زندگی، بی‌کارت زرد 





زندگی، بی‌کارت زرد 

11 آبان 1405، 22:02

بعضی آدم‌ها در یک قاب نمی‌گنجند؛ حمید علیدوستی از همان‌ها بود. مردی که فوتبال را با اخلاق، زندگی را با نجابت، و روحش را با موسیقی، هنر، کتاب و فلسفه پیوند زده بود. او در کنار مستطیل سبز، در جهان اندیشه و زیبایی هم قدم می‌زد؛ اهل موسیقی و هنر، مأنوس با کتاب و دل‌سپرده به پرسش‌های فلسفی درباره معنای زندگی.

در روزگاری که بسیاری در هیاهوی مادیات، مسابقه بیشتر‌داشتن و عطش شهرت گرفتار شده‌اند، او انگار راز دیگری از زندگی را دریافته بود. او فهمیده بود که ثروت واقعی، نه در انباشتن داشته‌ها، که در غنای روح، وسعت نگاه، عمق اندیشه و لطافت احساس است و می‌توان در اوج سادگی، غنی بود و بی‌آنکه هیاهویی به پا کرد، انسانی بزرگ باقی ماند.

چه تلخ است که ارزش چنین آدم‌هایی را وقتی بیشتر درمی‌یابیم که دیگر در میان ما نیستند. چنین آدم‌هایی ورزش را به اخلاق، هنر را به زندگی، کتاب را به اندیشه و فلسفه را به زیستن پیوند می‌زنند، و یادمان می‌آورند انسان‌بودن، خود بزرگ‌ترین هنر است.

حمید علیدوستی در زمین فوتبال کارت زرد نگرفت و چه استعاره دلنشینی است برای مردی که می‌توان او را با منش و مرامش نیز به یاد آورد. گویی در بازی دشوار زندگی هم، حرمت‌ها را پاس می‌داشت و به‌جای دویدن در پی زرق‌وبرق دنیا، به‌دنبال معنایی عمیق‌تر بود.

بعضی آدم‌ها وقتی می‌روند، فقط جای خالی‌شان باقی نمی‌ماند؛ معیاری از زندگ‌کردن به جا می‌گذارند که با رفتن‌شان، تازه بیشتر به ارزش آن پی می‌بریم.

یاد حمید علیدوستی گرامی؛ او به ما یادآوری کرد که زندگی، پیش‌از آنکه میدان رقابت برای داشتن باشد، فرصتی برای فهمیدن، احساس‌کردن و انسان‌تر‌بودن است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *