رئیس «مؤسسه پژوهشهای برنامهریزی، اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی» در گفتوگو با «پیام ما»:
کشاورزی را نمیتوان با خطابه به نسل جدید سپرد
افزایش سن بهرهبرداران و نبود جانشین جوان، کشاورزی ایران را در آستانه خلأ نسلی قرار داده است
۲۷ مرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۱۹
پیری بهرهبرداران کشاورزی صرفاً یک تغییر جمعیتی نیست؛ مسئلهای است که میتواند مستقیماً بر ظرفیت تولید غذا، بهرهوری آب و خاک، انتقال تجربه و حتی آینده مالکیت زمینهای کشاورزی اثر بگذارد. بررسیهای آماری نشان میدهد میانگین سن بهرهبرداران کشاورزی در ایران رو به افزایش است و نسل جوان نیز به اندازه کافی جایگزین آنها نمیشود. «مجتبی پالوج»، رئیس مؤسسه پژوهشهای برنامهریزی، اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی، معتقد است اگر ورود نسل جدید به کشاورزی از نظر اقتصادی امکانپذیر و از نظر شغلی قابل دوام نشود، طی ۱۰ تا ۲۰ سال آینده ساختار نیروی انسانی کشاورزی ایران با تغییرات جدی مواجه خواهد شد؛ تغییراتی که در نهایت میتواند ظرفیت تولید داخلی و امنیت غذایی کشور را تحت تأثیر قرار دهد.
میانگین سن بهرهبرداران کشاورزی در حال افزایش است. این روند چه خطری برای تولید غذا و امنیت غذایی کشور دارد؟
بر اساس آمار موجود، میانگین سن بهرهبرداران کشاورزی در ایران طی سالهای ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۳ از حدود ۵۲ به ۵۳ سال افزایش یافته است. نکته مهم این است که سهم بهرهبرداران با سن بالاتر از ۵۰ سال نیز همچنان بسیار بالاست. در کنار افزایش سن، مسئله دیگری هم وجود دارد و آن، ضعف جانشینی نسلی است. یعنی مسئله فقط این نیست که کشاورزان امروز مسنتر شدهاند؛ مسئله این است که نسل جوان به اندازه کافی جایگزین آنها نمیشود. این روند میتواند بهتدریج بر ظرفیت تولید، سرمایهگذاری، پذیرش فناوری، انتقال تجربه و نوسازی روشهای تولید اثر بگذارد.
اگر برای بهرهبرداران سالمند جانشین جوان وجود نداشته باشد، بخشی از ظرفیت تولید ممکن است بهتدریج کاهش پیدا کند. از طرف دیگر، با افزایش سن بهرهبرداران، احتمال اجاره دادن زمینها، مراجعه به سرمایهگذاران یا واگذاری مدیریت و حتی تغییر کاربری اراضی نیز میتواند افزایش پیدا کند. بنابراین، پیر شدن بهرهبرداران را نباید صرفاً یک مسئله اجتماعی یا جمعیتی دانست؛ این موضوع در نهایت به ظرفیت تولید غذا و پایداری امنیت غذایی کشور مربوط میشود.
این کاهش ظرفیت تولید چگونه خودش را نشان میدهد؟
یکی از آثار آن میتواند کاهش تدریجی ظرفیت تولید باشد. بهرهبرداران مسن ممکن است در مقطعی از ادامه فعالیت، بخشی از زمین خود را اجاره دهند یا به دلیل دشواری کار، زمین را با ظرفیت گذشته کشت نکنند. اگر شاهد این تغییر رویکرد در تعداد زیادی از بهرهبرداران باشیم، در بلندمدت میتواند ظرفیت تولید برخی محصولات، بهخصوص محصولاتی مانند غلات، علوفه، حبوبات و برخی محصولات باغی را کاهش دهد.
موضوع دیگر، سرعت استفاده از فناوری و بهبود بهرهوری آب و خاک است. پذیرش فناوری برای زمینهای کوچکتر یا بهرهبردارانی که آموزش و دسترسی کافی به خدمات فنی ندارند، دشوارتر است. در نتیجه، فناوریهایی مانند آبیاری دقیق، سایهبان، مدیریت مصرف کود و سایر ابزارهای نوین ممکن است با سرعت کمتری گسترش پیدا کنند. این مسئله برای ایران اهمیت بیشتری دارد، چون کشور با محدودیت منابع آب و خاک مواجه است و بخش مهمی از آینده تولید کشاورزی به استفاده بهتر از همین منابع وابسته است.
اگر انتقال فناوری به نسل جدید اتفاق نیفتد، کشاورزی ایران برای بهرهگیری از روشهای جدید با دشواری بیشتری روبهرو میشود. انتقال تجربه بین نسلها هم در این میان اهمیت دارد.
آیا با کنار رفتن تدریجی کشاورزان مسن، این تجربه از بین نمیرود؟
بخش زیادی از دانش کشاورزی در ایران در قالب تجربه و دانش ضمنی شکل گرفته و مکتوب نشده است؛ مثلاً تشخیص زمان مناسب کشت، شناخت شرایط زمین، تشخیص آفات یا روشهای مدیریت آب. اگر جوانان وارد کشاورزی نشوند، بخشی از این تجربهها ممکن است به نسل بعد منتقل نشود. از سوی دیگر، اگر انتقال تجربه صرفاً به شکل سنتی انجام شود و با آموزش و فناوریهای جدید همراه نباشد، این تجربهها نیز نمیتوانند بهتنهایی پاسخگوی نیاز کشاورزی آینده باشند.
بنابراین، مسئله فقط حفظ تجربه کشاورزان سالمند نیست؛ باید ارتباطی میان تجربه آنها و آموزش، فناوری و روشهای جدید برقرار شود. در واقع، آینده کشاورزی به ترکیب تجربه نسل فعلی با دانش و فناوری نسل جدید نیاز دارد. اگر این دو از هم جدا شوند، هم بخشی از تجربه موجود از دست میرود و هم امکان استفاده سریع از فناوریهای جدید کاهش پیدا میکند.
اگر ظرفیت تولید داخلی کاهش پیدا کند، چه اثری بر امنیت غذایی خواهد داشت؟
کاهش تولید داخلی الزاماً به معنای ایجاد بحران فوری در تأمین غذا نیست و ممکن است در کوتاهمدت با افزایش واردات یا استفاده از ذخایر جبران شود. اما در این صورت، وابستگی به واردات افزایش پیدا میکند. وقتی تولید داخلی کاهش پیدا کند، تأمین غذا بیشتر به منابع خارجی، قیمتهای جهانی و شرایط بازار بینالمللی وابسته میشود. در شرایط بحران یا محدودیتهای خارجی، این وابستگی میتواند آسیبپذیری کشور را افزایش دهد. به همین دلیل، حفظ ظرفیت تولید داخلی فقط به معنای تولید بیشتر نیست؛ بخشی از توان کشور برای مواجهه با بحرانهای احتمالی است.
کاهش توان تولید داخلی یعنی در زمان بحران، قدرت خرید غذا از بازارهای خارجی اهمیت بیشتری پیدا میکند و این میتواند امنیت غذایی را تحت تأثیر قرار دهد.
چرا نسل جدید کمتر به کشاورزی علاقه دارند؟
مهمترین عوامل را میتوان در چند محور دید. نخست، ریسک بالای فعالیت و نامطمئن بودن درآمد است. کشاورزی با خشکسالی، سیل، سرمازدگی، آفات، بیماری و نوسان قیمتها مواجه است. علاوه بر این، بسیاری از محصولات کشاورزی فسادپذیرند و تولیدکننده همیشه امکان پیشبینی دقیق درآمد خود را ندارد.
دوم، محدود بودن درآمد در مقابل هزینههای تولید و سختی فیزیکی کار است. افزایش هزینه بذر، کود، سم، ماشینآلات و انرژی و نوسان قیمت محصولات میتواند حاشیه سود تولیدکننده را کاهش دهد. وقتی تولیدکننده محصول خود را با قیمت مشخصی به بازار میدهد، اما هزینههایش مرتب افزایش پیدا میکند، انگیزه برای ادامه یا توسعه تولید کاهش مییابد.
عامل سوم، نگرش منفی نسبت به کشاورزی است. در بخشی از جامعه، کشاورزی با سختی کار، درآمد پایین و آینده نامطمئن شناخته میشود. در نتیجه، برخی خانوادهها فرزندان خود را به ادامه فعالیت کشاورزی تشویق نمیکنند. در کنار این موارد، کمبود امکانات و خدمات در روستاها و دشواری دسترسی به منابع مالی و فرایندهای اداری نیز بر تصمیم جوانان اثر میگذارد.
آیا ساختار اقتصادی فعلی کشاورزی میتواند برای نسل جدید جذاب باشد؟
به نظر میرسد ساختار فعلی برای ورود گسترده نسل جدید جذابیت کافی ندارد، اما این به معنای آن نیست که همه فعالیتهای مرتبط با کشاورزی برای جوانان غیرجذاباند. بخشهایی مانند خدمات فنی، تولید بذر، گلخانهها، مدیریت آب، صنایع تبدیلی، کشاورزی قراردادی، بازاریابی و خدمات پس از تولید میتوانند فرصتهای جذابتری برای جوانان ایجاد کنند. تفاوت این فعالیتها در این است که درآمد آنها فقط به ارزش محصول خام وابسته نیست و امکان استفاده بیشتر از دانش، فناوری، مدیریت و مهارت وجود دارد. کشاورزی امروز دیگر فقط به معنای کار در مزرعه نیست. یک جوان میتواند در مدیریت تولید، فناوری، فرآوری، بازاریابی، فروش و سایر بخشهای زنجیره غذا نقش داشته باشد. بنابراین، سیاست جوانسازی کشاورزی نباید فقط به پرداخت تسهیلات برای خرید زمین یا شروع تولید محدود شود؛ باید فرصتهای متنوعتری برای ورود جوانان به اقتصاد کشاورزی ایجاد شود.
در سالهای اخیر گرایش به گلخانه افزایش یافته است. آیا گلخانه میتواند راهحل ورود نسل جوان باشد؟
گلخانه برای برخی محصولات و مناطق میتواند مناسب باشد، اما نباید آن را جایگزین کامل کشاورزی دانست. همه محصولات و همه مناطق قابلیت انتقال به گلخانه را ندارند و برخی محصولات، از جمله محصولات راهبردی مانند گندم و جو، اساساً در فضای باز تولید میشوند.
در عین حال، توسعه گلخانه میتواند بخشی از تغییر مدل تولید کشاورزی باشد. بر اساس اطلاعات مربوط به سطح گلخانههای کشور، مساحت گلخانهها از حدود ۲۴۲۰ هکتار در سال ۱۳۸۲ به حدود ۱۵ هزار و ۱۵۵ هکتار در سال ۱۴۰۳ رسیده است. این روند نشان میدهد تولید گلخانهای بهتدریج جایگاه بیشتری در کشاورزی ایران پیدا کرده است.
اما گلخانه نباید بهعنوان یک نسخه عمومی برای جوانان معرفی شود. این فعالیت به آب، انرژی، سرمایه، بازار، دانش فنی و زیرساخت نیاز دارد. اگر این ملاحظات در نظر گرفته نشود، ممکن است گلخانه بهجای ایجاد فرصت، جوانان را وارد سرمایهگذاریهای پرریسک کند. بنابراین، باید بر اساس مزیتهای منطقهای و اقتصادی توسعه پیدا کند.
تصویر آینده کشاورزی ایران را چگونه میبینید؟
هدف آینده در توسعه بخش کشاورزی، تأمین امنیت غذایی و ارتقای سطح درآمدی کشاورزان و شاغلان بخش کشاورزی است. در تحقق این هدف، نقش دولت در بخش باید بهصورت غیرمستقیم و با رویکرد هدایتی ـ حمایتی باشد. این رویکرد از طریق سرمایهگذاری دولت در احداث زیرساختها، انجام تحقیقات کشاورزی، آموزش و ترویج برای برانگیختن سرمایهگذاری بخش خصوصی، تولید و حفظ منابع طبیعی محقق میشود. مطالعه و ترویج الگوهای تجاری کارآمد برای ارتباط مستقیم کشاورزان با بازارهای مصرف و بازاریابی برای محصولات کشاورزان، از دیگر وظایف بسیار ضروری دولت در قبال کشاورزان و جامعه روستایی است تا ایشان بتوانند درآمد خود را افزایش دهند و نهادههای بهتری بخرند.
در صورت ادامه روند فعلی، احتمال افزایش سهم کشاورزان سالمند، وارثان غیرمقیم، بهرهبرداران اجارهای، واحدهای بزرگتر و سرمایهمحور و نیروی کار فصلی و مهاجر وجود دارد.
در مقابل، بخشی از جوانان ممکن است بهجای تولید مستقیم، در حوزههایی مانند خدمات فنی، فناوری، فرآوری، بستهبندی، بازاریابی و حملونقل فعالیت کنند. بنابراین، خطر اصلی فقط «پیر شدن کشاورزان» نیست، بلکه گسست میان مالکیت زمین، مدیریت تولید و انتقال دانش کشاورزی است.
نکته مهمتر در خصوص آینده، از سویی افزایش جمعیت و از سویی ضرورت تأمین امنیت غذایی بهعنوان کالای عمومی و نیاز حیاتی است که توجه به کشاورزی را گریزناپذیر کرده و کشاورزی در ۱۰ تا ۲۰ سال آینده خود را به کشورها و دولتها تحمیل میکند و توجه به آن نه یک انتخاب، بلکه یک الزام است.
سیاست درست برای مدیریت شرایط فعلی چیست؟
به نظر من، هدف سیاستی نباید صرفاً «جوانسازی بهرهبرداران» باشد؛ باید ورود جوانان به کشاورزی از نظر اقتصادی امکانپذیر و از نظر شغلی قابل دوام شود. در این مسیر چند اقدام اهمیت دارد. نخست، توسعه تعاونیهای تولید و خدمات فناورانه است. لازم نیست هر جوان بهتنهایی یک گلخانه یا واحد بزرگ ایجاد کند. میتوان از طریق تعاونیها، زمین، ماشینآلات، فناوری، خدمات فنی، بازاریابی و سایر امکانات را بهصورت مشترک مورد استفاده قرار داد.
دوم، باید نقطه ورود جوانان از تولید خام به زنجیره ارزش تغییر کند. فرآوری محصولات، بستهبندی، صنایع تبدیلی، برند، توزیع، بازاریابی و خدمات پس از تولید میتوانند فرصتهای جدیدی ایجاد کنند.
سوم، نظام تأمین مالی باید اصلاح شود. دسترسی به تسهیلات نباید صرفاً به وثیقههای سنگین وابسته باشد. برای جوانان و واحدهای کوچک میتوان روشهایی مانند اعتبارسنجی، ضمانت گروهی، پرداخت مرحلهای تسهیلات و استفاده از درآمد آتی محصول را مورد توجه قرار داد.
چهارم، توسعه فعالیتهای مکمل در کنار کشاورزی است. گردشگری کشاورزی، صنایع مرتبط با تولید و فرآوری محصولات میتواند درآمد خانوارهای کشاورزی را متنوع کند.
پنجم نیز توسعه محصولات بازارمحور است؛ یعنی تولید باید بیش از گذشته بر اساس تقاضای بازار، مزیت منطقهای، هزینه تولید و امکان فروش تنظیم شود.
در کل، پیری بهرهبرداران کشاورزی را نمیتوان صرفاً نتیجه سالمندی جمعیت دانست. روند عمومی سالمندی جمعیت در این مسئله نقش دارد، اما اگر ورود جوانان به کشاورزی و فعالیتهای مرتبط با آن با مشکلات اقتصادی و شغلی مواجه باشد، این مسئله تشدید میشود. به همین دلیل، مسئله اصلی برای آینده کشاورزی ایران فقط افزایش سن کشاورزان نیست؛ مسئله اصلی، ایجاد جانشینی نسلی در کشاورزی است.
اگر جوانان جایگزین بهرهبرداران فعلی نشوند، احتمال افزایش اجاره زمین، تغییر مدیریت، گسترش واحدهای بزرگتر، افزایش نیروی کار فصلی و در برخی مناطق تغییر کاربری اراضی بیشتر میشود. این روند میتواند ظرفیت تولید داخلی را کاهش دهد و وابستگی کشور به واردات را افزایش دهد.
در مقابل، جوانکردن کشاورزی فقط به معنای وارد کردن جوان به مزرعه نیست. جوان زمانی وارد کشاورزی میشود که این بخش بتواند درآمد قابل قبول، امکان رشد، استفاده از فناوری، امنیت نسبی در برابر ریسک و ارتباط مناسب با بازار را برای او فراهم کند.
آینده کشاورزی ایران احتمالاً نه حذف کشاورزی سنتی است و نه تبدیل کامل آن به گلخانه. مسیر آینده ترکیبی از روشهای جدید و قدیمی، افزایش بهرهوری منابع، توسعه زنجیره ارزش و ایجاد فرصتهای متنوع برای ورود جوانان خواهد بود.
وظیفه سیاستگذار این است که حتی جوانی که زمین و سرمایه اولیه ندارد، بتواند از مسیر خدمات، فناوری، اجاره یا مدیریت زمین، کشاورزی قراردادی، صنایع تبدیلی و فعالیتهای مرتبط با زنجیره غذا وارد این بخش شود.
در چنین شرایطی، ورود نسل جدید فقط به معنای جایگزینی یک کشاورز با کشاورز دیگر نخواهد بود؛ بلکه میتواند به تغییر تدریجی ساختار نیروی انسانی و حرکت کشاورزی ایران به سمت تولید دانشبنیانتر، متنوعتر و بازارمحورتر منجر شود.
برچسب ها:
اقتصاد کشاورزی، امنیت غذایی، تابآوری غذایی، تولید دانشبنیان، جانشینی نسلی، زنجیره ارزش، سالمندی جمعیت، سالمندی کشاورزان، سیاستگذاری کشاورزی، فناوری کشاورزی، کشاورزی، کشاورزی پایدار، کشت گلخانهای
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
ثبات نسبی در بازار گوشت قرمز
قیمت انواع گوشت گوسفندی و گوساله در ۱ شهریور ۱۴۰۵
استراتژی ساتبا
احداث نیروگاههای خورشیدی بدون تغییر کاربری اراضی کشاورزی
ضرورت تغییر شیوه کشت برای مقابله با کمآبی و فرسایش خاک
آینـــــده را شخم نزنیــم
تأکید بر مدیریت دقیق منابع آب کشاورزی
ذخیره ۳۵۴ میلیون مترمکعبی سد زایندهرود
شینا انصاری: محیط زیست نباید قربانی خاموش جنگ باشد
خسارت ۴ میلیاردی به آبزیپرور بابلی بر اثر قطعی برق غیرمنتظره
فناوری استحصال مواد اولیه دارویی هنوز در دسترس نیست
تکذیب آزادسازی کشت خشخاش
فعالان محیطزیست در نامهای به رئیس سازمان حفاظت محیطزیست خواستار شدند
به آلودگی نفتی سواحل و جزایر خلیج فارس پایان دهید
چرا حفاظت از زاگرس برای سفره مردم ضروری است؟
سیاهی نفت بر قشم
آلودگیای که تمام نمیشود
وب گردی
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان بیشتر
بیشترین نظر کاربران
نبرد تازه بر سر سفـــره
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید