بایگانی مطالب نشریه
انتقام عجیب داماد با حاضر نشدن در مراسم عقد
انتقام عجیب داماد
با حاضر نشدن در مراسم عقد
سروان مریم قاسمی از پلیس استان گیلان
مرد جوان 27 ساله ای صبح یک روز کاری به واحد مشاوره کلانتری مراجعه کرد. این جوان عنوان می کرد که در سن 25 سالگی در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه تهران قبول شدم و برای ادامه تحصیل به این شهر بزرگ رفتم.
حدود 8 ماه از رفتنم به دانشگاه می گذشت که با دختری به نام دلارام در فضای مجازی با او آشنا شده بودم. در ابتدای آشنایی مان، دلارام خود را دانشجو کارشناسی ارشد در رشته تحصیلی که من در آن تحصیل می کردم معرفی کرد، ولی من در تهران بودم و او می گفت که در شیراز تحصیل می کند.
مدتی که از زمان آشنایی ما گذشت، احساس کردم که علاقه ام نسبت به او زیاد شده است و این احساس موجب شد که درمورد دلارام با مادرم صحبت کنم و از علاقه ام به این دختر بگویم.
بعد از گذشت مدت ها، خانواده ام با اصرار من راضی به خواستگاری از دلارام شدند. وقتی که به خواستگاری رفتیم، خانواده دلارام اصرار بر عقد در نزدیک ترین زمان ممکن داشتند که خانواده ام با این نظر آنها مخالفت کردند و نظرشان براین بود که مدت آشنایی ما به صورت نامزدی ، بیشتر ادامه داشته باشد.
حدود چند هفته ای که از نامزدی ما گذشته بود دلارام گفت که همراه مادر و خواهرش برای زیارت به مشهد می روند. پس از بازگشت شان من به خانه آنها رفتم اما متوجه شدم که روی چمدان دلارام بارکد تهران- کیش درج شده است .
فکر این که او به من دروغ گفته است و آدم پنهان کاری است، خاطرم را آزرده کرد وموجب عصبانیتم شد و جریان پیش آمده را از او پرس و جو کردم.
دلارام به راحتی هرچه تمام تر گفت که تغییر مقصد ما یکدفعه پیش آمد و فرصت نکردم که تورا خبر کنم.
چند روزی از دست او خیلی عصبانی بودم که با عذرخواهی های مکرر دلم به رحم آمد و سریع این اشتباه او را فراموش کردم.
همه چیز یکنواخت در حال گذر بود که به زمان آغاز امتحانات دانشگاه نزدیک شدیم و دلارام گفت که می خواهد به دانشگاه شیراز باز گردد.
عصر همان روز من او را به فرودگاه رساندم ولی تمام مدت در مسیر برگشت ذهنم مشغول این بود که نکند دوباره مقصدش را دروغ گفته باشد.
بنابراین دوباره به فرودگاه برگشتم و از طریق دوستی که در فرودگاه داشتم متوجه شدم که دلارام اصلا با هواپیما به شیراز نرفته است.
این لحظه بود که دیگر شک من از اینکه او مرا به بازی گرفته است به یقین مبدل شد. وقتی دیدم که او مرا به بازی گرفته است، دنبال ادامه بازی و جبران این سوء استفاده دلارام شدم.
به گزارش رکنا، او گفت ؛ دوستم علیرضا پسرخاله دلارام، هم اتاقی من بود و رفتم در مورد او با دوستم صحبت کردم. علیرضا گفت: چند سالی است که ما رفت و آمدی با خاله و خانواده اش نداریم.این قطع ارتباط از طرف خود آنها و در زمانی ایجاد شد که شوهرش ورشکست شد و آنها نه تنها با ما، بلکه با دیگران نیز قطع ارتباط کردند و مدت زیادی است که از زندگی آنها اطلاع دقیقی ندارم.
به اتفاق علیرضا به منزل یکی از دوستان خانوادگی دلارام رفتیم. او گفت که دلارام مدتی با پسر شریک پدرش رابطه داشته است.
بعد از اینکه کارخانه آنها ورشکسته شد، شراکتشان از هم پاشید و ارتباط دلارام نیز با پسر شریک پدرش کاملا قطع شد.
وقتی بیشتر به سرنخ های این بازی پی بردم، دنیا روی سرم شروع به چرخیدن کرد و از او سوال کردم پس الان دلارام برای چه به کیش می رود. او گفت که مهدی در حال حاضر در کیش ساکن است و فکر می کند دلارام به دیدار او می رود.
چند روزی را در خوابگاه ماندم و بیرون نیامدم . فکر انتقام از دلارام لحظه ای دست از سرم برنمی داشت. دلارام ماه ها با احساس و اعتماد من بازی کرده و مرا فریب داده بود.
من که تصمیم به انتقام گرفته بودم، بدون اینکه به خانواده ام و دلارام چیزی بگویم از آنها خواستم تاریخ عقد را مشخص کنند. ما به اقوام دلارام کارت دعوت دادیم، اما از اقوام خودم کسی را دعوت نکردم. صبح دلارام را به آرایشگاه بردم، موقع ظهر که باید دنبال او می رفتم به او زنگ زدم و گفتم مشکلی پیش آمده است. تو به تالار برو من هم به موقع خودم را خواهم رساند.
بعد از اتمام تماس با دلارام،با خانواده ام تماس گرفتم به آنها گفتم که مشکلی برایم پیش آمده است و به آنها آدرسی دادم و مانع از حضور شان در تالار شدم .
دلارام با خانواده و مهمانهایش تا ساعت ها منتظر ماندند و بعد به خانه برگشتند. او فقط می خواست با من عقد کند و مهریه بگیرد و هزینه زندگی خود را با پسر شریک پدرش تامین کند. دلارام و خانواده اش پس از آن که در تالار حضور پیدا نکردم، دیگر سراغی از ما نگرفتند.
روایتی از یک بیمارستان قدیمی بیمارستان مرسلین
روایتی از یک بیمارستان قدیمی
بیمارستان مرسلین
منصور ایران پور
در تاریخ کرمان از وجود بیمارستان های زیادی سخن به میان آمده است. اما بی تردید برای یافتن نخستین بیمارستان سبک جدید باید نقبی زد به تاریخ و بازگشت نمود به دوران قبل از شروع جنگ جهانی اول و ورود اولین مسیونرهای مسیحی انگلستان به کرمان. این مبلغان مسیحی برای نخستین بار به سال 1276ش (1897 م) در قالب یک گروه منسجم نظامی تحت سرپرستی دکتر دادسان از پزشکان نظامی ارتش بریتانیا وارد کرمان شدند. گروه فوق شامل پرستاران و بهیاران و پزشکان مسیحی معتقد به گسترش دین مسیحیت بودند و در برخی منابع تاریخی از آنها به عنوان مبلغان عیسوی کلیسای انگلستان نام برده شده که قبل از ورود به کرمان دارای سابقه موفقی در هند بوده اند.
این گروه در سال 1282 هجری شمسی از مظفرالدین شاه قاجار اجازه گرفتند تا بیمارستانی را در کرمان به نام مرسلین احداث نمایند. نام مرسلین از آن جهت انتخاب شد که معنای پیامبری میداد و به عبارتی همان بیمارستان حضرت رسول ( پیامبری حضرت عیسی) را تداعی می کرد.
دکتر دادسان به عنوان اولین رئیس این بیمارستان و دکتر دیگری به نام وایلد به عنوان معاون ایشان انتخاب شدند. اینان پس از چندی موفق گردیدند در کنار سایر پزشکان و پرستاران و دست اندرکاران بیمارستان به مداوای رایگان بیماران کرمانی بپردازند و موقعیتی در شهر کرمان برای خود فراهم سازند. تا جایی که نامشان بر سر زبانها افتاد و در میان مردم از احترام زیادی برخوردار گردیدند. بدین ترتیب سازمان نظامی ارتش بریتانیا موفق شد موقعیت مناسبتری برای حضور خود در کرمان به دست آورد و پس از چندی بدون مخالفت مردم و به راحتی اقدام به اشغال کرمان با استفاده از نیروی نظامی اشغالگری به نام پلیس جنوب نمود. با ورود پلیس جنوب به کرمان تمامی امکانات و متخصصان بیمارستان مرسلین در اختیار آنها قرار گرفت و این ساختار تا پایان جنگ جهانی دوم ادامه یافت. دکتر دادسان مردی نسبتا مسن و خوش اخلاق بود که مردم او را با ماشین پردودش میشناختند و به وی دکتر داسان میگفتند. او از ماشینش برای مداوای بیماران ناتوان و فقیر و یا کسانی که راهشان دور بود، استفاده میکرد و شخصأ به دیدار آنها میرفت و در منزل مداوایشان میکرد. دکتر توسط این ماشین از میانه چهارراهها و خیابانهای خاکی و پر از سنگلاخ و کم عرض کرمان عبور میکرد و با دیدن رهگذران برای آنها بوق میزد و مردم هم بی اراده از صدای بوقش میخندیدند. این خنده برای بوق ماشین دکتر دادسان تا زمان مرگ وی ادامه داشت.
در اتاق انتظار بیمارستان یک دستگاه آپارات گذاشته بودند که مردم می توانستند تا قبل از ویزیت شدن توسط دکتر به تماشای فیلمهای تبلیغی مسیحی بپردازند و فعالیتهای انگلیسی ها در ایران و سایر کشورها را ببینند. کرمانیها نام جدیدی برای این دستگاه آپارات برگزیده بودند و به آن چراغ عکس می گفتند. خیلی از مردم فقط برای دیدن دستگاه چراغ عکس به بیمارستان مرسلین می رفتند و در آنجا فیلم ها و عکس ها را می دیدند. این بیمارستان روزهای جمعه هم باز بود و به معالجه بیمارانی می پرداخت که مجبور بودند در طول هفته کار کنند. آن روزها مردم بیماری های زیادی داشتند و شدت مرگ و میر بسیار بالا بود. بیشتر مردم در سنین میانی می مردند و حکام محلی هم به خانواده های بی سرپرست رحم نمیکردند و آنها را برای پرداخت مالیات به بیگاری و یا چیزی شبیه برده داری می گرفتند.
به هر حال کرمانیان در روزهای جمعه سری به بیمارستان مرسلین میزدند و ضمن تماشای فیلم اقدام به درمان مجانی برخی دردهای خود می نمودند. حتی داروهایشان را هم بدون پول دریافت می نمودند. در این بیمارستان یک داروخانه وجود داشت که کرمانیان برای اولین بار در آنجا با داروهای شیمیایی آشنا شدند. داروهایی که در قفسه ها چیده شده بودند و داروخانه چی می توانست از روی نسخه آنها را پیدا کند و بیاورد. تا قبل از آن داروخانه یعنی عطاری و عمده دارو هم به قول دکتر دادسان در کرمان عبارت میشد از ختمی که در تابستان تجویز میشد و گل گاوزبان و بابونه و عناب که داروهای زمستانی بودند. ضمن اینکه بیشتر بیماریها آن زمان عبارت بودند از امراض مقاربتی و چشم درد که در اثر رعایت نکردن نظافت و بهداشت ایجاد می گردیدند. بقیه مشکلات مردم هم عبارت می شدند از شکستگی برخی اندامها و سوء تغذیه و به طبع آن معده درد.
بیمارستان مرسلین تا پس از جنگ جهانی دوم یعنی حدود سال 1325 هجری شمسی مصادف با 1946 میلادی به فعالیت خود ادامه داد و دکتر دادسان حدود یازده سال قبل از تعطیلی بیمارستان در سال 1316ش بدرود حیات گفت. پس از وی معاون ایشان دکتر وایلد مسئولیت اداره بیمارستان را بر عهده گرفت. علت مرگ دکتر دادسان سرایت بیماری تیفوئید از بیماری به ایشان عنوان گردیده.
کرمانیان برای تشیع جنازه وی مراسم بسیار باشکوهی برگزار نمودند و جنازه ایشان را از محل بیمارستان مرسلین در خیابان فعلی دکتر باستانی پاریزی تا خیابان زریسف بر روی دست حمل نمودند. وی اولین مرده قبرستان مسیحیان کرمان بود که قبرستان هم برای اولین بار در روز تدفین ایشان در منطقه تندرستان کرمان که از مکانهای مقدس شهر به شمار می رود افتتاح گردید.
نمایشگاه کتاب در بردسیر
زمان : 19 خرداد ماه به مدت 20 روز
دعوت موسسه خیریه زنجیره امید
ضیافت افطاری زنجیره امید
زمان : 3 تیرماه ساعت : 19:30 مکان : تالار باغ بهرامی
تعرفههای پزشکی تغییر کرد
قائم مقام وزیر بهداشت از دریافت مصوبه جدید هیئت دولت مبنی بر تغییر تعرفههای پزشکی خبر داد.
ایرج حریرچی قائم مقام وزیر بهداشت درگفتوگو با باشگاه خبرنگاران جوان؛گفت: مصوبه جدید هیئت دولت مبنی بر تغییر تعرفههای پزشکی به وزارت بهداشت ارسال شده و به زودی ارقام آن اعلام میشود. وی تاریخ تصویب این مصوبه از سوی دولت را 20 خرداد اعلام کرد. گفتنی است تعرفههای پزشکی سال 95 در تاریخ 9 خرداد اعلام و در پی آن دولت با شکایات متعدد سازمان نظام پزشکی و وزارت بهداشت روبهرو شد و گویا همین پیگیری ها تجدید نظر هیئت دولت را به همراه داشت.
جریمه برای پرتاب زباله از پنجره ماشین
سردار سید تیمور حسینی درباره خودروهایی که رانندگان یا سرنشینانشان اقدام به ریختن زباله به سطح معابر و بزرگراهها میکنند، گفت: مطابق قانون اگر ماموران پلیس راهنمایی و رانندگی خودرویی را مشاهده کنند که از داخل آن زبالهای به بیرون ریخته میشود، آنان حق جریمه و اعمال قانون این خودرو را دارند.حسینی با بیان اینکه این قانون طرح جدیدی نیست و مدتهاست که در پایتخت اجرا میشود، گفت: البته تعداد خودروهایی که راننده یا سرنشینان آن اقدام به ریختن زباله به بیرون از خودرو میکنند، زیاد نیست و خوشبختانه اغلب افراد فرهنگ درستی در این زمینه دارند. رییس پلیس راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ درباره مبلغ جریمه این خودروها نیز به ایسنا گفت: مبلغ جریمه در شهر تهران 300 هزار ریال است و هر جا که ماموران ما با چنین موردی روبهرو شوند حتما نسبت به اعمال قانون متخلفان اقدام خواهند کرد. حسینی با بیان اینکه پلیس حفاظت از محیط زیست و حفظ چهره آراسته شهر را وظیفه خود میداند، خاطر نشان کرد: همانطور که خودروهای آلاینده، دودزا و فاقد معاینه فنی جریمه شده و خودروهایی که فاقد تاییدیه محیط زیست باشند نیز شمارهگذاری نخواهند شد، خودروهایی که سرنشینانش با ریختن زباله به سطح خیابان و معابر آن را آلوده کنند نیز جریمه خواهند شد.
خانواده معتادان دچار افسردگیاند
رئیس اورژانس اجتماعی کشور گفت: 71 درصد مادران و همسران افراد معتاد شرکتکننده در یک تحقیق، دچار افسردگی شدید و متوسط بودند.
حسین اسدبیگی درباره وضعیت خانواده مصرفکنندگان مواد مخدر گفت: پژوهشی بر روی مادران و همسران افراد مصرف کننده مواد مخدر انجام و طی آن مشخص شد که 71 درصد از زنان شرکتکننده در این تحقیق مبتلا به افسردگی هستند. رئیس اورژانس اجتماعی کشور با تاکید براینکه خانواده معتادان غالبا دچار افسردگی هستند، اظهار کرد: استفاده از روشهای درمانی روانشناختی برای این افراد ضروری است.
مروری بر روزنامه های دیروز از حقوق های میلیونی تا کارخانه ارج
مروری بر روزنامه های دیروز
از حقوق های میلیونی
تا کارخانه ارج
روزنامه های آغاز هفته پیگیری تعطیلی یک کارخانه را در کانون توجه خود قرار داده اند. این در حالی است که فیش های میلیونی برخی مدیران دولتی نیز همچنان مورد بحث و جدل های فروانی میان موافقان و مخالفان دولت است.
روزنامه جوان، ایران، اعتماد و کیهان دیروز به موضوع فیش های حقوقی میلیونی مدیران پرداختند. کیهان در ادامه گزارش های چند شماره قبلی خود نیز دوباره تیتر تیتر یک خود را به پیگیری این موضوع اختصاص داده است. این روزنامه در این گزارشی با تیتر «واکنش مسئولان به افشاگری کیهان /برخورد با حقوقهای نجومی؛ جدی یا نمایشی؟» نوشته است: «به دنبال انتشار گزارش هفته گذشته کیهان با عنوان «دغدغه معیشت مردم با حقوق 234 میلیون تومانی» که به دریافتی یک مدیر بانکی در مهر و اسفند سال گذشته پرداخته بود، رئیس مجلس و معاون اول رئیس جمهور طی دستورهای جداگانهای خواستار رسیدگی به این مسئله شدند. گزارش روزچهارشنبه کیهان با عنوان «مدیریت اشرافی سد راه اقتصاد مقاومتی، دغدغه معیشت مردم با حقوق 234 میلیون تومانی» به دریافت های غیرمتعارف یکی از مدیران بانکی کشور اشاره کرده بود، معاون اول رئیس جمهور به دنبال انتشار این گزارش دستور بررسی دقیق موضوع را صادر کرد. اسحاق جهانگیری در نامه ای خطاب به وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی دستور رسیدگی موضوع را صادر و تاکید کرد : جناب آقای ربیعی، با سلام، لطفا دقیقا بررسی شود آیا این ارقام صحیح است. اگر صحیح است به چه عنوان پرداخت شده است. نتیجه را گزارش دهید. معاون اول رئیس جمهور همچنین از وزیر امور اقتصادی و دارایی نیز خواسته است موضوع را بررسی و گزارش آن را ارائه دهد».
سعید لیلاز نیز در یادداشتی با عنوان «سه نکته درباره حقوق مدیران دولتی» در روزنامه ایران در واکنش به این جنجال رسانه های مخالف دولت نوشت: «در دولت سابق که نه تنها ارقام گزاف دریافتی مدیران آن برای اقتصاد کشور مسأله ساز بوده بلکه فسادهای گسترده و دستبرد به اموال بیت المال هم بسیار مسبوق به سابقه بوده است، چرا این جنجالهای رسانهای گسترده وجود نداشت و بحثی در زمینه آن انجام نمیشد؟
کم نمونه نداریم از افشای حقوقهای میلیونی و پاداشهای کلان مدیران بخشهای اقتصادی و مدیریتی در دولت قبل که هیچ گونه واکنش پیگیری نظارتی و بررسی در خصوص آنها صورت نگرفت! کمتر شاهد بودیم که در سطوح عالی مدیریتی در دولت قبل به منظور پیگیری پرداختهای غیر قانونی و حقوقهای خارج از عرف و منافی ضوابط وارد عمل شوند و کمیته پیگیری تشکیل دهند و یا برخوردی در این زمینه با آنها صورت پذیرد. بخشهای زیادی نظیر انوع بنیادها، نهادهای نظامی، شهرداریها، مؤسسات اقتصادی مختلف، مؤسسات و سازمانهایی که انواع کار فرهنگی را در دستور کار خود دارند و… وجود دارند که هیچ گونه نظارتی بر پرداختیهای حقوق آنان وجود ندارد. دیوان محاسبات کشور در این زمینه باید فعال شود و بهعنوان یک مرجع نظارتی نه تنها بر بخشهای دولتی بلکه بر سایر بخشهایی که زیر چتر مدیریتی و نظارتی دولت نیستند، نظارت تام داشته باشد… . ما باید به یک راه حل اساسی فکر کنیم و آن هم آزادسازی اقتصاد ایران است. اگر از ابتدا به این سمت حرکت میکردیم، این مسائل پیش نمیآمد. اگر بخشهای مختلف اقتصادی تحت تأثیر آزادسازی، با مدیریت بخش خصوصی به حیات خود ادامه میدادند، مباحثی نظیر پرداختهای غیر معمول و حقوقهای گزاف پیش نمیآمد. در واقع با منطق فعالیتهای اقتصاد آزاد این مسائل محلی از اعراب نخواهند داشت.»
در همین حال موضوع تعطیلی یا عدم تعطیلی کارخانه ارج نیز از دیگر موضوعات مهم دیروز بوده است. روزنامه کیهان در تیتری در صفحه یک خود خبر از تعطیلی این کارخانه داده و نوشته: «به دنبال تشدید مشکلات تولید در اولین تولیدکننده لوازم خانگی کشور، کارخانه ارج رسما از هفته گذشته تعطیل و ماشینآلات کهنه این کارخانه هم به فروش گذاشته شد تا پایان عمر نشانک 80 ساله ایرانی اینگونه رقم بخورد.»
اما روزنامه اعتماد در گزارشی با عنوان «ارج» تعطیل نشد، فروخته میشود» می نویسد: «دیروز خبرگزاریها خبر تعطیلی ارج را تمام و کمال بازتاب دادند اما در آخرین ساعات روز، مدیرعامل شرکت سرمایهگذاری گروه توسعه ملی ضمن تکذیب تعطیلی کارخانه ارج، انتشار گسترده این خبر کذب را فضاسازی رسانهای علیه دولت دانست و به ایرنا گفت: هفت شرکت داخلی و خارجی متقاضی خرید این کارخانه هستند که پس از بررسی نهایی، واگذاری انجام میشود.
«فرهاد حنیفی» مدیر شرکت سرمایهگذاری گروه توسعه ملی در این مورد گفت: این واحد تولیدی در دو سال گذشته نزدیک به ۱۵ هزار کولر و بخاری تولید کرده و انبارهای این شرکت یک هزار دستگاه کولر و بخاری آماده فروش دارد. او به تزریق نقدینگی ۲۰۰ میلیارد ریالی در دو سال گذشته به این کارخانه اشاره کرد و گفت: این سرمایه در گردش از راه گروه توسعه ملی با هدف جلوگیری از توقف تولید و پرداخت حقوق بازنشستهها صورت گرفته است.»
هنوز زنده ام و زنده بودنم خاریست
روز گذشته اکثر روزنامه ها مرگ حبیب در رامسر را پوشش دادند. روزنامه قانون در گزارشی با تیتر «هنوزم زنده ام و زنده بودنم خاریست» نوشت: «حبیب محبیان» معروف به «حبیب» خواننده قدیمی صبح جمعه در یکی از روستاهای رامسر درگذشت و علت مرگ این هنرمند خواننده، آهنگساز، نوازنده و ترانه سرای ایرانی ایست قلبی اعلام شده است. همچنین خبرگزاری مهر نوشت که حبیب به دلیل ایست قلبی در روستای نیاسته کتالم رامسر درگذشت. حبیب در سال ۱۳۶۰ بهدلیل ممنوعیت خواندن، ایران را ترک کرد و در سال ۱۳۶۴ در لس آنجلس در ایالات متحده آمریکا ساکن شد.او در سال ۱۳۸۸ با نگارش نامهای به رئیسدولت وقت، محمود احمدینژاد خواستار حضور در کشور شد و با موافقت ضمنی و پذیرفتن رعایت برخی شرایط به همراه خانواده اش به ایران بازگشت و در رامسر، چهارصد دستگاه اقامت کرد.
آلبوم و کنسرت در ایران
حبیب در سال ۱۳۸۹ درخواست خود برای دریافت مجوز انتشار آلبوم را ارائه و اعلام کرد که میخواهد در ورزشگاه آزادی تهران کنسرت برگزار کند و ادعا کرد که این کنسرت اگر ۱۰ شب هم برگزار شود، ورزشگاه۱۰۰ هزار نفری آزادی خالی نمیشود. اسفندیار رحیم مشایی (رئیس دفتر محمود احمدینژاد)، در واکنش به حضور حبیب در ایران گفت: «اینکه یک ایرانی بخواهد فعالیتی در داخل و خارج از کشور داشته باشد، مطابق چارچوب و قوانین آزاد است و مشکلی ندارد. فعالیت هنری در همه بخشها از جمله موسیقی برای همه هنرمندان در داخل و خارج از کشور آزاد است و برگشت به ایران برای کسی مشکلی ندارد». اما حمید شاهآبادی، معاون هنری وزیر ارشاد (دولت دهم) در سال ۱۳۹۱ گفت: «خوانندهای که به ایران بازگشته از وزارت ارشاد مجوزی ندارد و آنچه گفته و شنیده شده شایعه است». در سال ۱۳۹۳ حسین نوشآبادی، سخنگوی وزارت ارشاد دولت یازدهم گفت: «ایشان میتواند با توجه به نگاه و رویکرد دولت یازدهم به محتوای آثار فرهنگی و هنری، مجددا با ارائه آلبوم خود برای اخذ مجوز اقدام کند. ارائه مجوز به آثار هنری ربطی به تولید در دولت قبل ندارد و ویژگیهای اثر ارائه شده در شرایط حاضر ملاک است».سید احمد خاتمی، امام جمعه موقت تهران در واکنش بهاین موضوع (حضور حبیب در ایران) گفت: «ایران جای خوانندههای لس آنجلسی نیست» .
ضرغامی به انتقاد لاریجانی پاسخ داد
تسویه درون سازمانی
روزنامه شرق در شماره روز گذشته خود به انتقاد اخیر آقای لاریجانی از دوره ریاست ضرغامی در صدا وسیما و پاسخ وی پرداخته است. این روزنامه در این گزارش با عنوان « تسویه حساب درونسازمانی» نوشت: «سهشنبهشب گذشته «علی لاریجانی» رئیس اسبق صداوسیما و رئیس فعلی مجلس شورای اسلامی در برنامه «گفتوگوی ویژه خبری» حاضر شد. گرچه این گفتوگو به مناسبت آغازبهکار مجلس دهم بود، ولی قسمتی از آن به مسائل صداوسیما در گذشته کشید؛ انتقاد از مدیریت این سازمان. هرچند «لاریجانی» در سخنانش نامی از شخص خاصی نیاورد، ولی «عزتالله ضرغامی» این انتقادات را به خود گرفت و در کانال تلگرامیاش به رئیس سابق خود پاسخ داد تا از ۱۰ سال مدیریت خود دفاع کرده باشد؛ پاسخی با پنج بند که در پایان آن نوشته شده: «بندهای دیگر این نامه به دلیل امکان سوءاستفاده مخالفین، عنداللزوم به صورت مستقیم ارائه خواهد شد». علی لاریجانی سال ۱۳۸۳ ریاست سازمان را به «عزتالله ضرغامی» تحویل داد و ضرغامی هم سال ۱۳۹۳ جای خود را به «محمد سرافراز» داد که او هم ماه گذشته از این سازمان رفت. «ضرغامی» در دوره ریاست «لاریجانی» بر صداوسیما، معاون امور مجلس و استانهای این سازمان و در دورهای هم به عنوان نماینده قوه قضائیه در شورای نظارت بر سازمان صداوسیما مشغول فعالیت بوده است. در واقع سازمان صداوسیما برای دو دهه توسط این دو نفر مدیریت شده است. رئیس مجلس دهم در پاسخ به اینکه «مجلس برای تولیدات فرهنگی چه کمکی کرده است؟»، سفره دلش را پهن کرد؛ بهطوریکه مجری برنامه خطاب به لاریجانی گفت: «انگار شما دلتان از صداوسیما خیلی پر است؛ برگردیم به اقتصاد مقاومتی…».
«ضرغامی» در حالی نسبت به آنچه «جبران مافات» نامیده، سخن گفته که عملکرد او در دوران ریاستش محل انتقادات زیادی بوده؛ بهخصوص پس از انتخابات ریاستجمهوری ۱۳۸۸. عملکردی که باعث رویآوردن مخاطبان به شبکههای ماهوارهای فارسیزبان شد تا سازمانی که لقب «رسانه ملی» را بر خود دارد، از اعتماد کمتر مخاطبان برخوردار باشد. طبق آنچه سال ۱۳۸۹ «پایگاه اطلاعرسانی ادارهکل روابطعمومی صداوسیما» در سال ۱۳۹۱ منتشر کرد مخاطبان صداوسیما در تهران، در سال ۱۳۸۹ نسبت به ۱۳۸۸، ۱۰ درصد ریزش داشته و به همان نسبت مخاطبان شبکههای ماهوارهای با افزایش مخاطب روبهرو بوده. طبق این گزارش «نظرسنجی صداوسیما در سال ۱۳۸۹ نشان میدهد که مخاطبان ماهواره در تهران، نسبت به یک سال گذشته افزایش معناداری پیدا کرده است. در سال ۸۹، ۴۵,۴ درصد از مردم تهران بیننده ماهواره بودند که نسبت به سال قبل از آن ۱۰ درصد رشد پیدا کرده است. از این مقدار ۴۰.۹ درصد بیننده شبکههای فارسیزبان بودهاند و ۱۴ درصد فقط شبکههای خارجی را تماشا میکنند. با وجود این ۵۰.۶ درصد از پرسششوندگان گفته بودند که ماهواره با فرهنگ ما سازگاری ندارد و ۳۴.۸ درصد مخالفت کردند و معتقد بودند که ماهواره منطبق با فرهنگ جامعه است».حالا چند ماهی است که دومین رئیس سازمان هم بعد از ضرغامی مشغول به کار شده؛ «علیعسگری» در جلسه معارفهاش از آمادگی برای تعامل با سه قوه صحبت کرد و مخاطبان همچنان منتظرند تا با گذشت زمان، عملکرد او را با دوران «سرافراز» و «ضرغامی» و البته «لاریجانی» مقایسه کنند؛ مقایسهای که اگر نتیجه آن مثبت باشد، میتواند جبران سالهای گذشته باشد و اعتماد مخاطبان به «جامجم» بازگردد».
روایت محمدرضا مشارزاده از تشکیل اولین تیم فوتبال کلنی (ملی) کرمان دروازه بان فلک شد تا دیگر گل نخورد
روایت محمدرضا مشارزاده از تشکیل اولین تیم فوتبال کلنی (ملی) کرمان
دروازه بان فلک شد تا دیگر گل نخورد
منصور ایران پور
بر اساس شواهد و مدارک موجود میتوان گفت که اولین بازی فوتبال در استان، همزمان با ورود گروه دکتر دادسان به کرمان حدود 110 سال پیش برگزار شد هرچند نخستین بازی ثبت شده فوتبال، در زمان استقرار انگلیسی ها در کرمان موسوم به پلیس جنوب، در سال 1310 مربوط می شود که توسط مریت هاکس(مریت هایت) در کتاب (ایران افسانه واقعیت) به آن اشاره گردیده، ضمن اینکه نخستین سازمان تربیت بدنی کرمان در سال 1313 کار خود را آغاز نمود و اولین تیم رسمی باشگاهی کرمان با نام تیم کلنی در سال 1332 ایجاد گردید و موفق شد در بازی های باشگاهی سال 1333 مقام پنجم کشوری را کسب نماید. محمدرضا مشارزاده متولد 1314، از پیشکسوتان فوتبال کرمان که در آن سال دروازه بان تیم کلنی با آرامش خاطر و دنیایی از تجارب به رغم ناراحتی های جسمی که دارند، توضیحات جالبی در این زمینه دادند که با هم میخوانیم.
از کودکی بیشتراوقات فراغتم را با فوتبال در زمین های خاکی سپری می کردم. آن روزگار توپ های بچه ها، از به هم پیچیدن تعداد زیادی پارچه کهنه تشکیل می شد. البته برخی اوقات با هزینه زیاد توپ هم می خریدیم. عصرها می رفتیم خارج از شهر که جای همین پارک شورا قرار داشت، بازی می کردیم. آن زمان تیم های فوتبال محله ای فراوان وجود داشت و زمین های خاکی زیادی در همه نقاط مختلف شهر موجود بود. در مدرسه هم تمام اوقات فراغت و تفریح مان با فوتبال می گذشت. سال 1328 وارد دبیرستان ایرانشهر کرمان شدم. مدیر دبیرستان آقای میرزا برزو آمیغی بود. مدیری خشک و علاقه مند به پیشرفت دانش آموزان که علاوه بر درس در ورزش هم خیلی سخت گیری می کرد. او در همان روزهای اول متوجه شد که در فوتبال تبحر دارم. بنابراین دستور داد عضو تیم فوتبال مدرسه شوم. تیم فوتبال مدرسه ایرانشهر یکی از تیم های قدرتمند آموزشگاههای کرمان بود. یادمه یک همکلاسی داشتیم به نام شهریارکه دروازه بان تیم مدرسه بود. خودش نمی خواست دروازه بان باشد. اما میرزا برزو به اجبار او را دروازه بان گذاشته بود. یک روز با دبیرستان پهلوی سابق بازی داشتیم و دو تا گل خوردیم. هیچ کس حاضر نبود این شکست را بر عهده بگیرد، به همین خاطر تقصیرها افتاد بر گردن دروازه بان. روز بعد در ابتدای صبح شهریاررا به جلوی صف آوردند و به شدت فلک کردند تا دیگر گل نخورد. سال 1331 از مدرسه ایرانشهر به مدرسه پهلوی سابق رفتم. آنجا هم در همان ابتدای امر به عضویت تیم شماره سه دبیرستان درآمدم. این دبیرستان پنج تیم داشت. یک روز عصر در زمین خاکی همین دبیرستان با تیم دبیرستان سعادت مسابقه داشتیم. یکی از طرفداران سفت سخت تیم دبیرستان سعادت فرد قلدر و بزن بهادری بود،. آن روز گوشه زمین ایستاده بود و با دارو دسته اش به تشویق تیم سعادت مشغول بودند. به همین خاطر ما با احتیاط بازی می کردیم. در چنین شرایطی یک گل از تیم سعادت خوردیم، پس از بازی یک نفر نزد من آمد و گفت آن آقایی که کنار زمین ایستاده با شما کار دارند. نزد او رفتم و او خودش را احمد ارجمند رییس فدراسیون فوتبال کرمان معرفی کرد و گفت که عصرهای شنبه، دوشنبه و چهارشنبه بیایم در زمین ورزشی دبیرستان پهلوی، با دیگر اعضای تیم کلنی کرمان تمرین کنم. از این پیشنهاد خیلی خوشحال شدم. همان روز یک دست لباس ورزشی خریدم اما جرات نکردم به پدرم بگویم، چون می گفت از درس باز می شوی و اجازه نمی داد. به هر حال پنهانی در اردوی تیم انتخابی ملی کرمان شرکت کردم.
آن زمان آقای مهدی عدل رییس سازمان ورزش کرمان بودند وآقای احمد ارجمند هم رییس فدراسیون(هیات) فوتبال. این اولین باری بود که کرمان می خواست در مسابقات باشگاهی کشور شرکت نماید. در آن سالها همه استان های ایران یک تیم ملی داشتند که به نام تیم کلنی آن استان معروف بود. به هر حال من شدم عضو تیم پیشنهادی کلنی استان و تمریناتم را با سایر اعضا شروع کردم. شروع کارمان خیلی سخت بود و وسایل ورزشی نداشتیم. فقط دو تا توپ موجود بود و دروازه ها هم تور نداشتند. همین امر درگیری بوجود می آورد. بعد از حدود سه ماه از بین بچه های موجود17 نفر را به عنوان تیم انتخابی برای شرکت در مسابقات کشوری سال 1333 برگزیدند. من هم به عنوان دروازه بان دوم تیم جزو 17 نفر بودم. بدین گونه تیم ملی(کلنی) کرمان تشکیل شد و مقرر گردید که 25 اسفند ماه سال 1332 برای شرکت در مسابقات کشوری راهی تهران شویم. روز موعود فرا رسید و حالا دیگر خانواده ام هم راضی بودند. آن روز بیشتر مردم و مسولان استان در جلوی تنها استادیوم ورزشی کرمان به نام استادیم باغ مویدی( شهید سلیمی کیای کنونی) به بدرقه ما آمدند. جمعیت زیاد بود و گروه موزیک ارتش هم مشغول نواختن موزیک بودند. شور و شعف فراوانی در کرمان ایجاد گردیده بود.
قبل از حرکت، پیاده از مسیر خاکی خیابان خورشید به سمت استانداری رفتیم. گروه موزیک ارتش پشت سرمان مینواخت و می آمد. مردم هم پشت سر ویا کنارمان حرکت می کردند. هنگامی که به استانداری رسیدیم تعداد زیادی هم آنجا تجمع کرده بودند و با دیدن ما شروع به تشویق ما کردند. دیگه شرمنده شده بودیم و نمی دانستیم چکار کنیم؟ به هر حال وارد سالن استانداری شدیم و سید مصطفی کاظمی استانداروقت و سایر مسولان صحبت هایی کردند وبرای ما هم آرزوی موفقیت. از سوی فرماندار هم هدایایی به ما دادند. بعد از این مراسم دوباره به سمت استادیوم باغ مویدی بازگشتیم ودرآنجا سوارماشین ها شده به طرف تهران عزیمت نمودیم. مسئولیت تیم به عهده آقای مهدی عدل ریاست تربیت بدنی کرمان بود. در طول مسیر به سبب خاکی بودن جاده نمی توانستیم سرعت زیادی داشته باشیم و بعد از سه روز به تهران رسیدیم. یکسر به استادیوم امجدی(شیرودی) رفتیم و در آن جا مستقر شدیم. مراسم قرعه کشی با حضور مسولان تیم ها با حضور آقای عدل برای انجام شد. تیم کرمان با تیم های اصفهان، تبریز، مازندران و کرمانشاه همگروه شد. ده استان در این مسابقات شرکت کرده بودند و گروه مقابل ما هم تیم های تهران، آبادان، خراسان، گیلان و یک استان دیگرکه یادم نیست، بودند. البته آبادان مثل همین امروز استان نبود اما یک تیم قدرتمند داشت. روز 28 اسفند ماه 1332 بود که همه تیم ها در ورزشگاه امجدیه از جلوی جایگاه رژه رفتند و بازی ها رسما افتتاح شدند. روز بعد از آن هم برای دیدار با مسولان عالی رتبه کشور به کاخ مرمر رفتیم و سرانجام روز یکم فروردین ماه سال 1333 در مقابل تیم تبریز وارد زمین بازی امجدیه شدیم. به محض ورود چشم های مان از تعجب چهارتا شد. چون دیدیم تعداد زیادی از روی سکوها شروع به تشویقمان کردند. اینها کرمانی های مقیم تهران بودند، در بین آنها دکتر موسی دلشادیان همه را رهبری می نمود. تیم کرمان در این بازیها دو دروازه بان داشت که من دروازه بان دوم بودم و آقای جواد رفیع زاده شاهی دروازه بان اصلی. نیمه اول بازی گذشت و هر دو تیم مساوی به رختکن رفتند. در نیمه دوم حدود ربع ساعتی گذشته بود که یکی از بازیکنان ما به نام علی کردعلی به دروازه بان تبریزی ها برخورد نمود و وی را مصدوم کرد. چند لحظه بعد یکی از بچه های تبریز به دروازه بان ما آقای جواد رفیع زاده برخورد کرد و به شدت از ناحیه پهلو مصدوم شد.
درهمین بین تبریزی ها یک گل به ما زدند و داور آن گل را قبول کرد. تماشاگران از روی سکوها شعار می دادند کرمان بزن گل به تبریز، چون کاسه صبرمان شده لبریز. آن روز نتیجه بازی با همین یک گل به نفع تیم تبریز به پایان رسید. در اثر مصدومیت جواد رفیع زاده قرار شد از فردا دروازه بان ثابت تیم کلنی کرمان من باشم. از روز بعد روزهای خوبی برای کرمانیان رقم خورد چون موفق شدیم تیم مازندران را 6-0شکست دهیم و تیم کرمانشاه را هم 1-0. در مقابل اصفهان هم 4-2 باختیم و تیم کرمان پنجم شد. 1- تهران. 2- آبادان. 3- تبریز. 4- اصفهان. 5- کرمان. البته ما هیچ آمادگی در این بازی ها نداشتیم. زیرا سه روز خسته کننده در راه بودیم و دو روز قبل از مسابقه را هم بجای تمرین برایمان برنامه های تشریفاتی گذاشتند. ما تا آنروز فقط در زمین های خاکی کرمان بازی کرده بودیم و کفش هایمان هم مخصوص همان زمین ها بود. کفش های تیم های مقابل مان همگی استوک های گرد شش تایی داشتند که از لیز خوردنشان بر روی چمن جلوگیری می کرد. اما کفش های بچه های تیم ما معمولی بودند و دایم لیز می خوردیم. گر چه بعضی از بچه ها این موارد را می دانستند و کفش های خودشان را عوض کردند. بدین ترتیب پس از 18 روز مسابقات به پایان رسیدند و ما هم بعد از جشن اختتامیه به کرمان بازگشتیم. هنگام رسیدن به کرمان مستقیم جلوی استادیم ورزشی باغ مویدی رفتیم. در آنجا جمعیت زیادی تجمع کرده بودند و گاو و گوسفند زیادی جلوی مان کشتند. همه خوشحال بودند به جز خودمان. تیمسار امان پور فرمانده ستاد ارتش می گفت مهم این بود که کرمان از چند استان شمالی با آن همه امکانات فراوانشان پیشی گرفت و این مایه افتخار است. بدین گونه اولین حضور کرمان در تیم های کلنی استان های کشور با موفقیت نسبی همراه بود و امیدهای زیادی ایجاد گردید. اما در سالهای بعد به رغم افزایش امکانات و آمادگی ما، اوضاع کشور به گونه ای نامناسب شد که از آن پس تا سال های زیادی هیچ گونه مسابقاتی برگزار نشد.
عودها
عودها در شکلهای مختلفی عرضه میگردند: چوبهای خام, علفهای خرد شده، پودر یا به شکل مایع و روغن. اما آنچه امروزه ما از عود در ذهن داریم عودهای مخروطی و شاخه ای می باشد. عودهای مخروطی توسط ژاپنیها در اواخر سال ۱۸۰۰ میلادی عرضه شد.
عودهای ماسالا و شاخه های جاس بوسیله بودائی ها حدود سال ۲۰۰ بعد از میلاد از هندوستان به چین وارد شد. از زمانهای بسیار دور عود در آیین های مذهبی بکار می رفته است. ساخت عودهای گیاهی هنری باستانی و چیزی جز هنری مقدس نبوده است. عودها نه فقط برای از بین بردن بوهای بد و پراکندن بوی خوش بکار می رفت, بلکه برای دور کردن روحهای پلید نیز(درآیین بودا) بکار می رفته است. عود به طور سنتی از صمغ و کندر و چوبهای معطر، پوست درختان، دانه ها، ریشه ها, علف ها و گل ها ساخته می شوند. کتیبه ای مصری متعلق به ۱۵۳۰ قبل از میلاد مسیح استفاده از عود را ذکر کرده است.
تاثیر انواع عود بر چاکراها:
-عود گل سرخ:
امواج عاشقانه و ملایمی به چاکرای قلب وارد می کند و باعث تقویت عشق در شما می شود و ضد عفونی کردن محیط مناسب هستند
– عود مریم گلی:
امواج شفا را به طرف «مرکز تکلم» میفرستد و چاکرای گلو را از انقباض رها می کند و شاداب کننده است و برای رفع خستگی مفیداست.
-عود اکالیپتوس:
چاکرای پنجم را باز و پاک می کند. امواج آن ما را بر روی صدای درون باز می کند این عود ضد سرماخوردگی و آنفولانزا، ضد عفونی کننده میباشد.
– عود نعنا:
برای تقویت قلب و چاکرای ششم مفیداست و کمک می کند تا شخص از قالب های افکار محدود رهاوآرام شده و قدرت تمرکز را زیاد کرده و فرد شاداب میشود.
-عود یاسمن:
ذهن را بر روی تجسم و تصویری که حامل پیامی از حقیقت عمیق تر است باز می کند.
-عود کندر:
اثر حیات بخشی بر روی ذهن و روان دارد و پاک کننده محیط است. با این رایحه زندگی روزمره در وضعیت موجود کمرنگ شده، اعتقادات مذهبی عمیق تر شده و روح ظرفی مشتاق برای نور الهی می شود.
-عود دارچین:
برای رفع خستگی و ضد عفونی مفید است.
-عودآویش:
برای درمان استرس و رفع خستگی فکری وضدعفونی کردن محیط مناسب است.
– عود لاواندرlavander یا اسطوخودوس :
برای رفع حواس پرتی و فراموشی و رفع خستگی فکری و میگرن وسبب افزایش آرامش خواب می شود و نیز جریان خون رازیاد نموده و در ناتوانی جنسی مؤثر است.
-عود یاس:
باعث سبب رفع فشار روحی، میگرن، دردکلیه، رماتیسم و نقرس وسیاتیک می شود.
-چوب صندل:
برای رفع پرخاشگری و ستیزه جویی و ضد عفونی کردن محیط مناسب است.
۳۲ میلیون رمز عبور توییتر در دارک وب به فروش گذاشته شد
۳۲ میلیون رمز عبور توییتر در دارک وب به فروش گذاشته شد
به نظر میرسد این روزها بازار فروش حسابهای کاربری افراد در وبسایتهای بزرگ دنیا داغ است. به تازگی یک هکر روس ادعا کرده که اطلاعات ورود به ۳۲ میلیون حساب کاربری توییتر را به فروش گذاشته است. درست چند روز پس از انتشار اخباری مبنی بر هک شدن حسابهای کاربری توییتر و پینترست مارک زاکربرگ- مدیر عامل فیسبوک، به نظر میرسد افراد بیشتری نیاز به تغییر رمزهای عبور خود دارند.به تازگی یک هکر روسی مدعی شده که اطلاعات ورود به میلیونها حساب کاربری توییتر را با قیمت ۱۰ بیت کوین یا ۵۸۰۷ دلار برای فروش گذاشته است. LeakedSource اعلام کرده است که پایگاه دادهای که یک کپی از آن را دریافت کرده شامل اطلاعات ورود به ۳۲ میلیون حساب کاربری است. این سایت اعلام کرده است که رمزهای عبور به صورت متنی بودهاند و برخی از آنها متعلق به کاربران روسی هستند. به نظر میرسد بیش از آن که این اطلاعات از طریق نفوذ به سیستمهای توییتر فاش شده باشد، از طریق حملات بدافزاری به کاربران فاش شده است.بیشترین رمزهای عبوری که در این پایگاه داده وجود داشته ‹123456›، ‹123456789›، ‹qwerty› و ‹password› بودهاند. این موضوع کمی خطرناک است چرا که نشان میدهد حسابهای کاربری که چنین رمزهای عبوری داشتهاند فقط با کمی حدس زدن قادر به هک شدن بودند و نیاز چندانی به بدافزار هم نبوده است. اما خطر بزرگتر این است که بسیاری از افراد از رمز عبور یکسانی در وبسایتهای مختلف استفاده میکنند. اگر یک مهاجم بتواند به اطلاعات یکی از حسابهای کاربری این افراد دسترسی پیدا کند احتمالا قادر است به حسابهای کاربری دیگر این افراد هم دسترسی داشته باشد. این خبر در شرایطی منتشر میشود که همین هفته پیش صدها میلیون حساب کاربری Myspace و تامبلر نیز برای فروش قرار داده شده بود. همچنین در اردیبهشت ماه، یک هکر روسی ادعا کرد که اطلاعات حساب کاربری ۱۱۷ میلیون کاربر لینکداین را فقط به قیمت ۵ بیت کوین (۲۲۰۰ دلار) برای فروش قرار داده است. بدون شک توییتر در قبال اخبار هک شدن حسابهای کاربری کاربرانش سکوت نخواهد کرد. باید دید این شرکت چه عکس العملی در برابر این اتفاق از خود نشان میدهد.
گوگل با عبور از اپل با ارزش ترین برند جهان شد
گوگل با عبور از اپل با ارزش ترین برند جهان شد
هلدینگ آلفابت با انتشار ردهبندی سالانهی ۱۰۰ برند ارزشمند جهان، در رتبهی اول قرار گرفته است. این کمپانی موفق شده تا اپل را که یکی از اصلیترین رقبایش در دنیای فناوری است، پشت سر گذاشته و بر سکوی اول تکیه دهد.هلدینگ آلفابت که کنترل کمپانیهای مختلفی را نظیر گوگل در اختیار دارد، موفق شده تا در ردهبندی ۱۰۰ برند ارزشمند جهان، رتبهی اول را مال خود کند. ساعاتی پیش، Millward Brown و WPP آخرین ردهبندی ۱۰۰ برند باارزش جهان را با عنوان لیست BrandZ Top 100 منتشر کردهاند که در آن آلفابت بر سکوی نخست تکیه زده است. براساس اطلاعات ارائه شده توسط BrandZ، آلفابت به دلیل رشد تجارت تبلیغاتی گوگل و افزایش درآمد این کمپانی که حاصل تبلیغات، رشد سرویس ابری و توسعهی راهکارهای خلاقانه است، به عنوان ارزشمندترین برند جهان شناخته شده است.برای دومین بار در سه سال گذشته است که آلفابت یا همان گوگل به عنوان باارزشترین برند در ردهبندی BrandZ شناخته شده است.براساس اطلاعات ارائه شده، گوگل با رسیدن به ارزش ۲۲۹ میلیارد دلاری در سال جاری که نشان از افزایش ۲۹ درصدی در مقایسه با سال گذشته دارد، موفق شده تا اپل را که کاهش ۸ درصدی ارزش برند را تجربه کرده، پشت سر بگذارد. همانطور که اشاره کردیم، اپل با کاهش ۸ درصدی ارزش برند و رسیدن به ۲۲۸ میلیارد دلار در سال جاری میلادی به پلهی دوم سقوط کرده است.دو هفتهی پیش، Zenith Media با انتشار گزارشی گوگل را به عنوان بزرگترین پخشکنندهی محتوا در جهان معرفی کرد. اطلاعات ارائه شده توسط Zenith گویای این موضوع است که گوگل بیش از ۶۰ میلیارد دلار از درآمد تبلیغاتی در ایالات متحدهی آمریکا را تحت کنترل خود دارد.همچون سال گذشته، مایکروسافت در جایگاه سوم قرار دارد. براساس اطلاعات ارائه شده توسط ردهبندی BrandZ مایکروسافت با داشتن ارزشی ۱۲۲ میلیارد دلاری جایگاه سوم با ارزشترین برندهای جهان را به خود اختصاص داده است. از جملهی کمپانیهای فعال در حوزهی فناوری که بین ۱۰ برند با ارزش جهان قرار دارند، باید به فیسبوک و آی بی اِم اشاره کرد. با نگاهی به لیست ۱۰ برند با ارزش دنیا میتوان به روشنی دید که نیمی از کمپانیهای حاضر در میان ۱۰ برند برتر در حوزهی فناوری فعالیت میکنند.در میان برندهای فعال در حوزهی خرده فروشی، رشد ۴۴ درصدی برند آمازون بسیار جالب توجه است. این برند از رتبهی ۱۴ با ارزشترین کمپانیهای فعال در حوزهی خرده فروشی به رتبهی هفتم صعود کرده است. در مورد شاخهای از اجناس که با افزایش استقبال و فروش روبرو شده نیز باید به پوشاک اشاره کرد که حجم مبادلات به میزان ۱۴ درصد افزایش یافته و به ۱۱۴ میلیارد دلار رسیده است. استارباکس، با فروشگاههای زنجیرهای عرضهی قهوه و مشتقات این محصول، با رشدی ۴۹ درصدی از نظر میزان ارزش برند به رتبهی ۲۱ رسیده است. یکی از دلایل رشد خیره کننده توسط استارباکس را باید انتشار اپلیکیشن موبایل این کمپانی خواند که امکان سفارش پیش از رسیدن به فروشگاه نزدیک را برای کاربران ممکن میکند. ارزش برند فیسبوک نیز طی سال گذشته بسیار افزایش پیدا کرده است، بطوریکه این کمپانی رشدی ۴۴ درصدی را تجربه کرده و برای اولین بار بزرگترین شبکهی اجتماعی جهان میان ۱۰ کمپانی برتر قرار گرفته است.
