جنگ و دگرگونی زبان محاوره
۲۳ مرداد ۱۴۰۵، ۲۰:۰۲
واکاوی نسبت میان جنگ و ادبیات محاوره، فراتر از ثبت تغییرات واژگان، تلاشی برای فهم دگرگونی ساختار بیان در مواجهه با امر فاجعهبار است. اگر ادبیات محاوره را مجموعهای از گفتوگوهای روزمره، نامهها، خاطرات شفاهی، شوخیها، شایعهها و تکیهکلامهای رایج بدانیم، آنگاه این حوزه به یکی از حساسترین ساحتهای ثبت تجربه جمعی جنگ بدل میشود. در این سطح، زبان دیگر صرفاً وسیله انتقال معنا نیست، بلکه محل ظهور ترس، فقدان، سازگاری، سکوت و حافظه زخمخورده جامعه است. جنگ، زبان محاوره را فقط از حیث واژگان تغییر نمیدهد. اثر عمیقتر آن در دگرگونی فرم بیان آشکار میشود. در وضعیت جنگی، گفتار روزمره بهتدریج از شفافیت و حالت عادی فاصله میگیرد و به زبانی فشرده، محتاط و ایهامی تبدیل میشود. به بیان دیگر، جنگ، زبان را به زبانی نیمهگفته یا سرشار از ناگفتهها تبدیل میکند. بخش مهمی از معنا دیگر در آنچه صریحاً گفته میشود نیست، بلکه در سکوت، مکث، حذف، کنایه، قطع جمله و فهم مشترک ناگفتهها استقرار مییابد. بنابراین، بررسی ادبیات محاوره در بستر جنگ باید از سطح واژهشناسی فراتر رود و به وضعیت آسیبدیده گفتار، وضعیت عاطفی کلام و روشهای غیرمستقیم بیان توجه کند. نخستین سطح این تحول را میتوان در ورود واژگان جنگی به گفتار عادی مشاهده کرد. اصطلاحات نظامی، امنیتی و اضطراری بهتدریج از حالت جنگی خارج شده و وارد روابط خانوادگی، محیط کار، مدرسه و گفتوگوهای روزمره میشوند. واژههایی چون حمله، بمب، محاصره، پاکسازی، خط مقدم، وضعیت قرمز یا دشمن از معنای اولیه خود فراتر میروند و به استعارههایی برای توصیف تنشهای عاطفی، فرسودگی روانی، حالت دفاعی یا تهدید تبدیل میشوند. از این حیث، جنگ نهفقط در حافظه تاریخی، بلکه در نظام استعاری زبان روزمره نیز ماندگار میشود. از نگاهی دیگر، اثر جنگ در تغییر لحن و شیوه کلام نیز ظاهر میشود. در شرایطی که ترس، نااطمینانی یا امکان آسیب وجود دارد، گفتار روزمره میل به ایجاز اضطراری پیدا میکند. افراد بهجای نامگذاری مستقیم امر هولناک، به اشاره، حذف، جانشینسازی و تعابیر تقلیلدهنده روی میآورند. زبان در این وضعیت بیش از آنکه توصیف کند، بر چیزی دلالت میکند. چنین حالتی را نباید تنها نشانه فقر بیانی دانست. این وضعیت نوعی روش انطباق است؛ در واقع، راهی برای حمل تجربهای که زبان عادی توان بازنمایی کامل آن را ندارد. به همین دلیل، جنگ پیش از آنکه فقط واژگان تازه تولید کند، شیوه گفتن را مختل میسازد. این اختلال در فرم بیان، ما را به مسئله نامگذاری رویداد میرساند. جامعه در وضعیت جنگی بهندرت مرگ، مفقود شدن، ویرانی یا مجروحیت را با زبان مستقیم و خنثی بیان میکند. در عوض، شبکهای از تعبیرهای آیینی، پوشاننده یا جابهجاکننده شکل میگیرد؛ تعابیری که هم میکوشند شدت امر را قابلتحمل کنند و هم ناتوانی زبان روزمره را در مواجهه مستقیم با فاجعه آشکار میسازند. هرچه تجربه جمعی دردناکتر و فشردهتر باشد، فاصله میان رخداد و نامگذاری آن بیشتر میشود. در این فاصله است که زبان محاوره، همزمان، هم محافظ روان جمعی است و هم بهگونهای دچار گسست از محتوای اولیه است. از همینجا میتوان به ایده ناتوانی زبانی رسید. جنگ فقط به زبان چیزی نمیافزاید، گاه از آن چیزی میکاهد. لکنت، سکوت، نیمهکاره ماندن جملهها، تکرار عبارتهای کلیشهای و پناه بردن به واژههای مبهم، همگی میتوانند نشانههای شکاف میان تجربه و امکان بیان باشند. بنابراین، ادبیات محاوره جنگ را نهفقط در گفتهها، بلکه در ناگفتهها نیز باید خواند. آنچه بیان نمیشود یا به تعویق میافتد یا تنها با مکث و اشاره فهمیده میشود، بخشی اساسی از آرشیو زبانی جنگ را میسازد. در کنار این وجوه، شوخی، طنز سیاه و کنایه نیز نقشی اساسی دارند. طنز محاورهای در زمان جنگ صرفاً ابزار سرگرمی نیست، بلکه یکی از مکانیسمهای زبانی مهار اضطراب و قابلتحمل کردن امر مهیب است. جامعه با کوچکسازی، وارونهسازی یا مضحک کردن آنچه هراسانگیز است، میکوشد آن را برای لحظهای از قدرت فلجکنندهاش خالی کند. اما این طنز کارکردی دوگانه دارد. از یک سو، امکان تنفس و همدلی جمعی فراهم میکند و از سوی دیگر، ممکن است به عادیسازی خشونت در سطح زبان بینجامد. در نتیجه، شوخیهای جنگی را باید هم نشانه تابآوری اجتماعی دانست و هم نشانه اثر فاجعه در عادیترین لایههای گفتار.
برچسب ها:
آلودگی محیط زیست، آلودگی و سلامت محیط، ادبیات محاوره، استعارههای روزمره، تابآوری اجتماعی، تاثیر جنگ بر زبان، توسعه پایدار، جنگ، حافظه جمعی، روانشناسی فاجعه، روزنامه پیام ما، طنز سیاه در جنگ، یادداشت
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
رشد ۵۸ درصدی ذخایر سدهای آذربایجان غربی
وسعت دریاچه ارومیه به ۲۴۸۷ کیلومترمربع رسید
ساحل شهید کلانتری از پسماند پاک شد
پاکسازی ساحل دریاچه ارومیه
تأکید بر مدیریت آب و تقویت زیرساختها
تداوم پایش تالاب انزلی
سرشماری علفخواران شاخص صیدوا سمنان + ویدیو
جابهجایی گنجینه هنرهای سنتی تا آلودگی نفتی سواحل قشم
کرمان؛ پایلوتی که پایانش را نمیداند
یادی از «فرخ سعیدی» و نقشش در پزشکی معاصر ایران
از تیغ جراحی تا قلم فرهنگ
حکمرانی اقلیمی در ایران
چرا گزارشهای ارزیابی در اختیار مردم و ذینفعان قرار نمیگیرد؟
ارزیابی پشت دیوار محرمانگی
مصوبه جنجالی درباره آرای قطعی «کمیسیون ماده ۱۰۰» فعلاً متوقف شد
شهر در دوراهی تخریب و جریمه
وب گردی
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405 بیشتر
بیشترین نظر کاربران
ژئوتوریسم؛ ثروتی که هنوز جدی نگرفتهایم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید