نان زنان ماهیگیر «هنگام» به امنیت دریا گره خورده است 





نان زنان ماهیگیر «هنگام» به امنیت دریا گره خورده است 

15 آبان 1405، 20:35

حدود ۳۰ زن در جزیره هنگام، در یکی از کم‌نظیرترین تجربه‌های اشتغال زنان در جوامع ساحلی خلیج فارس، زندگی خود را با ماهیگیری پیوند زده‌اند، اما تنش‌های نظامی و ناامنی در پهنه دریایی منطقه، فعالیت صیادی آنان را با دشواری روبه‌رو کرده است. حالا پرسش این است که وقتی دریا، تنها محل کار و منبع درآمد این زنان، از دسترس خارج می‌شود، چه سرنوشتی در انتظار معیشت و آینده خانواده‌هایشان است؟

در جنوب جزیره قشم و در همسایگی آب‌های نیلگون خلیج فارس، جزیره هنگام میزبان زنانی است که دریا برایشان چیزی فراتر از یک چشم‌انداز طبیعی و جاذبه گردشگری است. برای این زنان، دریا محل کار، منبع درآمد و بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت و زندگی روزمره محسوب می‌شود. آنان با حضور در حرفه ماهیگیری، تصویری متفاوت از نقش زنان در اقتصاد جوامع ساحلی ارائه کرده‌اند و اکنون با شرایطی روبه‌رو هستند که می‌تواند معیشتشان را تحت تأثیر قرار دهد.

حدود ۳۰ زن در جزیره هنگام به حرفه ماهیگیری اشتغال دارند. این گروه تنها زنان ماهیگیر در جنوب ایران به شمار می‌روند، اما اهمیت روایت زندگی آنان در کم‌نظیر بودن اشتغال زنان در حرفه ماهیگیری خلاصه نمی‌شود. مسئله اصلی، آسیب‌پذیری زندگی گروهی از زنان و خانواده‌های جزیره‌نشین در برابر شرایطی است که خارج از اراده و کنترل آنان شکل می‌گیرد.

 

دریا؛ محل کار و تکیه‌گاه اقتصادی زنان هنگام

 

در جوامع جزیره‌ای، دریا همواره نقشی تعیین‌کننده در شکل‌گیری روابط اجتماعی، فرهنگ بومی و ساختار اقتصادی داشته است. ماهیگیری در این مناطق تنها یک فعالیت تولیدی نیست، بلکه دانشی برخاسته از تجربه نسل‌هاست. این دانش شناخت شرایط آب، زمان صید، ویژگی‌های گونه‌های دریایی و شیوه‌های بهره‌برداری از منابع را در بر می‌گیرد.

حضور زنان هنگام در این حرفه از منظر اجتماعی و اقتصادی اهمیت ویژه‌ای دارد. آنان با ورود به عرصه‌ای که در بسیاری از جوامع ساحلی عمدتاً مردانه تلقی می‌شود، نقشی مستقیم در تولید و تأمین معاش خانواده ایفا می‌کنند.

این تجربه نشان می‌دهد که ظرفیت اقتصادی زنان در جزایر جنوبی کشور نباید صرفاً به فعالیت‌هایی مانند صنایع‌دستی، خدمات گردشگری و مشاغل خانگی محدود شود. زنان می‌توانند در بخش‌های اصلی اقتصاد دریا، از صیادی و فرآوری محصولات دریایی تا عرضه و بازاریابی، نقش‌آفرین باشند. با این حال، برای شناخت دقیق جایگاه اقتصادی این زنان، باید به موضوعاتی فراتر از تعداد شاغلان توجه کرد. میزان درآمد، وضعیت بیمه، دسترسی به تجهیزات، امکان فروش محصول و سهم آنان از زنجیره ارزش اقتصاد شیلات، از جمله شاخص‌هایی هستند که می‌توانند وضعیت واقعی اشتغال زنان ماهیگیر را روشن کنند.

 

وقتی ناامنی به سفره خانواده می‌رسد

 

درگیری‌های نظامی در منطقه معمولاً از منظر پیامدهای سیاسی، اقتصادی و راهبردی بررسی می‌شوند. اختلال در تجارت دریایی، افزایش هزینه حمل‌ونقل، نگرانی درباره امنیت مسیرهای کشتیرانی و تأثیر بر بازار انرژی، بخش مهمی از این بررسی‌ها را تشکیل می‌دهند. اما در کنار این پیامدهای کلان، جوامع کوچک ساحلی نیز با تهدید مستقیم فعالیت‌های روزمره و منابع درآمدی خود مواجه‌اند.

با آغاز جنگ در منطقه، پهنه دریایی روبه‌روی محل زندگی زنان ماهیگیر جزیره هنگام ناامن شد و امکان ماهیگیری برای آنان به‌شدت محدود شد. برای صیادی که درآمدش به حضور در دریا وابسته است، هر روز توقف فعالیت می‌تواند به معنای کاهش درآمد و دشوارتر شدن تأمین هزینه‌های زندگی باشد. در چنین شرایطی، مسئله فقط از دست رفتن فرصت صید نیست. زنجیره‌ای از پیامدهای اقتصادی، از کاهش قدرت خرید خانواده تا دشواری تأمین هزینه‌های ضروری، ممکن است شکل بگیرد.

 

اقتصاد دریامحور بدون مشارکت زنان ناقص است

 

توسعه اقتصاد دریامحور در سال‌های اخیر به یکی از موضوعات مهم برنامه‌ریزی اقتصادی کشور تبدیل شده است. با این حال، تحقق این رویکرد تنها از مسیر توسعه بنادر، صنایع دریایی، حمل‌ونقل و سرمایه‌گذاری‌های بزرگ امکان‌پذیر نیست. جوامع محلی و نیروی انسانی فعال در سواحل و جزایر باید در مرکز این برنامه‌ها قرار گیرند. زنان ماهیگیر جزیره هنگام نمونه‌ای روشن از ظرفیت انسانی اقتصاد دریامحور هستند. این ظرفیت در صورت حمایت و سازمان‌دهی می‌تواند به افزایش اشتغال پایدار، تقویت اقتصاد خانواده و حفظ دانش بومی صیادی کمک کند.

ایجاد تعاونی‌های تخصصی زنان ماهیگیر، تسهیل دسترسی به تسهیلات خرید تجهیزات، توسعه امکانات نگهداری و فرآوری محصولات دریایی و فراهم کردن امکان فروش مستقیم، از جمله اقداماتی هستند که می‌توانند ارزش افزوده فعالیت آنان را افزایش دهند. همچنین، پیوند میان صیادی سنتی و گردشگری مسئولانه می‌تواند فرصت‌های مکملی برای اقتصاد محلی ایجاد کند. معرفی فرهنگ صیادی، عرضه محصولات دریایی و روایت تجربه زنان دریا به گردشگران، در صورت حفظ شأن حرفه‌ای و حقوق اقتصادی آنان، می‌تواند به تقویت درآمد جوامع محلی منجر شود.

 

میراث زنده‌ای که نباید فراموش شود

 

زنان ماهیگیر جزیره هنگام تنها بخشی از نیروی کار اقتصاد محلی نیستند، بلکه بخشی از فرهنگ و دانش تاریخی جوامع ساحلی خلیج فارس را نیز با خود دارند. تجربه صید، شناخت دریا و شیوه‌های سنتی فعالیت دریایی، بخشی از میراث ناملموس این منطقه است که انتقال آن به نسل‌های آینده اهمیت فراوانی دارد.

کاهش فرصت‌های شغلی، مهاجرت نیروی انسانی و دشوار شدن فعالیت صیادی، علاوه بر پیامدهای اقتصادی، می‌توانند انتقال این دانش بومی را نیز با خطر مواجه کنند. ازاین‌رو، ثبت تجربه‌های زنان ماهیگیر، مستندسازی شیوه‌های فعالیت و فراهم کردن زمینه آموزش نسل جوان باید در کنار برنامه‌های اقتصادی مورد توجه قرار گیرد.

در این میان، «سازمان شیلات ایران»، «اداره‌کل شیلات هرمزگان»، «سازمان منطقه آزاد قشم» و دستگاه‌های متولی حمایت اجتماعی و اشتغال می‌توانند با بررسی میدانی وضعیت زنان ماهیگیر جزیره هنگام، زمینه تدوین برنامه‌ای مشخص برای حمایت از آنان را فراهم کنند.

تهیه آمار دقیق از تعداد زنان فعال در صیادی، بررسی وضعیت بیمه و درآمد، شناسایی مشکلات بازار فروش و طراحی حمایت‌های معیشتی در دوره‌های توقف فعالیت دریایی، از نخستین اقداماتی هستند که باید در دستور کار قرار گیرند.

 

مسئله‌ای فراتر از ۳۰ زن

 

روایت زنان ماهیگیر جزیره هنگام، اگرچه از زندگی حدود ۳۰ زن آغاز می‌شود، در واقع تصویری از وضعیت آسیب‌پذیر اقتصادهای کوچک جزیره‌ای در برابر بحران‌های منطقه‌ای است. در این جوامع، امنیت دریا مستقیماً با امنیت شغلی و معیشتی مردم ارتباط دارد. هرگونه اختلال در فعالیت‌های دریایی می‌تواند زندگی خانواده‌هایی را تحت تأثیر قرار دهد که گزینه‌های شغلی جایگزین محدودی در اختیار دارند. شاید توقف فعالیت چند ده صیاد در مقیاس اقتصاد ملی عدد بزرگی به نظر نرسد، اما برای خانواده‌هایی که درآمدشان از همین فعالیت تأمین می‌شود، موضوعی تعیین‌کننده است. به همین دلیل، نگاه به اقتصاد دریامحور باید از شاخص‌های سرمایه‌گذاری و زیرساخت فراتر برود و امنیت معیشت ساکنان جزایر را نیز در بر گیرد.

داستان زنان ماهیگیر هنگام یادآوری می‌کند که خلیج فارس فقط یک مسیر راهبردی برای تجارت و انرژی نیست. این پهنه آبی خانه مردمانی است که نسل‌ها با دریا زیسته‌اند و حفاظت از آن بدون توجه به زندگی و آینده ساکنانش معنای کاملی ندارد.

وقتی دریا از زنان ماهیگیر روی برمی‌گرداند، چند قایق از حرکت بازمی‌ایستند و معیشت خانواده‌ها، استقلال اقتصادی زنان و بخشی از میراث زنده خلیج فارس نیز در معرض تهدید قرار می‌گیرد. اکنون زمان آن است که حمایت از این زنان از سطح روایت‌های رسانه‌ای فراتر رود و به مطالبه‌ای جدی در سیاست‌گذاری اقتصاد دریامحور تبدیل شود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *