خداحافظی آخر با «اسماعیل یغمایی»، باستانشناس قصهگو
برای ایــــران ایستاد
۲۸ تیر ۱۴۰۵، ۲۱:۵۹
| پیام ما | وقتی جنگ هشتساله آغاز شد، «اسماعیل یغمایی» بود که برای تخلیه موزه شوش دستبهکار شد. او در شرایط دشوار آن روزها، با وسواس بسیار از آثار تاریخی حفاظت کرد و پس از پایان جنگ نیز در بازسازی محوطههای آسیبدیده نقش داشت. اکنون که کشور درگیر جنگ دیگری است و میراث تاریخی ایران، بهویژه در جنوب کشور، با بمباران دشمن تهدید میشود، باستانشناس عاشق این خاک را از دست دادهایم؛ باستانشناسی که زندگی خود را بیوقفه وقف تاریخ ایران کرد.
اسماعیل یغمایی، باستانشناس پیشکسوت و از چهرههای شاخص پژوهش، کاوش و حفاظت از میراث فرهنگی ایران، صبح یکشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۵، پس از دورهای بستری بودن در بیمارستان، درگذشت. او از باستانشناسانی بود که با میهندوستی و عشق به ایران، عمر خود را صرف کاوش و پژوهش در حوزه باستانشناسی کرد.
یغمایی نزدیک به شش دهه از عمر خود را وقف کاوش، پژوهش، مستندسازی و حفاظت از میراث فرهنگی و تمدنی ایران کرد و نامش با شماری از مهمترین پژوهشها و کاوشهای باستانشناسی کشور گره خورد. او از آخرین بازماندگان نسل طلایی باستانشناسان ایران بود؛ نسلی که در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ خورشیدی با حضور در کاوشهای میدانی، نقش مهمی در شناسایی، مطالعه و معرفی تمدن کهن ایران ایفا کرد و بخشهای ارزشمندی از تاریخ این سرزمین را از دل خاک بیرون کشید. یغمایی با دلبستگی عمیق به فرهنگ، تاریخ و هویت ایران، تمام زندگی علمی و حرفهای خود را صرف شناخت، پاسداری و معرفی میراث تاریخی کشور کرد و با کارنامهای ماندگار، جایگاهی ویژه در تاریخ باستانشناسی ایران به دست آورد.
درس میهندوستی و انسانیت میداد
باستانشناسان کشور، یغمایی را آموزگاری بزرگ در میهندوستی، باستانشناسی و انسانیت میدانند؛ از جمله «معصومه مصلی»، رئیس پژوهشکده باستانشناسی، که با او آشنایی دیرینه داشت.
او در گفتوگو با «پیام ما» از شخصیت اسماعیل یغمایی میگوید: «او را از سال ۱۳۶۷ میشناسم؛ از سال نخست دانشگاه که به موزه ملی آمدم، با او آشنا شدم و همکاری کردم. آقای یغمایی پیشکسوت من بودند و طی سالهای متمادی این افتخار را داشتم که از ایشان بسیار بیاموزم. او از خانوادهای فرهیخته بود و نویسندهای صاحبقلم نیز به شمار میرفت. یکی از دلسوزترین علاقهمندان میراث فرهنگی کشور بود. با تمام وجود برای باستانشناسی ایران فعالیت میکرد و همواره شاهد بودم که چگونه از دل و جان برای میراث فرهنگی کشور تلاش میکرد. تمام اندیشهاش صرف حفظ میراث فرهنگی بود و همه توان خود را برای حفاظت از آن به کار میگرفت.»
مصلی میگوید در آن سالها که موزه ملی محل حضور بسیاری از برجستهترین باستانشناسان کشور بود، از استادانی همچون «سیفالله کامبخشفرد»، «کامیار عبدی»، «حمیده چوبک»، «محمدتقی چگینی» و بسیاری دیگر بهره برده است. به گفته او، اسماعیل یغمایی نیز یکی از همان استادانی بود که تأثیر عمیقی بر نسل جوان باستانشناسان گذاشت. اکنون آنچه بیش از هر چیز درباره اسماعیل یغمایی در یاد رئیس پژوهشکده باستانشناسی مانده، «ایراندوستی، عشق به باستانشناسی و حساسیت مثالزدنیاش نسبت به حفاظت از میراث فرهنگی کشور» است.
مصلی از شخصیت صبور و باانگیزه یغمایی اینگونه سخن میگوید: «او انسانی پرتلاش و خستگیناپذیر بود. با وجود مشکلات و دشواریهای فراوان در زندگی شخصی، از جمله بیماری همسر و پس از آن فرزندش، هیچگاه پژوهش، مطالعه و فعالیتهای علمی را کنار نگذاشت. این سختیها هرگز از انگیزه و علاقه او به کار نکاست و تا واپسین سالهای عمر، با همان شور و اشتیاق همیشگی، به پژوهش، نگارش و پیگیری مسائل میراث فرهنگی ادامه داد.»
حالا جامعه علمی کشور یکی از سرمایههای ارزشمند خود را از دست داده است؛ باستانشناسی که علاوه بر فعالیتهای میدانی، در ثبت و انتشار دستاوردهای علمی نیز کوشا بود. او بخش مهمی از حاصل دههها کاوش و پژوهش خود را در قالب کتاب و آثار مکتوب منتشر کرد و همین موضوع باعث شد تجربهها و یافتههایش برای پژوهشگران و نسلهای آینده ماندگار شود. شاید میتوانست آثار بیشتری بنویسد، اما همین میراث علمی نیز امروز از منابع مهم باستانشناسی ایران به شمار میرود.
باستانشناسی که همیشه در میدان بود
مصلی فعالیتهای میدانی این باستانشناس پیشکسوت را یادآوری میکند؛ محوطههای باستانی بوشهر، برازجان، بوکان، خوزستان و بسیاری دیگر از نقاط کشور. «یغمایی در این محوطهها به کاوش و بررسی پرداخت و نقش مهمی در شناخت و معرفی میراث تاریخی ایران ایفا کرد. حاصل این سالها تلاش، مجموعهای ارزشمند از پژوهشها و مستندات است که همچنان مورد استفاده جامعه علمی قرار دارد.»
او از این میگوید که یغمایی در جریان اجرای طرح خط دوم راهآهن تهران ـ مشهد، که قرار بود از مجاورت محوطه تاریخی تپهحصار عبور کند، بارها درباره پیامدهای این پروژه هشدار داد و بر لزوم حفاظت از این محوطه ارزشمند تأکید کرد. «اگرچه در آن زمان این نگرانیها به نتیجه نرسید، اما اکنون تصمیم گرفته شده است مسیر خط دوم تغییر کند و از محدوده دیگری عبور کند. خوشحالم که یکی از دغدغههای دیرینه او، هرچند با تأخیر، سرانجام مورد توجه قرار گرفته است.»
مصلی سخنانش را اینگونه به پایان میبرد: «اسماعیل یغمایی تا آخرین روزهای زندگی، همان دغدغهای را برای حفاظت، معرفی و پاسداری از میراث فرهنگی ایران داشت که از نخستین روزهای آشنایی با او دیده بودم. عشق به ایران، احساس مسئولیت در قبال آثار تاریخی و تلاش برای جلوگیری از تخریب آنها، همواره بخش جداییناپذیر شخصیت او بود. امیدوارم نام، آثار و اندیشههای این استاد پیشکسوت برای همیشه در حافظه جامعه باستانشناسی ایران زنده و ماندگار بماند.»
همانند او دیگر نخواهیم داشت
همکاران یغمایی او را معلمی بزرگ میشناسند. «مهدی عابدینی»، باستانشناس، به «پیام ما» میگوید: «از آقای یغمایی جز خوبی، شرافت و انسانیت ندیدم. من از او درس شرافت گرفتم. آقای یغمایی واقعاً عاشق کشورش بود، عاشق ایران بود و عاشقانه ایران را دوست داشت. مشکلاتی در زندگی داشت، اما تا آخرین لحظه عمرش از آرمانهایی که داشت دست نکشید.»
او از نقش یغمایی در حفاظت از میراث فرهنگی کشور در دوران جنگ تحمیلی میگوید: «یکی از مهمترین خدمات او، مدیریت و ساماندهی تخلیه موزه شوش در سال ۱۳۵۹ و همزمان با آغاز جنگ بود. او با وجود شرایط دشوار آن روزها، با دقت و مسئولیتپذیری از آثار تاریخی حفاظت کرد و پس از پایان جنگ نیز در بازسازی محوطههای آسیبدیده نقش مؤثری داشت.»
عابدینی در سال ۱۳۸۱ و همزمان با کاوشهای باستانشناسی که به سرپرستی «میرعابدین کابلی» انجام میشد، از نزدیک شاهد فعالیتهای یغمایی بود که «با تکیه بر نقشهها و مستندات پیشین، بازسازی بخشهایی از محوطه باستانی شوش را که در جریان جنگ آسیب دیده بود، با روشی کاملاً علمی، دقیق و اصولی پیش برد و اجازه نداد آثار ارزشمند این محوطه تاریخی از میان برود.»
این باستانشناس، فعالیتهای پژوهشی یغمایی را از دیگر ویژگیهای برجسته او میداند و میگوید: «او تنها یک مدیر یا کاوشگر نبود، بلکه اهمیت ثبت و انتقال تجربه را نیز بهخوبی درک میکرد. پس از بازنشستگی، نتایج کاوشها و پژوهشهایی را که در استان بوشهر و دیگر نقاط ایران انجام داده بود، در قالب کتاب منتشر کرد تا این دانش در اختیار پژوهشگران و نسلهای بعدی قرار گیرد. امروز این آثار به منابع ارزشمندی برای باستانشناسان و علاقهمندان میراث فرهنگی تبدیل شدهاند.»
عابدینی بر جایگاه اخلاقی و علمی اسماعیل یغمایی تأکید دارد: «او انسانی وارسته و از نسل طلایی باستانشناسان ایران بود؛ نسلی که هم از نظر دانش تخصصی و هم از نظر اخلاق حرفهای، در بالاترین سطح قرار داشت. بیتردید جای خالی چنین شخصیتهایی به این زودیها پر نخواهد شد.»
باستانشناس داستانگو
درگذشت اسماعیل یغمایی، جامعه باستانشناسی کشور را داغدار کرده است. مسئولان و متولیان حوزه میراث فرهنگی، یکییکی پیام میفرستند و تسلیت میگویند. «جبرئیل نوکنده»، رئیسکل موزه ملی ایران، در پیام تسلیت خود نوشته است: «خدمات ارزشمند استاد یغمایی در حافظه باستانشناسی و تاریخ کشور به یادگار خواهد ماند و میراث ایران مدیون تلاشهای اوست؛ کسی که تمامقد در دفاع از میراث ایران ایستاد، هزینه داد و تسلیم نشد.»
«علی دارابی»، معاون میراث فرهنگی، نیز گفته است: «استاد یغمایی یکی از آن معدود چهرههایی بود که عمر خود را بیوقفه وقف کاوش، حفاظت و معرفی میراث کهن این سرزمین کرد. از محوطههای حصار دامغان و بردکسیاه برازجان گرفته تا قلایچی بوکان و شوش، رد پای تلاشهای علمی و میدانی او در تاریخ باستانشناسی ایران به روشنی ثبت شده است.»
او خدمات یغمایی را فراتر از گزارشهای فنی و مقالات علمی میداند و معتقد است دفاع جانانه او از میراث فرهنگی ایران، در حافظه تاریخی این کشور ماندگار خواهد ماند. «استاد یغمایی با قلمی تأثیرگذار و روحیهای شاعرانه و داستانگو، میراثی فراتر از خاک و سفال به یادگار گذاشت؛ میراثی که در کتابهایی چون «وقتی که بچه بودم» و فیلم «پرنیان» نیز بازتاب یافته است.»
نگاهی به کارنامه یغمایی
اسماعیل یغمایی متولد شهریور ۱۳۲۰ بود. او تحصیلات خود را در رشته باستانشناسی و هنر در دانشگاه تهران به پایان رساند و از اردیبهشت ۱۳۴۶، با استخدام در اداره کل باستانشناسی کشور، فعالیت حرفهای خود را آغاز کرد. از آن پس، در جایگاه سرپرست یا عضو هیئتهای کاوش، در دهها پروژه باستانشناسی در نقاط مختلف ایران حضور یافت و نقش مؤثری در شناسایی، مطالعه و حفاظت از محوطههای تاریخی کشور ایفا کرد.
کارنامه علمی او، حضور در کاوشهای شاخصی همچون هفتتپه خوزستان، شوش، شهر سوخته، تپه چغاگاوانه اسلامآباد غرب، مرودشت، کرمانشاه، کنگاور، دشت قزوین، گرگان، کرمان و مناطق شمالباختری ایران را در بر میگیرد؛ پژوهشهایی که هر یک سهم مهمی در شناخت تاریخ، هویت تمدنی ایران و توسعه دانش باستانشناسی کشور داشتهاند.
از مهمترین خدمات یغمایی میتوان به نقش او در حفاظت از محوطه تاریخی شوش در سالهای جنگ تحمیلی اشاره کرد؛ اقدامی که با تخلیه آثار موزه شوش و مشارکت در حفاظت از این مجموعه تاریخی، از وارد آمدن آسیبهای جبرانناپذیر به بخشی از میراث فرهنگی ایران جلوگیری کرد. او پس از جنگ نیز در بازسازی بخشهایی از محوطه تاریخی شوش مشارکت داشت و با تکیه بر مستندات و نقشههای پیشین، روند مرمت این محوطه را با رویکردی علمی دنبال کرد.
یغمایی، علاوه بر فعالیتهای میدانی، در حوزه تألیف نیز حضوری پررنگ داشت. او پس از سالها تجربه در عرصه کاوشهای باستانشناسی، بخشی از پژوهشها و دستاوردهای خود را در قالب کتاب منتشر کرد تا این تجربهها در اختیار نسلهای آینده قرار گیرد. کتابهای «شوش؛ کاوشهای باستانشناسی در شهر پانزدهم دوره عیلام میانی»، «گیسوان هزارساله؛ گوشههایی از خاطرات یک باستانشناس»، «آن قصر که جمشید…؛ پژوهشی در پیشینهشناسی تختجمشید»، «نقاط امن» و «وقتی که بچه بودم» از جمله آثار ماندگار او به شمار میروند.
آثار و دستاوردهای علمی این استاد پیشکسوت، سهمی ماندگار در شناخت لایههای تمدنی ایران داشته و همچنان از منابع مهم پژوهشی برای باستانشناسان، دانشجویان و علاقهمندان میراث فرهنگی به شمار میرود.
در سالهای اخیر، تصویر اشکهای اسماعیل یغمایی در محوطه باستانی ارجان خوزستان، هنگام اعتراض به تخریب و بیتوجهی به میراث فرهنگی، به یکی از ماندگارترین تصاویر جامعه باستانشناسی ایران تبدیل شد. آن تصویر، بیش از هر سخنرانی یا مقالهای، شخصیت او را روایت میکرد؛ باستانشناسی که میراث تاریخی را بخشی از هویت و حافظه جمعی ایران میدانست و تا واپسین سالهای زندگی برای پاسداری از آن ایستاد.
برچسب ها:
باستانشناس، تپهحصار، توسعه پایدار، جامعه باستانشناسی، حفاظت از آثار تاریخی، شهر سوخته، موزه شوش، میراث فرهنگی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
اختصاص ۸ میلیارد تومان برای نجات یوزپلنگ آسیایی
آغاز طرح «یوزبان» در خراسان جنوبی
مهار آتشسوزی در هفت هکتار از عرصههای جنگلی پارک ملی ارسباران
گامی برای پیشگیری از تعرض و تغییر کاربری
تثبیت حریم تالاب ارژن در استان فارس
آغاز واکسیناسیون رایگان ۱۰ هزار قطعه طیور در فیروزکوه
تاغ؛ سپر سبز بیابان و نگهبان خاموش خاک ایران در برابر فرسایش
۲۰۰ هکتار پوشش گیاهی در آتش سوخت
عملیات ۴ روزه مهار حریق در جنگلهای سروآباد
سایپا در مسیر تحول مدیریتی
تداوم سیاست خصوصیسازی در صنعت خودرو
گامی برای حفاظت از زیستگاههای مرزی
همکاری بخش خصوصی برای آبرسانی به حیاتوحش قصرشیرین
گامی برای مدیریت علمی و حفاظت از اکوسیستم اشترانکوه
ممنوعیت ورود به دریاچه گهر
گامی برای حفاظت از زیرگونه انحصاری خوزستان
ثبت نخستین تصاویر مستند از قوچ و میش در منطقه حفاظتشده میشداغ
وب گردی
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405 بیشتر
بیشترین نظر کاربران
بیمهری به آخرین مدافع تپهحصار
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید