بایگانی مطالب نشریه
از کتاب های درسی چه باید یاد بگیریم
از کتاب های درسی چه باید یاد بگیریم
محمد معصومیان
آرش خاموشی
دیپلم یعنی دوازده سال درس خواندن. دوازده سال، صبح زود از خواب بلند شدن، مدرسه رفتن و سر و کله زدن با کلی کتاب و دفتر. وای از کتاب ها که نگو! بعضی هایشان آن قدر قطور بودند که اول سال با ورق زدنشان عزا می گرفتیم و برای به یاد سپردن مطالبشان گاهی تا صبح بیدار می ماندیم. برخی به نمره کمتر از بیست هم قانع نبودند. بالاخره اما همه ما دیپلمه ها نمره قبولی گرفتیم همه آن کتاب ها را خواندیم و برای جواب پس دادن به جلسه امتحان رفتیم.
اما بعد از این همه سال سروکله زدن با کتاب، دفترمشق و معلم چیزی هم از آنچه که آموخته اید به یاد می آورید؟ داستانی، قصه ای، درس مهمی، فرمولی و … چیزی؟
ریحانه دانش آموز کلاس هفتم است. حسابی درسخوان. در مدرسه نمره هایش حرف ندارد. به قول معروف «بچه درس خوان» است او طبق زمانه ما الان دوم راهنمایی است. هفتم به قول خودشان. از کتاب های دوره دبستان علوم، ریاضی، فارسی، اجتماعی، هدیه های آسمانی و قرآن یادش مانده. اما وقتی از متن درس ها از ریحانه می پرسم فقط می خندد:«هیچ کدام یادم نمی آید.» با این همه چند لحظه ای مکث می کند. انگار دلش نمی آید فکر کنم بچه درسخوان نیست:«کسرهای متعارف ریاضی و در علوم زمین شناسی یادم مانده از فارسی چیزی یادم نمانده غیر از متن اولش که ستایش و نیایش بود.»
ریحانه اما خیلی ادبیات فارسی دوست ندارد. فقط چند شعر آن هم تکه تکه در ذهنش مانده:«بیشتر ریاضی و علوم دوست دارم درس هایی که از علوم و ریاضی یادم مانده جز سخت ترین درس ها بوده، برای همین یادم مانده همیشه کلی می خواندیم و معلم ها هم بیشتر کارشان می کردند. اما همین ها را هم شاید چند سال دیگر فراموش کنم.»
طرح های دیجیتالی دفترها و دانش آموزان شب امتحانی
اما ریحانه تنها دانش آموزی نیست که چیزی از درس هایش یادش نمانده است. از هر کدامشان که بپرسی یک دنیا خاطره از مدرسه دارند از شیطنت ها، بازی ها و دوست ها گرفته تا کتک کاری ها، اما از محتوای کتاب های درسی تقریبا نه.
سارا کلاس نهم است:«نمی دانم فقط امتحان دادیم و نمره گرفتیم الان چیز خاصی یادم نیست. همین چند روز پیش امتحان دادم ولی چزی زیادی یادم نیست. آخر من شب امتحانی هستم ولی کلا تاریخ و جغرافی بیشتر دوست دارم. یعنی هرچه حفظ کردنی است.» امیر مهدی کلاس هشتم سرش را می خاراند انگار به مغزش فشار می آورد که نکته ای از کتاب های درسی به یاد بیاورد:«کتاب ها را دوست دارم، خیلی تمیز نگهشان داشته ام. می خواهی ببینی شان. من بیشتر گاچ می خوانم. می دانی خلاصه کتاب های درسی را دارد و این طوری درس ها بهتر برای امتحان توی مغز آدم می رود.» اشاره امیرمهدی به کتاب های کمک آموزشی است که معلمان مدرسه شان برای کمک به یادگیری درس هایشان به آن ها پیشنهاد داده اند. کتاب های درسی را دارند اما طبقه بندی شده و با کلی سوال. امیرمهدی می گوید:«لازم نیست همه کتاب را بخوانم. همین خلاصه ها خوبه. البته من ریاضی را بیشتر از بقیه دوست دارم. حفظ کردن خیلی سخته».
علی 34 ساله دست کم دو دهه از امیرمهدی، سارا و ریحانه بزرگتر است او هم تنها چیزی که از کتاب های درسی و دوره مدرسه خوب به خاطر دارد طرح دفتر مشق های چهل برگ، شصت برگ و صد برگ است. کتاب ها را اصلا نمی تواند به یاد بیاورد.
«یک شاخه گل دیجیتالی که زیرش تعداد برگ های دفتر نوشته شده بود البته اصلا طرح قشنگی نبود ولی فکر کنم دلیل این که هنوز یادم مانده این است که هنوز می شود در بازار همان دفترها را پیدا کرد. البته گاهی با دیدنش نوستالژیک می شوم».
علی تا مقطع دیپلم بیشتر درس نخوانده و حالا در دفتر تبلیغاتی گرافیک کار است:«من در کارم حرفه ای هستم. به نظر من حرفه ای بودن ربطی به درس خواندن ندارد. دست کم من که توی مدرسه چیزی یاد نگرفتم. همه چیز را در عمل یاد گرفتم. درس ها هر چه بود باید حفظ می کردیم. ر یاضی را هم حفظ می کردم. یک بار نگفتند کار عملی بکن. زمان ما که این جوری بود. این روزها را نمی دانم. اگر از شیطانی و خراب کاری در مدرسه از من بپرسی برایت یک دنیا خاطره و قصه دارم. اما دریغ از یک درس که یادم مانده باشد.»
دانش آموزان عاشق حفظ کردن، زنگ تفریح و پطروس فداکار
با بچه ها که حرف می زنم یاد دوره دبستان و راهنمایی خودم می افتم. آن روزها می شد دانش آموزان را به سه دسته کلی تقسیم کرد. آن هایی که عاشق حفظ کردنی ها مثل فارسی، تاریخ و جغرافی بودند و آن هایی که عاشق ریاضی و علوم بودند. دسته سوم هم داشتیم البته، عاشقان زنگ ورزش و تفریح حسین 26 ساله همین چند ماه پیش پایان نامه کارشناسی ارشد رشته سینما را تحویل داده به قول خودش دفاع کرده او دوره راهنمایی و دبیرستانش را در مدرسه استعدادهای درخشان (سمپاد) گذرانده:«بخش هایی از درس هایی که بعدا به کارم آمد، در ذهنم مانده اما آن هایی که فقط برای نمره آوردن خواندم در ذهن نمانده است.»
سعیده 35 ساله هم خیلی خوب تصمیم کبری و پطروس فداکار را به یاد می آورد. داستان هایی که اغلب آدم هایی در سن و سال او خوب به یاد دارندشان:«شاید برای نویسندگان کتاب های درسی جذابیت کتاب ها خیلی مهم نباشد و سعی نکنند شخصیت های جالبی برای کودکان بیافرینند؛ اما همان چند داستان جذاب برای همیشه در ذهن ما ماندند. به نظر من تصمیم کبری و یا خانواده آقای هاشمی یا پطروس و دهقان فداکار همیشه جاودانه خواهند ماند. کاش آن ها که کتاب درسی می نویسند به جذابیت درس ها بیشتر فکر کنند.»
علیرضا پشت کنکوری است و این روزها سخت در حال درس خواندن:«در دبیرستان قصه هایی از جمال زاده و دانشور خواندیم. در دوره دبستان هم معلمان کتاب قصه های من و بابام را به عنوان کتاب غیردرسی به ما داد تا در کلاس بخوانیم و خواندن مان روان بشود. دهقان فداکار و حاتم طایی از دبستان و داستان ناشنوا و بیمار از کتاب ادبیات راهنمایی خوب یادم هست».
حرف های علیرضا من را یاد دوران دبیرستان خودم می اندازد. در رشته علوم انسانی درس می خواندم و تشنه ادبیات بودم. خوب یادم هست چند داستان کوتاه در کتاب ادبیات مرا سخت مشغول خودش کرده بود. البته کتاب ادبیات ما کمی تخصصی تر از رشته های دیگر بود. قطعه ای از شروع منظومه کلاغ اثر ادگارآلن پو و قطعه دیگری از مائده های زمینی اثر آندره ژید که مرا سخت شیفته خود کرده بود و تا مدت ها در کتاب فروشی ها دنبالشان می گشتیم. مثل این که من هم همین ها فقط یادم می آید. آقا رضا اول دبستان را به یاد دارد:«کلاس اول را خوب به یاد دارم. مگر می شود آن همه سال را فراموش کرد. آن همه بابا نان داد. آن مرد آمد. در باران آمد.
اما باورت می شود تنها شعری که از دوران مدرسه خودم به یاد دارم شعری از ایرج میرزا درباره مادر است.» سندروم به یاد نیاوردن درس ها و کتاب های درسی انگار پیر، جوان و حتی نوجوان هم نمی شناسد. بیش تر آدم ها تنها شخصیت ها و تکه هایی از کتاب های درسی یادشان می آید که در این سال ها در رسانه های مختلف یا شبکه های اجتماعی تکرار شده اند. مثل پطروس فداکار و تصمیم کبری. نمی دانم شاید هم آدم ها ترجیح می دهند کتاب های درسی شان را به یاد نیاورند. کسی چه می داند.
خطر انقراض
گورخر آسیایی
جمعیت ۸۰۰ راسی گورخر در پارک ملی کویر فقط در طول ۵ سال به طور کامل نابود شد
گورخر ایرانی روزگاری نه چندان دور در اکثر دشت ها و بیابان های مناطق مرکزی کشور پراکندگی گسترده و تراکم جمعیت بالایی داشته است.
گسترش جاده سازی تا قلب دورافتاده ترین بیابان های ایران، گسترش فعالیت های انسانی و تخریب اکثر زیستگاه های دشتی، ورود دام اهلی و شتر به بیابانها و از همه مهمتر ورود جیپ و موتورسیکلت به کشور و شکار بی درویه، جمعیت گور ایرانی را با سرعت باور نکردنی رو به نابودی کشاند و تا آستانه انقراض پیش برد به نحوی که در مدت کوتاهی تقریبا تمام عرصه های بیابانی کشور از این حیوان خالی شد.
با این وجود در سال های پایانی دهه ۱۳۵۰ تخمین زده می شد که در خارتوران حدود ۲۶۰۰ راس گورخر، در بهرام گور هزار راس و در پارک ملی کویر حدود ۸۰۰ راس گورخر زیست می کردند. علاوه بر این جمعیت گورخر مهاجر از ترکمنستان شوروی به سرخس بین ۴۰۰ تا ۶۰۰ راس تخمین زده می شد.
شکار کردن گور بسیار سخت و کار هر کسی نبوده است. گورها حیوانات مقاوم و محتاطی بودند که با کوچک ترین احساس خطری می توانستند کیلومترها بدون احساس خستگی فرار کنند. با باز شدن پای جیپ و موتوسیکلت های تندرو به دشت های ایران، هوش بالا، خستگی ناپذیری و قدرت گورها در دویدن در رقابت با جیپ و موتوسیکلت که هرگز خسته نمی شوند، یارای مقابله نداشت. موتور سیکلت های تندرو، گورها را تا سرحد مرگ می دواندند و پس از خستگی به راحتی و بدون نیاز به اسلحه با چاقو سر می بریدند.
ظرف مدت کوتاهی از گله های بسیار بزرگ گور در پارک ملی کویر، منطقه دربند و ریگ سفید استان کرمان، نایبندان طبس، کالمند بهادران یزد، نی ریز فارس و بسیاری دیگر مناطق هیچ اثری باقی نماند!
هنوز باور کردنی نیست که جمعیت ۸۰۰ راسی گورخر در پارک ملی کویر فقط در طول ۵ سال به طور کامل نابود شد! آخرین گورهای پارک ملی کویر یک گله ۱۷ راسی در محدوده چاه قرقره در شرق پارک بودند که در سال ۱۳۶۳ دیده شدند و پس از آن هرگز گزارشی از این منطقه مبنی بر مشاهده گور در سال های بعد به دست نیامد. زیستگاه این گونه هم اکنون تنها به دو نقطه از کشور یعنی منطقه حفاظت شده بهرام گور فارس و منطقه حفاظت شده توران در استان سمنان با جمعیتی شکننده حدود یکصد راس و البته تعداد انگشت شماری که به صورت مهاجر مابین ترکمنستان و سرخس در تردد هستند محدود شده است.
کرمان کنسرت
وب سایت کرمان کنسرت اولین و تنها مرجع فروش الکترونیکی بلیط با امکان انتخاب صندلی در استان کرمان است. کرمان کنسرت آمادگی خود را برای همکاری با برگزار کنند گان کنسرت و سایر رویدادهای فرهنگی و هنری اعلام می دارد. کرمان کنسرت تنها یک مرجع فروش بلیط نیست بلکه می توانید فروش بلیط را در چند نقطه به صورت آنلاین مدیریت کنید.
www.kermanconcert.com
09352520005
نمایشگاه چل جفت جغد
به مناسبت سالروز تولد استاد راد نمایشگاه تا 30 شهریور ماه
مکان: بیست متری نادر، کوچه شماره یک، نگارخانه هومهر
از ساعت: 18 الی 20:30
گرامی باد طلیعه غدیر خم آغاز افکار انسان ساز علی، مبدا رهایی بخش انسانها از کوره را جهل، عصیان و خرافه
(( حرکتی بسوی نبوغ فهم وکمال))
مدعی صومعه بگشا که نوید آمده است
عطر خوش بوی بهارانه پدید آمده است
غدیر اوج تجلی گاه دین است
امامت را بلندی ها قرین است
رسول سرمدی این گفتگو کرد
بکوثر نور انسانی وضو کرد
محمد با علی دمساز گردید
علی را در بلندا ساز گردید
بگفتا نور چشم مرسلینی
علی تو آیه حق الیقینی
علی تو رهبر آزادگانی
امید بی کس و درماندگانی
رسول آزادگی از روی او دید
پس از خود کنت مولا خوی او دید
غدیر آمد علی را جستجو کن
بیا برگرد این انوار خو کن
بگردون جز علی گویی نداریم
علی گر نیست هم خویی نداریم
علی بر شانه حق جا گرفته
غدیر از نام او حرمت گرفته
نسیم بوی رضوان از علی بود
خروش و خوی انسان از علی بود
نماد باوری از روی او بود
ره آزادی از بازوی او بود
علی اوراق دفتر در زمین است
نهاد بردباری در یمین است
( سماء ) گوید مرا مسرور بفرما
میان خانقا در گور فرما
محمد ابراهیمی
سگها متهمان جگرخواری در شهداد
سگها
متهمان جگرخواری در شهداد
پیام ما- چند ماه پسازاینکه تعدادی از دامهای شهداد به طرز عجیبی تلف شدند، مدیرکل محیطزیست کرمان اعلام کرد که «اکنون بهاحتمالقوی حیوانی که عامل کشتار دام و طیور در بخش شهداد بوده، سگهای بلاصاحبی هستند که در طبیعت رهاشدهاند.»
محمود صفر زاده به ایرنا گفت که «با بررسیهای انجامشده سگهای بلاصاحب عامل کشتار دام و طیور در شهداد است.» وی افزود: «در رفتارشناسی و بیولوژی حیوانات، حیوان شکارچی و حیوان طعمه بر اساس نوع آسیب میتوانیم قضاوت کنیم که این حمله ناشی از حمله چه حیوانی است.» وی با اشاره به بازدیدش از منطقه شهداد گفت: «مردم بومی گفتند که دام و طیور ما در سالهای گذشته خسارت دیده به طوری که مردم شواهدی مبنی بر حمله سگهای بلاصاحب داشتند.» او ضمن رد شایعاتی که مربوط به حمله حیاتوحش است بیان کرد: «این حمله مربوط به سگهای بلاصاحب است که در طبیعت رهاشدهاند.» مدیرکل حفاظت محیطزیست استان کرمان گفت: «حمله به دام و طیور منطقه دیرزمانی است که اتفاق میافتد اما در دو تا سه سال اخیر شدت گرفته و بهطور دقیق آغاز و ابتدای حملات مشخص نیست.» وی در مورد انتشار برخی تصاویر حمله به دام و طیور مردم شهداد در فضای مجازی گفت: «برخی تصاویر پخششده حتی مربوط به شهداد نیست.» صفر زاده افزود: «متأسفانه دام و طیور مردم این منطقه در این مدت آسیبدیده و دوربینهای کار گذاشتهشده توسط حفاظت محیطزیست فقط دو سگ را نشان میدهند.» وی با اشاره به پخش شایعات در فضای مجازی و برخی رسانهها بیان کرد: «با توجه به تجربه و تخصص اینجانب، حیوانی بهعنوان هیولا نه در لیست تنوع زیستی ما ثبت و نه نامگذاری شده است.» مدیرکل حفاظت محیطزیست استان کرمان گفت: «بحثی که به جوامع محلی و اقشار مختلف جامعه کشیده شده موجب تشدید حیوانهراسی میشود. » وی افزود: «طبیعی است وقتی حیوان وحشی به دامی حمله میکند اولین محلی که آسیب میبیند از طریق احشای درونی دام مثل جگر است و قربانیان هم از همین ناحیه آسیب دیدند.» صفر زاده اظهار کرد: «گزارشهایی توسط بخشدار شهداد بهصورت کتبی و از طریق شورای شهر و شهرداری به اداره حفاظت محیطزیست کرمان منعکس شد و بلافاصله رئیس و کارشناسان واحد محیطبانی در بخش شهداد، همچنین رئیس و معاون نظارت پایش حفاظت محیطزیست استان ورود کردند. » وی گفت: «بافت شهری شهداد بهصورت باغ شهر بوده که منازل مسکونی، باغ، دام و طیور در یک نقطه قرار دارند و کارشناسان در این مناطق ضمن ارائه آموزشهای لازم، جلسات و کارگاههای آموزشی با حضور بخشدار، دهیاران، اعضای شورا و معتمدین محلی برگزار شد.» مدیرکل حفاظت محیطزیست کرمان ادامه داد: «بررسی و پایش های میدانی، تلههای زنده گیری و دوربینها برای شناسایی نوع و گونه حیاتوحش احتمالی در محلههایی که تلفات دام بیشتر بوده، کار گذاشته شد.» وی اقدامات ایمنی را لازمه نگهداری دام و طیور در مناطق باغشهر عنوان کرد و گفت: «آغلها باید دارای دیوار، حصار، روشنایی و درب باشند و عدهای که اقداماتی در این زمینه داشتند دیگر خسارتی ندیدند.» وی با اشاره بهضرورت وجود حیوانات در طبیعت تأکید کرد: «باید در چارچوب ضوابط و تعادل اکولوژیک بتوانیم روابط و مناسبات بین حیاتوحش و تنوع زیستی و حتی حیوانات را کنترل کنیم.»
روایت اهالی شهداد
در حالی مدیرکل محیطزیست استان کرمان سگها را متهمان جگرخواری در شهداد معرفی کرده که پیشازاین یکی از کشاورزان و دامداران شهداد با نصب تلهای موفق به دام انداختن یکی از مهاجمان میشود، هرچند حیوان وحشی درنهایت موفق به فرار میشود. محمد جعفری در توضیح این جریان به پیام ما چنین گفت: «شب با کمک پسرانم تلهای را از جنس فنس های فلزی ساخته و کار گذاشتیم و نیمی از لاشه یکی از گوسفندانی را که در اثر حمله همین حیوانات تلفشده بود را در آن قراردادیم، نزدیک ساعت 4 صبح بود که با صدای بسته شدن درب تله، از خواب بیدار شدیم و وقتی به سراغ تله رفتیم، متوجه شدیم که تله عمل کرده و حیوان به دام افتاده است.» جعفری در توصیف جثه و شکل این موجود میگوید: «این حیوان از دسته گربهسانان و حیوانی کوچکتر از شغال و بزرگتر از سگ بود. دمش از شغال کوچکتر و سر کوچک و پوزه کلفت و گردن و کمرکشیده و بلند و پاهای کوتاهی داشت و در کل حیوانی شبیه دینگو بود که در اصطلاح محلی شهداد به آن سگ توره میگویند. در این منطقه به شغال، توره میگویند و با توجه به اینکه حیوانی شبیه و مابین سگ و شغال است به سگ توره مشهور است.» کشاورز شهدادی ادامه داد: «با توجه به اینکه ما تقریباً مطمئن بودیم او به دام افتاده و راه فراری ندارد، برای اقامه نماز رفتیم و تصمیم گرفتیم بعد از طلوع خورشید به سراغ آن حیوان برگردیم و اهالی و مسئولان را باخبر کنیم، اما متأسفانه وقتی مجدداً به سراغ دام رفتیم در کمال تعجب متوجه شدیم که با استفاده از دندانهای قویاش، سیمهای فنس فلزی را شکسته و فرار کرده است.» وی افزود: «به نظر من با توجه به اینکه همزمان بااینکه آن موجود در دام ما بود، در محل دیگری دامهای اهالی موردحمله قرارگرفته، شک ندارم که از یک حیوان بیشتر هستند و بهصورت دستهجمعی در شبها حمله میکنند.»
سگ؟ بعید است
حجت ابراهیمی زاده، مسئول میراث فرهنگی شهداد و یکی از اهالی شهداد نیز دراینباره میگوید: «متأسفانه هنوز روند تلف شدن حیوانات اهلی و دامهای منطقه ادامه دارد و همین چند شب پیش 4 گوسفند از دامهای دو تن از اهالی شهداد به نام آقایان شعبانی و عبدالهی مورد هجوم قرارگرفته و تلفشده و هیچ ارگان و نهادی تاکنون کار مفیدی برای مقابله با این اتفاق شوم که آرامش و آسایش مردم را سلب کرده، انجام نداده است.» وی ادامه داد: «دستاندرکاران شهری و مسئولان محیطزیست سگهای اهلی منطقه را، مسبب این تلف شدن می دانند که کاملا نظر مردودی است، چرا که این حیوانات از جیگر و قسمت های مشخص دام استفاده میکنند و به هیچ عنوان نمی تواند سگ باشد.»
سید مهدی طباطبایی در رفسنجان: بسیاری از افراد توانمند را با برچسب زدن منزوی کردهاند
سید مهدی طباطبایی در رفسنجان:
بسیاری از افراد توانمند را با برچسب زدن منزوی کردهاند
استاد مشهور اخلاق و نماینده ادوار مجلس گفت: «برای توسعه اقتصادی کشور باید بیماری موجود در جامعه یعنی کمحوصلگی و بیقراری کمرنگ شود و به درمانهای این بیماری توجه کرد.» به گزارش ایرنا حجتالاسلاموالمسلمین سید مهدی طباطبایی دیروز در پانل تخصصی فرهنگ، آموزش و سلامت همایش رفسنجان، تدبیر، تلاش و توسعه اظهار کرد: «تفسیر غلط، لجاجت و پافشاری بر روی نظر خود از عوارض این بیماری است که بسیاری از افراد جامعه دارند.» وی افزود: «امروز وضع به حدی رسیده است که بسیاری افراد توانمند را با برچسب زدن منزوی کردهاند و انقلابیون اصیل که تعداد کمی از آنها مانند آیتالله هاشمی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ماندهاند، سعی میکنند توجهی نداشته باشند.» نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی گفت: «اینیک بیماری خطرناک است و برای خانواده هم خطرناک است، افراد اشتباه میکنند و نهتنها نمیخواهند عذرخواهی کنند و بپذیرند بلکه میخواهند همان نادرست را بهصورت درست دربیاورند.» وی بیان کرد: «تن ندادن به کار یکی از معضلات جامعه کنونی است.» حجتالاسلام طباطبایی گفت: «چهره انقلاب که اوایل پیروزی انقلاب بسیار جذاب بود امروز مخدوش و حرکات نادرستی که به نام دین و اسلام مطرحشده و میشود سبب این وضعیت شده، حتی کسانی که به نام داعش و تکفیری به نام اسلام کار میکنند چهره اسلام را زشت کردهاند.» وی حفظ نظام، دستاوردهای نظام و رهبری و مقام رهبری را از شاخصهای مهم نام برد و افزود: «مشروعیت نظام به مقام معظم رهبری است و در این زمان بهتر از آیتالله خامنهای (مدظلهالعالی) نداریم.» استاد اخلاق، حفظ آبروی افراد را از دیگر مسائل ضروری دانست و گفت: «آبرو بردن از فرد آسان و جمعکردن آن مشکل است لذا باید به این موضوع توجه ویژه شود.» حجتالاسلام سید مهدی طباطبایی (متولد ۱۳۱۵ در رفسنجان) از پیشگامان مبارزات ضد استعماری و ضداستبدادی و از یاران آیتالله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت، از همفکران و یاران سید نواب صفوی و گروه فداییان اسلام و از قدیمیترین شاگردان و یاران امام خمینی است. وی نماینده مجلس هفتم از تهران و نماینده سابق مشهد و استاد مشهور اخلاق جنوب شرق تهران است. او معمولاً در مناسبتهای گوناگون، در برنامههای تلویزیونی صداوسیمای ایران به بحثهای اخلاقی میپردازد. او یکی از منتقدان سیاستهای دولتهای نهم و دهم به ریاست محمود احمدینژاد بود.
رییس کل دادگستری کرمان:
غدیر فرصتی مناسب برای تجدید میثاق با ولایت است
رییس کل دادگستری استان کرمان گفت: «غدیر این عید بزرگ و این حادثه و مناسبت سترگ، فرصتی مناسب برای تجدید میثاق با ولایت است و بر ماست که پیمان خویش را با مسیر و جریان ولایت تجدید نماییم.» به گزارش روابط عمومی دادگستری استان کرمان، یدالله موحد در پیامی به مناسبت عید سعید غدیر افزود: «غدیر فقط نه بهعنوان روزی تاریخی بلکه بهعنوان یک عید بزرگ اسلامی مطرح است و باید این روز خجسته را بهعنوان تعظیم شعائر دینی، بزرگ داشت و بر شکوه آن افزود تا ارزشهای نهفته در این روز عظیم، همواره زنده بماند و سیره معصومین (ع) احیا شود.» در این پیام آمده است: «رمز عید بودن غدیر، کمال دین و اتمام نعمت در سایه ادامه خط رسالت در شکل و قالب امامت است، غدیر روز تداوم رسالت محمد (ص) در ولایت علی (ع) و عید پیمان و عهد است.» وی با تأکید بر این مهم که غدیر نشان میدهد بزرگترین عامل سعادت دنیا و آخرت پیروی از ولایت است گفت: «ولایت در جامعه اسلامی از جایگاه ارزشمندی برخوردار است و در طول نظام اسلامی، ملت مسلمان ما با پیروی از ولایت و پیام غدیر و تبعیت از رهبری به دستاوردهای بالایی رسیدهاند.» نماینده عالی قوه قضاییه در استان کرمان بیان کرد: «غدیر پرشکوهترین و زیباترین جلوه ولایت، غدیر روز تداوم رسالت انبیاء حق در ولایت علی علیهالسلام و عید عهد، پیمان و میثاق است.» وی تصریح کرد: «امروز که پرچم ولایتفقیه بهعنوان استمرار این حرکت الهی در دست باکفایت مرجع عالیقدر و رهبر فرزانه انقلاب اسلامی است، تجدید بیعت خود را در اطاعت از رهنمودهای و فرمایشات معظم له اعلام داشته و پیمان میبندیم که با عزمی راسختر از پیش درراه تحقق آرمانهای والای این نظام مقدس گام نهیم.» موحد افزود: «اینجانب با تبریک این عید بزرگ و خجسته به عموم مسلمین بهویژه مردم شریف و متدین استان کرمان، موفقیت همگان را در پیمودن راه شهدا، با بهرهگیری از آرمانهای بلند بنیانگذار جمهوری اسلامی و در پرتو منویات رهبر معظم انقلاب اسلامی از درگاه خداوند متعال مسئلت مینمایم.»
موزه ملی مس در رفسنجان احداث شود
رییس اداره میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری رفسنجان گفت: «با توجه به ظرفیتی که مس در شهرستان رفسنجان دارد پیشنهاد میکنیم احداث باغموزه ملی مس در رفسنجان احداث شود.» به گزارش ایسنا حسن حسینی در پانل تخصصی همایش «رفسنجان تدبیر، تلاش و توسعه» اظهار کرد: «ارتقای فرهنگ عمومی و تقویت پشتوانه فرهنگی دو بعد مؤثر برای میراث فرهنگی به شمار میرود.» وی افزود: «در بخش صنایعدستی نیز دو بعد اقتصادی و هنری مهم است که بعد هنری آن دربرگیرنده ارزشهای فرهنگ اصیل ملی مذهبی است.» رییس اداره میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری رفسنجان سپس به ظرفیتهای شهرستان اشاره کرد و گفت: «بازار تاریخی رفسنجان از آثار مهم شهرستان است که در فهرست آثار ملی رفسنجان ثبتشده، اما با دخل و تصرفی که بازاریان در آن انجام دادند با تهدید صدمه بر هویت و اصالت آن روبرو است.» حسینی سیاستگذاری برای جذب سرمایهگذار در حوزه میراث فرهنگی و گردشگری، توسعه زیرساختها، تسهیل درروند سرمایهگذاری، آموزش مستمر متولیان بخش گردشگری در راستای دانشمحور شدن این صنعت، استفاده از فضای مجازی در بخش جاذبههای گردشگری و توسعه آموزش صنایعدستی را ازجمله راهبردهای مهم دانست. وی بر ارتقای کیفیت مراکز اقامتی پذیرایی شهرستان رفسنجان تأکید کرد و افزود: «استفاده از ظرفیت مس و حیاتوحش در توسعه گردشگری شهرستان مدنظر است.» رییس اداره میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری رفسنجان خاطرنشان کرد: «با توجه به ظرفیتی که مس در شهرستان رفسنجان دارد پیشنهاد میکنیم احداث باغموزه ملی مس در رفسنجان احداث شود.»
پایان پارالمپیک 2016 برزیل نمره قبولی برای کرمانیها
پایان پارالمپیک 2016 برزیل
نمره قبولی برای کرمانیها
پارالمـــپـیک 2016 ریودوژانیرو برزیل هم با تمام خاطرات تلخ و شیرینش، گریه ها و خنده هایش و برد و باخت هایش به پایان رسید و همه برای هم آرزوی دیداردرتوکیو 2020 کردند. کاروان ایران هم به پایان راهش رسید و با مدال هایی که گرفت و با هر کدامش اشک شوق ریختیم و برای مدال هایی که نگرفت و حسرت خوردیم، به ایران بازگشت. برای قهرمانی خوشحال شدیم و برای باخت ها و اتفاقات ناگوار، متاثر. کاروانی که با بهمن و دنیایی از امید رفت و بعد از افتخارآفرینی اما بدون بهمن برگشت. بهمن گلبار نژاد، دوچرخه سوارجاده تیم ملی پارالمپیک ایران در واپسین روز مسابقات، به دلیل برخورد با دیوار حاشیه جاده، جان خودش را از دست داد و تمام ایران را در غم فروبرد. خدایش بیامرزد.
پاراالمپیک هم مانند المپیک ریو و تمامی المپیک های دیگر تمام شد و فقط دوستی ها و رفاقت های بین ملل ماند، ولی ریو با تمامی پاراالمپیک های دیگر تفاوت داشت چرا که کاروان ایران، 7 بازیکن و 3 مربی کرمانی را در دل خود جاد داده بود، کرمانی هایی که هر کدام از آنها برای ما مایه غرور و تمامی آنها قهرمان و اول هستند و خواهند بود، قهرمانانی که قرار است صبح امروز در فرودگاه کرمان مورد استقبال گیرند و امیدواریم از فردا به بوته فراموشی سپرده نشوند. بزرگانی که در سکوت مطلق صدا و سیمای کرمان که قرار بود برنامه های مسابقات کرمانی ها را اعلام کند و رقابت آنها را ازرادیو و تلویزیون پخش کند، در فراموشی برنامه هایی که قبل از شروع مسابقات شعارشان را دادیم و عمل نکردیم و از تلویزیون های شهری که قرار بود مسابقات هم استانی های عزیز را نشان دهند، افتخارآفرینی کردند.
کاروان کرمانیان پارالمپیکی به شهر و دیارمان برگشتند و از دید ما تمامی آنها قهرمان و دوست داشتنی اند، چه آنها که مدال و مقام گرفتند و چه آنها که نتوانستند، همه یک هستند.
در زیر نگاهی کوتاه به عملکرد تک تک این بزرگان بر حسب رنگ مدال و رتبه شان در مسابقات پاراالمپیک ریو 2016 داریم؛
زهرا نعمتی؛ کماندارو نابغه تیراندازی، و پرچم دار تیم ملی در المپیک 2016 که در دو پاراالمپیک لندن و ریو موفق به کسب دو مدال طلا، یک نقره و یک برنز شد و به عنوان پرافتخار ترین بانوی ایرانی در ادوار متفاوت پاراالمپیک معرفی شد. البته وی درالمپیک ریو هم حاضر بود اما متاسفانه موفقیتی کسب نکرد.
ایمان فرح بخش به عنوان مربی در کنار صادق رحیمی و محمدرضا مهنی نسب در تیم 5 نفره نابینایان و کم بینایان دست به کار بزرگی زدند و پس از تساوی با برزیل و ترکیه و شکست تیم مراکش، در مرحله نیمه نهایی به مصاف آرژانتین رفتند و با شکست این تیم در ضربات پنالتی، برای اولین بار به فینال این رویداد بزرگ صعود کردند اما در فینال با یک گل از میزبان مسابقات، برزیل شکست خوردند و به مدال باارزش نقره دست یافتند.
پیمان نصیری به همراه مربی خود، سجاد مرادی در مسابقات 1500 متر پس از دوندگان آمریکایی و لهستانی، با قرار گرفتن در رده سوم، مدال برنز را نصیب خود و کاروان ایران کرد. این در حالی است که نصیری در پارالمپیک 2012 لندن، موفق شده بود گردن آویز خوش رنگ طلا را صاحب شود. وی همانند مسابقات لندن مدال خود را به سردار سلیمانی تقدیم کرد.
سمیه عباسپور دیگر کماندار کرمانی تیم ملی، پس از پیروزی برابر آلمان و بریتانیا وارد مرحله نیمهنهایی رقابتهای انفرادی کامپوند بانوان شد و در این مرحله مقابل کمانداری از کشور چین شکست خورد تا برای کسب مدال برنز رقابت کند. وی در این مرحله برابر حریفی از کرهجنوبی قرار گرفت و با نتیجه نزدیک 140 بر 138 شکست خورد و به عنوان چهارمی رضایت داد.
عشرت کردستانی، پرچمدار کاروان پاراالمپیک ایران در مسابقات ریو که به همراه، بتول جعفریان و بتول خلیل زاده و به اتفاق مریم ایران منش به عنوان مربی تیم ملی والیبال نشسته بانوان ایران، در اولین حضور خود موفق به کسب جایگاه پنجمی شدند. تیم ایران برای کسب عنوان پنجم و ششمی به مصاف تیم قدرتمند و با تجربه هلند رفت و با شکست این تیم، پنجم جهان شدند.
در هر حال پاراالمپیک ریو تمام شد و از حالا باید به فکر مسابقات 4 سال آینده در توکیو 2020 باشیم تا بار دیگر شاهد حضور بیشتر و پررنگ تری از کرمانی ها هم در المپیک و هم در پارالمپیک باشیم .
حاشیههای بازی مس و مس
دیدار تیمهای مس کرمان و مس رفسنجان محلی برای کسب اولین سه امتیاز شاگردان منصور ابراهیمزاده در این فصل شد تا کام هواداران مس بعد از این دربی حسابی شیرین گردد.
دیدار تیمهای مس کرمان و مس رفسنجان محلی برای کسب اولین سه امتیاز شاگردان منصور ابراهیمزاده در این فصل شد تا کام هواداران مس بعد از این دربی حسابی شیرین گردد.
با وجودی که دو تیم نتایج خوبی در هفتههای قبل کسب نکرده بودند، طبیعی بود که استقبال چندان خوبی از این بازی نشود. با این وجود نزدیک به 100 تماشاگر رفسنجانی برروی سکوهای ورزشگاه باهنر کرمان بودند تا بحث کری میان هواداران دو تیم داغ باشد.
بازیکنان زیادی از دو تیم در این فصل جا به جا شده بودند که همین سبب شده بود پیش از بازی بازار گل دادن و روبوسی، قبل از بازی حسابی میان دو تیم داغ باشد.
هوادارانی که به ورزشگاه نیامده بودند، به دلیل خودداری صدا و سیما از پخش این بازی، از دیدن آن محروم شدند و نتوانستند آن را مشاهده کنند. با این حال از طریق سایت باشگاه و کانال تلگرام رسمی آن نتیجه بازی و اتفاقات آن به صورت لحظه به لحظه مخابره میشد. تماشاگران تیم فوتبال مس در این بازی سنگ تمام گذاشتند و از روی سکوها تا دقیقهی 90 به تشویق تیم خود پرداختند.
این بازی محل ثبت رکوردهای مختلف بود… در این بازی 9 بازیکن کرمانی در ترکیب تیم مس بازی کردند که یک رکورد منحصر به فرد برای مس کرمان محسوب میشود.
همچنین مس به رکورد 160 روز دوری خود از برد خاتمه داد و این رکورد شوم را در این بازی برای خود شکست و کام هوادارانش را شاد کرد. آخرین برد تیم فوتبال مس به 23 فروردین برمیگشت که فولاد یزد را در لیگ سال قبل با نتیجهی دو بر یک شکست داده بود.
پس از پایان بازی مدیر عامل باشگاه مس، سید امجد مسعودزاده در رختکن تیم خود حاضر شد و به بازیکنان خسته نباشید گفت.
نبرد کیروش و جومونگ!
الف. راستگو
خواب دیدم کیروش با یک منجنیق وارد زمین چمن شده و بهوسیله آن سرمربی تیم کرهجنوبی را هدف گرفتهاست و ناگهان سرمربی کرهجنوبی سوتی زد و جومونگ با شمشیرش از طرف دیگر زمین به سمت کیروش حملهور شد. در این لحظه از شدت وحشت از خواب بیدار شدم. به نظر شما تعبیر خوابم چیست؟
تعبیر خواب: احتمالا خواب شما به این گفته کیروش که: «بازیکنان اسلحه ما هستند.» بیارتباط نباشد. اما از آنجا که در بیستم مهرماه بازی ما برابر کرهجنوبی داخل ورزشگاه آزادی برگزار میشود و نه در گوگوریو(!)، تعبیر خواب شما این است که اگر اشتباهات تیم حریف بهخوبی استفاده کنیم خواهیم توانست 3 امتیاز بازی را از آن خودمان کنیم.
آب هست، اما کم است!
خواب دیدم از یک طرف زمین برانکو با تفنگ آبپاش و از طرف دیگر منصوریان با تفنگ آبپاش دیگری وارد زمین چمن شدهاند و با خنده و شوخی روی یکدیگر آب میباشند و کلی شادمان هستند؛ این در حالی بود که هر از چند گاهی یکی از آن دو بر روی تماشاگران هم آب میپاشیدند تا شاید آنها از خواب بیدار شده و هنرنمایی آن دو را کمی تماشا کنند که اینگونه نمیشد و تماشاگران کلا چرت میزدند. در پایان هم مشخص بود هر دوی مربیها بسیار از این شیرینکاریهایشان راضی و خشنود هستند.
تعبیر خواب: خواب شما هم کمی ارتباط به آن گفته کیروش دارد و هم کمی ارتباط به دربی اخیر. متاسفانه سابق بر این تنها در سریالهای تلویزیونی آب گرفته میشد، منتها این روزها فوتبالها هم آبکی شدهاند. لطفا یک نفر به منصوریان و برانکو یادآوری کند: «آب هست، اما کم است!»
شام سبکتر بخورید
هواپیما که فرود آمد، گفتند به دلیل آنکه یک هواپیمای دیگر جای بدی پارک کرده، کمی معطل خواهید شد. در همین لحظه یکی از مسافران از هواپیما پیاده شد و هواپیمای مذکور را با یک دست برداشته و جا به جا کرد. سپس هنگامیکه از هواپیما پیاده شدیم شاهد حضور بیشمار مسئولان در فرودگاه بودیم. مخصوصا آقای گودرزی و معاونان ایشان. به هر طرف که نگاه میکردم چهره وزیر ورزش را میدیدم، گویی ایشان به مانند «واتو واتو» نه یک نفر، بلکه چند نفر بودند و مثل پروانهای مدام دور و بر آن مرد قوی که هواپیما را جا به جا کرد می گشتند.
تعبیر خواب: لازم است یک تجدیدنظر اساسی در شامی که میخورید داشته باشید. خوردن شام سنگین و یا ماست زیاد در شب، میتواند باعث مشاهده چنین خوابهای عجیب و غریبی باشد. در مورد تعبیر خواب شما چیزی نمیدانیم، فقط همین را بگوییم که برخلاف خواب شما، وزیر ورزش به استقبال «سیامند رحمان» در فرودگاه نرفتهاست.
گفتگو با مُرده یخی که زنده شد این مرد در سردخانه بیمارستان چشمانش را باز کرد
گفتگو با مُرده یخی که زنده شد
این مرد در سردخانه بیمارستان چشمانش را باز کرد
عقربه ها ساعت یک و 50 دقیقه بامداد چهارشنبه 30 تیرماه سال جاری را نشان می داد که زوج میانسالی پای در بیمارستان شهید بهشتی مراغه می گذارند و مرد 68 ساله که از ناحیه قلب احساس درد می کرد تحت مراقبت قرار گرفت اما لحظاتی بعد خسرو طالب دچار ایست قلبی می شود و مسئولان بیمارستان شهید بهشتی پس از اقدامات ابتدایی این مرد را به بیمارستان امیرالمومنین (ع) انتقال می دهند.
تیم پزشکی در بیمارستان همراه متخصص قلب و عروق برای نجات جان این پدربزرگ خانواده مراغه ای دست به کار می شوند اما ساعت 2:45 بامداد خسرو طالب تسلیم مرگ می شود و به سردخانه بیمارستان منتقل می شود.
همسر خسرو که هنوز باور ندارد در کمتر از یک ساعت شوهرش را از دست داده است به خانه بازگشته و بچه هایش را که در تهران زندگی می کنند را از ماجرای تلخ زندگی اش با خبر می کند تا همه پیراهن عزا به تن کنند.
نیم ساعت از ماجرای مرگ پدرخانواده طالب نگذشته بود که بیمار دیگری در بیمارستان امیرالمومنین به کام مرگ فرو می رود و به سردخانه بیمارستان منتقل می شود اما وقتی مسئول سردخانه در یخچال را باز می کند تا جسد بیمار بیمارستان را داخل سرد خانه بگذارد متوجه علائم حیاتی خسرو طالب می شود و خیلی زود این مرد به بخش سی سی یو بیمارستان منتقل می شود.
در ادامه لحظاتی بعد نیز تلفن خانه خسرو طالب به صدا در آمد و مسئولان بیمارستان از زنده بودن وی به همسرش خبر دادند.
باور این ماجرا سخت است که مردی پس از نیم ساعت مرگ دوباره زنده شود اما خسرو طالب دوباره به زندگی بازگشت و به خاطر سرمای سردخانه پاهایش حسی نداشت.
خسرو طالب پس از 2 ماه در بیمارستان امیرالمومنین(ع) و با توجه به اینکه وی باید مورد عمل جراحی قرار می گرفت به تهران منتقل شد.
این مرد روز 20 شهریورماه در بیمارستان تحت عمل جراحی قرار گرفت و حالا پس از بهبود حالش روی تخت شماره 15 اتاق 8 بخش جراحی شماره یک بیمارستان قلب تهران خدا را شکر می کند اما نمی خواهد به یاد آورد که یک بار طعم مرگ را چشیده است.
پدربزرگ مهربان عمل جراحی اش با موفقیت صورت گرفته و با چهره ای آرام وقتی میهمان ناخوانده را در اتاقش مشاهده می کند با تعجب به آنها نگاه می کند و پس از نزدیک شدن خبرنگار به وی، با لهجه شیرینی که دارد از ماجرای زندگی اش می گوید.
خسرو طالب گفت: بازنشسته سازمان جهاد سازندگی و کشاورزی هستم وصاحب 4 فرزند پسر 2 دختر هستم که تا الان شاهد تولد 15 نوه ام بوده ام.
وی ادامه داد: قلبم درد می کرد که همراه همسرم به بیمارستان رفتم و پس از آن دیگر هیچ چیز به یاد ندارم و نمی دانم پس از چند ساعت یا چند روز بود که چشمانم را باز کردم و دیدم در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان هستم و پس از مدتی به خاطر اینکه در شهرمان امکانات پزشکی کامل نبود به تهران آمدم تا عمل جراحی قلب باز را انجام بدهند.
وقتی در مورد لحظه ای که در سردخانه بود از او سوال کردیم خسرو صدایش بالا رفت و همه آن آرامشی که در چهره اش نمایان بود در چشمانش جمع شد و آرام اشک روی گونه هایش جاری شد و افزود: نمی خواهم حرفی در این مورد بزنم و فراموشش کرده ام.
این مرد که یک بار طعم مرگ را چشیده است با صدای بلند می گوید: یادآوری آن روزها حالم را خراب می کند و فکرش نیز مرا آزار می دهد و به همین خاطر آن را فراموش کردم.
خسرو طالب پس از لحظاتی سکوت دوباره شروع به حرف زدن کرد و ادامه داد: مدتی است که پاهایم را حس می کنم اما راه رفتن برایم سخت شده و قدرت زیادی ندارم که روی آن ها بایستم.
سپس پسر خسرو گفت: تهران بودیم که مادرم زنگ زد و در با صدای گرفته از فوت پدرمان خبر داد که همگی پیراهن مشکی به تن کردیم و به سمت شهر پدری مان حرکت رفتیم که در مسیر مادرم دوباره زنگ زد و گفت که پدرمان زنده شده است.
وی افزود: پشت فرمان بودم و فکر می کردم مادرم این دروغ را گفته که در مسیر تصادف نکنیم و باورش برایمان سخت بود که چطور می شود پزشکان مرگ یک نفر را اعلام کنند اما با گذشت نیم ساعت از زنده شدن پدرمان خبر داده اند.
این فقط یک معجزه بود و زمانی که به بیمارستان رفتیم دیدم پدرم روی تخت بیمارستان خوابیده و چشمانش باز است که این بهترین لحظه زندگی ام بود.
پسر این خانواده یادآور شد: وضعیت پدرم رو به بهبودی است و به زودی از بیمارستان مرخص و به خانه اش باز می گردد.
