بایگانی مطالب نشریه
نمایشگاه آثار برگزیده دومین سالانه عکس صبا
افتتاحیه: چهارشنبه 2 دی ماه 94 مکان: نگارخانه دانشکده هنر و معماری صبا مراسم اختتامیه و نقد آثار: یکشنبه 6 دی ماه ساعت 11، آتلیه 105 دانشکده صبا
کرمان کنسرت
وب سایت کرمان کنسرت اولین و تنها مرجع فروش الکترونیکی بلیط با امکان انتخای صندلی در استان کرمان است. کرمان کنسرت آمادگی خود را برای همکاری با برگزار کنند گان کنسرت و سایر رویدادهای فرهنگی و هنری اعلام می دارد.
کرمان کنسرت تنها یک مرجع فروش بلیط نیست بلکه می توانید فروش بلیط را در چند نقطه به صورت آنلاین مدیریت کنید.
www.kermanconcert.com
09352520005
خاطرات حاج قاسم سلیمانی دو تانک در مقابل پانصد تانک
خاطرات حاج قاسم سلیمانی
دو تانک در مقابل پانصد تانک
تا اواخر دهه 80 شمسی، کمتر سیاست مدار و نظامی غر بی بود که نام «قاسم سلیمانی» را شنیده باشد، اما با آغاز جنگ در «سوریه»، طولانی شدن آن و خصوصاً منازعات «عراق»، شهرت این فرمانده 57 ساله را عالم گیر کرد.
حالا غربی ها، با کابوسی متفاوت از خیال پردازی های هالیوودی مواجه بودند که هم مورد نفرت شان بود و چاره ای جز تحسینش نداشتند. «جان مگوایر» افسر سابق سازمان سیا در عراق می گوید: «او قوی ترین مأمور مخفی در خاورمیانه است … و هیچ کس او را نمی شناسد.»
اما ما، حاج قاسم را می شناسیم. او همرزم خاکی و بی ادعای «حاج همت»، «مهدی باکری» و «علی هاشمی» است. سردارانی که دراذهان مردم ایران، خلق و خویشان، تن به تنه فرشتگان می زند و در مرز اسطورگی قرار دارند. سردارانی که در حافظه تاریخی ملت مسلمان اسران، نام شان با «جهاد اکبر» بیشتر از «جهاد اصغر» پیوند خورده است. «حاج قاسم» برای ایرانیان، از همان زمره و یادگار همان جان های تابناک به شمار می رود و به همین دلیل، طی چند سال گذشته، به شخصیتی ملی تبدیل شده است. غربی ها، خصوصاً یانکی ها، درست همین چهره «حاج قاسم» را نمی شناسند و از همین رو، فرزندِ کویر برای شان مرموز و رعب انگیز است.
برای کابوهای آمریکایی، مصداق فرمانده نظامی، یا «ژنرال رومل» است یا «ژنرال آیزنهاور». این دو به لحاظ الگویهای نظامی تفاوت زیادی با هم ندارند، به جز آن که جبهه هایشان متفاوت است. اما «قاسم سلیمانی» با نبوغ نظامی حیرت انگیزش، زمانی که دست به سوی آسمان بلند می کند و به نماز می ایستد، از تمامی ژنرال های شناخته شده تاریخ نظامی گری مدرن، متمایز می شود. در منطق کابوی ها، او هیچ تعریفی ندارد. انگار که از دنیایی دیگر آمده است. او وحشتِ محض و یک کابوس است. باید «بتمن» و «سوپرمن» و «اسپایدرمن» به جنگش بروند. آنها هم که اوهامی بیش نیستند. و اینجا است که آینده تاریخ، به گونه ای متفاوت از تمامی محاسبات، ورق می خورد. آینده ای که بندگی و نماز، اصلی ترین استراتژی نظامی اش خواهد بود. البته هشتند بسیاری که این جملات را شعاری و تبلیغاتی خواهند دانست، اما چه باک؟ بگذار هر چه می خواهند بگویند و ببافند. تا اینجای کار، این سردار نماز خوانِ ما بوده است که پوزه شیطان را با همه ناوگان و شکوه آهنینش، به خاک مالیده.
وَ لَقَد کَتَبنَا فِی الزّبُورِ مِن بَعدِ الذِّکرِ أنّ الأرضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصّالِحُونَ
چند خطی از صاحب اثر:
عرضی نیست جز ذکر نکاتی در ابتدای امر، بر حسب ضرورت :
علی رغم این که «حاج قاسم سلیمانی» را باید رزمنده ای با سی و چند سال سابقه جبهه دانست، این کتاب بنا نداشته به جز خاطرات سال های دفاع مقدس، وارد مقطع دیگری از حیات جهادی ایشان شود. در این کتاب، تنها خاطرات و نکته هایی که از زبان خود ایشان بیان شده و سند آنها در اختیار گردآورنده بوده است، گزینش و منتشر شده اند. بدیهی است که حجم بسیاری از این قبیل در دسترس نبوده و از درج آن محروم بوده ایم. در تنظیم و گردآوری کتاب حاضر، از یاری و مساعدت این عزیزان بهره مند شده ام؛ دوست هنرمندم «محسن رنگین کمان» که عکس روی جلد، محصول لنز دوربین او است. سرکار خانم «همتی» و حضرت «علی استادی» که دسترسی به تعدادی از تصاویر را مدیون آنان هستم و سرور عزیزم، جناب «محمدحسن پورمحمدی» که برای گویاسازی عکس ها از وجودشان مستفیض شدم. و در پایان، سپاسگذار برادرم «محمدعلی صمدی» هستم که مقدمه کتاب، تراوشی از قلم او است.
یا علی
عملیات «کربلای 5»1
عملیات «کربلای 5»2 در اوج بالندگی دشمن در حال انجام بود. دشمن سازمان نظامی خود را به 10 برابر افزایش داده و از نظر کیفی رشد فزاینده ای پیدا کرده بود. حجم نیروهای مسلح عراق به اندازه هر 50 نفر 5 نفر نظامی بود و از نظر تجهیزات نظامی و امکانات از «عملیات خیبر»3 به این طرف، بخش اعظمی از تجهیزات بسیار مهم دنیا در اختیار دشمن قرار گرفت.
آمار تانک های دشمن به 5 هزار دستگاه و نفربرها بالغ بر 4 هزار دستگاه می رسید. در جنگ هوایی دشمن همه ابزارهای روز دنیا را در اختیار داشت.
لذا امکانات دشمن یک حرکت و یک رشد فزاینده ای پیدا کرده بود و از طرفی ما امکانات مان بسیار محدود بود.
دشمن از نظر اطلاعاتی به یک مرحله بالایی رسیده بود. هواپیماهای آواکس، رادارها و رازیت ها که در مقابل تنفس و دمای بدن انسان حساسیت داشتند، کشف عملیات ما را برای دشمن بسیار آسان کرده بود و ما برای مخفی کردن عملیات خود، مستلزم هزینه های سنگینی بودیم.
به طوری که ]به عنوان مثال[ در عملیات «والفجر 8» جهت تصرف فاو، برای غافلگیری دشمن، در منطقه دیگری، به اندازه یک عملیات وسیع تدارک دیدیم. وقتی می خواستیم برای عملیات والفجر 8 آماده شویم، یک خط دفاعی در هور داشتیم که از بس یونولیت به داخل هور برده بودیم، فضای بسیار بد و نابهنجاری داشت. چهره شهید «نصراللهی» در ذهنم است که همه صورتش کامل پوست انداخته بود.
در منطقه هور مدت ها جدی کار می شد، برای این که ذهن دشمن متوجه این سرزمین شود تا ما بتوانیم برای والفجر 8 آماده شویم.
مشکل بعدی ما این بود که بعد از عملیات والفجر 8، دشمن با کمک منافقین طرح دفاعی مشترک را در جبهه هایی که ما نمی توانستیم خوب کنترل کنیم و به صورت پاسگاهی مدیریت می شد، مثل ایلام، مهران تا دهلاویه اجرا کرد و نقاط ضعف را شناسایی و حملاتی را آغاز نمود و جاده مهران – دهلران را تصرف کرد و خیلی هم روی آن تبلیغ کرد.
قبل از عملیات «کربلای 1»4 آقای «هاشمی رفسنجانی» که نماینده امام در جنگ بود، به جبهه آمد و گفت امام فرموده اند به بچه ها بگویید مهران را پس بگیرند که این امر به عملیات کربلای 1 منجر شد و مهران و ارتفاعات قلاویزان و بخش وسیعی آزاد شد.
ما 15 روز قبل از عملیات کربلای 5، عملیات «کربلای4»5 را که ناموفق بود، داشتیم. ضمن این که ما وضع امروز را نداشتیم. صنایع فعالی نداشتیم. تلاش ما این بود که ذخیره ای برای عملیات داشته باشیم.
ناموفق بودن عملیات کربلای 4، منشاء تبلیغات وسیعی برای دشمن شد و همه شکست های خود را در فاو و کربلای 1 در پشت این عملیات پنهان کرد و به صورت آمارهای کاذب تلفات ما را اعلام نمود. تجربه عمر ما تجربه عجیبی است، برای همه ما درس است.
هر کس با امام درافتاد، ورافتاد. هر کسی با این مرد الهی و برجسته یعنی امام رحمه الله علیه که با خدا معامله می کرد، درمی افتاد، ورمی افتاد؛ چه اشخاص، چه حکومت ها و چه جمیعت های مختلف. صدام به روزی افتاد که بازرسان تسلیحاتی سازمان ملل به خاطر 15 ثانیه تأخیر در باز کردن در کاخ، او را مفتضح کردند. این وضع خفت آوری برای صدام بود و این نتیجه خون های مقدس ریخته شده و درگیر شدن با یک انسان الهی استع. عدم موفقیت ما در کربلای 4 تأثیرات روانی بسیاری در جبهه ما داشت. ما برای یک عملیات، قطعاً توجیهات گسترده ای انجام می دادیم. وقتی ناکامی به وجود می آمد، در روحیه ها تأثیر زیادی داشت. روزهای دوم و سوم پس از بازگشت از کربلای 4 وقتی وارد اردوگاه ها می شدی، کمتر لبی را خندان می دیدی. یک نگرانی عمومی جبهه را فرا گرفته بود.
نکات مهم دیگری که وجود داشت این بود که در بحث جابه جایی و آماده سازی نیروها، ما دچار مشکل بودیم و حداقل برای یک عملیات 6 ماه باید زمین را آماده می کردیم. جلسات زیادی گذاشتیم و آقای هاشمی رفسنجانی هم همیشه شرکت می کردند. یکی از بحث ها این بود که ما باید برای یک عملیات آماده شویم و ای عدم موفقیت را جبران کنیم.
طبیعتاً باید طرح ریزی می شد. لذا جلسات فشرده ای انجام گرفت و همه به زمین شلمچه راضی شدند. چند پارامتر مهم در این انتخاب بود، از جمله این که هیچ گونه جابجایی انجام نمی دادیم، نیروها آماده بودند، دشمن در غفلت کامل بود. اما زمینی که انتخاب شد، در کُلّ جنگ، سخت ترین زمین بود و به دلیل نزدیکی این جبهه با بصره، دشمن همه توانمندی های فکری خود را به کار گرفته بود و تمام این زمین را به خاکریزهای متعدد و دژهای مختلف مسلح کرده و بر این دشت مسلط بود و روی میدان های مین، آب رها کرد و منطقه وسیعی را آلوده نمود. در کل بیش از 60 درصد توان نظامی دشمن در اطراف بصره مستقر بود. مشکل دیگر ما این بود که زمان حمله را شب یازدهم ]ماه قمری[ انتخاب کردیم. ما معمولاً زمان عملیات را طوری انتخاب می کردیم که در تاریکی شب به خطوط دشمن بزنیم، اما شب یازدهم، یعنی روشنایی کامل ماه که برای ما معذوریت پدید می آورد.
سه چهار شب قبل از آن، به اتفاق چند تا از بچه های اطلاعات، به پای دژ رفتم تا ببینم میزان دید و تسلط دشمن چقدر است. بچه به داخل آب رفتند. قبل از رسیدن به انتها، تعدادی مرغابی دیده شد. گفتم برگردید، نیاز به رفتن نیست. آقای «سخی» روی دژ دشمن رفت و شناسایی دقیقی انجام گرفت.
جلسات توجیهی انجام شد. بچه ها تمام هم همّ خود را به کار گرفتند و برای آماده سازی نیروها و انجام عملیات رفتند.
وقتی به آن دوره رجوع می کنیم، احساس می کنم نه آن جسارت، نه آن فکر و نه آن اشخاص، هیچ کدام متعلق به این دنیای خاکی نبودند. آن صحنه ها را خدا آفرید و اراده او بود که حاکم شد و آن فضا ایجاد گردید.
جبهه ای که قبل از آن گویا خاک مرده روی آن پاشیده بودند، یک باره عوض شد. هم زمان مه غلیظی همه منطقه را فرار گرفت. به طوری که رادارها و ماهواره ها کارآیی خودشان را از دست دادند. این مه غلیظ دوازده روز ادامه داشت و ما در این مدت آمادگی لازم را پید ا کردیم. در حالی که دشمن باور نمی کرد ما بتوانیم به فاصله دو هفته ]بعد[ از عملیات قبل، بزرگترین عملیات تاریخ جنگ را انجام دهیم.
عصر عملیات، تدابیر مختلفی اندیشیده بودیم. مثلاً نهری حفر کردیم که از دژ، آب به داخل آن می ریخت و در این نهر حدود 100 فروند قایق پنهان کرده بودیم. شب عملیات، در این دژ غلغله انسان بود که با هیچ جا قابل قیاس نیست.
چهره هایی که در سنگر نشسته بودند یا مشغول تلاوت قران بودند یا در حال نماز و یا نوشتن وصیت نامه. کسانی که قطعاً به استقبال مرگ می رفتند، در دژ مخفی شده بودند.
قبل از غروب، اتفاقی افتاد که وحشتی بر ما حاکم شد. احساس کردیم عملیات لو رفته است. دشمن با شلیک کاتیوشا چند تا قایق و یک نفربر را منهم کرد. این یک هشدار بود.
بچه ها سر شب، سوار قایق شدند و به سمت خط دشمن حرکت کردند. دورترین محور ما بیش از 6-5 کیلومتر داخل آب بود. سخت ترین محور عملیات، محور لشکر 41 ثارالله بود که نقش حیاتی در کربلای 5 داتشت و دورترین مسیر از داخل آب را باید طی می کرد. سرمای خوزستان هم که می دانید، خیلی سوزناک است. از نظر زمان بندی باید طوری حرکت می کردیم که همه نیروها از خطوط مختلف حرکت و ساعت 12 به محور می آمدند.
مهم ترین مشکل ما، انتخاب گردان خط شکن بود. عملیات ما تماماً استشهادی بود و ما به وسعت جبهه، نیروی استشهادی داشتیم.
تلاش می شد عملیات با دقت انجام شود. تمام مسیری که بچه ها باید می رفتند، تا دژ دشمن علامت گذاری شده بود و ما تا پشت میدان مین دشمن، ارتباط بی سیمی داشتیم. بچه ها داخل آب شدند. سه تا ستون غواص به سمت دشمن حرکت کرد. پیش بینی کرده بودیم که در 2 ساعت، فلان مسیر را طی کنیم. وقتی وارد آب شدیم، مسیر را نیم ساعت زودتر طی کردیم و به سمت دشمن حرکت کردیم. محور دیگر ما که بچه های لشکر 10 سیدالشهدا (ع) بودند، زودتر از ما با دشمن درگیر شدند.
ما در فاصله 200 متری سیم خارد ارها بودیم که درگیری شروع شده بود. منورها به هوا رفت و به این ترتیب، درگیری ما با دشمن قبل از رسیدن به سیم خاردار شروع شد. دشمن موانع و مشکلات بسیار زیادی ایجاد کرده بود. اما خطوط را شکستیم. این از نکات بارز ما در جنگ بود که هیچ خط دفاعی نتوانست از نفوذ نیروهای ما به داخل منطقه دشمن جلوگیری کند. وقط خطوط اول توسط شهید «عابدینی» 6 و شهید «حاج علی محمدی پور»7 شکسته شد، هنوز دشمن درگیر بود که نیروهای گروهان دوم وارد خط شدند. وقتی شهید «طیاری»8پشت بی سیم صحبت می کرد، هیچ کس تصور نمی کرد این صحبت ها از دل دشمن باشد (نوار صحبت های شهید طیاری موجود است). ابتکار عمل شهید طیاری در این عملیات واقعاً مهم و کارساز بود. وقتی شهید طیاری اعلام کرد، از کانال ماهی گیری عبور کرده و من این پیغام را به آقای «محسن رضایی»9 دادم، ایشان باور نمی کردند.
یک صحنه بسیار دیدنی دیگر، دنبال کردن یک لشکر تانک و نفربر عراقی به وسیله 60-50 نفر از بچه های تخریب، با دست خالی بود.
در غرب کانال ماهی گیری مقاومت عجیبی انجام شد.م یکی از فرمانده هان شجاع عراقی به نام «عدنان خیرالله»10 که بارها هم زخمی شده بود، در غرب کانال ماهی مقابل ما ایستاده بود.
روز اول ما توانستیم بخش وسیعی را آزاد کنیم و خطوط دفاعی با استفاده از امکانات دشمن ایجاد کنیم. روز دوم، دشمن با توان نظامی وسیعی وارد میدان شد و شروع به پاتک نمود. و روز سوم، هر جنبنده ای که از کانال عبور می کرد، می زدند.
جنگ، جنگ تن به تن و نارنجک و تانک بود. نصف خط ما را دشمن گرفته بود. گردانی به کمک ما آمد. روی پل، دنیایی از آتش بود. دشمن روی ابتدا تا انتهای پل را که یک کیلومتر طول داشت، یک سره آتش می ریخت. تاجیک11 خود را به غرب کانال ماهی رساند و خط را نجات داد. شهید طیاری در حالی که زخمی بود، روی پل می دوید و هر قدمی که برمی داشت، چند تانک به سویش شلیک می کردند.
علت این که کشورهای دنیا بسیج شدند و قطعنامه 598 را نوشتند، نتایج عملیات کربلای 5 بود. همه دشمنان از حجم مقاومت و فداکاری انجام شده، متحیر مانده بودند. کربلای 5 در اوج این همه گرفتاری ها و نابسامانی ها و کمبود امکانات انجام شد.
این پیروزی بسیار عظیم و مهم و درخشان، تأثیر بسیار اساسی در سرنوشت کل جنگ داشت که دنیا را وادار به عقب نشینی و صدور قطعنامه 598 نمود.
هیچ کس نمانده بود12
اگر بگویم در روز عملیات «کربلای 5»، کربلایی در جوار کربلای امام حسین (ع) به وقوع پیوست و همه آن فداکاری، ایثار، گذشت و ارزش هایی که توسط یاران امام حسین (ع) به نمایش درآمد، سخنی به گزاف نگفته ام. چهره های تابناک و بزرگی در بین خودمان داشتیم که انصافاًجای تک تک آنها خالی است. امروز در آن تابلویی که مقابل چشمم مجسم است، قامت رسای آنها را می بینم. انگار همه آنها حس کرده بودند که این عملیات جزو آخرین عملیات های جنگ است و باید خود را به قافله ای که متعلق به آنهاست برسانند و محلق شوند. قبل از این که لشکر ثارالله به شلمچه برسد، یک اجتماع بسیار دیدنی و پر خاطره اتفاق افتاد. شب وداع لشکریان ثارالله همه بودند؛ زندی، بینا، مشایخی، طیاری، عابدینی، محمدی پور، میرحسینی، دریجانی، تهامی، گرامی و … همه بودند. چراغ ها خاموش شد. همه دست در گردن هم انداخته بودند و وداع می کردند. شهید مشایخی گفت در همسایگی خانه ما، هم در سمت راست و هم سمت چپ، بچه یتیم بسیار هستند. من روی بازگشت به جیرفت را ندارم.تصمیم گرفته ام پاهای خود را ببندم. که عقب نشینی نکنم. قصد شهادت ندارم. آن روز گذشت.
صبح روز بعد، روی خاکریز، داخل سیم های خاردار یک صحنه تماشایی نظرم را جلب کرد. عیناً مثل کربلا بود. آنجایی که امروز شاید از دیدن زائران شلمچه ناپیدا باشد. بالای سیم های خاردار دست های قطع شده و بدن های مطهر شهدا روی آب قرار داشت. جنازه حاج علی محمدی پور و علی عابدینی در کنار دژ در زیر تیربار دشمن روی زمین افتاده بود. بعد هم یکی پس از دیگری همه رفتند. وقتی از کانال ماهی گیری برگشتیم، هیچ کس نمانده بود. انگار همه با تمام وجود تلاش بر ای رفتن داشتند.
دو تانک در مقابل پانصد تانک13
روز سوم عملیات کربلای 5 خیلی روز سختی بود. عراقی ها یک فشار شدیدی گذاشتند. کاتیوشا و توپ و تانک و هر چیزی که داشتند به کار گرفتند و یک پاتک سنگین و بسیار مداومی را از صبح زود شروع کردند تا تقریباً ساعت های دو سه که دیگر داشتند خطوط ما را تصرف می کردند. بخشی از خط را گرفته بودند و به بخشی از خطوط چسبیده بودند. هلی کوپترهای عراقی می آمدند از پشت می زدند توی این کانال که بی سیم ها بودند که منهدم کنند.
یادم هست آن روز آقای «مرتضی قربانی»14 شروع کرد به وصیت نامه نوشتن.
احساس می کردیم که کار دیگر تمام است. چون هر چه آمبولانس بود را زدند، نگذاشتند تخلیه مجروحان انجام بگیرد، لندکروز ما می خواست عبور کند، زدنش. نیروهای پیاده می خواستند عبور کنند ]هم همین طور[. روی پل غلغله ای بود از آتش. تمام پل غرق آتش بود. شاید بشود گفت نزدیک به صد قبضه توپ ]عراقی[ بسیج شده بود روی همین تکه از پل، که هیچ چیزی نتواند از آن عبور کند، قفل کرده بودند این پل را.
تقریباً هفت روز شدیدترین پاتک ها را دشمن انجام داد. خودِ «عدنان خیرالله» که از افسران قابل ارتش عراق هم بود و به نظر ما مقتدرترین فرمانده عراقی بود، در جبهه مقابل ما، مسئولیت بازپس گیری «دریاچه ماهی» را داشت. آن طرف حداقل پانصد دستگاه تانک و بیش از سیصد چهارصد قبضه توپ و ده ها قبضه کاتیوشا- غیر از ادوات سبکی که در اختیارشان بود- اجرای آتش می کردند، این ور هم بسیجی ها بودند و خدای بسیجی ها و یک مقدار کمی مهمات آرپی جی کنارشان.
در کانال ماهی گیری عراقی ها نزدیک به سیصد قبضه توپ داشتند و ده ها قبضه کاتیوشا. مجموع توپ های ما و آقای مرتضی قربانی به بیست قبضه نمی رسید؛ بیست قبضه بدون مهمات. آنجا پانصد تا تانک مقابل ما قرار داشت، ما دو تا تانک داشتیم. اگر روزی جنگ ما موشکافی شود، اینها جواب داده شود، آن چیزی که برای آینده جنگ ما، برای مردم ما الگوپذیر هست، بخش عمده اش این است که چطور ما با این حجم آتش ها مقاومت می کردیم.
آن ور عدنان خیرالله بود با سه سپاه و بیش از پانصد تا تانک توی میدان جنگ چون زمین وسعتش دیگر اجازه نمی داد، وگرنه تانک خیلی بیش از این حرف ها بود- و سیصد چهارصد قبضه توپ که خود عدنان خیرالله در گزارشی که به صدام می داد، می گفت کاری کردم که اینها پشت بی سیم ها التجاء می کردند. ما توی بی سیم با مرتضی ]قربانی[ بعضی وقت ها با هم شوخی می کردیم، می خواندیم، دعا می خواندیم، سر به سر هم می گذاشتیم، روحیه می دادیم، او تصور می کرد که ما التماس می کنیم.
در گزارشش می گفت آن قدر آتش ریختم که اینها با بینی روی زمین می خزیدند. راست هم می گفت. او آتش مخی ریخت، این پل لخت و عور را تانک ها زیر آتش می گرفتند، اما «حسین تاجیک» با گردانی از همین پل عبور کرد.
پاورقی:
– سخنرانی در مراسم گرامیداشت شهدای عملیات «کربلای5»، دی 1381.
2 – عملیات «کربلای 5» با رمز «یا زهرا (س)» و هدف تصرف شلمچه و پیشروی به سمت بصره در شب 19/10/1365 آغاز و به مدت 45 روز تا 2/12/1365 به طول انجامید.
3 – عملیات «خیبر» با رمز «یا رسول الله (ص)» در منطقه هورالهویزه و جزایر مجنون در 3/12/1362 آغاز و تا 22/12/1362 به مدت 19 روز ادامه پیدا کرد.
4- عملیات «کربلای 1» در 9/4/1365 با رمز «یا ابوالفضل العباس ادرکنی» آغاز شد و طی این عملیات، شهر «مهران»، 8 روستای منطقه و ارتفاعات قلاویزان آزادا گردید.
5 – عملیات «کربلای 4» در 3/10/1365 و با رمز «محمد رسول الله (ص)» در منطقه عملیاتی غرب اروند رود- جنوب خرمشهر آغاز شد. اما به دلیل اطلاع کامل دشمن و هم آمادگی او برای مقابله با نیروهای ایرانی، یک شب بیشتر به طول نیانجامید و با عقب نشینی نیروهای خودی به پایان رسید.
6 – «علی عابدینی» فرمانده گردان خط شکن 410 غواص لشکر 41 ثارالله که در جریان عملیات کربلای 5 به شهادت رسید.
7 – «علی محمدی پور دقوق آبادی» فرمانده گردان 412 لشکر 41 ثارالله که در عملیات کربلای 5 به فیض شهادت نائل آمد.
8- «مهدی طیاری» فرمانده گردان 419 لشکر 41 ثارالله که در عملیات «بیت المقدس 7» در خرداد 1367 به شهادت رسید.
9- فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.
10 – «عدنان خیرالله طلفاح» پسر دایی صدام و وزیر دفاع او بود که در سال 1989 (1368 شمسی) هلی کوپتر حامل وی سقوط کرد و کشته شد.
11- «حسین تاجیک» فرمانده گردان 415 لشکر 41 ثارالله در بهمن 1365 که طی عملیات کربلای 5 به فیض شهادت نائل آمد.
12 – سخنرانی در مراسم گرامیداشت شهدای عملیات «کربلای 5»، دی 1381.
13 – روایتی از عملیات «کربلای 5» در ویژه برنامه گروه «روایت فتح».
14- فرمانده وقت لشکر «25 کربلا».
شب بارانی
آلبوم جدید شب بارانی رضا صادقی منتشر شد.
Water cannon
رسم water cannon (شیوه خوش آمدگوئی یا بدرقه یک هواپیما در اولین پرواز) بر روی هواپیمای ماهان در اولین پرواز ماهان به میلان.
کرمان کنسرت
وب سایت کرمان کنسرت اولین و تنها مرجع فروش الکترونیکی بلیط با امکان انتخای صندلی در استان کرمان است. کرمان کنسرت آمادگی خود را برای همکاری با برگزار کنند گان کنسرت و سایر رویدادهای فرهنگی و هنری اعلام می دارد.
کرمان کنسرت تنها یک مرجع فروش بلیط نیست بلکه می توانید فروش بلیط را در چند نقطه به صورت آنلاین مدیریت کنید.
www.kermanconcert.com
09352520005
امام جمعه کرمان: هم اکنون عده ای افراطی در مجلس حضور دارند
به گزارش ایسنا آیت الله سید یحیی جعفری دیروز در گردهمایی ائمه جمعه سراسر استان کرمان با بیان اینکه اگر میخواهیم مردم را داشته باشیم، باید مستقل باشیم، اظهار کرد: هرکس بگوید امام جمعه باید از یک حزب خاصی طرفداری کند، از نظر بنده 100 درصد اشتباه صحبت است، زیرا معتقدم اگر می خواهیم محبوبیت و استقلال خود را حفظ کرده و رضایت خدا را داشته باشیم، باید مستقل باشیم و ما تنها وظیفه داریم که معیارها و شاخص ها را برای مردم بیان کنیم تا مردم بدانند چه کسی را در انتخابات پیش رو انتخاب کنند.
نماینده ولی فقیه در استان کرمان با بیان اینکه کمتر از سه ماه دیگر تا انتخابات اسفندماه داریم و باید نهایت تلاش را کنیم تا افراد با تقوا، ولایتمدار و افراد اهل به مجلس بروند نه افراد بی سواد، تصریح کرد: مجلس جای هرکسی نیست و متاسفانه عدهای افراد افراطی، تند و جاهل هم اکنون در مجلس شورای اسلامی حضور دارند. باید کسی به مجلس برود که دانشمند، متخلق به اخلاق الهی و تابع مقام معظم رهبری باشد و رهنمودهای ایشان را مدنظر قرار بدهد. امام جمعه کرمان تصریح کرد: این امام همام ایمان و اعتقادات مردم را نسبت به غیبت فرزندش امام عصر (عج) فراهم میکرد، اما متاسفانه ما ائمه جمعه کمتر به این بحث میپردازیم ضمن آنکه باید ائمه جمعه غیر از نماز جمعه جلسات هفتگی به ویژه با حضور جوانان برگزار کرده و مسائل اصولی اسلام را از جمله توحید، امامت و به ویژه امامت ولی عصر(عج) مطرح کرده و بر مراتب بصیرت جوانان بیفزاییم و ما باید حرف اول را در دنیا بزنیم.
وی افزود: امروز می بینیم استکبار جهانی چه اقداماتی در دنیا انجام می دهد و غصه بزرگ تر این است که کشورهای اسلامی نوعا سرسپرده استکبار هستند و تبلیغات سوء بسیاری علیه جمهوری اسلامی صورت می گیرد. آیت الله جعفری با بیان اینکه این بی شرم ها، حزب الله لبنان را به عنوان گروه تروریستی در دنیا مطرح می کنند، اظهار کرد: مسلمانان از ابتدا کوتاهی کرده و خواب بودند و نباید رژیم جعلی اسرائیل به وجود میآمد و باید مردم را روشن کرد.
انتخابات نمونه را در استان برگزار می کنیم
استاندار کرمان با تاکید بر اینکه فضای همدلی و همزبانی در استان کرمان فراهم شده است گفت: ما باید انتخابات نمونه را در استان برگزار کنیم. به گزارش ایرنا علیرضا رزم حسینی دیروز در همایش ائمه جمعه استان کرمان افزود: آرامش و عقلانیت سیاسی موجود در استان کرمان مثال زدنی و بی نظیر است و همه مسئولان در استان برای برگزاری انتخابات سالم و قانونی آماده هستند.
وی تاکید کرد: هر میزان که سطح مشارکت مردم در انتخابات بالاتر باشد نشان می دهد که پشتوانه مردمی نظام تا چه میزان است. وی از مردم به عنوان مهمترین سرمایه های نظام مقدس جمهوری اسلامی یاد کرد و گفت: در استان کرمان 35 هزار نفر درگیر برگزاری انتخابات می شوند و امیدواریم ائمه جمعه نیز به نقش وحدت آفرین خود در این راستا مانند همیشه توجه داشته باشند. استاندار کرمان افزود: ائمه جمعه پدر معنوی شهرستان ها هستند و باید محور ایجاد وحدت در شهرستان ها باشند.
کودتای ۲۸ مرداد به روایت شاهدان کرمانی
کودتای ۲۸ مرداد به روایت شاهدان کرمانی
پایگاه خبری کرمان نو/فریده امینی زاده kermaneno.ir
سالروز کودتای ۲۸ مرداد بهانهای شد تا از زبان شاهدان کرمانی کودتا خاطرات آن روزها را مرور کنیم . در این گزارش با «محمد علی گلابزاده»،«محمد صنعتی» و «جلال طیب» گفتوگو کردیم.
کودتای ۲۸ مرداد یکی از حوادث سرنوشت ساز تاریخ ایران است. روز سیاهی که کودتای آمریکایی – انگلیسی با همراهی ارتش شاهنشاهی علیه دولت دکتر محمد مصدق نخست وزیر قانونی ایران پیروز شد. در این روز حساس و مهم در همه شهرهای کشور و نیز کرمان شرایط پیچیده بود. برای درک بهتر فضای آن روز کرمان و ایران به سراغ دو تن از شاهدان کودتای ۲۸ مرداد و یک مورخ رفتم . برای واکاوی تاثیرات کودتا بر ادبیات پس از کودتا نیز با یکی از اساتید ادبیات به گفتوگو نشستم.
کرمان در روزهای منتهی به کودتا
محمد صنعتی یکی از شاهدان زنده کودتای ۲۸ مرداد است. وی در سال ۱۳۳۲ جوانی ۲۰ ساله و کارگر کارخانه خورشید بود. این کارخانه بزرگترین اجتماع کارگری کرمان و یکی از محلهای فعالیت حزب توده بود. در آن زمان حزب زحمتکشان ایران به رهبری دکتر مظفربقاییکرمانی نیز در کرمان فعالیت داشت و به نوعی کرمان پایگاه قدرت او بود. دکتر بقایی که نمایندگی کرمان در مجلس شورای ملی را به عهده داشت و در ابتدا از همراهان دکتر مصدق بود، بعدا در مقابل سیاستهای او قرار گرفت. بعد از منحل شدن مجلس شورای ملی، سرگرد سخایی که مسئول حفاظت مجلس و از طرفداران پروپا قرص دکتر مصدق بود، به کرمان منتقل شد. در واقع هدف از انتقال وی به کرمان مقابله با فعالیتهای دکتر بقایی بود.
صنعتی می گوید که ۲۵ تا ۲۸ مرداد در کرمان نیز مانند تمام کشور روزهای خاصی بود. وی می افزاید که در آن روزها من از طرف نهضت ملی ایران و آقایان ماشاالله ایرانمش و حاج اکبری نیز از طرف حزب توده با بلندگو و ماشین در تمام شهر میگشتیم و به نفع دکترمصدق و علیه شاه و دربار شعار میدادیم. در روز ۲۸ مرداد من ، مرحوم علی اکبر وکیلی و آقای مهدی فرهمند رضوی که رییس اداره کار کرمان بود با سرگرد سخایی در دفتر او جلسه داشتیم. این جلسه تا ساعت ۲ عصر ادامه یافت. دستور جلسه تصمیمگیری در مورد تبعید جمعی از طرفداران حزب دکتر بقایی بود. این افراد بدلیل مزاحمت برای سخنرانی من و اعضای حزب توده بازداشت شده بودند. بعد از جلسه من به خانه آمدم تا کمی استراحت کنم. دوستی داشتم به اسم «محمدحسینایرانمنش» که کارمند رکن ۲ ارتش بود. ساعت چهار عصر او به درب خانه ما آمد، به محض اینکه در را باز کردم گفت: « صنعتی برو یه جایی». رنگش به شدت پریده بود. همزمان صدای همسایه مان « آقای علی بازرگان » را شنیدم که گفت «زنده باد شاه، مرگ بر مصدق». متوجه شدم که شرایط در مملکت عوض شده است. از خانه بیرون و به خانه دوستی رفتم. از شهر اخبار بدی می رسید. حدود ۶۰-۵۰ نفر از گروهبان های ارتشی با لباس شخصی و همین تعداد نیز از اعضای حزب دکتر بقایی در حالیکه علیه دکتر مصدق شعار می دادند، از ارگ به طرف شهربانی حرکت کرده بودند. در نزدیکی شهربانی سرگرد سخایی به اتفاق تعدادی از نیروهایش بدون برخورد خشونت آمیز، از آنها می خواهد که دست از تظاهرات و شعار دادن برداشته و متفرق شوند. اما این افراد که پشتوانه قوی داشتند، به شهربانی حمله کردند. سرگرد سخایی برای در امان ماندن ، از طریق پشت بام شهربانی خودش را به ستاد ارتش می رساند و تسلیم تیمسار امانپور رئیس ستاد ارتش میشود.
گروهبانهای ارتشی که مسیر شهربانی به ستاد ارتش را میشناختند با همراهانشان به سمت ستاد رفتند و بدون مواجه شدن با هیج مقاومتی وارد شدند. ساختمان ستاد ارتش ۳ طبقه بود، طبقه دوم مرکز فرماندهی بود. در مرکز فرماندهی مهاجمین از تیمسار امان پور در خواست می کنند که سرگرد سخایی را تحویل دهد. امان پور که در مدت ریاست سخایی بر شهربانی محبوبیت سرگرد و تحقیر روزهای گذشته خود را فراموش نکرده بود در حالیکه به ظاهر به سرگرد سخایی پناه داده بود ، در حالی که با صدای بلند گفت که سرگرد اینجا نیست، با دست به محل پناه گرفتن سرگرد سخایی اشاره کرد. یکی از مهاجمان که رهبر دسته موزیک ارتش بود، با ۲-۳ نفر از گروهبانهای ارتش به سمت اتاقی که سرگرد سخایی پناه گرفته بود، می روند و او را از بالکن طبقه دوم ستاد ارتش به پایین پرت می کنند. سپس سرگرد سخایی نیمه جان را به پشت جیپ ارتش می بندند و تا میدان مشتاق میکشند. در میدان مشتاق او را به یک درخت آویزان کرده و به بدن بیجانش هتاکی می کنند.
دکتر بقایی با مهندس رضوی دیگر نماینده کرمان در مجلس شورای ملی، اختلافات زیادی داشت. دکتر بقایی طرفدار شاه و مهندس رضوی طرفدار مصدق بود. بعد از کودتا طرفداران دکتر بقایی که در واقع قهرمان کودتا بود، اموال طرفداران مهندس رضوی را به آتش کشیدند. در جریان این آتش سوزی کارخانه چوب بری سرکار آقا، تجارت خانه احمد خالقی و مطب دکتر وکیلی از بین رفت. صنعتی می افزاید که بعد از کودتا تا مدت زمانی در خفا زندگی کردم. در تاریخ ۲۸ شهریور سال ۳۲ طی اعلامیه حکومت نظامی اسامی افرادی که به عضویت حزب توده مظنون بودند، از رادیو خوانده شد و اسم من هم در این لیست بود. گفته شد چون برای ما مسجل نیست که عضو حزب بودید، در صورتی که کاری به گذشته ندارید و در آینده می توانید در خدمت منافع مملکت باشید، در ساعت و روز مقرر در مسجد جامع حاضرشوید. من به مسجد جامع رفتم و همراه با دیگر حاضرین به قرآن مجید و کیسه ای از خاک وطن قسم خورده و بخشیده شدیم.
تاثیرکودتا بر شعر فارسی
هر رویداد سیاسی و تاریخی, ادبیات و هنر را از زمینه های پیشین خود جدا کرده و تحولی در آن ایجاد میکند. شعر فارسی نیز از کودتای ۲۸ مرداد تاثیر پذیرفت. تاثیر کودتا بر شعر فارسی از زمانی آغاز می شود که دستگیریها شروع شد. دستگیری اعضای حزب توده و نیز به زندان افتادن تعدادی از شاعران, روند شکل گیری اشعار کودتایی را شدت بخشید.
شاملو، آتشی و اخوان ثالث از اولین افرادی بودند که شعر کودتایی سرودند.
تقریبا اولین اثر دراین زمینه شعر «خانه ام آتش گرفته است» از اخوان ثالث بود. بسیاری از پژوهشگران ادبی این شاعر را نماد شعر پس از کودتا می دانند.
گفتنی است تاثیر کودتا بر شعرفارسی در محتوا و لحن بوده و بر قالب شعری تاثیری نداشته است. این دوره؛ دوره تولد شعر نو بود و شاعران ما بیشتر تحت تاثیر سرایندگان غربی بودند. بعد از کودتا این اثر پذیری کم رنگ شد و شاعران تحت تاثیر اتفاقات داخلی قرار گرفته وبااین رویه سرودند. آنچه بعد ازکودتا در شعر نو فارسی شدت گرفت، نماد گرایی است. گفتنی است که کودتا موجب شکل گیری مضمون هایی چون: شکست، انزوا، سرخوردگی و افسردگی شد. مظفری معتقد است که اگر چه این رویداد افسردگی، دلمردگی، رنگ باختگی و به روایتی خزان را در شعر ما به وجود آورد، اما بی ثمرنبود. ثمراتی چون «زمستان» اثر جاودانه اخوان ثالث و از این دسته آثار ماندگار که خود نوید بهاری است در شعر فارسی.
خانهام آتش گرفته ست، آتشی بی رحم
همچنان میسوزد این آتش
نقشهایی را که من بستم به خون دل
بر سر و چشم در و دیوار
در شب رسوای بی ساحل
وای بر من، سوزد و سوزد
ریشه های کودتا
محمد علی گلاب زاده نویسنده و مورخ کرمانی می گوید که این کودتا ریشه در مسایل مربوط به نفت داشت. در تابستان ۱۳۲۰ در اواسط جنگ جهانی دوم بعد از حضور نیروهای بریتانیا و شوروی در ایران رضا شاه پهلوی از کشور تبعید شد. محمدرضا شاه جوان و بی اقتدار بر تخت نشست، بی اقتداری وی در عوض شدن پی در پی نخستوزیر نمود داشت بطوری که در دهه اول سلطنت وی ۱۵بار نخستوزیر عوض شد. با پایان جنگ جهانی، جنبشهای استقلالطلبانه گسترش یافت.
در ایران نیز نگاه ملیگرایانه در سیاست جای خودش را باز کرد. در سال ۱۳۲۷ جبهه ملی ایران حول محور دکتر محمد مصدق تاسیس شد. محمد مصدق در اوایل دهه ۳۰ خورشیدی به تلاش برای ملی شدن صنعت نفت پرداخت، اما تقابل دکتر محمد مصدق با بریتانیا اتفاق تازهای نبود. او از سال ۱۳۰۲ که وزیرامورخارجه بود، با اقدامات بریتانیا درایران به مخالفت پرداخته بود. در دوره چهاردهم مجلس شورای ملی، مصدق با بیشترین رای به عنوان نماینده مردم تهران به مجلس رفت، در این دوره با تلاش او طرحی به تصویب رسید که حضور مجلس را در مذاکرات نفتی دولت با کشورهای خارجی الزامی می کرد. در دوره شانزدهم مجلس شورای ملی با ورود اعضاء جبهه ملی ، شرایط برای تصویب طرح ملی شدن صنعت نفت فراهم شد.
پس از نخست وزیری، دغدغه اصلی مصدق اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت و برگزاری انتخابات آزاد بود. انگلیس تلاش بسیاری برای جلوگیری از ملی شدن صنعت نفت کرد، اما حتی شکایت انگلیس به دیوان لاهه و شورای امنیت بینتیجه ماند و صنعت نفت ایران ملی شد. خلع ید انگلیس از صنایع ملی نفت ایران موجب شد این کشور تلاش خود برای ساقط کردن دولت دکتر مصدق را آغاز کند.
روایت شاهد کرمانی کودتا که آن روزها در تهران بود
دکترجلال طیب در ۵ فروردین ۱۳۰۵به دنیا آمد. وی که در زمان کودتا ساکن تهران بود، از شرایط دهه ۳۰ خورشیدی می گوید که حزب توده همه جا فراگیر شده بود. این حزب در هر محله یک کمیته داشت، روزنامههای هر روز از همه طیف های سیاسی حتی روزنامههای مخالف در دفتر حزب وجود داشت.
در حزب برای هر فعالیتی امکانی وجود داشت، تقریبا هرآخرهفته برنامه کوهنوردی برگزار می شد، وی می افزاید که گرچه من عضو حزب توده نبودم، اما به این حزب گرایش داشتم. در برنامه کوهنوردی تقریبا همیشه شرکت میکردم.
طیب در ادامه به روایت کودتا پرداخت. وی می گوید که در ۲۵ مرداد شاه تهران را ترک کرده بود و در رامسر منتظر بود. در این روز حکم عزل مصدق توسط سرلشکرنصیری رییس گارد به دکتر مصدق ابلاغ شد. گارد حفاظتی منزل دکتر مصدق که از قبل احساس خطر کرده و تمهیداتی اندیشیده بودند، به خودروهای سرلشکر نصیری فرمان ایست دادند و توانستند او را دستگیر کنند. این خبر به شاه که در رامسر بود مخابره شد و او فورا کشور را به سمت عراق ترک کرد، اما از آنجا که بیم داشت سران کشورعراق او را به دولت مصدق تحویل دهند، عراق را به مقصد رم ترک کرد. صبح روز بعد خبر دستگیری نصیری در شهر پیچید. همه متوجه شدند که کوششی برای برکناری مصدق در جریان بوده است. در فاصله ۲۵ تا ۲۸ مرداد شرایط در تهران ملتهب بود، میتینگهای سیاسی برپا میشد و اعضای حزب توده و حزب نهضت ملی به فعالیت می پرداختند. طیب می گوید که کلید خوردن کودتای ۲۸ مرداد را رییس دفتر تیمسار زاهدی که از اعضای سازمان نظامی مخفی حزب توده بود، به این حزب اطلاع داده بود. و حزب توده با آگاهی از خطر کودتا تظاهراتی در تهران سازماندهی کردند. مصدق بدلیل اقدامات تندروانه طرفدارن حزب توده ، تظاهرات آنها را به نفع حامیان شاه می دانست، لذا از تظاهرات آنها جلوگیری کرد. در صبح ۲۸ مرداد جمعیتی از ارازل و اوباش به سمت مرکز شهر به راه افتادند، گروهی از مردم نا آگاه هم به آنها پیوستند. این افراد به دفاتر روزنامه های طرفدار مصدق حمله کردند، بعد از ظهرهم رادیو تصرف شد. پس از آن به خانه دکتر مصدق هجوم برده و آنجا را غارت کردند. طیب میگوید در نزدیکی خانه دکتر مصدق بودیم که ارازل و اوباش به پشت گرمی تانک ها به هوداران مصدق حمله کردند. با چند نفر از دوستان در یک خیاطی پناه گرفتیم.
روز سیاه ۲۸ مرداد همراه با دنیایی از ناکامی و آرزوهای برباد رفته گذشت . مدتی پس از کودتا از طریق دوستی در جریان قرار گرفتم که همسران تعدادی از افسران حزب توده که در خانه ای اجاره ای زندگی می کنند، در شرایط سختی هستند. حکومت دوست داشت که سرنوشت این زنان عبرتی برای سایرین باشد. خانه آنها را ۲۴ ساعته زیر نظر داشت و هر کس به آنجا میرفت، بازداشت میشد.
برای کمک به آنها به باغی در نزدیکی آنجا رفته و با بالا رفتن از دیوار باغ وارد خانه شان شدیم. خانم میانسالی به استقبال ما آمد. او از من پرسید که کجایی هستی و چند سالته؟ جوابش را دادم. پرسید که میدانی برای چه به اینجا آمدی؟ گفتم بله. گفت تا اینجا که آمدی، برای من حکم فرشته را داری. اما اگر دستگیر شوی و من را لو دهی، تبدیل به اهریمن میشوی. گفتم که در این راه ثابت قدم هستم. مدتی این کاررا انجام دادم و به روشهای متفاوتی به این خانواده ها کمک کردم. یک روزصبح به اتفاق شوهرخواهر و همسایه مان در حال رفتن به سر کار بودیم که یک ماشین شهربانی جلوی ماشینم را گرفت و گفت به جرم دزدی بازداشت هستی. ترسیدم و فکر کردم کسی با پلاک شبیه به پلاک ماشین من به دزدی رفته، از آبرویی که بر باد میرفت، ترسیدم. تا اینکه به مقر فرماندهی رسیدیم، جایی که زندانیان سیاسی را نگه میداشتند. خوشحال شدم که به جرم دزدی باز داشت نشده ام. پس از آنکه به شدت کتک خوردم، متوجه شدم یکی از کسان دیگری که به آن زنان کمک می کرده بازداشت شده و من را لو داده است. نزدیک ۲ سال در زندان بودم پس از آن آزاد شدم.
سخن پایانی
در رابطه با کودتای ۲۸ مرداد بسیار گفته شده و هنوز هم ناگفته های بسیاری از رنگ باختن آرزوی ملتی وجود دارد. اما آنچه در کرمان رخداد یکی از تلخ ترین اتفاقات ۲۸ مرداد بود. قتل سرگرد سخایی یکی از نقاط تاریک تاریخ کرمان است. اما در کرمان نشانی از او نیست. تنها یادبود وی سنگ قبر شکسته ای بود که آن هم دیگر نیست. شاید کمترین انتظاری که برای گرامیداشت یادش وجود دارد، ساخت و نصب تندیسی در نزدیکی مزار ایشان است.
کرمان رتبه سوم تلفات سوء مصرف مواد مخدر
کرمان رتبه سوم
تلفات سوء مصرف مواد مخدر
اینجا هر 3 ساعت و یا به عبارتی هر روز 8 نفر قربانی میشوند که همگی به یک علت جان باختهاند.
همین چند روز پیش بود که در مسیر هر روزه از منزل به محل کار، از کنار فردی عبور کردم که روی کارتن دراز کشیده بود. فردای آن روز هم که از آن محل گذشتم همان فرد به همان شکل همانجا افتاده بود. سر و صورت دودی داشت و لباسهای کهنه و پاره به تن داشت. همیشه صبح اول وقت در کنار همین پیاده رو روی کارتن در حال چرت زدن بود. بعضی اوقات او را در حال مصرف شیشه و بعضا تزریق هروئین دیده بودم اما آن روز برای دومین روز بود که هیچ تکانی نخورده بود، 48 ساعت بدون هیچ حرکتی افتاده بود. یکی از رفقایش چند متری آن طرف تر در حال تزریق بود. آهسته به او نزدیک شدم و گفتم رفیقت حالش خوبه؟ نگاهی کرد و همچنان که چشمانش نشئگی لحظه به لحظه را نشان می داد گفت «خووووب». به عقب بازگشتم و تکانی به آن مرد دادم. با تکان از حالت دَمَر به پهلو تغییر وضعیت داد. چشمانش باز بود و سرنگی در دست چپش اما نفس نمی کشید.
مرگ روزانه 8 نفر به علت سوء مصرف مواد
هر 3 ساعت یک نفر به مانند او در گوشه و کنار شهر و روستاهای نقاط مختلف کشور جان می دهند.
بعضی در خانه هایشان می میرند و جنازه بعضی هم زیر پل ها، وسط یا حاشیه بزرگراه ها، پارک ها و پاتق های معتادان بعد از چند روز از مرگ کشف می شود. ایرج حریرچی، سخنگوی وزارت بهداشت در این ارتباط در آخرین نشت خبری خود گفت: بر اساس آمار پزشکی قانونی روزانه 8 نفر به دلیل مصرف مواد مخدر در کشور جان خود را از دست میدهند.
وی افزود: اعتیاد در کل کشور رتبه 4 از لحاظ بار بیماریها را پس از حوادث و تصادفات، قلبی و عروقی و افسردگی داراست .
سخنگوی وزارت بهداشت ادامه داد: 50 درصد ورودی زندانها مصرف کنندگان مواد مخدر هستند و 65 درصد کسانی که تاکنون عفونت HIV در آنها شناسایی شده عموما معتاد تزریقی هستند. حریرچی گفت: همچنین 50 درصد معتادان تزریقی هپاتیت c و 14 درصد آنها اچ ای وی دارند.
سخنگوی وزارت بهداشت اظهار داشت: بر اساس آمار پزشکی قانونی روزانه 8 نفر به دلیل مصرف مواد مخدر در کشور جان خود را از دست میدهند. وی افزود: درمان جایگزین برای معتادان به طور مثال با متادون شیوع هپاتیت و اچ و ای وی و آسیبهای ناشی از اعتیاد را به شدت کاهش می دهد و وزارت بهداشت هم به دنبال گسترش این مراکز است.
مرگ 437 نفر بر اثر سوءمصرف مواد مخدر در دو ماهه امسال
آمار پزشکی قانونی نشان می دهد که در دو ماهه نخست امسال 437 نفر به دلیل سوءمصرف مواد مخدر در کشور جان خود را از دست دادند، این رقم در مقایسه با مدت مشابه سال قبل که آمار تلفات 432 نفر بود، 1.2 درصد افزایش یافته است.
از کل تلفات سوءمصرف مواد مخدر در دو ماهه ابتدایی سال جاری 394 نفر مرد و 43 نفر زن بودند.
در این مدت ،استان های تهران با 102، کرمانشاه با 32 و اصفهان و کرمان هر کدام با 26 فوتی بیشترین و استانهای مازندران و خراسان جنوبی هر کدام با یک، مرکزی و گلستان با دو و ایلام با سه فوتی کمترین آمار تلفات سوءمصرف مواد مخدر را داشتهاند.
همچنین آمار تلفات اعتیاد در استان بوشهر طی این مدت صفر گزارش شده است.
بر اساس این گزارش از کل تلفات اعتیاد در دو ماهه امسال 264 نفر بر اثر مسمومیت حاد، 132 نفر به دلیل مصرف طولانی مدت و 41 نفر به دلیل مصرف روانگردانها جان باخته اند.
کاهش 1800 نفری جان باختگان
آمارها همچنین نشان می دهد که تعداد جان باختگان بر اثر سوء مصرف مواد مخدر کاهش چشمگیری داشته است و از تعداد 4740 مورد در سال 84 به 2920 مورد در سال 95 (با احتساب آمار مرگ روزانه 8 نفر) رسیده است.
در این میان توزیع سرنگ و وسایل پیشگیری نقش بسیاری در کاهش تعداد مرگ و میرها داشته است اما از طرفی با ورود مخدرهای صنعتی به بازار، شاهد تغییر سبک مرگ و میرهای ناشی از مواد مخدر هستیم.
مصرف کنندگان مخدرهای صنعتی نه به علت اوردوز بلکه به علل گوناگون که ناشی از توهم است جان خود را از دست می دهند و یا جان دیگران را می گیرند.
آمارها نشان می دهد که مرگ روزانه 8 نفر در کشور به علت مسمومیت حاد، مصرف روانگردان و مصرف طولانی جان خود را از دست می دهند.
ضمن اینکه نباید فراموش کرد که اخیرا اغشته بودن تریاک به سرب نیز روند مرگ و میر معتادان را دچار تغییر کرده است.
فوت 8 نفر بر اثر مسمومیت با ناخالصی سرب در تریاک
محمد رضا قدیرزاده، عضو گروه مطالعات اعتیاد مرکز تحقیقات پزشکی قانونی گفت: در پی اعلام هشدارهای مکرر مبنی بر وجود ناخالصی های سرب در مواد مخدر مصرف شده در معتادان به تریاک، شاهد فوت 8 نفر در اثر مسمومیت با سرب در شهر تهران بوده ایم.
قدیرزاده افزود: این در حالی است که به علت عدم امکان تشخیص صحیح مسمومیت با سرب در سایر شهرهای کشور، امکان تعیین علت فوت دقیق بر اثر این مسمومیت وجود نداشته و آمار کشوری آن قابل احصاء نیست. در نتیجه به نظر می رسد که آمار فوتی های ناشی از مسمومیت با سرب موجود در تریاک بیش از فوتی های تهران باشد.
به گفته این عضو گروه مطالعات اعتیاد مرکز تحقیقات پزشکی قانونی، تابلوی فوت بیشتر این افراد آنسفالوپاتی ناشی از مسمومیت با سرب است.
وی در خصوص علایم مسمومیت این نوع مسمومیت اظهار داشت: علائم مسمومیت مزمن با سرب به صورت غیراختصاصی و شامل کم خونی، ضعف و بی حالی، درد شکم، یبوست مزمن، دردهای استخوانی و مفصلی و حتی ضعف عضلانی است.
قدیرزاده در خصوص تشخیص قطعی این مسمومیت گفت: تشخیص قطعی مسمومیت با سرب با انجام آزمایش تعیین سطح سِرُمی سرب در خون است. بیماران با مشاهده چنین علائمی باید حتما به مراکز درمانی و بیمارستان ها مراجعه و تحت درمان تخصصی قرار گیرند.
باشگاه خبرنگاران جوان
رییس اتاق اصناف استان کرمان: در استان کرمان ۱۵ الی ۲۵ درصد کالای قاچاق وجود دارد
رییس اتاق اصناف استان کرمان:
در استان کرمان ۱۵ الی ۲۵ درصد کالای قاچاق وجود دارد
قاچاق کالا عبارت است از کالاهایی که ورود آن به کشور یا معامله آن از طرف دولت ممنوع شده است و با ورود به بازار باعث بالا رفتن نرخ تورم و بیکاری در جامعه می شوند. طبق آخرین آمارها سالانه نزدیک به ۲۰ تا ۲۵ میلیارد تومان کالای قاچاق وارد کشور میشود که استان کرمان هم به دلیل این که شاهرگ اصلی عبور کالای قاچاق به سایر نقاط کشور است، مقدار کالای قاچاق در آن چشمگیر می باشد.
بر طبق آخرین آمارها رییس پلیس آگاهی استان کرمان ۵۲ میلیارد کالای قاچاق در کرمان کشف شده است که شامل ۳۸ قلم کالا می باشد و مهم ترین این کالاها یک کانتینر پوشاک، انواع لوازم آرایشی و بهداشتی، سیگار، انبه و انواع قطعات یدکی و جانبی موبایل و کامپیوتر و .. است.
یوسف جعفری رییس اتاق اصناف استان کرمان در گفتگو با خبرنگار « پایگاه اطلاع رسانی کرمان۱۴۰۰» در رابطه با وجود کالاهای قاچاق در کرمان گفت : اکنون حدود ۱۵ الی ۲۵ درصد کالاهای استان کرمان را کالاهای قاچاق تشکیل می دهند .وی افزود : کالاهای قاچاق شامل همه کالاها هستند از جمله موبایل، تلویزیون، یخچال، پوشاک، لوازم آرایشی و بهداشتی و حتی میوه ها، لذا باید برای مردم شفاف سازی هایی صورت بگیرد تا از این کالاها استقبالی صورت نگیرد.
رییس اتاق اصناف استان کرمان خاطر نشان کرد : در گذشته کالاهای قاچاق بعد از مصادره دوباره وارد بازار می شدند اما هم اکنون بعد از فرمایش مقام معظم رهبری در رابطه با امحای کالاهای قاچاق و خارج شدن آن از چرخه بازار این اجناس قاچاق سریعا معدوم می شوند. جعفری در پایان اظهار داشت: ورود کالای قاچاق باعث به وجود آمدن اخلال در نظام اقتصادی کشور می شود و حذف کالاهای قاچاق باعث جلوگیری از تعطیلی کارخانجات، بیکاری و افزایش تولیدات داخلی در جامعه می شود .
عفو رهبری برای 4 اعدامی
رییسکل دادگستری استان کرمان از عفو 10 نفر از محکومان استان به مناسبت فرارسیدن سالروز با سعادت حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا(ع) خبر داد و گفت: با عفو مقام معظم رهبری(مدظله العالی(، 4 زندانی کرمانی از اعدام رهایی یافتند.
«یدالله موحد» در تشریح جزئیات این خبر اظهار کرد: به مناسب فرارسیدن سالروز با سعادت حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا(ع)، رهبر معظم انقلاب اسلامی با پیشنهاد عفو، تخفیف یا تبدیل مجازات 705 نفر از محکومانِ محاکم عمومی و انقلاب، سازمان تعزیرات حکومتی و سازمان قضایی نیروهای مسلح موافقت کردند، که 10 مورد از آنها مربوط به استان کرمان میباشد. نماینده عالی قوه قضائیه در استان کرمان اعلام کرد: از مجموع این افراد، 6 نفر مربوط به پروندههای غیراعدامی و 4 مورد مربوط به محکومان اعدام است که با این عفو، مجازات آنها به حبس ابد کاهش یافته است. موحد با بیان اینکه تمام جرایم متهمین یاد شده در حوزه موادمخدر می باشد،گفت: تعداد دو نفر از مشمولان این عفو، پایان محکومیت داشته و از زندان آزاد شدند.
توقیف پیکان وانت حامل آویشن قاچاق
به گزارش روابط عمومی فرماندهی انتظامی استان کرمان، جانشین فرمانده انتظامی شهرستان کرمان، سرهنگ علی کشاورزی سه شنبه هفته جاری اعلام کرد: ماموران کلانتری 119 شهرستان کرمان حین گشت زنی در حوزه انتظامی خود به یک دستگاه خودرو پیکان وانت مشکوک شدند. وی گفت: ماموران انتظامی پس از توقف خودرو و بازرسی آن، آویشن های قاچاق از نوع خشک شده را کشف کردند. جانشین فرمانده انتظامی شهرستان کرمان افزود: در ارتباط با این پرونده یک نفر دستگیر و به همراه کالای قاچاق برای سیر مراحل قانونی به مرجع قضایی معرفی شد. وی ارزش ریالی محموله کشف شده را 40 میلیون ریال عنوان کرد و گفت: قاچاق این نوع کالا علاوه بر تخریب محیط زیست سبب وارد آمدن لطمات فراوانی به اقتصاد کشور می شود.
کشف 768 کیلوگرم انواع مواد مخدر
دادستان عمومی و انقلاب کرمان در گفت وگو با خبرگزاری میزان از کشف 768کیلوگرم از انواع مواد مخدر توسط اداره کل اطلاعات استان کرمان در شهر کرمان خبر داد.
دادخدا سالاری در تشریح جزئیات این خبر بیان کرد: با توجه به پیگیری های به عمل آمده توسط مامورین اداره کل اطلاعات در راستای شناسایی و ضربه به باندهای قاچاق موادمخدر در شهر کرمان یکی از محل های دپو در شهر کرمان شناسایی شد. وی افزود: چند روز قبل محل دپو یکی از باندهای کلان قاچاق مواد مخدر در شهر کرمان شناسایی و با اقدامات عملیاتی محموله مواد مخدر به وزن 768 کیلوگرم از انواع مختلف کشف شد. سالاری ادامه داد: در این عملیات میزان 290کیلو تریاک،400/276کیلوگرم هروئین،100/51 کیلوگرم مرفین،800/144کیلوگرم حشیش و400/5 کیلوگرم مواد مخدر صنعتی از نوع شیشه کشف و توقیف شد. این مقام قضایی با بیان اینکه یک نفر از اعضای اصلی باند دستگیر شده است،گفت:طی بررسی های بعمل امده محموله مذکور توسط یک باند مسلح به شهر کرمان منتقل و قرار بود در فرصت مناسب به استان های عمقی کشور منتقل شود.
سازمان زیباسازی و نقاشیهای دیواری شهر کرمان
سازمان زیباسازی
و نقاشیهای دیواری شهر کرمان
اکرم مشایخی منش و فاطمه حسین زاده
اگر بپذیریم ساماندهی محیط های عمومی در یک شهر می توانند بنیان شکل گیری آن شهر باشند، در گزینش عناصر شکل دهنده ی آن دقت بیشتری به خرج می دهیم. البته این توجه بیشتر به مدیران مربوطه و کارشناسان ذیربط برمی گردد، اما یقیناً بهره گرفتن از شاخه های متعدد هنر و توانمندی های هنرمندان در سامان دهی و ایجاد فضای شهری آرام کمک شایانی خواهد کرد.
در این راستا نباید از یاد برد که شهر محیطی عمومی است و تعامل درست میان محیط شهری و شهروندان از اقشار مختلف جامعه و فرهنگ های متفاوت باشند، بسیار ضروری به نظر می آید. هنر عمومی (Public Art) نوعی خوانش «بینامتنی» میان ادبیات، معماری، منظر شهری، فرهنگ فولکور و هنرهای تجسمی است که میتواند مرز میان فرهنگ و زندگی شهری را کمرنگ کند. در واقع هنر عمومی به مثابه هنری شهری، انواع هنرهای تجسمی، اجرایی و محیطی را در فضاهای بیرونی به خدمت گرفته تا همه را همچون تولیدی فرهنگی و اجتماعی در اختیار عموم قرار دهد. چنین هنری با توجه به اینکه بستر شهر امکان بروز و عینیت یافتن آنرا میسر نموده، هنر شهری است.
بنابراین نقاشی دیواری های سطح شهر را نیز به عنوان رسانه می توان به نوعی هنر عمومی لحاظ کرد که با شهروندان و محیط پیرامون خود در تعاملند. از آنجا که هدف پرداختن به موقعیت برخی از نقاشی دیواری های کرمان در نوع و چگونگی رویارویی مخاطب با اثر است. یکی از دیوارهای سطح شهر را که بستر کار نقاشی دیواری شده است انتخاب نموده ومورد بررسی قرار می دهیم.
نقاشی انتخاب شده برای بررسی در این یاداشت برروی دو دیوار موازی پل کوثر در کمربندی شمالی شهر با تکنیک سرامیک اجرا گردیده است این نقاشی در ابعاد حدودی۱۷×۳ متردرکادری مستطیل شکل بر دیواری ذوزنقه ای شکل کار شده است.
اینگونه احساس می شود که اثر به منظور زیبا سازی محیط انجام گرفته است. هنرمند با متریال انتخابی(سرامیک) به وجه تزئینی اثر که غالباً در آثار سرامیک دیده می شود توجه نموده ودر متن اثر به خلق تصاویری از قبیل اسب ، درخت ، آسمان و … پرداخته است. لازم به یادآوری است در محل مذکور دو تابلوی نقاشی کار شده روبروی هم با تکنیک سرامیک بوده که رنگهای حاکم براثر در یکی فضای بهار و در دیگری فضای پاییز را تداعی میکنند.
اما چه چیز ضرورت خلق دیوارنگاری را در یک محیط تعیین میکند؟ نقش رسانه ای دیوارنگاری چقدر در آثار نقاشی دیواری ما لحاظ می شود ؟ همه ما می دانیم که یکی از اصول نقاشی دیواری بررسی دقیق دیوار و ضرورت خلق اثر بر روی آن است و همچنین رابطه ی موضوع با دیوار، محیط و فرهنگ مخاطب از الزامات کار است.حال باید دید در نقاشی دیواری انتخاب شده یا دیگر نقاشی های سطح شهربه چه میزان به این مهم توجه شده است.
آیا نقاشی دیواری با این رنگ و لعاب و تزئینات در دیواری که مخاطب آن پشت فرمان ماشین است، نمی تواند خطر آفرین باشد؟
چرا که موقعیت دیوار به گونه ای است که فاقد تردد عابر پیاده است و به نظر می آید نقاشی دیواری برای راننده و سرنشینان اتومبیل در یک جاده ی کمربندی کار شده است. اگر به صورت موردی به نقد و بررسی اثر مذکور بپردازیم شاید سرانجام بهتری برای درک موضوع مورد بحث به آن داده باشیم .
فرم دیوار
فرم کلی هر کدام از دیواری هایی که کار شده اند، ذوزنقه ای است ونقاش تنها کادری مستطیل از آن را گزینش کرده است و مضاف بر آن قاب ایجاد شده بر کادر مستطیل باعث شده که ارتباط نقاشی با محیط دیوار کاملاً قطع شود. از این رو هیچ دلیلی را به عنوان ضرورت نمی توان یافت و این نوع کادره کردن در کنار محتوا، اثر را بیشتر به یک نقاشی سه پایه ای تبدیل کرده تا یک دیوار نگاری شهری.
موقعیت مخاطب نسبت به دیوار و نقاشی دیواری
برای دیده شدن اثر بیننده باید درست در میانه خیابان بایستد و نظاره گر اثر باشد و این چیزی جز خطر کردن نیست.
از طرفی اگر اثر را برای راننده و سرنشینان اتومبیل فرض کنیم باید به عکس زیر و نوع قرار گیری سرنشینان اتومبیل و وضعیت در حرکت بودن آنها با سرعت حداقل حدود ۷۰ کیلومتر بر ساعت از یک طرف و محل تلاقی فرعی به اصلی از طرف دیگر قابل تامل است و نتیجتا باید بپذیریم که چنین شرایطی اجازه خوانش اثر را به مخاطبش نمی دهد و تنها خطرساز است.
در این تصویر میتوان تصور کرد که با سرعت حداقلی هم دیدن این نقاشی بر دیوارهای این پل امکان پذیر نباشد
بنابراین اگر قرار باشد نقاشی دیواری ایی در این نقطه اجرا شود موقعیت به گونه ای است که باید برای مخاطب سرنشین اتومبیل ایده پردازی وطراحی شود ولی با تکنیکی خاص آن و رعایت حادثه ساز نشدن اثرو همچنین تکنیکی که خوانش اثر را در حرکت مقدور سازد نه این شیوه که لازمه دیدن آن ایستادن در روبروی تابلو است .
وضعیت قرارگیری دیوار نسب به تابش نور خورشید
بی شک شرایط جغرافیایی و اقلیمی منطقه برای انتخاب دیوار مهم است به عنوان مثال زاویه ی تابش خورشید بر اثر باید بررسی شود تا منجر به کوتاه تر شدن عمر اثر یا لطمه زدن به خوانش اثر نشود. انگار در مورد موقعیت مکانی این دیواره نگاره از نظر نحوه تابش نور مورد بررسی قرار نگرفته است، زیرا در ساعات خاصی از روز خط نوری با کنتراست بسیار بالا بر روی تابلو ایجاد می شود که اندک دیدی راکه مخاطب از اثر می توانست داشته باشد نیز کاهش داده وحتی شاید بشود گفت در برخی قسمتهای تابلو خوانش اثر را تا حد صفر تنزل داده است.
در ساعات از روز خط نوری با کنتراست بالا بر روی تابلو ایجاد می شود که دیده شدن آن را سخت میکند
محتوا و موضوع اثر
اما از آنجا که عناصر بصری بکار رفته در متن اثر بیان سمبلیک یا نمادین به خود نگرفته اند و تنها به وجه تزئینی یا زیباسازی آن توجه شده است و در مطالب فوق اشارتی به آن شد ترجیحاً به محتوای اثر نمی پردازیم. اما اینجا یک سوال مطرح است که آیا سواد بصری شهروندان آنقدر پایین است که چنین اثری در خاطر آنها زیبا تلقی شود !!؟؟
حال آیا بهترنیست که در دیوارنگاره ها بر حسب نیاز طرح و ایده از موتیف هایی هماهنگ با فرهنگ بومی منطقه که ارتباط خوانشی مردم با نماد های اقلیمی سریعتر و بهتر است، استفاده شود؟ آنچه قابل تامل است توجه بیشتر به فضاهای عمومی شهر است،” پیرموره” می گوید المان ها و عناصر زیبایی شناسانه در محیط های انسانی می تواند نقش اجتماعی غیر مستقیم یا نمادین نیز داشته باشد و انسان را در تاریخ شهرش جاودان سازد. ایجاد عناصر و المان هایی که فرد را با تاریخ و گذشته ی خود پیوند دهد در ایجاد هویت جمعی نقش مهمی را بازی میکند و حس وابستگی به یکدیگر را در سطح جامعه ایجاد میکند.
در پایان ضمن قدردانی از زحمات بسیاری که مسولین شهرداری در جهت رفاه حال شهروندان می کشند امید است نقد حاضر را به عنوان یک دغدغه بپندارند و مورد بررسی قراردهند تا در پروژه های دیگری که قرار است انجام گیرند شاهد نگاهی تخصصی تر باشیم.
