«افسر شاندیز»، پیشکسوت کوهنوردی، از تلاش گروهی پنجنفره برای بازگرداندن زنان به کوهستان میگوید
صعود از قلههای محرومیت
افسر شاندیز: زنان کوهنورد را در پناهگاهها راه نمیدادند. مجبور بودیم کوله و کفش کوهنوردیمان را در کوه بپوشیم، چون حتی جامعه و محله هم پذیرش زن کوهنورد را نداشت.
28 مهر 1405، 22:36
در ابتدای دهه شصت، تغییرات ساختاری در فدراسیون کوهنوردی به اخراج و حذف زنان از این رشته ورزشی منجر شد. آییننامهای خطاب به باشگاههای کوهنوردی صادر شد که در آن، ورزش کوهنوردی مختص مردان معرفی شده بود. از همان سال، زنان فعال و علاقهمند به این حوزه سرنوشت متفاوتی پیدا کردند. تعدادی با قهر و غیظی که بهحق هم بود، در پی تغییر ساختار حذف شدند و گروهی پنجنفره از زنان در باشگاه کوهنوردی «آرش»، هسته اولیه زنان کوهنورد را تشکیل دادند. هستهای که با استمرار حضور در جامعه کوهنوردی، مسیر سنگلاخی کوهنوردی زنان را هموار کرد. «افسر شاندیز» یکی از آن پنج کوهنورد پیشکسوت است که در گفتوگو با «پیام ما»، به مناسبت روز ملی کوهنوردی، از مسیر تاریخی و چالشهای حضور زنان در کوهستان میگوید.
همیشه این قهرمانها هستند که دیده میشوند؛ روایتهایشان در تارنماهای مجازی جستوجو میشود و نامشان ورد زبان مردم میافتد. اما قهرمانی میتواند حاصل طیکردن مسیری پرفرازونشیب از محدودیتها هم باشد؛ ممنوعیتهایی که جز با استمرار و مطالبهگری برطرف نمیشوند. حضور زنان در قلههای مرتفع و باشگاه هشتهزارمتریها هم مصداق یکی از این مسیرهای پرفرازونشیب است.
در دورهای از تاریخ معاصر ایران، بهتأثیر از شرایط جامعه و فضای انقلابی، جنسیت زنان عامل مهمی در حذف آنها از اجتماعات ورزشی شد. در ورزشهای سالنی، سالن مردان و زنان از هم جدا شد، اما در ورزشهایی نظیر کوهنوردی که سالن مجزایی نداشت و برنامههای ورزشی در دامان کوه و طبیعت برگزار میشد، چرخ بر پاشنه خطخوردن حضور زنان چرخید.
«افسر شاندیز» که از کودکی و بهواسطه فراگیری این ورزش در خانواده به کوه و کوهنوردی علاقهمند بود، از روزهای دهه شصت و وضعیت کوهنوردی در آن دوره به «پیام ما» میگوید: «از سال ۵۸ کوهنوردی تشکیلاتی را شروع کردم. در سال ۵۷ فدراسیون کوهنوردی منحل شده بود و شورایی متشکل از باشگاههای کوهنوردی با نام «شورای کوهنوردان» بهجای فدراسیون فعالیت میکرد.»
شاندیز که متولد سال ۱۳۳۹ است، از طریق شورای کوهنوردی با باشگاه آرش آشنا شد و فعالیت رسمیاش را در دنیای کوهنوردی آغاز کرد؛ فعالیتی که با ممنوعیت حضور زنان در کوهستان همراه بود. شاندیز از آن روزها چنین یاد میکند: «تا سال ۱۳۶۱ فعالیت باشگاهها کمافیالسابق بهصورت مختلط ادامه داشت. اما در سال ۱۳۶۱، با شروع به کار مجدد فدراسیون کوهنوردی، نامهای به باشگاههای وقت داده شد که حضور و عضویت زنان در کوهستان را ممنوع اعلام کرد.»
از طرفی، نگرش حاکم نسبت به کوهنوردی در دهه شصت، این ورزش را بهمثابه یک فعالیت سیاسی در نظر میگرفت و محدودیتهای شدیدی را برای مردان هم اعمال میکردند. شاندیز درباره سرنوشت زنان کوهنورد در آن دوره بیان میکند: «گروهی از زنان این ورزش را کنار گذاشتند. عدهای کوهنوردی را در قالب گروههای دوستانه و خانوادگی ادامه دادند. اما ما گروهی علاقهمند بودیم که میخواستیم کوهنوردی را بهصورت رسمی، حرفهای و مجوزدار ادامه دهیم.»
رویکرد حذفی در قبال حضور زنان در کوهستان، پاککردن صورتمسئله بود؛ چراکه ورزشی همچون کوهنوردی، با تشکیلاتی که از سال ۱۳۲۶ در ایران فعال بود، نمیتوانست یکباره نیمی از اعضایش را از دیوارههای سنگی و چکادها حذف کند. از طرفی، در آن دوره، فقط فدراسیون کوهنوردی میتوانست امکانات و شرایط دسترسی به تجهیزات فنی را در اختیار باشگاهها بگذارد و در قبال این خدمات، از باشگاهها انتظار داشت از قوانین فدراسیون تبعیت کنند.
در این شرایط، گروهی پنجنفره از زنان علاقهمند به این حوزه، با همراهی باشگاه کوهنوردی آرش و پشتیبانی پیشکسوتانی همچون «کیومرث بابازاده»، نخستین گروه زنان کوهنورد را بهصورت رسمی تشکیل دادند. شاندیز از این گروه و مجمع فوقالعاده باشگاه آرش میگوید: «بعد از اطلاعیه ممنوعیت حضور زنان در باشگاهها، سایر باشگاههای کوهنوردی تهران، زنان را اخراج کردند. اما در مجمع فوقالعادهای که باشگاه آرش برگزار کرد، حضور زنان به رأی گذاشته شد و تعداد موافقان بیشتر از مخالفان بود.»
این تصمیم میتوانست محدودیتهای بیشتری برای باشگاه آرش در دسترسی به امکانات ورزشی بهدنبال داشته باشد، اما زنان با تشکیل گروهی مجزا توانستند قانون غلط حذف زنان را دور بزنند.
پنج زن
شاندیز از این گروه پنجنفره میگوید: «هدف جداسازی زن و مرد از یکدیگر بود. مخالفتشان با حضور زنان هم از حیث جنسیت زنان بود. پس گروه پنجنفره ما شامل «مینو میرزاده»، «زهرا خُرمَکی»، «زهره سلامت شریف»، «زینت اویس» و بنده، هیئت مؤسس گروه بانوان آرش را تشکیل داد و فصل جدیدی از کوهنوردی زنان را در شرایط بسیار سخت آغاز کرد.»
با تورق عکسهای قدیمی کوهنوردان، کمتر عکسی از کوهنوردی زنان در آن سالها پیدا میکنیم. شاندیز دلیلش را چنین توضیح میدهد: «با وجود اینکه تفکیک جنسیتی را کامل رعایت میکردیم و زنان و مردان در قالب گروههای مجزا صعود میکردند، اما کماکان گرفتوگیرهای فدراسیون ادامه داشت. به همین علت عکس نمیگرفتیم. خاطرم هست در اغلب روستاهای کوهپایهای، کمیته روستا آنقدر ما را معطل میکرد که زمان مناسب برای صعود را از دست میدادیم و ناچار به منزل برمیگشتیم.»
یکی از ابعاد محرومیت زنان از حضور در کوه، منع استفاده از پناهگاهها بود؛ اتفاقی که زنان کوهنورد را مجبور میکرد چادرهای سنگین برزنتی حمل کنند تا بتوانند در کوه کمپ کنند. شاندیز خاطراتش از علمکوه را به یاد میآورد: «حضور بانوان در تمامی پناهگاهها و مجامع کوهنوردی ممنوع بود. برای نمونه، در برنامه علمکوه، فدراسیون اجازه ورود ما به پناهگاه «سرچال» را نداد. در آن سرمای هوا باید کمپ میکردیم که مردان کوهنورد حاضر در پناهگاه به نشانه اعتراض بیرون آمدند و ما توانستیم به پناهگاه برویم.»
از محدودیتها تا تأسیس «انجمن کوهنوردی بانوان»
برای گروه زنان آرش، استمرار حضور زنان در کوه اولویت بود و با این رویه، ۱۰ سال را با مشکلات فراوان سپری کردند. مشکلاتی که نهفقط در دامنه کوه و پناهگاهها، بلکه در شهر و از سوی جامعه هم دیده میشد. شاندیز در این مورد میگوید: «در آن سالها ما مجبور بودیم کوله و کفش کوهمان را در کیسه با خود به کوه ببریم و آنجا بپوشیم، زیرا اگر در محله ما را با لباس کوهنوردی میدیدند، حتماً کمیته محل در انتظارمان بود.»
اما استمرار و تلاش دهساله «گروه زنان آرش» نتیجه داد و در نهایت، فدراسیون کوهنوردی در سال ۱۳۷۳ حضور زنان را در قالب «انجمن کوهنوردی بانوان» به رسمیت شناخت. از آن سال، فعالیت زنان در کوهستان آسانتر شد. شاندیز این اقدام فدراسیون را نوعی «ایدهگرفتن از گروه زنان آرش» میداند.
بااینحال، شاندیز حضور زنان در عرصه کوهنوردی را نتیجه همکاری گروهی و خرد جمعی میان اعضای باشگاه و زنان دغدغهمند دانست. شاید بتوان گفت در ادامه همین کنشگریها بود که در سال ۱۳۸۳، حضور توأمان زنان و مردان بهصورت رسمی و قانونی در فدراسیون کوهنوردی محقق شد.
انرژی، جوانی و شوق افرادی نظیر «سهیلا میرزایی»، «فریده یزدآبادی» و «سهیلا یزدآبادی» در دهه شصت و هفتاد به ثبت رکوردهایی در دیوارهنوردی و سنگنوردی انجامید که هنوز هم شکسته نشدهاند؛ رکوردهایی که به گفته شاندیز، برای «اثبات توانایی و امکان حضور زنان» در کوهستان بودند.
برای شاندیز، «علاقه شخصی و تعهد به حفظ خواسته بهحق بانوان»، مهمترین دلایل طیکردن این مسیر پرچالش بوده است: «این روزها با دیدن نسل جدیدی که بهراحتی کوه میروند، حقیقتاً خوشحالم و به آینده حرفهایشان امیدوارم؛ چراکه ریلگذاریهای یک نسل باعث شد ما الان به این نقطه در کوهنوردی زنان برسیم.»
برچسب ها:
افسر شاندیز، انجمن کوهنوردی بانوان، باشگاه آرش، تاریخ کوهنوردی، تبعیض جنسیتی، دهه شصت، علمکوه، فدراسیون کوهنوردی، کوهنوردی زنان، ممنوعیت حضور زنان
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
همکاری محیطزیست مازندران و فدراسیون کوهنوردی در مدیریت مقاصد کوهستانی
زنکشی در قشم
وقتی «آبرو» از «جان زن» گرانتر میشود
سخنگوی دولت: ایستادگی در مسیر حفظ استقلال کشور، زن و مرد نمیشناسد
تشکیل کارگروه حجاب در دانشگاه تهران و سازوکار گفتوگو پیش از شورای انضباطی
پیشهمایش «زن در تاریخ محلی سیستان و بلوچستان» برگزار شد
تلاشی برای جبران غفلت از تاریخ زنان
از سوی داروسازی دکتر عبیدی و انجمن آنکولوژی زنان، نخستین راهنمای بالینی کشوری مدیریت «اچ. پی. وی» و سرطان دهانه رحم رونمایی شد
مدیریت ایرانی سرطان دهانه رحم
ساعت کاری ادارات و بانکها از اول مهر ۸ تا ۱۳ شد
زنانی که روی دیوارهای تهران نیستند
«پیام ما» از آخرین وضعیت صدور گواهینامه موتورسیکلت برای زنان گزارش میدهد
در انتظار استفاده قانونی از موتورسیکلت
معیشت پایدار زنان انزلی
توانمندسازی زنان روستایی تالاب انزلی؛ توسعه معیشت پایدار با گردشگری و صندوقهای خرد
وب گردی
- هتل سنتی چیست؟ تنوع خدمات و تفاوت آن با هتل عادی
- بهترین هتل های مازندران و گیلان کدامند؟ 8 هتل های خوب شمال
- مشارکت اسنپ در خرید دستگاه استریل جراحی چشم
- لایو ترید؛ بهترین راه برای دیدن اجرای واقعی یک استراتژی معاملاتی
- بهترین آموزشگاه تیزهوشان کشور کجاست؟
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زنانی که روی دیوارهای تهران نیستند
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید