بایگانی مطالب نشریه

اختلاس یک میلیارد و ۳۷۰ میلیونی در رابر

اختلاس یک میلیارد و ۳۷۰ میلیونی در رابر
فرمانده انتظامی «رابر «از کشف یک فقره اختلاس یک میلیارد و 370 میلیون ریالی و دستگیری یک متهم خبر داد. سرهنگ نبی الله میرافضلی گفت: «در پی کسب خبری مبنی بر اینکه فردی در یکی از ادارات با سوء استفاده از موقعیت شغلی خود اقدام به اختلاس کرده بلافاصله یررسی موضوع در دستور کار پلیس قرار گرفت.» وی افزود: «با انجام تحقیقات صحت موضوع مشخص و تایید شد و پس از هماهنگی با مقام قضایی فرد متخلف دستگیر و جهت بررسی بیشتر به اداره پلیس احضار شد.» سرهنگ میرافضلی تصریح کرد: «فرد دستگیر شده در مقابل مدارک و مستندات ارائه شده توسط پلیس چاره ای جز بیان واقعیت نداشت و به اختلاس یک میلیارد و 370 میلیون ریالی خود اعتراف کزد.» فرمانده انتظامی رابر اضافه کرد: «پس از محرز شدن اختلاس، متهم با تشکیل پرونده جهت سیر مراحل قانونی به مرجع قضایی تحویل داده شد.»

یکی از حاضران واقعه به آتش کشیدن مسجد جامع: کولی‌ها با سنگ و چوب به جان مردم افتادند

یکی از حاضران واقعه به آتش کشیدن مسجد جامع:
کولی‌ها با سنگ و چوب به جان مردم افتادند

۲۴ مهرماه سالروز یکی از وقایع مهم در تاریخ ایران و کرمان است. روزى که مسجد جامع کرمان در آتش سوخت . در ۲۴ مهر ۱۳۵۷ مردم کرمان که برای گرامیداشت چهلمین روز شهدای میدان ژاله تهران در مسجد جامع کرمان جمع شده بودند، مورد هجوم کولی‌های تحت حمایت رژیم واقع شدند. مسجد کرمان به آتش کشیده شد و مردم تحت ضرب‌وجرح کولی‌ها و گاز اشک‌آور رژیم واقع شدند. حجت‌الاسلام « محمد ربانی» در آن روز در مسجد حضور داشت و در گفتگویی با سایت «کرمان نو» به بیان وقایع آن روز پرداخت. وی می‌گوید که فاجعه آتش زدن مسجد کرمان در پیروزی انقلاب تأثیر بسزایی داشت زیرا یک بسیج عمومی در سطح کشور علیه رژیم شاهنشاهی ایجاد کرد و تبدیل به شعار انقلاب شد. در سراسر کشور مردم شعار می‌دادند: ژاله تهران را رکس آبادان را مسجد کرمان را شاه به آتش کشید. به گفته ربانی موضوع ازاین‌قرار بود که در چهلم شهدای میدان ژاله و اولین سالگرد شهادت حاج‌آقا مصطفی مردم کرمان به دعوت روحانیت در مسجد جامع حاضر شدند، مراسم از ساعت 9 و نیم با تلاوت آیات کلام اله مجید و سردادن شعارهای رایج انقلابیون آغاز شد. درحالی‌که مرحوم حاج‌آقای صمدانی مشغول سخنرانی بودند، ما که برنامه‌های انقلاب در کرمان را برگزار می‌کردیم، باخبر شدیم که اطراف خیابان مشتاق و خیابان ناصریه تعدادی از کولی‌ها جمع شده و شعارهای نامربوطی سر داده‌اند. هنوز در حال رصد اوضاع بودیم که یک‌دفعه از در شرقی مسجد روبروی میدان مشتاق حدود ۴۰۰ – ۳۰۰ نفر به سمت مسجد جامع سرازیر شدند. او می‌گوید کولی‌ها موتور و دوچرخه‌های مردم در جلوی مسجد را به آتش کشیدند. در این لحظه انقلابیون درهای مسجد را بستند تا مهاجمان وارد نشوند، ولی آن‌ها با میله چوبی و آهنی قاب‌های در را شکسته و وارد شدند. سپس از راه‌پله به پشت‌بام رفتند و شروع به پرتاب سنگ و آجر به سمت مردم کردند. ربانی افزود که نظامی‌ها گاز اشک‌آور پرت کردند. فضایی از رعب و وحشت و اضطراب در درون مسجد ایجاد شد. هیچ راهی برای فرار وجود نداشت. برای اینکه امکان حادثه‌ای بدتر از حادثه رکس آبادان برای مردم بود با تصمیم نیروهای انقلاب درهای مسجد باز شد.
وی اظهار داشت که حین خروج کولی‌ها با سنگ و چوب به جان مردم افتادند. افراد بی‌سلاح مورد ضرب‌وجرح شدید واقع شدند. جمع زیادی از مردم مجروح و دو نفر هم ازجمله «محمد باقدرت جوپاری» به فیض شهادت رسیدند. کولی‌ها بعد از به آتش کشیدن مسجد خود را پیروز معرکه دانسته، شعار جاوید شاه سر داده و راهی خیابان شدند، سپس دوباره به مسجد آمده و قرآن‌ها را به آتش کشیدند. در مسیر خیابان شریعتی و بازار نیز مغازه‌های متدینین را غارت کردند. مغازه‌های این افراد که از حامیان انقلاب بودند، توسط ساواک شناسایی‌شده و به کولی‌ها معرفی‌شده بودند، ازجمله مغازه دوچرخه فروشی عقابیان.

داراب پارسا؛ یکی از کشاورزان شهر هنزا: سی سال پیش اولین تراکتور را به هنزا آوردم

داراب پارسا؛ یکی از کشاورزان شهر هنزا:
سی سال پیش اولین تراکتور را به هنزا آوردم

شاید برای جوانانی به سن و سال ما درک این مطلب دشوار باشد. درک این که دنیا به یک باره تغییر شکل داده باشد. درک این که تراکتور جای گاو و گاوآهن را گرفته باشد. درک این که پمپ آب به جای قنات و رودخانه نشسته باشد.
ما که به یاد نداریم. اما نسلی که متولد دهه بیست و سی خورشیدی است، همه این ها را لمس کرده است. این ها اهالی نسلی هستند که دو دنیای متفاوت را تجربه کرده اند. از سیستم ارباب و رعیتی گرفته تا نظام خرده مالکیت. از مشارکت حیوانات در زراعت گرفته تا باز شدن پای تراکتور به دشت و دمن و مکانیزه شدن کشاورزی. از روزگار روستاهای بدون مدرسه تا شهرهای کوچک دارای دانشگاه!
«داراب پارسا» متولد 1328 خورشیدی و متعلق به همان نسل است. نسلی که جامعه سنتی و مدرن را تجربه کرده است و در مدرن کردن روستایی که در آن زندگی می کرده، نقش داشته است. پارسا به همراه یکی از شرکایش، اولین تراکتور را به هنزا آورده است.
گفت و گویی با این کشاورز هنزایی انجام داده ایم که در پی می آید؛
در شب عید نوروز به دنیا آمدم. دخترکی در خانه ما خدمتکاری می کرده که اهل جیرفت بوده است. بعد از تولد من این دختر شروع به گریه می کند. اهل خانه می پرسند:«چرا گریه می کنی؟» جواب می دهد:«من برادر کوچکی به نام داراب دارم. دلم برایش تنگ شده است. اسم این بچه را داراب بگذارید.» خانواده من هم برای این که دل آن دختر را به دست بیاورند، نام من را داراب می گذارند.
قصه روز برفی
قبلاً در این منطقه برف زیادی می بارید. سال های 1341 و 42 آن قدر برف می بارید که ارتباط خانه ها با یکدیگر قطع شد. ابتدای سال 41 خشکسالی بود. اما بعد از آن 7 شبانه روز برف بارید. قدیمی ها یادشان است. سه چهار متر برف روی هم جمع شده بود. در همین هنزا یک نفر در همان هفت روز برفی از دنیا رفت. جنازه اش را برای دفن نتوانستند به قبرستان ببرند. از روحانی روستا مسأله را سوال کرده بودند. جواب داده بود:«میت را در خانه اش دفن کنید!» اهالی گفته بودند که خانه اش سنگلاخ است و کلنگ کار نمی کند.
روحانی جواب داده بود:«جنازه را در جای مناسبی نگهداری کنید تا شرایط دفن فراهم شود.»
در آن روزگار هم در هنزا تلفن نبود. ایاب و ذهاب هم در برف سنگین ممکن نبود. خانه ها دودکش هایی داشتند که از سقف بیرون می رفت. از راه دودکش، خانه بالایی را خبر می کردند. چون خانه های هنزا در دامنه کوه است، سقف خانه پایینی، حیاط خانه بالایی به حساب می آید. بنابراین به وسیله دود، یکدیگر را خبر می کردند. مثلاً اگر هم بچه ای بیمار بود، همسایه با کیسه های پارچه ای حاوی آلاله و بابونه و… بچه را درمان می کرد. واقعیت این است که در آن زمان پزشک هم نبود. کوچه ها هم در برف پنهان شده بود و راهی نداشتیم تا به خانه های یکدیگر برسیم. ارتفاع برف از سقف خانه ها بالاتر رفته بود. برای همین مجبور بودیم از سقف خانه به خانه همسایه برویم و دوباره از همان جا پایین بیاییم.
مکتب داری در هنزا
رونق داشت
کشاورزی رونق داشت. زراعت با گاو آهن و … بود. در سال 1365 برای اولین بار، من و «حاج احمد امین» به صورت شراکتی یک تراکتور به هنزا آوردیم. البته هنوز هم در اطراف هنزا(روستای باغوییه) با گاوآهن کشاورزی می کنند.
من از کودکی، کشاورزی و باغداری کرده ام. تا کلاس 6 درس خوانده ام. از کلاس 6 به بالا در هنزا نبود. حتی برای امتحانات تصدیق 6 به جیرفت رفتیم. برادرم ادامه تحصیل داد. اما من به دلیل این که پدرم بیمار بود و باغ داشتیم در هنزا ماندم و پابست(پایبند) باغ ها شدم.
معلم های من «اکبر حری» اهل کرمان، «موسی خان میرحسینی»، اهل راین و مقیم ساردوئیه، «احمد قاسمی» اهل کرمان،«اکبر عادلی»،اهل ساردوییه بودند.
قبل از آن در هنزا شیوه مکتب داری، رایج بود. حاج علی اکبر امیری، قرآن درس می داد. هر کس پول داشت می داد. هر کس نداشت رایگان در مکتب شرکت می کرد. مکتب در منزل مسکونی حاج علی اکبر بود. زمستان ها بخاری هیزمی را آتش می کرد. بچه ها آن طرف بخاری می نشستند و خودش هم در طرف دیگر بخاری و درس می داد.
هر ده من؛ یک من دستمزد
کار کفش دوزی، گیوه کشی، دیوار ورچینی، رنگرزی(پارچه های کرباس را رنگ می زد و مردم می پوشیدند.) نمد مالی، کلاه مالی در هنزا رونق داشت. اما کم کم این شغل ها از بین رفتند.
در سال 1341 که قانون اصلاحات ارضی در کشور اجرا شد، ماموران اصلاحات ارضی به روستاها رفتند. یک سوم از املاک اربابان را می گرفتند و به کشاورز می دادند. مأمور اصلاحات ارضی هنزا، جوانی بود که با خان ها مخالف بود. پینه های دست ها را نگاه می کرد و می گفت که تو زحمت کشیده ای و باید مالک زمینی باشی که در آن کار می کنی!
برخی از کشاورزان، رودر بایستی داشتند و سهم خود را نمی گرفتند. مأموران هم بالاجبار سهم آن ها را می دادند و می گفتند باید حقت را بگیری!
این قانون باعث شد که کشاورزان روی املاک خودشان کار کنند. قبل از آن حق نداشتند در ملک ارباب آب بخورند. اگر یک خوشه گندم از روی بار به زمین می افتاد باید خم می شدند و خوشه را از زمین برمی داشتند و روی بار می گذاشتند تا بازخواست نشوند. با این همه زحمت و مرارت،خان ها از هر 10 من(30 کیلوگرم) محصول، یک من(3 کیلوگرم) به آن ها سهم می دادند.
مشکل آب کشاورزی، حل شدنی است
طریقه کشاورزی بسیار آسان تر از قدیم است. در قدیم همه کارها به صورت دستی انجام می شد. تنها مشکلی که وجود دارد، کم آبی است. البته هنزا آب به اندازه کافی دارد. اگر کف رودخانه را به عمق 2 متر برداریم به آب می رسیم. اگر مسوولان شهر تدبیری بیندیشند این مشکل هم برطرف می شود.به نظر من اگر یک سد در هنزا احداث شود، مشکل آب این شهر نوپا حل می شود.
مسولان هنزا بسیار انسان های دلسوز و مردمی هستند. شهردار؛ بسیار انسان نجیبی است. با مردم همراه است. با دردها و رنج ها و سختی های مردم همراه است. بخشدار هم همین طور. ایشان هم انسانی متواضع است و با مردم می جوشد.

رهبر انقلاب با ابلاغ سیاست‌های کلی انتخابات، تأکید کردند ممنوعیت ورود نیروهای مسلح و قوای سه گانه به جانب‌داری از داوطلبان

رهبر انقلاب با ابلاغ سیاست‌های کلی انتخابات، تأکید کردند
ممنوعیت ورود نیروهای مسلح و قوای سه گانه به جانب‌داری از داوطلبان

رهبر انقلاب اسلامی در اجرای بند یک اصل۱۱۰ قانون اساسی سیاست‌های کلی «انتخابات» را که پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام تعیین‌شده است، ابلاغ کردند. به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری متن سیاست‌های کلی انتخابات که به رؤسای قوای سه‌گانه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ‌شده، به این شرح است:
1ـ تعیین حوزه‌های انتخاباتی مجلس شورای اسلامی و شوراهای اسلامی بر مبنای جمعیت و مقتضیات اجتناب‌ناپذیر به‌گونه‌ای که حداکثر عدالت انتخاباتی و همچنین شناخت مردم از نامزدها فراهم گردد.
2ـ برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی به‌صورت دومرحله‌ای در صورت عدم کسب نصاب قانونی در مرحله اول.
3ـ بهره‌مندی داوطلبان در تبلیغات انتخاباتی با تقسیم برابر متناسب با امکانات در هر انتخابات حسب مورد از صداوسیما و فضای مجازی و دیگر رسانه‌ها و امکانات دولتی و عمومی کشور.
4ـ تعیین حدود و نوع هزینه‌ها و منابع مجاز و غیرمجاز انتخاباتی، شفاف‌سازی منابع و هزینه‌های انتخاباتی داوطلبان و تشکل‌های سیاسی و اعلام به مراجع ذی‌صلاح و اعمال نظارت دقیق بر آن و تعیین شیوه و چگونگی برخورد با تخلفات مالی.
5ـ ممنوعیت هرگونه تخریب، تهدید، تطمیع، فریب و وعده‌های خارج از اختیارات قانونی و هرگونه اقدام مغایر امنیت ملی نظیر تفرقه قومی و مذهبی در تبلیغات انتخاباتی.
6ـ ممنوعیت استفاده از حمایت و امکانات بیگانگان اعم از مالی و تبلیغاتی توسط نامزدها و احزاب و برخورد به‌موقع دستگاه‌های ذی‌ربط.
7ـ پیشگیری از جرائم و تخلفات انتخاباتی و هرگونه اقدام مغایر قانون، منافع ملی، وحدت ملی و امنیت ملی و رسیدگی سریع و خارج از نوبت حسب مورد به آن‌ها به‌ویژه جرائم امنیتی، مالی و تبلیغاتی و اقدامات تخریبی ضد داوطلبان.
8 ـ ارتقاء سطح شناخت و آگاهی و آموزش‌های عمومی و ترویج هنجارهای انتخاباتی و نهادینه کردن آن در فرهنگ عمومی و تعیین قواعد و ضوابط رقابت سیاسی سالم به‌منظور افزایش مشارکت و حضور آگاهانه و بانشاط مردم و کمک به انتخاب اصلح.
9 ـ تعیین چارچوب‌ها و قواعد لازم برای فعالیت قانونمند و مسئولانه احزاب و تشکل‌های سیاسی و اشخاص حقیقی در عرصه انتخابات مبتنی بر اصول و مبانی نظام جمهوری اسلامی ایران به‌نحوی‌که رقابت‌های انتخاباتی منجر به افزایش مشارکت آگاهانه، اعتماد، ثبات و اقتدار نظام شود.
10ـ ارتقاء شایسته گزینی ـ همراه با زمینه‌سازی مناسب ـ در انتخاب داوطلبان تراز شایسته جمهوری اسلامی ایران و دارای ویژگی‌هایی متناسب با جایگاه مربوط از طریق:
1ـ10ـ تعیین دقیق معیارها و شاخص‌ها و شرایط عمومی و اختصاصی داوطلبان در چارچوب قانون اساسی با تأکید بر کارآمدی علمی، جسمی و شایستگی متناسب با مسؤولیت‌های مربوط و تعهد به اسلام، انقلاب و نظام اسلامی و قانون اساسی به‌ویژه التزام به ولایت‌فقیه و سلامت اخلاقی ـ اقتصادی.
2ـ10ـ شناسایی اولیه توانایی و شایستگی داوطلبان در مرحله ثبت‌نام به شیوه‌های مناسب قانونی و متناسب با هر انتخابات.
3ـ10ـ بررسی دقیق و احراز شرایط لازم برای صلاحیت نامزدها با پیش‌بینی زمان کافی در چارچوب قانون هر انتخابات از طریق استعلام از مراجع ذی‌صلاح و پاسخگویی مسئولانه و به‌موقع آن‌ها.
4ـ10ـ اتخاذ ترتیبات لازم برای به حداقل رساندن ممنوعیت حضور داوطلبان شاغل.
5ـ10ـ تعریف و اعلام معیارها و شرایط لازم برای تشخیص رجل سیاسی، مذهبی و مدیر و مدبر بودن نامزدهای ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان.
11ـ نظارت شورای نگهبان بر فرایندها، ابعاد و مراحل انتخابات ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری ازجمله تأیید نهایی صلاحیت داوطلبان، رسیدگی به شکایات و تأیید یا ابطال انتخابات به‌منظور تأمین سلامت انتخابات، جلب مشارکت حداکثری و تأمین حقوق داوطلبان و رأی‌دهندگان با:
1ـ11ـ تعیین سازوکارهای شفاف، زمان‌بندی‌شده و اطمینان‌بخش و فراهم کردن حضور داوطلبان یا نمایندگان آن‌ها در تمام مراحل.
2ـ11ـ پاسخگویی مکتوب در خصوص دلایل ابطال انتخابات و رد صلاحیت داوطلبان در صورت درخواست آنان.
12ـ بهره‌گیری از فناوری‌های نوین در جهت حداکثر سازی شفافیت، سرعت و سلامت در اخذ و شمارش آراء و اعلام نتایج.
13ـ تعیین سازوکار لازم برای حسن اجرای وظایف نمایندگی، رعایت قسم‌نامه، جلوگیری از سوءاستفاده مالی، اقتصادی و اخلاقی و انجام اقدامات لازم در صورت زوال یا کشف فقدان شرایط نمایندگی مجلس در منتخبان.
14ـ ثبات نسبی قوانین انتخابات در چارچوب سیاست‌های کلی و تغییر ندادن آن برای مدت معتنابه، مگر به‌ضرورت و با تصویب تغییرات بارأی حداقل دوسوم نمایندگان مجلس شورای اسلامی.
15ـ پاسداری از آزادی و سلامت انتخابات و حق انتخاب آزادانه افراد و صیانت از آراء مردم به‌عنوان حق‌الناس در قانون‌گذاری، نظارت و اجرا و نیز رعایت کامل بی‌طرفی از سوی مجریان و ناظران و برخورد مؤثر با خاطیان.
16ـ ممنوعیت ورود نیروهای مسلح، قوای سه‌گانه اعم از وزارتخانه‌ها و دستگاه‌های تابعه آن‌ها، دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی، سازمان‌ها، نهادها و شرکت‌های دولتی و نهادهای عمومی در دسته‌بندی‌های سیاسی و جناحی انتخاباتی و جانب‌داری از داوطلبان.
17ـ اجرای انتخابات ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان رهبری و شوراهای اسلامی شهر و روستا توسط وزارت کشور و زیر نظر هیأت اجرایی مرکزی انتخابات به ریاست وزیر کشور، که ترکیب این هیأت و وظایف آن و همچنین ترکیب و وظایف هیأت‌های اجرایی استانی و شهرستانی را قانون مشخص می‌کند.
18ـ تنظیم تاریخ و هم‌زمانی برگزاری انتخابات‌های عمومی به‌گونه‌ای که فاصله برگزاری آن‌ها حدود دو سال باشد و مراحل و سازوکار اجرایی آن تا حد امکان یکسان و متحد صورت پذیرد.

توضیح دادستان رودبار جنوب در خصوص یک ماجرا: هدف سازنده کلیپ دانش آموزان رودباری جلب نظر خیرین بود

توضیح دادستان رودبار جنوب در خصوص یک ماجرا:
هدف سازنده کلیپ دانش آموزان رودباری جلب نظر خیرین بود

پیام ما- دادستان رودبار اعلام کرد که صحبت‌های دانش آموزان رودباری در فیلمی که اخیراً پخش‌شده، با هدف «جمع‌آوری کمک‌های خیرین» بوده است.
واکنش‌ها به جنجال دانش آموزان رودباری ادامه دارد. جنجالی که از ابتدای هفته گذشته و با انتشار خبری با این مضمون که «مدیر مدرسه شهید چمران در روستای مختارآباد شهرستان رودبار جنوب (استان کرمان) برخی دانش‌آموزان را به دلیل ناتوانی در پرداخت تنها 30 هزار تومان پول، شلاق می‌زند و از مدرسه اخراج می‌کند» منتشر شد.
خبر به‌قدری جنجالی بود که سریعاً در فضای مجازی دست‌به‌دست شد اما زمانی جنجال‌ها بیشتر شد که سایت «فردا نیوز» فیلمی منتشر کرد که در آن «دانش‌آموزان تنبیه‌شده این مدرسه، خبر شلاق خوردنشان را تأیید می‌کنند و می‌گویند که در خانواده‌هایی زندگی می‌کنند که بنیه مالی بسیار ضعیفی دارند و قادر به پرداخت شهریه‌های تعیین‌شده از جانب مدرسه نیستند.» این ویدئو به‌مانند تیر خلاصی بود بر آموزش‌وپرورش استان کرمان. به‌خصوص که تعطیلی ایام تاسوعا و عاشورا موجب شده بود رسانه‌های رسمی نتوانند به این قضیه بپردازند و این ویدئو در فضای مجازی موج ایجاد کرده بود.
بااین‌حال پنج‌شنبه گذشته وزارت آموزش‌وپرورش این خبر را تکذیب کرد. در اطلاعیه‌ای که مرکز اطلاع‌رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش‌وپرورش به نقل از استان کرمان منتشر کرد، تأکید شده «فیلم و مصاحبه تنبیه بدنی و اخراج دانش‌آموزان شهرستان رودبار جنوب؛ منتشرشده در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، کذب محض و مغرضانه است.»
همچنین در این اطلاعیه عنوان‌شده که ویدیویی که در آن دانش‌آموزان مدعی می‌شوند کتک‌خورده‌اند «به سفارش عده‌ای و در راستای تخریب نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و دادن وعده‌های عجیب به دانش‌آموزان توسط فردی که با مدیر مدرسه اغراض شخصی داشته، تهیه و منتشرشده است که نحوه صحبت کردن و حرکات دانش‌آموزان در برابر دوربین که بازیگران حرفه‌ای نیستند و نمی‌توانند جلوی خنده خود را بگیرند مؤید ساختگی بودن آن است.» آموزش‌وپرورش همچنین مدعی شده که والدین این دانش‌آموزان از انتشار این فیلم «به‌شدت معترض» هستند.
بااین‌حال دو روز پس‌ازاین اطلاعیه، سهراب سالاری، دادستان رودبار جنوب با اعلام اینکه «با توجه به اهمیت موضوع و حساسیت ایجادشده در افکار عمومی، رسیدگی به این پرونده در دستور کار ویژه دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان رودبار جنوب قرار گرفت و پرونده در شعبه اول بازپرسی این دادسرا در حال رسیدگی است» خبر داده که «طبق تحقیقات به‌عمل‌آمده از سازنده این کلیپ، مشخص گردید این فیلم با رضایت کامل دانش آموزان در جهت جمع‌آوری کمک‌های مالی از خیرین بوده است که متأسفانه با سوءاستفاده عده‌ای سودجو در فضای مجازی منتشر و منجر به ایجاد شایعاتی شده است.»
احمد حمزه، نماینده مردم رودبار جنوب در مجلس شورای اسلامی هم روز جمعه در این خصوص به «پیام ما» گفته بود: «شنیده‌شده یک بنده خدایی می‌خواسته از این طریق نظر خیرین را به خود جلب کند.»
دادستان رودبار همچنین گفته که «قاضی پرونده، کلیپ جعلی منتشرشده در شبکه‌های فضای مجازی در زمینه ایراد ضرب دانش آموزان مدرسه‌ای در رودبار جنوب نسبت به انجام تحقیقات در این زمینه اقدام کرد و از تعدادی از دانش آموزان و اولیای آن‌ها، مدیر مدرسه و تهیه‌کننده کلیپ تحقیق به عمل آورد که تمام دانش آموزان به‌اتفاق ایراد ضرب (هشت ضربه شلاق) را تکذیب کردند.»

شهرداری فشار بر شرکت‌های طرف قراردادش را افزایش می‌دهد پرداخت حقوق کارگران شرکتی شهرداری به‌اضافه بیمه تکمیلی

شهرداری فشار بر شرکت‌های طرف قراردادش را افزایش می‌دهد
پرداخت حقوق کارگران شرکتی شهرداری به‌اضافه بیمه تکمیلی

پیام ما- کمتر از یک هفته از هشدار شهرداری کرمان به شرکت‌هایی که حقوق کارگران شرکتی شهرداری را پرداخت نمی‌کنند می گذرد، معاون شهردار کرمان از این شرکت‌ها خواسته کارگران را بیمه تکمیلی کنند.
هفته گذشته بود که محمدرضا محمدرضا خانی، معاون خدمات شهری شهردار کرمان، با انتقاد از پرداخت نشدن حقوق کارگران شرکتی شهرداری کرمان، شرکت‌هایی را که به تعهدات خود عمل نمی‌کنند، به «برخورد قانونی» تهدید کرد. در نشستی که معاون خدمات شهری شهرداری کرمان با مدیرعامل و معاون بازیافت سازمان مدیریت پسماند و چهار شرکت خصوصی طرف قرارداد شهرداری در بخش تنظیف و حمل زباله برگزار کرد، شرکت‌های طرف قرارداد شهرداری کرمان تعهد دادند تا به‌زودی حقوق‌ها را پرداخت کنند. محمدرضا خانی گفته بود: «متأسفانه طی چند ماه اخیر شاهد تعلل در پرداخت حقوق کارگران از سوی شرکت‌های خصوصی بودیم که در این نشست ضمن اتمام‌حجت با مسئولان این شرکت‌ها، مقرر شد به‌زودی معوقه‌های کارگران پرداخت شود و درصورتی‌که شرکت‌های مربوطه به تعهدات خود عمل نکنند، طبق قانون با آن‌ها برخورد می‌شود.» حالا یک هفته پس‌ازآن جلسه، پایگاه خبری «کرمان نو» خبر داده که صبح دیروز معاون شهردار کرمان در اولین جلسه توجیهی مسئولان واحد طب کار شهرداری و نمایندگان سلامت سازمان‌های تابعه هدف با اشاره به لزوم بیمه کارگران شهرداری از سوی کارفرما گفته شرکت‌های طرف قرارداد شهرداری کرمان باید مجاب شوند گروه‌های کارگری بالای ۵۰ نفر را بیمه تکمیلی کنند.
فایده بیمه تکمیلی
اصولاً سازمان‌ها و شرکت‌های موفق برای بالا بردن رضایتمندی کارکنان خود انواع خدمات رفاهی و درمانی را برای آنان فراهم می‌آورند. زیرا معتقدند که کارکنان راضی به سازمان وفادار مانده و در جهت تحقق اهداف سازمان گام برمی‌دارند. به همین منظور سازمان‌های دولتی و خصوصی که تعداد کارکنان آن‌ها و افراد تحت تکفلشان بیش از ۷۰ نفر باشند، می‌توانند در جهت دستیابی به این هدف، این گروه را تحت پوشش بیمه‌نامه درمان تکمیلی قرار دهند. با این کار سازمان آرامش و اطمینان را در هنگام بروز بیماری یا حادثه به آنان هدیه می‌کند.

هشدار مدیر اداره غذای علوم پزشکی کرمان: همه محصولات غذایی باید نشانگر رنگی داشته باشند

هشدار مدیر اداره غذای علوم پزشکی کرمان:
همه محصولات غذایی باید نشانگر رنگی داشته باشند

پیام ما- مدیر اداره غذای علوم پزشکی کرمان تأکید کرده که همه واحدهای تولیدی «مجبورند» نشانگرهای رنگی را بر روی محصولات خود درج کنند.
منصور قنبری زاده که روز گذشته به مناسبت روز جهانی غذا در نشستی خبری شرکت کرده بود، درج این نشانگرهای رنگی را در کمک به مصرف‌کننده برای انتخاب محصول سالم مؤثر دانست و به همین جهت از اجبار واحدهای تولیدی بر درج این نشانگرهای بر روی محصولات غذایی خبر داد.
این در حالی است که 23 تیر سال گذشته، سازمان غذا و دارو که زیر نظر وزارت بهداشت فعالیت می‌کند، دستورالعملی برای درج این نشانگرها مصوب کرده بود. بر اساس این دستورالعمل، میزان قند، چربی کل، نمک و اسیدهای چرب ترانس موجود در یک محصول غذایی از طریق این نشانگرهای رنگی مشخص می‌شود. سبز، نارنجی و قرمز سه رنگ نشانگرهای تغذیه‌ای هستند و مصرف‌کننده باید در انتخاب مواد غذایی به رنگ‌های نشانگرها توجه کند. بدین ترتیب رنگ سبز، به معنی «کم» و یا «اندک» است. رنگ نارنجی، به معنی «متوسط « است و رنگ قرمز به معنی مقادیر» زیاد» در مواد غذایی است. در این دستورالعمل همچنین میزان قند، چربی کل، نمک و اسیدهای ترانس در محصولات جامد و مایع را بر اساس این نشانگرهای رنگی مشخص کرده است. (برای خواندن این دستورالعمل از رمزینه‌ای که در انتهای مطلب آمده استفاده کنید.)
زمان‌بندی الزام درج نشانگر رنگی
همچنین در دستورالعمل یادشده تأکید شده بود که از ابتدای مهر 94، محصولاتی که هر چهار شاخص نشانگر رنگی آن‌ها سبز بوده، بدون این نشانگر مجاز به عرضه نبودند. محصولاتی که حداقل یکی از شاخص‌های نشانگر رنگی آن‌ها نارنجی بوده، از ابتدای آذر 94 مجاز به عرضه نبودند و از پایان اسفند 94 محصولاتی که حداقل یکی از شاخص‌های نشانگر رنگی آن‌ها قرمز بوده، مجاز به عرضه نبودند و از ابتدای سال جاری هم محصولاتی که ملزم به درج نشانگر رنگی هستند، بدون درج این نشانگر امکان عرضه ندارند. محصولاتی که باید نشانگر رنگی داشته باشند همه محصولات خوراکی و آشامیدنی باید نشانگر رنگی تغذیه‌ای داشته باشند. اما در این میان استثنائاتی هم وجود دارد. درج نشانگرهای راهنمای تغذیه‌ای بر روی آن دسته از محصولات خام کشاورزی که فقط عملیات فرآوری فیزیکی انجام‌شده است و هیچ‌گونه افزودنی یا ماده دیگر اضافه نشده باشد (فراوری نشوند و خالص باشند) اختیاری است. (مانند عرقیات، خرما، ادویه‌جات خالص، عسل، حبوبات و دم‌نوش‌های خالص و طبیعی) و درصورتی‌که فرموله شوند اجباری است. درج نشانگرهای راهنمای تغذیه‌ای بر روی محصولات روغن، شیر و کره الزامی است اما درج نشانگرهای راهنمای تغذیه‌ای بر روی محصولات شکر، قند، نمک و آب مجاز نیست.
به نشانگر رنگی روی محصول غذایی
توجه کنید
زمانی که شما تصمیم به خرید یک محصول غذایی می‌گیرید، این نشانگرها می‌توانند نقش مهمی در انتخاب شما ایفا کنند. نشانگرهای رنگی برای مقایسه دو محصول متفاوت نیست، بلکه برای یک محصول با تولید متفاوت است. به‌عنوان‌مثال شما می‌توانید بین دو بیسکویت و یا دو ماست که از دو کارخانه متفاوت تولیدشده‌اند، بر اساس این نشانگرها مقایسه انجام دهید.

در هفته دهم لیگ دسته یک دوئل وینگو و میشو در شهر پسته

در هفته دهم لیگ دسته یک
دوئل وینگو و میشو در شهر پسته

دهمین هفته لیگ دسته اول ایران جام آزادگان، امروز در شهرهای مختلف کشور به پایان می رسد و تیم ها به مصاف رقیبان خود می روند. استان کرمان امروز سومین و آخرین شهرآورد خود را تجربه می کند که طی آن مس بحران زده رفسنجان در دومین بازی خود با سرمربی جدید خود، از ساعت 15 و در ورزشگاه شهدا رفسنجان میزبان تیم خوب گل گهر سیرجان است. سیرجانی ها که هفته گذشته در ورزشگاه اختصاصی خود با دو گل دقایق پایانی مغلوب میهمان بادران تهران شدند، برای این که از کورس مدعیان قهرمانی و صعود به لیگ یک عقب نمانند، به دنبال پیروزی و کسب سه امتیاز خارج از خانه هستند. در آن سو مس رفسنجان که بعد از کسب نتایج ناامید کننده با علی اصغر کلانتری، هدایت تیم خود را مجددا به سرمربی موفق فصل قبل یعنی میشو کرستیچوویچ سپرد، این تغییرو تحولات هم جواب نداد و نارنجی پوشان شهر پسته در رشت مغلوب میزبان خود، سپیدرود شدند تا همچنان قعر نشین لیگ دسته یک باشد.
این بازی به جز اینکه شهرآورد حساس و داخل استانی محسوب می شود از یک نگاه دیگر هم جالب و قابل توجه است و آن تقابل دو مرد کرووات لیگ یک ایران است. وینگو و میشو که اولی ید طولانی در فوتبال ایران دارد و دومی چند فصلی است که در ایران حضور پیدا کرده، تقابل این دو سرمربی اهل کروواسی بدون شک بر حساسیت های این بازی خواهد افزود. قضاوت این بازی را جواد رحیم زاده به همراه محمد هاشمی نسب، حامد صفایی و علیرضا جلالی به عهده دارند و ناظر داوری، ایرج نظری خواهد بود. اما مس دیگر تیم استان حاضر در لیگ یک که نتایج سینوسی این تیم باعث شده هیچ کس نتواند بازی هایش را به راحتی پیش بینی کند، امروز میهمان خیبر خرم آباد خواهد بود. این دو تیم که قرار بود چند هفته قبل درچارچوب بازی های جام حذفی به مصاف یکدیگر بروند و به دلیل انصراف تیم خرم آبادی و صعود مس به مرحله بعد، امروز مجددا در قالب بازی های لیگ به هم خورده و باید از ساعت 15 در خرم آباد رو در روی یکدیگر قرار گیرند.
مس هرچند با برد دشوارخانگی هفته گذشته که مقابل پارس جنوبی جم کسب کرد، تا حدودی از حاشیه دور شد و به جایگاه دهم جدول صعود کرد ولی در کل نتایج این تیم باب میل مردم و تماشاگران و هواداران کرمانی نبوده و انتطارات از این تیم با سرمربی سرشناس خود بیشتر از این است، هرچند در گفته های صحبت های مدیرعامل و مسئولان این تیم مدام این جمله تکرار می شود که این تیم برای صعود بسته نشده وبا این هزینه ها نمی خواهیم صعود و سقوط داشته باشیم( صحبت هایی که کمی غیر منطقی به نظر می آید و چندین تیم با نصف این هزینه به لیگ برتر صعود کرده اند) با این حال امیدواریم دوستان از بکار بردن این گونه جملات و صحبت ها حذر کنند تا بیش از این بذر ترس و واهمه و اضطراب و یاس و ناامیدی را در تیم نکارند و برای صعود بجنگند. بهنام داداش‌وند و فرزاد حسین‌خانی غایبان مس کرمان در این بازی هستند وبقیه نفرات برای این بازی مشکلی نخواهند داشت.
در آن سوی میدان خیبر خرم آباد پس از پیروزی خارج از خانه مقابل نفت مسجد سلیمان، با روحیه خوب به مصلاف لاله های نارنجی کویر می رود. این تیم هم اکنون از 9 بازی خود صاحب 8 امتیاز است و سخت به دنبال جبران مافات و جبران امتیازات از دست داده می باشد تا کمی به وضعیت خود در جدول رده بندی سر وسامان بدهد.
با نگاهی اجمالی به آمار و عملکرد دو تیم در هفته های گذشته متوجه می شویم که کفه ترازو کمی به سود نارنجی پوشان کرمانی سنگینی می کند، تیم خیبر طی 9 دیدار گذشته 6 بار دروازه حریفان را گشوده است در حالی که 10 بار نیز دروازه خود را باز شده دیده است، اما تیم مس کرمان در مصاف با رقبا ۱۰ بار موفق به فتح دروازه تیم های مقابل شده است و 9 بار نیز توپ از خط دروازه اش عبور کرده است.
این بازی را احمد صالحی با کمک فرزاد بهرامی، محسن سلطانی و روح اله تیموری قضاوت خواهند کرد و ناظر داوری، بابک وسیله بر است.
برنامه و داوران سایر بازی ها به شرح ذیر است؛
فولاد یزد – سپیدرود رشت / ساعت 15:00 – ورزشگاه شهید نصیری یزد
موعود بنیادی فر – محمدرضا طالبی – براتعلی مولوی – عقیل جهانبازی/ ناظر داوری: فرشید افشار
خونه به خونه مازندران – نفت مسجد سلیمان / ساعت 15:00 – ورزشگاه هفتم تیر بابل
سیدمهدی سیدعلی – حسن انتظاری- جواد قنبریان – مصطفی بینش / ناظر داوری: بهرام تقوی
آلومینیوم اراک – اکسین البرز / ساعت 15:00 – ورزشگاه امام خمینی اراک
پیروز سیف اله پور – حسین رحیمی پور – محمد نوری- حسین زمانی / ناظر داوری: زاهد بحرینی
ملوان بندرانزلی – نساجی مازندران / ساعت 15:15 – ورزشگاه تختی انزلی
محمدرضا فغانی – حمید کنعانی – امیر مبشر – ناصر جنگی / ناظر داوری: ابراهیم میرزابیگی
بادران تهران – فجر سپاسی شیراز / ساعت 15:15 – ورزشگاه اکباتان تهران
مهدی شجاعی – حمزه سلیمی – رضا نجفی مجد – مهدی نجار / ناظر داوری: علیرضا رجب لو
پارس جنوبی جم بوشهر – راه آهن تهران / ساعت 15:30 – ورزشگاه تختی جم
وحید کاظمی – تورج عیوض محمدی-حمید نادری- عباس صادقی/ناظر داوری: سعید بطحایی
استقلال اهواز – ایرانجوان بوشهر /ساعت 15:45 – ورزشگاه تختی اهواز
داود محرابی – مهدی الوندی – امید افخمی – امید جمشیدی / ناظر داوری: صفدر احمدی

گزارش سفر خبرنگار پیام‌ما با دوچرخه از ایران تا قفقاز از شوروی تا مافیا در تفلیس

گزارش سفر خبرنگار پیام‌ما با دوچرخه از ایران تا قفقاز
از شوروی تا مافیا در تفلیس

قرار بر این شد که ماجرای تفلیس را در این مطلب ادامه بدهیم و پیام‌مایی‌ها هم سرشان برود حرف‌شان نمی‌رود و در نتیجه ماجرای تفلیس را با مردم پی‌می‌گیریم میزبانان من زن و شوهری میانسال بودند که خانه‌را به مهمان‌خانه‌ی زیبایی بدل کرده بودند و حالا چیزی بین گالری نقاشی و مهمان‌خانه داشتند، گئورگ و مایا انسان‌های دوست‌داشتنی و بسیار مطلعی بودند از تاریخ و جغرافیای گرجستان گرفته تا علوم سیاسی، اگر غافل می‌شدی و کنار یکی از آنها می‌نشستی خواه نا خواه ماجرایی پیش می‌آمد و ناگهان خودت را زیر رگبار اطلاعات ایشان می‌دیدی و جالب اینجاست که گئورگ هرچند در دانشگاه جغرافی درس می‌داد اما علاقه‌ی زیادی به زبان‌شناسی داشت و هر روز چند کلمه‌ای فارسی به من می‌گفت و با ذوق و شوق اضافه می‌کرد اینها کلماتا مشترک ماست ببین شما می‌گویید سفره و ماهم می‌گوییم سوپره یا شما می‌گویید میدان و ماهم دقیقا می‌گوییم می‌دان و بالاخره یک نفر در طول این سفر پیدا شده بود که بعد از شنیدن اینکه من ایرانی‌هستم علاقه‌ای نشان بدهد و از ایران بپرسد و از گرجی‌هایی که در فریدون ساکن هستند بگوید و در کل ایران برایش جذاب باشد(بماند که خیلی از هموطنان دل‌شان نمی‌خواهد این جملات را بشنوند و بیشتر دوست‌دارند فکر کنند ما در مرکز جهان قرار داریم و از شما چه پنهان من هم دوست داشتم که چنین بود اما واقعیت با علایق ما فاصله دارد)
مایا همسر دوست‌داشتنی گئورگ زنی میانسال بود که ۱۵ سال در دوران حکومت شوروی سابق بر گرجستان در کتابخانه‌ای مشغول به کار بود و وقتی که از او پرسیدم وضعیت در آن زمانه چگونه بود؟
گفت:”چیزهای خوب و چیزهای بد با هم جمع شده‌بودند برای مثال همه‌ی ما صاحب شغل بودیم و هرچه می‌خواستیم می‌توانستیم داشته باشیم هرچند به واسطه‌ی نداشتن رابطه با بیرون از اتحاد جماهیر شوروی چیزهایی که می‌توانستیم داشته باشیم بسیار محدود بود اما برای مثال حتی اگر آپارتمانی در پایتخت می‌خواستیم به راحتی می‌توانستیم پس از اندکی کاغذ بازی برویم و در آپارتمانی در تفلیس زندگی کنیم و فقط کافی بود ثابت کنیم که ما مشغول کار هستیم اما مساله این بود که کاری انجام نمی‌شد برای مثال کتابخانه‌ای که من در آن کار می‌کردم حدود ۲۰۰ کارمند داشت باور می‌کنی ۲۰۰ کارمند در یک کتابخانه که حداکثر نیاز به ۱۰ نفر داشت، اما باید همه را سر کاری می‌گذاشتند تا آمارهای‌شان درست دربیاید در نتیجه اصولا کسی کار خاصی نمی‌کرد برنامه‌ی ما هر روز این بود که اول در کتابخانه صبحانه درست کنیم و دور هم بخوریم و سپس چند ساعتی قهوه می‌نوشیدیم و ورق بازی می‌کردیم و بعد هم وقت ناهار می‌رسید و خلاصه داستان ادامه داشت اما کشور که اینگونه اداره نمی‌شد بعد از فروپاشی بلوک شرق هم مشکلات بیشتر شد و بیکاری و فساد بیداد می‌کرد و اوضاع واقعا بدی بود پلیس رسما باج و رشوه می‌گرفت و مافیا همه‌جا بود و ممواد مخدر به راحتی دردسترس قرار داشت و خلاصه زندگی به شدت سخت بود اما از زمانی که ساکاشویلی رئیس جمهور شد به سرعت مشکلات حل شد و کشور در راه آبادانی قرار گرفت برای مثال او دستور داد عده‌ی زیادی جوان را استخدام کردند و به دوره‌های آموزشی بردند و ناگهان یک‌روز سهم بسیار زیادی از افراد پلیس را بازنشسته کرد تا هم چهره‌ی پلیس را تغییر بدهد و هم با فساد مبارزه کند و از همه مهم‌تر بتواند جلوی مافیا را بگیرد،‌ و کاملا هم موفق بود چرا که برای مثال اگر با پلیس قدیمی سرو کارت می‌افتاد و طرف می‌خواست جریمه‌ات کند کافی بود مبلغ جریمه را نصف کنی و مثلا بجای ۱۰ لاری جریمه ۵ لاری به جیب افسر پلیس بگذاری و همه شاد و خندان به راه‌شان ادامه بدهند اما به محض ایجاد این تغییرات در بدنه‌ی پلیس کل داستان شکلی بسیار خوب به خودش گرفت۱۰ سال پیش اگر تو با دوچرخه‌ات وارد تفلیس می‌شدی امکان نداشت بدون دردسر به خانه‌ی ما برسی اما الآن می‌توانی دوچرخه را ساعت‌ها کنار خیابانی بگذاری و زحمت قفل کردنش را هم به خودت ندهی.”
مساله‌ای که برای من خیلی جالب بود ااین بود که تقریبا تمام کسانی که می‌توانستند انگلیسی صحبت کنند از ساکاشویلی دفاع می‌کردند و می‌گفتند او خدمات بزرگی به کشور انجام داده و هرچند اشتباهاتی هم داشته اما خیر او از شرش بسیار بیشتر بوده اما کسانی که نمی‌توانستند انگلیسی حرف بزنند فقط می‌گفتند: ساکاشویلی نو، ساکاشویلی بد.
حدس می‌زنم این خودش نشانه‌ای باشد، به هرحال به انتخابات پارلمان گرجستان نزدیک است و جو هم به شدت سیاسی است و هرجا که می‌روی بحث و جدل است بر سر حزب حاکم و جناح مقابل اما از این بخش سیاست که بگذریم سیاست روی دیگری هم در گرجستان دارد و آن هم تبعیض و نژاد پرستی است اشتباه نکنید گرجی‌ها مهربان‌ترین و مهمان‌نواز ترین مردمی هستند که پس می‌توانند با ایرانی‌ها در زمینه‌ی خفه‌ کردن مهمان با مهربانی رقابت کنند اما یک مساله‌ مهم دارند و آن هم اینکه با ارامنه مشکل دارند و من درک نمی‌کنم چرا؟ بین ترکیه و آذربایجان که کشورهای مسلمانی هستند من فکر می‌کردم مسیحیت باعث نزدیک شدن این دو خلق شود اما اشتباه می‌کردم و حتی برای یکدیگر جک هم می‌سازند و مثلا می‌گویند ارمنی‌ها خسیس و چیپ هستند برای مثال: “کودکی ارمنی کنار رودخانه‌ای مشغول بازی بوده که به آب می‌افتد و مادرش هم کنار رود به فغان و آه و زاری می‌نشیند که: شمارا به خدا بچه‌ام را نجات دهید.
جوانی گرجی خودش را به رود رسانده و قهرمانانه تن به آب می‌زند و با هزار مصیبت پسرک را نجات می‌دهد و به آغوش مادر باز می‌گرداند و مادر به محض دیدن کودکش چنگی به صورتش می‌زند و به قهرمان ماجرا می‌گوید: ای وای کلاهش کو؟”
و البته گروه بعدی که شامل این برخوردها می‌شوند روس‌ها هستند هرچند که سهم زیادی از توریست‌هایی که به گرجستان می‌آیند روس هستند و مردم هم به شدت با آنها مهربان‌اند و رسم مهمان‌نوازی گرجی را بجا می‌آورند اما این اوضاع تا لحظه‌ای ادامه دارد که بحث سیاسی در نگرفته و دوستان روس حرفی از مناطق اشغال شده توسط دولت روسیه و اینگونه مسائل به میان نیاورده‌اند که من شاهد صحنه‌ای غریب بودم که روایتش می‌ماند برای مطلب بعد که ماجرای شهر گوری و موزه و خانه‌ی استالین را پیش‌کش‌تان می‌کنم.

مناسبت

سالگرد واقعه 24 مهر
در مسجد جامع کرمان
مراسم گرامی داشت این واقعه امشب در مسجد جامع کرمان و با سخنرانی حجت الاسلام سازندگی برگزار می‌شود.

کرمان کنسرت

کرمان کنسرت
وب سایت کرمان کنسرت اولین و تنها مرجع فروش الکترونیکی بلیط با امکان انتخاب صندلی در استان کرمان است. کرمان کنسرت آمادگی خود را برای همکاری با برگزار کنند گان کنسرت و سایر رویدادهای فرهنگی و هنری اعلام می دارد. کرمان کنسرت تنها یک مرجع فروش بلیط نیست بلکه می توانید فروش بلیط را در چند نقطه به صورت آنلاین مدیریت کنید.
www.kermanconcert.com
09352520005

نگاهی به مجموعه شعر« بی تویی» سروده بیژن ادبی من اشک می ریسم در دوک بغض هام

نگاهی به مجموعه شعر« بی تویی»
سروده بیژن ادبی من اشک می ریسم در دوک بغض هام

فقدان یا کمبود اندیشه و معنا یکی از آسیب های جدی شعر امروز ما است. ظهور و بروز شکل گرایی افراطی و تئوری محوری و تقلیل شعر به فرم و زبان در دهه های اخیر شعر امروز را از اندیشه و معنا تهی ساخته و آن را به انتزاع برده است. اگر چه به طور کلی شعر حادثه ای زبانی است و تعویق معنا توسط فرم به شعر منجر می شود اما آن چه مهم است طول تعویق مذکور برای رسیدن به یک فرم زیبا است. فرم شعری زیبا فرمی است که تعویق معنا در آن به شکلی متعادل اتفاق افتاده باشد و آشنایی زدایی آن در سطح معنا و لایه های عمقی زبان متعادل پیش برود و این تعادل منجر به شعری بشود که دغدغه های فرمی و زبانی که لازم و ملزوم یکدیگرند را با هم داشته باشد و از بام هیچ کدام نیفتد. شعری که هسته مرکزی و فونداسیون آن تخیل ، تصویر، ایجاز و کشف باشد. اگر مجموعه شعر «بی تویی» سروده بیژن ادبی را در ترازوی پیش گفته قرار دهیم می توان گفت که شعر بیژن ادبی عمدتا شعر مفاهیم ومعنا ها است و هسته مرکزی و نقطه عزیمت آن بر اندیشه ها و افکار شاعر استوار است. آشنایی زدای در اکثر شعرهای این مجموعه در مفاهیم صورت پذیرفته است مفاهیمی چون عشق، انسان، آزادی و برابری که شاعر دل در گرو آنها دارد.
ادبی در این مجموعه شعر شاعری است که نسبت به آن چه در پیرامون او می گذرد بی تفاوت نیست و شاید بتوان گفت شعر او از این منظر شعری متعهد و اجتماعی است نمونه هایی از این دغدغه های اجتماعی در شعر او کم نیستند از جمله« این شهر عادت دارد/ همیشه زخم هایش را سرشماری کند» ،« چرکابه ای از خشم در رگان توست/ و داغ خان مسلسل بر لبان ات»، « پا پس کشیدن جلاد/ از سر بریدن نسترن/سناریوی آخر طوفان است»، « در کوچه باغ / گنجشک های بی سر/ بر فراز انار گس/ از طعم سرب پر و خالی می شوند» و …
عشق ، مرگ، تنهایی ،نوستالژی وجه غالب بیشتر شعرهای این مجموعه است
و این نشان می دهد که این شعرها از مضمون و محتوای شاعرانه چیزی کم ندارند و باید فرم خاص و شخصی شان را پیدا کنند « – بر آیین او چشم دوختن به انقراض عشق / – بر آیین او گریستن در باران»، « در بی تویی ، کلمه از خاک سر بر نمی دارد»، « انجیرستانی از لب های تو فراهم است» ،« و عشق، امکان بوسیده شدن است…/ در صحراکاری لاله های واژگون» و ….
زبان و لحن شعر بیژن در این مجموعه ، مطنطن و حماسی است او حرف خودش را می زند اگر چه شعاری و خطابه ای شدن شعر از آسیب های آن است اما در مجموع و به صورت نسبی مجموعه شعر « بی تویی» حرکت به سوی یک تشخص زبانی را آغاز کرده است که این توانایی بالقوه می تواند در تجربه های آینده شاعر بالفعل شود.

شعرهای مجموعه «بی تویی» بر دو عنصر اساسی معنا و روایت بنیان نهاده شده اند می گویند شعر معنای مستقیم نیست بلکه معنای معنا یا معنای معناهاست در اکثر شعرهای مذکور آشنازدایی از معنا در لایه های سطحی زبان اتفاق می افتد و معنا تا رسیدن به بیان غیرمستقیم ، چند لایه و رسیدن به شعر به تعویق نمی افتد.روایت نیز به همین شکل خطی ، ساده و مستقیم است و خواننده را با تو در تویی و شکست روایت با نا به هنگامی مواجه نمی سازد.
اگر ایجاز و انقباض را از مولفه های شعر آزاد بدانیم در برخی از کارهای این مجموعه اطناب و اطاله کلام دست شعرها را کاملا رو کرده است و با بسط غیر ضروری شعر، فرصت سپید خوانی و تخیل معلق را از مخاطب گرفته است . از جمله این شعرها که نیاز به فشردگی و قبض بیشتری دارند شعرشماره 61 این مجموعه است که شعر شروعی موفق دارد « مقرر شد پیچ امین الدوله هم چنان بپیچد» اما از سطر چهارم شعر با یک دیالوگ غیر ضروری و پرداختن به سطوری که با تمامیت شعر به ساختار ارگانیکی نمی رسند از مسیر اصلی خود خارج شده است. همچنین در شعر شماره 43 از سطر چهارم به بعد شعر به پرگویی افتاده است و انرژی شاعرانه شروع و پایان موفق آن توسط سطور میانی تقلیل یافته است.
با مروری بر اکثر شعر های این مجموعه می توان دریافت که در برخی از شعرها تتابع اضافات مکرر ، خطابه ای و شعاری شدن لحن شاعر ، استفاده از کلمات و ترکیباتی غیر امروزی، تقطیع نامناسب و اضافه های استعاری غیرضروری از جمله نقاط ضعف این مجموعه است که نمونه هایی از آن عبارتند از « مدهوش ناتوقف دقایق ماندن»، « تسلای بغض باستانی ابرهاست»، « بر فراز شانه های اشک بار جماعت» و …بیژن باید فکری به حال این ترکیبات اضافی و وصفی پر شمار و غیر ضروری شعرش بکند. با این وجود شعرها و سطر های شاعرانه ای که نشان از ذات شاعرانه، جان غمگین و دیگری اندوهگینی که در او ایستاده است مجموعه شعر «بی تویی» را خواندنی کرده است سطرهای خیال انگیز ی چون « و ماهیان دربه در در سیلاب اشک ها یشان غرق می شوند» ،« من اشک می ریسم در دوک بغض هام…»، « چشم کشیده آهویی/ دندان گرگ ها را تفسیر می‌‌کند» « در من تفنگداری ست / که ستاره های دنباله دار شانه اش ، خاموش می میرند » و….
با نگاهی کلی به مجموعه شعر « بی تویی» می توان گفت بیژن ادبی ذاتا شاعر است و شعر او دغدغه های بزرگ انسانی و اجتماعی را دارد. او شاعری اهل دانش و تفکر است و خواهد توانست با تجربه های بیشتر، گسترش دایره ی واژگانی ، ورورد به فضاهایی مخیل تر و به روز تر و همچنین استفاده از تصاویر و کشف های نو، اندیشه ها و مضامین ذهنی اش را در فرمی شاعرانه تر به فعلیت برساند و به نام و جایگاهی شایسته در شعر امروز دست پیدا کند.