بایگانی مطالب نشریه

بحران میان‌سالی در زنان

بحران
میان‌سالی در زنان

سیمین سلطانی نژاد
کارشناس ارشد روانشناسی
میان‌سالی پلی بین جوانی و سالمندی است. این دوره از زندگی بزرگ‌ترین بخش حیات بزرگ‌سالی را به علت افزایش امید به زندگی تشکیل می‌دهد. این مرحله از حیات طلایی‌ترین و بارورترین دوره زندگی محسوب می‌شود. میان‌سالی می‌تواند اوج زندگی بشر باشد مشروط بر اینکه سلامت روان در این دوره دوام و گسترش یابد. سلامت روان در این دوره از حیات به علت تغییرات فراوان بیولوژیک، فیزیکی، روانی، اجتماعی و مشکلات و پیامد‌های این تغییرات آسیب‌پذیر است. زنان در مقایسه با مردان تغییرات و عوارض ناشی از افزایش سن بیشتری را در این مرحله از زندگی تجربه می‌کنند. میان‌سالی عوارض مختلف و متعددی را برای زنان به دنبال دارد. ازجمله‌ی این عوارض می‌توان به بیماری‌های مزمن جسمی و روانی ناتوان‌کننده اشاره کرد که کیفیت زندگی زنان میان‌سال را به‌شدت تحت تأثیر قرار داده اختلالات خلقی، عاطفی و استرس‌های بین فردی را موجب شده و سلامت روان زنان میان‌سال را به شکل جدی تهدید می‌نماید. ناباروری و میان‌سالی و پیامد‌های آن، گاه تغییرات رفتاری و نگرش‌های منفی همسر را نیز به دنبال دارد که این مساله به شکل مضاعف پنداشت از خود، عزت‌نفس و سلامت روان زنان میان‌سال را به خطر می‌اندازد. از دیگر پیامد‌های تهدیدکننده‌ی سلامت روان در این دوره از حیات بازنشستگی، مشکلات مالی، تغییرات در خانه و خانواده، متعدد شدن مسئولیت‌ها، واقعه‌ی ترک منزل توسط فرزندان و تغییرات ظاهری مثل چین‌وچروک، خشکی پوست صورت، سفید شدن موها، ضعف بینایی، افزایش وزن، کاهش و فقدان قدرت و توانایی جسمانی است که سردرگمی هویت، کاهش اعتمادبه‌نفس، کاهش احساس ارزشمندی و افسردگی را در پی دارد. نتایج برخی مطالعات نشان داده است که مسائل و مشکلات متعدد این دوره موجب بحرانی شدن این مرحله از زندگی و به خطر افتادن سلامت روان زنان و افزایش تعداد مبتلایان به اختلالات روانی می‌گردد. نشان داده‌شده است که زنان بیش از مردان مبتلا به اختلالات روانی هستند و میان‌سالان بیشتر از سایر گروه‌های سنی مبتلا به این اختلالات می‌باشند. تعداد میان‌سالانی که دارای مشکلاتی درزمینه‌ی سلامت روان هستند با نظر به برخی تعاریف سلامت روان مثل تعریف سازمان بهداشت جهانی که سلامت را فقط فقدان اختلالات پزشکی نمی‌داند بلکه معتقد است سلامت روان احساس درونی خوب بودن، اطمینان از کارآمدی خود، پذیرش واقعیت‌های اجتماعی و قدرت سازگاری با آن‌ها و شکوفایی استعداد‌های ذاتی است افزایش می‌یابد. با توجه به تأثیر جدی سلامت روان بر سلامت جسمانی، اجتماعی و معنوی دارد و عنایت به اینکه بدون سلامت روان دست‌یابی به بخش‌های دیگر سلامت امکان‌ناپذیر است. زنان باید دوران میان‌سالی را یک دوره‌ی گذرا در نظر بگیرد. آن‌ها باید امید به زندگی داشته و طوری زندگی کنند که گویی تا ۵۰ سال دیگر نیز زندگی خواهند کرد.

نقدی بر صحبت های اخیر مدیر عامل باشگاه مس کرمان؛ بر عکس شما، ما نگرانــیم

نقدی بر صحبت های اخیر مدیر عامل باشگاه مس کرمان؛
بر عکس شما، ما نگرانــیم

مدیر عامل باشگاه صنعت مس کرمان در گفت و گویی با خبرگزاری میزان، حرف های جالب توجه و قابل تاملی بیان داشتند که جای بحث بسیار دارد،
امجد مسعودزاده در مورد شکست خانگی تیمش مقابل تیم فوتبال سپیدرود در هفته سیزدهم لیگ آزادگان اظهار داشته اند: ما نه تنها مستحق شکست در این بازی نبودیم بلکه شایسته کسب پیروزی هم بودیم. چند مصدوم و محروم داشتیم و با ترکیبی جدید و بومی به میدان رفتیم. بازی کاملاً در اختیار ما بود اما متأسفانه فرصت‌های ما تبدیل به گل نشد. از سوی دیگر سپیدرود از اندک موقعیت‌های گلزنی خود استفاده کرد.
لیاقت تساوی هم نداشتیم
آقای مسعود زاده عزیز، باور کنید لیاقت برد نداشتیم و حتی تساوی هم برای مس ناعادلانه بود! این واقعیتی است که متاسفانه از چشم شما که نمی خواهید واقعیت ها را ببینید، افتاده است. وقتی بازیکنان تیمی که زمانی سودای قهرمانی ایران را داشت و در آسیا نیز سری در میان سرها در آورده بود، نمی توانند چند پاس ساده، بین خود ردوبدل کنند و حتی از ابتدایی ترین تکنیک های فوتبالی معذورند، چگونه می توان به این تیم امید داشت و ادعا کرد که تیم مستحق برد بوده است؟ این صحیح که تیم مردم کرمان، چند مصدوم و محروم را در ترکیب خود می ببیند، اما آیا این بهانه خوبی برای نتایج افتضاح و بخصوص باخت تیم درآخرین بازی برابر سپیدرود رشت است؟ جناب مدیر عامل تیم مدت هاست بد بازی می کند و بد نتیجه می گیرد، این تنها مختص این بازی نمی باشد. این را همه علاقمندان و کارشناسان و ورزشی نویسان می دانند و فقط شما و احتمالا چند تا از همکاران شما در باشگاه از این نوع بازی راضی هستید و آن را لا پوشانی می کنید. ضمن اینکه چرا شما و دوستانتان در خرید بازیکن دقت بیشتری نکردید و حتی نیمکت قابل اعتماد و قوی در اختیار نگرفتید که حالا دست سرمربی برای تعویض ها ی خوب خالی باشد؟ شما هم لطفا توپ نتیجه نگرفتن و بازی های بد و بی روح و خسته کننده تیم را به زمین دیگران نیاندازید و بازیکنان مصدوم و داور وتماشاگران و زمین و زمان را بهانه نکنید.
به فکر آبروی فوتبال کرمان باشید
جنابعالی با اشاره به قرار گرفتن مس کرمان در رتبه یازدهم جدول بیان کرده‌اید : متأسفانه در یک بازی 6 امتیازی باختیم اما نگران نیستیم. تیم‌هایی مثل ماشین‌سازی و صنعت نفت آبادان که به لیگ برتر صعود کردند، فصل گذشته در این مقطع از فصل، مثل ما 17، 18 امتیاز داشتند. 21 بازی در پیش داریم و همچنان به صعود فکر می‌کنیم.
دوست عزیزم جناب مسعودزاده، واقعا جای نگرانی نیست!؟ نتایج تیم اصلا درخورشان وشخصیت کرمان نیست، اگر نگران این نتایج نیستید، حداقل به فکر آبروی فوتبال کرمان باشید و بی دلیل کوتاهی های مجموعه مس را نادیده نگیرید. مس باشگاه کوچکی نیست که در رتبه های میانی جدول دست و پا بزند و بگوییم فلان تیم توانست، پس ما هم می توانیم! مس کرمان ارثیه هیچ کس نبوده و نخواهد بود. روزی که شما مدیر شدید امیدوار بودیم تیم را از این ورطه نجات بدهید اما در همان روزهای ابتدایی از صحبت های شما کاملا متوجه شدیم که تیم بسته شده توسط شما و اطرافیانتان ، درحد تیم لیگ یک هم نیست چه برسد به لیگ برتر. وقتی جنابعالی اصلا نگران نیستید و همه جا حتی در تلویزیون عملا اعلام می کنید که هدفتان صعود نیست و نمی خواهید آسانسور لیگ یک وبرتر باشید و می خواهید پشتوانه سازی کنید! پس ما و سایر علاقمندان چه توقع بیجایی داریم و چه خوش خیالیم که بخواهیم مس کرمان را در رده های بالای فوتبال ایران بدانیم.
مس ارثیه هیچ کس نیست
امجد جان عزیز، این حرف منطقی است که چون فلان تیم در سال های قبل با n امتیاز به لیگ برتر صعود کرده پس جای نگرانی نیست ما هم می رویم!؟
این کجای منطق و عقل قرار دارد، صنعت نفت به برزیل ایران معروف است و هواداران برای این تیم سر ودست می شکنند، چون تیمی مردمی است نه در دست عده ای خاص. این تیم که الحق و الانصاف تیم خوب و دوست داشتنی است، با خواست مردم و اراده آبادانی ها صعود کرد، چون همه خواستند، اما شما که برای بازی های مس لطف می کنید و فقط در یکی از خیابان های فرعی کرمان بنر بازی های مس را نصب می کنید، واطلاع رسانی خوبی برای بازی های مس انجام نمی شود، وقتی برای حضور تماشاگران حتی یک دستگاه اتوبوس هم در میادین مستقر نمی کنید، وقتی حتی قدرت تامین زمین مناسب برای بازی های مس وجود ندارد، وقتی نهایت تماشاگری که برای بازی های مس به ورزشگاه می آیند، 300 تا 400 نفر است، وقتی حتی قدرت تعامل با صداوسیما را برای پخش مسابقات مس ندارید، چگونه می توان انتظار صعود و بازی های خوب در آینده و نیم فصل داشت. ماشین سازی هم تیم متمول و پولداری است که مسئولان آن خواستند و برای صعود هزینه و تلاش کردند، هرچند کوچکترین کرمانی هم می داند بودجه اختصاص یافته برای مس چقدر است و چه پول ها در این تیم می آید و به ناکجا آباد می رود. پس اصلا جای نگرانی نیست!
مدیر عامل محترم باشگاه مس، شما در مورد ناراحتی هواداران از نتایج کسب شده توسط منصور ابراهیم‌زاده، گفتید: ما از سرمربی تیم راضی هستیم. همه چیز هم دست کادر فنی نیست. وقتی چند مصدوم و محروم داریم، دیگر کاری از سرمربی برنمی‌آید. طرفداران از نتایج ناراضی هستند اما از نحوه بازی تیم رضایت دارند. هواداران می‌بینند که ما پشتوانه‌سازی کرده‌ایم و با تیمی جوان و بومی، فوتبال خوبی ارائه می‌دهیم. شرایط تقریباً خوبی داریم و به صعود امیدوار هستیم.
فقط سرمربی مقصر نیست
بله، اتفاقا تنها موضوعی که با شما هم عقیده ایم، همین است که «همه چیز دست کادر فنی نیست». منصور ابراهیم زاده مربی کوچکی نیست که بخواهیم نوک پیکان تمام ایرادات و کمبودها را روانه او کنیم، وی تیمش را در حد بودجه اعلامی شما که فقط خدا می داند چقدر است، بسته وبرای لیگ ماراتون گونه دسته یک محیا کرده، نه این که بگوییم منصور خان در کسب این نتایج کاملا بی تقصیر و تبرئه شده است اما مجموعه مس بیشترمقصراست. نتایج مس را یک بار دیگرنگاه کنید، 17 امتیاز از 13 بازی، این نتایج را به بهانه مصدومیت و محرومیت و جوان گرایی و پشتوانه سازی نپوشانید، شما چقدر به مردم کرمان و هواداران مس قول می دهید سال آینده این بازیکنان جوان مس، بازیکن اصلی تیم باشند و بتوانند در ترکیب اولیه تیم قرار بگیرند و بلایی که سر هزاران جوان دیگری که آمدند و یک فصل بودند و بعد ناپدید شدند، نیاید؟ پشتوانه سازی و جوانگرایی در تیم ها خوب است اما نه در حد نزول و سقوط و از بین بردن تیم. جوانگرایی در کنار بازیکنان خوب و باتجربه و مثمر ثمر چاره ساز است.
مسعود زاده عزیز، برعکس شما، ما و تماشاگران نه از نوع بازی راضی هستیم و نه از نتایج، اصلا شرایط خوبی نداریم و اتفاقا نگران هم هستیم و به هیچ عنوان با این روند بازی و نتایج تیم به صعود امیدوار نیستیم، مگر آنکه همه با هم بخواهیم و زودتراین تیم را به عنوان سمبل فوتبال استان کرمان دریابیم.

بازدید وزیر ورزش از اماکن ورزشی سیرجان

بازدید وزیر ورزش از اماکن ورزشی سیرجان
وزیر ورزش و جوانان در سفر به استان کرمان و پس از افتتاح مجموعه ورزشی گل گهر سیرجان از اماکن ورزشی این شهرستان دیدن کرد.
به گزارش پایگاه خبری وزارت ورزش و جوانان، دکتر مسعود سلطانی فر که به همراه معاون اول رئیس جمهور به کرمان سفر کرده بود، پس از افتتاح مجموعه ورزشی گل گهر سیرجان از دیگر اماکن ورزشی این شهرستان نیز دیدن کرد و با مربیان، ورزشکاران و مسئولان ورزشی شهرستان سیرجان در خصوص مشکلاتشان گفت و گو کرد. دکتر سلطانی فر ضمن بازدید از مجموعه های ورزشی امام علی(ع)، تختی و سالن ورزشی محمودآباد سیرجان مشکلات این مکان ها را از نزدیک بررسی کرد. وی در حاشیه این بازدید ها در تمرینات تیم والیبال باشگاه گل گهر سیرجان حاضر شد و با بازیکنان و مربیان این تیم که در رقابتهای لیگ یک والیبال کشور حضور دارند دیدار کرد. وزیر ورزش و جوانان همچنین با ورزشکاران اسکیت سیرجان در خصوص مشکلات مکان تمرینشان گفت وگو کرد. دکتر سلطانی فر دوشنبه شب با بدرقه نماینده شهرستانهای سیرجان و بردسیر در مجلس شورای اسلامی، فرماندار سیرجان و سرپرست اداره کل ورزش و جوانان کرمان به تهران بازگشت. پیش از بازگشت وزیر ورزش و جوانان به تهران، دیبا کلانتری، سرپرست اداره کل ورزش و جوانان استان کرمان در نشستی از حضور و حسن نظر وزیر ورزش و جوانان در خصوص رفع موانع ورزش استان کرمان قدردانی کرد و افزود: حضور سه ساله دکتر سلطانی فر در سازمان میراث فرهنگی برای استان کرمان در این حوزه برکات زیادی داشت که امیدوارم این برکات در حوزه های ورزش و جوانان نیز ادامه یابد .

استانداران کرمان از سال 1300 تا 1394 شمسی

استانداران کرمان از سال 1300 تا 1394 شمسی

فضل الله بهرامی
1324 ـ 1322 شمسی
«وی فرزند میرزا اسمعیل‌خان تفرشی، در 1273 ش. متولد شد. در مدارس شرف، تربیت و آلیانس فرانسه و مدرسه آلمانی تحصیل کرد و در 1294 ش. وارد شهربانی شد. ابتدا کارمند اداری و مترجم بود، بعدها درجه افسری دریافت کرد.
از اهم مشاغل او در شهربانی، ریاست اداره زندان، ریاست اداره بازرسی و ریاست اداره سیاسی و تامینات (آگاهی) بود. در ریاست شهربانی آیرم، فوق‌العاده مورد توجه قرار گرفت و در 1312 وقتی سرلشکر بوذرجمهری شهردار تهران در اثر خستگی، از خدمت معاف و برای معالجه به اروپا رفت، در اثر اصرار و پافشاری سرلشکر آیرم، فضل‌الله بهرامی که در آن تاریخ درجه سرهنگی داشت، شهردار تهران شد.
او در این سمت علاوه بر انجام کارهای جدی و سخت شهرداری، از طرف آیرم وظیفه داشت برای سلف خود پرونده‌سازی کند. بهرامی توفیق یافت چند مورد از اعمال خلاف بوذرجمهری را توسط آیرم به عرض برساند. ولی چون رضاخان کامل به روحیه و طرز کار بوذرجمهری داشت، پرونده‌سازی را قبول نکرد و در عوض یکی از خیابان‌های تهران را به نام او نام‌گذاری کرد.
بهرامی چند سالی شهردار تهران بود، در 1317 به ریاست ثبت احوال منصوب شد و تا شهریور 1320 در آن سمت باقی ماند. در مهر ماه آن سال برای بار دوم به شهرداری تهران منصوب گردید و قریب شش ماه در آن سمت بود، تا در کابینه علی سهیلی به وزارت پست و تلگراف و تلفن معرفی شد.
بعد از وزارت، قریب ده سال در استان‌های کرمان (1324 ـ 1322 ش.)، فارس، اصفهان، خوزستان و خراسان استاندار بود. پس از بازنشستگی به اروپا رفت و تحصیلات خود را در رشته‌ حقوق ادامه داد.
بهرامی مردی جدی، پر کار و لایق بود. چند زبان خارجی می‌دانست. مجله پلیس ایران را در شهربانی بنیان گذارد. در سال 1345 ش. درگذشت. دو تن از فرزندانش به نام‌های احمدعلی و شاپور، مدارجی از مقامات بالای مملکت را دارا شدند» (1).
پی نوشت‌ها:
(1) ـ عاقلی، باقر: شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج 1، ص 344 و 335.

سردار فاخر (1)
1326 ـ 1325 شمسی
«رضا حکمت، معروف به سردار فاخر، فرزند حاج حسام‌الدین شیرازی، متولد 1269 ش. در تهران، پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی در تهران (در مدرسه علمیه تهران، بامدیریت هدایت) به به شیراز رفت و در محضر اساتیدی چون حکیم الهی به فرا گرفتن ادبیات فارسی و عربی پرداخت و همچنین زبان فرانسه را نیز آموخت. در اوان مشروطیت به اروپا رفت و پس از استبداد صغیر به ایران آمد و و در حزب دموکرات فارس فعالیت نمود و چندین بار نیز تبعید گردید. در وقایع جنگ جهانی اول، به مبارزه با اجانب برخاست و به خاطر مبارزاتش در مبارزه با بریتانیا،از سوی مخبرالسلطنه والی شیراز به لقب «فاخرالسلطنه» ملقب گردید.
در انعقاد قرارداد 1919 م.از مخالفت جدی با وثوق‌الدوله بود و مدتی تبعید شد.در دوره چهارم و پنجم مجلس از سوی مردم آباده به وکالت مجلس راه یافت و از طرف‌داران انقراض قاجاریه و روی کار آمدن سلسله پهلوی شد،به همین دلیل در دوره هفتم و هشتم با کمک برادرش، بر کرسی وکالت دست یافت. سپس عهده‌دار حکومتی زد و بعد حکومت استر آباد (گرگان)گردید. در سال 1319 با وساطت علی‌اصغر حکمت (وزیر کشور) به فرمانداری کرمان منصوب می‌گردد. بعد از شهریور 1320 ریاست اداره کل آمار و ثبت احوال را بر عهده می‌گیرد و در دوره چهاردهم مجلس از شیراز به وکالت رسید و حزبی به نام سوسیالیست با همکاری سیدمحمدصادق طباطبایی و سهام‌السلطان بیات به وجود می‌آورد. در 1325از یاران قوام‌السلطنه شد و در حزب دموکرات فعالیت نمود. در همین سال به استانداری کرمان و بلوچستان نائل گردید و یک سال در این سمت باقی ماند.
در دوره پانزدهم از شیراز به وکالت و ریاست مجلس دست یافت و به رغم این که با قوام‌السلطنه اظهار دوستی می‌نمود، چند بار با شاه دیدار کرد و تصمیم می‌گیرد برای بقای خود موضعش را عوض کند، بنابراین در جناح مخالف قوام قرار گرفته، سر انجام با ترفندی باعث سقوط دولت او می‌شود. بلافاصله فرمان نخست‌وزیری او صادر و چند روزی در رأس قوه مقننه و مجریه قرار گرفت. اما سرانجام به توصیه دوستان،ریاست قوه مقننه را بر صدارت ترجیح داده و انصراف خود از نخست‌وزیری را اعلام می‌کند.
در دوره شانزدهم باز هم از شیراز به وکالت و ریاست مجلس دست یافت و در این دوران با دکتر مصدق و یارانش اختلاف پیدامی‌کند و سرانجام خانه‌نشین گردید. پس از کودتای1332 ش. بار دیگر به نمایندگی و ریاست مجلس می‌رسد و این عنوان را تا مجلس بیستم حفظ می‌کند، اما در اواسط مجلس بیستم و صدارت دکترعلی امینی، مجلسین(اردیبهشت1340) تعطیل می‌گردد .پس از دولت دکتر امینی، سردار فاخر حکمت که سن او متجاوز از هفتاد سال بود،دیگر به صحنه سیات راه نیافت و باقی عمر خود را تا سن 87 سالگی(1356)در منزل شخصی خود با حقوق باز نشستگی خود به سر برد.
وی مردی خرّاج و بدون عقل معاش بود. ثروت پدر را تماماً از بین برد. در تمام دوران زندگی رویه اشرافی داشت. درب خانه‌اش به روی همه باز بود و از ریخت و پاش و انفاق و کمک به مستمندان دریغ نمی‌ورزید. غالباً حقوق مجلس خود را به افراد بی‌بضاعت حواله می‌داد و خود از طریق استقراض از بانک‌ها و با فروش املاک خویش گذران می‌کرد. وی در اواخر عمر دچار فراموشی شد و گاه در خیابان‌هابی‌هدف قدم می زد و با خود صحبت می‌نمود»(2).
پی نوشت‌ها:
(1) ـ شایان ذکر است پس از فضل الله بهرامی، برای مرتبه دوم محمد مهدی شاهرخ (از 1324 تا 1325 ش.) عهده‌دار سمت استانداری کرمان بود.
(2) ـ حکمت، رضا: خاطرات سردار حکمت، به کوشش س. وحیدنیا، تهران، البرز ، 13….؛ عاقلی، باقر: شرح رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج 1، ص 578 تا 585.

سرتیپ غلام‌علی قدر (1)
1327 ـ 1326 شمسی
«وی متولد 1279 ش. و فارغ‌التحصیل مدرسه نظام مشیرالدوله است. در 1302 جزء محصلین نظامی به اروپا رفت و دانشکده افسری سن سیر را پایان داد. پس از مراجعت از اروپا، در سمت‌های فرماندهی گردان و هنگ انجام وظیفه نمود.
در سال 1319 با درجه سرتیپی فرمانده لشکر گیلان شد و تا شهریور 1320 در آن سمت باقی بود. بعد از مراجعت از گیلان، به فرماندهی لشکر کردستان منصوب شد و مدتی نیز معاون دانشکده افسری بود.
سایر مشاغل او عبارت است از فرماندار نظامی تهران و فرمانده لشکر اصفهان. سرتیپ قدر در سال 1326 ش. به فرماندهی لشکر کرمان و سپس استانداری کرمان منصوب شد و چند سالی (1326 ـ 1327 ش.) در این سمت باقی ماند تا این که بازنشسته شد و مدت‌ها دور از کارهای نظامی و سیاسی می‌زیست.
وفات او در سال 1350 ش. اتفاق افتاد. سرتیپ غلام علی قدر چند سالی با اتکاء به دوستی رزم‌آرا مصدر مشاغل مهم بود» (2).
پی نوشت‌ها:
(1) ـ متاسفانه از وی تصویری به دست نیامد.
(2) ـ عاقلی، باقر: شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج 2، ص 1194.

علامه دهخدا نماینده مردم کرمان

علامه دهخدا
نماینده مردم کرمان
حسن احمدی
یکی از شخصیت های برجسته و سرشناس علمی و فرهنگی ایران که از مفاخر کشور ما به شمار میرود علی اکبر دهخدا معروف به (علامه دهخدا) می باشد که تالیف پر ارزش او ( فرهنگ دهخدا ) یکی از مهمترین آثار فرهنگی در زبان فارسی است که خوشبختانه تمام مجلدات آن به چاپ رسیده و مورد استفاده محققین و دانشمندان و فرهنگیان و دانش پژوهان قرار دارد.
علامه دهخدا تنها یک شخصیت فرهنگی نبود بلکه از شروع مشروطیت در فعالیت های سیاسی شرکت داشت، چه از طریق نوشتن مقالاتی با امضای (دخو) یا با امضای صریح خود دوشادوش مشروطه خواهان قرار داشت و با محمد علیشاه آن چنان جنگید که نزدیک بود نظیر همکارش میرزا جهانگیر خان صوراسرافیل اعدام گردد. ولی با تقی زاده در سفارت انگلیس پناهنده گردید و سپس به اروپا فرستاده شد که به تکمیل معلومات خود پرداخت و با انتشار روزنامه در خارج از کشور با روش استبدادی محمد علیشاه مبارزه کرد. پس از مراجعت به ایران در کنار تقی زاده قرار داشت و از کرمان به نمایندگی مجلس انتخاب گردید.
سالیان دراز گرد سیاست نگشت و به کار مطالعاتی و فرهنگی اشتغال داشت تا اینکه در دولت دکتر مصدق به یاری او شتافت. در جریان 25 مرداد وقتی شاه از کشور خارج گردید و دکتر مصدق می خواست رژیم سلطنتی ایران با تشکیل شورای سلطنت حفظ شود، علامه دهخدا را برای ریاست شورای سلطنتی دعوت نمود، ولی چون اوضاع تغییر کرد این کار صورت نگرفت. علامه دهخدا بعد از 28 مرداد 32 مورد تعقیب قرار گرفت. او از جوانی عشق به کارهای سیاسی داشت. پدر دهخدا (خانباباخان) نام داشت که از مالکین قزوین بود و دهخدا در سال 1258 شمسی در قزوین تولد یافت. او از شاگردان غلامحسین بروجردی بود که علوم دینی و زبان عربی را نزد او فرا گرفت. هنگام افتتاح مدرسه علوم سیاسی در آنجا به تحصیل پرداخت و پدر فروغی معلم ادبیات او بود و در آنجا به زبان فرانسه آشنا شد و دو سال هم در اروپا به فراگرفتن زبان فرانسه اشتغال یافت.
پس از کناره گیری از سیاست به چهارمحال بختیاری رفت و شروع به تالیف لغت نامه فارسی نمود و تا آخر عمر به تدوین این گنجینه گرانبها اشتغال داشت. مدتی هم ریاست مدرسه حقوق و علوم سیاسی به او سپرده شده بود. تا کنون 204 جلد از لغت نامه دهخدا با 21400 صفحه چاپ شده که 22 جلد در زمان حیات خودش و 102 جلد در زمان دکتر محمد معین و 80 جلد توسط جعفر شهیدی به زیر چاپ رفت و در سالهای اخیر نیز تجدید چاپ شد. از نزدیکترین یاران و دوستان و همکاران او علامه محمد قزوینی بود که مدت 36 سال در اروپا بسر برده و به کار تحقیق و نویسندگی پرداخت. دهخدا همیشه می گفت (هرگز کسی را در امانت داری و حفظ حرمت ادباء و محققین و وسواس در کار تحقیق چون علامه قزوینی ندیدم). علامه قزوینی بیشتر کارهای تحقیقی خود را با تقی زاده در میان می گذاشت و مشاوره با او را ضروری می دانست. وقتی دکتر مصدق از دادگاه لاهه بازگشت و با انتشار اوراق قرضه از مردم کمک خواست، علامه دهخدا برای او نوشت (مبلغ ده هزار تومان برای مصارف ملی بلاعوض تقدیم داشتم. این آخرین چیزیست که از مال دنیا دارم و از کوچکی آن شرمسارم).

مارکوپولو در کرمان مردم کرمان خوب و آرام هستند

مارکوپولو در کرمان
مردم کرمان
خوب و آرام هستند

مارکوپولو در سال 652 قمری‌ /‌1254 میلادی در ایتالیا متولد شد. پدرش «نیکولو پولو» بازرگان بود که با قسطنطنیه تجارت می کرد. در سال 1260 میلادی نیکولو با برادرش مافئو راه مشرق پیش گرفتند تا از سرزمین‌های اصلی تولیدکنندگان کالاهایی از قبیل ابریشم، ادویه، سنگ‌های قیمتی، عاج، پوست‌های مرغوب و جواهرآلات و… دیدن کنند.
مسافرت آنان 9 سال طول کشید و به خدمت فرمانروای مغولی چین رسیدند. آنان در سال 1271 دوباره از ونیز عازم چین شدند. این بار مارکوی جوان نیز همراه آنان بود. سفر اخیر 24 سال به طول انجامید که 17 سال آن را با احترام و اعتبار نزد خاقان چین سپری کردند و سرانجام در سال 1295 به ونیز بازگشتند. مارکو که اینک 41 سال داشت در پی درگیری‌های ونیز و جنوا به زندان افتاد. او در زندان با کمک یادداشت‌ها و محفوظاتش خاطرات سفر را برای هم بند خود تقریر کرد و سفرنامه خود را به یادگار گذاشت.
مارکو در قرن هفتم هجری‌ به ایران سفر کرد. تبریز نخستین شهر بزرگ ایران بود که مارکو به آن وارد شد.
این جهانگرد ایران را مرکب از 8 ایالت می‌داند:
1ـ قزوین
2ـ کردستان
3ـ لرستان
4ـ شولستان
5 ـ اصفهان
6 ـ شیراز
7 ـ شبانکاره
8 ـ تون و قائن؛
این تقسیم بندی با موقعیت جغرافیایی ـ سیاسی ایران در زمان ایلخانان انطباق دقیقی ندارد. البته ایران در آن زمان واحد سیاسی یکپارچه‌ای نبود و برخی نواحی حکومت‌های مستقلی داشتند، ولی از مقایسه با آثاری چون تقویم‌البلدان ابوالفداء به اهمیت مناطق دیگری چون خوزستان، گیلان، کرمان و… رهنمون می‌شویم. از تجربه‌های تلخ مارکو برخورد با راهزنان بود. به نظر می‌رسد در مناطق کم جمعیت و کویری راهزنی معمول بوده است.
پس از این مارکو درباره شهر یزد سخن می‌راند. به زعم وی پارچه‌های ابریشمی موسوم به «یزدی» نزد بازرگانان شهرت فراوانی داشته و به همه جای دنیا صادر می‌شد. او می‌گوید:«در صورتی که بخواهید از شهر (به سمت کرمان) خارج شوید باید 8 روز از صحرایی بگذرید که در آن فقط 3 محل برای اطراق مسافر وجود دارد.» وجود نخلستان‌های زیاد و شکارهایی چون بلدرچین و کبک و گورخر نیز در این نواحی برایش جالب توجه بوده است. پس از یزد به کرمان می‌رسد، از نظر او مردم کرمان خوب و آرام هستند. او کرمان را مرکز سنگ‌های قیمتی و سنگ‌های صنعتی مثل آهن می‌‌داند. علاوه بر آن عملکرد زنان کرمانی در تولید صنایع‌دستی از نظر مارکو دور نمانده است. «زنان و دختران با سوزن گلدوزی‌های زیبایی از ابریشم و طلا با رنگ‌ها و نقشه‌های مختلف درست می‌کنند و در تزیین پرده‌ها و لحاف‌ها و بالش‌های اغنیا به کار می‌برند.» او همچنین به چشمه‌های آب گرم متعددی در این ناحیه اشاره می‌کند که امراض پوستی را معالجه می‌کند.
همچنین می‌گوید در کوه‌های این سرزمین بهترین بازها و مهم ترین پرنده‌های دنیا یافت می‌شوند. دقتش درباره کرمان به آن جهت بود که 3 بار از این شهر عبور کرد. کرمان در آن زمان از رفاه نسبی برخوردار بود و اهمیت استراتژیک داشت. این شهر پس از ایلخانان، در زمان تیموریان و صفویان میزبان کمپانی‌های هلندی و انگلیسی هند شرقی شد.
وی پس از کرمان از شهر بزرگی به نام «کمدی» نام می‌برد. ویرانه‌های این شهر در دوره جدید در شمال جیرفت شناسایی شد. ظاهرا در پی حملات مکرر مغول‌ها این شهر رونق خود را از دست داد. دشت هرمز نیز در سفرنامه مارکو مورد توجه قرار می‌گیرد. این ناحیه محل داد و ستد بازرگانان خلیج فارس بود. مارکو به رونق آن در ارتباط با تجار هندی اشاره کرده و از کشتی‌های بزرگ مملو از ادویه، مروارید، پارچه، سنگ‌های قیمتی و اجناس دیگر یاد می‌کند.
شرح وی درباره هرمز یکی از بخش‌های مهم درباره ایران است.
او می‌گوید:«کشتی‌های که در هرمز ساخته می‌شود برای بحرپیمایی خیلی خطرناک است و مردمی که با آن سفر می‌کنند همیشه در معرض خطرند. علت آن این است که سازندگان در ساختن کشتی هیچ میخ به کار نمی‌برند، زیرا چوبی که برای ساختن کشتی به کار می‌رود چنان سخت است که در صورتی که بخواهند میخ در آن فرو کنند مانند ظروف سفالین از هم می‌ترکد خود میخ هم گاهی می‌شکند یا خم می‌شود بنابراین دو انتهای الوارها را با کمال دقت سوراخ می‌کنند بعد میخ‌های چوبی محکمی در آن سوراخ‌ها فرو برده و سر میخ‌ها را با طناب‌های محکمی به هم می‌بندند به این صورت دماغه‌کشتی یا عقب‌کشتی به یکدیگر متصل می‌شود.
برای محافظت ته کشتی‌ها نیز قیر یا زفت به کار نمی‌برند بلکه با یک نوع روغن ماهی روغن‌مالی کرده سپس با تفاله شاهدانه یا کتان یا کنف درزها را پر می‌کنند. کشتی‌ها فقط دارای یک دکل، یک سکان و یک عرشه هستند. لنگرشان آهنی نیست در نتیجه در هوای طوفانی کشتی‌ها به طرف ساحل رانده شده و با برخورد به سنگ‌های ساحلی خرد می‌شوند.
برای مردم متشخصی که می‌میرند رسم است که مدت 4 هفته هر روز بالای سرش عزاداری می‌کنند. بعضی اشخاص هستند که اصلا حرفه شان نوحه خوانی و گریه زاری است. در مقابل اجرت معینی می‌آیند و بالای سر مردگان عزا می‌گیرند و گریه و شیون به راه می‌اندازند» او به بادهای گرم موسمی و گاه کشنده این منطقه نیز اشاره‌ای دارد.
منابع:
سفرنامه مارکوپولو / ترجمه حبیب‌اله صحیحی
مارکوپولو در ایران – آلفونس گابریل / ترجمه پرویز رجبی
سفرهای مارکوپولو – مری هال/ ترجمه فرید جواهرکلام
سفرنامه مارکوپولو ، سیاح جاودان و دربار خاندان مغول – عبدالمحمد آیتی،
مجله‌ اطلاع‌رسانی و کتابداری، بهار 1352.

جریان زندگی در ریگ یلان

جریان زندگی در ریگ یلان

ریگ یلان در محدوده جغرافیایی شرق استان کرمان، شمال غربی استان سیستان و بلوچستان و جنوب استان خراسان جنوبی قرار دارد. نقطه تلاقی 3 استان ذکر شده در ناحیه ای در نزدیکی شمال ریگ یلان قرار دارد. ریگزار شکلی شبیه به مستطیل دارد و گستره ای شمالی جنوبی دارد.
پوشش گیاهی
قله ریگ فاقد پوشش گیاهی است. وجود بادهای سهمناک در این منطقه که در مدت زیادی از سال می وزند، همچنین نبود منابع آبی در گستره این منطقه اجازه رشد و نمو را از گیاهان سلب کرده است. تنها در قیف های ماسه ای پای قله ریگ جایی که گیاهان از وزش باد تا حدودی در امان باشند و رطوبت نسبی در ماسه ها وجود داشته باشد، می توان شاهد رشد و نمو محدود جامعه گیاهی ماسه پسند به خصوص بوته های نسی و درختچه های تاغ باشیم. بر خلاف چاله مرکزی لوت که کاملا خالی از پوشش گیاهی است وضعیت در ریگزار یلان متفاوت است و پوشش گیاهی بسیار ضعیف و پراکنده ای هر چند به سختی قابل مشاهده است. این پوشش در نواحی شمال انبوهتر و با حرکت به سمت مرکز کاهش محسوسی پیدا میکند.
حیات وحش
علی رغم تصور عمومی و اظهارات غیر کارشناسانه، منطقه دارای حیات وحش منحصر به فردی است. به دلیل سختی عبور و فقر آبی و گیاهی، بسیاری از پرندگان مهاجر و سایر جانداران در صورت عبور از این منطقه گرفتار معضل کم آبی خواهند شد. در نتیجه منطقه موقعیت مناسبی برای لاشه خواران است. از این رو در منطقه روباه شنی، زاغی و بعضاً کرکس قابل مشاهده است. از حیات وحش این منطقه می توان به لاسرتای دشت لوت، لاسرتای کرمانی، پامسواکی، جرد، مرغ حق، انواع عنکبوتیان و… اشاره کرد. حیات وحش این منطقه عمدتا از جانورانی تشکیل شده اند که یا آب نمی نوشند و آب خود را از تغذیه سایر جانوران تامین می کنند و یا به آب بسیار کمی نیاز دارند. تاکنون هفت نوع پرنده در ریگ یلان شناسایی شده که 5 مورد پرنده بومی مناطق بیابانی و 2 مورد مهاجر هستند. عموما پرندگان مهاجر مسیرهای سخت را برای مهاجرت انتخاب نمی کنند ولی از آنجا که هوا در زمستان در لوت کمی معتدل تر است احتمال دارد که این منطقه را برای مهاجرت انتخاب کرده باشند. پرندگانی همچون باقرقره که به آب کمی نیاز دارد و می تواند تا 100 کیلومتر از منابع آبی فاصله بگیرد و لانه سازی کند. از آن جا که پوشش گیاهی لوت بسیار ضعیف است. پرندگانی همچون شاهین و کرکس در ارتفاعات شرقی ریگ یلان آشیانه می سازند و برای شکار در این منطقه پرواز می کنند.
(سایت کویرها و بیابان های ایران)

به فکر زیبا سازی این پل‌ها باشید

به فکر زیبا سازی این پل‌ها باشید

یادم می‌ آید یکی از دوستانم را به کرمان دعوت کردم او برای اولین بارش بود که از نصف جهان پا به دیار کریمان می‌گذاشت. دم غروب بود که به کرمان رسید. بعد از استراحتی کوتاه تصمیم گرفتیم چرخی در شهر بزنیم. نگاهش کردم، به بیرون خیره شده بود و داشت از چهره شهری که من همیشه برایش تعریف کرده بودم در ذهنش تصویربرداری می‌کرد. در همان هنگام رو به من کرد و گفت می دانی فکر می‌کردم شهرتان مانند دل مردمانش آن قدر زیبا باشد که دلم را ببرد؛ اما باید بگویم این گونه نبود.
بقیه اش بماند. شنیدن همین یک جمله آن هم در شب اول سفرش برای نوشتن این یادداشت کافی بود. چه طور می توانم فارغ التحصیل گردشگری باشم؛ اما نسبت به این جمله بی اعتنا!؟
به خاطر دارم در سال های تحصیل همیشه می خواندیم شهرها پایه و اساس پیشرفت در گردشگری هستند و باید برای توسعه آن ها برنامه ریزی دقیقی صورت گیرد و لازمه یک شهر گردشگرپذیر، داشتن جاذبه های شهری مناسب همراه با زیباسازی چهره شهر است. اما متاسفانه در شهر ما این روزها به جای ایجاد امکانات و جاذبه به ساخت و سازهای دیگر از جمله ساخت پل های بی هدف توجه شده است که به دلیل همزمانی ساخت آن ها با یکدیگر هر روزه شاهد ترافیک و بی اعصابی رانندگان در سطح شهر هستیم. آیا این همه پل که حتی تاریخ اتمام آن ها فکر مردم را مشغول کرده به جذب گردشگر و امکانات برای مردم شهر کمک می‌‌کند؟
یا ایجاد امکانات تفریحی بیشتر از جمله فضاهای سبز، موزه، فضاهای خرید بزرگ شهری و … .
بله شکی نیست که همین پل ها به تعداد کمتر اما با یک طراحی زیبا و درخور، خود می‌‌توانند یک جاذبه باشند. اما تا به امروز شاهد ساخته شدن حتی یک پل با طرحی مناسب نبوده‌ایم. باید بگویم من به عنوان یک شهروند از پیشرفت شهرم بی نهایت خشنود هستم ولی خوب می‌دانیم زیاده روی در هیچ چیز جایز نیست.
باید گفت سازماندهی و زیبا سازی این جاذبه ها نقش مهمی در جذب گردشگر دارد و تأثیر آرامش بخشی بر روحیه مردم شهر می‌ گذارد. در پی آن شهروندان برای استفاده از امکانات ایجاد شده در شهر، حفظ و نگهداری آن ها تشویق می‌ شوند. همچنین با زنده سازی فضاهای ظاهراً متروک به قصد زنده کردن جنبه های کهن بستر مناسبی در جهت توسعه گردشگری شهری فراهم خواهد شد. مدیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی کرمان چندی پیش به بازسازی چندین مکان تاریخی و ایجاد مشاغل گردشگری اشاره کرده است. امیدوارم این برنامه ها به سرعت تحقق یابند. در آخر باید بگویم همه ما به نحوی بر شکل گیری یک شهر زیبا در ذهن گردشگران مسئولیم و باید تلاش کنیم تا دیار کریمان را همان طور که لایق آن است معرفی کنیم و با پیشبرد برنامه های مناسب توسعه به پیشرفت فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و … شهرمان کمک کرده و به کرمان و کرمانی بودنمان افتخار کنیم.
سایت خبری کرمان نو

چهره درخشان سید علی اکبر صنعتی

چهره درخشان
سید علی اکبر صنعتی

بخش 28
پرورشگاه صنعتی کرمان که به همت حاج اکبر صنعتی در سال 1295 تاسیس شده، بزرگانی را در دامان خود پرورده است. یکی از این بزرگان«سیدعلی اکبر صنعتی» است. سید علی اکبر صنعتی نقاش و مجسمه ساز معروف ایران است. کتاب«چهره های درخشان» نوشته حبیب یوسف زاده به روایت زندگی این هنرمند شهیر پرداخته است؛
«هنوز جوان بودم، نیرو داشتم، شوق و ذوق در من نمرده بود. بار دیگر آستین بالا زدم، مجسمه های خورد شده را تا جایی که امکان داشت وصالی کردم و بوم های پاره شده را ترمیم نمودم. هرآنچه از مجسمه ها و تابلو را هم که امکان مرمت نداشت- تا آن جا که توانستم- از نو ساختم و پرداختم. دوباره روز از نو، روزی از نو».
اما کار به همین جا ختم نشد. انگار روزگار هم پی به سرسختی استاد برده بود و هربار فشار بیشتری بر او وارد می کرد تا سید را به تسلیم بکشاند و به زانو درآورد. با این حال مدتی بعد، نمایشگاه دیگری در مرکز شهر تهران برپا کرد.
و با دو سال تلاش دائم، مجسمه هایی از شخصیت های بزرگ ایران و جهان ساخت و در آن جا به نمایش گذاشت. از جمله: صحنه قتل میرزاتقی خان امیرکبیر، مجسمه قائم مقام فراهانی، ستارخان، باقرخان و مردان بزرگی چون مرحوم سید حسن مدرس، سیدجمال الدین اسدآبادی، مرحوم فیروزآبادی، حاج ملاهادی سبزواری و در زمینه شعر و ادبیات، شاعرانی چون فردوسی، حافظ، سعدی، نظامی و از معاصرین، مرحوم ملک الشعرای بهار، دهخدا، و بسیاری دیگر مانند جمالزاده- نویسنده پیشکسوت و توانا- عارف قزوینی، زکریای رازی، ابوعلی سینا و شخصیت های تاریخی و فرهنگی نام آوری مانند گاندی، نهرو، ویکتورهوگو، آلبرت شوایتزر و چهره های دیگر.
اما چون آن طور که فکر می کرد با استقبال مردم رو به رو نشد. بعد از مشورت با چند نفر از دوستان هنرمندش، این نمایشگاه را تعطیل کرد.
بعد از آن پسر حاجی، آقا عبدالحسین، پیشنهاد کرد که نمایشگاه را به ساختمانی که در حوالی میدان راه آهن خریده بود، انتقال دهند. سیدعلی اکبر که احساس می کرد در آن جا بهتر می تواند با مردم ارتباط داشته باشد. بی درنگ پیشنهاد او را قبول کرد. در مدتی کوتاه، نمایشگاه را در آن جا افتتاح کرد و باز سیل جمعیت برای دیدن نمایشگاه سرازیر شد.
«مردم با گاندی و مبارزات او در نمایشگاه میدان راه آهن آشنا شدند. برای آمرزش روح سعدی و حافظ هم در همین نمایشگاه فاتحه فرستادند. در نمایشگاه راه آهن بود که تازه دریافتم ریشه قهر و دلتنگی مردم از کجاست. من از میان مردم رفته بودم. از محله مردم، اما چون باز به میان جمع مردم راه یافتم، مرا با بزرگواری پذیرفتند. حتی با مجسمه آلبرت شوایتزر من هم دوست شدند.»
سیدعلی اکبر که پولی از بابت نمایشگاه دریافت نمی کرد، بیشتر روزهای هفته را برای تأمین مخارج خانواده اش تلاش می کرد. هفته ای دو روز هم به دیدار«فرزندان گچی و برنزی و سنگی» خود می رفت.
«صبح از خانه بیرون می زدم. پیاده می رفتم به یکی از دو نمایشگاه میدان سپه یا میدان راه آهن. دماغ مجسمه ای شکسته بود. ترمیمش می کردم. رنگ تن مجسمه ای پاک شده بود. دوباره رنگ آمیزی اش می کردم. بعد به خانه برمی گشتم. گاهی که مدتی گرفتاری پیش می آمد و موفق به دیدار مجسمه ها نمی شدم. وقتی به سراغشان می رفتم، پنداری با من قهر بودند. همه شان با حالتی قهر و افسرده نگاهم می کردند. نه آن که خیالاتی شده بودم، نه. الفت من با این مجسمه ها، مرا به باور چنین حس و حالتی وا می داشت.

واکنش اسحاق جهانگیری به شعار «استان سبزواران؛ حق جنوب کرمان»: استان شدن جیرفت بررسی می‌شود

واکنش اسحاق جهانگیری به شعار «استان سبزواران؛ حق جنوب کرمان»:
استان شدن جیرفت بررسی می‌شود

برای اولین بار در دولت تدبیر و امید، یکی از مسئولان عالی‌رتبه کشور نسبت به استان شدن جیرفت واکنش نشان داد. واکنشی که نه‌تنها منفی نبود که جیرفتی‌ها را به این امر امیدوار کرد.
«استان شدن جیرفت بررسی می‌شود.» این واکنش دومین مقام اجرایی کشور به خواست مردمی بود که در مسجد الرسول شهر جیرفت حاضر بودند. اسحاق جهانگیری، معاون اول رییس جمهور که دوشنبه و سه‌شنبه به استان کرمان و جنوب این استان سفرکرده بود، در حالی این حرف را زد که پیش‌ازاین در دولت تدبیر و امید کمتر مقام رسمی دراین‌باره اظهارنظر می‌کرد و اگر هم کسی در مقابل این سؤال قرار می‌گرفت که «چه زمانی جیرفت، استان می‌شود» سعی می‌کرد از پاسخگویی شانه خالی کند.نمونه‌اش صحبت‌های مجید انصاری زمانی که معاون پارلمانی رییس جمهور بود، که گفت «نمی‌توانم اظهارنظر کنم» و یا انتقاد وزیر کشور در کرمان از برخی تقسیمات کشوری که به‌زعم او «غیراصولی» بودند. شامگاه دوشنبه اما اسحاق جهانگیری که هشت سال نماینده مردم جیرفت و عنبرآباد در مجلس‌های دوم و سوم بوده، پاسخ تقریباً امیدوارکننده‌ای به جیرفتی‌ها داد. وقتی جمعیت حاضر در مسجد الرسول یک‌صدا شعار می‌دادند «استان سبزواران؛ حق جنوب کرمان»، معاون اول رییس جمهور گفت: «بعدازاین سفر، تبدیل‌شدن جیرفت به استان را بررسی می‌کنیم.» آن‌طور که فارس نوشته، جهانگیری استان شدن جیرفت را منوط به ایجاد زیرساخت‌های لازم دانست و اضافه کرد: «امیدوارم بتوانیم جیرفت و عنبرآباد را توسعه دهیم.»
بدون هیاهو پیگیری می‌کنم
نماینده مردم جیرفت و عنبرآباد در مجلس شورای اسلامی در خصوص اظهارات اسحاق جهانگیری در رابطه با استان شدن جیرفت، به «پیام ما» گفت: «ما در کل به دنبال ایجاد زیرساخت‌های لازم عموماً برای توسعه جنوب استان و خصوصاً جیرفت و عنبرآباد هستیم. ما باید زیرساخت‌ها را ایجاد کنیم تا مردم جنوب برای مسائل مختلف مجبور نباشند 400 تا 500 کیلومتر تا مرکز استان را طی کنند.» یحیی کمالی پور افزود: «همان‌طوری که همه مسئولان باید فریاد و خواست مردم را بشنوند، آقای جهانگیری هم فریاد مردم را شنید. حالا اینکه این فریاد و خواست مردم تحقق یابد، به مقررات و قوانین کشوری بستگی دارد.» وی بابیان اینکه هر نقطه‌ای از کشور که استعداد توسعه را داشته باشد، دولت وظیفه دارد آن را توسعه دهد، اظهار کرد: «اگر دولت در بررسی‌هایش به این نتیجه برسد که جیرفت باید استان شود، این کار را حتماً باید انجام دهد. اما اگر امکان استان شدن جیرفت فراهم نباشد، ما تمکین خواهیم کرد.» نماینده جیرفت در مجلس با اشاره به اینکه نماینده مردم باید صدای مردم را بشنود، گفت: «من همواره سعی کرده‌ام خواست مردم را فریاد بزنم. نماینده باید فریاد مردم باشد. در مورد این خواسته مردم هم حتماً بدون هیاهو پیگیری می‌کنم.» کمالی پور افزود: «امیدوارم این خواست مردم تحقق یابد و مردم بدانند ما به دنبال اجرایی شدن خواست مردم هستیم.» او بابیان اینکه ما نمی‌خواهیم مشکلی در استان پیش بیاید و حاشیه‌ها افزایش پیدا کند، عنوان کرد: «مجموعه مدیریتی استان هم تقریباً به این نتیجه رسیده‌اند که جنوب استان مستقل شود. اما این اقدام باید با آرامش عملی شود و نباید با فضاسازی در استان مشکل ایجاد کرد.»

استان شدن جیرفت از کجا شروع شد؟
تقسیم استان کرمان موضوع جدیدی نیست. از چند سال پیش بحث‌هایی مبنی بر تقسیم استان کرمان وجود داشته است و جنوب کرمان به مرکزیت جیرفت به دلیل جمعیت بالا و داشتن پتانسیل‌های زیاد همواره یکی از گزینه‌های اصلی استان شدن بوده است. گواه این مدعا هم تأسیس بیش از 20 اداره کل در جیرفت است. ادارات کلی که تأسیس آن‌ها از اواخر دولت اصلاحات شروع شد و در دولت‌های نهم و دهم اوج گرفت. افزایش این ادارات کل در جنوب کرمان باعث شد تا خبرهایی مبنی بر استان شدن این منطقه منتشر شود. حتی دی‌ماه 90 محمدرضا باهنر نایب‌رئیس کرمانی مجلس هشتم در این مورد گفت: «با استقلال ادارات کل در جنوب استان کرمان، تقریباً زمینه مناسبی برای استان شدن جنوب فراهم‌شده است.» این صحبت باهنر در کنار وعده‌های برخی مسئولان دولت دهم موجب شد استان شدن جیرفت نزدیک به نظر برسد اما این اتفاق به عمر دولت دهم قد نداد. با شروع دولت یازدهم اما اوضاع متفاوت شد. این بار دیگر مسئولی از مستقل شدن جنوب کرمان حرفی به میان نمی‌آورد. اگرچه در این دولت هم بر تعداد ادارات کل مستقر در جیرفت افزوده شد اما صحبتی از استان شدن جیرفت به میان نمی‌آمد و اخبار منتشره در این مورد توسط مسئولان تکذیب می‌شد.

اظهارات و تکذیب‌ها
در آخرین روزهای تعطیلات نوروز 94 بود که در فضای مجازی خبری مبنی بر تقسیم استان کرمان به سه استان منتشر شد. منتشرکنندگان این خبر حتی نقشه تقسیمات احتمالی را هم منتشر کرده بودند. بر اساس آن نقشه یک استان به مرکزیت کرمان، یک استان به نام سمنگان به مرکزیت سیرجان و یک استان به نام سبزواران به مرکزیت جیرفت، سه استانی بودند که جایگزین پهناورترین استان فعلی کشور می‌شدند. این خبر اما توسط مدیرکل وقت سیاسی استانداری کرمان تکذیب شد. حجت‌الاسلام عباس اسلامی در این مورد گفت: «این نقشه را تکذیب می‌کنیم و چیزی به‌عنوان تقسیم استان کرمان به سه استان وجود ندارد و تقسیم استان در حال حاضر در دستور کار دولت نیست و بیشتر بحث انتخابات مطرح است. حتی بعد از انتخابات هم تقسیم استان را نداریم.» بیش از یک سال پس‌ازاین صحبت‌ها هم معاون پارلمانی رئیس‌جمهور در حاشیه سفر رییس‌جمهور به استان کرمان در ارتباط با استان شدن جیرفت توضیحاتی را ارائه کرد. حجت‌الاسلام مجید انصاری گفت: «من از الان به‌طور روشن نمی‌توانم درزمینه استقلال جنوب کرمان اظهارنظر کنم، اما دولت لایحه کلی تقسیمات کشوری را تقدیم مجلس شورای اسلامی جدید خواهد کرد.» این صحبت‌های مجید انصاری باعث شد تا مجدداً بحث تقسیم استان کرمان در رسانه‌ها مطرح شود.

مدیرعامل زغال‌سنگ کرمان: تلاش برای ایجاد فرهنگ کتاب‌خوانی رسالت بزرگی است

مدیرعامل زغال‌سنگ کرمان:
تلاش برای ایجاد فرهنگ کتاب‌خوانی رسالت بزرگی است
به مناسبت هفته کتاب و کتاب‌خوانی نمایشگاه کتابی بدین منظور به مدت سه روز در شرکت معادن زغال‌سنگ کرمان برگزار شد. فلاح مدیرعامل شرکت معادن زغال‌سنگ در این خصوص اظهار داشت: «تلاش برای ایجاد فرهنگ کتاب و کتاب‌خوانی رسالت بزرگی است که رسانه‌ها سهم عمده‌ای در آن دارند.
برگزاری چنین نمایشگاه‌هایی در شرکت زغال‌سنگ می‌تواند دریچه‌ای به روی آگاهی بیشتر کارکنان بگشاید و زمینه توانمندسازی آن‌ها را در زندگی شخصی و اجتماعی فراهم کند.» جعفری معاونت بهره‌برداری شرکت معادن زغال‌سنگ ضمن بازدید از نمایشگاه بیان داشت: «کتاب و کتاب‌خوانی، زمینه شکوفایی فردی و اجتماعی را فراهم می‌کند و همواره سبب‌ساز بهتر زیستن انسان را پدید می‌آورد.» وی افزود: «برگزاری نمایشگاه کتاب و نمایشگاه‌هایی ازین دست در بستر زمان می‌تواند راهگشای بسیاری از مشکلات فردی و اجتماعی باشد.»

معاون اول رییس جمهور با اشاره به مردودی بانک های استان در پرداخت تسهیلات به صنایع: استاندار با بانک ها برخورد کند

معاون اول رییس جمهور با اشاره به مردودی بانک های استان در پرداخت تسهیلات به صنایع:
استاندار با بانک ها برخورد کند

پیام ما- فرمانده ستاد اقتصاد مقاومتی کشور کارنامه بانک‌های استان کرمان در پرداخت تسهیلات به صنایع کوچک و متوسط را مردود دانست.
اسحاق جهانگیری در جلسه ستاد اقتصاد مقاومتی استان کرمان که در جیرفت برگزار شد، به‌شدت از عملکرد بانک‌های استان انتقاد کرد. او گفت: «کارنامه بانک‌های استان کرمان در پرداخت تسهیلات به صنایع کوچک و متوسط مردودی است.» آن‌طور که سایت استانداری کرمان نوشته، وی خواستار برخورد جدی استاندار کرمان با بانک‌های استان شد و گفت: «در سفرهای آتی وزیر کشور به استان کرمان باید وضعیت بانک‌های استان بررسی شوند.» معاون اول رییس جمهور با تأکید بر اینکه بانک‌ها باید به‌سرعت علت عدم ارائه تسهیلات بانکی را بیان کنند، خاطرنشان کرد: «این‌گونه عمل کردن بانک‌های استان کرمان هیچ دردی از اقتصاد مقاومتی دوا نخواهد کرد بنابراین بانک‌ها اگر طرحی را قبول دارند، باید به‌سرعت نسبت به ارائه تسهیلات اقدام نمایند.» جهانگیری با اشاره به اینکه ارزیابی عملکرد بانک‌ها بر مبنای این‌گونه طرح‌هاست، یادآور شد: «استان کرمان یکی از استان‌های صنعتی کشور و رزم حسینی یکی از بهترین استانداران خلاق، خستگی‌ناپذیر و باانگیزه کشور است لذا انتظار می‌رود با پیگیری‌ها و ابتکارات استاندار کرمان، بانک‌ها اقداماتی را انجام دهند.» وی گفت: «امسال یکی از اولویت‌های کشور برطرف کردن مشکلات طرح‌های صنایع کوچک و متوسط و راه‌اندازی آن‌هاست که در این راستا برخی از استان‌ها خوب درخشیدند.» نعمت زاده، وزیر صنعت هم در این جلسه با اشاره به طرح رونق تولید، گفت: «از بانک‌های استان کرمان انتظار بیش از این است زیرا آمار پرداخت تسهیلات در بعضی از استان‌های کوچک‌تر از کرمان بیشتر از استان کرمان است.»
انتقادات باسابقه
در حالی معاون اول رییس جمهور شدیداً از عملکرد بانک‌های استان کرمان در زمینه پرداخت تسهیلات به صنایع انتقاد می‌کند که کمتر از سه ماه پیش هم برخی مسئولان استان کرمان انتقاداتی را به بانک‌ها وارد کرده بودند. 30 مرداد امسال مهدی حسینی نژاد، سرپرست سازمان صنعت، معدن و تجارت استان در کمیته رفع موانع تولید استان گفت: «جایگاه استان ازنظر رتبه تسهیلات پرداختی به واحدهای صنعتی و معدنی نیمه فعال و با بیش از 60 درصد پیشرفت، رتبه 19 کشوری است که رتبه خوبی نیست.» استاندار کرمان هم در صحبت‌هایش تقاضای توجه بیشتر سایر بانک‌ها به این قضیه را داشت. او بابیان این‌که «نترسید، شما عوض نمی‌شوید» به مدیران بانک‌ها می‌گفت اگر با تهران مشکلی دارید به ما اعلام کنید. رزم حسینی به بانک‌ها این قول را داد که به‌گونه‌ای با مدیران عامل صحبت می‌کند که مشکلی برای مدیران استانی این بانک‌ها به وجود نیاید و تأکید می‌کرد «ما به دنبال تقویت شما هستیم نه تضعیف شما».
حالا پس از گذشت 77 روز از این جلسه، انتقاد شدید اسحاق جهانگیری نشان می‌دهد هنوز بانک‌های استان نتوانسته‌اند آن‌طور که باید به کمک واحدهای تولیدی نیمه فعال و غیرفعال بیایند.