بایگانی مطالب نشریه
گیلانی در انتقاد از «ابوالپل» شدن کرمان: شروع نکنید، به اندازه کافی پروژه بدون قرارداد شروع کردهایم
گیلانی در انتقاد از «ابوالپل» شدن کرمان:
شروع نکنید، به اندازه کافی پروژه بدون قرارداد شروع کردهایم
جلسه علنی شورای شهر کرمان شامگاه یکشنبه با حاشیههای فراوانی همراه بود. در این جلسه سعید گیلانی در واکنش به ساخت تقاطعهای جدید در کرمان، شهر کرمان را ابوالپل (پدر پلها) نامید. همچنین شورای شهر کرمان به دنبال تصویب مصوبهای در تاریخ 11 مهر سال جاری در خصوص تفاهمنامهای با شرکت جهاد نصر در این جلسه با حاشیههای فراوان همراه شد و اختلافنظرها بالا گرفت.
در ابتدا معاون فنی عمرانی شهرداری کرمان گفت: «با توجه به تفاهمنامهای که اخیراً شهرداری با جهاد نصر تا سقف ۱۰۰ میلیارد تومان در خصوص اجرای سه تقاطع چهارراه «نیکزاد»، سهراه «اللهآباد» و روبروی پایانه مسافربری و همچنین اجرای آسفالت معابر سطح شهر و تأسیس پارک «شهدای غواص» قرارداد بسته است که در جلسه شورا نیز با آن موافقت شده است، مقرر شد در این جلسه مشاورین جهاد نصر چند طرح را برای اجرای تقاطعها ارائه دهند و برآوردها صورت گیرد.» محمدرضا فرقانی ادامه داد: « بعدازاینکه با بستن تفاهمنامه از سوی شورا موافقت شد جهاد نصر با داور، مشاور شرکت جهاد نصر که مشاور پل «مسجد صاحبالزمان(عج)» هم بودند قرارداد بستند و طرحهای پیشنهادی آمادهشده که ارائه میدهند.» مؤذنزاده مدیر پروژه و نماینده شرکت «جهاد نصر» نیز در ادامه صحبتهای فرقانی گفت: « طبق توافقات صورت گرفته با شهرداری مقرر شد سه پل نامبرده به ترتیب اولویتی که مشخص شد، اجرا شوند همچنین بحث آسفالت سطح شهر و تأسیس پارک «شهدای غواص» که فاز 1 و 2 آن آماده اجرا است اگر نهایتاً به بستن قرارداد با شرکت «جهاد نصر» منجر شود، در روزهای آینده کار ما در خصوص پارک شروع میشود.» مدیر پروژه و نماینده جهاد نصر اظهار کرد: « مطالعاتی در خصوص اجرای فاز 1 تقاطع روبروی پایانهها انجامشده است و با بستن قرارداد به سمت اجرای تقاطع چهارراه نیکزاد میرویم. هرکدام از این پلها سه طرح پیشنهادی دارند. امروز مهندس داور، توضیحات را میدهند و هرکدام از طرحها که مورد تائید قرار گرفت ما مطالعات را شروع میکنیم و در اسرع وقت و با توجه به قرارداد (EPCF) که با شرکت جهاد نصر دارید، روند کار طبق قرارداد پیش میرود.»
شروع اعتراض از آقای همیشه ساکت
علی منصوری در ادامه خطاب به بابایی گفت: « چرا این سه تقاطع مدنظر قرارگرفته است؟ آیا بر اساس اولویت ترافیکی و یا بحث کارشناسی تصمیم گرفتهشده که در این سهنقطه اجرای تقاطع نیاز است؟ میخواهم قبل از اینکه مهندس مشاور وارد جزئیات طرح شود توضیحی داده شود دلیل انتخاب این سه تقاطع چیست؟» البته علی منصوری که تا پیش از این و زمانی که نائب رییس شورا بود همیشه ساکت بود و یا در نقش موافق ظاهر می شد، ترجیح داد حالا که به انتخابات دور آینده شورای شهر نزدیک می شویم، سکوت خود را بشکند تا اید از این طریق به مطبوعات و رسانه ها راه پیدا کند و از سوی همشهریان دیده شود. علی بابایی در پاسخ به منصوری گفت: « با توجه به اینکه در رینگ شهر کرمان تقاطعهای غیرهمسطحی اجراشده بود ما فقط در سهنقطه، سهراهی «شرفآباد» که شرکت «شهید رجایی» طرحی را ارائه کردند که به دلیل هزینهبر بودن مورد تائید قرار نگرفت و مقرر شد طرح جدیدی را چهارشنبه ارائه دهند و اگر مورد تائید قرار گیرد کار شروع میشود. نقطهی بعدی سهراه «سیلو» بود که نتوانستیم از فرماندهی انتظامی مجوز برای انجام کار را بگیریم و نهایتاً چهارراه «نیکزاد» بود که مشکل اساسی داشتیم.» شهردار کرمان افزود:« در جلوی پایانه مسافربری هم بر اساس مکاتبههای راهنمایی رانندگی و تأکید شورای ترافیک تصمیم گرفته شد که در این محل تقاطع غیرهمسطح اجرا شود و تمامی تصمیمها برای اجرای سه تقاطع نامبرده بر اساس طرح تفضیلی، مصوبات شورای ترافیک و پیشنهادهایی که گروه مهندسین مشاور طرح جامع ترافیک شهر داده بود، گرفتهشده است.» وی تصریح کرد:« ما پیشنهادات خود را مطرح کردیم و اگر اعضای شورا پیشنهادی دارند مطرح کنند تا موردمطالعه قرار گیرد زیرا مجموع سه تقاطع به 70 میلیارد نمیرسد و این امکان وجود دارد که تقاطع دیگری به این سه تقاطع اضافه شود.» منصوری در ادامه در خصوص تقاطع کشاورز گفت:«ما با گروه شهید رجایی سقف قراردادی داشتیم، اما متأسفانه قرارداد این تقاطع هنوز بسته نشده است درصورتیکه کار شروعشده است و ممکن است ما در عمل انجامشده قرار بگیریم و مجبور به پذیرش شرایط آنها شویم.»
گیلانی: شروع نکنید، به اندازه کافی پروژه بدون قرارداد شروع کردهایم
مهندس داور، مشاور شرکت جهاد نصر توضیحاتی را در خصوص طرحهای پیشنهادی ارائه کرد که در ادامه با مخالفت تعدادی از اعضای شورا در خصوص اصل قرارداد روبرو شد. سعید گیلانی در این خصوص گفت: « به نظر من ورود به بحث فنی اجرای تقاطعها خارج از دستور کار جلسه است و سؤالاتی هنوز در خصوص نحوه قرارداد در ذهن اعضای شورا و خبرنگاران وجود دارد که مبهم مانده است و تقاضا دارم اول تکلیف جزییات قرارداد مشخص شود و بعد مشاور شرکت جهاد نصر توضیحات را ارائه دهد.» شهردار کرمان در پاسخ گفت: « اجازه دهید صحبتهای مشاور شرکت جهاد نصر تمام شود بعد در مورد جزییات صحبت خواهیم کرد.» گیلانی در پاسخ گفت: «ما کلیات طرح را میدانیم و فکر میکنم بهتر است در خصوص جزییات صحبت شود و مشخص شود تأمین مالی این پروژه چگونه صورت میپذیرد؟» علیاکبر مشرفی، رییس شورا در پاسخ به گیلانی گفت: « ما حرف شمارا کاملاً قبول داریم اما اجازه دهید مشاور شرکت جهاد نصر توضیحات را ارائه دهد زیرابههرحال زحمتکشیدهاند.» مشاور شرکت جهاد نصر به توضیحات خود ادامه داد که گیلانی به میان آمد و گفت: « میگویید کار شروع شود درصورتیکه هنوز در خصوص جزییات صحبتی نشده، تقاضا دارم تا مشخص شدن جزییات قرارداد کاری شروع نشود زیرابه اندازه کافی [پروژه بدون قرارداد] شروع کردهایم.»
چه تضمینی وجود دارد جهاد نصر مناقصه را ببرد؟
گیلانی تصریح کرد: «هنوز تناقضاتی وجود دارد، با توجه به اینکه رییس شورا و شهردار تقاضای اتمام پل سیدی را داشتند و حالا صحبت از یک قرارداد 100 میلیاردی است آن هم در شرایطی که وضعیت دیگر پروژههای خاتمالانبیا(ص) مشخص نیست بهتر است تصمیمات عاقلانه گرفته شود نه عجولانه. نکتهی بعد این است که اگر قرار است مناقصه انجام شود همه باید شرکت کنند ممکن است شرایطی دیگری پیش آید و دیگر مشکلی که با قرارگاه خاتم داشتیم نداشته باشیم، با توجه به اینکه قرارداد بهصورت ترک تشریفات مناقصه است.» در این هنگام شهردار و رییس شورا به میان آمدند و گفتند: «به این صورت نیست» ، که موجب تعجب گیلانی شد و گفت: «تا این لحظه نمیدانستیم از طریق مناقصه است و حالا اگر اینطور است چه تضمینی وجود دارد که شرکت جهاد نصر برنده مناقصه شود؟ به نظر من اول مناقصه برگزار شود.»
بابایی در پاسخ گفت: « یک فراخوان عمومی به چند شرکت که میشناختیم دادیم و در جلسهای حضوری صحبت کردیم مقرر شد فراخوانی داده شود که بقیه شرکتها هم حضورداشته باشند. شرکت «جهاد نصر» اعلام آمادگی کرد که 100 میلیارد تومان برای پروژههای شهری بهصورت قرارداد(EPCF) * کار انجام دهد. تاکنون در شهر کرمان قراردادی بهصورت (EPCF) انجامنشده و تفاوت آن در تأمین مالی پروژهها است که توسط شرکت «جهاد نصر» صورت میگیرد و کار پروژه که تمام شد تقسیط صورت میگیرد و هزینهها را پرداخت میکنیم.» وی با اشاره به اینکه اینجور قراردادهایی در شهر کرمان در نوع خودش کمنظیر است، گفت: « ما از جهاد نصر تقاضای حضور کردیم. این تأمین مالی هیچ تداخلی با دیگر پروژهها و حقوق کارمندان شهرداری ندارد و حتماً مناقصه هم برگزار خواهد شد. میخواهیم رقابتی ایجاد شود و اگر پیمانکاران دیگر هم علاقهمند هستند فضای همکاری وجود دارد و بهجز این پروژهها، پروژههای دیگری هم وجود دارد و الان در خصوص سه پروژه مطرحشده پیشطرحی آمادهشده و اگر با طرحها موافقت شد پیشنویس قرارداد هم میآوریم و برآورد قیمت انجام میشود سپس در خصوص تقسیط صحبت خواهیم کرد.» منصوری در ادامه گفت: « چطور وقتی هنوز کسی مناقصه برنده نشده طرح ارائه میدهد؟» مشرفی پاسخ داد:« ما در این جلسه فقط میخواهیم برآورد انجام دهیم و حدود هزینهها را مشخص کنیم و بعد کار را بر اساس این نتایج به مناقصه میگذاریم و اگر شرکت جهاد نصر برنده نشد هیچ حقی بر گردن شورا ندارد.»
منصوری در خصوص اجرای تقاطع غیرهمسطح در سهراه اللهآباد اعتراض کرد و پنجعلی زاده نیز گفت: «باز شدن سهراه اللهآباد بهزور بوده است» بابایی در پاسخ گفت: «مجبور بودیم بر اساس مصوبه شورای ترافیک این مسیر را بازکنیم به دلیل تصادفاتی که اتفاق میافتاد.»
یکشبه پروژه جدید تصویب نکنید
گیلانی خطاب به شهردار و رییس شورا گفت: «یک سال پیش هشت تا پروژه مصوب کردید و سه یا چهار تا را به دلایلی حذف کردید و خواهش داریم که یکشبه پروژههای جدید مصوب نکنید. برای تصویب پروژههای جدید باید نماینده شورای ترافیک هم حضورداشته باشد.» بابایی در پاسخ گفت: «۶۰۰ میلیون تومان دادیم تا طرح شورای ترافیک تهیه شود. » اعضا خواستند که طرح به شورا هم ارائه شود. گیلانی گفت: « امروز با صدای بلند اعلام میکنم اگر روزی گرههای کور شهر و شهرداری را به چالش کشید ما اعلام میکنیم در شورا آقای مهندس و شهردار شما 400 میلیون تومان قرارداد با خاتمالانبیا(ص) را متقبل شدید و شما همهی شهر را کارگاه کنید ولی خواستاریم گرههای کور دامن این شورا را نگیرد.» مشرفی گفت: «جهاد نصر فقط برای برآورد مبلغ سه پروژه پیشنهادی در این جلسه حضور پیداکرده است تا مناقصه را برگزار کنیم.» گیلانی در پاسخ گفت: «قانون این است که اول مشاور بگیرید که طراحی پلها را انجام دهد و میگویید که مشاور هزینه نمیگیرد، مشاوری که هزینه نگیرد میشود مثل «گارنو» در حال حاضر مشاور گارنو ۶ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان پول میخواهد بابت کاری که انجام داده است، این مشاوره هم نشود مثل مشاور «گارنو».» مؤیدی نیز گفت: « در مناقصه همان کسی که شرایط بهتری ارائه دهد برنده است.» در پایان مصوب شد شهرداری کار را به مناقصه گذارد و نتیجه را به شورا دهد. درنهایت مصوب شد علی منصوری، سعیدگیلانی، یاسین پنجعلی زاده، منصور ایرانمنش و یوسف جعفری در خصوص نوع تقاطعهایی که در سهراه نیکزاد، سهراه اللهآباد و روبروی ترمینال و تقاطع 24 مهر در کارگروهی تصمیمگیری کنند و بعد از مناقصه به شورا ارائه شود.»
شهر کرمان «ابوالپل» شده است
گیلانی در اعتراض به ساخت تقاطعهای جدید گفت: « اصلاً باید شهر کرمان را به ابو الپل(پدر پلها) تغییر نام دهیم.» مشرفی نیز گفت : «اگر هرکسی پیشنهادی دارد در اختیار کارگروه اعضای شورا قرار دهد.»
بگومگو
حجتالاسلام ربانی زاده سخنگوی شورا گفت: «من متعجبم از جسارت و دل و جرات مهندس بابایی که شهرداری بار مالی پروژههای قرارگاه خاتم (ص) هم بر دوشش است، آمده است پروژههای جدید را قبول میکند. این را میخواهم تحسین کنم.» در ادامه منصوری به میان آمد و خطاب به ربانی زاده گفت : « شما همیشه مخالف شروع پروژههای جدیدی بودید اما الان میگویید موافقید و تشکر میکنید، واقعاً برای من عجیب است.» سخنگوی شورا در پاسخ به منصوری گفت: « من عذرخواهی میکنم و این بیادبی است که به میان حرف من میپرید. دیگر حرفی ندارم.» ربانی خطاب به رییس شورا گفت:« من خواهشی از اعضای محترم شورا دارم که حرمت یکدیگر را نگهدارند.» مشرفی گفت:« من از شما عذرخواهی میکنم.» ربانی افزود: «ادب چیز خوبی است.» منصوری گفت: « منظورتان چیست؟ ما در صحبتهای شما تناقضهایی دیدیم.» ربانی نیز در پاسخ گفت: « با عرض ادب و احترام باید بگویم ما باید برای جایگاه همدیگر ارزش قائل شویم. شما نگذاشتید حرف بنده به نتیجه برسد بعد اعتراض کنید.» منصوری نیز گفت: «ما با یک بحثی بر اساس صحبتهای شما مخالفت کردیم اما شما الان خلاف آن حرف میزنید.»
پرداخت 4 میلیارد تومان به «گارنو» برای مشاوره 4 پل
مشرفی در خصوص پل امیرکبیر گفت: « برای پل سربازان گمنام (امیرکبیر) مشاور نداریم و مصوب شود آقای جعفری بهعنوان نماینده شورا برای تقاطع امیرکبیر( شهدای گمنام) ظرف همین هفته مذاکرات انجام دهد و اگر فکر میکنند گارنو خوب است با همین مشاور ادامه دهند در غیر این صورت شهرداری مشاور دیگری را معرفی کند.» مؤیدی نیز در خصوص مشاور طرحهای عمرانی گفت: «در خصوص مشاور گارنو اشتباهی که شهرداری کرده است این بود که 4 پل شروع شد و ۶۰ درصد کار پیش رفته است و بعد مشاور انتخابشده است. ما مشاور گارنو را آوردیم اما نگفتیم که بدون قرارداد کار شروع شود. مشاور گارنو ۶ میلیارد و ۷۰۰ هزارتومان برای ۴ پل پیشنهاد داده است و بنده بهعنوان نماینده شورا قبول نکردم و حراست شهرداری نیز امضا نکرد، بعد از رسیدگیهای لازم به 4 میلیارد تومان کاهش یافت.» شهردار کرمان نیز گفت: « آقای مؤیدی با دقت و وسواس موارد را پیگیری کردند و بدون بررسی موافقت نکردند». یاسین پنجعلی زاده نیز در واکنش به این بحث گفت: « درحالیکه حدود ۶۵ درصد از کار فیزیکی زیرگذر آزادی و پلهای ابوذر، ولیعصر و خلبان انجامشده ولی مشاور طرح آن قرارداد نداشته و ما مجبور به بستن قرارداد به میزان 4 میلیارد تومان با شرکت «گارنو» شدیم. » وی همچنین تأکید کرد به علت اینکه در ابتدای شروع کار قراردادی در این زمینه بسته نشد و تمام هزینههای طراحی و مشاوره به این شرکت بدون بستن قراردادی پرداخت شد ما الان مجبور شدیم این قرارداد را قبول کنیم.
اقدام عجیب شهرداری
فتحالله مؤیدی در ادامه گفت: «شهرداری کرمان در قبال تملکهایی که بابت قلعه دختر و قلعه اردشیر داشته در قبال آن سازمان مسکن و شهرسازی زمینهایی به افراد واگذار کرده که در هنگام سند گرفتن با سازمان راه و شهرسازی به مشکل خورده و شهرداری فقط به یک نفر زمینی در بالای شهر(منطقه سرجنگلداری) کرمان داده که این نامه در کمیسیون مربوطه موافقت نشد.» سعید گیلانی نیز گفت: «اگر چنین کاری انجام شود از فردا همه خواستار زمین در بالای شهر بهجای پایینشهر میشوند.» علی منصوری هم گفت:« اولاً زمینی که دادهشده قیمت آن بسیار پایینتر از حد کارشناسی است و دوما اینکه چرا فقط به یک نفر دادهشده است و اگر شهرداری همچنین کاری میکند باید برای تمام آن افراد انجام دهد و فقط خاص یک نفر نباشد.» در پایان نیز مشرفی خواستار بررسی مجدد در خصوص این مورد شد.
پسر عضو شورا؛ نماینده جهاد نصر
مشرفی گفت: «مؤذنزاده نماینده جهاد نصر پسر زهرا ایرانمنش عضو شورای شهر کرمان است.» گیلانی نیز گفت: « بههرحال جنگ اول بهتر از صلح آخر است.» ایرانمنش در پاسخ گفت: «اتفاقاً من میخواستم که در این جلسه حضور پیدا نکنم .» مؤیدی در پاسخ گفت:« حضور شما خللی ایجاد نمیکند و قانون است که بستگان درجه اول نمیتوانند نظری ارائه دهند و فرزند شما در این جلسه بهعنوان نماینده رسمی جهاد نصر حضور پیداکرده است نه چیز دیگر.»
* قرارداد EPCF چیست؟
اساسا قراردادهای این چنینی یک قرارداد محسوب است که طرفین این نوع قرارداد ها در مباحث مقدماتی و اولیه پس از توافق بر کلیه موضوعات و بررسی همه جانبه , علی الخصوص مباحث فنی و قیمت در جهت کاهش هزینه و عدم پرداخت برخی مبالغ و تعرفه های دولتی ( بیمه و مالیات) و از طرفی رعایت قانون ( بصورت شکلی) اقدام به تقسیم و خرد نمودن معامله و قرارداد می نمایند.
مشکلات قرارداد EPCF
دنیای اقتصاد نوشت: عبارت EPCF فقط در ایران شناخته شده است و اگر این عبارت را به همراه عبارتهای انگلیسی «مهندسی، تامین، ساخت و تامین مالی» را در اینترنت جستوجو کنید کمتر از 10 نتیجه حاصل میشود که همگی نیز مربوط به سایتهای ایرانی است! ثانیا پروژههایی که قرار بوده به روش EPCF اجرا شوند معمولا به سرانجام نرسیدهاند! در خصوص نکته اول باید گفت که عبارت مصطلح در این خصوص DBF (طراحی، ساخت، تامین مالی) است که یکی از اشکال خفیف انواع مشارکتهای عمومی-خصوصی (PPP) محسوب میشود. خفیف از این جهت که در این نوع قرارداد ریسکهای بهرهبرداری و بازار به بخش خصوصی منتقل نمیشود. یکی از اهداف اصلی در مشارکتهای عمومی-خصوصی این است که هر یک از ریسکها به طرفی منتقل شود که بهتر میتواند آن را مدیریت کند اما در قرارداد DBF ریسکهای طراحی و ساخت به بخش خصوصی منتقل میشود، اما ریسک بهرهبرداری به بخش خصوصی منتقل نمیشود. اما درباره نکته دوم و اینکه چرا تجربه این نوع قرارداد در ایران ناموفق بوده است باید توجه کرد که در این نوع قرارداد ریسک تامین مالی به بخش خصوصی منتقل میشود که اساسا توسط بخش خصوصی داخلی بهویژه برای قراردادهای بزرگ قابل تحمل نیست. در این شرایط این روش تنها وقتی میتواند بهکار رود که خط اعتباری از یک کشور خارجی در دسترس باشد که منحصرا در صورت استفاده از پیمانکاران آن کشور قابل استفاده است. نکته سوم اینکه با عنایت به حدود 3000 طرح نیمه تمامی که از دولت قبلی به ارث رسیده است و مشکلات اجرا و تاخیرهای گوناگون طرحهای عمرانی، شاید بهتر باشد انگیزه کافی برای اجرای به موقع و باکیفیت این قبیل پروژهها ایجاد شود. اگر قرار باشد بازگشت سرمایه بخش غیردولتی از محل عملکرد و بهرهبرداری پروژه صورت گیرد، بخش خصوصی انگیزه دارد که هرچه سریعتر پروژه به بهرهبرداری برسد.
یک راهکار استفاده از روش DBFO است که طی آن بهرهبرداری از تاسیسات ساخته شده نیز به بخش خصوصی منتقل میشود تا هم اطمینان حاصل شود که تاسیسات ایجاد شده به خوبی کار میکند و هم بخش خصوصی انگیزه بیشتری برای اتمام به موقع پروژه داشته باشد.
استانداران کرمان
از سال 1300 تا 1394 شمسی
برگرفته از کتاب رهگذار عمر/خاطرات و فعالیت های محمد صنعتی
محمود جم (مدیرالملک)
1306 ـ 1305 ش.
در خصوص سال تولد محمود جم دو روایت متفاوت آمده است؛ در این مورد مهدی بامداد اشاره به سال 1264 شمسی (1302 ق/ 1885 م.) نموده (1) و باقر عاقلی تولد وی را در سال 1258 شمسی (1296 ق/ 1879 م.) دانسته (2)؛ یعنی در دوران سلطنت ناصرالدین شاه قاجار در ایران. اما هر دو، محل تولد او را در شهر تبریز ذکر نمودهاند.
پدرش محمد صادق ازطایفه خواجگان جم از اهالی قلعه عسکر کرمان و کارمند دولت بود که به تبریز مهاجرت کرده بود. در خصوص اجداد خاندان محمود جم و یا همان خاندان «خواجگان»، باستانی پاریزی در خصوص مردم منطقه قلعه عسکر معتقد است: «خانواده «خواجهها» و «فرزان» از آن قریهاند و محمود جم که سالهارئیسالوزراء ایران بود اهل همین قریه است ـ از خانواده خواجگان» (3).
اما در مورد این خاندان که خود را منسوب به «شیخ محمود شبستری» (4) میدادند از این جا ناشی میشود که «… در قدیم اهل این قریه دو طبقه بودهاند ؛قومی اهل فضل و کمال و صاحب ذوق و وجد و حال بوده از احفاد «شیخ محمود شبستری»میباشند. چون از اهل هنر بودهاند، خدمت ملوک و سلاطین را اختیار کردهاند و در عهد سلاطین صفویه انارالله برهان هم الی حال، همگی به منصب جلیل وزارت و استیفا و انشاء نامزد بودهاند و در بلوک بردسیر املاک بسیار را صاحب و مالک [بودهاند]، چون«بیدخان» بسیار خوش آب و هواست، گاهی هم درآن جاتوقف داشتهاند (5).
در خصوص ارتباط شیخ محمود شبستری با طایفهای منسوب به او در کرمان، آمده است: «شیخ محمود شبستری در اواسط عمر به کرمان رفته و در آنجا عفیفهای را به نکاح خود آورده، دختری از او متولد شد که به واسطهی آن دختر هنوز اعقاب شیخ در کرمان باقی و به خواجگان مشهور، و ارباب قلم و دانشمند» (6).
در خصوص دوران کودکی و تحصیلات محمود جم اطلاعات چندانی نیامده اما آنچه ذکر شده این است که او تحصیلات خود را تحت نظارت پدر انجام داد و علاوه بر طی دورهی مدارس جدید، در حسن خط و شیوهی نگارش و آموختن زبان فرانسه در مدرسه میسیونرهای مذهبی در تبریز کوشش بسیار نمود.
در اوایل 1280 به دربار ولیعهد محمدعلی میرزا وارد شد و با سمت مترجم دکتر کوپن رئیس داروخانه سلطنتی، مشغول خدمت گردید. پس از استبداد صغیر به تهران آمد و با کمک شوهر خواهرش حسینقلی نواب وزیر خارجه کابینهی مستوفیالممالک، منشی ایرانی سفارت فرانسه شد.
محسن صدر (صدرالاشراف) وزیر عدلیه ذکاءالملک فروغی
و محمود جم با لباس تشریفات
در 1296 به خدمت اداره کل گمرک درآمد. در کابینه وثوقالدوله ابتدا رئیس اداره کل غله و سپس خزانهدار کل شد و تا کودتای 1299 در این سمت باقی بود. در اواخر 1298 از سلطان احمدشاه لقب «مدیرالملک» گرفت. روز سوم حوت 1299 از افرادی بود که به قزاقخانه جلب گردید اما در اولین برخورد، آمادگی خود را برای همکاری اعلام نمود و با توجه به سمتی که داشت، در تهیه پول کوشید. سید ضیاءالدین از توقیف او صرف نظر کرد و او را به عضویت کابینه دعوت نمود و به سمت وزارت خارجه منصوب گردید. یک ماه بعد به وزارت مالیه منصوب شد. در1300 به توصیهی رضاخان، دوباره به همین سمت منصوب شد. در کابینه قوام و مستوفی، ریاست اداره کل غله و نان را عهدهدار بود. در کابینه سردار سپه برای بار سوم به سمت وزیر دارایی رسید و سپس به معاونت رئیسالوزراء (رضاخان) برگزیده شد. در سال 1305 والی کرمان شد.
در 1307 به وزارت فوائد عامه رسید و در 1308 به کمک تیمورتاش به استانداری خراسان رسید. در کابینه فروغی، وزیر کشور شد و با کنار رفتن او (1314 ش.) به نخستوزیری برگزیده و به مدت چهار سال عهدهدار این سمت بود. در 1318 به وزارت دربار پهلوی منصوب شد و در شهریور 1320 که رضاخان به اتفاق خانواده سلطنتی، تهران را ترک نمودند، همراه آنها ـ تا خروج از ایران ـ بود. در 1320 به سمت سفیر ایران در مصر تعیین شد و پنج سال در این سمت ماند. در 1326 به ایران آمد و در کابینه قوامالسلطنه به وزارت جنگ برگزیده شد. با روی کار آمدن حکیمی، بار دیگر وزارت دربار به وی واگذار شد. در اواخر 1327 به عنوان سفیرکبیر ایران به ایتالیا رفت. در انتخابات دوره دوم سنا، سناتور انتخابی کرمان شد و در ادوار سوم، چهارم و پنجم نیز این سمت را احراز نمود … پنجاه سال تمام در رأس مقامهای مهم و حساس سیاسی بود. از لحاظ سیاسی محافظهکار، بازیگر و زیرک بود. هیچ گاه دست به عملی نزد که خصومت یا حتی مخالفت شدید گروههای سیاسی را علیه خود برانگیزد. در سال 1348 در تهران درگذشت. وی با سفارت انگلیس روابط بسیار حسنهای داشت» (7).
در مورد استانداری محمود جم در کرمان آمده است: «در سال 2486 [1306 ش.] وثوقالدوله از حکومتی کرمان معزول و محمودخان جم به حکومتی کرمان منصوب گردید. محمودخان جم چون خاندانش کرمانی و اقوام و بستگانی در قلعه عسکر و بافت داشت و آنهاتوقعاتی داشتند، معظمله خواهان عدالت بود وانگهی حکومت کرمان برای او منصب کوچکی مینمود، به این لحاظ دو سه ماهی بیشتر در کرمان نماند …» (8).
نقل شده وی در سفر رضاشاه (خط سیر تبعید او از ایران 1320 ش.) همراه وی بود و در بندرعباس هنگامی که وی قصد خروج از ایران را داشت، به محمود جم میگوید: از طرف من به محمدرضا پهلوی بگو؛ کرمان در زمان سلطنت من از آبادی و عمران بهره چندانی نبرده، ایشان در رفع این نقیصه بکوشند (9).
پی نوشتها:
(1) ـ بامداد، مهدی: شرح حال رجال ایران، ج 5، 283.
(2) ـ عاقلی، باقر: شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج 1، ص 547.
(3) ـ باستانی پاریزی، محمد ابراهیم: رساله دهات کرمان، ص 378.
(4) ـ «شیخ محمودبن عبدالکریم ملقب به سعدالدین در قصبهی شبستر ـ هفت فرسنگی تبریز ـ تولد یافت و در سال 720 ق. وفات یافته. از وی تألیفات بسیار باقی نمانده است لیکن مثنوی گلشن راز که تقریباً بیست هزار بیت میشود از بهترین و جامعترین رسالاتی است که در اصول و مبادی تصوف به رشته نظم درآورده است». رضازاده شفق: تاریخ ادبیات، ص 263.
(5) ـ منشی کرمانی، محمد امین: حغرافیای ایالت کرمان در عهد ناصری، ص 225.
(6) ـ اعتمادالسلطنه، محمد حسن خان: مرآت البلدان، ص 418.
(7) ـ تلخیص از: عاقلی، باقر: شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج 1، ص 547 تا 551.
(8) ـ همت، محمود: کرمان؛ شهر شش دروازه، ص 113.
(9) ـ به نقل از: باستانی پاریزی، محمد ابراهیم، مقدمهی تاریخ کرمان (احمدعلیخان وزیری).
(10) ـ شایان ذکر است این عکس به مناسبت افتتاح میدان سپه شهر کرمان و پردهبرداری از مجسمه رضاشاه به همراه تعدادی از اتباع اروپایی و مقامات استان گرفته شده است. توضیح این که این مجسمه چندی بعد به علت عدم زیبایی از میدان برداشته شد و میدان نیز از حالت قبلی خارج شد.
نخستین دانشگاه کرمان
تاریخ کهن کرمان در طول سالها حکام بسیاری بر خود دیده که بسیاری از آن ها بناها و زیرساختهایی را به یادگار گذاشتهاند که پس از گذشت سالها هم چنان مورد استفاده قرار میگیرند یا به عنوان گوشهای از تاریخ و تمدن کرمان کهن به یادگار ماندهاند.
شاید کمتر کرمانی بداند که یکی از عادلترین و موثرترین حکام کرمان زنی بوده به نام ترکان خاتون که در زمان حکمرانی وی بر کرمان، این خطه به یک باره شاهد تحولی عظیم میشود. بسیاری از آب انبارها، قناتها و بناها و راههای استان کرمان در زمان این حاکم مقتدر احداث میشود و امنیت و فرهنگ در کرمان رونق میگیرد به طوری که کرمان به یکی از مراکز اصلی علم و ادب و معماری تبدیل میشود.
وی از سلسله حاکمان قراختایی در کرمان محسوب میشده که از سال 655 تا 681 بر این سرزمین حکمرانی کرد و بسیاری از مدارس، کاروانسراها و البته مساجد کرمان در زمان او احداث شد.
در کنار خدمات گستردهای که وی در کرمان انجام داد میتوان به دوراندیشی علمی و فرهنگی وی اشاره کرد که موجب رونق فرهنگ و ادب و مذهب در کرمان شد وی نخستین دانشگاه کرمان و یکی از اولین دانشگاههای ایران را بنا نهاد که هم اکنون به گنبد یا قبه سبز در کرمان شهرت یافته است.
این بنا که به یکی از زیباترین بناهای کرمان شهرت داشته است، یکی از عظیمترین بناهای این شهر محسوب میشده به طوری که وقتی کرمان به اشغال انگلیسها در آمد سایکس که کنسولگری انگلیس را در کرمان بنا کرد از این بنا به عنوان یکی از عجایب معماری کرمان یاد کرده بود.
وی در خاطراتش از این بنا به عنوان بنایی با ارتفاع 50 پا یاد می کند که نمای بیرونی آن دارای کاشی کاری سبز رنگ بوده است.
این بنا که با شماره ثبت 124 در لیست آثار ملی جای گرفته متاسفانه بر اثر زمین لرزهای دچار خسارت شدید میشود و پس از آن تاکنون هیچ یک از مسئولان شهر کرمان سراغی از این بنا نگرفته و مرمتش نکرده اند.
قسمتهایی که از این بنا همچنان به جا مانده از جمله زیباترین آثار معماری ایرانی محسوب میشوند و در دانشگاههای کشورهای مختلف به عنوان زیباترین اثر بجا این بنا توسط بانوی کرمان تکمیل شده است.
نخستین خشت های این بنا در زمان سر سلسله قراختاییان در کرمان بنا شد و در واقع براق حاجب، مؤسس این سلسله در سال 630 هجری قمری ساخت این بنا را آغاز کرد و اما پس از مرگش ساخت بنا با دستور ترکان خاتون حاکم محبوب مردم کرمان ادامه یافت.
بدون شک شهر کرمان بسیاری از داشتههایش را در تاریخ مدیون این حاکم است. به طوری که در زمان او علم آموزی و ادب و فرهنگ و کشاورزی در کرمان رونق گرفت و یکی از بزرگترین اقدامات ترکان خاتون احداث قنات بود که موجب آبادانی کرمان و رونق کشاورزی شد.
بنای گنبد سبز که به واقع یکی از نخستین دانشگاههای ایران محسوب میشود در ابتدا در مجاورت آرامگاه حکام قراختایی و برای توجه به آرامگاه آنان بنا شد اما کاربری آن چیزی جز مدرسه و مرکز علمی نبود به طوری که ترکان خاتون شرایط را برای حضور دانشمندان و علما برای انتقال دانش به دیگران در این مرکز فراهم کرد و آن را گسترش داد.
سعیدی؛ مدیر کتاب فروشی «فرهنگ» انتقاد کرد: منع نوجوانان از کتاب خوانی، به بهانه درس
سعیدی؛ مدیر کتاب فروشی «فرهنگ» انتقاد کرد:
منع نوجوانان از کتاب خوانی، به بهانه درس
کتاب، کالایی فرهنگی است که هر روز مهجورتر از دیروز است. این روزها مُد شده که همه تقصیر کتاب نخوانی جامعه را بر گردن تلویزیون و اینترنت و شبکه های اجتماعی بیندازند و به راحتی همه نهادهایی را که در جهت تقویت کتاب و کتاب خوانی تلاش «نمی کنند» را تبرئه کنند. «محمد مهدی سعیدی» مسوول کتاب فروشی فرهنگ نیز بخشی از این تقصیر را به عهده شبکه های اجتماعی می گذارد؛ اما هم چنان معتقد است که نهادهای فرهنگی در طول همه این سال ها کم کاری کرده اند. این فعال فرهنگی، عامل اصلی بیگانگی جامعه با کتاب را در تربیت دوران کودکی مردم جست و جو می کند و بخشی از عملکرد والدین، آموزش و پرورش، اداره ارشاد اسلامی و دیگر نهادهای ذیربط مربوط می داند. سعیدی متولد 1333 است. از سیزده سالگی کار را در کتاب فروشی پدرش آغاز کرده و پس از آن نیز این حرفه شریف را ادامه داده است. وی می گوید:«روزها به کتاب فروشی می رفتم و بعد از ظهرها ساعت 6 به مدرسه می رفتم. دبیرستان را شبانه در شاپور خواندم و دیپلم گرفتم.»
این کتاب فروش کهنه کار از سال های آغازین انقلاب اسلامی خاطره دارد و فراز و نشیب بازار کتاب را در چهل سال اخیر با تمام وجود لمس کرده است. از روزهایی که همه با شور و التهاب هر چه تمام تر کتاب هایی با مضامین انقلابی می خریدند. تا سال هایی که رمان و کتاب های شعر انیس کتاب خوانان بود و تا امروز که جوانان در سودای ثروتمند شدن کتابچه های «چگونه ثروتمند شویم» و« چگونه مدیر شویم و چگونه… را جست و جو می کنند. سعیدی در گفت و گو با صفحه کرمون از زیر و بم کتاب فروشی می گوید؛
سعیدی می گوید که از سال 1355 پروژه فضای باز سیاسی توسط شاه در ایران ایجاد شد. بسیاری از کتاب ها که مجوزشان سال ها معطل مانده بود، سال 55 به بعد مجوز گرفتند. سال 1357 که انقلاب به اوج خود رسید، شور کتاب و کتاب خوانی جامعه را فراگرفت. کتاب فروشی ما در بازار بزرگ قرار داشت. کتاب های دکتر شریعتی معروف به کتاب های جلد سفید(بدون مجوز) را عرضه می کردیم. این در حالی بود که بسیاری از کتاب فروش ها جرأت نمی کردند کتاب های شریعتی یا رساله امام را بیاورند. خاطرم هست کتاب با تیراژ هزار جلد خریدم و به کرمان آوردم. کتاب در خصوص جنایات آمریکا در ویتنام و بخشی هم درباره شکنجه ساواک در ایران بود. هزار جلد را فروختیم و هنوز تقاضا بود. الآن کتاب 2 جلد و 3 جلد از تهران سفارش می دهیم. شور انقلابی باعث شده بود که کتاب هایی با این مضامین بیش تر فروخته شود. کتابی تحت عنوان«میراث خوار استعمار» بود که در بسته های 150 تایی می آوردم و می فروختم.
خاطرم هست که در سال 57 انتشارات سحاب کتاب قصه های مجید را چاپ کرده بود. در آن سال کسی قصه های مجید را نمی خرید. همه کتاب انقلابی می خواندند. هوشنگ مرادی کرمانی به مغازه ما سر می زد. کتاب هم تنها با حمایت و معرفی کتاب فروش خریدار داشت. یعنی اگر کتاب فروش، کتاب را معرفی می کرد مردم می خریدند. ما هم اگر کسی کتاب کودک و نوجوان می خواست کتاب را معرفی میکردیم.
بعداً قصه های مجید از رادیو پخش شد. کیومرث پوراحمد آن کتاب را به صورت فیلم نامه در آورد و از تلویزیون پخش شد. شهرت هوشنگ مرادی کرمانی و قصه های مجید نزد عامه مردم از همان جا آغاز شد.
بعد از آن هم با وقوع جنگ ایران و عراق کتاب های دیگری رواج پیدا کرد. رمان و شعر و… مدتی هم کتاب های ذبیح الله منصوری فروش بالایی داشت. الآن کتاب هایی که راجع به شیوه پول درآوردن و… باشد فروش دارد. کمتر کسی کتابهای ادبی، فرهنگی و فلسفی می خواند. اینترنت و بازی های رایانه ای نیز بازار کتاب را خراب تر کرده است.
اولین کتابفروشی
نمایشگاهی کرمان
سال 1357 محلی را در نزدیکی سه راه شمال جنوبی دایر کردیم که 250 متر فضای همکف داشت. قبلاً مرسوم نبود که فروشنده، شخصاً قفسه های کتاب را بگردد و کتاب انتخاب کند. بلکه به این صورت بود که مشتری کتابی را درخواست می کرد و کتاب فروش هم کتاب را به مشتری می داد. ما این فرصت و امکان را به مشتری دادیم که خودش کتاب را انتخاب کند. این اولین باری بود که کتاب را به صورت نمایشگاهی می فروختیم. ماهیانه 6 هزار تومان اجاره می دادیم. سکه تمام بهار آزادی 400 تومان بود. به پول امروز 15 میلیون تومان می شود. یعنی روزی نیم سکه بهار آزادی اجاره بهای ساختمان بود. بعد از دو سال توانستیم محل فعلی را که ساختمان یک نانوایی بود، بخریم و به شکل کتاب فروشی درآوریم. پدر و برادرم و من شروع به کار کردیم. از سال 1360 این جا هستیم.
شغل خانوادگی
پدربزرگم قناد بود. بسیاری از شیرینی سازهای یزد از شاگردان پدربزرگ من بوده اند. پدر و عموهایم کتاب فروش بودند. عموی من «رضا سعیدی» در سال 1310 خورشیدی کتاب فروشی گلبهار کرمان را در کوچه بانک سپه راه اندازی کرد. پدرم با عمویم به صورت شراکتی کار می کرد و از سال 1340 مستقل می شود. عموی دیگرم در خیابان ناصر خسرو تهران انتشارات آرمان را داشت و به کار چاپ و نشر و فروش کتاب اشتغال داشت. ایشان در حال حاضر در یزد زندگی می کنند.
جمعه بازار کتاب
یکی از مسائلی که دولت در صدد اصلاح آن است بحث نمایشگاه کتاب است. نمایشگاه؛ بازار کتاب فروشی ها را خراب کرده است. نمایشگاه جایگاهی برای نمایش کتاب های جدید است. محل قرارداد بستن بین مولف و ناشر و کتاب فروشی است. نباید به عنوان بازار تک فروشی و جمعه بازار کتاب های در انبار مانده باشد. در همه جای دنیا مثلا در فرانکفورت نمایشگاه به همین صورت است. همه کارها از جمله معرفی کتاب و قرارداد و… بسته می شود؛ اما خریدار باید کتاب را از کتاب فروشی بخرد.نمایشگاه نباید به فروشگاه کتاب تبدیل شود. نتیجه اش این می شود که مردم در طول سال صبر می کنند و به نمایشگاه می روند و تحت تاثیر جو نمایشگاهی کتاب هایی را می خرند. کتاب هایی که با تعمق و با حوصله خریده نمی شود بلکه فقط به خاطر تخفیف خریداری میشود.
به تازگی طرح هایی به نام عیدانه توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اجرا شده است. این طرح در تابستان هم اجرا شد. به این صورت که 20 درصد هزینه خرید کتاب، توسط دولت پرداخت شد. طرح خوب و موفقی بود. برنامه دیگری که توسط فرهنگ و ارشاد قرار است به مرحله اجرا در بیاید این است که امسال قرار است کتاب فروشی ها، هم زمان با نمایشگاه های کتاب تخفیف بدهند. کارت های خرید کتاب نمایشگاهی، در کتاب فروشی ها نیز معتبر است. مثل این که مسوولان، متوجه شده اند که کتاب فروشی ها باید تقویت شوند. راه درست هم همین است. کتاب فروش ها حلقه آخر هستند. نمایشگاه های سالانه کتاب، کتاب فروش ها را به زاپاس تبدیل کرده اند. به این صورت که اگر مردم در طول سال نیاز مبرم به کتابی پیدا کردند نزد کتاب فروش بیایند؛ اما بقیه خریدهای شان را از نمایشگاه بکنند.
کتاب فروش باید به کار خود دلگرم باشد. اگر دلگرم باشد کتاب های مورد نیاز مردم را تهیه می کند. اما اگر ببیند 400-500 میلیون تومان سرمایه اش را گذاشته و پولی که در می آورد حتی به اندازه اجاره مغازه اش هم نمی شود، دلسرد می شود و تغییر شغل می دهد. نتیجه اش این شده که بسیاری از کتاب فروشی ها تبدیل به ساندویچی شده اند.
وزیر سابق ارشاد(علی جنتی) در زمینه کتاب خیلی خوب کار کرد. به نظر من عملکرد بهتری نسبت به وزرای ارشاد قبلی داشت. از ابتدای انقلاب تا کنون همه حمایت ها از ناشر بوده و هیچ وقت از کتاب فروش حمایت نشده است. گفتند ناشر می تواند از تخفیف دولتی برای تامین اجتماعی نیروهایش استفاده کند. اما برای کتاب فروش این امتیاز را قایل نشدهاند.
کوچه هفت پیچ
اولین کتاب باستانی پاریزی «پیغمبر دزدان» بود که توسط عموی من در سال 1316 در چاپخانه گلبهار به چاپ رسید. در مقدمه برخی از چاپ های این کتاب خاطرات خود را از «رضا سعیدی» نوشته است. باستانی پاریزی در زمان نگارش این کتاب، هفده سال سن داشته و هنوز دانش آموز دانشسرای مقدماتی بوده است.
مسوول انتشارات نگاه خاطره جالبی از کتاب های باستانی پاریزی دارد. او می گفت که یک سری کتاب چاپ کرده بودیم که همه آن ها با مجوز ارشاد بود. زمان وزارت آقای میرسلیم کتاب ها را جمع کردند. فقط «کوچه هفت پیچ» نوشته استاد باستانی پاریزی را نگه داشته بودند. آن ها را به خانه بردم. روی پالت گذاشتم. پلاستیک هم کشیده بودم که باران نخورد. بچه ام روی این ها بازی می کرد. دست خالی بودم. بعداً کوچه هفت پیچ را فروختم. این کتاب دست مایه کارم شد و با همان کتاب دوباره شروع به کار کردم. بعد از آن کتاب های باستانی پاریزی گُل کرد و مرتب تجدید چاپ می شدند.
درس و مشق به جای فرهنگ کتاب خوانی
اگر می خواهیم جامعه به سمت کتاب خوانی برود باید انسان ها را از کودکی به کتاب عادت دهیم. در دبستان باید برای بچه ها ساعت های کتاب خوانی گذاشت. برای ورزش و… ساعت داریم؛ اما ساعت کتاب خوانی نداریم. منظور من این نیست که یک درس به نام کتاب خوانی در نظر بگیرند و برای آن امتحان مقرر کنند. بلکه باید بچه ها کتاب بخوانند در حد توان خود نیز کتاب را تحلیل کنند. پدر و مادرها نیز بچه ها را به کتاب خوانی تشویق کنند. نگویند بچه درس دارد و نباید کتاب بخواند. بارها اتفاق افتاده که نوجوانی به کتاب فروشی آمده، کتابی را انتخاب کرده و قصد خرید آن را داشته اما پدر و مادر مانع شده اند و گفته اند:«درس و مشق داری!» تابستان ها بچه را به انواع کلاس ها می فرستند. از شنا گرفته تا ریاضی و نقاشی و… اما برای بچه کتاب نمی خرند. این مسائل، کودک و نوجوان را به تدریج از مطالعه فاصله می دهد.
کتاب؛ مقدس است
کتاب فروش های جوان ببینند خصلت های کتاب فروش های قدیم از جمله کیمیا، رجایی و سعیدی(پدر من) چگونه بوده است. به کتاب فقط به چشم ابزاری برای پول در آوردن نگاه نکنند. در حال حاضر رقابت های ناسالم در بخش کتاب های آموزش و کمک آموزشی پیش آمده. کتاب مقدس است. نباید آن را فدای پول کرد.
چهره درخشان سید علی اکبر صنعتی
چهره درخشان
سید علی اکبر صنعتی
بخش 17
پرورشگاه صنعتی کرمان که به همت حاج اکبر صنعتی در سال 1295 تاسیس شده، بزرگانی را در دامان خود پرورده است. یکی از این بزرگان«سیدعلی اکبر صنعتی» است. سید علی اکبر صنعتی نقاش و مجسمه ساز معروف ایران است. کتاب«چهره های درخشان» نوشته حبیب یوسف زاده به روایت زندگی این هنرمند شهیر پرداخته است؛
فردای آن روز، حاجی او را خواست و در حالی که نگاه معنی دار خود را به چشم هایش دوخته بود، دست در جیب کرد. اول نامه را جلوی او گذاشت و بعد گفت:
«این ده تومان را به تو قرض می دهم. به امید خدا وقتی نقاش شدی و کار و بارت سکه شد، ده تومان را به من برگردان»
حاجی با این حرفها می خواست کمی سربه سرسیدعلی اکبر بگذارد، شاید هم می خواست که از گرفتن پول خجالت نکشد.
بعد، خیلی جدی گفت:«سیدعلی اکبر! مبادا این ده تومان را بیهوده خرج کنی. باید از آن به عنوان پشتوانه هزینه زندگی ات در تهران مراقبت کنی».
سیدعلی اکبر در حالی که از خوشحالی در پوست خود نمی گنجید، نامه و ده تومان را گرفت و با تشکر فراوان از دفتر حاجی بیرون آمد و همه راه را تا خانه یک نفس دوید. می خواست هرچه زودتر این خبر را به بی بی برساند و او را هم خوشحال کند.
بی بی نه تنها خوشحال نشد، بلکه ناراحت هم شد و اخم کرد. او تا آن وقت نقاش بودن پسرش را جدی نگرفته بود، اما حالا که می دید سیدعلی اکبر تصمیم خودش را گرفته، تحمل دوری او برایش بسیار ساخت بود.
«یک هفته ای کار بی بی، گریه و گلایه بود. مرا بی وفا می خواند. می گفت: حالا که بزرگ شده ای و می توانی یاری رسان حال مادرت باشی، قصد ترک مرا داری. این است پاسخ همه زجرها و سختی هایی که به پای تو کشیدم؟…»
هر چه سید برایش دلیل می آورد که :«بی بی! من استعداد نقاشی دارم. می خواهم در تهران از استاد کمال الملک درس بگیرم، در مدرسه اش نقاشی یاد بگیرم». بی بی می گفت: «من از نقاشی و استاد کمال الملک و این جور چیزها سردرنمی آورم، اما خوب می دانم پایت که به تهران رسید، گمراه می شوی.»
بی بی، تنها نگران سید نبود، نگران خودش هم بود. او در زندگی غیر از علی اکبرش کسی را نداشت. اگر چند ساعت او را نمی دید، دلواپس و دلتنگ می شد. سید وقتی دید بی بی با هیچ دلیلی راضی به رفتن او نیست، دست به دامان حاجی شد.
«عاقبت مرحوم حاجی پا در میانی کرد. بی بی را خواست و برای او دو – سه ساعتی حرف زد. بی بی را نصیحت کرد که دست از لجاجت بردارد؛ بگذارد پسرش به تهران برود، نقاشی تعلیم ببیند و برای خودش در جامعه صاحب نام و عنوانی شود. بی بی که برای حاجی احترام بسیاری قائل بود، ناچار نصحیت های او را قبول کرد و با همه بی میلی، به رفتن من رضایت داد.»
بی بی نمی توانست روی حرف حاجی، حرفی بزند. چند روز بعد در حالی که صورتش از اشک خیس خیس بود، با سیدخداحافظی کرد و کاسه ای آب پشت سرش پاشید. اتوبوس هنوز از کرمان بیرون نرفته بود که بغض علی اکبر هم ترکیدف برای او هم خداحافظی با بی بی و بچه های یتیم خانه و خاطره های شیرین کودکی، کارآسانی نبود.
کنایه روحانی به دولت احمدینژاد: عدهای با ادعای دور زدن تحریمها منابع کشور را هدر دادند
کنایه روحانی به دولت احمدینژاد:
عدهای با ادعای دور زدن تحریمها منابع کشور را هدر دادند
رییس جمهور کشورمان که روز گذشته در شورای اداری استان مرکزی حضور یافته بود، از عملکرد دولت قبل در بحث فروش نفت و هدر دادن منابع انتقاد کرد. حسن روحانی گفت: «آن همه پول دلار، دو میلیارد و 700 میلیون دلار رفت و معلوم نیست کجاست و گفتند این کار برای دور زدن تحریمها بود.در همان زمان دستگاههایی گفتند کار فروش نفت را واگذار کنید و معلوم نشد چه کردند و کجا فروخته شد.» گزیده صحبتهای رییس جمهور را در ادامه به نقل از پایگاه اطلاعرسانی دولت بخوانید:
زمانی در کشور سروصدا شد در خرمشهر هم پیروز شده بودیم، روحیه خوب بود، اسرائیل هم به جنوب لبنان حمله کرده بود، مسابقهای بین ارتش و سپاه برای ارسال نیرو به جنوب لبنان ایجاد شد، شاید ظاهر خیلی خوبی بود و کسی هم جرات مخالفت نمیکرد اما امام تدبیر کرد که قدس خوب است اما راه قدس از کربلا میگذرد. امام فرمودند باید اول متجاوز را به سر جای خود بنشانید و این کار در مسیر اعتدال بود که امام خمینی (ره) انتخاب کردند و در همه کارها، ایشان بر مبنای مصالح جامعه حرکت میکردند.
اگر امام خمینی (ره) مجمع تشخیص مصلحت نظام را تعیین نکرده بود، امکان اداره کشور با احکام اولیه اداره وجود نداشت.
باید با دنیا تعامل کنیم و این تعامل سازندهای که بر روی آن تأکیددارم، سیاستهای کلی ماست و در چشمانداز بیستساله نظام نیز مطرح است و رهبر معظم انقلاب راجع به این چشمانداز فرمودهاند بعد از قانون اساسی مهمترین سیاست کشور، سند چشمانداز است.
آنهایی که دم از ولایت میزنند چرا به این مساله توجه ندارند که یک جمله از سند چشمانداز تعامل سازنده با دنیاست و بیانشده در اقتصاد، فناوری و علم و دانش در منطقه مقام نخست را کسب کنیم.
زمانی بود که هرروز تهدید میشدیم و فشار میآوردند که نفت صادراتی ما را کم کنند و برنامهریزی برای صادرات ما تنها یکمیلیون بشکه باشد و شرکتهای مختلف، نفت را بردند که بفروشند اما بردند و الان هم هیچچیزی دست ما نیست.
از آن یکمیلیون بشکه مقررشده، نگذاشتند یک بشکه اضافه به فروش برسد و ظالمانه با ما رفتار کردند. پیش از مذاکرات اخیر شعار میدادیم و اگر تسلیم نشده بودیم، چرا نفت را بیشتر نمیفروختیم؟
برخی میگفتند مگر با مذاکره میشود بهجایی رسید؟ برخی حتی در داخل دولت به من میگفتند آیا پرونده PMD که ما طی آن متهم به فعالیت نظامی هستهای میشدیم حلشدنی است؟ اما خطاب به آنها عنوان کردیم که نه باید آنقدر خوشبین باشیم، نه آنقدر بدبین باشیم و باید حد وسط داشته باشیم.
باید حد وسط را بگیریم، پرونده PMD حل شد و آنهایی که میگفتند هیچگاه حل نمیشود جوابشان چیست؟ برخی گفتند تیم مذاکرهکننده دولت سادهلوح هستند، فحاشی کردند و باید هماینک جواب دهند.
نشانه هایی که کاندیداتوری قالیباف را تایید می کند شهردار تهران در سودای پاستور
نشانه هایی که کاندیداتوری قالیباف را تایید می کند
شهردار تهران در سودای پاستور
اگرچه محمدرضا باهنر، رئیس جبهه پیروان خط امام و رهبری، غیرمستقیم توصیه به نیامدنش کرده است اما امیر محبیان، تحلیلگر سیاسی اصولگرا، معتقد است با نیامدن احمدینژاد، شانس او برای بدلشدن به گزینه نهایی اصولگرایان بیشتر شده است. آنطور که شرق نوشته فارغ از همه این تحلیلها، آنچه از کنش این روزهای شهردار پایتخت برداشت میشود این است که قالیباف پاشنههایش را برای کوچ از خانه ۱۲ساله بهشت به سوی پاستور برکشیده است. او برای سومینبار میخواهد اقبالش را در انتخابات ریاستجمهوری امتحان کند.
عدیل منتفی شد
تحرکات درون دستگاه شهرداری تهران را در سال آخر منتهی به انتخابات میشود اینگونه رصد کرد. او چهار معاون خود را امسال جابهجا کرد. سیدجعفر تشکریهاشمی، معاونت حملونقل و ترافیک به معاونت منابع انسانی رفت و مازیار حسینی از معاونت فنی بهجای او نشست. مجتبی عبداللهی هم به معاونت اجتماعی رفت و جایگزین میثم امرودی شد. مجتبی یزدانی شهردار منطقه یک بهجای عبداللهی بر کرسی معاونت خدمات شهری نشست. گفته میشود انتقال تشکریهاشمی به معاونت منابع انسانی در راستای سروساماندادن به این حوزه است. میگویند مثال معروفی میان کارکنان شهرداری زبانزد است که «اگر همه کارمندان شهرداری به او رأی میدادند، آرای قالیباف بیش از اینی بود که تا به حال داشته است». براساس بخشنامهای از یکی، دو سال قبل، شهرداری تهران باید سالی چهار درصد از نیروهای قراردادی و شرکتیاش را تعدیل کند. اما آنطور که از اخبار به نظر میرسد، تشکری هاشمی، معاون جدید منابع انسانی نهتنها بر حجم دیدارهای مستمر خود با پرسنل به بهانه رسیدگی به مشکلاتشان افزوده است بلکه اعلام کرده که امسال شهرداری برنامهای برای تعدیل نیرو ندارد.
مدیران محلات بیمه شدند
گفته میشود عبداللهی که هماکنون بر کرسی معاونت اجتماعی نشسته هیچ سابقه و تجربهای در حوزه اجتماعی ندارد؛ اما رابطه و سابقه آشنایی او با قالیباف به دوران نیروی انتظامی بازمیگردد. او از آنجا به شهرداری آمده است. او سال ۹۲ همراه قالیباف در همه سفرها و برنامههای انتخاباتیاش حضور داشت و گفته میشود که در این سالها بسیار به قالیباف نزدیک بوده است. معاونت اجتماعی یکی از معاونتهای اصلی شهرداری با کلی ردیف اعتباری است که محل تقسیم و هدایت بودجههای اماکن فرهنگی، ورزشی و سرای محلات و شورایاریهاست؛ معاونتی که در ارتباط مستقیم و مویرگی با مردم(به واسطه شورایاریها و سرای محلات و…) است. طبق آییننامه مدیریت محلات، مدیران محلات باید بیمه شوند، بعد از چند سال، شهرداری تازه امسال اقدام به بیمهکردن مدیران محلات کرده است. استفاده از قابلیت شوراهای محله و سرای محلات در جلب نظر مردم به سمت قالیباف و ایجاد یک شبکه رأی در انتخابات چهار سال قبل هم دیده میشد. از دیگر اقدامات بیسابقه قالیباف در این سال منتهی به انتخابات انتصاب یک زن به سمت شهردار منطقه ۱۳ بود. قالیباف ۱۲ سال است که شهردار تهران است اما هیچوقت هیچ زنی را در پست مناطق شهرداری منصوب نکرده بود. بعد از زهرا صدراعظم نوری، شهردار زن منطقه ۷ تهران در دوران اصلاحات، مناطق تهران دیگر هیچوقت هیچ شهردار زنی تا امسال به خود ندیده بودند. نرگس معدنیپور قبلا مدیرکل امور بانوان شهرداری تهران بود. جالب است که برخلاف سال ۹۲، قالیباف امسال هیچ پروژه بزرگ دهانپرکن مانند پروژه پل صدر در دست اجرا ندارد. آن سال شهردار تهران همه توانش را به کار برد تا قبل از انتخابات آن را افتتاح کند که آخر هم نتوانست. قالیباف این سالهای بعد از ۹۲ را بیشتر به رتقوفتق کارهای باقیمانده اختصاص داده است. برخی معتقدند او اگر اینبار رئیسجمهوری نشود دیگر تمایلی به ماندن در شهرداری ندارد.
نشانهها از زبان دیگران
محمدحسین قربانزاده، دبیرکل جمعیت پیشرفت و عدالت، حزب نزدیک به قالیباف و مدیرمسئول روزنامه همشهری مردادماه به یک سایت خبری گفته بود که قالیباف به اصولگرایان اعلام کرده در صورتی که در جناح اصولگرا روی کاندیداتوری او اتفاق نظر وجود داشته باشد در انتخابات سال آینده نامزد خواهد شد. اخیرا هم برخی از شرط و شروط قالیباف خبر دادهاند. اینکه او شرط گذاشته تنها در صورتی وارد گود انتخابات میشود که اصولگرایان همگی به نفع او اجماع کنند و پای نامزد دیگری در میان نباشد. قالیباف، رقیب انتخاباتی حسن روحانی در سال ۹۲ بود که از سوی او «سرهنگ» خوانده شد و همین یک کلمه و ارجاع به کنش قالیباف در وقایع کوی دانشگاه کافی بود تا بازی به نفع روحانی بچرخد. بااینحال قالیباف در این سالها سعی کرده بود خود را از مواجهه با روحانی دور نگه دارد اما دقیقا در این یک سال منتهی به انتخابات، کنایههایش را به روحانی آغاز کرده است. اردیبهشتماه امسال گفت: «اگر برخی با کلیدشان نتوانستند مشکلات کشور را حل کنند، دیگر برای کلیدشان قفل درست نکنند». تیرماه هم در واکنش به انتقادات روحانی از مدیریت شهری گفت: «همه حرفهای گفتهشده محترم است اما این عادت را کنار بگذاریم که بعد از نزدیک به چهار دهه مسئولیت در سطوح مختلف، به عنوان یک مسئول در نقش اپوزیسیون حرف بزنیم بلکه باید در نقش پاسخگو حرف بزنیم و بگوییم چه کردهایم». تندگویان، عضو شورای شهر تهران، درباره این کنایه قالیباف گفته بود: «حرف آقای قالیباف علیه آقای روحانی یقینا سیاسی بوده است؛ متلک ایشان به آقای رئیسجمهور به عنوان رقیب، یک متلک سیاسی بوده است». تندگویان در پاسخ به این پرسش که آیا شهردار تهران در سال ۹۶ به صحنه کاندیداتوری ریاستجمهوری ورود میکند یا نه، گفته بود: «این مسئله زیاد قابل پیشبینی نیست، البته این ماجرا به مشاوران آقای قالیباف بستگی دارد که چطور هدایتش کنند، ولی بازار سیاسی این را نشان میدهد که ایشان به این سمت نمیرود مگر اینکه تصمیمشان عوض بشود».
پیشنهاد روزنامه جمهوری اسلامی به رئیسجمهور: هر ۳ فردمعرفی شده برای تصدی سه وزارتخانه را عوض کنید
روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:رئیسجمهور روحانی پس از پذیرش استعفای سه وزیر کابینه در مدت زمانی کمتر از یک هفته، اسامی وزرای پیشنهادی را برای کسب رای اعتماد به مجلس اعلام کرده است. در این زمینه توجه به این نکته اهمیت دارد که اگرچه اصرار رئیسجمهور محترم در تسریع برای معرفی وزرای پیشنهادی به مجلس امری پسندیده و مورد احترام است که هرچه زودتر، تکلیف سه وزارتخانه روشن شود، ولی فراموش نکنیم که مطابق قانون اساسی، رئیسجمهور سه ماه فرصت دارد نامزدهای تصدی وزارتخانهها را به مجلس اعلام کند. با در نظر گرفتن سوابق رفتاری دولتهای نهم و دهم که بعضا حتی پس از گذشت سه ماه نیز در این مورد تعمدا تاخیر داشتند تا دیدگاه خود را در خصوص مجلس، عملا هم آشکار سازند که معتقد بودند مجلس نه تنها در راس امور نیست که حتی در ذیل امور هم نیست، این سرعت عمل رئیسجمهور محترم قابل تقدیر است ولی با کمی صبر و مطالعه میتوان این اقدام را در فرصت مناسبی که رعایت جوانب امر نیز شده باشد، بهتر و مطمئنتر انجام داد. این اقدام رئیسجمهور در معرفی فهرست وزرای پیشنهادی ممکن است شائبه عجله و شتابزدگی را در برخی اذهان ایجاد کند و بپرسند که تعجیل چرا؟ علاوه بر این، حالا که هنوز اسامی وزرای پیشنهادی از تریبون مجلس اعلام نشده، رئیسجمهور فرصت دارد با دقت نظر بیشتری نسبت به معرفی افراد جدید، تصمیم بهتری بگیرند تا آن که رای اعتماد به سه وزیر پیشنهادی با درصد بالاتری به دست آید و در آخرین ماههای دوره اول ریاست جمهوری آقای روحانی، در مقیاس وسیعتری شاهد حمایت همه جانبه مجلس از دولت باشیم. با انتشار اسامی وزرای پیشنهادی، سئوالهای زیادی در جامعه مطرح شده که عمدتا به سابقه رای ندادن مجلس به آنها در نوبت قبل، عدم تسلط آنها بر حوزه کاری مورد نظر و ضعفها و اشکالاتی که به سوابق بعضی از آنها مربوط میشود. در این واقعیت نباید تردید کرد که تغییر باید با هدف تقویت کابینه باشد ولی اسامی پیشنهادی چنین نویدی را نمیدهد.
علی جنتی: به نماینده ولیفقیه گفتم نمیتوانید جدا از فتوای ولیفقیه عمل کنید
اعتماد آنلاین نوشت: مراسم خداحافظی و تودیع علی جنتی وزیر ارشاد دولت یازدهم صبح دیروز در سالن سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد. گزیده اظهارات جنتی به شرح زیر است:
سعی کردم از روز اول بگویم که گذشته را فراموش کنید و به مانند دوره آقای خاتمی و مسجدجامعی که به اهالی فرهنگ و هنر احترام میگذاشتند ما نیز قصد داریم به شما احترام گذاریم،
گاهی فضایی در کشور راه انداختند که کسی نتواند در این فضا تنفس کند، روزی در سفری به استان بزرگ رفتم با نماینده ولی فقیه استان صحبت میکردم او گفت با موسیقی مخالفم، گفتم شما مخالفید؟ شما نماینده ولی فقیه هستید اما باید ببینید ولی فقیه شما چه فتوایی داده است شما نمیتوانید جدا عمل کنید، وقتی این عنوان را دارید نمیتوانید بگویید کلاً با موسیقی یا تئاتر مخالفم.
گاهی برای یک تئاتر امام جمعهای استانی برافروخته میشود و با اینکه آن تئاتر را ندیده اما بر اساس گزارشات نظر میدهد هر چند من پشت صحنه این اتفاقات را میدانم آنها با معاون اداره کل مسأله دارند از این رو به تئاتر ایراد میگیرند، تئاتری که در تکریم شهدا بوده است.
واکنش جلیلی به احتمال کاندیداتوریاش در انتخابات سال۹۶
تسنیم نوشت: عضو شورای عالی امنیت ملی، انتخابات ریاستجمهوری سال آینده را گامی رو به جلو برای کشور دانست.سعید جلیلی در جمع دانشجویان دانشگاه شهید رجایی و در پاسخ به سؤال یکی از دانشجویان که پرسید آیا شما برای انتخابات ریاستجمهوری سال 96 کاندیدا میشوید یا خیر؟ گفت: در مقاطعی انتخابات به عنوان یک رفتار سیاسی بارز در کشور اهمیت دارد و آن چیزی که تداوم نظام را تثبیت میکند این است که حرکت همواره باید رو به جلو باشد.
وی افزود: مهم این است که مجموعه نظام اعم از مردم، دولتمردان و سیاسیون به این نکته توجه داشته باشند که مجموعه اقدامات باید در جهت منافع مردم حرکت کند. مهم این است که حرکت به سمت جلو باشد که انتخابات 96 نیز گامی به جلو خواهد بود.
عضو شورای عالی امنیت ملی در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه چرا در سال 89 تحریمهای زیادی علیه ایران از سوی شورای امنیت سازمان ملل وضع شد؟ گفت: امروز قدرتهایی در دنیا شکل گرفتهاند که انحصاری را برای خودشان در صدور قعطنامه درست کردهاند. حق غنیسازی طبق NPT برای همه کشورهای عضو در نظر گرفته شده است.
جلیلی افزود: برخی قطعنامههایی که از سوی شورای امنیت علیه ایران صادر شد، نشاندهنده این بود که نمیخواهند ملت به هدفش برسد و اینگونه قطعنامهها ارزشی ندارد.
فائزه هاشمی: من اسبی ندارم که هندوانه ۳۰۰ هزار تومانی بخورد
فائزه هاشمی:
من اسبی ندارم که هندوانه ۳۰۰ هزار تومانی بخورد
حسین دهباشی با فائزه هاشمی برای مجموعه تاریخ شفاهی «خشتِ خام» گفتوگویی انجام داده که بخشهایی از آن درباره شایعات پیرامون دختر کوچکتر آیتالله هاشمی به نقل از خبرآنلاین در ادامه آمده است.
* سال ۸۴ یک سیدی پخش کرده بودند که من به اتفاق مثلا عمه ۹۰سالهام یک شرکت نفتی عظیم داریم، به میزان تیراژ خیلی وسیع در نمازجمعهها توزیع کرده بودند. محسن رفته بود شمال با پسرخالهام. یکی دیگر از فامیلهایمان که حالا دقیقا یادم نیست چه کسی بود گفت برویم به این املاک سر کوچه سر بزنیم ببینیم خانه چنده؟ زمین چنده؟ میشود خرید؟ نمیشود خرید؟ میروند گپی بزنند صاحب املاکی ته کوچه ملکی را نشان میدهد و میگوید ملک بغلی مال پسر رفسنجانی هست!
* حالا محسن خودش هست ولی میگوید پس کو ملک پسر رفسنجانی؟ در بزن برویم تو ببینیم کی هست؟ اینقدر محسن گیر میدهد، یارو کلافه میشود، محسن میگوید من محسنم این ملک نه برای من است، نه برای برادرم، نه برای آن دیگری! این دروغها را برای چی میگویید؟ میگوید ما میگوییم که مشتری پیدا کنیم! وقتی شما وارد کلاردشت میشوید یک تپهای هست یک ویلای گردی اون بالا هست، مدتها شایعه بود این برای فائزه هست. محسن یک مدتی بود اینها را دنبال کرده بودند که یکییکی این شایعات را دربیاورند تهش از کجاست که بتوانند باهاش مقابله کنند، حتی با آدمهایی که این شایعهها را درمیآورند برخورد شود. چون خیلی حاد شده؛ محسن میسپرد به یکی از آقایان محلی که برو ببین چرا میگویند این خانه برای فائزه است؟ میرود یک نفر را میفرستد در میزنند؛ سرایدار میآید دم در، میپرسد این خانه برای کیست؟ بچه سرایدار میگوید برای فائزه هاشمی است. میرود به نیروی انتظامی میگوید که صاحب این ملک را بخواهید، به صاحب ملک میگوید خانم هاشمی گفته حالا آبها از آسیاب افتاد ملک را به نامم کن! مرد عصبانی میشود که یعنی چی؟ این ملک برای من است؛ چه ربطی به خانم هاشمی دارد؟ میگوید خب سرایدارت هم میگوید این برای خانم هاشمی است؛ جریان آن چیست؟ آن شخص به لکنت و غلطکردم میافتد. میگوید من آمدم اینجا مجوز بگیرم. نه آب نه برق نه مجوز میدهند. دیدم تنها راهی که دارم این است که بگویم این برای فائزه است! شایعه کردم این برای فائزه است همه کارها جور شد! یک برجی هست در میدان قدس سر خیابان یاسر؛ سر خیابان نیاوران خوشگل هم هست؛ روزنامه جوان زمان انتخابات عکسش را انداخت؛ اسم من را فقط ننوشت. نوشت ف.هـ انگلیس بوده، درس خوانده، اینجا بوده، آنجا بوده، تمام مشخصات من را گفت و گفت این برج برای اوست! البته ما رفتیم شکایت کردیم، دو بار هم پیگیری کردیم هیچ فایدهای نکرد. نه جوان را خواستند؛ نه حکمی صادر شد؛ نه بررسیای شد؛ نه رسیدگیای شد.
* سرمایهگذارهایش، صاحب سهامش رفتند شکایت کردند که این ملک برای خانم هاشمی نیست؛ چرا شما دروغ گفتید؟ به منافع ما ضربه میزنید این حرفها را میزنید؟ آنها هم رفتند شکایت کردند اصلا رسیدگی هم نشد. آقای پالیزدار میآید میگوید که پوست هندوانههایی که اسبهای فائزه میخورند – رسمی است یک سخنرانی هست که پخش هم شد- فقط ۳۰۰ هزار تومان است حالا بقیه مخارج این اسبها را ببینید چقدر است؟ من نه اسبی دارم نه اسبی داشتم. یک اسبی خانم منتظمی باشگاهدار به من هدیه داد که من اصلا نبردمش، گفتم برای خودت، خودت هم اجاره بده. اصلا احساس نکردم که این برای من است؛ حتی یک بار هم سوارش نشدم، چون من گاهگاهی میرفتم اسبسواری. یا شایعه طلاق من. این خیلی عجیب بود. من رفتم انگلیس؛ همسرم همراهم نبود من و پسرم رفتیم. او میآمد و میرفت، من میآمدم و میرفتم. برایشان عجیب بود که یک خانم خودش بلند شود برود انگلیس و همسرش تهران بماند! به حدی که پسرخاله من بلژیک زندگی میکند آمد ایران برگشت به مادرش گفت آره فائزه طلاق گرفته! مثلا یکی از پاسدارهای بابا، آقاجلال که از همان روزهای اول انقلاب با بابا بود و چند سال پیش فوت کرد یک روز از من پرسید فائزه!خانم تو راستیراستی از حمید جدا شدی؟
یکی از پروژهها بدون قرارداد 63 درصد پیشروی داشته و دیگری
بدون مناقصه پیمانکارش مشخصشده
تختهگاز شهرداری در خواب شورا
مباحث مطرح شده در جلسات اخیر شورای شهر کرمان نشان میدهد نه تنها برخی پروژهها همچون «آزادی» بدون قرارداد جلو رفتهاند که شهرداری با همکاری برخی اعضای شورا قصد داشته بدون مناقصه چندین پروژه را به شرکت جهاد نصر واگذار کند.
ماده چهار آییننامه مالی شهرداریها میگوید: «معاملات عمده باید بهطورکلی با تشریفات مناقصه یا مزایده عمومی و یا مناقصه محدود انجام شود.» همچنین در بند 9 ماده 55 قانون شهرداریها بر انجام معاملات شهرداری اعم از خریدوفروش اموال منقول و غیرمنقول و مقاطعه و اجاره و استیجار پس از تصویب انجمن شهر {شورای شهر} با رعایت صلاح و صرفه و اصول مزایده و مناقصه «طبق قانون محاسبات عمومی» تأکید شده است. در ماده 79 قانون محاسبات عمومی هم آمده است: «معاملات وزارتخانهها و مؤسسات دولتی اعم از خریدوفروش و اجاره و استجاره و پیمانکاری و اجرت کار و غیره (بهاستثناء مواردی که مشمول مقررات استخدامی میشود) باید حسب مورد از طریق مناقصه یا مزایده انجام شود.» این قوانین بیانگر این است که پیمانکار تمامی پروژههای عمرانی که در شهر کرمان صورت میگیرد باید از طریق مناقصه مشخص شود. این در حالی است که بر اساس صحبتهای مطرحشده در جلسات اخیر شورای شهر کرمان بدون برگزاری مناقصه قرار بوده شرکت جهاد نصر سه تقاطع غیرهمسطح جدید در شهر کرمان بسازد.
تفاهمنامه 100 میلیاردی شهرداری با جهاد نصر
یکشنبه سه هفته پیش بود که علی بابایی، شهردار کرمان از همکاری با جهاد نصر برای ساخت چند تقاطع جدید در شهر کرمان خبر داد. علیاکبر مشرفی، رییس شورای شهر کرمان هم در تأیید صحبتهای شهردار از پیشنهاد شهرداری به این شرکت برای ساخت تقاطعهای غیر همسطح چهارراه نیکزاد،ورودی ترمینال و سهراه اللهآباد در قالب تفاهمنامهای 100 میلیاردی پرده برداشت. در آن جلسه به پیشنهاد سعید گیلانی قرار شد جزئیات این تفاهمنامه بیشتر بررسی شود و 15 روز زمان برای آن در نظر گرفته شد.
پس مناقصه کو؟
در جلسه این هفته شورا اما زوایای دیگری از این تفاهمنامه برملا شد. فرقانی، معاون عمرانی شهردار کرمان در ابتدای جلسه از قطعی شدن تفاهمنامه با جهاد نصر برای ساخت سه تقاطع یادشده خبر داد. مؤذنزاده، نماینده جهاد نصر و مدیر این پروژهها گفت: «طبق توافقات صورت گرفته با شهرداری به ترتیب پروژههای چهارراه نیکزاد، ترمینال جدید و سهراه اللهآباد انجام میشود.» این صحبتها با واکنش برخی اعضا روبرو شد. سعید گیلانی با تأکید بر اینکه «فعلاً که شهرداری کرمان در مضیقه مالی است و بهتر است پروژهای شروع نشود» گفت که «بهتر است ابتدا مناقصهای برگزار شود و اگر جهاد نصر برنده شد آنوقت در این موردبحث کنیم.» مشرفی در این هنگام بدون اشاره به صحبتهای فرقانی، عنوان کرد که «حضور جهاد نصر فقط برای برآورد هزینه سه پروژه پیشنهادی است!» در ادامه با اعتراض برخی اعضای شورا، مقرر شد ابتدا مناقصه برگزار شود. بر اساس مباحث مطرحشده مشخص میشود که شهرداری قصد داشته بدون مناقصه ساخت سه تقاطع جدید را به یک شرکت واگذار کند. اتفاقی که کاملاً خلاف قانون است. البته پیشازاین هم تخلفی دیگر در برخی پروژههای شهری کرمان همچون میدان آزادی رخداده بود.
پیشرفت 63 درصدی آزادی بدون قرارداد!
همانطور که در بالا آمد، همه پروژههای شهری که شهرداری انجام میدهد باید به تأیید شورا برسد. اما در اتفاقی نادر، پروژه میدان آزادی شهر کرمان نهتنها قراردادی که به تأیید شورا برسد ندارد بلکه در حال حاضر 63 درصد از عملیات اجرایی آن توسط قرارگاه خاتم پیش رفته است. موضوعی که بحث چندباره در شورا، برگزاری جلسه در دفتر سعید گیلانی و جلسه پشت درهای بسته اعضای شورا هم نتوانست آن را حل کند و همچنان قرارداد نهایی این پروژه مهم به شورا نرسیده است. قرارداد نداشتن این پروژه باعث شده تا هزینه نهایی از هزینه برآورد شده بیشتر شود. بهطوریکه قبلاً برآورد شده بود 85 تا 95 میلیارد تومان نیاز داشته باشد اما حالا هزینه نهایی به 105 میلیارد تومان میرسد.
تضییع حق پیمانکاران بومی
در حالی شهرداری کرمان بدون مناقصه و یا بدون قرارداد برخی پروژههای شهری را به پیمانکارانی همچون جهاد نصر و یا قرارگاه خاتم واگذار میکند که در شهر کرمان هم پیمانکارانی وجود دارند که میتوانستند با هزینهای کمتر این پروژهها را انجام دهند. موضوعی که در جلسه 31 مرداد شورای شهر کرمان هم به آن اشارهشده بود. آنجا که سعید گیلانی گفته بود: «پل امیرکبیر پل هزینه بری است که نباید بدون برنامهریزی شروع به کار کنند. این پروژهها را پیمانکاران کاران کرمانی با نصف قیمت میتوانند انجام دهند.» گیلانی در حالی این صحبت را مطرح کرد که ماشاالله زنگیآبادی، پیمانکار مطرح کرمانی هم چندی پیش برای اجرای پروژههای شهری بهصورت تهاتر اعلام آمادگی کرده بود. اما به دلیل شتابزدگی شهرداری کرمان و عدم نظارت دقیق شورا، عملیات اجرایی پروژههای عمرانی شروع شد درحالیکه برخی حتی قرارداد هم نداشتند و اصلاً مشخص نبود چه زمانی باید به پایان برسند. علاوه بر این شروع پروژههای بدون قرارداد و همچنین انتخاب پیمانکار بدون برگزاری مناقصه در انحصار قرار دادن پروژههای شهری است که میتواند زمینهساز بروز فساد باشد.
سازمان بازرسی میتواند ورود کند
نعمت احمدی، حقوقدان در رابطه با انجام یک پروژه بدون برگزاری مناقصه به «پیام ما» گفت: «کاملاً خلاف قانون است. همه نهادها و سازمانهایی که بودجه آنها از منابع دولتی است و یا نهاد عمومی محسوب میشوند، در هیچ صورتی مجاز نیستند خریدوفروش را از روش دیگری بهغیراز مناقصه و یا مزایده انجام دهند.» وی افزود: «شهرداریها نمیتوانند بدون برگزاری مناقصه، پروژه عمرانی را آغاز کنند.» این حقوقدان بابیان اینکه اگر شورا سکوت کند، تخلف کرده، اظهار کرد: «طبق قانون شوراها، بودجه سالانه شهرداری باید به تصویب شورا برسد. بودجه که تصویب شد شهرداری باید بر مبنای آن کار کند و نمیتواند پروژهای را بدون مصوبه شورا و یا بدون برگزاری مناقصه انجام دهد. اگر این اتفاق بیفتد و شورا هم سکوت کند، سازمان بازرسی کل کشور میتواند به ماجرا ورود کند.» احمدی در خصوص پیشروی یک پروژه بدون اینکه قراردادی به شورای شهر ارائه شود هم گفت: «در اینجا شورا بیحال است. چگونه شورا اجازه داده یک پروژه بخشی از بودجه شهر را ببلعد درحالیکه قراردادش به تصویب شورا نرسیده است؟»
مادر و ناپدری معتاد کودک سهساله را علاوه بر کتک زدن، سوزاندند روزگار سوزناک ستایش
مادر و ناپدری معتاد کودک سهساله را علاوه بر کتک زدن، سوزاندند
روزگار سوزناک ستایش
انتشار تصاویر بدن شکنجهشده دختری سهساله در رفسنجان روز گذشته افکار عمومی را تحت تأثیر قرار داد. ستایش، دختری سه سال که با مادر و ناپدری خود زندگی میکرد، با کمک اورژانس اجتماعی رفسنجان از شکنجهگاه خود رهایی یافت. ماجرا ازاینقرار است که عصر شنبه اول آبان، فردی ناشناس طی تماس با اورژانس اجتماعی رفسنجان پرده از راز شکنجهگاه ستایش برمیدارد؛ مأموران به محل اعزام میشوند و با کنار زدن پتویی که ستایش بیپناه لرزان و هراسناک زیر آن قرار داشت آثار زخم بر سروصورت و بدن ستایش را مشاهده میکرده و او را به بیمارستان منتقل میکنند. آنطور که مهر گزارش داده، با بررسیها مشخص میشود که بازهم مسئله دردناک کودکآزاری در جریان است و فرشتهای معصوم هرروز تحت شکنجههای بیرحمانه مادر و ناپدریاش که در دام اعتیاد به مواد مخدر صنعتی غرقشدهاند قرار میگرفته است. رییس اداره بهزیستی شهرستان رفسنجان در این خصوص گفت: «هنوز شناسنامه این دختربچه را ندیدهایم اما اطرافیان او را «ستایش» خطاب میکردند. این کودک مورد آزار و اذیت جسمی قرارگرفته و آثار سوختگی و آزار جسمی، کبودی صورت، تاول، سوختگی با سیگار و ضرب و شتم در بدن ستایش مشهود است. البته باید منتظر گزارش پزشکی قانونی باشیم و پزشکی قانونی نیز در حال بررسی این قضیه است.» محمود حیدری در پاسخ به این سؤال که سرنوشت ستایش چه خواهد شد و آیا وی دوباره به والدینش داده میشود، اظهار کرد: «ما عدم صلاحیت والدین را در نگهداری کودک اعلام خواهیم کرد و کودک نزد بهزیستی نگهداری شود اما بههرحال تصمیمگیرنده نهایی در این رابطه دستگاه قضایی است.» ستایش در حال حاضر در بیمارستان علی بن ابیطالب(ع) رفسنجان بستری است.
دستگیری مادر ستایش
فرماندار رفسنجان هم خبر از دستگیری مادر ستایش داده است. حمید ملانوری که به عیادت ستایش رفته بود در جمع خبرنگاران گفت: « پیگیری لازم با همکاری بهزیستی، شورای تأمین، دستگاه قضایی و دادستان برای برخوردهای قاطع و جدی با عوامل این کار انجامشده است. حکم جلب والدین این کودک صادر و مادر ستایش در حال حاضر دستگیرشده است.
در رابطه با این مورد کودکآزاری بهزیستی کار را مدیریت میکند و با دستور قضایی کودک را از خانواده گرفته بعد از مداوا زیرپوشش بهزیستی خود قرار میدهد.» وی افزود: «با شیوع استعمال موادمخدر بهویژه مواد مخدر صنعتی و روانگردانها شاهدیم که افرادی که به این موضوع گرایش پیدا میکنند دچار اختلالات روانی شده و به دلیل توهمزایی دست به کودکآزاری و همسرآزاری می زنند.»
پنج سال پس از وقوع قتل رخ داد دستگیری قاتلان ریحانه و مادرش در کرمان
پنج سال پس از وقوع قتل رخ داد
دستگیری قاتلان ریحانه و مادرش در کرمان
بازپرس شعبه سوم دادسرای عمومی و انقلاب کرمان از دستگیری قاتلین ریحانه دختر ششساله و مادرش در کرمان خبر داد و گفت: «سرقت انگیزه اصلی قتل بوده است». به گزارش روابط عمومی دادگستری کرمان، ایمان شهسواری در حاشیه صحنه کشف اجساد اظهار کرد: «قاتلان عید نوروز سال ۱۳۹۰ اقدام به این جنایت هولناک کرده بودند». وی اعلام کرد: «پس از دریافت گزارشی مبنی بر مفقود شدن یک دختر ششساله و مادر ۳۱ سالهاش در شهر کرمان موضوع در دستور کار دادستانی قرار گرفت.» شهسواری افزود: «طی یکسری اقدامات پلیسی توسط پلیس آگاهی استان کرمان مشخص شد قاتلین دو نفر به نامهای (ح. الف) ۳۱ ساله و (ی. ق) ۲۸ساله هستند». وی بیان کرد: «پس از شناسایی، دستور دستگیری قاتلان توسط دادستانی صادر شد و پلیس آگاهی علیرغم اینکه این افراد چندین مرتبه با تغییر چهره و شگردهای دیگر موفق به فرار شده بوداند نهایتاً موفق به دستگیری این قاتلان حرفهای شدند.»
شهسواری عنوان کرد: «قاتلان پس از سرقت طلا، جواهرات و ماشین و مقادیری وجه نقد از مقتول اقدام به خفه کردن این زن و فرزند ششسالهاش میکنند و سپس اجساد را دریکی از مناطق متروکه و حاشیهای شهر در یک گودال میاندازند.» بازپرس شعبه سوم دادسرای عمومی و انقلاب کرمان در خصوص شیوه کار متهمان گفت: «این افراد با ایجاد طرح دوستی با زنان بیسرپرست و کسانی که از وضع نابسامان اجتماعی برخوردار بودند اقدام به دزدیدن اموالشان میکرداند.» شهسواری با اشاره به اینکه بانوان افرادی رئوف و مهربان هستند، هشدار داد: «زنان باید بر عواطف و احساسات خود کنترل داشته باشند و فریب ظاهر افراد سودجو را نخورند.»
وی گفت: «متأسفانه در بسیاری از پروندهها دیدهشده است افراد رذل و شرور با طرح محبت کاذب اولیه و سوءاستفاده از عواطف و احساسات پاک برخی از زنان و دختران، اقدام به فریب آنها میکند و درنهایت نیز حوادث هولناکی به وقوع میپیوندد.» شهسواری تأکید کرد: «تمامی افراد جامعه باید نسبت به مراعات مقررات شرعی توجه لازم را داشته باشند و در تمام شرایط خداوند را ناظر به کارهای خود بدانند.»
وی همچنین خطاب به مجرمان هشدار داد: «بسیار سادهلوحانه است که افراد فکر کنند میتوان هر کاری را انجام داد و کسی از آن خبر نشود مطمئناً افراد باید پاسخگوی اعمال خود در دادگاه عدل الهی و همچنین در برابر قانون باشند.» بازپرس شعبه سوم دادسرای عمومی و انقلاب کرمان ضمن تقدیر از زحمات مأموران پلیس آگاهی استان کرمان اعلام کرد: «قاتلان سوابق متعدد کیفری ازجمله آدمربایی و تجاوز به عنف و ایراد ضربوجرح عمدی در کارنامه سیاه خود داشتند.»
