«دخترم هیچ بیماریای نداشت، ما از بیمارستان شکایت کردیم، دختر من با پای خودش رفت، سالم رفت، مردهاش را به ما تحویل دادند.» مادر منصوره گوشی تلفن را روی بلندگو میگذارد تا همه اهل خانه سؤالها را بشنوند. بعد تلفن را به همسر منصوره، یعنی محمد دانشیار، میدهد: «منصوره پرستاری خوانده بود و معلمی. مربی … ادامه خواندن مرگ مادری به بم رسید
برای جاسازی نوشته، این نشانی را در سایت وردپرسی خود قرار دهید.
برای جاسازی این نوشته، این کد را در سایت خود قرار دهید.