بایگانی مطالب نشریه

ویژه

کرمان کنسرت
وب سایت کرمان کنسرت اولین و تنها مرجع فروش الکترونیکی بلیط با امکان انتخاب صندلی در استان کرمان است. کرمان کنسرت آمادگی خود را برای همکاری با برگزار کنند گان کنسرت و سایر رویدادهای فرهنگی و هنری اعلام می دارد. کرمان کنسرت تنها یک مرجع فروش بلیط نیست بلکه می توانید فروش بلیط را در چند نقطه به صورت آنلاین مدیریت کنید.
www.kermanconcert.com
09355250005

آسیب‌دیدگی دو اثر تاریخی در موزه ملی

آسیب‌دیدگی دو اثر تاریخی در موزه ملی
دو شیء متعلق به دوره سلجوقی به دلیل نقص فنی در ویترین موزه ملی دچار آسیب شدند.
مدیر موزه ملی افزود: در داخل یکی از ویترین‌های موزه یک شیشه تقسیم‌کننده به ارتفاع ۳۰ سانتی متر بوده که این شیشه به دلایل فنی روی دو شیء درون ویترین افتاده و این دو اثر آسیب دیده‌اند که به بخش مرمت فرستاده شده‌اند.
جبرئیل نوکنده گفت: این اتفاق در تالار دوران سلجوقی موزه دوران اسلامی رخ داد و ۲ اثر هم برای دوره سلجوقی بوده‌است.
مدیر موزه‌ی ملی ایران ادامه داد: «احتمال دارد شیشه‌ی ویترین به دلیل سرد و گرم شدن دمای هوای داخل موزه دچار چنین آسیبی شده و روی دو اثر تاریخی افتاده باشد. البته این موضوع باید بررسی شود چون زمانی که این اتفاق افتاده من اصلاً داخل ایران نبودم و وقتی رسیدم متوجه آن شدم.»
این در حالی است که در اصول موزه‌داری دمای هوای موزه‌ها مهم‌ترین مسئله‌ای است که باید به استاندارد مشخصی برسد و اینکه چرا این استاندارد رعایت نشده خود جای سؤال دارد. از سوی دیگر بازدید از این موزه حکایت از هوای گرم خارج از معمول آن دارد.
نوکنده در پاسخ به اینکه بار‌ها کار‌شناسان در مورد استاندارد نبودن ویترین‌های این بخش از موزه ملی هشدار داده بودند، آیا این اتفاق به دلیل عدم رعایت استاندارهای لازم رخ داد و ممکن است دوباره این اتفاق بیفتد؟ توضیح داد: ما تلاش می‌کنیم دوباره این اتفاق نیفتد و از کار‌شناسان مجرب اداره کل موزه‌ها و موزه ملی درخواست کرده‌ایم تمام ویترین‌ها را دوباره مورد معاینه فنی قرار بدهند

فرح‌بخش، فعال سیاسی- فرهنگی: بازنگری در آموزش و اجرای سند تحول بنیادین نیاز به سیاست‌گذار شجاع دارد

فرح‌بخش، فعال سیاسی- فرهنگی:
بازنگری در آموزش و اجرای سند تحول بنیادین نیاز به سیاست‌گذار شجاع دارد

اعتقاد دارد هدف آموزش، حلقه مفقوده آموزش شده است. می‌گوید: «ما در سیستم آموزشی‌مان نتوانسته‌ایم فرهنگ سیاسی غلط را رو به بهبود و توسعه ببریم و این‌که در این مورد چه چیزی بر این امر تأثیرگذار است، به توافق برسیم حتی پس از صرف انرژی فراوان و زمان بسیار. اگر می‌خواهند اوضاع درست بشود، باید آموزش‌وپرورش را دغدغه کرد، دغدغه همه از سیاستگذار گرفته تا والدین دانش آموزان و بعد از دغدغه شدن می‌توان امیدوار به اجماع برای بهبود این روند بود.» پاسخ او به حل این مشکل، یک سیاست‌گذار شجاع است. با محمدرضا فرح‌بخش، فعال سیاسی- فرهنگی کرمان درباره مشکلات نظام آموزشی گفت‌وگو شده است که در ادامه می‌خوانید:
آیا «انسان و قابلیت‌های انسانی » وی که او را از سایر مخلوقات و مصنوعات بشری و طبیعی جدا می‌سازد، در متن آموزش‌های نظام آموزشی ما موردتوجه واقع می‌گردد؟ قابلیت‌هایی ازجمله خلاقیت و چاره‌جویی در موقعیت‌های خطیر. برای مثال، من بااینکه از دوره دبیرستان فاصله بسیاری گرفته‌ام اما فکر‌ می‌کنم اگر آن‌همه شیمی نمی‌خواندم هم الان تفاوت چندانی در جایگاهی که دارم، نگرشی که نسبت به دنیادارم و ارتباطاتی که برقرار کردم، نمی‌کرد.
بحث هم همین است. سیستم آموزشی ما این مسیر را برای ما تعیین کرده است. دانش‌آموزی تحویل جامعه داده می‌شود که بیشتر مکانیکی است؛ یعنی یک سری داده‌های آزمایشی را مثل شیمی، فیزیک، ریاضی تحویلش داده‌اید و محوریت انسان بودن را از او می‌گیرد او همانند یک ربات است. این بحثی بوده که همیشه هست و اینکه چقدر به خلاقیت اهمیت داده می‎شود، شما خودتان هم می‌بینید که وضعیت چگونه است. مثلاً در سطح ابتدایی به‌جای این‌که بازی و نقاشی و امثالهم در اولویت باشد سراغ ریاضی رفته‌ایم. همین‌الان پیشرفت علم به‌جای این‌که به‌جایی برسد که عدالت را بیشتر کنیم، به‌جایی رسیده است که آن را کمتر هم کرده‌ایم. باید یک بازنگری شود من هم با شما موافقم که خیلی از چیزهایی که می‌خوانیم شاید در زندگی اجتماعی‌مان در جامعه‌مان تأثیرگذار نباشد، این بستگی به سیاستگذارهای امر آموزش دارد که جسارت چنین تغییری داشته باشند و انجام بدهند یا نه.
در خصوص مفهوم عدالت که فرمودید متفکرها دو نوع عدالت را مطرح می‎کنند عدالت عمودی و عدالت افقی، عدالت افقی بدین معناست که هر تعداد صندلی و یا آزمایشگاهی که در شهرها هست در روستاها هم وجود داشته باشد. از طرف دیگر عدالت عمودی معنای عمیق‌تری در خود دارد به‌عنوان‌مثال میزان دسترسی به معلم‌هایی که به‌اندازه کافی باتجربه باشند و در دسترس بودن کیفیت رفتاری و آموزشی. در این خصوص چه نظری دارید؟
ما در کشور همیشه مشکلی داریم و آن این است که به قضایا تک‌بعدی نگاه می‌کنیم از برنامه‌ریزی گرفته تا بقیه مسائل. الان هم وقتی می‌گوییم عدالت آموزشی، ذهن همه به سمت یک کلاس خوب، یک میز و صندلی خوب یک تخته خوب معطوف می‌شود. درصورتی‌که مساله در مفاهیم است. عدالت آموزشی را حتی در رشته‌ها نیز نتوانسته‌ایم برقرار کنیم. ما آن‌قدر رفتیم سراغ ساخت‌وساز و سخت‌افزار که از نرم‌افزارها دور شده‌‌ایم یعنی در یک مدرسه با حجم عظیمی از دانش‌آموزان رشته تجربی روبه‌رو می‌شوید. دلیل این مساله چیست؟ دلیل مراجعه به جامعه هدف و بازار کاری است که در آینده دانش‌آموز وارد آن خواهد شد. آن دیدی است که در اجتماع وجود دارد. آن‌قدر تک‌بعدی فکر کرده‌ایم که به این مسائل توجهی نشده است. علاقه فردی شخص هم مهم نیست مثلاً همه به دنبال رشته تجربی هستند و ما این مسیر را به‌صورت تلویحی برای دانش‌آموزان تعیین کرده‌ایم. به این‌ها باید توجه بشود و باید در برنامه‌ها لحاظ شود.یعنی تفاوت‌ها در شغل هم در عدالت آموزشی مؤثر است. یعنی دانشجوی شریف مجدداً در امتحان کنکور تجربی شرکت می‌کند.عدالت یک‌روند است نه نقطه. به‌طور مثال در برنامه ششم توسعه، جالب است که کلمه «عدالت آموزشی» در ماده هفدهم آمده است که تعریف ناواضحی دارد. چنین آمده است که به‌منظور تحقق اقتصاد دانش‌بنیان، افزایش بهره‌وری، تنظیم رابطه متقابل تحصیل و اشتغال، گسترش همکاری و تعاملات، فعالیت بین‌المللی و افزایش نقش مردم در مدیریت علمی و فن‌آوری کشور، وزارت آموزش‌وپرورش مجاز است در جهت ارتقای کیفیت، عدالت آموزشی و بهره‌وری نسبت به خرید خدمات از بخش خصوصی و تعاون اقدام نماید.خب این‌یک متن مبهم است که در برنامه‌ای با آن اهمیت و حجم آمده است.آموزش‌وپرورش به نظر من هنوز دغدغه نشده است.
گفته می‌شود که در برنامه ششم، تنها استراتژی مشخص در زمینه عدالت آموزشی، واردکردن بخش خصوصی و بخش تعاونی است که البته بیشترین نقدها هم به این موارد وارد می‌شود به نظر شما خصوصی‌سازی آموزش با توجه به شرایط حال حاضر ایران مفید بوده است؟ و تفکیک‌هایی که در پی این امر صورت می‌گیرد چه تبعات و آثاری در پی خواهد داشت.
ببینید شما نفرات اول کنکور را نگاه کنید، پاسخ سؤالتان را می‌گیرید. در ده سال گذشته روند تهرانیزه شدن نفرات اول رو به رشد است. یعنی قبلاً شهرهای بزرگ نصف کرسی‌ها را می‌گرفتند، اما الان بیشتر نفرات از تهران هستند. به این معنی حداقل خصوصی‌سازی به تحقق عدالت آموزشی کمکی نکرده است. البته ممکن است عواید و فوایدی هم داشته است اما این مورد تحقق پیدا نکرده است. چون مطمئناً دانش‌آموزانی در سایر مناطق بوده‌اند که اگر امکانات مرکزنشینان برایشان فراهم می‌شد، می‌توانستد خیلی بهتر از بقیه باشند.
آیا می‌توان نتیجه گرفت که دانش‌آموزانی خانواده فقیری متولد می‌شود به‌غیراز برخی موارد استثنائی لاجرم وارد چرخه فقر می‌شود و نظام آموزشی ما کمکی نمی‌کند که دست این فرد را بگیرد و دانش‌آموز از این چرخه خارج شود.
من تا این حد هم بدبین نیستم، اما اذعان دارم دانش‌آموزان مبتلابه فقر به‌واسطه آموزش امکان خروج از چرخه فقر را دارند. فقر آموزشی زمینه‌ساز فقر دائمی است.
آیا می‌توان گفت که ریشه مشکلات نظام آموزشی، را می‌توان در نظام اجتماعی جستجو کرد؟ یا نه بایستی مشکلات را در دو سطح تحلیل کرد؟ مشکلاتی که صرفاً مربوط به نظام آموزشی است، مثل محتوای دروس، مثلاً این‌که دروس عمدتاً حافظه محور هستند تا تحلیل محور و در سطح کلان که به مشکلات بزرگ‌تری مانند نظام فرهنگی، نظام روان‌شناختی و سیستم جامع انتخاب معلم اشاره کرد. الان با این مقدمه شما در سطح کلان نظام آموزشی، عمده‌ترین مشکلات را کدام موارد ارزیابی می‌نمایید؟
به نظر من مشکل عمده این است که هدف آموزش گم‌شده است. هیچ‌کسی هدف از آموزش را نمی‌داند. نه معلم، نه دانش‌آموز، هدف آموزش تبدیل به یک حلقه مفقوده شده است که نیاز به همت کلان برای پیدا شدن دارد. این‌که می‌خواهیم یک انسان خوب برای جامعه باشیم، می‌خواهیم یک شهروند خوب باشم نه یک دکتر خوب، نه یک تکنسین خوب و نه یک راننده خوب . بحث ماهیت و فلسفه تعلیم و تربیت به‌صورت کلی در سیستم آموزشی ما گم است یعنی شکل ظاهری وجود دارد اما ماهیت مغشوش است. ما در سیستم آموزشی‌مان نتوانسته‌ایم فرهنگ سیاسی غلط را رو به بهبود و توسعه ببریم و این‌که در این مورد چه چیزی بر این امر تأثیرگذار است، به توافق برسیم حتی پس از صرف انرژی فراوان و زمان بسیار. اگر می‌خواهند اوضاع درست بشود، باید آموزش‌وپرورش را دغدغه کرد، دغدغه همه از سیاستگذار گرفته تا والدین دانش آموزان و بعد از دغدغه شدن می‌توان امیدوار به اجماع برای بهبود این روند بود.
در بحبوحه همه این مسائل، آیا می‌توان برای معلمان به‌تنهایی نقشی قائل شد؟
من در یک مدرسه‌ای که در سال اول کاری معلم بودم با همکارم بحث می‌کردیم که مدرسه خوب چه مدرسه‌ای است. من پیشنهاد دادم که یک زنگ روزنامه داشته باشیم و روزنامه‌های صبح سراسری و محلی را مطالعه کنیم یا نمایش تئاتری که واقعاً رویش کارشده باشد و اجرا شود. سال بعد من ازآنجا منتقل شدم ولی آن مدرسه با همان خصوصیات تشکیل شد و از روزنامه همشهری آمدند و گزارش تهیه کردند. آن مدرسه زنگ روزنامه‌خوانی دارد، انجمن حفاظت از محیط‌زیست دارد درحالی‌که این مدرسه روز اول برق نداشت ولی الان هم برق دارد هم حیاط دارد و خیلی از همین کارهایش را هم خود دانش‌آموزان انجام دادند. به نظر من معلم نقش مهمی ‌می‌تواند در مدرسه محوری ایجاد کند.
شما اسمش را می‌گذارید مدرسه محوری ولی من اسمش را می‌گذارم شخص محوری، چون من فکر می‌کنم آن دانش‌آموزان این شانس را داشتند که یک شخص خوش‌فکر با دید و عمل متفاوت در آن سال خاص در آن مدرسه قرار بگیرد و معلمشان باشد. مساله این است که تصادفات و شانس‌ها لزوماً به یک سیستم تبدیل نمی‌شود. در همان کهنوج و یا شهرهای اطراف قطعاً مدارسی هستند که چنین اتفاق‌هایی برایشان رخ نداده است آیا این‌چنین است؟
بله. من هم می‌خواهم بگویم که چه می‌شود که ما یک مدیر و معلم خوب پرورش می‌دهیم. اگر بتوانیم یک جواب صحیح پیدا کنیم و بتوانیم آن فرایند را وارد سیستم کنیم نتیجه عالی خواهد بود. ولی وقتی به قول شما، شخص این‌ها را جلو می‌برد، دامنه تأثیرات کوچک خواهد بود. سؤال اینجاست که چطور می‌شود که این اشخاص را بیشتر کنیم؟ آیا راه گزینشی هست که ورود چنین افرادی به سیستم آموزشی ما بیشتر شود . واقعاً یک سیاست‌گذار شجاع می‌خواهیم که فرصت بازنگری را ایجاد کند.

در آستانه دیدار مس و استقلال در جام حذفی مس کرمان و تکرار حماسه

در آستانه دیدار مس و استقلال در جام حذفی
مس کرمان و تکرار حماسه

تیم های فوتبال استقلال تهران و مس کرمان امروز و در چارچوب مرحله یک شانزدهم نهائی جام حذفی ایران در حالی مقابل هم قرار می گیرند که هردو این تیم ها موقعیت تقریبا مشابهی در لیگ برتر و دسته یک ایران دارند. استقلال با 14 امتیاز در مکان پنجم و مس کرمان با 16 امتیاز در رده هفتم جدول مسابقات لیگ های خود قرار دارند و می توان گفت مس از لحاظ امتیاز وضعیت بهتری دارد. استقلال در مرحله قبل موفق شد میزبان شمالی خود، ملوان نوین این شهر را حذف کند و مس کرمان هم با انصراف خیبر خرم آباد برنده اعلام شد تا این دو تیم در این مرحله در ورزشگاه آزادی تهران به مصاف هم بروند. تیم نارتجی پوش کرمانی در آخرین روزهای حضور خود در لیگ برتر ایران و در نیمه نهایی مسابقات جام حذفی فصل 92 -93 موفق شده بود آبی های تهرانی را با دو گل ادینیهو در آزادی شکست دهد، حال باید منتظر ماند و دید آیا مسی ها امروز توان تکرار آن بازی تاریخی را دارد یا نه؟
وریا غفوری به همراه خسرو حیدری و امید ابراهیمی غایبان استقلال و آرمان شهداد نژاد، تنها غایب مس در این بازی خواهند بود، ضمن اینکه محمدرضا فغانی با کمک های تورج عیوض محمدی، یعقوب سخندان و حسین زیاری قضاوت این بازی را به عهده دارند و خداداد افشاریان، ناظر داوری خواهد بود.
این دو تیم در حالی امروز برای بیستمین ‌بار به مصاف هم می‌روند که در 19 دیدار رو در رو در کارنامه بازی‌های این دو تیم در تاریخ ادوار لیگ برترو جام حذفی،8 برد برای آبی‌پوشان تهرانی، 4 برد برای نارنجی‌پوشان کرمانی و 7 تساوی ثبت شده است.
مس کرمان از فصل ششم وارد رقابت‌‌های لیگ برتر شد تا به این ترتیب از تاریخچه دیدارهای استقلال و مس در 5 فصل اول خبری نباشد اما این دو تیم در فصل 1378-79 در جام حذفی به مصاف هم رفته اند.
در این میان سهم آبی‌پوشان از 37 گلی که در دیدارهای رو در روی استقلال – مس به ثمر رسیده 24 گل و سهم کرمانی‌ها هم 13 گل است تا به این ترتیب علاقمندان به فوتبال امروز در انتظار به ثمر رسیدن گل شماره 38 در این دیدار باشند.
نکته قابل توجه اینکه در تمام فصولی که مس در لیگ برتر حضور داشته به جز تنها یک فصل، در سایر دیدارها این تیم برای بازی برگشت راهی تهران شده و بازی امروز دو تیم نیز به میزبانی استقلال در ورزشگاه آزادی برگزار خواهد شد.
نکته دیگر در تاریخچه دیدارهای استقلال و مس به کم گل بودن دیدارهای دو تیم برمی گردد، دیدارهایی که بعضا بیشتر از 2 گل در آن به ثمر نرسیده است. با این حال هیجان و حساسیت، همواره یک پای ثابت مسابقات استقلال و مس به شمار می‌رود.
نکته دیگر در تاریخچه دیدارهای استقلال و مس اینکه تیم کرمانی تا به امروز 4 بار موفق به شکست استقلال شده که 3 برد این تیم با نتیجه یک بر صفر حاصل شده است.
در نتایج به دست آمده در 19 دیدار گذشته، همچنین 3 دیدار با نتیجه بدون گل به پایان رسیده است و 4 پیروزی 2 بر یک تیم ها، در تاریخ ادوار لیگ برتر و برد استقلال با نتیجه 5 بر صفر در جام حذفی پرگل‌ترین دیدارهای بین دو تیم به شمار می‌رود، ضمن اینکه در میان این دیدارها، تنها تیم استقلال و آن هم یک بار موفق شده است حریفش را در طول رقابت‌های یک فصل در هر دو دیدار رفت و برگشت شکست دهد، اما مسلما بازی امروز باید برنده داشته باشد. در زیر به مرور کلیه بازی های این دو تیم در ادوار جام حذفی و لیگ برتر می پردازیم؛

جام حذفی ۷۹-۱۳۷۸
مرحله ۱/۱۶نهائی
دور رفت
ورزشگاه شهیدسلیمی کیا:
صنعت مس کرمان۰-استقلال تهران۳
گلها:علیرضا اکبرپور، محمود فکری جویباری، علی لطیفی
سرمربی صنعت مس کرمان:-
سرمربی استقلال تهران: یوگنی سوکومورخوف
دور برگشت
ورزشگاه تختی(تهران):
استقلال تهران۵ – صنعت مس کرمان۰
گلها:علیرضا اکبرپور، افشین حاجی پور، محمد نوازی(پنالتی)، علی لطیفی(۲گل)
سرمربی استقلال تهران: یوگنی سوکومورخوف
سرمربی صنعت مس کرمان: –

لیگ برتر فصل ۸۶-۱۳۸۵
دور رفت
ورزشگاه شهیدسلیمی کیا:
صنعت مس کرمان۰-استقلال تهران۱
گل:علی انصاریان(پنالتی)
سرمربی صنعت مس کرمان: نادر دست نشان
سرمربی استقلال تهران: عبدالصمد مرفاوی
دور برگشت
ورزشگاه آزادی:
استقلال تهران۰- صنعت مس کرمان۰
سرمربی استقلال تهران: عبدالصمد مرفاوی
سرمربی صنعت مس کرمان: نادر دست نشان

لیگ برتر فصل ۸۷-۱۳۸۶
دور رفت
ورزشگاه آزادی:
استقلال تهران۱- صنعت مس کرمان۱
گلها: حمید شفیعی(استقلال)-پائولو زالدرون(صنعت مس)
سرمربی استقلال تهران: شادروان ناصر حجازی
سرمربی صنعت مس کرمان: فرهاد کاظمی
دور برگشت
ورزشگاه شهیدباهنر:
صنعت مس کرمان۱- استقلال تهران۰
گل:مرتضی ابراهیمی
سرمربی صنعت مس کرمان: امیر قلعه نوعی
سرمربی استقلال تهران: فیروز کریمی

لیگ برتر فصل ۸۸-۱۳۸۷
دور رفت
ورزشگاه شهیدباهنر:
صنعت مس کرمان۱-استقلال تهران۰
گل: فرزاد حسین خانی
سرمربی صنعت مس کرمان:پرویز مظلومی
سرمربی استقلال تهران: امیر قلعه نوعی
دور برگشت
ورزشگاه آزادی:
استقلال تهران۲- صنعت مس کرمان۱
گلها:حسین کاظمی، آرش برهانی (استقلال) -ادینهو(صنعت مس)
سرمربی استقلال تهران: امیر قلعه نوعی
سرمربی صنعت مس کرمان: پرویز مظلومی

لیگ برتر فصل ۸۹-۱۳۸۸
دور رفت
ورزشگاه شهیدباهنر:
صنعت مس کرمان۱- استقلال تهران۲
گلها: مارسلو جیووانی(صنعت مس)-فابیو جانواریو، آرش برهانی(استقلال)
سرمربی صنعت مس کرمان: پرویز مظلومی
سرمربی استقلال تهران: عبدالصمد مرفاوی
دور برگشت
ورزشگاه آزادی:
استقلال تهران۲- صنعت مس کرمان۰
گلها:حنیف عمران زاده، فرهاد مجیدی
سرمربی استقلال تهران: عبدالصمد مرفاوی
سرمربی صنعت مس کرمان: لوکا بوناچیچ

لیگ برتر فصل ۹۰-۱۳۸۹
دور رفت
ورزشگاه شهیدباهنر:
صنعت مس کرمان۱-استقلال تهران۱
گلها:احمد حسن زاده (صنعت مس) – پژمان منتظری(استقلال)
سرمربی صنعت مس کرمان: عبدالصمد مرفاوی
سرمربی استقلال تهران: پرویز مظلومی
دور برگشت
ورزشگاه آزادی:
استقلال تهران۰- صنعت مس کرمان۰
سرمربی استقلال تهران: پرویز مظلومی
سرمربی صنعت مس کرمان: عبدالصمد مرفاوی

لیگ برتر فصل ۹۱-۱۳۹۰
دور رفت
ورزشگاه شهیدباهنر:
صنعت مس کرمان۱- استقلال تهران۲
گلها:محسن بیاتی نیا (صنعت مس) -فرهاد مجیدی، اسماعیل شریفات(استقلال)
سرمربی صنعت مس کرمان: عبدالصمد مرفاوی
سرمربی استقلال تهران: پرویز مظلومی
دور برگشت
ورزشگاه آزادی:
استقلال تهران۰- صنعت مس کرمان۱
گل: احمد حسن زاده
سرمربی استقلال تهران: پرویز مظلومی
سرمربی صنعت مس کرمان: میروسلاو بلازوویچ

لیگ برتر فصل 92-91
دور رفت
ورزشگاه شهید باهنر:
صنعت مس کرمان 0 – استقلال 0
سرمربی استقلال تهران: امیر قلعه نوعی
سرمربی صنعت مس کرمان: ابراهیم قاسم پور
دور برگشت
ورزشگاه آزادی
استقلال 2 – مس کرمان 1
گل ها: آرش برهانی 2 گل (استقلال) – مصطفی شجاعی (مس کرمان)
سرمربی استقلال تهران: امیر قلعه نوعی
سرمربی صنعت مس کرمان: لوکا بوناچیچ

لیگ برتر فصل 93-92
بازی رفت
ورزشگاه آزادی
استقلال 1- مس کرمان 1
گل ها: سیاوش اکبرپور(استقلال تهران)- مصطفی شجاعی (مس کرمان)
سرمربی استقلال تهران: امیر قلعه نوعی
سرمربی صنعت مس کرمان: محمود یاوری
بازی برگشت
ورزشگاه شهید باهنر
مس کرمان 1- استقلال 1
گل ها : محمد قاضی( استقلال تهران)- لوسیانو ادینیهو( مس کرمان)
سرمربی استقلال تهران: امیر قلعه نوعی
سرمربی صنعت مس کرمان: لوکا بوناچیچ

جام حذفی فصل 92 – 93
ورزشگاه آزادی
مس کرمان 2 – استقلال تهران 1
گل ها: ادینیهو 2 گل ( مس کرمان) – امیرحسین صادقی ( ستقلال تهران)
سرمربی استقلال تهران: امیر قلعه نوعی
سرمربی صنعت مس کرمان: لوکا بوناچیچ

حضور تیم های لیگ یک کار را سخت کرده است

حضور تیم های لیگ یک کار را سخت کرده است
به خاطر اینکه تیم های لیگ یک و دو در این جام هستند، کار را سخت می دانم. ما فاصله دو بازی مان 4 روز بیشتر نبوده است.
به درخواست خود ما بازی فردا (امروز) برگزار می شود ولی متاسفانه با توجه به درگذشت پدر امید ابراهیمی عزیز و ضرب خوردگی وریا غفوری، نمی توانیم از آنها استفاده کنیم. شاید اگر بازی چند روز دیگر بود وضعیتمان بهتر هم می شد.
ما قطعا تغییراتی فردا به دلیل نزدیکی بازی ها خواهیم داشت. از هواداران هم می خواهم که ورزشگاه بیایند و ما را حمایت کنند. ما ساختارمان را داریم به گونه تغییر می دهیم تا ان شاءالله اگر بتوانیم پلی آف آسیا را رد کنیم، فاصله بازی ها چهار روز چهار روز می شود. ما باید از الان به فکر آن روز باشیم تا اگر بازیکنی نبود، مشکلی برایمان پیش نیاید.
استقلال اصلی به نام ممارست و تلاش دارد. ما جدیت زیادی برای بازیکنان خود می گذاریم. اینکه معجزه ای شود و یک بازیکن همه موقعیت ها را گل کند، امکان ندارد. باید بازیکن تمرکز بیشتری داشته باشد. سعی داریم در تعطیلات پیش روی تمام شبیه سازی های ممکن برای خط حمله را ایجاد کنیم. تکرار این مسئله می تواند ما را کمک کند. از روند تاکتیکی خود خیلی راضی هستم. در بازی قبل اعتقاد دارم سهل انگاری کردیم. احساس اینکه ما حتما پیروز شدیم را باید در تیمم از بین ببرم. ما در نفت این را اثبات کردیم که از دقیقه 85 تا 95، 11 بازی را بردیم. ما باید به بازیکنان یاد دهیم که تا زمان سوت پایان باید تلاش کنند.

لیگ یک تجربه خوبی است

لیگ یک تجربه خوبی است
شاید سرمربیگری در لیگ سخت باشد اما به هرحال یک تجربه است و یک مربی را به شرایط جدید روبرو می کند. برای من که در این فوتبال کار می کنم تجربه حضور در لیگ یک و روش بازی در این تیم ها تجربه جدیدی و خوبی است که برای من کاملا مفید به نظر می رسد.
دلیل اینکه در اول فصل کار را خوب آغاز نکردیم این بود که یک ماه دیر کار را شروع کردیم. مدیران دیر انتخاب شدند و خود من هم دیر به این آمدم. با این حال از زمانی که به مس آمدیم این هدف را داریم که پشتوانه سازی کنیم و بازیکنان خوبی را تربیت کنیم و دوران خوبی را برای مس کرمان بسازیم.
اگر به تهران آمده ایم معنی آن این است که برای خودمان شانس قائل هستیم. در جام حذفی با 5 بازی می توان راهی را رفت که در 32 بازی نمی توان آن را طی کرد. ما اینجا هستیم تا شانس مان را برای موفقیت در جام حذفی جستجو کنیم و طبیعی است که در این شرایط باید بهترین عملکردمان را داشته باشیم. سوال من از شما این است که کسی فکرش را می کرد که قشقایی را شکست بدهد؟ شاید از نظر خیلی ها استقلال تیم بهتری از ما است اما از نظر من ما بهترین بازیکنان را در اختیار داریم که می توانیم با آنها استقلال را شکست بدهیم. استقلال تیم خوبی است ولی ما هم می خواهیم بهترین بازی مان را انجام بدهیم.
در مس کرمان به دنبال پشتوانه سازی است اما هدف ما این است که به رتبه های بالای جدول هم برسیم. همانطور که گفتم می خواهیم روزهای خوبی را در مس کرمان پشت سربگذاریم.

انگیزه مس می تواند برگ برنده باشد

حسام شهیدی، کارشناس و پیشکسوت فوتبال
انگیزه مس می تواند
برگ برنده باشد
جام حدفی همیشه به واسطه شگفتی هایش جذاب می باشد و این مختص تمامی دنیا است، از طرفی می تواند سکوی پرتاب یک تیم معمولی هم تلقی شود همانگونه که در سال های گذشته شاهد این اتفاقات گاه عجیب و باورنکردنی در مسابقات جام حذفی بودیم، به طور مثال در همین سال های اخیر صعود تیم مس رفسنجان تا پله های بالای جام حذفی یا حذف پرسپولیس به دست تیم گمنام قشقایی شیراز که امسال رخ داد. اما به نظر من نقطه عطف دیدار تیم های مس و استقلال می تواند انگیزه و مطرح شدن دوباره تیم مس کرمان باشد، البته در فوتبال پیش بینی کردن کارچندان درست و معقولی نیست، مگر اینکه فاصله دو تیم زیاد باشد ( هرچند خلاف آن هم در بازی پرسپولیس و قشقائد ثابت شد) اما همین جذابیت ها زیبایی جام حذفی را دو چندان خواهد کرد. این بازی می تواند سکوی پرتاپ مس باشد و یا با شکستی سنگین درجازدن تیم مان را به دنبال داشته باشد. به هر حال بازی در آزادی و در برابر استقلال و تماشاگرانش و با توجه به پخش تلویزیونی، می تواند بعد از مدت ها شروعی برای مطرح شدن تیم شهر ما در سطح کشور باشد، باید از این فرصت، بهترین بهره را برد.
بحث فنی مسابقه چندان قابل بحث نیست، شاید به خاطرجایگاه و اسم و رسم بازیکنانی که در دوتیم مشغول بازی هستند و خصوصا نتایج اخیر استقلال که نسبت به ابتدای فصل بهتر بوده و کم کم مربی تیم ترکیب خودش را پیدا کرده است.پس نمی توان از فاصله فنی و بازیکنان دو دوتیم به سادگی گذشت و با توجه به جایگاه میانه جدولی مس در لیگ اول، حداقل روی کاغذ نباید انتظاری زیاد داشت، مخصوصا بازی در ورزشگاه ازادی که کار را سخت تر هم می کند.
شاید تنها درصد شانسی که می توان برای مس قائل شد، حوداث غیر منتطره فوتبال و استفاده بهینه از انگیزه بازیکنان که نقش سرمربی و کادر فنی برای آمادگی ذهنی و روحی برای این مسابقه خاص میتواند بیشتر نمایان شود.
از طرف دیگر استقلال که این روزها بازیکنی در قالب تیم تیم ملی مانند قبل نمی بینند ، با نیرو وتوان کامل تری حاضر خواهند شد و به دنبال قهرمانی است و این متاسفانه شانس مس را کمرنگ تر خواهد کرد. نکته اینجاست که این روزها تماشاچیان فوتبال خوب و زیبا را می پسندد هرچند نتیجه خیلی دلخواه و باب طبع آنها نشود و اگر مس بازی زیبا و جسورانه ای ارائه دهد، می تواند باعث آشتی دوباره با تماشگران کرمانی شود و بعد از این شاهد استقبال بهتری در ورزشگاه باهنر از بازی های مس در لیگ یک باشیم. در پایان می توان گفت؛ بازی با استقلال می تواند ارمغانی جهت آشتی فوتبال با تماشاگران کرمانی باشد و اگر بازیکنان از بحث انگیزه که خیلی مهم است در کنار فوتبال به نحو مطلوب استفاده کنند، شاید بزرگترین اتفاق فوتبال سال های اخیر کرمان به دور از رویا اتفاق بیفتد، اتفاقی که سال 93 هم شاهد آن بودیم و دیدیم که استقلال با آن همه بازیکن مدعی، چگونه مغلوب تیم مس سقوط کرده به لیگ یک بودیم.
فراموش نکنیم مس با ضربات پنالتی هم می تواند صعود کند اگر مقاومتی دیدنی و هماهنگی خوبی در خط دفاع را ارایه کند اما باور کنیم مس بازی خیلی دشواری را در آزادی خواهد داشت. به امید پیروزی تیم فوتبال شهرمان.

رئیس پلیس آگاهی استان کرمان: سیستم پایش تصویری نقش زیادی در کاهش سرقت دارد

رئیس پلیس آگاهی استان کرمان:
سیستم پایش تصویری نقش زیادی در کاهش سرقت دارد

سرهنگ یدالله حسن پور، رئیس پلیس آگاهی فرمانده انتظامی کرمان، صبح دیروز در نشست خبری با اصحاب رسانه به عملکرد پلیس آگاهی کرمان در7 ماهه ابتدای سال 95 پرداخت واظهار داشت: امسال در حوزه سرقت از منازل شاهد کاهش 8.96 درصدی و سرقت مغازه نیز 30 درصدی در مقایسه با مدت مشابه سال قبل روبرو بوده ایم، ضمن اینکه در بخش اماکن 8 درصد، موتورسیکلت 6 درصد و جیب بری 27 درصد کاهش آمار داشتیم.
وی گفت: با استفاده از ظرفیت سایر دستگاه ها از جمله استانداری، اصناف و دادسرا کارگروهی که بالغ بر 15 عضو ثابت دارد، در دادسرای عمومی و انقلاب استان تشکیل شده و در رابطه با زمینه های موثر در کاهش زمینه های وقوع سرقت کار می کند. یکی از کارهای این کارگروه استفاده از سیستم پایش تصویری ادارات و اصناف است زیرا استفاده از این سیستم در کاهش سرقت ها نقش بسیار مهمی داشته است. مثلا با راه اندازی سیستم پایش تصویری بازار کرمان با کاهش 60 درصدی وقوع سرقت روبرو بوده ایم.
سرهنگ حسن پور ادامه داد: اعضای باندی که از سال 94 در محدوده بیمارستان ها اقدام به سرقت وسایل داخل خودرو می کرده اند نیز دستگیر شده اند که تاکنون به 40 فقره سرقت اعتراف کرده و فقط 20 مورد مالباخته ها شناسایی شده اند و لازم است سایر مالباختگان که تا کنون طرح شکایت نکرده اند، نسبت به اعلام و شناسایی مسروقیات خود اقدام کنند.
حسن پورمجموع کشفیات پلیس دراین مدت را 15 درصد افزایش اعلام کرد و گفت: در سرقت از منازل 1 درصد، اماکن 12 درصد، خودرو 13 درصد، لوازم و قطعات جانبی خودرو 60 درصد، احشام 15 درصد و کیف قاپی 120 درصد رشد نسبت به سال گذشته داشته ایم.
رئیس پلیس آگاهی در مورد جرائم جنایی که قتل، آدم ربایی و تجاوز به عنف را شامل می شود، افزود: با توجه به پیگیری قتل های معوق از سال های گذشته در دستور کار پلیس آگاهی قرار گرفته و تا کنون بالغ بر 70 پرونده، مختومه اعلام شده و در مجموع کل قتل ها با کاهش 13 درصدی روبرو بودیم که 35 درصد قتل های واقعی به دلیل نزاع و اختلاف، 25 درصد اختلافات خانگی، 10 درصد باج دهی، 10 درصد مسائل اخلاقی، 2 درصد سرقت، 5 درصد انتقام جویی، 7 درصد قتل های غیرعمد و 7 درصد با انگیزه های نامشخص بوده است.
سرهنگ حسن پور افزود: در بخش آدم ربایی با کاهش 8 درصدی و حریق عمدی 14 درصد افزایش داشته ایم ضمن اینکه متاسفانه ارتکاب به جرم های جعل و کلاهبرداری رو به افزایش است و در 7 ماهه ابتدای امسال 64 درصد جعل و 8 درصد آمار کلاهبرداری ها افزایش یافته است.
وی ادامه داد: در راستای شعار رهبر معظم انقلاب در سال جاری که همان اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل است، امسال بحث مقابله با پدیده شوم کالای قاچاق را در 9 استان سرلوحه کارهای خود قرار دادیم و برهمین اساس آمار 25 میلیارد دلاری کالاهای قاچاق در گذشته به 10 میلیارد دلار در سال جاری کاهش و کشفیات قاچاق کالا 51 درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل افزایش داشته و ارزش ریالی کالاهای قاچاق مکشوفه در سال گذشته 318 میلیارد ریال بوده که در سال جاری به 480 میلیارد ریال اضافه شده است.
سرهنگ حسن پوردر پایان در پاسخ به سوال خبرنگار پیام ما درمورد عدم تعامل مناسب پلیس در پاسخ گویی به نشریات و خبرگزاریها و عدم اطلاع رسانی در بازسازی صحنه های جرم گفت: متاسفانه پلیس با محدودیت هایی روبرو است و نمی توان در بعضی صحنه ها را اطلاع رسانی کرد ولی اگر جرم محرز و ثابت شده باشد و بتوان آن را علنی کرد، حتما از وجود خبرنگاران استفاده خواهیم کرد ولی گاهی به دلایل امنیتی و پلیسی و اخلاقی نمی توان چنین کرد.

دستگیری مرد هزار چهره و میلیاردی

دستگیری مرد هزار چهره و میلیاردی

دادستان عمومی و انقلاب کرمان گفت: کلاهبردار میلیاردی با عنوان ‹مرد هزار چهره› پس از ارسال نیابت قضایی از کرمان، در استان هرمزگان دستگیر شد.
به گزارش روابط عمومی دادگستری کل استان کرمان دادخدا سالاری افزود: این فرد با جعل عناوین قضایی از جمله دادستان، معاون دادستان، قاضی اجرای احکام، نماینده قوه قضائیه و سردار نظامی اقدام به کلاهبرداری از مراجعان به دستگاه قضایی می کرده است. وی اظهار کرد: این کلاهبردار سابقه دار، فعالیت های مجرمانه خود را از سال 1393 در استان اصفهان آغاز و سپس این اقدامات را به ترتیب در استان های فارس، هرمزگان، یزد، کرمان و مجددا در بندرعباس تکرار کرده است. سالاری در تشریح نحوه شناسایی و دستگیری این متهم ادامه داد: به دنبال وصول گزارش هایی در شعبه یازدهم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب کرمان مبنی بر چندین فقره کلاهبرداری از مراجعان به دستگاه قضایی، اقدامات مستمر و شبانه روزی حفاظت اطلاعات دادگستری کل استان کرمان، پلیس آگاهی و بازپرسی شعبه یازدهم برای شناسایی و دستگیری این فرد آغاز شد.
دادستان کرمان گفت: با راهنمایی شاکیان و مالباختگان عکسی از متهم تهیه و سپس هویت وی مشخص و معلوم شد که وی ساکن استان اصفهان است و نیابت قضایی برای دستگیری صادر اما مشخص شد وی از آنجا به استان دیگری نقل مکان کرده است. سالاری اضافه کرد: متهم از استان دیگر نیز به استان سومی منتقل شد که در نهایت مجددا در استان کرمان مشاهده و مورد تعقیب قرار گرفت و پس از اقدامات تعقیبی و تحقیقی گسترده و چندین روز عملیات تعقیب و مراقبت برای دستگیری این متهم، پس از ارسال نیابت قضایی از استان کرمان و پس از انجام چندین مورد کلاهبرداری در یک روز و حین مذاکره با طعمه جدید خود در استان هرمزگان دستگیر شد. وی گفت: این فرد با جعل عناوین قضایی و نظامی و ادعای نفوذ در دستگاه قضایی برخی افراد مسن و اهالی روستاها را فریب داده و با ادعای حل پرونده های آنها، مبالغی را از این افراد کلاهبرداری کرده و سپس متواری شده و در استان دیگری فعالیت های مجرمانه خود را تکرار می کرده است. وی با اشاره به 12 فقره سابقه کیفری این متهم افزود: این فرد سوابقی از جمله کلاهبرداری، سرقت، سرقت به عنف، تحصیل مال از طریق نامشروع، جعل عنوان، تهدید، توهین و ادعای نفوذ را در کارنامه خود دارد.

شایعه قتل‌های سریالی در بم

شایعه قتل‌های سریالی در بم

دادستان عمومی و انقلاب شهرستان بم اخبار کذب منتشر شده در خصوص قتل های اخیر در سطح شهرستان بم را تکذیب کرد و گفت: هیچ پزشکی در بم مورد سوء قصد (قتل) قرار نگرفته است.
دادستان عمومی و انقلاب شهرستان بم اخبار کذب منتشر شده در خصوص قتل های اخیر در سطح شهرستان بم را تکذیب کرد و گفت: هیچ پزشکی در بم مورد سوء قصد (قتل) قرار نگرفته است.محمد ضیاالدینی در تشریح جزییات این خبر با اعلام اینکه در این رابطه دو نفر متهم دستگیر و با قرار بازداشت موقت روانه زندان شده اند، اظهار کرد: پرونده پس از صدور کیفر خواست از سوی دادسرا به دادگاه کیفری دو شهرستان بم جهت صدور حکم ارسال گردیده است.
وی عنوان کرد: بر اساس ماده 698 قانون مجازات اسلامی ( تعزیرات ) اشخاصی که به قصد تشویش اذهان عمومی یا مقامات رسمی اکاذیبی را بر خلاف حقیقت به وسیله نامه یا شکوائیه یا مراسلات یا عرایض یا گزارش اظهار یا منتشر یا به نقل قول از شخص حقیقی یا مقامات رسمی منتشر کند به حبس از دو ماه تا دو سال و یا شلاق تا 74 ضربه محکوم خواهد شد.این مقام قضائی تصریح کرد: در صورتی که این جرایم به وسیله سامانه های رایانه ای و مخابراتی (فضای مجازی) صورت گیرد مجازات آن تشدید شده و به موجب ماده 746 قانون مجازات اسلامی به نود و یک روز تا دوسال حبس و از 5 میلیون تا 40 میلیون ریال یا هردو مجازات محکوم خواهد شد.
دادستان عمومی وانقلاب شهرستان بم هشدار داد: اخیرا عده ای از اشخاص آگاهانه یا ناآگاهانه شایعاتی را در شهرستان مبنی بر وقوع قتل هایی به وسیله یک دستگاه خودرو سواری پژو به صورت مسلحانه مطرح کرده اند که دستگاه قضایی شهرستان با کسانی که قصد دارند از طرق شایعه پراکنی امنیت روانی مردم را به خطر بیاندازند به شدت برخورد خواهد کرد. وی بیان کرد: شهروندان در انتشار مطالب در شبکه های اجتماعی دقت لازم را داشته باشند.

خبر

رئیس دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان
هشدار داد:
شیوع آنفلوآنزا
رئیس دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان از مردم خواست با رعایت اصول بهداشتی از شیوع آنفلوآنزا جلوگیری کنند.
علی اسماعیلی ندیمی ظهر دیروز در کارگاه منطقه ای بیماریهای حاد تنفسی دانشگاههای علوم پزشکی استان کرمان اظهار داشت: سال گذشته اولین مورد مثبت آنفلوآنزا بیماری بود که از مکه بازگشته بود که ۱۷ مهر بستری و بهبود پیدا کرد.
وی افزود: اولین فوتی سال گذشته بر اثر آنفلوآنزا در رفسنجان خانم ۳۸ ساله ای بود و نفر دوم خانمی باردار بود.
وی با اشاره به حضور رئیس مرکز بیماریهای واگیر وزارت بهداشت در ۲۷ آبان ماه سال گذشته در رفسنجان برای پیگیری مسائل مربوط به آنفلوآنزا در شهرستان، عنوان کرد: بخش ویژه ای در بیمارستان علی ابن ابیطالب (ع) رفسنجان و بیمارستانهای کرمان ایجاد شد و تعداد زیادی از بیماران مشکوک به آنفلوآنزا بستری شدند. رئیس دانشگاه علوم پزشکی رفسنحان ابراز داشت: کارهایی که برای درمان و پیشگیری از آنفلوآنزا سال گذشته انجام شد به صورت صورتجلسه های منظمی تنظیم شد که راهکارهای برای آینده باشد. سال گذشته تجربه مدیریت بحران خوبی در شهرستان اتفاق افتاد و توانستیم از این بحران عبور کنیم.
وی یادآور شد: یکی از روزهای سخت کاری سال گذشته درمان خانم بارداری بود که دارای مشکلات تنفسی و علائم آنفلوانزا بود که در آی. سی. یو بستری شد و گروهی از متخصصین به صورت ۲۴ ساعته وی را درمان کردند و وی در همان آی سی یو زایمان کرد.
اسماعیلی ندیمی تصریح کرد: پزشکان، پرستاران و پرسنل بیمارستانها و مراکز درمانی رفسنجان در مهار آنفلوآنزا نقش زیادی داشتند نکته جالب این بود که از کادر درگیر بخش آنفلوآنزا کسی مبتلا نشد و این نشان می دهد رعایت مسائل بهداشتی را خوب انجام دادیم.
وی گفت: سال گذشته تا پایان فصل اپیدمی هشت مورد مرگ قطعی بر اثر آنفلوآنزا داشتیم./ مهر

مرگ کودک سه ساله به وسیله کمباین
جانشین فرماندهی انتظامی « ارزوئیه» از مرگ کودک سه ساله و گرفتار شدنش در چنگال دستگاه کمباین خبر داد.
سرگرد « حسن کریمی « در گفت و گو با خبرنگار پایگاه خبری پلیس ، گفت :کودک سه ساله که به همراه پدرش به مزرعه کاشت ذرت در بخش « صوغان» رفته بود در اثر سهل انگاری توسط دستگاه کمباین بلعیده شد و در دم جان باخت.
وی افزود: روز گذشته یکی از شهروندان ارزوئیه با مرکز فوریتهای پلیسی 110 تماس گرفت و وقوع یک فقره مرگ پسر بچه در مزارع ذرت بخش صوغان این شهرستان را گزارش کرد. وی بیان داشت : ماموران پاسگاه انتظامی « صوغان» بلافاصله به محل اعزام شدند طی بررسی های بعمل آمده مشخص شد که کودک سه ساله با اصرار زیاد به همراه پدرش بر سر مزرعه ذرت آمده بود و همزمان دستگاه کمباین مشغول به کار و برداشت ذرت از مزرعه بوده است. سرگرد « کریمی» ادامه داد : کودک از غفلت پدر استفاده کرده و به مزرعه ذرت فرار می کند تا بازی کند و پس از طی مدتی پدر به دنبال پسرش می گردد که اثری از آن پیدا نمی کند . وی افزود: کارگران بعد از مدتی متوجه می شوند متاسفانه پسر بچه بر اثر بی توجهی اطرافیان به داخل دستگاه کمباین کشیده شده و در دم فوت کرده است.
جانشین فرماندهی انتظامی ارزوئیه اظهار داشت: جسد حسب دستور مقام قضایی جهت تحقیقات بیشتر و انتقال به پزشک قانونی تحویل پلیس آگاهی شد.

میله های سبز

میله های سبز

لیلا راهدار
1- ایستاده‌ام زیر هشتی. صدایم کرده‌اند و بقچه کوچکی را زیر دستم گذاشته‌اند. میز، صندلی، آفتاب راه راه. لباس‌های زندان را در می‌آورم. پدرم مرده‌است.
حلقه سیاه جمعیت را از دور می‌بینم و بوی خاک تازه و نم‌خورده را می‌بلعم. تکان می‌خورم. کسی به من چسبیده‌است که قدش کوتاه‌تر از من است و سینه‌های بزرگی دارد. بدنش بوی گلاب و عرق مانده را می‌دهد. هق هق می‌زند و مرا می‌لرزاند. چادر سیاهش می‌افتد و زیر گلویم را می‌بوسد. زار می‌زند:«مادر… مادر احمدجان، یتیم شدی، یتیم…» جمعیتی که حالا دیگر از نزدیک می‌بینمشان، فریاد می‌زنند و گریه می‌کنند. چند نفر به سرعت نزدیکم می‌شوند. مچاله شده‌ام. سرم روی شانه‌ی یک مرد همین‌طور مانده‌است. به پرنده‌ای روی بلندترین شاخه‌ی کاج نگاه می‌کنم. رهایم که می‌کند، می‌بینم عمویم است! می‌نشینم و سرم را روی قبر خیس می‌گذارم. زبان می‌زنم و دوباره! خاک نرم و تازه‌است. گوشه‌ی پیراهنم را می‌کشد. ول‌کن نیست. مرا محکم بغل می‌گیرد. سر بر می‌گردانم. رهایم که می‌کند، روی شانه‌ی لباس سیاهش ردی از خاک مانده است. نزدیک ماشین ایستاده‌ام و به درختچه‌های کوچک ردیف اشاره می‌کنم:«عمو اینها رو تازه کاشتن؟»
2- دیوارهای خانه رنگ صورتی لطیفی دارند. نزدیک به تابلو ایستاده‌ام. چند مرغ دریایی و یک زن نیمه برهنه روی تابلو نقش بسته‌اند! مادر به زن های دور بر می‌گوید:«همین دو هفته پیش خونه رو رنگ زده و گویا می‌دونسته که!» و با گوشه‌ی چادر دماغشو می‌گیرد. مادر را می‌نشانند و با پر چادر بادش می‌زنند. گردنش سفید است و خال بزرگی دارد که من بچگی‌ها رویش دست و پا می‌کشیدم و می‌گفتم مامان لولو! سینه‌های بزرگ مادر که عین خمیر ورم کرده و کش آمده‌اند، از زیر لباس سیاهش پیداست. خودش هم ولو شده! چند جام بلور کنار تلویزیون است. جام را بر می‌دارم. برق می‌زند. لبه‌اش را گوشه لبم می‌گذارم و چشم‌هایم را می‌بندم. زنی لبش را گاز می‌گیرد و من از حرکت دندان و لبش خوشم می‌آید. عمو، جام را محکم می‌گیرد و سر جایش می‌گذارد. عمو قد بلند است و سبیل های تابیده‌ی سفیدی دارد. اشاره می کند که تابلو را بردارید.
3- دور تا دورسفره نشسته‌اند. سیاه پوش، با چشم‌های وق زده و پوزه‌های جلو آمده. یکی‌شان می‌گوید:«بخور… بخور!»کاسه‌ی آبگوشت داغ است. با یک تکه نان محلی خشخاشی. دور دهانم را می‌لیسم.
استخوان و گوشت، توی کاسه‌ی چینی سفید دیده می‌شود. یک تکه لخمه‌ی گوشت، هوس کرده‌ام بدجور! می‌بینم نگاهشان به قاشقم چسبیده‌است. من من می‌کنم:«چیه ؟… بفرما!»
نمی‌شنوند.
«… بخور دایی ضعیف شدی، گوشتتو بخور! طفلک اون‌جا که هلاک شدی! حالا هم که این‌طوری!… بخور بخور جون بگیری!»
دستم را به طرف گوشت می‌برم و گوشه‌ی استخوان را با دو انگشت زمخت و سبزه‌ام می‌گیرم. مردمک گشاد مرد روبرویم را می‌بینم و دوباره گوشت را می‌گذارم سر جایش. دو انگشتم را می‌لیسم. بلند می‌شوم و کاسه را دستم می‌گیرم
-«کجا میری؟»
-«نمی تونم بخورم می‌برمش پس.»
به فکر انباری هستم که پشت بشکه‌ها بنشینم، بلیسم، بخورم و گاز بزنم. بلند که می‌شوم یک نفر کاسه‌ام را می‌چسبد. دست‌های لاغری دارد و انگشت شستش به روغن نارنجی آبگوشت می‌رسد، می‌گویم:«خودم می-برمش.» کاسه را از دستم می‌کشد. دستم را محکم به سینه‌اش می‌کوبم. عقب‌تر میرم و دندان قروچه می‌کنم. یک نفر به شانه‌ام می‌کوبد. می‌گوید:«غم آخرت باشه پسرم!» از من دور شده‌است و کاسه‌ی آبگوشت را می‌برد. آب دهانم را قورت می‌دهم و رویای گرسنه‌ی خودم را که پشت بشکه‌های نفتی گوشت را گاز می‌زند، همان‌جا می‌گذارم.
4- کنار چهار مرد ایستاده‌ام و چشمم به دخترک نیم خیز چشم سبزی است که زیر اجاق هیزم می‌گذارد. دست‌های نرم و سفیدی دارد.
-«سوم… باید سوم بگیریم.»
سرم سوت می‌کشد. داغ می‌شوم. می‌پرم وسط حرف
-«نه… عمو نه… هفتم… فقط هفتم، کسی سوم نمی‌گیره!»-
-« تو چه می‌دونی! حالا همه هم سوم می‌گیرن، هم هفتم.»
داد می‌زنم:‌«من چه می‌دونم، ها؟»
صدایم را بلند می‌کنم که دخترک درست برگردد. بر می‌گردد. لبخند ریزی می‌زنم و چشم‌هایم را ریز می‌کنم! همه ساکت شدند. نگاهم می‌کنند. گفتم:«ها! … هفتم می‌گیرید!» یکی از مردها گفت:«پسرشه بابا… هر چی میگه گوش کنید، هفتم بگیرید.»
مردها از دورم پراکنده می‌شوند و من نزدیک باغچه ایستاده‌ام و سایه‌ام تا نزدیک هیزم‌های روشن می‌رسد.
5- باران نرمی باریده‌است و بوی خاک و گل و خورشت سبزی می‌آید. انگشت شست پایم را می‌گیرم، زیر شیر آبی که قطره قطره می‌ریزد. قلقلکم می‌شود. روی بند رخت روسری بی بی کنار رفته و گنجشک کوچکی روی لباس زیرهای بی‌بی نشسته و تاب می‌خورد. صدای جیک جیک درمی‌آورم. بی‌بی پشت سرم است. قد کوتاه است و ریزه و می‌گوید:«تو هم خیری از زندگیت ندیدی، زندان و حالا هم!»
گوشه‌ی حیاط کنار دستشویی پشت سه گوشه‌ی باغچه‌ی دیوار کمی ریخته‌است. به بی‌بی می‌گم:«بی‌بی آجر داریم؟» لب‌های سفید و نازک بی‌بی می‌لرزد.
6- استانبولی را پر از سیمان کرده‌ام و نشسته‌ام دست می‌گردانم و سیمان نرم و لطیف، قلپ قلپ زیر دست‌هایم می‌لغزد. یکی داد می‌زند:«لااقل دستکش بپوش! حالا که لج کردی و می‌خوای دیوار رو درست کنی.»
-«این چه کاریه؟ تو را به خدا ول کن توی این وضعیت!» می‌گویم:«مادر، فردا دارم می‌رم و بعد خودت می‌گی کاش گذاشته‌بودم دیوار رو درست کند!… دیگه کسی نیست که…» مادر به پشت دستش می‌کوبد و می-رود.
داد می‌زنم:«بگین یه بچه بیاد کمکم!»
دو زانو روی چهارپایه فلزی زنگ زده روبه روی دیوار نشسته ام و بچه آجرها را پرت می کند بالا. ماله را می‌کشم و نرم آجر را فرو می‌کنم توی سیمان. دوباره و دوباره! از بالای دیوار می‌بینم آن‌طرف خیابان نان سنگک می‌پزند و بچه‌ای بستنی‌اش شره می‌کند و همین‌طور لیس می‌زند و مرد هی چوب داخل تنور فرومی‌برد. دیوار را چیده‌ام.
7- سرد است. صبح زود است و من می لرزم. توی کوچه هستم. دست دوستم را گرفته‌ام و می‌پرسم:«دخترهای همسایه چی شدن؟!» دوستم می‌گوید:«عروس شدن!»
می‌گویم:«کوچکتره؟!» سرش را تکان می‌دهد. می‌گوید:«هر دو تاشون عروس شدن.»
می‌گویم:«خُب به درک!…حالا کی؟! خُب ولش کن! اون دختره‌ی کوچه پشتی چی؟ همون که با من…!»دوستم سری تکان می‌دهد و من من می‌کند. زیر زبانی می‌گوید:«احمد…!»
-«چیه؟ خُب جواب بده!»
-«حالا»
-«پس کی؟!»
-«نمی‌دونم»
-«خُب پس باهام بیا، می‌خوام برم در خونه‌شون!»
-«احمد!»
-«چیه! تمومه!»
یقه‌اش را می‌گیرم و خیره می‌شوم توی چشم‌های زاغش. «تمومه می‌فهمی؟ عصر باید برم! کار دارم. باید یه چیزی بپرسم!» و بعد دهنم را کج می‌کنم و اداشو در می‌یارم! «احمد…» در می‌زنم. دوستم عقب ایستاده-است. سردم است. کسی در را باز نمی‌کند. دوباره! در طوسی و شیشه‌ای است و خانه دو طبقه، به در لگد می‌زنم. دوستم مرا می‌کشد. مرا بغل کرده‌است.« بیا بریم خونه» گفتم:«خفه شو!»
بی‌بی؛ پلیور گرمی را تا می‌کند و به من می‌دهد:«شاید سردت بشود کوی زندان!» چهره‌اش توی سیاهی انبار می‌درخشد و از اتاق بیرون می‌رود. چند صندوق موز و سیب را کنار هم می‌چینند. می‌دانم فردا هفتم است! بو می‌کشم و سیب سرخی را برمی‌دارم و گاز می‌زنم. از در باز انبار می‌بینم روی خرماها نارگیل می‌پاشند. بوی نارگیل می‌آید. بوی آرد سرخ شده. پلیور را توی بغلم فشار می‌دهم و توی هال می‌روم.
یکی از مردها می‌گوید:«ببریدش مزار با پدرش خداحافظی کند… حالا که داره میره!» عکس پدر را پشت ماشین چسبانده‌اند.
در قبرستان کسی نیست. عکس و شمع را روی قبر گذاشته‌اند. می‌نشینم و خاک نرم را مشت می‌کنم. لای شیارهای دستم هنوز سیمان مانده‌است و دستم رنگ شیری پیدا کرده‌است. دورتر کلاغی می‌پرد. خرمای نارگیلی را توی دهانم می‌گذارم.
«پاشو بریم… باید بریم!» به سبیل‌های سفید و تابیده‌ی عمو نگاه می‌کنم و سرم را به خاک می‌چسبانم. اشک‌هایم تند تند می‌غلتند. «بیا بریم عمو، بیا…!» گفتم:«بذار یکم دیگه بشینم فقط یکم!» دوباره خرما را فشار می‌دهم توی دهنم. تکه‌ی ابری توی دل آسمان پیداست. پدرم از توی عکس نگاهم می‌کند. دو شمع سیاه روی قبر می‌سوزند و بشقاب، بوی نارگیل می‌دهد. عمو؛ زیر بغلم را می‌گیرد و مرا می‌کشد. پارچه‌ی سیاهِ رویِ قبر با من کشیده می‌شود و شمع‌ها همراه عکس پدر می‌افتد و…
دربِ آهنیِ بزرگ، پشت سرم بسته می‌شود.