هیرکانی؛ میراثی که نباید هزینه حفاظت از خود را بپردازد
۳۱ مرداد ۱۴۰۵، ۲۳:۴۷
بهعنوان یک تحصیلکرده و پژوهشگر حوزه جنگل و یک شهروند علاقهمند به طبیعت که جنگلهای هیرکانی را بخشی از سرمایه طبیعی و هویت سرزمین خود میدانم، دو نگاه متفاوت را همزمان در خود احساس میکنم. از یک سو، آموزش جنگل به من آموخته است که جنگل یک اکوسیستم پویاست و مدیریت آن نمیتواند بر پایه نگاههای صفر و صدی اقتصادی یا حفاظتی مطلق باشد و از سوی دیگر، بهعنوان یک شهروند معتقدم برخی ارزشهای جنگل آنقدر اساسی و غیرقابلجایگزیناند که نباید بقای آنها را به منطق درآمدزایی و بهرهبرداری اقتصادی گره زد. این نگاه و حس درونی من شاید نماینده دو گروه در سطح وسیع جامعه متخصصان و کنشگران نیز باشد که هرکدام براساس تحلیل خود، یکی از این دو مسیر را ترجیح میدهند. جنگلهای شمال صرفاً مجموعهای از درختان نیستند که بتوان ارزش آنها را براساس حجم چوب موجود در آنها محاسبه کرد. آب، خاک، تنوع زیستی، ذخیره کربن، تعدیل اقلیم، کاهش فرسایش و سیلاب، ارزشهای فرهنگی و زیباییشناختی و بسیاری از خدمات دیگر، منافعی هستند که جنگل برای کل جامعه و حتی برای کسانی که شاید هیچگاه جنگلهای شمال را از نزدیک نبینند، فراهم میکند. بخش بزرگی از این خدمات نیز در بازار قابلخریدوفروش نیستند و قیمت بازاری ندارند، اما نبود آنها میتواند هزینههای سنگینی به جامعه تحمیل کند. از این منظر، یک پرسش اساسی وجود دارد: هزینه حفاظت از جنگلهای شمال از کجا باید تأمین شود؟ اگر جنگل از منابع آب، خاک، اقلیم، تنوع زیستی و کیفیت زندگی میلیونها نفر حفاظت میکند، منافع آن متعلق به یک فرد یا یک سازمان خاص نیست، بلکه منفعتی عمومی و ملی است.
بنابراین، منطقی است که دولت و جامعه برای حفاظت از این سرمایه عمومی هزینه کنند؛ همانگونه که برای حفاظت از بسیاری از زیرساختهای حیاتی کشور هزینه میشود.
نباید به این نتیجه برسیم که چون حفاظت از جنگل هزینه دارد، باید این هزینه را صرفاً از طریق برداشت از خود جنگل تأمین کرد. چنین نگاهی ممکن است در کوتاهمدت یک ابزار اقتصادی برای حفاظت تعریف کند، اما اگر مرز میان بهرهبرداری پایدار و تأمین هزینه حفاظت از جنگل بهدرستی تعریف نشود، بهتدریج هدف حفاظت تحتتأثیر درآمدزایی قرار میگیرد.
البته این بهمعنای آن نیست که هرگونه برداشت چوب از هر نقطهای از جنگل، در هر شرایطی و تحت هر عنوانی باید ممنوع شود. دانش مدیریت جنگل، بهطور خاص در کشورهای دارای محدودیت جنگل، اصول مشخصی برای مدیریت پایدار، مداخله محدود و استفاده مسئولانه از منابع دارد. اما پیشفرض اصلی باید حفاظت از سرمایههای طبیعی خاص باشد، نه بهرهبرداری از آنها.
در این میان، نقش دولت بسیار تعیینکننده است. دولت نباید صرفاً زمانی به جنگل توجه کند که امکان کسب درآمد از چوب، گردشگری یا سایر محصولات و خدمات آن وجود داشته باشد. وظیفه دولت در قبال جنگل، حفاظت از سرمایهای است که به نسل حاضر و نسلهای آینده تعلق دارد. بودجه حفاظت از جنگل باید بخشی از هزینه تأمین امنیت محیط زیستی و حیات پایدار جامعه تلقی شود، نه هزینهای که الزاماً باید از خود جنگل بازگردانده شود.
اگر جامعه برای مدرسه، بیمارستان، جاده، سد یا سایر زیرساختهای عمومی هزینه میکند، چرا نباید برای حفظ جنگلی هزینه کند که در تأمین آب، خاک، اقلیم و کیفیت زندگی جامعه نقش دارد؟ چنانچه احیای دریاچه ارومیه و هزینهکردن برای آن، بدون نگاه اقتصادی، ضروری است، حفاظت از جنگلها نیز چنین وضعیتی دارد. شاید یکی از مشکلات اساسی این است که ارزش بسیاری از خدمات جنگل را تا زمانی که از دست نرفتهاند، در محاسبات اقتصادی خود لحاظ نمیکنیم.
از سوی دیگر، حفاظت واقعی نیازمند برنامهریزی علمی است. صرف اعلام ممنوعیت یا ایجاد محدودیت، بهتنهایی باعث حفاظت نمیشود. جنگلهای شمال با مجموعهای از فشارها، ازجمله تغییر کاربری، ساختوساز، گردشگری کنترلنشده، آتشسوزی، قاچاق چوب، چرای دام و پیامدهای تغییر اقلیم مواجهاند. بنابراین، حفاظت باید با پایش مستمر، مدیریت علمی، تقویت نیروهای حفاظتی، استفاده از فناوریهای نوین، مشارکت جوامع محلی و برخورد مؤثر با تخریب همراه باشد.
در نهایت، لازم است نگاه خود را به جنگل تغییر دهیم. جنگل هیرکانی قرار نیست همیشه برای ما درآمد ریالی مستقیم حاصل از فروش چوب ایجاد کند تا ارزشمند باشد. گاهی ارزشمندترین کاری که یک جنگل انجام میدهد، این است که سر جای خود باقی بماند. درختی که قطع نمیشود، خاکی که شسته نمیشود، آبی که در یک حوضه آبخیز حفظ میشود و تنوع زیستی که از بین نمیرود، همگی منافعی هستند که ممکن است در حسابوکتابهای اقتصادی یک طرح جنگلداری یا برنامه توسعه دیده نشوند، اما برای تداوم زندگی جامعه ضروریاند.
بهعنوان یک تحصیلکرده جنگل، با مدیریت و استفاده مسئولانه از مواهب آن مخالف نیستم، اما بهعنوان یک شهروند معتقدم در شرایط کنونی باید اولویت نخست، حفظ سرمایه طبیعی هیرکانی باشد. استفاده از منابع جنگل تنها زمانی قابلدفاع است که اطمینان داشته باشیم این استفاده نهتنها به ظرفیت بازسازی و کارکردهای حیاتی اکوسیستم آسیب نمیزند، بلکه در راستای احیای آن است.
جنگل نباید برای پرداخت هزینه حفاظت از خودش قربانی شود. اگر هیرکانی یک سرمایه ملی است، هزینه حفاظت از آن نیز باید بهعنوان یک مسئولیت ملی پذیرفته شود. این نگاه درباره جنگلهای زاگرس نیز صادق است.
شاید این مهمترین تغییری باشد که باید در نگاه خود به جنگلهای شمال ایجاد کنیم: بهجای اینکه بپرسیم «جنگل چقدر میتواند برای ما درآمد ایجاد کند؟»، ابتدا بپرسیم «ما برای حفظ خدماتی که جنگل هر روز بدون دریافت هزینه برای جامعه فراهم میکند، چقدر حاضریم هزینه کنیم؟»
برچسب ها:
آب و منابع طبیعی، تنوع زیستی، جنگل هیرکانی، حفاظت محیطزیست، خدمات اکوسیستمی، مدیریت پایدار، هیرکانی، یادداشت
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
چیزی که زیر خشم خانهها له میشود
دستمزد معیشتی؛ حلقه گمشده مسئولیت اجتماعی شرکتی
سازمان حفاظت محیطزیست مجوز فعالیت پنجمین میدان نفتی در «هورالعظیم» را صادر کرد
«سهـــــراب» به میـدان آمد
آغاز پاییز با گرما
النینوی قوی و اثر آن بر بارشهای پاییزی ایران
میراثی که هنوز ادامه دارد
تأکید بر تقویت زیرساختهای زیستمحیطی خوزستان
ضرورت مدیریت فاضلاب و حفظ رودخانه کارون
آموزش نوین بحران آب در البرز: از هوش مصنوعی تا بازیافت خلاقانه
انصاری: بازسازی واحدهای آسیبدیده پتروشیمی ماهشهر باید با الزامات محیطزیستی همراه باشد
انصاری: تأمین خودروهای عملیاتی مناسب برای محیطبانان ضروری است
نشانهای از امنیت زیستگاه حیاتوحش ارم
ثبت نخستین حضور شاهبوف در زیستگاه ارم دشتستان
وب گردی
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان بیشتر
بیشترین نظر کاربران
نجات خرس قهوهای گرفتار در تله در شهرستان ساری/ رهاسازی موفق در زیستگاه طبیعی
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید