در نشستی درباره احیای هورالعظیم، مردم از معیشت و مسئولان از توسعه میگویند
سهم ما از هور
نماینده طایفه السواری: تالاب نفس مردم است؛ نفس مردم را نگیرید
عضو شورای شهر رفیع: سهراب مهمتر است یا مردم؟
رئیس پردیس علم و فناوری دانشگاه چمران: مردم هورالعظیم پیوست پروژه نیستند، اصل ماجرا هستند
18 مهر 1405، 23:46
روبهروی مدیران دولتی، شیوخ عرب با لباسهای سفید نشستهاند و از حسرتهایشان میگویند؛ که هورالعظیم آن بهشتی که در عکسها نشان میدهند نیست، دیگر به قدر سابق ماهی ندارد، گاومیشها تشنهاند، کشاورزی دارد از بین میرود و جوانان بیکارند. «از شما تقاضا میکنم که نگاهی به ما کنید. یک بازرسی میدانی کنید و مردم را ببینید.» شیخی از خانواده سواری بیت الغوازی در رُفیّع تا تهران آمده که در نشستی درباره تالاب هورالعظیم این را به نمایندگان شرکت نفت بگوید و برود.
موضوع نشست «همافزایی و توافقسازی طراحی و اجرای برنامه جامع حفاظت و احیای تالاب هورالعظیم» است، اما نام میدان نفتی «سهراب» در جلسه سنگینی میکند. شرکت مهندسی و توسعه نفت (متن)، بازوی اصلی توسعه میدانهای نفتی کشور و میزبان این نشست، قرار است سهراب را در محدوده تالاب توسعه دهد. از زمان صدور مجوز محیطزیستی این پروژه در میانه تابستان، نهادهای مدنی، شماری از کارشناسان، کنشگران و جوامع محلی به مخالفت برخاستهاند و خواستار لغو مجوزند. اما شرکت متن میگوید این مجوز بعد از ۹ مرتبه بازنگری صادر شده و اکنون باید بهجای تقابل، مسیر کارشناسی و گفتوگو را دنبال کرد.
برای تالابنشینان هم مسئله فراتر از سهراب است؛ آنها سالهاست میزبان فعالیتهای نفتیاند، اما از جادههای شهری، بیمارستان، مدرسه مجهز و فرصتهای شغلی محروم ماندهاند.
در این نشست که عصر سهشنبه (۱۴ مهر) برگزار شده و بیش از چهار ساعت به طول انجامیده، کارشناسان درباره پیامدهای توسعه جدید و اعتبار ارزیابیهای محیطزیستی هشدار میدهند، فعالان محیطزیست تأمین حقابه و مدیریت کشاورزی را مهم میدانند، مسئولان از برنامههای احیا و مسئولیت اجتماعی حرف میزنند و مدیرعامل متن از تعداد نیروهای بومی شاغل در پروژههای غرب کارون دفاع میکند.
«محمد الموتی»، دبیر شبکه تشکلهای محیطزیست و منابعطبیعی کشور، به سیاق دو نشست قبل، مطالبه کنشگران را تکرار میکند: «مطالبه ما توقف هرگونه فعالیتی است که به هورالعظیم آسیب میزند. ظرفیت برد تالاب سالهاست پر شده؛ هر گونه بارگذاری جدید یک ابربحران جدید میسازد.»
محیطزیستیها هورالعظیم را یکی از نمونههای بارز شکست مدیریت توسعه در کشور میدانند. الموتی میگوید که وضعیت این تالاب مشابه چیزی است که پیش از این در دریاچه ارومیه تجربه کردهایم. در سومین نشستی که شبکه تشکلهای محیطزیستی و منابعطبیعی کشور برای صحبت درباره مواضع مردمنهادها و جوامع محلی برگزار کرده، بار دیگر گفته میشود که وزارت نفت و سایر دستگاهها در دهههای گذشته به هیچیک از وعدههای خود عمل نکرده و به شروط اعلامی که در دهههای ۸۰ و ۹۰ برای آنها وضع شده، توجهی نداشتهاند و «عالمانه و عامدانه تالاب را خشکاندهاند». از همین روست که در نگاه مردم، شرکتهای نفتی متهم اصلی وضعیت امروز هورالعظیم شناخته میشوند و شکاف عمیقی که میان جامعه مدنی و وزارت نفت ایجاد شده، محصول چند دهه فعالیت نفتی در غرب کارون است.
آنچه تالابنشینان میخواهند
صدای جامعه محلی در نشست بلند است. جلسه با حرفهای «عاشور داوودفر»، از خاندان السواری بیت بترانی، آغاز میشود. او به نمایندگی از مردم هورنشین شطعلی، متنی درباره مطالبات ساکنان منطقه، یعنی کاهش آلایندگی فعالیتهای نفتی، حفاظت از تالاب، اشتغال نیروهای بومی، تقویت زیرساختها و ایفای مسئولیتهای اجتماعی میخواند و وضعیت زندگی خودش را مثال میزند: «پدر و اجدادم ماهیگیر بودند. کسب ما از همین ماهیها بود اما دیگر چیزی از ماهیها نمانده. من دو فرزند دارم که تحصیلکردهاند؛ یکی مترجم انگلیسی، دومی مهندس. هر دو بیکارند. غیر از من تمام برادرانم و تمام منطقه، بیکار هستند. از مسئولین انتظار داریم کاری برای ما انجام دهند.»
«فاضل ایثاریانزاده»، نماینده خانواده السواری بیت الغوازی، کشاورز اهل رُفیّع است و میگوید: «من از هور مرده صحبت میکنم. قبلاً به رفیع میگفتند کویت دوم؛ بهخاطر شالی، ماهیگیری، گندم و پرندهها. حالا به آن کویت میگویند حوضچه. ما مردم کشاورز، ماهیگیر و دامدار منطقه، همه ضعیف شدهایم. ما پاییندستیم و آبی به ما نمیرسد. از شما تقاضا میکنم که نگاهی به ما کنید و مردم را ببینید. میدانهای نفتی که آمدند هیچ کاری برای ما نکردند. آمدند، ساختند اما هنوز جوانان ما بیکارند. والسلام.»
نفر بعد، «حمید سواری»، نماینده طایفه السواری در بیت نصر است: «نفتی که تالاب ما را خشک میکند، نمیخواهیم. معیشت ما در خطر است. دامداری، صیادی، کشاورزی، بوریابافی ما در احتضار است. حقابه را بدهید تا مردم بتوانند به راحتی امرار معاش کنند. سهم مردم از هور فقط خشکسالی و گردوخاک و دود است. با توجه به خشکی هور در سالهای اخیر آمار بیماریهای صعبالعلاج تنفسی به شکل قابل توجهی افزایش یافته است. راهکار شما برای پیشگیری و معالجه بیماران چیست؟ خواهشاً بررسی کنید که سود مردم منطقه از استقرار شرکتهای نفتی چیست؟ چه چیزی عاید مردم شده است؟ مطالبه ما حفظ تالاب است. تالاب نفس مردم است. نفس مردم را نگیرید.» جمع احسنت میگویند و دست میزنند.
«کریم سواری»، بزرگ خاندان السواری بیت احتیوی، خودش را اینطور معرفی میکند: «من، کریم سواری از اهالی رفیع، متولد ۱۳۴۱، خود حوضچه، پایینتر از رفیع. ما به طرح شرکت نفت هیچ اعتراضی نداریم. فقط میگوییم به معیشت مردم نگاه کند. برای کار نیروهای غیربومی میآورند و کل بچههای رفیع بیکارند. مثل برادران دیگر که گفتند، بچههای ما همه لیسانس و دیپلمه بیکارند. من نه فقط از مردم رفیع، از کل مردم منطقه دفاع میکنم. ما اهالی رفیع هشت سال جلوی بعثیها ایستادیم و از ایران و هور دفاع کردیم. من چهار فرزند بیکار دارم. از مهندسین و مسئولین شرکت نفت خواهش میکنیم مشکل هورالعظیم را حل کنند. نباید تالاب را خشک کنند. معیشت مردم را باید تامین کنند. والسلام.»
در نشست بارها از ایستادگی مردم این منطقه در جنگ هشتساله صحبت میشود. «محمد ستاری»، نماینده خاندان السواری بیت اسلیم، آزاده ۹ساله و جانباز ۵۰ درصد، ساکن روستای مچریه در هور، میگوید: «۱۴ساله بودم که صدام به ما حمله کرد. او با آن قدرتش در آن زمان نتوانست از طریق هور وارد سرزمین عزیزمان شود. چون تالاب پر از آب بود، زنده بود. هور همهچیز ما بود، نعمت بود اما بهخاطر نفت نابودش کردیم. البته نفت باشد، اشکالی ندارد. ما میخواهیم هور هم زنده بماند. از شما مسئولان استدعا داریم این تالاب را زنده نگه دارید.»
حرفها و دغدغهها یکی است؛ شغل، معیشت، حقابه. تضعیف زیستبوم، معیشت محلی را از بین برده و توسعه نفت نتوانسته برای همه ساکنان جایگزین شغلی پایداری فراهم کند.
از داغ دل مردم
«قاسم سلیمیپور»، فعال محیطزیست و مدیر انجمن حامیان طبیعت گتوند، اهالی طایفه سواری را به تهران آورده است. او میگوید مدافع بیچونوچرای هورالعظیم و مخالف توسعه میدان سهراب است و مدام اشکهایش را پاک میکند: «فشار سختی در استان به ما وارد میکنند اما کوتاه نمیآییم. آنقدر خوزستان را توسعه دادند که دیگر چیزی نمانده. من عاشق هورم. ما آمدهایم صدای پرندههای هورالعظیم باشیم. نیامدهایم اینجا شمشیر بکشیم یا با کسی تقابل کنیم؛ آمدهایم حرف مردم و دغدغههای محیطزیستی را مطرح کنیم و امیدواریم این گفتوگوها به نتیجه برسد. هورالعظیم یک موجود زنده است؛ وقتی آب به آن نرسد و حیاتش مختل شود، مانند انسانی است که راه تنفسش بسته شده باشد. درخواست ما روشن است؛ هورالعظیم را حفظ کنید و اجازه ندهید تخریب آن به نقطهای برسد که دیگر بازگشتی نباشد.»
«محمد سواری»، عضو شورای شهر رفیع، میگوید آمده تا گزارشی میدانی از «داغ دل مردم» بدهد: «ما مردم تالابنشین تجربه تلخی از نفت و سازمان آب و برق داریم. کار کارشناسی آنها در سیل ۹۸ روستا و شهرهای ما را به شبهجزیره تبدیل کرد. نظر مردم را پشت گوش انداختند و با هدایت سیل از نقاطی که ما معترض بودیم، سبب بروز مشکلاتی برای منطقه و صدور چندینباره حکم تخلیه برای اهالی شد.»
او میپرسد استقرار هفت میدان نفتی و یک پالایشگاه خلیج فارس چه سودی برای این منطقه داشت و بعد از نیاز شغلی جوانان حرف میزند: «در حق جوانان منطقه بیانصافی شد. تجمعات هرروزه جوانان بنربهدست دم فرمانداری، استناد حرفهای من است. دیدیم که چیزی جز بازداشت و شکایت نفت علیه بیکاران معترض عاید نشد. ما توسعه را نمیخواهیم چون میادین نفتی قبلی آسیب زیادی به تالاب زدند، معیشت ما را مختل کردند و تعهداتشان را ایفا نکردند. مناطق ما مکان تفریحی، خدماتی و فرهنگی ندارد. ظلم است که مردم از ابتداتیترین امکانات محروماند. کجا قابل هضم است که فاصله منطقه من با اولین بیمارستان ۴۵ کیلومتر باشد؟ سرویس مدارس روستایی و شهری تأمین نیست. کیفیت تحصیل پایین آمده چون در انتخاب رشته محدودیت داریم. مدارس ما از وسایل گرمایشی و سرمایشی محروماند. آیا میدانید که پارسال از ۹ ماه سال تحصیلی به دلیل دود و ریزگرد فقط ۸۶ روز مدارس حضوری بودند؟»
او به مصاحبهای از «نصرالله زارعی»، مدیرعامل شرکت متن، در شهریور ۱۴۰۴ اشاره میکند که گفته بود «تولید میدان نفتی ۴۰ میلیارد دلار برای کشور درآمدزایی خلق کرده و برای پنج سال آینده هم حدود ۴۲ میلیارد دلار درآمد دیگر پیشبینی شده است» و میگوید: «با وجود چنین ظرفیت اقتصادی، چرا مناطق میزبان از امکانات و زیرساختهای متناسب برخوردار نیستند؟ کجای انصاف است که مردم مرزنشین با چنین امکاناتی زندگی کنند؟»
سواری معتقد است فاز نخست پروژه نفت هیچ دستاوردی برای مردم نداشته و مشکلات دیگری به منطقه اضافه کرده است: «از سادگی مردم سوءاستفاده شده و شرکت نفت برای کار خدماتی، آبدارچی، پایینترین سطح کاری از جوانان بومی مصاحبه میگیرد و تاییدیههای آنچنانی میخواهد. با اینکه قول داده بودند، از نیروهای تحصیلکرده منطقه برای مشاغل اداری استفاده کافی نمیشود. قرار بود فرصت شغلی را چندبرابر کنند اما این وعده عملیاتی نشد.»
او به ادعای وجود رابطه خوب میان پروژههای نفت و مردم منطقه هم منتقد است: «چه رابطه خوبی که کلی جوان را دادگاهی کردهاند؟ جوانی که در تامین نان شبش مانده باید جریمه بدهد. شهرداری از پروژه شاکی است، از بس ماشینآلات سنگین از نزدیکی خانههای مسکونی عبور میکرد، بعضی از اهالی بهدلیل ترکخوردگی خانهها شده از پروژه شاکی شدند.»
سواری ابراز تأسف میکند که در ارزیابی محیطزیستی، تأثیر پروژه سهراب بر سلامت مردم منطقه مثبت اعلام شده است و میگوید: «سهراب مهمتر است یا مردم؟ اگر این پروژه ملی است، ما هم جزوی از ملتیم و جامعه محلی ما بسیار ضرر دیدهاند و دیگر تحمل این همه بیاعتنایی را ندارند.»
به گفته او، معرفی رفیع بهعنوان شهر تالابی مستلزم پیشنیازهایی است که از توان شهرداری و دهیاریهای بخش خارج است. «پیشنهاد میکنم این برنامه را شرکت نفت تقبل کند. و خواهشاً به تعهدات اجتماعی عمل کنید و در مناطق متضرر و متاثر از آلایندگی نفتی هزینه کنید.»
عضو شورای شهر رفیع توجه به وضعیت فاضلاب شهری، بهبود زیرساختهای جادهای و شهری و ایجاد مشوقهایی برای حضور پزشکان و معلمان در منطقه را مهم میداند و تأکید میکند که مسئولیت اجتماعی شرکتهای نفتی باید به حل مشکلات واقعی مردم منجر شود: «انتظار ما این است که منطقه در حوزه کارهای فرهنگی پیشرفتی را احساس کند. برای خروج منطقه از بنبست، گردشگری در دستور کار قرار بگیرد. نه اینکه مرزبانی با امنیتیکردن موضوع جلوی کار را بگیرد.»
«مهران علمالهدایی»، معاون عمرانی استانداری خوزستان، هم در جلسه حضور دارد و به مدیرعامل شرکت مهندسی و توسعه نفت میگوید: «جناب زارعی! وقتی قرار شد در مسجد سلیمان اولین چاه نفت را بزنند، آنها که آمدند کار اکتشاف را انجام دادند، دیدند بدون توجه به توسعه عمرانی و زیرساختی و توسعه اشغال و رفاهی کار را پیش نمیرود. از همین رو بیمارستان، باشگاه و فرودگاه ساختند. بیمارستانی ساختند که در آن زمان رضاشاه که می خواست عمل کند او را آوردند به مسجدسلیمان. دغدغه استانداری این است که هر توسعهای همراه با توسعه عمرانی منطقه باشد. برای مردم که نقش اصلی را دارند باید توسعه رفاهی و اجتماعی فراهم کرد. خواست مردم محلی ساده و شفاف است، آنها درخواست غیرمتعارف و غیرقانونی ندارند.»
مطالبات اهالی طَبُر
«عبدالله هلیچی»، نماینده خاندان السواری بیت هلیچی، از جایش برمیخیزد و با چند سند در دست، روبهروی مدیران میایستد: «ببخشید، خیلی وقتتان را نمیگیرم. میخواهم این اسناد را نشانتان دهم. هزار کیلومتر تا اینجا آمدهام تا حرف بزنم. کاری کنید که مردم منطقه طبر که زمینهایشان را به نفت دادهاند، حداقل به کار و اشتغال گرفته شوند.»
او در نوبت صحبتش نامهای خطاب به «حمید بورد»، وزیر جدید نفت، میخواند که موضوعش این است: «درخواست مجدد مطالبات و حقوق اهالی منطقه طَبُر در محدوده میدان نفتی آزادگان شمالی».
اهالی این منطقه در سالهای گذشته درخواستشان را بارها در مکاتباتی با مسئولان مختلف مطرح کردهاند، اما به نتیجه نرسیدهاند. هلیچی میگوید طبر از دیرباز محل سکونت و فعالیت کشاورزی خانوادههای متعددی بوده است و اهالی اسناد و سوابق مالکیت و بهرهبرداری از اراضی کشاورزی را دارند: «این مردم در جریان سالهای دفاع مقدس و به دلیل شرایط جنگی ناچار به ترک محل زندگی خود شدند. و پس از گذشته سالها همچنان با مشکلات و محرومیتهای ناشی از عدم بازگشت و توسعه مناسب به منطقه مواجهاند.»
به گفته او، با اینکه بخش قابلتوجهی از ظرفیتهای نفتی در محدوده میدان آزادگان شمالی قرار گرفته، مردم بومی و خانوادههایی که سالها در این سرزمین زندگی کردهاند سهمی از فرصتهای اشتغال، خدمات و امکانات، زیرساختها و آثار توسعهای فعالیت نفتی دریافت نکردهاند.
شهریور امسال تعدادی از اهالی طبر، یعنی مالکان زمینها و جوانان جویای کار، در اعتراض به شرکتهای فعال در میدان نفتی آزادگان تجمع کردند، چون «نفتیها روی زمینهایی کار میکنند که متعلق به آنهاست»، اما «جوانها حتی با داشتن تحصیلات دانشگاهی از اشتغال در این مجموعهها محروماند».
هلیچی به مدیران نفتی و محیطزیستی میگوید: «به ولله قسم امروز اول صبح دیدیم که گاومیشهای خودمان و فامیلمان یک قطره آب ندارند. هر روز با فرماندار هویزه هماهنگی میکنم بهخاطر همین گاومیشها. التماسش میکنم که نگذارد این گاومیشها خفه شوند. بدون آب دارند زندگی میکنند. اگر ببینیدشان از غصهشان میمیرید.»
اکنون ساکنان طبر از وزیر جدید چهار درخواست دارند: «تعیینتکلیف و امکان بازگشت و ساماندهی اهالی طبر، توجه به اشتغال نیروهای بومی در پروژهها و مجموعههای مرتبط با میدان نفتی آزادگان شمالی، اختصاص سهم مشخصی از فرصتهای شغلی و پیمانکاری به نیروها و شرکتهای بومی واجد شرایط و در آخر تشکیل کارگروهی با حضور نمایندگان اهالی و استانداری خوزستان و فرمانداری دشت آزادگان و مسئولان ذیربط وزارت نفت برای بررسی و پیگیری موضوع تا حصول نتیجه.»
رزیجی، یکی از اهالی رسانه خوزستان، گفتههای «مهدیه پورشاد»، مشاور مسئولیتهای اجتماعی شرکت انرژی دانا، را نقد میکند: «گفتهاند که برای ۵۰۰ نفر از مردم بومی اشتغال ایجاد شده اما فقط ۱۶۰ نفر از مردم آن هم ناطور، نگهبان و روزمزد مشغول شدهاند.»
یکی از شیوخ فریاد میزند: «اینها که مشغول شدهاند همه صاحب زمیناند.» کریم سواری میگوید: «من هم صاحب زمینم. چهار سال است اعتراض میکنم که حتی یک نفر از ما را نگرفتهاند برای کار. حتی ناطورها و حراستیها هم صاحب زمیناند. ما کلی متخصص بیکار داریم.»
از حقابه میگویم
«ناصر عبیات»، فعال محیطزیست خوزستان، حرفهایش را با گفتن از حقابه هورالعظیم آغاز میکند: «حقابه محیطزیستی تالاب در بدترین شرایط بیش از یک میلیارد و سیصد مصوبه شورای تامین استان است اما در سازمان آب و برق خوزستان با خشکسالی مدیریت مواجهایم. آخر وزارت نیرو بر چه مبنایی در بدترین شرایط سد کرخه را بست؟ هزاران تن آبزی را از بین بردید. تالاب را خشکاندید. کانونهای گردوغبار را فعال کردید. یکی از مشکلات اصلی حقابه است.»
او سپس خطاب به نماینده جهاد کشاورزی میپرسد: «آیا شما گزارش جدیدی از ایسی خاک کشاورزان که زمینهایشان لمیزرع شده، تهیه کردهاید؟» البته جوابی نمیشود.
عبیات این بار زارعی را خطاب قرار میدهد و از کتاب مجموعه عکس هورالعظیم که شرکت متن منتشر کرده گلایه میکند: «در این کتاب عکسهایی است که هورالعظیم را مثل بهشت نشان میدهد. هور را اینطور به رخ مردم نکشید. آیا اطلاع ندارید در همین سال نزدیک ۴۰-۵۰ خانوار از هور -منطقهای که شما در آن پروژه دارید- مهاجرت کردهاند؟ آیا شما اطلاع ندارید چقدر اکوسیستم تالاب به هم خورده و چقدر آتشسوزی داشتیم؟»
او سپس به موضوع اشتغال میپردازد و اینکه «جوانان منطقه هر روز دارند جلوی فرمانداری علیه زارعی و امثال او در شرکت نفت شعار میدهند». عبیات با صدای بلند میگوید: «شما کلا ۵۲ غیربومی و ۲۲ فرد بومی را بیمه کردهاید. این آمار بیمه دشت آزادگان در پروژه سهراب است. از بدو کار شما هیچ نگاهی به مردم محلی نداشتهاید. با مردم صادق باشید.»
خوزستان مهاجرپذیرترین بود، مهاجرفرستترین شد
«احمدرضا لاهیجانزاده»، معاون محیطزیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیطزیست، با شنیدن حرفهای حاضران خودش را «خوزستانیِ خوزستانی» و آشنا به مشکلات این استان معرفی میکند: «من خوزستانیام؛ خودم متولد مسجدسلیمانم و همسرم عرب است. سالهای زیادی در خوزستان زندگی کردهام و مشکلاتی که مردم بومی میگویند را درک کردهام. با وجود همه سختیهایی که خوزستان در حدود 50 سال گذشته پشت سر گذاشته است؛ از جنگ در سال ۵۹ و آسیبهای ناشی از آن تا مشکلات و مسائل محیطزیستی حاد مثل پدیده گردوغبار که در سالهای بعد ایجاد شد.»
او به آمارهای سازمان برنامه و بودجه استناد میکند که براساس آن، خوزستان در سال 1357 رتبه نخست مهاجرپذیری کشور را داشت، اما در سال 1395 به رتبه نخست مهاجرفرستی رسید. «این اعداد اختلاف عمیقی را نشان میدهد که از کجا به کجا رسیدهایم.»
لاهیجانزاده نبود توسعه در اهواز را با سرعت توسعه شهرهای دیگر مقایسه میکند و میگوید: «وقتی بعد از چند سال به شهرهایی مانند شیراز یا اصفهان میروم، در توسعه و تغییرات شهر گم میشوم، دیگر نمیتوانم آدرس را درست پیدا کنم. شدت توسعه در این شهرها بهحدی است که قابل تشخیص است؛ اما چنین تغییراتی را به ندرت میتوان در اهواز دید. اهواز هنوز همان اهواز سی چهل سال قبل است، تازه آسفالتش هم از بین رفته. شیراز را مثال زدم چون آنجا مرکز استانی صنعتی نیست. خوزستان تمام داشتههای مورد نیاز یک استان یا کشور را دارد اما توسعه را نمیبیند.»
او تجربه توسعه آبادان را مثال میزند که «۱۰۰ سال پیش پالایشگاهی در آن ایجاد شد و در کنار آن یک تمدن و جامعه شکل گرفت اما امروز در غرب کارون داریم تمدنی ایجاد میکنیم و هنوز برنامه مشخصی برای جامعه محلی نداریم.»
لاهیجانزاده خدمت سربازیاش را در شهر رفیع گذرانده است: «آن زمان در سال ۱۳۷۰، حتی برای تأمین نیازهای اولیه مردم مجبور بودند به شهر بروند. حالا ۳۵ سال گذشته و آنجا هیچ تغییری نکرده. انگار وارد تونل زمان بشویم. آن زمان رفیع روستا بود و حالا فقط چند خانه اضافه شده است.»
یکی از شیوخ میپرسد: «از آن زمان هورالعظیم چقدر تغییر کرده؟»
معاون محیطزیست دریایی جوابی به این سؤال نمیدهد و میگوید: «شرکت ملی نفت ایران یا وزارت نفت میتواند با استفاده از ظرفیتهای خود، در کنار معاونتهای عمرانی، برای اجرای طرحهای هادی روستایی و ایجاد حداقل زیرساختهای مورد نیاز مردم کمک کند. حتی یک جاده مناسب در داخل روستا یا مسیر منتهی به آن وجود ندارد. حداقلهای زندگی و زیرساختی باید برای جوامع محلی ایجاد شود.»
او با این گفتهها ادامه میدهد: «حداقل ۱۵ هزار کیلومتر خط لوله نفتی از مقابل روستاهای خوزستان عبور میکند و مردم همین مناطق با وجود گلهمندی، با دل و جان از این خطوط حفاظت میکنند. بحث ما تغییر نگرش در سیاستهای وزارت نفت است. چرا تجربه قبل از انقلاب هنوز این همه طرفدار دارد؟ چون نگاه به مردم مناطق نفتخیز بدون تبعیض بود. گلهمندی عمیق مردم خوزستان از نادیدهگرفتهشدن در توسعه است؛ آن هم در کنار مواهبی که به کل کشور تقدیم میکنند. موضوع اصلی، اصلاح سیاستهای وزارت نفت است؛ البته دستگاههای دیگری هم باید سیاستهای خود را اصلاح کنند، اما در شرایط فعلی اولویت با وزارت نفت است، چون بیشترین تولید و ثروت از طریق این وزارتخانه ایجاد میشود. اگر سیاستهای وزارت نفت اصلاح شود، در دل آن میتوان طرح جامع هورالعظیم و دیگر طرحهای توسعهای را دید.»
«محمدصادق کریمیکیا»، معاون مشارکتهای اجتماعی وزارت کشور، هم در طول نشست به بحران گردوغبار و مهاجرت از خوزستان اشاره میکند: «خوزستان در دهه ۹۰ یکی از بزرگترین موجهای مهاجرت خود به استانهایی مانند اصفهان، تهران و البرز را تجربه کرد. بخشی از مسئله مهاجرت و گسترش حاشیهنشینی در کلانشهرها به همین بحرانها بازمیگردد. پروژهها باید میان ارزشهای اقتصادی، اجتماعی و اکولوژیک توازن برقرار کنند و اگر راهحل پرهزینهتری پیامدهای محیطزیستی و اجتماعی کمتری دارد، باید امکان انتخاب آن بررسی شود.»
آیا هورالعظیم برنامه احیا دارد؟
در هفتهها و ماههای گذشته که مطالبه لغو مجوز سهراب مطرح شد، در جلسات هماندیشی و درخواستهای مختلف بارها از فاصله میان جامعه محلی و شرکت نفت و احتمال بروز درگیریهای محلی در مناطق اجرای طرح صحبت به میان آمد. به گفته الموتی، این موضوع باعث شد مدیرعامل شرکت مهندسی و توسعه نفت برای طراحی، تدوین و اجرای طرح احیای حوضه آبریز هورالعظیم اعلام «آمادگی صد درصدی» کند. با این همه، چالش اصلی این میان نبود اطمینان از همراهی سایر دستاندرکاران دولتی مثل وزارت نیرو در پرداخت حقابه تالاب، وزارت جهاد کشاورزی در جلوگیری از برداشت حقابه تالاب از سوی کشاورزان و تردید در همکاری بعضی نهادهای استانی و ملی است.
الموتی به حاضران در نشست یادآوری میکند که مدیرعامل شرکت متن در جلسه قبلی در نهاد ریاستجمهوری برای حمایت از برنامه جامع حفاظت و احیای تالاب اعلام آمادگی کرده است. او از وزارتخانههای نیرو و جهاد کشاورزی، که در کنار نفت بیشترین اثر را در وضعیت امروز تالاب هورالعظیم داشتهاند، درخواست میکند دستدردست هم هورالعظیم را به روزگار حیات و سرزندگیاش بازگردانند.
دبیر شبکه تشکلهای مردمنهاد و محیطزیستی کشور از لاهیجانزاده میپرسد: «آیا اصلا برای هورالعظیم طرح جامع داریم؟»
معاون محیطزیست دریایی و تالابها جواب میدهد: «کنوانسیون رامسر درباره حفاظت از تالابها سال 1349 تصویب شد؛ آن زمان وضعیت همه تالابهای کشور تقریباً صد درصد عالی بود. در سند همان کنوانسیون کلمه احیای تالاب آمده است. این کلمه به معنی این نیست که تالاب مرده. یعنی اینکه اگر براثر تغییراقلیم محدودهای از تالاب دچار مشکل شد، به دنبال برنامهای برای جبران برویم. تالابهایی مانند هورالعظیم که آسیب بیشتری دیدهاند، نیازمند برنامه جامع حفاظت و احیا هستند. برای هورالعظیم نیز بیش از یک سال و نیم پیش، شرح خدمات طرح جامع حفاظت آماده شده بود؛ آن زمان هنوز موضوع طرح سهراب در میان نبود. این موضوع بسیار مفصل است، اما میتواند کاملتر شود تا همه جوانب در آن دیده شود.»
به گفته او، در دو سال گذشته حدود ۱۱۰ مجوز ارزیابی محیطزیستی در مقیاسهای مختلف صادر شده و اگر قرار باشد ساختار و ضوابط ارزیابی محیطزیستی اصلاح شود، باید از دانشگاهها و صاحبنظران دعوت شود تا این فرایند با نظر کارشناسی پیش برود.
لاهیجانزاده ادامه میدهد: «با معاون وزیر نیرو جلسهای داشتیم و مراحل داخلی برای ثبت هورالعظیم در کنوانسیون رامسر تقریباً نهایی شده است. بهزودی فرمهای مربوطه از طریق وزارت امور خارجه برای دبیرخانه کنوانسیون ارسال خواهد شد تا فرایند ثبت انجام شود. تلاش میکنیم این تالاب هرچه سریعتر در فهرست کنوانسیون رامسر ثبت شود. به دنبال تعریف یک پروژه بینالمللی هستیم تا بتوانیم از ظرفیتهای مالی بینالمللی برای احیا و نجاتبخشی هورالعظیم استفاده کنیم.»
مجوز سهراب را لغو کنید تا درباره احیا حرف بزنیم
صحبت از احیای هورالعظیم در جایجای نشست، جلسه را به تنش میکشاند. بحث هم بر سر واژه احیاست و همزمانی توسعه میادین نفتی و تلاش برای نجاتبخشی.
مثل وقتی که «حسین محمودی»، عضو هیئت علمی پژوهشکده علوم محیطی دانشگاه شهید بهشتی، از احیا میگوید و عبیات میان حرفهایش میدود: «چرا میگویید احیا؟ این خیانت است. با کلمات بازی نکنید.» مخالفان میگویند گفتن از احیا یعنی پذیرفتن مرگ هورالعظیم و پذیرفتن ادامه توسعه میادین نفتی در تالاب.
محمودی جواب میدهد: «بله، بخشهایی از هورالعظیم را برای همیشه از دست دادهایم. این اشتباه نفت بوده. اما حالا که صحبت از طرح احیا و همزمان توسعه میدان سهراب است باید بدانیم که انجام این دو، بهطور همزمان ممکن نیست. معتقدم طرح توسعه سهراب اشتباه است اما در کنار آن احیا هم طرح خوبی است. باید ابتدا درباره اصل توسعه میدان سهراب تصمیم درستی گرفته شود و بعد در چندین جلسه تخصصی، مشکل هیدرولوژیک تالاب و تأمین حقابه را حل کنیم. اگر قرار است هورالعظیم احیا شود، باید همه ابعاد آن شامل هیدرولوژی، اکولوژی و جامعه محلی همزمان دیده شود. مجوز محیطزیستی میدان سهراب ۴۲ صفحه است و اطمینان دارم با بررسی دقیق آن، مواردی پیدا خواهد شد که امکان نقض و لغو مجوز را فراهم کند.»
به گفته این جامعهشناس محیطزیست، احیای هورالعظیم فقط با تأمین آب محقق نمیشود: «وقتی از برنامه جامع احیای تالاب صحبت میکنیم، این برنامه حداقل سه بعد هیدرولوژیکی، اکولوژیک و اجتماعی دارد که اگر همزمان مورد توجه قرار نگیرند، نمیتوان از یک برنامه جامع احیا صحبت کرد. بعد هیدرولوژیک، پایه و اساس احیای تالاب است. در این بخش باید وزارت نیرو و سازمان آب و برق خوزستان وارد میدان شوند و درباره تأمین حقابه و رساندن آب کافی به هورالعظیم تصمیم جدی گرفته شود. وزارت جهاد کشاورزی هم مسئولیت دارد. شرایط کشور سخت است و همه دستگاهها زحمت میکشند، اما در موضوع هورالعظیم، خواسته و ناخواسته، در سالهای گذشته به تالاب جفا شده است و اکنون باید این دو دستگاه در بخش هیدرولوژیکی کمک کنند آب بیشتر برسد.»
محمودی معتقد است سناریوهای سازمان حفاظت محیطزیست برای تأمین آب تالاب هورالعظیم باید مورد توجه قرار گیرد و دستگاههای مسئول برای اجرای آن همکاری کنند.
او که خود در نقش مشاور در حوزه اجتماعی پروژه سهراب حضور داشته، ادامه میدهد: «اگر ارزیابی اجتماعی در پروژهها جدی گرفته نشود، طبیعی است که در ادامه با اعتراض و نارضایتی جوامع محلی مواجه شویم. بعد اجتماعی باید در کنار مسائل هیدرولوژیک و اکولوژیک مورد توجه قرار گیرد. البته پیش از همه باید درباره اصل طرح سهراب تصمیمگیری شود و بعد برنامه احیای تالاب با مشارکت همه دستگاههای مسئول پیش برود.»
محمودی حرفهایش را اینطور به پایان میبرد: «با لغو مجوز سهراب کاممان را شیرین کنیم و بعد دنبال راه نجات باشیم. آب زندانیشده هور از طریق سد سیمره و کرخه باید آزاد شود. وزارت نیرو در این زمینه سکوت کرده و باید پاسخ دهد. باز هم میگویم، باید درباره وزارت نیرو و جهاد کشاورزی گفت که بیست سال است طرحهای مختلفی درباره هورالعظیم میدهند، اما باید پرسید چرا هنوز مشکل تالاب حل نشده است؟»
«ایمان کاهکش»، مدیر روابط عمومی شبکه محیطزیست و منابعطبیعی استان خوزستان، هم با او همنظر است و میگوید در شرایط فعلی، تدوین برنامه جامع احیای تالاب مسئله اصلی نیست؛ بلکه مسئله لغو مجوز محیطزیستی توسعه میدان سهراب است: «برنامه جامع احیای تالاب نباید بعد از تصمیمات توسعهای نوشته شود تا صرفاً پیامدهای آن را مدیریت کند. حرف ما این است که ابتدا مجوز محیطزیستی توسعه میدان سهراب لغو شود و بعد درباره برنامه جامع احیای هورالعظیم گفتوگو کنیم.»
به گفته او، سازمان محیطزیست خطای بزرگی کرده و در صفحه ۲۴ مجوز صادرشده، از مجری پروژه خواسته توسعه میدان نفتی سهراب را انجام دهد و همزمان برنامه احیای تالاب را آغاز کند: «نمیشود اول مجوز توسعه فعالیتی را صادر کرد که ممکن است بر تالاب اثرگذار باشد و همزمان از مجری همان پروژه انتظار داشت برنامه احیای تالاب را اجرا کند.»
کاهکش به تدوین ۱۷ برنامه جامع درباره تالابهای مختلف اشاره میکند و با استناد به گزارش مرکز پژوهشهای مجلس درباره عملکرد ستاد ملی تالابها میگوید: «این ۱۷ برنامه خروجی مشخص، سیاستگذاری مستمر، عملکرد ادواری و تأثیرگذاری درستی ندارند. بنابراین حتی اگر یک برنامه جامع برای احیای هورالعظیم تدوین شود، خروجی مؤثری نخواهد داشت.»
او درباره گزارش ارزیابی محیطزیستی پروژه سهراب هم توضیح میدهد: «در اصلاحیه آییننامه جلوگیری از تخریب تالابها و آلودگی غیرقابل جبران که در شهریور ۱۴۰۵ به تصویب هیئت وزیران رسیده، برای بعضی فلزات سنگین و آلایندهها حدود مجاز تعیین شده اما در صفحه ۷۷ گزارش ارزیابی سهراب بهصراحت به عناصری مثل کادمیوم، مس، نیکل، سرب، وانادیوم و روی اشاره شده و میزان بعضی از این آلایندهها در میدانهای نفتی، تا ۸۰ برابر حد مجاز اعلام شده است. با این تفاسیر، نمیتوان ابتدا مجوز توسعه میدان نفتی را صادر کرد و بعد از مجری پروژه خواست همزمان برنامه احیای تالاب را اجرا کند. چون دیگر احیایی در کار نیست.»
صرف خروج نفت، ضامن بقای هور نیست
«مهدی مجتهدی»، کارشناس برنامهریزی، مدیریت و آموزش محیطزیست و مدیرعامل انجمن دامون، از زاویه دیگری به موضوع نگاه میکند. او که در جریان ارزیابی مشارکتی روستایی مدتی در رفیع زندگی کرده و با گاومیشداران، صیادان و کشاورزان محلی گفتوگو داشته، میگوید نباید نجاتبخشی هورالعظیم را به میدان سهراب فرو کاست. به گفته او، توسعه کشاورزی آببر در بالادست کرخه میتواند حتی با توقف فعالیتهای نفتی خطر بزرگی برای تالاب باقی بگذارد: «گسترش کشت برنج در حوضه آبریز نمونهای از فشار بر منابع آب است. اگر آب کافی به هور نرسد، خروج شرکتهای نفتی بهتنهایی ضامن بقای تالاب نخواهد بود. باید از ظرفیت مالی صنعت نفت برای جبران بخشی از آسیبها استفاده کرد و همزمان مدیریت یکپارچه حوضه آبریز، کشاورزی پایدار و تأمین حقابه را پیش برد.»
مجتهدی البته به ترتیب تصمیمگیری درباره پروژه هم انتقاد دارد: «فرایند درست ارزیابی باید پیش از صدور مجوز امکان بررسی کارشناسی و مشارکت جامعه محلی را فراهم کند؛ یعنی گروه ارزیاب آثار طرح را توضیح دهد و متخصصان حوزههای مختلف و مردم منطقه درباره پیامدهای اجتماعی، فنی و اکولوژیک آن بحث کنند. اما حالا مجوز صادر شده و تازه جلسات گفتوگو برگزار میشود؛ این وضعیت میتواند اعتماد عمومی را بیشتر خدشهدار کند.»
نفت چه چیزی را تضمین میکند؟
«نصرالله زارعی»، مدیرعامل شرکت مهندسی و توسعه نفت، خود را برای جواب به همه انتقادات آماده کرده است. او درباره مجوز میدان نفتی سهراب به این اشاره میکند که صدور مجوز محیطزیست پنج سال طول کشیده و در این مدت ۹ بار بازنگری شده است: «در این مجوز شاخصها، الزامات و تعهدات مشخصی تعیین شده است. سازمان حفاظت محیطزیست در این فرایند حضور داشته و شرکت بدون مجوز این سازمان کاری انجام نمیدهد.»
او از طرف دیگر میگوید از سال ۱۳۹۸ به بعد، پد یا جاده جدیدی در محدوده موردبحث ایجاد نشده و ساخت جادهها به سالهای پیش از ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ برمیگردد. مدیرعامل متن درباره وضعیت تالاب هم میگوید: «باید تصمیم گرفت که چطور حیات را در حوضچه یک و دو حفظ کرد و بخشهای آبدار تالاب را گسترش داد.»
او از سهم نیروهای بومی در اشتغال طرحهای غرب کارون هم دفاع میکند و میگوید ۸۱ درصد کارکنان این مجموعهها بومیاند و هزار و ۸۲۶ نفر در این طرحها مشغول به کار هستند و این رقم «بیش از نیاز معمول ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفری» مجموعه است. زارعی به آموزش نیروهای محلی و اشتغال بیش از ۲۲۰ نفر از افرادی که در دورههای آموزشی شرکت کردهاند هم اشاره میکند.
زارعی به این اشاره میکند که مسئولیت مشکلات توسعهای خوزستان را نمیتوان فقط بر عهده یک دستگاه گذاشت، چون وزارت نیرو، وزارت جهاد کشاورزی، سازمان برنامه و بودجه و دیگر نهادها هم وظایفی دارند.
در همین حال، «مرجان شاکری»، مدیرکل دفتر ارزیابی اثرات زیستمحیطی، از صدور مجوز سهراب دفاع میکند و میگوید برای پروژه شروطی در نظر گرفته شده و حتی شرایطی برای لغو مجوز در متن آن وجود دارد: «این بار، برخلاف برخی مجوزهای گذشته که بهصورت محرمانه صادر شدهاند، چارچوبی محیطزیستی تعیین شده است.» از سوی دیگر، «محمدتقی جعفرزاده»، معاون حفاظت محیطزیست وزارت نفت، در نشست هماندیشی میگوید وزارت نفت سه دستورالعمل برای ارزیابی محیطزیستی طرحهای نفتی، خطوط لوله و پروژههای نقطهای تهیه کرده و مشارکت مردمی در آنها بهعنوان بخشی از فرایند ارزیابی در نظر گرفته شده است.
با این همه، سؤال فعالان محیطزیست درباره تضمین اجرای شروط مجوز همچنان پابرجاست. آنها میگویند در گذشته هم برای پروژههای نفتی شروطی تعیین شده، اما اکنون تالاب با بحران آب و تخریب زیستگاهی روبهروست.
ذینفعان شرکای پروژهاند
«امین خرمیان»، رئیس پردیس علم و فناوری دانشگاه شهید چمران اهواز، از بخش آنلاین به جلسه میپیوندد تا از ایراد چارچوبهای ارزیابی محیطزیستی بگوید: «منصفانه این است که بگوییم مسئله هورالعظیم فقط میدان نفتی سهراب و فقط انجام یک پروژه نیست. آنچه امروز میبینیم حاصل عملکرد یک دستگاه یا حتی یک دوره زمانی خاص نیست. در نتیجه احیای آن هم به شکل پروژهای اتفاق نمیافتد. هورالعظیم یک سیستم هیدرولوژیک، اکولوژیک و اجتماعی است. بنابراین کاری که برای حفاظت و احیای آن انجام میشود باید مبتنی بر همین ابعاد باشد.»
به گفته او، برای احیا اول باید پاسخ داد که هور باید چه وضعیتی داشته باشد، «اما هنوز نمیدانیم که هور در کدام بخشها و با چه کیفیتی، به چه میزان آب احتیاج دارد». خرمیان میگوید: «هورالعظیم به سامانه پایشی نیاز دارد که وضعیت امروز و آیندهاش را نشان دهد. حفاظت باید قابل اندازهگیری و پاسخگویی باشد.»
استادیار گروه هیدرولوژی و منابع آب دانشگاه چمران تأکید میکند که مشکل دیگر در ارزیابیها، مسئولیتهای دستگاه و پروژه نسبت به توسعهای که در منطقه میدهد و همینطور نحوه پایش و آستانههای هشدار آن است: «اینکه چه زمانی کار باید متوقف شود و اقدام اصلاحی آن چیست، بههیچوجه در چارچوبهای ارزیابی وجود ندارد. این چارچوبها در رابطه با هورالعظیم هم وجود نداشته و بهنظر نمیاید که در دستور کار باشد.»
به گفته او، محیطزیست و محیطزیستیها و همینطور مردم هورالعظیم پیوست پروژه نیستند؛ بلکه اصل ماجرا هستند: «ذینفعان شرکای ما هستند؛ نه کسانی در حاشیه پروژه ما. شرکایی که در پایش در اتخاذ تصمیمات جبرانی و نحوه بهینه مدیریت این عرصه به ما کمک میکنند. فکر میکنم خروجی چنین نگاهی از وضعیت فعلی که اکنون میبینیم بهتر است.»
اما ما ناامیدیم
در طول نشست، سلیمیپور، مدیر انجمن حامیان طبیعت گتوند، کنار اهالی رفیع نشسته و اشک میریزد. او اهالی طایفه سواری را به تهران آورده و بهسختی توانسته آنها را راضی کند که برای اولینبار، برای بیان خواستههایشان راهی شرکت نفت شوند: «نمیآمدند. میگفتند بیاییم آنجا چه بگوییم. اما میخواستم بیایند و صحبت کنند و حرفهایشان شنیده شود. حرفشان این است که تالاب زندگی ماست و نفت در معیشت ما هیچ تاثیری نگذاشته است. این مردم از سادهترین امکانات محروماند.» او حالا در پایان نشست میگوید ناامید است: «برای ایران گریه میکنم. اگر پروژه را لغو کنند خوشحال میشویم اما فکر نمیکنم لغوش کنند. کسی به آینده این مردم فکر نمیکند.» بعد از این همه گفتوگو درباره حقابه، اشتغال، برنامه احیا و شروط مجوز، او هنوز نمیداند آیا آمدن اهالی رفیع به این جلسه چیزی را تغییر داده یا نه. با درماندگی میگوید: «همه وعدهها دروغ است. آنها تصمیمشان را گرفتهاند.»
برچسب ها:
ارزیابی زیستمحیطی، بحران آب، بیکاری بومیان، توسعه پایدار، حقابه تالاب، محیطزیست خوزستان، مسئولیت اجتماعی نفت، معیشت محلی، میدان نفتی «سهراب»، هورالعظیم
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
لاشه خرگوش و سلاح کشف شد
دستگیری شکارچیان غیرمجاز در کنگاور
کشف لاشه ۱۰ قطعه تیهو در گیلانغرب و توقیف خودروی متخلف
کشف ادوات شکار و صید غیرمجاز در سنقروکلیایی
توقف برداشت غیرمجاز از بستر رودخانه در منطقه آلیان فومن
نگاهی به چرایی خشکیدن کاجهای چیتگر
مهندسی طبیعت، اعلام جنگ با طبیعت، شکست از طبیعت
ادامه تخریب در سایه بلاتکلیفی واگذاری و مدیریت
زنگ خطر برای پارک جنگلی دزفول
وقت تغییر نام شرکت «آب و فاضلاب» نرسیده است؟
سال زراعی تازه؛ از حافظه مهرگان تا آینده کشاورزی ایران
کمبود منابع آب تهدید اصلی مهاجرت
سرشماری ۴۳۵۹ پرنده در زیستگاههای آبی خراسان شمالی
رهاسازی یک قطعه بوتیمار در زیستگاههای طبیعی ماسال
وب گردی
- بهترین هتل های مازندران و گیلان کدامند؟ 8 هتل های خوب شمال
- مشارکت اسنپ در خرید دستگاه استریل جراحی چشم
- لایو ترید؛ بهترین راه برای دیدن اجرای واقعی یک استراتژی معاملاتی
- بهترین آموزشگاه تیزهوشان کشور کجاست؟
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز بیشتر
بیشترین نظر کاربران
دستگیری متخلف شروع به شکار با سلاح قاچاق در کلاله
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید