بایگانی مطالب نشریه

پس از قاضی پور و کریمی قدوسی، نماینده کرمان بیشترین سوال از وزرا را داشته است 27 سوال «پورابراهیمی» از دولت تدبیر و امید

پس از قاضی پور و کریمی قدوسی، نماینده کرمان بیشترین سوال از وزرا را داشته است 27 سوال «پورابراهیمی» از دولت تدبیر و امید

دهمین دوره مجلس شورای اسلامی در حالی 6 ماه از عمر خود را سپری کرده که تاکنون بیش از 400 سؤال از وزرای دولت تدبیر و امید پرسیده شده. در این میان سهم برخی نمایندگان اصولگرا از جمله محمدرضا پور ابراهیمی، نماینده کرمان بیش از دیگر نمایندگان است. 427 سؤال طی 6 ماه. این عملکرد نمایندگان مجلس دهم تا امروز است. این هفته هم بر اساس دستور کار مجلس، 35 سؤال دیگر از طرف نمایندگان در کمیسیون‌های تخصصی از وزرای کار، راه، کشور و خارجه و 2 سؤال در صحن مجلس از وزرای دادگستری و کار پرسیده خواهد شد تا مجموع سؤالات مجلس دهم از وزرای دولت تدبیر و امید به 464 برسد تا حداقل ازنظر تعداد سؤالات، با تلاش برخی نمایندگان، تفاوت چندانی با مجلس نهم وجود نداشته باشد. البته ازآنجایی‌که بیش از 100 نفر از نمایندگان مجلس اصلاح‌طلب و حامی دولت هستند، کمتر پیش‌آمده که این سؤالات به کارت زرد برای وزرا ختم شوند. 39 سؤال از طرف کرمانی‌ها نمایندگان استان کرمان در مجلس تاکنون 39 سؤال از وزرای مختلف را طرح کرده‌اند. در هفته جاری هم وزیر کار برای پاسخ به چهار سؤال و وزیر علوم برای پاسخ به یک سؤال محمدرضا پور ابراهیمی، نماینده مردم کرمان و راور به مجلس خواهند آمد. پورابراهیمی؛ 27 سوال از 11 وزیر از 10 نماینده استان کرمان در مجلس، حبیب‌الله نیکزادی نماینده بم، حسین امیری نماینده زرند و رییس مجمع نمایندگان استان، احمد حمزه نماینده کهنوج، احمد انارکی محمدی نماینده رفسنجان و یحیی کمالی پور نماینده جیرفت تاکنون سؤالی را از وزرا مطرح نکرده‌اند. چهارتای اول جزو نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس به شمار می‌آیند و کمالی پور به‌صورت مستقل وارد مجلس شده است. علیبرز بختیاری، نماینده بافت و علی اسدی نماینده شهربابک، دو عضو دیگر فراکسیون امید به ترتیب یک سؤال از وزیر کار و دو سؤال از وزرای راه و نیرو پرسیده‌اند. شهباز حسن‌پور دیگر نماینده مستقل که به اصولگرایان نزدیک است طراح 6 سؤال (از وزرای نفت، نیرو، کشاورزی و کشور) بوده است. محمدمهدی زاهدی، نماینده اصولگرای کرمان هم سه سؤال از وزرای علوم و اقتصاد پرسیده است. در این میان تعداد سؤالات محمدرضا پور ابراهیمی جالب‌توجه است. او با حساب سؤالات این هفته‌اش، مجموعاً 27 سؤال از وزرای علوم، کار، کشور، راه، کشاورزی، نفت، ارتباطات، صنعت، خارجه، ارشاد و نیرو پرسیده و می‌پرسد که او را در کنار نمایندگانی قرار می‌دهد که بیشترین سؤال را از وزرا داشته‌اند. ذکر این توضیح ضروری است که نمایندگان می‌توانند بیش از یک سؤال از هر وزیر بپرسند. کدام نمایندگان بیشترین سؤال را پرسیده‌اند؟ نگاهی به نمایندگانی که بیشترین سؤال را از وزرای دولت یازدهم داشته‌اند نشان می‌دهد نمایندگان دلواپس بیشترین سؤال را طرح کردند. نادر قاضی پور، نماینده مردم ارومیه که در ایام انتخابات مجلس دهم سخنرانی جنجالی او درباره حضور زنان در مجلس برای هفته‌ها در صدر اخبار کشور قرار داشت و برخی نماینده‌های اصلاح‌طلب خواستار امضا نشدن اعتبارنامه او بودند و چندی پیش خبرنگار روزنامه دولت را کتک زد با 46 سؤال در صدر جدول تعداد سؤال از وزرا ایستاده است. جلال محمود زاده، نماینده مردم مهاباد که با برچسب مستقل وارد مجلس شد و حتی برخی رسانه‌ها علی‌رغم مواضعی که گهگاه علیه حسن روحانی و دولت می‌گیرد، او را اصلاح‌طلب می‌دانند، 34 سؤال از وزرا داشته. نماینده بعدی حسین کریمی قدوسی، نماینده مشهد است. او را که می‌توان دلواپس‌ترین نماینده مجلس دهم نامید، 31 سؤال از وزرا پرسیده. تنش‌های او با محمدجواد ظریف، وزیر خارجه کشورمان هنوز از اذهان عمومی پاک نشده است. از این سه نماینده، محمدرضا پور ابراهیمی، نماینده کرمان و راور، با 27 سؤال در جایگاه چهارم تعداد سؤال از وزرا ایستاده است. پور ابراهیمی البته هیچ‌گاه ارتباط خود را با اصولگرایانی که به‌اصطلاح دلواپس نامیده می‌شوند تأیید نکرده اما حداقل در تعداد سؤال از وزرا او پا به‌پای دلواپسان حرکت کرده است. پس از وی، امیر خجسته، نماینده اصولگرای همدان 17 سؤال از وزرا پرسیده است. دلواپسان به یاد مجلس دلواپس اگرچه بر اساس ماده 208 آیین‌نامه داخلی مجلس، سؤال از وزرا حق هر نماینده‌ای است، اما اینکه 138 سؤال (30 درصد) از 464 سؤال از طرف چهار نماینده، که حداقل سه تن از آن‌ها اصولگرا و حداقل دو نفر از آن‌ها دلواپس هستند، کمی شائبه برانگیز است و یاد مجلس نهم را زنده می‌کند. مجلسی که سؤالات بیشمار نمایندگانش از وزرای دولت تدبیر و امید، صدای دولت و هوادارانش را درآورده بود. مجید انصاری چند روز پس‌ازاینکه از معاونت پارلمانی به معاونت حقوقی ریاست جمهوری رفته بود، درباره سؤالات زیاد مجلس نهمی‌ها از وزرای دولت تدبیر و امید گفته بود که «حدود 2 هزار سؤال از وزرای دولت تدبیر و امید در مجلس نهم مطرح شد. که جای تعجب بود.» سوال زیاد بیشتر جنبه سیاسی دارد نماینده مردم شهربابک در مجلس ششم در خصوص سؤالات زیاد از وزرای دولت یازدهم به «پیام ما» گفت: «شک نکنید اکثر این سؤالات سیاسی هستند.» منصور سلیمانی میمندی افزود: «سوابق برخی نمایندگان که بیشترین سؤال از وزرا را دارند کاملاً بر سیاسی بودن این سؤالات صحه می‌گذارد.» وی بابیان اینکه نباید با سؤالات زیاد وقت وزرا را گرفت، اظهار کرد: «درست است که نماینده می‌تواند و باید از وزرا سؤال کند اما اینکه به هر دلیلی یک وزیر را به مجلس بکشانیم که درست نیست. یک نماینده باید با حساب‌وکتاب سؤال بپرسد و سؤالاتش فنی باشد نه اینکه از همه وزرا سؤال بپرسد.» این فعال سیاسی اضافه کرد: «البته گاهی سؤال از وزرا نیاز است و نمایندگان باید از این طریق نظارت کنند اما برخی نمایندگان هم با سؤال زیاد از وزرا می‌خواهند خود را مطرح کنند.» سوال زیاد به نفع مردم نیست نماینده مردم رفسنجان در مجلس دهم در خصوص سؤالات زیاد برخی نمایندگان از وزرای دولت به «پیام ما» گفت: «سؤال کردن حق هر نماینده است اما با توجه به گرفتاری‌هایی که وزرا دارند و وقت‌گیر بودن سؤال و هزینه‌ای که به وجود می‌آورد، به نفع مردم نیست.» احمد انارکی محمدی افزود: «می‌شود با نامه‌نگاری و مکاتبه با معاونان وزرا و یا معاون پارلمانی بسیاری از سؤالات را مطرح نکرد و من فکر می‌کنم بهتر است نمایندگان سعی کنند تنها در موارد ضروری سؤال کنند.» وی بابیان اینکه البته گاهی اوقات به دلیل پاسخ ندادن وزرا به نامه‌ها، سؤال مطرح می‌شود، اظهار کرد: «وزرا هم باید با نمایندگان همکاری کنند.» انارکی محمدی در پاسخ به این سؤال که فکر نمی‌کنید سؤالات زیاد برخی نمایندگان سیاسی باشد، گفت: «بهتر است این‌گونه پاسخ دهم که نمایندگانی که کمتر سؤال می‌کنند و بیشتر از طریق مکاتبه و نامه‌نگاری مسائل را مطرح می‌کنند، تعامل بهتری با دولت دارند.» نماینده مردم رفسنجان با اشاره به اینکه بعضاً دیده‌شده که برخی نمایندگان سؤالات تکراری می‌پرسند، اضافه کرد: «ما چندین سال تحریم بودیم و الان اوضاع رو به بهبود است و به‌عنوان نماینده باید مردم را امیدوار کنیم.» سوال زیاد وقت را هدر می دهد نماینده مردم جیرفت در مجلس نهم در خصوص سؤالات زیاد برخی نمایندگان از وزرا به «پیام ما» گفت: «یکی از وظایف نماینده نظارت است و این نظارت با شیوه‌های مختلف ازجمله سؤال عملی می‌شود.» فرج‌الله عارفی افزود: «به نظر من یک نماینده نباید برای کوچک‌ترین مسئله سؤال بپرسد و ابتدا بهتر است از طریق دیدار با وزیر و یا معاون وزیر موضوع را مطرح کند. چراکه وقت وزیر و مجلس برای مردم است و گاهی اوقات با طرح سؤالاتی که نیاز نیست، وقت مردم هدر می‌رود.» وی اظهار کرد: «گاهی اوقات می‌بینیم که یک نماینده با توضیح مختصر وزیر قانع می‌شود و اصلاً نیاز نبوده که وزیر را به مجلس بکشاند.» عارفی در پاسخ به این سؤال که آیا سؤالات زیاد برخی نمایندگان از وزرا، سیاسی نیست، گفت: «متأسفانه برخی نمایندگان به دلیل مسائل سیاسی سؤالات زیادی را می‌پرسند اما درمجموع حق هر نماینده‌ای است که سؤال بپرسد.»

پس از قاضی پور و کریمی قدوسی، نماینده کرمان بیشترین سوال از وزرا را داشته است 27 سوال «پورابراهیمی» از دولت تدبیر و امید

پس از قاضی پور و کریمی قدوسی، نماینده کرمان بیشترین سوال از وزرا را داشته است 27 سوال «پورابراهیمی» از دولت تدبیر و امید

دهمین دوره مجلس شورای اسلامی در حالی 6 ماه از عمر خود را سپری کرده که تاکنون بیش از 400 سؤال از وزرای دولت تدبیر و امید پرسیده شده. در این میان سهم برخی نمایندگان اصولگرا از جمله محمدرضا پور ابراهیمی، نماینده کرمان بیش از دیگر نمایندگان است. 427 سؤال طی 6 ماه. این عملکرد نمایندگان مجلس دهم تا امروز است. این هفته هم بر اساس دستور کار مجلس، 35 سؤال دیگر از طرف نمایندگان در کمیسیون‌های تخصصی از وزرای کار، راه، کشور و خارجه و 2 سؤال در صحن مجلس از وزرای دادگستری و کار پرسیده خواهد شد تا مجموع سؤالات مجلس دهم از وزرای دولت تدبیر و امید به 464 برسد تا حداقل ازنظر تعداد سؤالات، با تلاش برخی نمایندگان، تفاوت چندانی با مجلس نهم وجود نداشته باشد. البته ازآنجایی‌که بیش از 100 نفر از نمایندگان مجلس اصلاح‌طلب و حامی دولت هستند، کمتر پیش‌آمده که این سؤالات به کارت زرد برای وزرا ختم شوند. 39 سؤال از طرف کرمانی‌ها نمایندگان استان کرمان در مجلس تاکنون 39 سؤال از وزرای مختلف را طرح کرده‌اند. در هفته جاری هم وزیر کار برای پاسخ به چهار سؤال و وزیر علوم برای پاسخ به یک سؤال محمدرضا پور ابراهیمی، نماینده مردم کرمان و راور به مجلس خواهند آمد. پورابراهیمی؛ 27 سوال از 11 وزیر از 10 نماینده استان کرمان در مجلس، حبیب‌الله نیکزادی نماینده بم، حسین امیری نماینده زرند و رییس مجمع نمایندگان استان، احمد حمزه نماینده کهنوج، احمد انارکی محمدی نماینده رفسنجان و یحیی کمالی پور نماینده جیرفت تاکنون سؤالی را از وزرا مطرح نکرده‌اند. چهارتای اول جزو نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس به شمار می‌آیند و کمالی پور به‌صورت مستقل وارد مجلس شده است. علیبرز بختیاری، نماینده بافت و علی اسدی نماینده شهربابک، دو عضو دیگر فراکسیون امید به ترتیب یک سؤال از وزیر کار و دو سؤال از وزرای راه و نیرو پرسیده‌اند. شهباز حسن‌پور دیگر نماینده مستقل که به اصولگرایان نزدیک است طراح 6 سؤال (از وزرای نفت، نیرو، کشاورزی و کشور) بوده است. محمدمهدی زاهدی، نماینده اصولگرای کرمان هم سه سؤال از وزرای علوم و اقتصاد پرسیده است. در این میان تعداد سؤالات محمدرضا پور ابراهیمی جالب‌توجه است. او با حساب سؤالات این هفته‌اش، مجموعاً 27 سؤال از وزرای علوم، کار، کشور، راه، کشاورزی، نفت، ارتباطات، صنعت، خارجه، ارشاد و نیرو پرسیده و می‌پرسد که او را در کنار نمایندگانی قرار می‌دهد که بیشترین سؤال را از وزرا داشته‌اند. ذکر این توضیح ضروری است که نمایندگان می‌توانند بیش از یک سؤال از هر وزیر بپرسند. کدام نمایندگان بیشترین سؤال را پرسیده‌اند؟ نگاهی به نمایندگانی که بیشترین سؤال را از وزرای دولت یازدهم داشته‌اند نشان می‌دهد نمایندگان دلواپس بیشترین سؤال را طرح کردند. نادر قاضی پور، نماینده مردم ارومیه که در ایام انتخابات مجلس دهم سخنرانی جنجالی او درباره حضور زنان در مجلس برای هفته‌ها در صدر اخبار کشور قرار داشت و برخی نماینده‌های اصلاح‌طلب خواستار امضا نشدن اعتبارنامه او بودند و چندی پیش خبرنگار روزنامه دولت را کتک زد با 46 سؤال در صدر جدول تعداد سؤال از وزرا ایستاده است. جلال محمود زاده، نماینده مردم مهاباد که با برچسب مستقل وارد مجلس شد و حتی برخی رسانه‌ها علی‌رغم مواضعی که گهگاه علیه حسن روحانی و دولت می‌گیرد، او را اصلاح‌طلب می‌دانند، 34 سؤال از وزرا داشته. نماینده بعدی حسین کریمی قدوسی، نماینده مشهد است. او را که می‌توان دلواپس‌ترین نماینده مجلس دهم نامید، 31 سؤال از وزرا پرسیده. تنش‌های او با محمدجواد ظریف، وزیر خارجه کشورمان هنوز از اذهان عمومی پاک نشده است. از این سه نماینده، محمدرضا پور ابراهیمی، نماینده کرمان و راور، با 27 سؤال در جایگاه چهارم تعداد سؤال از وزرا ایستاده است. پور ابراهیمی البته هیچ‌گاه ارتباط خود را با اصولگرایانی که به‌اصطلاح دلواپس نامیده می‌شوند تأیید نکرده اما حداقل در تعداد سؤال از وزرا او پا به‌پای دلواپسان حرکت کرده است. پس از وی، امیر خجسته، نماینده اصولگرای همدان 17 سؤال از وزرا پرسیده است. دلواپسان به یاد مجلس دلواپس اگرچه بر اساس ماده 208 آیین‌نامه داخلی مجلس، سؤال از وزرا حق هر نماینده‌ای است، اما اینکه 138 سؤال (30 درصد) از 464 سؤال از طرف چهار نماینده، که حداقل سه تن از آن‌ها اصولگرا و حداقل دو نفر از آن‌ها دلواپس هستند، کمی شائبه برانگیز است و یاد مجلس نهم را زنده می‌کند. مجلسی که سؤالات بیشمار نمایندگانش از وزرای دولت تدبیر و امید، صدای دولت و هوادارانش را درآورده بود. مجید انصاری چند روز پس‌ازاینکه از معاونت پارلمانی به معاونت حقوقی ریاست جمهوری رفته بود، درباره سؤالات زیاد مجلس نهمی‌ها از وزرای دولت تدبیر و امید گفته بود که «حدود 2 هزار سؤال از وزرای دولت تدبیر و امید در مجلس نهم مطرح شد. که جای تعجب بود.» سوال زیاد بیشتر جنبه سیاسی دارد نماینده مردم شهربابک در مجلس ششم در خصوص سؤالات زیاد از وزرای دولت یازدهم به «پیام ما» گفت: «شک نکنید اکثر این سؤالات سیاسی هستند.» منصور سلیمانی میمندی افزود: «سوابق برخی نمایندگان که بیشترین سؤال از وزرا را دارند کاملاً بر سیاسی بودن این سؤالات صحه می‌گذارد.» وی بابیان اینکه نباید با سؤالات زیاد وقت وزرا را گرفت، اظهار کرد: «درست است که نماینده می‌تواند و باید از وزرا سؤال کند اما اینکه به هر دلیلی یک وزیر را به مجلس بکشانیم که درست نیست. یک نماینده باید با حساب‌وکتاب سؤال بپرسد و سؤالاتش فنی باشد نه اینکه از همه وزرا سؤال بپرسد.» این فعال سیاسی اضافه کرد: «البته گاهی سؤال از وزرا نیاز است و نمایندگان باید از این طریق نظارت کنند اما برخی نمایندگان هم با سؤال زیاد از وزرا می‌خواهند خود را مطرح کنند.» سوال زیاد به نفع مردم نیست نماینده مردم رفسنجان در مجلس دهم در خصوص سؤالات زیاد برخی نمایندگان از وزرای دولت به «پیام ما» گفت: «سؤال کردن حق هر نماینده است اما با توجه به گرفتاری‌هایی که وزرا دارند و وقت‌گیر بودن سؤال و هزینه‌ای که به وجود می‌آورد، به نفع مردم نیست.» احمد انارکی محمدی افزود: «می‌شود با نامه‌نگاری و مکاتبه با معاونان وزرا و یا معاون پارلمانی بسیاری از سؤالات را مطرح نکرد و من فکر می‌کنم بهتر است نمایندگان سعی کنند تنها در موارد ضروری سؤال کنند.» وی بابیان اینکه البته گاهی اوقات به دلیل پاسخ ندادن وزرا به نامه‌ها، سؤال مطرح می‌شود، اظهار کرد: «وزرا هم باید با نمایندگان همکاری کنند.» انارکی محمدی در پاسخ به این سؤال که فکر نمی‌کنید سؤالات زیاد برخی نمایندگان سیاسی باشد، گفت: «بهتر است این‌گونه پاسخ دهم که نمایندگانی که کمتر سؤال می‌کنند و بیشتر از طریق مکاتبه و نامه‌نگاری مسائل را مطرح می‌کنند، تعامل بهتری با دولت دارند.» نماینده مردم رفسنجان با اشاره به اینکه بعضاً دیده‌شده که برخی نمایندگان سؤالات تکراری می‌پرسند، اضافه کرد: «ما چندین سال تحریم بودیم و الان اوضاع رو به بهبود است و به‌عنوان نماینده باید مردم را امیدوار کنیم.» سوال زیاد وقت را هدر می دهد نماینده مردم جیرفت در مجلس نهم در خصوص سؤالات زیاد برخی نمایندگان از وزرا به «پیام ما» گفت: «یکی از وظایف نماینده نظارت است و این نظارت با شیوه‌های مختلف ازجمله سؤال عملی می‌شود.» فرج‌الله عارفی افزود: «به نظر من یک نماینده نباید برای کوچک‌ترین مسئله سؤال بپرسد و ابتدا بهتر است از طریق دیدار با وزیر و یا معاون وزیر موضوع را مطرح کند. چراکه وقت وزیر و مجلس برای مردم است و گاهی اوقات با طرح سؤالاتی که نیاز نیست، وقت مردم هدر می‌رود.» وی اظهار کرد: «گاهی اوقات می‌بینیم که یک نماینده با توضیح مختصر وزیر قانع می‌شود و اصلاً نیاز نبوده که وزیر را به مجلس بکشاند.» عارفی در پاسخ به این سؤال که آیا سؤالات زیاد برخی نمایندگان از وزرا، سیاسی نیست، گفت: «متأسفانه برخی نمایندگان به دلیل مسائل سیاسی سؤالات زیادی را می‌پرسند اما درمجموع حق هر نماینده‌ای است که سؤال بپرسد.»

مدیرعامل گل گهر: راه‌اندازی پروژه فولاد تونلی موردتوجه قرار گیرد

مدیرعامل گل گهر:
راه‌اندازی پروژه فولاد تونلی موردتوجه قرار گیرد
نشست راه‌اندازی پروژه فولاد تونلی شرکت گهر عمران سیرجان برگزار شد. صبح دیروز و در نشست مشترک مدیرعامل شرکت گل گهر و جمعی از معاونین و مدیران این شرکت و هیأت مدیره و مدیران عامل شرکت‌های گهر عمران، سرمایه‌گذاری و توسعه گل گهر و نظم اوران صنعت و معدن گل گهر و جمعی از سهامداران که باهدف راه‌اندازی پروژه فولاد تونلی شرکت گهر عمران سیرجان برگزار شد، تقی زاده، مدیرعامل گل گهر بابیان اینکه راه‌اندازی این پروژه به‌عنوان یکی از اولویت‌های شرکت گهر عمران باید موردتوجه قرار گیرد، گفت: «باید از تمام ظرفیت‌ها برای کمک و تسریع در راه‌اندازی این پروژه استفاده شود.»
وی افزود: «گهر عمران به‌عنوان یکی از شرکت‌های مهم اقماری همواره منشأ خدمات قابل‌توجهی به کارکنان بوده و از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.» در ادامه این نشست یزدانی ،مدیرعامل شرکت گهر عمران سیرجان نیز گزارشی از آخرین وضعیت این پروژه مهم ارائه داد. با نظر تقی زاده مقرر شد این پروژه با سرمایه‌گذاری مشترک شرکت‌های سرمایه‌گذاری و توسعه گل گهر، نظم اوران صنعت و معدن گل گهر و شرکت گهر عمران تکمیل و راه‌اندازی گردد. این اقدام که بدون شک اثرات مثبت و تأثیرگذاری در راه‌اندازی هر چه زودتر این پروژه مهم دارد و جان دوباره‌ای به فولاد تونلی گهر عمران خواهد داد. همچنین پروژه تولید بریکت آهن اسفنجی به روش کوره تونلی با ظرفیت ۷۰ هزار تن در سال در زمینی به مساحت ۱۵ هکتار در منطقه ویژه اقتصادی سیرجان به همت شرکت گهر عمران در حال انجام است که با راه‌اندازی آن برای بیش از ۲۰۰ نَفَر به‌طور مستقیم اشتغال‌زایی خواهد داشت.

مسوول کتاب فروشی مهدوی کرمان: بسیاری از سر اجبار کتاب می خرند

مسوول کتاب فروشی مهدوی کرمان:
بسیاری از سر اجبار
کتاب می خرند

سال هاست که در مسیر زندگی ام است. مسیر خانه، مسیر بازار، مسیر کار، مسیر تفریح… به هر کجا که می خواهم بروم از جلوی پیشخوان مغازه اش عبور می کنم. گاهی مشتری اش شده ام. گاهی تنها نیم نگاهی کرده ام و از کنارش گذشته ام. بارها خواسته ام با او مصاحبه کنم. اما هر بار به وقتی دیگر موکول کرده ام. چهره اش جدی است. تا کنون خنده اش را ندیده ام و همین باعث شده که با خودم بگویم:«این بار نه… باشد برای وقتی دیگر…» رفتم و با دیگران به گفت و گو نشستم. با دو نفر از هم صنفان او که هم چهره شان جدی تر بود و هم اخم هایشان در هم تنیده تر. یک بار با سعیدی گفتم و شنیدم و یک بار هم با کیمیا. هر دو از کتاب فروش های قدیمی کرمان. یکی قدیمی و دیگری قدیمی تر. با احتیاط سلام کردم و مقصودم را گفتم. گفتم که مدتی است با پیشکسوتان مشاغل مختلف گفت و گو می کنم و ماحصل گفت و گو را در صفحه کرمون روزنامه پیام ما چاپ می کنم. هیچ کدام نپرسیدند برای چه؟ اما خودم ادامه دادم برای این که جوانانی که از گذشته خبر ندارند، بدانند که در گذشته چه اتفاقاتی افتاده است.
آن روز که نزد کیمیا رفتم، با خودم گفتم:«حالا درخواست مصاحبه می کنم. شاید پیرمرد قبول کرد.» در خواست کردم و قبول کرد. با آن پیرمرد اخمو به گفت و گو نشستم. آن قدر خاطرات شیرین و طنز آلود گفت و خندید که اشک از چشمانش سرازیر شد. همنشینی با کیمیا خاطره ای شیرین و دوست داشتنی بود. هفته بعد روزنامه را برایش بردم. تشکرکرد و گفت:«دست شما درد نکنه! کاری کردین که بعد از مرگم فاتحه ای برایم بخوانند.» بعد از صد و بیست سالی گفتم و از در کتاب فروشی بیرون زدم. و هفده روز بعد پارچه ای مشکی را بر سر در کتاب فروشی اش آویختند.
سعیدی هم چهره ای اخمو دارد. اما وقتی به گفت و گو نشستیم، آن قدر زیبا صحبت کرد که پذیرفتم نمایشگاه کتاب با شیوه کنونی اش به کسب و کار کتاب فروشان و فضای کتاب خوانی آسیب وارد می کند.
حالا به دیدن کتاب فروشی آمده ام که نه به اندازه آن ها پیر است و نه به آن اندازه اخمو! اما در کارش جدی است. محکم صحبت می کند و با سرعت کارهایش را انجام می دهد. وقتی صحبت از مصاحبه می کنم، به برادر بزرگ تری حواله ام می کند که در کرمان حضور ندارد. می گوید:«او با تجربه تر است. سن و سال بالاتری دارد.» و من می گویم که پایین تر بودن سن و سال شما لزوماً به معنای پایین تر بودن تجربه شما نیست. و با سماجتی که مخصوص یک خبرنگار است، آن قدر می گویم و می گویم که خنده اش می گیرد. این اولین باری است که خنده «سید زین العابدین مهدوی» را می بینم.
همه چیز برای یک گفت و گوی دوستانه آماده است. ضبط صوتم را روشن می کنم و می خواهم که خودش را معرفی کند. می گوید:«من دو تا اسم دارم. هم اسم پدربزرگ هستم. سید زین العابدین مهدوی معروف به سید علی هستم.» و می گویم که هر دو اسم زیبا هستند.
سید زین العابدین متولد 1345 است. از ۱۰ سالگی در کنار پدرش سید علی اصغر کتاب فروخته است و سال های اوج کتاب فروشی را به یاد دارد.
می گوید:«سال های 56-57 که منتهی به انقلاب شد سال های اوج کتاب فروشی بود. آن قدر فروش کتاب بالا بود که برخی کتاب ها در عرض یک هفته تمام می شد و دوباره به چاپ می رسید. کتاب های انقلابی فروش بالایی داشت. اول از کتاب های دکتر شریعتی شروع شد و با کتاب های استاد مطهری و شهید دستغیب ادامه یافت.»
آهی می کشد و با تأسف می گوید:«شدید ترین افت کتاب فروشی را هم درهمین سال های اخیر دیده ام. الآن کسی کتاب نمی خرد، مگر این که مجبور باشند. آن هم کتاب درسی و کمک درسی!»
دلیل این رکود را می پرسم. می گوید:«کتاب گران است. دولت باید به قضیه کتاب وارد شود. وقتی من بچه بودم یک کتاب 12ریال یا15ریال قیمت داشت. مشتری می آمد و یک سری کتاب را یک جا برمی داشت. سال های بعد گران تر شد، یک رمان را صد تومان می فروختیم. گران گران که شد هزار تومان. الان رمان زیر 15هزار تومان پیدا نمی کنید.»
مهدوی مثل بسیاری از کسانی که دنیای بدون موبایل و با موبایل را تجربه کرده اند، تقصیر را به گردن شبکه های مجازی و مانیتورهای موبایل می اندازد و می گوید:«گوشی های موبایل میزان مطالعه را پایین آورده اند. مردم حاضرند یک ساعت با موبایل خود ور بروند؛ اما ده دقیقه کتاب نخوانند. می گویند ما هر چه نیاز داشته باشیم از طریق اینترنت و شبکه های اجتماعی پیدا می کنیم. اما به نظر من موبایل هرگز نمی تواند کار کتاب و مطالعه را انجام دهد.»
همان طور که از رونق بازار کتاب در کودکی اش می گوید، نگاهی به قفسه های مغازه اش می اندازم و با سال هایی مقایسه می کنم که از مهدوی کتاب می خریده ام. قفسه های کتاب خیلی عقب نشینی کرده اند. نوشت افزارهای فانتزی به حریمشان تجاوز کرده اند. به گونه ای که اگر کسی از بیرون مغازه نگاه کند، مسلماً خواهد گفت که این مغازه لوازم التحریری است. چرا که هیچ تصویری از کتاب در شبکیه چشم رهگذر نقش نمی بندد. اما تأسف من زمانی زیادتر می شود که مهدوی می گوید:«یک زمانی دور میدان مشتاق پنج کتاب فروشی بود؛ اما الآن همین یکی مانده است.»
وقتی که می گوید:«یک زمانی!» بی اختیار به یاد قدیم قدیم ها می افتم. قدیم قدیم هایی که هیچ وقت ندیده ام. از پدر و پدر بزرگش می پرسم. می گوید:«پدربزرگم سید زین العابدین مهدوی، مدرس حوزه علمیه بود که در سال 1344 به رحمت خدا رفته است. پدرم سید علی اصغر مهدوی مؤسس کتاب فروشی و چاپخانه مهدوی است. ابتدا مغازه در خیابان شاپور(شریعتی) بود و از سال 1345 به مکان کنونی آمد. پدرم تا سال 83 تا آخرین لحظات عمر در کتاب فروشی و چاپخانه مشغول کار بود. مورد اعتماد مردم بود و تعبیر خواب می کرد.»
می پرسم از تعابیر خواب پدر خاطره ای دارید؟ پاسخ می دهد:«نه! جلسات تعبیر خواب پدرم خصوصی بود. وقتی کسی خوابی برای او تعریف می کرد، فرد دیگری را به حضور نمی پذیرفت و می گفت این ها دارند راز دل خود را با من در میان می گذارند و هرگز در مورد تعبیر خواب با ما حرف نمی زد.»
گفت و گوی من با مهدوی رو به پایان است. می خواهم سوالی هم به مزاح پرسیده باشم. همان قضیه اخمو بودن کتاب فروش های سنتی کرمان را یاد آور می شوم. می خندد و می گوید:«شاید عادت و باوری باشد مبنی بر این که به بعضی مشتری ها نباید زیادی رو داد.»
ابروهایش را بالا می اندازد. چین های پیشانی اش طبقه بندی می شوند. تأکید می کند:«البته بعضی مشتری ها!» و خاطره ای جالب تعریف می کند:« سال ها قبل جوانی برای خرید کتاب درسی نزد من آمد. یک کتاب خرید. دو روز بعد آمد و کتاب را پس داد و گفت من این کتاب را اشتباهی برده ام. اگر ممکن است تعویض کنید و کتاب هندسه به من بدهید. کتاب را برایش تعویض کردم. رفت و یکی دو روز بعد آمد و باز هم کتاب را عوض کرد و کتاب دیگری برد. برای دفعه سوم که می خواست کتاب را عوض کند، برنامه امتحانی را که وسط کتاب قبلی جاگذاشته بود، نشانش دادم و گفتم شما فردا امتحان عربی دارید؟ آن جوان کتاب ها را می برد. می خواند و امتحان می داد و تعویض می کرد. در واقع از حسن خلق من سوء استفاده می کرد.»
مصاحبه تمام شد و من همچنان به قفسه هایی نگاه می کردم که سال ها پیش خانه کتاب بود و اکنون نشیمنگاه نوشت افزارهای فانتزی!

گزارشی از یک منطقه عشایری در 75 کیلومتری ریگان داستان محرومیت «تکِ فرهاد»

گزارشی از یک منطقه عشایری در 75 کیلومتری ریگان
داستان محرومیت
«تکِ فرهاد»

مرضیه السادات حسینی راد
با گروهی از کارکنان بیمه سلامت کرمان و بم و نیز بهداشت ریگان به منطقه محروم تک فرهاد می‌رویم، جایی که به جرات می‌توان گفت نه آب هست و نه زندگی، یادآور زندگی افراد بدوی در قرون ابتدایی زندگی، با وزش باد و شن و دهانی که اگر بسته نباشد پر از دانه‌های آزاردهنده شن می‌شود. تنها افرادی که خارج ازاینجا گه گاهی به این منطقه سرمی زنند و احوال این عشایر مهربان را که در چند سال اخیر با اجبار دولت عده کمی شان یکجانشین شده‌اند، را می‌پرسند تیم بهداشت خانواده و کارکنان مرکز بهداشت ریگان و پزشکان خانواده رحمت‌آباد و نهایت دامپزشکی ریگان هستند.
زندگی در اینجا در ابتدایی‌ترین شکل خود جریان دارد اصول اولیه زندگی اینجا چادر هست و بز و دشتی که هیچ علفی برای چرای این دام‌ها وجود ندارد. وقتی به تک فرهاد می‌آیی تمام معادلات ذهنی‌ات در مورد زندگی و نیازهای زندگی به هم می‌خورد یادت می‌رود انسان برای زندگی به آب، پناهگاه، لباس، مسکن، غذا و قضای حاجت نیاز دارد. حتی فراموش می‌کنی آیا نان مهم‌تر است یا آب، طوفان شن بدتر است یا نبود سرویس بهداشتی!! نبود خانه و روشنایی برق مهم‌تر است یا نداشتن راه درست که دسترسی به یک نقطه شهری را امکان‌پذیر می‌کند. تک فرهاد یا تگ فرهاد که دو وجه‌تسمیه دارد یکی به سبب وجود بیابانی عجیب و بدون آب‌وعلف که شبیه به پیست رالی بیابانی بین‌المللی است و دیگری به سبب نام‌گذاری حضور افسانه‌ای فرهاد و کندن کوه بین اینجا و میل نادری در نزدیکی دلگان در ایرانشهر است. برای رسیدن به روستای تک فرهاد و آبادی‌های اطراف آن باید حتماً خودرو بیابانی و راهنمای بومی در اختیار داشته باشی خودروهای پیکاب و مزدا و هایلوکس گزینه‌های خوبی برای تردد در جاده سنگلاخی و بسی صعب‌العبور آن هستند در زمستان اما در صورت بارش باران‌های سیل‌آسا احتمال حبس شدن مردم در این روستا وجود دارد. راننده خودرو ما جانشین رئیس مرکز بهداشت ریگان است ، آقای حقیقی شناخت خوبی از منطقه دارد و مردم نیز وی را کامل می‌شناسند. وی منطقه عشایری سیاری تک فرهاد را در فاصله 75کیلومتری ریگان معرفی می‌کند.
ناگهان بین راه
بین راه ناگهان زنی با بچه شیرخواره و قنداق شده در کنار دو مرد و دختر کوچکی منتظر کنار جاده نشسته‌اند، سه نفر بیمار دارند نوزاد حال خوبی ندارد، تب‌دار است و آنفلوانزا دارد مادرش اما افسردگی دارد گویا، حرف نمی‌زند پدرش هم مانند مادر ساکت و خجالتی، هیچ‌کدام سواد ندارند، فردی که همراه آن‌ها هست صحبت می‌کند چند کیلومتر راه آمده‌اند تا در کنار جاده کسی آن‌ها را به دکتر برساند. به همراه تیم سلامت دارو هست، بعد از اتمام کار پزشک برای مادر نوزاد هم شربت تقویتی می‌دهد و می‌گوید حال مادر بدتر از همه است! آقای حقیقی می‌گوید از این مورد بین‌راهی زیاد دیده‌ایم. بالاخره به منطقه می‌رسیم، دل‌وروده‌هایمان به‌هم‌ریخته است شاید زندگی شهرنشینی زیاد تنبلمان کرده که با تکان‌های سنگین این خودروها نیاز به‌جایی داریم برای چند ثانیه نشستن! اما منطقه به حدی اعجاب‌برانگیز است که خستگی یادمان می‌رود.
آبادی‌های اطراف تک فرهاد هرکدام در پناه باد کوهی قرار دارند که به آن اُرت می‌گویند برخی دانش آموزان پیاده 2 ساعت برای رفتن و بیش از همین زمان را برای برگشت به خانه پیاده‌روی می‌کنند آن هم درجایی که فقط تپه‌های بدون آب‌وعلف و هیچ جاذبه‌ای سر راهشان نیست و خطراتی چون الماس سیاه (نوعی عقرب با نیش کشنده) و دیگر حشرات گزنده سد راهشان است. همه‌چیز اینجا برایم عجیب غیرقابل‌باور است زندگی در این شرایط سخت نبود آب و بهداشت، دور بودن فاصله مدرسه از خانه‌ای که چادر است، نبود غذا و خوردنی که دوست داشته باشی! زن‌ها و دخترها کم‌خونی ناشی از فقر آهن را دارند آمار تالاسمی نیز به دلیل ازدواج‌های فامیلی بدون آزمایش زیاد است. راه دسترسی به روستا بسیار صعب‌العبور است وکسی میل چنانی برای رفتن به شهر و پیگیری بیماری یا مشکل ازدواج یا هر چیز دیگری را ندارد. اغلب موتورسیکلت دارند ویکی دو وانت نیز در سطح منطقه دیده می‌شود که برای جابجایی بیماران و بردن آب از تنها موتورپمپ که از چاه شور تأمین آب می‌کند، است. نمی‌دانم از کجای این تراژدی بنویسم.
قرص‌هایی که جایگزین میوه و سبزی برای زنان می‌شود
پزشک خانواده چاره‌ای جز نوشتن مولتی‌ویتامین به‌جای میوه‌ای که نمی‌خورند! کلسیم به‌جای شیری که ندارند و قرص آهن به‌جای سایر نیازهای بدنشان ، ندارد. می‌پرسد خانم میوه می‌خورید، زن به پشت‌سری‌اش نگاه می‌کند و می‌گوید ما را چه به میوه؟ از کجا بیاوریم. بعد متوجه می‌شوم هرچه به خانه بیاید سهم بچه‌ها و پدر بچه‌ها می‌شود و البته میوه کمتر به اینجا راه دارد! مادرهای مهربان با لذت به خوردن یک وعده از هر آنچه نعمت خداست راضی بوده و شکرگزارند و باایمان. به جرات می‌گویم مادران عشایری اینجا نمونه‌ای از بی‌ریاترین و مهربان‌ترین مادران روی زمین هستند. مردهای میان‌سال فشارخون بالا دارند که نظر پزشک استفاده از غذاهای چرب و یا کم‌تحرک شدن آن‌ها و یا زمینه ارثی می‌داند که با توجه به سنت توجه به مرد در منطقه احتمالاً گزینه اول صحیح‌تر است. برخورد خانم مسنی با یکی از پسران اینجا به من فهماند اینجا پسر از ارج‌وقرب بیشتری نسبت به دختر برخوردار است. بچه‌ها در چادرهای عشایری وقتی برای درس خواندن ندارند گوسفند چراندن، ظرف را با آب ناکافی شستن و یا جارو کردن و کمک به اعضای خانواده مجالی نمی‌گذارد، بعضی‌هایشان قوت روزانه‌شان که نان و خرما است را در ساعت ابتدای حضور در مدرسه که به سبب پیاده‌روی حدود 9 صبح است می‌خورند.
اگر یارانه نباشد
پدر و مادر اما با نداری زندگی می‌کنند و اگر یارانه‌ها نباشد بعضی خانوارها به مشکل جدی برای تهیه آرد و پخت نان روزانه برمی‌خورند چه برسد به تهیه نخود و عدس که به گفته خودشان بیشترین سهم را در غذای آن‌ها دارد. این را از صحبت‌های مردی که 7 بچه دارد متوجه می‌شوم می‌گوید تنها منبع درآمدم یارانه است 5 تا گوسفند دارم که الان شیری ندارند. شنیده‌های ما حاکی از آن است که گاهی اوقات این منطقه محل تردد اشرار نیز می‌باشد و شرایط ناامن را به وجود می‌آورد.
همین‌گونه که در اُرت می‌چرخیم به زن جوانی با چادر صورتی بلوچی زیبا برمی‌خورم می‌گویند دیروز عروسی‌اش بوده! جز چادر و چهره بزک‌کرده‌اش که اگر نبود شاید متوجه نمی‌شدم. می‌گوید آرایشگر آشنا داریم برای عروسی‌ها می‌آید و عروس را می‌آراید ، شام عروسی برنج و گوشت است که اغلب از کشته شدن یکی از گوسفندان خانواده تهیه می‌شود. همه‌جا خلوت است دختری حدوداً 19ساله همراه عروس جوان اما خجالتی است، می‌گویند امشب عروسی دارد از تعجب خشکم می‌زند، نه قوم‌وخویشی نه جای تمیزی، باغی آتلیه‌ای، لباس خاصی، هیچ نشانه‌ای برای عروس شدن وی نمی‌بینم. داماد جوان می‌گوید برای عروسی دو شب جشن می‌گیریم یک‌شب حنابندان و یک‌شب عروسی ، دیشب عروسی من بود، امشب حنابندان خواهر عروس است! و به عبارتی 4شب جشن و سرور.. می‌گوید 500 نفر مهمان دارم تعجب می‌کنم کجا آن‌ها را پذیرایی می‌کند می‌گویند همین‌جا در دشت فرش پهن می‌کنند و همه پذیرایی می‌شوند، برخی اهالی که کمانچه داشته باشند نیز در عروسی حاضرشده محفل را گرم می‌کنند، چوب بازی عشایری و بعد همه به خانه خود می‌روند و گوشه چادر مادر عروس هم رختخوابی برای عروس و داماد می‌اندازند.
15 سالگی خداحافظی با دنیای دخترانه!
15 سالگی برای دختران ششم ابتدایی پایان خط تحصیل است و بعد 15سالگی و ازدواج و خانه‌داری و بارداری‌های پی‌درپی! اینجا 15سالگی علامت خوبی نیست و اگر از این سن بگذرد کمتر موردتوجه مردی واقع می‌شوند و گاها همسر مردی مسن! برخی از این دخترها مجبور هستند زن دوم مردی شوند اینجا عادی است که مردان دو یا سه زن داشته باشند. خیلی از بچه‌های مدرسه نیز باباهای چند زنه دارند. تک فرهاد را به‌قصد ریگان و سپس کرمان ترک می‌گوییم، کم‌کم به جاده اصلی می‌رسیم آسفالت و تکانه‌های کمتر می‌شود، نور چراغ‌ها خودرو را روشن می‌کند بخاری ماشین روشن است و ما حالمان خوب است حتی اگر خسته باشیم. تفاوت‌ها برایم غیرقابل‌هضم است پیش خود فکر می‌کنم تک فرهاد کجا و ریگان کجا و بعد که به کرمان می‌رسم می‌گویم مرکز استان کجا و ریگان کجا و قطعاً این سؤال تا تهران ادامه دارد. دلم نمی‌خواهد گزارشم را تحلیل کنم قضاوتش را به مردم و وجدان‌های بیدار مدیران و خیران و مسئولانی که چشم به روی وظایف خود بسته‌اند واگذار می‌کنم. فقط پیش خود فکر می‌کنم امروز اگر تک فرهادها را درنیابیم فردا چه پاسخی به پیشگاه الهی خواهیم داد؟/ باشگاه خبرنگاران جوان

مدیرعامل زغال‌سنگ کرمان: تکریم از مقام شامخ شهدا وظیفه ماست

مدیرعامل زغال‌سنگ کرمان:
تکریم از مقام شامخ شهدا وظیفه ماست
هشتمین یادواره سرداران و 130 شهید سرافراز شرکت معادن زغال‌سنگ استان کرمان در مسجد جامع کیانشهر(پابدانا) برگزار شد. به گزارش روابط عمومی شرکت معادن زغال‌سنگ، هشتمین یادواره سرداران و 130 شهید سرافراز شرکت معادن زغال‌سنگ کرمان با حضور مسئولان، خانواده‌های معزز شهیدان، جانبازان و ایثارگران برگزار شد. مهندس فلاح مدیرعامل شرکت معادن زغال‌سنگ ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدای هشت سال دفاع مقدس شرکت معادن زغال‌سنگ، استان کرمان و مدافعان حرم؛ یاد ده‌ها نفر از کارگران سخت‌کوش معادن زغال‌سنگ را که در راه توسعه اقتصادی استان و کشور جان خود را در معادن از دست داده‌اند را گرامی داشت و خاطرنشان کرد: «تکریم از مقام شامخ شهدا برای ما وظیفه است و شهیدان که با تأسی از سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین درس وفاداری، ایثار، ازخودگذشتگی،شجاعت و شهامت آموختند و در راه دفاع از ارزش‌های ناب محمدی غیرتمندانه جان‌فشانی کردند و حماسه‌ای جاوید آفریدند و تا ابد نام پرافتخارشان در تاریخ باعزت باقی خواهد ماند.» محمدرضا مهدلو فرماندار کوهبنان گفت: «شهدا بدون هیچ‌گونه چشم‌داشتی از تمام هستی خویش گذشتند و جان خویش را در طبق اخلاص نهادند تا اسلام و انقلاب، ولایت و رهبری حفظ شوند که البته کارگران معادن زغال‌سنگ نیز ازجمله کسانی بودند که هم در بحث حمایت‌های مالی در پشت جبهه و هم انجام کارهای عمرانی در محل استقرار لشکر 41 ثارالله و حضور در مناطق جنگی اقدامات خوبی انجام دادند و در این راستا 130 شهید را تقدیم کردند.» وی اظهار داشت: «امروز هم کارگران معادن زغال‌سنگ باید به فرمان رهبر فرزانه و متفکر انقلاب در سالی که مزین به اقتصاد ملی اقدام و عمل شده است با جان‌ودل پاسخ دهند و در اعماق درونی زمین با افزایش تولید زمینه فعالیت بیشتر صنایع جانبی زغال‌سنگ را رقم بزنند.»

«بی ام و» صنعت خودروهای الکتریکی و خودران را دگرگون می‌کند

«بی ام و» صنعت خودروهای الکتریکی و خودران را دگرگون می‌کند

بی‌ام‌و، بنا به گفته‌های یکی از مدیران، طی دهه‌ی آینده دنباله‌ای از خودروهای هیبریدی و الکتریکی مجهز به فناوری‌های خودران، عرضه می‌کند.
کلاوس فرولیش، مدیر توسعه و تولید کمپانی بی‌ام‌و، گفته است این کمپانی در حال تلاش برای یکپارچه‌سازی سیستم‌هایی چون قوای محرکه، شاسی و سیستم‌های کنترلی ترمز به همراه توانایی‌های رانندگی خودکار است. برای همین منظور BMW با شرکت‌های Intel و Mobileye برای دستیابی به توان محاسباتی بالاتر، وارد همکاری شده است. بر اساس اظهارات استفان یوراشک، سرپرست بخش تحقیق و توسعه قوای محرکه بی‌ام‌و؛ برخلاف دیگر خودروسازان که قطعات و لوازم مورد نیاز برای تولید خودروهای الکتریکی را از تأمین‌کنندگان مختلف تهیه می‌کنند، کمپانی بی‌ام‌و طراحی و مهندسی نسل جدید اینورتر، موتور و باتری را کاملا در دست گرفته است. هدف از این کار بهبود نسبت نیرو به وزن با اصلاح مواردی چون مدار قدرت و جعبه‌دنده است. همچنین با روی کار آمدن نسل جدید قطعات و سیستم‌های مذکور، کاهش هزینه‌ها تا سقف ۳۰ درصد مد نظر قرار گرفته است.
پیشرفت‌های مهندسی کمپانی BMW در این زمینه، در خودروی الکتریکی iNext که سال ۲۰۲۱ عرضه می‌شود، به نمایش درخواهد آمد. کمپانی بی‌ام‌و اخیرا مدلی مفهومی با نام Vision Next را در مراسم بزرگداشت صدمین سالگرد تأسیس خود، در معرض دید همگان قرار داد. در ادامه نگاهی به فهرستی از محصولات نوآورانه و پیشرفته‌ای که این کمپانی در ده سال آینده معرفی خواهد کرد، می‌اندازیم:
۲۰۱۷؛ بی‌ام‌و سری ۵ PHEV
۲۰۱۷؛ مینی کانتری‌من PHEV
۲۰۱۸؛ i8 روباز؛ قابلیت رانندگی خودکار کوتاه مدت در بزرگراه با حضور راننده پشت فرمان
۲۰۱۹؛ مینی EV
۲۰۲۰؛ X3 EV ؛ قابلیت‌های خودران پیشرفته
۲۰۲۱؛ iNext EV؛ قابلیت رانندگی خودکار در بزرگراه بدون نیاز به حضور راننده پشت فرمان
۲۰۲۲: سیستم فعال تغییر خطوط خودکار
۲۰۲۵: خودرو مجهز به سلول سوختی
۲۰۲۶: باتری الکترولیتی حالت جامد
یوراشک گفته است کمپانی بی‌ام‌و همچنان به استفاده از باتری‌های لیتیم-یونی برای حدود ۸ سال آینده ادامه خواهد داد؛ اما بعد از گذشت این مدت، زمانی که این خودروساز اولین باتری حالت جامد خود را تولید کند، احتمالا الکترولیت مورد استفاده امروزی جای خود را به موادی چون سرامیک یا پلیمر خواهد داد.
آمار جهانی حاکی از آن است که تا به امروز کمپانی بی‌ام‌و در مجموع رکورد فروش ۱۰۰ هزار دستگاه خودروی هیبریدی و الکتریکی را به ثبت رسانده است. با این حال با توجه به گفته‌های یان رابرتسون، مدیر بازاریابی و فروش گروه خودروسازی بی‌ام‌و؛ امید می‌رود با شروع سال ۲۰۱۷، زمانی که در مجموع شش خودروی هیبریدی و یک خودروی الکتریکی در سبد محصولات کمپانی بی‌ام‌و موجود خواهد بود، سالانه ۱۰۰ هزار دستگاه خودرو به فروش برسد.
از طرف دیگر فرولیش باور دارد تا سال ۲۰۲۵ در میان بی‌ام‌و، مینی و برند‌های i، حدود ۲۰ درصد از سهم فروش به خودروهایی با سیستم قوای محرکه الکتریکی تعلق خواهد داشت. با این وجود دستیابی به بازاری پررونق برای خودروهای الکتریکی به‌مراتب آسان‌تر از رسیدن به قله تولید و توسعه خودروهایی تماما خودران است. فرولیش نیز به‌خوبی از بزرگی و جاه‌طلبانه بودن این امر آگاه است. تا به امروز تحقیقات و مطالعاتی که کمپانی بی‌ام‌و حول خودروهای خودران انجام داده است، جمع‌آوری ۶۰ پتابایت (۶۰ میلیون گیگابایت) داده را به همراه داشته است. بر اساس فرضیه‌های موجود، تحقیقات به‌منظور طراحی و تولید خودروهایی مجهز به قابلیت رانندگی تماما خودکار، چیزی حدود ۱۰ برابر این میزان احتیاج خواهد داشت.
به‌منظور حصول اطمینان از به‌روز بودن فناوری‌های مورد استفاده در خودروهای خودران، کمپانی بی‌ام‌و سیستم به‌روزرسانی نرم‌افزاری را برای تمام نقاط (مانند آنچه تسلا ارائه می‌دهد) در نظر گرفته است که از سال ۲۰۱۸ شروع به فعالیت می‌کند.
رنه گروسپیچ، رئیس بخش رانندگی خودکار بی‌ام‌و، گفت بزرگ‌ترین مانع بر سر راه این کمپانی، آموزش خودروهای خودران به نحوی است که درک ضمنی (Contextual Understanding) داشته باشند. کمپانی بی‌ام‌و در حال توسعه سیستم چندلایه‌ای از لیدار (رادار لیزری)، رادار، دوربین‌ها، سنسورهای فراصوت و نقشه‌برداری با جزئیات بسیار بالا است تا از بخش‌های روبرو، پشت سر و نواحی کناری خودرو، تصاویر و اطلاعات فراوان و یا به بیان دیگر، بیش‌ از حد مورد نیاز فراهم کند. برای رسیدن به رانندگی خودکار مطمئن و ایمن، بررسی و محاسبه حرکات و رفتارهای موارد موجود در راه به‌منظور پیش‌بینی تصمیم و جهت حرکت ترافیک و عابران پیاده ضروری است. با این وجود کمپانی بی‌ام‌و تنها به دنبال این مسئله نیست. این کمپانی در زمینه‌هایی نظیر به اشتراک‌گذاری خودرو، سرویس‌های رزرو جای پارک دیجیتالی و جایگاه‌های مورد نیاز برای شارژ خودرو نیز فعال است. بنا بر اظهارات فرولیش، به‌منظور دستیابی به موارد ذکرشده، کمپانی BMW به دنبال جذب نیروهای جدید و مستعد در این زمینه‌ها است. او می گوید: «این مسئله مانند رفتن به کره مریخ است. کمپانی بی‌ام‌و به دنبال آن است که در این زمینه پیشرو باشد.»

مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان: گلیم سیرجان و پته کرمان در آستانه جهانی شدن

مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان:
گلیم سیرجان و پته کرمان در آستانه جهانی شدن

«محمود وفایی» در مراسم نشست علمی صنایع دستی با موضوع «حل بخشی از نیازهای صنایع دستی» که در محل اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی کرمان برگزار شد اظهار کرد: این نشست علمی نخستین کاری است که در کشور انجام می شود و ما نیازمند تعامل و ارتباط هرچه بیشتر در حوزه صنایع دستی و دانشگاه هستیم که چرا که این تعامل به پویایی هرچه بیشتر استان کرمان کمک می کند.
وی با یادآوری اینکه استان کرمان در هر سه حوزه میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری جز چهار استان برتر کشور است، بیان کرد: در سال اقتصاد مقاومتی باید به فرمول هایی اتکا کنیم و به دنبال ویژگی هایی باشیم که اقتصاد ما را هم از برون و هم درون مقاوم می کند.
وفایی گفت: صنایع دستی به عنوان یکی از مصداق های مهم اقتصاد مقاومتی مطرح است و اگر به درستی مفهوم و معنای اقتصاد مقاومتی را بخواهیم عملیاتی کنیم یکی از پایه های آن رونق و توسعه و بهره وری هرچه بیشتر از ظرفیت صنایع دستی می باشد.
مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمان با بیان اینکه صنایع دستی کاربرد اقتصادی و ارزش افزوده بالایی دارد افزود: در صنایع بزرگ برای ایجاد یک شغل باید بین 700 تا 800 میلیارد تومان سرمایه گذاری کنیم ولی در صنایع دستی با دو میلیون تومان می توان یک شغل ایجاد کرد.
وی افزود: صنایع دستی می تواند در بحث صادرات غیرنفتی حرف اول را بزند و اشتغال زایی کند و برای جلوگیری از مهاجرت ابزار قابل توجهی باشد و آن چه که باید در حوزه صنایع دستی اتفاق بیفتد از منظر بخش دولتی، باور است چراکه توجه به قابلیت صنایع دستی باور می خواهد.
وفایی گفت: اینکه صنایع دستی می تواند باری از دوش سرمایه گذاری بزرگ نفتی بردارد و ارز قابل توجهی را به داخل کشور وارد کند، باور می خواهد و به اعتماد عمومی نیاز دارد، این صنعت نیازمند به چنین ارتباط و تعامل علمی و تغییر نگاه سنتی به نگاه علمی است.
وی با اشاره به اینکه امروز باید صنایع دستی ما در بازار جهامی عرضه شود تصریح کرد: ما نیازمند ایجاد نمایشگاه های دائمی صنایع دستی در مراکز استان ها و شهرهای مختلف هستیم و احتیاج به نوآوری و خلاقیت در عرصه تولیدات صنایع دستی داریم و امروز باید صنایع دستی به یک کالای ضروری تبدیل شود.
وفایی گفت: امروز صنایع دستی بدون اتکا به گردشگری نمی تواند خودی نشان دهد و اگر گردشگر حضور داشته باشد صنایع دستی هم می تواند عرضه شود، به علاوه در حال حاضر نقشه راه صنایع دستی بدون ارتباط با نقشه راه گردشگری مطلقا معنایی ندارد از این رو امیدواریم به نقطه ای برسیم که همه حرکت ها و برنامه ریزی ها بر مبنای برنامه های علمی، مطالعاتی و نقشه راه باشد.
مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمان اظهار کرد: خوشبختانه جایگاه ما در زمینه صنایع دستی و به همت هنرمندان این هنر موفقیت های خوبی را کسب کرده ایم، در زمینه فروش صنایع دستی استان در همه نمایشگاه ها استقبال مردم سایر نقاط ایران زیاد بوده است و در بسیاری از نمایشگاه ها رتبه نخست فروش صنایع دستی را به دست آورده ایم که نشان دهنده این است که صنایع دستی ما از جهت ظرافت، کاربردی بودن، زیبایی و استفاده از مواد مرغوب حرف اول را می زند.
وی با اشاره به اینکه بسیاری از هنرمندان صنایع دستی ما نشان های ملی و جهانی را دریافت کرده اند، گفت: امیدواریم ظرف سال آینده بتوانیم گلیم شیریکی پیچ سیرجان را جهانی کنیم و سیرجان را به عنوان شهر جهانی گلیم به ثبت برسانیم و همچنین پته کرمان را که یکی از زیباترین و ظریفت ترین تولیدات هنر دستی است را به ثبت جهانی برسانیم.
وفایی خاطرنشان کرد: مطمئنا با حرکتی که در دولت تدبیر و امید شروع شده، صنایع دستی ما به جایگاه واقعی خود خواهد رسید هرچند که ما با نقطه مطلوب فاصله داریم اما قرار است این اتفاق رخ دهد و صنایع دستی ما نقش اصلی خود را بازیابد تا به صادرات و پویایی اقتصاد استان نیز کمک کند./ایسنا

تبعیضی که در جنسیت ریشه دارد

تبعیضی که در جنسیت ریشه دارد
یکی از مفاهیم کلیدی در مطالعات مربوط به زنان مفهوم جنس و جنسیت است. جنس اشاره به عوامل زیست شناختی دارد که مردان را از زنان متمایز می‌کند و بنابراین تغییر ناپذیر است. جنسیت واژه و باوری فرهنگی است و به نقش‌های متفاوتی که در یک جامعه به مردان و زنان عرضه می‌کند اشاره دارد. به عبارتی جنس امری طبیعی و مبتنی بر تفاوت‌های طبیعی زنان و مردان است؛ اما جنسیت مبتنی بر ارزش‌های اجتماعی و فرهنگی (تبعیض آمیز) و نوعی نظام حاکم بر جامعه‌ی مردسالار و پدرسالار است. به باور فمنیست‌ها زنان زن متولد نمی‌شوند بلکه زن ساخته می‌شوند. تفاوت‌های جنسیتی را جامعه به وجود می‌آورد؛ جامعه‌ای که تصمیم می‌گیرد زنان باید خود را با یک کلیشه رفتار زنانه که ساخته و پرداخته مردان است هماهنگ سازند. به دلیل اینکه جنس نشان دهنده‌ی بیولوژی بدن است و جنسیت فرضیه‌های فرهنگی و عملکردهایی را نشان می‌دهد که بر ساختار و روابط اجتماعی زن و مرد غالب است؛ در نتیجه تمام نابرابری‌ها در خصوص زنان کارکرد‌ها و گفتمان‌های سیاسی فرهنگی و اجتماعی در جنسیت ریشه دارد. پیش‌فرض‌ها و پیش‌داوری‌های فرهنگی و اجتماعی زنان را به نحو خاصی در رسانه‌ها بازنمایی می‌کند و از این طریق افکار و اندیشه‌های قالبی و کلیشه را تداوم می‌بخشد . تصویر فرهنگی زنان در رسانه‌های جمعی از نظر فمنیست‌ها برای هدایت و تداوم تقسیم کار جنسی و تقویت مفاهیم پذیرفته شده درباره‌ی زنانگی و مردانگی به کار می‌رود. رسانه‌ها با فنای نمادین زنان به ما می‌گویند که زنان باید در نقش همسر، مادر، کدبانو و… ظاهر شوند و در یک جامعه‌ی مردسالار سرنوشت زنان به جز این نیست. بازتولید فرهنگی نحوه ایفای این نقش‌ها را به زنان می‌آموزد و سعی می‌کند آنها را در نظر زنان طبیعی جلوه دهد. نظریه فمنیستی رسانه، رسانه‌ها را ابزار اصلی انتقال ارزش‌های کلیشه‌ای مردسالارانه در مورد زنان و زنانگی و به منظور سازوکار کنترل اجتماعی تعریف می‌کند. یکی از مهم‌ترین کلیشه‌هایی که رسانه‌ها در جامعه انتقال و اشاعه می‌دهند کلیشه جنسیتی است که در آن زنان به منظور جنس دوم و افرادی بی کفایت و فرودست بازنمایی می‌شوند. واضح است که بسیاری از جنبه‌های زندگی و تجارب زنان به خوبی در رسانه‌ها منعکس نمی‌شوند. زنان بسیار بیشتر از آنچه رسانه‌ها می‌گویند کار می‌کنند زنان بسیار کمی درباره‌ی آنچه سریال‌های تلویزیونی نشان می‌دهند فتنه‌گرند و تمایلات زنان بسیار بیشتر از امور خانه و خانه‌داری است که نشریات سنتی زنان می‌گویند. رسانه‌های جمعی نقش بازنمایی کلیشه‌ها یا تصورات قالبی را به عهده می‌گیرد. یکی از نکات قطعی درباره‌ی صفات یا ویژگی‌های مربوط به کلیشه‌ها یا تصورات قالبی این است که برای صفاتی که به مردان منسوب می‌شود بیش از صفاتی که به زنان نسبت می‌دهند اهمیت قائل می‌شوند. قدرت، استقلال و تمایل به خطرپذیری در برابر ضعف اغلب مثبت تلقی می‌شوند. این تفاوت در ارزش‌هایی که با صفات مردانه و زنانه تداعی شده است ممکن است تا حد زیادی به نوعی برچسب مربوط باشد که به برخی خصوصیات زده می‌شود. بازنمایی زنان در رسانه‌های جمعی با نقش‌های کلیشه‌ای فرهنگی در جامعه سازگاری دارند. درمورد بازنمایی مناسبات جنسیتی معمولا مردان به صورت انسان‌هایی مسلط، فعال، مهاجم و مقتدر به تصویر کشیده می‌شوند در مقابل زنان معمولا تابع، منفعل، تسلیم و کم اهمیت هستند. به عبارت دیگر رسانه‌ها با نشان دادن زنان و مردان به این صورت بر ماهیت نقش جنسی و عدم برابری جنسی صحه می‌گذارند. در چنین وضعیتی رسانه‌های جمعی نقش بازنمایی کلیشه‌ها یا تصورات قالبی جنسیتی را به عهده می‌گیرند.

روزمرگی

روزمرگی

_ تو کی هستی؟ تو!!! من تورو قبلا یه جایی دیدم، خیلی آشنایی
_ کمی فکر کن یادت میاد
_ نمی دونم کجا دیدمت، شاید، شاید یه وقتی توی گذشته، شایدم هم… صبر کن ببینم… آره، تو…تو! نه، خدای من… تو درست شبیه کابوس های هر شب منی
_ کابوس؟! یا رویا؟
_ کابوس یا رویا؟ چه فرقی میکنه مهم اینه که تو درست شبیه کسی هستی که تمام این سال ها حقیقت نداشته، صبر کن ببینم، شاید الان هم خواب باشم، صبر کن…من صبح بیدار شدم، صبحانه خوردم، رفتم سر کار،بعد رفتم خشک شویی لباسامو تحویل گرفتم، بعد کمی میوه خریدم و اومدم خونه، یه دوش گرفتم و بعد…نه، من نخوابیدم، من بیدارم نخوابیدم
_ از کجا می دونی بیداری؟
_ از کجا می‌دونم؟ خب، من بیدارم، اوه…خواهش می‌کنم حقیقت رو به من بگو، من خوابم یا بیدار؟
_ منو زیاد می‌دیدی؟
_ توی خواب؟
_ زیاد می‌دیدی؟
_ خب آره، تو همیشه بخشی از خواب‌های من بودی، خب میدونی، راستش من گیج شدم، چرا باید الان اینجا باشی
_ تو مطمینی توی خواب منو می‌دیدی؟
_ خب، آره، مطمینم… من همیشه تورو جایی می‌دیدم که حقیقت نداشت، گاهی تو یه ساختمون قدیمی، گاهی وسط یه جنگل، گاهی توی مه، یه مه غلیظ، گاهی…هی، صبر کن ببینم! تو چی می خوای بگی؟
_ می خوام بگم از کجا میدونی اینا همش خیاله و روزمرگیت حقیقت؟
_ تو چی داری میگی؟ معلومه که خیاله
_ و از کجا میدونی؟
_ خب… من هر روز از خواب پا میشم، صبحانه می‌خورم، می‌رم اداره، تا عصر اونجام، بعد ازون…نه صبر کن… من!! من اصلا متوجه حرفات نمیشم،تو چی داری میگی؟
_ از کجا میدونی این روزمرگی حقیقته و من دروغ؟
_ خب این معلومه،من هر روز از خواب پا می‌شم، صبحانه می‌خورم، میرم اداره، بعد میام… بعد… بعد چکار می‌کنم؟ اوه، چرا یادم نمیاد بعد چکار می‌کردم؟ اصلا مهم نیست، مهم اینه که حقیقته، واقعیته، من تو حقیقت زندگی می‌کنم
_ و از کجا فهمیدی این حقیقته؟
_ تو…تو کی هستی؟ اصلا شاید من خوابم، آره من حتما خوابم، این حقیقت نداره
_ چی حقیقت نداره؟
_ حقیقت اینه که من هر روز از خواب پا می‌شم و… پا می‌شم و… خدای من، من هر روز از خواب پا می‌شم و چکار می‌کنم؟ نه…یادم نمیاد
_ پا میشی صبحانه می‌خوری و میری اداره
_ آره،خودشه، درسته، خب میدونی، من اونجا توی اداره یه میز بزرگ دارم با یه کامپیوتر، من اونجا از صبح تا عصر…من اونجا از صبح تا عصر چکار می‌کنم؟ آهان، می نویسم…آره من یک نویسندم، من اونجا از صبح تا عصر می‌نویسم، نه صبر کن، شایدم با سیستم نقشه می‌کشم، آره فکر کنم همین کارو می‌کردم، من اونجا پشت میزم میشینم و صبح تا عصر نقشه ساختمون می‌کشم، یا نه…صبر کن، من یه عکاسم، صبح دوربینمو بر می‌دارم می‌رم تا عصر عکاسی می‌کنم، تا حالا کلی عکس خبری برای مجلات گرفتم، یا نه…من، من کی هستم؟ راستشو بهم بگو، من کی هستم؟
_ تو یه آدمی که گم شدی، بین حقیقت و خیال
_ کدوم رویاست، کدوم حقیقته؟
_ هیچ وقت اینو نمی‌فهمی، چون هیچ چیز مطلقی توی این دنیا وجود نداره، هیچ قانونی نیست که بتونی روی اون پافشاری کنی، هیچ عقیده ای که فریادش بزنی و یه روز حتی تو ذهن خودت عوض نشه یا تو رو به چالش نکشه
_ نه صبر کن، تو داری منو گیج میکنی، صبر کن،وایسا، من هر روز از خواب پا می‌شم و… پا می‌شم و… خدای من، حسابی گیج شدم
_ نه، تو گیج نشدی، تو گم شدی
_ آره… من گم شدم
_ ما گم شدیم
_ تو حقیقتی یا خیال؟
_ نمی‌دونم، فقط می دونم سال هاست تورو توی خواب می‌بینم، هربار توی یه مکان تکراری…
مینا کورزی

مدیری، دورهمی و حق طلاق حق طلاق، سند زن ذلیلی است؟

مدیری، دورهمی و حق طلاق
حق طلاق، سند زن ذلیلی است؟

شرق نوشت: مهران مدیری، دستش را به مبل استیل روی صحنه تکیه داده و پیراهن آبی مردانه‌ای به تن دارد. در میکروفون با همان حالت همیشگی و صورتی که نمی‌خندد، اما بشاش است، دیالوگ‌های طنزی را بر زبان می‌آورد… این‌بار اما بر نقطه حساسی دست می‌گذارد. ماجرا را از میهمانی‌های خانوادگی و حرف‌های عاشقانه همسران به حق طلاق تعمیم می‌دهد. درواقع او مردانی را که در میهمانی‌ها به همسرانشان توجه می‌کنند، مردانی توصیف می‌کند که در ابتدای ازدواج «جوگیر» شده‌اند و حق طلاق را به همسرانشان داده‌اند. بعد صدای قهقهه حضار با چشم‌های گردشده آقای مجری در هم می‌آمیزد. حضار دست می‌زنند و مدیری از آنها می‌پرسد که در جمع چه کسی است که حق طلاق دارد. از آن عده کثیر که در استودیو حضور دارند، تنها یک زوج دستشان را بالا می‌برند. بقیه یا پیش از ازدواج درباره حق طلاق صحبتی نکرده‌اند یا جرئت نمی‌کنند که طبق حرف‌های مدیری «سند زن‌ذلیلی»شان را رو کنند و سیل حرف‌های درشت مدیری را جلو چندین ‌میلیون بیننده تلویزیونی به جان بخرند. زوج بالا می‌روند و مدیری مردی که به نظرش مظلوم واقع شده را به آغوش می‌کشد و از آنها درباره حقی سؤال می‌کند که هیچ‌چیزی درباره‌اش نمی‌دانند؛ مرد حق طلاق داده چون شرط خانواده عروس بوده و زن نیز برای رسیدن به مرد دلخواهش، شرط مادر را به خورد همسر داده است. هیچ‌کدامشان فلسفه این حق را نمی‌دانند. مردی که در دیدگاه مدیری مظلوم این ماجرا شده، با وساطت آقای مجری مورد عطوفت همسر قرار می‌گیرد و زن در میان خنده‌های سرخوشانه‌اش قول می‌دهد همسرش را به خاطر ریش‌گروگذاشتن کمدین محبوب اذیت نکند. این آیتم چهاردقیقه‌ای در ۲۴ ساعت گذشته در شبکه‌های اجتماعی چندین‌بار دست‌به‌دست شد و محل مناقشه فعالان حقوق زنان قرار گرفت. نگاه‌ها به ماجرا متفاوت بود، آنها که سعی می‌کردند میانه‌رو باشند، اظهارنظرشان مبنی‌بر این بود که در فضایی که ما به پزشکان خرده می‌گیریم که فضای نقد را برنمی‌تابند و برخی از قومیت‌ها نیز حاضر نیستند درباره‌شان طنز ساخته شود، چرا خودمان به‌عنوان فعالان مدنی این اجازه را به طنازی چون مدیری نمی‌دهیم تا با حق طلاق شوخی کند؟ آنها بر این عقیده‌اند که مهران مدیری با این آیتم، از قصه‌ای ممنوعه در تلویزیون سخن گفته و آن حق طلاق بوده و همین که مردم از زمان پخش این آیتم درباره حق طلاق حرف می‌زنند و فکر می‌کنند، می‌تواند یک شروع باشد. عده‌ای دیگر اما می‌گفتند حق طلاق شوخی‌بردار نیست، در شرایطی که تنفیذ یک حق طبیعی به زنان محل مناقشه است، نباید این‌همه تلاش را به سخره گرفت.
پردیس عامری، پژوهشگر حوزه جنسیت و زنان و دانشجوی دکترای مطالعات زنان، در گفت‌وگو با «شرق» درباره این موضوع می‌گوید: «اگر کاستی وجود دارد، در ناآگاهی اجتماعی و فرهنگی حتی میان برنامه‌سازان مدرن مانند مهران مدیری است که شاید اطلاع کافی از دادن «حق طلاق به‌عنوان مشخصه تفکیک مردانی که همسرانشان را با خودشان از نظر انسانی برابر می‌بینند»، ندارند! و‌ از سویی نشانه ضعف در سیاست‌های فرهنگی است که نمی‌توانند برنامه‌سازان را ملزم به رعایت خط قرمزهای حوزه جنسیت کنند. اگرچه که در رسانه ملی همین طرح گفتمان‌ شروط ضمن عقد و‌حق طلاق هم‌ می‌تواند به‌منزله آغاز بحث‌ها و دامن‌زدن به آگاهی‌سازی اجتماعی باشد، البته اگر متخصصان حوزه جنسیت و ‌فعالان مدنی پشت این موج پیش‌آمده را بگیرند».
البته عامری در ادامه تصریح می‌کند: «گرچه نمی‌توان انکار کرد که استفاده از واژگانی مانند «جوگیری» برای دادن یا مطالبه حق طلاق زن نامناسب و جنسیت‌زده بود، اما برای محققان حوزه جنسیت و زنان و حتی فعالان این حوزه اتفاق مبارکی است، چراکه عمق شکاف میان فضای اقلیت روشنفکر و آنچه در میان اکثریت جامعه حقیقی و مردم از نظر آگاهی وجود دارد و غالبا در حوزه زنان نادیده گرفته می‌شود آشکار شد». دکتر عالیه شکربیگی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه، نیز در گفت‌وگو با شرق به واکاوی برنامه دورهمی پرداخت و گفت: «من اساسا نسبت به حق طلاق در ابتدای زندگی این نقد را دارم و نمی‌دانم چرا در ابتدای زندگی که مسیر باهم‌بودن شکل می‌گیرد، از طلاق صحبت می‌کنیم، اما در برابر حفره‌های قانونی نسبت به حقوق زنان، دادن چنین حقی به زنان تنها می‌تواند کمی از مشکلات را حل کند و فکر می‌کنم مهران مدیری با به‌کاربردن واژه جوگیرشدن مردان، نشان داد که در ذهنش هم یک سیستمی به‌عنوان فرادست و فرودست وجود دارد و زنان در ذهن او در طبقه فرودست قرار دارند». شاید بد نباشد بدانیم با تنفیذ حق طلاق به زنان، این حق از مردان گرفته نمی‌شود، بلکه مرد با وکالت‌دادن این حق به همسرش، با او در قراردادی وارد می‌شود که دو طرف در داشتن یک حق شبیه هم خواهند بود.

تجلیل از اولین زن اورولوژیست ایرانی در کنگره‌ی بین‌المللی نورویورولوژی

تجلیل از اولین زن اورولوژیست ایرانی در کنگره‌ی بین‌المللی نورویورولوژی

اولین زن ایرانی اورولوژیست (متخصص بیماری‌های کلیه و مجاری ادرار) در اولین کنگره بین‌المللی نورویورولوژی مورد تجلیل قرار گرفت. به گزارش ایرنا مراسم قدردانی از دکتر فرزانه شریفی اقدس عصر پنج‌شنبه در افتتاحیه اولین کنگره بین‌المللی نورویورولوژی با حضور رئیس انجمن جهانی نورویورولوژی و متخصصان جراحی مغز و اعصاب اورولوژی و فیزیوتراپی ایرانی و چند کشور خارجی در محل هتل اسپیناس برگزار شد. این متخصص جراح و اورولوژیست اظهار کرد: حدود ۲۷ سال قبل تصمیم گرفتم وارد رشته اورولوژی شوم در حالیکه قبل از آن هیچ زن ایرانی دیگری در این رشته وارد نشده بود و البته این کار مشکلات خودش را داشت. وی افزود: در این مدت سعی کردم در رشته اورولوژی ارتقا داشته باشم و با همین هدف نوآوری‌هایی در زمینه استفاده از سلول‌های بنیادی در درمان بی‌اختیاری ادرار، استفاده از جریان‌های الکتریکی برای درمان مشکلات ادراری و همچنین در زمینه مدیریت بیمارانی که به دلیل مشکلات ستون فقرات و صدمات مغزی دچار مشکلات ادراری هم شده بودند انجام دادیم. شریفی اقدس خاطرنشان کرد: حدود ۸ سال قبل برای اولین بار در سطح خاورمیانه روش تحریک الکتریکی برای درمان نارسایی‌ها و مشکلات مثانه را شروع کردم که آن زمان کار جدیدی محسوب می‌شد و مخالفان زیادی داشت که خوشبختانه پس از مشخص شدن نتایج بالینی و کلینیکی آن توجه زیادی به این روش جلب شد. وی افزود: در مدت سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ برای اجرا و یادگیری این روش اقدام کردم و به‌منظور فراگیری آموزش‌های تخصصی آن به کشور هلند رفتم و نهایتاً این روش را از سال ۲۰۰۸ در کشور اجرا کردم. به گفته این متخصص جراح و اورولوژیست تاکنون بیش از ۱۵۰ بیمار در کشور با استفاده از روش تحریک الکتریکی به‌نوعی تست یا درمان شده‌اند. وی بابیان اینکه در تلاش هستیم گروه‌های دیگر و دستیاران را هم وارد این عرصه کنیم گفت: با برنامه‌ریزی‌های انجام‌شده متخصصان دیگر را آموزش داده تا استفاده از روش تحریک الکتریکی برای درمان بیماران گسترش یابد.
وی به حضور متخصصان رشته‌های مختلف پزشکی در اولین کنگره بین‌المللی نورویورولوژی اشاره کرد و گفت: این کنگره مشترک بین گروه جراحان مغز و اعصاب، متخصصان داخلی اعصاب، فیزیوتراپیست‌ها و متخصصان جراحی کلیه و مجاری ادرار (اورولوژیست‌ها) و حتی برخی متخصصان اطفال برگزار شده تا بیماران دچار بیماری‌های مغزی یا نخاعی که این بیماری‌ها روی سلامت و عملکرد سیستم ادراری و کلیه‌های آن تأثیر منفی گذاشته است با یک همگرایی و هم‌اندیشی به شکل گروهی درمان کنیم. وی تصریح کرد: هنگامی‌که بیمار به شکل گروهی درمان می‌شود بیمار هیچ‌وقت از کنترل و سیستم درمان خارج نمی‌شود بنابراین سلامت وی حفظ می‌شود و درنتیجه کسانی که از بیمار مراقبت می‌کنند نیز کمتر دچار گرفتاری می‌شوند و می‌توانند این مسیر طولانی را طی کنند زیرا ضایعات مغزی بعضاً تا پایان عمر همراه بیمار خواهد بود و خانواده‌های آن‌ها با دشواری‌های زیادی روبه‌رو هستند. شریفی اقدس در محور‌های تخصصی اورولوژی، نورولوژی، نوروسرجری (جراحی اعصاب)، اورولوژی زنان، اورولوژی اطفال، اورولوژی ترمیمی، جراحی کولورتال، رادیولوژی، توان‌بخشی و فیزیوتراپی تدارک یافت و از ۱۸ آذرماه به مدت ۳ روز در محل هتل اسپیناس ادامه داشت. در این کنگره متخصصان علوم پزشکی از ایران و کشور‌های آمریکا، انگلیس، اتریش، سوئیس، آلمان، اسپانیا، هلند، قطر و کویت ضایعات متعدد و شکایات فراوان جزو بیماران پیچیده هستند. ازجمله بیماری‌هایی که در این زمینه قرار دارند می‌توان به بی‌اختیاری‌های ادراری، مثانه نوروژنیک، مثانه بیش‌فعال، ضایعات نخاعی که همراه با مشکل ادراری و مثانه مشکلات کف لگن و بیماری‌های مادرزادی اشاره کرد.