ظرفیت‌های مغفول ادبیات ایران برای تبدیل‌شدن به مقصدهای گردشگری

ادبیات، مقصدی کم‌سفر





ادبیات، مقصدی کم‌سفر

14 مهر 1405، 20:59

ادبیات ایران با پیشینه‌ای چند هزارساله و حضور شاعران و نویسندگان بزرگی مانند فردوسی، حافظ، سعدی، خیام، عطار، صائب، نیما، فروغ، شاملو و سهراب سپهری، ظرفیت گسترده‌ای برای شکل‌گیری گردشگری ادبی دارد. خانه‌ها و آرامگاه‌های ادیبان، شهرهای مرتبط با زندگی آن‌ها و حتی مکان‌هایی که در آثار ادبی از آن‌ها نام برده شده است، می‌توانند در قالب شبکه‌ای از گردشگری ادبی تعریف شوند؛ بااین‌حال، این ظرفیت در ایران هنوز تا حد زیادی به بازدید از آرامگاه‌ها محدود مانده و به محصولی منسجم در گردشگری تبدیل نشده است.

گردشگری ادبی یکی از شاخه‌های گردشگری فرهنگی است که بر علاقه به یک نویسنده، شاعر، اثر ادبی یا فضای ادبی یک مقصد شکل می‌گیرد. بازدید از محل تولد و زندگی ادیبان، خانه‌ها و آرامگاه‌ها، موزه‌های ادبی، مکان‌های الهام‌بخش آثار و پیمودن مسیرهای مرتبط با شخصیت‌ها و آثار ادبی، بخشی از این نوع گردشگری است. این تجربه در کنار جنبه تفریحی، با آموزش و آشنایی با تاریخ و فرهنگ مقصد نیز همراه است.

جاذبه‌های ادبی را می‌توان در سه دسته قرار داد: مکان‌های واقعی مرتبط با زندگی ادیبان، مانند خانه نیما یوشیج در یوش و خانه شهریار در تبریز؛ مکان‌های خیالی که در آثار ادبی خلق شده‌اند و بعدها به جاذبه گردشگری تبدیل شده‌اند، مانند مکان‌های مرتبط با آثار جیمز جویس یا شرلوک هلمز؛ و مکان‌هایی که با هدف جذب گردشگر و بر اساس یک شخصیت یا اثر ادبی ساخته شده‌اند. برخی شهرها نیز پیوند خود با یک نویسنده یا شخصیت ادبی را به بخشی از هویت گردشگری‌شان تبدیل کرده‌اند؛ مانند دوبلین با جیمز جویس و ادینبورگ با والتر اسکات.

مسیرهای ادبی نیز بخش مهمی از این ظرفیت هستند و می‌توانند بر زندگی نویسندگان یا فضای یک اثر ادبی متمرکز باشند؛ مانند مسیرهای مرتبط با هری پاتر یا «کد داوینچی». جشنواره‌های ادبی نیز می‌توانند با تقویت ارتباط یک شهر یا منطقه با میراث ادبی آن، تجربه‌ای متفاوت شکل دهند و به تبدیل ادبیات به محصولی گردشگری کمک کنند.

 

گردشگری ادبی؛ محصولی از نسل سوم گردشگری خلاق

 

«امیرحسین حکمت‌نیا»، دبیر میز ملی گردشگری ادبی، مدرس و نویسنده گردشگری، می‌گوید: «گردشگری ادبی محصولی از نسل سوم گردشگری خلاق است که از سال ۲۰۰۰ میلادی در ادبیات گردشگری جهان جای خود را باز کرده است. این نوع گردشگری بر روایت‌گری و تجربه‌گرایی متکی است و گردشگر را از تماشای صرف آثار تاریخی به سمت خلق معنا و زیست در جهان مفاخر می‌برد.»

 

سابقه دیرینه گردشگری ادبی در ایران

 

حکمت‌نیا می‌گوید: «هرچند ادبیات نظری گردشگری ادبی از سال ۲۰۰۰ میلادی در جهان بازتعریف شد، ریشه این نوع سفرها در ایران قدمتی دیرینه دارد. در قرن هشتم هجری، ابن‌بطوطه مراکشی حدود شش دهه پس از درگذشت سعدی به مزار او می‌رود و شرح این حضور را می‌نویسد. در عصر صفوی نیز ژان شاردن و دیگر جهانگردان از مقابر شعرای پارسی‌گو یاد کرده‌اند.»

او می‌افزاید: «حتی سعدی را می‌توان از نخستین آموزگاران گردشگری جهان دانست؛ آنجا که می‌سراید: «در اقصای عالم بگشتم بسی / به سر بردم ایام با هر کسی / به هر گوشه‌ای یافتم راحتی / ز هر خرمنی توشه‌ای یافتم.»»

 

طراحی ۱۰۰ مسیر گردشگری ادبی در ایران

 

او می‌گوید: «تاکنون یکصد مسیر گردشگری ادبی در ایران طراحی و اجرا شده که ۳۰ مسیر آن ویژه استان فارس است. این مسیرها بر پایه داستان و ادبیات معاصر، شخصیت‌ها و مشاهیر، خانه‌های تاریخی، اسطوره‌ها و قبور مشاهیر طراحی شده‌اند.»

حکمت‌نیا می‌افزاید: «این مسیرها قرار نیست صرفاً مجموعه‌ای از بازدیدها باشند؛ هدف این است که عناصر مختلف مقصد در قالب یک روایت و تجربه به یکدیگر متصل شوند و گردشگر با جهان آن شخصیت یا مکان ارتباط برقرار کند.»

 

سه ضلع گردشگری ادبی؛ از بناهای تاریخی تا موزه‌های موضوعی

 

او تأکید می‌کند: «گردشگری ادبی امروز بر سه ضلع استوار است؛ بناهای اصیل تاریخی مانند مقابر و خانه‌های مشاهیر، مسیرهایی که احساس و داستان خلق می‌کنند و بناهای نوساخت و موزه‌های موضوعی که با پیوست ادبیات شکل گرفته‌اند.»

او می‌افزاید: «گردشگر نباید فقط وارد یک خانه یا آرامگاه شود، آن را ببیند و خارج شود. داستان، شخصیت، ادبیات، تاریخ و فضای اجتماعی مقصد باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند و تجربه‌ای واحد بسازند.»

حکمت‌نیا می‌گوید: «فارس علاوه بر گردشگری ادبی، در حوزه خوراک، گردشگری اقوام و عشایر، گردشگری هنری، صنایع‌دستی، معماری و میراث جهانی نیز ظرفیت دارد. می‌توان این عناصر را در کنار یکدیگر قرار داد و از یک بازدید ساده، تجربه‌ای چندلایه ساخت.»

او می‌افزاید: «گردشگری رویداد نیز یکی از حوزه‌های گردشگری خلاق است که می‌تواند یک مقصد را از محلی برای بازدید مقطعی به مقصدی با جریان مستمر گردشگر تبدیل کند.»

 

شمس تبریزی؛ ظرفیتی برای گردشگری فرهنگی و ادبی

 

حکمت‌نیا می‌گوید: «شمس تبریزی نقطه‌عطف پیوند شعر، اندیشه و عرفان شرق است و می‌تواند از زوایای مختلف روایت شود و به مقصدی مهم در گردشگری فرهنگی و ادبی تبدیل شود.»

او می‌افزاید: «مناسب‌سازی، ساماندهی و یادمان‌سازی مقبره شمس تبریزی در خوی، اقدامی بنیادین برای تقویت این مقصد گردشگری ادبی است.»

او تأکید می‌کند: «انتظار شناخت شمس در جهان بدون ایجاد زیرساخت و آگاهی‌بخشی ناممکن است. ابتدا باید مقصد را مهیا کرد و سپس با ابزارهای نوین تبلیغاتی، برگزاری فستیوال‌ها و تولید محتوا، آن را به جامعه جهانی معرفی کرد. صرف ساخت بنا یا ساماندهی محوطه کافی نیست؛ باید برای مقصد روایت، تجربه و مخاطب ایجاد کرد.»

 

پیشنهاد نام‌گذاری یکم تا هشتم مهر به‌عنوان «هفته شمس»

 

او می‌گوید: «یکی از اقدامات مهم، رویدادسازی مستمر است و باید زمینه همکاری با تورگردانان تخصصی فرهنگی، تولیدکنندگان محتوا و فعالان رسانه‌ای فراهم شود.»

او پیشنهاد می‌دهد: «بازه زمانی یکم تا هشتم مهرماه هر سال به‌صورت رسمی به‌عنوان «هفته شمس» نام‌گذاری شود و ستادی منسجم برای هدایت جریان مسافر و گردشگر به این یادمان شکل بگیرد.»

حکمت‌نیا تأکید می‌کند: «اگر قرار است شمس به مقصدی گردشگری در حوزه ادبیات و عرفان تبدیل شود، باید برای آن برنامه مستمر، روایت مشخص، تولید محتوا و جریان گردشگری تعریف شود.»

 

شمارش معکوس برای بهره‌برداری از بارگاه شمس تبریزی

 

«رضا رحمانی»، استاندار آذربایجان‌غربی، با تأکید بر ضرورت برگزاری باشکوه و شایسته آیین افتتاح بارگاه شمس تبریزی در خوی، می‌گوید: «این رویداد فرهنگی فرصتی برای معرفی ظرفیت‌های فرهنگی و تاریخی آذربایجان‌غربی و شهرستان خوی است.»

رحمانی با اشاره به جایگاه شمس تبریزی در فرهنگ و عرفان ایرانی می‌افزاید: «فضاسازی مراسم باید متناسب با شأن و جایگاه این شخصیت فرهنگی باشد و فضایی فاخر و اثرگذار برای حاضران و مهمانان ایجاد کند.»

او همچنین بر اهمیت برنامه‌ریزی برای تبلیغات و استقبال از مهمانان تأکید می‌کند و می‌گوید: «در میزبانی از مهمانان داخلی و به‌ویژه مهمانان خارجی، باید جزئیات مراسم، از نحوه استقبال تا فضاسازی و تشریفات، با دقت برنامه‌ریزی شود.»

رحمانی تأکید می‌کند: «آیین افتتاح بارگاه شمس تبریزی تنها یک رویداد فرهنگی نیست، بلکه فرصتی برای معرفی ظرفیت‌های فرهنگی، تاریخی، گردشگری و تولیدی آذربایجان‌غربی و شهرستان خوی به شمار می‌رود.»

او می‌افزاید: «برگزاری باشکوه و حرفه‌ای این مراسم می‌تواند بازتابی از ظرفیت‌های آذربایجان‌غربی و خوی باشد و باید به‌گونه‌ای برگزار شود که در شأن نام شمس تبریزی و موجب سربلندی استان و شهرستان خوی باشد.»

 

بارگاه شمس تبریزی در آستانه بهره‌برداری

 

«مرتضی صفری»، مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی آذربایجان‌غربی، درباره آخرین وضعیت پروژه بارگاه شمس تبریزی خوی می‌گوید: «این پروژه با رسیدن به پیشرفت فیزیکی ۹۷ درصد، در آستانه تکمیل و بهره‌برداری قرار گرفته است.»

او می‌افزاید: «طبق برنامه‌ریزی‌های انجام‌شده، این مجموعه فرهنگی و تاریخی ۱۵ مهرماه امسال با حضور مهمانان داخلی و خارجی به‌طور رسمی افتتاح می‌شود.»

صفری می‌گوید: «در حال حاضر ۱۶۷ نفر از عوامل اجرایی به‌صورت مستمر در کارگاه این مجموعه مشغول فعالیت هستند تا بخش‌های مختلف پروژه طبق زمان‌بندی تکمیل شود. عملیات کف‌سازی به پایان رسیده و بخش بیرونی گنبدخانه نیز تکمیل شده است. عملیات عمرانی فضای داخلی گنبدخانه نیز ظرف دو تا سه روز آینده به پایان می‌رسد.»

او می‌افزاید: «بخش عمده زیرساخت‌های تأسیساتی پروژه، از جمله شبکه برق، آب، گاز و فیبر نوری، تأمین شده است و هزینه نهایی تکمیل این طرح به حدود ۲۵۰ میلیارد تومان می‌رسد.»

صفری تأکید می‌کند: «بارگاه شمس تبریزی از اهمیت ملی و فراملی برخوردار است. این مجموعه در زمینی به مساحت هفت هزار مترمربع و با زیربنای ۳۵۰۰ مترمربع طراحی شده و تلاش مدیریت استان بر این است که بنا با کیفیتی متناسب با نام و جایگاه شمس تبریزی و ظرفیت‌های تاریخی خوی به بهره‌برداری برسد.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

روستا از نقشه سفر جا ماند

روستا از نقشه سفر جا ماند