بایگانی مطالب نشریه

مسئول کمیته آموزش خانه مطبوعات کشور : نخستین همایش ملی روز خبرنگار برگزار خواهد شد

مسئول کمیته آموزش خانه مطبوعات کشور :
نخستین همایش ملی روز خبرنگار
برگزار خواهد شد
حسین شهابی مسئول کمیته آموزش خانه مطبوعات کشور در گفت وگویی اظهار داشت: نخستین همایش ملی روز خبرنگار از 14 تا 16 مردادماه به مدت سه روز همراه با برنامه های آموزشی وکارگاهی با حضور هفت نفر اعضای اصلی هیات مدیره خانه های مطبوعات استانهای کشور در تهران برگزار خواهدشد.
وی ادامه داد: در دوازدهمین جلسه هیات مدیره خانه مطبوعات کشور برنامه‌های پیشنهادی در خصوص نحوه‌ی برگزاری روز خبرنگار و تشکیل صندوق قرض‌الحسنه خانه مطبوعات کشور، مورد بحث و گفت‌ وگو قرار گرفت. این عضو هیات مدیره خانه مطبوعات کشور خاطر نشان ساخت: همچنین قرار است روز شانزدهم مردادماه امسال نیز همایش بزرگ روز خبرنگار با حضور وزیر فرهنگ وارشاد اسلامی و دیگر مسوولان کشوری توسط خانه‌ی مطبوعات کشور با مشارکت معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد در تهران برگزار شود. در خصوص تاسیس صندوق قرض‌الحسنه خانه مطبوعات ایران نیز پیش‌نویس اساسنامه در اختیار روسای هیات مدیره خانه مطبوعات و اعضاء قرار گرفت تا در جلسه مجمع عمومی این صندوق در همین سه روز مورد تصویب نهایی صورت گیرد؛ از نکات قابل ذکر در این خصوص تمدید مهلت پذیرش اعضاء صندوق (با حداقل سرمایه یک میلیون ریال برای هر عضو) تا تاریخ 7 مردادماه 95 بود. قابل ذکر است در دوازدهمین نشست خانه مطبوعات کشور «اکبر ملکی» معاون اجرایی مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مصطفی کواکبیان، کیانوش رستمی ،فریدون معتمدیان، محمود محمودی، کاظم شاملو، حسین شهابی اعضای هیات مدیره، رضا طولابی بازرس، وحید نیشابوری کمیته‌ی حقوقی، مهدی صمیمیان کمیته استان‌ها حضور داشتند , و از جمله برنامه‌های پیش بینی شده برای این همایش سه روزه میتوان به :برگزاری کارگاه یک روزه‌ی روزنامه‌نگاری با موبایل و روزنامه نگاری شهروندی و مسایل حقوقی رسانه ها و همچنینن تشکیل مجمع عمومی صندوق قرض‌الحسنه خانه مطبوعات کشور و همایش ملی روز خبرنگار اشاره کرد. همچنین معاون اجرایی مدیر کل مطبوعات داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شرایط دریافت یارانه مطبوعات را اعلام کرد.در دوازدهمین نشست هیات مدیره خانه مطبوعات کشور که بیست وچهارم تیرماه در موسسه نشرآوران تهران برگزارشد اکبر ملکی» خطاب به صاحبان امتیاز و مدیران مسئول نشریات محلی شرایط دریافت یارانه مطبوعات را اعلام کرد. وی تاکید کرد: برای دریافت یارانه رعایت اعلام وصول منظم و الکترونیکی همراه با تایید کارشناس مسئول واحد مطبوعات اداره کل ارشاد، ثبت‌نام در سایت e-rasaneh.ir و وارد کردن شماره‌حساب صاحب‌امتیاز و واردکردن لیست بیمه خبرنگاران در سایت e-rasaneh.ir ضروری است. ملکی تأکید کرد: بدیهی است چنان‌چه رسانه ذی‌نفعی نسبت به پرداخت یارانه 6 ماهه‌ی دوم سال 94 اعتراض دارد، می‌تواند مراتب را کتبی به اداره کل مطبوعات داخلی وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی اعلام نمایند.

روایت خبرنگار پیام ما از سر زدن به خانه‌ی یکی از فالگیرها در خانه‌ی پروانه‌خانوم

روایت خبرنگار پیام ما از سر زدن به خانه‌ی یکی از فالگیرها
در خانه‌ی پروانه‌خانوم

کوچه قدیمی بود و شلوغ، گاهی ماشینی متوقف می‌شد تا آن‌که از روبرو می‌آید بتواند عبور کند و با وجود اینکه کوچه طاقت این ترافیک را نداشت اما همینطور ماشین بود که از چپ و راست به کوچه می‌آمدخوشبختانه ما بیرون کوچه پارک کرده بودیم و پیاده و از لابه‌لای ماشین‌ها به ترفندهای مختلف خودمان را به سرمنزل مقصود رساندیم و دری فلزی و رنگ و رو رفته که جایی از آن در بی‌نوا از حمله‌ی زنگ‌آهن مصون نمانده بود در مقابل‌مان بود و بوی عجیبی هم به مشام می‌رسید.( در پرانتز بگویم که برای آمدن به این خانه‌ی جالب نیاز به پارتی بازی‌های خاصی داشتیم و دست به دامن یکی از خاله‌ها شدیم که دورادور دستی بر این آتش دارد و هر ازچندی از مشاوره‌ها و راهنمایی‌های ایشان استفاده‌هایی می‌کند که خودش معتقد است بسیار تاثیرگذار و راهگشا هم هستند)زنگی که کنار در بود کار نمی‌کرد و در نتیجه خواستم در بزنم که خاله‌ی محترم گفت: در بزن مگه گربه نازمی‌کنی؟ و دستش را از زیر چادر بیرون آورد و مچ را تکانی داد تا النگو‌ها اندکی عقب بروند و سپس چند بار با مشت گره کرده به در کوبید و با شنیدن صدای دمپایی که لخ‌لخ کنان به سمت در می‌آمد لبخند پیروزمندانه‌ای تحویل من داد و در با صدای نخراشیده‌ و غژ و غوژ وحشتناکی باز شد و مردی تقریبا ۵۰ ساله اما به قول خودمان به شدت شکسته شده بود و می‌شد از صورتش فهمید که روزگار با او چنان کرده که چنگیزخان با اهل نیشابور نکرد، خاله سلامی کرد و گفت آمده‌ایم پروانه خانم را ببینیم. پیرمرد سبیل چربش را که به لطف دود زرد شده بود و از مهر روزگار هم سفید و رنگ‌بندی جالبی داشت تکانی داد و کلماتی جویده‌ و نامفهوم از زیر سبیل و بین دندانهای زرد و سیاهش بیرون آمدند و دستگیرم شد که می گوید: خانم مشتری مرد قبول نمی‌کنند و خاله در آمد که: هماهنگ کردیم و این خواهر زاده‌ام سن و سالی نداره و سبیل پیرش کرده هرچه که می‌گوییم بتراش این سبیل یکی بود یکی نبود را گوش نمی‌دهد.
دوباره با دندان‌های رنگارنگ و سبیل فتوژنیک مواجه شدیم که جوری تکان خوردند یعنی که اگر هماهنگ کرده‌اید مشکلی ندارد و قدمی به عقب گذاشت و با یک دست در را بیشتر باز کرد و با دست دیگرش پتویی را که پشت در آویزان کرده بودند و نقش پرده‌ را بازی می‌کرد، کنار زد و از این باله‌ی آرام فهمیدیم که یعنی بفرمایید.
وارد راهرویی تاریک و دراز شدیم و پیرمردهم که به شدت هرچه تمام‌تر مرا به یاد پیرمرد خنزپنزری بوف کور می‌انداخت آرام و همانطور با دمپایی‌هایش لخ‌ولخ کنان دنبال ما می‌آمد و وقتی که به حیاط رسیدیم ، به سمتی از حیاط اشاره کرد و گفت آنجا بشینید تا خانم بیایند.
میز و صندلی‌ پلاستیکی (از همان‌ها که در ساندویچی‌های پائین شهر فراوان دیده‌اید) که آفتاب تمام انرژی‌اش را روی اینها تخلیه کرده بود در گوشه‌ای از حیاط زیر یک هشتی منتظر ما بودند و حوض وسط خانه‌هم خالی بود و اگر اینقدر جو مرموزی به خانه نداده بودند و اندکی گل و گلدان در حیاط گذاشته بودند واقعا از آن خانه‌های قدیمی و زیبا بود که دلت می‌خواهد عصر ها حیاط را آب بپاشی و توی هشتی بنشینی و با مادربزرگ و پدربزرگ گپی بزنی و احساس کنی در زمان سفر کرده‌ای اما آنچنان همه چیز کثیف و کهنه و خاک گرفته بود و باغچه هم معلوم بود که از کویرلوت خشک‌تر است و فقط دو تا تک چوب به شکل عمودی در خاک باغچه فروکرده بودند گویی می‌خواستند بگویند پتانسیل رشد گیاهان هست ولی خیلی از بالقوه تبدیل به بالفعل نمی‌شود و این انرژی صرفا ذخیره شده برای روز مبادا.
ناگهان دری رو به میز و صندلی ما باز شد و بانویی فربه که بی شباهت به زنان ناصرالدین‌شاه نبود بسیار جدی و با اخم به سمت ما به راه افتاد و هرقدمی که برمی‌داشت یک‌بار خودش را به چپ و یا راست تاب می‌داد و از تمام حربه‌های فیزیک و جابجایی جامدات استفاده می‌کرد تا خودش را به صندلی رساند و بی توجه به ما که تمام قد ایستاده بودیم تا سلامی خدمت پروانه‌خانم عرض کنیم، خودش را روی صندلی انداخت و در حالی که سعی می‌کرد نشان ندهد به هن و هن افتاده دوباره‌اخم‌هایش را توی هم کشید و گفت خواهر زاده‌تون همینه؟
خاله لبخندی زد و گفت: در خدمت‌شماست. زن نگاهی خریدارانه به سر تا پای من انداخت و از زیر میز کاسه‌ای را بالا آورد و اندکی مایه‌ای غلیظ شبیه به قهوه‌ی سرد و پررنگی را کف کاسه ریخت و به دست من داد و از آنجایی که فکر می‌کردم فال قهوه یعنی باید قهوه را بخورم و آنچه که در استکان نقش می‌بندد را فالگیر تعبیر و تفسیر کند و بشود فال آرام و با صدایی پر از ترس و لرز گفتم باید این‌را بخورم؟
پروانه‌خانم تمام صورتش به لبخندی باز شد و ابروهای کلفت‌و پر پشتش از هم جدا شدند و رو به خاله گفت: نه واقعا سن و سالی نداره سبیلش غلط اندازه!(بعد رو کرد و به من و ادامه داد) باید قهوه‌را توی کاسه بچرخانی و بعد کاسه را که گذاشتی روی میز نیت کنی‌و با دست چپ انگشتت را بزنی توی کاسه و فرقی هم نمی‌کند که انگشت را بکشی توی کاسه و یا اینکه فقط اثر انگشتت را توی کاسه بگذاری هر جور که دلت می‌خواهد انگشت بزن.
اطاعت امر کردم و وقتی که پروسه‌ی انگشت‌گذاری تمام شد پروانه‌خانم با حرص و ولع کاسه را برداشت و پس از چند ثانیه‌ای انگار مشغول خواندن نامه‌ی اعمال من باشد هر از چندی سرش را بالا می‌آورد و با شک و تردید سوالاتی می‌کرد مثلا اسمت چند حرفیه؟ زن یا نامزد داری؟ راست دستی؟اسم پدرت چیه؟
و پس از چند دقیقه‌ای تحقیق و تفحص در آن جام جم(کاسه‌ی قهوه‌ای) مشاهداتش را اینگونه با ما در میان گذاشت که: دور و برت پر از دختره ولی معلوم نیست مال گذشته‌ است یا آینده (رویایی‌ترین چیزی که می‌شود به پسر مجردی گفت) اما من دارم می‌بینمشون و خیلی هم هستند اما توی همه‌ی اینها یک نفر هست که خیلی دلت پیشش گیر می‌کنه هم پول‌داره و هم خانواده‌داره ولی مشکلی داره آره اینجا رو می‌بینی ( و کاسه را به طرفم گرفت و من طبیعتا فقط قهوه‌ی ماسیده بر بدنه‌ی ظرف را می‌دیدم) این فاصله‌است یه مرز بین شماست نمی‌دونم تو می‌ری خارج یا اون میاد ایران اما یکی‌تون از مرز رد می‌شه و با هم زندگی می‌کنین این خاله‌ات هم همه‌جای فالت هست تا زنده‌ای مثه مادرت هواتو داره ولی یکی از فامیل‌های خیلی نزدیک‌تون بدخواه شماست دختر دم بخت داره و بخت تو رو بسته توی خونه‌تون هم پر از دعا و طلسم همون انداخته توی خونه‌تون،‌مگر توی خانواده‌تون دعوا نمی‌شه؟ همه‌ی این جنگ و جدال‌ها بخاطر همین دعا و طلسم‌هاست اگر راهشون رو نبندید زندگی‌تون از هم می‌پاشه خدا تا همین الآن هم بهتون رحم کرده معلوم نیست به کدوم بنده‌ی صالحی یه لیوان آب خنک دادین که تا حالا بلایی سرتون نیومده فعلا برین پیش حاج‌اقا براتون زاغی بسوزنه ببینیم دشمن کیه تا من یه فکری به حالش بکنم….
با دستش به آن سمت حیاط اشاره کرد که پیرمرد پشت منقلی نشسته بود و آرام آرام چیزهایی به دو خانم میانسال می‌گفت آنها هم سر تکان می‌دادند و یکی‌شان می‌گفت: نگفتم؟ من از اولش هم می‌دونستم همه چی زیر سر این دختره‌ی مارمولکه کاش اینقدر خودش رو به موش مردگی نمی‌زد.
زن دیگر جواب داد: ها خواهر می‌گن از آن نترس که های و هو دارد از او بترس که …
من و خاله مثل مسخ‌شده‌ها(به قول امروزی‌ها مثل زامبی‌ها) آرام رفتیم و پشت سر آن دو بانو توی نوبت ایستادیم تا نوبت‌مان بشود و زاغ بسوزانند و مجرم را برای‌مان پیدا کنند که جلوی ضرر را از هرکجا که بگیرند منفعت است.

چه مجازاتی در انتظار رمالان است ؟

چه مجازاتی در انتظار رمالان است ؟

روند رو به رشد گرایش به خرافات، کار و بار رمال‌ها و فال‌بین‌ها را سکه کرده است. روزی نیست که در صفحه حوادث روزنامه‌ها با خبر دستگیری دعانویس‌های متجاوز، روح‌احضارکن‌های کلاش و نایبان خودخوانده‌ مواجه نشویم. علاوه بر تقویت‌ باورهای دینی و آگاهی‌بخشی به شهروندان به نظر می‌رسد آشنایی آنها با نحوه شکایت از این متقلبان می‌تواند به کاهش رمالی و کف‌بینی در جامعه کمک کند.
اولین تلاش‌های قانون گذار
رمالی و فالگیری از جمله جرایمی است که از ده‌ها سال پیش به وضوح در قوانین کیفری کشور از آن سخن به میان آمده است. البته مجازات آن در طول دوره‌های مختلف با تغییراتی همراه بوده است.
بند 18 ماده 3 آیین‌نامه امور خلافی مصوب سال 1324 می‌گوید: «کسانی که رمالی، جفر، تعبیر خواب، کف‌بینی، افسونگری، جاوگری، جن‌گیری، فالگیری، پیش‌گویی، چله‌نشینی، بخت‌گشایی و امثال آنها را وسیله معرکه یا دوره‌گردی قرار دهند یا با باز کردن دکان یا خانه اعمال مزبور را پیشه و وسیله کسل و استفاده خود قرار دهند به حبس از 7 روز تا 10 روز حبس و از 100 تا 200 ریال غرامت محکوم می‌شوند». این قانون منسوخ شده است.
مجازات رمالی
اگر چه رمالی، جادوگری و سرکتاب باز کردن در قانون فعلی جرم محسوب نمی‌شود اما با استفاده از قانون تشدید مجازات مرتکبان اختلاس، ارتشا و کلاهبرداری با این افراد می‌توان به عنوان کلاهبردار برخورد کرد. قضات دادگاه‌های کیفری معمولا افراد متهم به رمالی و فالگیری را با استفاده از قوانین مربوط به کلاهبرداری و تحصیل مال نامشروع مجازات می‌کنند.
یکی از جرایم رمالی عبارت است از تحصیل مال نامشروع. قضات دادگاه‌های کیفری گاه با استناد به ماده 2 قانون تشدید مجازات مرتکبان اختلاس، ارتشا و کلاهبرداری که در مورد تحصیل مال به طریق نامشروع است، رمالان و فالگیران را مجازات می‌کنند. این ماده مقرر می‌کند: هر کس بطور کلی مالی یا وجهی تحصیل کند که طریق تحصیل آن فاقد مشروعیت قانونی بوده است، مجرم محسوب می‌شود و علاوه بر رد اصل مال، به مجازات سه ماه تا دو سال حبس و یا جریمه نقدی معادل دو برابر مال بدست آمده محکوم خواهد شد. جرم بعدی نیز کلاهبرداری است. در این باره باید گفت که بر اساس ماده یک قانون، هر کس از راه حیله و تقلب مردم را به داشتن اموال و اختیارات واهی فریب دهد یا به امور غیر واقع بترساند و از این طریق مالی تحصیل کنند کلاهبردار محسوب می‌شود و علاوه بر رد اصل مال صاحبش به حبس از یک تا هفت سال و پرداخت جزای نقدی معادل مالی که اخذ کرده است محکوم خواهد شد. برای اینکه فالگیری یا دعانویسی، کلاهبرداری تلقی شود و مورد پیگرد قانونی قرار بگیرد سه شرط لازم است:
۱- متقلبانه بودن وسایلی که از آنها برای اغفال دیگران استفاده می‌شود.
۲- اغفال شدن و فریب خوردن قربانی که مستلزم عدم آگاهی وی نسبت به متقلبانه بودن وسایل مورد استفاده مجرم است.
۳- پرداخت مال یا وجه نقد
منبع/http://www.goodarzilawyer.ir

به مناسبت سالگرد فوت فریدا کالو زنی که همه‌ی زنان است

به مناسبت سالگرد فوت فریدا کالو
زنی که همه‌ی زنان است
وقتی هایدن هررا زندگی‌نامه فریدا را در سال ۱۹۸۲ چاپ کرد، خوابش را نمی‌دید این کتاب دست‌مایه فـیلم سینمایی فریدا با بازی سلما هایک شود و هالیوود آن را مبنای‌ ساختن اثری قرار دهد. فیلم آنقدر مورد توجه قرار گرفت که فریدا را در چشم عامه مردم، نقاش مـؤنث دوران کرد. اما چرا و چگونه؟ راز جذابیت فریدا چیست و در او چه یافته‌ایم؟
فریدا در نگاه اول‌ عناصر‌ دراماتیک‌ نامتعارفی را در خود جمع کرده: زن است، مکزیکی است، معلول است، نقاش است و زندگی عاشقانه پرتب‌وتابی داشته، محبوبه تروتسکی-بله تروتسکی بـوده و مـراوده و ازدواجش با دیگو ریورا‌ -نقاش‌ معروف‌ مکزیکی- نه‌تنها یادآور رابطه توفانی آمیخته‌ به عشق و تنفر توأمان اسکارلت اوهاراورت‌ باتلر در بربادرفته است، بلکه در وجه فیزیکی‌ هم غریب به نـظر مـی‌رسد. اگر ریورا‌ عظیم‌‌الجثه‌ و غول‌آسا است، فریدا کوچک‌اندام و نحیف‌ است‌. اگر‌ آرامش‌ و اعتماد به نفس آمیخته به لاقیدی‌ در چهره ریورا موج می‌زند، درد و انتظار بی‌ثمر در اجزای صورت‌ فریدا‌ تـنیده‌ شـده‌اند. بـا این وصف قدرت افسارگسیخته‌ای در چـهره‌، آرایـش‌ و جـامه به دقت آراسته و رنگ‌آمیزی شده فریدا موج می‌زند. زنی که‌ شیفته لباس‌هایش، ریشه‌هایش و البته خودش بود.
در‌ آثارش‌ مایه‌های مربوط بـه هـویت جاری هستند و به نظر می‌رسد که مدام از خود پرسیده‌‌ «من‌ کی هستم؟مکزیکی یا اروپایی؟» و سپس قدم بلندتر را-کـه اکـثر زن‌ها برنمی‌دارند، برداشته و ادامـه مـی‌دهد: «مـؤنث هستم یا مذکر؟ زشت هستم یا زیبا؟ محبوبم را‌ دوست‌‌ دارم یا از او متنفرم؟» و البته پاسخی هم به این‌ پرسش‌ها نمی‌دهد تـا راز‌ و رمـز‌ فـریدایی‌ را قوام‌ بخشد.
داستان مختصر فریدا کالو را شاید شمایی که فیلم زندگی او را دیده‌اید، بدانید: نقاش‌ خودساخته‌ای بود، قلم را‌ پس از تـصادف مرگباری که در هجده سالگی پشت‌ سرگذاشت به دست گرفت‌ و بر‌ بوم‌ کشید، زمـانی کـه سـه دنده‌اش شکسته بود.
اما در نقاشی‌های اولیه‌اش نـشانی از درد نـیست، مـثل پرتره خواهر‌ کریستینا‌، در ۱۹۲۶، اما چندی بعد رنج و درد، یکی از مضامین‌ آثارش می‌شوند‌. در‌ تابلوی خودم و گردنبند کـه آن را در‌ ۱۹۳۳‌ کـشیده‌، تلخی غریبی جاری‌ است که تا انتهای‌ راه‌ با او باقی مانده. در تابلوی نقاب در ۱۹۴۷ می‌رسد، ترکیب‌ بی‌پرده‌ای‌ از تلخی را می‌بینیم. فریدا نقابی برابر چهره‌اش‌ گرفته‌ که لبالب‌ از‌ ماتم‌ اسـت و مـحنت درونـی‌اش را عرضه می‌کند‌. نقابی‌‌ که تفاوت چندانی با چهره خودش ندارد. در تابلوی دیـگو و مـن، تصویر‌ ریو‌ را روی‌ پیشانی‌اش انداخته و از چشمانش‌ اشک‌ جاری شده، اثری‌ که‌ آن را در ۱۹۴۹ کشید‌، وقتی‌ ریورای زنباره بـا مـاریا فلیکس،ستاره سینما رابطه داشت). در این تابلوها‌ زمختی‌‌ جسمی که آسیب دیـده، فـناپذیری‌اش‌ که‌‌ عریان‌ شده، زیبایی‌ای را‌ از‌ دست داده و فقط درد‌ را‌ بـه ارمـغان آورده،ع ـیان است.
چنان‌که‌ در‌ تابلوی‌ «فکر کـردن در مـورد‌ مرگ» خودش را چنان تصویر کـرده کـه سبیل‌هایش‌ پررنـگ شـده و جـمجمه‌ای در پیشانی‌اش جلب نظر‌ می‌کند‌. آن‌چه‌ از دل رنگ‌ها و بوم‌ها فریدا بیرون زده و ما را نشانه می‌رود، ما را وادار می‌کنند که زیر لب زمـزمه کـنیم:«بـله خود را دوست داریـم و شـیفته خود‌ هستیم.»
ستایش از فـریدا کـالو قابل درک است، چرا که ستایش از خود ما هم هست، خود من، فقط من! اما پرسـش «ایـن من کیست؟» بلافاصله در ذهن‌مان نقش می‌بندد!/ منبع : یک پزشک

به بهانه کودتای نافرجام بامداد شنبه ترکیه کودتا در چهار گوشه دنیا

به بهانه کودتای نافرجام بامداد شنبه ترکیه
کودتا در چهار گوشه دنیا

کودتا کلمه ای است فرانسوی که از اواخر قرن هفدهم وارد ادبیات سیاسی شده که برای ما ایرانیان یادآور «کودتای 28 مرداد» است. کودتا را از قرن بیستم به دو معنی به کار می بردند :
۱.شورش گروه هایی از هیات حاکمه علیه گروه دیگر که غالباً با تکیه بر ارتش و نیروی نظامی صورت می گیرد
۲.تغییر ناگهانی رویه ی دولت حاکم علیه جنبش های اعتراضی مردمی و استفاده شدید و سرکوب گرانه از ارتش علیه نیروهای مردمی و انقلابی
کودتا که معمولا انقلاب کاخ نشینان نیز می نامند، اصطلاحا «شگردی سیاسی است که ائتلاف سیاسی غیرقانونی برای براندازی رهبران حکومت موجود از طریق خشونت یا تهدید انجام می‌شود» و بر خلاف انقلاب به مردم و جنبش های مردمی تکیه ندارد بلکه حرکتی در میان حکومت گران توسط گروهی ازآن ها علیه گروه دیگری است کلمه کودتا بعد از کودتای لویی ناپلئون(معروف به ناپلئون سوم)در سال ۱۸۵۱ میلادی رواج پیدا کرد. مسلما اتفاق جمعه شب ترکیه اولین و آخرین کودتا در جهان نبوده و نخواهد بود. روزنامه پیام ما در ویژه نامه دیروز به طور مفصل به جریان ترکیه پرداخت اما در این گزارش برخی کودتاهای موثر در جهان را مرور می کنیم.
هجدهم برومر
این کودتا مربوط به زمانی است که ناپلئون بناپارت حکومت بورژوازی فرانسه را در تاریخ 18 برومر سرنگون کرد (9 نوامبر 1799). ناپلئون نه تنها ژاکوبن ها را با کنسولگری فرانسه جایگزین کرد، بلکه با دستگیری و اعدام به مقاومت آنها پایان داد. کودتای ناپلئون زمانی به انجام رسید که مجلس سنا به او اجازه داد که با فرمان (با حکم مجلس سنا) حکمرانی کند که سرانجام به امپراتوری فرانسه منجر شد.
عملیات پاکسازی خون
در سال ۱۹۳۴ آدولف هیتلر کودتای موفقیت آمیزی را علیه مردم خودش به راه انداخت که از آن به عنوان «عملیات پاکسازی خون» نام می‌برد. با این حال در تاریخ از آن با نام «شب چاقوهای بلند» یاد می‌کنند و آن را یکی از فریبنده‌ترین کودتاهای دنیا می‌دانند. ۶ صبح روز ۳۰ ژوئن ۱۹۳۴ هیتلر با چند مرد به هالی در مونیخ می‌رود و با دستگیری افسران رده بالای پلیس نازی این گروه را از بین می‌برد. تا ساعت ۱۰ همان روز بسیاری از افراد این سازمان جمع شده بودند و به زندان برده شدند. تا سه روز بعد بیشتر این افراد در سلول‌های خودشان با هفت‌تیر خود کشی کردند و تمامی شواهد نیز از بین برده شد. همچنین اعلام مرگ این افراد ممنوع اعلام گردید، اما برخی معتقدند تا ۱۰۰۰ نفر به قتل رسیدند.
کودتای برمه
با اینکه بسیاری از کودتاهای دنیا به افراد سیاسی برمی‌گردد و این کار را هم با استفاده از راه‌های نظامی انجام می‌دهند، اما در تاریخ کودتاهای نظامی را هم می‌توان یافت که بدون خون‌ریزی بوده‌اند. کودتای سال ۱۹۶۲ در برمه یکی از این کودتاهای بدون خون‌ریزی بوده که اجرای آن را تنها پسر ژنرال سائو عهده داشته است. صبح روز دوم مارس ۱۹۶۲ ژنرال نِویین توانست کودتایی را رهبری کند که طی آن دولت ضد فاشیستی برمه کنار گذاشته شود و البته این اتفاق با کمترین میزان خشونت رخ می‌دهد و در نهایت دولت نظامی برمه در مقابل چشمان مردم از ثبات سیاسی می‌افتد.
کودتای عراق
۲۹ اکتبر ۱۹۳۶علاوه بر اینکه نخستین کودتای عراق شکل گرفت، بلکه در میان کشورهای عربی نیز اولین بود. این کودتا به رهبری ژنرال بکر صدقی بود که باعث سرنگونی نخست وزیر وقت-یاسین ال‌هاشمی شد و حکومت حکمت سلیمان جای آن را گرفت. مهم‌ترین نکته در این کودتا این بود که صدقی خودش قدرت را در دست گرفت و به عنوان فرمانده نیروهای مسلح مشغول به فعالیت شد. در زمان کودتا یاسین ال‌هاشمی خارج از شهر بود و بکر صدقی با در دست گرفتن کنترل ارتش توانست به راحتی و با مقاومت کم کودتا را پیش ببرد. داستان از جایی شروع شد که ۱۱ هواپیماهی نظامی کاغذهای سیاسی کشوری را در بغداد روی سر مردم ریختند. کاغذهایی که اطلاعاتی درباره نخست وزیر و نامه استعفای او را که خود صدقی آن‌‌ها را امضا کرده بود، داشتند. وزیر دفاع برای مقابله با این موضوع به بغداد برمی‌گشت که صدقی دو مرد را برای ترور او و هاشمی فرستاد. صدقی در بغداد و همراهی ارتش توانست زمام امور را در دست بگیرد. با این حال این کودتای موفق تنها یک سال دوام داشت و سال ۱۹۳۷ صدقی ترور شد.
کودتای چکسلواکی
حزب کمونیست چکسلواکی، به دلیل از دست دادن قدرت، برای انتخابات ماه مه منتظر نماند و در فوریه 1948 کودتایی تشکیل داد. این تلاش به منظور مقابله با ضد کمونیست در نظام و اجرای حکم کمونیستی تا زمان برقراری اعتبار حکومت بود. به همین دلیل چکسلواکی تا انقلاب مخملی سال 1989 تحت دیکتاتوری کمونیست باقی ماند. این کودتا، به دلیل از دست رفتن آثار دموکراسی در شرق اروپا، با جنگ سرد مقارن شد.
جنبش افسران آزاد
در اواخر سال ۱۹۵۱ گروه مقاومت مصر برنامه‌هایی مبنی بر حمله به مراکز حمل و نقل و ادارات انگلیسی ریخت. پلیس مصر به جای دستگیری این شورشیان از آن‌ها حمایت می‌کند و در جواب هم این بریتانیایی‌ها بودند که به ایستگاه‌های پلیس حمله مصر حمله کردند، این اتفاق‌ها سرآغاز شورشی عظیم بود که نشان می‌داد مصر برای تغییر آماده شده است. گروهی که نام خودشان را افسران آزاد گذاشته بودند و رهبری‌شان بر عهده محمد نجیب و هابیل ناصر بود، با حمایت اخوان المسلمین و جنبش دموکراتیک کمونیستی برای کودتا طرح‌ریزی کردند و برنامه از جایی آغاز می‌شود که افسران آزاد کودتا را با دستگیری مردانی از ملک فاروق شروع و بعد به سمت پایتخت پرواز می‌کنند. صبح روز بعد در رادیو اعلام می‌کنند که انقلاب شده و این موضوع باعث کناره گیری ملک فاروق می‌شود و پس از این اتفاق محمد نجیب به عنوان اولین رئیس جمهور مصر رسما برگزیده می‌شود.
انقلاب آزادی‌خواهی
بر خلاف بسیاری از کودتاهای نظامی که در مدت چند روز به نتیجه می‌رسیدند، این کودتا در آرژانتین یک ماهی طول می‌کشد. اگر خوان پرون در سال ۱۹۵۲ به عنوان رئیس جمهور برگزیده شد، به دلیل این بود که حمایت‌های زیادی را در سراسر کشور و زمان مشکلات اقتصادی به دست آورده بود. انقلابیون در ۱۶ ژوئن ۱۹۵۵ سی هواپیما از ارتش و نیروی دریایی را بمباران کردند، در آن شب حامیان پرون چندین کلیسا را به آتش کشیدند و حکومت در همان شب و میان آشوب بسیار سقوط کرد.
در ۱۹ سپتامبر شهرستان مادرل پلاتا نیز بمباران شد و رئیس جمهور پرون از ترس جنگ همه جانبه داخلی از کشور فرار می‌کند و لوناردو که رهبری کودتا را بر عهده دارد خودش را به عنوان رئیس دولت معرفی می‌کند، اما این موضوع خیلی طول نمی‌کشد و پدرو آرامبورا به شکل رسمی رئیس جمهور آرژانتین می‌شود.
کودتای 28 مرداد
کودتای 28 مرداد 1332 علیه دولت مصدق، نخستین کودتا پس از جنگ جهانی دوم و آغازگر زنجیره ی کودتاهای موسوم به جنگ سرد است. این کودتا که نحت عنوان «عملیات آزاکس» از آن یاد می شود، نخستین اقدام مشترک سازمان های جاسوسی آمریکا و بریتانیا برای سرنگونی دولت دکتر مصدق و تثبیت موقعیت محمدرضا پهلوی محسوب می شود. سرانجام این کودتا در 28 مرداد به رهبری ژنرال فضل الله زاهدی و هجوم عوامل بیگانه و داخلی به خانه ی مصدق و وزارت امورخارجه و شهربانی تهران، پیروز و زمینه بازگشت محمدرضاشاه به ایران را فراهم و مصدق نیز در یک دادگاه به تبعید محکوم گردید.
انقلاب کوبا
انقلاب کوبا به رهبری فیدل کاسترو، به انگیزه اجرای سیاست مارکسیستی، و با سقوط حاکمیت پروکسی ژنرال فولگنسیو باتیستا، در تاریخ 1 جولای 1959 اتفاق افتاد. اما این انقلاب، در اصل، 26 جولای 1953 شکل گرفت که کاسترو، گروهی 160 نفره از شورشیان (با سلاح کم) و به رهبری «چه» گووارا ترتیب داد تا به سربازخانه، و مونکادو باراکس در سانتیه گو حمله کنند.
کودتای پاکستان
کودتای پاکستان به رویدادهایی مربوط می شود که از 7 اکتبر1958 (لغو قانون اساسی توسط اسکندر میرزا رئیس جمهور و اعلام حکومت نظامی) تا 27 اکتبر (عزل رئیس جمهور توسط ژنرال ایوب خان) ادامه پیدا کرد. میرزا، در این کودتا (که اولین کودتای موفق پاکستان بود)، علاوه بر اینکه قانون اساسی را لغو کرد و مجلس ملی پاکستان را منحل نمود، احزاب سیاسی را غیر قانونی اعلام کرد و ژنرال ایوب خان را فرمانده ارتش، و نامزد نخست وزیری معرفی کرد. اما میرزا در 27 اکتبر مجبور به استعفا از ریاست جمهوری شد و سرانجام به انگلستان تبعید شد.
قیام چین
به دام انداختن دشمن در زمین خودشان بهترین کلید هر کودتای موفقی است، اما چه اتفاقی می‌افتد که حتی خود انقلابیون نیز غافلگیر شوند؟ در ۱۰ اکتبر ۱۹۱۱ دقیقا چنین اتفاقی برای گروهی از انقلابیون در چین افتاد، منفجر شدن بمبی به شکل تصادفی باعث شد آن‌ها کودتا را در همان روز آغاز کنند.
با کمک ارتش چین جدید، توانستند شهر ووچانگ را در کمتر از یک روز بگیرند. در کمال تعجب سلسله چینگ واکنش زیادی به این شورش نشان نداد و در نتیجه این انقلابیون بودند که توانستند همه چیز را در دست بگیرند. ۱۵ منطقه دیگر نیز به طور مستقل با انقلابیون دیدار کردند و پایه تازه‌ای از چین را بنا گذاشتند که در آن توانستند به دو هزار سال حکومت شاهنشاهی در سراسر کشور پایان دهند.
انقلاب داوود خان در افغانستان
در سال ۱۹۷۳ محمد داوود خان رهبری کودتای علیه شاه را بر عهده داشت و خودش اولین رئیس جمهور افغانستان شد. پس از سرنگونی سلطنت، با اینکه فعالیت‌های داود زیاد بود، اما حزب دموکراتیک خلق نیز ایده‌هایی را برای کشور داشت و در این میان داود به دلیل اینکه از جانب این حزب احساس خطر می‌کرد، برخی از رهبران آن‌ها را دستگیر کرد، اما انقلاب ثور از جایی به وجود آمد که حفیظ‌ الله امین، یکی از همین رهبران در بازداشت خانگی ماند و با برنامه‌ریزی‌ها و رساندن دستوراتی به مقامات نظامی از طریق خانواده‌اش توانست توجه ارتش و نیروی هوایی را جلب کند.
در ۲۷ آوریل ۱۹۷۸ اتحاد جماهیر شوروی با جنگنده‌های خود به کاخ ملی حمله کرد و این حملات را تا شب ادامه داد، صبح روز بعد سربازان کاخ را محاصره کردند و داود هم دستور تسلیم داد. با این حال داود را به ضرب گلوله از پای در آوردند و سال ۲۰۰۸ بود که جسد او ۲۷ نفر از اعضای خانواده‌اش که شامل همسر و فرزندانش می‌شد را در یک گور دسته جمعی پیدا کردند.
کودتای پینوشه
در ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ فرمانده ارتش شیلی، ژنرال آگوستو پینوشه، کودتای خود علیه رئیس جمهور مارکسیسیتی سالوادور آلنده را آغاز کرد. همه چیز از صبحی شروع شد که پینوشه در رادیو اعلام کرد که آلنده باید تمامی اختیارات پلیس را به ارتش منتقل کند. آلنده به جای این کار سخنرانی درباره‌ آزادی شیلی سر داد و همراه با خانواده‌اش در کاخ ریاست جمهوری برای حملات احتمالی آماده شد. در کاخ، آلنده خود را با مسلسل‌هایی که از فیدل کاسترو هدیه گرفته بود، آماده کرد . رئیس جمهور به همراه جمعی از مردانی که هنوز به او وفادار بودند، به تانک‌ها شلیک می‌کردند و برای اینکه بتوانند تانک‌ها را سردرگم کنند، از پنجره‌ای به پنجره دیگر می‌رفتند. ژنرال پینوشه، آلنده را تهدید کرد که به کاخ حمله می‌کند، اما آلنده همچنان مقاومت می‌کرد و در عوض از زنان و کودکان خواست که کاخ را تا زمانی‌که او و مردان تا دم مرگ ایستادگی می‌کنند، ترک کنند. در همین شرایط ۱۸ راکت به سمت کاخ شلیک شد و آلنده مسلسل را به سمت خودش گرفت تا نتوانند او را دستگیر کنند. بعد از ظهر همان روز همه‌چیز در شیلی تحت سلطه ژنرال پینوشه بود.
کودتای نوژه
در آ‌ذر 1359، انجام کودتایی به دستور امریکا در برنامه شاهپور بختیار (از رهبران جبهه ملی و آخرین نخست‌وزیر رژیم شاهنشاهی) و عوامل داخلی و بیرونی‌اش قرار گرفت. آغاز کودتا از پایگاه هوایی شهید نوژه همدان برنامه‌ریزی شده بود و به همین دلیل پس از کشف و سرکوب به «کودتای نوژه» شهرت یافت.

خبر

درخواست پناهندگی کودتاگران ترکیه به یونان
ساعت24-وزارت امنیت داخلی یونان اعلام کرد بالگرد حامل هشت نفر از کودتاگران ترکیه در شمال یونان به زمین نشست.
این در حالی است که مقام‌های فرودگاهی ترکیه و مرزی این کشور بیش از این از تلاش‌های مظنونان برای فرار از کشور هشدار داده بودند. پلیس نظامی یونان اعلام کرد ۷ نظامی و یک غیرنظامی ترکیه که از کودتاچیان بودند در این بالگرد حضور داشتند. این بالگرد در شهر الکساندروپولیس یونان فرود آمد. گفته می شود این ۸ تن از یونان درخواست پناهندگی سیاسی کرده‌اند. پلیس یونان اعلام کرد که این ۸ تن به دلیل وزود غیرمجاز بازداشت شده‌اند. مولود چاووش اوغلو، وزیرخارجه ترکیه گفت که دولت خواهان استرداد افسران گریخته به یونان است. وی تاکید کرد: ما خواهان بازگرداندن فوری این ۸ خائنی که با بالگرد به یونان گریخته‌اند هستیم.

هیچ ایرانی در کودتای ترکیه آسیب ندیده است
ساعت24-سفیر ایران در ترکیه اعلام کرد هیچ شهروند ایرانی در کودتای ترکیه آسیب ندیده است.
مرزها از طرف ترکیه بسته است وتوصیه میشود مردم زمینی هم به ترکیه سفر نکنند
ابراهیم طاهریان سفیر جمهوری اسلامی ایران در ترکیه در گفت‌وگو با ایرنا گفت: شهروندان ایرانی آسیب ندیده‌اند؛ برخی شهروندان درفرودگاه‎ها وهتل‌ها هستند که با آرام شدن اوضاع و فعالیت فرودگاه‌ها به کشور خواهند گشت. وی ادامه داد: در بالاترین سطح بامقامات ترک درتماس هستیم. مرزها از طرف ترکیه بسته است و توصیه می‌شود مردم زمینی هم به ترکیه سفر نکنند.

از آمریکا می‌خواهیم گولن را تحویل دهد
«بینالی ایلدریم» نخست وزیر ترکیه طی کنفرانس خبری اعلام کرد که کودتای نظامی در این کشور با کمک مردم شکست خورد.
ایلدریم با بیان اینکه بامداد شنبه نقطه سیاهی در تاریخ ترکیه رقم خورد، از فرمانده ارتش که در این کودتا مقاومت نموده تشکر کرده و گفت این کودتا به دستور فرمانده ارتش نبوده است. وی ضمن تشکر از ایستادگی همه احزاب و گروه‌های مخالف دولت دربرابر این کودتا، تصریح کرد که مردم به زندگی عادی برگشته اند، اما هشدار داد که تبعات تلاش کودتای نافرجام هنوز ادامه دارد و از مردم خواست تا امشب هم با پرچم ترکیه در میدان‌ها بایستند. ایلدریم تاکید کرد آنهایی که از سلاح‌ها، تانک‌ها و بالگردهای دولت علیه آن استفاده کردند، به روشی که لایق آن باشند مجازت خواهند شد و همه شرکت کنندگان در این کودتا شناسایی شده‌اند. وی با بیان اینکه نیروهای امنیتی ترکیه، کشور و مردم را از یک فاجعه حفظ کردند، افزود: همه نظامیانی که در این کودتا دست داشتند خائن بوده و ضمن بازداشت، از لباس خود نیز خلع می‌شوند. نخست وزیر ترکیه با اعلام آمار جدیدی از تلفات و خسارات این کودتا گفت تا کنون 161 نفر کشته، 1440 نفر مجروح و 2839 کودتاچی نیز بازداشت شده‌اند. ایلدریم همچنین اضافه کرد: از واشنگتن می‌خواهیم گولن را تحویل دهد زیرا او رهبر یک گروه تروریستی است و عدم تحویل او یک اقدام متخاصمانه قلمداد می‌کنیم. وی تاکید کرد با اینکه اعدام در قانون اساسی ترکیه نیست اما دولت تغییرات قانونی را در این زمینه درنظر خواهد گرفت.

تکامل یا انقراض گونه‌ها دوراهی جدی بشریت با فناوری CRISPR

تکامل یا انقراض گونه‌ها
دوراهی جدی بشریت با فناوری CRISPR

ابزار ویرایش ژن کریسپر اکنون به تدریج در حال نشان دادن توانایی‌های بالقوه‌ی خود در تغییر آن چیزی است که همه‌ی ما از آن به عنوان طبیعی نام می‌بریم.تصور کنید بتوانید یک گونه را به طور کامل منقرض کنید، با چه متر و معیاری می‌توانید تشخیص دهید که این گونه مستحق انقراض و گونه‌ی دیگر مستحق زندگی است؟ خب، بگذارید مساله را قدری دشوار تر کنیم، تصور کنید بتوانید پشه‌ی آنوفل را به گونه‌ای دستکاری کنید که توان نیش زدن را از دست بدهد در نتیجه پس از مدتی حشره به دلیل مشکل در تولید مثل منقرض شود یا بدتر از آن کاری کنید که طول عمر حشره پس از چند نسل به حدی کاهش پیدا کند که در عمل فرصت کافی برای تولید مثل را نداشته باشد! با نابودی این حشره اکوسیستمی که این حشرات در آن زندگی می‌کردند هم تحت تاثیر قرار خواهد گرفت ضمن اینکه یک گونه به طور کامل از بین رفته است. خب، شما خود را مسئول کدام یک می‌دانید؟ نجات جان میلیون‌ها انسانی که به وسیله‌ی مالاریا از بین می‌رفتند یا از بین بردن یک گونه؟ حقیقت این است که پاسخ این پرسش بحث طولانی را می‌طلبد که از حوصله‌ی این نوشته خارج است.
فناوری CRISPR یا بهتر بگوییم فناوری ویرایش ژنتیکی CRISPR این توانایی را دارد که به انسان قابلیت دستکاری در بسیاری از گونه‌های زنده از جمله گونه‌ی انسان را بدهد. خب اگر سوالات بالا برای شما چالش برانگیز نبودند سعی کنید به این سوال پاسخ دهید، اگر جامعه‌ای بتواند ژن هوش و توان بدنی بسیار بالا را در بین خود منتشر کند و طی چند نسل انسان‌هایی برتر از هر نظر بسازد آیا آن جامعه حق دارد خود را نسبت به باقی اعضای انسانی برتر بداند؟ نژاد برتری وجود خواهد داشت که باقی نژاد‌ها باید به آن نژاد خدمت کنند؟ پاسخ به این سوال را چگونه می‌دهید؟
اگر جامعه‌ای تصمیم به نابودی جامعه‌ای دیگر از طریق گسترش ژن‌های معیوب یا کشنده بکند، چطور؟ می‌توانید حدود اخلاقی را در این حالت تشخیص دهید؟ حقیقت این است که با کمک ابزار CRISPR این توانایی برای انسان امروزی وجود دارد که به دستکاری گونه‌ی خود بپردازد و هر ویژگی دلخواهی را در جانداران مختلف – از جمله خودش – پدید بیاورد. این ابزار حکم ماشین برنامه نویسی را در دنیای ژنتیک دارد و شما می‌توانید به وسیله‌ی آن هر ژن یا رشته ژن‌های دلخواهی را در دی ان‌ای یک موجود زنده به وسیله‌ی این ابزار دستکاری کنید .اما قضیه در اینجا خلاصه نمی‌شود، ممکن است فکر کنید این ابزار هم درست مثل بمب اتم کنترل خواهد شد و مشکلی برای بشر پدید نخواهد آمد ولی نکته‌ای که در این بین وجود دارد این است که امکانات لازم برای به کارگیری این ابزار به پیچیدگی امکانات لازم برای ساخت یک بمب اتمی نیست یک آزمایشگاه مجهز ژنتیک در کره شمالی، یک آزمایشگاه شخصی نسبتا مجهز در گوشه‌ای از دنیا یا حتی یک آزمایشگاه ساده زیست شناسی در مدرسه‌ای به همراه یک دانش آموز نابغه کفایت می‌کنند تا یک گونه‌ی مهاجم به گونه‌ای طراحی شود که کل اکوسیستم طبیعی را تحت تاثیر قرار دهد.
احتمالا با خود می‌گویید طبیعت این بار هم مثل گذشته -پس از معرفی عمل ژنتیک به دنیا- وارد عمل می‌شود و از طریق انتخاب طبیعی، این جهش‌های نابخردانه را تحت کنترل در می‌آورد ولی حقیقت این است که چنین چیزی اینجا صادق نیست. ما با کمک طبیعت ابزاری را ساخته ایم که می‌تواند کل طبیعت را به نابودی بکشاند! تصویر صحنه‌های اولیه‌ی فیلم (Interstellar) نمونه‌ی خوبی از فاجعه‌ی احتمالی هستند، دنیایی که همه چیز رو به نابودی است! البته می‌توان این فناوری را قدری هیجان انگیزتر نیز دید، دنیای زامبی ها، مثال خوبی است برای این هیجان نه چندان دلچسب! اما همه چیز این فناوری وحشتناک نیست، می‌توان استفاده‌های بسیار مفیدی از این فناوری کرد، برای مثال می‌توان به کمک آن تکامل را در انسان‌ها تسریع بخشید یا بیماری‌های ژنتیکی را از بین برد. می‌توان به کمک این فناوری گیاهان و جاندارانی مفید تر و با بازده بالاتر ساخت تا تخریب طبیعت توسط انسان متوقف شود، به عنوان یک شوخی می‌توان به وسیله‌ی آن انسان‌هایی کم مصرف تر ساخت که نیاز به انرژی کمتری برای زندگی داشته باشند یا حتی به کمک آن اقدام به طولانی تر کردن عمر انسان کرد. البته تصور انسان‌هایی جاودانه خیلی هم مثبت نیست چون بشر امروزی هنوز توانایی پذیرش چنین دنیایی را ندارد. توانایی ما برای کنترل انسان‌هایی میرا هنوز با چالش‌های بسیاری مواجه است، بنابراین تولید نسلی نامیرا و جاودانه چندان هم امر عاقلانه‌ای به نظر نمی‌رسد .با این همه باید امیدوار بود خرد جمعی انسان‌ها این بار هم این فناوری را تحت کنترل خود بگیرد و بتواند از آن چه طبیعت در اختیار او قرار داده است به نحوی مفید و در همراهی با طبیعت بهره بگیرد. نباید این را نیز فراموش کرد که هر چند همایش‌های جهانی در خصوص اخلاق لازم در به کارگیری این فناوری حتی اکنون در حال برگزاری و پیگیری است ولی رقابتی پنهان بین کشور‌ها در به کارگیری چنین فناوری‌های پیشرفته و آینده سازی وجود دارد که لزوم توجه به آن به ویژه برای کشورهای در معرض خطر و بحران زده‌ای چون کشور ما بسیار ضروری می‌نماید.
این فناوری خیلی مورد توجه قرار نگرفته است و حتی رسانه‌های داخلی نیز این فناوری را به خوبی پوشش نداده‌اند. ناگفته پیداست که سرمایه گذاری بر روی چنین فناوری‌هایی نه به عنوان هزینه بلکه حکم سودی سرشار را خواهند داشت و گذشت زمان مشکلات زیادی در راه ورود به چنین عرصه‌هایی وجود خواهد داشت. طبیعی است که کشورهای پیشرو در این زمینه در آینده‌ای نزدیک عنوان ابرقدرت‌های بی رقیب را پیدا خواهند کرد و به دیگر کشور‌ها اجازه‌ی ورود به این حوزه را نخواهند داد.

موتورولا رسما گوشی Moto E3 را معرفی کرد

موتورولا رسما گوشی Moto E3 را معرفی کرد
سرانجام موتورولا بصورت رسمی از Moto E3، نسل جدید از سری گوشی‌های هوشمند پایین‌رده‌ی Moto E ، رونمایی کرد. سال جاری برای طرفداران موتورولا بسیار خاطره‌انگیز بوده است، چرا که این شرکت از روند معمول خود در عرضه‌ی محصولات که از زمان معرفی موتو ایکس ۲۰۱۳ آغاز شده بود، فاصله گرفته است. آنها امسال رویه‌ی کاملا متفاوتی را پیش گرفتند. به نظر می‌رسد Moto X جای خود را به Moto Z داده است و از این به بعد پرچمداران موتورولا را با این نام خواهیم دید. گوشی Moto G4 پیش از هر جای دیگری در کشور هند عرضه شد و Moto E به طرز آشکاری غایب بود. اما اکنون موتورولا با معرفی بی سر و صدای Moto E3 این غیبت را جبران کرده و از نسل جدید گوشی هوشمند پایین‌رده‌ی خود رونمایی کرده است .در حال حاضر، موتورولا اطلاعات چندانی را در خصوص مشخصات Moto E3 منتشر نکرده است، اما می‌دانیم که این گوشی از یک صفحه نمایش ۵ اینچی با رزولوشن اچ‌دی و یک پردازنده‌ی ۴ هسته‌ای بهره می‌برد، ظرفیت باتری در نظر گرفته شده برای آن ۲,۸۰۰ میلی‌آمپرساعت است و به صورت پیش‌فرض به همراه اندروید ۶ مارشمالو عرضه خواهد شد. در حال حاضر اطلاعاتی در خصوص مقدار حافظه‌ی رم و حافظه‌ی داخلی گوشی در دست نیست اما احتمالا شاهد حداقل ۱ گیگابایت حافظه‌ی رم و ۸ گیگابایت حافظه‌ی داخلی خواهیم بود. با این حال می‌دانیم که دوربین‌های اصلی و جلوی Moto E3 به ترتیب ۸ و ۵ مگاپیکسلی است. نسل جدید موتو ای از اتصال 4G LTE و Bluetooth 4.0 پشتیبانی خواهد کرد و ابتدا در بریتانیا عرضه می‌شود. موتو ای 3 با برچسب قیمتی ۹۹ پوندی در Amazon، Argos، O2، Tesco و سایر زنجیره‌های عرضه در دسترس خواهد بود.پشتیبانی از کارت حافظه میکرو اس‌دی و رادیو اف‌ام از جمله دیگر موارد تایید شده از مشخصات نسل جدید موتو ای به شمار می‌رود. اما در حال حاضر اطلاعاتی در خصوص نوع و کیفیت پردازنده‌ی آن در دست نیست. مطمئنا با نزدیک شدن به زمان عرضه‌ی رسمی آن (اوایل ماه سپتامبر)، اطلاعاتی بیشتری منتشر خواهد شد.

کرمان، کویر، کودتا

کرمان، کویر، کودتا

عباس تقی زاده

برخی کلمات، با توجه رویدادهای خاص، بار معنایی تازه ای می یابند. «تعلیق» و «هاله ای از ابهام»، دست کم در ادبیات رسانه ای ما از این گروه هستند.
ثبت جهانی کویر لوت با حادثه کودتا در ترکیه، در هاله ای از ابهام قرار گرفت تا این که یونسکو تعلیق اجلاس چهلم کمیته میراث جهانی را رسما تایید کرد. اما بین این هاله و آن هاله و بین این تعلیق تا آن تعلیق با بار معنایی سیاسی، بسیار تفاوت است. هرچند که دامنه تاثیر کودتای ترکیه را تا کلوت های شهداد نیز گستراند. پیرمرد و پیرزن تکابی که قرار بود به افتخار ثبت جهانی کویر، آخرین گرمکِ (خربزه محلی) صحرای ابراهیم آباد را نوش جان کند با خبر کودتای ترکیه و تعلیق ثبت جهانی کویر، حالا خوب می داند که ثبت جهانی، مرزهای روستایش را به پهنای جهان، می گستراند.
قرار بود همین روزها، کویر لوت که بین استان های کرمان، سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی قرار مشترک است و زیباترین بخش آن در نزدیکی شهداد قرار دارد، به عنوان یک اثر طبیعی، به ثبت جهانی برسد. اما به دلیل کودتا در ترکیه(محل اجلاس یونسکو) این اتفاق تا این لحظه نیفتاده و پرونده کویر ممکن است در اجلاس بعدی یا اجلاس فوق العاده مطرح شود. شاید هم، اجلاس کنونی، رفع تعلیق شود و کویر به ثبت جهانی برسد.
ثبت جهانی کویر، یک بخش ماجراست و وظیفه مسئولان و مردم و سیاست گذاری در این زمینه جنبه دیگر را تشکیل می دهد. هر دو جنبه لازم و ملزوم یکدیگرند. اما سیاست گذاری و برنامه ریزی های اصولیِ کوتاه مدت تا درازمدت، شرط لازم برای عملیاتی کردن و ملموس کردن ثبت جهانی کویر است.
طبیعی است که با ثبت جهانی کویر لوت، توجه جهانی به آن بیشتر و فرصت های جدیدی در راه توسعه و پیشرفت منطقه ای (منطقه ثبت شده) و حتی در سطح ملی گشوده می شود. از دیگر سو با ضعف مدیریت و برنامه ریزی، همین فرصت ها می تواند بر باد رود و در توفان کویری گم شود.
با تقدیر ویژه از تلاش های همه کسانی که در راه ثبت جهانی کویرِ شهداد تلاش کردند امید می رود در صورت ثبت نشدن کویر در اجلاس اخیر، انگیزه علاقه مندان و مدیران کم نشود و توجه به کویر در همه ابعاد تداوم یابد.
هر چند که لوت، گذرگاهی مهم در دوره های تاریخی بوده و در دل خود اسرار زیادی دارد. اما می توان گفت شن های گمنامی از سال 1378 و همزمان با برگزاری همایش ملی شناخت کویر کنار رفت و چهره جدید لوت، نمایان گشت. چهره ای که چون گذشته خشن و ترسناک و سوزان و رعب آور نبود و زیبا و مهربان، گرم و صمیمی بود.
از دی ماه 1378 تا امروز چندین همایش و جشنواره با محوریت کویر شهداد برگزار شد. اما هیچ کدام طعمِ همایش شناخت کویر را نداشت. این طعم ماندگار هم به نگاه علمی به کویر و بخش مقالات و پژوهش ها برمی گردد و هم به تزریق امید و ارتقای مشارکت اجتماعی و حضور مردم در روز حضور میهمانان همایش در شهداد و کویر، به گونه ای که همه شهدادی ها، احساس میزبانی می کردند. احساسی که دیگر به این زیبایی تجربه نشد.
همایش شهداد شناسی، همایش یکروزه کویر در سیرچ و شهداد، جشنواره شبهای کویر و همایش کویر هم نتوانستند چنین اثری ایجاد کنند.
به تدریج، کویری که از ذهن ها خیلی خیلی دور بود نزدیک و دست یافتنی و حتی دم دستی شد تا جایی که هر چه باد و توفان های کویر تلاش کردند زخم های چهره لوت را پاک کنند نتوانستند و امروزه؛ هم زخم تخریب ناشی از مانورها بر چهره کویر مانده و هم ردِ لاستیک خودروها و موتورسیکلت ها و هم رنگ پاشی نابخردانه برخی بر دیواره کلوت ها بی جمعیت ترین شهر کلوخی جهان را نازیبا کرده است.
ساماندهی گردشگری کویر و حفاظت از آن پیش از آنکه به ثبت جهانی نیاز داشته باشد به فرهنگ سازی، برنامه ریزی و نگاه منصفانه به شهداد و مردمش از سوی مدیران و برنامه ریزان و مشارکت فعالانه و دلسوزانه اهالی وابسته است.
فرض را بر ثبت جهانی کویر می گیرم و چند سوال طرح می کنم:
آیا فهم مشترک از ثبت جهانی کویر بین مدیران استانی، شهرستانی، بخش شهداد و اهالی وجود دارد؟ (هم مدیران اجرایی و سیاسی و هم فرهنگی و اجتماعی)
آیا نقشه توسعه و پیشرفت منطقه با محوریت حفظ کویر و گردشگریِ حافظ کویر، طراحی شده است؟
سطح تماس افراد مرتبط با ثبت کویر با همسایگان کویر در چه حد است؟ چه برنامه آموزشی و آگاهی بخش در این خصوص طراحی و اجراشده است؟
تا چه میزان روی عملیاتی کردن این گفته استاندار محترم کرمان(بیان شده در همایش ملی آمایش دفاعی – امنیتی مناطق کویری و بیابانی ایران) که : کویر کرمان می تواند الگوی اقتصاد مقاومتی باشد، کار شده است؟
هدف نهایی از ثبت جهانی کویر چیست و تدوین چشم انداز برای این هدف در چه مرحله ای قرار دارد؟ نسبت بین ثبت جهانی کویر و گردشگری چیست؟
چرا در بحث گردشگری؛ کویر به مناطق سبز و نارنجی و … تقسیم شده است؟ غیر از ارائه خدمات مناسب به گردشگران، چه دلایلی مبنای این تقسیم بندی بوده است؟
با وجود تبلیغات فراوان و بین المللی برای برگزاری ابر ماراتن لوت، با چه دیدگاه توسعه ای، از ابتدا حضور دوندگان در شهر شهداد و استقبال مردم از آن ها در برنامه نبود و بعد از درخواست اهالی، کمیته اجرایی مبادرت به این کار کرد؟ اگر بخواهیم بر دلایل امنیتی تاکید کنیم آیا خودِ این موضوع، ناامنی را دست کم در سطح ذهنی ترویج نمی دهد؟
و اگر هم موانع خاص بومی را لحاظ کنیم مگر می شود گردشگری رونق یابد؛اما گشودگی و انعطاف های بجا و درست فرهنگی صورت نگیرد. (صرف برگزاری یک مسابقه حتی جهانی بدون توجه به ارتباطات مردمی، در حد یک مسابقه می ماند. اما با برقراری این ارتباطات پنجره های جدیدی به روی توسعه منطقه گشوده می شود.)
به چه میزان در انتخاب بخشداران و مدیران محلی در شهداد به توانایی و شناخت آن ها از گردشگری و قدرت برنامه ریزی با نگاه توسعه درازمدت منطقه توجه می شود؟
آیا آسیب شناسی دقیق و علمی از عوامل توسعه نیافتگی منطقه صورت گرفته است؟ به چه میزان موانع بومی توسعه چه در بعد اقتصادی و چه در ابعاد فرهنگی و اجتماعی شناسایی شده اند؟
با توجه به تلاش برای ثبت جهانی کویر و اهمیت گردشگری آن و سفر هزاران گردشگر به شهداد و کویر، چند تابلوی راهنمای مسافران در ورودی های شهر کرمان به سمت کویر نصب شده است؟ آیا اهمیت شهداد در این زمینه از شهرهای دیگر کمتر است که از آن ها نام نمی برم اما مسافر آن چنانی هم ندارند. (هر گاه تصمیم به نصب گرفته شد چند زبانه طراحی شوند.)
اگر بپذیریم حیات و ماندگاری کویر و گسترش نیافتن آن به پشت دیوارِ شهر کرمان، حاصل زیست سختکوشانه همسایگان و همزیستی آنان با کویر است، کویر نشینان در پاسخ به این سوال که: رابطه ثبت جهانی کویر با زندگی شما و وطنتان چیست چه خواهند گفت؟
از طرح سوالات دیگر می گذرم و اعتقاد دارم همین سوال آخر، کلیدی ترین سوال است. پاسخ به این سوال بیش از هر چیزی، میزان موفقیت و شکست برنامه های مرتبط با ثبت جهانی کویر را در عمل، پیش بینی می کند.
به دو دهه قبل برگردیم. کویری داشتیم ناشناخته اما زیباتر، دلنشین تر، پاک تر و امروز، آلوده تر، تخریب شده تر و زخمی تر.
التیام زخم های کویر را در اولویت قرار دهیم. زخم هایی که از مدیریت های موازی و جزیره ای در این حوزه از سال های گذشته بهبود نیافته اند. مدیریت هایی که به درستی ندانستند مسیر توسعه کویر از شهداد و مشارکت کسانی می گذرد که شن، جزیی از غذای روزانه آن هاست.
البته اهالی منطقه، به حفاظت از کویر تاکید دارند. از جمله در سال های گذشته تعدادی از کلوت ها در اثر برگزاری یک مانور، تخریب شدند. اما تلاش تعدادی از فرزندان شهداد همراه با گرفتن عکس و مستندسازیِ تخریب ها و نوشتن طومار به مسئولان کشوری و استانی و انتشار اخبار مرتبط با موضوع، و همیاری مدیران منجر به لغو برگزاری دوباره مانور شد.
همان گونه که مدیران اجرایی و سیاسی استان و مدیران میراث فرهنگی و گردشگری تاکید دارند ثبت جهانی کویر، فقط ثبت یک اثر طبیعی نیست. ثبت جهانی کویر، باید بین کویر و تمام ابعاد توسعه با محور قرار دادن مردم، پیوند برقرار کند.
خلاصه کردن کویر به کلوت های شهداد، رودشور، تپه گندم بریان و نبکاها، نوعی شیء وارگی به ثبت جهانی کویر می بخشد و توسعه منطقه را از ابعاد معنوی(به معنای عوامل فرهنگی – اجتماعی) تهی می کند. ثبت جهانی کویر زمان ارزشمند بیشتر و افزون تری دارد که محله های شهداد و کوچه پس کوچه های تکاب و سیرچ و گودیز و اندوهجرد و چهار فرسخ را به طور متقابل به جهان، پیوند بزند.
لازم است همه هم کویر و سراب و رود شور را ببینیم و هم زمزمه ساربان کاروانیان هزاران ساله را از دل شب های سرمه ای اش بشنویم که در دل شب می خواند و بین خبیص و خراسان و سیستان، راه قافله را می گشاید.
هم کلوت های شهداد را ببینیم و هم ماندگاری دست کم 7هزارساله اهالی را دریابیم. هم بر رونق گردشگری با رعایت حفاظت از کویر همت گماریم و هم داشته های باستانی و تاریخی و ادامه کاوش ها در محوطه های باستانی آن را فراموش نکنیم.
در گرمای کویر، هم آب خنک بنوشیم و هم هنر حفر کهن (قنات) مادی را ارج نهیم. هم پا روی شن های کویر بگذاریم و هم شن های نشسته بر فرش و حیاط خانه اهالی را ببینیم.
هم ستاره های لوت را بچینیم و هم هوشنگ مرادی کرمانی، افسانه شعبان نژاد، واصل کرمانی، آیت ا… قوام و حسین بهزادی اندوهجردی از ستارگان آسمان علم و ادب شهداد را ارج نهیم.
کویر تنها یک جغرافیا نیست. تارِ جغرافیای کویر در پودِ تاریخ و فرهنگ مردمانش، تنیده است. ثبت جهانی کویر در کنارِ تاریخ و فرهنگ اهالی، قدرت بخشی و خوداتکایی آن ها کامل می شود. به عبارتی ثبت جهانی کویر باید به امضای معنوی (غیرمادی) مردم هم برسد تا معنا یابد. امضایی که هر چند معنوی و غیرمادی است؛ اما عینی تر، عملی تر و مشارکت جویانه تر است. امضایی که به ثبت جهانی کویر، طعم زندگی می بخشد.

روزگاری که گذشت/96

روزگاری که گذشت
عبدالحسین صنعتی زاده
بخش نود و شش
[عبدالحسین صنعتی زاده با دختری که به واسطه صدیقه خانم به او معرفی شده بود در یک مجلس دیدار کرد…]
بالاخره کاری که بایستی در ظرف یک سال یا ماه ها انجام یابد در ظرف چند ساعت سر و صورت گرفت.
مذاکراتی که در این مجلس شد بیشتر راجع به استعمال پارچه های وطنی بود و آن خانم ها اگر چه همه در حجاب بودند؛ اما در صحبت داشتن و اظهار عقیده کردن مسلط بودند گاهی نیز من در میان مذاکرات شان با لهجه کرمانی اطلاعاتی را که در خصوص پارچه های وطنی داشتم بیان می کردم و اعضای انجمن به دقت گوش می دادند و از همه حاضران بیشتر خانم (هـ .م) متوجه سخنانم بود. بالاخره وقت کمیسیون به پایان رسید و حاضران از جای خود بلند شده و چون خواستم خداحافظی کنم، خانم دولت آبادی مرا نگاهداشت و چون تنها شدیم گفت (هـ. م) با این ازدواج موافقت دارد ولی موکول به این کرده که پدر شما در کرمان با پدرش مذاکره کند.
پس از خداحافظی با یک دنیا فکر و خیال مراجعت کردم. به تدریج سراپایم را عشقی که معلوم نبود برای کیست و برای چیست فرا گرفت. فقط چیزی را که پسندیده بودم همان آهنگ صدای محبوب بود. دیگر نه او را توانسته بودم ببینم و نه از اخلاق او آگاه بودم. اگر بخواهم تمام جزئیات و عوالم درونی خود را در این عشق ورزی ندیده و نشناخته بنویسم فصل ها خواهد شد و عاقبت کارم به تدریج به این جا کشید که حواس خود را نمی فهمیدم و با آن که بازار پارچه های وطنی به واسطه قانونی که کارمندان دولت را اجباراً مکلف ساخته بود لباس های وطنی را بپوشند خوب رواج بود و هر روز فروش مغازه ام بیشتر می شد. به واسطه آن که حواسم پرت بود و نمی توانستم به تنهایی از عهده انجام رجوعات مشتریان برآیم. ناگزیر شاگردی که پدرش یزدی بود، به کمک گرفتم و روی هم رفته به واسطه اعلانات زیادی که در جراید می شد همیشه درب مغازه ام جمعیتی برای خرید پارچه ایستاده بودند. با این حال به جای آنکه خشنود و مسرور باشم به خنس عادات و رسوم گرفتار شدم.
من زندگی را با سادگی بدون پیرایش و تظاهر می پسندیدم و او می خواست تشریفات مجلس عقد و عروسی ما فوق اقوام و آشنایانش سر بگیرد. یعنی پر جنجال و با بریز و بپاش باشد. گفتگوهای زیادی بر سر مخارج عروسی و مهریه و شیربها در میان می آمد. با آن که هرچند روز یک دفعه نامه هایی مبادله می کردیم و از سوز و گداز عشق و ساعات وصال وعده و نوید به خود می دادیم کار ازدواج سرنمی گرفت و متأسفانه پدر و مادرم نبودند که کمکم بنمایند و خودم هم در این رشته بی اطلاع و هیچ گونه تجربه و اطلاعی از ازدواج و زناشویی نداشتم و معلوم است از میان نوشتن و مبادله نامه ها به جز حرف های جوانی و آرزوهای دور و دراز چیزی حاصل نمی گردید. فقط چیزی که کمیت مرا لنگ می کرد تقاضاهای پرطول و تفصیل عروس خانم بود و حرفهایی که از گوشه و کنار می شنیدم و یا گاهی صراحتاً می نوشت یا این طور احساس می شد که آب ها با او به یک جوب نمی رود و بارها به او فهمانده بودم که این تشریفات کاذب که برای چشم هم چشمی معمول شده به جز اتلاف سرمایه شخصی و رنج و زحمت کشیدن بیهوده نتیجه ای ندارد و اگر تصمیم بگیریم که هر گونه مخارجی را که برای تظاهر به مردم باید بکنم به مصرف خرید زمینی رسانده و در آن خانه ای مطابق میل خود ساخته و از اجاره دادن معاف شویم هزار مرتبه بیشتر مقرون به صلاح و عاقبت اندیشی است. اما او با این حرف ها به نظر کوتاهی فکر و اهمیت ندادن به فامیل نگریسته و سخنانی که هیچ به مذاق من درست نمی آمد پیغام می داد.
یقین دارم با آن سوز و گدازی که من داشتم و عشق و جنونی که به سرم زده بود هرکس به جای من بود تن به آن چه او می گفت داده و به آتیه زندگی اهمیت نمی داد.

میزخبر

عضو حزب کارگزاران: کاندیدا داریم اما بخاطر عملکرد روحانی از او در انتخابات سال 96 حمایت می‌کنیم
خبرآنلاین نوشت: پروانه مافی با تاکید بر اینکه همچنان برای سال 96 روحانی کاندید ما است و همه با هم از او حمایت می‌کنیم، درباره دلایل ادامه حمایت از روحانی بیان کرد: نمی‌توانیم بگوییم کاندیدای دیگری نداریم، کاندیداهایی هستند اما عملکرد آقای روحانی راضی‌کننده است.
امام جمعه ابرکوه:مسئولان قضایی حکم خدا را درملاءعام اجرا کنند
روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: حجت‌الاسلام سیدابراهیم حسینی امام جمعه ابرکوه گفت: مسئولان قضایی از اجرای حکم خدا در ملاءعام ابایی نداشته باشند و بدانید که وقتی مردم ببینند حکم خدا اجرا می‌شود از شما حمایت خواهند کرد.
آیت‌الله هاشمی: حادثه تروریستی فرانسه شیوه خطرناک جدیدی از ترور است
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: اقدام جنایتکارانه در نیس فرانسه شیوه خطرناک جدیدی از ترور است که ضرورت همکاری جهانی برای مبارزه با آن باید جدّی گرفته شود.
روایت یک چهره اصلاح‌طلب از گزارش‌های نگران کننده درباره برخی فرمانداران دولت
ایلنا نوشت: علی صوفی عضو شورایعالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان تاکید کرد: شنیده شده از استانی که ۱۶ فرماندار داشته تنها ۳ فرماندار آن حاضر هستند از دولت دفاع کنند، این‌ها گزارشات موثق و نگران کننده‌ای است.
کنایه‌های احمدی‌نژاد به دولت در سالگرد برجام
روزنامه شرق نوشت: احمدی‌نژاد در سخنرانی خود در ملارد در سالگرد برجام گفت: عده‌ای خود را درجه‌یک حساب می‌کنند و بقیه را درجه‌دو، من نمی‌توانم به مسائل روز اشاره کنم اما خودتان می‌دانید چه کسانی خود را درجه‌یک حساب می‌کنند. عده‌ای با اشرافی‌گری و اجناس به ظاهر‌ گران می‌خواهند برای خود عزت درست کنند. طرف وقتی راه می‌رود انگار شمشیر قورت داده است، کجا ‌داری میری؟ اگر ولش کنیم می‌رفت تا به دیوار بخورد. کسی که در برابر اینها می‌ایستد از عزت مردم دفاع می‌کند. مگر می‌شود کسی که مسبب فقر دیگران باشد راحت بخوابد، مگر اینکه از عزت خالی شده باشد.
فرمانده نیروی دریایی سپاه: همین الان اگر اراده کنیم تا شب رژیم آل‌سعود را به خاک سیاه می‌نشانیم
باشگاه خبرنگاران جوان نوشت: علی فدوی فرمانده نیروی دریایی سپاه گفت: سعودی ها بدون اجازه آمریکا حتی قدمی بر نخواهند داشت و آنها از هیچ پارامتری برای تهدید جمهوری اسلامی برخوردار نیستند. وی ادامه داد: من تعجب می‌کنم که برخی در داخل این حرف‌ها را می‌زنند و دنباله‌رو هدف دشمنان اصلی ما مانند آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند که می‌خواهند این تفکر را جا بیندازند که دشمنی رژیم سعودی را جایگزین آمریکا کنند. فرمانده نیروی دریایی سپاه تأکید کرد:‌ ما همین الان هم اگر اراده کنیم می‌توانیم تا شب رژیم آل سعود را به خاک سیاه بنشانیم.

پاسخ به پرسش های کلیدی درباره کودتای ترکیه چه کسی پشت این کودتا بود و نتایجش چه خواهد بود؟

پاسخ به پرسش های کلیدی درباره کودتای ترکیه
چه کسی پشت این کودتا بود
و نتایجش چه خواهد بود؟

سعید جعفری

نوزده سال از آخرین باری که ژنرال‌ها در ترکیه توانستند با فرآیندی غیر دموکراتیک قدرت را در این کشور تغییر دهند، گذشته است. جایی که در کودتای پست مدرن ۱۹۹۷، ارتش این کشور، توانست بدون خونریزی نجم الدین اربکان را از قدرت کنار بزند. از آن سالها بسیار گذشته و در این سالها بسیار از قدرت نظامیان این کشور کاسته شده است. مطابق موازین کپنهاک، ترکیه به سمت محدود کردن دخالت نیروهای نظامی در روندهای غیر نظامی پیش رفته است. اما کودتای ۲۰۱۶ را چگونه باید مطالعه و تحلیل کرد؟
۱ – کار چه کسی بود؟
ژنرال‌های میانی ارتش
آنطور که در اخبار آمده بدنه میانی ارتش این کودتا را مدیریت و به انجام رسانده است. عدم حضور ژنرال‌های عالیرتبه در این کارزار از تسویه نیروهای غیر سمپات به اردوغان و حکومت عدالت و توسعه مربوط می‌شود. ژنرال‌هایی که عادت کرده بودند هر ده سال یکبار از روندهای موجود در صحنه سیاسی نگران شوند و میراث آتاتورک را در معرض خطر ارزیابی کنند، مدت زمان نسبتا زیادی تحمل کردند تا یکبار دیگر پوتین های خود را به پا کنند و به خیابان ها بیایند و شهر را به تصرف خود در آورند.
۲ – فتح الله گولن پشت این ماجرا بود؟
غیرممکن است
آنها که از نقش داشتن فتح الله گولن در کودتای اخیر سخن گفتند، احتمالا اطلاع چندانی از مناسبات سیاست و قدرت در ترکیه ندارند. فتح الله گولن که زمانی متحد کلاسیک همین رجب طیب اردوغان بوده، هیچگاه روابط نزدیکی با نظامیان و ارتش این کشور نداشته است. اردوغان که به قدرت رسیدن خود را تا اندازه بسیار زیادی مدیون و مرحون حمایت‌های پدر معنوی وقت خود (گولن) است در سالهای اخیر و با جدی شدن اختلافات میان این دو، تمام اقدامات علیه خود را به گولن و پنسیلوانیا نسبت داده است. اما کافیست کمی مناسبات قدرت در این کشور را بشناسید تا دریابید گولن از کمترین دامنه نفوذی در بدنه نظامیان و ارتش این کشور برخوردار است. گولن و اردوغان بدنه و دامنه مشترکی از حامیان دارند و طبقات سنتی، بازریان و مذهبی‌های ترکیه از گروه های اجتماعی به شمار می‌روند که هم گولن و هم اردوغان روی آنها تاثیر و نفوذ دارند. بعید نیست تلاش برای نسبت دادن این کودتا به فتح الله گولن از سوی نیروهای نزدیک به اردوغان برای به حاشیه راندن هرچه بیشتر این شخصیت ذی نفوذ در جامعه ترکیه صورت گرفته باشد.
۳ – آیا این یک کودتای نمایشی بوده است؟
اسناد کافی وجود ندارد
ساعاتی پس از انتشار اخبار مربوط به کودتا، تحلیلی مبنی بر عامدانه و نمایشی بودن این کودتا از سوی رجب طیب اردوغان در رسانه‌های مجازی دست به دست شد. اما شواهد و قرائن اندکی برای اثبات این فرضیه وجود دارد. جنگنده‌ها بر فراز شهر به پرواز در می آیند. تانک‌ها شهر را اشغال می‌کنند، تلویوزیون ملی ترکیه تسخیر می‌شود و بیانیه ارتش از آن قرائت می‌شود. تیراندازی در سطح شهر، انفجار در نزدیکی پارلمان، اشغال فرودگاه، کشته شدن بیش از 250 تن، زخمی شدن بیش از ۱۴۰۰ نفر و دستگیری بیش از ۲۸۰۰ نفر فقط برای نمایش اردوغان، کمی هزینه زیادی نیست؟ برای اردوغانی که انتخابات پارلمانی را با انواع اقسام راهکارهای معمول و غیر معمول برده است. دوره ریاست جمهوری اش تازه آغاز شده است. هیچ تهدید امنیتی خارجی او و حکومتش را تهدید نمی‌کند. سیاست خارجی اش را به تازگی رختی نو در انداخته و با دوستان قدیم که دشمن شده بودند، از در آشتی در آمده. در این شرایط چرا و با چه منطقی باید دست به این نمایش دوست نداشتنی بزند؟ البته که از این پس اقتدار و تسلط اردوغان بر امور بیشتر خواهد شد، اما شواهد برای اثبات نمایشی بودن این کودتا اصلا قانع کننده نیست.
۴ – تاثیر کودتا بر آینده ترکیه چگونه خواهد بود؟
اردوغان قدرتمندتر می‌شود
کودتا هم که واقعی بوده باشد، نمایش اردوغان در جذب و به صحنه آوردن نیروهایش ستودنی است. او با یک تماس فیس تایمی با تلفن همراه ورق را برگرداند. طرفداران همیشه در صحنه اش بار دیگر دست یاری به سوی مولایشان دراز کردند و اجازه ندادند دوران سیاه کودتاها بار دیگر در این کشور رخ نمایی کند. رهبران احزاب جمهوری خواه خلق و دموکراتیک خلق‌ها که اصلی‌ترین رقبای عدالت و توسعه به شمار می‌روند به سرعت و پیش از اینکه نتیجه کودتا مشخص شود این روند را محکوم کردند. صلاح الدین دمیرتاش که بیش از هر شخصیت سیاسی دیگری در ماه های اخیر اردوغان را به باد انتقاد گرفته هم از کودتا حمایت نکرد. این نشان از آن دارد هرچند انتقادات جدی نسبت به عملکرد اردوغان وجود دارد، اما دلیل نمی‌شود مخالفان، ارتش و نظامیان را به عدالت و توسعه‌ای که به هر حال از صندوق رای (ولو با تخلفاتی در برگزاری انتخابات) خارج شده، ترجیح دهند. به هر ترتیب پرواضح است که این اتفاق به سود اردوغان و گسترش دامنه نفوذ او بر امورات کشور خواهد انجامید. این کودتای نافرجام حتما اردوغان و ییلدریم را در پروسه تغییر قانون اساسی ترکیه و تبدیل نظام پارلمانی به ریاستی یاری خواهد کرد.
۵ – کدامیک مطلوب ایران بود؟ وقوع کودتا یا نافرجامی‌اش؟
هیچکدام
این واقعیتی انکار ناپذیر است که اردوغان در سالهای اخیر، ادبیات تندی در قبال ایران در پیش گرفته، سیاست‌هایش در خصوص ما چندان دوستانه نبوده و نارضیاتی ها و خصومت‌هایی را هم در تهران برانگیخته است. همین اتفاق سبب شده برخی در ایران هر نوع تحت فشار قرار گرفتن اردوغان را مطلوب ارزیابی کنند و از هر شکستی که برای رجب طیب پیش آید استقبال کنند. حال آنکه شاید این نگاه چندان جامع نباشد. آلترناتیو اردوغان و عدالت و توسعه که حزبی اسلامگرا هستند چیست؟ رجوع به تاریخ نه چندان دور نشان می‌دهد روابط ایران و ترکیه در زمان حکمرانی سکولارها و نظامیان اصلا مناسب نبوده است. دوران سلیمان دمیرل، مسعود ییلماز، تانسو چیلر و … آینه خوبی برای توصیف روابط احتمالی ایران با نظامیان، سکولارها و لائیک‌های غیر اسلامگرا است. رصد مناسبات ایران و ترکیه طی چند دهه اخیر هم نشان می‌دهد بهترین مراودات میان تهران و آنکارا از زمان روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه رقم خورده است.
از سوی دیگر فتح الله گولن که یکی دیگر از آلترناتیوهای اردوغان و عدالت و توسعه است، فردی با باورهای عمیق مذهبی، ضد شیعه و ضد ایران است و قدرت گرفتن او، حتما کار را برای روابط دوجانبه دشوارتر خواهد کرد. با این وجود اردوغان حتما از این پس با اعتماد به نفس بیشتری در سیاست داخلی گام برخواهد داشت. از آنجا که سیاست خارجی امتداد سیاست داخلی است، این اعتماد به نفس به محیط منطقه‌ای هم تسری خواهد یافت و کار برای مراوده با این کشور به ویژه در پرونده هایی که اختلاف نظر جدی میان ما و ترکیه وجود دارد دشوارتر هم خواهد شد.
ختم کلام اینکه بهتر بود هیچ کودتایی رخ نمی‌داد، اما حالا که رخ داده، همان بهتر که ناکام ماند، چرا که موفقیت کودتا با عنایت به بدنه اجتماعی حامی اردوغان به معنای شدت گرفتن ناآرامی های شهری در این کشور و ریشه گرفتن بحران کردی در مناطق شرقی آناتولی و احتمالا سرریز ناامنی ها به مناطق غربی ایران می بود. ضمن اینکه در شرایطی که منطقه آماده انفجار است و دور تا دور مرزهای جمهوری اسلامی ایران، تنش و ناآرامی و ناامنی است که حرف اول و آخر را می‌زند حتما افزوده شدن یک حوزه تازه بی‌ثباتی بحران خاورمیانه را مهار نشدنی‌تر می کرد و احتمال تسری این ناامنی‌ها به درون مرزهای ایران را بیشینه می‌کرد./ خبرآنلاین