چگونه یک کمیک‌استریپ سر از قالی ابریشمی ایرانی درآورد؟

قالی کمیک





قالی کمیک

14 مهر 1405، 20:17

یکی‌دو سال پیش از ۱۹۲۰ میلادی، تاجری چینی گلدان یشمی ارزشمندی را در چند لایه روزنامه پیچید و برای حمل با شتر و ارسال به ایران، محکم بسته‌بندی کرد تا در این سفر طولانی آسیبی نبیند.

بسته صحیح و سالم به دست صاحبش در ایران رسید؛ اما گلدان تنها چیزی نبود که توجه او را جلب کرد. روزنامه‌های مچاله‌شده‌ای که پس از بازکردن بسته باقی مانده بود نیز برایش جالب بود و آن‌ها را با شوق و شور به دوستانش نشان داد.

مچاله‌ها صفحاتی از روزنامه «چاینا پرس» (China Press) به زبان انگلیسی بودند که کمیک‌استریپ‌های «جرج مک‌مانوس» با عنوان Bringing Up Father را منتشر می‌کرد.

«عادل احمدخان»، از دوستان صاحب گلدان که در آکسفورد تحصیل کرده و نجیب‌زاده‌ای مجموعه‌دار و صاحب‌نظر در هنر ایرانی بود، از این کمیک‌استریپ‌ها خوشش آمد. او با چاینا پرس مکاتبه کرد، نشانی مک‌مانوس را به دست آورد و برایش نامه‌ای نوشت؛ از شوخ‌طبعی و هنر او تمجید کرد و ابراز امیدواری کرد که روزی بتوانند یکدیگر را ملاقات کنند.

این مکاتبات چهار سال به‌طور منظم ادامه یافت تا اینکه در سال ۱۹۲۲، آن دو در پاریس یکدیگر را ملاقات کردند. مک‌مانوس در همان دیدار تعدادی از کارتون‌های اصلی خود را به احمدخان هدیه داد.

سه سال بعد، در کریسمس ۱۹۲۵، هدیه‌ای باشکوه از طرف احمدخان به دست مک‌مانوس رسید: قالی‌ای تمام‌ابریشم ایرانی به طول ۱/۸ متر و عرض ۱/۵ متر و با رج‌شمار ۸۰.

این قالی به سفارش احمدخان و به دست عبدالحمید کاشانی بافته شده بود؛ بافنده‌ای که سی سال تجربه در تولید قالی‌های مشهور ابریشمی کاشان داشت. بافت قالیچه دو سال طول کشیده بود و به مک‌مانوس اطمینان داده بودند که رنگ‌های آن قرن‌ها پایدار خواهد ماند.

نقش قالی، بازآفرینی یک کمیک از «جیگز و مگی» (Jiggs and Maggie)، شخصیت‌های مجموعه Bringing Up Father بود؛ تصویری که در فوریه ۱۹۲۲ روی جلد مجله Circulation نیز چاپ شده بود و اصل آن در اختیار احمدخان قرار داشت.

احمدخان طی دو سالی که قالی بر دار بود، هیچ‌گاه از آن سخنی نگفته بود؛ با اینکه هر ماه از ایران برای مک‌مانوس نامه می‌نوشت. بنابراین وقتی هدیه به دست او رسید، غافلگیری بزرگی بود.

به گفته دستیار مک‌مانوس، این قالی تا زمان فوتش در سال ۱۹۵۴، در اتاق نشیمن خانه او در بلوار ویلشایر آویخته بود.

پس از مرگ مک‌مانوس، ظاهراً قالی وارد بازار مجموعه‌داری شد. در چهارشنبه ۲۹ مارس ۱۹۷۸، سرویس خبری تایمز نیوز خبر حراج آن را منتشر کرد و ارزش احتمالی آن را تا ۳۰ هزار دلار برآورد کرد.

سال‌ها بعد، در سال ۲۰۰۹، تصویری از این قالی منتشر شد؛ تصویری که به آخرین نمایش آن در سال ۱۹۹۵ بازمی‌گشت؛ زمانی که قالی در موزه «بارنوم» در بریجپورت، ایالت کنتیکت، در نمایشگاهی با کیوریتوری کارتونیست مشهور، برایان واکر، به نمایش درآمده بود. البته این نمایش به معنای مالکیت موزه بر قالی نبود.

امروز نمی‌دانیم این قالی کجاست و چه سرنوشتی پیدا کرده است. اما شاید یکی از بخش‌های ارزشمند داستان، سرنوشت چند ورق روزنامه مچاله‌شده باشد؛ کاغذهایی که قرار بود فقط گلدانی را در سفری طولانی از چین به ایران محافظت کنند، اما اتفاقی به دست مردی رسیدند که در آن‌ها چیزی فراتر از کاغذ باطله دید.

همین کنجکاوی و علاقه یک هنر‌شناس ایرانی بود که سرانجام به بافت یکی از شگفت‌انگیزترین قالی‌های تصویری ایران و جهان انجامید؛ قالی‌ای که در آن، هنر کمیک‌استریپ بر تار و پود ابریشمین نشست.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *