متروی مجانی برای چیست؟





متروی مجانی برای چیست؟

۳۰ مرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۵۵

از زمان جنگ ۴۰روزه، مترو و به‌دنبال آن اتوبوس‌های BRT رایگان شده است؛ یعنی بیش از پنج ماه! علت این تصمیم چه بوده است؟ اگر رضایت شهروندان مدنظر است، چه بازخورد و نتیجه‌ای در پی داشته است؟ اگر هدف، التیام آثار گوناگون جنگ و ویرانی بوده، مرهم کدام زخم بوده است؟ اگر هدف، تشویق به استفاده از حمل‌ونقل عمومی بوده که تفاوت چندانی در ترافیک تهران حاصل نشده است. اگر هدف، کمک به سالمندان، بازنشستگان و اقشار کم‌درآمد است که این قشر محترم و نیازمند جامعه، کارت‌های مخصوص به خود را دارند و در ثانی، تعداد دفعات استفاده آنان از مترو و اتوبوس آن‌چنان زیاد نیست. اگر هدف، کمک به خانوارهای ایرانی است که رایگان‌کردن یکی از ارزان‌ترین وسایل حمل‌ونقل عمومی در جهان ــ به گفته مسئولان مرتبط ــ کاری عبث و بیهوده است و با توجه به قیمت بلیت، درصد اندک و ناچیزی از هزینه ماهانه را شامل می‌شود؛ یعنی حدود ۲۲/۱ حقوق ماهانه قشر کارگری زیر خط فقر، آن‌هم درصورتی‌که هر روز از مترو استفاده کند.

سؤال اصلی نگارنده که در این مدت از خود پرسیده، این است که هزینه سیستم عریض‌وطویل متروی تهران از کجا باید تأمین شود؟ شهرداران سابق همواره از اختصاص‌نیافتن بودجه کافی به حمل‌ونقل شهری تهران شکایت داشتند. تبلیغات شهری هم تا حدود زیادی به شعارهای سیاسی و عقیدتی اختصاص یافته است. تبلیغات بیلبوردها هم که به بازی نامفهوم و خطرناک با الفبای فارسی مشغول است. کسب درآمد از چه طریقی است؟ احتمالاً عوارض و فروش تراکم.

نکته اینجاست که اگر قرار بود این روش‌های پوپولیستی (عوام‌فریبانه) رضایت ایجاد کند و در نهایت به توسعه پایدار بینجامد، قطعاً در بلوک شرق کمونیستی جواب می‌گرفت. آن‌ها در تعاریفی همچون یکسان‌سازی، رایگان‌سازی، استفاده همگانی و رفع تبعیض طبقاتی ید طولایی داشتند، ولی هیچ‌یک از این سیاست‌ها که بدون نظرخواهی و بررسی کارشناسانه کافی انجام شد، به جایی نرسید و ناکام ماند. شایان ذکر است که روزانه بالغ بر ۱٫۲ میلیون نفر از متروی تهران استفاده می‌کنند و درآمد متوسط ماهانه پیش‌بینی‌شده مترو حدود ۲۳۳ میلیارد تومان است. اگر به فرض محال، مترو و همچنین اتوبوس تندرو به پول بلیت خود بی‌نیاز هستند، بهتر نیست آن را صرف تعداد کثیر دغدغه‌ها و اولویت‌های دیگر شهری کنیم؟ صرف هزینه برای عزیزانی که خانه، زندگی و کسب‌وکار خود را بر اثر جنگ و قطعی اینترنت از دست داده‌اند؟ صرف کودکان آنان و جبران وقفه آموزشی؛ صرف بوستان‌ها و لوازم سرگرمی کودکان که روزبه‌روز خطرناک‌تر و فرسوده‌تر می‌شوند؛ صرف کودکان کار و خیابانی امروز و بزهکاران فردا؛ صرف انبوه معتادین شیشه‌ای کارتن‌خواب. اگر در دوره‌ای کسانی توانستند با مالیات قند و شکر خط‌آهن سراسری بسازند، چرا در این زمان نتوانیم پروژه‌هایی بس کوچک‌تر، اما کارآمد ایجاد کنیم؟ رضایت از شرایط و ایجاد سرمایه اجتماعی از طریق خرید اتوبوس برقی هم حاصل نمی‌شود، چون باز مردم از خرید آن بی‌اطلاع بودند و نقشی در آن نداشتند.

حال این دور باطل حمل‌ونقل رایگان تا کی باید ادامه داشته باشد؟ بازخورد آن کی باید داده شود؟ آیا آلودگی هوای تهران کمتر شده است؟ با این پول و مشابه آن، چه تعداد تاکسی فرسوده را می‌توانستیم با خودروی باکیفیت جایگزین کنیم؟ چه تعداد شغل می‌توانستیم ایجاد کنیم؟ می‌توانستیم چه تعداد از زنان و دختران را از خیابان‌ها جمع‌آوری و سامان‌دهی کنیم؟

سخن پایانی اینکه ایرانی به هیچ‌چیز رایگان نیاز ندارد؛ نه آب مجانی، نه برق مجانی، نه متروی مجانی، نه دروازه تمدن و نه دارالقرآن اسلامی که مژده آن را در خیال خود پروراندیم، اما در عالم واقعیت محلی از اعراب نداشت. مجانی یعنی بی‌ارزش، یعنی فراوان، یعنی مفت. انرژی هیچ‌وقت نباید مجانی و رایگان باشد. ایرانی به‌جای خدمات به‌ظاهر رایگان، به واقعیت نیاز دارد؛ واقعیت از هر نوع، تلخ و شیرینش. برخلاف روحیه پنهان‌کار و واقعیت‌گریزمان، می‌توانیم در صورت ارائه گزارشی صادقانه از سوی مسئولان محترم، با آن به‌خوبی مواجه شویم و کمال همکاری را در رفع مشکل از خود بروز دهیم.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *