بایگانی مطالب نشریه
«پیام ما» تاثیر تنبیه بدنی برکودکان را بررسی میکند زخمهای کودکی
«پیام ما» تاثیر تنبیه بدنی برکودکان را بررسی میکند
زخمهای کودکی
در دنیای واقعی همیشه کودکان دوست داشتنی و دلپسند رفتار نمی کنند. گاهی اوقات رفتارهای کودکانه ی آن ها بزرگترها را بیچاره می کند. کودکان به دلیل اقتضای سن،کنجکاو و به دنبال تجربه هر چه بیشترند. گاهی اوقات این تجربه های جدید بسیار خطرناکند و هزینه های زیادی دارند. وظیفه ی والدین و بزرگسالان این است که جلوی بسیاری ازاین آسیب هایی که ناشی از بی تجربگی است، را بگیرند. این رفتارهای خطرناک و دردسرساز از فرو کردن یک میخ به داخل پریز برق گرفته تا خیال پرواز از روی بالکن و … را شامل می شود؛ که اگر جلوی هر کدام از آن ها گرفته نشود خسارتی جبران ناپذیر وارد خواهد شد.
تنبیه و تشویق
گاهی بعضی از رفتارهای کودکان، به معنای مستقیم آسیب زا نیستند. و امکان دارد کودک دچارآسیب شود؛ اما این آسیب به طور مستقیم او را درگیرخود نکند، مثل بروز رفتارهای ناشایست، که دردرازمدت بر او تاثیر خواهد گذاشت. حرف زدن در مورد رفتارهای مورد پسند هر چند بی تاثیر نیست؛ ولی به تنهایی نمی تواند همیشه موثر باشد. گاهی کودک حتی فراموش می کند چه شنیده است. در این زمان دو روش دیگر معرفی می شود که بسیار کارکرد پیدا کرده وموثر واقع شده؛البته گاهی استفاده ی افراطی از آن، خود تبدیل به یک آسیب نوظهور گشته است. دو مفهوم «تنبیه و تشویق» بسیاری از نظریه های تعلیم و تربیت را درحوزههای روانشناسی و جامعه شناسی به خود اختصاص داده اند. تشویق، پرداخت پاداش و موهبت به دلیل بروز رفتار خاص است.
تنبیه بدنی
درتعریف تنبیه، باید دو جنبه ی مثبت و منفی آن را مد نظر داشت. یک نوع تنبیه، محروم شدن از لذت است؛ مثل تماشای تلویزیون و یا هر لذت دیگری و جهت دیگر تنبیه، ارایه ی یک مولفه ی ناپسند و منفور است؛ مانند تنبیه بدنی و یا جریمه. هردو نوع تنبیه در تمام جوامع وجود دارد و البته لازم هم است. ارایه ی یک مولفه ی منفی برای تنبیه در بسیاری از مواقع ضروری است؛ مثل جریمه های راهنمایی و رانندگی. شاید هیچ راهی به این اندازه برای کنترل رفتارهای رانندگان موثر واقع نشده است، که البته در نحوه ی اجرایی شدن آن هم نظرات بسیاری وجود دارد. در دایره ی تنبیه، قطعا «تنبیه بدنی» که ارایه ی یک مولفه ی منفی است، درهیچ جامعه ی پیشرفته ای مورد پسند واقع نمی شود.هدف از نگارش این مطلب هم بررسی همین مفهوم است. با توجه به تعاریف موجود از تنبیه و تشویق و نظر بسیاری از روانشناسان می توان هر رفتاری را با استفاده از این دو مولفه شکل داد، البته نگاه ویژه ی ما به رفتارهای کودکان است. تا همین چند دهه ی پیش ،یکی از راه های اصلی تربیت کودکان تنبیه بود و حتی اگر پدر و مادری این مسیر را طی نمی کردند از طرف جامعه مورد توبیخ قرار می گرفتند که فرزند خود را به درستی تربیت نمی کنند،او را لوس بار می آورند. اگر کودک پسر بود، تاکید بیشتری بر تنبیه وجود داشت و به والدین توصیه می شد که بدون تنبیه او هرگز مرد نخواهد شد و بعدها مشکلات را تاب نخواهد آورد.
خشم فرو خفته آوار میشود
امروزه تنبیه، آن هم به صورت بدنی منفور شده و روانشناسان حتی تاثیر عکس را، برای آن هشدار می دهند. کودکی که تنبیه بدنی می شود امکان دارد این احساس تنفر به وجود آمده ی خود را به نحوی بر سر دیگری تخلیه کند و آن دیگری به احتمال زیاد کسی خواهد بود که از او ضعیف تراست و توان مقابله را نداشته و اجازه می دهد همه ی خشم فرو خفته بر سرش آوار شود. در بسیاری از موارد خواهر، برادر و یا هم کلاسی ضعیف تر و حتی حیوان خانگی این تجربه را درک خواهد کرد.
قطعا تنبیه چه به صورت بدنی و یا به هر صورت دیگری در شکل دهی رفتار تاثیر گذار است؛ اما دقیقا دراین میان، انتخاب بین بد و بدتر صورت می گیرد؛ حتی اگر هیچ راه دیگری برای آموزش رفتار درست وجود نداشته باشد که وجود دارد، با تنبیه بدنی آسیبی که به روح کودک زده می شود برطرف شدنش بسیارسخت خواهد بود و دردی که او از این ماجرا می کشد را هیچ مسکنی آرام نخواهد کرد. البته به هیچ عنوان نمی توان ادعا کرد که هر کسی که درکودکی تنبیه بدنی شده باشد، دربزرگسالی مشکل رفتاری پیدا خواهد کرد؛ اما می توان ادعا کرد که کودکی سراسر بی آسیبی را سپری نکرده و بالطبع در بزرگسالی او هم بی تاثیر نبوده است. برای آموزش رفتار صحیح باید به دنبال جایگزین بهتر بود. متاسفانه هنوزافرادی را می بینیم که ادعا می کنند که بچه باید کتک بخورد تا تربیت شود و گاهی حتی از ادبیاتی عجیب استفاده کرده و می گویند بچه ای که کتک نخورد، آدم نمی شود و این نکته واقعیتی، بسیار عجیب و بسیار غم انگیز است. این که کسی و دردناک تر این که والدی؛ کودک را کتک زده و به تعبیری مورد شکنجه قرار دهد تا ازاو انسان بهتری بسازد و ادعا کند که ما از پدر و مادرمان کتک خورده ایم؛ پس باید کودکمان را کتک بزنیم.
راهکارهای کنترل خشم
این دور باطل باید زمانی قطع شود. تنبیه بدنی به منظور شکنجه بحثی جداست؛ اما نگاه ویژه ای باید به مواردی از تنبیه داشت که به امید مفید واقع شدن، اعمال شده و در بسیاری از مواقع ازجهل والدین ناشی می شود. اگر بخواهیم این رفتار را اصلاح کرده و این آسیب را به حداقل برسانیم، باید راهکارهای کنترل خشم را به سرپرستان آموزش دهیم. سرپرستانی که ناخودآگاه، در کودکی آموزش تلخی گرفته اند. آن ها یاد گرفته اند که به محض عصبانیت آن را با ضربه به دیگری تخلیه کنند و اگر آن دیگری کودک باشد، برچسب دروغین «من نگران آینده ی تو هستم» را به رفتار غیر انسانی خود می زنند تا رفتارشان را توجیه کنند. باید بزرگسالانی که در کنترل خشم خود موفق نیستند، درخواست کمک کنند و به این درک برسند که این عدم کنترل در آنها طبیعی نیست. باید با این مشکل دقیقا مانند یک بیماری رفتار کرد؛ البته بیماری ای که مسری است و آسیبش دامن اطرافیان را هم خواهد گرفت؛ حتی انتقال آن به نسل بعد اتفاق افتاده و قربانیانی خواهد داشت که در آینده روح زخمی شان باید توان والد بودن و سرپرست بودن را داشته باشد که این زخم های قدیمی را به کودکانشان منتقل نکنند.
درد این جامعه فقط نا آگاهی نیست
دیگر درد این جامعه فقط نا آگاهی نیست، بلکه ترس است ؛ترسی که به دلیل آگاهی بروز می کند. فرد از ترس برچسب خوردن آن را انکار کرده و ادعا می کند که حالت و احساس طبیعی و درستی دارد؛ زیرا می ترسد با بیان مشکل خود، تغییر نگاه مردم را تحمل کند. اگراو راهکارهای کنترل خشم را بشناسد و بداند تنبیه بدنی تاثیر مخربی بر روان کودکش خواهد گذاشت، خود از ادامه ی این مسیر منتهی به ضرر دست می کشد و همان طور که در ابتدا گفته شد از پاداش و تنبیه به روش محروم کردن از پاداش، استفاده کرده و کودکش را سالم به بزرگسالی رهنمود خواهد کرد. باید لیستی ازعلاقه های کودک تهیه کرد و از آن ها چه در قالب تنبیه و چه در قالب پاداش استفاده کرد؛ تا روح کودکی زخمی عملکرد والدین نشود و آغوش آن ها کانون آرامش او باشد؛ والدینی که بهترین ها را برای کودکان خود آرزو می کنند.
مقایسه تعامل مراجع عظام تقلید با دو دولت از نپذیرفتن مسئولان دولت دهم تا استقبال گرم از دولت یازدهم
مقایسه تعامل مراجع عظام تقلید با دو دولت
از نپذیرفتن مسئولان دولت دهم تا استقبال گرم از دولت یازدهم
عباس طهماسبی زاده- خبرآنلاین
تمامی دولتهای پس از انقلاب اسلامی سعی کردهاند برای افزایش مقبولیت خود در میان اقشار جامعه، تعامل خوبی با مراجع برقرار و رضایت آنان را جلب کنند. پنج شنبه گذشته بود که حجتالاسلام روحانی در سفری خارج از سفرهای استانی دولت به همراه برخی از دولتمردان راهی شهر کریمه اهل بیت (س) شد تا ضمن زیارت حرم حضرت معصومه (س)، برای سومین بار به دیدار مراجع عظام تقلید برود و گزارشی از برنامهها و دستاوردهای دولت را ارائه داده و از رهنمودهای آنان بهرهمند شود. حسن روحانی که خود پرورش یافته حوزه است و از رنجش خاطر مراجع از مسئولان دولت قبل آگاه بود، از همان ابتدای کار، تعامل مستمر با مراجع و علما را از اصول مدیریتیاش قرار داد . او در 13 تیرماه 92 و زمانی که هنوز زمام امور را به دست نگرفته بود به قم رفت و با عنوان منتخب مردم با مراجع عظام تقلید دیدار کرد.
رییس جمهور که از همان ابتدای کار بر گزارش دهی عملکرد به مردم مصر بود، اعضای کابینه خویش را نیز موظف کرده که در فواصل زمانی به دیدار مراجع بروند و از حوزه مدیریتی خود گزارشی ارائه دهند و رهنمودهای علما را نیز دریافت کنند که به طور نمونه از ابتدای سال تا کنون جدا از سفر اخیر وی به قم، وزرای بهداشت، کار و فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز به دیدار مراجع رفته و گزارشی از برنامهها و دستاوردهای خود ارائه کردهاند.
احمدینژاد که در سوم تیر 84 بر روی کار آمد، به نظر میرسید دولت اصولگرایش با توجه به ولایی و مکتبی معرفی کردنش بتواند به مراتب رابطه بهتری با مراجع تقلید نسبت به دولت اصلاحات برقرار کند چه آنکه وی در همان اوایل دولت خود در یکی از سخنرانیهایش گفته بود «امروز حوزه و دولت در کنار یکدیگر هستند و من بین حوزه، دولت و نظام فاصلهای نمیبینم و اینها را جدای از یکدیگر نمیدانم». اما این رابطه دوام چندانی نداشت و دولت و مراجع در موضوعات متعددی از جمله ورود زنان به ورزشگاه دچار اختلاف نظر شدید شدند و با وجود انتقادات مراجع از این مسئله، غلامحسین الهام که آن زمان سخنگوی دولت بود، اعلام کرد علت لغو این دستور از سوی احمدی نژاد، نه به درخواست مراجع عظام بلکه به خواست بزرگان کشور است.
موضوعاتی نیز از قبیل انتصاب مشایی به معاون اولی، یازده روز خانهنشینی، بحث اسلام ایرانی و … به تیرگی روابط دولت و مراجع دامن زدند بگونهای که حتی مراجع رییس جمهور وقت را که در قالب سفر استانی به قم سفر کرده بود به حضور نپذیرفتند. آیت الله مقتدایی رییس شورای عالی حوزههای علیمه سراسر کشور در مورد آن دوران میگوید: « در دولت قبل گاهی این رابطه به طور کلی قطع بود؛ یعنی آقایان مراجع تقلید، اصلا دولتیها را به حضورشان نمیپذیرفتند». آیتالله سید محمد غروی از اساتید حوزه علمیه قم نیز با اشاره به انتقادات مراجع به دولت قبل میگوید که در آن زمان مراجع تنها برخی از مسئولان دولتی آن را بر حسب شرایط خاص می پذیرفتند.
اما شرایط برای دولت روحانی بسیار متفاوتتر است و با وجود آنکه مراجع برخی گلایهها را از شرایط اقتصادی مردم و جامعه در دیدار با دولتمردان مطرح و انتظار از این دولت را بیشتر می دانند، در موضوع برجام از دولت حمایت و از تلاش های تیم مذاکره کننده تقدیر کردند. در همین ارتباط آیتالله مقتدایی؛ نائب رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با بیان اینکه بحمدالله در کلیت ارتباط دولت یازدهم با بزرگان و مراجع تقلید اشکالی نیست و روابط خوب است، میگوید:« اگر اشکالی هم باشد، تذکرات لازم توسط خود مراجع داده میشود و امیدواریم همانگونه که رئیس جمهور محترم قول دادند انشاءالله آن دغدغهها نیز رفع شود.
برخی از آقایان اشکالاتی دارند اما صلاح نمیدانند آنها را علنی بگویند، چون تضعیف حاکمیت و رئیس جمهور میدانند اما تذکرات را میدهند و آقای دکتر روحانی هم قول دادند که آن دغدغهها و اشکالات را برطرف کنند؛ خود آقای رئیس جمهور گفتند میدانم که حضرات مراجع تقلید و علما، دغدغههایشان را دلسوزانه میگویند.
دیدار اخیر و استقبال گرم مراجع از دولت و بکار بردن تعبیری چون «شما رئیس جمهور موفقی هستید» از سوی آیتآلله مکارم شیرازی و حمایت از سیاستهای دولت در بخشهای مختلف نشان میدهد که دولت توانسته پاسخهای لازم را به دغدغههای مراجع ارائه دهد و رضایت آنان را جلب کند.
نقش کرمانیان در آزادسازی خرمشهر
نقش کرمانیان در آزادسازی خرمشهر
مهندس منصور ایران پور نویسنده و پژوهشگر تاریخ
عملیات بیت المقدس یکی از مهمترین نبردهای دفاع مقدس است که به واسطه آن بخشهای مهمی از کشور عزیز ایران آزاد گردید و نیروهای بعثی از بیشتر مناطق اشغالی کشورمان بیرون رانده شدند. این عملیات حدود بیست و چهار روز به طول انجامید و از ساعت 30 دقیقه بامداد مورخه دهم اردیبهشت ماه سال 1361 با شروع عملیات توسط رزمندگان کرمانی در طی چهار مرحله آغاز شد. سپس تا سوم خرداد ماه سال 1361 ادامه یافت و منجر به فتح خرمشهر گردید.
در این عملیات رزمندگان کرمانی تحت فرماندهی حاج قاسم سلیمانی دومین تجربه عملیاتی خود را پس از تشکیل تیپ مقتدر ثارالله انجام میدادند. نفرات این تیپ شامل رزمندگانی از کرمان و هرمزگان و سیستان و بلوچستان بودند. خط مقدم استقرار تیپ ثارالله در شمال خرمشهر به وسعت تقریبی 1800 متر معین گردیده بود که به نام جبهه سید جابر، کرخه کور و کوهه شناخته میشد. به سبب هموار بودن زمین این منطقه، محدودیت های فراوانی برای محافظت رزمندگان از دید دشمن وجود داشت. فرماندهی محور عملیاتی نیز بر عهده حمید عربنژاد بود. فرمانده دلاور کرمانی که از ابتدای غائله کردستان مسئولیت شهر مهاباد را در استان آذربایجان غربی بر عهده داشت.
به طور کلی عملیات بیت المقدس تحت فرماندهی قرارگاه مرکزی کربلا هدایت میگردید و بر اساس آن سه قرارگاه فرعی به نامهای قدس و فتح و نصر زیر نظر این قرارگاه برای انهدام دشمن سازماندهی شدند که رزمندگان تیپ ثارالله کرمان جزو قرارگاه قدس بودند. این قرارگاه مأموریت داشت در مرحله اول عملیات با تهاجم به خاکریزهای مقدم دشمن در شمال شهر خرمشهر اقدام به فریب و کشاندن نیروهای بعثی به سمت خود نماید و تظاهر کند که رزمندگان ایرانی قصد دارند حمله سراسری و اصلی خود را از این جبهه بر علیه ارتش تا دندان مسلح بعث عراق آغاز نمایند. اگر اینان موفق میشدند که این تاکتیک فریب را انجام دهند، موجبات ورود دشمن با تمامی قوا و چندین لشکر و تیپ و حجم وسیعی از تجهیزات را به منطقه استقرار خود فراهم میساختند و گرچه بسیار آسیب پذیر میگردیدند، اما موقعیت بسیار مناسبی را برای رزمندگان دو قرارگاه فتح و نصر بوجود می آوردند تا با فراغ بال بیشتر و بدور از تمرکز قوای دشمن، به سمت اهداف اصلی که مهمترین آنها فتح خرمشهر بود، پیشروی نمایند. بر این اساس مقرر گردید که عملیات در جبهه تیپ ثارالله چند روز زودتر از سایر قرارگاهها آغاز شود. در شب اول عملیات رزمندگان کرمانی موفق گردیدند با عبور از زمینهای باتلاقی به سمت دشمن حرکت نمایند و طی یک درگیری شدید و خونین مواضع آنها را فتح کنند. سپس این رزمندگان با استقرار در خط دشمن و درگیر نگاه داشتن آنها، عملأ موجبات فریب ارتش بعث را فراهم ساختند و بیشتر سربازان و تجهیزات نظامی دشمن را از سایر مناطق اطراف خرمشهر به سمت خود کشاندند.
این چنین شد که بعثی ها از دو قرارگاه اصلی فتح و نصر که وظیفه تصرف شهر بندری خرمشهر را بر عهده داشتند، غافل ماندند و به جنگ خونین با کرمانیان پرداختند. گر چه این اقدام به معنای شهادت رزمندگان کرمانی در زیر هجومهای بی امان و آتشباری پر حجم دشمن بود، اما میبایست کرمانی شهید شود تا خاک ایران اسلامی از چنگال دشمنان این مرز و بوم رهایی یابد. به گونه ای که روز دوم از عملیات بیت المقدس را میتوان روز خونین عملیات برای کرمانیان نامید. زیرا سه تن از فرماندهان نام آور کرمانی به همراه بسیاری از نیروهایشان آنقدر در مقابل دشمن ایستادگی کردند تا به شهادت رسیدند. سردارانی از موسم دلپذیر عشق به نامهای حمید عرب نژاد و حمید ایرانمنش معروف به حمید چریک و ناصر غلامی. این اتفاق ناگوار در اولین روزهای عملیات به وقوع پیوست اما کرمانیان روحیه خود را از دست ندادند و همچنان به رغم شهادتهای فراوان به مدت 21 روز در مقاومت خود پایداری نمودند و با تداوم جنگ و گریز به سمت خرمشهر، پیشرویهای قابل توجهی به دست آوردند و موفق شدند در ادامه بر سرعت حرکت خود بیفزایند. گر چه در این مرحله از عملیات دو گردان از رزمندگان کرمانی به اسارت دشمن بعثی درآمدند، اما پیشرویهای تیپ ثارالله تا قسمتهای شمال و شمالغربی شهر خرمشهر گسترش یافتند و رزمندگان کرمانی با اقتدار کامل در منطقه مرزی کوشک پشت سر دشمن را مسدود نموده و در همان جا مستقر شدند.
در چنین شرایطی امکان هر گونه تحرکی از سوی ارتش بعث برای حمله به رزمندگان ایرانی و یا کمک به نیروهای در محاصره خود که در داخل خرمشهر به شدت با رزمندگان کشورمان درگیر بودند، سلب گردید و فتح خرمشهر توسط رزمندگان دو قرارگاه فتح و نصر امکان پذیر شد. در این وضعیت حمله رزمندگان ایرانی از مورخه 21 اردیبهشت ماه شدت یافت و پس از ورود به شهر خرمشهر به مرور بخشهای بیشتری از آن را تحت تصرف خود قرار دادند. خرمشهر در سوم خرداد ماه سال 1361 در شرایطی آزاد شد که حدود نیمی از رزمندگان تیپ ثارالله کرمان شهید و یا مجروح و اسیر گردیده بودند و با آزادی خرمشهر تلاش این جان برکفان بی نتیجه نماند و ما امروز با اقتدار و اطمینان میتوانیم بگوییم که برای آزادسازی خرمشهر از چنگال دشمن بعثی، بزرگترین پیروزی را شهیدان کرمانی به دست آوردند. اینان خود را به مرگ با عزت سپردند تا ایران و ایرانی برای همیشه زنده و پاینده بماند.
پرداخت کارمزد خرید کارتی به عهده کیست؟
پرداخت کارمزد خرید کارتی به عهده کیست؟
شبکه های اجتماعی این روزها به عنوان منابع خبری برخی از اقشار مردم شناخته می شوند. البته اکثر اوقات اخباری که در این شبکه ها منتشر می شوند منبع درستی ندارند و تکذیب می شوند. در چند روز گذشته این شبکه ها اخباری را منتشر کردند مبنی بر اخذ 9 درصد مالیات بر ارزش افزوده آنهم با خرید کارتی! در متن این پیام آمده است: «از ابتدای مرداد ماه دیگر با عابر بانک خود از مغازه ها خرید مستقیم انجام ندهید چرا که به ازای هر خرید، 9 درصد مالیات بر ارزش افزوده از شما کسر شده و به خزانه دولت واریز می شود.» همانطور که پیش بینی می شد این خبر تکذیب شد. به گزارش خبرآنلاین معاون مالیات بر ارزش افزوده اعلام کرد: نحوه پرداخت وجه کالا اعم از نقدی و یا استفاده از کارت اعتباری و pos بانکی مؤثر در موضوع معافیت یا شمول مالیات نیست. بنابراین تأکید می گردد کالاهای مشمول مالیات در قانون دقیقاً مشخص بوده و پرداخت وجه کالا از طریق کارتهای اعتباری یا دستگاه های pos بانکی به هیچ وجه موجب تعلق مالیات نخواهد بود. علیرضا طاری بخش درباره شایعه دریافت مالیات بر ارزش افزوده از دستگاه های کارت خوان ها؛ افزود: این امر به هیچ وجه صحت ندارد و براساس اصل (51) قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی ایران، هیچ نوع مالیات وضع نمی شود مگر به موجب قانون موارد معافیت و بخشودگی و تخفیف مالیاتی به موجب قانون مشخص شود.
گفتنی ست کارمزد تراکنش های الکترونیکی که از سال گذشته در دستور بررسی توسط شورای پول و اعتبار قرار دارد همچنان بلاتکلیف است. اما قرار است در کارگروهی که در برای رسیدگی به این موضوع در بانک مرکزی تشکیل شده است ، شناسایی این ذینفع به صورت جدی دنبال شود. از طرفی با توجه به ایراد مطرح شده از سوی اصناف مبنی بر اینکه بانک هایی که حساب پذیرنده در آنها متمرکز است سود بالایی از رسوب حساب پذیرنده می برند و با توجه به تبلیغات گسترده بانکها بر روی دستگاه های کارتخوان و سرویس های خاصی که برای جذب منابع در نظر گرفته اند، احتمالا بخش قابل توجهی از کارمزد خدمات پرداخت الکترونیکی در مدل جدید برعهده بانک طرف پذیرنده یعنی بانکی که حساب دارنده دستگاه کارتخوان یا درگاه اینترنتی و… به آن متصل است، قرار خواهد گرفت. این در حالی است که در صورتی که دریافت کارمزد از بانک پذیرنده در این کارگروه تصویب شود، مبلغ این کارمزد از 100 تومان اعلام شده در سال گذشته بیشتر بوده و بین 200 تا 500 تومان بر اساس مبلغ تراکنش متغیر خواهد بود.
تشکیل کمیسیون ویژه رسیدگی به موضوع برجام
تشکیل کمیسیون ویژه رسیدگی به موضوع برجام
روز دوشنبه قطعنامه 2231 شورای امنیت صادر شد. قطعنامه ای که ناشی از توافق وین بود. توافقی که میان ایران و گروه 1+5 پس از 12 سال مذاکره شکل گرفت. مذاکراتی که فراز و نشیب های زیادی داشت و در دولت های نهم و دهم این مذاکرات نتوانست مانع از شش قطعنامه ظالمانه علیه ایران شود. اگرچه توافق وین از مذاکره بین ایران و شش کشور بدست آمد اما می توان گفت بازیگران اصلی این توافق ایران و امریکا بودند. روز سه شنبه وزیر خارجه ایران برای گزارش دادن این توافق به نمایندگان مجلس راهی پارلمان شد و از مصاحبه نمایندگان مجلس مشخص بود که اکثریت راضی اند. اما رضایت نمایندگان مجلس مانع از بررسی برجام نیست. عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی گفت: تشکیل کمیسیون ویژه رسیدگی به موضوع برنامه جامع هسته ای کشور با اکثریت آراء تصویب شد و امیدواریم برنامه عملیاتی و زمان بندی در دستور کار قرار بگیرد و مجلس بندها را بررسی و نظرات را ارائه کند. به گزارش ایسنا محمدرضا پورابراهیمی افزود: آقای ظریف گزارش خوبی ارائه کردند و بیشتر مطالب کارشناسی بود و رییس سازمان انرژی اتمی کشورمان مستندات تخصصی ارائه دادند و موضوعات مهمی بود که لازم بود در گزارش بیاید و به صحن ارائه شود. وی افزود: سرفصل مباحث در سایر نشست ها ارائه شده بود اما با یک جامعیت و چارچوب مشخص در قالب گزارش به مجلس ارائه شد و ما در این مذاکرات یک محدودیت هایی پذیرفتیم و در قبال آن امتیازاتی گرفتیم و مجموعه اینها مبنای بررسی مجلس خواهد بود که آیا مجموعه امتیازت داده شده از سوی ما شاکله تصمیمات سرفصلی قرار می گیرد یا نه. وی تاکید کرد: باید از ظرفیت پیش آمده برای برداشتن گام های بلند در حوزه های مختلف به ویژه اقتصادی نهایت استفاده را داشته باشیم و البته محدودیت و امتیازاتی که دادیم به نحوی مدیریت شود که کشور بتواند در احقاق حق خود و اینکه در دنیا به دنبال دانش هسته ای است، از فضای فراهم شده خارج شود. پورابراهیمی بیان کرد: بخشی از این فضا در مذاکرات به دست آمده و نگرانی در خصوص استمرار توافقات و اجرای آن است و دولت باید تدبیری بیندیشد و امیدواریم ادامه مسیر با اجرای تعهدات از طرف مقابل پیش برود. وی اظهار کرد: ما براساس اعتقادات و دینمان نقض پیمان نخواهیم کرد و رهبر ما بارها این مطلب را بیان فرموده اند و امیدواریم مانند گذشته شاهد نقض پیمان طرف مقابل نباشیم و اجرای تعهدات طرف مقابل و برداشت تحریم ها به صورت کامل عملی شود.
مانند برخی نگفتیم مذاکره با1+5 فایده ای ندارد
مانند برخی نگفتیم مذاکره با1+5 فایده ای ندارد
حسن روحانی در هیات دولت پاسخ منتقدان هسته ای را داد. رییس جمهور تصویب قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد را یک رویداد کمنظیر در تاریخ ایران خواند و گفت: سازمان ملل شورای امنیت به صراحت حق غنیسازی کشور ما را پذیرفته است. گزیده صحبت های روحانی را به نقل از خبرآنلاین در زیر بخوانید:
اگر چه توافق ایران با کشورهای ۱+۵ برای مدت زمانی مشخص محدودیتهایی ایجاد میکند، اما بنا به اظهار نظر متخصصان لطمهای به ادامه و پیشرفت این فناوری در کشور ما نخواهد زد.
ملت ایران هیچگاه به دنبال ساخت سلاحهای کشتار جمعی نبوده و آن را خلاف اخلاق، فقه و فتوای رهبر معظم انقلاب میداند. در دکترین امنیتی ایران ساخت چنین سلاحی در دستور کار نیست و اگر تکرار این ادعا برای آنها موفقیت محسوب میشود، اشکال ندارد که از این موفقیت خوشحال باشند.
آنها با زبان حقوقی پذیرفتهاند که تحریمها تأثیری بر جمهوری اسلامی ایران نداشته و باید آن را کنار بگذارند، همان دستگاههایی که قطعنامهها را علیه ایران وضع کردند، امروز خودشان آنها را کنار گذاشتند که این موضوع خیلی مهم است.
سازمان ملل و شورای امنیت خودشان قطعنامه دادهاند که دیگر ایران را مخل صلح و امنیت جهانی نمیدانند و این موفقیت بزرگی است.
منافع جناحی و گروهی را کنار بگذاریم و از موفقیت به دست آمده حمایت کنیم.
باید دید که در مقابل چه تیمی بازی کردهایم و الا اگر در کنار گود نشسته و تماشاچی باشیم، میتوانیم درخواستهای بیشتری هم مطرح کنیم.
ما مانند برخی نگفتیم که مذاکره با آنها فایدهای ندارد و یا معتقد نبودیم که در دنیای سیاست جز راه تسلیم و یا تقابل راه دیگری وجود ندارد.
آینده اقتصاد ایران بعد از قطعنامه
آینده اقتصاد ایران بعد از قطعنامه
نعمت احمدی-حقوقدان
ماشین تحریمهای تحمیلی علیه ایران سرانجام با قطعنامه جدید شورای امنیت سازمان ملل به ایستگاه آخر رسید و سایه شوم اقتصاد تحریمی که نتیجه آن انباشت پروندههای فساد اقتصادی بود از سرایران برداشته شد، باید دستی در بازار داشته باشید تا عمق مشکلی که سالها گلوگاه اقتصادی ایران را میفشرد را به عینه درک کنید. چندین دیوار و مانع برای صادرات و واردات دور تا دور کشور کشیده شده بود، ملتی 75 میلیونی باید نیازهای روزمره خود را تامین میکرد. باید صادرات میکرد. از بابتی واردات لازمه زندگی در جهان بهم پیوسته امروزی است. موانع صادرات و واردات را بعضا قوانین داخلی به وجود میآورد و گاهیقوانین خارجی. اقتصاد ایران با تاسف در هر دو زمینه طی سالیان گذشته،مانع جلوی خود دیده است، از قوانین داخلی بگذریم که همین یک قلم ارزش افزوده کافی است که به بیبرنامگی اقتصادی پی ببریم. در بخش کشاورزی، همه کشورها به تولیدکننده یارانه تولید میدهند و معافیت مالیاتی دارند. در کشور ما گویی همه باید با یک ترکه رانده شوند، برای نمونه به لوازم آبیاری تحت فشار مزارع توجه کنید، از یک کالا دو – سه بار ارزش افزوده گرفته میشود. قوانین مالیاتی و قوانین مربوط به گمرکات را در نظر بگیرید، قواعد دست و پا گیر گمرکی باعث بازار گرمی قاچاق کالا شده است، آمار و ارقام مختلفی از زبان مسئولان شنیده میشود. یک قلم از 20 میلیارد دلار ضرر گمرکات از قاچاق کالا صحبت میکنند که برمیگردد به قوانین نامتناسب با شرایط روز، دیوار تحریم هایی که از سال 1358 آسمان اقتصادی کشور را تیره و تار کرده است. در مجموع 38 قطعنامه تحریمی از روسای جمهور آمریکا، کنگره آمریکا، اتحادیه اروپا و شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران صادر شده است. روز تصویب قطعنامه پذیرش توافقنامه وین را باید یکی از روز بزرگ شمرد، روزی که هیات نمایندگی ایران تمام قد در مقابل همه دنیا ایستاد و حقوق هستهای ایران را حفظ و همه تحریمهای گذشته از سال 58 تا امروز را بلااثر کرد. بیتعارف، تحریمها در همه تاروپود زندگی اقتصادی کشور رخنه کرده بود، کالاهایی که در ایران تولید یا وارد میشد به لحاظ تحریمها باید با قیمتی مضاعف از طریق واسطهها تامین و نگرانی همیشگی تولیدکنندگان نبود مواد اولیه به موقع و به قیمت واقعی بود. برای نمونه، مهمترین کارخانه تولید اتومبیل در ایران بعد از کارخانجات همیشه مورد حمایت دولت یعنی سایپا و ایران خودرو، اتومبیلسازی کرمان معروف به کرمان موتور است با همکاری اولیه کره جنوبی، کارخانه دوو و اتومبیل تولیدی تحت نام سیلو، اتومبیلی در حد رقابت با مشابه خارجی اما ارزان، مدتی از تولید این اتومبیل نگذشته بود که جنرال موتور آمریکا کارخانه دوو را خریداری نمود و نخستین اقدام این شرکت عدم تحویل قطعات ساخت اتومبیل – سیلو – به ایران بود، اتومبیل موفقی که اگر تا امروز به تولیدش ادامه داده شده بود یکی از برندهای موفق مشابه اتومبیل خارجی اما تولید ایران بود، چندین سال از توقف تولید اتومبیل سیلو در ایران میگذرد و اتومبیلهای تولیدی هنوز در خیابان و جادهها تردد میکنند و نیاز کمی به تعمیر و تعمیرکار دارد، بعد از قطع همکاری شرکت دوو با خودروسازی کرمان به اجبار از کارخانه هیوندای کمک گرفته شد و ماشین هیوندای در کرمان مونتاژ شد. بعد از مدتی تحریمها دامن هیوندای را هم گرفت و از تحویل قطعات به ایران خودداری شد و به اجبار شرکت کرمان خودرو از چین کمک گرفت. تولید امروز کرمان خودرو به یقین همانند تولیدات قبلی مورد قبول مشتریان نیست و ازاین تغییر در خط تولید، کارخانه متضرر شده است. یکی از دوستان نگارنده سهامدار یکی از برندهای شیرآلات تولیدی ایران با مارکی معروف است، مدتی قبل از وی تعدادی شیرآلات خواستم تا در بنای جدید الاحداث مزرعهام به کار گرفته شود، بعد از مدتی متوجه شدم شیرآلاتی که فرستاده همه وارداتی و از کشور آلمان بود، وقتی علت را پرسیدم،گفت، برند تولیدی ما دیگر مرغوبیت سابق را ندارد و به علت تحریمها مجبور شدیم بعض از قطعات و نیز آلیاژ تولیدی را از چین وارد کنیم و به همین علت شیرآلات تولیدی ما مانند سابق نیستند. اینها کمترین ضرری بود که در بخشهای مختلف به ایران وارد شد در بخش واردات کافی است سفری به بندرعباس و بندرامام در طرف ایران و به بندر جبل علی در دبی داشته باشید. کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس از این رهگذر خود را ساختند و تجار این کشورها در ردیف میلیاردهای جهان، جا و مکان دارند اما طرف ایرانی چه ضرری از این تحریمها برده است؟ باید قطعنامه شماره 2231 را پایانی بر یک نزاع بینالمللی علیه ایران دانست که در همه ارکان زندگی ما رسوخ کرده بود.
سرمربی تیم فوتبال بانوان شهرداری بم: ملوانیها با 80 درصد تیم ما صحبت کردهاند
سرمربی تیم فوتبال بانوان شهرداری بم: ملوانیها با 80 درصد تیم ما صحبت کردهاند
سرمربی تیم فوتبال بانوان شهرداری بم گفت: موضوع نقل و انتقالات و جابهجایی بازیکنان در فوتبال امروز مسئلهای عادی و کاملا طبیعی است.
مرضیه جعفری با اشاره به صحبتهای سرمربی تیم ملوان بندرانزلی که وی را متهم به صحبت با بازیکنان این تیم برای حضور آن بازیکنان در شهرداری بم کرده است، اظهار کرد: موضوع نقل و انتقالات در فوتبال یک مسئله مهم است و در فصل نقل و انتقالات ما شاهد جابهجایی بازیکنان از تیمی به تیم دیگر هستیم، اما اینکه ملوانیها میگویند من با بازیکنانشان برای حضور در بم صحبت کردهام کذب است، چرا که باشگاه ماموریت داشت با این بازیکنان صحبت کند.
وی افزود: در هر صورت این موضوع عادی است و من هم میتوانم بگویم در همین چند روز اخیر باشگاه ملوان با 80 درصد از بازیکنان تیم شهرداری بم که قرارداد رو به اتمام است برای رفتن به انزلی صحبت کرده است.
جعفری خاطرنشان کرد: تیم شهرداری بم در این فصل از مسابقات هفت تا هشت بازیکن خود را در اختیار ندارد، کادر فنی تیم چند بازیکن را نمیخواهد و تعدادی دیگر از بازیکنان ما نیز قصد ادامه کار را در این فصل از مسابقات ندارند.
وی ابراز کرد: یکی از بازیکنان اصلی ما با مصدومیت روبهرو است و همه این موارد در نهایت موجب شده تا ما با کمبود بازیکن مواجه باشیم.
سرمربی تیم فوتبال شهرداری بم افزود: آنگونه که بازیکنان به من میگویند ملوانیها پیشنهادات مالی خیلی خوبی به بازیکنان تیم ما دادهاند، اما تا جایی که مطلع هستیم همه این بازیکنان خواهان ادامه کار با باشگاه شهرداری بم بوده و با توجه به کسب عنوان قهرمانی متعدد همه انگیزه زیادی برای ماندن در بم و کسب پنجمین قهرمانی متوالی در فوتبال بانوان را دارند.
وی با اعلام خبر آغاز تمرینات آمادهسازی تیمش از هفته گذشته بیان کرد: ما تمرینات آمادهسازی خود را در بم با حضور بازیکنان بومی آغاز کردهایم و در این بین از 16 مرداد ماه اردوی آمادهسازی خود را در تهران برپا میکنیم تا برای حضور در مسابقات به آمادگی مطلوبی برسیم.
جعفری تصریح کرد: من چیزی به بازیکنان ملوان نگفتم، بلکه خودشان در تمرینات ملی گفته بودند که دوست دارند در تیم ما بازی کنند، از طرفی خیلی از مربیان با بازیکنان تماس میگیرند و این موضوع حرفهای است.
سرمربی تیم فوتبال بانوان شهرداری بم گفت: قرعهکشی فصل جدید مسابقات لیگ برتر فوتبال بانوان کشور 6 مرداد ماه انجام میشود و بازیکنان ما برای کسب پنجمین عنوان قهرمانی متوالی در این مسابقات انگیزههای زیادی دارند./فارس
حکایت قراردادهای شبه ترکمانچای ایران با چین
حکایت قراردادهای شبه ترکمانچای ایران با چین
طهماسب مظاهری رئیس کل اسبق بانک مرکزی درباره موعد آزاد شدن برخی اموال بلوکه شدن ایران پس از توافق هستهای معتقد است: برخی از این اموال در قالب قرارداد با کشور چین غیر قابل بازگشت شده که این قراردادها شبه ترکمانچای است و قابل دفاع نیست.
به گزارش اقتصاد نیوز رئیس کل اسبق بانک مرکزی درباره موضوع داراییهای بانک مرکزی گفت: بخشی از ارزهای آزاد شده پس از توافق هستهای، جزو ذخایر ارزی است اما بلوکه نشده و بانک مرکزی با یک سری روشهای مدیریتی توانسته آنها را از بلوکه شدن نجات دهد. بخشی از ارزهای ما هم بلوکه نشده و در قالب قراردادهای مختلفی در اختیار برخی کشورها مثل چین قرار گرفته است. البته این قراردادها اساسا قراردادهای خوبی نبودند و من به آن لقب شبه ترکمنچای میدهم.
وی در توضیح این مطلب افزود: ارز ما در اختیار دولت چین است و قرارداد داریم که بلوکه نیست ولی از بلوکه شدن بدتر است و استفاده از آن برای بانک مرکزی به سختی مقدور است. پس گرفتن این پول در همین حد بگویم که بهراحتی امکانپذیر نیست. در نهایت هم به اینجا خواهیم رسید که یک سری کالا با کیفیت پایین و قیمت بالا در ازای این پولها نصیب بانک مرکزی میشود. متاسفانه میبینیم که بازار ما را یک سری کالاهای چینی تسخیر کرده است. خیلی از صنعتگران و تجار ما با این مشکلات دست و پنجه نرم میکنند. تولیدات داخلی در این چند سال و از بابت همین واردات از چین ضربههای مهلکی خورده است، چینیها با آن پولی که از ما در اختیار دارند کالا تولید میکنند و میگویند فقط میتوانید در ازای آن، کالا به کشور وارد کنید. حتی در کارهای صنعتی تعداد زیادی از واحدهای تولیدی که نتوانستند، نیازهای صنعتی ماشینآلات خودشان را یا کالاهای مصرفی و واسطهای خودشان را، یا حتی قطعات خودرو را در داخل تولید کنند یا از کشورهایی که با کیفیت خوب میتوانند تولید کنند، داشته باشند، همان قطعات را با کیفیت پایینتر از چین میآورند. به دلیل اینکه پول ما دست آنهاست و میگویند با این پول میتوانید آن کالاها را ببرید. در واقع از آن پول استفاده میکنند و این کالاها را میآورند این یک ضربه به اقتصاد و به تولید ما زده که باید انشاا… حل شود.
طهماسب مظاهری در ادامه گفت: اما از زاویه دید ذخایر نگاه کنیم، بخشی از ذخایر ارزی ما متاسفانه به این شکل در اختیار بعضی کشورها قرار گرفته، مانند چین که این مشکل را دارد. بخشی دیگر در اختیار کشورهای دیگر مثلاً هندوستان قرار گرفته که ذخایر ارزی ما را گرفته است، نفت گرفته و باید پولش را به حساب خزانه میریخت و آن را تبدیل به روپیه کرده و بعد هم گفته که بیایید روپیه را ببرید. تازه آنها هم از چینیها یاد گرفتهاند و میگویند که بیایید کالاهای هندی ببرید و یکسری افراد را گذاشته آنجا که برای انجام این کار درآمدی داشته باشند.
سبد خرید مس پر تر از همیشه
باشگاه صنعت مس کرمان با یک بازیکن جدید برای فصل بعد رقابتهای خود به توافق رسید.
هادی سهرابی کاپیتان فصل قبل تیم داماش گیلان با امضای قراردادی رسما به تیم مس کرمان اضافه شد و فصل آینده پیراهن این تیم را بر تن خواهد کرد.
سهرابی که متولد سال 1367 میباشد سابقه بازی در تیمهای پگاه، پیکان و نساجی را در پرونده دارد و در تیم ملی فوتبال امید ایران نیز به بازی پرداخته است.
این هافبک میانی فصل قبل در تمامی بازیهای تیم داماش بازی کرد و یک گل نیز برای تیم خود به ثمر رساند و یکی از موثرترین بازیکنان تیم خود در فصل قبل بود.
سهرابی قابلیت بازی در خط حمله را نیز دارد و از آن دسته بازیکنان چند پسته محسوب میشود. وی تمرینات خود را با تیم مس کرمان آغاز کرده است.
فعالیت باشگاه مس برای جذب بازیکنان مد نظر کادر فنی تیم فوتبال خود همچنان ادامه دارد.
ظهر دیروز دو بازیکن دیگر با تیم فوتبال مس کرمان قرارداد امضا کردند و فصل بعد برای این تیم توپ میزنند.
میلاد کرمانیمقام فرزند مرتضی کرمانیمقام بازیکن نامدار پرسپولیس رسما به تیم مس کرمان پیوست و پیراهن این تیم را بر تن خواهد کرد.
این هافبک خوشتکنیک چپ پا پیش از این در تیمهای سایپا، استقلال تهران و پیکان توپ زده است و با جنگندگی خود میتواند سمت چپ تیم مس را به شدت فعال کند.
عبدالله حسینی دیگر بازیکنی بود که امروز با مس به توافق رسید و با این تیم قرارداد امضا کرد.
این بازیکن در پست دفاع وسط کار میکند و فصل قبل در خط دفاعی تیم فولاد یزد بازی میکرد که نمایشهای بسیار خوبی را از خود ارایه کرد و فصل آینده را در تیم مس کرمان توپ خواهد زد.
این دو بازیکن در لیست وینگو بگوویچ قرار داشتند و از فردا در تمرینات تیم کرمان حاضر خواهند شد.
کار مذاکره و جذب بازیکنان مد نظر کادر فنی تیم مس برای فصل بعد همچنان ادامه دارد.
همراهی با عزیزانمان در مسیر کنترل دیابت
همراهی با عزیزانمان در مسیر کنترل دیابت
سیما عباسی
به عنوان کسی که فرزند، همسر، والدین یا دوستمان به دیابت مبتلا است، احتمالا بارها از خود پرسیده ایم که چگونه باید از عزیزانمان حمایت کنیم؟ آیا در این زمینه کم کاری کرده ایم؟ چطور به کسی که دوستش داریم برای کنترل قند خونش کمک کنیم در حالی که خودش انگیزه ای برای این کار ندارد؟
پیش از هر چیز باید به یاد داشته باشیم که مرز باریکی بین حمایت و دخالت وجود دارد و نباید انگیزه بخشیدن و تشویق کردن را با امر و نهی های پی در پی اشتباه گرفت. با این حال راه هایی وجود دارد که ما می توانیم از طریق آنها عزیزانمان را در زمینه کنترل دیابت همراهی کنیم:
مشارکت کردن؛ سعی کنیم تا آنجا که می توانیم در زمینه دیابت و کنترل قند خون اطلاعات به دست آوریم و از نیازهای خاص عزیزانمان آگاه باشیم. در کلاس های آموزشی یا ویزیت های پزشکی با آنها همراه شویم. اگر مسئولیت خرید یا پخت و پز به عهده ما است. بسیار مهم است که در مورد برنامه غذایی عزیزانتان با مشاور تغذیه آنها صحبت نماییم.
صحبت و همدلی؛ ابتلا به دیابت، تغییر بزرگی برای ما و عزیزانمان به حساب می آید؛ با این حال می توانیم با آنها در مورد اینکه در زمینه کنترل دیابت چه انتظاری از ما دارند صحبت کنیم. همچنین باید به آنها نشان دهیم که می توانند بدون نگرانی از قضاوت شدن، با ما در مورد احساسات و دغدغه هایشان در زمینه دیابت صحبت نمایند. به یاد داشته باشیم که همدلی ما نباید حالت تحمیل به خود بگیرد، بلکه باید به عزیزانمان اطمینان خاطر دهیم که می توانند همیشه روی کمک و حمایت ما حساب کنند.
بخور، نخورها را کنار بگذاریم! سعی کنیم از شمردن لقمه های عزیزانمان هنگام غذا خوردن خودداری کنیم، به یاد داشته باشیم که همه افراد بزرگسال می خواهند و حق دارند که کنترل کامل بر رژیم غذایی خود داشته باشند. از سوی دیگر هر چند کودکان برای کنترل قندشان به کمک شما برای رعایت برنامه غذایی نیاز دارند، اما باید حق انتخاب مواد غذایی را برای نوجوانان دیابتی قائل شویم. آنچه از دست ما بر می آید این است که انواع انتخاب های غذایی سالم را در اختیار عزیزانمان قرار دهیم.
حمایت کنیم، نه دلسوزی! به یاد داشته باشیم که نباید به دلیل علاقه ای که به عزیزان دیابتی مان داریم، برنامه کنترل قند را سخت گیرانه تصور کنیم و عدم رعایت برنامه غذایی، عدم تست قند خون روزانه و یا عدم استفاده صحیح از دارو و انسولین آنها را توجیه کنیم و به آنها این احساس را منتقل کنیم که جدی نگرفتن برنامه درمانیشان اشکالی ندارد.
مراقب خودمان هم باشیم؛ ما نمی توانیم از شخص دیگری حمایت و مراقبت نماییم، مگر آنکه نیازهای اولیه خودمان را در نظر گرفته باشیم، این موضوع به ویژه در مورد والدین کودکان دیابتی بسیار حائز اهمیت است بنابراین باید خواب کافی و تغذیه مناسب داشته باشیم و زمانی را برای استراحت و کاهش فشارهای روانی در نظر بگیریم. از اطرافیان برای مراقبت از کودکان و سالمندان مبتلا به دیابت کمک بگیریم.
هر چیزی را که می شنویم، باور نکنیم؛ به یاد داشته باشیم که نصایح و توصیه های اطرافیان لزوما درست نیست. کاری که برای کنترل قند پسر عمه یا دختر همسایه کمک کننده بوده، شاید برای عزیزان ما نه تنها کمک کننده نباشد بلکه مشکلاتی را نیز برای آنها به همراه آورد. همچنین نسبت به باورهای نادرست در زمینه دیابت هشیار باشیم، باورهایی مانند اینکه فرد دیابتی نباید شیرینی بخورد به یاد داشته باشیم که درست ترین توصیه ها از طرف کادر درمان صورت می گیرد.
با عزیزانمان همراه باشیم؛ به یاد داشته باشیم که برای کمک به عزیزانمان در گام برداشتن در مسیر سلامتی، ما نیز باید با آنها همراه شویم و عادات ناسالم خود را تغییر دهیم؛ به همراه آنها به ورزش بپردازیم، از غذاهای سالم استفاده نماییم و نگاه و برخوردمان با مسائل استرس زا را تغییر دهیم به این ترتیب حتی اگر فرزند، والدین، همسر یا دوست ما در امر کنترل دیابت همکاری کافی نداشته باشد، رفتار ما می تواند برای آنها انگیزه بخش باشد.
خاطرات و فعالیت های محمد صنعتی با نظری به تحولات و رخدادهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ورزشی کرمان در هفت دهه اخیر/ نطق آتشین دکتر بقایی نماینده شجاع کرمان علیه لایحه جنجالی دولت مصدق
بخش بیست دوم
از آنجایی که نخست در این مجموعه از دکتر مظفر بقایی کرمانی و مهندس سید احمد رضوی در جریانات مختلف کرمان همچون: درگیریهای جناحهای سیاسی، کودتای 28 امرداد، انتخابات دوره هیجدهم مجلس، کمیته مجازات و … به تفصیل سخن به میان آمده است، از طرف دیگر، با توجه به اذعان تمامی نویسندگان و پژوهشگران عرصه تاریخ و سیاست، این دو نفر (به ویژه دکتر بقایی) از مطرحترین چهرههای سیاسی ایران در چند دههی اخیر به شمار میآیند، و در نهایت با توجه به این که هر دوی آنها کرمانی بودند و سالها در عرصههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی این استان، نقش تعیینکنندهای داشتهاند، دیدگاه تعدادی از نویسندگان و پژوهشگران را در مورد این دو شخصیت به اختصار میآوریم.
ـ آیت الله کاشانی: دکتر بقایی نظیر ندارد، دارای تقوای سیاسی است
(قسمت اول)
دکتر سید محمود کاشانی در مصاحبهای مفصل با مجلهی «مهرنامه» در مورد دکتر مظفر بقایی و فعالیتهای وی آورده:
«… در سال ۱۳۲۷ فعالیتهای آیت الله کاشانی اوج گرفت و چند تن از نمایندگان دوره پانزدهم مجلس ارتباط سیاسی با وی پیدا کردند که دکتر بقایی، سید ابوالحسن حائریزاده، حسین مکی، عبدالقدیرآزاد و غلامحسین رحیمیان از جملهی آنان بودند.
انتخابات دوره شانزدهم برای دستگاه دولتی و وابستگان به انگلستان با اهمیت بود زیرا سرنوشت قرار داد الحاقی نفت که در مجلس پانزدهم به نتیجه نرسیده بود باید در مجلس دوره شانزدهم تعیین میشد. هنگامی که روز ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ شاه در دانشگاه تهران ترور شد، رزم آرا در مقام بهره برداری از آن، با اعلام حکومت نظامی، آیت الله کاشانی را دستگیر و به خرم آباد تبعید و از آنجا وی را به کرمانشاه و سپس به بیروت تبعید کردند. انگیزه اصلی این بازداشت خودسرانه و تبعید به خارج از کشور، دور نگه داشتن آیتالله کاشانی از روند برگزاری انتخابات مجلس شانزدهم بود. ولی این چند نماینده سکوت را شکستند و در مقابل دولت ساعد و رزم آرا که کارگردان انتخابات در پشت پرده بود ایستادگی کردند. نخست حسین مکی و دکتر بقایی و سید ابوالحسن حائری زاده، دولت محمد ساعد را استیضاح و نسبت به بازداشت و تبعید آیت الله کاشانی به لبنان به دولت اعتراض کردند. این استیضاح که در صورتجلسات مجلس پانزدهم آمده، سپس از سوی انتشارات امیرکبیر جداگانه انتشار یافت و از اسناد مهم و ارزشمند مبارزات سیاسی ملت ایران است. به این ترتیب پیوند این نمایندگان که به اقلیت مجلس پانزدهم شهرت یافتند با آیت الله کاشانی استوار شد که در مراحل بعدی کار ساز بود.
در اسفند ماه سال ۱۳۲۷ و آغاز سال ۱۳۲۸، وابستگان سیاست انگلستان که از ورود نمایندگان مردم به مجلس شانزدهم بیمناک بودند تصمیم گرفتند در قانون اساسی مشروطیت بازنگری کنند و اختیار منحل کردن مجلس را به شاه بدهند. برای این بازنگری به دنبال تشکیل یک مجلس مؤسسان بودند. آیت الله کاشانی در نامهای که از لبنان به تهران فرستاد و در مجلس خوانده شد، یکی از انگیزه های این تبعید را تشکیل مجلس مؤسسان فرمایشی و تغییر قانون اساسی بر شمرد ولی سکوت کامل بر کشور و مجلس حاکم بود.
نخستین کسی که پرچم مخالفت با دستکاری در قانون اساسی را به دوش گرفت دکتر بقایی بود. او در ۵ فروردین ۱۳۲۸ در نامهی سرگشادهای به شاه به برگزاری انتخابات فرمایشی مجلس مؤسسان و تغییر قانون اساسی اعتراض کرد. مطبوعات از انتشار این نامه خودداری کردند و او نیز متن آن را در جلسه علنی ۲۳ فروردین ۱۳۲۸ مجلس خواند و در گفتگوهای مجلس به چاپ رسید. من یک پاراگراف از این نامه را برای شما می خوانم تا با روحیات دکتر بقایی و شهامت او آشنا شوید:
«اینک در این دقایق بحرانی و اضطرابانگیز که انتخابات تشریفاتی و فرمایشی مجلس مؤسّسان در شُرُف اجرا میباشد، از لحاظ وظیفه ملی و شاه دوستی، خود را ناگزیر میبینم قبل از تاریخ ششم فروردین که برای شروع انتخابات در نظر گرفته شده به وسیله این عریضی سرگشاده به آستان اعلا حضرت همایونی، خطر عظیم رژیم آزادیکشی و بی عدالتی را به ملت ایران و جهانیان متمدن و به کلیه عناصر شریفی که در اطراف و اکناف دنیا علاقه و ایمان به اصول آزادی و دموکراسی دارند خاطر نشان ساخته و اعلام نمایم در یک رژیم تحریم و تعطیل مطبوعات که زبان ملت و یکی از ارکان مشروطیت است دریغ و افسوس است که عدالت و دادرسی به دست دادگاههای نظامی فرمایشی سپرده شود و بدین طریق متهمان از موهبت حق دفاع از خود که اصل و ریشه حقیقی دادگستری میباشد محروم باشند. دریغ و افسوس است که طرحها و تصویب نامهها و لوایح با شتابزدگی و بدون مآلاندیشی و بدون در نظر گرفتن رعایت حقوق و رفاه ملت تصویب و به مرحله اجرا درآید، دریغ و افسوس است که اعتبارات دولت به منظور خصوصی و منافع شخصی و رشوه دادن به عوامل دیکتاتوری ثبت شود».
از آنجا که فضای تیره و تاری در کشور حاکم بود و اکثریت نمایندگان دوره پانزدهم نیز وابسته به دولت و سیاستهای بیگانه بودند، این اعتراضات مؤثر واقع نشد. مجلس مؤسسان فرمایشی تشکیل گردید و با دستکاری در اصل ۴۸ قانون اساسی مشروطیت، اختیار منحل کردن مجلس شورا یا سنا یا هر دو را به شاه دادند و چنانچه خواهیم دید مورد بهره برداری بیگانگان قرار گرفت .
با پایان یافتن دوره مجلس پانزدهم مبارزات انتخاباتی در تهران آغاز شد. هواداران آیت الله کاشانی در تشکیلاتی به نام «مجمع مسلمانان مجاهد» گرد آمده و دکتر بقایی سازمان نظارت بر انتخابات را تشکیل داد که بیشتر اعضای آن همان هوادران آیت الله کاشانی بودند. به رغم این که دکتر بقایی را بازداشت کردند ولی پیرو فهرستی که آیت الله کاشانی در پشتیبانی از نمایندگان اقلیت به تهران فرستاد، این گروه که نام مصدق وتنی چند از افراد دیگر به آنان افزوده شده بود در انتخابات تهران در فهرست ۱۲ نفری انتخاب شوندگان بودند. ولی به دلیل دستکاری در آراء، انتخابات تهران ابطال شد و در انتخابات دوباره که در بهمن ۱۳۲۸ برگزار شد، دکتر بقایی از تهران انتخاب شد و از کرمان هم در همین انتخابات به نمایندگی برگزیده شده بود که یک پدیدهی بی سابقه در مشروطیت بود. آیت الله کاشانی نیز از تهران به مجلس راه یافت و با به دست آوردن مصونیت پارلمانی به تبعید او پایان دادند و با استقبال با شکوهی به تهران بازگشت.
… گام نخست در مخالفت با قرارداد الحاقی در سال ۱۳۲۸ از سوی آیت الله کاشانی و اقلیت مجلس دوره پانزدهم برداشته شد. در سال ۱۳۲۹ دو طرز فکر در بارهی نفت وجود داشت. یکی استیفای حقوق ایران از نفت جنوب و افزایش سهم ایران در قرارداد ۱۳۱۲ و تقسیم منافع بر پایه ۵۰ -۵۰ بود که رزم آرا و گروهی از نمایندگان مجلس شانزدهم به دنبال آن بودند. ولی پیشگامان نهضت ملی ایران به دنبال پایان بخشیدن به قرارداد امتیازی سال ۱۳۱۲ و ملی کردن نفت بودند. در همین راستا در جلسه ۲۰ مهر ۱۳۲۹ مجلس، سید ابوالحسن حائریزاده خواستار ملی کردن نفت شد و دکتر بقایی نیز در یک نطق طولانی در ۳۰ آذر و سوم دی ۱۳۲۹ در مجلس از ملی کردن نفت دفاع کرد. در همه میتینگهایی هم که در میدان بهارستان و مسجد شاه برگزار میشد، دکتر بقایی از سخنرانان مدافع ملی کردن نفت بود. توجه داشته باشید که مصدق در ۱۵ آبان ۱۳۲۹ طرح ملی کردن نفت را که پیشگامان نهضت ملی ایران امضاء کرده بودند، امضاء نکرد. به هر حال مبارزات آیت الله کاشانی و همین گروه اقلیت مجلس پانزدهم و شانزدهم سنگ بنای ملی کردن نفت را در ایران گذارد و این واقعیتی است که اقلیت مجلس دوره ۱۵ و ۱۶ نقش مؤثری در این زمینه داشتهاند.
… در آن دوران اگر چه بار اصلی مبارزات به دوش آیت الله کاشانی و نیروهایی بود که گرایش مذهبی داشتند، اما مبارزات مانند دوره انقلاب اسلامی دنبال نمیشد. نهضت ملی ایران، یک روند مسالمت آمیز و به دنبال اجرای هدف های قانون اساسی مشروطیت بود. این هدفها در چهار بخش خلاصه میشدند. مهمترین آنها برگزاری انتخابات آزاد در کشور بود. چون پیشگامان نهضت ملی ایرا ن به ویژه آیت الله کاشانی به این نتیجه رسیده بودند که تا زمانی که یک انتخابات آزاد در ایران انجام نشود و نمایندگان حقیقی مردم به مجلس راه پیدا نکنند هیچ تحول و پیشرفتی در این کشور امکان پذیر نیست و دست سیاستهای بیگانه از ایران کوتاه نمیشود.
مورد دوم پایان بخشیدن به سلطهی انگلستان بر منابع نفتی ایران بود که سرانجام به صورت اندیشه ملی کردن نفت در آمد و در اسفند ماه سال ۱۳۲۹ به تصویب مجلس رسید. ولی دو مورد مهم دیگر نیز وجود داشت، یکی جلوگیری از بازداشتهای خودسرانه بود. چون دولتها اعلام حکومت نظامی میکردند و با اعلام حکومت نظامی عملاً آزادیهای مدنی به حال تعلیق در میآمد و میتوانستند به استناد ماده ۵ قانون حکومت نظامی هر یک از مخالفان و معترضان را دستگیر کنند. هدف مهم دیگر، آزادی مطبوعات بود. چون با قانونی که بعد از ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ تصویب شد، آزادی مطبوعات به شدت محدود گردید و از همین نبودِ آزادی مطبوعات بهره برداری میشد. بنابراین اینها هدفهایی بودند که پیشگامان نهضت ملی ایران دنبال میکردند و میخواستند اصول قانون اساسی مشروطیت به اجرا در آیند و میدانید که پشتیبان اصلی قانون اساسی مشروطیت هم علما بودند. اگر چنانچه کشور با یک دگرگونی مسالمتآمیز به جلو میرفت، بسیاری از مشکلات جامعه حل میشد و از این جهت هیچ تضادی میان افکار کسانی مانند دکتر بقایی که تحصیلکرده فرانسه بود و یا سید ابوالحسن حائریزاده که یک نمایندهی با سابقه مجلس و از قضات دیوان عالی کشور بود، با آیت الله کاشانی وجود نداشت. به این واقعیت هم باید بپردازم که دکتر بقایی با اندیشههای مارکسیستی و کمونیستی به شدت مخالف بود. اگر چه در آن هنگام اوج قدرت اتحاد شوروی بود و بسیاری از روشنفکران جذب حزب توده شده بودند ولی دکتر بقایی با حزب توده که وابستگی به بیگانه داشت مبارزه می کرد و همین امر به گونه طبیعی او را به کسانی که گرایشهای عمیق مذهبی داشتند کاملاً نزدیک کرده بود. از همین رو روزنامه «شاهد» که ناشر اندیشههای دکتر بقایی و علی زُهَری نماینده تهران در مجلس هفدهم بود، در سرلوحهی خود آیهی شریفهی « نَصر مِن الله و فَتح قریب» را قرار داده بود.
پیش از آن که مصدق به نخستوزیری برسد قانون ضد آزادی مطبوعات لغو شده بود. قانون حکومت نظامی هم اصلاح شد و هرگاه دولت اعلان حکومت نظامی میکرد ظرف یک هفته نیازمند تصویب مجلس دانسته شد. ولی دو هدف دیگر نهضت ملی ایران، نیمه کاره مانده بودند. یکی اجرای قانون ملی کردن نفت بود که با اجرای این قانون و صدور نفت ایران به بازارهای جهانی ملت ایران از درآمدهای حاصله برای آسایش و رفاه عموم بهره برداری کند. دوم اصلاح قانون انتخابات مجلس و انجمن های شهر بود.
هنگامی که مصدق به نخست وزیری رسید همین دو موضوع، به عنوان برنامه کاری دولت او در نظر گرفته شد و مجلس هم بر پایه این برنامه به او رأی اعتماد داد. مصدق همه گونه پشتیبانی را داشت. آیت الله کاشانی پشتیبان او بود و همه نمایندگان مجلس از او حمایت میکردند. البته در نیمه دوم سال ۱۳۳۰ اقلیتی در مجلس شانزدهم با رهبری جمال امامی به وجود آمد که به حق، علیه مصدق مبارزه کردند چون دیدند مصدق هیچ کار مثبتی نمیکند. نه در زمینه اجرای قانون ملی کردن نفت و نه اقدمات موثری در ایجاد آرامش و امنیت در کشور انجام میدهد. ولی به هر حال آن اقلیت، مورد حمایت آیت الله کاشانی و دکتر بقایی قرار نگرفت. این قضایا گذشت تا انتخابات دوره هفدهم، پیش آمد و از این مرحله بود که مصدق راه انحرافی در پیش گرفت.
[س: منظورتان از راه انحرافی چیست؟] ج: نخست این که در روند برگزاری مجلس هفدهم در اردیبهشت ماه سال ۱۳۳۱، هیئت وزیران تصویب نامهای را امضا و انتخابات را به طور نیمه تمام متوقف کرد و در ۳۳ حوزهی انتخابیه اجازه برگزاری انتخابات و وارد شدن ۵۶ تن از نمایندگان مردم را به مجلس ندادند که در جای خود این تصویب نامه جرم شمرده می شد و در بارهی آن نیز اعلام جرم شد. در مرحله بعد مصدق به ناروا در تیر ماه سال ۱۳۳۱ استعفا کرد، در حالی که مجلس به او رأی اعتماد داده بود، شاه فرمان نخستوزیری برای او صادر کرده بود و هیچ مشکلی برای ادامه کارش وجود نداشت. به رغم این که مصدق استعفا کرد و استعفایش بی جهت بود ولی باز آیت الله کاشانی و دکتر بقایی از او حمایت کردند و او توانست با قیام ملت که با رهبری آیت الله کاشانی انجام شد به نخست وزیری برگردد ولی از آنجایی که مصدق در مقام این بود که این نهضت را به شکست بکشاند یک سلسله اقدامات خلاف مصالح ملی را در پیش گرفت. آیت الله کاشانی و دکتر بقایی از یک سو از مصدق حمایت میکردند ولی از سوی دیگر نمیتوانستند در برابر این اقدامات خلاف قانون اساسی او سکوت بکنند.
[س: اقدامات خلاف قانون اساسی مصدق چه بود؟] ج: مصدق در مرداد ماه سال ۱۳۳۱ با فضا سازی توانست به مدت ۶ ماه اختیارات قانونگذاری را از مجلس بگیرد که این یک بدعت بود، یعنی قانون اساسی را به حال تعلیق درآورد. هنگامی که اختیار قانونگذاری به نخست وزیر داده شود، بساط نظام مردم سالاری و قوه مقننه برچیده میشود. اما نکته دیگر این است که ببینیم مصدق با گرفتن این اختیارات چه تصمیمهایی گرفت. یکی از تصمیمهای ویرانگر مصدق این بود که لایحهای را به نام امنیت اجتماعی بی آن که مجلس تصویب کند، امضا کرد که در این لایحه یک سلسله امور جرم شناخته شدند که در قوانین ایران از زمان مشروطیت بیسابقه بود. از جمله در ماده دوم این لایحه پیشبینی شده بود که هر کسی جنجال و داد و فریاد بکند به منظور توهین و ارعاب مراجع اداری یا قضایی یا مسئولین اداری، مرتکب جرم شده است. طبیعی است که وارد کردن عنوان «جنجال و داد و فریاد به منظور توهین و ارعاب» در یک قانون کیفری بسیار خطرناک است .
در ماده دوم این لایحه همچنین هرگونه ازدحام، تحصن و یا هر گونه تظاهری جرم شناخته شدند. در یک جامعه باید آزادی اجتماعات وجود داشته باشد و مردم بتوانند در مقابل قانون شکنیهایی که دولت میکند اعتراض بکنند وقتی گفته می شود «هرگونه تظاهری»، یعنی کسی اگر از خانهاش بیرون آید و در خیابان بگوید این چه مملکتی است چرا گرانی و تورم سرسامآور وجود دارد میگویند تو تظاهرکردی و مرتکب جرم شدی! کیفرهای این جرمهای خیالی هم این بود که این اشخاص فوراً بازداشت و به تبعید از ۶ ماه تا یک سال محکوم میشوند. شگفتانگیزتر این بود که در این لایحه، گزارش مسئولین موسسات عمومی و رؤسای ادارات دولتی و مراجع قضایی و همچنین مأمورین انتظامی معتبردانسته شد مگر این که خلافش ثابت شود. البته گزارش مأمورین انتظامی در مورد جرائمی که در قوانین کیفری پیش شدهاند علی الاصول معتبر است تا این که خلافش ثابت شود. ولی گزارش مسئولین مؤسسات عمومی و روسای ادارات، حربهای بود تا هر کسی را که میخواستند بتوانند متهم و سپس دستگیر و تبعیدش کنند. یقیناً در طول تاریخ مشروطیت چنین قانون ضد آزادی نه قبل از نخست وزیری مصدق و نه بعداز نخست وزیری او تا به امروز تصویب نشده است.
حالا شما نگاه کنید آیت الله کاشانی، حائریزاده و دکتر بقایی که برای آزادی و احیای اصول قانون اساسی مشروطیت مبارزه کرده و چنین دولتی را روی کار آورده بودند، در برابر این لایحه چه کار کنند؟ فرض کنید شما نماینده مجلس بودید آیا در مجلس باید سکوت میکردید که نخست وزیر با اختیاراتی که به ناروا از مجلس گرفته چنین لایحهای را امضا کند و بعد این لایحه اجرا شود و مردم را زیر فشار قرار دهند و هر فرد معترضی را دستگیر و تبعید کنند؟ ولی دکتر بقایی نمونهی یک نماینده شجاع و خوش فکر بود. او در جلسه ۱۱ آبان ۱۳۳۱ مجلس علیه این لایحه نطق اعتراضآمیزی کرد و در بخشی از آن گفت:
«آخر شما بروید یا سای چنگیز را بیاورید ترجمه فارسی هم دارد، ترجمه فارسی آن را بیاورید و با کمال میل ما امضا میکنیم. یاسای چنگیز هم چنین کاری را نکردند که یک نفر گزارش بدهد و گزارش او حتمیالاجرا باشد بدون هیچ گونه حق استیناف و تجدید نظر خواهی. آن وقت بگویند تو قصد ارعاب داشتی، کی این گزارش را میدهد؟ یا آن کسی که مغرضند، دستور میدهد پدر مخالفین را در بیاورند یا آن کمونیستهایی که در رأس امور هستند و سالهاست که ما داد میزنیم آنها را از کار برکنار کنید و نمیکنید. تمام ملّیون به وسیله این قانون به حبس و تبعید خواهند رفت … اولین کسانی که مطابق این قانون، به حبس و تبعید خواهند رفت همین بازماندگان مقتولین قیام ۳۰ تیر میباشند. [چون سه ماه قبل ، قیام ۳۰ تیر واقع شده بود وعدهای شهید شده بودند] اینها هر روز برای تعیین تکلیفشان اینجا ازدحام میکنند، همه اینها را طبق این لایحه تبعید کنید به جای این که کمک کنید حالا آمدهاید بعد از سه ماه، قانونی گذراندهاید که ملّیون نابود بشوند. بنده صراحتاً این جا از طرف خودم و از طرف نمایندگان آزادیخواه از آقای دکتر مصدق تقاضا میکنم، استدعا میکنم که این قانون را لغو کنند برای این که ما نمیتوانیم تحمل چنین قانونی را بکنیم. این لایحه میگوید هرکس کارمندان اداری را مرعوب کند او را توقیف می کنند و بعد هم یک گزارش مینویسند که این شخص قصد ارعاب داشته است. شما را به خدا فکر کنید آدم خواب میبیند بعد از این همه مبارزات که برای آزادی کردیم با این همه جانی که کندیم، این همه کشته دادیم، آن وقت میآییم به دست شخصی که ممکن است مغرض باشد، ممکن است دشمن باشد ممکن است سوء استفاده چی باشد این قانون را میدهیم که او یک گزارش بنویسد که این قصد ارعاب داشته و یک سال تبعید بکنید».
