خشمِ آرام زمین





خشمِ آرام زمین

۲۷ مرداد ۱۴۰۵، ۲۰:۴۸

زمین از دور آرام به نظر می‌رسد. شهرها بیدارند، جاده‌ها در رفت‌وآمدند، چراغ خانه‌ها روشن است و زندگی، بی‌اعتنا به آنچه در ژرفای پوسته زمین می‌گذرد، مسیر معمول خود را طی می‌کند. اما زیر این آرامش ظاهری، پوسته زمین ایستا نیست. تنش‌ها انباشته می‌شوند، سنگ‌ها تغییر شکل می‌دهند و گسل‌ها، گاه در سکوت و گاه با لرزشی محسوس، بخشی از این انرژی را آزاد می‌کنند.

آخرین فهرست منتشرشده از سوی مرکز لرزه‌نگاری کشوری، مؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران، تصویری کوچک از همین پویایی ارائه می‌دهد؛ فهرستی شامل ۲۵ زمین‌لرزه با بزرگای ۴ و بیشتر که در نقاط مختلف ایران و مناطق پیرامونی ثبت شده‌اند.

در این مجموعه، بزرگای زمین‌لرزه‌ها از ۴.۰ تا ۵.۷ متغیر است. میانگین بزرگا ۴.۳۷ و میانه ۴.۲ است؛ یعنی بیشتر رخدادها در محدوده بزرگاهای متوسط قرار دارند. بااین‌حال، در میان آنها چند رخداد بزرگ‌تر نیز دیده می‌شود که از نظر لرزه‌شناسی بیشتر جلب توجه می‌کنند.

بزرگ‌ترین زمین‌لرزه این فهرست با بزرگای ۵.۷ در کوزران استان کرمانشاه و در عمق ۸ کیلومتری ثبت شده است. در همین منطقه، زمین‌لرزه دیگری با بزرگای ۵.۲ و در عمق ۷ کیلومتری نیز در فهرست دیده می‌شود. پس از این دو رخداد، زمین‌لرزه‌ای با بزرگای ۵.۰ در سالند خوزستان و در عمق ۱۶ کیلومتری قرار دارد. همچنین دو رخداد با بزرگای ۴.۹ در Camcamal در عراق و Qebele در آذربایجان ثبت شده‌اند.

این اعداد را نباید صرفاً اختلاف چند رقم در یک جدول دانست. مقیاس بزرگای زمین‌لرزه لگاریتمی است و افزایش بزرگا با افزایش چشمگیر دامنه امواج و انرژی آزادشده همراه می‌شود. بنابراین، فاصله فیزیکی میان رخدادی با بزرگای ۴.۲ و زمین‌لرزه‌ای با بزرگای ۵.۷ بسیار بیشتر از چیزی است که ظاهر عددها نشان می‌دهد.

اما زمین‌لرزه را نمی‌توان فقط با بزرگا شناخت. هر رخداد، داستان دیگری نیز دارد؛ داستانی که از عمق آغاز می‌شود.

در این فهرست، عمق کانونی زمین‌لرزه‌ها از حدود ۶ تا ۴۵ کیلومتر متغیر است. میانگین عمق حدود ۱۲.۷ کیلومتر و میانه ۹ کیلومتر است. پایین‌تر بودن میانه از میانگین نشان می‌دهد که بخش قابل‌توجهی از رخدادها در اعماق نسبتاً کم روی داده‌اند، درحالی‌که چند رخداد عمیق‌تر میانگین را افزایش داده‌اند.

کم‌عمق‌ترین رخدادهای این مجموعه در عمق‌های ۶ تا ۸ کیلومتری قرار دارند. برای نمونه، زمین‌لرزه‌ای در پاسوج در عمق ۶ کیلومتری ثبت شده و رخدادهای دیگری در گلباف کرمان، دیباج سمنان، بردسیر کرمان و کوزران کرمانشاه در عمق‌های ۷ و ۸ کیلومتری دیده می‌شوند. در سوی دیگر، رخدادهایی مانند زمین‌لرزه ۴.۹ در Qebele آذربایجان در عمق ۴۵ کیلومتری و زمین‌لرزه ۴.۱ در کهنوج کرمان در عمق ۲۶ کیلومتری قرار دارند.

عمق برای زمین‌شناس فقط یک عدد نیست؛ فاصله‌ای است میان سطحی که ما روی آن زندگی می‌کنیم و جایی در دل زمین که لرزش از آن آغاز شده است. زمین‌لرزه‌های کم‌عمق، در شرایط مشابه، به‌دلیل فاصله کمتر منبع تا سطح زمین می‌توانند در نزدیکی کانون محسوس‌تر باشند. بااین‌حال، شدت اثر یک زلزله را نمی‌توان تنها از روی بزرگا یا عمق تعیین کرد. فاصله از کانون، سازوکار گسلش، مسیر انتشار امواج، ویژگی‌های زمین‌شناسی و شرایط ساختگاهی و همچنین میزان آسیب‌پذیری ساختمان‌ها، همگی در آنچه مردم احساس می‌کنند یا سازه‌ها تحمل می‌کنند، نقش دارند.

اگر این ۲۵ رخداد را روی نقشه قرار دهیم، پراکندگی آنها نیز قابل‌توجه است. از کرمانشاه و ایلام در غرب کشور تا خوزستان، فارس، کهگیلویه و بویراحمد و هرمزگان در جنوب و جنوب‌غرب، و از کرمان و سمنان تا خراسان شمالی، نقاط مختلفی در این فهرست دیده می‌شوند. در کنار آنها، رخدادهایی در عراق و آذربایجان نیز ثبت شده‌اند.

این پراکندگی را نمی‌توان کاملاً تصادفی دانست. ایران در یکی از پهنه‌های فعال زمین‌ساختی منطقه قرار گرفته است؛ جایی که همگرایی صفحه عربستان با اوراسیا، در مقیاس زمین‌شناختی، همچنان به تغییر شکل پوسته ادامه می‌دهد. زاگرس، البرز، مکران و دیگر پهنه‌های فعال کشور، هر یک بخشی از این فرایند پیچیده را در خود جای داده‌اند.

در برخی بخش‌های فهرست نیز چند رخداد نسبتاً نزدیک به یکدیگر دیده می‌شود. نمونه روشن آن کوزران در کرمانشاه است که دو رخداد ۵.۷ و ۵.۲ در آن ثبت شده‌اند. چنین تمرکزی از نظر لرزه‌شناسی قابل‌توجه است، اما نمی‌توان صرفاً بر اساس نزدیکی مکانی، آن را نشانه فعالیت یک گسل مشخص یا یک توالی پس‌لرزه‌ای دانست. برای چنین نتیجه‌ای، مکان‌یابی دقیق‌تر، بررسی توالی زمانی، سازوکار کانونی، هندسه گسل‌ها و زمین‌لرزه‌های کوچک‌تر ضروری است.

شاید طبیعی‌ترین پرسش پس از دیدن چنین فهرستی این باشد که آیا افزایش یا تجمع این رخدادها می‌تواند نشانه نزدیک‌شدن یک زمین‌لرزه بزرگ‌تر باشد؟

پاسخ علمی ساده نیست. افزایش یا کاهش تعداد زمین‌لرزه‌ها در یک بازه کوتاه، به‌تنهایی نشانه قابل‌اتکایی برای پیش‌بینی یک زمین‌لرزه بزرگ نیست. علم امروز هنوز امکان پیش‌بینی قطعی زمان، مکان و بزرگای یک زلزله را در اختیار ندارد.
بنابراین، ارزش این ۲۵ رخداد در «پیشگویی» نیست؛ در شناخت است. شناخت اینکه کدام مناطق فعال‌ترند، زمین‌لرزه‌ها در چه عمقی رخ می‌ده

ند، بزرگای آنها چگونه توزیع شده و چه الگوهای مکانی و زمانی در داده‌ها دیده می‌شود.

شاید مهم‌ترین پیام این جدول حتی درباره زمین‌لرزه‌ای نباشد که امروز رخ داده است؛ بلکه درباره زمین‌لرزه‌ای باشد که ممکن است سال‌ها یا دهه‌ها بعد رخ دهد. داده‌های امروز بخشی از دانشی هستند که باید برای آمادگی فردا ساخته شوند.

در پس این اعداد، هر ردیف این جدول روایتگر یک رخداد واقعی است؛ یک نقطه روی نقشه، یک عمق، یک عدد بزرگا و یک زمان دقیق. اما زمین‌لرزه در جهان واقعی فقط یک نقطه و چند رقم نیست. در یک شهر می‌تواند چند ثانیه اضطراب باشد؛ لرزش پنجره‌ها، دویدن آدم‌ها به سمت در یا سکوت کوتاهی که پس از پایان لرزش بر خانه‌ها می‌نشیند. ما نمی‌توانیم گسل‌ها را خاموش کنیم یا حرکت صفحات زمین را متوقف کنیم. اما می‌توانیم ساختمان‌های مقاوم‌تری بسازیم، مناطق پرخطر را دقیق‌تر بشناسیم، شبکه‌های لرزه‌نگاری را توسعه دهیم و فرهنگ آمادگی در برابر زلزله را جدی‌تر بگیریم.

شاید از همین زاویه است که این ۲۵ زمین‌لرزه معنای دیگری پیدا می‌کنند. آنها فقط ۲۵ ردیف در یک جدول نیستند؛ ۲۵ نشانه کوچک از سرزمینی‌اند که هنوز در حال تغییر است.

زمین برای ما شاید آرام به نظر برسد، اما خاموش نیست. هر لرزه یادآوری کوتاهی است از اینکه زیر شهرها، جاده‌ها و خانه‌های ما، زمینی زنده و پویاست؛ زمینی که نمی‌توان حرکتش را متوقف کرد، اما می‌توان آن را بهتر شناخت و در برابرش آماده‌تر بود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *