بایگانی مطالب نشریه
زرند بازهم لرزید
پیام ما- یک هفته پس از وقوع زلزلههای پیاپی در زرند، این شهر مجدداً لرزید.
ساعت 17:32 عصر گذشته، زلزله ای به بزرگی 4.7 ریشتر و در عمق 10 کیلومتری زمین، در 1 کیلومتری زرند، 19 کیلومتری یزدانشهر و 24 کیلومتری خانوک رخ داد. اگرچه تا لحظه تنظیم این گزارش و بر اساس خبرهای رسیده، خسارتی از این زلزله گزارش نشد اما مردم زرند که در حال فراموش کردن زلزله های پیاپی هفته گذشته بودند، مجدداً پس از زلزله 4.7 ریشتری به خیابان ها آمدند. زلزله های پیاپی شهرستان زرند از پنج شنبه، 29 مهر شروع شد. شامگاه پنجشنبه زلزله ای به بزرگی 4.8 ریشتر در زرند رخ داد و تا شامگاه جمعه 14 بار دیگر این شهر لرزید. این زلزله ها در روزهای بعد هم رخ داد و باعث شد زرندی ها هفته گذشته را با ترس سپری کنند. زلزله های هفته گذشته موجب مصدومیت 24 نفر بهطور غیرمستقیم شد. همچنین طبق گفته حسین کاظمی مدیر آموزشوپرورش زرند، به حدود 30 واحد آموزشی خسارت وارد شد. محمد اسلامی مسئول نمایندگی میراث فرهنگی و گردشگری زرند هم گفته زلزله اخیر به بخشی از بازار، برج زرندوئیه، مسجد قلعه و آثار یزدانآباد خساراتی وارد کرده است. در این راستا محمود وفایی، مدیرکل گردشگری استان هم درخواست کرد که «اگر تسهیلاتی برای زلزله در شهرستان زرند اختصاص یافت، حوزه میراث فرهنگی نیز در این تسهیلات دیده شود.» حبیبالله خنجری، فرماندار زرند هم به مهر گفت «هنوز ترس از زمینلرزه بین مردم وجود دارد چون شدت زمینلرزه ابتدایی زیاد بود.» محسن صالحی، مدیرکل بحران استانداری کرمان دلیل زلزلههای اخیر زرند را فعال شدن گسل کوهبنان میداند. وی گفت: «این گسل از کوهبنان شروع میشود و اکثر شهرهای پرجمعیت را پشت سرمی گذارد و از نزدیکی کرمان میگذرد و به میانه استان کرمان و شهرستانهای مرکزی میرسد.»
همچنین ساعت 18:16 شب گذشته هم زلزله دیگری به بزرگی 2.5 ریشتر، زرند را تکان داد.
دستگیری ناپدربیرحم ستایش در رفسنجان
دستگیری ناپدربیرحم ستایش در رفسنجان
جانشین فرمانده انتظامی شهرستان رفسنجان گفت: ناپدری ستایش، کودک سه ساله رفسنجانی که مورد آزار قرار گرفته بود با دستور قضایی دستگیر شد.
سرهنگ رضا خلیلی نژاد دیروز در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: حدود 10 روز پیش صدای ناله این کودک موجب شد تا همسایگان موضوع کودک آزاری را به بهزیستی اطلاع دهند و این کودک توسط اورژانس اجتماعی به بیمارستان علی ابن ابیطالب (ع) رفسنجان منتقل شد و تحت درمان قرار گرفت.
وی تصریح کرد: بر روی بدن این کودک آثاری از سوختگی و شکستگی دست و پا مشاهده می شد.
خلیلی نژاد گفت: پرونده ستایش سه ساله از جمله پرونده هایی بود که ارسال گزارش آن از طریق اورژانس اجتماعی باعث تاثر و ناراحتی هر شنونده ای شد که مادر و ناپدری بی رحم با گرفتار کردن خود در دام اعتیاد آن هم شیشه اینگونه کودک معصوم را مورد آزار و اذیت و شکنجه قرار دهند و از داد و فریادش لذت ببرند.
جانشین فرمانده انتظامی شهرستان رفسنجان ادامه داد: با ارسال گزارش و کسب دستور قضایی با ورود به منزل ستایش که در شرایط بسیار بدی نگهداری می شد به بیمارستان منتقل و مادر وی که فرزند دیگری را 8 ماه باردار است، دستگیر کردند ولی ناپدری ستایش که متهم اصلی پرونده بود با اطلاع از موضوع، متواری شد.
وی اظهار کرد: منزل این ناپدری به طور نامحسوس زیر نظر پلیس بود و با کار اطلاعاتی و با تلاش همکارانم در پلیس اطلاعات که با حساسیت، دستگیری متهم اصلی را در دستور کار قرار دادند که عصر پنجشنبه در مخفیگاهش به دام افتاد تا بسزای عمل خود برسد.
خلیلینژاد از مردم خواست در صورت برخورد با هر گونه کودک آزاری در همسایگی یا محلات خود مراتب را سریع به پلیس با شماره 110 یا اورژانس اجتماعی 124 اطلاع دهند و با حرکت انسانی خود از وقوع مجدد چنین حوادث ناگواری جلوگیری کنند.
متخصص اطفال دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان روز جمعه به خبرنگار ایرنا گفت: در حال حاضر ستایش در بیمارستان بستری است و از لحاظ روحی حال وی مساعد شده زیرا حمایت های مردمی و عیادت هایی که از سوی مردم صورت می گیرد بر روحیه وی تاثیرگذار بوده است.
دکتر ناهید مسعود پور بیان کرد: با آوردن این کودک زجر کشیده به بیمارستان علی ابن ابیطالب(ع) رفسنجان، درمانها و مراقبتها انجام شد و این کودک شکستگی های متعددی در دست و پا داشت که این شکستگی ها تازه نیستند و از دو تا سه هفته گذشته هستند.
وی گفت: این شکستگی ها خود به خود در حال جوش هستند و هیچ عمل جراحی بر روی وی انجام نمی شود و فقط پای وی گچ گیری شده است.
مسعود پور اضافه کرد: همچنین ستایش دارای شکستگی جمجمه، هماتوم، خونریزی مغزی خفیف و خونریزی زیر پوستی، سوختگی های زیاد، تغذیه نامناسب و کمبود شدید پروتئین بود که با مراقبت های لازم در این بیمارستان روز به روز حال وی بهبود یافته و در حال حاضر از لحاظ جسمی و هم روحی از وضعیت مناسبی برخوردار است.
متخصص اطفال افزود: ستایش چند روزی در این بیمارستان بستری خواهد بود تا کمبود پروتئین بدن وی با مکمل های غذایی جبران شود سپس به بهزیستی تحویل داده می شود.
وی افزود: با توجه به عدم صلاحیت والدین این کودک، بهزیستی وی را به والدینش تحویل نخواهد داد و تا زمانی که خانواده قابل اعتماد سرپرستی ستایش را قبول کنند این کودک توسط بهزیستی نگهداری خواهد شد.
دادستان کل کشور: در موضوع املاک شهرداری تهران به برخی بیش از آنچه باید تخفیف داده شده
دادستان کل کشور:
در موضوع املاک شهرداری تهران به برخی بیش از آنچه باید تخفیف داده شده
اعتماد آنلاین نوشت: حجتالاسلاموالمسلمین منتظری در گفتوگوی ویژه خبری به تشریح عملکرد دادستانی کل کشور در حیطه وظایف قانونی پرداخت و آخرین وضعیت پروندههای مهم قضایی ازجمله واگذاری املاک در شهرداری تهران را تشریح کرد.
( اراضی و املاک واگذارشده شهرداری) پس از برملا شدن مسئله با توجه به حساسیت موضوع ریاست قوه قضائیه به بنده مأموریت خاص دادند که مسئله را پیگیری کنم. به همین منظور هیئتی از قضات عالی تعیین کردیم و اسناد و مدارک بررسی شد همچنین جلسات متعددی با شورای اسلامی شهر تهران و شهردار تهران و مسئولین مربوطه برگزار شد که درنتیجه بررسیهای نسبتاً جامعی صورت گرفت و در زمان معین گزارش آن را به ریاست قوه قضائیه تقدیم کردیم. در رسیدگی به این موضوع هیچ کوتاهی نشده و به آنچه وظیفهمان بوده عمل کردهایم. شهرداری تهران بر اساس مجوزی که از شورای اسلامی شهر تهران گرفته بود میتوانست برای تأمین رفاه کارکنان خود شرکتهای تعاونی را تشکیل دهد و بهموجب قانون تسهیلاتی را برای شرکتهای تعاونی شهرداری و سایر دستگاهها در نظر بگیرد تا افرادی که استحقاق مسکن دارند در حد امکان بتوانند به آن دسترسی پیدا کنند.
شهرداری تهران حدود 104تعاونی تشکیل داده است و طبق بررسیهای ما از این 104 تعاونی که در قسمتهای مختلف شهر تهران تشکیلشده درمجموع یکمیلیون و 700 هزار مترمربع به این شرکتهای تعاونی زمین واگذارشده بود. در بررسیها مشاهده شد آنچه در این قالب انجامشده است اشکال قانونی و جود ندارد و تخلفی صورت نگرفته است اما یکسری املاک دیگری بهصورت آپارتمان به دستهای از مدیران و شاغلین شهرداری که فاقد مسکن بودند واگذارشده که با مجوز شورا میتوانستند مقداری تخفیف دریافت کنند اما بیش ازآنچه باید به آنها تخفیف دادهشده است که ما اشکال شکلی و ماهوی در این مسئله دیدیم و تخفیفهای دادهشده صحیح نبوده و باید اصلاح شود.
* ( آخرین وضعیت پرونده صندوق ذخیره فرهنگیان ) مسئله بانکها از مسائلی است که به حقوق عمومی برمیگردد، متأسفانه در عملکرد بانکها مشکلات عدیدهای میبینیم و گاهی شاهد هستیم که اختلاسهایی صورت میگیرد، لذا عملکرد بانکها باید بیشتر مورد نظارت بانک مرکزی قرار گیرد.
از رئیس بانک مرکزی خواستهام که بخش نظارتی را تقویت کند، برای نظام سنگین است که هرازچندگاهی شاهد اختلاس در برخی بانکها باشیم یا عملکرد بانکها ازنظر دادوستدها دارای اشکالاتی است و اطلاع داریم برخی بانکها خارج از مصوبات شورای پول و اعتبار از مردم سود میگیرند که بانک مرکزی باید نظارت بیشتری داشته باشد و هرجا تخلفی مشاهده شود به هیئت انتظامی برده میشود و در آنجا برخورد میشود.
* (پرونده بانک ملت) بنا نداریم تا زمانی که تخلف در دادگاه بهصورت جامع و کامل احراز شود جزئیات این پروندهها را اعلام کنیم؛ چراکه در دادرسی هر پروندهای ممکن است مسائلی اتفاق بیفتد که نمیتوان آن را پیشبینی کرد. در دو بانک ملی و ملت جمعاً حدود 1200 میلیارد تومان اختلاس شده و پولها از بین رفته است. در پرونده فعلی که مطرح است یکی از بدهکاران اصلی بانکی که متأسفانه فراری و خارج از کشور است، از طریق دادستان تهران تحت تعقیب است.
5 نفر از عوامل اصلی بازداشت هستند، از این مقدار پول در بانک ملی حدود 800 میلیارد که 300 میلیارد برگشته و در بانک ملت 300 میلیارد که جمعاً از این 120 میلیارد برگشته و بخشی از طریق اینترپل شناسایی و توقیفشده و اگر نظارت بانکها تقویت شود جلوی بسیاری از مسائل را میگیرد.
( فیشهای حقوقی نجومی) دامنه این موضوع بسیار گسترده است هیئت تعیینشده برای بررسی این موضوع ساعتها فیشهای حقوقی را بررسی کردند. یک بخش را مجلس ورود کرد و یک بخش را نیز دولت ورود کرد و برخی تعدیل شدند. بررسیهای قوه قضائیه نشان میداد که در این قضیه چند نکته را احصا کرد. برخی از این حقوقها بر اساس قانون پرداختشده بود. اشکال دوم به مصوبات دولت برمیگشت وقتی قانون به یک هیئت اختیار داده که کسی که ذینفع است در تعیین حقوقش نقش داشته باشد قطعاً فساد ایجاد میکند. دولت باید آییننامهها را اصلاح کند و مجلس باید اختیارات قانونی را بررسی کند و مبانی حقوق پرداختها باید مشخص شود. پرونده فیشهای نجومی نیز به دادسرا ارجاع میشود.
* (پرونده بابک زنجانی) در پرونده بابک زنجانی بیش از 10 هزار میلیارد بدهی وجود دارد، اطلاع داریم که این اموال را به خارج از کشور رفته و آمادگی برگشت اموال را اعلام کردهاند اما هنوز انجامنشده است. رأفت اسلامی برای این افراد یک شرط دارد و آن هم همکاری برای برگشت بیتالمال است/تا زمانی خود این فرد و وکیل وی برای برگشت اموال همکاری نکنند قوه قضاییه کوتاه نخواهد آمد
عناوین مجرمانه در کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه بررسی میشود. در این زمینه یک معاونت ویژه در دادستانی کل وجود دارد. باید فضای مجازی به یک فضای ملی تبدیل شود که بتواند نیازهای مردم را از درون برطرف کند.
ابزار لازم را قوه قضائیه برای برخی مسائل ندارد و این ابراز در اختیار وزارتخانهها و بانکها و … است البته مواردی که تخلف بوده از سوی دستگاه قضا اطلاع دادهشده ولی برای جلوگیری از مفاسد باید تعامل بین دستگاهها وجود داشته باشد و گاهی شاهد کوتاهی دستگاهها در این زمینه هستیم.
قوه قضائیه با تخلفات با قاطعیت برخورد خواهد کرد و مردم و دستگاههای نظارتی گزارش دهند. در حال حاضر 450 دادسرا در سراسر کشور داریم که از سوی دادستانی کل کشور مورد نظارت قرار میگیرند این نظارت دو نوع است در سامانه دادستانی کل درگاهی را در اختیار مردم قرار میدهیم که شکایت خودشان را اعلام کنند.
کرمان کنسرت
وب سایت کرمان کنسرت اولین و تنها مرجع فروش الکترونیکی بلیط با امکان انتخاب صندلی در استان کرمان است. کرمان کنسرت آمادگی خود را برای همکاری با برگزار کنند گان کنسرت و سایر رویدادهای فرهنگی و هنری اعلام می دارد. کرمان کنسرت تنها یک مرجع فروش بلیط نیست بلکه می توانید فروش بلیط را در چند نقطه به صورت آنلاین مدیریت کنید.
www.kermanconcert.com
09355250005
تعزیه در باغ فتح آباد
زمان : 5 الی 9 ابان ماه/ ساعت : 18
آدرس : بلوار هوانیروز ، اختیار آباد ، باغ فتح آباد
مسیر دوم : کیلومتر 8 زنگی آباد
پلیس «خاوری»
را شناسایی کرد
رییس پلیس بین الملل ناجا ضمن اشاره به ارتباط با ۱۹۰ کشور دنیا از طریق اینترپل، درباره پرونده خاوری نیز گفت: الان پلیس، خاوری را شناسایی کرده، اما برای ادامه باید مقامات قضایی و سیاسی اقدام کنند.
به گزارش ایسنا، سردار مسعود رضوانی در حاشیه نشست قضات با پلیس بینالملل ناجا در جمع خبرنگاران گفت: در مورد مجرمانی که در خارج از کشور هستند، خوشبختانه ۷۰ درصد از پروندههایی که به ما اعلام شده را توانستیم، ردیابی، شناسایی یا دستگیر کنیم که از این تعداد ما درصدی را موفق شدیم استرداد کنیم.
رضوانی ادامه داد: استرداد به اراده سیاسی و… هم ربط دارد، البته حتی در مواردی که استرداد صورت نگرفته هم ما توانستیم متهمان را محکوم کرده و حقوق شاکیان را بگیریم.
وی با بیان اینکه پیگیر پرونده افرادی که در خارج از کشور دستگیر میشوند هستیم، اضافه کرد: وزارت خارجه پیگیر این موضوع است و ما هم در موارد مختلف پیگیریهای لازم را انجام میدهیم.
وی با بیان اینکه از طریق اینترپل با ۱۹۰ کشور جهان ارتباط داریم، گفت: با امریکا از طریق دبیرخانه ارتباط داریم و با رژیم صهیونیستی نیز هیچ ارتباطی نداریم، ارتباط ما با پلیس کشور ها خوب است و بعد از آن اراده سیاسی است.
وی درباره اینکه آیا فضای برجام تغییری در ارتباطات اینترپل ایجاد کرده یا خیر، گفت: ما در اوج تحریمها نیز ارتباط خوبی با کشورهای دنیا داشتیم و پس از برجام نیز این ارتباط حذف نشد و از این رو برای ما تغییری نداشته است.
همانطوری که شما میبینید پروندههای سنگینی مانند آقای خاوری هیچ تغییری نکرده، الان پلیس، خاوری را شناسایی کرده، اما برای ادامه باید مقامات قضایی و سیاسی اقدام کنند. ما با مقامات اینترپل در این مورد صحبت کردهایم و نمیدانم که سیستم قضایی کانادا چطور است که بعد از سالها هنوز به آن رسیدگی نشده است.
وی درباره تصمیم کشور فرانسه برای بازگرداندن مهاجران به کشورهایشان و اینکه چند ایرانی قصد بازگشت به کشور را دارند، گفت: اطلاع داریم که وزارت امورخارجه پیگیر این موضوع است و ما هم از این طریق پیگیر این افراد هستیم.
بهترین مکان نشستن در سالن سینما و تئاتر
بهترین مکان نشستن در سالن سینما و تئاتر
بهترین مکان نشستن برای دیدن فیلم یا تئاتر در سالن کجاست؟ این پرسشی است که بین دوستانی که به سینما یا تئاتر می روند مطرح می شود. شما دوست دارید جلو بنشینید اما همراهانتان می خواهند عقب بنشینند. هر کدام هم استدلال های خوبی را برای هم ارائه می کنید. این روزها حداقل، انجام این انتخاب به خاطر پیشرفت هایی که رخ داده است راحت تر شده است.
نشستن در بسیاری از تئاترهای دنیا امروزه بسیار راحت تر نسبت به آن چیزی که سال ها قبل تر بود شده است. آن زمانی که اکثر تئاترها و سینماها صندلی های کوچکی با تکیه گاههای نامناسب و دستههای ثابتی داشتند. تنها تنظیمی که برای صندلی وجود داشت عقب یا جلو رفتن صندلی بود ولی امروزه صندلی هایی تمام قد و تکیه گاه هایی بزرگ در سالن ها کار گذاشته شده اند. دسته های بین صندلی ها بالا می آیند و نگهدارنده های فنجانی در انتهای دسته ها تعبیه شده اند. اغلب پشتی صندلی ها به گونه ای هستند که آزادی بیشتری برای حرکت می دهند. احتمالا تنها مهم ترین تغییر در صندلی تئاترها، معرفی سبک نشستن به شیوه ورزشگاهی است.
در مدل ورزشگاهی، ردیف صندلیها روی یک سری تراس ها یا پلهها قرار گرفتهاند به جای استفاده از شیب کف ۱۵ درجه ای که در سینماها یا تئاترها رایج بوده اند. در صندلی ورزشگاهی هر ردیف ۱۲ تا ۱۵ اینچ (۳۰ تا ۳۸ سانتیمتر) بالاتر از ردیف جلویی است که معنی آن این است که در تئاتر یا سینما هر صندلی تقریبا دیدی بدون مانع از پرده سینما یا صحنه تئاتر دارد حتی اگر مکان تقسیم بندی شده باشد.
اگر چنین سالنی در شهر شما هنوز ساخته نشده است ناراحت نباشید شما باز هم گزینه برای انتخاب بهترین مکان دارید. ترجیح برای هر کسی متفاوت است اما مکانی ایده آل است که بتوان صدای سیستم های صوتی را به طور مناسب شنید و تجربه کرد. ردیفی را که در حدود دوسوم فاصله از پرده سینما یا تئاتر به به سمت عقب سالن دارند را انتخاب کنید. سعی کنید در یک یا دو صندلی فاصله از مرکز دقیق مشخص شده در ردیف بنشینید. دلیل این است که اکثر تکنسین های صدا سطح صدا را در صندلی مرکزی که در حدود دوسوم عقبی پرده سینماست امتحان می کنند. چون صدا از بلندگوهای چپ و راست برای مرکز متعادل می شوند،احتمالا می خواهید جایی بنشینید که کمی خارج از مرکز است تا اثر استریویی صدا تقویت شود.
نمایشنامه خوانی «سوءتفاهم»
نمایشنامه خوانی ماجرای سوءتفاهم اقتباسی از نمایشنامه سوءتفاهم آلبرکامو کاری از حسین حسینی؛ در سه روز جمعه 7 آبان، یکشنبه 9 آبان، سه شنبه 11 آبان ماه ساعت 18:30 در کافه گالری آزاد اجرا خواهد شد.
مدتی است که در تیاتر بخصوص در تیاتر شهرمان نمایشنامه خوانی بسیار باب شده است و متون و نمایشنامه آثار نمایشی را خوانش می کنند. سوال های زیادی برای مخاطبین و هنرمند و هنردوست در این باره پیش آمده که آیا به طور کلی این حرکت درست است؟ یعنی خوانش متن آثار اجرایی که دارد همه گیر و مد می شود آیا تنبلی و فرار هنرمندان از اجرای آن ها بر روی صحنه نمایش نیست؟ بعضی از هنرمندان اعتقاد دارند که به نظر می رسد گروهی از جوانان عرصه هنر آثاری را که نمی توانند به دلایل هزینه دکور و لباس و سالن و … به اجرا برسانند نمایشنامه اش را رو خوانی می کنند و تنها از هنر بیانشان استفاده می کنند که به قول معروف خالی از عریضه هم نباشد. نمایشنامه خوانی آسیبی به نمایش های در حال اجرا نمی زند؟
در این بین گروهی هم معتقدند که نمایشنامه خوانی و خوانش متن اثر، تمرین بسیار خوبی برای هنرجویان است و یا حتی عده ای بر این نظرند که شنیدن داستان اثر خود بسیار لذت بخش است مثل گوش دادن به قصه در گذشته که امروز بسیار کمرنگ شده و حس شنوایی و تمرکز را بالا می برد . اصلا نمایشنامه خوانی چیست و از کجا آمده؟
نمایشنامه خوانی را ترجمه «reabing play» دانستند و البته اصطلاح دیگری نیز با عنوان « performance hanb in Script» با ترجمه (اجرای متن در دست) وجود دارد که گاهی آنچه در اینجا انجام می شود در واقع همین کار است. نمایش های زیادی خصوصا در تئاتر شهر با لباس و گریم و… انجام شد که در واقع اجرای متن در دست بود و همچنان دیده می شود در برنامه های نمایشنامه خوانی گروه اجرا کننده آزادانه هر ایده ای را اجرا می کند، بدون اینکه به حدود نمایشنامه خوانی توجه کند. ظاهرا نمایشنامه خوانی در ذهن بسیاری مقدمه ای بر اجرا است و در زمان کمبود امکانات و سالن اجرا، گروه های نمایشنامه خوانی را نشانی از بقا و حیاتشان در فضای تئاتر می دانند. وقتی در این برنامه ها اعلام می شود گروه های برگزیده اجرای عموم خواهند گرفت، تاکیدی می شود بر بهانه بودن نمایشنامه خوانی برای اجرای صحنه ای و کمتر کسی توجه می کند که دلیلی ندارد یک نمایشنامه خوانی موفق یک اجرای صحنه ای موفق نیز داشته باشد. خوانش گر یک نقش الزاما بازیگر خوبی برای آن نقش نیست و اصلا شاید متنی که خوانش می شود مناسب اجرا نباشد. اگر به قواعد و مشخصه های نمایشنامه خوانی و هدف از اجرای آن آگاه باشیم، مسلما انتخاب و اجرای ما شکلی متفاوت خواهد شد و به نظر می آید باید در این زمینه بررسی دقیق تری انجام داد. سوال دیگر این است که آیا هر کاری را می توان نمایشنامه خوانی کرد؟ اصلا حدود و مشخصه های نمایشنامه خوانی چیست؟
نباید در اجرای جلسات نمایشنامه خوانی به تکنیک های اجرای نمایش های صحنه ای متوسل شد، زیرا در صورت به کار بردن این تکنیک ها، تماشاگر در باور اثر نمایشی دچار تعلیق می شود و تکلیف خود را نمی داند که آیا با یک خوانش رو به روست یا نمایش صحنه ای؟ به طور حتم اگر در جلسات نمایشنامه خوانی به بازیگر حرکت و یا میزانسن های آن چنانی بدهیم، اصل نمایشنامه خوانی از تعریف خود خارج می شود و تماشاگر دچار سر درگمی می شود و با یک اثر ناقص رو به رو خواهد شد که پر از غلط اجرایی است.
به یقین برگزاری جلسات نمایشنامه خوانی تاثیر مناسبی بر بالا بردن سطح آگاهی تماشاگران و در کل قدم ارزشمندی در تئاتر کشور است، ولی نباید از یاد برد که نمایشنامه خوانی را فقط به عنوان نمایشنامه خوانی بپذیریم و به دنبال فواید و اهداف خود آن باشیم. قرار نیست این کار بهانه ای برای اجرا باشد و یا حتی جای آن را بگیرد. نمایشنامه خوانی اقدامی است برای معرفی یک اثر، خصوصا اثر چاپ نشده و تازه به نگارش درآمده، و فرصتی است تا مخاطبان و علاقمندان جدی تئاتر با نمایشنامه ها و نویسندگان جدید آشنا شوند و نباید از آن انتظار یک اجرای کامل را داشت.
نمایشنامه خوانی، نمایشنامه بینی نیست
دکتر تاجبخش فنائیان؛ کارگردان ، نویسنده ، محقق هنر و استاد دانشگاه معتقد است : «تحلیل اثری که در نمایشنامه خوانی، روخوانی می شود، وظیفه اولیه و اصلی کارگردان است و وی باید مبتنی بر افکار خودش بازیگران نقش خوان را هدایت کند. ممکن است تحلیل کارگردان و نویسنده اثر نسبت به متن، یکسان باشد اما این نگرش کارگردان است که در اجرای اثر، اعمال می شود. وقتی نمایشنامه ای را به صورت انفرادی می خوانیم با توجه به تجربیات خود، محتوای متن را درک و تحلیل می کنیم اما وقتی اثر،توسط جمعی با هدایت فردی به نام کارگردان برای جمعی دیگر خوانده می شود، این تحلیل کارگردان است که ابلاغ می شود. در این صورت نمایشنامه خوانی معنای اصلی خود را پیدا می کند.» وی با رد وجود میزانسن در نمایشنامه خوانی می گوید: «نمایشنامه خوانی، نمایشنامه بینی نیست. وجود میزانسن به معنی طراحی حرکت بازیگر برای بعد دیداری مخاطب است که در اینجا اصلاً ضرورتی ندارد و به نظر من نمایشنامه خوانی باید فاقد میزانسن باشد. گاهی بازیگر برای انتقال حس خود از طریق گفتار، مجبور به انجام حرکاتی است که غیرقابل اجتناب است و نمی توان این حرکت فیزیکی را از او سلب کرد بنابراین نمی توان این دست اعمال بازیگر را به حساب بازی دیداری و صحنه ای او گذاشت. نمایشنامه خوانی در اصل یک اجرای رادیویی از یک متن نمایشی است.» با همه این تفاصیر به نظر می رسد که گروهی در این بین خیلی پایبند به قواعد و نظرات کارشناسان در این باره نیستند و مخاطب به تکرار شاهد آثار خوانشی هستند که بر اصول و قواعد ابتکاری خود اجرا می گردند.
این متن صرفا برای آشنایی مخاطبین با نمایشنامه خوانی است و در کنارش خبر اجرای نمایشنامه خوانی «سوءتفاهم» هم اطلاع رسانی شده؛ پس موارد ذکر شده هیچ ربطی به این نمایشنامه خوانی ندارد. لطفا سوءتفاهم نشود.
آل پاچینو در بالیوود
آل پاچینو بازیگر نامدار هالیوودی به بازی در یک فیلم بالیوودی که هنوز عنوانی برای آن انتخاب نشده، نزدیک شده است.
این فیلم به کارگردانی مشترک کارتیک سابوراج و دانوش در ابتدا قرار بوده از مورگان فریمن برای نقش مورد نظر استفاده کند اما در نهایت آل پاچینو را برای این نقش مد نظر قرار دادهاند و در حال حاضر در حال مذاکره برای تعیین زمان و دیگر جزئیات همکاری با بازیگر «صورت زخمی» هستند.
بر اساس اعلام این منبع، هنوز قرار نهایی این فیلم بالیوودی با آل پاچینو نهایی نشده است و این موضوع به زودی به صورت رسمی اعلام خواهد شد.
قرار است بخش عمدهای از این فیلم بالیوودی در آمریکا فیلمبرداری شود.
آل پاچینو طی پنج دهه حضور فعال در دنیای سینما در فیلمهای مطرحی بازی کرده است که از مهمترین آنها میتوان به «پدرخوانده»، «سرپیکو»، «بعدازظهر سگی»، «عدالت برای همه»، «گشتزنی»، «صورتزخمی و…. اشاره نمود.
فیلم «تمرین برای اجرا»
رونمایی از پوستر فیلم تمرین برای اجرا ساخته محمدعلی سجادی؛ فیلمی در ستایش شاهنامه و فردوسی که به زودی در گروه هنروتجربه اکران می شود.
کارگردان: محمدعلی سجادی
نویسنده: محمدعلی سجادی
بازیگران: میکائیل شهرستانی، مهدی میامی، محمدعلی سجادی، محمود راسخفر، محمد ساربان، حسین فلاح، آزاده موحد، آوا دارویت، نیما لبخنده، دانیال اسماعیلزاده، نسیم میرزاده، ماهور سجادی
خلاصه داستان فیلم :
یک کارگردان تئاتر تصمیم میگیرد تا با جمع کردن گروهی بتواند داستان سیاوش را از روی شاهنامه فردوسی بخوانند و تمرین کنند برای اجرا…
به بهانه 7 آبان روز جهانی کوروش بزرگ مردی برای تمام ملت ها
به بهانه 7 آبان روز جهانی کوروش بزرگ
مردی برای تمام ملت ها
کوروش کیست؟
کوروش انسانی والا و ابرمردی بی همتا که می توان گفت نام ایران با وجود او ایران شد و از بنیانی که او بنا نهاد برای هزاران سال ملتی واحد از اقوام آریایی واقع در فلات ایران شکل گرفت که طی قرن ها تمام تمدن ها و قدرت های کوچک و بزرگ را تحت شعاع خود قرار داد و هویت ایرانی متشکل از مادهای آذربایجان و کردستان و پارس های جنوب و پارت های شرق ایران زمین که ملت واحد ایران را تشکیل دادند و تاریخ چندین هزار ساله خود را دوشادوش یکدیگر و در کنار یکدیگر رقم زدند به همراه هم از این خاک و هویت دفاع کردند و با افتخار ایرانی بودن خود را به جهانیان اعلام نمودند. به واقع تمام دنیای باستان وی را همواره همچون مردی فوق العاده و بی مانند نگریست. پارسی ها که وی آنها را از گمنامی به افتخار رسانید وی را پدر خواندند، یونانی ها که وی آنها را در سواحل آسیای صغیر مقهور قدرت خویش ساخت با وجود نفرتی که غالبا به ایرانی ها نشان می دادند در وی به چشم یک فرمانروای آرمانی نگریستند و یهود که وی آنها را جهت اجرای آیین و بنای معبد آزادی و کمک عطا کرد وی را همچون مسیح خویش تلقی کردند آنچه که در مورد او جای تردید نمی گذارد این است که لیاقت نظامی و سیاسی فوق العاده در وجود وی با چنان انسانیت و مروتی در آمیخته بود که در تاریخ پادشاهان شرقی پدیده ای به کلی تازه بشمار می آمد.
احترام او به عقاید دینی عاقلانه ترین و زیرکانه ترین سیاستی بود که در چنان دنیایی به او اجازه داد تا اقوام مختلف متمدن و نیمه وحشی را بدون مشکلی در کنار هم اداره کند و آنها کنار هم بیاسایند و در سرزمین او ضعیفان در سایه اقتدارش در آرامش زندگی کنند و اقوام مخالف نیز بواسطه این جوانمردی هرگز در مقابل او تا پای جان ایستادگی نکنند . اینگونه بود که کوروش ؛ کوروش شد . در تاریخ جهان سرداران و شاهان فاتح بسیاری ظهور کردند که جز نفرت و نام بد از خود بجا نگذاشتند، اما چرا بعد از گذشت 2500 سال باید از طرف جامعه جهانی 29 اکتبر به نام روز جهانی کوروش کبیر نامگذاری شود؟ چرا روز جهانی اسکندر و چنگیز یا هیتلر را نداریم!؟
ایران فاتح جهان
پدران کوروش از چند نسل قبل از او در انشان پادشاه بودند و در زمان حکومت مادها نیز از آنها تبعیت می کردند و پدرش که کمبوجیه نامیده می شد نیز خویشتن را دست نشانده آستیاگ می یافت . کوروش هم که بر حسب بیشتر روایات دختر زاده آستیاگ بود وقتی در انشان به سلطنت نشست خیلی زود ضعف و انحطاط دولت آستیاگ را دریافت و همین نکته او را به فکر توسعه قدرت و خیال کسب استقلال انداخت. آستیاگ سالها پیش کوشیده بود این دختر زاده خود را در هنگامی که هنوز کودک بود به دست وزیر خود هارپاگوس هلاک کند و چون هارپاگوس دست به خون کودک نیالوده بود شاه برای مجازات او داده بود فرزند هارپاگوس را بکشند و غذائی را که از گوشت سر و دست او ساخته بودند به زور به این پدر بدبخت خورانیده بودند. با اینهمه هارپاگوس خشم خود را فرو خورده بود و برای بدست آوردن فرصت انتقام در خدمت آستیاگ باقی مانده بود از این رو وقتی شاه سالها بعد در طغیان کوروش هارپاگوس را به دفع او فرستاد او در خیانت به آستیاگ هیچ تردیدی به خود راه نداد و با سپاه خویش به کوروش پیوست، حتی لشگری که خود آستیاگ جهت دفع او آورد در نزدیک محل پاسارگاد بر پادشاه خود شوریدند و او را به کوروش تسلیم کردند و این نشان می دهد که جنگجویان ماد کوروش را بیگانه و جدا از خود نمی دانستند خصوصا که ماندانا مادر کوروش نیز از خاندان ماد بود و این را نیز می توان از مورخان یونانی که گه گاه از طوایف و شاهان پارسی نیز همچنان به عنوان طوایف و شاهان ماد یاد کرده اند دریافت. هر چند بعد از گذشت هزاران سال دیگر پارس و ماد بودن برای ایرانیان معنایی ندارد اما همین نشان می دهد که از همان ابتدا نیز هرگز جنگ و دشمنی بین اقوام اصیل ایرانی روی نداده و همه ایرانیان در کنار هم و با یاری هم تاریخ خود را بر صفحه روزگار نوشتند و اگر شاهنشاه ایرانی به پیروزی و قدرت فراوان دست یافت بخاطر سواره نظام ماد و پیاده نظام پارس بود که هر دو در زمان خود بهترین بودند و بدین ترتیب قویترین ارتش جهان آنروز را در کنار یکدیگر ساختند .در هر حال شکست آستیاگ نه تنها پادشاه لیدیه را که خواهرش در نکاح آستیاگ بود ناراضی کرد بلکه بابل و مصر را نیز نگران ساخت و اتحاد این سه قدرت برتر آن زمان را در برابر ایرانیان را اجتناب ناپذیر نمود لازم به گفتن است که در آن هنگام هنوز یونانیها قدرتی محسوب نمی شدند و هنگامی که در جنگ کوروش با ایونیها آنها از اسپارت کمک خواستند یک فرستاده آنها نزد شاهنشاه باریافت و با ساده دلی به کوروش اخطار نمود که اگر از مداخله در سرنوشت ایونی ها دست بر ندارد باید منتظر عکس العمل اسپارت باشد شاهنشاه نیز بر حسب اخلاق جوانمردانه خود از فرستاده اسپارت بخاطر این اخطار مشفقانه تشکر کرد اما در عین حال به خنده گفت اگر عمرش کفاف دهد کاری خواهد کرد که اسپارت بجای دلسوزی بر احوال ایونی ها بر سرنوشت خود گریه کند ونیز افزوده بود که من از کسانی که در میدانهای شهر خویش گرد هم می آیند تا بقید سوگند دروغ یکدیگر رافریب دهند بیمی به دل راه نمی دهم.
ایستادگی و رشادت کوروش
تا به آنجا رسیدیم که دشمنان ایران سعی کردند تا با اتحاد با یکدیگر در برابر کوروش ایستادگی نمایند. در لیدیه کرزوس کوشید تا از راه اتحاد با مصری ها و بابلی ها و یونانیان وضع خود را در مقابل تهدید تازه استوار نماید او با آگاهی از سقوط آستیاگ اولین هدف خود را باز پس گیری زمین های مجاور مرز خویش یافت که ماد در پی جنگهای طولانی بدست آورده بود از این رو از رود هالیس گذشت و قبل از آنکه کمک متحدشان برسد کاپادوکیه را در آن سوی رود تسخیر کرد اما چون اثری از کمک آنها نرسید دوباره به سارد بازگشت و به انتظار ماند .اما در این اوقات یک پناهنده سیاسی به دربار کوروش آمد و نقشه کرزوس و اتحاد او را فاش کرد شاهنشاه نیز با هوشیاری و بر خلاف انتظار کرزوس قبل از آنکه متحدین فرصت یابند قوای خود را تجهیز نمایند و با وجود اینکه نبودید پادشاه بابل ممکن بود به سپاه وی چشم زخمی وارد سازد از راه بین النهرین راه شمال را در پیش گرفت و از دجله نیز گذشت و در بین راه حران ومعبد سین خدای محبوب بابلیها را به تصرف در آورد و به سوی کیلکیه رفت و کاپادوکیه و ارمنستان را نیز به قلمرو خود افزود و در پتریا در شرق رود هالیس در برابر سپاه کرزوس قرار گرفت پیشنهاد کوروش آن بود که لیدیه نیز به عنوان یک ساتراپ شود تا هم کرزوس جان خود را حفظ کند و هم حکومت خود را اما او با تحقیر و خشونت آن را رد کرد ولی چون در برابر کوروش نیز امید چندانی به پیروزی نداشت شبانه از برابر ایرانیان عقب نشینی کرد و در سر راه همه چیز را به آتش کشید و به سارد بازگشت و به انتظار کمک متحدشان نشست و حتی سربازانش را به گمان آنکه شروع سرما کوروش را از تعقیب وی منصرف می سازد مرخص کرد اما کوروش نیز با ذکاوت و دور اندیشی چون نمی خواست به حریف برای تجدید قوا فرصت دهد و هم با سرمای آن حدود که داشت نزدیک می شد گرفتار سازد به دنبال او راه سارد را در پیش گرفت. سپاه کرزوس و کوروش در جلگه ای نزدیک سارد به نبرد بر خواستند که خواندن جزئیات این نبرد و تدابیری که دو حریف برای مغلوب ساختند یکدیگر در پیش گرفتند بسیار جالب است اما به شرحی طولانی نیاز دارد در هر صورت این نبرد سر انجام با پیروزی ایرانیان پایان یافت و و پادشاه لیدیه در پایتخت خود سارد به محاصره افتاد و همچنان به امید کمک بابلیها و اسپارتیها چشم دوخت ولی این محاصره تنها دو هفته به طول کشید و سارد سقوط کرد و کرزوس به دست کوروش افتاد و با توجه به سیرت و اخلاق کوروش و آنچه از وی انتظار می رفت نه تنها حریف خود را نکشت بلکه در حق وی محبت هم نمود و در داخل ایران و نزدیکی همدان ایالت بارنه را با دستگاهی شاهانه به او بخشید. با فرجام کار ثروتمندترین پادشاه آن روز جهان افسانه خاندان سلطنتی گوگس نیز که ظهورشان با افسانه ها آمیخته بود با سقوط نواده شان کرزوس خاتمه یافت و در تابعیت ایرانیان به پایان رسید.
فرجام کوروش
بعد از فتح آسیای صغیر برای کوروش نوبت رسیدگی به حساب بابل و نبودید رسیده بود اما در داخل ایران هنوز مسایلی بود که حل و تصفیه فوری تری را ایجاب می کرد در واقع درا ین زمان هم نواحی شرقی قلمرو ماد مثل گرگان هنوز تحت نظارت سردار پارسی در نیامده بود و همچنین آنسوتر وجود طوایف نیمه وحشی و مهاجم ممکن بود امنیت قلمرو داخلی کوروش را به خطر اندازد از این رو کوروش حمله به بابل را عمدتا به تاخیر انداخت و نزدیک پنج شش سالی اوقات خود را صرف سرکوب کردن طوایف و اقوام نواحی شرق کشور کرد و قبل از وی نیز پادشاهان ماد در هنگام لشگر کشی به غرب از جانب شرق لطمه خورده بودند و شاهنشاه نمی خواست تجربه آنها را تکرار کند در هر حال این لشگرکشی ها نه تنها مرز ایران را خیلی بیشتر از آنچه برای ماد حاصل شده بود توسعه داد بلکه ثروت بسیاری را نیز برای کوروش و ایرانیان به همراه آورد .اما این امپراطوری وسیع که با جنگ بی انقطاع به وجود آمده بود برای دوام و بقای خود نیاز به جنگ داشت و کوروش در استراحتگاه خود در همدان نمی توانست فراموش کند که بابل هنوز تسخیر ناشده مانده بود و نبودید پادشاه آن هنوز به خاطر اتحاد ی که بر ضد وی با کرزوس کرده بود حسابی پس نداده بود.بالاخره وقتی مسیح یهود که برای آنها حکم پادشاه خدایی را داشت برای فتح بابل حرکت کرد تقریبا اعتماد داشت که با پیروزی به بابل وارد خواهد شد.در مقابله با شاهنشاه که به سرعت شهرهای قلمرو نبودید را یکی پس از دیگری فتح می کرد و بسوی بابل پیش می آمد پادشاه کاهن تنها کاری که انجام داد آن بود که خدایان شهر را از صدمه سپاه مهاجم حفظ کند و آنها را به هر قیمتی هست به خارج از شهر منتقل سازد گویی در رویاهای دینی خود می پنداشت که او فقط وظیفه دارد خدایان خویش را حفظ کند و حفظ مردم و شهرها به عهده خودشان است! بدون شک برای رسیدن به بابل یک مانع عمده رود دجله بود اما کوروش برای رفع این مشکل بود مسیر این رود را وقتی آب آن به نسبت کم بود از سر راه برگردانند خود سخت کوشی و اراده نیاکانمان را قضاوت کنید و عد با حمله به شهر اوپیس و تسخیر آن ارتباط آن را با پایتخت به کلی قطع کرد و سرانجام یک سردار ایلامی کوروش به نام گبریاس توانست لشگر نبودید را در محلی به نام سیپ پار به سختی مقلوب کند و بدون مانعی وارد بابل شود و نبودید که نتوانست به موقع خود را نجات دهد ناچار با ورود ایرانیان تسلیم و اسیر شد .کوروش در این پایتخت عظیم اقوام سامی سرانجام قدرت نوخاسته آریایی را بر تخت نشاند و در معبد مردوک تاج سلطنت بابل را بر سر نهاد و تمام اقوام تابع بابل از چادرنشینان عرب تا شهرنشینان سوریه و فلسطین در برابر شاهنشاه سر تعظیم فرود آوردند و نبودید نیز به کرمان فرستاده شد و تا پایان عمر در آنجا با دستگاه حکومت همچنان باقی ماند از اطلاعات باقی مانده حکایت از آن دارد که فاتح پارسی در شهر با شوق و علاقه مردم پذیره شد و نسبت به طیقات مردم محبت و حسن سلوک کم مانندی ارائه داد معابدو شهر را از هرگونه تاراجی که رسم سپاهیان فاتح بود حفظ کرد و آزادی که او به قوم یهود اعطا کرد چنان بود که تا امروز نام او را در میان این قوم جاودانه ساخته شاید عمر وی کفاف آن را نداد که درسی مشابه با آنچه به بابل داد به مصر هم بیاموزد اما سالهای بعد توسط دیگر سرداران پارسی مرزهای شاهنشاهی ایران هر سه قاره آسیا و اروپا و آفریقا را درنوردید و از بنیانی که او برنهاد کشوری برپاخاست که بیش از نیمی از تاریخ خود را ابرقدرت جهان بود. درباره فرجام کوروش نیز باید گفت این سرباز وطن در جنگ با اقوام وحشی شرقی و دفاع از سرزمین خویش جان خود را فدا نمود و پیکرش در پاسارگاد به خاک سپرده شد و تا امروز نیز جاودانه باقی مانده حتی او در وصیت به فرزندان خود آنها را از ساخت مقبره ای مانند فراعنه برحذر می دارد و آرامگاهی ساده را بر هر چیزی ترجیح می دهد.
بخش مشهور بیانیه حقوق بشر کوروش بزرگ من برای آرامش کوشیدم
بخش مشهور بیانیه حقوق بشر کوروش بزرگ
من برای آرامش کوشیدم
منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکـد، شـاه چهـار گوشه جهان پسر کمبوجیه، شاه بزرگ،…، نوه کوروش، شاه بزرگ،…، نبیره چیش پـیش، شاه بزرگ… آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شـدم، همـه مـردم گـام هـای مـرا بـا شـادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم. مردوک خـدای بـزرگ دل های مردم بابل را بسوی من گردانید…، زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم ایـن شـهر و ایـن سرزمین وارد آید. نابسامانی درونی بابل و نیایش گاههای آنجا دل مرا به درد آورد… من برای آرامش کوشیدم. من برده داری را برانداختم.
به بدبختی های آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند. فرمـان دادم کـه هـیچکس مردم شهر را نیازارد و به دارایی آنان دست یازی نکند. مردوک خدای بزرگ از کار من خشنود شد… او مهربانی اش و فراوانی را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در آشتی و آرامش پایگاه بلندش را ستودیم. من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم فرمان دادم تمام نیایشـگاه هایی را که بسته شده بود، بگشایند.
همه خدایان این نیایشگاه ها را به جاهای خود بازگرداندم. همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به جایگاههای خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم. همچنین پیکره خدایان سومر و اکد را که نبونید، بدون هراس از خدای بـزرگ، بـه بابـل آورده بود، به خشنودی مردوک خدای بـزرگ و بـه شـادی و خرمـی بـه نیایشـگاه های خودشان بازگرداندم.
باشد که دل ها شاد گردد. بشود که خدایانی که آن ان را به جایگاههای نخستین شان بازگرداندم، هـر روز در پیشـگاه خدای بزرگ برایم زندگانی بلند خواستار باشند. من برای همه مردم معبودگاهی آرام مهیا ساختم و آرامش را بـه تمـامی مـردم پیشـکش کردم.
سخنان بزرگان جهان درباره کوروش
پرفسور ایلیف مدیر موزه لیورپول انگلستان
در جهان امروز بارزترین شخصیت جهان باستان کوروش شناخته شده است. زیرا نبوغ و عظمت او در بنیانگذاری امپراتوری چندین دهه ای ایران مایه شگفتی است. آزادی به یهودیان و ملت های منطقه و کشورهای مسخر شده که در گذشته نه تنها وجود نداشت بلکه کاری عجیب به نظر می رسیده است از شگفتی های اوست.
دکتر هانری بر دانشمند فرانسوی تمدن ایران باستان
این پادشاه بزرگ یعنی کوروش هخامنشی برعکس سلاطین قسی القب و ظالم بابل و آسور بسیار عادل و رحیم و مهربان بود زیرا اخلاق روح ایرانی اساسش تعلیمات زرتشت بوده. به همین سبب بود که شاهنشاهان هخامنشی خود را مظهر صفات (خشترا) می شمردند و همه قوا و اقتدار خود را از خدواند دانسته و آنرا برای خیر بشر و آسایش و سعادت جامعه انسان صرف می کردند.
افلاطون قوانین
پارسیان در زمان شاهنشاهی کوروش اندازه میان بردگی و آزادگی را نگاه می داشتند. از اینرو نخست خود آزاد شدند و سپس سرور بسیاری از ملت های جهان شدند. در زمان او ( کوروش بزرگ ) فرمانروایان به زیر دستان خود آزادی می دادند وآنان را به رعایت قوانین انسان دوستانه و برابری ها راهنمایی می کردند.
مردمان رابطه خوبی با پادشاهان خود داشتند ازاین رو در موقع خطر به یاری آنان می شتافتند و در جنگها شرکت می کردند. از این رو شاهنشاه در راس سپاه آنان راهمراهی میکرد و به آنان اندرز میداد. آزادی و مهرورزی و رعایت حقوق مختلف اجتماعی به زیبایی انجام میگرفت
هرودوت – تاریخ هرودوت
هیچ پارسی یافت نمی شد که بتواند خود را با کوروش مقایسه کند. از اینرو من کتابم را درباره ایران و یونان نوشتم تاکردارهای شگفت انگیز و بزرگ این دو ملت عظیم هیچگاه به فراموشی سپرده نشود.
کوروش سرداری بزرگ بود. در زمان او ایرانیان از آزادی برخوردار بودند و بر بسیاری از ملت های دیگر فرمانروایی می نمودند بعلاوه او به همه مللی که زیر فرمانروایی او بودند آزادی می بخشید و همه او را ستایش می نمودند. سربازان او پیوسته برای وی آماده جانفشانی بودند و به خاطر او از هر خطری استقبال میکردند.
ویل دورانت – تاریخ تمدن ویل دورانت – مشرق زمین
کورش از افرادی بوده که برای فرمانروایی آفریده شده بود. به گفته امرسون همه از وجود او شاد بودند. روش او در کشور گشایی حیرت انگیز بود. او با شکست خوردگان با جوانمردی و بزرگواری برخورد می نمود. بهمین دلیل یونانیان که دشمن ایران بودند نتوانستد از آن بگذرند و درباره او داستان های بی شماری نوشته اند و او را بزرگترین جهان قهرمان پیش از اسکندر می نامند. او کرزوس را پس از شکست از سوختن در میان هیزم های آتش نجات داد و بزرگش داشت و او را مشاور خود ساخت و یهودیان در بند را آزاد نمود. کوروش سرداری بود که بیش از هر پادشاه دیگری در آن زمان محبوبیت داشت و پایه های شاهنشاهی اش را بر سخاوت و جوانمردی بنیان گذاشت.
کلمان هوار – تمدن ایرانی
کوروش بزرگ در سال 550 قبل از میلاد بر اریکه پادشاهی ایران نشست. وی با فتوحاتی ناگهانی و شگفت انگیز امپراتوری و شاهنشاهی پهناوری را از خود بر جای گذاشت که تا آن روزگار کسی به دنیا ندیده بود. کوروش سرداری بزرگ و سرآمد دنیای آن روزگار بود. او اقوام مختلف را مطیع خود کرد. او اولین دولت مقتدر و منظم را در جهان پایه ریزی کرد. برای احترام به مردمان کشورهای دیگر معابدشان را بازسازی کرد. وی پیرو دین یکتا پرستی مزدیسنا بود. ولی به هیچ عنوان دین خود را بر ملل مغلوب تحمیل ننمود.
