخی مهمی را در حافظه خود دارد. از جمله محاصره سردار نصرت حاکم کرمان در بیش از یک قرن پیش. تاریخ احداث این باغ به دوران قاجاریه باز میگردد. این باغ اکنون به عنوان یکی از پارکهای کرمان مورد بازدید و گردش عموم قرار دارد.
باغ هرندی: این باغ زیبا اکنون به عنوان موزه ساز کرمان فعال است.
باغ فتح آباد: این باغ از معماری بسیار زیبایی برخوردار است که به سبک باغ شازده ماهان است، در ۲۵کیلومتری شهر کرمان قرار دارد و در سال ۱۲۵۵ هجری خورشیدی توسط فضل علی خان بیگلربیگی ازحاکمان کرمان در زمان قاجاریه ساخته شدهاست و ۱۳۵سال قدمت دارد. سر در آن بسیار زیبا و تاق نماهای آن نیز دیدنی است. این باغ در حال بازسازی است.
باغ سرآسیاب: این باغ متعلق به دوره سلجوقیان است و قدمت آن با قدمت مسجدملک کرمان برابری میکند. باغ سرآسیاب در جنوب شرقی شهرکرمان واقع شده است و وقایع جالبی در آن رخ دادهاست. در قدیم دو باغ معروف نیز در سرآسیاب وجود داشته یکی باغ سردار و یکی هم باغی به نام روحی.
باغ مشیز: متعلق به دوره قراختاییان است که کرمان پایتخت بودهاست و واقعه «رقص ترکانی» در این باغ اتفاق افتادهاست.(تاریخ کرمان۱۵۶)
باغ گلشن: باغ گلشن کرمان توسط ابراهیم خان ظهیرالدوله حاکم کرمان در دوران قاجار ساخته شدهاست و ادامه ارگ کرمان است.
باغ آقا: این باغ در انتهای خیابان زریسف قرار گرفتهاست و بانی آن آقاخان محلاتی است. عمارتی بسیار زیبا دارد و مدتی به عنوان کنسولگری انگلیس در کرمان بودهاست.
باغ دیلمقانی: این باغ در انتهای خیابان زریسف واقع شده است و اکنون به عنوان پرورشگاه مورد استفاده قرار می گیرد و بیش از۶۰ سال قدمت دارد.
باغ نظر: این باغ مشجر و دلگشا و بسیار زیبا که بیش از۲۵۰ سال قدمت دارد، حوادث زیادی را در سینه خود ضبط کردهاست. از جمله این که نظرعلی خان سردار بزرگ عصر زندیه پس از دستگیری تقی خان درانی او را به نزد کریم خان زند برد. این واقعه در سال ۱۱۷۹هجری قمری اتفاق افتاده بود. باغ تاریخی نظر اکنون به عنوان ستاد مرکزی آموزشی ۰۵ کرمان استفاده میشود.
باغهای دیگرکرمان که تنها نامی از آنها باقی است:
باغ خان: متعلق به دوران گنجعلیخان حاکم کرمان در دوره صفویهاست.
باغ ناصریه: توسط محمد حسن خان سردار ایروانی در قریب به ۲ قرن پیش و در کنار دروازه ارگ کرمان ساخته شده بود.
باغ لَلِه:باغ لَلِه اکنون تنها نامی از خود به یادگار دارد و متعلق به خواجه اتابک برقوش در دوره سلجوقیان است. وسعت این باغ بسیار زیاد بوده و مقبره خواجه اتابک هم در نزدیکی همین باغ قدیمی وجود دارد.
