کودکی با کوپن میانسالی با کالابرگ |پیام ما
24 خرداد 1405، 21:51
روی شیشه مغازه سوپرمارکتها، قصابیها، فروشگاهها و… کاغذی با عنوان «فروش با کالابرگ» چسباندهاند. به این ترتیب، هر خانوار به ازای هر کدام از اعضا، یک میلیون تومان میتواند خرید کند. برای ما متولدان دهه شصت و پنجاه این شرایط آشناست. آن سالها کالاهای اساسی کوپنی بود، ما دور کوپنها کش میبستیم و بسته به اینکه کدام قلم کالا را اعلام کنند، یکی را بیرون میکشیدیم و در صف میایستادیم تا بتوانیم آن را تهیه کنیم. در دهه ۶۰ ما کودکانی بودیم که فقر را میفهمیدیم، هرچند در شناسایی عامل آن سردرگم بودیم. از خود میپرسیدیم چطور میشد پدر و مادر که صبح تا شب کار میکردند، از پس کوچکترین هزینهها برنیایند؟ میگفتند جنگ است، همین دلیل کمیابی کالاهاست. میگفتند قدیم شرایط برای خانوادههای کارگر شهرستانی بهتر از این نبوده. میگفتند باید شاکر باشیم. میگفتند در صف بایست و قند و شکرت را بگیر و برو. ما سرخوشانه در صف میایستادیم؛ گهگاه همراه مادر که از زیر چادر دست ما را محکم گرفته بود.
حالا اغلب مغازههای مواد خوراکی، با کالابرگ کالاهایشان را عرضه میکنند. نیاز به ایستادن در صفهای طولانی نیست. وارد میشوی و میگویی فلان کالا را با کالابرگ میخواهی! مشکل اما همینجا شروع میشود؛ اینکه کدام کالا را بخریم. دو، سه هفته قبل به واسطه بیماری پدر، برادرم از من خواست که خرید از فروشگاه با کالابرگ را انجام دهم. از مادر خواستم اقلامی را که نیاز دارد بگوید، از آنها فهرستی تهیه کردم. وارد فروشگاه که شدم، دیدم دو میلیون تومان کالابرگ دارم و هزینه گوشت بستهبندی بیش از سه میلیون تومان است. گوشت را از فهرست کنار گذاشتم، ماهی تن را کنار گذاشتم، یک کیلو ماهی و یک کیلو مرغ با تخفیف گرفتم، با مایع دستشویی و ظرفشویی و چند ماکارونی. یک میلیون تومان هم خودم گذاشتم تا بتوانم دستکش و یکی، دو چیز دیگر بخرم. از فروشگاه بیرون زدم و به سمت خانهشان راه افتادم. به این فکر کردم که سیوچند سال از آن روزهای دهه ۶۰ گذشته است. حالا نه من دختربچه بازیگوش، که زنی ۴۵ ساله هستم که در خرید اقلام ابتدایی زندگی برای پدر و مادر هشتادسالهاش بازمانده است. به این فکر کردم که باز جنگ است، باز گرانی است و کمیابی دارو و هزار چیز دیگر. در ذهنم بار دیگر دنبال مقصر این وضعیت میگشتم.
در خبرها خواندم که مدیرعامل اتحادیه تعاونیهای لبنی اعلام کرده که جامعه بهتدریج، به دلیل گرانی لبنیات، مصرف آن را کنار میگذارد. به گفته او، سرانه مصرف لبنیات در ایران با هیچجای دنیا و حتی با کشورهای آفریقایی هم همخوانی ندارد و این بدترین آسیب را به نسل آینده کشور خواهد زد و کالابرگ تأثیری در مصرف لبنیات در جامعه ندارد. در پایان این خبر که در شبکههای اجتماعی منتشر شده، آمده است: «اخبار دقیق جنگ را در… دنبال کنید.»
برچسب ها:
سرانه مصرف لبنیات ایران، فقر و طبقه کارگر ایران، کالابرگ الکترونیکی ۱۴۰۴، کالابرگ لبنیات تأثیر، کالابرگ و قدرت خرید خانوار، گرانی مواد غذایی در ایران، نسل دهه شصت و بحران اقتصادی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
بازتعریف جایگاه اقتصادی روستاها و عشایر در امنیت غذایی کشور
به مناسبت روز روستا و عشایر، از دیدن کمبودها تا دیدن ظرفیتها
روستا، حاشیهٔ اقتصاد ایران نیست
زنگ خطر طاعون در مرزهای همسایه
پیام ما گزارش میدهد
چالش بزرگ یک صنعت ۷۰ساله
روستا و عشایر ایران در افق ۱۴۱۵
ماندن، مهاجرت یا یک انتخاب سوم؟
نگاهی به «به تاریکی شب» نوشته «لوران پتیمانژن»
تاریکی به خانه میرسد
چگونه یک کمیکاستریپ سر از قالی ابریشمی ایرانی درآورد؟
قالی کمیک
نگاهی به کنشگری و مدل مطالبهگری نسل Z
تحلیلی بر پیشنهاد نماینده سیستان در مجلس
خرید آب از افغانستان؛ راهبرد نجات یا تله دیپلماتیک؟
کیپورد؛ سبزی که سبز نیست!
وب گردی
- بهترین هتل های مازندران و گیلان کدامند؟ 8 هتل های خوب شمال
- مشارکت اسنپ در خرید دستگاه استریل جراحی چشم
- لایو ترید؛ بهترین راه برای دیدن اجرای واقعی یک استراتژی معاملاتی
- بهترین آموزشگاه تیزهوشان کشور کجاست؟
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زیر چتر سبز گیلان؛ از باد منجیل تا لبخند بچهها
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید